زیبایی زن

نوشته‌ها

حجاب یدک‌کش!

بارها و بارها پای صحبت مادرم نشستم که از حال و هوای دختران ایران قبل از انقلاب اسلامی سخن گفته است و از سختی انتخاب حجاب در مدارسی که خود، مروج بی‌عفتی بودند و از دختران دانش‌آموزی که با زیبایی ظاهرشان، نمره می‌خوردند. مادر می‌گفت که یکی از همکلاسی‌هایش در مسابقه ملکه زیبایی برگزیده شده بود و با همین امتیاز، تا دربار شاه هم رفته بود. انگار که صدها سال گذشته باشد؛ من هم گوش می‌دادم و خدا را به خاطر نعمت آزادی انتخاب حجاب، شکر می‌کردم و هرگز فکرش را هم نمی‌کردم که همین روزها در اینترنت بخوانم که مسابقه ملکه زیبایی، برای دختران باحجاب برگزار می‌شود. ملکه زیبایی، برایم مساوی بود با بی‌حجابی و تاج درخشان و لباس نیمه عریان و فیگورها و لبخندهای ملیح برای لنز عکاس. حالا سؤال بزرگم این بود که چطور توانسته‌اند این دو را با هم جمع کنند؟

گفته‌اند که قرار است مسابقه ملکه زیبایی زنان باحجاب، در مراکش برگزار شود و کمیته برگزاری این مسابقه، هدفش را تلفیق معیارها، عادات و رسوم جدید و قدیم دانسته است. ملکه زیبایی مراکش به وسیله هیأت ژوری و پیام‌های کوتاهی که مردم مراکش ارسال می‌کنند، انتخاب می‌شود و شرکت کنندگان مراکشی نیز با پوشش کامل و با لباس‌های مدرن و سنتی، در این مسابقه شرکت می‌کنند.

زیبایی به یک معنا، جذابیت و گیرایی است و در نگاهی دیگر، ملاحت و معصومیت. نه هر بی‌حجابی زیباست و نه هر حجابی نازیبا. عنوان حجاب – همان پوشش کاملی که برگزار کنندگان مسابقه ادعایش کرده‌اند- وقتی که با تعلیقاتی از آرایش و پیرایش، لباس‌های فاخر و جذاب و ژست و فیگورهای مانکن گونه عرضه شود، به روشنی بر تن این دختران زار می‌زند!

در واقع، پوشش مناسب، حیا و عفاف، سه ضلع مثلث حجاب هستند که در نبود هر کدام، رسیدن به بلندای شخصیت یک بانوی باحجاب مسلمان، ناممکن است.

از دیگر شروطی که برای شرکت‌کنندگان در این مسابقه قرار داده شده است و بُعد «عفاف» زنان باحجاب را بیشتر زیر سؤال می‌برد، این است که سن آنها باید ۱۸ تا ۲۵ سال باشد و ازدواج یا طلاقی در شناسنامه آنها ثبت نشده باشد!

عفاف، صفتی نفسانی و ارادی است که باعث می‌شود انسان به تمایلات و نیازهای جسمی و جنسی خود، پاسخی عقل پسند، عرف‌پذیر و اخلاقی بدهد و هرگاه از تأمین نیازهای خود به شکل یادشده ناتوان ماند، خویشتندار و شکیبا باشد و نفس خویش را از دست زدن به روش‌های ناپسند و غیر منطقی و نامعقول، باز دارد. اگر در این معنا دقت شود، حقیقت عفاف، امری ارادی، عقلانی و منطقی خواهد بود که با سازمان وجود و طبیعت و سرشت انسانی، سازگاری دارد و این حقیقت در بستر اندیشه و رفتار متعادل، تحقق می‌پذیرد.

بنابراین، عفاف در دو زمینه زیر تحقق نمی‌یابد:

۱- در جایی که فرد گرفتار افراط در پاسخ‌گویی به نیازهای جسمی و جنسی خود شده باشد و هر راه و روش و منشی را برای خود مجاز شمارد که سرانجام به بی‌آبرویی و بی‌شخصیتی وی منتهی می‌شود.

۲- در زمینه‌ای که فرد گرفتار تفریط شده باشد؛ یعنی بر اساس یک باور و پندار و یا انگیزه‌ای واهی و غیر منطقی و یا به دلیل بیماری و ضعف قوای جسمی وجنسی، از هر گونه پاسخ‌گویی به نیازهای خود، پرهیز کند و قوای خویش را باطل و بیکار نگاه دارد که به این گونه رفتار، عفاف نمی‌گویند.

حال این دختران زیبارویی که در اوج جوانی و طراوت هستند، اگر بناست که با وجود شرایط ازدواج، هیچ ازدواج یا طلاقی در کارنامه زندگی‌شان ثبت نشده باشد، حتماً در موضوع عفاف، به افراط یا تفریط گرایش داشته‌اند.

خداوند در کتاب مبارکش می‌فرماید: «و کسانی که زمینه‌ای برای ازدواج نمی‌یابند، باید پاک دامنی پیشه کنند؛ تا خداوند از فضل خود، آنان را بی‌نیاز گرداند». عفت‌ورزی پیش از ازدواج و راه‌های مهار نفس، در کتاب و سنت اسلامی، سفارش شده است؛ اما به راستی چند درصد این افراد ممکن است زمینه یک ازدواج مناسب برایشان پیش نیامده باشد؟ چرا باید در چنین مسابقه‌ای مجرّد بودن شرط باشد، آن هم برای دخترانی در این رده سنی که به طور طبیعی اعتماد به نفس قابل قبولی دارند که حتی حاضرند ظاهرشان را در معرض قضاوت قرار دهند؟

چرا یک خانم متأهل – که عموماً تأهل نشانه عفت و پای بندی به خانواده است- اجازه شرکت در این مسابقه را ندارد؟

سؤال بر سر بالا رفتن سن ازدواج و عمل فردی هر کدام از شرکت کنندگان نیست؛ اما این که مجرد بودن و عدم طلاق یکی از شروط برگزار کنندگان این مسابقه است، سؤالات و تردیدهای فراوانی را نسبت به نیت خیر برگزارگنندگان ایجاد می‌کند؛ نیتی که شاید در ابتدا گمان می‌کردم تکریم حجاب و زیبا انگاشتن آن است؛ اما اکنون آن را مسابقه‌ای مغرضانه بیش نمی‌دانم که شرکت کنندگان تنها عنوان باحجاب را یدک می‌کشد؛ بدون توجه به دو رکن دیگر حجاب؛ یعنی حیا و عفاف.

منبع: پرسمان؛ اسفند ماه سال ۱۳۹۰؛ شماره ۱۱۰

زیبایی چقدر مهم است؟

شما چقدر به چهره همسر آینده‌تان اهمیت می‌دهید؟ آیا حاضرید با کسی سر سفره عقد بنشینید که نگاه کردن در چهره و ظاهرش برایتان خوشایند نیست؟

حقیقت این است که چهره و ظاهر همسر، نه تنها کم اهمیت نیست، بلکه اولین شرط پذیرش همسر به شمار می‌رود. چرا که دو نفری که قرار است یک عمر با هم زندگی کنند، لازم است علاوه بر هماهنگی در مسائل بنیادی زندگی آینده‌شان چهره ی ظاهری همدیگر را نیز بپسندند و این پسندیدن یا نپسندیدن، مستلزم دیدن یکدیگر است. تعریف و توصیف دیگران هر چند که موثر است اما کافی نیست، زیرا سلیقه‌ها، متفاوت است.

دیدن مقداری کمی از صورت هم کافی نیست بلکه به طور کامل و واضح باید باشد به طوری که هیچ نقطه مبهمی وجود نداشته باشد و نباید گفت ما همه چیز را پسندیده‌ایم و خواسته‌ها و معیارهایمان تأمین است، دیگر مهم نیست که قیافه و شکل ظاهری چگونه باشد. زیرا پسندیدن یا نپسندیدن قیافه ی ظاهری، می‌تواند بر تمام نتایج قبلی تأثیر بگذارد.

زیبایی باید در کنار دیگر صفات و معیارها مورد توجه قرار گیرد نه به طور مستقل، چراکه زیبایی بدون در نظر گرفتن معیارهای مهم برای تداوم ازدواج مثل اخلاق، عفت و غیره می‌تواند آسیب‌زا باشد.

نگرشی بر این موضوع در آئینه احادیث

شخصی به نام مغیره بن شعبه در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) زنی را خواستگاری کرد، گویا که او را خوب ندیده بود، پیامبر اسلام به او فرمودند: اگر او را دیده بودی، امید سازش و توافق میانتان و بادوامتر بودن زندگی‌تان، بیشتر بود. در همین خصوص مردی از امام صادق (علیه السلام) پرسید آیا مردی که قصد ازدواج با زنی را دارد می‌تواند به زیبایی‌هایش نگاه کند؟ امام (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: اگر قصد سوء استفاده نداشته باشد ( و واقعاً به قصد پسندیدن برای ازدواج باشد) اشکالی ندارد.

تذکر مهم: مساله دیدن و پسندیدن نیز مانند همه مسائل انتخاب همسر، نباید به حد وسواس برسد، بلکه باید به اندازه متعارف اکتفا کرد. در این مورد باید دقت کرد اما از حساسیت بی‌مورد نیز باید بپرهیزید. در این مورد، باید دقت و ظرافت مخصوصی به کار برده شود به این معنی که باید توجه داشت که حرمت دختر شکسته نشود.

چطور ببینیم و بپسندیم؟

هرگاه خواستگاری برای دختر آمد، باید مقدمات و راه‌های شناخت، مانند تحقیق، مشورت و غیره… طی شود و همه جوانب کار سنجیده و بررسی گردد. وقتی مشخص شد که دختر و پسر هم کفو هستند و مانعی بر سر راه ازدواجشان نیست و احتمال وصلت و ازدواج، بسیار قوی است زمان دیدن کامل به عنوان مرحله نهایی فرا رسیده است.

البته باید توجه کرد که آن گونه دیدن که بیان شد و اسلام اجازه داده، منحصر و مخصوص به قصد جدی ازدواج با فردی معین و شرایط مخصوص است و نمی‌توان به بهانه انتخاب همسر به هر کسی نگاه کرد. اجازه اسلام در این مورد استثناء است، برای همان موضوع معین و هر نگاه و دیدنی که از این چارچوب بیرون باشد اشکال دارد.

زیبایی، یک خصوصیت نسبی است و لازم نیست در حد عالی باشد بلکه مهم است که دو همسر یکدیگر را بپسندند و از هم خوششان بیاید و دلخواه هم باشند.

در حقیقت، دو نفر که می‌خواهند به عنوان همسر کانونی سعادتمندانه تشکیل دهند و تا پایان عمر در کنار هم با محبت زندگی کنند، لازم است یکدیگر را از هر جهت دوست داشته باشند؛ از جمله چهره و شکل ظاهری. زیبایی، یک خصوصیت نسبی است و لازم نیست در حد عالی باشد بلکه مهم است که دو همسر یکدیگر را بپسندند و از هم خوششان بیاید و دلخواه هم باشند.

در اسلام نیز به همسران سفارش شده که خود را برای هم بیارایند هم زن و هم مرد تا از انحرافات و مفاسد مصون بمانند چنان که از معصوم(علیه السلام) نقل شده که آراستگی مرد، بر عفت زن می‌افزاید.

البته زیبایی باید در کنار دیگر صفات و معیارها مورد توجه و بررسی قرار گیرد نه به طور مستقل، چراکه زیبایی بدون در نظر گرفتن معیارهای مهم برای تداوم ازدواج مثل اخلاق، عفت و غیره می‌تواند آسیب‌زا باشد. بنابراین زیبایی در کنار دیگر صفات، می‌تواند کمال باشد وگرنه بلایی بیش نیست.

چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: کسی که (صرفا) برای زیبایی زنی (و همچنین) مردی با او ازدواج کند، در او، امور ناخوشایند خواهد دید.

زیبایی، به عنوان یک رکن اساسی و معیار مستقل در زندگی زناشویی مطرح نیست بلکه یک صفت کمالی است که اگر با صفات و معیارهای اساسی دیگر همراه باشد پسندیده است وگرنه به تنهایی ارزش نیست.

این صفت گاهی دوراندیشی افراد را مختل می‌کند به طوری که معیارهای اصلی را فراموش می‌کنند و پایه‌های زندگی خود را بر مبنایی سست و متزلزل بنا می‌کنند؛ در نتیجه پس از مدتی که آن طراوت و جاذبه‌های ظاهری افت می‌کند و آن تنها امتیازی که به خاطر آن ازدواج صورت گرفته بود (یعنی زیبایی) کم رنگ می‌شود، ممکن است دلسردی‌ها و ناگواری‌هایی را به دنبال داشته باشد. اما کسی که تدین، عفت و ارزش‌های اصیل و حقیقی را زیر بنای زندگیش قرار دهد و زیبایی را به عنوان یک امتیاز تکمیلی در کنار آنها به حساب آورد، گذشت زمان نمی‌تواند آن زندگی را فرسوده کند. چنان که خداوند در سوره مریم آیه ۹۶ می‌فرماید: خداوند، محبت مؤمنان نیکو کار را در قلب‌های دیگران قرار می‌دهد.

منبع: بخش کلوب ازدواج؛ سمیه زادهوش