زیارت امام حسین

نوشته‌ها

فضیلت زیارت امام حسین (علیه السّلام) در روز عرفه

اشاره:

نهم ماه ذی الحجه روز عرفه است که در تمام سال ممتاز به دعا و عبادت می باشد . همانطور که در میان شبهای سال هیچ شبی به اندازه شب قدر اهمیت ندارد بعداز ظهر روز عرفه نیز در میان روزهای سال امتیازی ویژه دارد. کسانی که در این روز از حضور در روز  در کنار قبر مطهر سید الشهدا (علیه السلام) ونیز تشرف به حج و وقوف در صحرای عرفات محروم هستند، دعا و درخواست از پیشگاه خداوند رحمان و رحیم در عصر روز عرفه برای هرکس در هر کجا که باشد بسیار مغتنم است. یک از اعمالی که در این روز سفارش شده زیارت امام حسین(علیه‌السلام) است.

احادیث در رابطه با فضیلت زیارت امام حسین (علیه السّلام) در روز عرفه، نزد اهل معرفت، متواتر و فراوان است، از جمله: «ابو جعفر ابن بابویه» در کتاب «ثواب الاعمال» نقل کرده است که امام صادق (علیه السّلام) فرموده :

فِی ثَوَابِ مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ (علیه‌السلام) فَقَالَ مَنْ أَتَاهُ فِی یَوْمِ عَرَفَهَ عَارِفاً بِحَقِّهِ کُتِبَ لَهُ أَلْفُ حَجَّهٍ وَ أَلْفُ عُمْرَهٍ مَقْبُولَهٍ وَ أَلْفُ غَزْوَهٍ مَعَ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ أَوْ إِمَامٍ عَادِلٍ‏؛

درباره‌ ثواب زیارت امام حسین (علیه السّلام) فرمود: «هرکس در روز عرفه در حالى که حق امام حسین (علیه السّلام) را مى‌شناسد، به زیارت او برود، براى او پاداش  ١٠٠٠  حج و  ١٠٠٠  عمره‌ى پذیرفته شده و  ١٠٠٠  بار شرکت در جنگ در رکاب پیامبر مرسل یا امام عادل نوشته مى‌شود.»[۱]

در همان کتاب در روایت دیگر آمده است:

«وَ مَنْ أَتَاهُ فِی یَوْمِ عَرَفَهَ عَارِفاً بِحَقِّهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَیْ حَجَّهٍ وَ أَلْفَیْ عُمْرَهٍ مَقْبُولَهٍ [مُتَقَبَّلَاتٍ‏] وَ أَلْفَ غَزْوَهٍ مَعَ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ أَوْ إِمَامٍ عَادِلٍ قَالَ فَقُلْتُ وَ کَیْفَ لِی بِمِثْلِ الْمَوْقِفِ قَالَ فَنَظَرَ إِلَیَّ شِبْهَ الْمُغْضَبِ ثُمَّ قَالَ یَا فُلَانُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ (علیه‌السلام) یَوْمَ عَرَفَهَ وَ اغْتَسَلَ بِالْفُرَاتِ ثُمَّ تَوَجَّهَ إِلَیْهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ حَجَّهً بِمَنَاسِکِهَا وَ لَا أَعْلَمُهُ إِلَّا قَالَ وَ عُمْرَهً»

«هرکس در روز عرفه در حالى که حق امام حسین (علیه السّلام) را مى‌شناسد به زیارت او برود، خداوند پاداش  ١٠٠٠  حج و  ١٠٠٠  عمره‌ى مقبول و  ١٠٠٠  بار شرکت در جنگ در رکاب پیامبر مرسل یا امام عادل را براى او مى‌نویسد. راوى مى‌گوید به امام (علیه السّلام) عرض کردم : مگر جاى دیگر هم ثواب «موقف» عرفات را دارد؟ حضرت با نگاهى مشابه نگاه خشمگین به من نگریست و آن ‌گاه با نام به من خطاب فرمود: هرگاه مؤمن در روز عرفه به زیارت مزار امام حسین (علیه السّلام) برود و با آب «فرات» غسل کند و آن‌گاه رو به سوى قبر آن حضرت حرکت کند، خداوند براى هر گام او یک حج کامل با تمام مناسک آن مى ‌نویسد. راوى در ادامه مى‌گوید: به نظرم حضرت، حج و عمره را با تمام مناسک آن دو فرمود.»[۲]

در کتاب یادشده، در حدیث دیگر آمده است که امام صادق (علیه السّلام) فرمود:

«أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَتَجَلَّى لِزُوَّارِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع قَبْلَ أَهْلِ عَرَفَاتٍ وَ یَقْضِی حَوَائِجَهُمْ وَ یَغْفِرُ ذُنُوبَهُمْ وَ یُسْعِفُهُمْ [یُشَفِّعُهُمْ‏] فِی مَسَائِلِهِمْ ثُمَّ یَأْتِی أَهْلَ عَرَفَهَ فَیَفْعَلُ بِهِمْ ذَلِکَ‏»؛«خداوند تبارک و تعالى پیش از اهل «عرفات» براى زایران امام حسین (علیه السّلام) تجلى نموده و حوایج آنان را برآورده و گناهانشان را مى‌آمرزد و در مورد خواسته‌هایشان شفاعت مى‌کند، آن‌گاه به سراغ اهل عرفات مى‌رود و این عنایات را به آنان مى‌کند.»[۳]

در روایت دیگر در غیر کتاب «ثواب الاعمال» نقل شده است که امام صادق (علیه السّلام) فرمود:

«إِذَا کَانَ یَوْمُ عَرَفَهَ نَظَرَ اللَّهُ تَعَالَى إِلَى زُوَّارِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَقَالَ ارْجِعُوا مَغْفُوراً لَکُمْ مَا مَضَى وَ لَا یُکْتَبُ عَلَى أَحَدٍ ذَنْبٌ سَبْعِینَ یَوْماً مِنْ یَوْمِ یَنْصَرِفُ‏»؛ «وقتى روز عرفه فرامى‌ رسد، خداوند متعال به زائران قبر حسین بن على (علیهما السّلام) نظر [رحمت]مى ‌کند و خطاب به آنان مى ‌فرماید: بازگردید در حالى که گناهان گذشته‌ شما آمرزیده شده است و از روزى که زائران بازمى‌ گردند تا  ٧٠  روز براى آنان گناه نمى‌ نویسد.»[۴]

نیز در حدیث دیگر آمده است که امام صادق (علیه السّلام) فرمود:

«مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع یَوْمَ عَرَفَهَ کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ أَلْفَ أَلْفِ حَجَّهٍ مَعَ الْقَائِمِ وَ أَلْفَ أَلْفِ عُمْرَهٍ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عِتْقَ أَلْفِ أَلْفِ نَسَمَهٍ وَ حُمْلَانَ أَلْفِ أَلْفِ فَرَسٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ سَمَّاهُ اللَّهُ عَبْدِیَ الصِّدِّیقُ آمَنَ بِوَعْدِی»؛ ‏«هرکس در روز عرفه به زیارت حسین بن على (علیهما السّلام) برود، خداوند عزّ و جل یک میلیون حج در رکاب حضرت قائم (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف) و یک میلیون عمره در رکاب رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) و آزادى یک میلیون برده و گسیل داشتن یک میلیون اسب [براى سوار شدن جنگجویان]در راه خدا را براى او مى‌نویسد و به این صورت از او یاد مى‌کند: بنده‌ى صدیق و بسیار راستگوى من به وعده‌ام ایمان آورد.»[۵]

و احادیث در فضل زیارت امام حسین (علیه السلام) در روز عرفه متواتر است در نزد اهل معرفت

پی نوشت:

[۱] ) ثواب الاعمال، ص ۱۱۵. نیز ر.ک: امالی صدوق، ص ۱۴۳؛ امالی طوسی، ج۱، ص ۲۰۴.

[۲] ) ر.ک: ثواب الاعمال، ص ۱۱۵؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص ۵۸؛ کامل الزیارات، ص ۱۶۹.

[۳] ) ثواب الاعمال، ص ۱۱۶. نیز ر.ک: مصباحا لمتهجد، ص ۷۱۵؛ کامل الزیارات، ص ۱۷۰.

[۴] ) ر.ک: مصباح المتهجد، ص ۷۱۶؛ کامل الزیارات، ص ۱۷۱.

[۵] ) ر.ک: کامل الزیارات، ص ۱۷۲؛ مصباح المتهجد، ص ۷۱۵؛ تهذیب، ج۶، ص ۴۹.

منبع: العتبه الحسینه المقدسه

معنای این که: «زیارت امام حسین (علیه‌السلام) بمنزله زیارت خدا در عرش است»

اشاره:

زیارت هریک از قبور اهل بیت (علیهم السلام) از اعمال ارزشمندى است که در شریعت اسلام، بسیار بدان تأکید و سفارش شده است. در این میان، زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) به جهت حادثه عظیمى که براى آن حضرت در تاریخ اتفاق افتاد و منشأ تقویت دین و حرکت و جوشش تشیع گردید و نیز ظلمى که بر او و خاندان او روا داشتند، اهمیت ویژه ‏اى دارد؛ و روایات فراوانى شیعیان مأمور شده ‏اند که آن حضرت را از نزدیک زیارت نمایند.

 

حضرت حسین بن علی (علیه‌السلام) (امام سوم شیعیان) به خاطر اهداف، ویژگی ها، اعمال، فداکاری ها، ایثار گری ها و مصیبت هایی که در راه خدا دیده دارای مقام بسیار بلندی در نزد خداوند متعال است. خداوند پاداش های زیادی به ایشان داده است که یکی از آنها عزت و عظمت در این دنیا است به حدی که همه مردم را تشویق و ترغیب به زیارت مرقد مطهر آن حضرت کرده و اجر و پاداش زیادی به زائرین آن حضرت وعده داده است. یکی از این وعده های الهی حدیثی است که شیخ مفید ره و دیگران بصورت متواتر نقل کرده اند. امام جعفر صادق (علیه‌السلام) فرمود: “…و کسی که در روز عاشوراء قبر امام حسین را زیارت کند همانند این است که خداوند را در بالای عرش او ملاقات کرده است. ما نظیر این روایت را در باره زیارت قبر پیامبر نیز داریم. امام رضا (علیه‌السلام) در باره معنای زیارت خداوند فرموده است: از آنجا که رؤیت و زیارت خداوند ممکن نیست خداوند زیارت پیامبرش را به منزله زیارت خود قرار داده است.

البته باید توجه داشت که زیارت امام حسین (علیه‌السلام) موجب زنده ماندن اهداف بلند آن حضرت که همانا زنده نگه داشتن دین خدا و دستورات قرآن است می باشد.

توضیح:

اسلام دین ارزش هاست و پاداش های الهی وعد داده شده در آن، نتیجه اعمال خالصانه انسان ها برای خداست؛ زیرا خداوند متعال بهترین و عادل ترین پاداش دهنده هاست و اجر هیچ نیکو کاری را ضایع نمی کند. [۱] هرچه اعمال نیک انسان خالصانه تر باشد و هرچه در راه خداوند سختی ها و مشقت های بیشتری را تحمل کرده باشد پاداش و ارزش او در پیشگاه خداوند بیشتر است. بر همین اساس است که انبیاء الهی و ائمه طاهرین دارای مقام بسیار والایی در پیشگاه خداوند متعال هستند. همچنین حضرت حسین بن علی (علیه‌السلام) (امام سوم شیعیان) دارای مقام بسیار بلندی در نزد خداوند متعال است. این مقام نه به جهت نسبت نسبی آن حضرت با شخص رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) است بلکه به خاطر اهداف، ویژگی ها، اعمال، فداکاری ها، ایثار گری ها و مصیبت هایی است که آن امام حسین (علیه‌السلام) در راه حفظ اسلام و قرآن و انجام تکلیف الهی خود متحمل گردید حسین بن علی ‏(علیه‌السلام)  در نبرد با یزید و یزیدیان هدف خدایی داشت و به دنبال ارضای تمنیات نفسانی نبود.  امروزه بر همگان روشن است که اگر امام حسین (علیه‌السلام) ،در برابر انحرافات بزرگ و فاحش بنی امیه سکوت می کرد، از اسلام تنها اسمی باقی مانده بود. واقعیت و حقیقت آن در بند بنی امیه اسیر می‏شد و به دست ما نمی‏رسید. فداکاری حسینی که آمیختگی عشق و عقل برین بود، اسلام را از خطر نابودی و سقوط به دست اراذل بنی­امیه محفوظ داشت؛ [۲]

از سویی دیگر؛ امام حسین ‏(علیه‌السلام) می ‏دانست که هیچ شانسی برای زنده ماندن ندارد، می‏داند که آنها می‏ خواهند او را شهید کنند و نیز از سابقه مردم کوفه در سست عهدی نسبت به پدر و برادر، با خبر بود، با این حال با همه سرمایه خود (جان خود، نزدیکان، فرزندا ن و یاران و…) به میدان آمد و با روی باز، با رضایت کامل از قضاء الهی به دفاع از دین خدا پرداخت و با خون خود درخت اسلام را آبیاری کرد و جان تازه ای به اسلام بخشید.

گرچه همواره در راه خدا انسان های بزرگی از اولیاء خدا و پیامبران الهی جان خود را فدا کرده اند اما واقعه شهادت مظلومانه امام حسین (علیه‌السلام) و یارانش به لحاظ تعداد شهداء و نحوه به شهادت رسیدن و جنایات دیگری که بعد از شهادت آنان نسبت به اجساد شهداء و غارت و اسارت زن و فرزندان شهدا توسط یزیدیان انجام شد در تاریخ نظیر ندارد!

خداوند متعال می فرماید: ما اجر صابران را بدون حساب می دهیم ! [۳]

آیا تاریخ بشریت مصیبتی سنگین تر از مصیبت های بیشمار امام حسین و صبری بالاتر از صبر حسین علی(علیه‌السلام) سراغ دارد ؟ از طرف دیگر همه مصیبت ها و صبر آن حضرت خالصانه و در راه خدا بوده و ذره ای از آن در راه منافع شخصی و هواهای نفسانی نبوده است.

با توجه به این مسائل، خداوند متعال چه پاداشی به امام حسین بدهد که هم در خور مصیبت های آن حضرت و هم در شأن عدالت و جود و کرم خدا وند رب الارباب باشد.

براین اساس خداوند پاداش های زیادی به ایشان داده است که یکی از آنها عزت و عظمت در این دنیا است به حدی که همه مردم را تشویق و ترغیب به زیارت مرقد مطهر آن حضرت کرده و اجر و پاداش زیادی به زائرین آن حضرت وعده داده است. یکی از این وعده های الهی  حدیثی است که شیخ مفید ره و دیگران بصورت متواتر نقل کرده اند. امام جعفر صادق (علیه‌السلام) فرمود: “…و کسی که در روز عاشوراء قبر امام حسین را زیارت کند همانند این است که خداوند را در بالای عرش او ملاقات کرده است”. [۴]

البته این چیز عجیبی نیست؛ زیرا ما نظیر این روایت در باره زیارت قبر پیامبر نیز بسیار داریم. امام جعفر صادق (علیه‌السلام) فرمود :” کسی که رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) را زیارت کند همانند این است که خداوند را در بالای عرش او ملاقات کرده است “. [۵]

امام رضا (علیه‌السلام) در باره معنای زیارت خداوند فرموده است: از آنجا که ر ؤیت و زیارت خداوند ممکن نیست خداوند زیارت پیامبرش را به منزله زیارت خود قرار داده است. [۶]

البته باید توجه داشت که زیارت امام حسین (علیه‌السلام) موجب زنده ماندن اهداف بلند آن حضرت که همانا زنده نگه داشتن دین خدا و دستورات قرآن است می باشد.

پی نوشت:

[۱] . آل عمران،۱۷۱:”أَنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنینَ”؛ توبه ،:”۱۲۰إِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ”.

[۲] . برگرفته از سوال ۴۲۱۸ (سایت: ۴۴۵۶)، نمایه: عاقلانه یا عاشقانه بودن کارهای امام حسین (علیه‌السلام) در روز عاشورا .

[۳] . الزمر،۱۰:”   قُلْ یا عِبادِ الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی‏ هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَهٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهٌ إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِساب”‏

[۴] .   ۱۹۶۱۹- جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَیْهِ فِی الْمَزَارِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْمُوسَوِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نَهِیکٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ ع لَیْلَهَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ مَنْ زَارَهُ یَوْمَ عَرَفَهَ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّهٍ مُتَقَبَّلَهٍ وَ أَلْفَ عُمْرَهٍ مَبْرُورَهٍ وَ مَنْ زَارَهُ یَوْمَ عَاشُورَاءَ فَکَأَنَّمَا زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.

[۵] . تهذیب‏الأحکام ج : ۶ ص : ۳ قاْلِ الصَّادِقِ ع مَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ ص کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ ؛   وسائل‏الشیعه ج : ۱۴ ص : ۳۳۵،حدیث ۱۹۳۴۰، وَ عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا لِمَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ الْحَدِیثَ.

[۶] . ۶- ید، [التوحید] ن، [عیون أخبار الرضا علیه السلام‏] لی، [الأمالی للصدوق‏] الْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْهَرَوِیِّ قَالَ قُلْتُ لِعَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِی الْحَدِیثِ الَّذِی یَرْوِیهِ أَهْلُ الْحَدِیثِ أَنَّ الْمُؤْمِنِینَ یَزُورُونَ رَبَّهُمْ مِنْ مَنَازِلِهِمْ فِی الْجَنَّهِ فَقَالَ ع یَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَضَّلَ نَبِیَّهُ مُحَمَّداً ص عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الْمَلَائِکَهِ وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ طَاعَتَهُ وَ مُبَایَعَتَهُ مُبَایَعَتَهُ وَ زِیَارَتَهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ زِیَارَتَهُ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ.

منبع: اسلام کوئیست

زیارت در اسلام

اشاره:

زیارت، عملی عبادی است به معنای حضور در پیشگاه پیشوایان دینی یا نزد قبور آنان یا دیدار از مکانی مقدس یا محترم برای اظهار ارادت و احترام و کسب فیض معنوی. زیارت همواره از اعمال پسندیده اسلام بوده و در طول تاریخ، مسلمانان به آن عنایت و اهتمام داشته اند. این عمل عبادی، نزد شیعیان جایگاهی ویژه و اثرات معنوی و ثواب بسیاری دارد. به دلیل جایگاه مهم زیارت در فرهنگ اسلام، این عمل، از ویژگی ها و نمادهای اسلام به شمار می رود.  این مقاله درباره این موضوع مطالبی را بیان نموده است.

مفهوم شناسی

واژه زیارت، همان «زیاره» عربی است که مصدر از ریشه «ز و ر» است.[۱] لغت شناسان معانی متعددی برای آن برشمرده اند که همه آنها به مفهوم روی گرداندن، عدول و مایل شدن از چیزی به چیزی دیگر است. بدین سان، شخص زیارت کننده را از آن جهت زائر می گویند که وقتی به زیارت شخصی می رود از غیر او رو برمی گرداند.[۲]به قسمت بالای سینه نیز «زور» می گویند[۳] و شاید به همین خاطر است که به رو در رو شدن و ملاقات نیز زیارت می گویند.[۴]

بنابر کاربردهای منابع روایی، زیارتْ عملی عبادی است به معنای حضور در پیشگاه پیشوایان دینی یا اشخاص محترم یا نزد قبور آنان یا دیدار از مکانی مقدس یا محترم برای اظهار ارادت و کسب فیض معنوی یا ادای احترام. زیارت دو سوی دارد که یک سوی آن شخص مؤمن است. سوی دیگر لازم نیست که انسان باشد و بدین رو دیدار کعبه را نیز زیارت گویند. همچنین لازم نیست شخص زیارت شونده، زنده و در دنیا باشد. بدین ترتیب زیارت قبور مؤمنین نیز در این تعریف جای می گیرد؛ زیرا هرچند قبور مؤمنین را نمی توان به معنای دینی «مقدس» نامید، استفاده از صفت «محترم» برای آنها روا است.

جایگاه زیارت در فرهنگ اسلامی

از برخی آیات قرآن برداشت می شود که زیارت قبور در زمان پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) کاری مرسوم میان مسلمانان بوده است. در آیه ۸۴ سوره توبه به ماجرای منع نمازگزاردن پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) بر جنازه منافقان و دعا کردن برای آنها و ایستادن در کنار قبرهایشان اشاره شده است: «وَ لاتُصَلِّ عَلی أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لاتَقُمْ عَلی قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُون.» (ترجمه: بر مرده هیچ یک از آنان، نماز مخوان و بر کنار قبرش، نایست زیرا آنها به خدا و رسولش کافر شدند و در حالی که فاسق بودند از دنیا رفتند.)

بنابر منابع تفسیری، خداوند در این آیه پیامبر را از اینکه بر جنازه منافقان نماز بگزارد یا کنار قبر آنان بایستد و دعایشان کند نهی کرده است.[۵] طبرسی در مجمع البیان تصریح کرده این نهی دلالت می کند که ایستادن کنار قبر و دعاخواندن، عبادتی مشروع است وگرنه خداوند، تنها از انجام آن در کنار قبر منافقان نهی نمی کرد.[۶]

در سیره پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) مواردی از زیارت قبور گزارش شده است؛ از جمله ابن شبّه در کتاب تاریخ المدینه المنوره نقل کرده است که پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) زمانی که از فتح مکه به سمت مدینه بازمی گشتند، به زیارت قبر مادرشان آمنه رفتند و فرمودند:

        «این قبر مادر من است، از خداوند زیارت او را خواسته بودم و برایم چنین تقدیر کرد».[۷]

گزارشات منابع تاریخی نیز نشان از آن دارند که مسلمانان همواره به زیارت قبور بزرگان دینی می رفته اند. مرقد پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) از همان زمان تاکنون زیارتگاه مسلمانان بوده است.

شیعه

احادیث درباره استحباب زیارت پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) فراوان و در حد تواتر و مورد توافق شیعه و سنی  است.[۸] به همین دلیل مسلمانان از دوران قدیم همواره به زیارت قبر ایشان می رفتند. این اهمیت در فرهنگ شیعی، بیشتر است و شیعیان علاوه بر زیارت پیامبر(صلی‌الله علیه و آله)، به زیارت امامان اهل بیت نیز اهتمام جدی دارند و در مذهب شیعه، زیارت امامان، جزئی از آیین های مهم مذهبی به شمار می آید. امام رضا(علیه‌السلام) زیارت را عهد و پیمانی بر عهده دوستان و شیعیانشان معرفی کرده اند.[یادداشت ۱]

زیارت معصومان در نظرگاه شیعی از نشانه ها و لوازم وفاداری به آرمانهای ایشان و به جای آوردن حق ولایت آن ها است؛ چرا که از این نظرگاه، پیامبر و امامان دارای مقام ولایت اند و حتی پس از مرگ نیز مقام آنان محفوظ است.

به گفته برخی متکلمان شیعه، از نتایج ولایت امام، تسلطش بر دلهاست؛ به این معنا که امام بر روح و دلهای مؤمنان تسلط و احاطه دارد.[۹] در بسیاری از متون زیارت نامه ها به چنین ولایت و امامتی اقرار و اعتراف می شود؛ به عنوان مثال در زیارت نامه های امامان آمده است: «اَشهَدُ اَنَّک تَشهَدُ مَقامی وَ تَسمَعُ کلامی وَ تَرُدُّ سَلامی»:[۱۰] «گواهی می دهم که تو وجود مرا در اینجا مشاهده می کنی، سخن مرا می شنوی و سلام مرا پاسخ می دهی». از دیدگاه شیعه، روح امام با اذن الهی به زائر خویش علم و احاطه پیدا می کند و این تلقی، امر زیارت را برای شیعیان به دیداری عاشقانه و معنوی تبدیل نموده است و تأثیر آن را می توان به روشنی در ادبیات نثر و نظم شیعی مشاهده کرد. زیارت و حرم های اهل بیت در تاریخ شیعه نیز نقش پررنگی داشته اند و اهمیت به این دو از نشانه های فرهنگی بارز شیعیان محسوب می شود.

اهل سنت

بررسی روایات و داستان های متعدد از زیارت صحابه در کتب اهل سنت نشان می دهد که زیارت در میان اهل سنت نیز عمل مقبول و مورد سفارش است. در کتب متعدد مانند صحیح مسلم و سنن ابی داود از پیامبر اکرم روایت نقل شده است که: من در گذشته شما را از زیارت قبور نهی می کردم، اکنون آنها را زیارت کنید (چون آنها آخرت را یاد آورتان می شوند و زیارت آنها خیر شما را زیاد می کند، پس هر کس خواست آنها را زیارت کند ولی سخن بیهوده و باطل نگویید)[۱۱]

زیارت های سفارش شده

زیارت امام حسین(علیه‌السلام) نزد شیعیان از اهمیت خاصی برخوردار است

در روایات اهل بیت بر زیارت های متعددی تاکید شده است که برخی از آنها عبارتند از:

    زیارت خانه خدا؛ که عبارت از به جا آوردن حج، عمره، و یا طواف خانه خداست.[۱۲]استحباب زیارت خانه خدا و وجوب حج از مسلمات مورد توافق بین همه مسلمانان است.[۱۳] همچنین بنا بر روایات، خانه خدا مورد توجه تمامی انبیای گذشته نیز بوده است.[۱۴]

    زیارت پیامبر (صلّی الله علیه وآله)؛ که هم در زمان حیات ایشان دارای اجر است و هم بعد از رحلت ایشان.[۱۵] مشروعیت و استحباب زیارت آن حضرت مورد قبول شیعه و سنی است و احادیث فراوانی در این زمینه نقل شده است. امام صادق(علیه‌السلام) از رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) نقل می کند: هر کس به زیارت من بیاید من روز قیامت شفیع او هستم.[۱۶] در حدیث دیگر نقل شده که: زیارت قبر رسول الله (صلّی الله علیه وآله) و زیارت قبور شهدا و قبر امام حسین(علیه‌السلام)، برابر با انجام حج است با رسول خدا.[۱۷]

    زیارت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) در نجف؛ که در روایات ثواب بسیار زیادی بران آن بیان شده است. از جمله امام حسین(علیه‌السلام) از پیامبر نقل کرده است که فرمود هر کس من (پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) و یا امام علی(علیه‌السلام) را زیارت کند در روز قیامت به زیارت او می روم و او را از گناهانش رهایی می بخشم.[۱۸] بنا بر احادیث امیرالمؤمنین از تمام امامان دیگر برتر است و احادیث زیارت ایشان نیز فراوان است.

    همچنین در باب زیارت حضرت فاطمه زهرا که محل قبر ایشان معلوم نیست می توان ایشان را از راه دور زیارت کرد.[۱۹]

    زیارت امام حسین(علیه‌السلام) در کربلا؛ که متناسب با معرفت و کیفیت زیارت پاداشهای متفاوت و فوق العاده زیادی برای آن بیان شده است. امام باقر(علیه‌السلام) فرمود: اگر مردم فضیلت زیارت قبر حسین علیه السلام را می دانستند از شوق جان می دادند.[۲۰][یادداشت ۲]

    زیارت سایر ائمه (علیهم السلام)؛ از امام صادق(علیه‌السلام) روایت شده است که زیارت هر یک از امامان ثوابی معادل زیارت پیامبر دارد.[۲۱]

    زیارت معصومان از راه دور؛ اگر کسی قادر به زیارت پیامبر، امامان یا حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) نباشد می تواند از دور آنان را زیارت نماید.[۲۲][یادداشت ۳]

    زیارت حضرت فاطمه معصومه(س)، دختر گرامی امام کاظم(علیه‌السلام) در قم؛ احادیث در فضیلت ایشان فراوان است و از امام رضا علیه السلام نقل است که پاداش زیارت حضرت معصومه(س) بهشت است.[۲۳][یادداشت ۴]

    زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی در شهر ری؛ ایشان از نوادگان امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) و از بزرگان اصحاب ائمه بوده است. در روایتی برای زیارت ایشان ثوابی معادل زیارت امام حسین(علیه‌السلام) علیه السلام بیان شده است.[۲۴]

    زیارت انسان های مؤمن و صالح: در روایات زیادی آمده است که هر کس برادر مؤمن خود را برای خدا زیارت نماید اجر زیادی خواهد داشت.[۲۵]

    زیارت قبور مؤمنان: استحباب زیارت قبور مؤمنان و دعا کردن برای آنان در احادیث زیادی سفارش شده است. از جمله در حدیثی از امیرالمؤمنین علیه السلام این مضمون آمده است که مردگان خود را زیارت کنید چرا که آن ها از زیارت شما خوشحال می شوند، و حاجت خود را نزد قبر پدر و مادر طلب نمایید.[۲۶] بهترین زمان این زیارت، بین الطلوعین جمعه، صبح شنبه و دوشنبه و عصر پنجشنبه است.[۲۷]

آداب زیارت

نظر به شخص یا شیء زیارت شونده، زیارت مفهوم و آدابی خاص می گیرد. آنچه در پی می آید، آداب زیارت بزرگان دین است. در اینجا، زیارت دو دسته آداب اختصاصی و مشترک دارد. بعضی از آداب مشترک زیارت عبارتند از:[۲۸]

    با معرفت و آگاهانه زیارت کردن؛ بنا روایات متعدد، ثواب کامل متعلق به زیارتی است که همراه با معرفت به مقام امام (عارفاً بِحَقِّه) انجام شود. اگر چه معرفت داشتن مراتب مختلفی دارد، اما کمترین حد آن این است که زائر بداند امام معصومی را زیارت می کند که صاحب ولایت است، اطاعتش واجب و جانشین پیامبر است، به حقانیتش اعتراف داشته و تسلیم اوامر او باشد. امام کاظم علیه السلام در تفسیر معرفت داشتن به حق امام فرمودند: «اینکه بداند اطاعت از او واجب است، و او غریب و شهید است»[۲۹]

    غسل زیارت به قصد رجاء[۳۰]

   ۱.با وضو و طهارت بودن

    ۲.پوشیدن لباس پاکیزه و نوآثار زیار

    ۳.معطر بودن (به جز در زیارت امام حسین علیه السلام که معطر بودن مستحب نیست)

    ۴.ترک سخنان بیهوده

    ۵.اذن دخول خواندن

    ۶.نزدیک قبر رفتن، به طوری که بتواند در کنار ضریح قرار گیرد و خود را به آن بچسباند، البته به شرطی که مزاحمتی برای زائران نداشته باشد و سبب اختلاط با نامحرم نباشد. (البته زیارت ائمه صرفاً به دست مالیدن و بوسیدن ضریح نیست. بلکه زائر بدون لمس ضریح و تنها با خواندن زیارتنامه و سلام دادن به آن بزرگواران نیز از ثواب کامل زیارت بهره مند خواهد بود و تصور اینکه اگر کسی دست به ضریح نرساند یا آن را نبوسد زیارتش کامل نیست تصور نادرستی است.)

    ۷.خواندن زیارتنامه های رسیده از معصومان، مانند زیارت امین الله، زیارت جامعه کبیره، زیارت ائمه المؤمنین

    ۸.با صدای بلند سخن نگفتن و به آرامی دعا خواندن

    ۹.خواندن دو رکعت نماز و هدیه کردن ثواب آن به صاحب مزار

    ۱۰.خواندن دعا و قرآن و هدیه کردن ثواب آن به صاحب مزار

    ۱۱.بوسیدن عتبه و درگاه، (ولی سجده کردن برای ضریح جایز نیست)

    ۱۲.توبه کردن، زیرا آن اماکن محل پذیرفته شدن توبه است

    ۱۳.بیرون رفتن از حرم (به ویژه اطراف ضریح) پس از زیارت، تا جا برای دیگران باشد و از زیارت خسته نشود و شوق زیارت همچنان در دلش باقی بماند

اگر برای کسی زیارت یکی از امامان از نزدیک مقدور نباشد می تواند از راه دور آن امام را زیارت نماید. در کتاب های مربوط (مانند مفاتیح الجنان) زیارت نامه های مخصوصی برای زیارت از راه دور نقل شده است.

فوائد و آثار زیارت

زیارت اقسام متفاوتی دارد که هر کدام از آنها فوائد منحصر به فردی دارد. مثلا زیارت خانه خدا فلسفه و آداب ویژه ای دارد که در کتابهای مربوط به آن مفصلا بیان شده است؛[۳۱]

زیارت مؤمنان و قبور آنان هم رابطه ای دو سویه است که هم برای زائر و هم برای شخص زیارت شونده دارای برکات و فوائدی است. علاوه بر ثواب زیاد دیدار مؤمن، در روایات مختلف تأکید شده که صاحب قبر متوجه حضور زائرانش شده و از حضور آنان خشنود می گردد.[۳۲] از فوائد دیگر زیارت قبور مؤمنان می توان به یاد مرگ افتادن، عبرت گرفتن و آماده اصلاح گذشته شدن اشاره کرد.[یادداشت ۵]

فضیلت زیارت امامان معصوم(علیه‌السلام)

پیامبر و ائمه اطهار ، انسان های کامل و محبوب ترین بندگان نزد خدا هستند که در اوج تقوا و قرب به حضرت حق قرار دارند و خداوند آنان را از هر گناه و اشتباهی پاک نگاه داشته است. محبت ورزیدن به اهل بیت نیز دستور الهی است و دشمنی با آنان به منزله دشمنی با خداوند است.[۳۳]رسیدن به مقامات قرب الهی بدون دوست داشتن اهل بیت و پذیرفتن ولایت آنان امکان پذیر نیست.

از این بیان می توان فضیلت زیارت را دریافت؛ چرا که زیارت از بهترین راه های ارتباط با پیشوایان معصوم است که موجب توفیق و جلب معنویت خواهد شد. همچنین تکریم امامان، ارتباط قلبی بین زائر و امام را تحکیم می بخشد و در حقیقت موجب استمرار راه و مسیر معنوی آنان خواهد شد.

آمرزش گناهان، بهره مندی از شفاعت ائمه اطهار و برآورده شدن حاجات از دیگر نتایج معنوی است که زیارت امامان در پی دارد.

به عنوان نمونه تنها به برخی روایات فضیلت زیارت اشاره می کنیم:

    امام رضا(علیه‌السلام) فرمود: هر امامی پیمانی بر گردن اولیا و شیعیانش دارد، وفای به این پیمان وقتی تمام و کامل است که قبرهایشان زیارت شود. پس کسی که امامان را مشتاقانه زیارت کند و به آن چه مورد خواست و رغبت آنان بوده تصدیق داشته باشد، امامانش در روز رستاخیز شفیع او خواهند بود.[۳۴]

    امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «هر کس قبر امام حسین(علیه‌السلام) را به خاطر خداوند و در راه خدا زیارت نماید، خداوند او را از آتش دوزخ آزاد ساخته و در روز قیامت ایمن می دارد. از خداوند نیز هیچ حاجتی از حوائج دنیا و آخرت طلب نمی کند مگر آنکه به او عطا می نماید»[۳۵]

    امام رضا فرمود: «هر کس مرا در این شهر غریب [مشهد] زیارت کند، من روز قیامت در سه جا نزد او خواهم آمد و او را از ترس رهائی می بخشم: وقتی نامه های اعمال را به دستش می دهند؛ هنگام عبور از صراط؛ و هنگامی که اعمال را در ترازوی اعمال قرار می دهند.»

کارکردهای تربیتی

فرهنگ زیارت، علاوه بر ثواب هایی که در احادیث برای زائران ائمه بیان شده، کارکردها و آثار تربیتی نیز به همراه دارد. از جمله فوائد تربیتی زیارت می توان به این مسائل اشاره کرد:

  1. افزایش معرفت زائر و آموختن معارف دینی از خلال زیارتنامه ها
  2. آشنایی با مقام امامان و تحکیم رابطه ولایی بین انسان با اولیای خدا

    ۳.ارائه الگویی مناسب به جامعه

    ۴.زمینه سازی فضای مذهبی حرم های امامان و مزارها برای ترک گناهان و کسب فضائل

کارکردهای اجتماعی و سیاسی

شیعه از ابتدای پیدایش و در اغلب دوران ها، اقلیتی مخالف حکومت و مورد خشم و ستم قدرتهای سیاسی مختلف بوده است، به همین دلیل مسایل سیاسی و اجتماعی با روح و اعتقادات این گروه در هم آمیخته است.

در طول تاریخ شیعه، حرم های شریف امامان معصوم، مراکز علم، تبلیغ و ترویج دین، مبدأ قیام ها و نهضت ها، محل پیمان بستن و هم قسم شدن برای انقلاب ها و جنبش های اجتماعی و… بوده است. بزرگترین حوزه های علمیه شیعی نیز در نجف، قم و مشهد شکل گرفته است.

به طور خلاصه با توجه به مشکلات سیاسی و اجتماعی، چند نقش عمده زیارت را می توان اینگونه برشمرد:

    ۱.زنده نگه داشتن و تقویت روح جمعی و هویت شیعی و نیز استمرار مبارزات ائمه اطهار(علیه‌السلام) در میان امت

    ۲.امید و امیدواری در شرایط سخت و طاقت فرسای بحرانی در میان شیعیان

    ۳.زنده نگه داشتن روحیات حماسی و دلاوری و شجاعت در افراد و رواج و ادامه آن

    ۴.ترویج روحیه حق طلبی و عدالت خواهی و تأکید بر احقاق حق و اجرای عدالت به عنوان مهم ترین آرمان شیعه؛ این کارکرد را از خلال مضمون زیارتنامه ها به روشنی می توان دریافت

    ۵.احیای روحیه انتقام از ستمکاران با تبیین ظلم هایی که بر ائمه شیعه (علیهم السلام) و پیروان آنها در طول تاریخ رفته است

  1. توجه به جامعه و حکومت آرمانی، که امام زمان(عج) پس از ظهور خود آن را تشکیل خواهد داد

زیارت نامه ها

در احادیث و روایات شیعی، علاوه بر آموزش آداب زیارت، متونی نیز بیان شده است تا هنگامی که فرد به زیارت مزار ائمه (علیه‌السلام) می رود، آن متن را بخواند. زیارتنامه های رسیده از اهل بیت عمدتا دارای محتوایی غنی از معارف و عقائد صحیح اسلامی هستند. بعضی از این زیارتنامه ها به دلیل سند یا محتوای خاص خود اهمیت و شهرت بیشتری دارند؛ مانند زیارت عاشورا، زیارت جامعه کبیره، زیارت امین الله، زیارت وارث، زیارت آل یس.

اهمیت زیارت و گستردگی آداب آن موجب شده است تا بحث زیارات یا «مَزار» به عنوان یکی از مباحث مهم مذهبی، موضوع تألیف آثار زیادی باشد.[۳۶] کتاب کامل الزیارات ابن قولویه قمی از معتبرترین این کتاب هاست. همچنین است کتاب المزار شیخ مفید، مصباح المتهجد شیخ طوسی، مهج الدعوات سید بن طاووس، المزار الکبیر ابن مشهدی، تحفه الزائر علامه مجلسی و نیز مفاتیح الجنان.

شبهات مخالفان زیارت

در دوران معاصر، فرقه وهابیت با تفسیر های ظاهر گرایانه از آیات قرآن شبهاتی در باب زیارت قبور مطرح نموده اند. این اشکالات در کتاب های مختلف توسط عالمان شیعه و سنی پاسخ داده شده است.

پی نوشت:

  1. ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه «زور».
  2. نک: مصطفوی، التحقیق، ۱۴۱۶ق، ج ۴، ص۳۸۴؛ ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ذیل واژه «زور».
  3. ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه «زور».
  4. نک: راغب، مفردات ألفاظ القرآن، ۱۴۱۲ق، ص۳۸۶.
  5. طبری، جامع البیان، ۱۳۲۷ق، ج۱۰، ص۱۴۱؛ طباطبائی، المیزان، ۱۳۹۱ق، ج۹، ص۳۶۰؛ قمی، کنز الدقائق و بحر الغرائب، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۵۱۰.
  6. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۸۷.
  7. ابن شبّه، تاریخ المدینه المنوره، ۱۳۹۹ق، ص۱۱۸.
  8. برای نمونه رجوع کنید به:سبکی، شفاء السقام، ۱۴۱۹ق، ص۴۸؛ امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۱۲-۱۱۳.
  9. رک: مطهری، خاتمیت، ۱۳۷۸ش، ص۱۵۳.
  10. برای نمونه رجوع کنید به زیارت امام رضا(علیه‌السلام) در مفاتیح الجنان.
  11. مسلم بن الحجاج، صحیح مسلم، دار احیاء التراث العربی، ج۲، ص۶۷۲؛ ابو داوود، سنن ابی داود، مکتبه العصریه، ج۳، ص۳۳۲.
  12. کلینی، فروع کافی، ۱۳۸۸ش، ج۳، ص۴۱۷؛ ج۳، ص۴۲۳؛ ج۳، ص۴۲۸.
  13. اشتهاردی، مجموعه مقالات هم اندیشی حج.بخش دوم، ص۳۰۳.
  14. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۴، ص۲۱۲؛ ج۴، ص۲۱۳.
  15. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۴، ص۵۴۸.
  16. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۴، ص۵۴۸.
  17. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۴، ص۵۴۸.
  18. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۴، ص۵۴۸.
  19. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۴۵۳.
  20. ابن قولویه، کامل الزیارات، المطبعه المبارکه المرتضویه، ص۱۴۲.
  21. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۴۵۲.
  22. کلینی، الکافی،۱۳۶۳ش، ج۴، ص۵۸۷.
  23. ابن قولویه، کامل الزیارات، المطبعه المبارکه المرتضویه، ص۳۲۴.
  24. ابن قولویه، کامل الزیارات، المطبعه المبارکه المرتضویه، ص۳۲۴.
  25. برای مثال رجوع کنید به: کلینی، الکافی، کتاب الایمان و الکفر، ج۲، ص۱۷۶.
  26. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۲۳۰.
  27. بحرانی، الحدائق الناضره، جامعه مدرسین، ج۴، ص۱۶۹-۱۷۰.
  28. مفاتیح الجنان، آداب زیارت؛ فلاح زاده،احکام فقهی سفرِ زیارتی عتبات، مرکز تحقیقات حج، ص۳۶-۳۸.
  29. مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۹، ص۳۵، ح ۱۷.
  30. رساله توضیح المسائل آیت مکارم شیرازی، بخش طهارت، مسأله ۶۰۹.
  31. رجوع کنید به حر عاملی، وسائل الشیعه، کتاب الحج.
  32. علامه مجلسی،بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج ۶، ص۲۵۶
  33. مفاتیح الجنان، فرازی از زیارت جامعه کبیره
  34. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۴ق، ج ۱۴، ص۳۲۲.
  35. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۳۲۴.
  36. برای فهرستی از این آثار، نک: آقابزرگ، الذریعه، ج۱۲، ص۷۷-۸۰.

یادداشت ها

  1. اِنَّ لکل امام عهدا فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام الوفاء بالعهد زیاره قبورهم فمن زارهم رغبه فی زیارتهم و تصدیقا بما رغبوا فیه کان ائمتهم شفعائهم یوم القیامه. یعنی: برای هر امامی به گردن شیعیان و هوادارانش پیمانی است و جملۀ وفا به این پیمان، زیارت قبور آنان است. پس هرکس از روی رغبت و پذیرش، آنان را زیارت کند، امامان در قیامت شفیعان آنان(او) خواهند بود. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۲۵۳
  2. عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ(علیه‌السلام) قَالَ: لَوْ یعْلَمُ النَّاسُ مَا فِی زِیارَهِ قَبْرِ الْحُسَینِ(علیه‌السلام) مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقاً وَ تَقَطَّعَتْ أَنْفُسُهُمْ عَلَیهِ حَسَرَات.
  3. امام صادق فرمود هرگاه منزل شما آنقدر دور بود که زیارت از نزدیک برایتان مشقت داشت بر بلندی منزل خود رفته و پس از دو رکعت نماز، با سلام به قبور ما اشاره کنید که این سلام به ما می رسد.
  4. سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَن أَبَی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَال: سَألتُه عَنْ زِیَارَهِ فَاطِمَهَ بِنْتِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّهُ.
  5. پیامبر اکرم می فرماید: زُورُوا قُبُورَ مَوْتَاکمْ وَ سَلِّمُوا عَلَیهِمْ فَإِنَّ لَکمْ فِیهِمْ عِبْرَه. علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۹، ص۶۴.

منابع

  1. آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، بیروت، دار الأضواء، الطبعه الثانیه، بی تا.
  2. ابن شبّه، تاریخ المدینه المنورّه، تحقیق فهیم محمد شلتوت، جدّه، بی نا، ۱۳۹۹ق.
  3. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، نجف، المطبعه المبارکه المرتضویه، بی تا.
  4. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، الطبعه الثالثه، ۱۴۱۴ق.
  5. ابو داود، سلیمان بن الاشعث، سنن أبی داود، تحقیق محمد محی الدین، بیروت، مکتبه العصریه، بی تا.
  6. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت ارشاد، ۱۴۱۶ق.
  7. ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
  8. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دار الشامیه، ۱۴۱۲ق.
  9. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، آل البیت، ۱۴۱۴ق.
  10. مطهری، مرتضی، خاتمیت، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۸ش.
  11. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، بیروت، دار المعرفه، ۱۳۲۷ق.
  12. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۱ق.
  13. سبکی، علی بن عبدالکافی، شفاء السقام فی زیاره خیر الانام، حیدرآباد، دائره المعارف العثمانیه، ۱۴۱۹ق.

      منبع: ویکی شیعه.

پیاده رفتن به زیارت اهل بیت

شبهه: برخى مى گویند درشرایطى که وسایل نقلیه فراوان به وفور دردسترس است چه ضرورتى دارد کاروانهاى پیاده عازم زیارت مرقد مطهر امام رضا(علیه السلام)بشوند؟ ولطفاً دراهمیت پیاده رفتن به زیارت دلایل عقلى و نقلى واخلاقى ارائه فرمایید.

پاسخ:

پیاده روى بعضى از انسانها جهت زیارت اهل بیت عصمت وطهارت از روى عشق وعلاقه است، وانسانى هم که عاشق ودل سوخته مى باشد مى خواهد با سختى به عشق خود برسد وآن وقت لذت بیشترى دارد.

واین عمل پیاده روى انسان هاى عاشق ومؤمن مى تواند چند دلیل داشته باشد :

۱٫ روایاتى ازاهل بیت “علیهم السلام” وجود دارد که درآن روایات فضیلت زیارت امامان بخصوص امام حسین(علیه السلام)را بیان مى کندکه زائر هر قدمى که به سمت زیارت بر مى دارد داراى ثواب وبرکات زیادى است ازجمله احادیث زیر:

– امام صادق(علیه السلام)مى فرماید : “هرگاه شخصى به قصد زیارت امام حسین(علیه السلام)خارج بشود وبا برداشتن اولین قدم خداوند گناهانش را مى آمرزد وبه هرقدمى که برمى دارد خداوند به او درود مى فرستد ووقتى به مقصد رسید خداوند به او ندا مى کندکه بنده من از من بخواه تا به تو عطا کنم ومرا بخوان تا تو را اجابت کنم.(۱)

– امام صادق علیه السلام مى فرماید : “هرکس که قبر امام حسین(علیه السلام)را پیاده برود خداوند به اندازه هرقدمى که برمى دارد هزار حسنه مى دهد واز او هزار گناه را پاک مى کند، به او هزار درجه عطا مى کند.(۲)

– ونیز باز مى فرماید : “هرگاه خواستى امام را زیارت کنى غسل کن وپیاده بیا، همانند بنده ذلیل راه برو.(۳)

– درحدیث دیگر امام صادق(علیه السلام)مى فرماید : هرکس به زیارت امام حسین(علیه السلام)بیاید درحالى که پیاده باشد خداوند به هر قدم او رفعت وبلندى ودرجه مى دهد وبه هرقدمش اندازه ثواب آزادسازى بنده ازخاندان اسماعیل(علیه السلام)را مى دهد، منادى درآسمان ندا مى دهد که خوشا بهشت براى شما.(۴)

چون یکى ازنشانه ها علاقه ومحبت را مى رساند.

۲- سیره خود امامان معصوم بودند با اینکه درآن زمان هم وسایل نقلیه مانند اسب وشتر وکشتى و …بود اما امامان ما جهت زیارت دراغلب موارد پیاده مى رفتند مانند : امام حسن مجتبى(علیه السلام)که درکتاب مناقب ابن شهر آشوب،‌ج۱،آمده است امام حسن ۲۰ بار پیاده از مدینه به مکه رفت به خاطر طواف خانه خدا. وصاحب کتاب الصفوه روایت مى کند که امام حسن(علیه السلام)۱۵ بار پیاده حج خانه خدا کرده درحالى که اطرافیان او بسیار بودند ودرطول راه صدقات بسیارى به مردم مى بخشیدند.(۵)

وهمین طور بقیه امامان چنین سیره و روشى داشتند. خیلى ازبزرگان علم ودانش هم چنین سیره اى داشتند که به قصد زیارت اهل بیت یا مکان مقدسى پیاده به آنجا مى رفتند.

واین عمل را نشانه زهد وتواضع وفروتنى مى دانستند. یعنى از نظر علم اخلاق این عمل نوعى زهد وتواضع است. ودیگر اینکه انسان عاقل چنین عملى را ستایش مى کند، مثلاً اگر کسانى پیاده به زیارتى دور یا نزدیک بروند هیچ وقت شما آنها را مذمت نمى کنید بلکه عمیقاً این چنین افرادى رادوست مى دارید واحیاناً‌به استقبال آنها مى روید. پس ازنظر عقلى چنین کارى مذمت ندارد بلکه موجب تحسین هم مى شود. البته این عمل براى کسانى است که قادر وتوانایى آن را دارند وگرنه براى کسانى که نمى توانند وقادر به چنین کارى نیستند واجب نیست ودر مواردى هم حرام است.

پی نوشتها

(۱) کامل الزیارات، ص۱۳۲

(۲) کامل الزیارات، ص۱۸۶

(۳) کامل الزیارات، ص۱۸۶

(۴) کامل الزیارات، ص۱۳۴

(۵) کتاب مجموعه زندگانى چهارده معصوم، حسین عمادزاده،ص۵۳۸

منابع تحقیق :

۱٫ کامل الزیارات، ابن قولویه

ثواب الاعمال وعقابها، على محمد دخیل ومجموعه زندگانى چهارده معصوم،‌ حسین عمادزاده.

دلیل بزرگداشت اربعین

اشاره:

اعتبار اربعین امام حسین (علیه السلام) از قدیم الایام میان شیعیان و در تقویم تاریخی‌ وفاداران به امام حسین (علیه السلام) شناخته شده بوده است‌. کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسى که حاصل گزینش دقیق و انتخاب معقول شیخ طوسی از روایات‌ فراوان در باره تقویم مورد نظر شیعه در باره ایام سوگ و شادى و دعا و روزه وعبادت است‌، ذیل ماه «صفر» می‌نویسد: نخستین روز این ماه (از سال ۱۲۱)،روز کشته شدن زید بن علی بن الحسین است‌.

 

روز سوم این ماه از سال ۶۴روزى است که مسلم بن عقبه پرده کعبه را آتش زد و به دیوارهاى آن سنگ‌پرتاب نمود در حالى که به نمایندگی از یزید با عبدالله بن زبیر در نبرد بود.

روز ۲۰ صفر یعنى اربعین زمانى است که حرم امام حسین (علیه السلام) یعنى کاروان‌اسرا، از شام به مدینه مراجعت کردند. و روزى است که جابر بن عبدالله بن‌حرام انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت‌ قبر امام حسین (علیه السلام) بشتابد و او نخستین کسى است از مردمان که قبر آن‌حضرت را زیارت کرد.

در این روز زیارت امام حسین (علیه السلام) مستحب است واین زیارت‌، همانا خواندن زیارت اربعین است که از امام عسکرى (ع‌) روایت ‌شده که فرمود:

علامات مؤمن پنج تاست‌:

خواندن ۵۱ رکعت نماز در شبانه‌روز نمازهاى واجب و نافله و نماز و شب به دست کردن انگشترى دردست راست‌، برآمدن پیشانى از سجده‌، و بلند خواندن بسم الله الرحمن‌الرحیم در نماز.

شیخ طوسى سپس متن زیارت اربعین را با سند به نقل از حضرت صادق علیه ‌السلام آورده است‌:

السلام على ولى الله و حبیبه‌، السلام على خلیل الله ونجیبه‌، السلام على صفى الله و ابن صفیه‌…

این مطلبى است که شیخ طوسی‌، عالم فرهیخته و معتبر و معقول شیعه در قرن‌پنجم در باره اربعین آورده است‌. طبعا بر اساس اعتبارى که این روز میان ‌شیعیان داشته است‌، از همان آغاز که تاریخش معلوم نیست‌، شیعیان به حرمت‌ آن‌، زیارت اربعین می‌خوانده‌اند و اگر می‌توانسته‌اند مانند جابر بر مزار امام حسین (علیه السلام) گرد آمده و آن امام را زیارت می‌کردند. این سنت تا به امروز درعراق با قوت برپاست‌ و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقى و غیر عراقى در این روز بر مزار امام حسین (ع) جمع مى شوند.

در اینجا و در ارتباط با اربعین چند نکته را باید توضیح داد.

۱. عدد چهل‌

نخستین مسأله‌اى که در ارتباط با «اربعین‌» جلب توجه می‌کند، تعبیر اربعین‌ در متون دینى است‌. ابتدا باید نکته‌اى را به عنوان مقدمه یادآور شویم‌:

اصولا باید توجه داشت که در نگرش صحیح دینی‌، اعداد نقش خاصی به‌ لحاظ عدد بودن‌، در القاى معنا و منظورى خاص ندارند، به این صورت که‌ کسى نمی‌تواند به صرف این که در فلان مورد یا موارد، عدد هفت یا دوازده یاچهل یا هفتاد به کار رفته‌، استنباط و استنتاج خاصى داشته باشد. این یادآوری‌، از آن روست که برخى از فرقه‌هاى مذهبی‌، بویژه آنها که تمایلات‌ «باطنی‌گری‌» داشته یا دارند و گاه و بیگاه خود را به شیعه نیز منسوب می‌کرده‌اند، و نیز برخى از شبه فیلسوفان متأثر از اندیشه‌هاى انحرافى و باطنی‌ و اسماعیلی‌، مروج چنین اندیشه‌اى در باره اعداد یا نوع حروف بوده وهستند.

در واقع‌، بسیارى از اعدادى که در نقلهاى دینی آمده‌، می‌تواند بر اساس یک‌ محاسبه الهى باشد، اما این که این عدد در موارد دیگرى هم کاربرد دارد و بدون یک مستند دینى می‌توان از آن در سایر موارد استفاده کرد، قابل قبول نیست‌. به ‌عنوان نمونه‌، در دهها مورد در کتابهاى دعا، عدد صد بکار رفته که فلان ذکر را صد مرتبه بگویید، اما این دلیل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمی‌شود. همینطور سایر عددها. البته ناخواسته براى مردم عادی‌، برخى از این اعداد طی‌ روزگاران‌، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفاده‌هایى هم از آن‌ها می‌شود.

تنها چیزى که در باره برخى از این اعداد می‌شود گفت آن است که آن اعداد معین نشانه کثرت‌است‌. به عنوان مثال‌، در باره هفت چنین اظهار نظرى شده است‌. بیش از این‌هرچه گفته شود، نمی‌توان به عنوان یک استدلال به آن نظر کرد.

مرحوم اربلی‌، از علماى بزرگ امامیه‌، در کتاب کشف الغمه فی معرفه الائمه‌ در برابر کسانى که به تقدس عدد دوازده و بروج دوازده‌گانه برای اثبات امامت‌ ائمه اطهار(ع) استناد کرده‌اند، اظهار می‌دارد، این مسأله نمی‌تواند چیزى را ثابت کند؛ چرا که اگر چنین باشد، اسماعیلیان یا هفت امامی‌ها، می‌توانند دهها شاهد مثل هفت آسمان ارائه دهند که عدد هفت مقدس است‌، کما این که این کار راکرده‌اند.

عدد «اربعین‌» در متون دینی‌

یکی از تعبیرهاى رایج عددی‌، تعبیر اربعین است که در بسیارى از موارد به کار رفته است‌. یک نمونه آن که سن‌ّ رسول خدا (ص‌) در زمان مبعوث شدن‌، چهل بوده است‌. گفته شده که عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فکرى است‌. گفتنى است که برخى از انبیاء در سنین کودکى به نبوّت رسیده‌اند.

از ابن عباس گویا به نقل از پیامبر (ص‌) نقل شده که اگر کسى چهل ساله شد و خیرش بر شرش غلبه نکرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلی آمده است‌ که‌، مردمان طالب دنیایند تا چهل سالشان شود. پس از آن در پی آخرتخواهند رفت‌. (مجموعه ورام‌، ص ۳۵)

در قرآن آمده است «میقات‌» موسى با پروردگارش در طى چهل روز حاصل‌شده است‌. در نقل است که‌، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روى کوه صفا درحال سجده بود. (مستدرک وسائل ج ۹، ص ۳۲۹) در باره بنى اسرائیل هم آمده که‌ برای استجابت دعاى خود چهل شبانه روز ناله و ضجّه می‌کردند. (مستدرک ج ۵،ص ۲۳۹) در نقلى آمده است که اگر کسى چهل روز خالص براى خدا باشد، خداوند او را در دنیا زاهد کرده و راه و چاه زندگى را به او می‌آموزد و حکمت ‌را در قلب و زبانش جارى می‌کند. بدین مضمون روایات فراوانى وجود دارد. چله نشینى صوفیان هم درست یا غلط‌، از همین بابت بوده است‌. علامه مجلسى در کتاب بحار الانوار در این باره که برگرفتن چهل نشینى از حدیث مزبور نادرست است‌، به تفصیل سخن گفته است‌.

اعتبار حفظ چهل حدیث که در روایات ‌فراوان دیگر آمده‌، سبب تألیف صدها اثر با عنوان اربعین در انتخاب چهل ‌حدیث و شرح و بسط آنها شده است‌. در این نقلها آمده است که اگر کسى ازامّت من‌، چهل حدیث حفظ کند که در امر دینش از آنها بهره برد، خداوند درروز قیامت او را فقیه و عالم محشور خواهد کرد. در نقل دیگرى آمده است که ‌امیرمؤمنان (ع‌) فرمودند:

اگر چهل مرد با من بیعت می‌کردند، در برابردشمنانم می‌ایستادم‌. (الاحتجاج‌، ص ۸۴).

مرحوم کفعمى نوشته است‌:

زمین از یک‌ قطب‌، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجیب‌، هیچگاه خالی‌نمی‌شود. (بحار ج ۵۳، ص ۲۰۰)

در باره نطفه هم تصور براین بوده که بعد از چهل‌ روز عَلَقه می‌شود. همین عدد در تحولات بعدى علقه به مُضْغه تا تولد درنقلهاى کهن بکار رفته است‌، گویى که عدد چهل مبدأ یک تحول دانسته شده‌است‌.

در روایت است که کسى که شرابخوارى کند،نمازش تا چهل روز قبول ‌نمی‌شود. و نیز در روایت است که کسى که چهل روز گوشت نخورد،خلقش‌ تند می‌شود. نیز در روایت است که کسى که چهل روز طعام حلال بخورد،خداوند قبلش را نورانى می‌کند. نیز رسول خدا(ص) فرمود:

کسی که لقمه حرامی‌ بخورد، تا چهل روز دعایش مستجاب نمی‌شود. (مستدرک وسائل‌، ج ۵، ص ۲۱۷).

اینها نمونه‌اى از نقلهایى بود که عدد اربعین در آنها به کار رفته است‌.

۲ . اربعین امام حسین (علیه السلام)

باید دید در کهن‌ترین متون مذهبى ما،از «اربعین‌» چگونه یاد شده است‌. به عبارت ‌دیگر دلیل برزگداشت اربعین چیست‌؟ چنان که در آغاز گذشت‌، مهمترین نکته درباره اربعین‌، روایت امام عسکرى (ع‌) است‌. حضرت در روایتى که در منابع ‌مختلف از ایشان نقل شده فرموده‌اند: نشانه‌هاى مؤمن پنج چیز است‌:

۱- خواندن پنجاه و یک رکعت نماز (۱۷ رکعت نماز واجب + ۱۱ نماز شب + ۲۳نوافل‌)

۲ـ زیارت اربعین

۳ـ انگشترى در دست راست

۴ـ وجود آثار سجده ‌بر پیشانى

۵ـ بلند خواندن بسم الله در نماز

این حدیث تنها مدرک معتبرى است که جداى از خود زیارت اربعین که درمنابع دعایى آمده‌، به اربعین امام حسین (علیه السلام) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده ‌است‌.

اما این که منشأ اربعین چیست‌، باید گفت‌، در منابع به این روز به دو اعتبار نگریسته شده است‌.

نخست روزى که اسراى کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند.

دوم روزى که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابى پیامبر خدا (ص‌) از مدینه به ‌کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین (ع‌) را زیارت کند. شیخ مفید (م ۴۱۳) در«مسار الشیعه» که در ایام موالید و وفیات ائمه اطهار علیهم السلام است‌، اشاره به روز اربعین‌کرده و نوشته است‌:

این روزى است که حرم امام حسین (علیه السلام) از شام به سوی مدینه مراجعت کردند. نیز روزى است که جابر بن عبدالله برای زیارت امام حسین (علیه السلام) وارد کربلا شد.

کهن‌ترین کتاب دعایى مفصل موجود، کتاب «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی ازشاگردان شیخ مفید است که ایشان هم همین مطلب را آورده است‌. شیخ ‌طوسى پس از یاد از این که روز نخست ماه صفر روز شهادت زید بن على بن‌الحسین (ع‌) و روز سوم ماه صفر روز آتش زدن کعبه توسط سپاه شام در سال‌۶۴ هجرى است‌، می‌نویسد: بیستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه کربلا) روزى است که حرم سید ما اباعبدالله الحسین از شام به مدینه مراجعت کرد ونیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابى رسول خدا (ص‌) ازمدینه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زیارت کند. او نخستین کس از مردمان بود که امام حسین (علیه السلام) را زیارت کرد. در چنین روزی زیارت آن حضرت‌ مستحب است و آن زیارت اربعین است‌. (مصباح المتهجد، ص ۷۸۷) در همانجا آمده است که وقت خواندن زیارت اربعین‌، هنگامى است که روز بالا آمده‌ است‌.

در کتاب «نزهه الزاهد» هم که در قرن ششم هجرى تألیف شده‌، آمده‌: در بیستم‌این ماه بود که حرم محترم حسین از شام به مدینه آمدند. (نزهه‌الزاهد، ص ۲۴۱) همین طور در ترجمه فارسى فتوح ابن اعثم (الفتوح ابن اعثم‌، تصحیح مجد طباطبائی‌، ص‌۹۱۶) و کتاب مصباح کفعمى که از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجرى است‌ این مطلب آمده است‌. برخى استظهار کرده‌اند که عبارت شیخ مفید و شیخ‌طوسی‌، بر آن است که روز اربعین‌، روزى است که اسرا از شام به مقصد مدینه ‌خارج شدند نه آن که در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان‌، ص ۱۵۴) به هرروی‌، زیارت اربعین از زیارت‌هاى مورد وثوق امام حسین (علیه السلام) است که ازلحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است‌.

۳ . بازگشت اسیران به مدینه یا کربلا

اشاره کردیم که شیخ طوسی‌، بیستم صفر یا اربعین را، زمان بازگشت اسرای‌ کربلا از شام به مدینه دانسته است‌. باید افزود که نقلى دیگر، اربعین رابازگشت اسرا از شام را به «کربلا» تعیین کرده است‌. تا اینجا، از لحاظ منابع کهن‌، باید گفت اعتبار سخن نخست بیش از سخن دوم است‌. با این حال‌،علامه مجلسی پس از نقل هر دو این‌ها، اظهار می‌دارد:

احتمال صحت هردوى اینها (به لحاظ زمانی‌) بعید می‌نماید. (بحار ج ۱۰۱، ص ۳۳۴ ـ ۳۳۵) ایشان این ‌تردید را در کتاب دعایی خود «زاد المعاد» هم عنوان کرده است‌. با این حال‌، درمتون بالنسبه قدیمی‌، مانند «لهوف» و «مثیرالاحزان» آمده است که اربعین‌، مربوط ‌به زمان بازگشت اسرا، از شام به کربلاست‌. اسیران‌، از راهنمایان خواستند تا آنها را از کربلا عبور دهند.

باید توجه داشت که این دو کتاب‌،در عین حال که مطالب مفیدی دارند، ازجهاتی‌، اخبار ضعیف و داستانى هم دارند که برای شناخت آنها باید با متون‌کهن‌تر مقایسه شده و اخبار آنها ارزیابی شود. این نکته را هم باید افزود که ‌منابعى که پس از لهوف‌، به نقل از آن کتاب این خبر را نقل کرده‌اند، نباید به‌عنوان یک منبع مستند و مستقل‌، یاد شوند. کتابهایى مانند «حبیب السیر» که به ‌نقل از آن منابع خبر بازگشت اسرا را به کربلا آورده‌اند، (نفس المهموم ترجمه شعرانی‌، ص ۲۶۹) نمی‌توانند مورد استناد قرار گیرند.

در اینجا مناسب است دو نقل را در باره تاریخ ورود اسرا به دمشق یاد کنیم‌. نخست نقل ابوریحان بیرونى است که نوشته است‌:

در نخستین روز ماه صفر، أدخل رأس الحسین علیه السلام مدینه دمشق‌، فوضعه یزید لعنه الله بین یدیه‌ و نقر ثنایاه بقضیب کان فى یده و هو یقول‌:

لست من خندف ان لم أنتقم‌

من بنى أحمد، ما کان فَعَل‌

لیت‌َ أشیاخى ببدرٍ شهدوا

جَزَع الخزرج من وقع الاسل‌

فأهلّوا و استهلّوا فرحا

ثم قالوا: یا یزید لاتشل‌

قد قتلنا القرن من أشیاخهم‌

و عدلناه ببدر، فاعتدل (الاثار الباقیه‌، ص ۴۲۲)

وی روز اول ماه صفر را روزى مى داند که سر امام حسین (ع) علیه السلام را وارد دمشق کرده و یزید هم در حالى که اشعار ابن زبعرى را مى خواند و بیتى هم بر آن افزوده بود، با چوبى که در دست داشت بر لبان امام حسین (ع) مى زد.

دوم سخن عماد الدین طبرى (م حوالى ۷۰۰) در «کامل بهائی» است که رسیدن اسرا به دمشق را در۱۶ ربیع الاول دانسته یعنى ۶۶ روز پس از عاشورا  میداند که طبیعی‌تر می‌نماید.

۴. میرزا حسین نورى و اربعین‌

علامه میرزا حسین نورى از علماى برجسته شیعه‌، و صاحب کتاب «مستدرک الوسائل» در کتاب لؤلؤ و مرجان در آداب اهل منبر  به نقد و ارزیابی برخى ازروضه‌ها و نقلهایى پرداخته که به مرور در جامعه شیعه رواج یافته و به نظر وی‌از اساس‌، نادرست بوده است‌. ظاهرا وی در دوره اخیر نخستین کسى است که به نقد این روایت پرداخته و دلایل متعددى در نادرستى آن اقامه کرده است.

ایشان این عبارت سید بن طاوس در لهوف را نقل کرده‌است که اسرا در بازگشت از شام‌، از راهنماى خود خواستند تا آنها را به کربلا ببرد؛ و سپس به نقد آن پرداخته است‌. (لؤلؤ و مرجان‌، ص ۱۵۲)

داستان از این قرار است که سید بن طاوس در «لهوف» خبر بازگشت اسراء را به‌کربلا در اربعین نقل کرده است‌. در آنجا منبع این خبر نقل نشده و گفته می‌شود که وى در این کتاب مشهورات میان شیعه را که در مجالس سوگوارى بوده‌، درآن مطرح کرده است‌.

اما همین سید بن طاوس در «اقبال الاعمال» با اشاره به این که شیخ طوسى در مصباح‌می‌گوید اسرار روز اربعین از شام به سوی مدینه حرکت کردند و خبر نقل شده ‌در غیر آن که بازگشت آنان را در اربعین به کربلا دانسته‌اند، در هر دو موردتردید می‌کند. تردید او از این ناحیه است که ابن زیاد مدتى اسراء را در کوفه ‌نگه داشت. با توجه به این مطلب و زمانى که در این نگه داشته صرف شده و زمانی که در مسیر رفت به شام و اقامت یک ماهه در آنجا و بازگشت مورد نیاز است‌، بعید است که آنان در اربعین به ‌مدینه یا کربلا رسیده باشند. ابن طاوس می‌گوید: این که اجازه بازگشت به کربلا به آنها داده باشد، ممکن است‌، اما نمی‌توانسته در اربعین باشد. در خبر مربوط به‌ بازگشت آنان به کربلا گفته شده است که همزمان با ورود جابر به کربلا بوده و با او برخورد کرده اند . ابن طاوس در این که جابر هم روز اربعین به کربلا رسیده باشد، تردید می‌کند. (اقبال الاعمال‌، ج ۳، ص ۱۰۱).

این ممکن است که ابن طاوس لهوف را در جوانى و اقبال را در دوران بلوغ فکری تألیف کرده باشد. در عین حال ممکن است دلیل آن این باشد که آن کتاب را براى محافل روضه خوانى و این اثر را به عنوان یک اثر علمى نوشته باشد. دلیلى ندارد که ما تردید هاى او را در آمدن جابر به کربلا در روز اربعین بپذیریم. به نظر مى رسد منطقى ترین چیزى که برای اعتبار اربعین در دست است همین زیارت جابر در نخستین اربعین به عنوان اولین زایر است.

اما در باره اعتبار اربعین به بازگشت اسرا به کربلا توجه به این نکته هم اهمیت دارد که شیخ مفید در کتاب مهم خود در باب زندگى امامان و در بخش خاص به امام حسین (علیه السلام) از کتاب «ارشاد» در خبر بازگشت اسرا، اصلا اشاره‌اى به این که‌ اسرا به عراق بازگشتند ندارد. همین طور ابومخنف راوى مهم شیعه هم‌اشاره‌اى در مقتل الحسین خود به این مطلب ندارد. در منابع کهن تاریخ کربلاهم مانند انساب الاشراف‌، اخبارالطوال‌، و طبقات الکبرى اثرى از این خبردیده نمی‌شود.

روشن است که حذف عمدى آن معنا ندارد؛ زیرا براى چنین‌حذف و تحریفی‌، دلیلى وجود ندارد.

خبر زیارت جابر، درکتاب بشاره المصطفى آمده‌، اما به ملاقات وى با اسرا اشاره نشده است‌.

مرحوم حاج شیخ عباس قمى هم‌، به تبع استاد خود نوری‌، داستان آمدن ‌اسرای کربلا را در اربعین از شام به کربلا نادرست دانسته است‌. (منتهی الامال‌، ج ۱،صص ۸۱۷ ـ ۸۱۸) در دهه‌هاى اخیر مرحوم محمد ابراهیم آیتى هم در کتاب‌بررسى تاریخ عاشورا بازگشت اسرا را به کربلا انکار کرده است‌. (بررسى تاریخ‌عاشورا، صص ۱۴۸ ـ ۱۴۹) همین طور آقاى مطهرى که متأثر از مرحوم آیتى است. اما این جماعت یک مخالف جدى دارند که شهید قاضی طباطبائى است.

۵. شهید قاضى طباطبائى و اربعین‌

شهید محراب مرحوم حاج سید محمدعلى قاضى طباطبائى رحمه الله علیه‌، کتاب‌ مفصلى با نام «تحقیق در باره اولین اربعین حضرت سید الشهداء» در باره اربعین ‌نوشت‌ که اخیرا هم به شکل تازه و زیبایى چاپ شده است.

هدف ایشان از نگارش این اثر آن بود تا ثابت کند، آمدن اسراى از شام‌ به کربلا در نخستین اربعین‌، بعید نیست‌. این کتاب که ضمن نهصد صفحه‌ چاپ شده‌، مشتمل بر تحقیقات حاشیه‌اى فراوانی در باره کربلاست که بسیارمفید و جالب است‌. اما به نظر می‌رسد در اثبات نکته مورد نظر با همه زحمتى که مؤلف محترم کشیده ، چندان موفّق‌ نبوده است‌.

ایشان در باره این اشکال که امکان ندارد اسرا ظرف چهل روز از کربلا به کوفه‌،از آنجا به شام و سپس از شام به کربلا بازگشته باشند، هفده نمونه از مسافرتها ومسیرها و زمانهایى که براى این راه در تاریخ آمده را به تفصیل نقل کرده‌اند. دراین نمونه‌ها آمده است که مسیر کوفه تا شام و به عکس از یک هفته تا ده دوازده ‌روز طى می‌شده و بنابر این‌، ممکن است که در یک چهل روز، چنین مسیررفت و برگشتى طی شده باشد. اگر این سخن بیرونى هم درست باشد که سر امام حسین (علیه السلام) روز اول صفر وارد دمشق شده‌، می‌توان اظهار کرد که بیست ‌روز بعد، اسرا می‌توانستند در کربلا باشند.

باید به اجمال گفت‌: بر فرض که طى این مسیر براى یک کاروان‌، در چنین زمان ‌کوتاهی‌، با آن همه زن و بچه ممکن باشد، باید توجه داشت که آیا اصل این ‌خبر در کتابهاى معتبر تاریخ آمده است یانه‌. تا آنجا که می‌دانیم‌، نقل این خبر در منابع ‌تاریخی‌، از قرن هفتم به آن سوى تجاوز نمی‌کند. به علاوه‌، علماى بزرگ شیعه‌، مانند شیخ مفید و شیخ طوسی‌، نه تنها به آن اشاره نکرده‌اند، بلکه به عکس‌ِ آن تصریح کرده و نوشته‌اند: روز اربعین روزى است که حرم امام حسین (علیه السلام) وارد مدینه شده یا از شام به سوى مدینه خارج شده است‌.

آنچه می‌ماند این است که نخستین زیارت امام حسین (علیه السلام) در نخستین اربعین، توسط جابر بن عبدالله انصاری صورت گرفته است و از آن پس ائمه اطهار علیهم السلام که از هر فرصتی براى رواج زیارت امام حسین (علیه السلام) بهره می‌گرفتند، آن‌روز را که نخستین زیارت در آن انجام شده‌، به عنوان روزى که زیارت امام حسین (علیه السلام) در آن مستحب است‌، اعلام فرمودند.

متن زیارت اربعین هم ازسوى حضرت صادق علیه السلام انشاء شده و با داشتن آن مضامین عالی‌،شیعیان را از زیارت‌آن حضرت در این روز برخوردار می‌کند.

اهمیت خواندن زیارت اربعین تاجایى است که از علائم شیعه دانسته شده است‌، درست آن گونه که بلند خواندن بسم الله در نماز و خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز درروایات بیشماری‌، از علائم شیعه بودن عنوان شده است‌.

زیارت اربعین در «مصباح المتهجد» شیخ طوسى و نیز «تهذیب الاحکام» وى به نقل ازصفوان بن مهران جمال آمده است‌. وى گفت که مولایم امام صادق (ع‌) فرمود:

زیارت اربعین که باید وقت برآمدن روز خوانده شود چنین است… (مصباح المتهجد، ص ۷۸۸، تهذیب الاحکام‌، ج ۶،ص ۱۱۳، اقبال الاعمال‌، ج ۳، ص ۱۰۱، مزار مشهدی‌، ص ۵۱۴ (تحقیق قیومی‌)، مزار شهید اول (تحقیق‌مدرسه الامام المهدی‌، قم ۱۴۱۰)، ص ۱۸۵ ـ ۱۸۶).

این زیارت‌، به جهاتى مشابه برخى از زیارات دیگر است‌، اما از آن روى که‌مشتمل بر برخى از تعابیر جالب در زمینه هدف امام حسین از این قیام است‌، داراى اهمیت ویژه می‌باشد. در بخشى از این زیارت در باره هدف امام حسین (علیه السلام) از این نهضت آمده است‌:

«… و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله ‌و حیره الضلاله‌…

و قد توازر علیه من غرّته الدنیا و باع حظّه بالارذل الادنی‌».

خدایا، امام حسین (علیه السلام) همه چیزش را براى نجات بندگانت از نابخردى وسرگشتگى و ضلالت در راه تو داده در حالى که مشتی فریب خورده که انسانیت‌ خود را به دنیاى پست فروخته‌اند بر ضد وى شوریده آن حضرت را به‌شهادت رساندند.

دو نکته کوتاه:

نخست آن که برخى از روایاتى که در باب زیارت امام حسین (علیه السلام) در کتاب کامل الزیارات‌ ابن قولویه آمده‌، گریه چهل روزه آسمان و زمین و خورشید و ملائکه را بر امام حسین (علیه السلام) یادآور شده است‌. (اربعین شهید قاضی‌، ص ۳۸۶)

دوم این که ابن طاوس یک اشکال تاریخى هم نسبت به اربعین بودن روز بیستم صفرمطرح کرده و آن این که اگر امام حسین (علیه السلام) روز دهم محرم به شهادت رسیده‌باشد، اربعین آن حضرت نوزدهم صفر می‌شود نه بیستم‌. در پاسخ گفته شده ‌است، به احتمال ماه محرمى که در دهم آن امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیده‌، بیست و نه روز بوده است‌. اگر ماه کامل بوده‌، باید گفت که روز شهادت را به ‌شمارش نیاورده‌اند. (بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۳۳۵).