زندگی زناشویی

نوشته‌ها

توصیه‌هایی تربیتی برای داشتن خانواده سالم

 مواردی را که در بحران زدایی خانواده جنبه کاربردی دارد و می‌تواند در بهبود روابط زوجین مؤثر واقع شود با عنوان توصیه‌های تربیتی ارائه می‌نماییم:
۱- شخصیت همسرتان هر چه باشد، شما هم نیاز به دوباره سنجی معتقدات خود در مورد زندگی دارید. این باور که شما هم بی‌عیب و نقص نیستید. یک نوع آمادگی و انعطاف روحی ایجاد می‌کند که برای دست یابی به تفاهم ضرورت زیادی دارد.
۲- مشکلات زندگی همه یک جور نیستند از لحاظ موضوعیت، عمق و پیچیدگی با هم فرق دارند. از این رو زمانی متناسب به هر کدام برای بحران‌زدایی مورد نیاز می‌باشد. هرگز عجولانه و شتاب‌زده با مشکلات ژرف برخورد نکنید. بلکه اعتقاد داشته باشید که مشکلات به تدریج و به مرور زمان شکل می‌گیرند و بر همین اساس به صورت تدریجی نیز باید حل شود.
۳-بحران و مشکلات زندگی محک لیاقت و شایستگی شما به شمار می‌روند و سعی کنید با عبور از این بحران، لیاقت، جدیت و توان خود را به ثبات رسانید.
۴- اجازه ندهید حوادث و افراد شما را بکوبند. روحیه خود را دست خوش ناملایمات نکنید و قدرت خود را از دست ندهید.
۵- دوباره سنجی انتظارات و توقعات شما از همسرتان در برخی موارد به کاهش بحران منجر می‌شود. مثلاً باید از خود بپرسید این که من معتقدم «همسرم باید چنین و چنان می‌کرد» این بادها از کجا نشأت گرفته‌اند؟ و چگونه بایدها به قوانین و مقررات زندگی تبدیل شده‌اند؟ این عمل در بررسی امکانات همسرتان و ارزیابی قدرت واکنش او به خواسته‌های شما سودمند است.
۶- برای تغییر در روحیه همسرتان و در نتیجه مشکل زدایی از زندگی برخی شرایط حاکم بر خانواده را تغییر دهید؛ مثلاً پیشنهاد یک مسافرت، افزودن برخی برنامه‌های متنوع به زندگی و در صورت امکان، تغییر در شرایط و ساعات کار و بازگشت به منزل و تغییر الگوهای ارتباطی با همسر از این قبیل موارد محسوب می‌شود.
۷- قوای حیاتی خودتان را درست مثل پول تان صرفه‌جویی کنید و این حق را نیز برای همسرتان قائل باشید که از هم انرژی زدایی خود را ذخیره کنید و با برخوردهای شکننده دچار افسردگی و پیروزی زودرس نشود.
۸- یک فلسفه زندگی را که مبتنی بر خوش‌بینی باشد، اتخاذ کنید. چنین امری به مهار کردن عواطف و حفظ قوای شما کمک خواهد کرد.
۹- سازمان عاطفی خود را به گونه‌ای مرتب و منظم کنید که مانع از انتقال کلیه نگرانی‌ها و افکار منفی مربوط به کارتان به محیط منزل و بالعکس گردد.
۱۰- هر وقت در اثنای گفت و گو با همسرتان احساس می‌کنید که به حالت عصبی نزدیک می‌شوید، از ادامه بحث خودداری نموده و در زمان مناسب به بیان بقیه مطالب خود بپردازید.
۱۱- برای حوادثی که شاید هنوز روی ندهد، خودتان و همسرتان را آزار ندهید.
۱۲- از کاه کوه نسازید و مسائل را بزرگ نکنید بدانید که در زندگی افراد خوش‌بین، کاه و کوه هر دو وجود دارد ولی زندگی افراد بدبین فقط کوه وجود دارد. زیرا آنها از هر کاهی، کوهی می‌سازند و در برابر آن اظهار عجز می‌کنند.
۱۳- مقید باشید که در فرصت‌های مناسب ارتباط کلامی با همسرتان داشته باشید و آن را محدود به مواقعی که دچار بحران می‌شوید نکنید. زیرا در چنین حالتی ارتباط کلامی شما با تحریکات روحی و عصبی همراه خواهد بود و در آن صورت، نتیجه‌ای عاید شما نمی‌شود.
۱۴- همسرتان از شخصیتی برخوردار است که نه آنچنان پیچیده است که شناخت او غیرممکن باشد و نه آن چنان ساده است که نیازمند تلاشی از جانب شما نباشد. شناخت همسرتان امری ممکن و ضروری است با مطالعه مستمر در حالات و روحیاتش او را بیشتر و بهتر خواهید شناخت و در نتیجه زندگی شما هرگز به لبه پرتگاه نزدیک نخواهد شد.
۱۵-در برخی از بحران‌های زناشویی هر یک از زوجین با مطرح ساختن خاطرات دردناک گذشته و بیان تأملات روحی خود شکل را پیچیده‌تر می‌کنند در حالی که ظاهراً قضایای گذشته ربطی به مشکل امروز آنها ندارد.
۱۶- تعدادی از زوج‌های جوان به دلیل آسیبی که در الگوهای ارتباطی فی‌مابین وجود دارد، نمی‌توانند به تفاهم برسند. ممکن است این آسیب در نحوه گفت و گو همکاری برخورد با اطرافیان آن به وجود آمده باشد به هر حال در روابط آنها خللی ایجاد می‌کند در این گونه موارد حضور فرد سومی به عنوان مشاور می‌تواند در رفع مشکلات ارتباطی آنها مؤثر باشد.
عطا ایمانی
منبع: نشریه راه کمال؛ شماره ۳۸

خواندنى براى همسران جوان

 براى موفقیت و شادکامى در ازدواج، نمی‌توان راهنمایی‌هاى مخصوصى را در نظر گرفت، با این وجود، این پیشنهادات لازم و ضرورى به نظر مى‌رسد:

۱- قاعده طلایى اول: همسر خود را گرامى بدارید.

ازدواج یعنى اعلان استقلال، هنگامى که ازدواج می‌کنید، قول مى‌دهید که در مشقت و راحتی، فقر و سلامتى، همسر خود را دوست بدارید. عشق شما به یکدیگر، بر پایه زندگى زناشویى استوار می‌باشد. لذت عاشق، سرور و خوشحالى معشوق است. همسر خود را گرامى بدارید و عقد ازدواج را محکم کنید. زن و شوهر با طناب بسیار محکمى به هم متصل هستند. رشته‌هاى بسیارى این طناب را به وجود می‌آورند که از همه مهم‌تر رشته عشق و علاقه‌اى است که نسبت به یکدیگر ابراز می‌دارند. رشته‌هاى دیگرى چون رشته علایق مشترک، تجربیات مشترک، وفادارى مشترک و تشریک مساعى در زندگى لازم است. هر چه رشته‌هاى این طناب محکم‌تر باشند، ازدواج نیز باثبات‌تر خواهد بود. پس رشته‌هایى درست کنید که هرگز گسیخته نشوند.

۲- قاعده طلایى دوم: وقتى ازدواج می‌کنید با همسرخود چون یک روح در دو جسم باشید.

پس از ازدواج به والدین خود متکى نباشید، بلکه باید با زن خود روح جدیدى را به وجود آورید. به پدر و مادر خود احترام بگذارید. خانواده‌اى جدا بسازید و شانس موفقیت زیادى در زندگى به وجود آورید.

۳- قاعده طلایى سوم: فن عشق ورزى را بیاموزید.

هماهنگى سبب ایجاد علاقه زناشویى می‌شود. در روابط خود احساسات و عواطف را توام سازید. هر چه روابط شما هماهنگ‌تر باشد شانس موفقیت شما نیز بیشترخواهد بود.

۴- قاعده طلایى چهارم: خود را براى پدر و مادر شدن آماده کنید.

درباره حقایق مربوط به پدرشدن اطلاعات کسب کنید، سلامتى روحى و جسمى اطفال شما بستگى به دقت‌هاى اولیه شما دارد. هر چه توجه و دقت شما بیشتر باشد سلامتى آنها بهتر تامین می‌شود براى آنها زمینه مستعدى تهیه کرده و مقدمه خوبى براى زندگى آنها به وجود آورید. محیط خانواده، بهترین مکان براى تربیت کودک است. کودکانى که عضو خانواده‌هاى مهربان و فداکار هستند از نظر روحى بهتر تربیت مى‌شوند. بهترین آمادگى جهت پدر و مادر شدن، ازدواج حقیقى است.

۵-قاعده طلایى پنجم: در زندگى زناشویى بردبار و صبور باشید!

هرگاه بخواهید به تنهایى حرکت کنید هرکجا بخواهید قدم می‌گذارید ولى هنگامى که با یک نفر دیگر هستید قدم‌هاى شما باید با او هماهنگ باشد. در ابتداى کار ممکن است پاى یکدیگر را لگد کنید ولى سپس تجربه کسب می‌کنید که چگونه خود را با یکدیگر هماهنگ سازید. در ازدواج نیز براى ایجاد هماهنگى جسمى و روحى گذشت زمان لازم است، براى موفق شدن باید صبور و بردبار باشید. خویشاوندان زن و شوهر نیز باید صبور باشند و براى ایجاد چنین صبر و شکیبایى گذشت زمان لازم است، وقتى که دخترى عاشق پسرى می‌شود نمی‌تواند الزاما مادر او را یا پدرش را دوست بدارد. عروس و داماد نمی‌توانند خیلى سریع با زندگى داخلى همسرشان پیوستگى ایجاد کنند! براى حل وفصل این موضوع زمان براى درک، فهم و شعور لازم است.

۶- قاعده طلایى ششم: ریشه ازدواج خود را محکم سازید!

به زندگى زناشویى مانند گیاه باید توجه کرد، به خصوص زمانى که هنوزتازه و نورس است ریشه آن را باید با اندیشه مشترک، دقت و توجه، مهرو محبت و بالاخره حس تفاهم که به منزله خورشید و باران هستند سیرآب و تقویت کرد. به یکدیگر ابراز علاقه کنید، به هر شکلى که می‌توانید احساسات خود را به یکدیگر نشان دهید. ممکن است عشق از گفتار عمیق‌تر باشد ولى گاهى با محبت نمایان می‌گردد. روابط زناشویى را پرورش داده و آن را برویانید. براى توجه به گیاه باید علف‌هاى هرز را چید. هرگاه علف‌هاى هرز رشد و نمو کنند، گیاه مزبور پرورش نیافته و خشک می‌شود! چنانچه علف‌هاى هرز را سریعا از بین ببریم، گیاه رشد کامل خود را به دست مى آورد. در ازدواج نیز علف‌هاى هرز را به محض پیدایش از بین ببرید. بگذارید گیاه ازدواجتان آن طورى که شایسته است، رشد و نمو نماید.

۷- قاعده طلایى هفتم: در صورت لزوم با افراد مطلع مشورت کنید.

مشورت درباره ازدواج به منزله هنر و علم اجتماعى ظهور کرده است. پزشکان، صاحب نظران علوم اجتماعی، متخصصین تعلیم و تربیت و مشاوران ازدواج خود را براى چنین وظیفه اجتماعى آماده می‌سازند و مشاور مطلع به شما بصیرت و ادراک کافى داده و شما را از بیماری‌هاى زناشویى و اختلالات روانى که ممکن است هیچ کدام از شما آگاهى و بینش بر منابع کشمکش‌هاى خود نداشته باشید آگاهى می‌سازد زیرا علت بعضى از نارضایتی‌ها واضح و آشکار نمی‌باشد. ممکن است یک بحث جزیى مربوط و منوط به حسن عدم امنیت، آرزوى قدرت و… باشد. اگر شما قادر به حل موضوع نباشید، مشاورشما آن را حل خواهد کرد. از دیگران راهنمایى بخواهید و بر شانس موفقیت خود در زندگى زناشویى‌تان بیفزایید.

۸- قاعده طلایى هشتم: از قوانین هشتگانه طلایى پیروى کنید!

با همسر خود همان طور رفتار کنید که میل دارید او با شما رفتار کند. از احساسات یکدیگر مطلع بوده و به احتیاجات دیگرى توجه داشته باشید. ببخشید، همان طور که میل دارید بخشیده شوید. از جسارت، اهانت و بى وفایى بپرهیزید!

منبع: نشریه آیینه زندگى؛ شماره ۹۵

راز عشق بادوام

 بسیاری از زوج‌های جوان، پس از گذشت مدت زمانی نه چندان طولانی، احساس می‌کنند شریک زندگی‌شان دیگر مثل روزهای اول زندگی ‌آنها را دوست ندارند و نسبت به آنها بی‌اعتنا هستند، اما زوج‌هایی هم پیدا می‌شوند که همواره از در کنار هم بودن احساس لذت می‌کنند. این نوشتار هفت راز برای ادامه عشق بادوام را برای شما می‌گشاید.

تفاوت‌ها را بفهمیم

مهم‌ترین جنبه جذابیت این است که ما با هم تفاوت داریم. درست همان‌ طور که قطب منفی و مثبت یک آهن‌ربا یکدیگر را جذب می‌کنند، مرد با احساس ویژگی‌های مردانه و زن با احساس ویژگی‌های زنانه یکدیگر را جذب می‌کنند. تشابه و همسانی زن و مرد از لحاظ رفتار، افکار و کردار چیزی به جز کسالت‌آور شدن زندگی و بی‌علاقگی به ادامه آن را در پی نخواهد داشت.

اگر خویشتن واقعی خود را منکر نشویم و تفاوت‌های موجود در یکدیگر را درک کرده و خود را با آنها تطبیق دهیم به عشق پردوام‌تری دست خواهیم یافت.

جامه عمل پوشاندن به خواسته‌های متفاوت و مختص مرد در راستای عقاید او از طرف زن از یک سو و متقابل این اصل از طرف مرد برای زن و خواست‌های او از سویی دیگر، هدفمندی زندگی و به دنبال آن برآورده شدن خواسته‌های دو طرف را در برخواهد داشت که نتیجه‌ای به جز تداوم عشق و گرمی زندگی را در پی نخواهد داشت. هیچ‌یک از زوجین هرگز نباید در راستای تغییر دیگری برمبنای خواست‌ها و عقاید خود گام بردارد چرا که درغیر این صورت همچون قطب‌های متجانس آهنربا یکدیگر را دفع خواهند کرد و نیروی جاذبه بین آنها تبدیل به دافعه خواهد شد. طلاق عاطفی نتیجه‌ای از این نیروی دافعه خواهد بود. بنابراین باید یکدیگر را همان طور که هستند و با همان ویژگی‌های مختص و متفاوت پذیرفته و برای برآورده کردن خواست‌های یکدیگر گام بردارند.

تغییر و رشد

از جمله تفاوت‌های اشرف مخلوقات با سایر آفریده‌های خدا، صاحب اختیار بودن و قدرت تفکر اوست و همین دو خصیصه برای تغییر و رشد او چه از لحاظ فیزیکی و چه از لحاظ روحی و روانی کافی است و این تغییر در هر برهه زمانی از زندگی امکان‌پذیر است، چرا که اختیار داشتن و قدرت تفکر، اراده و پشتکار را به همراه می‌آورد، اگر مدبرانه رفتار نکنید و در زندگی و روحیات خود تغییرات لازم را اعمال نکنید، زندگی زناشویی شما احتمالا خسته کننده می‌شود. وقتی روابط زناشویی امکان رشد را فراهم نسازد، آن پیمان کم‌رنگ خواهد شد. اگر ازدواج به گونه‌ای باشد که با خود صادق باشیم، تغییرخود به خود ایجاد می‌شود.

احساسات، نیازها و آسیب‌پذیری‌ها

برای این که عشق را دریابیم، به احساس نیاز داریم. نارضایتی زوجین از یکدیگر سبب سرکوب شدن احساسات و عواطف محبت‌آمیز‌ آنها نسبت به یکدیگر می‌شود و به مرور، وقتی زن و شوهر احساسات خود را همچنان سرکوب می‌کنند، دیواری به دور قلب خود می‌کشند و این نتیجه‌ای جز بی‌اعتنایی و عدم حمایت شوهر از زن و زن از شوهر نخواهد داشت و بتدریج که دیوار دور قلب بلندتر می‌شود و راه قلب به طور کامل مسدود می‌‌شود، طلاق عاطفی رخ خواهد داد و میان ما و احساسات محبت‌آمیز فاصله‌ای عمیق خواهد افتاد. به کمک برقراری ارتباط صحیح و با قدردانی از کارهای یکدیگر می‌توانیم دیوار دور قلبمان را خراب کرده و مهر و عشق از دست رفته را بازیابیم.

مسئولیت شخصی و التیام نفس

وقتی نیازهای احساسی ما در ازدواج برآورده نمی‌شوند، اختلافات حل و فصل نشده مربوط به گذشته‌ها خودنمایی می‌کنند، لحظه‌ای احساس مهر و عشق می‌کنیم و لحظه‌ای بعد به طلاق می‌اندیشیم. هرگاه احساس می‌کنید حال خوبی ندارید و یا این که از یک عمل یا حرف‌ همسرتان برآشفته شده‌اید، بدانید که در اعماق وجود شما چیزی هست که نیاز به التیام دارد. در این شرایط لازم است که بخشاینده‌تر و پرمهرتر ظاهر شویم.

در این مواقع باید از خود مراقبت و یا حتی در صورت لزوم به روان درمانگر مراجعه کنیم و به رغم این که از همسرمان انتظار داریم که کاری برای ما صورت دهد، بهتر است که توقع خود را کنار بگذاریم. حالا زمان التیام خویشتن است. در این هنگام، با بخشش و چشم‌پوشیکردن از بی‌مهری‌های گذشته هم خویشتن خویش را التیام بخشیده‌ایم و هم همسرمان را از آماج سرزنش‌های خود و مشاجره‌های مجدد دور می‌کنیم.

احترام متقابل به یکدیگر

باید توجه داشت که هر مشاجره‌ای در هر زمینه‌ای نباید منجر به ریختن حرمت و احترام بین طرفین شود. به عبارتی حتی برای مشاجره و بگومگوهای زوجین هم باید یک حد و مرز مشخصی در نظر گرفته شود و هیچ‌یک از زوجین نباید پا را فراتر از آن بگذارند، تداوم زندگی و چگونگی این تداوم و روابط زناشویی بسیار در گروه اصل قرار دارد.

عشق و مهر و محبت

زن‌ها بیشتر زمانی احساس محبت می‌کنند که از ناحیه شوهرشان حمایت عاطفی شوند. مهم نیست که مرد چه چیزی را برای همسرش تهیه می‌بیند، مهم استمرار داشتن آن است. زن وقتی عشق را احساس می‌کند که دریابد عشق و محبت شوهرش ادامه‌دار است. ممکن است مسائلی مانند سالگرد ازدواج، تاریخ تولد و یا حتی وقایع مهم زندگی برای مرد اهمیتی نداشته باشد و حتی به دست فراموشی سپرده شود، اما برای اغلب زنان این مساله در درجه بالایی از اهمیت قرار دارد چرا که استمرار عشق و محبت شوهر را برایشان به اثبات می‌رساند. اغلب زنان احساسات شنیداری و کلامی را بهتر درک می‌کنند. جملاتی مانند <من به تو علاقه دارم>، <احساست را درک می‌کنم>، <می‌دانم از چه خوشت می‌آید> و <همیشه در کنارت خواهم بود> اگرچه جملات ساده‌ای هستند، اما اگر از جانب مرد به زن اعلام شوند در جلب مهر و محبت و عشق زن بسیار موثر خواهد بود. اما دریافت عشق و محبت از جانب مرد متفاوت است. او در صورتی احساس مهر و عشق می‌کند که زنش پیوسته از کارهایی که و انجام می‌دهد قدردانی و تعریف و تمجید نماید. روحیه خوب زن به شوهرش احساسی از مهر او عشق می‌دهد. مرد زمانی شاد می‌شود که همسرش راضی باشد.

در حالی که زن از گرفتن حتی یک شاخه گل سرخ به عنوان هدیه احساس مهر و عشق می‌کند، مرد از مورد قدردانی واقع شدن به این احساس می‌رسد. وقتی مرد برای همسرش کارهای کوچک می‌کند و زنش از او تشکر می‌نماید، مرد احساس محبت می‌کند. اگر مرد فراموش کرد، زن مدبر کسی است که به لحن غیرمتوقعانه موضوع را به او یادآور شود. و مرد متعهد نیز مردی است که به محض یادآوری همسرش را مورد دلجویی و محبت قرار داده و سهل‌انگاری خود را از دلش درآورد. در غیر این صورت این بی‌مهری‌ها به مرور زمان انباشته شده و به جایی می‌رسد که حتی حمایت و دلجویی و تدبیر نیز کاری از پیش نبرده، طلاق عاطفی زوجین را سبب خواهد شد.

دوستی، استقلال و تفریح

سرکوب احساسات، به روحیه دوستانه زن و شوهر، آسیب می‌رساند. اگر زن یا شوهر، هر کدام به تنهایی در زندگی زناشویی خود از خود گذشتگی نشان دهند ازدواجشان پابرجا باقی می‌ماند اما مهر و عشق آنها را تنها می‌گذارد.

بدون داشتن مهارت‌های جدید ارتباطی با آن که ممکن است ازدواج پابرجا باقی بماند، مهر و عشق صحنه را خالی می‌کند و زندگی زناشویی فقط جنبه فیزیکی به خود گرفته و همان طلاق عاطفی را منجر خواهد شد. وقتی زنی به همسرش علاقه دارد اما به او برای حمایت از خود کمک نمی‌کند، در واقع به روابط زناشویی خود آسیب‌ می‌رساند. مرد تنها زمانی در روابط زناشویی خود موفق ظاهر می‌شود که بتواند خواسته‌ها و نیازهای همسرش را برآورده سازد.

برای ایجاد دوستی در روابط زناشویی، باید تعادلی میان استقلال و وابستگی ایجاد شود. همان طور که نیاز به همسرمان مبنای شوق و عشق و تداوم زندگی است، اما اگر به اندازه کافی استقلال و خود مختاری نداشته باشیم، در مواقعی که همسرمان چیزی ندارد که به ما بدهد و یا در مواقعی که بنابر دلایلی (که منطق خودش حکم می‌کند) نخواهد کاری را برای ما انجام دهد، احساس می‌کنیم در گرفتن آنچه به آن نیاز داریم، ناتوان هستیم. با قبول مسئولیت در قبال خود و با التیام بخشیدن به خویشتن، می‌توانیم در مواقعی که همسرمان نمی‌تواند کاری برای ما انجام دهد اقدامی برای خود صورت دهیم. از جمله این موارد می‌توان از وابستگی‌های افراطی مرد به زن در انجام کارهای شخصی و یا حتی از لحاظ عاطفی و نیز وابستگی مالی زن به مرد در تمامی زمینه‌ها نام برد. متاسفانه زنان از لحا ظ عاطفی بسیار شکننده هستند، پس باید از همان ابتدا سهم خاصی از احساساتشان را به شریک زندگی‌شان اختصاص دهند، نه همه آن را. چرا که در صورت بروز هر مشکلی تمامی احساس خود را بربادرفته ندانسته و برمبنای آن به زندگی خود ادامه دهند. احساسات بیش از حد و زیاده‌روی، توقعات را باعث خواهد شد و این نیز پیش زمینه‌ای برای مشاجرات خانوادگی است.

منبع: روزنامه جام جم

پرهیز از تنوع‌طلبی و ناپایداری جنسی

یکی از عوامل سازگاری پایداری، ترکیب زناشویی است. همسران زمانی ازدواج پایداری را تصور می‌کنند که تصمیم دارند در طول دوره ی حیات با یکدیگر زندگی کنند، نسبت به هم متعهد باشند، در غم و شادی یکدیگر شریک شوند، راحتی دیگری را راحتی خود و سختی دیگری را سختی خود بدانند و تکیه گاهی را در مسائل زندگی برای خود احساس کنند. در چنین صورتی سازگاری در زندگی آنان زمینه مناسب‌تری پیدا می‌کند. اگر چنین نباشد، چندان دلیلی وجود ندارد که یکی خود را گرفتار دیگری کند. زمانی انسان گرفتار دیگری می‌شود که به او دلبستگی پیدا کند، و این عامل را در ازدواج دایم می‌توان پیدا کرد. به همین دلیل مسئولیت‌ها و تکالیف همسران – چه مسئولیت‌های دینی و چه مسئولیت‌های اجتماعی – بسیار بیشتر از ازدواج موقت است. بی‌شک پذیرفتن این مسئولیّت‌ها به دلیل منافع و رضایتمندی پایدارتری است که در ازدواج دایم وجود دارد.
مبنای ازدواج دایم، ترکیب در ابعاد مختلف است. زن و شوهر در این ازدواج تنها به فکر تأمین نیازهای جنسی خود در زندگی مشترک نیستند؛ بلکه تولید نسل، آرامشگری، تأمین خلأ عاطفی و… از مقاصد همسران در زندگی مشترک است. ازدواجی که با توجه به این اهداف شکل می‌گیرد، به طور طبیعی با احراز زمینه‌های بیشتری برای سازگاری تحقق می‌یابد. در چنین ازدواجی به همان اندازه که عوامل تأمین کننده اهداف ازدواج بیشتر مورد توجه است، در عوامل خطرآفرین و‌ آسیب زا نیز دقت بیشتری اعمال می‌شود تا مبادا زندگی را به خموشی یا خمودی بکشاند. از عواملی که می‌تواند سازگاری میان همسران را کم رنگ کند، مسئله تنوع طلبی و ناپایداری در امر ازدواج است که مناسب است ابعاد مختلف آن بررسی شود.

ازدواج ناپایدار

با تحقیق در متون دینی شیعه، بی‌شک ازدواج ناپایدار امری است مباح که اشکال شرعی ندارد؛ امّا بحث ما حکم فقهی این مسئله نیست؛ بلکه می‌خواهیم جایگاه آن را در متون دینی بررسی کنیم و به موارد ترغیب، تشویق یا تحذیر آن پی ببریم. همچنین حدود و شرایط آن را بشناسیم که آیا می‌توانیم بگوییم از آن جا که ازدواج ناپایدار یک سنّت فراموش شده است، باید به هر نحو ممکن این سنّت را احیا کنیم یا این که این ازدواج محدودیت‌ها و شرایطی دارد که با توجه به آن شرایط می‌توان امر مطلوبی باشد.
تفاوت میان مباح بودن و مطلوب بودن، روشن است و جایی برای بحث ندارد. وقتی ابوحنیفه از ابا جعفر محمد بن نعمان پرسید:‌ ای ابا جعفر! درباره ازدواج موقت چه می‌گویی؟ آیا فکر می‌کنی این عمل کار حلالی است؟ او پاسخ داد: آری، ازدواج موقت امری مباح و حلال است. ابوحنیفه پرسید: پس چرا زنان خود را دستور نمی‌دهی تا به ازدواج موقت رو بیاورند و از این راه چیزی کسب کنند؟ ابوجعفر به او گفت: مگر هر کاری به صرف این که حلال است، مطلوب است؟ مردم دارای مراتب و جایگاه اجتماعی خاصّی هستند. قرار نیست افراد بلندمرتبه هر کاری که حلال است، در شأن خود ببیند و انجام دهند.(۱) بنابراین روشن است که موضع بحث ما، حلال بودن و مباح بودن این ازدواج نیست؛ بلکه می‌خواهیم مطلوبیت و نقش آن را در سازگاری و ناسازگاری بررسی کنیم.
برای پی بردن به مطلوب یا نامطلوب بودن یک کار، باید جایگاه آن را بررسی کرد تا با فراهم آمدن زمینه ی ارزیابی آن، از مثبت یا منفی بودن آن آگاهی یافت.

جایگاه ازدواج ناپایدار

فلسفه این ازدواج، تشکیل زندگی برای آرامشگری در تمام ابعاد آن نیست؛ بلکه به طور عمده آن چه مبنای اصلی در این ازدواج است، تسکین و ارضای غریزه جنسی از مسیر حلال است. روایتی است از امیرمؤمنان علی(علیه السّلام) که می‌فرماید:
لولا انّ عمر نَهی عن المتعه ما زَنی الّا شنقیّ؛(۲) اگر عمر از ازدواج موقت منع نمی‌کرد جز شقاوتمند کسی زنا نمی‌کرد».
همین مضمون با کمی تفاوت در کافی شریف آمده است که امام باقر(علیه السّلام) فرمودند: امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) همواره می‌فرمودند:
اگر خلیفه دوم بر من سبقت نمی‌گرفت در حکمی که صادر کرد و ازدواج موقت را نهی نمی‌کرد جز شقاوتمند کسی زنا نمی‌کرد.(۳)
با این بیان روشن می‌شود که زاویه نگاه در فلسفه ازدواج موقت، فرار از آزادی بی‌حدّ و مرز غریزه ی جنسی به سوی محدود کردن آن در منطقه مجاز اسلامی است. به همین دلیل می‌توان گفت: ازدواج موقت، یکی از بهترین راه‌های ارضای غریزه ی جنسی برای کسانی است که به هر دلیلی از نعمت داشتن همسر محرومند. مجرّدهایی که نمی‌توانند زندگی مشترک تشکیل دهند و در تمام ابعاد زندگی از وجود همسر بهره‌مند شوند، دست کم برای فرار از گناه و ارضای غریزه جنسی می‌توانند از مسیر درست، به ازدواج موقّت رو بیاورند. آن چه در جامعه کنونی شگفت آور است، این است که تقریباً مجرّدها از این نعمت به طور کلّی محرومند و نه تنها استفاده از این مسیر به آن‌ها اختصاص ندارد، بلکه آنان کمتر در جمع بهره‌مندان دیده می‌شوند یا اصلاً بهره‌ای ندارند. این نشان می‌دهد که ازدواج موقت در جایگاه خود قرار ندارد و خارج از مسیر اصلی در حرکت است. در چنین صورتی به طور قطع، ازدواج موقت آفات خود را نشان خواهد داد؛ چرا که در مسیر حرکت می‌کند که برای آن تعبیه نشده و اساساً فلسفه حکم مدّ نظر قرار نگرفته است.
در روایتی علی بن یقطین از امام کاظم(علیه السّلام) درباره ی ازدواج موقت می‌پرسد و حضرت می‌فرماید:
ما انت و ذاک فقد اَغناک الله عنها؛(۴) تو را با ازدواج موقت چه کار؟! به تحقیق که خداوند تو را از آن بی‌نیاز کرده است.
کسی که از نعمت وجود همسر بهره‌مند است و در استفاده از تمام ابعاد زندگی زمینه مناسب در اختیار دارد، چه دلیلی دارد که به دنبال ازدواج موقت برود؛ نه این که مجاز نیست به دنبال آن باشد، بحث ما درباره ی مجاز بودن آن نیست؛ بلکه در مطلوبیت آن است. باید یک جهت ارزشی برای انجام دادن این کار مطرح باشد که در بسیاری از موارد در ازدواج موقت این جهت ارزشی یافت نمی‌شود. شاید به همین جهت باشد که وقتی عبدالله بن سنان از امام صادق(علیه السّلام) درباره ی ازدواج موقّت می‌پرسد، حضرت می‌فرماید: «لا تُدَنَّس نفسک بها؛(۵) خود را بدان آلوده نساز». وقتی جهت ارزشی مثبتی در کار نباشد، کسی که در مجموعه ی یاران امام معصوم(علیه السّلام) قرار دارد، خود را به چنین کاری آلوده نمی‌کند.
ازدواج موقت به طور طبیعی برای کسانی است که به وادی تأهل قدم نگذاشته‌اند و برای سلامت نفس خود و پاسخ گویی درست به غریزه جنسی بدان رو می‌آورند تا از خلاف کاری مصون بمانند. این اصل اوّلی در جایگاه ازدواج موقت است. کسانی که زندگی مشترک تشکیل داده‌اند در شرایط خاصّی می‌توانند از این تسهیلات بهره مند شوند که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
۱- در صورتی که زن به هر دلیلی در اختیار همسر نباشد. فرض کنید مرد در مأموریت به سر می‌برد و از همسر خود دور است و باید این دوری را تحمل کند یا زن به مسافرت رفته و اکنون در اختیار شوهر نیست یا حضور فیزیکی زن احساس می‌شود، امّا او آمادگی برای ارضای خواسته شوهر را ندارد، چه بدون تقصیر مثل این که مریض است و در اختیار گرفتن او بیماری وی را تشدید می‌کند یا… و چه با تقصیر او همراه باشد، مثل زنی که به دلیل حاکم کردن خواسته‌های نفسانی خود بر تکالیفش، از وظیفه سرباز می‌زند و خود را در اختیار شوهر قرار نمی‌دهد. چنین زنی خود زمینه ازدواج موقت را برای همسرش فراهم می‌سازد و اگر ملامتی در کار است، باید آن را به جهت تقصیری که مرتکب شده است، متوجه خود سازد.
در همه حالت‌هایی که زن در اختیار شوهر نیست، مرد می‌تواند برای فرار از گناه با تدابیر لازم برای حفظ زندگی مشترک، در غیاب همسر و در حدّی که آلوده ی به این کار نشود، از این تسهیلات بهره بگیرد. امام کاظم(علیه السّلام) در این باره می‌فرماید:
هی حلال مباح مطلق لمن لم یغنه الله بالتزویج فلیستعفف بالمتعه فان استغنی عنها بالتزویج فهی مباح له اذا غاب عنها؛(۶) ازدواج موقت به طور مطلق حلال و مباح است برای کسی که ازدواج نکرده است و برای کسی که ازدواج کرده است، در صورتی که از همسرش غایب شود، ازدواج موقت مانعی ندارد.
پس این ازدواج، در عرض ازدواج دایم نیست؛ بلکه وقتی ازدواج دایم به هر دلیلی کارکرد خود را از دست داد، نوبت به این ازدواج می‌رسد؛
۲- در صورتی که ازدواج موقت به صورت عادت در نیاید و مردان بر این امر اصرار نورزند. رو آوردن مقطعی به ازدواج موقت – آن هم به صورتی که در روایت وارد شده بود و با در نظر گرفتن تمام جوانب – متفاوت است با این که همه ی همت انسان در این جهت قرار گیرد و در برابر همسر یا دیگران مدام از انقلابی در جهت سنّت‌های فراموش شده سخن بگوید. این کار قطعاً آفت دارد و اضافه بر این که از نظر دینی پسندیده نیست، بر روابط همسران نیز تأثیر منفی دارد. کسی که به هر دلیل به سمت این ازدواج حرکت کند، نباید در ارتباط او با همسرش و در زندگی مشترک آنان خود را نشان دهد. امام کاظم(علیه السّلام) در این باره می‌فرماید:
لا تُلِحُّوا علی المتعه انّما علیکم اقامه السّنه فلا تشغلوا بها عن فُرُشِکُم و حرائرکم فیکفُرنَ و یتبرّین و یدعین علی الآمر بذلک و یلعنونا؛(۷) بر ازدواج موقت اصرار نورزید. همانا بر شماست که سنّت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را اقامه کنید. پس با این کار از زندگی خود و همسران خود رو بر نگردانید تا آنها کفر بورزند و تبّری بجویند و بر آمرین به این کار، نفرین و بر ما لعنت بفرستند.
پس همه آن چه در جوامع اتفاق می‌افتد، سنّت نبوی نیست و باید میان آن چه مطلوب است و آن چه ائمه(علیهم السّلام) از آن نهی کرده‌اند، تفاوت قائل شد.
بی‌شک زنان در نهاد خانواده‌ای که به صورت ازدواج دایم با همسران خود زندگی مشترک را شروع کرده‌اند، حضور یک همسر جدید را بر نمی‌تابند و سازگاری آنان تحت تأثیر این بر نتافتن قرار می‌گیرد. به طور طبیعی او می‌خواهد همسرش فقط برای خودش باشد و نمی‌تواند بپذیرد که ارضای غریزه جنسی، از وادی محبّت جداست و این نگاه بالطبع در برخورد او با شوهرش تأثیر می‌گذارد؛ بنابراین جریان سنّت نبوی را باید با توجّه به شرایطی که روایات اهل بیت(علیهم السّلام) بیان کرده است، زنده نگه داشت و از ارضای خودخواهی تحت عنوان احیای سنّت نبوی پرهیز کرد و خاندان رسالت را در معرض نفرین و لعنت زنان قرار نداد.
آن چه توجه ما را به خود ضروری می‌سازد تا ما نیز در قضاوت درست در مورد جایگاه این ازدواج به افراط و تفریط گرفتار نشویم، این است که از مجموع روایات در این زمینه به دست می‌آید: به دلیل بدعتی که حاکم سیاسی آن زمان بنیان نهاد، امامان معصوم(علیهم السّلام) درصدد بوده‌اند اساس سنّت نبوی از بین نرود. سفارش‌هایی که در این زمینه صورت گرفته، برای پاسداشت این سنّت است؛ بنابراین نباید این ازدواج از مجرای حقیقی خود خارج شود و بلایی برای سازگاری همسران تلقی گردد.

پی‌نوشت‌ها

۱- محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۵، ص ۴۰۵
۲- قطب الدین راوندی، فقه القرآن، ج ۲، ص ۱۰۶
۳- محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۵، ص ۴۴۸
۴- همان، ج ۵، ص ۴۵۲
۵- میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۴۵۵
۶- محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۵، ص ۴۵۲
۷- همان، ج ۵، ص ۴۵۳
منبع مقاله: حسین زاده، علی؛(۱۳۹۱)، همسران سازگار: راهکارهای سازگاری، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، چاپ سیزدهم

زنان و ترس

زن موجودی است لطیف که در کشاکش زندگی، به اجبار مبارزه سختی را پذیرفته است، نبردی برای زیستن و زن بودن. در این میان گاه لطافت خود را با ضعف اشتباه گرفته و برای خود ترس‌‎هایی می‌سازد تا شاید اندکی از بار سنگین زندگی اش سبک‌تر گردد.

در این مطلب سعی شده تا به بررسی مقوله «ترس» در زنان و چگونگی مقابله با آن پرداخته شود. «ترس»، کلمه‌ای است آشنا که همه انسان‌‎ها بارها با آن روبرو می‌شوند عده‌ای با آن کنار آمده، عده‌ای در برابر آن عقب نشینی کرده و منزوی می‌شوند و عده‌ای بر آن فائق می‌آیند.

زنان از مسائل زیادی می‌ترسند؛ از تنهایی، از تصمیم گیری، از صحبت کردن در ملأعام، از خوب نبودن، از تغییر شغل و یا جدایی از همسر. «ترس» به هر دلیلی که باشد باید همواره به این موضوع توجه داشته باشید که شما زنده اید و باید زندگی کنید و این زندگی مستلزم رشد و پیشرفت همیشگی است و توقف جز انحطاط و نابودی چیزی در پی نخواهد داشت. بنابراین با پذیرفتن ترس‌هایتان به استقبال شرایط نامطلوب رفته و آنها را به بهترین و مطلوب‌ترین شرایط تبدیل نمایید.

اقدامی که اگر احساس درماندگی کنید هیچگاه آن را تجربه نخواهید کرد، زیرا ترس‌‎ها تا هنگامی که شما به رشد خود ادامه می‌دهید همراهتان هستند و این شما هستید که با رشد و بالندگی خود آنها را از سر راهتان برمی‌دارید. یکی از ترس‌‎هایی که بدلیل شرایط موجود در خانواده و اجتماع در زنان دیده می‌شود ترس از خوب نبودن به اندازه کافی وعدم کفایت لازم برای انجام وظایفش می‌باشد برای مقابله با این ترس بهترین کار این است که ذهن خود را آموزش دهید که نه تنها بد نیستید بلکه ممکن است بهترین نیز باشید. بهترین همسر، بهترین کارمند، بهترین مادر و… فقط باید بخواهید تا بتوانید و برای رسیدن به این حالت ابتدا باید خود را دوست داشته باشید اگر خود را واقعا دوست دارید به سلامت روحی و جسمی خود توجه خواهید کرد، برای این کار می‌توانید به مشاوران مراجعه کرده و به وضعیت جسمی و روحی خود رسیدگی نمایید.

کتاب‌‎های مختلفی هم درباره موضوعات مختلف مثل زیبایی و تناسب اندام وجود دارد. کلاس‌‎های مختلفی هم هست شما هر خانمی که می‌خواهید باشید، کارمند،خانه دار، بچه‌دار حتما در طول روز زمانی هرچند اندک را می‌توانید به خود اختصاص دهید و به سلامتی و زیبایی جسم و روح خود بپردازید. مطمئن باشید با این کار هم مادر خوب هم کارمند خوب و هم همسر بهتری خواهید شد و ترس‌هایتان نیز کمتر می‌شود و می‌توانید زندگی شیرینی برای خود و همراهان تان ایجاد کنید.

تنهایی و جدایی از همسر و فروپاشی زندگی زناشویی، یکی دیگر از ترس‌‎هایی است که گریبان‌گیر زنان می‌شود. همان طور که ذکر شد، تنها راه خلاص شدن از ترس، اقدام کردن و قدم پیش نهادن است. کافی است ذهن خود را آموزش دهید که با وجود عواقب منفی طلاق می‌توان با قبول آن و حرکت به سوی مجردی، زندگی همراه با عشق، شادی و شعف داشت. برای داشتن یک زندگی مجردی شاد و سالم باید بدانید علیرغم مشکلات زیادی که در این دوران ممکن است پیش بیاید، با دیدن نیمه پر لیوان و توجه به نکات مثبت اینگونه زندگی می‌توان لحظات بهتری را تجربه کرد. اگر در این دوران به خود گوش فرادهید و خواسته‌‎ها و احساسات درونی تان را درک نموده و به آنان پاسخ دهید و احساسات منفی نظیر حسا دت، ترس، احساس گناه، احساس بی‌کفایتی و تنهایی و… را کنار بگذارید. آنگاه خدا معجزه خود را نشانتان خواهد داد و به آرامش و اطمینان دست خواهید یافت و به طور حتم اگر بخواهید نیمه گمشده خود نیز را باز خواهید یافت.

آری، آشتی با خود و دوست داشتن خود در درون انسان معجزه‌ای به نام عشق را پدید خواهد آورد که با آن زندگی سرشار از خوشبختی می‌گردد. چرا که عشق به معنای واقعی دوست داشتن خود به اندازه دیگری است و این امر مستلزم آن است که ترس‌‎های خود را شناخته و به عشق تبدیل شان کنید.

منبع: روزنامه ابتکار