زندگى مشترک

نوشته‌ها

آیا دوست دارید جزء خوشبخت‌ترین زوج‌هاى دنیا باشید؟

تقریبا همه ازدواج‌ها، با برگزارى جشن و شادى و دعوت از دوستان و اقوام آغاز شده و طرفین با هزار امید و آرزو، وارد زندگى مشترک مى‌شوند؛ غافل از این که عبور از این جاده، زیاد هم آسان و راحت نیست. براى داشتن لحظاتى خوش و خاطره‌انگیز، طرفین باید تلاش و کوشش کنند و این کار را فقط به عهده دیگرى نگذارند. همان طور که در زندگى پیرامون خود مى‌بینیم، بسیارى از زوج‌ها از همان ابتداى مسیر جا مى‌زنند و یکدیگر را در سفر زندگى تنها گذاشته و به دنبال مسیر زندگى جدیدى مى‌روند. اگر از آنها سوال کنیم دلایل شکست شما در زندگى مشترکتان چیست؟ احتمالا هر کدام به نکته اى اشاره مى‌کنند: همسرم به من توجهى نمى‌کرد و اوقات زیادى را با هم نمى‌گذراندیم و یا دشمنى و کینه به قدرى در قلب‌هایمان موج مى‌زد که دیگر جایى براى عشق ورزیدن به یکدیگر و داشتن یک رابطه سالم باقى نمى‌ماند. همان طور که مى‌دانید براى بهبود بخشیدن به زندگى مشترک کتاب‌ها و مقالات بسیارى به چاپ رسیده و سمینارهاى بی‌شمارى نیز با همین عناوین برگزار مى‌شود. ولى متاسفانه باز هم شاهد جدایى‌ها و بحران‌هاى عاطفى بسیارى هستیم که معمولا ریشه در مسایل و مشکلات عمیق‌ترى دارد. بدیهى است که این بحران‌ها و مشکلات، تنها با خواندن و شنیدن حل و فصل نشده و احتمالا روز به روز حادتر نیز خواهد شد.

راه حل این مشکلات را تنها از خداوند و گفته‌هاى پاک او مى‌توان یافت. مطمئن باشید اگر به دستورات خداوند با جان و دل گوش بسپارید، به هر آنچه مى‌خواهید بدون هیچ گونه زحمتى دست مى‌یابید. هنگامی که از پیامبران الهى سوال مى‌شود بزرگترین و مهمترین فرمان الهى چیست؟ آنها پاسخ مى‌دهند: با تمام وجود، قلب، روح و ذهن خود به خداوند عشق بورزید و او را دوست بدارید.

دوم این که همسایه‌تان را مانند خود دوست بدارید؛ هر آنچه براى خود مى‌خواهید، براى او نیز بخواهید. عملا با نگاهى دقیق و موشکافانه به زندگى‌هاى بحرانى و مشکل‌دار متوجه مى‌شویم آنها از این دو قانون مهم، سرپیچى مى‌کنند و آنها را در زندگى زناشویى خود به کار نمى‌گیرند. ما به عنوان یک انسان آگاه باید یاد بگیریم همسرمان را دوست داشته باشیم و به او عشق بورزیم زیرا او نیز جزیى از خداوند و روح الهى در او جریان دارد و دوم این که هر آنچه براى خودمان مى‌خواهیم براى همسرمان نیز دوست داشته باشیم. در غیر این صورت راه را به خطا رفته‌ایم و قادر نیستیم با عشق و صفا مسیر زندگى مان را ادامه دهیم و بالاخره روزى به بن بست مى‌رسیم زیرا اصول اولیه ى زندگى را زیر پا گذاشته‌ایم.

آیا شما نیز این مشکلات را در زندگى مشترکتان تجربه کرده‌اید؟ چه قدر به گفته‌ها و صحبت‌هاى همسرتان توجه مى‌کنید؟ تا چه حد او را ناراحت و آزرده کرده اید؟ آخرین بارى که از خداوند براى داشتن همسرتان تشکر کرده‌اید، چه وقت بوده است؟ آیا از او خواسته اید به شما کمک کند بهتر یکدیگر را درک کنید و بتوانید بیشتر با هم وقت بگذرانید؟ آیا تا به حال شده با همسرتان دعا کنید و از خداوند بخواهید راه‌هاى درست را به شما نشان دهد؟ بدون شک با برداشتن چنین گام‌هایى دیگر تنها به خود و خواسته‌هایتان نگاه نمى‌کنید بلکه همسرتان را کنارتان مى‌بینید. در این صورت، مشکلات خود به خود حل شده، کینه و دشمنى کمرنگ مى‌شود و از با هم بودن لذت کافى را خواهید برد. البته بهتر است بدانید این اتفاقات، یک شبه رخ نمى‌دهد باید براى آن زحمت کشید و زندگى زناشویى خود را از بحران‌ها و مشکلاتى از قبیل مسایل مالى و تربیت فرزندان و …نجات داد و این کار تنها با کمک خداوند امکانپذیر است. بنابراین خدا را تمام لحظات زندگى خود ببینید و همسرتان را در زندگى در اولویت اول قرار دهید. تنها در این صورت است که در این جاده ى زندگى مى‌توانید زیبایى‌ها را ببینید و لذت واقعى را ببرید. در اینجا به این سوال پاسخ دهید آیا دوست دارید شما نیز جزو خوشبخت‌ترین زوج‌هاى دنیا باشید؟ اگر واقعا مى‌خواهید این چنین باشد، خداوند را به زندگى‌تان دعوت کنید، صداى او را بشنوید و شاهد تغییرات شگفت‌انگیزى در زندگى خود باشید و در آخر این دعا را نیز فراموش نکنید:

خداى مهربان! از این که من و همسرم را به هم رسانده‌اى، بسیار سپاسگزارم. حتما دلیل و مصلحتى وجود داشته که ما در کنار یکدیگر قرار گرفته‌ایم؛ پس ما را به خاطر اشتباهات و خودخواهى‌هاى گذشته‌مان ببخش و به ما کمک کن تا یکدیگر را در اولویت قراردهیم و به هم، احترام بگذاریم. خدایا! ما را همواره مورد لطف و عنایت خود قرارده.

 مهتاب علیمرادى

منبع: مجله موفقیت(ش ۱۶۶)

اهمیت هوش عاطفى در زندگى مشترک

امروزه روند رو به رشد ازدواج و طلاق، باعث شده هوش عاطفى بیش از پیش اهمیت پیدا کند. خطر افزایش طلاق، بیشتر متوجه زوج‌هاى تازه ازدواج کرده است. طى سال‌هاى اخیر، پیوندهاى عاطفى میان زن و شوهر و نیز مرزهاى گسل عاطفى که مى‌توانند بنیان زندگى را از هم بشکافند، با دقتى بى‌سابقه مورد بررسى قرار گرفته اند. شاید بزرگترین پیشرفت براى فهم عواملى که یک ازدواج را حفظ مى‌کند یا آن را از هم جدا مى‌پاشد، با استفاده از ابزارهاى دقیق فیزیولوژیک حاصل شده است.

این ابزارها، ردیابى لحظه به لحظه تفاوت‌هاى ظریف احساسى میان زن و شوهر را میسر ساخته اند، اکنون دانشمندان قادرند کوچکترین تغییر و تحول در میزان آدرنالین یا فشارخون یک شوهر را تشخیص دهند و جزیی‌ترین عواطف را در چهره یک زن مشاهده کنند. این اندازه‌گیرى‌هاى فیزیولوژیک، نوعى تفاوت بیولوژیک پنهان را به عنوان منشأ بروز اختلاف میان زن و شوهر آشکار مى‌کند؛ یک اختلاف سطح بحرانى در قابلیت‌هاى عاطفى، که براى زن و شوهر نامحسوس است یا مورد بى‌توجهى واقع شده است. این اندازه‌گیرى‌ها، همان نیروهاى عاطفى را که قادر به حفظ یا نابودى یک رابطه مشترک هستند، در معرض دید قرار مى‌دهند. مرزهاى عاطفى، تفاوت میان دنیاى عاطفى دختران و پسران را نشان مى‌دهند.

در بسیارى از اختلاف‌هاى زناشویى، مشاهده مى‌شود که مرد از خواست‌هاى “غیرمنطقى ” زن شکایت مى‌کند و زن از ” بى‌تفاوتى ” مرد نسبت به آن چه او مى‌گوید، ناله سر مى‌دهد، ریشه این تمایزات عاطفى را، على رغم آن که بخشى از آن ممکن است بیولوژیک باشد ـ مى‌توان در دوران کودکى و در تفاوت دنیاى عاطفى که دختران و پسران در آن‌ها رشد مى‌کنند، ردیابى کرد. چرا که به دختر و پسر در مورد کنترل عواطف خویش، درس‌هاى بسیار متفاوتى داده مى‌شود. به دختران راجع به عواطف، اطلاعات بیشترى داده مى‌شود تا به پسرها و با پسرها، بیشتر در مورد نتایج احساساتى مانند خشم، صحبت مى‌شود.

“لسلى برودیم ” و “جودیت هال “که در زمینه ى تفاوت‌هاى عاطفى میان دو جنس مذکر و مونث تحقیق مى‌کنند، اظهار مى‌دارند که چون دخترها در به کارگیرى زبان خیلى سریع‌تر از پسرها مهارت پیدا مى‌کنند، بنابراین با فصاحت بیشترى مى‌توانند احساسات خود را بیان کنند و همچنین بهتر از پسرها مى‌توانند واکنش‌هاى عاطفى را جایگزین جنگ‌هاى تن به تن سازند. بر عکس، پسرها چون هیچ تاکیدى بر توصیف احساسات خود ندارند، احتمالاً از وضعیت عاطفى خود و دیگران بى‌خبرند.

از پسرها انتظار مى‌رود در موقع زمین خوردن گریه نکنند و با خروج خود از زمین بازى، اجازه بدهند که بازى ادامه یابد، اما دخترها بازى را براى کمک به فرد صدمه دیده متوقف مى‌کنند. از همین رو پسرها از جانب هر چیزى که استقلال آن‌ها را به مبارزه مى‌طلبد، تهدید مى‌شوند، در حالى که دخترها با بروز گسیختگى در روابط‌شان، مورد تهدید قرار مى‌گیرند. این تفاوت دیدگاه‌ها بدین معنى است که زن‌ها و مردها، از یک گفت و گو، چیزهاى کاملاً متفاوتى انتظار دارند. مردها به صحبت درباره ى “مسایل ” قانع‌اند، در حالى که زن‌ها، در جست و جوى روابط عاطفى‌اند.

صدها تحقیق نشان مى‌دهد حس همدلى زن‌ها، خیلى قوى‌تر از مردهاست. آن‌ها حداقل خیلى بهتر از مردها مى‌توانند از طریق چهره، لحن صدا و دیگر علایم غیرکلامى به احساسات درونى دیگران پى ببرند. به طور کلى زن‌ها هنگامى که وارد زندگى زناشویى مى‌شوند، براى ایفاى مدیریت عواطف و احساسات کاملاً تعلیم دیده‌اند، در حالى که مردها از اهمیت این امر براى حفظ بقاى رابطه زناشویى، درک کافى ندارند.

تحقیقى که بر روى ۲۶۴ زوج انجام گرفت نشان داد به راستى مهمترین عنصر براى زنان ـ نه مردان ـ در رضایت از روابط‌شان این حس بود که ” ارتباط خوبى ” با شوهرشان داشته باشند.”تدهوستون ” معتقد است از دیدگاه زن‌ها، صمیمت و نزدیکى یعنى گفت و گو راجع به مسایل، به ویژه در مورد رابطه زن و شوهر، اما مردها درک نمى‌کنند که زن‌هاى‌شان از آنها چه مى‌خواهند، آنها مى‌گویند : ” من از او مى‌خواهم که به اتفاق هم کارى انجام دهیم ولى همه کارى که او مى‌خواهد انجام بدهیم این است که بنشینیم و حرف بزنیم.” ” هوستون ” دریافته است که مردها در دوران آشنایى قبل از ازدواج تمایل بیشترى به صحبت کردن و ایجاد صمیمیت با همسران خود دارند، اما به محض آن که ازدواج مى‌کنند و وارد زندگى مشترک مى‌شوند (به ویژه در ازدواج‌هاى سنتى)، وقت کمترى براى صحبت کردن با همسرشان صرف مى‌کنند.

این سکوت فزاینده، ناشى از این مسأله است که مردان با خوش‌باورى بیشترى به زندگى زناشویى خود نگاه مى‌کنند، اما زن‌ها در کل و به خصوص د رازدواج‌هاى ناموفق، بیش از شوهران خود به گله کردن، مى‌پردازند. حالا چگونه مى‌توان این شکاف عاطفى را در هنگام بروز اختلاف نظر و نارضایتى که در هررابطه زناشویى بسیار طبیعى است، بررسى کرد؟ در حقیقت موضوعات خاص مثل: نحوه ى تربیت فرزندان، یا مقدار پس‌انداز و قرض هیچ کدام نمى‌توانند باعث تحکیم یا متلاشى شدن پیوند زناشویى شوند، بلکه عاملى که سرنوشت یک زندگى مشترک را رقم مى‌زند این است که زن و شوهر چگونه راجع به رنجش‌ها و دلخورى‌ها و مسایل آزاردهنده بحث و گفت و گو مى‌کنند. حتى توافق در مورد این که چگونه مخالفت خود را ابراز کنند مى‌تواند راهى براى بقاى زندگى زناشویى باشد. زن و شوهر باید در هنگام برخورد با احساسات و عواطف سخت و انعطاف‌ناپذیر یکدیگر، بر تفاوت‌هاى درونى مربوط به جنسیت خود غلبه کنند.

منبع: محسن ربیع زاده؛ مجله موفقیت(ش۱۴۵)

زندگى مشترک همراه با سلامتى

وقتی از خانه پدری به خانه خودمان می‌رویم و به یک زندگی جدید روی می‌آوریم، مسلما می‌خواهیم که یک زندگی ایده‌آل برای خود و همسرمان بسازیم و اشتباهاتی که دیگران در زندگی مشترکشان دارند، در زندگی خود تکرار نکنیم. یکی از مسائلی که در زندگی مشترک اهمیت دارد، سلامتی است. سلامتی در دو نوع روحی و جسمی تعریف می‌شود که امروز ما به سلامتی جسمی در زندگی مشترک می‌پردازیم. زندگی مشترک می‌تواند فرصتی باشد برای این که ما به سلامتی خود و همسرمان بهتر و بیشتر برسیم، چون خورد و خوراک و خواب و فعالیت‌هایمان دست خودمان است و می‌توانیم برای هریک از اینها برنامه‌ریزی کنیم.

عادت‌های غلط را با خود نیاورید

زندگی مشترک موقعیتی است که شما می‌توانید در آن به خود یک فرصت دوباره بدهید و تمام عادت‌های غلط خود را مثل سیگار کشیدن ترک کنید؛ عادت‌هایی که به سلامتی شما ضربه می‌زند و برای داشتن یک جسم سالم مضرند. اگر همسرتان نیز عادت غلطی دارد که برای سلامتی او مضر است، به او کمک کنید که آن را ترک کند. عادت به خوردن غذاهای بیرون یا کلا غذاهای چرب و بی‌فایده، ورزش نکردن و عادت به کارهایی که در آن فعالیت بدنی وجود ندارد،رسیدگی نکردن به بهداشت فردی مثل مسواک نزدن و بی‌اهمیت بودن نسبت به دردهای بدنی مزمن می‌تواند از عادت‌هایی باشد که سلامتی را مورد هدف قرار می‌دهد.

برای این که بتوانید این عادت‌ها را ترک کنید با همسرتان یک فهرست از عادت‌های غلط خود و همسرتان تهیه و برای ترک هر کدام از آنها برنامه‌ریزی کنید و به هم در این راه کمک کنید. اگر عادت‌هایی مثل سیگار کشیدن را در خودتان غیرقابل ترک کردن می‌بینید، به روان‌شناسان و مشاوران مراجعه کنید تا ببینید غیرممکن ممکن می‌شود. هیچ عادت غلطی را نادیده نگیرید و سعی کنید تمامشان را ترک کنید. این کار شما می‌تواند نسل بعد از شما را سالم نگه دارد، چون عادت‌های غلط از خانواده‌ها به فرزندان منتقل می‌شود پس تصحیح این رفتارهای غلط می‌تواند روی نسل بعد از شما تاثیر مثبت بگذارد.

سبد غذایی خانواده در دستان زن

در بیشتر خانواده‌ها معمولا زن‌ها به آشپزی برای اعضای خانواده می‌پردازند، پس می‌توانند در سلامت خانواده نقش زیادی داشته باشند، چون تغذیه یکی از عوامل مهم در سلامتی است. برای این که بتوانید غذاها را خوشمزه و سالم تهیه کنید، تنها به کمی تجربه و مطالعه نیاز دارید. خیلی‌ها فکر می‌کنند غذای سالم یعنی یک غذای بی‌مزه و کم که نه لذت‌بخش است و نه با آن سیر می‌شویم. در حالی که تنها با تصحیح روش‌های پخت و پز و استفاده از ادویه و سس‌های سالم و بدون چربی و استفاده از مواد غذایی سالم، می‌توان هم غذایی سالم خورد و هم خوشمزه. مثلا شاید خیلی‌ها ندانند که اگر ماهی را همراه پیاز و فلفل و آبلیمو و نمک در فر قرار دهند، طعم بسیار خوبی می‌گیرد و در مقابل برای پخت ماهی از روغن فراوان و نمک بسیار استفاده می‌کنند. وجود مخلفاتی مثل کلم و هویج و نخود فرنگی و دیگر سبزیجات آب‌پز، همراه کمی آبلیمو و روغن زیتون می‌تواند هم زحمت سرخ کردن را از شما بگیرد و هم از خوردن بیشتر برنج جلوگیری کند. با این راهکارها که تعدادشان هم کم نیست و با کمی حوصله، خودتان می‌توانید آنها را پیدا کنید، خواهید توانست غذایی سالم را سر سفره خانواده‌تان قرار دهید تا هم خودتان و هم همسرتان از مزایای خوردن یک غذای سالم بهره‌مند شوید.

می‌توانید با همسرتان قرار بگذارید تا غذای سالم بخورید و از او بخواهید که از شما تقاضای غذاهای ناسالم مثل غذاهای چرب و… را نکند و با شما همکاری کند. باید بدانید دوست داشتن غذاهای چرب و متداولی که از لحاظ سلامتی مشکل دارند، تنها به دلیل عادت است و اگر مدتی تحمل کرده و با غذاهای سالم تغذیه کنید، ذائقه‌تان عوض می‌شود. مثلا اگر چند بار قورمه‌سبزی را بدون چربی بخورید به طعم آن عادت می‌کنید و دیگر نمی‌توانید آن را چرب بخورید.

تصمیم بگیرید که سالم بمانید

با همسرتان تصمیم بگیرید که به سلامتی خود اهمیت بدهید. این شامل تمام نکات بهداشتی و تغذیه‌ای و… می‌شود. به همدیگر در این راه کمک کنید و به حرف هم گوش دهید و مشوق یکدیگر باشید. بارها همسرانی را دیده‌اید که به همسر خود اصرار می‌کنند که مثلا میوه بخورد یا سیگار نکشد و… تا خودمان به فکر سلامتی خود نباشیم، دیگران نمی‌توانند برای ما کاری بکنند.

اگر بخواهید غذایی برای خانواده‌تان بپزید، به طعم آن بیشتر فکر می‌کنید یا سلامت آن؟ در جواب این سوال باید گفت که هر دوی اینها مهم‌اند و به هر دوی آنها باید اهمیت داد. مسلما انسان از مزه خوب لذت می‌برد و اگر غذایی فقط سالم باشد و طعم خوبی نداشته باشد، نمی‌توان آن را خورد. پس به هر دوی این موارد باید در آشپزی اهمیت دهیم. در میان زن و شوهرها، گاه پیدا می‌شوند افرادی که بسیار بدغذا هستند و همسرشان را از خوردن یا پختن بعضی غذا‌ها منع می‌کنند. اینها باید کم‌کم حساسیت‌زدایی شوند و کم‌کم آن غذا را در فهرست غذایی قرار داد تا به آن عادت کنند و بخورند، چون تمام تمایلات غذایی صرفا عاداتی هستند که می‌توان تمام آنها را تغییر داد. گاهی پیش می‌آید فردی به غذایی حساسیت دارد؛ مثل بادمجان که بعضی‌ها با خوردن آن به خارش و التهاب دچار می‌شوند. در این موارد نباید آن ماده غذایی را مصرف کنند.

به هر حال تا هر دوی شما تصمیم به سالم زیستن نگیرید، نمی‌توانید به این مهم دست یابید اما اگر یکی از شما نتوانست یا نخواست در این مسیر با شما باشد و به عادات غلط خود ادامه داد، شما نباید سلامتی خود را فراموش کنید و مانند همسرتان شوید. می‌توانید به سلامت خود فکر کنید و در کنار آن به همسرتان نیز کمک کنید تا با شما همراه شود. در واقع او را مثل خود کنید نه این‌که شما هم مثل او شوید.

افراط و تفریط نکنید

گاهی سالم زیستن در بعضی خانه‌ها آن قدر افراطی است که دیگر لذتی از زندگی باقی نمی‌ماند و تمام دغدغه افراد خانواده این است که چه بخورند، چگونه بخورند و چه کارهایی بکنند که سالم بمانند و بعضی‌ها آنقدر به همسران خود سخت می‌گیرند که او را خسته می‌کنند و برایش از سلامتی زندانی می‌سازند که دائم می‌خواهد از آن فرار کند. در مقابل، افرادی نیز هستند که به هیچ‌وجه به سلامتی خود و خانواده خود اهمیت نمی‌دهند و برایشان مهم نیست که چه می‌خورند و چگونه زندگی می‌کنند و فقط به لذت بردن فکر می‌کنند. این‌گونه افراط و تفریط هیچ کدام درست نیست و باید به اندازه و اصولی به سلامتی فکر کرد و اهمیت داد. گاهی نیز پیش می‌آید که افرادی به صورت مقطعی به سلامتی خود اهمیت می‌دهند؛ مثلا یک هفته مراقب سلامتی خود از خورد و خوراک تا فعالیت‌ هستند و هفته دیگر همه چیز را فراموش می‌کنند و به عادت‌های غلط رو می‌آورند. اینها نیز نتیجه مثبتی نمی‌بینند. راه درست این است که ما روش‌های سالم زیستن را یاد بگیریم و آنها را به شکلی که برایمان جذاب و راحت باشد در بیاوریم و به صورت عادت رفتاری در خود و خانواده‌مان قرار دهیم. سالم زیستن، روشی است برای زندگی که با تغییرات کلی و جزیی آغاز می‌شود. شاید کمی سخت باشد، ولی با کمی مقاومت به صورت عادت درمی‌آید و راحت می‌شود.

سلامتی در مقابل بیماری‌ها

مساله دیگری که در خانواده مهم است، مقابله با بیماری‌هاست. افرادی پیدا می‌شوند که برای هر درد کوچکی به دکتر مراجعه می‌کنند و در مقابل، افرادی که با بدترین دردها نیز دکتر نمی‌روند و به آن اهمیت نمی‌دهند. وسواس زیاد از حد درست نیست، اما از آن بدتر اهمیت ندادن به دردها و ناراحتی‌های جسمانی است. شما باید در صورت دیدن علائم به دکتر مراجعه کنید این علائم بیماری طیف وسیعی از درد‌های گوناگون و نشانه‌های مختلف هستند که نباید بی‌اهمیت از آنها گذشت، چرا که ممکن است در صورت عدم رسیدگی، به مشکلی بزرگ‌تر تبدیل شود. پس در صورت بروز هر درد یا نشانه مشکوک، به دکتر مراجعه کنید و در عین حال از وسواس زیاد از حد نیز بپرهیزید.

آگاهی و مطالعه راجع به بیماری‌ها و پیشگیری از آنها، چکاپ‌های سالانه و همچنین یادگیری روش‌های معاینه‌ای که در آن خود فرد می‌تواند بدنش را مورد معاینه قرار دهد، همه می‌تواند به سلامتی شما کمک کند. مراقبت در حین بیماری و دوران نقاهت نیز نباید فراموش شود. گاهی بعضی خرافات راجع به بیماری‌ها یا موارد مربوط به سلامت نیز وجود دارد که باید کنار گذاشته شوند و راجع به هر سوالی باید مطالعه و کرد تا جواب درست پیدا شود.

با توجه به تمام این نکات، داشتن یک پزشک خانواده برای هر خانواده‌ای ضروری است؛ کسی که همیشه بتوانید با او در ارتباط باشید و از راهنمایی‌ها و کمک‌هایش بهره‌مند شوید.

نویسنده: حدیث‌السادات میرزایی
منبع: جام جم آنلاین

ارتباط سالم، خانواده سالم

 آغاز زندگى زناشویى، به رغم وجود جاذبه‌هاى عاطفى و جنسی‌اش، با آغاز تدریجى اختلاف در زمینه‌هاى مختلف همراه است، زمینه‌هایى همچون: طرز تلقى و اندیشه‌ها، اختلاف سلایق و انتظارات، فرهنگ‌های‌ رفتارى متفاوت و … هر چند که شناخت‌هاى سطحى و شتاب‌زده قبل از ازدواج، دامنه موارد اختلافى را به طور چشمگیرى افزایش مى‌دهد ولى به طور کلى وجود این اختلافات با توجه به اصل تفاوت‌هاى فردى و همچنین با توجه به یکسان نبودن محیط تربیتى زوج‌ها در گذشته، امرى طبیعى و اجتناب‌ناپذیر است.

میزان اختلافات و شیوه‌هاى برخورد آنها به عواملى بستگى دارد که مهمترین آنها عبارتند از: میزان گرایش‌هاى عاطفى، شخصیت، انتظارات و نوع تفکر و نوع تلقى زوج‌ها از زندگى مشترک. مدت زمان حل اختلافات نیز در نزد برخى زوج‌ها کوتاه و در نزد برخى دیگر تا چند سال و در نزد عده‌اى از آنان حتى تا روز قیامت و هنگام قضاوت خدا ادامه دارد. متأسفانه در مواردى نیز پدیده طلاق یا تحمیل اجبارى و مصلحت اندیش زندگى زناشویى از جمله نتایج شوم عدم تفاهم زوج‌ها در حل اختلافات بین فردى است.

توجه و عمل به توصیه‌هاى زیر می‌تواند نیروهاى بالقوه یا احتکار شده زوج‌ها را در رسیدن به اهداف فوق آزاد کند و مهارت ارتباط را در آنان تقویت نماید. وجود چنین مهارتى در زوج‌ها، کاهش قابل توجه حجم نابسامانی‌هاى خانوادگى و اجتماعى را به دنبال دارد زیرا عشق و محبت همسران نسبت به یکدیگر، متغیرى اساسى در تأمین بهداشت روانى خانواده و جامعه است.

– گاهى اوقات کارى براى خشنودسازى همسرتان انجام دهید که وى را سخت متحیر و شگفت‌زده نماید.

– حتى‌الامکان در ارائه توجه و محبت به والدین یکدیگر حساس و فعال باشید و از اعمال هر گونه تبعیضى در این زمینه پرهیز کنید.

– بهتر است در طول سال چند روزى را به بهانه‌هاى مسافرت یا انگیزه مقبول دیگرى به دور از یکدیگر باشید و دلتنگی‌هاى شیرین روزهاى اول آشنایى را مجدداً تجربه کنید.

– همسرتان را از ابراز علاقه و محبت‌هاى کلامى و غیرکلامى خود محروم نسازید، زیرا هر انسانى دو نیاز اساسى دارد که عبارتند از: نیاز به ستودن (محبت کردن) و نیاز به ستوده شدن (محبت دیدن). این دو نیاز اساسى طراوت زندگى زناشویى را چند برابر مى‌کند.

– سعى کنید همیشه تصویر آراسته‌اى از خود در ذهن همسرتان ایجاد کنید زیرا این امر موجب می‌شود احساسات مطبوعى را نیز در حضور و غیاب یکدیگر تجربه نمایید.

– هیچ‌گاه روز پیوندتان را فراموش نکنید و در بزرگداشت هرچه با شکوه‌تر آن از حداکثر نبوغ و خلاقیت خویش بهره‌بردارى کنید.

– سعى کنید در ارائه توجهات عاطفى خود نسبت به همسرتان متنوع‌تر عمل کنید.

– روز تولد یا ایام مربوط به بزرگداشت همسرتان (روز پدر، روز زن، روز معلم، روز پرستار، روز کارگر و …) را به خاطر بسپارید و در بزرگداشت این گونه ایام گشاده‌دستى معقول و ظرافت طبع ویژه‌اى اعمال کنید.

– مسافرت‌هاى سالانه و دیدار با طبیعت و محیط‌هاى تفریحى و هنرى، زیارتى و … را در برنامه‌ریزی‌هاى خانوادگى‌تان قرار دهید و حتماً براى تعطیلات آخر هفته نیز برنامه‌ریزى کنید.

– در تعیین زمان پذیرایى از میهمانان مورد توجه خود، به نظرات و همچنین به میزان آمادگى جسمى و روانى و مالى یکدیگر توجه داشته باشیم.

اصل حل مشکلات در زمان و مکان مناسب را در خانواده نهادینه کنید و اجازه ندهید که هیجانات آنى و لحظه‌اى شما تعیین کننده زمان و مکان حل اختلافات باشد.

منبع: hegmataneh.org

زنان و مردان با هم متفاوتند

همه ما به این موضوع آگاهیم که مردان و زنان، از لحاظ جسمى و روحى، با هم متفاوت‌اند، همان گونه که در خلقت ظاهرى، با هم تفاوت دارند، در مسائل روحى و روانى نیز از یکدیگر متمایزند. هنگامى که یک ازدواج صورت مى‌گیرد و زن و مردى زندگى مشترکى را شروع مى‌کنند، هر یک از آن‌ها، به کلى فراموش مى‌کنند که با دیگرى متفاوت‌اند و این تفاوت‌ها هم بسیار است.

زن و مرد گمان مى‌کنند اگر طرف مقابل دوستش دارد، باید همان گونه باشد که او مى‌خواهد. از این رو سعى در تغییر طبیعت و فطرت دیگرى مى‌کند تا او را به دلخواه خویش درآورد این دلیل باعث مى‌شود تا روابط زناشویى متشنج شود و فرصت گفت و گوى صمیمى و دوستانه از بین برود.

در زندگى مشترک مرد و زن، باید بدانند که همسران خود را همان گونه که هستند، بپذیرند.

زنان با مردان تفاوت‌هاى اساسى دارند. این تفاوت‌ها را بشناسند و به آن‌ها احترام بگذارند.

یکى از بزرگ‎‌ترین تفاوت‌هاى میان زن و مرد این است که هر کدام از آن‌ها چگونه با فشارهاى روحى کنار مى‌آیند و در برخورد با مشکلات چگونه عمل مى‌کنند و به چه نحوى عکس‌العمل نشان مى‌دهند.

در این گونه مواقع، مردها به شدت در خود فرو مى‌روند و گوشه‌گیر مى‌شوند. در صورتى که زن‌ها با هیجانى فزاینده غرق در مسأله مى‌شوند و خود را گرفتار مى‌کنند.

زمانى که مشکل پافشارى بر مرد وارد مى‌شود، او بسیار ساکت مى‌شود و در خود فرو مى‌رود تا بتواند راه‌حلى پیدا کند. اما بر عکس، زن از طریق صحبت کردن درباره جزئیات مشکلش به آرامش مى‌رسد.

هنگامى که مشکلى براى زنى پیش مى‌آید، او تنها به یک شنونده نیاز دارد که بدون داورى و بدون ارائه راه‌حل، با دلسوزى به احساسات و گفته‌هایش گوش کند.

اگر همسر شما از موضوعى ناراحت و کلافه است. به گرمى به سخنان او گوش دهید و اصلاً سعى نکنید که مشکل گشایى کنید و یا مسأله او را کوچک و بى اهمیت جلوه دهید. بلکه فقط با دلسوزى و تأیید، حرف‌هایش را بشنوید. این موقع است که زن احساس حمایت مى‌کند و خشنود و راضى مى‌شود.

صحبت کردن، «نیاز» یک زن است و مرد هنگامى در روابط خود با همسرش موفق است که به این «نیاز» احترام بگذارد.

پس باید به این موضوع توجهى عمیق و اساسى داشته باشیم که زمانى زن احساس مى‌کند از سوى همسر خود مورد احترام و پذیرش قرار گرفته است که شوهرش، شنونده‌اى خوب براى سخنان و احساسات او باشد.

یک مرد موفق به احوال همسرش اهمیت مى‌دهد، وقتى به منزل مى‌آید حال او را مى‌پرسد و از او سؤال مى‌کند که روزش را چگونه گذرانده است، هنگامى که مى‌بیند او ناراحت است با علاقه و دلسوزى مى‌خواهد تا برایش حرف بزند، به او نگاه مى‌کند و نشان مى‌دهد که به سخنانش توجه دارد. به کتاب هایى که مى‌خواند و مطالبى که بازگو مى‌کند، توجه و علاقه نشان مى‌دهد. با صبورى به حرف‌هایش گوش مى‌کند، مرتب به ساعت نگاه نمى‌کند یا روزنامه ورق نمى‌زند و کلامش را قطع نمى‌کند.

این گونه است که زن احساس اعتماد و امنیت مى‌کند و از عشق همسرش مطمئن مى‌گردد ، حس مى‌کند که مورداحترام قرارگرفته است. زمانى که زن احساس احترام مى‌کند، برایش آسان‎‌تر است که از مرد آن طور که در خورش باشد، قدردانى کند. موضوع دیگرى که در زندگى زن و مرد متفاوت است مسأله چرخه طبیعى احساسات زن است. زنان همچون امواج دریا متلاطم و متغیرند. زمانى سرشار از عشق و گاهى غمگین هستند.

با شناخت این بعد از وجود زن، راحت‎‌تر مى‌توان با احساساتش کنار آمد و او را درک کرد. انتظار اشتباهى است که از یک زن توقع داشته باشیم همیشه سرحال و خوشحال باشد. چرا که به روال طبیعى، او داراى فرود و فراز احساس است و نمى‌تواند به طور ثابت یک رفتار همیشه دید ارائه دهد.

با پذیرش این موضوع، مى‌توان به یک زن کمک کرد تا با آرامش، روند فطرى چرخه احساسات خود را طى کند و به سلامت روحى و روانى دست یابد. شنونده بودن و توجه به سخنان و عواطف زن، تأثیر شگرفى در گذراندن آرام این مراحل دارد.

منبع: پایگاه راسخون

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و خدیجه(سلام الله علیها)، ادب و عاطفه

۹ شوّال سال ۲۸ قبل از هجرت، روزى بود که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) خدیجه کبرا(سلام الله علیها) آن بانوى بزرگ را به همسرى گرفت. این روز که امسال مصادف با ۱۸ بهمن است، بی‌تردید روز مبارکى براى امت اسلامى و مبدأ برکات بسیار بود. آنچه می‌خوانید نگاهى کوتاه است به روابط عاطفى میان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و خدیجه(سلام الله علیها) که اشاره‌اى نیز به مقدمات این ازدواج دارد.

زندگى مشترک پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و خدیجه(سلام الله علیها)، درس آموز تمام مردان و زنانى است که جویاى سعادت در زندگى خود هستند. عدم دلبستگى خدیجه به سیم و زر دنیا و توجه به امور معنوى، عشق و علاقه به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، عطوفت و مهربانى متقابل رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و خدیجه(سلام الله علیها)، ایثار و وفادارى نسبت به یکدیگر، همه و همه درسهاى آموزنده‌اى است براى جویندگان سعادت.

شخصیت حضرت خدیجه(سلام الله علیها)

خدیجه را نباید تنها یک بانوى سرمایه‌دار دانست که شتران حامل مال‌التجاره را به مناطق مختلف می‌فرستاد و سودهاى کلان بدست می‌آورد، بلکه وى به عنوان یک شخصیت معنوى، عفیف، پاکدامن و ایثارگر، داراى شناخت و فکر بلند و تیزبین مطرح بود.

این بانوى بزرگ، حتى در دوران جاهلیت، که پاکدامنى جایگاهى نداشت، به دلیل عفّت و دامن پاکش، طاهره نامیده می‌شد. «و کانت تُدعى فى الجاهلّیه بالطّاهره لشدّه عفافها و صیانتها».(۱)

خدیجه آنچنان بر بلنداى معنویت صعود کرده است که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به کمال وى شهادت داده و فرموده است: «کمل من الرجال کثیر و لم یکمل من النساء الاّ أربع: آسیه بنت مزاحم امرأه فرعون، و مریم بنت عمران، و خدیجه بنت خویلد، و فاطمه بنت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)».(۲)

مردان بسیارى قلّه کمال را فتح نموده اند، ولى از زنان، چهار نفر به این قلّه دست پیدا کرده اند: آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد(صلی الله علیه و آله و سلم).

این بانوى بامعرفت، آن چنان حقیقت شناس و تیزبین است که در میان همه مردان و زنان عصر بعثت، اولین فردى است که نبوت رسول خدا را تصدیق می‌کند، و مدال پرافتخار ایمان را بدست می‌آورد.(۳)

خدیجه از بهترین زنان بهشت و برگزیده خداوند تبارک و تعالى است.(۴)

مقام این بانوى بزرگ به اندازه‌اى رفیع است که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به وى فرمودند: «یا خدیجه انّ اللّه عزّ و جلّ لیباهى بکِ کرام ملائکته کلُّ یومٍ مرارا».(۵)

خدیجه! خداوند عز و جل روزى چندین بار به عظمت تو در نزد ملائکه مقربش مباهات می‌کند.

و در مورد دیگر نیز فرموده است: «قال جبرئیل: هذه خدیجه فاقرء علیهاالسلام من ربّها و منّى و بشّرها بیت فى الجّنه»(۶). سلام خداوند و مرا به خدیجه ابلاغ کن و مژده خانه‌اى در بهشت را به او بده.

زمینه ازدواج با رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)

خدیجه از پیش مانند سایر مردم، محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) عزیز قریش را به عنوان فردى امین و درستکار می‌شناخت. بر همین اساس از حضرتش دعوت کرد تا مسؤولیت یکى از کاروانهاى تجارتى وى را بپذیرد، و شاید هم می‌خواست شخص مورد علاقه خود را به دقت بیازماید. به هر حال، محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) مسؤولیت کاروان را پذیرفت. خدیجه هم غلام مورد اعتماد خود، مَیسره را همراه حضرتش نمود، تا هم کمک کارش باشد، و هم هنگام بازگشت، گزارش سفر را از وى دریافت کند.

علایم نبوت در سفر تجارت

در بازگشت کاروان تجارى، آن چیزى که بیشتر از خیر و برکت و سود تجارت این سفر، به سرپرستى محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)، نظر خدیجه را به خود جلب نمود، گزارش دل‌انگیز میسره بود:

… در بین راه به صومعه راهبى رسیدیم. امیر کاروان، زیر سایه درختى که نزدیک صومعه بود قرار گرفت، راهب صومعه آمد و پرسید: این شخص چه کسى است که زیر این درخت آرمیده است؟ گفتم: مردى از قریش، از اهل حرم. گفت: تاکنون جز پیامبران خدا کسى زیر این درخت قرار نگرفته است!!

خدیجه بسیار متعجب شد و تشنه شنیدن سخنان میسره، که وى اضافه کرد و گفت: در بین راه هوا به شدت گرم بود، ناگهان دو فرشته را دیدم که آمده‌اند و بر سر امیر کاروان سایه افکنده‌اند و او زیر سایه فرشتگان حرکت می‌کرد.(۷)

این گزارش، آنچنان قلب خدیجه را از عشق به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آکنده نمود که بلافاصله خود را به عموى دانشمند خویش، ورقه بن نوفل رسانید، و جریان را با وى در میان گذاشت. ورقه بن نوفل گفت: اگر این گزارش میسره درست باشد، محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) همان پیامبرى است که بعثتش به این امت وعده داده شده است، و من اوصاف وى را در کتابها خوانده ام.(۸)

عشق سرشار خدیجه به محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)

آن گزارش میسره، و این نوید ورقه بن نوفل، چنان طوفانى از محبت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) در دل خدیجه ایجاد کرد که بی‌صبرانه حضرتش را طلبید و خطاب به وى چنین گفت:

«یا بن عم، انّى قد رغبت فیک لقرابتک و سطوتک فى قومک و امانتک و حسن خلقک و صدق حدیثک».(۹)‌ اى پسرعمو! به دلیل خویشى، شرافت خانوادگى، امانتدارى، حسن خلق و راستگویى که در شما سراغ دارم، به شما اشتیاق پیدا کردم.

آنگاه براى ازدواج با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اعلام آمادگى کرد. این عمل خدیجه، نشان‌دهنده این است که وى گرچه از نظر مال و ثروت ممتاز بود، اما دل به امور معنوى داشت. او طالب شخص با کمال بود، نه فرد پولدار. بر اساس همین دیدگاه بلند بود که خواستگارانى پولدار چون عقبه بن ابی معیط و صلت بن ابی یهاب، که هر کدام چهارصد غلام و کنیز داشتند را نپذیرفت(۱۰). اما در برابر شخص باکمالى چون رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، هم خود پیشنهاد ازدواج داد، و هم مهریه را از مال خود تعیین کرد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: در جلسه خواستگارى، خدیجه(سلام الله علیها) وقتى ملاحظه کرد عمویش ورقه بن نوفل در برابر سخنان ابوطالب از عهده پاسخ برنمی آید، بی‌درنگ گفت:

«یا عمّاه انّک و ان کنت اولى بنفسى منّى فی الشهود، فلست اولى بى من نفسى، قد زوجّتک یا محمد نفسى و المطّهر على فى مالى»(۱۱)

عموجان! ممکن است در مسایل دیگر اختیار مرا داشته باشید، ولى اینجا، اختیار با خود من است. سپس گفت:‌ اى محمد! من خودم را به همسرى شما درآوردم، و مهر را هم خودم از مال خود قرار می‌دهم.

این کار خدیجه عشق غیر قابل توصیف وى را نسبت به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند، آن هم عشقى مقدس و معنوى که وراء همه امور مادى است، عشق به کمال است؛ عشق به صداقت است، عشق به امانت است، عشق به همه خوبیهاست، و در یک کلام، عشق به خداست.

این بانو می‌داند که همه سعادت و خوشبختى در ارتباط با فرستاده خدا است، و لذا در بیانى چنین می‌گوید: «سَعِدَتْ مَنْ تُکونُ لِمحمّدٍ قرینهً، فانّه یزینُ صاحِبَه»(۱۲) خوشبختى، نصیب زنى است که همسر محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) گردد، زیرا محمد براى وى، مایه افتخار است.

محبت و علاقه دو جانبه

عشق و علاقه خدیجه به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) یکطرفه نبود، بلکه محبت دو جانبه بود. این واقعیت را ابوطالب(علیه السلام) در خطبه عقد چنین بیان کرد: «و له فى الخدیجه رغبه ولها فیه رغبه»(۱۳) خدیجه و محمد هر دو علاقمند به یکدیگر هستند.

چه خوش بی‌مهربانى هر دو سر بى

که یک سر مهربانى دردسر بى

همان گونه که خدیجه نسبت به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شناخت پیدا نموده و به حضرتش علاقمند شده بود، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز کمالات خدیجه(سلام الله علیها) را دریافته و او را شایسته براى همسرى خود می‌دانست. و لذا با اینکه وى قبلاً دو شوهر دیگر کرده، و از نظر سنى بنا به قولى ۱۵ سال از رسول خدا بزرگتر بود(۱۴) او را از هر زن دیگر براى همسرى خود مناسبتر دید، و با وى ازدواج نمود، و او را همواره مورد احترام و تجلیل قرار می‌داد.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هیچ زنى را همتاى خدیجه قرار نمی‌داد «یثنى علیها و یفضّلها على سائر امّهات المؤمنین و یبالغ فى تعظیمها»(۱۵). او را ستایش می‌کرد و بر سایر همسران خود، برترى می‌داد و در بزرگداشت و تکریم او تلاش زیاد می‌نمود.

ادب خدیجه در برابر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)

بررسى زندگى مشترک رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و خدیجه(سلام الله علیها) نشان می‌دهد که این دو شخصیت بزرگ که الگوى همه انسانهاى باکمال می‌باشند، براى یکدیگر ارزش خاصى قائل بودند. وى نه تنها مال و ثروت خود را به رخ شوهر که دستش از مال دنیا تهى بود نمی‌کشید، بلکه با افتخار ثروت کلان خود را در اختیار همسر خویش قرار داد. وقتى پیشنهاد ازدواج را به حضرتش داد، حضرت در مقابل این پیشنهاد فرمود: «یا عم ابنه أنت امرأه ذات مال و أنا فقیر لاأملک الاّ ما تجودین به على و لیس مثلک من یرغب فى مثلى و أنا أطلب امرأه یکون حالها کحالى و مالها کمالى».

شما بانویى هستید داراى ثروت و من فردى فقیرم که چیزى در اختیار ندارم، کسى داراى موقعیت تو، رغبت به کسى مثل من پیدا نمی‌کند، من جویاى همسری ام که حالش مانند حال خودم و از نظر مالى همتاى خود من باشد.

بانوى باکمال قریش که شرافت و کمال با ذاتش عجین بود، در پاسخ گفت: «واللّه یا محمد ان کان مالک قلیلاً فمالى کثیر، و من یسمح لک بنفسه کیف لا یسمح لک بماله، و أنا و مالى و جوارى و جمیع ما املک بین یدیک و فى حکمک لا امنعک منه شیئا».

به خدا سوگند‌ اى محمد! اگر تو مالى ندارى، من ثروت زیادى دارم، و کسى که خود را در اختیار تو قرار داده است، چگونه مالش در خدمت شما نباشد، من و سرمایه ام، و کنیزانم و آنچه که در اختیار دارم از آن شماست، و تحت امر شماست و هیچ منعى از طرف من نیست. آنگاه اشک در چشمانش حلقه زد و گفت:

واللّه ما هب نسیم الشمال

الاّ تذکرت لیالى الوصالى

ولا أضامن نحوکم بارق

الاّ توهمت لطیف الخیال

جور اللیالى خصّنى بالجفا

منکم و من یأمن جور اللیالى

رقوا و جودوا و اعطفو و ارحموا

لا بّد لى منکم على کل حال(۱۶)

به خدا سوگند هر وزش نسیم، مرا به یاد شبهاى وصال می‌اندازد و چون از سوى (خانه) شما فروغى درخشیدن می‌گیرد، می‌پندارم که آن نور شبح و

سایه شما است. درد و جور شبانه‌اى از (فراق) شما کشیده ام، و چه کسى (دلداده‌اى ) است که از جور و رنج شبانه در امان باشد. ترحم و دلسوزى کنید، و عطوفت به کار گیرید، که در هر حال مرا گریزى از (دلبستگی) به شما نیست.

ممکن است کسى گمان کند، این ادب و احترام خدیجه آن هم نسبت به شوهرى چون رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) یک امر عادى و طبیعى است، در حالى که با اندک توجهى می‌شود دریافت که ادب خدیجه نسبت به شوهر عزیزش، فراتر از ادب یک زن در برابر شوهر است. وى از آن جهت که شخصیت رسول خدا را شناخته، و رفعت مکان وى را درک کرده است، این گونه محترمانه برخورد می‌کند. این ادب و احترام، حتى قبل از ازدواج نیز از این بانو نسبت به عزیز قریش دیده می‌شود. خدیجه هنگامى که از امین قریش براى سرپرستى کاروان تجارتى استفاده می‌کند، به دو غلام خود، میسره و ناصح می‌گوید: «اعلما قد ارسلت الیکما امینا على اموالى و انه امیر قریش و سیدها، فلا یدٌ على یده، فان باع لایمنع، و ان ترک لا یؤمر، فلیکن کلامکما بلطف و أدب و لا یعلوا کلامکما على کلامه».

من امینى بر اموال خود گماشتم، همو که امیر بزرگ قریش است، دستى بالاى دست او نیست. اگر تصمیم بر فروش متاعى بگیرد، نباید کسى مانع شود. اگر تصمیم گرفت چیزى نفروشد، کسى حق ندارد دستورى به او بدهد. شما موظفید با لطف و ادب با وى سخن بگویید، و بالاى حرف او حرفى نزنید.

قدردانى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از خدیجه(سلام الله علیها)

اگر خدیجه نسبت به همسر گرامى خود این گونه رعایت ادب و احترام می‌کند، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز از خدیجه به نحو شایسته‌اى قدردانى می‌نماید، و براى خدیجه احترام خاصى قائل می‌شود، که در اینجا به نمونه هایى از آن اشاره می‌شود.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در زندگى، خود با رأى و نظر خدیجه مخالفت نمی‌نمود. مثلاً وقتى ابوالعاص، پسر خواهر خدیجه، زینب، دختر رسول خدا را خواستگارى نمود، «فسألت خدیجه رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم) ان یزوّجه و کان رسول اللّه لا یخالفها»، خدیجه از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) خواست که زینب را به وى تزویج کند، و رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) پیشنهاد وى را پذیرفت و چون از سوى (خانه) شما فروغى درخشیدن می‌گیرد، می‌پندارم که آن نور شبح و سایه شما است. درد و جور شبانه‌اى از (فراق) شما کشیده ام، و چه کسى (دلداده‌اى ) است که از جور و رنج شبانه در امان باشد. چون رویه حضرت بر این بود که مخالفت خدیجه نمی‌نمود.(۱۸)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آن چنان به خدیجه محبت داشت و قدردان بود که قبل از خدیجه همسرى اختیار ننموده و تا خدیجه زنده بود نیز همسرى اختیار نکرد.(۱۹)

این قدردانى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به خدیجه تنها به زمان حیات او خلاصه نمی‌شد، بلکه پس از مرگ وى نیز همواره او را یاد می‌کرد و از وى تجلیل به عمل می‌آورد. با آن که همسران دیگرى داشت هر وقت به یاد خدیجه می‌افتاد از وى به خوبى یاد می‌کرد و گریه می‌نمود.

روزى عایشه گفت:‌ اى رسول خدا! چقدر از خدیجه یاد می‌کنید! خدیجه پیرزنى بود از دست شما رفت، خدا بهتر از خدیجه را به شما عنایت کرده است!! رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) برآشفته گشت و فرمود: «صدّقتنى اذ کذبتم و آمنت بى اذ کفرتم و ولدت لى اذ عقمتم»(۲۰). او زمانى نبوت مرا تصدیق کرد که شما مرا تکذیب می‌نمودید. به من ایمان آورد، شما کافر بودید. وى مادر فرزندان من است، در حالى که شما چنین نیستید. عایشه می‌گوید: من بعد از این با ذکر خیر خدیجه خود را نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عزیز می‌کردم!

عشق و عاطفه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به همسر باکمالش به حدّى رسیده بود که دوستان خدیجه نیز از آن بهره‌مند بودند. عایشه می‌گوید: پیرزنى وارد بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شد، و از سوى حضرت مورد احترام خاصى واقع شد. پیرزن که از محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) خارج شد، پرسیدم: این زن چه کسى بود که این گونه مورد الطاف شما واقع شد؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این زن از دوستان خدیجه است. وقتى خدیجه زنده بود، زیاد نزد ما می‌آمد.(۲۱)

اینها همه به خاطر شخصیت والاى خدیجه(سلام الله علیها) و فداکاریهاى آن بانوى بزرگ بود. خدیجه‌اى که داخل خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پناه آن حضرت به حساب می‌آمد و تمام ناراحتیها و شکنجه‌هاى جسمى و روحى وارده از سوى قریش را با عواطف غیر قابل وصف خود، جبران می‌نمود.

خدیجه‌اى که مادر فرزندانش، یعنى: قاسم، طاهر، طیب، زینب، رقیه و ام کلثوم بود، و از همه مهمتر مادر ام الائمه زهراى مرضیه(سلام اللّه علیها) بود، که اگر هیچ افتخارى براى خدیجه(سلام الله علیها) نبود، جز اینکه وى مادر فاطمه است، براى وى کافى بود.

و این چنین بود که از دست دادن خدیجه براى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، بسیار ناگوار و دشوار بود، به گونه‌اى مرگ خدیجه در روح و روان رسول گرامى اسلام، اثر گذاشت که سال درگذشت وى را که قرین وفات حضرت ابوطالب(علیه السلام) بود، (عام الحزن) نامید، و پس از وفاتش نیز هرگاه به یاد خدیجه می‌افتاد، یا کسى از وى نام می‌برد، چشمان مبارکش پر از اشک شده و از خوبیهاى خدیجه سخن می‌گفت.

پی‌نوشت‌ها

۱ـ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۱؛

۲ـ تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۳۴۶؛

۳ـ بحارالانوار ج۱۶، ص۲؛ سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۵۷؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۰۹؛

۴ـ بحارالانوار ج۱۶، ص۲؛

۵ـ عوالم العلوم، ج۱۱، ص۴۱؛

۶ـ صحیح بخارى، چاپ دارالقلم، ج۵، ص۱۱۲؛

۷ـ سیره ابن هشام، ج۱، ص۱۹۹؛

۸ـ همان، ج۱، ص۲۰۳؛

۹ـ همان، ج۱، ص۲۰۱؛

۱۰ـ بحارالانوار ج۱۶، ص۲۲؛

۱۱ـ فروع کافى، کتاب النکاح، باب خطب النکاح، ح۹؛

۱۲ـ بحارالانوار ج۱۶، ص۲۳؛

۱۳ـ فروع کافى، کتاب النکاح، باب خطب النکاح، ح۹؛

۱۴ـ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۱؛

۱۵ـ همان، ج۲، ص۱۱۰؛ صحیح بخارى، ج۷، ص۱۰۷؛

۱۶ـ بحارالانوار ج۱۶، ص۵۵؛

۱۷ـ همان، ص۲۹؛

۱۸ـ سیره ابن هشام، ج۲، ص۳۰۶؛

۱۹ـ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۰؛

۲۰ـ بحارالانوار ج۱۶، ص۸؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۲، ۱۱۷؛

۲۱ـ بحارالانوار ج۱۶، ص۸؛

علی اکبر صمدى

منبع: پیام زن؛ شماره ۷۱؛ بهمن ماه ۱۳۷۶