روان سالم

نوشته‌ها

تکنیک‌هایی برای رهایی از استرس در ۱۰ دقیقه!

شهرنشینی مزیت‌های زیادی دارد اما در کنار تمام این مزیت‌ها، آلودگی هوا و ترافیک به همراه فشار ناشی از کار زیاد، باعث شده تا استرس به زندگی روزمره راه پیدا کند…

این روزها همه از فشار استرس ناشی از حجم زیاد کارهای روزانه گِله دارند؛ اما متاسفانه شاهد هستیم که روز به روز، حجم این کارها بیشتر می‌شود و به هیچ وجه نیز نمی‌توان از زیر بار سنگین مسئولیت‌های زندگی شانه خالی کرد تا استرس کمتری ایجاد شود. این امر نتیجه‌ای به غیر از تلنبار شدن استرس ناشی از دغدغه‌های روزمره برای ما ندارد، به همین منظور بر آن شدیم تا مروری بر تکنیک‌هایی داشته باشیم که با به کار گرفتن آنها می‌توان در ده دقیقه و حتی کمتر میزان فشار استرس وارده را کاهش داد. شهر نشینی مزیت‌های زیادی دارد اما در کنار تمام این مزیت‌ها، آلودگی هوا و ترافیک به همراه فشار ناشی از کار زیاد، باعث شده تا استرس به زندگی روزمره راه پیدا کند.

مسافرت یا ماساژ را می‌توان از راه‌های موثر بر طرف نمودن استرس دانست اما فشار کار روزمره اجازه نمی‌دهد که کار و زندگی را رها کرده و وقت و بی‌وقت به مسافرت برویم یا مجبور به پرداخت هزینه‌های گزاف سالن‌های ماساژ باشیم. خوشبختانه تمرین‌هایی وجود دارد که با انجام دادن آنها می‌توان به راحتی از شر استرس‌های وارده خلاص شد و از طرف دیگر هیچ‌ هزینه‌ای نیز لازم نیست صرف آن‌ها کنید. برای به کارگیری این تکنیک‌ها حتی به تجهیزات مختلف نیز نیاز ندارید و کافی است تنها از ریه‌های خود کمک بگیرید.

جالب است بدانید استرس به راحتی می‌تواند منجر به بیماری‌های قلبی و سکته شود، مشکلات گردش خود و اعتیاد نیز از مواردی دیگری است که استرس یکی از بزرگترین دلایل بروز آنهاست.

با توجه به مواردی که ذکر شد پیشنهاد می‌کنیم تا انتهای این متن با ما باشید و روش‌های کاهش استرس را به دقت مطالعه کنید.

۱. تکنیک نفس کشیدن مساوی یا Sama Vritti

در بین ۴ نکته‌ای که در اینجا به آنها خواهیم پرداخت، تکنیک نفس کشیدن مساوی راحت‌ترین شیوه برای کاهش استرس است. زمانی که احساس کردید استرس شدیدی دارید کافی است تا چهار مرتبه پشت سر هم نفس کوتاه و بریده بکشید و سپس به همان صورت از طریق بینی بازدم داشته باشید. این فعالیت به دوام و ثبات نفس کشیدن شما کمک می‌کند. اگر این تکنیک را برای مدتی انجام دهید به راحتی به آن عادت می‌کنید و در مراحل بعدی پیشنهاد می‌شود حتی میزان نفس کشیدن پشت سر هم خود را از ۴ مرتبه به ۶ یا ۸ مرتبه افزایش دهید،‌ توجه داشته باشید که این فرآیند برای کاهش استرس شما است و به هیچ وجه با خود برای نفس کشیدن بیشتر مسابقه نداشته باشید. تکنیک نفس‌کشیدن مساوی به کاهش استرس به خصوص در شرایط قبل از رفتن به رختخواب و زمانی که قصد دارید به ذهن و بدن خود استراحت بدهید کمک بسزایی می‌کند.

۲. تکنیک نفس کشیدن شکمی

برای انجام این تکنیک، یک دست را روی سینه قرار دهید و با دست دیگر ناحیه شکمی را لمس کنید. سپس نفس عمیقی از طریق بینی خود کشیده و همزمان، باز شدنِ ریه‌ها را برای ورود هوا احساس کنید. این تمرین را شش تا ده بار در هر دقیقه به مدت ۱۰ دقیقه انجام دهید. پیشنهاد می‌شود قبل از اینکه به محیط‌های استرس زا نظیر سالن امتحان و ملاقات‌های تجاری وارد می‌شوید از از تنفس شکمی غافل نشوید.

۳. تکنیک نفس کشیدن جمجمه درخشان یا Kapalabhati

برای رهایی از استرس با این تکنیک نفسی طولانی و آهسته بکشید سپس به سرعت سعی کنید از قسمت بالایی شکم بازدم داشته باشید. این شیوه نفس کشیدن را ادامه دهید تا زمانی که احساس کردید با آن مشکلی ندارید، سپس چرخه این تکنیک را بیشتر کنید و سعی داشته باشید ۱۰ بار به این حالت نفس بکشید.

۴. تکنیک نفس کشیدن جایگزین بینی یا Nadi Shodhana

شاید بتوان گفت آخرین تکنیکی که در این بحث به آن می‌پردازیم، موثرترین آنها نیز هست، گفته می‌شود که این تکنیک باعث می‌شود دو قسمت مغز به یکدیگر متصل شده و آرامش و تعادل کاملی را برای شما به ارمغان بیاورد. برای انجام این تکنیک یکی از سوراخ‌های بینی خود را با انگشت بگیرید، سپس از سوراخ دیگر نفس عمیقی بکشید و در بازدم جای انگشت خود را عوض کرده و از سوراخ دیگر بینی که تاکنون بسته بوده بازدم انجام دهید. این فرآیند را تکرار کنید و سعی داشته باشید جای انگشت خود را عوض کنید تا در هر نفس کشیدن سوراخ‌های بینی هرکدام به نوبت دم و بازدم داشته باشند. پیشنهاد می‌کنیم اگر کار دشواری پیش رو دارید و برای انجام دادن آن نیاز به تمرکز زیادی حس می‌کنید حتما این روش نفس کشیدن را انجام دهید.

ذکر این نکته نیز لازم به نظر می‌رسد که در ابتدا ممکن است با این روش احساس راحتی نکنید اما مطمئن باشید نتیجه‌ بسیار مثبتی را تجربه خواهید کرد. ایجاد تعادل میان ذهن و بدن و در نتیجه رها شدن از زیر فشار‌ استرس می‌توان از نتایج این شیوه تفس ذکر کرد. همان‌ گونه که در ابتدا نیز ذکر شد،‌ برای رها شدن از استرس‌های روزمره، به راحتی و در ظرف چند دقیقه با انجام این تکنیک‌ها به آرامش می‌رسید.

ناگفته نماند که استرس، به خودی خود معلول است و علت، همیشه در جای دیگری پنهان شده است، بنابراین از انجام سایر روش‌های مناسب و کم هزینه برای رها شدن از فشار استرس غافل نشوید،‌ برای مثال یوگا راه‌ بسیار مناسبی جهت مقابله با استرس و رسیدن به آرامش است، بودن در کنار خانواده،‌ غذا پختن، رسیدن به گل و گیاه، ‌مطالعه و حتی خرید کردن از مواردی هستند که به کاهش استرس کمک می‌کنند. سعی کنید روش‌های نفس کشیدن را که در بالا ذکر شد در برنامه روزانه خود قرار دهید، این تکنیک‌ها در کنار کمک به کاهش استرس باعث حفظ سلامتی ریه‌ها نیز می‌شوند.

منبع: میگنا

روان ما سالم است؟!

بهداشت روانی، تعاریف گوناگونی دارد. شاید ساده‌ترین تعریف این باشد: داشتن احساس آرامش، امنیت درون و دور بودن از اضطراب، افسردگی و تعارض‌های مزمن روانی. از منظر دیگر، بهداشت روانی یعنی بهره‌مندی از سلامت ذهن، اندیشه و تفکر. اما تعاریف تخصصی دیگری برای بهداشت روانی وجود دارد.
فرهنگ بزرگ روان‌شناسی لاروس، بهداشت روان را چنین تعریف می‌کند: داشتن استعداد روان برای هماهنگ، خوشایند و موثر کار کردن، انعطاف‌پذیر بودن در موقعیت‌های دشوار و توانایی بازیابی تعادل خود.
سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روانی را چنین تعریف می‌کند: بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت جای می‌گیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های اجتماعی، روانی و جسمی. بهداشت، تنها نبود بیماری یا عقب‌ماندگی نیست. به شکل کلی و بر اساس تعاریف مختلف بهداشت روانی، شخصی که بتواند با محیط خود خوب سازگار شود، از نظر بهداشت روانی بهنجار خواهد بود.

اگر شخصی نتواند تعارض‌های خود را با دنیای بیرون و درون حل و در مقابل ناکامی‌ها مقاومت کند و رفتار نامناسبی در برابر جامعه و مشکلات داشته باشد، از نظر روانی بیمار محسوب می‌شود و با این خطر روبه‌رو خواهد بود که تعارض‌های حل نشده خود را به صورت اختلال‌های خفیف رفتاری نشان دهد؛ بنابراین بهداشت روانی، از اهمیت بسزایی برخوردار است و به همین دلیل، امروزه جوامع مختلف بسیج شده‌اند تا سیاست‌های مربوط به بهداشت روانی و پیش‌بینی بیماری‌های روانی را سازمان دهند. آنچه از تعاریف بهداشت روانی به دست می‌آید،‌ این است که هدف بهداشت روانی، پیشگیری از وقوع ناراحتی‌هاست. پیشگیری در سه سطح انجام می‌شود:

نوع اول به دو قسمت آموزشی و پژوهشی تقسیم می‌شود:

آموزشی در جهت سبب‌شناسی اختلال است. یعنی اگر مسائل و نکات مربوط به بهداشت روان آموزش داده شوند، دیگر اختلال به وجود نمی‌آید. مثلا اگر به خوبی آموزش داده شود که با ازدواج فامیلی، چند درصد اختلال با ژن‌های معیوب به ارث می‌رسد،‌ آمار ازدواج فامیلی کاهش می‌یابد در نتیجه اختلال ژنتیک نیز بروز نمی‌یابد.

پیشگیری پژوهشی، تحقیقات را در بر می‌گیرد. یعنی در پی یافتن علت ایجاد اختلال است.

پیشگیری نوع دوم به بیماریابی به موقع، سریع و اقدام درمانی فوری مربوط است. این نوع پیشگیری می‌گوید قبل از این که اختلال حالت مزمن پیدا کند، آن را درمان کنیم و اگر درمان نمی‌شود آن را کنترل و مهار کنیم.

پیشگیری نوع سوم، کمک به بقاء و بهتر زیستن بیمار و پرورش حداکثر توانایی‌های باقیمانده برای سازگاری بیشتر است.

باید یاد آور شد، مفهوم بیماری روانی، به ارزش‌هایی وابسته است که زندگی اجتماعی در اختیار ما می‌گذارد؛ بنابراین معلوم نیست بهداشت روانی واقعا نبود بیماری روانی باشد؛ مثلا انحراف‌هایی را در نظر بگیرید که گاهی در نوجوانان دیده می‌شود. می‌دانیم این رفتارها زودگذر و در مراحل رشد به وجود می‌آیند. دختر نوجوان چه با کلام، چه با شیوه لباس پوشیدن و چه با نشان دادن بخشی از موی سر با خانواده و گاه اجتماع به مخالفت برمی‌خیزد. در پی این رفتارها خانواده‌ها آشفته می‌شوند و برخی مسئولان تند برخورد می‌کنند، در صورتی که با این مخالفت‌ها، خودمختاری و انتخاب ارزش‌های فردی و شخصی را یاد می‌گیرند و هیچ یک از این رفتارها نشانه بیماری روانی نیست، بلکه برای تایید و تثبیت موجودیت فرد است. به طور مشخص می‌توان گفت در افراد سالم، بهداشت روان به شکل کامل وجود دارد. برای رسیدن به انسان سالم شدن الزامات و اصولی وجود دارد که در پی می‌خوانید.

اصول اساسی بهداشت روانی

همان طور که گفته شد، هدف اصلی بهداشت روانی، پیشگیری است. برای رسیدن به این هدف، رعایت اصولی الزامی است.
آن اصول عبارتند از:

۱-احترام به شخصیت خود و دیگران

یعنی یک شخص خود را دوست بدارد و به دیگران احترام بگذارد. فرد سالم احساس می‌کند افراد جامعه او را می‌پذیرند و او نیز با نظر موافق به آنها می‌نگرد و برای خود و آنها احترام قائل است. اصول بهداشت روانی مبتنی بر تقویت افراد استوار شده است و از تخریب شخصیت افراد تا جایی که امکان داشته باشد، جلوگیری می‌کند.

۲-شناخت محدودیت و توانایی خود و افراد دیگر

هر فرد سالم، توانایی‌ها و ناتوانایی خود را می‌شناسد و آن را قبول دارد؛ البته می‌کوشد محدودیت‌های خود را رفع کند و نسبت به آنها، جبهه نمی‌گیرد یا پنهانش نمی‌کند.

۳-پی بردن به علل رفتار

هر رفتاری، علتی دارد و خود به خود انجام نمی‌شود. مانند ترس که حتما دلیلی دارد یا آن را می‌دانیم یا نه. انسان سالم در پی کشف علت رفتارها بر می‌آید. این که چرا می‌ترسم و آن علت را رفع می‌کند.

۴-توجه به تمامیت وجود هر فرد

این که بسیاری از مشکلات ما ریشه روانی دارد و بر عکس. انسان سالم به این نکته توجه دارد که ممکن است مشکلات جسمی، پشت این مشکل روانی باشد. این موضوع باید بیشتر مورد توجه معلمان و مربیان باشد و جنبه‌های جسمانی، عاطفی، روانی و… دانش‌آموز را در نظر داشته باشند.

۵-شناسایی نیازها و انگیزه‌های مسبب رفتار انسان

بهداشت روانی بر این اصل استوار است که نیاز هر شخص در هر سنی، با شرایط ویژه همان سن باید در نظر گرفته و ارضا شود. نیازها هم، دو بعد جسمانی و روانی را در بر می‌گیرند. جسمانی مانند: احتیاج به آب، غذا، استراحت و… است. نیاز روانی مثل امنیت روانی، مورد محبت قرار گرفتن، نیاز به پیشرفت و… است.

منبع: جام جم؛ لیلا کامرانی؛ کارشناس ارشد روانشناسی

سه ‌پایه سلامت روان

روان‌پزشکان به چه کسی می‌گویند سالم؟

سازمان جهانی بهداشت که هدف خود را، دستیابی به عالی‌ترین سطح ممکن بهداشت برای همه مردم تعیین کرده، در اساسنامه خود در تعریف سلامت می‌گوید: «منظور از سلامت، حالت رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است، نه صرفا فقدان بیماری یا علیلی.» بر اساس این تعریف، فردی دارای سلامت روان است که: «توانمندی‌های خود را بشناسد و توانایی مقابله با استرس‌های روزمره را داشته باشد و به شکل مفید و موثری در جامعه مشارکت و فعالیت داشته باشد.»…
هر چند بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، منظور از سلامت فقط بیمار نبودن نیست اما هیچ راهکاری درباره این که چگونه می‌توان در تمام زمینه‌های جسمانی، روانی و اجتماعی رفاه را به دست آورد، ارائه نشده است. البته پژوهشگران و محققان در هر دو میدان، یعنی بهداشت جسم و بهداشت روان، گام‌های جدی برداشته‌اند. اگر بخواهیم تعریفی سخت‌گیرانه برای روان سالم مطرح کنیم، باید فردی را در نظر بگیریم که از هر نظر هیچ‌ گونه مشکلی نداشته باشد و در شرایطی هم که در معرض استرس‌های گوناگون قرار می‌گیرد حتی به‌طور موقت، دچار مشکل نشود. چنین افرادی علاوه بر این که از کیفیت زندگی خوبی برخوردارند و به خوبی زندگی می‌کنند، باید به سایر افراد در داشتن زندگی خوب کمک ‌کنند در حالی که در جامعه امروزی، کمتر کسی را می‌توان یافت که با این تعریف، روان سالمی داشته باشد. بیشتر افراد در برخورد با مسایل روزمره زندگی، علاوه بر این که مشکلاتی با شدت‌های مختلف را تجربه می‌کنند، دچار استرس‌ نیز می‌شوند. برخی از این مشکلات، زودگذر هستند و برخی نقشی ماندگارتر دارند.

اول، آرامش

بدون تردید آرامش، اولین شرط روان سالم است و در سایه آن می‌توان به شکل متعادلی به سایر امور زندگی و پیشرفت هم رسید. البته منظور از آرامش، آرامش نسبی و نداشتن دغدغه‌های متعدد و گاه فلج‌کننده است. البته در دنیای امروز، هیچ‌کس بدون دغدغه و گرفتاری نیست اما نکته مهم این است که فرد بتواند به درستی شرایط را ارزیابی و برای رفع و کاهش این نگرانی‌ها اقدام کند و در صورتی هم که مشکلات قابل‌ حل نیستند به‌گونه‌ای با آنها کنار بیاید، نه این که گرفتاری‌ها، عملکرد و زندگی او را تحت‌تاثیر قرار بدهند و باعث سلب آرامشش شوند.

دوم، مدیریت هیجان

از دیگر ویژگی‌های مهم سلامت روان، توانایی کنترل و بروز مناسب احساسات و هیجان‌ها است. بروز احساسات باید به‌گونه‌ای باشد که از یک طرف فرد نخواهد احساس‌هایش را سرکوب کند و از طرف دیگر، مهارگسیخته آنها را بروز ندهد. همچنین انتظار می‌رود ذهن سالم بتواند محیط پیرامون خود را به‌ درستی ادراک کند. انسان به کمک حواس پنجگانه، جهان را درک می‌کند، درکی که با واقعیت بیرونی هماهنگ است؛ چیزی نه بیشتر و نه کمتر از آن. ممکن است تعجب کنید و بپرسید مگر ممکن است ادراک‌ها با واقعیت همخوان نباشند؟ بله! در برخی شرایط بیمارگونه، ممکن است فرد درکی درست از عالم خارج نداشته باشد، برای مثال صدایی بشنود یا چیزی ببیند که وجود خارجی ندارد. البته این موضوع، در صورتی غیرطبیعی خواهد بود که این مساله تکرار شود و بیش از یکی، دو بار اتفاق بیفتد.

سوم، شناخت

یکی دیگر از خصوصیات ذهن سالم، شناخت است. منظور از شناخت، مجموعه‌ای از توانایی‌های مغز شامل هوشیاری، توجه و تمرکز، حافظه، زبان و… است که هر فردی با توجه به شرایط خود از آن بهره‌مند است. سالم بودن این توانایی‌ها تامین‌کننده و نشانگر بخشی از سلامت روان ما هستند.
شاید در این نوشته، همه خصوصیات یک روان سالم بیان نشده باشد، اما به بخشی از مهم‌ترین خصوصیات آن اشاره شده است. همه توانایی‌ها و خصوصیات گفته شده خود را به صورت یک نماد بیرونی و عینی بروز می‌دهند که آن «رفتار» است.
بررسی رفتار، عینی‌ترین روشی است که با ارزیابی آن می‌توان درباره سلامت روان افراد اظهارنظر کرد بنابراین داشتن رفتاری متناسب با شرایط پیرامونی، از اصلی‌ترین خصوصیت‌های نشانگر سلامت روانی افراد است.
شاید به همین دلیل است که علوم رفتاری، همواره در کنار روان‌پزشکی و سلامت روان به عنوان علمی ذکر می‌شود که تلاش می‌کند با شناخت بهتر ذهن و مغز به سمت بهبود کیفیت زندگی و ارتقای سلامت حرکت کند.

گردآوری: گروه سلامت و روان شیکوپ