رابطه زوجین

نوشته‌ها

نقش ابعاد سبک زندگی زوجی در پیش بینی سازگاری زناشویی

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

عوامل پیش بینی کننده ازدواج موفق

آیا شما با این گفته عامیانه موافق هستید که «ازدواج، هندوانه سر بسته است؟» یا به نظر شما این امکان وجود دارد که قبل از ازدواج شواهد بیشتری برای خوشبختی و ازدواج موفق پیدا کرده و با اطمینان بیشتری ازدواج کرد؟
امروزه خیلی از جوانان معتقدند که نمی‌خواهند با چشم بسته ازدواج کنند و یکی از دغدغه‌های آنان، پیدا کردن عواملی است که آنها را در پیش بینی یک ازدواج موفق یاری می‌کند. خوشبختانه، اکثر صاحب نظران امروزی معتقدند که با این همه دستاورد علمی که در زمینه فرایند‌های ارتباطی زوج و عوامل مؤثر در سلامت یا عدم سلامت رابطه زوجین وجود دارد؛ تا حد زیادی می‌توان یک ازدواج موفق یا ناموفق را پیش بینی کرد.

یک شاخص ارزشمند، که می‌توان بر اساس آن آینده یک ازدواج را پیش بینی کرد، کیفیت ارتباط پیش از ازدواج است. به زبان ساده‌تر، رفتار دو نفر پیش از ازدواج، شاخص خوبی است که پیش‌بینی کنیم، بعد از ازدواج این دو چگونه با هم برخورد می‌کنند. یک سؤال اساسی که این دو نفر می‌توانند از خودشان بپرسند این است: «در این مدت که همدیگر را می‌شناسیم چه نسبتی از زمان با هم بودن را صرف رابطه مثبت و آرامش بخش و چه مدت را صرف رابطه منفی و تنش زا کرده ایم؟»
البته در این بررسی، مدت زمان آشنایی دو نفر و نوع رابطه آنها، تا حدودی تعیین‌کننده میزان درستی اطلاعاتشان است. دختر و پسری که مدت کمی از زمان شروع آشنایی آنها می‌گذرد، فرصت زیادی برای شناختن همدیگر نداشته‌اند. بعلاوه، آنهایی هم که در یک فاز عاشقانه و رومانتیک با هم ارتباط برقرار کرده اند، بهتر است زیاد به اطلاعاتی که راجع به همدیگر دارند، اعتماد نکنند.
یکی از تأثیر گذار ترین پژوهش‌ها در این زمینه، پژوهش‌های انجام گرفته توسط گاتمن است. وی پس از انجام یکسری پژوهش آزمایشگاهی، از طریق مشاهده رفتار ۱۳۰ زوج که پذیرفته بودند زندگی زناشویی خود را زیر ذره بین بگذارند، به این نتیجه رسید که بعضی از خصائص رفتاری و شخصیتی زوج، بویژه در ابعاد کلامی، عاطفی و جنسی، تا حد زیادی با رضایت زناشویی آنها مربوط است و می‌تواند تضمین کننده زندگی مشترک طولانی مدت باشد. گاتمن می‌گوید، با مشاهده شکل گفت و گو و مشاجره میان زن و شوهر، می‌توان احتمال زندگی موفق و یا طلاق گرفتن آنها را پیش بینی کرد. وی به چهار خصیصه رفتاری، تحت عنوان «چهار اسب سوار که زندگی مشترک را به سرعت به سمت نابودی و طلاق پیش می‌برند»، اشاره نمود:

۱- انتقاد
۲- سرزنش
۳- جبهه گیری
۴- سکوت

البته، چهار ویژگی فوق، در تمامی ازدواج‌ها وجود دارد اما زمانی که حضور این چهار سوار در زندگی زناشویی، حالت دائم پیدا کند، رابطه زوج با مشکل جدی رو به رو می‌شود. در نهایت، زن و شوهر بعد از تلاش‌های زیاد برای حل این مشکلات، امید خود را از دست می‌دهند، از همدیگر فاصله می‌گیرند، دچار احساس تنهایی می‌شوند و اگر به این زوج کمک نشود، رابطه زناشویی آنها به پایان می‌رسد. وجود هر چهار اسب سوار در روابط زناشویی با ۸۲ درصد دقت، وقوع طلاق را پیش بینی می‌کند و در صورتیکه اقدامات و تلاش‌های اصلاحی زن و شوهر به نتیجه نرسد، درصد درستی این پیش بینی، از حد ۹۰ درصد هم بالاتر می‌رود.
محققان دیگری هم از طریق پژوهش‌های خود به این نتیجه رسیده اند که زوج‌های خوشبخت کسانی هستند که:

۱- انتظارات واقع بینانه ای از مشکلات ازدواج دارند و متوجه این مطلب هستند که «ارتباط» همیشه بی دردسر نخواهد بود.
۲- در برقراری ارتباط کلامی، عاطفی و جنسی مهارت خوبی دارند ( البته، همسران می‌توانند این مهارت‌ها را فراگیرند و در بهبود آن تلاش کنند).
۳- در حل و فصل مشکلات و تعارض‌ها مهارت دارند (البته، همسران می‌توانند این مهارت‌ها را بیاموزند).
۴- همسرشان را صادقانه و صمیمانه دوست می‌دارند (گویی در زمره دوستان صمیمی هستند).

۵- بر سر آندسته از ارزش‌های اخلاقی، مذهبی و اجتماعی که برایشان مهم است، با یکدیگر توافق دارند.

در مجموع، در پاسخ به این سؤال که کدامیک از خصائص فردی، خانوادگی و محیطی افراد، تضمین کننده ازدواج موفق است، باید گفت، ترکیبی از بعضی خصوصیات فرد و همسر، به احتمال زیاد، پیش بینی کننده ازدواج موفق آنهاست. از جمله این خصوصیات، به طور خلاصه می‌توان به شباهت‌ها (در ابعاد فرهنگی، خانوادگی، سنی، تحصیلی، ظاهر جسمانی و …..)، ویژگی‌های شخصیت، سلامت روان، علاقه و مهارت در رابطه عاطفی، جذابیت جسمانی، میل و مهارت در رابطه جنسی، مهارت‌های حل مسئله و تعارض و حمایت خانواده دو طرف اشاره کرد. در بخش‌های بعدی بحث، به طور مفصل راجع به هر یک از ویژگی‌های فوق مطالبی ارائه خواهد شد.

دکتر اعظم صالحی (مشاور خانواده و عضو هیات علمی دانشگاه)

منبع: سایت دکتر صالحی

خانواده و کارکردهای مثبت آن در سخنان مقام معظم رهبری

فرصتی برای تجدید قوا

در هر خانواده‌ای، مردان و زنان می‌توانند همت‌شان را برای ادامه زندگی آماده کنند. زندگی، یک مبارزه است. کل زندگی، عبارتست از یک مبارزه بلندمدت؛ مبارزه با عوامل طبیعی، مبارزه با موانع اجتماعی، مبارزه با درون خود انسان که مبارزه با نفس است. انسان دایم در حال مبارزه است. بدن انسان هم درحال مبارزه است. جسم انسان نیز همواره با عوامل زیان بار مبارزه می‌کند. قدرت این مبارزه وقتی در جسم باشد، جسم سالم است. انسان، این مبارزه را باید صحیح، منطقی، در جهت درست، بارفتارهای صحیح و با ابزارهای درست انجام دهد. این مبارزه، گاهی به استراحت و یک باراندازی نیاز دارد. این، نقطه استراحت داخل خانواده است.(۱)

غریزه جنسی، نیاز متقابل

اسلام، غریزه جنسی را پشتوانه‌ای برای استواری بنای خانواده قرار داده است ؛ یعنی وسیله استحکام خانواده. وقتی زن و مرد، عفیف، دین دار و خداترسند و بنابر دستور اسلام از گناه در باب غریزه جنسی می‌پرهیزند، به طبع نیاز زن و مرد به یکدیگر در این زمینه بیشتر خواهد شد. وقتی به هم زیادتر احتیاج داشتند، بنای خانواده که پایه اصلی آن زن و مرد است، مستحکم تر خواهد شد.
اسلام می‌خواهد این پشتوانه را از خانواده نگیرد. اسلام از انسانها می‌خواهد این غریزه را بیرون از محیط خانواده اشباع نکنند، تا مبادا در برابر خانواده بی‌قید و بی‌اعتنا و لاابالی بشوند. از این روست که اسلام جلوی این راه را سد می‌کند.(۲)

دین داری رمز، مانایی خانواده

در تشکیل خانواده و در حفظ آن باید احکام اسلامی را رعایت کرد تا خانواده، سالم و در اوج باقی بماند. از این رو، در خانواده‌های دیندار که زن و شوهر به این حدود اهمیت می‌دهند، سال‌های متمادی بدون ناخرسندی با هم زندگی می‌کنند. محبت زن و شوهر به هم باقی می‌ماند و جدایی شان از هم سخت است و دل در گرو محبت یکدیگر دارند. این نیکی‌ها و این محبت هاست که بنای خانواده را ماندگار می‌کند و اسلام نیز به این امور ارزش بسیار می‌نهد. اگر روشهای اسلامی رواج یابد، خانواده‌ها مستحکمتر خواهد شد، چنانکه درگذشته‌های ما زمانی که هنوز ایمان مردم سالم تر و کامل تر بود، خانواده، کانونی پایدار و مطمئن بود. زن و شوهر به هم علاقه مندتر بودند. فرزندان در محیط‌های امن و سالمتری پرورش می‌یافتند. حالا هم راه همین است. بیشتر آن خانواده‌هایی که دستورهای اسلامی را رعایت می‌کنند، خانواده‌هایی محکمتر، بهتر و محیطهای امن‌تری برای فرزندان و کودکان خواهند بود.(۳)

نقش زن و شوهر

دختران و پسران باید بکوشند از پیوند مقدس زناشویی پاسداری کنند. این هدف، تنها وظیفه یکی از آنها نیست که بگوییم یکی از آنها همواره مشکلی پدید آورد و دیگری همیشه تحمل کند، بلکه باید هر دو به هم کمک کنند تا این کار صورت گیرد. نمی‌توان گفت در این مسئولیت، شوهر سهم بیشتری دارد یا زن سهم بیشتری دارد. هر دو در حفظ این بنیان و در حفظ این اجتماع دو نفره که بعدها به تدریج زیاد می‌شود، به سهم خود نقش دارند. از هر چیزی که محیط خانواده را متشنج و دچار افسردگی و هیجان‌های بی‌مورد سازد، بپرهزید. اگر خدای ناکرده در محیط یک خانواده از محبت و اطمینان و صمیمیت خبری نباشد، رنجش مال هر دو طرف است.
در استحکام بنیان خانواده، خود زن و شوهر، بیشترین نقش را دارند. با گذشت از یکدیگر، با همکاری خود، با مهربانی و محبت و اخلاق خوب خودشان – که از همه مهمتر هم محبت است – می‌توانند این بنا را ماندگار و این سازگاری را همیشگی بکنند.(۴)

خانواده در جوامع اسلامی

در محیط اسلامی، زن و شوهر با هم هستند، متعلق به هم هستند، در مقابل هم مسئول هستند، در مقابل فرزندان مسئول هستند و در برابر محیط خانواده مسئولند. در محیط‌های اسلامی، کانون خانواده چنان مستحکم و پابرجاست که گاهی پس از دو نسل نیز هنوز پدر بزرگ و پدر و نوه در یک خانه با هم زندگی می‌کنند. در جوامع اسلامی، یعنی جوامع دین دار و خداباور که دو نفر آدم برای مدت طولانی با هم زندگی می‌کنند و هیچ گاه از هم سیر نمی‌شوند، بلکه دل بستگی‌شان و انس و محبت و وفایشان به همدیگر بیشتر می‌شود؛ این، همان خاصیت دینداری و مذهبی بودن و خواسته‌های خدایی را رعایت کردن است.
در اسلام و در فرهنگ اسلامی، خانواده بادوام است. در خانه، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و پدر و مادر هستند، نوه‌ها و نتیجه‌هایشان را می‌بینند و سنتها را به هم انتقال می‌دهند. نسل گذشته، مواریث خود را به نسل بعد تحویل می‌دهد و بریده و بی‌ریشه و تنها و بی‌عاطفه بار نمی‌آیند.(۵)

ویژگیهای خانواده خوب

«خانواده خوب، یعنی زن و شوهری که با هم مهربان باشند، باوفا و صمیمی باشند و به یکدیگر محبت و عشق بورزند، رعایت همدیگر را بکنند و مصالح همدیگر را مهم و گرامی بدارند. اولادی که در آن خانواده به وجود می‌آید، نسبت به او احساس مسئولیت کنند و بخواهند او را از لحاظ مادی و معنوی، سالم بزرگ کنند. از لحاظ مادی و معنوی او را به سلامت برسانند. چیزهایی به او یاد بدهند، به چیزهایی او را وادار کنند، از چیزهایی او را بازدارند و صفات خوبی را در او تزریق کنند.
یک چنین خانواده ای، اساس همه اصلاحات واقعی در یک کشور است. چون انسانها در چنین خانواده‌ای خوب تربیت می‌شوند، با صفات خوب بزرگ می‌شوند. با شجاعت، با استقلال عقل، با فکر، با احساس مسئولیت، با احساس محبت، با جرئت، جرئت تصمیم‌گیری، با خیرخواهی – نه بدخواهی – و با نجابت . وقتی مردم جامعه‌ای، این خصوصیات را داشته باشند، این جامعه دیگر روی بدبختی را نخواهد دید».(۶)

خانواده سالم و انتقال فرهنگ

« انتقال فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و حفظ اصول و عناصر اصلی یک تمدن و یک فرهنگ در یک جامعه و انتقالش به نسل‌های پی در پی، به برکت خانواده انجام می‌گیرد.
اساس ازدواج و مهمترین مصلحت ازدواج، عبارت است از تشکیل خانواده. علت هم این است که اگر خانواده سالمی در یک جامعه‌ای وجود داشته باشد، آن جامعه سالم خواهد شد و مواریث فرهنگی خودش را به صورت صحیح منتقل خواهد کرد. در آن جامعه، تربیت کودکان، به بهترین وجه صورت می‌پذیرد. برای همین، در کشورها و جوامعی که خانواده دچار اختلال می‌شود، معمولا اختلالات فرهنگی – اخلاقی به وجود می‌آید.
اگر نسل‌ها بخواهند فرآورده‌های ذهنی و فکری خود را به نسل‌های بعدی منتقل کنند و جامعه از گذشته خودش بخواهد سود ببرد، این فقط با خانواده ممکن است. در محیط خانواده است که اول بار، تمام هویت شخصیت یک انسان براساس فرهنگ یک جامعه شکل می‌گیرد و این پدر و مادرند که به طور غیرمستقیم و بدون اینکه تحمیلی باشد، بدون اینکه خود آنها تصنعی به کار ببرند، به طور طبیعی محتوای ذهن و فکر و عمل و معلومات و اعتقادات و مقدسات و اینها را به نسل بعدی منتقل می‌کنند.»(۷)

خانواده سالم، آرامش افراد

«نگرش اسلام به خانواده، نگرشی درست، نگرشی اصیل و یک نگاه همراه با اهتمام است که خانواده، اصل قرار داده شده و به هم زدن بنیان خانواده یا آشفته نمودن آن، جزو بدترین کارهاست.
خانواده در اسلام، یعنی محل سکونت دو انسان، محل آرامش روانی دو انسان، محل انس دو انسان با یکدیگر، محل تکامل یک نفر به وسیله یک نفر دیگر. آنجایی که انسان در آن صفا می‌یابد، راحتی روانی می‌یابد؛ این محیط، خانواده است. کانون خانواده در اسلام، این قدر اهمیت دارد.
اسلام در بیان قرآن، در چند جا، این آفرینش زن و مرد و در نهایت زوجیت آنها را، برای آرامش زن ومرد شناخته است.
در قرآن، آیه «وجعل منها زوجها لیسکن الیها » آمده است: خدای متعال زوج آدمی را از جنس او قرار داد . زوج زن را و زوج مرد را از جنس خود او قرار داده، «یسکن الیها» تا اینکه آدمی بتواند – چه مرد و چه زن – در کنار شوهر یا همسر احساس آرامش کند. این آرامش، سکونت و نجات از تلاطم‌های روحی و اضطراب‌های زندگی است. میدان زندگی، میدان مبارزه است و انسان در آن همواره در معرض نوعی اضطراب است. اگر این آرامش وسکونت به نحو صحیحی شکل پیدا کند ؛ زندگی سعادتمندانه می‌شود، زن خوشبخت می‌شود، مرد خوشبخت می‌شود، بچه‌هایی که در این خانه متولد می‌شوند و پرورش می‌یابند، بدون عقده رشد خواهند یافت و خوشبخت خواهند شد، یعنی از این جهت، زمینه برای خوشبختی همه اینها فراهم است».(۸)

پی‌نوشت‌ها

۱- نک: مطلع عشق(گزیده‌ای از رهنمودهای حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای به زوج‌های جوان)، گرد آورنده: محمدجواد حاج علی اکبری، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چ ۵، ۱۳۸۴، ص ۲۶٫
۲- نک: همان، ص ۳۰٫
۳- نک: همان.
۴- نک: همان، ص ۳۱٫
۵- نک: همان، صص ۳۱ و ۳۲٫
۶- نک: همان، ص ۲۶٫
۷- همان، ص ۲۶٫
۸- همان، ص ۲۷٫

نویسنده: سهیلا بهشتی

منبع:طوبی؛ آذر ۱۳۸۶؛ شماره ۲۴

دوستی با همسر؛ آری یا خیر؟!

این روزها اکثر دخترها و پسرهای جوان دوست دارند به جای این که زن یا شوهر همسرشان باشند، تنها با او دوست باشند؟! اما آیا واقعا این روش درستی برای زندگی مشترک است و می‌تواند خوشبختی را به ارمغان بیاورد؟

دوستی زن و شوهر

آیا این که زن و شوهر در زندگی مشترک‌شان با هم دوست باشند، درست است؟ ممکن است این سوال برای بعضی‌ها در زندگی پیش آمده ‌باشد که زوج‌هایی موفق‌ترند که همان مدل کلاسیک زن و شوهری هستند یا آنها که سعی می‌کنند بیشتر حالت رفاقتی داشته‌باشند و به جای یک زن و شوهرسنتی همچون دو دوست با هم برخورد کنند؟شاید مدل دوم خیلی مدرن و ایده‌آل باشد اما همه ما دیده‌ایم که این‌طور دوستی در رابطه زناشویی در بعضی موارد باعث ایجاد توقع‌های بیجا یا حتی گفتن مسائلی می‌شود که در قالب دوستی می‌گنجند ولی در روابط زن و شوهری ممکن است تحمل شنیدن و کنار آمدن با آنها چندان ساده نباشد و به مرور باعث خراب شدن رابطه شود، اما به راستی راه درست کدام است؟

منظور از دوستی چیست؟

مشکلی که این روزها میان دختران و پسران جوان خیلی باب شده‌، این است که می‌گویند ما یک دوست برای زندگی می‌خواهیم، در صورتی که نمی‌دانند دوست یعنی چه؟ اگر منظور درک متقابل و فهمیدن یکدیگر در یک رابطه صمیمانه است، خب همسر هم می‌تواند دوست باشد، اما اگر منظور از دوستی این است که هیچ تعهدی وجود نداشته‌باشد، هر کس به کار خود باشد و دیدن و ندیدن یکدیگر تفاوتی ایجاد نکند چرا که مسئولیتی در قبال هم وجود ندارد و… این تعریف نمی‌تواند با زندگی زناشویی جمع شود. بنابراین باید اول تعریف دوست مشخص شود و بعد آن را به خوشبختی در زندگی زناشویی نسبت داد.

شباهت بین رابطه دوستی و زناشویی در کجاست؟

به طور حتم فضای دوستانه‌ای که از همان ابتدای رابطه شکل می‌گیرد بسیار دوست‌داشتنی و حتی جذاب است و طرفین تمایل دارند همیشه آن را حفظ کنند و رابطه از جایی گرم می‌شود که اشتراکاتی هم پیدا شود و دو طرف در مورد آن اشتراکات با هم صحبت، فکر و تبادل نظر کنند و در واقع همین اشتراکات است که دو نفر را به عنوان یک زوج به هم وصل می‌کند تا با هم ازدواج کنند. در رابطه دوستانه هم اشتراکاتی وجود دارد که موجب تمایل به ادامه دوستی می‌شود. پس در واقع بحث مشترک بین رابطه زوجی و دوستی وجود همین اشتراکات بین دو طرف است و زوج‌ها باید تلاش کنند تا هم برای این اشتراکات وقت بگذارند و تا جایی که می‌توانند میزان آنها را توسعه و افزایش دهند.

روی کمک دوستان حساب کنید

زمان‌هایی پیش می‌آید که فرد نمی‌تواند بخشی از علایق یا افکارش را به هر دلیلی با همسرش تجربه یا مطرح کند و در این حالت هیچ ایرادی ندارد که با توجه به تعهد‌های زناشویی فرد این افکار را با همکار یا دوستی در میان بگذارد، بالاخره هر آدمی در زندگی باید دوست‌ها و همکاران و اقوامی داشته‌باشد که بخش‌هایی از وجودش را با آنها تقسیم کند. مشکلی که گاهی در رابطه بین زوج‌ها به وجود می‌آید این است که می‌خواهند تمام احساس رضایتمندی آنها را همسرشان تامین کند و همین گمان انتظارات را بالا می‌برد و در پی همین انتظارات بالا احساس ناکامی هم ممکن است پیش بیاید. به همین دلیل توصیه می‌کنیم ضمن این که زن و شوهر باید با هم اشتراکی داشته‌باشند تا از بودن با هم لذت ببرند و فضای شادتری در زندگی داشته‌باشند اما به یاد داشته‌باشند همسر مسئول تمام مشکلات نیست. وقتی زن و شوهر بخواهند بیش از اندازه به هم نزدیک شوند و رابطه‌ای شبیه دوستی برقرار کنند، ممکن است حرف‌هایی بین آنها زده‌شود که چندان به صلاح نباشد

حرف‌هایی که بهتر است به دوست گفته شود تا همسر

وقتی زن و شوهر بخواهند بیش از اندازه به هم نزدیک شوند و رابطه‌ای شبیه دوستی برقرار کنند، ممکن است حرف‌هایی بین آنها زده‌شود که چندان به صلاح نباشد، مثلا اگر خانم تنها برای درددل مدام از ضعف‌های همسرش بگوید که می‌تواند آنها را تغییر دهد آزاردهنده می‌شود و دلخوری‌هایی را به وجود می‌آورد، درحالی که بهتر است همین درددل‌ها را برای دوستش بگوید تا به جای این که همسرش مدام حر‌ف‌های ثابت بشنود، سعی کند که خود را اصلاح کند. یا در مورد بیان برخی مسائل درونی خود فرد که تنها ممکن است طرف مقابل را نگران و مشوش کند در حالی که همین احساس‌ها در گفتگو با یک دوست دیگر ممکن است به راحتی حل شوند و دیگر نیازی به مشغول کردن ذهن همسر وجود نداشته‌ باشد تا خدشه‌ای به رابطه وارد نشود. البته منظور این نیست که زوجین حرف‌های خود را بیرون بزنند و هیچ حرفی را در خانه مطرح نکنند چرا که مهم‌ترین رکن یک رابطه زوجی فضای مثبت گفتگو و بیان است که در مورد اشتراکات باشد و موجب افزایش آنها شود.

حریم‌هایی که باید در رابطه زوجین حفظ شود

به طور حتم در هر رابطه‌ای حریم‌هایی وجود دارد و بقای آن رابطه وابسته به حفظ آن حریم‌هاست اما در رابطه دوستی چنین حریم‌هایی به آن معنا وجود ندارد و همین حریم‌هاست که رابطه دوستی را از رابطه زناشویی جدا می‌کند. اگر بخواهیم به طور فهرست‌وار به این حریم‌های رابطه زناشویی اشاره کنیم، عبارتند از:

– به طور کامل احترام هم را حفظ کنیم.

– گذشته‌ها و اشتباهات را مرتب مطرح نکنیم. صحبت در این زمینه‌ها باید با حساسیت خاصی باشد و مراقب تک تک کلمات‌مان باشیم که آسیب‌زننده نباشند.

– طرف مقابل را به عنوان یک انسان مستقل بپذیریم و انتخاب‌ها و علایق او را قبول کنیم.

– توقعات‌مان را وارد گفت‌وگو نکنیم چون از هرجا که توقع‌ها وارد می‌شود دیگر عشقی وجود ندارد و تنها اجبار است که طرف مقابل را به انجام کاری وادار می‌کند.

– درست است که صحبت در مورد مسائل جنسی بسیار مهم است، اما بسیار هم حساس است و باید با چنان درایتی صحبت شود که طرف مقابل احساس بی‌کفایتی نکند.

– نظرات دیگران را در رابطه، زندگی و تصمیمات مشترک وارد نکنیم.

بهترین حالت داشتن رابطه صمیمانه است نه دوستانه

ناگفته نماند به طور کلی تعریف دوست متفاوت از تعریف زن و شوهر بودن است. ما در رابطه با دوست یکسری چیزها را پنهان کرده و چیزهای دیگر را به راحتی باز و مطرح می‌کنیم در واقع دوست محدوده خاص خود را دارد. همسر می‌تواند یک دوست باشد ولی مهم است که ببینیم دوستی را چگونه معنا می‌کنیم. یادتان نرود دوستی تعهد ندارد، ممکن است با یکی از همکلاسی‌های قدیم‌تان دوستی نزدیکی داشته‌ باشید ولی برای‌تان مهم نباشد چند وقت یکبار او را ببینید یا این که او چکار می‌کند یا با چه کسانی رابطه دارد و… حتی اگر نسبت به دوست‌تان تعهد هم داشته‌ باشید، تعهد محدود‌تری است اما در زندگی زناشویی ارتباط زن و شوهر در راستای تعهدی عمیق‌تر و گسترده‌تر است، پس درست‌تر است برای زن شوهر بگوییم بهترین حالت برای آنها داشتن یک رابطه صمیمانه است نه دوستانه.

رابطه زناشویی پر از چارچوب اما دوستی…

از طرف دیگر از آنجا که خیلی از چارچوب‌های سفت و سختی که در رابطه زناشویی وجود دارد در رابطه‌های دوستی وجود ندارد، داشتن یک رابطه دوستانه صرف میان زن و شوهر ممکن است موجب شود بسیاری از حرمت‌ها شکسته شود. مثلا در رابطه دوستی میان دو همسال و همجنس ممکن است حرف‌ها و شوخی‌هایی مطرح شود که اصلا در زندگی زناشویی جایی نداشته‌ باشد و بتواند به راحتی احترام‌ها را از بین ببرد در واقع احتمال دارد رفتاری که در دوستی نابجا نیست در ازدواج نابجا باشد. ناگفته نماند که حرمت رابطه بین زن و شوهر خیلی بالاتر است اما دو دوست ممکن است ماه‌ها با هم قهر باشند واین قهر هیچ خدشه‌ای به زندگی هیچ‌کدام وارد نکند.

منبع: مجله زندگی ایده‌آل