دوستت دارم

نوشته‌ها

آقایان پول ندهید، دل بدهید!

زن‌ها دوست دارند مردشان، احساسی که نسبت به هر چیز دارند را دقیقا درک کند. همین درک نکردن باعث می‌شود گاهی حرف‌هایی بزنند که توسط مردهایشان چیز دیگری تفسیر ‌شود. در حالی که منظور زن اصلا آن نبوده…

استثنا‌ها را بگذارید کنار

زن‌ها طبیعت‌شان با مردها فرق می‌کند. روانشناسی‌شان با آنها فرق می‌کند و نحوه عملکرد مغزشان نیز متفاوت است. به خاطر همین تفاوت‌هاست که تاریخ برایشان مهم است. عدد و رقم‌ها نقش مهمی در زندگی‌شان دارند و دل‌شان می‌خواهد روزهای خاصی را بهشان یادآوری کنند و برایشان جشن بگیرند. ولی احتمالا شما هم جزو مردانی هستید که به دلایل مختلف گاهی روزهای مهمی مانند تولد، سالگرد ازدواج، سالگرد آشنایی و یا حتی اعتیاد را از یاد می‌برید؟ ولی باور کنید به یاد داشتن این روزها و تکریم زن در ایام خاص چیزی نیست که بتوانید با یک عذرخواهی از زیر آن در بروید.

راستی امسال برای هفته زن، چه برنامه‌ای داشتید؟ اگر تا الان کاری نکرده‌اید، اشکالی ندارد. هنوز فرصت دارید. ما برای شما پیشنهادهایی داریم که در مناسبت‌های مختلف بتوانید به معنای واقعی «زن‌داری» کنید و همسر ایده‌آلی از نگاه زنتان باشید.
اینجوری نگاه نکنید؛ پیشنهاد ما خرید طلا و پول خرج کردن و این ولخرجی‌ها نیست. این تصور غلط شما مردهاست. خانم دکتر سیما فردوسی امروز به شما می‌گوید چطور می‌توانید بدون هیچ هزینه‌ای به معنای واقعی کلمه مرد ایده‌آل خانه‌تان شوید.
همین چند روز را درکش کنید

هر زنی دلش می‌خواهد شوهرش فکر، سلیقه و احساسش را درک کند؛ نه این که بهش دستور بدهد «تو باید این طوری باشی» و «نباید این طوری باشی» هیچ زنی، چنین مردی را دوست ندارد. زن‌ها دوست دارند مردشان، احساسی که نسبت به هر چیز دارند را دقیقا درک کند. همین درک نکردن باعث می‌شود گاهی حرف‌هایی بزنند که توسط مردهایشان چیز دیگری تفسیر ‌شود. در حالی که منظور زن اصلا آن نبوده.

بگذارید بفهمد که احترام می‌گذارید

زن‌ها دوست دارند همسرشان به خانواده‌شان احترام بگذارد و مثل خانواده خودش با آنها رفتار کند. اما بعضی آقایان تصور می‌کنند زن‌ها می‌خواهند فقط با خانواده خودشان رفت و آمد کنند، به نظرشان زن‌ها انحصاری فکر می‌کنند، و نظرشان این است که تو فقط باید پیش من باشی، با من حرف بزنی، با من بیرون بروی و … این تفکر شامل همه خانم‌ها نمی‌شود. پس مرد در مقابل زنش نباید جبهه بگیرد.

دروغ نگویید

خانم‌ها دوست ندارند آقایان دروغ بگویند. اما گاهی مردها فکر می‌کنند اگر راستش را بگویند، ممکن است خانم نگذارد فلان کار را بکنند یا فلان جا بروند. گاهی حتی مردی نگران است که اگر راست بگوید، باعث از بین‌رفتن آرامش همسرش شود. اما آقایان اگر روش و استراتژی درستی داشته باشند، بدانند چطور حرف بزنند، چه بگویند، چه نگویند، از چه کلماتی استفاده کنند یا نکنند و لحن‌شان چطور باشد، نیازی به دروغ گفتن پیدا نمی‌کنند.

سخت است اما می‌شود گاهی هم پرخاشگر نبود

اقتدار با پرخاشگری فرق دارد. زن‌ها از پرخاشگری مردها بدشان می‌آید. درست است که زن‌ها دوست دارند دلشان به یک همسر مقتدر گرم باشد اما هیچ زنی نیست که بگوید: «من دوست دارم شوهرم خشن باشد». پس مردها باید حواس‌شان باشد که خشونت به کار نبرند، صدایشان را بالا نبرند و به همسرشان احترام بگذارند. اگر مردی می‌خواهد زنش را درک کند، باید برایش احترام قائل باشد؛ اما در حد متعادل. خانم‌ها هم مرد متعادل دوست دارند.

شما بلد نیستید از دیگران مشورت بگیرید

زن‌ها دل‌شان می‌خواهد مورد مشورت قرار بگیرند. در مورد مسائل کاری نه، اما در سایر مسائل‌ به‌خصوص مسائل مربوط به خانواده، بچه‌ها، معاشرت‌ها و خریدکردن‌ها، زن‌ها دوست دارند از آنها مشورت و نظرشان پرسیده شود. بعضی مردها حتی در مورد کارهای جالبی مثل مسافرت رفتن هم نظر نمی‌پرسند. فقط می‌گویند برویم فلان جا. این مدل از آقایان حتی اگر نیت‌شان هم خوب باشد، حس منفی در همسرشان ایجاد می‌کنند. در حالی که خانم‌ها دوست دارند در خانواده دیده شوند، مطرح شوند، صاحب‌نظر باشند و نظری که می‌دهند در پاره‌ای موارد اعمال شود.

به‌ خودتان اجازه ندهید که مقایسه کنید

خانم‌ها دلشان نمی‌خواهد با زن دیگری مقایسه شوند؛ بنابراین دست از مقایسه کردن بردارید. زن‌ها طبیعت‌شان این است که دوست ندارند شوهرشان از یک خانم دیگر خیلی تعریف کند. هی نگویید خانم فلانی چقدر کدبانو است، چقدر دستپختش خوب است و… . طبیعت خانم‌ها این است که دوست ندارند شوهرشان از خانم دیگری تعریف کند. می‌خواهند مطمئن باشند از نظر همسرشان بهترین هستند.

سالی ۸-۷ بار دوستت دارم گفتن، سخت نیست

خانم‌ها دوست دارند شوهرشان به آنها ابراز علاقه کند. می‌خواهند بفهمند که مردشان هم به زندگی‌اش علاقه دارد. مردها می‌گویند: «علاقه دارم دیگر؛ وقتی اینقدر کار می‌کنم یعنی علاقه دارم». اما واقعا این آن چیزی نیست که خانم‌ها دوست دارند بشنوند. زن‌ها دوست دارند «عزیزم خیلی دوستت دارم» را بشنوند. مرد باید وسط روز زنگ بزند و بگوید: «چطوری؟ چکار می‌کنی؟ دلم برایت تنگ شده». مختصر و مفید اما مؤثر. خیلی از خانم‌ها چنین چیزی را دریافت نمی‌کنند.

شما شوهر خوبی هستید اما از زنتان هم تعریف کنید

زن‌ها دوست دارند از زیبایی‌هایشان تعریف بشود؛ چه زیبایی‌های ظاهری و چه رفتاری. دوست دارند بشنوند: «امروز چقدر قشنگ شدی، امروز چقدر قشنگ‌تر شدی، این لباسی که پوشیدی چقدر بهت می‌آید، این رنگ خیلی تو را شاداب نشان می‌دهد و..». درواقع دوست دارند شوهرشان تغییرات‌شان را ببینند. خیلی از آقایان برایشان سخت است در این موارد ابراز عقیده کنند. برخی آقایان هم خیلی رک و بی‌پرده عیوب همسرشان را می‌گویند. این تاثیر خیلی بدی می‌گذارد. چرا غذا این‌طوری است، چرا خانه این وضعی است، چرا اینجایت اینطوری است و… گاهی حتی به شوخی حرف‌هایی از این دست می‌زنند که خانم‌ها اصلا دوست ندارند.

همه غصه‌های عالم را بی‌خیال؛ حرف بزنید

خانم‌ها اهل گفت‌وگو هستند و دوست دارند مردهایشان هم با آنها حرف بزنند. بنابراین مردی موفق است که کمی از این توانمندی استفاده کند؛ نه اینکه همه‌اش بگوید خسته و گرسنه‌ام. عصر که مرد وارد خانه می‌شود، برای زن‌ها پایان روز نیست. تازه آغاز یک روز جدید است. حالا تازه باید دور هم باشیم و صحبت کنیم. اگر اینطور نباشد خانم کسل می‌شود و این دقیقا جایی است که مرد باید کمک کند که زن شاداب و بانشاط بماند.

مگر هنوز نمی‌دانید که باید کمک کنید

خانم‌ها دوست دارند آقایان در کارهای خانه بهشان کمک کنند. واقعا سخت است که همه کارها به‌عهده زن باشد و او را دچار افسردگی می‌کند. بدتر آنجاست که بعضی مردها می‌گویند: «وظیفه‌ات است» یا «مگر تو از صبح تا شب توی خانه چه کار می‌کنی؟» خانم‌ها به واسطه طبیعتی که دارند خودشان خیلی از کارها را جزو توانمندی‌هایشان می‌دانند و انجام می‌دهند. اما خیلی وقت‌ها در خانه دوست دارند مرد مثل یک نیروی کمکی در کنارشان باشد. این کار، بیش از جنبه مادی به آنها آرامش روانی می‌دهد. مثلا خانم دارد آشپزی می‌کند، کیسه زباله پر شده، خب آقا این را ببرد بیندازد توی سطل زباله. مثلا مهمان دارند می‌خواهند بروند خرید، با هم بروند. اگر این کار را نکنند خانم‌ها رو به فرسودگی می‌روند. واضح است که وقتی فشار را روی کسی بگذاری از بین می‌رود.

منبع: تبیان

«دوستت دارم» نوشته می‌شود، خوانده نمی‌شود!

چرا بعضی از زوج‌ها توصیه‌های دین درباره ی اظهار محبت کلامی را جدی نمی‌گیرند؟
برای داشتن زندگی آرام و شاد، مهارت‌های مختلفی لازم است که یکی از مهمترین آنها، مهارت کلامی است. روانشناسان از این مهارت زندگی زناشویی، به عنوان قوانین طلایی زندگی نام می‌برند و معتقدند رعایت این قوانین، زندگی را آن قدر به کامتان شیرین می‌کند که به راحتی می‌توانید خیلی از سختی‌ها را تحمل کنید. در دین اسلام، توصیه‌های زیادی درباره ی مهارت سخن گفتن زن و شوهر وجود دارد که شاید خیلی از زن و شوهرها، درباره ی این مهارت دینی، کمتر بدانند، در حالی که رعایت توصیه‌ها و سیره ی عملی ائمه معصوم(علیهم السلام) در این زمینه، خیلی از اختلافات زناشویی را حل و فصل می‌کند.

۱- چگونه باید از شوهر استقبال کرد؟

یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها برای دلگرم کردن همسر، این است که وقتی مرد از محل کار به خانه برمی‌گردد، خانم خانه با نام خداوند متعال به استقبالش برود و در سلام کردن از او سبقت بگیرد. چون کلمه «سلام»، یکی از اسامی خداست. همان طور که خدا در آیه ی ۲۳ سوره حشر در ضمن شمردن اسماء الهی می‌فرماید: «السلام المؤمن»؛ بدین معنا که خداوند متعال آفریننده و ایجاد کننده سلامت و ایمنی بخش است. از سوی دیگر، حتی اگر کسی معنای کلمه «سلام» را نداند، ‌به خودی خود، متوجه آرامش‌بخشی آن می‌شود. پس خانمی که برای استقبال از همسرش که تازه به خانه برگشته به او سلام می‌کند، با این رفتار خود، همسرش را دلگرم و آرام می‌کند چرا که کلمه «سلام» آهنگی ملایم و آرام و لطافت و نرمش خاصی دارد که گوش شنونده را می‌نوازد و او را آرام می‌کند. در همین خصوص در کتاب «حلیه المتقین» روایتی از امام صادق(علیه السلام) وجود دارد که مردی خدمت پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) رفت و عرض کرد: «‌من همسری دارم که وقتی وارد منزل می‌شوم به استقبالم می‌آید، وقتی از خانه بیرون می‌آیم بدرقه ام می‌کند، وقتی غمگینم دلیل غمم را می‌پرسد و می‌گوید اگر غمت برای روزی است، نگران نباش چون خدا، روزی انسان‌ها را تکفل کرده. اگر غمت برای آخرت است، نگران نباش. تلاش کن که خداوند پاداشت را می‌دهد». پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ به او می‌فرمایند: «خداوند متعال، کارگزاران ویژه‌ای دارد که به بندگان کمک می‌کنند. همسر تو، یکی از این کارگزاران و بندگان خاص خداست که خدا برای او، اجر جهاد در راه خدا و شهادت را می‌نویسد».

۲- به نرمی و آرامی صحبت کنید

شیوه ی سخن گفتن ائمه ی معصوم(علیهم السلام) هم متفاوت بوده است. در کتاب «بحارالانوار» از امام علی(علیه السلام) روایتی نقل شده که حضرت می‌فرمایند: «نرمش در سخن و با صدای رسا سلام کردن، یکی از عبادتهاست». بنابراین آهسته و نرم صحبت کردن، یکی از مهارت‌هایی است که همسران باید در زمان صحبت کردن با یکدیگر، آن را مورد توجه قرار دهند. مشخص است که زبان تند و خشن، نه تنها آرامش خانواده را تهدید می‌کند بلکه گوینده را هم به عذاب دچار می‌کند. در این خصوص حدیثی از امام صادق(علیه السلام) در کتاب «تحف العقول» نقل شده که می‌فرمایند: «در رابطه میان زن و شوهر، مرد از سه چیز بی‌نیاز نیست و زن هم از سه چیز بی‌نیاز نیست. مرد باید با زن خوشرفتاری و مدارا داشته باشد تا بتواند محبت و علاقه او را جلب کند، ظاهرش را در برابر او آراسته کند و گشاده دست و بخشنده باشد. زن هم باید خودش را از پلیدی دور نگه دارد و تمیز و مرتب باشد، اظهار محبت کند و به نحوی رفتار کند که شوهر را نسبت به خودش بددل نکند.» بنابراین نرمش و مدارا در سخن گفتن، باید هم از طرف خانم رعایت شود و هم از طرف آقا. چون اگر قرار باشد یکی از همسران مدام رعایت محبت و احترام را بکند اما دیگری ذره‌ای محبت از خود نشان ندهد، در خانواده صمیمیت ایجاد نخواهد شد.

۳- آرام و با محبت صدایش کن

شیوه صدا زدن همسر، یکی از مهارت‌های کلامی است که باعث برقراری محبت بین زوجین می‌شود. در واقع کسی که همسر خود را با لحنی آرام و محبت‌آمیز صدا می‌زند، ‌او را به آرامش دعوت می‌کند اما صدا زدن با لحن تند و با کلمات توهین‌آمیز، باعث تنش و مشاجره در خانواده می‌شود. به همین دلیل گفته می‌شود با نوع صدا زدن همسرتان، مشخص می‌شود که چه حسی نسبت به او دارید و در ادامه صحبت‌هایتان می‌خواهید با او به نرمی سخن بگویید یا دنبال دعوا هستید. البته در خصوص شیوه صدا زدن همسر، چند نکته نباید فراموش شود:

اول این که بدون گفتن اسم همسرتان یا جایگزین مناسبی به جای اسم، با او شروع به صحبت نکنید. البته این جایگزین اسم می‌تواند برحسب سلیقه زن و شوهر انتخاب شود.

دوم این که در صدا زدن، از پسوند یا پیشوند توهین‌آمیز و بی‌ادبانه خودداری کنید. زمانی که مرد یا زنی همسر خود را با اسم و لحن مورد علاقه‌اش صدا می‌زند، علاوه بر اینکه خستگی و ناراحتی را از او دور می‌کند، این پیام را می‌رساند که نسبت به او، علاقمند است.

۴-«دوستت دارم» یادتان نرود

ابراز محبت، یعنی نشان دادن محبت قلبی نسبت به دیگری. این شیوه، یکی از بهترین راه‌های جلب محبت همسر است که می‌تواند در قالب کلمات هم ادا شود. در جلد پنجم کتاب «کافی» به نقل از پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نوشته شده: «این گفتار مرد به همسرش که «من تو را دوست دارم»، هرگز از قلب زن بیرون نمی‌رود». در واقع این جمله، چنان معجزه‌ای می‌کند که زن با شنیدن آن، حاضر می‌شود تمام زندگی و داشته خودش را برای آرامش و رفاه همسر و فرزندانش فدا کند و در عین حال، هیچ وقت این ابراز محبت شوهرش را از یاد نخواهد برد. حواسمان باشد که داشتن محبت قلبی نسبت به همسر، برای یک زندگی آرام و شیرین کفایت نمی‌کند. در واقع لازم است که محبت‌ها به زبان بیاید تا طرف مقابل با شنیدن آن، دلش آرام بگیرد. این محبت و قدردانی می‌تواند در قالب جملاتی ادا شود، مانند: «چه غذای خوشمزه‌ای آماده کرده‌ای»، «دست شما درد نکند»، «خسته نباشید»، «چقدر با این لباس زیبا شده‌ای» و… در عین حال آقایان باید توجه داشته باشند که خانم‌ها به طور ذاتی، نازک دل و حساسند. به همین دلیل بیشتر از مردان، به مهر و محبت نیاز دارند. هنگامی که زنی با مهر شوهرش مواجه شود، محبت خود را بیشتر از قبل به او ابراز می‌کند و انگیزه‌اش برای خدمت به همسر و خانواده بیشتر می‌شود. اظهار محبت از طرف زن نیز یکی از راه‌های جلب محبت شوهر است. در کتاب «مستدرک الوسائل» به نقل از امام رضا(علیه السلام) نوشته شده: «بعضی از زن‌ها برای شوهرانشان بهترین غنیمت هستند؛ زنانی که برای شوهرانشان اظهار عشق و محبت کنند». به همین دلیل لازم است که زن در برابر شوهرش، غرور بی‌جا و حجب و حیا را کنار گذاشته و از ابراز محبت نسبت به او دریغ نکند. بدین ترتیب اظهار محبت بین همسران، نه تنها بسیاری از سوءتفاهمات و مشکلات را حل می‌کند بلکه باعث می‌شود که فضای خانه و خانواده، برای آنها لبریز از نشاط و آرامش باشد.

۵-با هم شوخی کنید

شوخی کردن و گفتن جملات آرام‌بخش، از نکاتی است که می‌تواند فضای خانواده را آرام کند. در همین خصوص روایتی در کتاب «بحارالانوار» نوشته شده؛ روزی امام صادق(علیه السلام) از شخصی پرسیدند: «چقدر با همسرت شوخی می‌کنی؟» مرد در جواب عرض کرد: «خیلی کم!» سپس امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «این طور نباشید. با یکدیگر شوخی کنید. چون شوخی، از خوش اخلاقی پدید می‌آید». وقتی زن و شوهری این صفت را در زندگی خود داشته باشند و هر روز در حد چند کلمه با هم شوخی کنند، با این کار خود، بار زندگی را سبک می‌کنند. البته در خصوص شوخی کردن نکاتی وجود دارد که رعایت کردن آنها ضروری است. یکی از موارد، دوری کردن از توهین و ناسزاست. در جلد دوم کتاب «کافی» به نقل از امام باقر(علیه السلام) نوشته شده: «خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع شوخی کند، دوست دارد به شرط آن که توهین نکند.» در واقع توهین کردن هنگام شوخی، نه تنها موجب شاد شدن دل همسر نمی‌شود بلکه او را آزار می‌دهد و زمینه‌ساز کینه در قلب او می‌شود. به همین دلیل باید از شوخی‌هایی که دل همسر را می‌رنجاند دوری کرد. از سوی دیگر لازم است که شوخی کردن، با تحقیر کردن شخصیت دیگری همراه نباشد. در غیر این صورت، همین شوخی موجب از بین رفتن محبت و آغاز کننده دعوا و مشاجره بین زوجین می‌شود.

۶- برای هم دعا کنید

وقتی زن و شوهری برای یکدیگر دعا می‌کنند، زمینه ارتباط مسالمت آمیزی را فراهم می‌کنند. زنی که بشنود همسرش هنگام دعا کردن، او را از یاد نمی‌برد، دلش گرم می‌شود که مورد محبت او قرار گرفته. این احساس در مورد مردان نیز وجود دارد. خداوند متعال در قرآن کریم این نوع دعاها را به مردم آموزش داده تا به صورت فردی و جمعی یکدیگر را دعا کرده و برای خودشان طلب خیر کنند تا علاوه بر بهره‌مند شدن از لطف خدا، در دل همسر و خانواده خود ایجاد محبت و صمیمیت کنند. یکی از نمونه‌های این دعا در آیه ۷۴ سوره فرقان آمده است؛ «پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنی چشمان ما باشد و ما را پیشوای پرهیزکاران قرار ده». هم چنین در آیه ۲۸ سوره مبارکه نوح می‌فرماید: «پروردگارا! من و پدر و مادرم و هر مؤمنی را که به سرای من داخل شود، بیامرز».

۷-چه کلام‌هایی نگوییم؟ زبان سرخ و سر سبز!

می‌دانید اولین خطری که زندگی زناشویی شما را تهدید می‌کند چیست؟ در جلد دوم کتاب «کافی» به نقل از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نوشته شده است: «به مردم ناسزا نگویید که با این کار، در میان آنها دشمن پیدا می‌کنید.» تندزبانی، بدخویی و پرخاشگری، خصلت‌هایی است که خوشی‌های زندگی را از ناحیه زبان تهدید می‌کنند. اگر زنی در برابر شوهرش بدزبان شد و به او توهین کرد، همان اول، یک ضربه محکم به احساس او می‌زند. در مقابل، اگر مردی بدزبان و تندخو باشد، محبت او را خدشه‌دار می‌کند. وقتی این بدزبانی‌ها در خانواده ادامه پیدا کند نه تنها مهر و محبت میان زن و شوهر از بین می‌رود بلکه امکان دارد که کینه و نفرت جایگزین محبت آنها شود. بدتر از همه این که سنگدلی و قساوتی که در نتیجه این بدزبانی‌ها و به خصوص زخم زبان‌ها ایجاد می‌شود، به آسانی از بین نمی‌رود و مهم‌ترین آسیبی است که در کمین زندگی‌های زناشویی قرار گرفته چرا که زخم زبان و مقایسه همسر با دیگران، چیزی نیست که به سادگی از ذهن زن یا مرد پاک شود.
بدترین شکل آسیب زبان، این است که زنی، شوهرش را با مردان دیگر مقایسه کند و مثلاً بگوید «ببین فلانی چقدر مرد خوبی است و چه زندگی خوبی برای همسرش فراهم کرده» یا این که مردی در مقایسه همسرش با زنان دیگر بگوید «ببین فلانی چه زن خوبی است». این جملات که معمولاً بدون فکر و اندیشه منطقی و عاقلانه بر زبان بعضی از خانم‌ها و آقایان جاری می‌شوند، مانند سیل نابودکننده‌ای هستند که محبت را از ریشه می‌کند و از بین می‌برد.

منبع مقاله: نشریه همشهری آیه؛ شماره۱۴؛ مریم مرتضوی

ده بار دوستت دارم!

راه حل‌هاى مناسبى براى کم کردن اختلاف خواهر و برادر

معمولا خواهر و برادرهاى بزرگتر، درباره این که کودک تازه، چقدر بامزه خواهد بود، افکار جالبى دارند. اکثر والدین نیز نظرات رمانتیک و آرمانى درباره این که کودکانشان چه لحظات زیبایى را با هم سپرى خواهند کرد، در ذهن مى پرورانند. آنها می‌اندیشند کودکانشان، بهترین دوستان یکدیگر خواهند شد.

ولی حقیقت این است که خواهر و برادرها، حداقل در سال‌هاى اولیه زندگی‌شان، همیشه با همدیگر، خوب نخواهند بود و زمان بسیاری را در حال جنگیدن و مشاجره، سپرى خواهند کرد. البته اختلاف بین خواهر و برادرها، طبیعى است و از تفاوت سنى، شخصیت و علایق آنها، ناشى مى شود ولى بدان معنا نیست که نمى توانید به کودکانتان کمک کنید تا با هم، پیوندهاى محکمى پیدا کنند و با همدیگر خوب‌تر باشند.

اختلاف خواهر و برادرها ۳ عامل عمده دارد: جلب توجه والدین، دستیابی به قدرت و دستیابى به مالکیت.

هر یک از کودکان می‌خواهند تمام توجه شما را و  یا حداقل بیشتر از خواهر و برادرهایش به دست مى آورند به دست آورند معمولا یک کودک خردسال پس از به دنیا آمدن یک نوزاد جدید در خانواده به عادت هایى مثل کمیدن شستش، آب خوردن از شیشه و خیس کردن خودش بازمى گردد تا حداقل به همان میزان که کودک جدید توجه مى بیند به او هم توجه شود در هر گروهى سلسله مراتبى وجود دارد کودک بزرگتر، در خانواده می‌کوشد به دلیل جثه سن و زودتر به دنیا آمدن قدرت خود را حفظ کند در حالی که خواهر و برادرهاى کوچکتر براى به دست آوردن چنین موقعیتی باریک تر بودن، ورزشکار شدن، زیباتر بودن، یا هر مزیت دیگرى که بتوانند به دست بیاورند با بزرگترها رقابت کنند زمانی که بیش از دو کودک باشند اتحادهایى به وجود مى آید ؛ مثلا بزرگترین و کوچکترین با همدیگر متحد مى شوند یا این که پسرها علیه دخترها با همدیگر متحد مى شوند.

جنگیدن بر سر اموال یا دوستان، اغلب تلاشى براى جلب محبت و تصدیق والدین است و ممکن است بازتاب جنگ قدرت در خانواده (بین پدر و مادر) نیز باشد.

جمله «مال منه»، آغازگرى آشنا براى دعواهاست، شما نمى توانید اختلاف خواهر و برادرها را ریشه کن کنید بلکه مى توانید، یک ارتباط سالم بین خواهر و برادرها ایجاد کنید و بکوشید آشفتگى را در یک حد قابل تحمل، نگه دارید.

حال اگر مى خواهید اختلافات بین خواهر و برادرها تا اندازه ای برطرف بشود، به راه حل‌هاى مناسب ذیل توجه فرمایید:

تازه‌واردهاى خانه

اگر تنها یک فرزند دارید، این کودک، مرکز توجه به شما خواهد بود و شما، نقطه اصلى تمرکز در دنیاى او خواهید بود (حداقل برای ۳ سال اول زندگی). با آمدن کودک جدیدى به خانواده، زندگی کودک قبلى، تغییر خواهد کرد و باید به او کمک کنید تا براى پذیرفتن عضو جدیدى از خانواده، آماده شود. به طور کلى هر چه فاصله سنى بین خواهر و برادرها کمتر باشد، این دوره انتقالى مشکل‌تر خواهد بود. اگر فاصله آنها، ۳ سال یا بیشتر باشد، کودک برگتر، کاملا متکى به خود شده در فعالیت‌هاى خارج از خانه، جا افتاده است. او با کودکان دیگر، بازى مى کند و با همسالانش، ارتباطاتى برقرار کرده است. ولى بین کودک هر چه باشد، دنیایش با آمدن کودک جدید، زیر و رو خواهد شد.

درباره کودک جدید، با فرزندان صحبت کنید. تا حد ممکن، کودکتان را در پذیرفتن نوزاد جدید، شرکت دهید تا هر دو، در تجربه به انتظار براى به دنیا آمدن او، شریک باشند. بگذارید به ضربان قلب نوازاد، گوش دهد. در تزیین اتاق کودک، کمک کند و یا تصاویرى را به گهواره بچسباند. بگذارید کودکان در انجام کارهاى نوزاد، کمک کنند. خواهر و برادرها حداقل در چند هفته اول، مشتاق خواهند بود که در کارهاى نوزاد کمک کنند. بگذارید زیر نظر شما آنچه از دستشان بر مى آید انجام دهند. این کار باعث خواهد شد که بین آنها، پیوندى صمیمى برقرار شود. از سویى دیگرف کودک بزرگتر را تبدیل به یک خدمتکار نکنید. زمانى را نیز به کودک  بزرگتر اختصاص دهید. کودکان می‌اندیشند که شما همیشه به نوزاد مى پردازید و این مساله، باعث خواهد شد که آنها حسود شوند با این که نسبت به شما یا نوزاد، احساس عصبانیت کنند و آنها خواهند کوشید با تمایش دادن کامل خودشان یا حتى بازگشت به رفتارهاى نوزادانه، توجه شما را به سوى خود جلب کنند.

بکوشید که هر روز، توجه ویژه اى به هر کدام از کودکان خود نشان دهید. ترتیبی بدهید که شما و کودک یا کودکان بزرگتر، ساعت‌هایى را با هم بدون حضور نوزاد سپرى کنید.

کودکان را با هم مقایسه نکنید

بعضی مقایسه‌ها، اجتناب ناپذیر هستند. اگر شما آنها را نگویید، خاله یا عموى کودک آنها را خواهند گفت. با این که خود کودکان، تفاوت‌ها را در خواهند یافت ولى به یاد بسپارید  هنگامی که مى خواهید با مقایسه بین کودکان، آنها را کنترل کنید یا به آنها انگیزه بدهید، این کار، براى آنها مضر خواهد بود. کودکى که فکر مى کند به خوبى کودکان دیگر نیست، نه تنها انگیزه‌اى براى تلاش بیشتر ندارد، بلکه احساس می‌کند که دیگر کارى از او ساخته نیست. مقایسه، باعث تشدید اختلافات و افزودن جنگ‌هاى درون خانوادگى مى شوند. بکوشید تا هر کدام از کودکانتان را به عنوان یک فرد جداگانه، محک بزنید و از وجود آنها لذت ببرید. به آنها کمک کنید تا با یافتن نقاط قوتشان، بر ضعف‌هایشان غلبه کنند. در عوض، تحسین کنید. تحسین هنگامی که صحیح از آن استفاده شود و روشى آشکار براى مقایسه بین کودکان نباشد، مى تواند یک انگیزه‌دهنده عالى باشد. اگر به امیر بگویید کارش را خوب انجام داده است، کودک بدون این که احساس تحقیر کند. مطلب را مى گیرد. مثلا بگویید: «امیر، خیلى خوشم اومد که تا از مدرسه اومدى، شروع کردی مشقاتو نوشتى. وقتى تموم کردى، بریم با هم توپ بازی کنیم». تمام پیشرفت‌ها را اعلام کنید. هر کارى را که هر یک از کودکان انجامى مى دهند، مورد توجه قرار دهید و بگذارید کودکان با یکدیگر احساس راحتى کنند، به همدیگر افتخار کنند. گفتار اشتباه «چرا مثل برادرت خوب نمى شینى؟  ببین چه خوبه؟ یا خواهرت تمام نمره‌هاش بیسته، چرا بیشتر درس نمی خونی؟ « گفتار صحیح»: نمره ات واقعاً داره خوب مى‌شه.

به کودکان بیاموزید که به حل و رفع اختلاف‌ها بپردازند

قوانین، کافى نیستند. کودکان باید توانایى اجرا داشته باشند. الگو باشید. والدین، بهترین معلمان فرزندان خود هستند زیرا کودکان به احتمال زیاد، به طور ناخودآگاه از آنها تقلید مى کنند. بنابر این به مهارت‌هاى حل و رفع اختلاف خودتان، نگاه کنید و اطمینان یابید که خودتان، الگویى مناسب براى آنچه از کودکتان انتظار دارید هستید. جلسات خانوادگى ترتیب دهید. زمانی که مشکلات حقیقى به وجود آمدند، همه را جمع کنید (ولى نه براى شکایت کردن) تا براى اختلاف‌ها، راه حل هایى بیابید. از نقش بازى کردن، استفاده کنید با هر کودک، به طور جداگانه مساله اختلاف را مورد بحث قرار دهید و با ایفاى نقش، راه‌حل‌ها را نمایش دهید. تا زمانى که راهبردهاى تصویب شده براى حل و رفع اختلاف، روشن نشده‌اند، به این کار ادامه دهید.

همکاری را تقویت کنید

هدف شما باید بر آن باشد که زمان‌هاى خوب بودن کودکانتان را دریابید و آنها را براى دوستى با یکدیگر تحسین کنید. عقب نشینى نکنید و در عین حال، هیچ مداخله ای هم نکنید، نباید درست هنگامى که دعوا شروع شد، وارد مهلکه بشوید و شروع به انتقاد کردن و باید و نباید گفتن بکنید. همیشه، میانجى نباشید. بگذارید کودکان یاد بگیرند که چطور به حل و رفع اخلاف هایشان بپردازند. از نادیده گرفتن سنجیده، استفاده کنید. به طور کلى، دعواهاى جزیى را نادیده بگیرید زیرا اغلب کودکان مى خواهند با پرداختن به آن، جلب توجه کنند. از دعوا، بیرون بکشید و یا حتى از اتاق بیرون بروید بعدا در صورت لزوم، درباره مشکل صحبت کنید.

به کودکان، مسؤولیت بدهید. زمانى که کودکان از شما مى خواهند به حل و رفع اختلاف بپردازید، به آنها فرصتى بدهید تا به تنهایی، راه حلى پیدا کنند؛ مثلا اگر امیر مى گوید: مامان مریم نمى ذاره با مدادش نقاشى کنم، «چنین پاسخ دهید»: فکر می‌کنى چه کارى مى تونى بکنی؟ به این ترتیب، به کودک فرصت مى دهید روش‌هاى دیگرى را که هنگام نقش بازى کردن با همدیگر تمرین مى کردید، به کار گیرد.

درباره جنگیدن از محرومیت موقت استفاده کنید

اگر همه راهها را امتحان کرده اید ولى هنوز جنگ و مشاجره ادامه دارد، از روش (یک، دو، سه، تنبیه) استفاده کنید. سعى نکنید قضاوت کنید و حکم برانید و مقصر را پیدا کنید.  اگر آنها نتوانستند اختلافاتشان را حل و رفع کنند، باید همه‌شان به یک صورت تنبیه شوند. آنها را از یکدیگر و یا بودن در آن موقعیت خاص جدا کنید. خواهر و برادرانى را که با یکدیگر دعوا کرده اند، به طور موقت از بودن با همدیگر محروم کنید و یا این که از جایی که دعوا در آن اتفاق افتاده است، بیرون ببرید. اگر مى بینید که کودکان چند دقیقه است با همدیگر دعوا مى کنند، شما با اعلام شماره یک، فرصتى به آنها بدهید تا راه حلى پیدا کنند ولى وقتى مى بینید جنجال هنوز ادامه دارد، یا این که آنها مى کوشند کمک شما را به دست بیاورند، آن گاه شماره دو را اعلام کنید و بگویید اگر نتوانید خودتان این مشکل را حل کنید، شماره ۳ اعلام خواهد شد. اگر هنوز جنگ ادامه دارد، شماره  ۳ یعنی زنگ پایان اعلام مى شود و آنها حق با هم بودن را ندارند. بلافاصله شماره ۳ را اعلام کنید. رفتارهاى ناپذیرفته، نیازمند پیامدهایی بلافاصله هستند.

از تصحیح، بیش از حد استفاده کنید

این راه حل را براى زمانى نگه دارید که راه حل‌هاى دیگر، موثر واقع نیفتاده اند. تقصیرکاران را بیش از حد تصحیح کنید اگر خودتان دیده اید که کودکى به عمد اسباب بازی خواهرش را شکست، قانون زیر را عنوان کنید: کودکى که اسباب بازی یکى دیگه رو بشکند، باید به جاش دو تا از اون بخره. اگر پول نداشته باشد باید یکى از اسباب بازى‌هاى خودش را بدهد. براى اسم گذاشتن روى یکدیگر، از تصحیح بیش از حد استفاده کنید. نتیجه طبیعى آن مى تواند ۱۰ بار گفتن جمله‌هاى خوشایند به یکدیگر و ۱۰ بار نوشتن آنها باشد.

 پروین نظرى نژاد
منبع : روزنامه جام جم ۸۳/۶/۴

وقتی «دوستت دارم» عادی و بی‌ارزش می‌شود!

هرگز به نظر نمی‌رسد که خبرهای بدی در رابطه‌های تازه وجود داشته باشد. زوجین در مورد هر چیزی با یکدیگر موافقند؛ از نوع غذایی که در رستوران سفارش می‌دهند تا مقدار سسی که روی غذای خود می‌ریزند. اما متاسفانه در نهایت، لبخندهای ساده حاکی از رضایت و موافقت و نیز ابراز علاقه‌های پرشور و نشان پایان می‌یابند.

زمانی فرا می‌رسد که جمله دو کلمه‌ای معروف گفته شده و احساسات سرد و بی‌روح موجود در آن آشکار می‌گردد، هر چند گفتن «دوستت دارم» لزوماً جهتی صحیح برای حرکت کردن نیست. این عبارت کوچک باید برای زمان مناسبش، کنار گذاشته شده و نباید همانند نقل و نبات در عروسی، مرتب بالا انداخته شود.

گفتن این که صادقانه به شریک زندگی خود علاقمندید، ارزشش بسیار والاتر از ادعای دروغین دوست داشتن او می‌باشد. دروغگویی همچنین ممکن است یک رابطه خوب بالقوه را به خطر بیندازد. این قانون در مورد زن و مرد، هر دو صادق است، از آنجایی که زوجین گاهی اوقات تمایل دارند احساسات خود را از طریق نشان دادن علایق خود به دیگری، بزرگ جلوه دهند. این به آن معنا نیست که برخی از زوج‌ها هرگز همدیگر را دوست نخواهند داشت، بلکه منظور این است که نباید گرفتار لحظات لذت‌بخش کاذب و زودگذر شد و آنچه واقعیت درونی نیست را بروز داد.

واقعیات را به او نشان دهید

از قدیم گفته اند: «دو صد گفته چو نیم کردار نیست». این جمله در مورد روابط خانوادگی نیز صادق است. ما عادت می‌کنیم جمله‌ای قدیمی و تکراری را بارها و بارها بشنویم، اما برای این که آن کلمات موثر واقع شوند، باید عمل خود را نیز به آنها اضافه کنیم. پس دفعه بعدی که به همسرتان می‌گویید برای شما ارزشمند است، فراموش نکنید که چگونگی احساس خود را در عمل به او نشان دهید.

برای این کار لازم نیست برایش گوشواره الماس بخرید. چرا او را به جایی که همیشه دوست داشته برود، نبرید؟ گفتن به یک زن که او دنیای شماست، خیلی آسان است، اما آیا ثابت نمودنش هم به این آسانی است؟ چه تعدادی از شما در این لحظه از رابطه‌تان به همسر خود می‌گویید که برای او هر کاری انجام می‌دهید و در فرصت بعدی خلاف جهت حرکت کرده و جمعه شب به جای این که وقت خود را با همسرتان سپری کنید، با دوستان خود به گردش و تفریح می‌روید؟

نامزد شما این حقیقت را که شما از یک شب تفریحی به یاد ماندنی با دوستان‌تان صرف نظر نموده و ترجیح می‌دهید وقتی او نیاز به شما دارد، وقت خود را با وی بگذرانید، بسیار تحسین می‌کند. یک رابطه مانند شرکت‌های تجاری است؛ نیاز به زمان، تلاش و از خود گذشتگی بسیار دارد. زوجین می‌آیند و می‌روند، اما رابطه‌های حقیقی آنهایی هستند که علیرغم مشکلات زندگی تداوم یافته و زن و مرد بیش از پیش به هم نزدیک می‌گردند.

یک راه دیگر برای فهمیدن این که همسر شما آیا واقعاً همان کسی است که می‌خواهید باقی عمر خود را با او سپری کنید، این است که مطمئن شوید دارای دیدگاهی یکسان درباره ی آینده می‌باشید. آیا هر دوی شما، خودتان را چندین سال دورتر در حال مشارکت برای به دست آوردن خانه‌ای برای زندگی و ارتقای خانواده‌ای صمیمی تصور می‌کنید؟

اگر به همگی سوالات فوق به یک نحو پاسخ می‌دهید، به رابطه خود امیدوار باشید.

نقش ایمان در عشق به همسر

دوستی و علاقه، محور و اساس خانواده است و اگر نباشد، زندگی جهنمی سوزان و محیطی سرد و بی‌روح است، البته ابراز دوستی و محبت، تنها به گفتن و لفظ نیست، گاهی احترام کردن، نوازش کردن، هدیه دادن و سوغات خریدن و این گونه حرکات، نشانه عشق و دوستی است.

بدون شک، اساس خانواده، عاطفه و محبت است و بدین خاطر گاهی گفتن کلمه”دوست دارم” شعله محبت را در درون خانه فروزان می‌کند و به زندگی‌ها روح و نشاط می‌بخشد. ابراز عشق و علاقه در محیط خانواده، میان دو همسر، یا میان پدر و مادر نسبت به فرزندانشان خانه را به بهشت تبدیل می‌کند. چه دوزخ‌های سوزانی که معلول کمبود محبت و عاطفه فرزندان از جانب والدین است و حسرت شنیدن “عزیزم، دلبندم تو را دوست دارم و…”سالها بر دل فرزندان می‌ماند و گرفتار عقده کمبود محبت می‌شوند.

ابراز علاقه علاوه بر محیط اجتماعی و روابط انسانی مسلمانان با یکدیگر، در محیط خانه و میان افراد خانواده هم مطرح است. صفای زندگی به حاکمیت عشق و علاقه بر محیط زندگی و معاشرت است و اگر دوستی و علاقه نباشد، زندگی، جهنمی است سوزان و محیطی است سرد و بی‌روح. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: این که مردی به همسر خود بگوید “تو را دوست دارم”، هرگز از دل همسر بیرون نمی‌رود.

البته ابراز دوستی و محبت تنها به گفتن و لفظ نیست. گاهی احترام کردن، نوازش کردن، هدیه و سوغات خریدن و این گونه حرکات، نشانه عشق و دوستی است.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: کودکان را دوست بدارید و به آنان ترحم و شفقت نمایید. لطف و مهربانی به خردسالان گواه عشق و محبت نسبت به آنهاست. و ترحم، خود نشانه محبت داشتن به فرزندان است. در روایات بسیاری بوسیدن فرزند توصیه شده و برای هر بوسیدن اولاد درجه‌ای در بهشت منظور گشته است.

در روایت آمده است، روزی حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) دو فرزندش امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) را بوسید. اقرع بن حابس کنار حضرت بود گفت؛ من ده فرزند دارم تاکنون هیچ کدام را نبوسیده ام! پیامبر خدا فرمود: من با تو چه کنم که خدا رحم و عطوفت را از دلت کنده است. در روایات متعددی هم به رعایت عدالت در بوسیدن و پرهیز از تبعیض و ابراز محبت به فرزندان تاکید شده است.

فرزندی که از پدر و مادر محبت ندیده و سخن گرم و عشق‌آفرین نشنیده است، به این نتیجه می‌رسد که دوستش ندارند و در خانه جایی برای او وجود ندارد و این عقده‌ها بعدها برای او چه پسر و چه دختر مشکل به بار می‌آورد.

فرزندانی که از خانه فرار می‌کنند پسران و دخترانی که جذب بر خوردهای عاطفی دشمنان دوست‌نما می‌شوند و به فساد می‌گرایند، این‌ها معلول فقدان محبت و عاطفه در درون خانواده می‌شوند و اگر فرزندان در محیط خانه از نظر عاطفی و محبت اشباع شوند، هرگز به دام شیادان که با تور محبت به شکار جوانان و نو جوانان می‌پردازند نمی‌افتند.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: هر قدر ایمان مردی زیادتر باشد، دوستی او نسبت به همسرش بیشتر است و اما احادیثی که از دوستی زن مذمت می‌کند مربوط به شهوترانی و زن بازی و زن بارگی است و مربوط به افراط در اعمال غریزه جنسی و کشیده شدن به گناه و حرام است

اسلام، توصیه فراوان به محبت بین زن و شوهر کرده است و از دید اسلام، زن امانت خدا در نزد مرد است.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: هر قدر ایمان مردی زیادتر باشد، دوستی او نسبت به همسرش بیشتر است و اما احادیثی که از دوستی زن مذمت می‌کند مربوط به شهوت‌رانی و زن بازی و زن‌بارگی است و مربوط به افراط در اعمال غریزه جنسی و کشیده شدن به گناه و حرام است.

نتیجه آن که، حیات اجتماعی و شادابی محیط خانوادگی مدیون محبت و دوستی است. وقتی به کسی علاقه و محبت داریم چه همسر، چه برادر و خواهرمان، چه فرزندانمان، و…… چه هر انسان دیگری که به دلیل داشتن فضیلتی و برخورداری از عملکردی شایسته و تحسین بر انگیز،محبوب ما شده و در خانه دلمان جای گرفته است این دوست داشتن و ارادت و عشق را بر زبان آوریم و در دل نگه نداریم. ابراز دوستی و اظهار علاقه، خود ما را هم مورد علاقه و محبت دیگران قرار می‌دهد. معاشرت گرم و محبت‌آمیز با دیگران، هنری است شایسته که باید کوشید این ادب اجتماعی را فرا گرفت و به کار بست.

منابع

۱- وسایل الشیعه، ج ۲۰

۲- میزان الحکمه، ج۱۰

به فرزندتان بگویید: دوستت دارم!

مهارت فرزند پروری، یکی از ضروری‏ترین و بنیادی‏ترین مهارت‏هاست که در صورت احساس مسوولیت و وظیفه در مقابل سرنوشت فرزندی که خود آن را به دنیا آورده ‏اید، قبل از تصمیم به بچه‏ دار شدن، باید آن را بیاموزیم. طبق تقسیم‏ بندی سازمان جهانی بهداشت، فرزندپروری، جزو مشاغل و کارهای سخت و زبان‏ آور طبقه‏ بندی می‏ شود که متاسفانه در کشور ما چندان جدی گرفته نمی‏ شود. قبل از پرداختن به موضوع تعلیم و تربیت، چند تکلیف به عهده والدین است که باید از آنها اطلاع داشته باشند:

اول، این که طبق پیشنهاد سازمان جهانی بهداشت، ما باید قبل از آموختن این مهارت و قبل از ازدواج، مهارت‏های ده گانه زندگی را بیاموزیم که شامل: ۱- خودآگاهی، ۲- همدلی، ۳- روابط بین فردی، ۴- ارتباط موثر، ۵- مقابله با هیجانات، ۶- مقابله با استرس، ۷- حل مساله، ۸- تصمیم‏ گیری، ۹- تفکر خلاق، ۱۰- تفکر نقاد است که این مهارت‏ها هم اکنون در سراسر جهان، به طور مشترک آموزش داده می‏ شود.

در زمینه لزوم آموختن مهارت‏های زندگی می‏ توان گفت در حقیقت ما باید خودسازی و تعلیم و تربیت را ابتدا از خودمان شروع کنیم زیرا تا خودمان موفق و خوشبخت نباشیم، چگونه می‏ توانیم در خوشبختی همسر و یا فرزند خود بکوشیم؟ متاسفانه از آنجا که اغلب ما مردم، همه چیزدان و در همه زمینه‏ ها متخصص هستیم، تصور می‏ کنیم نیازی به آموختن این مهارت‏ها نداریم و از عهده زندگی خود بر می‏ آییم، اما اکثر ما در حل کوچک‏ترین مسایل شخصی، خانوادگی و اجتماعی خود، دچار ناکامی، سردرگمی و شکست شده و قادر به حل آنها نیستیم. این واقعیت را باید بپذیریم که روش‏ های سنتی تربیتی، دیگر پاسخ‏گوی مسایل و مشکلات جامعه نیست. بنابراین امروزه با توجه به تحولات عمیق سریع فرهنگی و اجتماعی زندگی مدرن، پیشرفت تکنولوژی و نفوذ و گسترش وسایل ارتباط جمعی نظیر اینترنت، تلفن همراه و پیامک و… آمار رو به افزایش آسیب‏های اجتماعی، اعتیاد، افسردگی و از همه مهم‏تر، با افزایش طلاق‏ های آشکار و طلاق‏ های پنهان یا عاطفی که به گفته یکی از روان‏شناسان، ۸۰ درصد از روابط خانوادگی فرسایشی، تحملی و زجرآور است، لذا لزوم آموختن این مهارت‏ها، ضروری و لازم به نظر می ‏رسد.
رشد، شامل رشد جسمی و رشد روانی است که رشد روانی، خود شامل: روانی، اجتماعی، اخلاقی، احساسی و… است. منظور از رشد، ویژگی‏هایی است که بچه‏ ها در این مراحل دارند.

علاوه بر این، اهمیت و حساسیت مهارت فرزند‏پروری بدین جهت است که گاه تنها یک جمله پدر و مادر به ویژه یک معلم، می‏ تواند سرنوشت کودک را به اوج خوشبختی و موفقیت و یا به قعر ذلت و بدبختی برساند.

تکلیف بعدی والدین، این است که بدانند هدف از تعلیم و تربیت چیست و دنبال چه چیزی هستند. مهم‏ترین تکلیف، آگاه بودن از مسیر تربیتی است. عمده‏ ترین کاری که والدین باید انجام دهند این است که در این مسیر، با مراحل رشد آشنا شوند. رشد، شامل رشد جسمی و رشد روانی است که رشد روانی خود شامل: روانی، اجتماعی، اخلاقی، احساسی و… است. منظور از رشد، ویژگی‏هایی است که بچه‏ ها در این مراحل دارند.

پدر و مادر باید بدانید که تربیت، از تولد شروع می‏ شود و والدین بیشترین نقش را در ۸ سال اول تولد دارند. بعد تا ۱۲ سال این نقش کم‏رنگ، تا ۱۸ سال کم‏‏رنگ‏ تر و بعد از ۱۸ سالگی، نقش آنها بسیار کم می‏ شود. بنابراین از جایی که کودک و نوجوان بین سال‏های۱۳ تا ۱۸ سالگی تحت تاثیر عوامل محیطی، هم‏سالان و جامعه قرار می‏ گیرند، والدین باید آگاه باشند با محکم کردن پایه‏ های شخصیتی در همه زمینه‏ های رشد، تنها در این سال‏ها فرصت دارند به تربیت فرزند خود بپردازند.

متاسفانه گاهی اوقات، ناآگاهی خانواده‏ ها از این مسیر رشد، باعث می‏ شود اشتباهی مداخلاتی داشته باشند اشتباهی کرده و در واقع تربیت آسیب‏ زایی ارائه دهند.

مهارت فرزندپروری

«دوستت ندارم» بر عکس آنچه روان‏شناسان علم کودک می‏ گویند این جمله ‏ای است که بارها و بارها در روز از زبان والدین و برخی معلم‏ ها و مربیان مهد کودک، با کوچک‏ترین اشتباه کودک می‏ شنویم. در این مقاله قصد داریم به این موضوع بپردازیم که گفتن این جمله و عدم ابراز محبت، چه آثار مخرب و ویرانگری بر سرنوشت کودک خواهد گذاشت.

«چرا غذات رو نخوردی؟ چرا اتاقت نامرتبه؟ چرا درس نمی‏خونی؟ دیگه دوستت ندارم؛ دیگه مامانت نیستم». اما چرا روان‏شناسان معتقدند در روز به کودکان ۵۰بار بگویید دوستت دارم و از گفتن جمله «دوستت ندارم» اجتناب کنید؟

ایرج وثوق، روان‏پزشک، در پاسخ به این پرسش می‏ گوید با توجه به این که بچه‏ ها در دوران کودکی قدرت تشخیص بین عمل بد و انسان بد را نم ی‏دانند وقتی به آنها که کار بدی را انجام داده ‏اند گفته می‏ شود دوستت ندارم، کودک تصور می ‏کند آدم بدی است، نه این که کارش اشتباه و بد است.
شخصیت، به عنوان نگرش یک فرد به زندگی و الگوی تعاملات و ارتباطات در جامعه و به ویژه قدرت و توانایی در حل مشکلات و مسایل زندگی به این برمی ‏گردد که این فرد تا قبل از ۱۸ سالگی، چه تصویر مثبت و یا منفی‏ ای از خود دارد.

این ذهنیت در کودک که «من، آدم بدی هستم»، چه تاثیر مخربی بر شخصیت او خواهد گذاشت؟

شخصیت، به عنوان نگرش یک فرد به زندگی و الگوی تعاملات و ارتباطات در جامعه و به ویژه قدرت و توانایی در حل مشکلات و مسایل زندگی به این برمی ‏گردد که این فرد تا قبل از ۱۸ سالگی چه تصویر مثبت و یا منفی‏ای از خود دارد. تایید کردن والدین و مربیان باعث می‏ شود تصویر و برداشت فرد از خود، تصویر مثبت و سالمی باشد. بنابراین برای این که ذهنیت مثبتی در کودک شکل بگیرد، باید روزانه بارها و بارها طوری که در بعضی از منابع آمده است تا حدود ۵۰ بار در روز به کودکان تا سن ۱۸ سالگی بگوییم دوستت دارم یا ابراز محبت کنیم یا دوست داشتن خودمان را به او نشان دهیم و به بچه‏ ها این نکته‏ها را یادآوری کنیم که هر آدمی می‏ تواند کار بدی انجام دهد اما کار بد یک آدم، دلیل بد بودن شخصیت او نیست. برای تایید کودک خود، به جای این که بگوییم «تو بچه بدی هستی دیگه دوستت ندارم» می‏ توانیم بگوییم «تو چه خوبی هستی، من خیلی دوستت دارم اما عملت را دوست ندارم و یا این که بگوییم کار بد تو، منو ناراحت کرد».

متاسفانه در بعضی از خانواده‏ ها، علاوه بر باوری سنتی که معتقد به ابراز محبت در خانواده نیستند، فکر می‏ کنند بچه لوس می‏ شود و از ابزارهای ویرانگری مانند تحقیر، سرزنش، تهدید، تنبیه، مقایسه، امر و نهی فراوان و ترس و … استفاده می‏ کنند و با برچسب‏ زدن به کودک، نظیر چقدر لج‏بازی، تنبل، دست و پا چلفتی، خنگ و… آینده کودک خود را به تباهی و ویرانی می‏ کشانند.

اما چرا روان‏شناسان معتقدند تصویر منفی در آینده کودک، تاثرات مخربی خواهد گذاشت؟

در واقع، تصویر منفی، زمینه‏ ساز کاهش اعتماد به نفس است و عدم اعتماد به نفس، ریشه بسیاری مشکلات خواهد بود. از مهم‏ترین مشکلات این است که فرد، به دلیل تصویر و باوری که در او شکل گرفته، تصور می ‏کند قادر بر حل مسایل و مشکلات خود نیست و هیچ تلاشی هم علی‏رغم توانایی‏ های خود برای حل آنها نمی ‏کند. علاو بر این، استعدادها و توانمندی‏ های او هرگز رشد نمی ‏کند. چنین فردی نمی‏ تواند ابراز وجود کند، بسیار خجالتی است و نمی‏ تواند حقش را بگیرد و فردی که قادر به ابراز وجود نیست، مسلما ناراحتی‏ هایش را هم نمی‏ تواند ابراز کند، بنابر‏این در خودش می ‏ریزد که این موضوع، باز زمینه ‏ساز مشکلات جسمی و روانی دیگر می ‏گردد. چنین اشخاصی، واکنش‏ های بسیار عصبی داشته و زمانی هم که عصبانی می‏ شوند اگر راه به جایی نبرند، افسرده می‏ شوند. تصویر منفی وقتی در ذهن کسی شکل بگیرد یعنی تصویر «من بدم»، باعث می‏ شود فرد در دوست داشتن خودش، دچار شک و تردید شود و فردی که خود را بد می‏ داند، مسلما نمی‏ تواند خودش را دوست داشته باشد، بنابراین در اعلام، ابراز محبت و دوست داشتن دیگران، دچار مشکل می‏ شود. از مهم‏ترین مشکلات این افراد، آسیب‏هایی است که در روابط بین فردی خواهند داشت.

از دیگر تاثیرات مثبت ابراز محبت در دوران کودکی، نقش آن در یادگیری است. هر چقدر این ابراز محبت، همراه با تماس پوست مانند لمس کردن باشد به سبب تغییرات شیمیایی مانند افزایش دوپامین باعث افزایش یادگیری بهتر کودک می ‏گردد.

هم‏چنین ابراز محبت، باعث امنیت و آرامش کودک شده و از جایی که از لحاظ روانی ضریب امنیت او افزایش پیدا می ‏کند فرد احساس می ‏کند در مواجهه با مشکلات نگرانی و استرس، دارای یک تکیه‏ گاه است؛ بنابراین در برخورد با مشکلات، کارآمدتر عمل می ‏کند.

کمبود عشق و محبت در خانواده، باعث خلاء عاطفی شده و علاوه بر آن، از جایی که همیشه تصویر «من بدم» در ذهن اوست و خودش را دوست ندارد با کوچک‏ترین محبت، جذب هر فردی در بیرون از خانواده می‏ شود که می‏ گوید «تو خوبی». افراد زیادی به دست چنین اشخاصی، به انواع دام‏ ها می‏ افتند.

علاوه بر این، کسی که دارای کمبود محبت است و احساس می ‏کند کسی او را دوست ندارد، احساس خوبی هم به دیگران نخواهد داشت و قادر نخواهد بود کسی را دوست داشته باشد، بنابراین میزان پرخاشگری و رفتارهای ضداجتماعی او بالا می‏ رود.

در پایان، امیدواریم روزی برسد، همان‏طور که برای جلوگیری از تصادفات در جاده، گرفتن گواهینامه صلاحیت رانندگی ضروری است، برای جلوگیری از تصادفات در جاده زندگی هم قبل از ازدواج، گرفتن گواهینامه مهارت‏های زندگی، به ویژه مهارت فرزند‏پروری لازم و ضروری باشد.

منبع: مجله موفقیت؛ فریبا شکیبا

نقش زن و شوهر در آرامش خانواده (۱)

آرامش و امنیت روحى همانند غذا، پوشاک و مسکن از نیازهاى اساسى انسانهاست. از این رو، موفقترین مکتبها، مکتبى است که برنامه‌هایش بر اساس فطرت و تمایلات کنترل شده انسان بوده، نیازهاى درونى و برونى او را برآورده نماید.

اسلام به عنوان جامعترین مکتبهاى آسمانى، به این نیاز روحى، توجه نموده و آموزش و پرورش خود را از (فرد) که اولین خشت بناى جامعه مى‌باشد، شروع کرده است. از طرفى، چون (عقیده) نخستین بذرى است که در دل انسان کاشته مى‌شود و به تدریج در اعمال و رفتار او تاثیر مستقیم مى‌گذارد و او تجلى بارزى از عقاید و آرمانهاى خویش مى‌گردد، لازم است به بینشى صحیح دست یابد و همراه با تهذیب و تربیت در مسیر ارزشهاى والا گام بردارد.

اگر افراد همراه با تربیت الهى به آرامش روحى دست یابند، طبعا جامعه را به سوى آرامش روحى، سوق خواهند داد. در چنین محیطى حقوق افراد، محفوظ خواهد بود؛ حریم انسانها مورد تجاوز قرار نخواهد گرفت و هر کس مى‌داند که باید در محدوده خود حرکت کند.

کوچکترین واحد اجتماعى

(خانواده)، کوچکترین شکل یک جامعه است که از دو رکن اساسى (زن و شوهر) تشکیل شده است. اگر این دو رکن، آرامش درونى داشته باشند، خانواده، محلى امن براى تربیت فرزندان خواهد بود. اگر هر کدام به وظایف شرعى و عرفى خود عمل نمایند و زندگى را بر اساس فداکارى و گذشت بنا کنند، باصفاترین خانواده را خواهند داشت. اما اگر هوا و هوس بر زندگى، حاکم شد و انسان (بایدها) و (نبایدها)، (شایدها) و (نشایدها) را به بازى گرفت و خواسته‌هاى نفسانى خود را ملاک عمل، قرار داد، به موجودى خطرناک تبدیل مى‌شود. و امروز، ریشه بسیارى از اختلافات خانوادگى و گروهى، چیزى جز بى‌توجهى به این ضرورتها نیست.

آنچه اینک، پیش روى شماست، بررسى کوتاهى است که در راستاى این مهم انجام شده است.

زن‌دارى

زن که یک رکن اساسى زندگى است، در راستاى حقوق و موازینى که ریشه در فطرت و طبیعت انسان دارد، پس از ازدواج، تحت سرپرستى و حمایت شوهر قرار مى‌گیرد. او شریک زندگى و انیس مرد مى‌گردد؛ وى، موجودى ظریف و نیازمند محبت است.

بزرگترین رمز موفقیت زن‌دارى، اظهار علاقه و محبت به اوست. این ابراز محبت، حتما باید به طور مستقیم با لفظ و اشاره همراه باشد، چرا که بر اساس اصول ثابت شده روان شناسى، الفاظ و اشارات، در این راستا نقش حساس و کارسازى به عهده دارند و بهترین وسیله براى نمایش و انتقال احساسات قلبى انسان هستند. نکته دیگر این که رفتار مرد باید ناقض این اظهار علاقه نباشد، بلکه کردارش تایید کننده بیان محبت‌آمیز او باشد. نتیجه چنین ابراز محبتى دلگرمى به زندگى، نشاط همیشگى و وفادارى به شوهر است.

امروزه، بسیارى از بیماریهاى روحى که گریبانگیر زنان شده است، به علت عدم تامین محبت از ناحیه شوهر است، زیرا دخترى که در خانه پدر از محبت بسیار و بى‌شائبه پدر و مادر، برخوردار بوده است و اکنون به زندگى مشترک با شوهر روى آورده است، مى‌خواهد که شوهرش به تنهایى، تمام آن محبتها را جبران کند. اگر مردى به این امر مهم توجه نکند و در محیط زندگى، علاقه اش به قنارى، آلبوم عکس، و وسایل سرگرمى خویش، بیش از علاقه مندى به همسرش باشد، چه اثر ناگوارى در روحیه لطیف او خواهد داشت؟ آیا چنین مردى، به دست خود، تخم کینه و اختلاف را در کانون گرم خانواده خویش نگاشته است؟ آیا او فرزندان معصوم خود را به دست خویش به ورطه کمبودها، حقارتها و عقب ماندگیها نکشانده است؟ آیا …

قرآن، علاقه و آرامش بین زن و مرد را از آیات خود دانسته، مى‌فرماید:

(و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه انذ فى ذلک لاذیات لقوم یتفکرون)(۱)

از نشانه‌هاى او این که براى شما جفتهایى از خودتان آفرید تا با آنها آرامش بگیرید و بین شما دوستى و رحمت قرار داد، همانا در این امر، نشانه‌هایى است براى کسانى که تفکر کنند.

شوهردارى

زن به وسیله قدرتى که خداوند در وجودش قرار داده، مى‌تواند از طریق نفوذ در قلب مرد و محبت به او، به زندگى آرامش دهد. او مى‌تواند بهترین مونس و غمخوار مرد باشد، تا مرد در کنار او آرام گیرد و اندوه و ناگوارى زندگى را از یاد ببرد.

یک زن و به عبارتى یک همسر و ندیم خوب، کسى است که با کلام و با رفتار حساب شده‌اش، همراه با دلسوزى و عشق، قلب مرد را تسخیر و همفکرى و غمخوارى خویش را در عمل، نشان دهد. بهترین و ظریفترین هنر زن این است که، بتواند خواسته‌هاى مشروع همسرش را در نوع رفتار، غذا، لباس، مهماندارى و استراحت به دست آورد و روابطش را با شوهر، بر اساس آن شکل دهد.

در روایات (خوب شوهردارى کردن) زن، به منزله جهاد در راه خدا تلقى شده و آمده است:

(جهاد المراه حسن التبعل)(۲)

پس نتیجه مى‌گیریم، همسرى که در روابط زناشویى و صحنه‌هاى گوناگون زندگى، کردارش را به گونه‌اى هنرمندانه در راستاى آرامش شوهر و فرزندانش قرار دهد، بسیار باارزش است. تاکیدات فراوانى در این خصوص در دستورات دینى به چشم مى‌خورد؛ از جمله، روایت زیر که از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است:

(خیر نسائکم، التى اذا نظر الیها زوجها سرته و اسذا امرها، اطاعته و اذا غاب حفظته فى نفسها و ماله)(۳)

(بهترین زنان شما آن است که هنگامى که شوهرش به او نگاه کند او را خوشحال کند و آن گاه که به او دستورى دهد اطاعتش کند و هنگامى که شوهرش نیست از خود و مال و ثروت شوهر مراقبت کند.)

تفاوتهاى زن و مرد

استعدادهاى زن و مرد و نوع حقوق و وظایفى که نظام خلقت به عهده آنان گذارده، یکسان نیست. علاوه بر تفاوت جسمى که بین زن و مرد است، در بعد روانى و احساسى نیز شاهد تفاوتهاى قابل توجهى میان آن دو هستیم. به مواردى از تمایز یاد شده مى‌توان اشاره نمود:

مرد، بنده شهوت خویشتن است و زن در بند محبت مرد. مرد مى‌خواهد شخص زن را داشته باشد و زن مى‌خواهد دل مرد را مسخر کند، و از راه دل، بر او مسلط شود. مرد مى‌خواهد زن را بگیرد و زن مى‌خواهد او را بگیرد. زن، از مرد شجاعت و دلیرى مى‌خواهد و مرد از زن زیبایى و دلبرى. زن بیش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط گردد. شهوت مرد، ابتدایى و تهاجمى است و شهوت زن انفعالى و تحریکى. مرد، دلش مى‌خواهد هر روز به همان حالت همیشگى، باقى بماند، اما یک زن همیشه مى‌خواهد موجود تازه‌اى باشد و هر صبح با قیافه تازه‌ترى از بستر خویش برخیزد.

بهترین جمله‌اى که یک مرد مى‌تواند به زنش بگوید، این جمله است:

(عزیزم! تو را دوست دارم.)

زیباترین جمله‌اى که یک زن مى‌تواند به شوهرش بگوید، این جمله است:

(من به تو افتخار مى‌کنم)

خوشبختى، براى یک زن یعنى به دست آوردن قلب یک مرد و نگاهدارى او براى تمام عمر.(۴)

با این تفاوتها مى‌توان فهمید که زن، موجودى است نیازمند به محبت و دوستى از طرف مرد، و داراى لطافتى که احتیاج به مراقبت و مواظبت همراه با ظرافت دارد.

امیر مومنان على (علیه السلام) به فرزندش (محمد بن حنفیه) فرمود:

(فانذ المراه ریحانه و لیست بقهرمانه فدارها على کل حال و احسن الصحبه لها فیصفوا عیشک)(۵)

زن یک گل خوشبوست و قهرمان نیست؛(۶) با او در هر حال و موقعیتى مدارا کن و همنشینى با او را نیکو کن تا این که زندگى تو باصفا گردد.

هر گیاه خوشبویى را در عربى (ریحان) مى‌گویند. حضرت در بیان فطرت و ساختمان روحى و احساسى زن، مرد را به سازگارى با او ترغیب مى‌کند. همان گونه که یک شاخه گل، مراقبت دایمى، لازم دارد و مقدار آب، هوا، نور و موقعیت مکانى در طراوت و شادابى او موثر است، یک زن نیز با مراقبت و همنشینى پسندیده، مادرى خوب و مونسى دلسوز خواهد شد. اگر از لحاظ محبت، اشباع شود خیلى از مشکلات زندگى را تحمل خواهد کرد. بسیارى از مسایل زندگى با دست مرد حل مى‌شود. اگر مرد، روحیات همسرش را به دست آورد، و بر اساس آن رفتار نموده، زن را از نظر محبت ارضا نماید، زن مى‌تواند از آن خانه کوچک، بهشتى باصفا بسازد.

ادامه دارد…

پى‌نوشت‌‏ها

۱ـ سوره روم، آیه ۲۰٫

۲ـ بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۴۵٫

۳ـ محجه البیضا، ج۳، ص۹۰٫

۴ـ اینها بخشى از تفاوتهایى است که استاد شهید مطهرى(قده) در این زمینه ذکر نموده اند (نظام حقوق زن در اسلام)، ص۱۷۶ ـ ۱۹۰٫

۵ـ مکارم الاخلاق، ج۲، ص۲۵۱٫

۶ـ قهرمان، در زبان عرب به کسى که مامور خرید است و با افراد مختلف، سر و کله مى‌زند، مى‌گویند.

منبع: مهرى زینهارى؛ ماهنامه پیام زن؛ شماره ۱؛ فروردین ۷۱