داوود حسینی

نوشته‌ها

والدین و فرزندان(۲)

آنچه والدین می‌توانند انجام دهند

 آدمی در هر مرحله‌ای از رشد و زندگی که باشد، به مربی و معلمی نیاز دارد که به او درس صحیح زیستن را بیاموزد، راه و روش زندگی کردن را یاد بدهد و طرق سعادتمندی را به او گوشزد نماید. این نیاز برای کودکان از آن جهت است که در این مهمان سرای بزرگ جهان، غریب و ناآشنایند و برای نوجوانان از آن جهت است که کم تجربه، اما پرشور و حرارت و هیجانی هستند؛ در نتیجه تصمیمات ناپخته می‌گیرند و نوجوانان دختر از آن رو که در دنیای بسته‌تری زندگی می‌کنند، نیاز بیشتری به راهنمایی و ارشاد دارند.

در پاسخ به این سؤال که این مربی کیست، پیداست که نخستین افراد در این زمینه پدر و مادر هستند که با قدرت و نفوذ مادی و معنوی خود، شخصیت دختران را می‌سازند؛ اما وظیفه این مربیان در این دوران، بسیار حساس است؛ باید با دقت و حساسیت با نوجوان خود رابطه دوستانه و صمیمی برقرار کنند. در ادامه به برخی از آنچه والدین در روابط خود می‌توانند انجام دهند، اشاره می‌کنیم:

 الف) انعطاف‌پذیری

نباید تمام اختلاف‌های نوجوان‌ها با والدین، به بحران‌هایی بزرگ تبدیل شوند. در جایگاه پدر یا مادر، لازم است قابل انعطاف باشید و به نوجوانتان اجازه بدهید در محدوده خویش به آزمایش، بررسی و ایجاد ارتباط بپردازد؛ یعنی مثل یک کش، به نوجوانتان اجازه دهید، بدون گسسته شدن کمی کش بیاید. در مقابل میل او به استقلال، از خودتان مقداری تحمل نشان بدهید؛ در عین حال روی اینکه تا کجا می‌تواند برود، کنترل داشته باشید. برای یک نوجوان بسیار مهم است که خودش شخصاً بتواند مسائلی را درک کند، نه اینکه همیشه به او گفته شود باید چه کار کند. [۱]

 ب) سازگار شدن با نوجوان در حال تغییر

زندگی کردن با فرزند نوجوان، کار ساده‌ای نیست. بسیاری از والدین عزا می‌گیرند که چگونه باید با این فرد دمدمی مزاج کنار بیایند! در این زمان، والدین به یاد فرایند بزرگ شدن خود می‌افتند و شروع می‌کنند به مقایسه خود با فرزندشان، و آنان را خارج از همه اصول و معیارها می‌یابند؛ ولی باید توجه داشته باشند این وضعیت، یک مرحله گذرا است. خود والدین هم مثل هر فرد بزرگسال دیگری، این مرحله را طی کرده‌اند. آنها باید سال‌های نوجوانی خود را به خاطر بیاورند که چقدر طغیان می‌کردند؟ لباس‌هایشان چگونه بود؟ آیا والدینشان از رفتار آنها گله مند نبودند؟ خلاصه کلام آیا واقعاً، رفتار، تجربیات و شکل روابطشان با این وضعی که نوجوانشان دارد، خیلی متفاوت بود؟

والدین باید خود را به جای نوجوان بگذارند تا احساسات و انتظارات او را بهتر درک کنند. حضرت علی (علیه السلام) در وصیت خود به فرزندش امام حسن مجتبی(علیه السلام) می‌فرمایند: أن تحب للناس ما تحب لنفسک؛ [۲] «باید برای مردم دوست بداری آنچه را برای خود دوست می‌داری».

برای سازگار شدن با نوجوان، به والدین توصیه می‌شود:

۱- رفتار خود را تغییر دهید: آیا تاکنون در زندگی شما مواقعی پیش آمده که به شدت خواهان چیزی باشید، اما برای به دست آوردنش باید رفتارتان را تغییر می‌دادید؟ آیا برای به دست آوردن خواسته خود، حاضر به تغییر بودید؟ با کمال تعجب، با اینکه ممکن است به شدت خواهان چیزی باشیم، اما به نظر می‌رسد کلمه «تغییر» چنان ترسی در ما برانگیزد مه ترجیح می‌دهیم از خیرش بگذریم؛ فکر تغییر، با گونه‌ای خطرجویی همراه است. شاید اگر تغییر کنیم، چیزی را از دست بدهیم؟ ولی حقیقت این است که در بعضی موارد، باید تغییر کنیم و یا روش خود را تغییر دهیم تا بتوانین ارتباط صحیح و مناسبی با فرزند خود برقرار کنیم.

۲- دقیق و مشخص سخن بگویید: وقتی دقیق و مشخص حرف می‌زنید، فرزندان، به درستی در می‌یابند که چه چیزی را ارج می‌نهید و چه چیز را مردود می‌شمارید. به این ترتیب می‌دانند چه کاری را باید انجام بدهند و از انجام چه کاری پرهیز کنند.

۳- درباره خواسته خود صحبت کنید: به جای اثبات «اشتباهات» و «کم توجهی فرزندان»، بیشتر درباره «خواسته خود» گفت و گو کنید و مطمئن باشید با این شیوه، جریان مذاکره را به مسیری مطلوب هدایت خواهید کرد. پایه و شرایط اصلی این مذاکره سالم، بحث و تلاش برای دستیابی به نتیجه صلح آمیز است.

۴- روابط عاطفی را جای گزین روابط رسمی کنید: روابط عاطفی، فاصله بین والدین و فرزندان را کاهش داده، موجب جلب اعتماد نوجوان می‌شود؛ به خصوص روابط عاطفی مادر با دختر نوجوانش می‌تواند در فراهم آوردن بهداشت روانی و آشنایی با وظایف بهداشتی و دینی مؤثر باشد و از انحرافات اخلاقی او پیشگیری کند.

 ج) کنترل روابط فرزندان

بیشتر کودکان (دست کم هشتاد درصد آنها) در محیط خانوادگی، با حداقل یک خواهر یا برادر پرورش می‌یابند و تعامل خواهر و برادرها زمینه‌ای برای یادگیری و تمرین و مهارت‌های فردی فراهم می‌کند. برادر و خواهرها اغلب، آمیزه‌ای از احساسات (مشتمل بر مهر و محبت و رفاقت و خصومت) را از پدر و مادر می‌آموزند. در صورتی که پدر و مادر با خواهر و برادرها رابطه گرمی داشته باشند، رابطه محبت‌آمیز میان خواهر و برادرها غلبه خواهد داشت. خواهر و برادرها مایلند در دوره کودکی نزدیکترین رابطه را با هم داشته باشند، اما در دوره نوجوانی از یکدیگر فاصله بیشتری می‌گیرند و از آنجا که به اندازه پدر و مادر که با فرزندان مدارا می‌کنند، با یکدیگر مدارا نمی‌کنند، همین امر باعث اصطکاک و برخورد سلیقه‌ها میان آنان می‌شود.

وقتی خواهر و برادر با هم مشاجره و دعوا می‌کنند، در این مواقع، نقش کنترلی و داوری پدر و مادر از اهمیت خاصی برخوردار است؛ آنها باید با کنترل اوضاع، اجازه ندهند رشته کار از دستشان خارج شود.

یکی از مشکلات برخی خواهر و برادرها- که باعث اصطکاک بین والدین و فرزندان می‌شود- دخالت‌های نابجای فرزند ارشد خانواده است. خواهر بزرگتر گاهی در نقش مادری قدرت طلب، اعمال نظر می‌کند و حسادت‌ها، برتری طلبی‌ها و عقده‌های خویش را بر سر فرزند کوچکتر خانواده خالی می‌کند. فرزند پسر خانواده هم گاهی در نقش پدر خودخواه، ریاست طلب و مقتدر بر دختر و یا دختران خانواده اعمال نظر می‌کند.

والدین نباید مسئولیت تربیت فرزندان را به دیگر فرزندان واگذار کنند و صحنه خانه، به پادگان نظامی تبدیل شود که بزرگتر به کوچکتر زور بگوید و پسرها به دخترها ستم کنند، بلکه باید با هوشیاری و درایت، مسئولیت تربیت را خود بر عهده بگیرند و رفتار فرزندان را خود کنترل کنند.

 د) عدم تبعیض بین دختر و پسر

برخی خانواده‌ها اصرار دارند نسل آدمی حتماً باید پسر باشد نه دختر و آنان که دارای دختر و پسر هستند، به پسران توجه بیشتری دارند و به نوعی بین پسر و دختر تبعیض قایل می‌شوند. این افراد در مشاجرات فرزندان، طرف پسر را می‌گیرند و این امر روابط والدین با فرزندان را دچار خدشه می‌کند. اگر دختری احساس کند، در خانواده مورد تبعیض قرار گرفته است، با رفتارهای ناهنجار سعی می‌کند از پدر و مادر خود انتقام بگیرد و نارضایتی خود را از رفتار آنان اعلام کند.

گاهی رفتار والدین نسبت به دختر و تبعیض آنها بین پسر و دختر در خانواده، به حدی آشکار و بی رحمانه است که دختر از آن سردرگم می‌شود و احساس می‌کند موجودی بی اهمیت و زاید است و در دل پدر و مادر جایی ندارد. این امر باعث حسادت بین فرزندان می‌شود.

پیشوایان دینی ما نسبت به عدالت بین فرزندان، سفارش‌های بسیاری کرده اند. رسول گرامی اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: اتقوا الله و اعدلوا بین اولادکم کم یحبون ان یبروکم؛ [۳] «تقوای الهی پیشه سازید و بین فرزندان به عدالت رفتار کنید؛ همان گونه که دوست دارید با شما به نیکی رفتار کنند».

در حدیثی دیگر، رسول گرامی اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «خداوند دوست دارد بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید؛ حتی در بوسیدن آنان». [۴]

 ه‍) مراقبت از عفاف دختران

حجب و حیا در دختران، مایه عفت و پاک دامنی است و این امر در گفتار، کردار و طرز برخوردها باید رعایت شود. والدین باید با تکیه بر عفاف، دختران نوجوان را از فساد اخلاقی حفظ کنند و به چند امر، توجه جدی داشته باشند:

۱-رعایت پوشش مناسب: در حفظ عفت و پاک دامنی افراد، مخصوصاً دختران نوع پوشش نقش مهمی دارد. مادران باید در این امر الگوی مناسبی برای نوجوان خود باشند. از آنجا که در سنین شش تا دوازده سالگی، دختران مادر را الگوی خود قرار می‌دهند و با او همانند سازی می‌کنند، مادر باید به گونه‌ای لباس بپوشد که این پوشش برای دخترش در دوران نوجوانی به عنوان یک الگو ثبت شود. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: طوبی لمن کانت امه عفیفه؛ [۵] «خوشا به حال آن کسی که مادرش پاک دامن باشد».

مادر باید از پوشیدن لباس بیرون نازک، کوتاه و چسبان خودداری کند و از تهیه چنین لباس‌هایی در آستانه بلوغ برای دختر خود بپرهیزد تا آمادگی رعایت پوشش مناسب در دوران بلوغ فراهم شود.

یکی از پرسش‌هایی که برای بیشتر والدین مطرح می‌شود، این است که چگونه می‌توانند ارزش‌های اخلاقی و مذهبی را که مورد قبول آنهاست، به نوجوانانشان منتقل سازند؟ بعضی از والدین از اینکه فرزندشان نسبت به ارزش‌های مذهبی آنها بی توجه است، ناراحت اند. به راستی چگونه یک مادر می‌تواند پاک دامنی و عفت را به دختر نوجوانش آموزش دهد و او را به این ارزش انسانی و اسلامی پایبند کند؟ چگونه می‌تواند حریم عفاف و حجاب را به دختر نوجوانش منتقل نماید؟

والدین می‌توانند اصول و ارزش‌های خود را با عمل خود در زندگی تعلیم دهند. والدین می‌توانند ارزش‌های خود را تعلیم دهند، در صورتی که خودشان طبق آن ارزش‌ها زندگی می‌کنند؛ یعنی با الگو قرار دادن خود، نه فقط با تشویق‌های کلامی یا اعمال زور و تکیه بر مقام والدینی.

اگر والدین می‌خواهند فرزندانشان ارزش‌های مذهبی را حفظ کنند، باید خودشان انسان‌هایی با رفتارهای مذهبی صحیح باشند. این بهترین راه و شاید تنها راهی است که والدین می‌توانند ارزش‌های خودشان را به نوجوانشان منتقل سازند.

حضرت علی (علیه السلام) در این باره می‌فرمایند: «هر کس خود را بر دیگران الگو قرار داد، نخست باید قبل از تعلیم دیگران به تعلیم خود بپردازد و التزام عملی خود را پیش از تربیت با زبانش نشان دهد». [۶]

۲-کنترل آمد و شدها: دختران بیش از هر گروه دیگری، نیاز دارند از آمد و شدهای ناروا دور باشند؛ زیرا آثار این معاشرت ها، مانند بیماری‌های مسری است و زمینه سقوط در منجلاب و انحطاط شخصیت آنان را فراهم می‌سازد. باید آینده زشت و نامطبوع معاشرت‌های آلوده به دختران تفهیم شود. آنها باید دریابند که گوهر عفاف، بزرگ ترین سرمایه برای آنان است که باید حفظ شود و از دستبرد ناپاکان در امان بماند. باید آنان را متوجه کرد که با چه کسانی رابطه دوستی داشته باشند، به ابراز محبت چه کسانی و چگونه پاسخ بدهند.

در دوران بلوغ و نوجوانی، تمایل به جنس مخالف تشدید می‌شود. نوجوان می‌خواهد نظر جنس مخالف را به خود جلب نماید و در مقابل او خودنمایی کند؛ از این رو دوستی‌ها با جنس مخالف در این سنین آغاز می‌شود. والدین باید خطر چنین دوستی‌هایی را به دختران خود گوشزد نمایند و اجازه ندهند عزیزانشان به علت بی خبری، در دام ابراز محبت‌های دروغین عده‌ای فرصت طلب بیفتند.

 و) ارائه مشاوره

والدین می‌توانند عقاید و تجربیاتشان را با فرزندانشان در میان بگذارند؛ درست مانند یک مشاور. یک مشاور موفق مطلب خود را با طرف مراجع در میان می‌گذارد و عقیده و نظر خویش را تحمیل نمی‌کند. او پیشنهاد می‌کند، نه اینکه توقع اجرا و اطاعت بی چون و چرا داشته باشد. اگر مشاوری مانند آنچه بیشتر والدین رفتار می‌کنند، عمل می‌کرد، مراجعانش به او اطلاع می‌دادند که دیگر به خدمات وی نیازی ندارند.

نوجوانان، امروزه در حال مرخص کردن والدین خود هستند؛ به آنها اطلاع می‌دهند که به خدمات آنها نیاز ندارند؛ چون کمتر والدینی وجود دارند که برای فرزندشان مشاور مؤثری باشند.

والدین اغلب سخنرانی می‌کنند؛ تهدید می‌کنند؛ اعلام خطر می‌نمایند؛ تشویق می‌کنند؛ التماس می‌کنند؛ موعظه می‌کنند؛ از اخلاقیات دم می‌زنند؛ بچه هایشان را خجالت می‌دهند؛ و آنها را مجبور به انجام کاری می‌کنند که احساس می‌کنند درست است.

والدین می‌توانند برای بچه هایشان مشاوران مفیدی باشند. آنها می‌توانند عقاید و تجربیات خود را با آنها در میان بگذارند؛ به شرط اینکه یادشان باشد مانند یک مشاور، مؤثر عمل کنند. اگر تصور می‌کند در مورد شغل، تحصیل، دوستان و روابط دختر و پسر تجربه خاصی دارند که می‌تواند دخترشان را در مقابل انحرافات اخلاقی حفظ کند، در اختیار او قرار دهند. یافته‌های خود را در زمان‌های مناسب با آنها در میان بگذارند.

 نتیجه‌گیری

دوران نوجوانی، مرحله پرتلاطم از رشد است که می‌تواند در روابط والدین با فرزندان اثرگذار باشد. روابط والدین با فرزندان می‌تواند در قالب سهل‌گیر، سخت گیر و یا مقتدر شکل بگیرد و هر یک از این روش‌ها می‌تواند تأثیر خاصی بر فرزندان باقی بگذارد. عوامل مشکل آفرین در این ارتباط متقابل، عبارت اند از: تفاوت ارزش‌ها و باورها، عدم ارتباط کلامی فعال، تصمیم گیری والدین به جای فرزندان، تحقیر و سرزنش توسط والدین و موارد دیگری که وجودشان باعث می‌شود صمیمیت و صفا دچار خدشه شود.

والدین می‌توانند با انعطاف پذیری بیشتر، سازگار شدن با تغییرات نوجوانان، کنترل روابط فرزندان در خانواده، رعایت عدالت و مساوالت و اراده دیدگاه‌های مشاوره‌ای به نوجوانان، ارتباطی عمیق و گرم بین خود برقرار کنند.

نویسندگان: علی احمد پناهی، داوود حسینی

پی‌نوشت‌ها

[۱] دونالد. ای. گریدانوس و همکاران، مراقبت از نوجوانان، ترجمه پوریا صرامی و بزرگمهر مطهری، ص ۳۹ .

[۲] محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۵، باب ۸، ص ۲۳۰ .

[۳] محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج۱۰، ص ۷۲۱ .

[۴] قال رسول الله (صل الله علیه و آله و سلم): ان الله یحب ان تعدلوا بین اولادکم حتی القبل (همان، ص ۷۰۷).

[۵] محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵، باب ۱۲، ص ۲۸۵ .

[۶] منبع: پناهی، علی احمد، داوود، حسینی؛ (۱۳۸۹)، با دخترم (ویژه والدین و مربیان دختران نوجوان)، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، (۱۳۸۹)/ج.

والدین و فرزندان(۱)

روش‌های ارتباطی والدین با فرزندان

مقدمه

روش‌های ارتباطی والدین با فرزندان، در جوامع مختلف و زمان‌های متفاوت، از تنوع بسیاری برخوردار است. دیدگاه هر فرهنگ تا حدودی جهت دهنده روابط والدین با فرزندان است. والدین می توانند برای فرزند نوجوان خود نقش بهترین معلم و الگو را داشته باشند. همان طور که در خردسالی، کودک از والدین خود، خصوصیات اخلاقی، عقیدتی، شخصیتی و دیگر گرایش‌ها و نگرش‌ها را می آموزد و در این زمینه از آنها تقلید می کند، در دوران نوجوانی هم می تواند این اثرگذاری همچنان ادامه داشته باشد؛ به شرط اینکه والدین نسبت به ویژگی‌های دوران نوجوانی فرزند خود، آگاهی داشته باشند و روابط خود را بر اساس آنها پایه گذاری کنند.

شیوه‌های روابط والدین با فرزندان

دیانا بومریند(۱) روابط والدین با فرزندان را سه دسته کلی تقسیم می کند: ۱- والدین سهل گیر؛ ۲- والدین سخت گیر؛ ۳- والدین مقتدر.(۲) بدیهی است والدین بر اساس ویژگیهایی که مایلند فرزندانشان دارا باشند، یکی از روش‌های الگویی فوق را در روابطشان در پیش می گیرند.

والدین سهلگیر

از ویژگی‌های والدین سهل گیر، بی توجهی به آموزش رفتارهای اجتماعی و اخلاقی است؛ در این گونه خانواده‌ها به طور کلی قوانین بسیار محدودی وجود دارد و افراد نسبت به اجرای قوانین و آداب و رسوم اجتماعی چندان تقیدی ندارند و هر کس هر کاری بخواهد، می تواند انجام دهد و دخالت در کارهای یکدیگر معنا ندارد؛ زیرا در این خانواده به تعداد افراد خانواده نظر وجود دارد.(۳)
مادری که به سهل گیری معروف بود، می گفت: در صورتی در رفت و آمدهای دخترم دخالت می کنم که موجب مشکل خاصی برای خانواده شود و اگر قرار است دیر به خانه بیاید، به منزل اطلاع ندهد.
از دیگر ویژگی‌های والدین سهل گیر این است که تسلیم قهر، پرخاشگری و لج بازی فرزندان می شوند، مقررات انضباطی و ناهمگون دارند، رفتار بد را نادیده می گیرند یا آن را می پذیرند و خشم و عصبانیت خود را پنهان نمی کنند.
فرزندان این خانواده‌ها در مقابل بزرگ سالان مقاوم و لجوج اند؛ اتکای به نفس آنان در سطح پایینی قرار دارد؛ تشخیص موقعیت پیشرفتی آنان نیز در سطح پایینی است؛ ضمن آنکه پرخاشگرند و زود خشمگین می شوند.

والدین سخت‌گیر

والدین مستبد بر قدرت خود تکیه دارند. فرزندان باید دستورهای والدین را بدون چون و چرا اطاعت کنند و والدین لزومی برای ارائه دلیل نسبت به رفتار و دستورهای خود نمی بینند. فرد مستبد، اعم از پدر یا مادر، تصمیم گیرنده و تعیین کننده وظایف دیگر اعضای خانواده است و آنچه را مطابق میل و دلخواه خود اوست، وضع و اجرا می کند.
از جمله ویژگی‌های والدین قدرت طلب و سخت گیر، می توان به این مورد اشاره کرد: «قوانینشان به صورت خشک و غیر قابل انعطاف بر فرزندان تحمیل می شود، با رفتارهای غیر قابل قبول فرزندان مقابله می کنند و فرزندان را مورد تنبیه قرار می دهند، خواسته‌ها و انتظارات فرزندان را در نظر نمی گیرند، ابراز محبت و دوستی آنها با فرزندان بسیار سرد و بی روح است، از نظر انضباطی خشن و تنبیه گر هستند».(۴)
فرزندان چنین خانواده‌هایی سلطه جو و عقده ای هستند؛ ثبات روحی و فکری ندارند و خود را بدبخت می دانند؛ رفتارهای مکارانه و پنهان کارانه دارند؛ بی هدف اند و یا فعالیت‌های هدف دار آنها بسیار کم است؛ استقلال رأی ندارند و قدرت تصمیم گیری آنها پایین است؛ رفتارهای پرخاشگرانه آنها نیز زیاد است.
این دو شیوه ارتباطی از سوی والدین، شیوه‌های غلط و آسیب زایی است؛ زیرا والدینی که فرزندانشان را کاملاً آزاد می گذارند، همان قدر دچار مشکلات مختلف می شوند که والدین سخت گیر؛ چون فرزندانشان به موجوداتی خودخواه و کنترل ناپذیر تبدیل می شوند که نه میل به همکاری نشان می دهند و نه برای خواسته‌های والدینشان اهمیتی قایل هستند.(۵)

والدین قاطع و اطمینان‌بخش

مراد از قاطع و اطمینان بخش، این است که والدین، فرزندان خود را به شیوه ای که در نظر آنها اطمینان بخش است، آزاد می گذارند؛ با فرزندان خود رابطه برقرار می کنند، آنها را به استقلال و آزادی فکری تشویق می کنند. در عین حال رفتار آنها را کنترل می کنند و از آنها انتظار رفتاری عاقلانه دارند. ارتباط کلامی در این خانواده زیاد است، ولی والدین بر مواضع خود محکم می ایستند و دلایل قاطعانه ای در مورد دیدگاه‌های خود اراده می دهند. انضباط همرا با رفتار خودمختارانه و واگذاری مسئولیت همراه با تقسیم کار اعمال می شود. همه افراد خانواده قابل احترام اند، و حق اظهارنظر دارند.(۶) «فرزندان والدین قاطع و اطمینان بخش، متکی به نفس اند، خویشتن دارند، شاداب و سرزنده اند، با همسالان روابط دوستانه دارند، با فشارهای روانی به خوبی مقابله می کنند، با بزرگ سالان همکاری می کنند و دوراندیش و هدف گرا هستند».(۷)
این الگوی ارتباطی، نزدیک ترین الگو و روش ارتباطی والدین با فرزندان، به الگوی مورد پذیرش اسلام می باشد. حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند:  اکرموا اولادکم، احسنو آدابکم یغفر لکم؛(۸) «به فرزندان خود احترام بگذارید و آنان را نیکو تأدیب کنید، این، موجب مغفرت شما خواهد شد».
پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:  «خداوند والدینی را که فرزندان خود را بر نیکی یاری می دهند، مشمول رحمت خود قرار می دهد. فردی سؤال کرد چگونه او را بر نیکی یاری کنند؟ حضرت فرمود:  هر چه را فرزندان به قدر توانایی شان انجام می دهند، بپذیرند و آنچه را که انجام دادنش بر او سخت و سنگین است، بر او تحمیل نکنند».(۹)
یکی از توصیه‌های اکید اولیای دین، آماده ساختن فرزندان برای زمانی است که می خواهند در آن زندگی کنند؛ نه تحمیل آداب و رسوم گذشتگان.
حضرت علی(علیه السلام) فرموده اند: «آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید؛ چرا که آنها برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند».(۱۰)

عوامل تأثیرگذار بر روابط والدین با فرزندان

به آخرین ارتباط موفق خود با دخترتان فکر کنید. در ارتباطی که در آن نتیجه مطلوب گرفتید و احساس کردید ارتباطی صریح و بدون مشکل داشتید، چه عواملی نقش داشت؟ در مقابل، به زمانی فکر کنید که ارتباط ناموفقی داشتید و با احساس خشم یا درگیری، از ادامه گفت و گو با فرزند خود بازماندید و مجبور شدید صحنه گفت و گو را ترک کنید، چه عواملی زمینه این عدم موفقیت را فراهم کرد؟ آیا باورها و ارزش‌های او را در نظر گرفتید؟ آیا به سخنان او گوش می دادید و یا اینکه به فکر پیدا کردن پاسخ بودید؟ آیا رابطه دوستانه و حسن تفاهم داشتید؟ آیا حرف او را درک می کردید؟ و … .
در ادامه به بعضی عوامل مشکل زا در روابط والدین با فرزندان اشاره می کنیم:

۱- تفاوت باورها و ارزش‌ها

یکی از عوامل تأثیرگذار بر روابط والدین با فرزندان، تفاوتی است که میان ارزش‌ها و باورهای والدین با ارزش‌ها و باورهای فرزندان وجود دارد. به دلیل مراحل مختلف رشد ذهنی میان این دو نسل، انتظار می رود ارزش‌های فرزندان با ارزش‌های والدین متفاوت باشد. او دنیا را با دیدی کاملاً متفاوت می نگرد و با توجه به سن و سال و سطح رشد و نداشت مسئولیت زندگی، دارای باورها و ارزش‌های خاصی است که برای بزرگ ترها قابل درک نیست.
یک بار دیگر به ارزش‌های او فکر کنید! ببینید چه چیزیهایی برای او دارای اولویت است، آن گاه به اولویت‌های خود بنگرید. ببینید آیا ارزش‌های مشترکی وجود دارد که باید محور روابط صمیمی قرار گیرد و موجب شود آنچه از او خواسته اید در او این احساس را به وجود آورد که آنچه پدر و مادرم از من می خواهند، برای من ارزشمند است؟

۲- گوش ندادن فعال

یکی از عوامل مشکل آفرین در روابط سالم و صمیمی بین والدین و فرزندان، گوش ندادن فعال به سخنان فرزندان است. «گوش دادن فعال» روشی است که بسیاری از درمان گران خانوادگی و روان درمان گران از آن استفاده می کنند تا فرد مقابل خود را به ادامه گفت و گو با خود ترغیب کنند این شیوه، مهارتی است که هر پدر و مادری در ارتباط با فرزند نوجوان خود به آن نیاز دارند. بسیاری از والدین، هنگام گوش دادن به صحبت‌های نوجوان خود، بیشتر سرگرم سبک سنگین کردن پاسخ خود، مصلحت اندیشی و پیدا کردن راه حل هستند تا گوش دادن صرف و توجه صددرصد به آنچه می شنوند.(۱۱)
این دامی است که بیشتر والدین در آن گرفتار می شوند؛ زیرا آنان آن طور که خود می خواهند، می شنوند؛ ولی یک درمانگر خانواده، با استفاده از گوش دادن فعال می تواند خود را از مشکل کودک جدا کند و خوب آن را درک کند.
در اینجا به نمونه ای اشاره می کنیم که مادری گوش دادن فعال به سخنان دختر نوجوان خود را نیاموخته است:
محبوبه: مامان از مدرسه متنفرم. معلم ریاضی ما واقعاً آدم بدجنسی است.
مادر: تو نباید این حرف را بزنی. همه معلم‌های تو آم‌های خوبی هستند. دوباره در مدرسه مشکل درست کرده ای؟ احتمالاً سر کلاس به درس گوش نمی دهی و خیال پردازی می کنی. قبلاً هم به تو گفته ام اگر می خواهی نمره خوب بگیری، باید به حرف معلم‌های خود گوش کنی.
محبوبه: باشه مامان!
در این گفت و گوی مختصر، محبوبه هنوز حرف زدن خود را شروع نکرده است. مادر بدون اینکه به سخنان او گوش دهد، وسط حرف او می پرد. فرضیه‌های از قبل آماده شده را ارائه می دهد و مشکلات گذشته او را در مدرسه به رخش می کشد و او را محکوم می کند و اجازه نمی دهد محبوبه حرفش را بزند و دلیل ادعایش را بیان کند.
حالا به مشابه همین مشکل که برای دختری دیگر اتفاق افتاده و آن را با مادرش در میان می گذارد و مادر فعالانه به سخنان او گوش می دهد و نتیجه رضایت بخشی از این ارتباط حاصل می شود، توجه کنید:
سارا: مامان از مدرسه نفرت دارم. معلم املای زبان ما واقعاً آدم بدجنسی است.
مادر: فکر می کنی معلم املای تو این گونه است؟
سارا: بله. او مرتب از من نمره کم می کند؛ چون دست خطم بد است. من همیشه کلمه‌ها را با املای درست می نویسم، اما او می گوید چون نمی تواند خطم را بخواند، از من نمره کم می کند.
مادر: این درست است که  تو در نوشتن مشکل داری؟
سارا: خب خطم بد نیست. با حروف جدا خوب می نویسم، اما قبلاً که مسافرت رفتیم، معلممان چسبیده نوشتن را درس داد و من آن جلسه نبودم.
مادر: خب اگر من هر روز عصر در نوشتن به تو کمک کنم، چطور؟
سارا: باشه مامان! شاید آن وقت خانم معلم نمره ای که حقم است، به من بدهد. فکر می کنم تقصیر او نیست که خطم بد است؛ از کمکت متشکرم مامان.(۱۲)

۳- تصمیم گیری والدین

بعضی از والدین برای آینده نوجوانان خود به خصوص دختران خود نقشه می کشند؛ رشته تحصیلی، نوع لباس، فرد مناسب برای ازدواج و موارد دیگر که با ارزش‌ها و باورهای شخصی نوجوان کاملاً در تضاد است. برخی والدین مانند طراحان تزئینات داخلی، آن چنان با دقت و ظرافت زندگی فرزندان خود را برنامه ریزی می کنند که گویی خانه خود را تزئین می کنند، و اغلب سخنانی مانند «تو باید»، «مجبور هستی»، «حتماً باید» بر زبان می آورند. مایلند کنترل تمام زندگی دخترانشان به دست آنها باشد.
والدینی که به جای فرزندان خود تصمیم می گیرند، ویژگی‌های منحصر به فرد و بی همتای فرزندشان را مورد تهدید قرار می دهند و تلاش می کنند آنان را مانند خودشان بار آورند، و ناآگاهانه تلاش می کنند از آنان نسخه برابر اصلی از خودشان بسازند. این گونه تفکر، موجب تعارض و درگیری می شود و ارتباط بین آنها را دچار خدشه و مشکل می سازد. والدین باید بکوشند با دادن آگاهی، تصمیم گیری صحیح را برای فرزندان آسان کنند، نه اینکه به جای آنان تصمیم گیری کنند.

۴- فرستادن پیام‌های تحقیرآمیز

یکی دیگر از عوامل مشکل ساز در روابط والدین با فرزند نوجوانشان، فرستادن پیام‌های تحقیرآمیز است. کلماتی از قبیل: «تو بی ملاحظه ترین بچه ای هستی که من می شناسم»، «تو منو کشتی»، «تو یک احمق لوسی»، «چرا یک دفعه هم که شده خوب نمی شوی؟» و صدها پیام دیگر که در شبانه روز والدین با آنها فرزندان خود را مورد حمله قرار می دهند و آنان را به عنوان انسان بد معرفی می کنند. این پیام ها، اعتماد به نفس نوجوان را خنثی می کند، احساس کفایتشان را زیر سؤال می برد و کل شخصیتشان را به محاکمه می کشاند.(۱۳).
یکی از راه‌های ساده انتقال پیام سالم و مؤثر این است که والدین به جای «تو» از «من» استفاده کنند. وقتی رفتار نوجوانی برای والدین به دلیل مغایرت و تضاد با نیازهای آنان قابل پذیرش نیست، دچار مشکل می شوند و احساس غم، ناامیدی و خستگی کرده، تحت فشار قرار می گیرند. برای بیان این احساس، باید از «من» استفاده کنند که هم تحقیرآمیز نباشد و هم احساس درونی خود را بیان کرده باشند. تفاوت تأثیر این دو پیام می تواند بسیار متفاوت باشد؛ برای نمونه مادری که توسط دختر نوجوانش لگد می شود، به دو صورت می تواند نسبت به این رفتار پیام بفرستد:(۱۴)
– «به تو می گن دختر سر به هوا. چشمت را باز کن و هیچ وقت به کسی این طور لگد نزن».
– «آه… جداً دردم آمد. هیچ دوست ندارم کسی به من این طور لگد بزند».
پیام اول به نوجوان می گوید «بد» است و از او می خواهد دیگر آن کار را نکند. نوجوان در مقابل هر دو می تواند بحث کند و احتمالاً شدیداً مقاومت کند؛ اما پیام دوم به نوجوان می گوید لگد او در مادر چه احساسی برانگیخته است؛ حقیقتی که او نمی تواند در مقابلش بحث کند. وقتی پیامی با «من» است، چندین اثر از خود باقی می گذارد:
۱- به مسئولیت تغییر رفتار را به گردن خود نوجوان می گذارد؛
۲- به او اعتماد می شود که با مشکل به شکل سازنده ای برخورد کند؛
۳- نوجوان نسبت به رفتارش احساس مسئولیت می کند؛
۴- چون «پیام من» صادقانه است، به نوجوان می آموزد اگر او هم احساسی دارد، صادقانه آن را بیان کند.

پی‌نوشت‌ها
۱- Diand Bumrind.
۲- جمعی از مؤلفان، روان شناسی رشد، ج۲، ص ۸۷۰ .
۳- همان، ص ۸۷۱ .
۴- همان، ص ۸۷۲ .
۵- ر. ک: تامس گوردون، فرهنگ تفاهم در رابطه با فرزندان، ترجمه پریچهره فرجادی؛ و نیز، آیین تفاهم، ص ۲۴ .
۶- پاول هنری ماسن، رشد و شخصیت کودک، ترجمه مهشید یاسایی، ص ۴۴۸ .
۷- همان، ص ۴۴۹-
۸- محمد بن حسن حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۵، ص ۱۹۵ .
۹- قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): رحم الله من اعان ولده علی بره. قال: قلت: کیف یعینه علی بره: قال(صلی الله علیه و آله و سلم): یقبل میسوره و یتجاوز عن معسوره و لا یرهقه و لا یخرق( محمد بن بعقوب کلینی، فروع کافی، ج۶، ص ۵۰).
۱۰- قال علی(علیه السلام): لا تقسروا اولادکم علی آدابکم، فانهم مخلوقون لزمان غیر زمانکم(ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص ۲۶۷).
۱۱- آلیسون مولوانی، چگونه با فرزندان خود ارتباط برقرار کنیم، ترجمه ضیاء الدین رضاخانی، ص ۶۴ .
۱۲- همان، ص ۶۵-۶۶(نقل با تصرف).
۱۳- تامس گوردون، فرهنگ تفاهم، ترجمه پریچهر فرجادی، ص ۱۵۲ .
۱۴- همان.
منبع:پناهی، علی احمد، داوود، حسینی؛(۱۳۸۹)، با دخترم(ویژه والدین و مربیان دختران نوجوان)، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)،(۱۳۸۹).
نویسندگان: علی احمد پناهی، داوود حسینی