داستانهای خانواده
خداشناسى فطرى در کودک
چـون هـنـگـام آن رسید که آفتاب دولت ابراهیم خلیل(علیه السلام) از مشرق سعادت طلوع کند، منجمان نمرود اطلاع دادند که امسال پسرى ولادت خواهد کرد که حکومت تو به دست او زایل مى شود. نـمـرود به شدت هراسناک شد و به منظور پیشگیرى از این رخداد، دستور داد تا از این ببعد، هر پسرى که به دنیا می آید، بی درنگ کشته …
ملایمت با کودک
ام فـضـل، هـمـسر عباس بن عبدالمطلب، دایه امام حسین(علیه السلام) مى‌گوید: روزى رسول اکـرم(صلی الله علیه و آله و سلم) حـسـیـن(علیه السلام) را کـه در آن مـوقـع طـفـل شـیرخوارى بود، از من گرفت و در آغوش کـشـیـد. در این اثناء، کـودک لباس ایشان را خیس کرد. من از محضر پیامبر شرمساز شدم و طفل را با چنان شدتى از آن ح…
فرزند صالح، نجات‌بخش است
امـام صـادق(علیه السلام) از رسـول اکـرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نـقـل مى‌کند که حضرت عیسى بن مریم(علیهما السلام) از کنار قبرى که صاحبش در حال عذاب بود، عبور کرد؛ اما وقتى که سال بعد از کنار همان قبر گذشت، با شگفتى دیـد کـه صـاحـب قبر، این بار، در حال عذاب نیست. حضرت عیسى(علیه السلام) به خداوند ع…
پدرى مهربان
در دوران کوتاه حکومت سراسر عدل امام على(علیه السلام)، در یکی از روزها، مقدارى عسل به عنوان بیت المال مسلمین آوردند. پـدر یـتـیمان دستور داد کودکان بى‌سرپرست را از گوشه و کنار حاضر کنند. این خبر به گوش اطفال یتیم و بى‌کس رسید. آنها از خوشحالى گویى بال درآوردند و به سوى پدر مهربان خود شتافتند. امیرالموم…
سفارش به تحمل سختی‌های دنیا
جابر بن عبداللّه انصاری حکایت کند: روزی پیامبر خدا(صلّی اللّه علیه و آله و سلم) بر فاطمه زهرا(علیها السلام) وارد شد و دید آن مخدّره، خود را به وسیله جُل و پلاس شتر پوشانده است و مشغول دستاس کردن می‌باشد. و همزمان، شیرخواره‌اش را نیز در دامانش، شیر می‌نوشد. رسول خدا(صلّی اللّه علیه و آله و سلم) از دیدن …
به مجلس زنانه نمی‌روم!
راضی نشد برای مراسم ازدواج، تالار بگیریم. ما هم بالاجبار تمام مراسم هایمان را در خانه گرفتیم. خانم‌ها دور تا دور نشسته بودند و طبق رسم و رسوم رایج، داماد باید می‌آمد کنار عروس می‌نشست تا هدایای خانواده‌ها تقدیمشان شود. به حسن گفتم: «مادرجان! پاتختی است، همه منتظرند؛ چرا نمیای؟ اگر نیای فکر می‌کنند عیب و ایر…
دوری از تجملات و زر و زیور دنیا
امام سجّاد (علیه السلام) فرمود: اسماء بنت عمیس حکایت کرده است: روزی امیرالمؤمنین علیّ(علیه السلام) در یکی از جنگ‌ها، غنیمتی به دست آورد و گردنبندی برای همسرش فاطمه(علیها السلام) خریداری کرد و به عنوان هدیّه تحویل او داد و حضرت آن را به گردن آویخت. روز بعد، حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) به منزل ای…
ماجرای حضرت سلیمان و بلقیس
حضرت سلیمان(علیه السلام) با تمام حشمت و شکوه و قدرت بی‎نظیر بر جهان حکومت می‎کرد. پایتخت او بیت المقدس در شام بود. خداوند نیروهای عظیم و امکانات بسیار در اختیار او قرار داده بود،‌تا آن جا که رعد و برق و جن و انس و همه پرندگان و چرندگان و حیوانات دیگر تحت فرمان او بودند. و او زبان همه آنها را می‎دانست. …
طلب فرزند فقط از خدا
در شصت کیلومتری یزد در روستای مهرجرد، مرد پاکدل و پرهیزگاری به نام محمّدجعفر زندگی می‌کرد. او چون نیاکان خود، به کار کشاورزی اشتغال داشت و از همین راه امرار معاش می‌کرد. محمّد جعفر پس از آن که جوانی برومند گشت، از همان روستا همسری انتخاب کرد و زندگی تازه‌ای را آغاز نمود و با اشتیاق به انتظار فرزندی نشست. ا…
ضرورت رعایت حجاب
امّ سلمه یکی از همسران رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌گوید: در محضر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بودم. یکی از همسرانش بنام میمونه نیز آنجا بود. در این هنگام «ابن امّ مکتوم» که نابینا بود به حضور رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به من و میمونه فرمود: اح…
اثر توکل به خدا در کودک
وقتى حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) سه ساله بود، روزى به دایه‌اش حلیمه گفت: مادر! روزها برادرانم کجا مى‌روند؟ مادر پاسخ داد: عزیزم! آنها گوسفندان را جهت چرا، به صحرا مى‌برند. حضرت فرمود: مادر! چرا مرا با خود به صحرا نمى‌برند؟ مادر گفت: آیا مایلى همراه آنان به صحرا بروى؟ حضرت فرمود:…
ازدواجی به پیشنهاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
مرد سیاه پوست، کوتاه قامت و زشت رویی به نام «جویبر» که هیچکس از حسب و نسب و زادگاه او اطلاعی نداشت، به محضر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و با اشتیاق و علاقه کامل، از حضرتش تقاضا کرد، اسلام را بر او عرضه فرماید. با گذشت اندک زمانی، جویبر در پیشگاه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) …
هدیه امام خمینی(ره)
خاطره همسر شهید فتح الله ژیان پناه: سفره عقدمان با همه سفره‌ها فرق داشت. به جای آینه شمعدان، تفسیر المیزان را دور تا دور سفره چیده بودیم! برکتی که این تفسیر به زندگیمان می‌داد، به هزاران شگونی که آینه شمعدان می‌خواست داشته باشد، می‌ارزید. برای مراسم هم، برنج اعلا خریدیم ولی فتح الله نگذاشت بارش کنی…
مرگ داماد قبل از عروسی!
سبط الشیخ نقل کرده‌اند که: یکی از شیوخ عرب که رییس قبیله اطراف بغداد بود تصمیم می‌گیرد برای ازدواج پسرش، دختری از بستگانش را خواستگاری نمایند. رسم آنها چنین بود که در یک شب، مجلس عقد و زفاف را انجام می‌دادند. در شب معین وسایل پذیرایی و اطعام و جشن را مهیا نمودند، و مرجع تقلید عرب حاج شیخ مهدی خالصی(…
سفارش به ساده‌زیستی
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) می‌فرماید: «آقای بهبهانی دو پسر داشتند: یکی به نام «آقا محمد علی» و دیگری «آقا محمد اسماعیل». روزی دید عروسش (همسر محمد اسماعیل) لباس‌های فاخر و گران قیمتی پوشیده است. به پسرش اعتراض کرد که چرا برای همسرت این نوع لباس‌ها را می‌خری؟ پسر در جواب می‌گوید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زین…
امام خمینی(ره) و کمک به خانواده
اهل خانه، بگو مگو می‌کردند. همین طور شوخی و جدی سر ظرف شستن، آن روز یکی به دو می‌کردند. یکی می‌گفت: «خسته‌ام! امروز خیلی خسته‌ام! این دفعه تو ظرف‌ها را بشوی!». آن یکی جواب می‌داد: «اگر تو خسته‌ای من هم خسته‌ام، نوبت خودت است، خودت باید ظرف‌ها را بشویی!». به هر حال این بگو مگوها، برنده‌ای نداشت و بدون نتی…