خودکشی

نوشته‌ها

نشانه‌های اختلال شخصیت مرزی را بشناسید

اختلال شخصیت مرزی، بیش از ۱,۶ درصد از مردم آمریکا را تحت تاثیر قرار داده است. در اینجا به نشانه‌هایی از این اختلال که غالباً با سایر بیماری‌های روانی اشتباه گرفته می‌شود خواهیم پرداخت.

ممکن است ما روزانه به سادگی و یا به شوخی، از انواع اختلالات روانی در میان کلام خود استفاده کنیم و جملاتی مانند «من خیلی در تمیز کردن خانه وسواسی هستم.» و یا «نواسات خلقی او خیلی بد است، آیا او دو قطبی است؟» را به کار ببریم.

بر طبق گفته موسسه ملی بهداشت، اختلال شخصیت مرزی یک اختلال نسبتاً شایع می‌باشد. از میان ۱۰ نوع اختلال شخصیتی (شامل اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD)، اختلال شخصیت پارانوئیدی و اختلال شخصیت خود شیفتگی)، اختلال شخصیت مرزی، بیشترین تعداد تشخیص نادرست را شامل می‌شود. حتی نام این اختلال به دلیل وجود کلمه “مرزی” که می‌تواند به خفیف نامهم بودن آن دلالت کند، گیج‌کننده است.

کارشناسان در ابتدا اختلال شخصیت مرزی را مرز بین اختلالات روانی شدید(جنون) و اختلالات اعصاب ملایم می‌دانستند و از آن به عنوان یک اختلال مشخص نام نمی‌بردند.

از سال ۱۹۸۰ این اختلال متمایزاً در لیست اختلالات و بیماری‌های ذهنی و روانی فهرست شد. از آن پس متخصصین در جهت شناسایی و فهم آن متمرکزتر شدند. شواهد متعددی گواه این است که بخشی از علت بروز این اختلال مربوط به ژنتیک و به صورت ارثی است و بخش دیگری در مسیر رشد و در طول زندگی به دلیل تجربیات گوناگون استرس‌زا و پر دغدغه توسعه می‌آبد، هر چند دلیل اصلی بروز این اختلال، هنوز به طور علمی و ثابت شده مشخص نشده است.

یک متخصص اجتماعی بالینی و عضو آکادمی درمانگری شناختی در نیوجرسی تأیید می‌کند که بسیاری از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، در دوران کودکی نوعی از ضربه شدید روحی، از دست دادن و یا رها شدن را تجربه کرده‌اند و سعی می‌کنند در بزرگسالی این ضربات روحی را جبران کنند. با این حال، بزرگ شدن در یک محیط رشدی نامناسب و یا سابقه خانوادگی اختلال شخصیت مرزی به این معنا نیست که شما لزوماً این اختلال را تجربه خواهید کرد، فقط بدان معنی است که احتمالاً نسبت به سایرین بیشتر در معرض خطر درگیری با آن می‌باشید.

آیا علائم هشدار دهنده‌ای وجود دارد؟

اختلال شخصیت مرزی، یک بیماری بسیار دشوار است که تقریباً ۱,۶ درصد از بزرگسالان در ایالات متحده را تحت تاثیر قرار داده است. این آمار ممکن است جزیی به نظر برسد اما بدون شک تمام جمعیت آماری این اختلال را شامل نمی‌شود.

تشخیص اختلال شخصیت مرزی، بسیار دشوار است چرا که علائم این اختلال با برخی بیماری‌های روانی مانند افسردگی، دو قطبی و اختلال شخصیت خود شیفتگی همپوشانی دارد. علاوه بر این، اختلال شخصیت مرزی در طیف بسیار وسیعی اتفاق می‌افتد. این طیف از افراد با عملکرد بسیار محدود، به طوری که از فعالیت‌های روزانه خود باز می‌مانند، تا افراد بیش از حد فعال را شامل می‌شود.

برخی از بیماران ممکن است در تمام زندگی، غافل از وجود این اختلال شخصیتی در خود باشند و هیچ گاه نتوانند مشکلات مربوط به آن را کاهش دهند. اما در واقع نشانه‌هایی برای تشخیص این اختلال وجود دارد. در اینجا به برخی از نشانه‌های اختلال شخصیت مرزی می‌پردازیم.

۱) عزت نفس پایین

همه ما در درون خود، یک فرد منتقد داریم، اما افراد با اختلال شخصیت مرزی دائماً با شک و تردید فراوان، از درون به مبارزه با خود می‌پردازند. این افراد دارای عزت نفس فوق العاده متزلزل هستند، بنابراین برای شناسایی هویت خود به شدت به ستایش و تایید خارجی وابستگی دارند. این بیماران حس پایین‌تر بودن نسبت به سایرین و کامل نبودن دارند و ممکن است برای جبران این احساس از اعمال و رفتار دیگران تقلید کنند چرا که استقلال و اعتماد به نفس آنان مختل شده است.

۲) اجتناب از تفکر در مورد آینده

این که شما تمام زندگی خود را با جزییات برنامه‌ریزی نکنید کاملاً طبیعی است، ولی اکثر مردم حداقل اهداف و آرزوهای کلی برای آینده خود دارند. افراد با اختلال شخصیت مرزی اغلب فاقد هر گونه جهت‌گیری برای آینده هستند. آنها معمولاً خواسته‌ای برای آینده زندگیشان و برنامه‌ریزی خاصی برای کارها و اهداف خود ندارند.

۳) نداشتن حس همدردی

در افراد با اختلال شخصیت مرزی، حس دیدن خود از بیرون و دیدن دیگران از درون وجود ندارد. به عبارت دیگر، این افراد فاقد حس خود آگاهی و حس همدلی می‌باشند. آنها متوجه این موضوع نیستند که رفتارشان چه تاثیری بر دیگران خواهد گذاشت، بنابراین وقتی که از کنترل خارج شوند درکی از این که باعث استرس و ناراحتی اطرافیان خود می‌شوند ندارند. این مشکل باعث می‌شود این افراد، رابطه ی احساسی بلندمدت موفقی نیز نداشته باشند.

۴) روابط آشفته

مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی، پی در پی خود را در روابط خشونت‌آمیز فیزیکی و یا احساسی می‌یابند. در بسیاری موارد، آنها به سوی شرکایی جذب می‌شوند که امیدوار هستند بتوانند نیازهایی که در کودکی آنها برآورده نشده را ارضا کنند. این تمایل اغلب منجر به ماندن آنها در روابط سمی می‌شود. آنها همچنین در روابطشان بیش از حد نیازمند و غیر قابل اعتماد هستند. در واقع اضطراب شدید این افراد، از ترس از دست دادن نزدیکانشان باعث می‌شود به دست خود، کاری کنند که واقعاً اطرافیانشان را از دست بدهند.

۵) اضطراب شدید

همه ی ما ممکن است هر از گاهی بسته به شرایط مضطرب شویم، اما اضطراب در بیماران اختلال شخصیت مرزی با احساسات شدید عصبی، تنش، وحشت و رفتارهای نامناسب همراه می‌شود. این احساسات اغلب به عنوان یک پاسخ فوق‌العاده حساس به رفتار و اقدامات دیگران به وجود می‌آید. بیماران این اختلال، احتیاج شدیدی به دوست داشته شدن و مورد توجه قرار گرفتن دارند و عدم پاسخگویی به این نیاز، آنها را بسیار مضطرب می‌سازد.

۶) ترس مداوم از رها شدن

ترس تنها ماندن، طرد شدن و یا رها شدن از نشانه‌های اختلال شخصیت مرزی است. این ناامنی واکنش‌های غیر منطقی و رفتارهای حسودانه و پارانوئیدی را ممکن می‌سازد. رفتارهایی مانند چک کردن ایمیل و پیامک‌های شریک خود برای یافتن سرنخ‌هایی از طرد شدن. عدم امنیت حتی میتواند منجر به رفتارهای افراطی و عملی نیز بشود. به عنوان مثال یک بیمار شخصیت مرزی ممکن است به شریک خود بگوید اگر در زمانی که مقرر است زنگ نزند، اقدام به خودکشی می‌کند.

۷) افسردگی

اختلال شخصیت مرزی، اغلب با بیماری افسردگی اشتباه گرفته می‌شود. البته افسردگی در مبتلایان به این اختلال بسیار شایع است، ولی تفاوت این دو بیماری در این است که در اختلال شخصیت مرزی مبتلایان، افسردگی بسیار شدیدی را تجربه می‌کنند و دائماً فکر می‌کنند که هیچ ارزشی ندارند و هیچ چیز در دنیا برایشان مهم نیست.

۸) نوسانات خلقی مکرر

یک نمونه از نوسانات خلقی، افزایش ناگهانی تمایلات جنسی در مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی است که باعث می‌شود با اختلال دو قطبی اشتباه گرفته شود. اما در اختلال دو قطبی، این تمایلات ممکن است یک هفته و یا بیشتر طول بکشد، در حالی که در اختلال شخصیت مرزی، نوسانات خلقی به سرعت و در پاسخ به محرک‌های بیرونی رخ می‌دهد.

۹) خشم غیر قابل کنترل

برای افراد دارای این اختلال، خشم و واکنش اغراق آمیز به رویدادها بسیار رایج است. به عنوان مثال اگر به جای ساعت ۷، ساعت ۷:۳۰ از خواب بیدار شوند ممکن است به شریکشان فحاشی و او را تهدید به ترک کنند. این افراد هیچ گاه خود را مسئول اشتباه خود نمی‌دانند و همواره دیگران را سرزنش می‌کنند.

۱۰) ناتوانی در کنترل اقدامات و ریسک‌پذیری

این افراد ممکن است به طور ناگهانی مبلغ هنگفتی از پولشان را بیهوده هدر دهند و یا رفتارهای جنسی پر خطر داشته باشند. آنها بسیار ریسک می‌کنند و متوجه پیامدهای اقداماتشان نیستند.

۱۱) افکار خودکشی

نرخ بالایی از ایده‌ها و تلاش‌های خودکشی مربوط به جمعیت مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی می‌باشد. از جایی که این افراد بر اقداماتشان کنترلی ندارند، خطر اقدام خودکشی بیشتر تهدیدشان می‌کند. آنها خودکشی را یک دلیل منطقی برای رهایی از افسردگی و سایر مشکلاتشان می‌دانند.

منبع: میگنا

ایرانیان چرا و چگونه خودکشی می‌کنند؟

پژوهشگران دانشگاه ایلام با مطالعه‌ بیش از ۹۰ هزار مورد اقدام به خودکشی، دریافتند که مشکلات خانوادگی شایع‌ترین دلیل و مصرف دارو، شایع‌ترین روش اقدام به خودکشی در دهه‌ اخیر بودند…

اقدام به خودکشی، عملی است که فرد به دلایل و شیوه‌های گوناگون با آسیب زدن به جسم خود، سعی در از بین بردن خویشتن دارد. بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، اقدام به خودکشی عبارت است از عملی که در آن، شخص آگاهانه و بدون مداخله دیگران به خود آسیب میزند.

اقدام به خودکشی به عنوان دهمین عامل مرگ و میر در ایران شناخته شده است و از نظر اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی، به عنوان یک معضل مهم در جامعه مطرح است. از ۴۵ سال گذشته تا به حال، میزان اقدام به خودکشی در جهان ۶۰ درصد افزایش داشته است.

بررسی‌ها نشان دادند که علل اقدام به خودکشی متفاوت بوده و می‌توان آن را در سه حیطه‌ عوامل روانی (شکست عاطفی، اختلالات روانی، شکست تحصیلی و…)، مسائل اجتماعی (مشکلات خانوادگی، فقر، بیکاری، طلاق و…) و بیماری‌های جسمی جای داد.

خودکشی در جهان با شیوه‌های مختلفی انجام می‌شود مانند حلق‌آویز کردن، مسمومیت دارویی، خودسوزی و اسلحه‌ی گرم. بیشترین شیوه‌ اقدام به خودکشی در آمریکا و ایتالیا، حلق‌آویز کردن، استفاده از داروها و اسلحه‌ی گرم بوده است.

دکتر کوروش سایه‌میری، عضو مرکز تحقیقات پیشگیری از آسیب‌های روانی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی ایلام و همکارانش با بررسی مقالات منتشر شده در کشور طی سال‌های ۱۳۹۳-۱۳۸۰ به بررسی شیوع و علت‌های اقدام به خودکشی در ایران پرداختند.

در این پژوهش، ابتدا کلیه مقاله‌ها با عنوان شیوه و علل اقدام به خودکشی جمع‌آوری و لیستی از چکیده‌ مقالات تهیه شد و ۲۱ مقاله (بیش از ۹۰ هزار مورد اقدام به خودکشی) مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.

نتایج این مطالعه که در آخرین شماره‌ فصل‌نامه‌ی «کومش» وابسته به دانشگاه علوم پزشکی سمنان منتشر شده است، نشان داد که بیشترین شیوه‌ اقدام به خودکشی مربوط به مصرف دارو و کم‌ترین شیوه حلق‌آویز کردن بود. همچنین مشکلات خانوادگی و شکست تحصیلی به ترتیب بیشترین و کم‌ترین علل اقدام به خودکشی بودند.

کمترین میزان شیوع اقدام به خودکشی با شیوه‌ مصرف دارو، مربوط به مطالعه‌استان ایلام و بیشترین میزان مربوط به مطالعه‌ کاشان بود. کمترین و بیشترین میزان استفاده از روش خودسوزی به ترتیب به گیلان و ایلام تعلق داشت. همچنین در شیوه‌های خودزنی، حلق‌آویز کردن، مصرف مواد مخدر و سم به ترتیب کمترین میزان مربوط به گلستان، نیشابور، چهارمحال بختیاری و بوشهر بود و بیشترین میزان به سمنان، هرمزگان، کاشان و همدان تعلق داشت.

در مطالعات مورد بررسی، بیشترین میزان اقدام به خودکشی، ناشی از مشکلات خانوادگی مربوط به مطالعه استان البرز و کمترین میزان مربوط به تبریز بود. بیشترین شیوع اقدام به خودکشی به علت بیماری‌های روانی مشکلات عاطفی، اعتیاد، فقر و بیکاری و شکست تحصیلی به ترتیب متعلق به همدان، نیشابور، کرمانشاه و تبریز و کمترین میزان به استان‌های مرکزی، اردبیل و شهرستان نیشابور بود.

سایه میری، عضو مرکز تحقیقات پیشگیری از آسیب‌های روانی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی ایلام و همکارانش در خصوص کاهش و حذف عوامل زمینه‌ساز خودکشی پیشنهاد کردند تا مسئولین و سازمان‌های مربوطه توجه به حل مسائل و مشکلات خانوادگی، مسائل تحصیلی، بحران اشتغال و ازدواج آسان را در دستور کار قرار دهند.

همچنین با تاسیس مراکز روانشناسی و مشاوره‌خانواده، آموزش گروه‌های در معرض خطر، ارجاع و پیگیری بیماران جسمی و روانی و محدود کردن دسترسی به داروها و وسایل کشنده، اقدامات موثری در جهت کاهش این معضل اجتماعی انجام دهند.

منبع: خبرگزاری ایسنا

مطالعه تاثیر فوت پدر بر آسیب های اجتماعی نوجوانان

تاثیر فقدان پدر بر خانواده: مطالعه جامعه شناختی تاثیر فوت پدر  بر آسیب های اجتماعی نوجوانان

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

چرا افسردگی مردان معمولاً تشخیص داده نمی‌شود؟

بر اساس آمار، افسردگی، سالیانه ۶ میلیون مرد را در آمریکا تحت تاثیر قرار می‌دهد…

آیا فردی خشن، عصبی و انزواطلب هستید؟ آیا همیشه مشغول کار کردن می‌باشید، نوشابه‌های الکلی فراوانی می‌نوشید، داروهای غیر قانونی استفاده می‌کنید و از طریق فعالیت‌های پرمخاطره به دنبال شور و شوق هستید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، به افسردگی مردانه دچار شده‌اید که وینستون چرچیل آن را سگ سیاه می‌نامد. چرچیل سعی می‌کرد که این افسردگی خود را از طریق کار سخت بی‌اراده و نوشیدنی فراوان، دفع کند. برای افسردگی آقایان، استراتژی‌های غلبه آمیز- یک نوع ناسالم- ممکن است بی‌احتیاط رانندگی کردن، رابطه جنسی پرخطر باشد. اما هیچ کدام از اینها، راه درمان طولانی مدت برای افسردگی نیستند. حتی بدتر، اگر شخص افسرده باشد و تصمیم به خودکشی داشته باشد.

● مسائل پشت افسردگی مردان: بر اساس آمار موسسه ملی سلامت روان، افسردگی، سالیانه ۶ میلیون مرد و ۱۲ میلیون زن را در آمریکا تحت تاثیر قرار می‌دهد. اما تفاوت زیاد این ارقام گویای همه داستان نمی‌باشد. هر چند که تعداد مرد افسرده کمتر می‌باشد. اما این فرضیه به طور کاملا صحیح نمی‌باشد. محققان در تلاش هستند تا علت و چگونگی تفاوت افسردگی زنان و مردان را پیدا کنند و به دنبال آن راه درمانی ارائه کنند. اگر چه مسائل جای بحث و گفتگو دارند، اما احتمالاتی نیز وجود دارد: ممکن است افسردگی مردان مبهم باشد. مردان و زنان، علائم افسردگی متفاوتی را بروز می‌دهند. تعداد مردان افسرده که دست به خودکشی می‌زنند، بیشتر از زنان می‌باشد. مردان باید مهارت‌های لازم برای غلبه بر افسردگی را یاد بگیرند.

● افسردگی مردان، ممکن است تشخیص داده نشود: افسردگی مردان، نامشخص‌تر از افسردگی زنان می‌باشد. علل این مسئله عبارتند از:

▪ بی‌میلی برای بحث در مورد علائم افسردگی: به عنوان یک مرد، شاید برای صحبت کردن راجع به علائم خود با خانواده و دوستان خودتان رو راست نباشید، به ویژه بیان احساسات خود، بنابراین با متخصص در این زمینه مشورت کنید. و اگر نه افسردگی شما به طور صحیحی درمان نخواهد شد.
▪ این که فرد، بیماری روانی خود را تهدیدی برای مردانگی خود بداند: مثل خیلی از مردان دیگر، شاید به استقلال، مناعت طبع و وارستگی خود تاکید داشته باشید. شاید بیان احساسات مربوط به افسردگی خود را جدا از حالات مردانه خود بدانید و تمایلی برای بروز آنها نداشته باشید در صورتی که با بیان آنها می‌توانید افسردگی را سرکوب کنید.
▪ بروز ندادن علائم افسردگی: علائم افسردگی مردان کمتر واضح می‌باشند. برای نمونه، شاید برای نهان کردن علائم افسردگی از نوشیدنی‌های الکلی استفاده کنید. همچنین امکان دارد که بیشتر از علائم جسمی افسردگی بنالید تا از مشکلات رفتاری و احساسی آن. و شاید علائم افسردگی شما با علائم افسردگی معمول همخوانی نداشته باشد. همه اینها بررسی افسردگی مردان را سخت‌تر می‌سازد و همچنان در پرده‌ای از ابهام باقی می‌ماند.
▪ مخالفت با درمان بیماری روانی: گاهی اوقات، با وجود این که افسردگی مردان مشخص می‌شود اما با درمان خود، مخالفت می‌کنند. شاید نگران خراب شدن وجهه خود در محل کار خود می‌باشند یا فکر می‌کنند دیگر خانواده و دوستان به آنها احترام نمی‌گذارند.
▪ علائم افسردگی مردان: علت تفاوت افسردگی زنان و مردان می‌تواند هورمون‌ها، مواد شیمیایی مغز یا روش‌های غلبه بر آن باشد. علائم و نشان افسردگی مردان شامل موارد زیر می‌باشند: رفتار خشن و ناسزاآمیز، خشم نامناسب، رفتار گریزآمیز، درگیری در ورزش و کار، رفتار مخاطره‌آمیز از قبیل رانندگی بی‌ملاحظه، رابطه جنسی نامشروع، مصرف بیش از حد الکل و مواد مخدر، خطور افکار خودکشی به ذهن. تمام این‌ها می‌توانند شناسایی افسردگی مردان را سخت‌تر کنند و حتی ممکن است منجر به تشخیص نادرست شوند.
▪ افسردگی مردان و خودکشی: اگر چه زنان بیشتر اقدام به خودکشی می‌کنند، اما مردان، بیشتر خودکشی را به سرانجام می‌رسانند. مردان سفید پوست پیرتر، در بیشترین خطر خودکشی می‌باشند.

علل بیشتر به سرانجام رساندن خودکشی توسط مردان موارد زیر می‌باشند:

۱) استفاده از روش‌های مهلکتر (استفاده از تفنگ)
۲) تسریع در عمل خودکشی
۳) بروز علائم اخطار کمتر، یعنی صحبت درباره خودکشی

● زمانی که فکر خودکشی به مغز شما خطور می‌کند: اگر زمانی فکر خودکشی به ذهن شما رسید، هر چه سریع‌تر از دیگران کمک بگیرید و با آنها صحبت کنید. بهترین انتخاب و گزینه، زنگ زدن به اورژانس می‌باشد. اگر به هر دلیلی از این کار خودداری می‌کنید، خود را به یکی از اعضای خانواده خود برسانید، یا به یک دوست روانپزشک یا فرد حرفه‌ای زنگ بزنید.

● افسردگی مردان و مهارت‌های لازم

مثل خیلی مردان دیگر، شاید فکر کنید که افسردگی شما شدید نیست. شاید با خود فکر کنید که می‌توانید بر آن غلبه کنید. یا شاید علائم آن را مخفی سازید و اقدام به نوشیدن الکل یا داروهای غیر مجاز کنید، یا ساعات کاری خود را بیشتر کنید، اما همه اینها برای غلبه بر افسردگی بی‌فایده می‌باشند و بیماری شما را مزمن‌تر می‌کنند و بیچاره می‌مانید و زندگی از کف شما خارج می‌شود. باید مهارت لازم را برای درمان افسردگی بیاموزید، نه این که به طور خودکار به الکل و چیزهای دیگر روی بیاورید. روان‌پزشکان برای آموزش این مهارت‌ها مناسب می‌باشند.
این مهارت‌ها شامل موارد زیر هستند:

▪ اهداف: اهداف واقعی خود را مرتب ساخته و کارهای خود را رتبه‌بندی کنید.
▪ پشتیبانی: از حمایت احساسی خانواده، همسر یا دوستان خود بهره کافی بجویید.
▪ فعالیت ها: به فعالیت‌های مورد علاقه خود بپردازید، فعالیت‌هایی از قبیل ورزش، رفتن به سینما، فوتبال یا ماهیگیری.
▪ تصمیم‌ها: تا بهبود افسردگی خود، تصمیمات مهم زندگی خود را به تاخیر بیاندازید(مثل تغییر شغل). خیلی از درمان‌های موثر در جامعه در دسترس می‌باشند، هر چه زودتر برای درمان افسردگی خود اقدام کنید و اگر نه عواقب آن مخرب می‌باشند.

منبع: میگنا

افراد «افسرده» را بشناسیم

افسردگی، از شایع‌ترین اختلالات روانپزشکی است که سلامت روان جامعه را تهدید می‌کند. اما، نکته‌ای که بیش از پیش می‌بایست به آن توجه داشت، شناخت علائم افسردگی و درمان آن است.

با کوچکترین حرفی و دیدن صحنه‌ای غمناک، اشک‌هایش از چشمانش سرازیر می‌شود. اما هیچ اعتنایی به این رفتار خودش نداشت تا این که حسابی گوشه‌گیر و منزوی شد. تا جایی که از رفتن به مهمانی‌های خانوادگی و دوستانه فرار می‌کرد و مدام در اتاقش تنها بود. سرانجام وقتی نزد روانپزشک رفت، متوجه شدند دچار افسردگی شدید شده است. حضور این قبیل افراد را می‌توان در برخی خانه‌ها و خانواده‌ها مشاهده کرد. افرادی که می‌دانند افسرده‌اند اما حاضر نیستند درمان شوند. اما، نکته‌ای که در این بین وجود دارد، این است که اغلب ما نسبت به علائم افسردگی، بی‌اعتنا هستیم و یا این که این علائم را نمی شناسیم.

در صورت احساس افسردگی باید چه کارهایی انجام داد

ـ با فردی که به او اعتماد دارید، درباره احساسات خودتان حرف بزنید. بیشتر افراد پس از حرف زدن با فردی که به احساسات آنها توجه می‌کند، احساس بهتری پیدا می‌کنند.

ـ دنبال درمان افسردگی خود باشید. مراجعه به پزشک یا روانشناس، قدم اول شروع درمان است.

ـ فراموش نکنید که برای بهبودی، نیاز به درمان صحیح دارید.

ـ تلاش کنید به سمت انجام کارهایی بروید که قبلا آنها را دوست داشتید. ارتباطات اجتماعی خودتان را قطع نکنید، با دوستان و اعضای خانواده‌تان در تماس و ارتباط بمانید.

ـ سعی کنید بپذیرید که شما نیز ممکن است دچار افسردگی شده باشید، پس بهتر است انتظاراتتان را از خودتان کاهش دهید. طبیعی است که در زمانی که افسرده‌اید، بازده کاری شما به خوبی سابق نباشد.

کارهایی که می‌توانید برای مبتلایان به افسردگی انجام دهید

ـ در برنامه‌ریزی برای انجام کارهای روزمره و داشتن برنامه منظمی برای خواب و غذا خوردن، به آنها کمک کنید.

ـ آنها را تشویق کنید که سعی کنند روزانه ورزش کنند و از بودن در جمع فاصله نگیرند.

ـ به آنها کمک کنید سعی کنند به جای افکار منفی، بر افکار مثبت متمرکز شوند.

ـ اگر متوجه وجود افکار خودکشی در آنها شدید، تنهایشان نگذارید، داروها و اشیای برنده و سایر اقلام خطرناک را نیز از دسترس آنها دور نگه دارید. آنها را تشویق کنید به پزشک مراجعه کنند.

ـ به آنها اطمینان بدهید که آنها را در این مسیر همراهی خواهید کرد.

ـ مراقب خودتان هم باشید و زمانی را به استراحت و انجام کارهای مورد علاقه خود اختصاص دهید.

ـ سعی کنید به حرف‌های آنها گوش بدهید و نشان دهید که قصد کمک دارید.

ـ سعی کنید اطلاعات خودتان را در زمینه افسردگی افزایش دهید.

ـ فرد افسرده را تشویق کنید که به متخصص مراجعه کند و به او پیشنهاد بدهید در صورتی که بخواهد شما در مراجعه به متخصص او را همراهی خواهید کرد.

ـ اگر پزشک دارویی برای آنها تجویز کرده است، در زمینه مصرف آن، او را حمایت کنید.

ـ توصیه کنید دارویش را به طور منظم مصرف کند.

ـ صبور باشید و به او آزمایش دهید که شروع بهبودی به دنبال مصرف دارو معمولاً چند هفته طول می‌کشد.

چرا فرزند من افسرده شده است

روند رشد و تکامل کودکان، سرشار از چالش‌ها و فرصت‌هاست، درس و امتحانات، مسائل مرتبط با گروه همسالان و دوستان، تغییرات دوران بلوغ و … بعضی از کودکان می‌توانند با این تغییرات، به خوبی کنار بیایند و بعضی دیگر نمی‌توانند. ناتوانی در کنار آمدن با این قبیل تغییرات، می‌تواند زمینه‌ساز استرس و حتی بروز افسردگی در آنها شود.

آنچه باید در صورت بروز افسردگی در فرزندتان انجام دهید

ـ افسردگی هم قابل پیشگیری و هم قابل درمان است.

ـ کودک را تشویق کنید به اندازه کافی بخوابد، ورزش کند، غذا بخورد و به فعالیت‌هایی که دوست دارد، بپردازد.

ـ زمانی را به وقت‌گذرانی و گفت و شنود با او اختصاص بدهید.

ـ با او درباره مسائلی که در خانه، مدرسه یا جاهای دیگر برایش اتفاق افتاده یا می‌افتد، حرف بزنید. ـ سعی کنید از این طریق به این موضوع پی ببرید که چه چیزی بیشتر باعث آزاردگی او شده است.

ـ اگر کودک افکار خودکشی دارد و یا اقدام به خودکشی و یا آسیب به خود کرده است، حتماً و فوراً به پزشک مراجعه کنید.

آنچه باید در مورد افسردگی بدانید

علامت اصلی افسردگی، احساس غمگینی مداوم و عدم علاقه به انجام اموری است که فرد پیش از این به راحتی انجام می‌داده است. در صورتی که این علائم بیش از دو هفته طول بکشد و در عملکرد روزانه فرد اختلال ایجاد کند، به آن بیماری افسردگی اساسی گفته می‌شود. علائم دیگری نیز ممکن است در مبتلایان به افسردگی دیده شوند که عبارتند از کاهش سطح انرژی، کاهش یا افزایش اشتها، کاهش یا افزایش میزان خواب، احساس اضطراب و بی‌قراری، تحریک‌پذیری و زود از کوره در رفتن، کاهش توان تمرکز، کاهش قدرت تصمیم‌گیری، احساس بی‌ارزشی یا پوچی، احساس ناامیدی، احساس گناه و افکار خودکشی و آسیب به خود. افسردگی ممکن است برای هر کسی پیش بیاید، افسردگی، نشانه ضعف نیست، افسردگی را می‌توان به کمک داروهای ضد افسردگی، درمان‌های روانشناختی و یا ترکیبی از این دو، درمان نمود.

آنچه باید در صورت احساس افسردگی انجام دهید

ـ با فردی که به او اعتماد دارید، درباره احساسات خودتان حرف بزنید. بیشتر افراد پس از حرف زدن با فردی که به احساسات آنها توجه می‌کند، احساس بهتری پیدا می‌کنند.

ـ دنبال درمان افسردگی خود باشید، مراجعه به پزشک یا روانشناس، قدم اول شروع درمان است.

ـ فراموش نکنید که برای بهبودی نیاز به درمان صحیح دارید.

ـ تلاش کنید به سمت انجام کارهایی بروید که قبلا آنها را دوست داشتید.

ـ ارتباطات اجتماعی خودتان را قطع نکنید. با دوستان و اعضای خانواده‌تان در تماس و ارتباط بمانید.

ـ سعی کنید حتی اگر در حد یک پیاده‌روی کوتاه هم باشد، به طور منظم ورزش کنید.

ـ سعی کنید به الگوی غذا خوردن و خواب شبانه‌روزی خود نظم بدهید.

ـ مصرف مشروبات الکل، مواد مخدر و داروهای غیرمجاز که افسردگی را تشدید می‌کنند؛ از مصرف آنها بپرهیزید.

فرد افسرده ممکن است افکار خودکشی و یا آسیب به خود داشته باشد. در این صورت فوراً به پزشک مراجعه کنید.

افسردگی سالمندان معمولاً در همراهی با بیماری‌های جسمی آنها (مانند فشار خون، دیابت، دردهای مزمن و بیماری‌های قلبی) بروز می‌کند. گاهی نیز نشانه‌های افسردگی سالمندان، پس از تجربه‌های تلخ و دشوار زندگی (مانند مرگ همسر یا فرزند) بروز و یا تشدید می‌شوند.

خطر ناشی از فوت خودکشی، در سالمندان افسرده بیشتر از جوانان افسرده است.

افسردگی در سالمندان، قابل درمان است. این بیماری را می‌توان به کمک دارو درمانی، درمان‌های روانشناختی و یا ترکیبی از این دو درمان کرد.

آنچه باید در مورد افسردگی پس از زایمان بدانید

افسردگی پس از زایمان، بسیار شایع است. از هر ۶ زنی که نوزادی را به دنیا می‌آورند، یک زن دچار افسردگی پس از زایمان می‌شود. علامت اصلی افسردگی، احساس غمگینی مداوم و عدم علاقه به انجام اموری است که فرد پیش از این به راحتی انجام می‌داده است. در صورتی که این علائم بیش از دو هفته طول بکشد و در عملکرد روزانه فرد اختلال ایجاد کند، به آن بیماری افسردگی اساسی گفته می‌شود.

علاوه بر علائم بالا، علائم دیگری نیز ممکن است در مبتلایان به افسردگی دیده شوند که عبارتند از کاهش سطح انرژی، کاهش یا افزایش اشتها، کاهش یا افزایش میزان خواب، احساس اضطراب و بی‌قراری، تحریک‌پذیری و زود از کوره در رفتن، کاهش توان تمرکز، کاهش قدرت تصمیم‌گیری، احساس بی‌ارزشی یا پوچی، احساس ناامیدی، احساس گناه و افکار خودکشی و آسیب به خود.

علاوه بر آنچه گفته شد، علائم افسردگی پس از زایمان ممکن است به شکل احساس درماندگی، گریه‌های طولانی و بی‌دلیل، احساس عدم دلبستگی به نوزاد و احساس ناتوانی در مراقبت و حمایت از نوزاد و حتی احساس خشم و تنفر از همه نیز ظاهر شود.

در صورت احساس افسردگی پس از زایمان، چه کارهایی باید انجام بدهید

افسردگی پس از زایمان، قابل درمان است. این درمان ممکن است از طریق تجویز دارو توسط پزشک، درمان‌های روانشناختی و یا ترکیبی از این دو روش صورت گیرد. بسیاری از داروهای ضد افسردگی را می‌توان در دوران شیردهی نیز با تجویز روانپزشک مصرف نمود. اگر افسردگی پس از زایمان درمان نشود، ممکن است ماه‌ها و حتی سال‌ها طول بکشد و هم بر سلامت شما و هم بر رشد و تکامل فرزندتان تأثیر منفی بگذارد. در صورت امکان، با مادران دیگری که شرایط مشابه را داشته یا دارند، صحبت کنید و از توصیه‌ها و تجربه‌هایشان بهره‌مند شوید. اگر افکار خودکشی و آسیب به خود و یا آسیب به نوزاد دارید، حتما به صورت فوری به روانپزشک مراجعه کنید.

ـ با نزدیکان خود درباره احساسات و مشکلات خود صحبت کنید و از آنها کمک و مشورت بخواهید. برخی از آنها می‌توانند به شما کمک کنند تا از نوزادتان مراقبت کنید و هم زمان بتوانید زمانی را به مراقبت از خودتان اختصاص بدهید و یا استراحت کنید.

ـ سعی کنید ارتباطتان را با دوستان و اعضای خانواده خود حفظ کنید و زمان‌هایی را در کنار آنها بگذرانید.

ـ اگر برایتان مقدور است، از خانه خارج شوید و زمانی را در فضای باز بگذرانید و حتی اگر محیط اطراف شما مناسب است، می‌توانید نوزادتان را هم به همراه خودتان ببرید. در چنین شرایطی، یک پیاده‌روی مختصر، در حالی که نوزادتان را هم به همراه خود آورده باشید، هم برای سلامت خود و هم برای سلامت خود و هم برای سلامت نوزادتان مفید است.

آنچه باید درباره فردی که نگرانش هستید، بدانید

خودکشی، قابل پیشگیری است.

ـ حرف زدن درباره خودکشی، باعث افزایش احتمال وقوع آن نمی‌شود.

ـ پرسیدن از افکار خودکشی در بیمار افسرده، معمولا نگرانی و اضطراب فرد را کم می‌کند و همدلی و تلاش برای درک احساسی که فرد دارد نیز می‌تواند تا حدی به او احساس آرامش بدهد.

چه کسانی در معرض خطر اقدام به خودکشی هستند

ـ افرادی که سابقه اقدام به خودکشی داشته‌اند.

ـ مبتلایان به افسردگی و مبتلایان به سوء مصرف مواد مخدر و الکل.

ـ افرادی که دچار بحران عاطفی شده‌اند، مثلاً متعاقب شکست عاطفی، مرگ همسر، طلاق یا ورشکستگی.

ـ افرادی که از درد یا بیماری مزمن رنج می‌برند.

ـ افرادی که در معرض جنگ، خشونت، تصادفات رانندگی، سوء استفاده جنسی و تبعیض اجتماعی قرار داشته‌اند.

ـ افراد منزوی که معمولاً از حضور در اجتماع پرهیز کنند.

ـ آنچه شما باید برای کسی که نگرانش هستید، انجام بدهید.

ـ زمان و مکان مناسبی برای گفت‌وگو با فردی که نگرانش هستید در نظر بگیرید. به او بگویید در این زمان و مکان قصدتان فقط شنیدن حرف‌ها و احساسات اوست.

ـ او را تشویق کنید به پزشک مراجعه کند. به او پیشنهاد بدهید که در صورتی که او بخواهد، شما نیز در مراجعه به پزشک او را همراهی خواهید کرد.

ـ اگر فکر می‌کنید که او در معرض خطر فوری یا شدید اقدام به خودکشی است، به هیچ وجه تنهایش نگذارید. با اورژانس تماس بگیرید و یا خودتان او را نزد پزشک ببرید و به اعضای خانواده‌اش حتماً اطلاع دهید.

ـ اگر فردی که نگرانش هستید، با شما زندگی می‌کند، تا زمانی که خطر رفع نشده است، ابزارهای خودکشی مانند داروها، سموم و اشیای برنده را از دسترس او خارج کنید، کامل مراقب او باشید و رفتارهای او را زیر نظر داشته باشید.

حبیب احسنی پور

منبع: مهر

 

مردان بدبین

درست است که مرد باید از همسرش مراقبت کند، لیکن نه به حدی که به وسواسی‌گرى منتهى شود. بعض مرد‌ها به بیمارى بدگمانى و سوءظن مبتلا هستند. بى‌جهت نسبت به همسرانشان بدبین هستند. درباره آنان احتمال خیانت می‌‌دهند.
هر مردی که بدین بیمارى خانمانسوز مبتلا شد، زندگى را به خودش و خانواده‌اش تلخ می‌کند. ایراد و بهانه‌جویى می‌کند. نسبت به اعمال و حرکات همسرش به نظر بدبینى نگاه می‌کند و مانند سایه او را تعقیب می‌نماید. چون سوءظن دارد از در و دیوار شاهد و قرینه پیدا می‌کند.
چیز‌هایى را که اصلا دلیل خیانت نیستند به منزله ادله قطعیه غیر قابل انکار می‌شمارد. مثلا: چون فلان مرد برایش نامه نوشته لابد با هم سر و سرى دارند. چون با فلان مرد سلام و تعارف کرد معلوم می‌شود خیانتکار است. چون جوان همسایه از پشت بام به او نگاه کرد معلوم می‌شود خوا‌هان یکدیگر هستند. چون از فلان مرد تعریف کرد معلوم می‌شود دل‌بسته اوست. چون نامه‌اش را از من مخفى نمود لابد از معشوقش بوده است. چون کمتر از سابق، اظ‌هار محبت می‌کند معلوم می‌شود زیر سرش بلند است. چون قیافه دخترم با همسرم شباهت ندارد، معلوم می‌شود خیانت کرده است.
این قبیل امور بلکه کوچکتر از آن‌ها را دلیل قطعى خیانت می‌شمارد.
بدتر از همه این که گاهى مادر یا خواهر یا یکى از همسایگان، در اثر غرض‌ورزى و کینه‌توزى، عقیده‌اش را تایید نماید در این صورت جرم و خیانت یقینى می‌شود.
بدبخت خانواده‌ای که به مرض بدگمانى مبتلا شوند. آسایش و خوشى ندارند. آب خوش، از گلوى هیچکدامشان پایین نمى‌رود. مرد همانند یک پلیس مخفى دائما از اعمال و حرکات همسرش مراقبت می‌نماید. از در و دیوار، شاهد و دلیل مى‌تراشد و در رنج و عذاب دائم بسر مى‌برد. زن بیچاره هم ناچار است همانند یک متهم بیگناه، همواره در شکنجه و عذاب روحى و در حال محدودیت و تحت نظر زندگى کند. بنیاد چنین خانواده‌اى، همواره در معرض خطر قرار دارد. ممکن است طلاق و جدایى به میان آید و زن و شوهر، هر دو بدبخت شوند. ممکن است در اثر بدبینى، قتل و جنایت به وجود آید.
مردانی که در اثر سوءظن‌‌هاى بی‌جا، همسران بیگناه خویش را بقتل رسانده و حتى خودشان انتحار کرده‌اند نمونه‌‌هاى فراوانى دارند.
در چنین موردى که واقعا یکى از مواقع حساس و خطرناک زناشویى است، مرد و زن باید دست از لجبازى بردارند و قبل از وقوع حوادث ناگوار، با عقل و تدبیر در صدد چاره بر آیند. زن و مرد اگر اندکى به خود آیند و خطر بزرگى را که در کمین‌شان نشسته در نظر بگیرند و بااحتیاط کامل و عاقبت‌اندیشى در صدد حل مشکل برآیند پیروز خواهندشد.
مرد باید تعصب‌‌هاى غلط و توهمات بی‌جا را از خویش دور گرداند و بر طبق موازین عقل و وجدان رفتار کند. نسبت خیانت به کسى دادن موضوع بسیار دشوار و پرمسؤولیتى است. تا موضوع خیانت با دلیل و شاهد قطعى به اثبات نرسد نمى‌توان کسى را متهم کرد. خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: اى کسانی که ایمان آورده‌اید از بسیارى از گمان‌‌هاى بد، اجتناب کنید زیرا بعض گمان‌ها، گناه است(۱).
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس همسرش را(بى جهت) متهم به زنا کند، همانند مار که از پوستش خارج می‌شود، از حسناتش خارج خواهدشد و به تعداد مو‌‌هاى بدنش، هزار گناه در نامه اعمالش ثبت خواهد شد(۲).
پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس به مرد یا زن مؤمنى بهتان بزند، خداوند متعال در قیامت او را بر تلى از آتش نگه می‌دارد تا به کیفر بهتانش برسد(۳).
مادامی‌که با ادله و براهین شرعى، خیانت زن به اثبات نرسد، مرد حق ندارد او را متهم سازد و تهمت زدن به او، گناه بسیار بزرگى است که در شرع مقدس اسلام، هشتاد تازیانه براى آن مقرر شده است.
به صرف احتمال یا به وسیله شواهد و علائم خیالى، نمى‌توان یک چنین موضوع مهمى را اثبات نمود. مثلا اگر در روزگار جوانى براى کسى نامه فرستاده یا برایش نامه یا عکس فرستاده‌اند، دلیل خیانت او نیست.
درست است که نباید چنین عملى را انجام داده باشد، لیکن ممکن است در اثر سادگى و نادانى، مرتکب این اشتباه شده باشد و واقعا عفیف و پاکدامن باشد.
براى جوانان، از این قبیل اشتبا‌هات اتفاق مى‌افتد. اگر مردى برایش نامه فرستاده البته نباید نامه‌اش را قبول کند لیکن اگر از روى نادانى نامه‌اش را پذیرفت یا از ترس اتهام، مخفى ساخت، نمى‌توان صرف این نامه را دلیل خیانت شمرد.
اگر با مرد بیگانه‌اى سلام و تعارف کرد گر چه کار خوبى نکرده که با بیگانه‌اى گرم گرفته است، لیکن تن‌ها این کار را نمى‌توان دلیل خیانت شمرد. شاید به عقیده خودش مى‌خواسته خوش‌اخلاقى به خرج بدهد یا منظور دیگرى داشته است. شاید از دوستان پدر یا برادرش بوده است. شاید به مناسبتى، سابقه آشنایى داشته‌اند. اگر از مردى تعریف کرد، دلیل آن نمى‌شود که به او دلبسته است. البته زن، کار خوبى نمی‌کند که نزد شوهرش از مرد دیگرى تعریف می‌کند؛ لیکن شاید از روى سادگى و عدم توجه باشد و نباید از علائم خیانت محسوب شود.
اگر نامه‌اش را مخفى ساخت یا در مورد معاشرت‌‌هایش مرتکب دروغ و خلافگویى شد، دلیل خیانت نیست. شاید از ترس اتهام، نامه‌اش را مخفى ساخته یا مرتکب دروغ شده باشد. شاید مطلب دیگرى در آن نامه بوده، خواسته از شوهرش مخفى بماند. شاید براى خلافگویى، منظور دیگرى داشته است.
اگر کمتر از سابق اظ‌هار محبت می‌کند، دلیل آن نیست که نسبت به دیگرى دلبسته است. شاید از شوهرش، دلخورى داشته باشد. شاید غم و غصه‌اى به دل داشته باشد، شاید بیمار باشد. شاید در اثر بى‌توجهى و عدم اظ‌هار محبت شوهرش، نسبت به زندگى دلسرد شده باشد.
به هر حال، در این قبیل امور که از علائم خیانت شمرده می‌شود، ده‌ها احتمال صحیح عقلایى وجود دارد که اگر با وجدان پاک و بى‌آلایش مورد سنجش قرار گیرد، احتمال خیانت یک احتمال مرجوح و غیر عقلایى محسوب خواهد شد.
آقاى محترم! تو را به خدا سوگند دست از سوءظن و وسواسیگرى بردار. مانند یک قاضى با انصاف در محکمه داورى بنشین و ادله و شواهد خیانت همسرت را با دقت و انصاف بررسى کن و مقدار دلالت آن‌ها را بسنج و ببین آیا قطعى هستند یا ظنى یا احتمالى؟
من نمی‌گویم لاابالى و بى‌غیرت باش بلکه می‌گویم: به هر دلیلى به مقدار دلالتش ترتیب اثر بده نه زیادتر. چرا براى بعضى توهمات بی‌جا و شواهد پوچ زندگى را به خودت و خانواده‌ات تنگ می‌کنى؟ اگر کسى با همین قبیل شواهد خیالى، خودت را متهم سازد چه حالى پیدا می‌کنى؟ چرا انصاف و وجدان ندارى؟ چرا آبروى خودت و همسرت را می‌ریزى؟چرا بر احوال زار و پریشان او ترحم نمی‌کنى؟ هیچ فکر نمی‌کنى که ممکن است در اثر همین بددلی‌‌ها و تهمت‌‌هاى بی‌جا، همسر پاکدامنت از وادى عفاف خارج شود و دامنش به فساد آلوده گردد؟!
حضرت على(علیه السلام) به فرزندش امام حسن فرمود: مواظب باش در غیر موضع غیرت، غیرت به خرج ندهى. زیرا این عمل، افراد صحیح را به سوى فساد و افراد پاکدامن را به جانب گناه متمایل خواهد ساخت(۴).
اگر نسبت به همسرت بدبین هستى، مطلب را با هر کس در میان نگذار زیرا ممکن است در اثر دشمنى یا نادانى یا تظاهر به خیرخواهى،بدون دقت و بررسى،عقیده ترا تایید نمایند بلکه شواهد بى‌اساس دیگرى را بدان بیفزایند و سوءظنت را به مرحله یقین برسانند و بدین وسیله، دنیا و آخرتت را تباه سازند. مخصوصا با مادر و خواهرت در این باره صحبت نکن زیرا اکثر آن‌ها باطنا با همسرت میانه خوبى ندارند. چه بسا در این مواقع، حسد و کینه‌توزى آنان تحریک شود و بدون عاقبت‌اندیشى، بدبینى تو را زیادتر گردانند. اگر خواستى از راهنمایی‌‌هاى دیگران استفاده کنى با دوستان عاقل و با تجربه و خیرخواه و عاقبت‌اندیش مشورت کن. بهتر از همه این که نسبت به هر یک از اعمال و رفتار همسرت بدبین هستى مطلب را بالصراحه با خودش در میان بگذارى و توضیح بخواهى. لیکن منظورت این نباشد که مطلب را به اثبات برسانى.
بلکه حس بدبینى را و لو موقتا کنار بگذار و خودت را خالى‌الذهن بگیر و مانند یک قاضى با انصاف که بخواهد درباره دیگران داورى کند، به توضیحات همسرت گوش بده. اقلا احتمال صدق درباره‌اش بده، فرض کن شوهر خواهرت براى داورى به نزد تو آمده و براى خیانت همسرش، یک چنین شواهدى را ذکر می‌کند. ببین درباره او چطور قضاوت می‌کنى، درباره همسرت نیز همان طور حکم کن؟ چرا گریه و زاری‌ها و دلیل و بر‌هان‌‌هاى او، در دل سنگ تو اثر نمی‌کند؟ و به عنوان یک مجرم قطعى، به سخنانش نگاه می‌کنى؟
بردبار و عاقل باش. مبادا به مجرد این شواهد پوچ، همسر بی‌گناهت را طلاق بدهى و خودت و او را بدبخت گردانى. گیرم این زن را طلاق دادى و توانستى با تحمل خسارت‌‌هاى زیاد، همسر دیگرى انتخاب کنى، از کجا که او بهتر باشد؟ حالت بدبینى تو، آن وقت هم خواهد بود. وانگهى فکر بچه‌‌هاى بی‌گناهت را نمی‌کنى؟ آخر آن‌ها چه کرده‌اند که باید فداى مرض بدبینى تو شوند؟ به چشم‌‌هاى معصوم و رنگ پریده آنان نگاه کن و دست از بددلى بردار.
مبادا در اثر بدبینی‌‌هاى بی‌جا، دست به خودکشى بزنى یا همسر بی‌گناهت را به قتل رسانى. از یک طرف مرتکب قتل نفس که بدترین گناه است و خدا بدان وعده دوزخ داده بشوى، از طرف دیگر، زندگى را از هم بپاشى و خودت را سیه روز و بدبخت گردانى.
این مطلب را بدان که کمتر خونى است که مخفى بماند. بالاخره آثار خون بروز می‌کند. آنگاه به کیفر اعمالت یا کشته می‌شوى یا براى همی‌شه باید در زندان بسر برى. اگر مطلب را قبول ندارى به آمار محکومی‌ن که مقدارى از آن‌ها درصفحات مجلات و روزنامه‌ها منعکس می‌شود بنگر تا عواقب این قبیل جنایت‌ها برایت روشن گردد.
همسران یک چنین مردانى نیز وظیفه بسیار سنگینى بر دوش دارند. باید براى نجات خودشان و شوهر و فرزندانشان فداکارى کنند. باید واقعاشوهردارى کنند. در یک چنین مواقع دشوار است که مراتب لیاقت و کاردانى و عقل و تدبیر بانوان ظاهر می‌گردد.
خانم محترم! قبل از هر چیز، این مطلب را بدان که شوهرت به یک بیمارى خطرناک روانى مبتلا است. بى‌جهت نمی‌خواهد زندگى را به خودش و تو تلخ کند بیمار است. آرى وسواسیگرى نیز یکى از بیماری‌‌هاى خطرناک است. با بیمار باید مدارا نمود تا بیماریش برطرف گردد. تا می‌توانى به او اظ‌هار عشق و محبت کن. آن قدر اظ‌هار علاقه کن تا یقین کند که جز او کسى در دل تو راه ندارد. اگر ایراد و بهانه‌جویى می‌کند، تحمل کن. در مقابل تندی‌ها و خشونت‌هایش بردبارى به خرج بده. در مقابل سختگیری‌هایش مدارا کن. داد و قال راه نینداز. قهر و دعوا نکن. در مقابل پیشنهاداتش، لجبازى نکن. اگر احساس کردى که نامه‌ها و معاشرت‌هایت را کنترل می‌کند، اصلا برویش نیاور. تمام اعمال و رفتار و حوادث روزانه را برایش تشریح کن. هیچ حادثه‌اى را از وى مخفى مدار. در هر موردى توضیح خواست، حقیقت را بدون کم و زیاد در اختیارش بگذار. از دروغ و کتمان واقع، جدا اجتناب کن زیرا اگر یک مرتبه دروغت آشکار شد، آن را سند جرم و دلیل قطعى خیانت محسوب می‌دارد و به این آسانی‌ها، بدبینى او برطرف نخواهد شد. اگر گفت: با فلان کس معاشرت نکن و فلان کار را انجام نده بدون چون و چرا بپذیر و سرسختى نشان نده که سوءظنش زیادتر می‌شود.
از کار‌هایی که اسباب بدگمانى و تهمت می‌شوند، جدا اجتناب کن.
حضرت على(علیه السلام) فرمود: هر که نفس خویشتن را در موضع تهمت قرار دهد، نباید کسانى را که به او گمان بد می‌برند ملامت کند(۵).
اگر نسبت به شخص معینى حساسیت دارد، او را به طور کلى ر‌ها کن.
تو اگر بتوانى شوهر و زندگى خودت را حفظ کنى، بهتر است تا این که دوستى با افراد مخصوصى را نگهدارى کنى. پیش خود نگو مگر من اسیر و بنده زر خرید شوهرم هستم که مجبور باشم این قدر مدارا کنم. البته بنده نیستى لیکن همسر یک مرد بیمار هستى.
در آن هنگام که با هم، پیمان زناشویى بستید، متعهد شدید که در مشکلات و گرفتاری‌ها، یار و غمخوار یکدیگر باشید آیا رسم وفا است که با یک شوهر بیمار، لجبازى و ستیزه‌گرى کنى؟ احساسات خام را کنار بگذار، هوشمند و عاقبت‌اندیش باش. به خدا سوگند براى حفظ شوهر و خانواده‌ات، هر چه بردبارى و فداکارى کنى، ارزش دارد. هنر زن در اینست که در یک چنین مواقع دشوار، با چنین مردانى سازگارى کند.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: جهاد زن در این است که در مقابل اذیت‌ها و غیرت‌‌هاى شوهرش بردبارى کند(۶).
کارى نکن که شوهرت بدبین یا بدبین‌تر شود. از مردان بیگانه مخصوصا آن‌ها که شوهرت نسبت به آن‌ها حساسیت دارد تعریف نکن. به مردان نامحرم، خیلى نگاه نکن. پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند متعال بر زن شوهردارى که چشمش را از نگاه به نامحرم پر کند، غضب شدید خواهد کرد(۷).
با مردان بیگانه، معاشرت و گفتگو نکن. بدون اجازه شوهرت، به خانه آن‌ها نرو. به اتومبیل آن‌ها سوار نشو. عفت و پاکدامنى تو کافى نیست بلکه باید از امورى که اسباب سوء ظن مى‌شود، جدا اجتناب نمایى. ممکن است در اثر غفلت و سادگى، کار کوچکى از تو سر بزند که شوهرت را بدبین گرداند.
به داستان زیر توجه فرمایید:
دختر ۲۷ ساله اى… در دادگاه گفت: در زمستان سال ۱۳۴۲ در یک روز برفى به تقاضاى یکى از دوستانم، به اتومبیل دایى او سوار شدم تا مرا به منزل برساند. و همین امر، هشت سال است که مرا بلاتکلیف گذارده است، دو ماه قبل از واقعه موقعى که در کلاس ششم دبیرستان تحصیل مى‌کردم، عقد شده بودم. یک روز که براى حاضر کردن درس به خانه یکى از همشاگردی‌هایم رفته بودم، برف شروع شد. همشاگردى از من خواست که دایى‌اش مرا به منزل برساند. اتفاقا هنگامى اتومبیل حامل من به منزل رسید که شوهرم سر کوچه ایستاده بود. من که متوجه خطر شده بودم به راننده گفتم فرار کند او هم مانند یک مجرم فرار کرد و همین امر بر سوءظن شوهرم افزود. بعدا نیز موقعى که مورد اعتراض قرار گرفتم، جریان را انکار کردم و این امر، سوءظن او را بیشتر کرد به طورى که بعدا حتى شهادت همشاگردى و خانواده‌اش نتوانست خاطر او را آسوده سازد و مرا از اتهام بر‌هاند.
شوهرم دیگر نه حاضر شد مرا به خانه ببرد و نه طلاقم گوید. هشت سال است که همین طور بلا تکلیف مانده‌ام(۸).
به نظر خوانندگان، مقصر در این داستان کیست؟به نظر من، عمده تقصیر به گردن زن است. اوست که در اثر سادگى و غفلت، خودش و شوهرش را به این روز انداخته است.
اولا کار خطائى کرد که در اتومبیل مرد بیگانه‌اى سوار شد. بر فرض این که شوهرش هم این قضیه را ندیده بود، اصولا سوار شدن زن در اتومبیل یک مرد بیگانه، کار زشت و خطرناکى است.
ثانیا گیرم که در اثر غفلت، این عمل را انجام داد، لیکن وقتى دید شوهرش سر خیابان ایستاده است باید فورا به راننده بگوید نگه دار. از اتومبیل پیاده شود و با شوهرش به منزل برود و جریان را براى او شرح بده.

ثالثا یکى از اشتبا‌هات بزرگش اینست که به راننده دستور فرارداده.
چهارمین اشتباهش اینست که بعدا قضیه را به کلى انکار نموده است. بعد از همه این‌ها، جا داشت وقتى شوهرش را ملاقات مى‌کرد، تمام قضایا را برایش شرح مى‌داد و اعتراف مى‌کرد که من در اثر سادگى و خجالت، اشتباه کردم.
البته مرد هم در مرتبه دوم، بى‌تقصیر نبوده است. نباید تن‌ها این حادثه را دلیل قطعى خیانت بشمارد. باید احتمال بدهد که همسرش در اثر غفلت و سادگى و عدم تجربه، مرتکب این خطا شده بعدا هم از ترس اتهام دستور فرار داده و به همین جهت هم، اصل قضیه را منکر شده است.
در این صورت، باید با کمال انصاف و بی‌طرفى، در اطراف قضیه خوب تحقیق کند. وقتى به برائت او اطمینان حاصل کرد، خطایش را ببخشد و زیاد سخت‌گیرى نکند.

پی‌نوشت‌‌ها

۱-اطلاعات ۲۶ بهمن ماه ۱۳۵۰
۲-اطلاعات ۲۷ بهمن ماه ۱۳۴۸
۳-سوره نور آیه ۳۰
۴ و ۵-وسائل ج ۱۴،صفحه ۱۳۸ و ۱۳۹
۶-و نمی‌دانند چرا؟ص ۱۴۰٫
۷-شافى ج ۱ ص ۱۹۷
۸-شافى ج ۱ ص ۱۹۷
منبع: امینی، ابراهیم؛(۱۳۶۷)؛ آئین همسرداری یا اخلاق خانواده؛ تهران: اسلامی‌، چاپ پانزدهم.