خواستگار

نوشته‌ها

شخصیت‌شناسی خواستگار با پیامک‌ها

راه‌های پی بردن به شخصیت خواستگار زیاد است. اما شخصیت‌شناسی خواستگار با پیامک می‌‌تواند ابعاد پنهانی شخصیت خواستگارتان را نشان دهد.

بر اساس محتوا و شکل جملات و لحن گفتاری که در پیامک‌های افراد تکرار و برداشت می‌شود، می‌توان آنها را در تیپ‌های شخصیتی مختلفی قرار داد. محمود هندی پور، روانشناس و مشاور، به شما می‌گوید که چطور می‌توانید از این راه شخصیت خواستگارتان را بشناسید.

شخصیت مهرطلب

هر گاه متوجه شدید فردی در پیامک‌هایش، از کلمات محبت‌آمیز زیاد استفاده می‌کند، شاید بتوانید او را در دسته شخصیت‌های مهرطلب قرار دهید. این افراد عاشق دریافت مهر و محبت دیگران هستند. به شما محبت می‌کنند وانتظار دارند که حتی در پیامک‌هایتان چنین محبتی را نثارشان کنید و اگر غیر از این باشد، ناراحت و دلگیر می‌شوند. آنها می‌خواهند مورد نوازش دیگران قرار گیرند و از سوی اطرافیان تایید شوند.

نمونه پیامک‌ها

خیلی دوستت دارم دائم به فکرتم. کی ببینمت؟ دوستم داری؟ چقدر کم تماس می‌گیری! (انواع و اقسام جملات محبت‌آمیز و حامیانه در پیامک‌های این افراد دیده می‌شود.)

شخصیت قدرت‌طلب

افرادی که شخصیت قدرت طلب دارند، در پیامک‌هایشان هم، به شما دستور می‌دهند. مرتب تاکید می‌کنند که امروز باید چه کار کنید، کجا بروید. در پیامک‌های این افراد جملات دستوری و تاکیدی به وفور دیده می‌شود. در واقع این افراد می‌خواهند این پیام را به شما منتقل کنند که قوی، قدرتمند و برتر هستند و از راه پیامک‌ها توانایی و قدرتشان را به رخ بکشند. شاید هم در پیامک‌هایشان ببینید که به شما می‌گویند امروز به فردی تحکم کرده‌اند، شخصی را سرجای خود نشانده اند و غیره.

نمونه پیامک‌ها

باید امروز به موقع بیای و گرنه خودت می‌دونی، من نمی‌دونم… باید بری خرید، چرا هر چی می‌گم گوش نمی‌دی؟ امروز حال یکی از همکارانم را حسابی گرفتم پررو شده بود…

شخصیت وسواسی

در پیامک‌های این افراد تاکید و یادآوری‌های فراوانی دیده می‌شود. از آنجا که در زندگی‌شان نظم و وسواس خاصی وجود دارد، در پیامک‌ها هم نسبت به مراقبت از نظم و پیشگیری از به هم ریختگی اوضاع تاکید دارند. گاهی چند پیامک را پشت سر هم می‌فرستند و پیامک‌های قبلی را تصحیح می‌کنند که این موضوع از وسواس آنها حکایت می‌کند. البته ممکن است خیلی هم دقیق و حساب شده پیامک‌ها را ارسال می‌کنند و هر پیامک را چند بار بخوانند.

نمونه پیامک‌ها

یادت نره چی بهت گفتم، چند بار بگم باید این کار رو درست انجام بده، حتما نیم ساعت زودتر بیا که دیر نشه؛ همه چیز را مرتب کردم دست به چیزی نزن….

شخصیت نگران

اشخاصی که مدام پیگیر سلامتی و حال خوب شما هستند و بر سالم بودن‌تان تاکید می‌کنند، در دسته شخصیت‌های نگران قرار می‌گیرند که در پیامک‌هایشان آثاری از نگرانی دیده می‌شود. گاهی هم به طور بدبینانه فکر می‌کنند که شاید حالتان خوب نباشد و از این بابت بیشتر نگران می‌شود.

نمونه پیامک‌ها

داروهایت را به موقع خوردی؟ تصادف نکردی؟ سالم رسیدی؟ از آن مسیر نرو شلوغه تصادف می‌کنی.

شخصیت کنترل‌گر

پیامک‌هایی که با پرسش و بررسی شرایط طرف مقابل شروع می‌شود، از کنترل‌گر بودن شخصیت ارسال کننده پیامک خبر می‌دهد. رای این افراد مهم است که بر اوضاع واطرافیان کنترل داشته باشند وا گر احساس کنند این کنترل به نوعی خدشه‌دار شده، عصبانی وناراحت می‌شوند. بنابراین در ادبیات پیامک این افراد می‌بینیم که پرسش‌هایی در مورد زمان و مکان وجود دارد و اگر پاسخ درستی دریافت نکنند، ممکن است پیامک‌هایشان لحن تندی پیدا کرده و حتی جملات توهین‌آمیز هم در آنها دیده شود.

نمونه پیامک‌ها

کی بر می‌گردی؟ رسیدی حتما به من خبر بده، چرا نگفتی قراره بعد از کلاس جای دیگه هم بری؟ به خواهرت زنگ بزن بگو ما نمی‌آییم، برای خرید صدبار گفتم با من برو تا بهت بگم چی بخری و از کجا بخری….

شخصیت بدگمان

برای شخصیت‌های بدگمان مهم است که بدانند دیگران کجا هستند و چه کار می‌کنند. آنها براساس تیپ شخصیتی‌شان نسبت به اطرافیان سو ظن دارد و می‌خواهند از این موضوع مطمئن شوند که خطری ارتباطات آنها را تهدید نمی‌کند. این بدگمانی‌ها فقط به جنس مخالف مربوط نمی‌شود و شخصیت‌های بدگمان حتی نسبت به افراد همجنس خودشان هم سو ظن دارند و می‌ترسند که مبادا در غیاب آنها توطئه‌ای بر علیه‌شان شکل گیرد.

نمونه پیامک‌ها

وقتی من تماس گرفتم با کی صحبت می‌کردی؟ چرا دیر به پیامک‌ها جواب می‌دی؟ صدای کسی می‌آمد مگر نگفتی تنهایی و….

منبع: نوعروس

 

درباره ازدواج قبلی با خواستگار حرف بزنید

اگر یک بار ازدواج کرده‌اید و حالا خواستگار دارید، فکر می‌کنید داستان ازدواج قبلی را چطور باید با خواستگارتان مطرح کنید؟ آیا اینجا صداقت مانع خوشبختی و ازدواج می‌شود؟

این که فردی ازدواج کرده و بنا به دلایلی جدا شده باید در برخورد اول و دوم عنوان شود و فرد بگوید بنا به چه دلایلی جدا شده است. پنهان‌کاری در این مورد به هیچ‌وجه صحیح نیست. موضوعی مانند جدایی قبلی، اگر از همان اول آشنایی مطرح شود، اگرچه ممکن است کشمکش به وجود بیاورد اما فرد مقابل در این مرحله راحت‌تر موضوع را قبول می‌کند. همان قدر که در ابتدای آشنایی این که فرد دارای چه شغلی است، چه تحصیلاتی دارد و سوالاتی از این قبیل مطرح می‌شود، این که فرد قبلا ازدواج کرده یا نه هم مهم است و باید گفته شود.

دلایل جدایی را مطرح کنید

فردی که تجربه زندگی مشترک ناموفق داشته، باید با طرف مقابل صحبت و دلایل خودش را برای این جدایی بیان کند؛ مثلا بگوید که آن فرد اعتیاد داشته است. با گفتن این دلایل، طرف مقابل از اعتقادات و سلیقه‌هایی که در شریک زندگی قبلی فرد وجود داشته و باعث آزار او بوده آگاه می‌شود و می‌تواند درباره آینده ارتباطشان آگاهانه تصمیم بگیرد. وقتی کسی از ازدواج قبلی طرف مقابلش با خبر می‌شود، یا قبول می‌کند یا نه اما به هر حال دلایل طرف مقابل را می‌شنود. اگر هم با وجود این شرایط فرد تصمیم به ترک کردن طرف مقابل بگیرد، این اتفاق باید در همان ابتدای رابطه صورت بگیرد.

رو رواست باشید

باید اجازه داد بعد از مطرح کردن دلایل جدایی، در همان برخورد اول و دوم در مورد فرد جداشده تحقیق صورت بگیرد. با گفتن حقیقت، اعتماد بین دو طرف شکل می‌گیرد. به این ترتیب بعد از مدتی یکی از طرفین نمی‌گوید که چرا از روز اول با من رو راست نبودی. نگفتن این موضوع و نبود اعتماد، باعث شروع حساسیت می‌شود، فرد شکاک می‌شود و شروع به بررسی زندگی گذشته طرف مقابل می‌کند تا خودش حقایق را پیدا کند. این احتمال وجود دارد که حقایق گذشته از زبان کس دیگری شنیده شود و همین مساله باعث می‌شود علاقه هم از بین برود و کمرنگ ‌شود. احترام، اعتماد، تعهد و صمیمیت، چهار پایه یک زندگی موفق هستند. ممکن است تمام این ماجراها با گفتن دروغ‌های مصلحتی شروع شده باشد و یا با نگفتن بخشی از حقیقت؛ یادمان باشد که دروغ گفتن یک بحث است و نگفتن قسمتی از حقیقت بحث دیگری، صداقت و راستی باور و اعتماد را بین دو طرف بیشتر می‌کند و همراه با آن مهر و علاقه‌ نیز بیشتر می‌شود.

منبع: نوعروس

آموزش افزایش شانس ازدواج برای دختران

ما می‌خواهیم در اینجا، در مورد این آداب رفتاری با شما صحبت کنیم. البته باید به دخترخانم‌ها یادآوری کرد که اجازه ندهند نگرانی از این مسئله، تمام زندگی‌شان را مختل کند. باید بین یک دخترخانم مجرد با مشکلات روحی و خُلقی و یک دخترخانم مجرد با روح و روان سالم، حتما دومی را انتخاب کنید و مراقب سلامت روح و جسم‌تان باشید.

ما می‌خواهیم در اینجا در مورد این آداب رفتاری با شما صحبت کنیم. البته باید به دخترخانم‌ها یادآوری کرد که اجازه ندهند نگرانی از این مسئله تمام زندگی‌شان را مختل کند. باید بین یک دختر خانم مجرد با مشکلات روحی و خُلقی و یک دخترخانم مجرد با روح و روان سالم حتما دومی را انتخاب کنید و مراقب سلامت روح و جسم‌تان باشید. در این صورت بدون شک دیر یا زود ازدواج خوبی خواهید داشت. فراموش نکنید کم نیستند افرادی که در سنین بالا ازدواج می‌کنند و ازدواج موفقی هم دارند.

به دنبال فرد ایده‌آل نباشید

بیشتر افراد، وقت زیادی را صرف می‌کنند تا بتوانند «فرد ایده‌آل» خود را پیدا کنند. اگر شما هم جزو این دسته هستید توصیه می‌کنیم از این ور و آن ور چرخیدن باز ایستید و درست با چشمانی باز پیش روی‌تان را نگاه کنید. مثلا به شخصی که همین حالا ارتباط نزدیکی با شما در زندگی دارد نگاه کنید. حال این فرد چه یک دوست باشد چه یک همکار یا هر کس دیگر، به کارهایی که برای دور کردن او از خودتان انجام می‌دهید دقیق تر شوید. انجام چنین کارهایی را متوقف کنید. اجازه دهید که در مسیری که هر دو دوست دارید بیفتید و همه چیز را در رابطه همانطور که هست قبول کنید.البته منظور ما این نیست که با هر شخصی که در حال رد شدن از مقابل تان است، طرح ازدواج بریزید اما یادتان باشد که هر چقدر که شما با دیگران درست برخورد کنید به همان اندازه نیز می‌توانید به شانس خود برای پیدا کردن فرد مورد علاقه تان نزدیک‌تر شوید.

گرفتار زنجیرهای زندگی نشوید

اگر کسی می‌خواهد به زندگی شما وارد شود به او اجازه انجام این کار را بدهید. حتی می‌توانید به او خوشامد هم بگویید. اصلا مهم نیست که او چه تیپ آدمی است. از برداشت اولیه ما از آدم‌ها ممکن است اشتباه باشد. زمان دادن به خودمان و دیگران اغلب شرایطی را فراهم می‌کند که بتوانیم بهترین تصمیم ممکن را بگیریم.

شخصیتی منحصر به فرد داشته‌ باشید

بیشتر مردان، به دنبال زنی خاص می‌گردند که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکوه و شکایت نیست یا با نق نق کردن، روزش را خراب نمی‌کند. مردها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می‌خواهند که آنها را در سراسر زندگی‌شان حمایت کند و در موقعیت‌های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند. از طرف دیگر زن ایده‌آل آنها شباهت زیادی با همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد. آنها اغلب زنی را ستایش می‌کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیان شان قرار می‌گیرد و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه‌شان آن را پرورش داده و این مسئله را به تصمیم‌گیری‌های‌شان راه می‌دهند.

زیبایی، همیشه مهم است

بله؛ درست است که زیبایی و وضعیت ظاهری نخستین موضوعی نیست که اغلب مردها به آن توجه می‌کنند، اما شک نداشته‌باشید که این موضوع، در انتخاب همسر آینده آنها بی‌تاثیر هم نیست. بیشتر مردها دوست دارند از این طریق، انتخاب‌شان را به رخ دیگران بکشند و یک افتخار کسب کنند. بنابراین می‌توان گفت ظرافت و زیبایی در رفتار هم می‌تواند تاثیر مثبتی روی انتخاب آنها بگذارد. گرچه معیارهای زیبایی از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما همیشه با نگه داشتن حد وسط، می‌توان از این که یکی از کاندیداهای ازدواج مردان مجرد اطراف‌تان هستید یا خیر مطمئن شوید.

یک زن امروزی باشید

نمی توان در این مورد یک قانون بی چون و چرا صادر کرد اما اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می‌گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند. مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت‌های اجتماعی‌شان را هم جدی بگیرند. این موضوع به آنها ثابت می‌کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است. جاه طلبی هم برای مردان دلیل دوست داشتن یک زن است؛ زنی که برای رسیدن به اهدافش تلاش می‌کند و به سادگی عقب نشینی نمی‌کند.

وسواس را کنار بگذارید

محافظه کاری‌ها و وسواس‌های بی‌مورد را کنار بگذارید، اگر خواستگارهایی دارید که حاضر نیستید حرف‌های‌شان را بشنوید یا اگر گاهی فامیل و دوستان‌تان کسی را برای ازدواج به شما معرفی می‌کنند اما شما اهمیتی نمی‌دهید، باید کمی در نگاه‌تان تجدید نظر کنید. شاید یکی از همین موارد بتواند همسر ایده‌آلی برای شما باشد. از آشنایی نترسید و چند هفته‌ای با خواستگارهای‌تان صحبت کنید و بعد تصمیم بگیرید، مشکلات کوچک آدم‌ها را بهانه نه گفتن نکنید. فراموش نکنید که هر کسی با هر شخصیتی هم که باشد، مشکلاتی دارد که می‌توان از آنها ایراد گرفت، مهم این است که به ویژگی‌های برجسته او نظر کنید،شما نمی‌توانید یک شخصیت بی‌عیب و نقص را به‌عنوان همسر‌تان انتخاب کنید چون اصلا چنین شخصیتی وجود ندارد، اما سعی کنید فردی را انتخاب کنید که بتوانید با مشکلاتش کنار بیایید و مدام به خاطرشان افسرده یا عصبانی نشوید.

به همه بگویید توقعی ندارید

از موانع مهم پیش روی ازدواج توقـعات بالا است و بسیاری از جوانان به دلیل مسائل مالی از تشکیل زندگی مشترک فراری هستند و بنابراین با کم کردن این توقعات و بیان این مسئله در موقعیت‌های مناسب می‌توانید زمینه ازدواج را ایجاد کنید. همچنین یکی از مواردی که می تواند مانع ازدواج باشد و آقا را از اقدام به خواستگاری منصرف کند موقعیت اقتصادی خوب خانواده خانم است یعنی آقا این جرات را ندارد که اقدام به ازدواج کند، شما به عنوان یک خانم می‌توانید سطح توقعات‌تان را پایین بیاورید و با بیان کردن این مسئله در جمع دوستان و بستگان که انتظارات من برای ازدواج بالا نیست به همه نشان دهید که در ذهن چه دارید تا خواستگار شما شجاعت تقاضا کردن را پیدا کند.

باید در درجه اول یک زن باشید

برخی از دختران، زن‌بودن خود را فراموش کرده‌اند؛ اینکه تحصیل کنند و سرکار بروند، چیز خوبی است اما متأسفانه برخی از دختران امروز، از آن‌طرف بام افتاده‌اند! بخشی از زن‌بودن زنان، در ارتباط با همسر و زندگی مشترک و نقش مادری شکوفا می‌شود و اینکه مورد حمایت و دوست‌داشته‌شدن همسر قرار بگیرند. دختران در ظاهر، این قضیه را کتمان می‌کنند. آنها با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیت‌های فراوان، همه درها برای برقراری ارتباط با خود را بسته‌اند، چرا که تمام زندگی‌شان را در کار خلاصه می‌کنند؛ آنها می‌خواهند به همه نشان دهند خودشان از پسِ خودشان برمی‌آیند و نیازی به ازدواج نمی‌بینند اما اگر در خلوت خود صادق باشند، این نیاز را درون خود احساس می‌کنند. فراموش نکنید مردها تمایل دارند با خانمی ازدواج کنند که در درجه اول یک زن است.

هدف را باور کنید

افتخار کنید به سن بلوغ و بزرگسالی رسیده‌اید و همچنین به خوبی می‌دانید نیازمند همسری هستید که ادامه زندگی خود را با او بگذرانید.باورکنید که جذب جنس مخالف شدن و زندگی با او یکی از طبیعی‌ترین کارها در سرتاسر دنیاست. پس اگر برای به‌دست آوردن چیزی، بیش از اندازه تلاش می‌کنید، بهتر است کاملا ریلکس با قضیه برخورد کنید؛ چراکه طبیعت آنچه را که لازم است، انجام می‌دهد و فقط کمی به کمک شما نیاز دارد.

با خود مهربان باشید

دختری ناامید، عصبی و پرخاشگر که طلبکار از دنیا و دیگران است، چگونه انتظار دارد که فرد مناسبی پیدا کند! دختری که هنوز با هم‌جنس خود نمی‌تواند درست ارتباط برقرار کند، چگونه انتظار دارد که دیگران به او خواستگار معرفی کنند! دختران باید روی شخصیت خود و به‌خصوص مهربانی با خود، کار کنند. برخی از دختران امروز به‌دلیل داشتن تحصیلات و شغل، بخشی از زنانگی خود ازجمله مهربان‌بودن را کم‌رنگ کرده‌اند، درصورتی‌ که یک مرد، حس محبت و مهربانی و حمایت همسر خود را می‌خواهد اما متأسفانه برخی دختران با تحصیل و شغل خود می‌خواهند که قدرت خود را به رخ فرد مقابل بکشند که در این‌صورت مردان فراری می‌شوند!

همان شخصی شوید که دوست دارید پیدا کنید

در خودتان همان صفاتی را که دوست دارید شریک‌تان داشته باشد، پرورش دهید و برای ارتقای آنها از هیچ تلاشی مضایقه نکنید؛ کلاس، آماده‌سازی، تراپی، رشد معنوی، رژیم، ورزش و… .خود را از مرزهایی که در سرتاسر خود کشیده‌اید، رها کنید. اگر برای مدت زمان بسیار زیادی است که با آدم‌های متفاوت قرار ملاقات می‌گذارید، اما به نتیجه دلخواه دست پیدا نمی‌کنید، به خودتان مدتی فرصت بدهید تا بتوانید راحت تر با مسائل برخورد کنید. اگر جزو افرادی هستید که بیشتر وقت خود را در خانه می‌گذرانند، بهتر است کمی به بیرون بروید و به موقعیت‌های جدید بیندیشید.

نکته مهم

زیاد در قید و بند قیافه افراد نباشید. اگر متوجه این موضوع باشید که قیافه خوب همیشه به معنی شخصیت خوب نیست، آن وقت مردان خوبی را دور و بر خود خواهید دید که لزوما هر کجا که می‌روند سرها به طرف آنها برنمی‌گردد.

منبع: خبر نو

خواستگارتان، فرزند چندم خانواده‌اش است؟!

روانشناسان می‌گویند ترتیب تولد خواستگار شما، می‌تواند رازهای شخصیت او و البته آینده زندگی مشترک‌تان را آشکار کند. گرچه محیط، خانواده، بی‌تاثیر نیست، اما برای شمایی که می‌خواهید شخصیت خواستگارتان را در کوتاه‌ترین زمان کشف کنید، دانستن آنها بد نیست.

در دنیای روانشناسی، هیچ قانون مطلق و همیشگی‌ای وجود ندارد. گرچه برخی از پژوهشگران می‌گویند به دلیل کفش خاصی که می‌پوشید، ویژگی‌های شخصیتی خاصی هم دارید، اما گاهی تیر آنها خطا می‌رود و شخصیت شما با کفش، مدل مو و حتی رنگ لباس‌تان جور درنمی‌آید. این بار هم می‌خواهیم شما را با برخی دیگر از اصول شخصیت‌شناسی، که از نظریه‌های مربوط به مدل لباس و شکل ابرو قدیمی‌تر هستند، آشنا کنیم. بسیاری از روانشناسان می‌گویند ترتیب تولد خواستگار شما، می‌تواند رازهای شخصیت او و البته آینده زندگی مشترک‌تان را آشکار کند. گرچه محیط، خانواده و سبک تربیتی در تغییر این قانون‌ها بی‌تاثیر نیست، اما برای شمایی که می‌خواهید شخصیت خواستگارتان را در کوتاه‌ترین زمان کشف کنید، دانستن آنها بد نیست. پس در ادامه این مطلب با ما باشید.

فرزندان اول چگونه همسرانی می‌شوند؟

ویژگی‌های شخصیتی: وظیفه‌شناس، مسئولیت‌پذیر، حمایتگر، رقابت‌جو، سلطه‌جو و جاه‌طلب

زندگی در کنار مرد وظیفه‌شناس و مسئولیت‌پذیری که نمی‌گذارد آب توی دل‌تان تکان بخورد، شما را در دنیای امنی وارد می‌کند و بار نگرانی از انجام کارها و آینده‌نگری را از روی دوش‌تان برمی‌دارد.

اگر با یک بچه اولی ازدواج کنید دیگر دلیلی ندارد خودتان به فکر هزینه‌های سفر سالانه باشید یا اینکه تاریخ بیمه‌نامه اتومبیل را در ذهن داشته باشید و خودتان دنبال کارهای اداری‌اش بروید. اما اگر می‌خواهید چنین احساس امنیتی را تجربه کنید، باید بدانید که در زندگی با یک بچه اول، هیچ وقت مهره اصلی تصمیم‌گیری نخواهید بود. این افراد عاشق سلطه‌گری هستند و چون به توانایی‌های خودشان ایمان دارند، دوست دارند مسئولیت تصمیم‌گیری‌ها را هم به‌عهده بگیرند. اما اگر شما یک فرد سلطه‌گر نباشید، زندگی در کنار چنین مردی برای‌تان دشوار نخواهد بود، چراکه او با جاه‌طلبی و قدرت مدیریتش، نگرانی‌ای را برای‌تان باقی نمی‌گذارد که بخواهید در موردش تصمیم بگیرید.

همسر ایده‌آل

بهترین گزینه برای ازدواج با بچه‌های اول، فرزندان دوم‌ خانواده هستند. فرزندان دوم آرام و زودجوش، به‌راحتی از خواسته‌های آنها تبعیت می‌کنند و از آنجا که به سلطه‌گری بچه‌های اول عادت دارند، وقتی با یک دستور بی‌چون و چرا از طرف او روبه‌رو می‌شوند، زیاد سخت نمی‌گیرند و نمی‌رنجند. اما این ازدواج تنها به نفع بچه‌های اول نیست، چون حمایت‌های همیشگی آنها می‌تواند به بچه دومی‌های حساس، دلگرمی بیشتری بدهد و زحمت آنها را برای روبه‌رو شدن با چالش‌های زندگی کمتر کند. چنین فردی می‌تواند زندگی خوبی را در کنار فرزندان دوم داشته باشد، اما ازدواج او با همتای خودش، یعنی با یک بچه اول دیگر، می‌تواند به یک جنگ هر روزه تبدیل شود.گرچه ممکن است آنها به‌دلیل توانایی‌های‌شان از نظر مالی یا کاری پیشرفت زیادی داشته باشند.

در زندگی دو بچه اول که هر دوی آنها معتقدند توان گرفتن تصمیم‌های مهم یا ایفای نقش راهنما را دارند، احتمال رسیدن به نظر مشترک یا کوتاه آمدن یکی از دو طرف چندان بالا نیست و به همین دلیل بیشتر از آنکه تصمیم‌ها پشت میز مذاکره گرفته شود، در میدان جنگ و قهر گرفته می‌شود.

فرزندان دوم چگونه همسرانی می‌شوند؟

ویژگی‌های شخصیتی: حرف گوش‌کن، آرام، سازگار، توانا در برقراری ارتباط، میانجی در بحث‌ها

فرزندان دوم معمولا در یک فضای سرشار از رقابت به دنیا می‌آیند. فرزند بزرگ‌تر که احساس می‌کند با آمدن این تازه‌وارد پایگاهش را از دست داده، تمام تلاشش را برای سلطه داشتن بر این عضو جدید به خرج می‌دهد تا قدرتش را حفظ کند. روانشناسان می‌گویند فرزندان دوم معمولا ویژگی‌هایی را در خود می‌پرورانند که دقیقا عکس فرزند بزرگ‌تر است. از طرف دیگر، گاهی مهر خود شیرینی به بچه دومی‌ها چسبانده می‌شود چراکه آنها بیشتر از دیگر فرزندان خانواده با بزرگ‌ترها وقت می‌گذرانند و خصوصیاتی را در خود ایجاد می‌کنند که رضایت بزرگ‌ترها را جلب می‌کند.

همسر ایده‌آل

بچه‌های دوم اغلب با هر کسی می‌توانند ازدواج کنند و خوشبخت شوند. خلق‌وخوی سازگار آنها باعث می‌شود که هم از پس حمایت بچه‌های آخر بر بیایند و هم با شنیدن زورگویی‌های بچه اولی‌ها زندگی را خیلی سخت نگیرند. از آنجایی که بچه‌های اول بیشتر خوددار و قانون‌محور هستند، زندگی با یک بچه دومی که حواسش به احساسات دیگران هست، می‌تواند برای آنها لذت‌بخش باشد.

تک فرزندان چگونه همسرانی می‌شوند؟

ویژگی‌های شخصیتی: جاه‌طلب، سلطه‌جو، خسیس، حسود، با اعتمادبه‌نفس، انحصارطلب

برای آنکه با یک تک فرزند زندگی موفقی داشته باشید، باید صبور و باگذشت بار آمده باشید. تک‌فرزندها نمی‌توانند ناامیدی و فشارهای روانی را تحمل کنند؛ اگر از مسئله‌ای برنجند، این حالت را تا مدت‌ها در خود نگه می‌دارند و آنچه گذشته را به‌راحتی فراموش نمی‌کنند. آنها فقط به برقراری روابطی علاقه‌مندند که دربرگیرنده منافع‌شان باشد و احساسات‌شان را جریحه‌دار نکند. البته همه شخصیت تک‌فرزندها به حساسیت و زودرنجی خلاصه نمی‌شود. آنها اغلب اعتماد به نفس بالایی دارند و از آنجا که در زندگی‌شان همه‌چیز و همه‌کس در خدمت آنها بوده، حس امنیت در آنها شکل گرفته است. از طرف دیگر، آنها در تمام زندگی‌شان زیر چتر حمایت دیگران بوده‌اند و به همین دلیل تحمل چالش‌ها یا پذیرش مسئولیت و دشواری‌هایی که با آن روبه‌رو می‌شوند را ندارند.

همسر ایده‌آل

تک‌فرزندها خصوصیاتی شبیه فرزندان اول دارند و به همین دلیل کسانی که توانایی کنار آمدن با یک بچه اولی را دارند، اغلب در زندگی مشترک با یک تک‌فرزند هم چالش خاصی را تجربه نمی‌کنند. بچه‌های دوم می‌توانند گزینه مناسبی برای ازدواج با آنها باشند، چراکه زودرنجی‌شان را درک می‌کنند و با پرتوقع بودن‌شان هم کنار می‌آیند.

فرزندان آخر چگونه همسرانی می‌شوند؟

ویژگی‌های شخصیتی: حرف گوش کن، بله قربان‌گو، در جست‌وجوی حمایت، خلاق، عاشق خودنمایی، متکی به دیگران

خلاقیت و جذابیت بچه‌های آخر، از دیگر فرزندان خانواده بیشتر است. آنها برای آن که خود را از سلطه فرزندان بزرگ‌تر بیرون بیاورند، گاهی به تجربه‌های تازه رو می‌آورند و گاهی هم با این خیال که دیگران به فکر همه چیز هستند، به امنیتی که دیگر اعضای خانواده به آنها هدیه می‌کنند، تکیه می‌کنند. آنها از نعمت استفاده از تجربه‌های دیگران برخوردار هستند و به همین دلیل زودتر از دیگر فرزندان خانواده، راه خود را پیدا می‌کنند.

همسر ایده‌آل

بچه‌های آخر به خدمت‌رسانی دیگران عادت دارند و از آنجا که بچه‌های اول هم، عاشق راه انداختن کار دیگران هستند، زندگی با یک بچه اول برای آنها جالب و آرام به نظر می‌رسد. از طرف دیگر، بچه‌های آخر عادت دارند در مقابل خواسته‌های دیگران تمکین کنند و به همین دلیل، بچه‌های اول از نظر آنها زورگو و غیرقابل تحمل به نظر نمی‌رسند اما گذشته از تمام حسن‌های بچه‌های آخر، برخی می‌گویند ازدواج دو ته‌تغاری با هم، می‌تواند نگران‌کننده باشد چرا که هر دوی آنها دوست دارند به دیگران کمک کنند اما در بیرون کشیدن گلیم‌شان از آب بدون حمایت دیگران، به مشکل جدی برمی‌خورند.

منبع: خرداد

وقتی خواستگار، بچه ننه از آب در می‌آید!

وابستگی شوهر به خانواده‌اش به خصوص مادر، یکی از مهمترین علت‌های مراجعه به مراکز روانشناسی و مشاوره است. اگر نمی‌خواهید در آینده با چنین مشکلی مواجه شوید، این قضیه را از همین حالا که دوران خواستگاری و یا نامزدی‌تان است جدی بگیرید. قبل از هر چیز باید از وابستگی او مطمئن شوید و سپس درباره ازدواج کردن یا نکردن تصمیم بگیرید. یکی از مسائلی که در زمان خواستگاری و نامزدی باید مورد توجه شما قرار بگیرد بررسی این سوال است که طرف مقابلتان تا چه حدی به خانواده‌اش به خصوص مادرش وابسته است؟ برای این که به این سوال پاسخ بدهید، لازم است حساب چند مقوله را که ممکن است با وابستگی مشتبه بشوند از هم جدا کنید:

۱- دلبسته یا وابسته؟
قبل از هر چیز، باید به تفاوتی که بین دلبستگی به خانواده از جمله مادر و وابستگی به آنها وجود دارد توجه کنید. همه ی آدم ها، حتی خود شما نسبت به پدر و مادر و خانواده‌تان، احساس دلبستگی دارید. اما تفاوتی که بین دلبستگی و وابستگی وجود دارد این است که برای مثال شما می‌توانید هم به پدر و مادرتان دلبسته باشید و هم کیلومترها دورتر از آنها به صورت مستقل خودتان را اداره کنید. اما اگر به آنها وابسته باشید، دور از آنها خیلی دوام نمی‌آورید، بدون آنها، احساس تهی بودن می‌کنید و احساس می‌کنید که به تنهایی نمی‌توانید از پس مشکلات بربیایید. فرق مهم دیگری که بین دلبستگی و وابستگی وجود دارد این است که عزت نفس دلبسته‌ها، طبیعی است ولی وابسته‌ها برای این که احساس ارزشمندی بکنند به تأییدهای خانواده‌شان نیاز دارند. ممکن است خواستگار و یا نامزد شما جزء کسانی باشد که به مادرش دلبسته است اما به او وابسته نیست.

۲- احترام یا وابستگی؟
ممکن است در طی آمد و رفت‌های خواستگاری و نامزدی، متوجه نکاتی در رفتار طرف مقابل‌تان بشوید مثلاً ببینید که برای صحبت کردن در جمع، مدام می‌گوید «با اجازه مادرم» و یا در دوران نامزدی متوجه بشوید که او از ایستادن در روی مادرش و جواب دادن به بعضی خواسته‌های نامعقول او اجتناب می‌کند. این رفتارها لزوماً به معنای وابستگی او نیستند و می‌توانند به دلیل احترام باشند. نکته ای که باید مد نظر داشته باشید این است که مردهایی که به خانواده‌شان احترام می‌گذارند در عین حال مستقل هستند و اگر از سوی خانواده‌شان مخالفتی ببینند به هم نمی‌ریزند. ولی مردهای وابسته توانایی تفکر مستقل و تصمیم‌گیری را ندارند و چون از این می‌ترسند که حمایت خانواده‌شان را از دست بدهند و به اصطلاح رها بشوند، بدون اجازه آنها حتی آب هم نمی‌خورند.

خواستگار وابسته را چگونه بشناسیم؟
فرق مهمی که بین دلبستگی و وابستگی وجود دارد این است که عزت نفس دلبسته‌ها، طبیعی است ولی وابسته‌ها برای این که احساس ارزشمندی بکنند، به تأییدهای خانواده‌شان نیاز دارند. با وجود ویژگی‌هایی که درباره مردهای وابسته گفتیم، اما واقعیت این است که تشخیص دادن وابستگی در یک فرد در طی چند جلسه خواستگاری و یا یکی دو ماه نامزدی به این سادگی‌ها ممکن نیست و در بسیاری از موارد دخترهایی که به تنهایی سعی می‌کنند این ویژگی را در طرف مقابلشان پیدا کنند موفقیت زیادی به دست نمی‌آورند. به همین دلیل، توصیه اکید این است که قبل از عقد و حتی نامزدی به مشاور ازدواج مراجعه کنید. مشاورین ازدواج با مهارت‌ها و آزمون‌هایشان تا حد زیادی می‌توانند در شناسایی ویژگی‌های مشکل‌ساز طرف مقابل موثر باشند.

با خواستگار وابسته ازدواج کنیم؟
هیچ مشاور و روانشناسی این تصمیم را برای شما نخواهد گرفت که با فلان کس ازدواج بکنید یا نکنید. تصمیم گیرنده نهایی، خود شما هستید. ولی اگر به مشاور مراجعه کردید و او بر اساس یافته‌هایش به شما به عنوان یک فرد مستقل گفت که خواستگارتان آدمی وابسته است و یا تحقیق کردید و فهمیدید که او به مادرش خیلی وابسته است، قبل از این که تصمیم آخر را بگیرید به چند نکته توجه کنید:

۱- واقع بین باشید. مردهایی که به مادرشان وابسته‌اند سه جورند:
مردهایی که مادرشان، مسئول تصمیم‌گیری برای زندگی آنها است.
مردهایی که مادرشان، مسئول تأمین عاطفی آنها است.
مردهایی که مادرشان، مسئول حل اختلافات آنها با همسرشان است.
ببینید آیا می‌توانید واقعاً با یکی از این مردها برای یک عمر زیر یک سقف زندگی کنید؟

۲- پیامدهای زندگی با یک شوهر وابسته را بسنجید. یکی از نتیجه‌های ازدواج با مرد وابسته به مادر، این است که شما همیشه در مقام دوم یعنی بعد از مادر شوهرتان قرار خواهد داشت. آیا تحمل این شرایط برای شما ممکن است؟ یک پیامد مهم دیگر وابستگی شوهر به مادرش این است که پای دخالت‌ها را به زندگی شما باز می‌کند. آیا شما از عهده ی مدیریت این دخالت‌ها بر می‌آیید؟ و سوال آخر این که تا کجا می‌توانید محدود شدن روابط اجتماعی که ناشی از چسبندگی شوهرتان به مادرش است را تحمل کنید؟

۳- تغییر دادن را فراموش کنید. شما در طی دو سه دهه‌ای که از عمرتان می‌گذرد، چند درصد توانسته‌اید خودتان را تغییر بدهید؟ به احتمال زیاد در مواردی موفق شده‌اید اما قدر مسلم صد در صد تغییر نکرده‌اید. پس با این وصف، چرا فکر می‌کنید می‌توانید بعد از ازدواج شوهرتان را تغییر بدهید؟ ممکن است بگویید در اطرافتان زنانی را دیده‌اید که سالها است دارند با شوهری وابسته زندگی می‌کنند و با مراجعه به مشاور و روانشناس توانسته‌اند شوهرشان را تغییر بدهند، اگر آنها توانسته‌اند چرا من نتوانم؟ در پاسخ به این سوال به دو نکته توجه کنید:

اول این که زندگی‌های زناشویی مثل انسان‌ها منحصربه فردند، یعنی هر زندگی‌ای ویژگی‌های خاص خودش را دارد و نکته دوم هم این که شرایط فعلی شما و آن خانم متفاوت است، شما هنوز مجرد محسوب می‌شوید ولی آن خانم، یک همسر و حتی شاید یک مادر باشد که اولاً قبل از ازدواج از وابستگی شوهرش خبر نداشته و دوماً به هم زدن زندگی متأهلی، بسیار پیچیده‌تر از به هم زدن یک خواستگاری و یا نامزدی است.

منبع: تبیان

چرا خواستگارها منصرف می شوند؟!

مسئله کیفیت در ازدواج اهمیت زیادی دارد

خیلی از دخترهای این زمانه، با این که خواستگارهای زیادی هم دارند، اما کارشان به ازدواج ختم نمی‌شود. از نظر آنها، برای این اتفاق، اغلب یک دلیل مهم وجود دارد و آن این که «خواستگارها، دیگر پیگیر نمی‌شوند و به این ترتیب، انصراف خودشان را اعلام می‌کنند». در این یادداشت، درباره علل این مسئله، صحبت می‌کنیم.

من ایده‌آل‌گرا نیستم!

«دختری بیست و هشت ساله هستم. به گفته دوستان و آشنایان، بَر و رویم خوب است. خانواده‌ای اصیل، خوش نام و با سطح اقتصادی متوسط دارم. تک دخترم. تحصیلات دانشگاهی دارم. یک دوره خیاطی، آشپزی و کمک‌های اولیه هم دیده‌ام؛ شاغلم؛ روابط اجتماعی خوب و درآمد مستقلی دارم. شش سال هم است که در باشگاه تنیس بازی می‌کنم. از هجده سالگی خواستگار داشته‌ام و همچنان هم دارم. با این که نسبت به ازدواج، سختگیر نیستم ولی هر خواستگاری که برایم می‌آید و با او صحبت می‌کنم، می‌رود و دیگر پشت سرش را هم نگاه نمی‌کند. در این سال‌ها، خیلی به علت این قضیه فکر کرده‌ام ولی همچنان نمی‌دانم دلیلش چیست».
این حکایت، حکایت خیلی از دخترهای جوان است که با وجود داشتن شرایط مناسب برای ازدواج و از آن مهمتر، نداشتن معیارهای عجیب و غریب، همچنان مجرد می‌مانند. اگر شما هم با این موضوع مواجه بوده باشید و یا کسی را در اطرافتان داشته باشید که با این موضوع روبرو باشد، این را هم می‌دانید که مهمترین چیزی که فکر این دختران را به خود مشغول می‌کند، چرایی آن است. واقعاً چرا این اتفاق می‌افتد؟

خواستگار، پَر!

این که گهگاه برایتان خواستگاری بیاید و بعد از صحبت‌های اولیه منصرف بشود، اتفاق مهم و غیر طبیعی‌ای نیست. چرا که همان طور که شما بعضی از خواستگارانتان را رد می‌کنید، آنها هم این حق را دارند. اما اگر به طور مکرر و پشت سر هم این اتفاق برایتان افتاده است، باید دلایل آن را پیدا کنید. در مورد دخترانی که مانند مورد مثالی بالا هستند یعنی شرایطشان خوب است و به دنبال یک ازدواج ایده‌آلی هم نیستند دو دلیل مهم می‌توانند مطرح باشند:

۱- واقعیتِ برتر بودن. مسئله کیفیت در ازدواج، اهمیت زیادی دارد. گروهی از دخترانی که با انصراف‌های مکرر و مداوم خواستگارهایشان مواجه می‌شوند، در واقع با عدم کیفیت لازم و کافی با خواستگارها روبرو هستند. یعنی بدون این که احساس برتری کنند و یا بخواهند برتریِ شان را به رخ بکشند، در واقعیت از خواستگارشان بالاترند، مثلاً در زمینه‌هایی مانند هوش، توانمندی‌های روانی، کلامی، اجتماعی، مدیریت خود و غیره. طبیعی است که خواستگارانی که خودشان را هم‌تراز این دختران نمی‌بینند، بعد از چند جلسه پا پس بکشند. چرا که آنها هم به دنبال کسی هستند که در سطح خودشان باشد و آنها بتوانند افکار، رفتارها و انتظاراتش را بفهمند.

۲- توهم برتر بودن. یک گروه دیگر از این دختران هم کسانی هستند که فکر می‌کنند از خواستگارهایشان بالاترند. این‌ها هر قدر هم که سعی می‌کنند با نشان دادن سخت‌گیر نبودن، اتهام خودبرتربینی را از خودشان دور کنند ولی چون فکرشان مدام به پایین تر بودن سطح خواستگارانشان مشغول است، نوعی دافعه در رفتارشان نشان می‌دهند که خواستگار بینوا را فراری می‌دهد. مثلاً با وجود داشتن ظاهری متوسط، خودشان را از خواستگارانشان سَر می‌دانند، یا فوق دیپلمشان را طوری برای خواستگار دیپلمه‌شان چماق می‌کنند که انگار مدرک دکتری دارند.

دو راهکار:
برای این که از فشار این وضعیت خلاص بشوید، لازم است دو کار را بکنید:

۱- دلیل را پیدا کنید. اگر خواستگار را کسی معرفی کرده که با شما فامیل و یا آشنا است، احتمالاً مدتی بعد از انصراف خواستگارتان، جسته و گریخته و شاید هم رُک و پوست‌کنده، دلایل این اتفاق را به شما منتقل کند. اگر این طور شد، احساسی برخورد نکنید. به حرف‌های او گوش کنید و به آن فکر کنید. اگر در خلوت تنهایی‌تان به این نتیجه رسیدید که آن دلایل، درست و واقعی هستند، خودتان را تغییر بدهید و اگر آنها را نادرست دیدید، به دنبال دلایل دیگری باشید. این را هم بگویم که اگر حرف‌هایی که از این و آن راجع به دلایل انصراف خواستگارانتان (یعنی بیش از یکی دو خواستگار) می‌شنوید یکی هستند، لازم است حتماً به آنها فکر کنید. خودکاوی را فراموش نکنید. برای پیدا کردن دلیل و همینطور تغییر دادن خودتان، می‌توانید از روانشناس هم کمک بگیرید.

۲- تکلیف‌تان را با خودتان روشن کنید. اگر خودتان را بررسی کردید، حرف‌های دیگران را شنیدید و با روانشناس صحبت کردید و به این نتیجه رسیدید که واقعاً ویژگی‌های استثنایی دارید مثلاً بسیار باهوش هستید، خودتان را بپذیرید. این را هم بپذیرید که کسانی برای ازدواج با شما تمایل نشان خواهند داد که همترازتان باشند. شاید بهتر باشد معرف‌های جدیدی برای خواستگاری پیدا کنید، معرف‌هایی که شما و برتری‌های واقعی‌تان را بهتر می‌شناسند و خواستگاران مناسب‌تری به شما معرفی می‌کنند. یک کار دیگر هم که می‌توانید بکنید این است که هر خواستگاری را بدون تحقیق اولیه در مورد تناسبش با خودتان نپذیرید تا بعد‌ها کمتر آزرده خاطر بشوید. اما اگر دیدید حرف خواستگاران قبلی، یکی است مثلاً به گوشتان می‌رسد که گفته‌اند «این خانم، توقعات زیادی دارد» و با خودکاوی و صحبت با روانشناس هم متوجه شدید که یک جورهایی در دام توهم خودبرتربینی گرفتار شده‌اید، روی واقعیت‌های خود و زندگی‌تان کار کنید و به استقبال تغییر بروید.

منبع: تبیان

با خواستگار وابسته به خانواده چه کنیم؟

وابستگی به خانواده، زمانی یک معضل است که همسر، ثبات فکری و شخصیتی نداشته باشد‎…

تصور کنید در جلسه خواستگاری نشسته‌اید و فرد مقابل به سوال‌های شما این گونه پاسخ می‌دهد که: نظر مادرم این گونه است! پدرم چنین روشی دارد! باید با مادرم مشورت کنم! باید نظر خواهرم را جویا شوم!

قطعا شما ناراحت می‌شوید چرا که بی‌شک انتظار داشته‌اید کسی که در جلسه خواستگاری در مقابلتان می‌نشیند در پاسخ به سوال‌های شما بگوید:”هر چه شما بگویید، هر چه نظر شماست، هر طور که شما دوست دارید”. واقعیت این است که برخی مواقع این پاسخ‌ها شکلی دیگری به خود می‌گیرد؛ “هر چه خانواده‌ام بگویند، هر چه آنها صلاح بدانند، خانواده‌ام تصمیم نهایی را می‌گیرند و …” و با این جملات معمولا خواستگاری به ازدواج ختم نمی‌شود! چرا که شما خواهید دانست فردی که در مقابلتان نشسته، بسیار وابسته به خانواده‌اش است و شاید نتواند مستقل باشد و بدون کمک خانواده برای زندگی خودش تصمیم بگیرد!

آیا وابستگی یک معضل است؟

وابستگی، به خودی خود بد نیست چرا که حد معمول آن، نشانه‌ای از انسانیت است. شما از محبت و عاطفه به خانواده خود وابسته می‌شوید، اما اگر تازه عروس هستید و به جای لذت بردن از دوران شیرین ابتدای زندگی با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنید کمی مراقب رفتار خود با همسرتان باشید. اگر همسرتان در هر کار و تصمیمی به دهان پدر و مادرش نگاه می‌کند و از خود اختیار خاصی را نشان نمی‌دهد، اگر استقلال فکری برای وی بی مفهوم است، بدانید حس وابستگی او به یک اختلال تبدیل شده است و باید روشی نوین را در ارتباط خود با وی برگزینید.
به طور کلی وابستگی، زمانی تبدیل به یک معضل در زندگی زناشویی می‌شود که همسر شما نتواند ثبات فکری و شخصیتی داشته باشد و مدام بخواهد نظرات خانواده‌اش را بر نظرات شخصی و شما مقدم کند! در این صورت است که معضل وابستگی؛ زندگی مشترک را به چالش کشیده و باعث می‌شود مشاجره و دعوا پیش بیاید و باز چون طرف مقابل مدام منتظر نظرات خانواده‌اش است، احتمال این که بر طبق میل آنها پاسخگویی یا رفتار کند وجود دارد و این نحوه برخورد؛ آفت زندگی مشترک است!

وابستگی؛ مشاوره یا نظرخواهی

بی‌شک اگر شما به فردی که بسیار به خانواده‌اش وابسته است، بگویید که متوجه میزان عدم استقلال و وابستگی‌اش شده‌اید، به شما پاسخ خواهد داد که قصدش صرفا مشورت، یا نظرخواهی است!
برخی افراد انقدر غرق در وابستگی‌های خانوادگی خود هستند که هر مساله‌ای را به خانواده خود بیان می‌کنند و حریمی برای زندگی زناشویی خود نگه نمی‌دارند و در مقابل اعتراض‌های شما، وابسته‌تر عمل خواهند کرد! حتی ممکن است در پاسخ به اعتراض شما بگوید اهل مشورت و نظرخواهی است. اما مراقب باشید افراد مشورت‌طلب در نهایت، خود به تصمیم و نتیجه می‌رسند اما اطاعت بی‌چون و چرای چنین افرادی حتی در خصوصی‌ترین مسائل، مثل مسائل زناشویی و زمان بچه‌دارشدن، نمی‌تواند از مشورت گرفتن آب بخورد. دخالت‌های بی جا و حق به جانب برخی والدین مخصوصا مادر، دال بر این موضوع است. قطعا در جلسه خواستگاری، هر سوالی که پدرتان از آقای داماد پرسیده توسط مادر یا پدر او پاسخ داده شده است و این یعنی وابستگی شدید به خانواده در حد سپردن همه چیز زندگی خود به آنها.
عوامل موثر در وابسته شدن فرد به خانواده را می‌توان چنین دسته بندی کرد:

*مسائل روحی و روانی

معمولا افرادی که به خانواده وابستگی بیش از حد دارند، از عدم اعتماد به نفس رنج می‌برند.شاید در کودکی به آنها مسئولیت داده نشده باشد تا آنها با اعتماد به نفس کافی رشد کنند. شاید به او میدان برای بروز و ظهور خلاقیت‌های درونی اش داده نشده باشد و چه بسا در جمع تحقیر شده و هیچگونه شخصیت سازی و تشویقی در مقابل دیگران برای تکمیل شخصیت او توسط والدین صورت نگرفته باشد!
به هر حال باید ریشه وابستگی در این افراد را در نداشتن اعتماد به نفس جستجو کرد.
دو پارامتر اساسی در شکل گیری شخصیت هر فرد عزت نفس و اعتماد به نفس است که پدر و مادر از کودکی به فرزند خود هدیه می‌دهند و اگر از آن دریغ کنند فرزندی همیشه ترسان در امر تصمیم گیری خواهند داشت.

*مسائل مالی

دلیل دیگر، به مسائل مالی برمی‌گردد. متاسفانه مادرانی هستند که به پسران خود، به چشم کیف پول و بانک نگاه می‌کنند و از ترس از دست دادن این موقعیت، یا مانع از ازدواج او می‌شوند و یا او را به حدی وابسته به خود نگه می‌دارند که تبعات آن در ازدواج پسر بروز می‌یابد.

*مسائل ذهنی و درونی

گاهی بعد از ازدواج، ضمیر ناخودآگاه آقا، اعلان حضور می‌کند و وابستگی خود را بروز می‌دهد. یکی از دلایلش می‌تواند این باشد که او تا زمان مجردی از رفتار پدر خود الگوبرداری یا همانندسازی می‌کرده و خود را مردی کاملا مقتدر می‌دانسته اما به محض جدا شدن از خانواده، دریافته فردی کاملا وابسته بوده و خود را پشت نقابی از شخصیت پدر، مخفی کرده است.
منصفانه نیست این روابط و ایجاد وابستگی‌ها را فقط منوط به مادران و پسران بدانیم. به هر حال دختران هم نقشی در این وابستگی از طرف مادر دارند اما به شدت پسرها نیست چرا که یک زن بیشتر می‌تواند به پسر خود تکیه کرده و یک پسر پشتیبان بهتری برای مادر است. بنابراین از دید مادر سرمایه‌گذاری روی پسر بیشتر جواب می‌دهد.

شیوه برخورد با خواستگار وابسته به خانواده

اگر فردی که به خواستگاری‌تان آمده، در دل شما جای گرفته ولی دچار وابستگی به خانواده‌اش است، بهتر است نکاتی را در برخورد با وی لحاظ کنید.
به او به چشم یک معتاد فکری نگاه کنید و به هنگام بروز اختلاف نظر از مشاجره بپرهیزید.
توجه داشته باشید که هر نوع عصبانیت یا قهر از طرف شما او را بیشتر به سمت مادر و خانواده‌اش سوق می‌دهد و وابستگی‌اش را بیشتر می‌کند! سعی کنید با محبت و مهربانی، بستری برای رشد و پرورش قوه منطق و عقلانیت او مهیا کنید. به طور غیرمستقیم و با هماهنگی افرادی که در این حوزه متخصص هستند او را به مطالعه کتاب یا دیدن فیلم‌هایی با این مضمون تشویق کنید تا خود را در یکی از این شخصیت‌های فیلمی یا رمّانی که فردی وابسته است ببیند و کمی به خود بیاید.
او را درک کنید و مدام او را با این تیتر که تو یک فرد وابسته هستی، تو نمی‌توانی مستقل باشی و … خطاب نکنید. البته توصیه می‌کنیم که حتما از یک مشاور برای حل مشکلات احتمالی زندگی خود کمک بگیرید.

منبع: تبیان

کجای دنیا دختر به خواستگاری پسر می‌رود؟!

خواستگاری دختر از پسر، موضوعی است که همه ما هرازگاهی شنیده‌ایم یا در جایی مطلبی از آن خوانده‌ایم. موضوعی که حتی شنیدنش هم دهان‌مان را باز نگه می‌دارد.

در اکثر جاهای دنیا، عرف است که مردها با کمال احترام و تشریفات ویژه، به خدمت خانواده دختر برسند و از او خواستگاری کنند اما ما گفتیم اکثر کشورها، نه همه جای دنیا، چرا که جاهایی دورتر از محل زندگی‌مان هستند که هیچ پسری به خواستگاری دختر نمی‌رود بلکه آنها در خانه می‌مانند تا دختری آنها را برای همسری برگزیند. در اینجا، فرهنگ‌های عجیب برخی مناطق در جهان که در آنجا خانم‌ها به خواستگاری آقایون می‌روند را بخوانید.

مراکش
شنا، برخلاف جریان

مراکش یا مغرب، کشوری است در شمال غربی آفریقا و مسلمان که درصد بیشتری از جمعیت کشور را زنان تشکیل می‌دهند. زنان مراکشی، بسیار صبور و پرکارند و تقریبا می‌توان گفت لحظه‌ای استراحت نمی‌کنند و به دنبال رفع و رجوع کارها و مشکلات خانواده‌اند اما زنان آن، ویژگی دیگری هم دارند و آن این که خودشان، مرد آینده خود را انتخاب می‌کنند و به خواستگاری او می‌روند. تحلیلگران به تازگی اعلام کردند که تعداد خواستگاری دختران مراکشی در چند سال اخیر، افزایش چشمگیری داشته است تا جایی که آنها به دنبال دلایل این افزایش هستند. خانم‌ها در مراکش، از چند سال پیش با شکستن سنت‌ها، خودشان پیشقدم شده و به خواستگاری پسرها می‌روند.

دخترها در مراکش، با رسیدن به خدمت مادر پسر مورد نظرشان، از ویژگی‌های خود اعم از خانه‌داری، دستپخت و مهارت‌های زندگی‌شان تعریف می‌کنند و مادران با مشورت پسران‌‌شان، نتیجه‌گیری می‌کنند که آیا این دختر، گزینه مناسبی برای انتخاب آنها هست یا خیر. در تحقیقاتی که در چند سال اخیر در مراکش صورت گرفته، مردها استقبال خوبی از خواستگاری دخترها داشته‌اند چرا که دست آنها برای انتخاب، بازتر است. زن‌ها در مراکش، بر این باورند که درخواست ازدواج آنها از مردها، به هیچ وجه مایه سرافکندگی آنها نیست. آنها می‌گویند که اسلام، دین برابری است و زن و مرد در همه چیز برابرند بنابراین آنها هم حق دارند که فرد مورد علاقه خود را انتخاب و به او درخواست ازدواج بدهند. آنها می‌گویند هیچ وقت سنت‌ها نباید دست و پای ما را ببندد. در مراکش تنها مردانی که از ظاهر و وضعیت مالی خوبی برخوردار هستند، از درخواست ازدواج خانم‌ها عصبانی می‌شوند.

گینـه
من تو را انتخاب می‌کنم

جمهوری گینه بیسائو، کشوری در آفریقا که زمانی الگوی آفریقا برای توسعه بود، در زمره فقیرترین کشورهای جهان قرار دارد. در این قسمت از دنیا هم، این دختران هستند که همسر آینده خود را انتخاب می‌کنند. آنها پیشنهاد خود را کاملا علنی با آوردن یک ظرف ماهی سرخ شده با روغن مخصوص و سس خوش‌طعم قرمز رنگی تزئین و با هماهنگی قبلی با مادر پسر به خدمت پسر مورد نظر می‌رسند. در ضمن، اینجا منطقه‌ای است که مردها در قبال این درخواست، هیچ قدرتی برای «نه» گفتن ندارند و بعد از مشورت با مادر خود، درخواست دختر را قبول می‌کنند. یعنی آنها روز بعد برای گرفتن جواب خود با دسته گلی سفید نزد داماد رفته و بعد از گرفتن جواب، دسته گل را به او تقدیم می‌کنند.

از آنجایی که گینه بیسائو، کشوری بسیار فقیر است و اکثر دختران حتی توان تهیه و پخت آن ماهی مخصوص و مرسوم را ندارند، با یک شاخه گل سفید به خواستگاری پسر مربوطه می‌روند. در این شرایط حتی مردهایی که شرایط و آمادگی لازم برای تشکیل خانواده را ندارند هم با توافقی بلندمدت بعد از پیدا کردن کار و تهیه ملزومات لازم زندگی، با دختر وارد زندگی مشترک می‌شوند. طبق تحقیقات انجام شده در این منطقه، ۷۵درصد مردان و زنان از این سبک ازدواج و زندگی رضایت دارند.

اوکراین
«لویو» شهر خواستگاری از مردان

بسیاری از شهرهای جهان، دارای جمعیت متعادلی از زنان و مردان هستند اما شهری در جهان وجود دارد که طبق آخرین سرشماری، ۸۵ درصد جمعیت آن را زنان تشکیل می‌دهند. شهر لویو، در غرب کشور اوکراین قرار داشته و طبق آخرین سرشماری صورت گرفته در این کشور، ۸۵ درصد جمعیت این شهر تاریخی را زنان تشکیل می‌دهند. کارشناسان جمعیت‌شناسی اوکراین، علت وقوع چنین موضوعی در «لویو» اوکراین را عدم تمایل خانواده‌های این شهر به داشتن فرزندان پسر عنوان کرده‌اند که در گذر زمان، باعث بروز چنین مشکلی در این شهر که همان نابرابری تعداد زنان و مردان در این شهر است، شده است و همین نابرابری، باعث شده تا دختران به خواستگاری پسران بروند.
اختلاف زیاد بین جمعیت زنان و مردان در این شهر در سال‌های متمادی دلیلی شده تا دختران، منتظر انتخاب شدن نباشند و خودشان دست به کار شوند. رسم و رسومات در این کشور به سادگی معروف است و به همین دلیل، بدون دردسر، پیشنهاد خود را صریح در مقابل کسی که به او علاقه دارند می‌گویند. این شیوه ازدواج، درست مثل شیوه خواستگاری کردن مردها از زن‌ها، عادی و مرسوم است.

چیـن
زنان مقتدر موسوا

در قبیله‌ای عجیب در چین به نام موسوا، زنان و دختران، حاکمان اصلی محسوب می‌شوند و روسای قبیله، تنها از میان زنان انتخاب می‌شوند. اتفاق عجیب‌تر میان مردم این قبیله این است که زنان، با یکدیگر کم حرف می‌زنند. این قبیله، هزاران سال است که در صلح و صفا در ساحل دریاچه لوگو در جنوب چین زندگی می‌کنند ولی زنانش کمتر با هم صحبت می‌کنند و صحبتی از پدر و پسر در این قبیله وجود ندارد.

در این قبیله، زنان انتخاب می‌کنند که با کدام مرد ازدواج کنند و در حقیقت، ازدواج رسمی ندارند. دختران این منطقه، حرف اول و آخر را برای ازدواج و انتخاب همسر خود می‌زنند و مردان پس از ازدواج، در خانه زنان زندگی می‌کنند. در این قبیله، حرف اول را زنان می‌زنند و هنگام مراسم ازدواج، همه شروط و انتخاب و تصمیم‌گیری‌ها، توسط زنان اتخاذ می‌شود.

شیکاگو

در شیکاگو هم چند سالی است که دخترها، گوی سبقت را در خواستگاری کردن از پسران ربوده‌اند. دختران این شهر از ایالات‌متحده هم، بر این باورند که ما هیچ اعتقادی به این که حتما باید پسر از ما درخواست ازدواج کند، نداریم. دوست داشتن فرد مورد نظر و شغل مرد، برای دخترهای این شهر بیش از هر چیز اهمیت دارد تا آنجا که آنها بعد از شناخت طولانی‌مدت پسر مورد نظرشان، تحقیقات گسترده‌ای درباره شغل و پیشینه کاری او انجام می‌دهند و بعد از تصمیم برای خواستگاری، با حلقه‌ای نقره‌ای‌رنگ و ساده، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهند. در این درخواست، هرگاه پسر مورد نظر، تمایلی به پذیرفتن درخواست ازدواج نداشته باشد، حلقه را رد کرده و روز بعد با گل سرخی برای دلجویی به دیدن خواستگار خود می‌رود. این روش ازدواج، چند سالی است که رواج بسیاری بین پسران و دختران ایالات‌متحده پیدا کرده و هنوز هم تعداد خواستگاران دختر، بیشتر از خواستگاران پسر است.

اسکاتلند
خواستگاری در سال کبیسه

سال کبیسه، سالی است که ما ایرانی‌ها هر ۴ سال یک‌بار، مهمان آن هستیم اما همین سال کبیسه برای کشوری چون اسکاتلند، بسیار ویژه است که در قرن یازدهم، ملکه مارگارت به دخترها اجازه داد که در صورت تمایل‌شان، از پسر مورد نظرشان، درخواست ازدواج کنند. ملکه مارگارت این رسم را در تاریخ ۲۹ فوریه یک سال کبیسه رواج داد. بر اساس همین روایت و تاریخ، دخترها هر ۴ سال یک‌بار به خواستگاری پسر مورد علاقه‌شان می‌روند. البته چندی بعد، رسم شد که اگر آن پسر، پیشنهاد دختر را قبول نکند، مجبور است که در عوض، یک دست پیراهن و یک جفت دستکش بچگانه برای دختر بخرد تا کینه را از دل او پاک کند!

دخترها می‌توانستند از نظر قانونی بعد از رسیدن به ۱۲ سالگی و پسرها بعد از رسیدن به ۱۴سالگی ازدواج کنند، گرچه ازدواج در آن سنین به ندرت انجام می‌شد ولی بعد از شروع سال ۱۹۲۹،‌ سن قانونی ازدواج به ۱۶ سالگی افزایش پیدا کرد. در کشور اسکاتلند، رضایت و اجازه والدین به هیچ وجه لازم و ضروری محسوب نمی‌شود. در نتیجه اگر در کشوری دختر و پسری قبل از رسیدن به ۱۸ سالگی قادر به گرفتن رضایت و اجازه پدر و مادرشان نمی‌شدند، به کشور اسکاتلند می‌رفتند تا در آنجا به عقد یکدیگر درآیند.

منبع: مجله زندگی ایده‌آل

همه کارهایی که در قرار اول نباید انجام دهید

احتمالا نخستین موضوعی که قبل از روبه‌رو شدن با خواستگار جدید‌تان به آن فکر می‌کنید، پوشیدن یک لباس مناسب است و در لحظه‌ای که در کنارش پشت میز نشسته‌اید هم تمام هوش و حواستان به ظاهر و نحوه انتخاب جملات است…

احتمالا نخستین موضوعی که قبل از روبه‌رو شدن با خواستگار جدید‌تان به آن فکر می‌کنید، پوشیدن یک لباس مناسب است و در لحظه‌ای که در کنارش پشت میز نشسته‌اید هم تمام هوش و حواستان به ظاهر و نحوه انتخاب جملات است، اما دست نگه‌دارید.
برای آنکه از این قرار‌های اول، سربلند بیرون بیایید، نیاز به شناختن گروهی از «نبایدها» دارید؛ کارهایی که نباید انجام دهید و حرف‌هایی که نباید بزنید. قرار نیست تا ابد در مقابل کسی که قرار است شریک زندگی‌تان باشد، خود را شخص دیگری نشان دهید اما باید بدانید که بعضی حرف‌ها، خاطرات و کارها با قرار‌های اول جور در نمی‌آیند و باید از هر طریقی که شده، پنهان‌شان کنید و تا روز مبادا آنها را در دلتان نگه‌دارید.

سعی کنید پینگ پنگ بازی کنید

همه ما دوست داریم از خودمان حرف بزنیم. انگار تنها موضوع جالبی که در دنیا وجود دارد، عادات، خواسته‌ها و انتظارات خودمان است. اما این همان دامی است که ممکن است در نخستین برخوردهایی که با خواستگار‌تان دارید، در آن بیفتید. به‌جای اینکه بی‌وقفه خودتان را شرح دهید و با بیان کردن علایق و انتظارات‌تان بخواهید او را با خود هم​مسیر کنید، بگذارید او حرف بزند و هر آنچه در ذهن دارید را از کسی که قرار است همسر آینده‌تان باشد، بپرسید.
وقتی شما بی‌وقفه درباره خودتان حرف می‌زنید، نگاهی منفی نسبت به‌خودتان در ذهن خواستگار‌تان ایجاد می‌کنید. احتمالا در این شرایط، بعد از قرار او از پشت میز بلند می‌شود و در دلش می‌گوید که این نخستین و آخرین قرارش با شما خواهد بود اما شما که حسابی خودتان را ابراز کرده‌اید، از نتیجه این گفت‌وگوی یکطرفه راضی هستید و فکر می‌کنید همه چیز خوب پیش رفته است اما واقعیت این است که ارتباط، یعنی بیان کردن خود و فهمیدن دیگران. پس در جلسات اول گفت‌وگو مثل یک بازی پینگ‌پنگ پیش بروید و همان‌قدر از خودتان بگویید که از او حرف می‌شنوید.

از قبلی ها حرف نزنید

شاید روزی مجبور شوید درباره خواستگارهای قبلی‌تان هم حرف بزنید. اما بهتر است تا زمان آن نرسیده، چیزی نگویید. در قرارهای اول با خواستگار جدید‌تان، هرگز پای قبلی‌ها را به میان نکشید. شاید بخواهید از بدی‌های آنها بگویید و به اینجا برسید که چقدر از یک فرصت تازه خوشحال هستید اما این موضوع هم نمی‌تواند کمکی به شما بکند. همان​طور که گفتیم، هر جمله‌ای که بوی «خواستگار قبلی» از آن بیاید را نباید به زبان بیاورید. مهم نیست که رابطه احساسی‌ای میان شما و شخص دیگری بوده یا نه، مهم این است که قرار اول جای این حرف‌ها نیست. اگر شما و خواستگار‌تان احساس کردید که می‌توانید به یک آینده مشترک فکر کنید و به همین دلیل قرارهای بعدی را تنظیم کردید، ماجرا فرق می‌کند. اگر در روزهای بعد در مورد ارتباطات گذشته‌تان از شما پرسید، می‌توانید بگویید «آن آشنایی، درس بزرگی برای من بود و حالا من و خواستگار قبلی‌ام، دیگر به آن روزها فکر نمی‌کنیم و هرکدام‌مان، تنها به فکر آینده خود هستیم.»

فقط لحظه اول مهم نیست

بیشتر ما وقتی به ازدواج فکر می‌کنیم، معمولا تصور غلطی در ذهنمان چرخ می‌زند. ما فکر می‌کنیم که مرد رؤیاهایمان کسی است که در همان لحظه اول به دلمان می‌نشیند، حال و هوای‌مان را عوض می‌کند و در یک لحظه تمام ناامیدی‌مان از پیدا کردن چنین مردی را به امید بدل می‌کند. شاید شما هم فکر می‌کنید میان شما و مرد زندگی‌تان در همان لحظه اول باید یک جرقه عاطفی زده شود و چنین کششی به قرار‌های بعدی و در نهایت ازدواج منجر شود اما اشتباه می‌کنید. شما برای خوشبختی به شاهزاده رؤیاها نیازی ندارید و قرار نیست یک عمر با یک نگاه اسرارآمیز عاشقانه زندگی کنید. بلکه قرار است کنار مرد محکم و مستقلی زندگی کنید که می‌تواند در سخت‌ترین روزها هم در کنار شما باشد، درکتان کند و پابه‌پای‌تان پیش برود.

رخت‌چرک‌ها را دور بیندازید

همه ما در زندگی‌مان رخت‌چرک‌هایی داریم. منظورمان همان اشتباه‌ها، خاطرات آزار‌دهنده و لحظه‌هایی است که ترجیح می‌دادیم هیچ وقت اتفاق نمی​افتادند. خب، ما انتظار نداریم که در زندگی شما چنین مسائلی پیش نیامده باشد، فقط می‌گوییم حالا که وقت ازدواج‌تان رسیده، باید رخت‌چرک‌هایتان را پشت در بگذارید و به‌جای فکر کردن و عذاب کشیدن، برای فراموش کردن روزهای گذشته انرژی بگذارید. همسر آینده‌تان را شریک این خاطرات نکنید و اگر به دلیل برخی اتفاقات گذشته هنوز متاثر هستید و عذاب می‌کشید، این عذاب را وارد زندگی‌تان نکنید. دوره نامزدی فرصت خوبی است تا بتوانید از آنچه پیش از این در زندگی‌تان بوده، عبور کنید و با یک شروع تازه، برای یک زندگی موفق آماده شوید. زندگی‌ای که قرار نیست این بار رخت‌چرک دیگری برای آینده شما شود.

منبع: دنیای زنان؛ شماره۷۰

در تحقیقات ازدواج از کی چی بپرسیم؟

تحقیق را نه فقط خانواده دختر از پسر بلکه خانواده پسر هم از دختر باید انجام دهند…

تحقیق پیش از ازدواج، تقریبا به شکل یک رسم درآمده است که امر بسیار پسندیده‌ای است البته گاهی درست انجام نمی‌شود؛ به طور مثال وقتی برادر یا پدر دختر، با قرار قبلی به محل کار داماد سر می‌زنند و می‌پرسند: «او چطور آدمی است؟»، طبیعی است که جوابی نمی‌شنوند جز آن که «خوب است!». البته تحقیق را نه فقط خانواده دختر از پسر، بلکه خانواده پسر هم از دختر باید انجام دهند. تحقیقی که سرنوشت یک عمر زندگی را رقم می‌زند و باید جامع و کامل باشد و بیشترین شناخت را از همسر آینده به دست بدهد.

در هیچ شرایطی نباید از تحقیق غافل شد.

در هر شرایطی تحقیق برای ازدواج، کاملا لازم و ضروری است و نباید برای چنین امر مهمی فقط به ظاهرفرد یا ویژگی‌های خانوادگی او اکتفا کرد چراکه امروزه با پیچیده شدن روابط، تغییر الگوهای آشنایی و ازدواج و حتی بالا رفتن مشکلاتی مانند اعتیاد یا بیماری‌های عصبی باید در امر ازدواج تحقیق بیشتری کرد. در واقع همان قدر که احتمال ازدواج ناموفق بالا رفته، ضرورت تحقیق و دقت و شناخت هم بیشتر شده است. تحقیق کردن با آشنا بودن با خانواده طرف مقابل هیچ منافاتی ندارد. این که یکی از خانواده‌ها فکر می‌کند چون خانواده طرف مقابل را می‌شناسد پس به تحقیق نیازی نیست یک اشتباه بسیار بزرگ است که ممکن است باعث مشکلات زیادی در زندگی فرزندشان شود. همچنین توصیه می‌شود که تحقیقات از خواستگار باید بسیار سختگیرانه باشد تا نتیجه آن شناخت واقعی طرف مقابل باشد.

دو بار باید تحقیق کنید

در ازدواج، دو نوع تحقیق وجود دارد؛ تحقیق اولیه و تحقیق اصلی. تحقیق اولیه مختصر است که بدون آن نباید به طرف مقابل حتی اجازه ورود به خانه برای خواستگاری کردن بدهیم یا به خواستگاری‌اش برویم. این تحقیق قبل از خواستگاری انجام می‌شود و در آن مسئله همتایی خانواده‌ها از نظر اجتماعی، فرهنگی و دینی مد نظر قرار می‌گیرد. سؤالات اولیه درباره سن، تحصیلات، خدمت نظام وظیفه (درباره آقایان)، شهر محل زندگی و… در همان تماس تلفنی برای قرار خواستگاری پرسیده می‌شود، اما تحقیق اصلی پس از خواستگاری و جلسات گفت وگوی پسر و دختر و با هدف رفع ابهامات انجام می‌شود در زمانی که هر دو طرف تا حدودی شرایط یکدیگر را پسندیده اند.

ویژگی‌هایی که با تحقیق آشکار می‌شود

این که چه چیزهایی را درباره خواستگار باید بدانید، نکته مهمی است که خیلی‌ها ساده از کنار آن می‌گذرند با این توجیه که شناخت کامل زیر یک سقف به دست می‌آید، اما واقعیت این است که بخش مهمی از شناخت با همین پرس و جوها حاصل می‌شود. شما درباره این ویژگی‌ها باید از اطرافیان عروس خانم یا آقا داماد پرس و جو کنید:

الف) خانواده،

ب) اعتقادات دینی،

ج) رفتار فردی و اجتماعی،

د)دوستان،

و) مسئولیت پذیری و رعایت حقوق دیگران،

ز) توانایی‌های او.

سوالات‌تان حول و حوش این موضوعات باشد. همچنین مطالعات، نشان می‌دهد که بعضی سوالات باید در تحقیق پرسیده شود تا شناخت کامل‌تری از طرف مقابل به دست بیاید. این سوالات عبارت است از:

صفت بارز اخلاقی او چیست؟ تا به حال عصبانی شدنش را دیده اید؟ در چه مواردی عصبانی می‌شود و این جور وقت‌ها چطور رفتار می‌کند؟ رفتار اجتماعی او را چطور می‌بینید؟ روابطش با دوستان و خانواده چطور است؟ کدام صفات اخلاقی را در او بیشتر می‌بینید؟ با چه افرادی (چه تیپ شخصیتی) رفت وآمد می‌کند؟ اجتماعی است یا منزوی؟ تا چه حد به خانواده و دوستان خود وفادار است؟ چقدر به قولی که می‌دهد پایبند است؟ تلاش او برای کسب روزی حلال چگونه است؟ و…

از این افراد تحقیق کنید

۱-آشنایان

بستگان شخص از روحیات، اخلاق و کردار او باخبرند. می‌توان درباره فرد مورد نظر از آن‌ها تحقیق کرد. البته این به تنهایی کافی نیست چون ممکن است خویشاوندان، با مصلحت‌اندیشی، واقعیت را کتمان کنند.

۲-دوستان

دوستان نزدیک فرد، منابع خوبی برای تحقیق هستند. دوستی، محصول هم رنگی و تفاهم است و معمولا افراد درستکار با افراد ناشایست و بی‌بندوبار دوست نمی‌شوند. در واقع ویژگی‌های شخصیتی دوستان فرد، تا حدی منعکس‌کننده روحیات او است.

۳-همکاران و هم دانشگاهی‌ها

همکاران فرد ممکن است مطالبی درباره شخص مورد نظر بدانند که حتی خویشان و دوستان نزدیک او ندانند. از تحقیق از این گروه درباره فرد در زمینه‌هایی مانند: نحوه برخورد با ارباب رجوع، نحوه مراوده با همکاران، همکاری و سازش با دیگران و پایبندی به اعتقادات دینی شناخت کامل‌تری پیدا می‌کنید.

۴-همسایه‌ها

این رایج‌ترین روشی است که افراد در تحقیقات خواستگاری از آن بهره می‌برند. با تحقیق در محل کار و تحصیل می‌توان به شناختی از فرد و روحیات او دست یافت، اما با تحقیق در محل زندگی او، امکان شناخت خانواده هم میسر می‌شود.

البته مشروط بر آن که مدتی از زمان سکونت آن‌ها در آن محل گذشته باشد تا همسایگان به شناختی هرچند نسبی از آن خانواده رسیده باشند. از همسایگان در باره اخلاق در خانه، سابقه دعوا و یا رفتار بد در محله پرس وجو کنید، اما مواظب باشید که جزئیات خواستگاری و ارتباط با آن‌ها را بر ملا نکنید چون ممکن است بعضی از همسایه‌ها بعدا مزاحمت ایجاد کنند.

۵- معرف‌ها

درباره ازدواج‌هایی با حضور یک معرف، اگر فردی که دختر و پسر را به هم معرفی می‌کند نسبت به اهمیت کار خود آگاه باشد و با شناخت کافی نسبت به روحیات دو طرف اقدام کند، منبع خوبی برای تحقیق خواهد بود.

چند نکته مهم در تحقیقات

قرار نیست نظرتان در تحقیقات هم جهت با شخص منبع تحقیق باشد. شما برای کشف حقیقت آمده‌اید نه برای ایجاد ارتباط و تفاهم، هر چند ارتباط مناسب و حسن تفاهم می‌تواند به طرف مقابل اطمینان دهد و نکات مهمی را بیان کند.

سعی کنید با همکار او قرار ملاقاتی بگذارید و از دوستان او درباره خصوصیات روحی‌اش سوال کنید.

از مسافرت‌ها و جاهایی که با هم رفته اند و از علایق او بپرسید. همچنین از موقعیت آن‌ها و این که به چه صفت و عنوانی مشهورند، چقدر با همسایگان ارتباط دارند و این که چه چیزهایی بیشتر برای شان مهم است بپرسید.

تغییر و تحول در زندگی فرد نشانه‌هایی از حالات و روحیات او است. در تحقیق به این مسئله توجه کنید.

فردی که برای تحقیق می‌رود، می‌تواند درموضوع دیگری غیر از ازدواج سوالاتی بپرسد. سپس موضوعات را به طور مستقیم بیان کند.

درباره موضوعاتی که برایتان اهمیت بیشتری دارد به محقق تاکید کنید و از او بخواهید اهمیت موضوع را بروز ندهد.

اگر هنگام گفت و گو با افراد مختلف به تناقضی رسیدید، تحقیق در آن زمینه را با دقت بیشتر و به دور از حساسیت ادامه دهید.

رضا آذریان؛ کارشناس و مشاور خانواده

منبع: میگنا(با اندکی تصرف)

اشتباهات خطرناک جلسات خواستگاری

اگر موضوعی برای شما اهمیت دارد، فرد مقابل را در شرایط واقعی مورد سنجش قرار دهید.

دختر و پسرها در جلسات خواستگاریT تنها یک هدف را دنبال می‌کنند و آن هدف، انتخاب همسری مناسب برای تشکیل یک زندگی مشترک پایدار است. زندگی مشترکی که نتیجه آن احساس آرامش، خوشبختی و حتی فراهم شدن شرایطی برای رشد بیشتر در زمینه‌های اعتقادی، علمی و فرهنگی باشد. با این حال از بعضی دختر و پسرها ناآگاهانه در جلسات خواستگاری رفتارها و افکار اشتباهی سر می‌زند و همین موضوع باعث ناکارآمدی ازدواج حاصل از آن خواستگاری می‌شود. در ادامه مروری بر افکار و رفتارهایی خواهیم داشت که در عین رایج بودن، اشتباه هستند و پایداری زندگی مشترک را به خطر خواهند انداخت.

پنهان کردن خود واقعی، پشت نقاب

معمولا افراد برای جلب توجه طرف مقابل در جلسات خواستگاری، سعی می‌کنند خود را بی‌نقص جلوه دهند، ضعف‌ها و نقاط ضعف خود را پنهان و روی نقاط قوت خود تاکید و حتی در نشان دادن آن‌ها اغراق می‌کنند. مسلما در برخورد اول و دوم هیچ انسانی نقاط ضعف خود را به دیگران نشان نمی‌دهد، اما اگر می‌خواهید زندگی پایداری داشته باشید، هنگام صحبت با طرف مقابل صادق باشید و خود واقعی تان را به او نشان بدهید. معمولا افراد با ایده آل نشان دادن خود، تصورات و انتظارات بیش از حد از خود ایجاد می‌کنند. این تصورات غیرواقعی، پس از ازدواج به مشکل تبدیل می‌شود، برای مثال اگر شما انتظار نمره ۲۰ از یک آزمون داشته باشید، حتی نمره ۱۸ هم ناکام کننده است. اما اگر انتظار شما ۱۵ بوده باشد، همان نمره ۱۸ بسیار جذاب و خوشحال کننده خواهد بود. این امر در تعاملات با همسر آینده هم صادق است. اگر یک تصویر ایده آل و غیرواقعی از خود ایجاد کنید، بعد از شروع زندگی مشترک باعث سرخوردگی همسر خود خواهید شد. این نکته برای هم دختران و هم پسران صادق است. هیچ انسانی کامل نیست. هیچ انسانی بدون ضعف نیست پس اگر طرف مقابل خود را خیلی کامل و بدون ضعف دیدید، مطمئن باشید که خود واقعی او را هنوز ندیده‌اید.

اشتباه رایج در ارزیابی امتیازات فرد مقابل

قبل از شروع فرایند خواستگاری و تصمیم‌گیری، ابتدا تکلیف تان را با خودتان مشخص کنید. مهم چیزی است که شما می‌خواهید و نه امتیازاتی که فرد پیشنهادی دارد. هیچ دلیلی وجود ندارد که دو انسان خوب و منطقی بتوانند زن و شوهر خوبی نیز باشند. برای انتخاب یک همسر مناسب، مهم خواسته‌ها و انتظارات شما از همسر آینده‌تان است. قبل از آن که به ارزیابی مصداق‌ها و گزینه‌های موجود بپردازید، فهرستی از خصوصیات، رفتارها، اخلاق و … مورد نظر از همسر آینده تان را تدارک ببینید تا بتوانید ارزیابی کنید که فرد پیشنهادی کدام یک از این ملاک‌های شما را دارد و کدام را ندارد. آنگاه می‌توانید با توجه به ارزش و اهمیت هر ملاک تصمیم بگیرید. انتظار نداشته باشید شخصی را پیدا کنید که صد در صد ملاک‌های مورد انتظار شما را داشته باشد. باید آماده گذشتن از برخی از این ملاک‌ها به نفع ملاک‌های اساسی‌تر و مهم‌تر باشید.

مستقل ارزیابی نکردن طرف مقابل

هر فردی در طول زندگی خود، موقعیت‌های متعددی برای ازدواج داشته است. دختر خانم‌ها معمولا خواستگاران متعدد دارند و گزینه‌های متعددی به آقا پسرها معرفی می‌شوند. در جامعه امروز هم معمولا در دانشگاه یا محل کار، افرادی هستند که جلب توجه می‌کنند. معمولا بعد از رد گزینه‌های قبلی، فرد جدید با آن‌ها مقایسه می‌شود. برای مثال دختری ممکن است بگوید که فلان خواستگار را که دارای فلان امتیاز مشخص بود قبول نکردم حالا با یک نفر که در آن موضوع به وضوح پایین‌تر است ازدواج کنم! توجه داشته باشید که باید امتیازات و اشکالات هر فرد به صورت مجزا بررسی شود زیرا در مقایسه با گزینه‌های قبلی معمولا نقاط قوت آن‌ها با نقاط ضعف فرد جدید مقایسه می‌شود. به طور مثال اگر فردی از نظر موقعیت مالی بسیار مطلوب بوده است، اما اخلاق مناسبی نداشته است؛ حال وضعیت مالی فرد جدید را با قبلی مقایسه می‌کنیم و به این که فرد جدید دارای خصایل اخلاقی مناسبی است، کم‌توجهی می‌شود. اما اگر این فرد مستقل ارزیابی شود، می‌تواند گزینه مناسبی باشد. به یاد داشته باشیم که ملاک‌های ظاهری مانند ثروت، تحصیلات و … شرط کافی برای خوشبختی نیستند.

تفاوت قایل نشدن بین دیدگاه حال و آینده

در جلسات خواستگاری معمولا سوالاتی از قبیل، نظر شما درباره کار کردن خانم‌ها در بیرون از منزل چیست و در صورت تمایل دختر به کار کردن در آینده شما چه می‌کنید، پرسیده می‌شود و بر اساس پاسخی که دریافت می‌شود، تصمیم‌گیری انجام می‌گیرد، اما در این میان توجه به یک نکته بسیار اهمیت دارد و آن این که ملاک تصمیم‌گیری برای حال و آینده در انسان متفاوت است. به عبارت دیگر، هنگامی که انسان برای یک موضوع احتمالی یا برای آینده تصمیم می‌گیرد، بر اساس ارزش‌های کلی پاسخ می‌دهد اما در نقطه مقابل، هنگامی که در مورد موضوعی قطعی یا برای زمان حال تصمیم‌گیری می‌شود، جزئیات و امکان پذیری کار مورد نظر بررسی خواهد شد. بنابراین زمانی که در جلسه خواستگاری سوالی مطرح می‌شود، طرفین بر اساس یک آینده احتمالی به پرسش پاسخ خواهند داد اما هنگامی که زندگی مشترک شروع می‌شود، ممکن است رفتار آن‌ها متفاوت باشد زیرا در آن هنگام مثال جزیی هم وارد معادلات تصمیم‌گیری خواهد شد. در نتیجه زیاد به پاسخ‌های افراد اطمینان نکنید و سعی کنید رفتار واقعی آن‌ها را بررسی کنید.
اگر موضوعی برای شما اهمیت دارد، فرد مقابل را در شرایط واقعی مورد سنجش قرار دهید. پس حتما موضوعات مهم برای خود را به جای مطرح کردن با پرسش‌هایی با قید اگر، مورد سنجش واقعی قرار دهید.

منبع: روزنامه خراسان

آداب اولین جلسه رسمی خواستگاری

معمولا در آستانه اعیاد و مناسبت‌های شاد مذهبی، بسیاری از خانواده‌ها که از قبل مراحل مقدماتی خواستگاری (قرار و مدارهای تلفنی خانواده پسر با خانواده دختر) را گذرانده‌اند در تدارک برگزاری اولین جلسه رسمی خواستگاری هستند.

اما خطاب به آقا پسرهایی که در این روزها در حال رفتن به خواستگاری هستند و همچنین دخترخانم‌هایی که قرار است برایشان خواستگار بیاید، باید گفت که جلسات خواستگاری، یکی از مهمترین قرارهای زندگی شماست هر چند شاید تجربه زیادی درباره آن نداشته باشید. در ادامه این نوشته به بررسی برخی از مهمترین اصول یک خواستگاری موفق می‌پردازیم به امید این که با باید و نبایدهای اولین جلسه خواستگاری، بیشتر آشنا شوید و بهترین تصمیم را برای آینده‌تان بگیرید.

برای رفتن به خواستگاری لشکرکشی نکنید

پس از این که با خانواده عروس قرار گذاشتید که چه روز و ساعتی برای خواستگاری می‌روید، باید مقدمات خواستگاری رفتن را فراهم کنید. اولین اقدام این است که مشخص کنید چه افرادی باید همراه شما به مراسم خواستگاری بروند. پدر، مادر، خواهر یا برادر بزرگ تر و در صورتی که پدرتان فوت کرده باشد، پدربزرگ، دایی یا عموی بزرگ تر. معمولا حضور یکی از بزرگان فامیل در این مراسم کافی است و ضرورت ندارد که برای خواستگاری لشکرکشی راه بیندازید.

هر لباسی در شأن مراسم خواستگاری نیست

خواستگار باید لباس مناسب بپوشد و ترجیحا نباید با کفش اسپرت، شلوار جین، پیراهن آستین کوتاه و لباس‌های غیر رسمی در مجلس خواستگاری حاضر شود. ترجیحا اگر کت و شلوار بپوشید، بهتر است. علاوه براین، افرادی که همراه شما هستند، باید لباسی در خور مجلس خواستگاری بپوشند. تهیه دسته گلی زیبا که نه خیلی گران باشد و بزرگ و نه بسیار معمولی و کوچک همراه با یک جعبه شیرینی، خوب است. همچنین اگر گل‌ها به رنگ قرمز، صورتی یا سفید باشد، بهتر از گل‌های زرد، آبی و… است.

برای گرفتن جواب قطعی عجله نکنید

پس از این که وارد منزل طرف مقابل تان شدید و پذیرایی‌های مقدماتی انجام شد، یکی از اعضای بزرگ خانواده تان که خوش صحبت تر است و به اصطلاح می‌تواند یخ این گونه مجالس را با شیرین سخنی آب کند، باید صحبت را شروع کند. معمولا در پایان خواستگاری، خانواده عروس بلافاصله جواب مثبت نمی دهند و جواب قطعی را به روزهای بعد و جلسات بعد موکول می‌کنند. در این صورت نباید هیچ گونه پافشاری برای گرفتن زود هنگام جواب داشته باشید. بنابراین حتی اگر دختر خانم را از همه نظر پسندیده اید، برای شنیدن جواب مثبت اولیه حداقل ۳-۲ روز صبر کنید.

از شوخی‌های بی‌جا در خواستگاری بپرهیزید

در این گونه مجالس، باید از شوخی‌های بیجا و گفتن لطیفه‌هایی که به عده ای برمی خورد و بین ما بیشتر مفهوم جک دارد خودداری کرد.

چشم هایتان را چهار چشمی باز کنید

گاهی عروس خانم به دلیل خجالتی بودن، ممکن است اساسا به خواستگاری راضی نباشد ولی به خاطر ترس یا احترام به والدینش در مجلس حضور پیدا کند. اگر دختر دلبسته دیگری باشد، از حرکات و سکناتش کاملا مشهود خواهد بود. در صورتی هم که تمایل به ازدواج با این خواستگار یا حداقل معاشرت با او را داشته باشد، باز هم از رفتار و کردارش مشخص می‌شود. جلسه اول خواستگاری خیلی از مسائل را روشن می‌کند بنابراین باید با دقت، همه اتفاقات این مراسم را زیر نظر بگیرید. حتی نظم و چینش وسایل اتاق، تابلوها، کتاب‌ها و … همه و همه به شما برای پیدا کردن شناخت دقیق‌تر از دختر خانم یاری می‌رساند.

درخواست‌های غیرمعقول طرف مقابل را نپذیرید

خواستگاری مرد از زن، هیچ تعهدی برای ازدواج ایجاد نمی کند. هرچند خواستگاری مقدمه ازدواج است و امکان دارد پس از آن، امکان ازدواج رسمی پدید آید اما این احتمال هم وجود دارد که همه چیز پس از مدتی تمام شود. گاهی تمام قول و قرارها در مراسم بله بران با خواندن خطبه عقد و ثبت شدن آن رسمی می‌شود، گاهی هم به دلیل برخی اتفاق ها، قهر و کنار کشیدن، جای نزدیکی و آشتی را می‌گیرد. پس افرادباید هوشیار باشند و خواستگاری را به معنای ازدواج تلقی نکنند و بی درنگ به درخواست‌های غیرمعقول و زودهنگام همسر احتمالی آینده شان تن ندهند تا در آینده زندگی مشترک‌شان به مشکل بخورند.

نکاتی درباره اولین گفت و گو در جلسه خواستگاری

مهم ترین بخش خواستگاری گفت و گوی دختر و پسر است که گاهی خانواده‌ها و حتی عروس و داماد خیلی سرسری از کنار آن می‌گذرند و با این توجیه که «وقت برای شناختن هم بسیار است» فرصت گفت و گوی مقدماتی را به کمترین زمان ممکن تقلیل می‌دهند اما باید بدانید که این گفت و گو، نه تنها به زمان کافی احتیاج دارد بلکه راه و رسم خاصی هم دارد تا بتوانید در کمترین زمان ممکن بهترین شناخت را از طرف مقابل تان به دست بیاورید. برای یادگیری این روش ها، توصیه‌هایی را که در ادامه مطرح می‌شود بخوانید.

سوالات‌تان را بنویسید: سعی کنید سوالات تان را از قبل روی کاغذی بنویسید تا مبادا در جلسه خواستگاری و در مواجهه با فرد مقابل فراموش تان شود. برای فراموش نکردن پاسخ‌های فرد مقابل هم می‌توانید آن‌ها را یادداشت کنید تا بعدا بهتر و با دقت بیشتری مورد بررسی و ارزیابی قرار دهید.

حواس تان به اولین سوال طرف مقابل باشد: توجه داشته باشید که معمولا اولین سوالات فرد مقابل مهم ترین دغدغه‌ها و حساسیت‌های فردی اش را نشان می‌دهد بنابراین از این طریق می‌توان بهتر و بیشتر فرد مقابل و دل مشغولی هایش را شناخت. به عنوان مثال اگر دختری اولین سوالش درباره مسائل مادی مانند مسکن، خودرو و … باشد مطمئناً دغدغه اش بیشتر در حوزه مادیات است.

هر سوالی نپرسید: بهتر است از پرسیدن سوالات بی ارزش و بی اهمیتی چون رنگ و غذای مورد علاقه و … خودداری کنید. چون در بیشتر این موارد افراد سعی می‌کنند سلایق شان را شبیه به فرد مقابل نشان دهند و اصلا لزومی هم ندارد سلیقه‌ها در این زمینه‌ها یکسان باشند. مهم این است که نگاه ها، تفکرات، باورها و … افراد با یکدیگر همسو، هم جهت و همسنخ باشند.

سوال‌های معکوس هم بپرسید: به طرح زیرکانه سوال‌های معکوس بپردازید. همه سوال هایتان را مستقیم نپرسید، زیرا پاسخ‌های آن قابل اعتماد نیستند. به عنوان مثال اگر بگویید من خیلی اهل تفریحم نظر شما درباره تفریح وگردش چیست؟ او نیز در پاسخ به شما می‌گوید: من هم همینطور. در این گونه مواقع باید به صورت معکوس سوال بپرسید. مثلا نظرتان راجع به افرادی که زیاد مسافرت می‌روند، چیست؟ در این صورت فرد مقابل نمی تواند نظر واقعی شما را تشخیص و طبق آن پاسخ دهد. جوابی که در پاسخ به این سوالات داده می‌شود، تقریبا نظر حقیقی فرد مقابل است.

لازم نیست همه چیز را بگویید: توجه داشته باشید که گفتن همه چیز لازم نیست. برخی از مسائل باید تا آخر عمر در دل فرد به عنوان راز بمانند. البته مطرح کردن مسائلی که به زندگی آینده و مشترک دو نفر ربط دارد، ضروری است. مانند بیماری‌های خاص جسمی و روحی، ازدواج پیشین، هر گونه اعتیاد و … .

منبع: میگنا(دانشنامه روانشناسی و علوم تربیتی) با اندکی تغییر

بداخلاقی همسران نسبت به هم

بداخلاقی، صفت ناپسندی است که زندگی انسان را تیره و تار می‌کند. ورود بدخلقی در محیط زندگی خانوادگی، موجب عوارض منفی بی‌شماری می‌گردد که در قالب تندخویی، گرفتگی چهره، بی‌حوصلگی، اخم و بهانه‌گیری نمایان می‌شود. بداخلاقی، یکی از آفات ویرانگر زندگی خانوادگی است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«یکی از شاخه‌های سعادت آدمی در زندگی، خوش اخلاقی است و از جمله عوامل شقاوت او، بدخلقی است ». (۱)

آثار بدخلقی
بدخلقی، محیط خانه را به جهنم سوزانی تبدیل می‌کند که ثمره‌ای جز از دست دادن خوشبختی و سعادت افراد خانواده ندارد. اینک برخی از آثار منفی بدخلقی را ذکر می‌کنیم:

۱٫ ضایع شدن شخصیت انسانی
اولین اثر منفی بدخلقی، به طور مستقیم متوجّه شخص بداخلاق می‌گردد. بدین معنی که بداخلاقی، چنان چهره ی زشت و نامطلوبی از انسان ارائه می‌دهد که با مشاهده ی آن، خوبی‌ها، صفات ارزشمند و سایر ارزش‌های اجتماعی او از یاد رفته، شخصیتش ضایع می‌شود و وی در نظر دیگران، خوار و ذلیل می‌گردد.
علی (علیه السلام) می‌فرمایند:
«چه بسا عزیزی که اخلاق بد، مایه ی ذلت و خواری او شده و چه بسا خوار و ذلیل که اخلاق خوب، او را به عزت و بزرگی رسانده است». (۲)
لذا اگر زن و مرد بداخلاق باشند، نمی‌توانند در محیط خانواده، نسبت به هم درک متقابل داشته باشند و به یکدیگر احترام بگذارند. ایجاد ترس و اظطراب و بدخلقی در خانه و محیط کار و زندگی، زمینه ی تفاهم و همدلی و صمیمیت را از بین می‌برد، موجب دوری از مردم می‌شود و در نتیجه آشفتگی روحی و احساس تنهایی و دلهره را همراه دارد.
علی (علیه السلام) می‌فرمایند: « هر کس تندخوی باشد، دور و برش خالی می‌گردد». (۳)
محیط خانواده که محل آرامش زن و مرد است، با بدخلقی یکی از طرفین، اظطراب و دلهره در آن حاکم می‌گردد، تعادل روحی افراد آن به هم می‌خورد و به جای ملاطفت و مهربانی، خشونت در خانواده حاکم می‌گردد.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «بدترین زنان شما، بدخلق و عبوس است». (۴)
جابر بن عبدالله می‌گوید:
«رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما فرمود: آیا نمی‌خواهید بدترین افراد را به شما معرفی کنم؟ بدترین مرد کسی است که به دیگران با کمال بی‌باکی تهمت زند، ترجیح بدهد تنها غذا بخورد، خیر خوبی خود را از دیگران منع کند، برده ی خود را کتک بزند و آن قدر به همسرش اذیت و آزار برساند که زن از دست شوهر به دیگران پناه ببرد». (۵)
در روایتی دیگر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که حضرت فرمودند:
«کسی که با بداخلاقی زن خود بسازد، برای هر نوبت صبر، خداوند ثواب صبر ایوب را به او می‌دهد و برای هر روز و شب زن، خداوند به اندازه ی ریگ‌های بیابان گناه می‌نویسد». (۶)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روایت دگیری به زن‌ها می‌فرمایند:
«زنی که با مرد خود بداخلاقی کند، اگر روزها روزه‌دار باشد و شب‌ها تا صبح عبادت کند، این زن اهل جهنم است». (۷)
و یا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «اگر بنا باشد شما برای کسی غیر خدا سجده کنید، دستور می‌دادم زن‌ها برای شوهرها سجده کنند.» (۸)

۲٫ از بین رفتن محبت
یکی از آثار دیگر بداخلاقی، کاهش مهر و محبت و از بین رفتن مهربانی و دوستی است. رفتار انسان بداخلاق، برای هیچ کس خوشایند نیست. همه از خوی ناپسند و بدخلقی در عذاب بوده، از آن نفرت دارند.
علی (علیه السلام) می‌فرمایند:
« هر کس بداخلاق باشد، خانواده‌اش از او ناخشنود می‌شوند». (۹)
گاهی تندخویی و بداخلاقی افراد، چنان خسته‌کننده و نفرت‌انگیز است که عده‌ای به انتظار مرگ آنان نشسته و بدین وسیله شاد می‌شوند.
علی (علیه السلام) می‌فرمایند:
«هر کس بداخلاق باشد، مرگش مایه ی شادی می‌گردد». (۱۰)
انتظار یک همسر از همسر خودش، داشتن اخلاق نیکو است که عامل تحکیم خانواده خواهد بود. (۱۱)
این که در روایت نقل شده است که وقتی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد با چه معیار و ملاکی برای فرزندان خود همسر انتخاب کنیم، حضرت فرمودند:
«هر گاه کسی به عنوان خواستگاری نزد شما آمد که اخلاق و دینش مورد رضایت شما است، فوراً دختر خود را به ازدواج او در آورید». (۱۲)
لذا در محاکم قضایی و دادگاه خانواده در مراکز مشاوره، با مراجعینی مواجه می‌شویم که فقط از بداخلاقی همسر خود رنج می‌برند و حتی حاضرند تن به جدایی و طلاق بدهند تا از بدخلقی همسر رهایی یابند، توصیه می‌گردد به خانواده‌های محترم در انتخاب همسر برای فرزندان خود، به این دو ملاک مهم از فرمایشات نبی مکرم اسلام توجه داشته باشند.
مردی به نام حسین بشار می‌گوید: «خدمت حضرت رضا (علیه السلام) نوشتم یکی از بستگانم برای خواستگاری دخترم نزد من آمده است ولی او جوان بداخلاقی است. نظر مبارک شما درباره ی زن دادن به او چیست؟ حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند: «اگر بد است به او زن نده». (۱۳)
زندگی مشترک دارای فراز و نشیب‌هایی است که برخورد صحیح با آنها، نیاز به روحیه‌ای قوی و اخلاقی پسندیده دارد. زن و شوهر اگر از این ظرفیت، بهره‌ای نداشته باشند، نمی‌توانند بار سنگین آن را به مقصد برسانند.

پی‌نوشت‌ها

۱٫ مستدرک الوسایل الشیعه، ج ۸ ، ص ۴۴۷٫
۲٫ بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۹۶٫
۳٫ شرح غررالحکم، ج ۵ ، ص ۳۲۵٫
۴٫ مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۱۶۵، باب ۶٫
۵٫ اصول کافی، ج ۳، ص ۴۰۰٫
۶٫ وسایل الشیعه ، ج ۷، ص ۱۶٫
۷٫ مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص۲۳۹، باب ۶۱٫
۸٫ مستدرک الوسایل ، ج ۱۴، ص ۲۴۶٫
۹٫ شرح غررالحکم، ج ۵، ص ۳۲۸٫
۱۰٫ شرح غررالحکم، ج ۵، ص ۳۲۸٫
۱۱٫ علیرضا ناصری، محمد حسین منتظری، اخلاق در خانواده، ص ۶۹-۶۷٫
۱۲٫ وسایل الشیعه ، ج ۱۴، ص ۵۱٫
۱۳٫ بحارالانوار، ج ۱۴ ، ص ۵۱٫

منبع مقاله: رفیعی محمدی، علی محمد؛ (۱۳۸۹)، نسیم عشق: عوامل تحکیم و تزلزل خانواده، قم: انتشارات رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)، چاپ هفتم

راسخون