خدمت

نوشته‌ها

خدمت به خلق در سیره و گفتار امام سجاد (ع)

محمد عابدى

خدمت به مردم و بندگان خدا ارزشى بسیار والا و آموزه‌اى مورد تأکید در اسلام است که در سیره گفتار تک تک معصومان برآن پافشارى شده است. امام سجاد (علیه السلام) نیز در حیات پربار و با برکت خویش با سیره عملى خود این مهم را تبیین کرده است. در مقاله حاضر که از شماره ۵۷ فصلنامه فرهنگ کوثر انتخاب شده، نویسنده با اشاره به برخى احادیث و پرداختن به چند مقطع از زندگى آن حضرت، سعى دارد آثار خدمت به بندگان خدا را در آموزه‌هاى ارزشمند امام چهارم هدایت تشریح کند.

ابعاد شخصیتى معصومان (علیه السلام) از جمله امام سجاد چنان گسترده است که در هر بعدى از نیازهای بشرى می‌توان الگوى کاربردی، ارائه و تشنگان هدایت را از سرچشمه‌هاى فضایل آنان سیراب کرد. بی‌شک یکى از مشخصه‌هاى بشر از آغاز خلقت تاکنون- و قطعا تا پایان جهان- زندگى جمعى اوست؛ اجتماعى که در آن هر کس بر اساس استعدادها و نحوه برخوردارى از امکانات، موقعیتى می‌یابد و درتعامل با دیگران نیازمندی‌هاى خود را رفع می‌کند و در مقابل آن، نیازهاى دیگران را برطرف می‌سازد. اعضاى جامعه بشری- که ما هم عضوى از آن هستیم- هیچ کدام به تنهایى توان رفع نیازهاى ضرورى براى تداوم حیات را ندارند. از این رو با رو آوردن به  زندگى جمعی» هر کدام بنا بر استعداد و توان خود، بخشى از نیازهاى دیگران را تأمین می‌کند تا در برابر، آنان هم نیازهای وى را رفع کنند. امام سجاد (علیه السلام) به خوبى می‌دانست که بی‌نیاز مطلق خداست و غیر او، همه به هم نیازمندند. لذا وقتى شنید مردى می‌گوید: خدایا! مرا از خلق خود بی‌نیاز کن، فرمود:  لیس هکذا، انما الناس بالناس و لکن قل: اللهم اغننى عن شرار خلقک این گونه نیست، مردم به مردم نیازمندند. اما بگو: خدایا! مرا از مردم بدکیش بی‌نیاز کن.»

به این دلیل ما باید به یک حقیقت مهم و در عین حال فراموش شده توجه کنیم و آن، حقی است که جامعه (و افراد آن) به دلیل ایفاى نقش در تداوم زندگى ما دارند و این، همان حقى که امام زین العابدین (علیه السلام) در کنار دو حق دیگر (حق خدا و حق خود) در رساله حقوق از آن یاد می‌کند و حقوق گروه‌هایى مثل رهبران، زیردستان، خویشان، نیکوکاران و توده‌هاى مردم مانند همسایه، رفیق، شریک، سائل و نیازمند و حتى حقوق اموال و… را تذکر می‌دهد. و از همین جایگاه است که انسان‌ها جهت اداى این حقوق موظف به  خدمت» به هم هستند. در واقع اسلام باید با این دید دقیق و عمیق، خاستگاه  خدمت به خلق» را  حق خلق» می‌داند و معتقد است مردم باید خادم هم باشند چون به گردن هم حق دارند.

این حق گاه چنان روشن است که مردم را به پاسخگویى متقابل وادار می‌کند، مانند حق پدر، معلم، و گاه به واسطه و پنهان است مانند حق نیازمندان، مستضعفان و… که با دقت در زنجیره اجتماع می‌توان حقوق آنها را نسبت به خود کشف کرد و آنگاه است که خدمت به آنان نیز ضرورى می‌شود.

درک این تحلیل وقتى راحتتر خواهد شد که بدانیم مردى از امام زین العابدین (علیه السلام) درباره  حق معلوم» در آیه شریفه  و الذین فى اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم» سؤال کرد و امام فرمود:  حق معلوم، چیزى است که شخص از مال خود بیرون می‌کند و آن غیر از زکات و صدقه واجب است» آن مرد پرسید: با این مال چه بکند؟ امام فرمود:  به آن صله رحم می‌کند و به ضعیفان کمک می‌نماید و رنج ایشان را برطرف می‌سازد و یا به برادر دینی‌اش محبت می‌کند و گرفتارى او را برطرف می‌سازد.»

امام سجاد (علیه السلام) با تعابیر دیگر نیز این پیوند و علقه اجتماعى بشر به هم را یادآور و  حق خدمت» ناشى از آن را هم متذکر می‌شود. از جمله با عنوان  برادرى مردم» چنین می‌فرماید:  بئس الاخ یرعاک غنیا و یقطعک فقیرا بد برادرى است که در وقت توانگرى به تو توجه دارد و در وقت نیازمندى از تو می‌برد.» بر اساس برادرى دینى و اجتماعی، مؤمنان موظف به رعایت و خدمت به هم هستند و ترک وظیفه امرى مذموم شمرده می‌شود و به معنای ضایع کردن حقوق دیگران است.

۱- آثار خدمت به خلق

از نگاه امام سجاد (علیه السلام) خدمت به خلق، هم اثر دنیایى دارد و در معادلات اجتماعی تأثیرگذار است و هم داراى آثار آخروى است. نمونه‌هایى از هر دو گروه را مرور می‌کنیم.

الف: آثار خدمت در دنیا

یارى مردم

طبیعی‌ترین اثر خدمت، یارى مددجو و گیرنده خدمت است. امام سجاد (علیه السلام) می‌فرمود:  در دنیا هیچ چیز یارى دهنده‌تر از نیکى به برادران نیست.»

  بقا و فزونى نعمت

انسان باید به مقدار اعتدال و به قدر کفاف خرج کند و زیادی‌اش را براى آخرت بفرستد. زیرا چنین رفتارى باعث بقاى بیشتر نعمت گشته و به فزونى نعمت از جانب خدا نزدیک‌تر و در عاقبت سودمندتر است.»

  آقایى و بزرگى در دنیا

 ساده الناس فى الدنیا الأسخیاء و ساده الناس فى الأخره الأتقیاء. سروران مردم در دنیا، سخاوتمندان و در آخرت، پرهیزکاران هستند.»

 «گرامی‌ترین انسان‌ها نزد مردم، کسى است که زیاد خیرش به آنها برسد و نیازى به آنها نداشته باشد و…»

  سرور قلبى خدمت‌رسان

 الکریم یبتهج بفضله و اللئیم یفخر بملکه؛ شخص کریم با بخشندگى خود شادمان است و فرومایه به ثروتش می‌بالد.»

ب: آثار خدمت در آخرت و نتایج معنوى

امام سجاد (علیه السلام) در روایاتى متعدد به آثارى چون: افزایش درجه خدمت‌رسانان در آخرت، آمرزش گناهان، یاور روز تنگدستى (قیامت)، مقامات و قصرهاى بهشتی، پوشش در آخرت و… تصریح می‌کند.

جهت اختصار، تنها به روایتى از آن حضرت که شرح جامع از آثار اخروى خدمت را بیان می‌نماید، توجه می‌کنیم: ابوحمزه ثمالى از امام على بن الحسین (علیه السلام) چنین نقل کرد:

 من قصى لأخیه حاجه فبحاجه الله بدأ...؛ کسى که یک حاجت برادرش را برآورد خداوند صد حاجت او را برآورد. کسى که اندوهى را از دل برادرش بردارد، خداوند اندوه روز قیامت را از او برطرف سازد؛ هر قدر هم که زیاد باشد و هر کس برادرش را که در مقابل ستمکار قرار گرفته است، یارى دهد، خدا او را هنگام عبور از صراط یارى می‌کند، در وقتى که قدم‌ها می‌لغزد و کسى که به دنبال نیاز برادر مؤمنش برود و با برآوردن حاجتش او را شاد کند، چنان است که رسول خدا را مسرور کرده است و هرکس او را سیراب کند، خدا او را از شراب سر به مهر بهشتى سیراب می‌سازد و هرکس گرسنگى او را با طعام برطرف کند، خدا او را از میوه هاى بهشتى سیر می‌کند و هرکس برهنگى او را بپوشاند خدا او را با جامه‌هاى زربافت و حریر می‌پوشاند و اگر با اینکه برهنه نیست او را لباس بپوشاند پیوسته در حفظ خدا است تا هنگامى که نخى از آن جامه بر تن او باشد و کسى که کار مهم برادرش را کفایت کند، خداوند پسران بهشتى را خدمتگزار او می‌سازد و کسى که او را بر مرکبى سوار کند، خدا او را در قیامت بر ناقه‌اى بهشتى سوار می‌کند که فرشتگان به آن می‌بالند و هرکس مؤمنى را هنگام مردنش دفن کند، گویا او را از ولادت تا مرگ پوشانده است و هرکس او را همسرى دهد که مایه انس و آرامش باشد، خداوند براى او در قبر مونسى به شکل محبوب‌ترین افراد خانواده‌اش قرار می‌دهد و کسى که برادر مؤمن بیمارش را عیادت کند، فرشتگان دور او را می‌گیرند و دعا می‌کنند تا وقتى که از آنجا بیرون رود و به او می‌گویند:  خوشا به حالت و بهشت گوارایت! به خدا سوگند برآوردن حاجت مؤمن در پیشگاه خدا محبوب‌تر از دو ماه روزه پی‌درپى با اعتکاف آن دو ماه در ماه حرام است.

چنان که مشاهده می‌شود، امام سجاد (علیه السلام) در شرح آثار معنوى و اخروى خدمت به مؤمن، انواع متنوعى از خدمت را هم برشمرده است؛ از خدمت مالى تا آبرویى و از خدمت روحى تا غریزى و این نشانگر آن است که خدمت در تمام ابعاد آن مورد توجه است و تنها در امور اقتصادى و کمک‌هاى مادى به نیازمندان خلاصه نمی‌شود.

۲- آثار ترک خدمت

 پشیمانی، نزول بلا، پرده‌درى

ابوخالد کابلى می‌گفت: شنیدم که امام زین العابدین (علیه السلام) می‌فرمود:

 از گناهانى که پشیمانى به بار می‌آورد… ترک صله رحم به حدى که احساس خویشاوندی نکند…. از گناهانى که باعث نزول بلا می‌شود، به فریاد مظلوم نرسیدن و کمک نکردن به ستمدیدگان… است… از گناهانى که پرده حیا را می‌درد… نزدیک نشدن به خدای عزوجل با نیکوکارى و صدقه و سنگدلى بر اهل فقر و تهیدستان و ستم به یتیم و بیوه زنان و دست رد به سینه سائل زدن هنگام شب است.»

 نزول بلایى مثل یعقوب

امامی که دیدگاهش این باشد که خداوند هیچ سائلى را باز نمی‌گرداند  یا من لایرد سائله و لا یخیب آمله…، اى خدایى که سائلى را برنمی‌گرداند و آرزومندى را ناامید نمی‌کند. اى آن که درگاهش به روى درخواست کنندگان باز و پرده درش از مقابل امیدواران برداشته است…» خود نیز در برخورد با نیازمندان می‌کوشد چنین صفتى را کسب کند. از این رو ابوحمزه ثمالى (ثابت) می‌گفت: روز جمعه‌اى نماز صبح را با امام زین العابدین (علیه السلام) به جا آوردم. امام به سوى منزل رفت. من هم با ایشان بودم. وقتى به منزل رسیدیم، یکى از خادمه‌ها را صدا زد و فرمود:  امروز روز جمعه است؛ هر نیازمندى آمد، مبادا رد کنید.» من گفتم: هر سائلى که مستحق نیست! فرمود:  اى ثابت! از آن می‌ترسم که یکى مستحق باشد و ما به او چیزى ندهیم و رد کنیم و به خانواده ما چیزى فرود آید که به یعقوب و خانواده‌اش نازل شد. اطعامشان کنید.»

 نشانه بخل

امام سجاد (علیه السلام) می‌فرمود:  از پروردگارم شرم دارم که یکى از برادرانم را ببینم و از خدا براى او بهشت را بخواهم اما از دادن درهم و دینار، بخل ورزم که وقتى قیامت شود، به من گفته شود: اگر بهشت مال تو بود، در دادن آن به مراتب بیشتر از دادن مال، بخل می‌ورزیدی.

نیامرزیدن همیشگى

امام سجاد (علیه السلام) فرمود:

کسی که سیر بخوابد و درکنار او مؤمنى گرسنه باشد، خداى متعال به فرشتگان می‌فرماید: نگاه کنید به این بنده‌ام که من امر کردم ولى فرمان نبرد و غیر مرا اطاعت کرد. پس من هم او را به عملش واگذاشتم. سوگند به عزت و جلالم هرگز او را نمی‌آمرزم.»

 کسی که لباس اضافى داشته باشد و بداند در اطرافش مؤمنى به آن نیاز دارد و ندهد، خدا او را به رو در آتش می‌اندازد.»

۳- دعاى توفیق خدمت به خلق

امام سجاد (علیه السلام) با توجه به ثواب فراوان و آثار دنیوى و اخروى خدمت به خلق، همواره دست به دعا برمی‌داشت و توفیق خدمت را از درگاه الهى خواستار می‌شد. از جمله آنها این دعاهاست.

 اللهم صل على محمد و آله و… اجر للناس على یدى الخیر و لاتمحقه بالمن؛ خدایا! بر محمد و آل او درود فرست و… به دست من کارهاى خیر را براى مردم جارى کن و چنان کن که با منت گذاردن من، آن را باطل نسازی».

 خدایا! بر محمد و آل او صلوات بفرست و مرا از اسراف و ولخرجى برکنار دار و راه بذل و بخشش بر مستمندان، با میانه‌روى و اعتدال در مصرف را به من نشان بده و خوب اداره کردن زندگى را به من بیاموز و به لطف و کرمت از تجمل و اسراف بازم دار و وسایل روزى مرا از راه حلال فراهم کن و مرا به انفاق در راه خیر موفق بدار؛… خدایا! مصاحبت با فقیران را برایم دوست داشتنى ساز و به همنشینى و شکیبایى با آنان یاریم کن.»

خدایا! بر محمد و آل او درود فرست و جان مرا به زیور بندگان شایسته‌ات بیاراى و بر من لباس تقوا بپوشان تا بتوانم در راه فضل و کمال را دیگران پیش بیفتم و زیادى مالم را به مستمندان، ایثار کنم…»

۴- دعوت و تشویق به خدمت رسانى

حضرت زین العابدین (علیه السلام) که چنین مشتاقانه از خداوند توفیق براى خود می‌خواهد، دیگران را نیز متوجه این وظیفه اجتماعى و دینى می‌سازد و با برشمارى ثواب‌هاى زیاد آن، مؤمنان را براى خدمت رسانى بیشتر به هم برمی‌انگیزد. برخى از تلاش‌هاى حضرت در تبلیغ و ترویج این سنت حسنه را مرور می‌کنیم:

  اهل خیر شوید

امام سجاد (علیه السلام) به فرزندش امام باقر (علیه السلام) می‌فرمود:  افعل الخیر الى کل من طلبه منک فان کان اهله فقد اصبت موضعه و ان لم یکن بأهل کنت انت اهله؛ هر کس از تو انجام کار خیرى را خواست، برایش انجام بده؛ اگر اهلش بود، درست عمل کردى و گرنه تو خود اهل خیر شده‌ای.»

در تفسیر آیه ۱۵ سوره توبه (… و یقبل التوبه عن عباده و یأخذ الصدقات)؛  توبه بندگان را می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد.» محمد بن مسلم از امام صادق، از امام سجاد (علیه السلام) نقل کرد:  در پیشگاه خدا تعهد می‌کنم که صدقه به دست بنده خدا نمی‌رسد مگر آنکه پیش از آن در دست خدا قرار بگیرد.»

آن حضرت هرگاه می‌خواست صدقه بدهد، اول آنچه را در دست داشت، می‌بوسید و می‌بویید، سپس به دست فقرا می‌داد و می‌فرمود:  براى هر چیزى فرشته واسطه‌اى هست، جز صدقه که بی‌واسطه به دست خدا می‌رسد.»

خوش به حال انفاق‌گران!

ابوحمزه ثمالى می‌گوید: امام على بن الحسین (علیه السلام) فرمود:  خوش به حال کسى که اخلاقى خوش و درونى پاکیزه و نهادى شایسته و ظاهرى آراسته دارد؛ زیادى مالش را انفاق می‌کند و سخن بیهوده را ترک می‌کند و با مردم منصفانه رفتار می‌نماید.»

درجه خود را ارتقا دهید!

آن حضرت خطاب به شیعیان می‌فرمود:  اى شیعیان ما! بهشت دیر یا زود از دست شما نمی‌رود اما براى ارتقاى درجات آن کوشش کنید و بدانید میان شما بالاترین درجات و زیباترین کاخ‌ها و سراها و بناها در بهشت از آن کسانى است که در پاسخ دادن به نداى مؤمنان نیکوتر باشند و همدردی‌شان با فقراى مؤمن بیشتر باشد. بدانید خداوند گاهى یکى از شما را به سبب یک سخن پاک که با برادر تنگدستش بگوید، بیشتر از مسافت یک صد هزار سال که با گام‌هایش بپیماید، به بهشت نزدیک می‌کند، اگر چه از عذاب شدگان به آتش جهنم باشد. پس نیکى کردن به برادر خود را کوچک نشمارید زیرا آن نیکی، روزى برای شما سودمند است که هیچ چیز جایش را نمی‌گیرد.

  اطعام نیازمندان

ابوحمزه ثمالى می‌گفت: على بن حسین (علیه السلام) می‌فرمود:

 هر کس مؤمنى را تا حد سیر شدن غذا بدهد، جز خدا کسى از پاداش اخروى آن خبر ندارد؛ نه فرشته مقرب و نه پیامبر مرسل. (بعد فرمود) از چیزهایى که سبب آمرزش می‌شود، غذا دادن به فرد مسلمان گرسنه است (و بعد این آیه را تلاوت کرد:) (او اطعام فى یوم ذی مسغبه یتیماً ذا مقربه او مسکیناً ذا متربه) یا اطعام دادن در روز گرسنگى به یتیمی از خویشان یا به تنگدستى نیازمند.»

نمونه‌هایى براى خدمت

خدمت، اقدامى است که به خاطر اداى حقوق متقابل (مستقیم یا با واسطه) انجام می‌شود و گسترده‌اى به وسعت تمام عوامل دخیل در جامعه بشرى دارد؛ از انسان تا خدا و از حیوان تا جهان طبیعت، فهرست رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) را به یاد آوریم تا به وسعت این گستره، عمیق‌تر بنگریم؛

 ۱- حق خدا (تمام حقوق از آن ناشى می‌شود)

۲- حق خود (الف: جوارح: زبان، گوش، چشم، پا، دست، شکم، فرج؛ ب: انفعال و کارها: نماز، روزه، صدقه، قربانی)

۳ حق ائمه (رهبر حکومت، معلم، مالک، همسر، خدمتگزار)

۴- حق خویشاوندان و... (مادر، پدر، فرزند، برادر، منعم، (دهنده نعمت آزادی)، آزادکرده، نیکی‌کننده، اذان‌گو، پیش‌نماز، همنشین، همسایه، رفیق، شریک، مال، طلبکار، دوست معاشر، مدعی، فرد مورد ادعا، مشورت‌کننده، مشورت‌دهنده، نصیحت‌خواه، نصیحت‌کننده، بزرگتر، کوچکتر، سائل، فرد درخواست‌شونده، فرد خشنودکننده، توده مردم، اهل ذمه) از بین ۵۰ مورد، ما به چند مورد اشاره می‌کنیم که امام سجاد (علیه السلام) در مورد خدمت به آنها رهنمودى ارائه فرموده‌اند.

بایسته‌هایى براى خدمت شایسته

۱- منت نگذاشتن

 به خاطر صدقه‌اى که داده‌ای، بر کسى منت نگذار؛ زیرا قدمى به سود خود برداشته‌اى در صورتى که اگر منت بگذاری، در امان نیستى از اینکه روح او را آزرده و خود را معیوب کرده‌ای. زیرا این عمل تو دلیل آن است که تو این کار را به خاطر خود نکرده‌ای، در صورتى که اگر براى خودت می‌خواستی، بر کسى منت نمی‌نهادی.»

۲-استحکام اعتقاد قبل از خدمت

 حق صدقه و زکاتى که می‌دهى این است که بدانى آن، پس‌اندازى است نزد پروردگارت و امانتى است که شاهد نمی‌خواهد. وقتى چنین باورى داشتی، بر آنچه در نهان به امانت می‌گذاری، بیشتر اطمینان خواهى داشت تا آنچه آشکارا می‌دهى و خود را سزاوار خواهی دید تا آنچه را که می‌خواهى در نظر دیگران به خدا بسپاری، در نهان بسپارى و در هر حال عنوان رازى نهفته بین تو و او باشد و حتى در این امانتى که به او می‌سپاری، از گوش‌ها و چشم‌ها – به دلیل اعتماد بیشتر به اینها و نه به آن جهت که در بازپرداخت امانت به خدا اعتماد نداری- به عنوان شاهد و گواه پشتیبانى نخواهی.»

۳- خدمت به تناسب توان

 ان من اخلاق المؤمن الانفاق على قدر الاقتار و التوسع على قدر التوسع و انصاف الناس من نفسه…؛ از اخلاق مؤمن انفاق به قدر توان، توسعه دادن به زندگى به قدر گنجایش، و رفتار منصفانه با مردم و… است.

۴- خوش‌رفتارى با خدمت‌جویان

آن حضرت هرگاه گدایى نزدش می‌آمد. می‌فرمود:  مرحبا بمن یحمل زادى الى الاخره آفرین به کسى که بار مرا به آخرت حمل می‌کند!»

۵-حسن ظن به خدمت‌جویان

۶-خدمت صادقانه

۷-کوچک نشمردن خدمت

آن گاه که خدمت به مردم خاستگاهى الهى داشته باشد، حجم آن مهم نخواهد بود بلکه کیفیت خدمت و رعایت خلوص و داشتن رنگ الهی، ارزشمند خواهد بود. از این روى گاه خدمت با یک نگاه و ایجاد آرامش روحى در قلب یک فرد، می‌تواند خدمتى ارزشمند شمرده شود.

لذا امام سجاد (علیه السلام) می‌فرمود:  نظر المؤمن فى وجه اخیه المومن للموده والمحبه عباده نگاه مؤمن به چهره برادر مؤمنش از روى دوستى و محبت، عبادت است.»

نهایت ظرافت و دقت نظر امام سجاد (علیه السلام) را در این جمله ببینیم که فرمود:  حق کسى که خداوند او را باعث شادى تو کرده و تو را به دست او شاد کرده، این است که اگرواقعاً قصد خوشحال کردن تو را داشت، خدا را شکر کنى و به اندازه کافى از او سپاسگزار باشى و به خاطر آغاز چنین خدمتى از طرف او، متقابلاً تو هم باعث خشنودى او شوى و در صدد جبران برآیى و اگر قصد نداشت، باز خدا را شکر و سپاس گویى و بدانى از جانب خداست که باعث شادى تو شده است و آن شخصى نیز یکى از عوامل نعمت‌هاى خدا بر تو گردیده است دوست بدارى و خیرخواه او باشى زیرا وسایل نعمت‌هاى الهى هر جا باشند، خود موجب برکت هستند، هر چند از روى قصد نباشد…»

به این ترتیب، خدمتگزار نباید به حجم کار توجه کند بلکه هر نوع خدمتى را که در توان دارد، نثار دیگران کند.

منبع:روزنامه کیهان، شماره ۱۸۸۷۸

خدمت در سیره و سخن جواد الائمه علیه السلام

نهضت خدمت رسانی امام جواد علیه السلام

بایدها و نبایدهای خدمت رسانی اخلاص شرط پذیرش هر عملی، ازجمله خدمت به مردم، اخلاص است و مومن باید به انگیزه جلب رضایت الهی خدمتگزار عیال الله باشد و هرچه ناخالصی در عمل بیشتر باشد، درجه مطلوبیت آن هم پایین‌تر خواهد آمد.

درنگی در مفهوم خدمت

اگر عبادت بزرگ ترین فلسفه آفرینش است که: «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنْسَ اِلاّ لِیَعْبُدُونِ»؛[1] «جن و انسان را خلق نکردم، مگر به خاطر اینکه عبادتم کنند»، برگزیدگان الهی، عابدترین بندگان خدا خواهند بود و اگر از والاترین مظاهر عبادت، «خدمت به خلق» است که: «مَنْ سَعی فی حاجَةِ اَخیهِ الْمُؤْمِنِ فَکَأَنَّما عَبَدَ اللّه َ تِسْعَةَ آلافِ سَنَةٍ صائِما نَهارَهُ قائِما لَیْلَهُ؛[2] هر فردی که در برآوردن نیاز برادر مؤمنش تلاش کند، گویا نُه هزار سال خداوند را عبادت کرده، در حالی که روزها را روزه دار و شبها را شب زنده دار بوده است.»، برگزیدگان الهی، انبیا و معصومان، خدمتگزارترین افراد به مردم خواهند بود؛ زیرا آنان اسوه و شاخص اند و درخت کمال در وجودشان به بالنده ترین شکل سر به فلک کشیده است.

آیه الهی خطاب به پیامبر اکرم (صلي‏ الله ‏عليه‏ و‏ آله) را به یاد آوریم که می فرماید: «وَاخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ»[3] پر و بال خود را برای مؤمنانی که پیرو تو هستند، بگستران.» واژه «خفض جناح» که سه بار در قرآن کریم به کار رفته است، به کنایه از کمال مهرورزی، عطوفت و خدمتگزاری خالصانه و متواضعانه حکایت می کند.

خدمتگزاران واقعی، انبیا و اوصیا و مؤمنان به آنان هستند؛ چه بی پرده و صریح می توان این ادعا را در حدیث آسمانی امام صادق (علیه السلام) یافت که فرمود: «ما آمَنَ بِاللّه ِ وَلا بِمُحَمَّدٍ وَلا بِعَلِیٍّ مَنْ اِذا اَتاهُ اَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فی حاجَةٍ لَمْ یَضْحَکْ فی وَجْهِهِ فَإِنْ کانَتْ حاجَتُهُ عِنْدَهُ سارَعَ اِلی قَضائِها وَاِنْ لَمْ یَکُنْ عِنْدَهُ تَکَلَّفَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِهِ حَتّی یَقْضِیَها لَهُ فَإِذا کانَ بِخِلافِ ما وَصَفْتُهُ فَلا وَلایَةَ بَیْنَنا وَبَیْنَهُ؛[4] به خدا و محمد (صلي‏ الله ‏عليه‏ و‏ آله) و علی (علیه السلام) ایمان نیاورده است کسی که هنگامی که برادر دینی اش به خاطر حاجتی نزد او آید، با خوشرویی برخورد نکند. پس اگر توان دارد، نیاز او را به سرعت برطرف کند و اگر توان ندارد با کمک دیگری حل کند، اگر بر خلاف آنچه توصیف کردم باشد، پس بین ما و او ولایتی نخواهد بود.»

با این دیدگاه، کسانی نزد خدا دوست داشتنی تر خواهند بود که نسبت به دیگران گامی به این هدف نزدیک تر باشند. این سخن قدسی را به یاد آوریم که: «اَلْخَلْقُ عِیالی فَأَحَبُّهُمْ اِلَیَّ اَلْطَفُهُمْ بِهِمْ وَاَسْعاهُمْ فی حَوائِجِهِمْ؛[5] مردم خانواده من هستند. پس محبوب ترین آنها نزد من، مهربان ترین و کوشاترین آنها در رفع نیازهای مردم است.»

اینک که در آستانه شهادت حضرت جوادالائمه (علیه السلام) قرار گرفته ایم، گوشه هایی از خدمت در سیره و سخن حضرت را مرور می کنیم.

خدمت در سیره و سخن امام جواد (علیه السلام)

1 – بایدها و نبایدهای خدمت رسانی

اخلاص

شرط پذیرش هر عملی، از جمله خدمت به مردم، اخلاص است و مؤمن باید به انگیزه جلب رضایت الهی خدمتگزار عیال اللّه باشد و هرچه ناخالصی در عمل بیشتر باشد، درجه مطلوبیت آن هم پایین تر خواهد آمد. علاوه بر دخالت اخلاص در اصل عمل،[6] از دیدگاه امام جواد (علیه السلام) در تداوم اعمال نیز باید اخلاص جاری باشد. چه بسا عملی که انجام آن با خلوص است، ولی عامل به آن بعد از عمل، آن را به ریا و ناخالصی آلوده و از درجه مقبولیت الهی ساقط می کند؛ لذا امام جواد (علیه السلام) فرمود: «اَلاْءبْقاءُ عَلَی الْعَمَلِ اَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ؛[7] بقای بر عمل سخت تر از خود عمل است.»

و آن گاه که پرسیدند بقای بر عمل یعنی چه؟ فرمود: «یَصِلُ الرَّجُلَ بِصِلَةٍ وَیُنْفِقُ نَفَقَةً لِلّهِ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ فَکُتِبَ لَهُ سِرّا ثُمَّ یَذْکُرُها وتُمْحی فَتُکْتَبُ لَهُ عَلانِیَةً، ثُمَّ یَذْکُرُها فَتُمْحی وَتُکْتَبُ لَهُ رِیاءً؛[8] مردی هدیه ای می دهد و برای خدای یگانه بی شریک انفاقی می کند، پس برایش به عنوان «عمل پنهانی» نوشته می شود. سپس او کارش را یادآوری می کند، در این وقت عنوان قبلی محو می شود و «عمل آشکار» برایش نوشته می شود. آن مرد دوباره عملش را یادآوری می کند پس عنوان قبلی محو می شود و برایش «عمل ریایی» نوشته می شود.»

پرهیز از اذیت

فرد خدمت رسان علاوه بر اخلاص، باید از هر نوع رفتاری که موجبات رنجش مددجو را فراهم آورد، پرهیز کند. همچنین باید به خاطر خدمت خود به یک مؤمن، به منت گذاری و یا اذیت دیگر مؤمنان هم نپردازد. حکایتی از امام جواد (علیه السلام) در این باره راهگشا است:

مردی نزد امام جواد (علیه السلام) آمد که بسیار خوشحال و مسرور به نظر می رسید. امام از علت خوشحالی اش پرسید. او گفت: یابن رسول اللّه ، از پدرت شنیدم که می فرمود: «شایسته ترین روز برای شادی بنده روزی است که در آن انسان توفیق نیکی و انفاق به برادران مؤمنش یابد.» و امروز ده نفر از برادران دینی که فقیر و عیال وار بودند از فلان شهرها به نزد من آمدند و من هم به هر کدام چیزی دادم، برای همین هم مسرورم.

امام جواد (علیه السلام) به او فرمود: «لَعَمْری اِنَّکَ حَقیقٌ بِاَنْ تَسُرَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ اَحْبَطْتَهُ، اَوْ لَمْ تُحْبِطْهُ فیما بَعْدُ؛ به جانم سوگند! شایسته است مسرور باشی، اگر کار خود را بی اثر نساخته باشی و یا بعدا حبط و بی اثر نسازی.» او با شگفتی پرسید: با اینکه از شیعیان خالص شمایم، چگونه عمل نیک من پوچ می شود؟

فرمود: «با همین سخنی که گفتی، کارهای نیک و انفاقهای خود را حبط کردی.» او توضیح خواست و امام فرمود: این آیه را بخوان «یا اَیُّها الَّذینَ آمَنُوا لاَ تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالاَْذی»؛[9] «ای مؤمنان بخششهای خود را با منت و اذیت باطل نکنید.»

گفت: من که به آن افراد منت نگذاشتم و آزار ندادم! امام فرمود: «خدا فرموده: بخششهای خود را با منت و آزار باطل نسازید، نفرموده تنها منت و آزار بر آنان که می بخشید، بلکه خواه بر آنان خواه بر دیگری. آیا به نظر تو آزار به آنان شدیدتر است یا آزار به فرشتگان مراقب اعمال تو و فرشتگان مقرب الهی و یا آزار به ما؟»

مرد گفت: البته آزار به فرشتگان و شما. امام فرمود: تو فرشتگان و ما را آزردی و عمل خود را باطل کردی. مرد پرسید: چرا باطل کردم و شما را آزردم؟ فرمود: اینکه گفتی: «چگونه باطل نمودم با اینکه از شیعیان خالص شما هستم؟» وای بر تو! آیا می دانی شیعه خالص ما کیست؟ شیعه خالص ما «حزبیل» مؤمن آل فرعون و «حبیب نجار» صاحب یس و… و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار هستند. تو خود را در صف این فراد برجسته قراردادی و ما و فرشتگان را آزردی.

آن مرد بعد از اعتراف به تقصیر و استغفار، پرسید: پس چه بگویم؟ امام فرمود: بگو من از دوستان شما هستم. دوستان شما را دوست دارم و دشمنان شما را دشمن می دارم. او چنان گفت و امام جواد (علیه السلام) فرمود: «اَلاْنَ قَدْ عادَتْ اِلَیْکَ مَثُوباتُ صَدَقاتِکَ وَزالَ عَنْها الاِْحْباطُ؛[10] الان پاداشهای بخششهایت به تو بازگشت و حبط و بی اثری از آنها زایل شد.»

خدمت در حد توان

مردی خدمت امام جواد (علیه السلام) آمد و گفت: به اندازه جوانمردی ات به من کمک کن. امام فرمود: این قدر نمی توانم. گفت پس به اندازه جوانمردی خودم، کمک کن. فرمود: این را می توانم. ای غلام! صد دینار به او بده.[11]

نابودی نعمت

امام جواد (علیه السلام) می فرماید: «اِنَّ لِلّهِ عِبادا یَخُصُّهُمْ بِالنِّعَمِ وَیُقِرُّها فیهِمْ ما بَذَلُوها فَإِذا مَنَعُوها نَزَعَها عَنْهُمْ وَحَوَّلَها اِلی غَیْرِهِمْ؛[12] خداوند بندگانی دارد که نعمتهایش را به آنان اختصاص داده است و مقرر کرده است از آن بذل و بخشش کنند و اگر خودداری کنند، از آنان می گیرد و به دیگران منتقل می کند.»

بر این اساس، امام جواد (علیه السلام) قرار گرفتن و تمرکز نعمتها در دست برخی افراد را سنّت و خواسته ای الهی می داند که امری هدفمند است و هدف از آن هم، واگذاری به دیگران می باشد؛ لذا صاحبان مال و جاه و مقام و موقعیت باید آنچه را به دست می آورند، اولاً نعمت و سپرده الهی بدانند و ثانیا واگذاری و خدمت به مردم را وظیفه خود بدانند و ثالثا مطمئن باشند که در صورت ترک وظیفه، همان خدایی که این نعمتها و امکانات را به آنان سپرده است، توان بازپس گیری و واگذاری آن را به افراد دیگر دارد.

امام جواد (علیه السلام) در حدیثی دیگر، به طبیعی بودن این وضعیت و سنت الهی بودن آن چنین اشاره می کند: «ما عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللّه ِ عَلی اَحَدٍ اِلاّ عَظُمَتْ عَلَیْهِ حَوائِجُ النّاسِ، فَمَنْ لَمْ یَحْتَمِلْ تِلْکَ الْمَئونَةَ عَرَضَ النِّعْمَةَ لِلزَّوالِ؛[13] نعمت خدا بر کسی زیاد نمی شود، مگر اینکه نیاز مردم هم به او بیشتر می شود. پس کسی که این زحمت را تحمل نکند، نعمت را در معرض زوال قرار می دهد.»

مرز خدمت

خدمتگزاری نیز مانند هر رفتار اجتماعی دیگر مرزی دارد و طبعا باید به انسانهایی خدمت کرد که اهلیت خدمت را دارند، نه آنکه با ارائه خدمت، در مسیر غیر الهی شان مستحکم تر شوند. برای همین، اهل بیت (علیهم السلام) هرگاه ارائه خدمت به منحرفان، عامل جذب و تألیف قلوب و هدایت آنان می شد، از هیچ نوع خدمت و حتی گذشت از توهینها و… دریغ نداشتند. و در کنار آن، هرگاه هم که تشخیص می دادند خدمت رسانی به یک شخص منحرف موجب تقویت و یا رسمیت وی می شود، از آن پرهیز می کردند. نمونه ای از رفتارهای امام جواد (علیه السلام) در این باره را می خوانیم:

علی بن مهزیار می گوید: به امام جواد (علیه السلام) نوشتم: فدایت شوم! پشت سر کسی که قائل به جسمانیت خداست، نماز بخوانم؟ فرمود: «لا تُصَلُّوا خَلْفَهُمْ وَلا تُعْطُوهُمُ الزَّکاةَ وَابْرَؤُوا مِنْهُمْ بَرِئَ اللّه ُ مِنْهُمْ؛[14] پشت سرشان نماز نخوانید و چیزی از زکات به آنها ندهید و از آنان بیزاری بجویید که خدا از آنان بیزار است.»

2 – آثار خدمت رسانی

رضایت الهی

امام صادق (علیه السلام) می فرمود: «مسلمانی نیاز مسلمانی را برآورده نمی سازد، مگر اینکه خدای تبارک و تعالی به او می فرماید: ثواب کار تو با من است و به کمتر از بهشت برای تو راضی نمی شوم.»[15]

امام جواد (علیه السلام) می فرمود: «ثَلاثٌ یَبْلُغَنَّ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّه ِ: کَثْرَةُ الاِْسْتِغْفارِ وَخَفْضُ الْجانِبِ وَکَثْرَةُ الصَّدَقَةِ؛[16] سه چیز بنده را به مقام رضوان الهی می رساند: استغفار زیاد، فروتنی با مردم و زیاد صدقه دادن.»

پاداش، مباهات و نام نیک

امام جواد (علیه السلام) می فرمود: «اَهْلُ الْمَعْرُوفِ اِلَی اصْطِناعِهِ اَحْوَجُ مِنْ اَهْلِ الْحاجَةِ اِلَیْهِ، لاَِنَّ لَهُ اَجْرَهُ وَفَخْرَهُ وَذِکْرَهُ، فَمَهْما اِصْطَنَعَ الرَّجُلُ مِنْ مَعْرُوفٍ، فَاِنَّما یَبْدَأُ فیهِ بِنَفْسِهِ فَلا یَطْلُبَنَّ شُکْرَ ما صَنَعَ اِلی نَفْسِهِ مِنْ غَیْرِهِ؛[17] اهل نیکوکاری به کار خیرش بیشتر از نیازمندان به خیر، محتاج است؛ چون پاداش و مباهات و نام آن کار برای نیکوکار است. پس هرگاه سه چیز بنده را به مقام رضوان الهی می رساند: استغفار زیاد، فروتنی با مردم و زیاد صدقه دادن.

مردی کار خوبی کرد، از خودش شروع کرده است؛ لذا تشکر بابت کارش را از دیگران نباید بخواهد.»

برتری بر عابد، نتیجه خدمت عقیدتی

عمل خدمت رسانی ارزشی عمومی دارد؛ اما برخی از خدمات، و از جمله خدمت فرهنگی و نجات دادن کسانی که در معرض گمراهی و انحراف فکری قرار دارند، ارزش افزون تری دارد. امام جواد (علیه السلام) ارزش شگفت آوری را برای خدمت به ایتام آل محمد یادآور می شود و می فرماید:

«اِنَّ مَنْ تَکَفَّلَ بِأَیْتامِ آلِ مُحَمَّدٍ الْمُنْقَطِعینَ عَنْ اِمامِهِمْ، الَمُتَحَیِّرینَ فی جَهْلِهِمْ، اَلأَْسْراءِ فی اَیْدی شَیاطینِهِمْ وَ فی اَیْدِی النَّواصِبِ مِنْ اَعْدائِنا فَاسْتَنْقَذَهُمْ مِنْهُمْ وَأَخْرَجَهُمْ مِنْ حَیْرَتِهِمْ وَقَهْرِ الشَّیاطینَ بِرَدِّ وَساوِسِهِمْ وَقَهْرِ النّاصِبینَ بِحُجَجِ رَبِّهِمْ وَدَلیلِ اَئِمَّتِهِمْ، لَیُفَضَّلُونَ عِنْدَ اللّه ِ تَعالی عَلَی الْعابِدِ بِاَفْضَلِ الْمَواقِعِ بِاَکْثَرَ مِنْ فَضْلِ السَّماءِ عَلَی الاَْرْضِ وَالْعَرْشِ وَالْکُرْسِیِّ وَالْحُجُبِ [عَلَی السَّماءِ] وَفَضْلُهُمْ عَلی هذا الْعابِدِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ عَلی اَخْفی کَوْکَبٍ فِی السَّماءِ؛[18] همانا کسانی که یتیمان آل محمد را سرپرستی کنند که از امامشان جدا شده اند، و در جهل خود سرگردان اند و در دست شیاطین شان و ناصبیهایی که دشمن ما هستند، اسیرند، پس از دست آنان نجاتشان دهند و از سرگردانی و قهر شیطانها با بازگرداندن وسوسه هایشان و از قهر ناصبیها با آوردن حجتهای خدایشان و دلیلهای ائمه خویش خارج سازند، نزد خداوند بر عابد به بهترین موقعها برتری داده می شوند؛ بیشتر از برتری آسمان بر زمین و عرش و کرسی و حجابها [بر آسمان] و برتری آنها بر این عابد، مانند برتری ماه شب چهارده بر کوچکترین ستاره در آسمان است.»

پی نوشتها:

[1] . الذاریات/56.

[2] . بحارالانوار، ج71، ص315. (قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله ).

[3] . شعرا/215؛ امام علی علیه السلام هم می فرمود: «وَاخْفِضْ لِلرَّعِیَّةِ جَناحَکَ وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَکَ وَأَلِنْ جانِبَکَ وَآسِ بَیْنَهُمْ…» (نهج البلاغه، نامه 46).

[4] . بحارالانوار، ج72، ص176.

[5] . کافی، ج2، ص199.

[6] . قال علی علیه السلام : «لا یَسْتَقیمُ قَضاءُ الْحَوائِجِ اِلاّ بِثَلاثٍ بِاسْتِصْغارِها لِتَعْظُمَ وَبِاسْتِکْتامِها لِتَظْهَرَ وَبِتَعْجیلِها لِتَهْنُؤَ.» (نهج البلاغه، فیض، ص1131).

[7] . کافی، ج2، ص296؛ بحارالانوار، ج67، ص233.

[8] . همان.

[9] . بقره/264.

[10] . تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام ، ص314؛ بحارالانوار، ج68، ص159.

[11] . کشف الغمه، ج2، ص368؛ حلیة الابرار، ج2، ص408، (در روایت آمده است: یا غلام اعطه مائة دینار. اما بعضی به اشتباه 200 دینار نوشته اند.)

[12] . کشف الغمه، ج2، ص364؛ فصول المهمه، ص261؛ بحارالانوار، ج78، ص79.

[13] . فصول المهمه، ص261؛ بحارالانوار، ج78، ص79 و روایتی مانند آن را در نهج البلاغه، حکمت 373 مشاهده نمایید.

[14] . امالی صدوق، ص352؛ بحارالانوار، ج3، ص292؛ مباحثی پیرامون این روایت در بحارالانوار نقل شده است.

[15] . بحارالانوار، ج73، ص312.

[16] . کشف الغمه، ج2، ص349؛ بحارالانوار، ج75، ص81.

[17] . بحارالانوار، ج75، ص79.

[18] . تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام ، ص344؛ الاحتجاج، ج1، ص17.

منبع:محمد عابدی؛مبلغان-آذر و دی 1383، شماره 61؛ صفحه 25