حقوق کودک

نوشته‌ها

تعلیم و آموزش کودک و توجه به وضع تعلیم و تربیت او

تحصیل

۱- تا آنجا که ممکن است باید ترتیبى داده شود که از تمام طبقات، هر کس داراى استعداد بیشترى است، بتواند به تحصیل ادامه دهد.(۱)

۲- دانش آموز و دانشجو در هر رشته از علوم مباح که تحصیل مى کنند، اگر هدف از تحصیل، خدمت به جامعه و زیاد شدن عظمت اسلام و رفع نیاز مسلمانان به بیگانگان باشد اجر و ثواب بسیار دارند(۲).

مواد آموزشى

۱- خواندن، درس دادن، نوشتن، نگهدارى و حتى خرید و فروش کتاب‌هاى گمراه کننده حرام است. مگر زمانى که براى هدفى صحیح باشد؛ مثلاً براى پاسخ دادن به اشکال‌هاى آن.(۳)

۲- ولىّ کودک مى تواند او را براى آموزش قرآن، به شخص امینى بسپارد.(۴)

۳- دادن قرآن به کودک، براى آموزش جایز است، هر چند معلوم باشد که بى وضو قرآن را مس مى کند.(۵)

۴- ساختن داستان‌هایى که واقعیت ندارد هر چند براى آموزش مثبت باشد، ولى چون دروغ است، باید از آن خوددارى شود.(۶)

فضاى آموزشى

۱- مسلمان در این زمان باید کاملاً مراقب فرزند خود باشد و تا زمانى که از وضع کودکستان و دبستان و دبیرستان‌ها از هر جهت مطمئن نشده است، از فرستادن فرزند معصوم خود به این گونه مراکز خوددارى کند. و وزر و وبال فساد عقیدهء فرزند، بلکه اولاد فرزند خود را تا روز قیامت به گردن نگیرد.(۷)

۲- فرستادن فرزند به کودکستان، دبستان و دبیرستانى که اسلامیت و امانت و علاقمندى مؤسسان و معلمان آن به سنت‌هاى اسلامى معلوم نیست و در معرض خطر انحراف عقیده و فساد اخلاق قرار مى گیرد جایز نیست.(۸)

۳- بر ولى دانش آموز حرام است فرزند خود را تحت تعلیم معلمان فاسق و بى ایمانى که باعث فساد عقیده و اخلاق او مى شوند قرار دهد(۹).

۴- حاضر شدن در کلاس درسى که استاد آن، فساد عقیده داشته و در ضمن درس، علیه اسلام تبلیغ مى کند، جایز نیست.(۱۰)

۵- فرستادن کودک به مدرسه‌اى که بانى آن، بهایى یا یکى از فرقه‌هاى گمراه است، چنانچه باعث تقویت آنان شود، حرام است.(۱۱)

۶- اگر مدارس و دانشگاه‌ها و دانشکده‌هاى علوم و صنایع مردم نیاز مورد طبق آداب و سنت‌هاى اسلامى و چه رعایت احکام اسلام به تعداد کافى نباشد، بر مسلمانان واجب است که خودشان مستقیماً به تأسیس این گونه چه مدارس و دانشگاه‌ها بر اساس تعالیم مقدسه اسلام و اجراى برنامه‌هاى دینى اقدام نمایند.(۱۲)

۷- کفار حق ندارند در کشورهاى اسلامى، مدرسه دایر کرده و تعلیم و تربیت کودکان مسلمان را عهده‌دار شوند؛ و بر مسلمانان جایز نیست فرزندان خود را به مراکز آموزش آنها بفرستند.(۱۳)

۸- تأسیس مدارس مختلط ابتدایى و بالاتر از آن جایز نیست.(۱۴)

۹- دانشجویان پسر مى توانند در دانشگاه‌هاى مختلط تحصیل کنند ولى اگر رفتن به این دانشگاه‌ها باعث ارتکاب کار حرام و یا سبب تحریک شهوتشان شود، جایز نیست.(۱۵)

هزینه تحصیلى

۱- کتاب و نوار درسى، جزو نفقه واجب فرزند بر پدر نیست.(۱۶)

۲- اگر پسر به کتاب‌هاى علمى و دینى احتیاج داشته باشد، پدرش مى تواند آنها را از زکات ـ سهم سبیل الله ـ خریده و در اختیارش قرار دهد؛ یا به او زکات بدهد، تا خودش تهیه کند.(۱۷)

۳- کسى که توانایى کسب و کار دارد، اگر تحصیل علم او را از کار باز دارد:

— اگر تحصیل آن علم بر او واجب عینى یا کفایى باشد مى تواند زکات بگیرد.

— چنانچه تحصیل آن علم مستحب باشد، گرفتن زکات جایز است.

— اگر نه مستحب باشد، نه واجب، بلکه مباح باشد، گرفتن زکات جایز نیست.(۱۸)

۴- اگر کسى یک نفر را براى آموزش قرآن به کودکان شیعه اجیر کند، مى تواند دستمزد او را از زکات ـ سهم سبیل الله ـ بپردازد.(۱۹)

۵- اگر پدر بخواهد براى تأمین کتب مورد نیاز و نوار درسى فرزند خود، به او سهم امام(علیه السلام) بپردازد باید از حاکم شرع ـ فقیه جامع الشرایط ـ اذن بگیرد.(۲۰)

۶- پدر مى تواند براى خرید کتب مورد نیاز فرزند سیدش، به او سهم سادات بپردازد.(۲۱)

تربیت

از مهمترین مسائل اسلامى، توجه به وضع تعلیم و تربیت فرزندان و مراقبت در حسن ترقى و تکامل آنهاست.(۲۲)

پی‌نوشت‌ها

۱- ت.گ، ص ۴۹۳ م ۲۸۷۷

۲- ت.گ، ص ۴۹۳ م ۲۸۷۸

۳- تحریر، کتاب المکاسب، م ۲۲

۴- مجمع، ج ۳ ص ۲۴ م ۱۱

۵- عروه، ج ۱ ص ۱۹۱ م ۱۵

۶- استفتائات، ج ۲ ص ۶۱۶ م ۳

۷- ت.گ، ص ۲۴۳ م ۱۳۹۸

۸- ت.گ، ص ۴۹۳ م ۲۸۷۴

۹- ت.گ، ص ۲۴۳ م ۱۳۹۸

۱۰- ت.گ، ص ۴۹۳ م ۲۸۷۹

۱۱- مجمع، ج ۱ ص ۵۳۰ م ۶۷

۱۲- ت.گ، ص ۴۹۳ م ۲۸۷۷

۱۳- ت.گ، ص ۴۹۳ م ۲۸۷۵

۱۴- ت.گ، ص ۴۹۳ م ۲۸۷۶

۱۵- مسائل وردود، ص ۱۱۸ م ۳۳۳

۱۶- مجمع، ج ۱ ص ۳۹۹ م ۳۸۲ـ مجمع، ج ۱ ص ۳۹۹ م ۳۸۴

۱۷- ت.خ، ص ۳۳۳ م ۱۹۵۸ـ ت. گ، ص ۳۳۲ م ۱۹۵۸ـ تحریر، ج ۱ ص ۳۴۰، م ۱ـ عروه، ج ۲ ص ۳۲۱ م ۱۸

۱۸- عروه، ج ۲ ص ۳۰۸ م ۸

۱۹- مجمع، ج ۱ ص ۴۱۷ م ۳۵

۲۰- مجمع، ج ۱ ص ۳۹۹ م ۳۸۲ـ مجمع، ج ۱ ص ۳۹۹ م ۳۸۴

۲۱- مجمع، ج ۱ ص ۳۹۹ م ۳۸۲ـ مجمع، ج ۱ ص ۳۹۹ م ۳۸۴

۲۲- ت.گ، ص ۴۹۳ م ۲۸۷۳

منبع: محمد حسین فلاح زاده؛ پایگاه بلاغ

نگاهی به حقوق کودک در اسلام و کنوانسیون جهانی

کودکان، آسیب پذیرترین گروه جامعه انسانی

کودکان آسیب‌پذیرترین گروه جامعه انسانی، نخستین کسانی هستند که در معرض هجوم مستقیم انواع ناگواری ها، فشارها و مشکلات ناشی از زندگی بزرگ‌ترها قرار می‌گیرند و آن را تحمل می‌کنند. امروزه میلیون‌ها کودک در سراسر جهان به خاطر بی‌سرپرستی، آواره‌گی‌های ناشی از جنگ و بلاهای طبیعی، تغذیه نامناسب، آلودگی به انواع بیماری‌های خطرناک، اعتیاد والدین و مشکلات ناشی از طلاق، یا در شرایط دشواری به سر می‌برند یا در چنگال افراد پلید به انواع سوءاستفاده‌های انسانی مانند توزیع مواد مخدر، خودفروشی و کار اجباری تن می‌دهند و به تعبیری بهتر، حقوق آنها نقض می‌شود.

البته چگونگی نقض حقوق کودکان، در نقاط مختلف جهان متفاوت است. در کشورهای در حال توسعه، کودکان، بیشتر با فقر و پیامدهای ناشی از آن مانند سوءتغذیه، کمبود امکانات بهداشتی، درمانی و تحصیلی درگیرند. در حالی که در کشورهای توسعه یافته، مشکلات اخلاقی و ضعف بنیاد خانواده گریبان‌گیر کودکان است. خوشبختانه در کشورهای مسلمان، به سبب وجود استحکام در بنیاد خانواده و گرایش‌های دینی و اعتقادی و آشنایی بیشتر با احکام اسلامی، وضعیت حقوقی کودکان جایگاه نسبی مناسب تری دارد. بنابراین، بهتر است دیدگاه دین اسلام درباره حقوق کودک را بررسی کنیم و دستورهای پیشرفته آن را در این زمینه در نظر بگیریم و البته هیچ مکتب و آیینی به اندازه دین مقدس اسلام، به حقوق کودکان توجه نکرده و سفارش‌های لازم را نداده است.

پیام متن: اسلام، بیش از مکتب‌های دیگر، برای کودکان ـ این گروه آسیب پذیر جامعه – حقوق قائل شده است، زیرا با رعایت این حقوق، آینده کشور با وجود انسان‌های شایسته، تضمین خواهد شد.

والدین، مسئول اصلی رعایت حقوق کودک

در کنوانسیون حقوق کودک، بیشترین مسئولیت در رعایت حقوق کودک، بر دوش والدین نهاده شده است، چنان که در ماده ۱۸ کشورهای طرف کنوانسیون متعهد شده‌اند: «بیشترین تلاش خود را برای تضمین به رسمیت شناختن این اصل که پدر و مادر کودک، مسئولیت مشترکی در زمینه رشد و پیشرفت کودک دارند، به عمل آورند. والدین یا قیم قانونی، مسئولیت عمده را در رشد و پیشرفت کودک به عهده دارند و اساسی‌ترین مسئله آنان،(حفظ) منافع عالیه کودک است».

در آموزه‌های آسمانی اسلام نیز بیشترین مسئولیت در قبال کودک، بر دوش والدین است که به آن «حق الوَلَدِ عَلَی الوالِد» می‌گویند؛ زیرا کودک، برکت خانه و نعمت و حسنه ای است که خداوند به پدر و مادر ارزانی کرده است. از این رو، قدر و جایگاه آن را باید بدانیم و به وظایف خود در برخورد با این نعمت الهی عمل کنیم در غیر این صورت، عاق فرزندان خواهیم بود.

پیام متن: سزاوارترین افراد به رعایت حقوق کودک، پدر و مادر هستند؛ زیرا آنها دل سوزترین افراد در حق او هستند.

اسلام و سفارش به رعایت حقوق کودکان

در آموزه‌های آسمانی اسلام، همه کودکان از دختر و پسر، حقوق و مزایای معیّنی دارند و همگان از اِعمال هر گونه خشونت و بی‌رحمی در حق آنان باز داشته شده‌اند. این در حالی است که پیش از اسلام، میان اعراب و دیگر قوم ها، کودکان در وضع نامناسبی قرار داشتند و از کمترین حقوق عادی نیز بهره مند نبودند. آنان با هر بهانه کوچکی از جمله رهایی از فقر و هزینه زندگی، آنها را از میان بر می‌داشتند. در این میان، شرایط دختران بسیار دردناک تر بود. بزرگان عرب و افراد سرشناس، داشتن دختر را برای خود ننگ و عار می‌دانستند. آنها را زنده به گور می‌کردند، چنان که خداوند در قرآن می‌فرماید:

و هرگاه یکی از آنان را به دختر مژده دهند، چهره‌اش سیاه می‌شود، در حالی که خشم [و اندوه] خود را فرو می‌خورد و از بدی آنچه بدو بشارت داده شده، از قبیله [خود] روی می‌پوشانند که آیا او را با خواری نگاه دارد، یا در خاک پنهانش کند؟ و چه بد داوری می‌کنند.(نحل: ۵۸ و ۵۹)

اسلام با آمدن خود، در قالب تعبیرهای زیبا در این باره، نه تنها مردم را از آن عادت‌های زشت باز داشت، ارزش کودکان را در جامعه افزایش داد و از آن پدران و مادران خواست که به بهانه‌های واهی فرزندان خود را نکشند و با آنها دل سوز باشند، آنجا که در قرآن آمده است:

و از بیم تنگ دستی فرزندان خود را نکشید، ماییم که به آنها و شما روزی می‌بخشیم. آری، کشتن آنان همواره خطایی بزرگ است».(اسراء،: ۳۱)

همچنین رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «از ما نیست، کسی که به خردسالان رحم نکند».

جالب این که این حمایت‌ها از حقوق کودکان، زمانی مطرح شده که هیچ نهاد، سازمان یا کنوانسیون بین المللی برای دفاع از حقوق کودکان وجود نداشته است. اسلام با در نظر گرفتن همه نیازهای اولیه جسمی، روحی و روانی کودکان و دفاع از آن، زمینه را برای رشد و پیشرفت آنان در همه جنبه‌ها فراهم آورده است.

برخی از حقوق کودکان

۱٫ انتخاب نام نیکو

بنا بر بند ۱ ماده ۷ کنوانسیون حقوق کودک: «تولد کودک، بلافاصله پس از تولد باید ثبت شود و از حقوقی مانند داشتن نام، کسب تابعیت و در صورت امکان، شناسایی والدین بهره مند باشد.» در اسلام نیز یکی از نخستین وظایفی که بر عهده والدین، پس از تولد نوزاد نهاده شده، انتخاب نام نیکو و مناسب برای کودک است. امام رضا(علیه السلام) در این باره می‌فرماید:

نخستین امری که پدر از آن راه به فرزندش احسان و نیکی می‌کند، انتخاب نام نیکوست. پس هر یک از شما برای فرزند خود نام نیکو قرار دهید.

همچنین رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «حق فرزند بر والدین، آن است که نام او را نیکو انتخاب کند.» در واقع، انتخاب نام نیکو برای فرزند، در اسلام نوعی احسان و نیکی خوانده می‌شود که والدین به او روا می‌دارند، زیرا هم بخشی از نیازهای روحی و روانی کودک برآورده می‌شود و به او شخصیت و اعتبار می‌بخشد و هم او را از توهین و استهزای دیگران در حق وی دور می‌کند. از نگاه اسلام، نام زیبا و نیک حتی می‌تواند، برای کودک امنیت و آسایش روانی پدید آورد. چنان که در روایت است: وقتی امام صادق(علیه السلام) شنید کسی نام فرزندش را محمد گذاشته است، فرمود: «به کودک خود دشنام مده، او را کتک نزن و به او بدی نکن!»

پیام متن: با انتخاب نام نیک برای فرزندان، گامی به سوی شکل‌دهی شخصیت متعالی در کودک برداریم.

۲٫ تأمین خوراک و تغذیه مناسب برای کودک

بهره‌مندی از تغذیه و خوراک مناسب، از حقوق مسلم کودک و برطرف کننده نیاز جسمی اوست. براساس بند «ج» ماده ۲۴ کنوانسیون حقوق کودک، کشورهای طرف کنوانسیون متعهد شده‌اند: «مبارزه با بیماری‌ها و سوء تغذیه را از راه فراهم کردن مواد غذایی مقوی و آب آشامیدنی سالم دنبال کنند».

در اسلام، بنا به فرموده رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم): «هیچ کاری بهتر از سیر کردن شکم گرسنه نیست» و اگر این شکم گرسنه از آنِ فرزندان و کودکان او باشد، از وظایف و حقوق اوست، چنان که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «از حقوق فرزند بر پدر، آن است که جز غذای پاک و خوب به او ندهد».

البته اگر والدین توانایی تأمین مواد غذایی مناسب را نداشته باشند، این وظیفه دینی افراد جامعه است که نیازهای غذایی آنان را تأمین کنند، چنان که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«هر کس سیر بخوابد و همسایه او در کنارش گرسنه باشد و او بداند، به من ایمان ندارد».

پیام متن: جسم سالم بر سلامت روح تأثیرگذار است و تغذیه مناسب بر سلامت جسم. بنابراین، رسیدگی به وضع تغذیه کودکان، به شکل غیرمستقیم، سامان دادن به روح و روان او نیز به شمار می‌رود.

۳٫ حق تحصیل

در اسلام، فراگیری دانش یک فریضه است، به گونه ای که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) به مردم سفارش می‌کند: «از گهواره تا گور دانش بجویند» و آموختن دانش(خواندن و نوشتن) را از جمله حقوق فرزندان بر والدین می‌داند و می‌فرماید: «از جمله حقوق فرزند بر پدر، آموختن نوشتن است».

در واقع، پدر و مادر زمانی فرزند خود را احترام می‌کنند که به او سواد خواندن و نوشتن و آداب معاشرت بیاموزند و از آنجا که شخصیت کودک در مراحل نخستین زندگی، در خانواده شکل می‌گیرد، آموختن دانش(خواندن و نوشتن) به کودکان، بر عهده والدین نهاده شده است تا در ابتدای زندگی، آنها را به سلاح دانش مسلح کنند تا به وسیله آن بر مشکلات آینده چیره شوند و این، کوچک ترین وظیفه ای است که از والدین انتظار می‌رود تا در حق فرزند و پاره تن خود روا دارند. امروزه در جهان توسعه یافته، مراحل نخستین سوادآموزی، امری اجباری است و در این راه، گام‌های مؤثری نیز برداشته شده است و در کنوانسیون حقوق کودک، بر اساس بند ماده ۲۸، کشورهای طرف کنوانسیون متعهد شده اند: «حق کودک را در قبال آموزش و پروش به رسمیت بشناسند و برای دست یابی تدریجی به این حق و بر اساس ایجاد فرصت‌های برابر اقدام‌هایی مانند: اجباری و رایگان کردن تحصیلات ابتدایی برای همگان، تشویق شکل‌های گوناگون آموزشی متوسطه و در دست رس قرار دادن آموزش عالی برای همگان براساس توانایی‌ها و به شیوه مناسب را معمول دارند».

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز حقوق تحصیلی برای کودکان و عموم مردم به رسمیت شناخته شده است، چنان که بنا بر اصل سی ام قانون اساسی: «دولت موظف است، وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد».

پیام متن: با آموختن سواد به کودکان، به آنها کرامت ببخشیم و کلید گشایش بسیاری از مشکلات زندگی را در اختیار آنان قرار دهیم.

۴٫ حق تفریح و بازی

یک ضرب المثل انگلیسی می‌گوید: «اگر کودکی را همیشه به کار وا داری و از بازی و ورزش محرومش کنی، عاقبت احمق می‌شود».

اگرچه این مثل اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد، واقعیت این است که حرکت و جنبش، اساس هر عمل غریزی و پایه وظایف زندگی است. به ویژه در دوران خردسالی و کودکی که زیربنای بنیه جسمی انسان را پی‌ریزی می‌کند. از این رو، امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «باید هفت سال نخست زندگی کودک، آزادانه به بازی و جنبش بدنی صروف شود».

در واقع، در مراحل نخستین زندگی، نباید از کودکان انتظار داشت که دنیای سرشار از شادی و نشاط خود را با دنیای بزرگ‌ترها جا به جا کنند، بلکه باید آنها را در بازی و تفریح آزاد گذاشت تا به تندرستی و سلامتی آنها آسیب وارد نشود. حتی بنا به سفارش رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، باید در بازی‌های کودکانه نیز آنها را یاری داد، چنان که می‌فرماید: «کسی که کودکی نزد اوست، باید رفتار کودکانه را در پیش گیرد».

به قول شاعر:

چون که با کودک سر و کارت فتاد پس زبان کودکی باید گشاد

(مولوی)

اسلام، حتی آموزش بازی‌ها و ورزش‌هایی مانند سوارکاری، شنا و تیراندازی به فرزندان را از وظایف والدین می‌داند. در این زمینه، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «حق فرزند بر پدر آن است که نوشتن، شنا کردن و تیراندازی را به او بیاموزد».

در بند ماده ۳۱ کنوانسیون حقوق کودک نیز آمده است: «کشورهای طرف کنوانسیون، حق کودک را برای تفریح، آرامش، بازی، فعالیت‌های خلاق مناسبِ سن خود و شرکت آزادانه در حیات فرهنگی و هنری به رسمیت می‌شناسند».

پیام متن: میان بازی و تفریح به اندازه کودک و بهداشت روانی او، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.

پرهیز از اعمال خشونت جسمی و روحی به کودک

خشونت جسمی و روحی، یکی از عوامل تخریب شخصیت کودکان است. به همین سبب، بنا بر بند ۱ ماده ۱۹ کنوانسیون حقوق کودک، کشورهای طرف کمیسیون متعهد شده اند: «اقدام‌های قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی را در جهت حمایت از کودک در برابر همه شکل‌های خشونت جسمی و روحی، آسیب‌رسانی و سوءاستفاده به عمل آورند».

در دین اسلام نیز به این مهم توجه جدی شده است، چنان که وقتی مردی در حضور امام علی(علیه السلام) از فرزند خود شکایت کرد، امام(علیه السلام) فرمود: «او را نزن، [بلکه [از او دوری کن(قهر کن)، ولی نه طولانی».

در واقع، این حدیث بیان می‌کند که اگر تنبیه برای تربیت کودک انجام می‌گیرد، بهتر آن است که این تنبیه، تنبیه بدنی نباشد، بلکه از عواطف کودک استفاده شود، زیرا تنبیه بدنی، زمینه ساز مشکلات روحی و عاطفی فراوانی همچون سرخوردگی و تخریب شخصیت کودکان می‌شود، ولی وقتی از کودک دوری شود، او خود، کم کم به اشتباه خود پی می‌برد. البته این دوری نباید طولانی شود؛ زیرا ممکن است از یک سو روی عواطف کودک اثر عمیق بگذارد و زمینه ساز مشکلات روحی او را شود و از سوی دیگر، بر اثر طولانی بودن، از تأثیر این ابزار تربیتی کاسته شود. بنابراین، امام(علیه السلام) پس از دستور دادن به دوری، بی‌درنگ سفارش می‌کند که این فاصله گرفتن والدین، طولانی نشود.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «خداوند به هیچ چیز خشم نمی گیرد، آن چنان که به خاطر زنان و کودکان خشم می‌گیرد».

پیام متن: خشونت نسبت به کودک با عزتمندی او ناسازگار است، به همین دلیل، در اسلام ـ تا حد ممکن و جز از سر ناچاری ـ از تنبیه جسمانی کودک پرهیز داده شده است.

احترام به مقام کودک

کودکان مانند هر انسان دیگری، دوست دارند محبوب واقع شوند و به شخصیت آنها احترام گذارده شود. ازاین رو، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سفارش می‌کند: «دوست بدارید کودکان خود را و به آنها ترحم و به وعده خود به آنان وفا کنید.» همچنین می‌فرماید: «وقتی نام فرزندتان را می‌برید، او را گرامی دارید و جای نشستن را برای وی باز کنید و با او ترش رو نباشید».

باز می‌فرماید: «اگر کسی فرزند خود را ببوسد، حسنه ای برای او نوشته می‌شود».

در واقع، همه این موارد، از نشانه‌های احترام گذاری درست و کامل به کودکان است که والدین می‌توانند، با رعایت کردن آن، به مقام کودک خود ارزش قائل شوند و نیازهای روانی او را برآورده کنند.

پیام متن: احترام به مقام کودک، به او اعتماد و حس خودباوری می‌بخشد. در نتیجه، او را از بسیاری از لغزش‌ها باز می‌دارد و زمینه را برای تعالی روحی وی آماده می‌سازد.

نویسنده: حسین بافکار

منبع: مجله طوبی؛ فروردین ۱۳۸۷؛ شماره ۲۷ صفحه ۱۰۵

چرا والدین فرزندانشان را تنبیه مى کنند

 على رغم آموزه‌های دینى ما و با وجود آموزش‌هایى که در جامعه داده مى شود، هنوز هم کم نیستند پدر و مادرهایى که تنبیه را به زعم خود بهترین راه آدم کردن فرزندانشان مى دانند و آموزش درس زندگى به کودکان خود را از طریق کتک زدن یا توهین کردن جایز مى دانند.

شاید تصور کنید در حال حاضر گرایش والدین به تنبیه بدنى، کمتر باشد اما واقعیت این است که فرهنگ نادرست تنبیه، به دلیل عدم شناخت از راه‌های تربیتى معقول، هنوز هم یک راه کار مهم براى والدین محسوب مى شود.

فضاى خشونت‌آمیز در خانواده، انتظارهاى غیر واقعى و نابجا از کودکان بدون توجه به توانایى‌های آنها، برآورده نشدن آرزوهاى دوران کودکى والدین و انتظار تجلى آنها در فرزندان، به سرپرستى و طلاق، ازدواج‌های مجدد، بیکارى، فقر معیشتى و کیفیت نامطلوب زندگى، بیمارى‌های روانى و عدم تعادل شخصیتى، بروز رفتارهاى شدید عصبى نظیر جنون آنى در والدین و تجربه مورد آزار قرار گرفتن خود والدین در دوران کودکى، از دلایل عمده آزار کودکان از سوى والدین است.

به گفته کارشناسان، در کشور ما بیش از ۸۰ درصد کودک‌آزارى ها در درون خانواده بر روى کودکان ۴ تا ۱۴ سال اتفاق مى افتد که این آزارها به صورت جسمى، جنسى و روانى از سوى ناپدرى، نامادرى و بعضاً به وسیله پدر و مادر واقعى، بر روى کودک اعمال مى شود.

بر طبق آمار، ۶۶ درصد کودک‌آزارى‌های در کشور ما از سوى مردان اعمال مى شود که در این زمینه، دختران بیش از پسران، در معرض این آزارها قرار دارند و همچنین خانواده‌های طلاق، ۲۵ درصد کودک‌آزارى ها را به خود اختصاص مى دهند.

کودک‌آزارى جسمى و بدنى، اولین و شایع‌ترین کودک‌آزارى است که بیشتر در خانواده‌های نیازمند و در معرض از هم پاشیدگى اتفاق مى افتد. کودک‌آزارى عاطفى، نوع دوم کودک‌آزارى است که شامل، تحقیر، سرزنش و خدشه‌دار کردن شخصیت کودک است که علاوه بر خانواده‌های فقیر، در خانواده‌های نسبتاً مرفه جامعه نیز دیده مى شود و تقریباً شایع‌ترین شکل کودک‌آزارى است.

همچنین در این میان، کار پیش از موعد کودکان در مزرعه، کارگاه‌های زیرزمینى و خیابان ها پیش از ۱۵سالگى و نیز کودک‌ربایى به منظور انتقام گرفتن از والدین یا باج‌خواهى مالى، از مصادیق دیگر کودک‌آزارى در تمام کشورهاى جهان است. «على رغم تأکید فراوان دین مبین اسلام نسبت به تکریم کودک و محبت به او، به دلیل فقر فرهنگى و غفلت برخى خانواده ها نسبت به اخلاق دینى و آموزه‌های تربیتى و اسلامى، کودک‌آزارى در جامعه، روز به روز روند افزایش به خود مى گیرد.»

فضاى خشونت‌آمیز در خانواده، انتظارهاى غیر واقعى و نابجا از کودکان بدون توجه به توانایى‌های آنها، برآورده نشدن آرزوهاى دوران کودکى والدین و انتظار تجلى آنها در فرزندان، بی‌سرپرستى و طلاق، ازدواج‌های مجدد، بیکارى، فقر معیشتى و کیفیت نامطلوب زندگى، بیمارى‌های روانى و عدم تعادل شخصیتى، بروز رفتارهاى شدید عصبى نظیر جنون آنى در والدین و تجربه مورد آزار قرار گرفتن خود والدین در دوران کودکى، از دلایل عمده آزار کودکان از سوى والدین است.

البته خلاء قانونى در رابطه با حقوق کودک نیز مضاف بر علت است که حدود تنبیه را براى خانواده‌ها مشخص نمى کند و عملاً تنبیه شدید کودکان توسط پدر و مادرها، به دلیل فقدان قانون در این مورد است. اما تعداد زیاد فرزندان و پر جمیعتى خانواده، فقدان آموزش مهارت‌های زندگى مخصوصاً در رابطه با زوج‌های جوان به دلیل عدم تجربه لازم در برخورد با کودکان، غفلت از مسایل تربیتى و پژوهشى در مدارس و معلولیت‌ها، از دلایل دیگر بروز کودک‌آزارى در میان خانواده‌هاست و کمتر کسى را مى توان یافت که در کودکى، قربانى یکى از این موارد نبوده باشد.

منبع: همشهرى

با اندکی تصرف و تغییر

سن ازدواج دختران (۲)

زهرا آیت الهى

سن ازدواج در قانون

چند سالى است که قانون سن ازدواج دختران از ۹ سالگى به بعد، در مقاله ها و سخنرانی‌ها مورد انتقاد قرار مى گیرد. گاه در این مطلب که دختر در نُه سالگى مکلف مى شود خدشه وارد مى شود و گاهى به مسأله سن قانونى ازدواج دختران در نُه سالگى. در این میان، نمى توان فشارهاى بین المللى بر قانونهاى داخلى پاره اى کشورها، از جمله ایران را نادیده گرفت. تلاش گسترده اى براى همسان کردن قانونهاى داخلى کشورها، با مصوبات سازمان ملل، که بیش تر توسط کشورهاى غربى تدوین گردیده و سپس تصویب گردیده، وجود دارد. اینان اصرار بر تغییر قانون سن ازدواج سازوار با قانونهاى سازمان ملل متحد دارند.

در مصوبات سازمان ملل، تأکید بر ممنوع بودن ازدواج کودکان است و کودک نیز به هر فردى که کم تر از هجده سال دارد، اطلاق مى شود. در کنفراس جهانى زن در پکن، در سال ۱۳۷۴؛ یکى از دستورالعملهایى که در (سند عمل) براى همه مردم جهان صادر شد عبارت بود از:

ـ تأکید بر تدوین قانونها و آیینهایى که به طور دقیق، دست کم سن ازدواج و هماهنگى براى ازدواج را تعیین کند.۱۲۶

در سند کنفرانس بیان شده است: به حکم ماده ۲۹۷ هر چه زودتر و تا پایان سال ۱۹۹۵ دولتها باید با رایزنى با سازمانهاى مربوط و سازمانهاى غیر دولتى اجراى هدفهاى سند کنفرانس را شروع کنند.

در بند ۳۰۵ آمده است: سند باید با اقدام کلیه سازمانها و ارگانهاى نظم سازمان ملل در دوره بین ۱۹۹۵ و ۲۰۰۰ اجرا شود.

در پایان کنفرانس، دبیر کل سازمان ملل در پیام پایانى خود گفت: سازمان ملل مسؤول اجراى مصوبات پکن و سند نهایى آن است و باید اجرا شود.

یکى از امورى که سند کنفرانس پکن تأکید فراوان بر آن دارد؛ پیوستن بى قید و شرط دولتها به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است که دولتها وقتى آن را به تصویب رساندند، برایشان حکم قانون دارد و باید آن را اجرا کنند.

در بخش چهارم ماده پانزدهم کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان آمده است:

(نامزدى و ازدواج کودک هیچ اثر قانونى ندارد و کلیه اقدامات ضرورى، از جمله وضع قانون براى تعیین حداقل سن ازدواج و اجبارى کردن ثبت ازدواج در دفاتر رسمى مى بایست، به عمل آید.)

مقصود از کودک در قوانین بین المللى افراد زیر ۱۸ سال است. کنوانسیون حقوق کودک که در سال ۱۹۸۹ میلادى در ۵۴ ماده تدوین شد و در سال ۱۹۹۰ به مرحله اجرا در آمد و ایران نیز در سال ۱۳۷۳شمسى آن را پذیرفته و مجلس شوراى اسلامى آن را به صورت مشروط تصویب کرده، یکى از این مجموعه قوانین چنین است. در ماده یک این کنوانسیون آمده:

ماده ۱- تعریف کودک: کسى که کم تر از هجده سال داشته باشد.

هر کشور که پیمان حقوق کودک را بپذیرد باید به اجراى آن گردن نهند و پس از دو سال از پذیرش آن، باید گزارشى از وضعیت کودکان آن کشور و چگونگى اجراى پیمان حقوق کودک را به کمیته بین المللى پیمان حقوق کودک ارائه دهد. از جمله خلاصه عملکرد کشورها از سال ۱۹۹۰ تا پایان سال ۱۹۹۶ که به سازمان ملل ارائه شده است، تدوین قانونهاى جدید یا اصلاح قانونهاى قبلى در پیوند با پیمان حقوق کودک، در سى و پنج کشور است که در زمره این قوانین قانون، سن بلوغ است.

در چند سال اخیر در ایران، سمینارهاى گوناگونى که برگزار شده است، به مواد قانون مدنى در ارتباط با سن ازدواج خرده گیریهایى شده و در این سمینارها، خواستار بالا رفتن سن ازدواج دختران تا ۱۵ یا ۱۸ سالگى شده اند، به نمونه هایى از این سمینارها اشاره مى شود:

۱- در تیر ماه ۱۳۷۵ کارگاه مشورتى بررسى سلامت دختران نوجوان و جوان به همت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى برگزار شد.

در این کارگاه، یکى از گزاره هایى که با عنوان مشکلات دختران نوجوان مطرح شد، عبارت است از قانونى بودن ازدواج دختران در سن بلوغ (۹ سال تمام قمرى = ۸ سال و ۸ ماه و ۲۷ روز شمسى) و عنوان دیگر:

ـ ازدواج در سنهاى پایین و پیش از رسیدن به بلوغ اجتماعى.

در نهایت، در این سمینار، در بخشى از استراتژیها جلب حمایت مراجع سیاستگذارى و قانونگذارى مطرح گردید، تا در زمینه بازنگرى قانون مدنى، تعیین سن مناسب ازدواج و بارورى، قضاوت کارشناسى در مورد مباحث سن تکلیف و ازدواج، بر داشتن بازدارنده هاى موجود در بهداشت بارورى نوجوانان (مواد قانونى ۱۰۴۱ و ۱۱۶۹) تلاش ورزند.

۲- سمینار (حقوق کودک) در آبان ۱۳۷۶ توسط انجمن ملى حمایت از حقوق کودکان در ایران با همکارى یونیسف برگزار شد، در پایان این سمینار موادى تصویب شد و خواهان اجراى آن شدند. نخستین ماده آن عبارت است از:

افزایش سن بلوغ بر مبناى ماده اول کنوانسیون حقوق کودک

خالى از لطف نیست که به چند ماده دیگر از مصوبات این سمینار اشاره شود:

۹- تدریس حقوق کودک بر مبناى اصول مندرج در کنوانسیون حقوق کودک در دانشکده هاى حقوق و دوره هاى کارآموزى قضاوت و وکالت.

۱۰- آموزش حقوق کودک بر مبناى اصول پذیرفته شده در کنوانسیون حقوق کودک به عموم مردم، بویژه اولیا و مربیان، معلمان و کودکان.

۱۱- اشاعه کنوانسیون حقوق کودک از طریق رسانه هاى گروهى.

۳- انجمن همبستگى زنان طى سه دوره سمینار، زیر عنوان: مرورى بر حقوق زنان در قانون مدنى ایران در اواخر سال ۷۶ و ابتداى سال ۷۷ برخى مواد قانون مدنى را مورد انتقاد قرار داد و سپس با انتشار بیانیه اى خواستار تغییر برخى از قانونهاى مربوط به زنان در قانون مدنى شد. در این بیانیه با اشاره به پاره اى از مواد مانند ماده ۱۰۴۱ و ۱۲۱۰ قانون مدنى که مربوط به سن ازدواج دختران است، به روشنى بیان شده است: هرکس داراى ۱۸ سال تمام نباشد در حکم غیررشد است.۱۲۷

انجمن همبستگى زنان پیشنهادهاى اصلاحى خود را در قانون مدنى در اردیبهشت ۱۳۷۶ به دفتر ریاست جمهورى، جهت بررسى در هیأت دولت ارائه داد. افزون بر این موارد، در سمینارهاى دیگرى نیز سن ازدواج در قانون مدنى مورد انتقاد قرار گرفته و خواستار تغییر در این ماده قانونى شده اند، مانند: کارگاه آموزشى، مشورتى سلامت بلوغ دختران در دى ماه ۱۳۷۵ و…

در مجلّه ها و روزنامه ها نیز، بارهاى بار، به این ماده قانونى اشکال واردشده و خواستار تغییر این ماده قانونى شده اند.

البته نکته بسیار جالب توجه اینکه در پیشنهاد براى تغییر این قانون، به آیات و روایات اشاره مى گردد و نیز فتواى فقهى آیه الله صانعى، سن ۱۳ سال، بسیار مطرح مى گردد. ولى نتیجه نهایى از این مباحث پیشنهاد تغییر قانون از ۹ به ۱۵ یا ۱۸ سالگى است، که هیچ آیه و روایتى به آن اشاره ندارد.

در مجامع بین المللى، ایرانیان شرکت کننده، درباره سن ازدواج، مورد انتقاد قرار مى گیرند. یکى از خواهران مسؤول ایرانى که دراجلاس کمیسیون مقام زن در سال ۷۷، شرکت مى کند و در پاسخ خبرنگار زن روز که مى پرسد: آیا درباره سن بلوغ هم در اجلاس صحبت شد؟ مى گوید:

(آنها سن بلوغ نمى گویند؛ زیرا تکلیف و عبادت براى ما مهم است. آنها به سن ازدواج اشاره مى کنند که قطعنامه اى هم بود و بنده مجبور شدم توضیح دهم که ما انواع بلوغ داریم: بلوغ سیاسى، بلوغ عبادت، بلوغ ازدواج، بلوغ اجتماعى و تفاوت هر یک را بیان کردم. در عین حال آنها بر سن ۱۸ سال تصریح کردند. در آن جا گفته شد: هر کس زیر ۱۸ سال سن دارد کودک نامیده مى شود. این موضوع هم با تلاش کارشناسان به این شکل تغییر کرد که با استناد به سند پکن که سن روشنى قید نکرده عمل شود. اما درباره بلوغ و سن ازدواج، با استناد به سخنرانى اخیر مقام معظم رهبرى که فرمودند:

تأکید مى کنم بر مسئله ازدواج، در برخى شهرها که دختران را در سن پایین و خلاف میلشان وادار به ازدواج مى کنند و دستور فرموده بودند که قوانین مانع این کارها بشود، سخن گفتم که بسیار مورد توجه قرار گرفت. آنها مى دیدند که جمهورى اسلامى ایران، با ازدواج تحمیلى در سن پایین و ازدواج زودرس مخالف است و در آن جا آمارى ارائه کردیم که این حداقل سن در قانون مدنى است در حالى که میانگین سن ازدواج براى زنان ۲۲ و براى مردان ۲۴ سال است.)۱۲۸

در این اواخر، پس از سخنرانى مقام معظم رهبرى در استان هرمزگان و نصیحت و ارشاد مردم آن استان که: دختران خود را در سن پایین، به زور شوهر ندهند،۱۲۹ بسیارى، سخنان ایشان را حمل بر مخالفت با ازدواج در سن پایین و در نتیجه اعتراض به قانون جایز بودن ازدواج از ۹ سالگى کردند.

از این روى، شوراى فرهنگى ـ اجتماعى زنان وابسته به شوراى عالى انقلاب فرهنگى از دفتر ایشان درخواست توضیح بیش تر کرد و ایشان فرمود:

(نظر این جانب به اجبار بر ازدواج است که قاعدتاً در مورد سنین پایین محتمل تر است و گرنه اگر اجبارى درکار نباشد، ازدواج در سن تکلیف شرعى مانع ندارد.)

بلوغ دختران۱۳۰

به هنگام تولد، کلیه اعضاى جنسى و مراکز فعالیت این اعضا وجود دارند. هیپوتالاموس، هیپوفیز، تخمدان، رحم، لوله ها و فرج همه سالم و بالقوه آمادگى هیجان، انگیزش و تلاش دارند، ولى تا سالها در خواب و آرامش هستند، تا این که مرکزهایى در مغز، تکامل یافته و فرمانهاى لازم را به هیپوتالاموس صادر کند. با صدور این فرمان، هیپوتالاموس سبب جنب و جوش غده هیپوفیز، و ترشح هورمونهاى گونادوتروپ FSH و LH مى گردد و این هورمون، به نوبه خود سبب جنب وجوش تخمدان، رشد و تکامل تخم و بستر رحم و قاعدگى ماهانه مى گردد.

اندازه تخمدانها تا پنج سالگى ثابت است، تا این که رشد تخمدانها برابر افزایش سن آغاز مى شود. بین سالهاى ۶تا ۸ سالگى، حجم کلى رحم افزایش چشمگیرى پیدا مى کند. با ترشح هورمونهاى استروئیدى جنسى، رشد پستانها، دستگاه ژنیتال، موهاى جنسى و ساختمان جسمانى، انگیخته مى شود.

سن بروز دگرگونیهاى بدنى دوره بلوغ، بسیار است، نخستین دگرگونى بدنى در دختران، شروع رشد پستانها (تلارک) و یا آغاز رشد موهاى زهار (پوبارک) است. سن شروع تلارک و پوبارک دگرگون شونده است. ۱ ۲/۳ سال به درازا مى کشد تا از شروع رشد پستانها، (منارک) (نخستین حیض یا عادت ماهیانه) ظاهر شود. منارک در پى یک سیکل بدون تخمک گذارى رخ مى دهد. اما چنانچه نخستین سیکل تخمک گذارى انجام شود، امکان حامله شدن فرد بدون بروز نخستین قاعدگى وجود خواهد داشت. به طور معمول، مراحل بلوغ در دخترها حدود ۴/۵ سال به طول مى انجامد و مدتها پس از نخستین قاعدگى تخمک گذارى آغاز مى گردد. از این روى، خونریزى آغازین دختران، به طور معمول به سامان نیست و بیش از ۸۰% قاعدگیهاى سال اول بدون تخمک گذارى هستند، ولى ظرف ۱۸ ماه پس از منارک (نخستین قاعدگى) بیش تر سیکلهاى قاعدگى با تخمک گذارى همراه مى شوند. هر چند ممکن است تخمک گذارى در ۲۵% تا ۵۰% نوجوانان تا چهار سال پس از نخستین قاعدگى اتفاق بیفتد. عوامل بسیارى بر شتاب یا پس افتادن بلوغ تأثیر مى گذارند. این عوامل عبارتند از: نوع تغذیه، وراثت، دورى یا نزدیکى به خط استوا.

در ضمن هیجانها و جنب وجوشهاى شدید بدنى، کاهش محتواى چربى بدن، بیماریهاى مزمن و سوء تغذیه و نیز ساکن بودن در مناطق بالا، بلوغ را واپس مى اندازد. عوامل اجتماعى و فرهنگى نیز در شتاب بلوغ کارگر خواهد بود.

درجهان، بلوغ در بین دختران معمولاً بین سالهاى ۹ تا ۱۶ سالگى اتفاق مى افتد و اگر قاعدگى پیش از نُه سال پدید آید یا پس از شانزده سال هنوز واقع نشده باشد، غیرطبیعى خواهد بود.

در قرن گذشته در آمریکا و تمام کشورهاى صنعتى، میانگین سن آشکار شدن بلوغ و سن نخستین قاعدگى (منارک) پیوسته در حال کاهش بوده است. علت این امر را در بهبود وضعیت تغذیه و بالا رفتن سطح بهداشت عمومى و نیز دگرگونى شیوه زندگى مردم دانسته اند. به عنوان نمونه بین سالهاى ۱۸۵۰ تا ۱۹۶۰ در اروپاى غربى، در برابر هر ده سال، ۴ ماه سن بلوغ دختران کاهش یافته است.

بلوغ، به طور معمول از شتاب رشد بدن شروع مى شود و حدود یک سال پیش از قاعدگى به حداکثر مى رسد. پیدایش نخستین قاعدگى آخرین مرحله بلوغ است که سرعت رشد قد، پس از آن کندتر شده و تا ۱۸ سالگى بیش از ۶ سانتى متر نخواهد بود. از این روى شایستگى رشد دختران در مراحل بعد از منارش (عادت ماهیانه) محدود مى شود. رشد ناگهانى بدن به واقع بازتابى است از فرآیند فراگیرترى که دربرگیرنده افزایش توده عضلانى و رشد کم وبیش تمام اندامهاى داخلى مى شود. این سیرها هم به هورمون رشد و هم به استروئیدهاى جنسى وابسته اند. نخستین دگرگونى در رحم، افزایش طول جسم آن است، سپس عرض و ضخامت جسم و گردن رحم هر دو افزایش مى یابد. این سیر، بین ۷ تا ۹ سالگى آغاز مى شود. به طور معمول، در ۱۲ سالگى سطح مقطع رحم به cm 24 مى رسد.با سونوگرافى مى توان دید که بدون فاصله، پیش از بروز منارک(قاعدگى) به سرعت بر ضخامت آندومتر افزوده مى شود. واژن (فرج) نیز مانند رحم، بافتى است که نسبت به استروژن واکنش نشان مى دهد. طى دوره بلوغ، استروژن که به تازگى بر غلظت آن افزوده شده، رشد کلى واژن و رشد بافت پوششى آن را بر مى انگیزد. لبهاى کوچک و بزرگ هر دو با افزایش اندازه و ضخامت به استروژن پاسخ مى دهند. در همین زمان ضخامت پرده بکارت و سوراخ آن نیز تا قطر حدود یک سانتى متر زیاد مى شود.

با شروع دوره بلوغ، ترشخ غدد و هورمونها، افزون بر اثرظاهرى در اندامها و بدن، اثرهایى بر روى احساس و انگیزه نوجوان مى گذارد؛ از این روى روان پزشکان بر این باورند انگیزه جنسى را آندروژن خاص مانند تستسترون شعله ور مى سازد که در دوره نوجوانى سطح آن بالاتر از تمام دوران زندگى است. در میانه هاى دوره نوجوانى، جریانهایى مربوط به سکس، تصویر زن، حاملگى، نقشهاى کلیشه اى مرد و زن، ذهن پسران و دختران نوجوان را به خود مشغول مى سازد .

اواخر دوره نوجوانى نیز، دوره احساسها و هیجانهاى قوى با جنس مخالف است. افزون بر پیدایش احساسها و هیجانهاى جنسى و گرایش شدید نسبت به جنس مخالف، در دوران نوجوانى، دگرگونیهاى روانى دیگرى نیز در نوجوان ایجاد مى گرد.

روان شناسان دگرگونیهاى دوران نوجوانى را چنین برشمرده اند:

* تفکر در این دوره بیش تر انتزاعى، مفهومى، منطقى و آینده گراست. احساسها جنسى (عشق) و گرایش جنسى در این دوران شکوفا مى گردد.

* دوره نوجوانى با دو مفهوم استقلال طلبى و کسب هویت همراه است و فرد مى کوشد از شخصى وابسته به فردى مستقل تبدیل گردد. بسیارى از نوجوانها آفرینندگى در خور توجهى از خود نشان مى دهند.

* یکى دیگر از ویژگیهاى دوران نوجوانى آشفتگى است.

با توجه به آنچه تجربه هاى بشرى دریافته است، امکان پدید آمدن حیض (منارک) آخرین نشانه بلوغ در دختران از نُه سالگى است و این امر اختصاص به مکان خاصى ندارد. هر چند میانگین زمان پدید آمدن این پدیده در دختران فرق مى کند. در بسیارى از کشورها از جمله ایران، ۱۳ سال و در برخى دیگر ۱۲ یا ۱۴ و گاه ۱۵ سال است. با پیدایش بلوغ در دختران، میل جنسى در آنان پدید مى آید و شدت مى یابد و این دوران پرهیجان نوجوانى دختران، براى کشورهایى که سن ازدواج را از نظر قانونى بالا برده اند، بسیار مشکل آفرین شده است.

در این شرایط، قانونهاى اجتماعى، کارآیى خود را از دست مى دهند و دختران بر خلاف قانون موجود در کشور خویش(محدود بودن سن ازدواج) تن به پیوندهاى خارج از حریم قانون مى دهند. آمار موجود در کشورهاى اروپایى و آمریکایى که نشان دهنده پیوند جنسى دختران و پسران در زیر سن ازدواج است این مطلب را تأیید مى کنند. به نمونه هایى از این آمار که محققان آمریکایى ارائه کرده اند، اشاره مى شود:

* در آمریکا در سال ۱۹۸۴، ۹۹۶۵ زایمان مربوط به دختران زیر ۱۵ سال بود (پایین تر از سن قانونى ازدواج) و این غیر از سقط جنینهایى است که توسط دختران زیر ۱۵ سال واقع مى گردد. هر ساله در آمریکا حدود ۴۰۰/۰۰۰ سقط جنین در زنان کم تر از ۲۰ سال صورت مى گیرد که بیش تر درنوجوانان مجرد است۱۳۳-

ممنوع بودن ازدواج در بخشى از سالهاى پرهیجان جنسى در آمریکا سبب عادى شدن پیوندهاى جنسى خارج از کانون خانواده در سالهاى دیگر نیز شده است؛ از این روى، پژوهشگران آمریکایى مى گویند:

(تخمین زده مى شود در آمریکا ۷۰% زنان مجرد ۱۹ ساله و ۸۰ تا ۹۰% مردان جوان مجرد مقاربت جنسى داشته اند.)۱۳۴

(آمارها نشان مى دهد ده سال قبل، سن میانگین براى نخستین رابطه جنسى در آمریکا ۱۸ سال بود و تنها ۵۵% دخترها تا آن سن رابطه جنسى را تجربه کرده بودند و اکنون میانگین سن براى نخستین رابطه جنسى در دختران آمریکایى ۱۶ سالگى است [این بدین معناست که حدود نیمى از دختران آمریکایى پیش از سن قانونى ازدواج، نخستین رابطه جنسى را تجربه کرده اند] و در حال حاضر ۸۰% پسرها و ۷۰% دخترها تا ۱۹ سالگى رابطه جنسى کامل را پشت سرگذاشته اند.)۱۳۵

فراوانى روابط جنسى دختران و پسران در زیر سن قانونى ازدواج، کارشناسان آمریکایى را بر آن داشته است تا در برخى از قانونهاى خود استثنائاتى را قائل گردند، از جمله در قانون گرفتن رضایت نامه والدین براى درمان:

(در اکثر ایالتهاى آمریکا زیر سن ۱۸ سال را صغر سن مى نامند [فرد کم تر از ۱۸ سال کودک به شمار مى آید] و قاعدتاً براى انجام جراحى ها، درمان بیماریهاى غیرآمیزشى دراین رده سنى، اخذ رضایت نامه از والدین ضرورى است.

در پنجاه ایالت آمریکا، پزشکان مى توانند بیمارى هاى آمیزشى افراد صغیر را بدون اخذ رضایت نامه از والدین درمان کنند.)۱۳۶

در ماده ۱۶ کنوانسیون حقوق کودک، (زیر ۱۸ سال) چنین آمده است: (محافظت از خلوت کودکان: خوددارى از دخالت در امور خصوصى و خانوادگى کودکان.)

به نظر مى رسد به دلیل امکان پدید آمدن آخرین نشانه بلوغ و وجود نیاز جنسى در دختران از نُه سالگى، بهتر است که امکان برآوردن نیاز جنسى در قالب ازدواج براى دختر از این سن فراهم آید و بدین وسیله جامعه گرفتار زیانهاى فراوان رابطه جنسى خارج از محدوده خانواد نگردد و با ثبت ازدواج قانونى دختر نیز حقى از او از بین نرود.

درباره ازدواج در سالهاى پایین دشواریها و گرفتاریهایى چند مطرح گردیده که به طرح و بررسى آن مى پردازیم:

الف. ازدواج در سن پایین، سبب حاملگى مى شود و این حاملگى، زیانهایى بر کودک و مادر وارد مى آورد، از جمله:

کودک: احتمال افزایش مرده زایى، سقط جنین، کمبود رشد کودک داده مى شود؛ زیرا بدن مادر هنوز در حال رشد است و جهت رشد خودنیاز به تغذیه مناسب دارد، در نتیجه جنین دچار کمبود مواد غذایى شده رشد کافى پیدا نمى کند و احتمال افزایش بیماریهایى چون عقب ماندگى ذهنى نیز در جنین زیاد است.

مادر: افزایش زایمان غیرطبیعى و سزارین، به دلیل کافى نبودن رشد لگن، که موجب ضرر به جسم مادر مى شود. مادر در حال رشد است و به دلیل حاملگى و مصرف مواد غذاییِ بدن او توسط جنین، بدن وى دچار کمبود مواد غذایى مى شود.

چند نکته

۱- حاملگى، پیش از تخمک گذرى هرگز به وقوع نمى پیوندد و دختر در هر سنى که ازدواج کند، از زمان تخمک گذارى، امکان حمل او وجود دارد. به طور معمول، دختران چند ماه پس از پدید آمدن حیض (۶ ماه تا ۱۸ ماه) داراى تخمک مى گردند؛ از این روى، حتى اگر دختر نُه ساله ازدواج کند، مدتى پس از پدید آمدن حیض امکان حاملگى او وجود دارد و با توجه به این که میانگین سن حیض در دختران ایرانى حدود ۱۳ سالگى است، پس جوان ترین مادر، بیش از ۱۴ سال خواهد داشت، البته به جز موارد کمیابى که در ۱۰ و ۱۱ سالگى تخمک گذارى دارند.

۲- مدتها پیش از پدید آمدن حیض، اندامهاى جنسى دختر شروع به رشد مى کند و در زمان بروز پدیده حیض، این اندامها رشد خود را کرده اند، از این روى زمانى که امکان حاملگى و زایمان وجود دارد، به طور معمول، لگن مادر آمادگى جهت زایمان را دارد، مگر مواردى که لگن دختر رشد بیش ترى نخواهد کرد.

آمار بالاى زایمانهاى غیرطبیعى در سالهاى پایین توسط سازمان جهانى بهداشت روشن مى سازد که سزارینهاى فراوان در مادران نوجوان، در حقیقت، مربوط به نبود بهداشت، کمبود امکانات درمانى و بیمارستانى و ناآگاهى مادران نوجوان نسبت به مسائل درمانى و بهداشتى است؛ از این روى، آمارها، همواره، نشان مى دهد در کشورهاى توسعه یافته، مانند: ژاپن میزان زایمان غیرطبیعى در مادران نوجوان اندک بوده، ولى در کشورهاى فقیر، چون اتیوپى یا بنگلادش بسیار بالاست. این امر ارتباطى به سن مادر هنگام زایمان ندارد. با آموزش مناسب زنان باردار در هر سنى و گسترش امکانات بهداشت و درمان، میزان زایمان غیرطبیعى در هر سنى کاهش خواهد یافت.

مرده زایى و سقط جنین نیز، ارتباطى با سن مادر ندارد، بلکه به شرایط زندگى و امکانات بهداشتى، درمانى و دانش مادر در هر سنى که باشد مربوط مى شود. در کشورهاى توسعه یافته، آمار مرده زایى یا تولد نوزادان ناقص یا نارس در بارداریهاى در سن پایین، اندک است، ولى در کشورهاى در حال توسعه آمار بالاست.

۳- مراحل رشد کودک نشانگر این امر است که رشد ناگهانى بدن در دختران، دو سه سال قبل از حیض شروع مى شود و بدن دختر تا زمان و پدید آمدن حیض، رشدخود را کرده است. پس از آن تا حدود زمان ۱۸ سالگى، بین ۲ تا حد اکثر ۶ سانت قد رشد مى کند و رشد بدن اندک است. از این روى باردارى (که پس از تخمک گذارى است) زیان مهمى به بدن مادر یا کودک وارد نخواهد ساخت. برابر تحقیقى که درسال قحطى در یک کشورآفریقایى از نوزادان متولد شده در آن سال انجام شد، روشن گردید که بدى تغذیه مادر بر روى جنین اثر چندانى نمى گذارد، بلکه اثر منفى آن متوجه مادر مى گردد حال با توجه به این که مادر نوجوان رشد چندانى نخواهد کرد اگر در زمان باردارى تغذیه مناسب داشته باشد، نیاز مادر و جنین، هر دو، برآورده خواهد شد. پس در حقیقت عوارض منفى جسمانى در باردارى نوجوانان مربوط به فقر اقتصادى مادران نوجوان و یا ناآگاهى آنان نسبت به چگونگى تغذیه مناسب در زمان باردارى مى شود، بویژه ازدواج در سالهاى پایین، در جامعه هاى عقب مانده اقتصادى واقع شده است و آمارها نیز عوارض سوء را در همین جامعه ها نشان مى دهد.

به عنوان نمونه:

* در کشورهاى در حال توسعه مرگ و میر مادران جوان ۴۵۰ در ۱۰۰۰۰۰ تولد است، حال آن که در کشورهاى توسعه یافته ۳۰ در هر ۱۰۰۰۰۰ تولد است The health of young people who/1993

* در هر ۱۰۰۰ تولد در نیجریه ۲۳۹ مرده زایى و در بنگلادش بیش از ۲۰۰ نوزاد مرده از مادران ۱۵ تا ۱۹ ساله گزارش شده است، در صورتى که در ژاپن در هر ۱۰۰۰ تولد ۴ مرده زایى بوده است. The health of young people

* از نظر علمى نیز، محققان بر این عقیده اند: در صورت وجود مراقبت هاى مناسب زمان باردارى، تغذیه خوب و حمایت اجتماعى، نبود بیماریهاى مقاربتى، نوجوان حامله باید شیرخوار سالمى را سر موعد وضع حمل کند. (گزیده اساسى طب کودکان ـ نلسون)

کم خونى رایج در زنان حامله نوجوان، ارتباط چندانى با سن آنان ندارد، بلکه در بسیارى از زنان وجود دارد و این امر در حقیقت بستگى به تغذیه نامناسب دوران حاملگى دارد.

۴- امکان بیماریهایى چون منگولیسم در کودک، در بارداریِ در سالهاى بالا زیاداست و در باردارى در سالهاى نوجوانى احتمال این بیماریها زیادتر نمى شود. در این سالها، به طور معمول تخمکهاسالم و شاداب هستند و احتمال بیمارى به میزانى است که دختر جوانى حامله گردد. در اساس، خطرهاى باردارى در سن ۳۵ سال به بالا، بسیار بیش تر از خطرهاى آن در سن نوجوانى است.

ب. ازدواج در سن پایین، همراه با آمیزش است و با توجه به این که در دختر نُه ساله، هنوز اندامهاى جنسى رشد کامل نیافته، این کار بر دختر زیان وارد مى کند.

با توجه به این مسأله که پیش از بروز منارک (اولین قاعدگى) اندامهاى جنسى دختر رشد مى یابد، بى گمان دخترانى که در آن منارک به وقوع پیوسته در آمیزش جنسى با همسر خود دچار مشکلى نخواهند شد، مگر آن که نقص جسمانى، یا بیمارى داشته باشند و این مطلب ارتباطى با سن آنان ندارد همان گونه که دختران ۳۰ ساله نیز، گاه به دلیل نقص جسمانى مادرزادى یا در اثر سانحه دچار مشکلى هستند که در زناشویى دچار مشکل مى گردند. حال با توجه به این که امکان وقوع قاعدگى از ۹ سالگى وجود دارد، پس دخترانى وجود دارند که در صورتى که در این سن ازدواج کنند ضررى متوجه آنان نخواهد شد.

یادآورى: باید توجه داشت: کسى حق ندارد دختر نُه ساله را وادار به ازدواج کند و راضى بودن دختر شرط نفوذ عقد است (ماده ۱۰۷۰ قانون مدنى) پس در تمامى موارد، سخن از دختر نُه ساله اى است که خود،خواهانِ ازدواج باشد. افزون بر آن، یکى از شرطهاى درستى ازدواج دختر باکره راضى بودن پدر به آن ازدواج است؛ یعنى مردى با تجربه که سنى از او گذشته و علاقه مند به سرنوشت دختر خود است، درباره این ازدواج تصمیم مى گیرد. حال اگر دختر مایل به ازدواج با پسرى بود و پدر دختر نیز این ازدواج را برابر مصلحت دختر یافت و با آن موافق بود و دختر نیز در این ازدواج، زیانى نمى دید، آیا باید منع قانونى براى این ازدواج قرارداد؟ درواقع، مهم ترین مسأله در موفق نبودن برخى ازدواجهاى زود هنگام، وادار کردن دختر به ازدواج است که این تحمیل ازدواج، مخالف شرع مقدس اسلام و مخالف قانون مدنى ایران است.

پیشنهاد

حال اگر دخترى نُه ساله برخلاف رضاى خود و پدرش، هنوز از نظر اندامهاى جنسى، رشد لازم را نکرده باشدو احتمال زیان در آمیزش با او وجود داشته باشد، مى توان بنابر تقاضاى هر یک از نزدیکان، یا مدعى العموم، یا مدیر و معلم مدرسه، یا محضر دارد و… پیشنهاد معاینه پزشکى دختر را داد احتمال ضرر مى تواند مجوز این معاینه باشد و در صورتى که پزشک جسم دختر را آماده ازدواج نیافت، به حکم دادگاه ازدواج صورت نگیرد و هیچ دفترخانه اى ثبت نکند و اگر بدون مراجعه به محضر، عقد انجام شد و برخلاف نظر پزشک آمیزش انجام شد و دختر آسیب دید، مرد باید به پرداخت جریمه واداشته شود.

بسیارى ازدواج در سن پایین را با توجه به دگرگونیهاى روانى در سن نوجوانى، سبب ضرر بر عروس نوجوان مى دانند.

به نظر مى رسد با توجه به دگرگونیهاى خاص دوران نوجوانى، این ایراد چندان منطقى نباشد. از نظر روانى نوجوان داراى احساسات جنسى و میل جنسى شدید مى گردد از طرفى گروه همسالان براى او نقش مهمى دارد. او مى کوشد تا هویت مستقل براى خویش کسب کند و نیز داراى آشفتگى و هیجانهاى روحى است.

ازدواج براى چنین فردى مى تواند بسیار مفید نیز باشد. نیاز جنسى او را بر مى آورد، هویت مستقل به عنوان خانم خانه براى او فراهم مى کند و آشفتگى روحى او را تسکین مى دهد. بیش ترین فایده اى که بر ازدواج بار است، آرامش زن و شوهر است. خداوند در قرآن نیز با عنوان (لتسکنوا الیها) به آن اشاره فرموده است.

در پژوهشهاى به عمل آمده در ایران روشن شده است که: سن ازدواج، اختلاف سنى با شوهر و سن شوهر، اثر چندانى در نبود تفاهم بین زن و شوهر ندارد و آزار و اذیت زنان در کانون خانواده، بیش تر تحت تأثیر عوامل فرهنگى قرار دارد.۱۳۷

البته روشن است: دختران در دوران ما، نه در خانواده و نه در مدرسه آموزش خانه دارى، همسردارى، پرورش کودک و… نمى بینند و آمادگى تشکیل خانواده را ندارند و بدون این آمادگى نیز، تشکیل خانواده، دشواریهایى را در پى خواهد داشت.

در گذشته که دختران را از سنهاى پایین آموزش مى دادند: چگونه از کودک نگهدارى کنند، خانه دارى کنند و… در موارد بسیارى با وجود ازدواج در سن پایین، دختر ازدواج موفقى داشت و برخى دختران کنونى که در سن بالا نیز ازدواج مى کنند، و هیچ گونه آموزشى براى ورود به کانون خانواده نمى بینند، مشکل زیاد دارند. متأسفانه، به دلیل بى توجهى به اهمیت خانواده و حساسیت آن هنوز در دروس مقطع متوسطه یا دروس دانشگاهى، جاى خالى درسى که به طو جدى به موضوع خانواده بپردازد، خالى است. درسى که دختران و پسران را با حقوق زن و شوهر، وظیفه هر یک نسبت به یکدیگر وظیفه پدر و مادر نسبت به کودک چگونگى نگهدارى و تربیت کودک و… آشنا سازد.

متأسفانه برخلاف اهتمام شدید اسلام به خانواده و مسائل آن پس از گذشت بیست سال از پیروزى انقلاب اسلامى، هنوز واحد درسى با نام خانواده، وظایف و حقوق خانوادگى در دانشگاههاى کشورنداریم.

براساس تصمیمى که از سوى شوراى عالى برنامه ریزى وزارت فرهنگ و آموزش عالى گرفته شده است گذراندن واحد درسى تنظیم خانواده و جمعیت براى تمامى دانشجویانى که از ابتداى سال تحصیلى ۷۸ ـ ۷۷ وارد دانشگاه مى شوند، الزامى است. این درس براى رشته هاى گوناگون پزشکى و دامپزشکى به صورت دو واحدى و براى سایر رشته ها یک واحدى است و جزء دروس عمومى تمامى رشته هاى تحصیلى مقطع کاردانى، کارشناسى و کارشناسى ارشد پیوسته است.۱۳۸

در صورتى که مشکلات اقتصادى و اجتماعى، ما را بر آن داشته که چنین درسى را در دانشگاه الزامى کنیم، آیا ناآگاهى دختر و پسر ما نسبت به وظایف و حقوق خود و همسر و فرزند، گرفتاریهاى فرهنگى و اخلاقى، اجتماعى و اقتصادى کم ترى ایجاد کرده است؟

بى گمان، آموزش دختران حتى در اوان نوجوانى، مى تواند توانایى همسردارى مناسب و نگهدارى و تربیت کودک را در او پدید آرد.

نکته مهم تر: با آموزش مهم و حساس بودن مسأله ازدواج، مى توان در عمل، به دختران فهماند که تا به دست آوردن توانایى لازم جهت تشکیل خانواده، احساسها و هیجانهاى خویش را کنترل کنند، همان گونه که وقتى دختر یا پسرى دریافت: براى انجام معاملات بانکى یا رانندگى یا… باید بعضى مسائل را آموزش دید و دانست و در غیر این صورت، امکان ضرر مالى یا جانى وجود دارد، از داد وستدهاى بانکى، یا رانندگى بدون گواهینامه، تا حد زیادى مى پرهیزد.

توجه

ییادآورى: کسى اصرار بر ازدواج دختر در سن پایین یا در سن نوجوانى ندارد، بلکه سخن در این است: امکان ازدواج دختر نوجوانى که خود خواهان آن است و پدر هم راضى و زیانى هم به دختر وارد نمى آید، وجود داشته باشد.

نتیجه

۱- در روایات زمان واجب شدن انجام دستورهاى شرعى و نیز زمان روایى آمیزش، چند امر مطرح شده: ۹ ، ۱۰ و ۱۳ سال و زمان پدید آمدن حیض

۲- به نظر مى رسد: طرح انجام باید و نبایدهاى اجتماعى،از زمان پدید آمدن حیض، در قانون مناسب نباشد؛ زیرا:

* بین افراد تفاوت قابل توجه در این مسئله وجود دارد؛

* در موارد اندکى اصلاً حیض بوقوع نمى پیوندد؛

* اثبات وقوع حیض در مواردى دشوار است؛

* در صورتى که میانگین سن حیض در ایران (۱۳ سال) به عنوان سن بلوغ در نظرگرفته شود، این مشکل پیش مى آید که هر چند سل یک بار به دلیل تغییر شرایط، این سن تغییر مى کند و درنتیجه قانون باید تغییر کند.

۳- براساس متون دینى مى توان با اجتهاد در ادلّه، قائل به ۹ یا ۱۰ یا ۱۳ سال شد که در نتیجه حکم به ۱۵ یا ۱۸ سال با نصوص فراوان دینى، ناسازگارى دارد.

۴- اکنون مشکل جامعه ما، بالارفتن سن ازدواج دختران و پسران است. حدود شش میلیون پسر و دختر در سن ازدواج هستند که هنوز ازدواج نکرده اند. براساس آخرین سرشمارى عمومى کشور، میانگین سن در نخستین ازدواج دختران درکل کشور ۲۲/۵ سال در شهرها و ۲۱/۲ سال در روستاها بوده است (میانگین سن در اولین ازدواج مردان نیز در شهرها ۲۶/۲ سال و در روستاها ۲۴/۵ سال است) براساس این امار، فقط ۰/۲ درصد ازدواجها در ایران در سن زیر ۱۶ سال انجام مى شود.۱۳۹ بنابراین جاى تأمل دارد که طرح بالا بردن سن ازدواج در قانون، آیا در واقع براى از میان برداشتن مشکلى از مشکلات جامعه است، یا فقط براى ساکت کردن مخالفان؟ از یاد نبریم این کلام الهى را که: (ولن ترضى عنک الیهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم.) بقره۱۲۰/

اى رسول، هرگز یهود و نصارى از تو راضى نمى شوند، تا این که پیرو آنان شوى. مخالفان جمهورى اسلامى ایران، تنها زمانى سکوت اختیار مى کنند تا ما از بند بند قانونهاى تصویب شده پس از انقلاب اسلامى، دست برداریم و هماهنگ با جریان توسعه بین المللى که طراحان آن ابرقدرتها هستند، حرکت کنیم.

۵- طرح بالابردن ازدواج در شرایطى بیان مى شود که روابط ناسالم بین دختران و پسران در سن نوجوانى زیاد شده و دوستیهاى نامشروع دختران در سن مدارس راهنمایى رشد زیادى یافته است. بررسى اجمالى مسأله در بین دختران مدارس راهنمایى، این امر را آشکار مى سازد. دراین اواخر، شمار دختران مراجعه کننده به پزشکى قانونى براى این که ثابت کنند، توسط دوست پسر خویش مورد تجاوز جنسى قرارگرفته اند، در خور درنگ است.

دختران نوجوانى که به ماما یا پزشک زنان مراجعه مى کنند تا پرده بکارت آنان، که توسط دوست پسر خود برداشته شده ترمیم گردد، یا بتوانند از قرص ضد باردارى، با این که مجرد هستند، استفاده کنند، یا معاینه شوند: آیا هنوز باکره اند، یا خیر، نگران کننده است. اطلاعات صداى مشاور سازمان بهزیستى از شهر تهران بخش گسترده اى از پرسشها را درباره روابط نامشروع بارداریهاى نامشروع، چگونگى سقط جنین بیان مى کند. حال آیا بالا رفتن سن ازدواج، این زمینه مناسب را که دختران هوسباز نوجوان بتوانند از راه ازدواج رابطه مشروع داشته باشند، از بین نمى برد؟ این مسأله نیز قابل توجه است که بارواج کتابها، عکسها، فیلمها و نوارهاى موسیقى مبتذل که همگى گرایشهاى جنسى نوجوانان را بر انگیزاند، در عمل، سن بلوغ در دخترن و پسران پایین تر آمده است.

۶- قانون مدنى، ازدواج دختر نُه ساله را جایز مى داند، نه این که دختران نُه ساله را تشویق به ازدواج در نُه سالگى کند.

۷- در ازدواج دختر، موافقت دختر با ازدواج لازم و ضرورى است.

۸- در ازدواج دختر باکره، باید پدر راضى باشد.

۹- بالا رفتن سن ازدواج در قانون، سبب مى شود ازدواجهاى غیررسمى زیاد شود؛ زیرا مردم به دلیل مسائل اعتقادى و فرهنگى خود در سالهاى پایین ازدواج مى کنند. حال اگر این ازدواج را نشود به طور رسمى ثبت کرد، سبب مى شود زنان نتوانند در پرداخت مهریه، نفقه، ارث و امور مربوط به فرزند خود ادعاى خویش را درباره ازدواج خود، ثابت کنند.

۱۰- برخى گویند: رشد شرط در دادوستدها، قصاص و ازدواج است و همان گونه که در انجام دادوستدها افزون بر بلوغ، فرد باید داراى رشد در معامله نیز باشد، در ازدواج نیز باید دختر و پسر، افزون بر بلوغ، داراى رشد نیز باشند، تا بتوانند ازدواج کنند. در حقیقت، دختر و پسر باید شایستگى اداره خانواده را داشته باشند، تا بتوانند ازدواج کنند.

پاسخ

الف. در داد و ستدها، به دلیل آیه قرآن و روایات، مى بایست اثبات رشد گردد، ولى در ازدواج، دلیلى بر اثبات رشد وجود ندارد.

ب. مراد از رشد در امر ازدواج، روشن نیست. هم اکنون مردان چهل ساله اى یافت مى شوند خودخواه و مسؤولیت ناشناس که سرمایه عظیم خانواده خویش را از بین مى برند و به همسر و فرزندان خویش اجحاف روا مى دارند، آیا مى توان حکم کرد: آنان اجازه ازدواج ندارند؟

ج. بى گمان، سفیه یا فردى که داراى عقب ماندگى ذهنى است، ولى نیاز جنسى دارد. مى تواند ازدواج کند و در صورتى که میل به ازدواج داشته باشد، کسى نمى تواند او را از این کار بازدارد.

د. به نظر مى رسد: اسلام به امر ازدواج، به عنوان وسیله اى براى برآوردن نیاز جنسى زن و مرد مى نگرد و سفارش بسیار به سرعت بخشیدن به امر ازدواج مى کند و بر آسان گیرى ازدواج و به کنارنهادن قید و بندهاى اقتصادى و اجتماعى تأکید مى ورزد. البته همچون تمامى مسؤولیتهاى دیگرى که بر دوش افراد مى نهد، افراد را به حقوق خانواده آشنا مى سازد. چاره فردى را که تحت فشار غریزه جنسى، کنترل برخى رفتارهاى خود را از دست داده و در مرز فرو افتادن در باتلاق روابط نامشروع قرار گرفته در منع قانونى ازدواج تا زمان به دست آوردن رشد فکرى، لازم نمى بیند، بلکه سفارش مى کنند: خانواده و جامعه بکوشند، همزمان با بلوغ جنسى دختران و پسران، آنان را با مسائل خانواده و با وظیفه اى که در برابر خانواده دارند، آشنا سازند همان گونه که در عبادات نیز به دختر ۱۵ ساله نازپرورده که شب و روز خود را به سرگرمى وغفلت به سر مى برد و مفهوم مناجات عبد با خدا را در نمى یابد، نمى گوید: هر وقت درک عبادت کردى، عبادت بر تو واجب مى شود، بلکه به او امر مى کند به انجام عبادت بپردازد و در ضمن، با روشنگرى توسط آیات و روایات، او را با مفهوم عبادت و ارزش آن آشنا مى سازد. خداوند بر پدر و مادر، لازم مى شمارد که فرزند خویش را با معارف اسلامى آشنا سازند. بر جامعه با عنوان امر به معروف، لازم مى شمارد که مکلّفان را باعبادت آشنا سازند و بر فرد مکلف نیز آموختن مسائل و احکام مورد نیاز را واجب مى سازد.

تجربه اى که غرب آموخت براى ما اندک نیست. بالا بردن سن ازدواج براى آن که دختر و پسر آمادگى جسمانى و فکرى لازم جهت ازدواج را داشته باشند. دختران و پسران آزمند بر مسائل جنسى را وادار به ایجاد ارتباط جنسى خارج از کانون خانواده کرد و روشن است که این روابط چه آسیبها و زیانهاى جبران ناپذیرى بر دختر، پسر و قربانیان این روابط، کودکان نامشروع و ناخواسته، خواهد زد. جالب این است که در بیش تر کشورهایى که سن قانونى ازدواج ۱۶ یا ۱۸ سال است، استفاده از لوازم پیشگیرى از حاملگى براى دختران دوازده یا سیزده ساله، از نظر قانون آسان است.

آیا بهتر نیست از زمانى که امکان دارد فرد داراى گرایشهاى جنسى گردد، امکان ازدواج نیز فراهم آید، ولى با برنامه ریزى فرهنگى به دختر و پسر فهمانده شود که با نیاز خویش، عاقلانه برخورد کنند. او را با بزرگى مسؤولیت تشکیل خانواده آشنا سازیم تا خود، گرایشهاى خویش را کنترل کند و توانایى ورود در کانون خانواده را نیز در خویش به وجود آورد و از طرفى اگر توانا به کنترل غرایز خویش نبود، بتواند از راه مشروع و قانونى، نیاز خود را در قالب ازدواج برطرف سازد؟

بى گمان، با ازدواج، زوایاى دیگر این پیوند نیز رشد خواهد یافت و دختر و پسر داراى رشد فکرى و اجتماعى نیز خواهند شد.

ییادآورى: در بحث ولایت پدر یا جد پدرى در ازدواج دختر شمارى از فقها، پایان مهلت این ولایت را بلوغ و رشد دختر مطرح کرده و بیان داشته اند: از زمانى که دختر بالغ و نیز داراى رشد فکرى شد، مى تواند براى ازدواج خویش تصمیم بگیرد. بدین گونه، این شبهه پیش نمى آید: دختر نه ساله اگر پدر نداشته باشد، امکان دارد فریب بخورد و تن به ازدواجى نادرست بدهد؛ چرا که دختر فقط اگر رشد لازم را داشت، مى تواند براى ازدواج خویش تصمیم بگیرد و درغیر آن، پدر یا جد پدرى او، تنها به شرط آن که ازدواج برابر مصلحت دختر باشد، مى توانند دختر را به عقد ازدواج پسرى درآورند.

امام خمینى، در تحریر الوسیله مى نویسد:

(از زمانى که دختربالغه رشیده شد، احتیاط آن است که اذن پدر یاجدّ و نیز اذن دختر، هر دو در امر ازدواج دختر، در نظرگرفته شود.)۱۴۰

صاحب جواهر نیز مى نویسد:

(پدر و جد بر بکر رشیده در دائم و منقطع، ولایت ندارند.)۱۴۱

همو مى نویسد:

(عباره المرأه معتبره فى العقد مع البلوغ والرشد (اى العقل) فیجوز لها ان تزوّج نفسها.)

شمارى از فقیهان دیگر نیز از جمله ابن ادریس در سرائر۱۴۲، به این مسأله اشاره کرده اند.

در صورتى که ازدواج به مصلحت دختر باشد، حال آن که دختر هنوز به رشد لازم جهت تصمیم گیرى براى ازدواج خویش نرسیده و در ضمن پدر و پدربزرگ نداشته باشد، برابر نظر برخى فقها مى توان با اجازه حاکم شرع، برابر مصلحت دختر، عقد کرد.

۱۱- شمارى، از زیانهاى ازدواج زودرس را از دست دادن موقعیت تحصیلى و کسب مهارتهاى شغلى و موقعیت اقتصادى دختران یاد کرده اند. بى گمان این امور به دلیل باورهاى غلط افراد است. سفارش مکرر در قرآن که مبناى زندگى مشترک بایدمعاشرت به معروف باشد۱۴۳ و سفارش و تأکید بسیار شرع مقدس اسلام بر علم آموزى روشن مى سازد که در فرهنگ اسلامى، ازدواج مانع ادامه تحصیل نخواهد بود. اگر ازدواج را از پیرایه هایى که خود بر آن بسته ایم رها سازیم، آشکار مى گردد که ازدواج مى تواند سبب آرامش خاطر شود. آرامشى که موجب مى شودفرد تمرکز بهترى جهت فراگیرى علم داشته باشد. مردى که سفارشهاى مکرر خداوند را در امساک به معروف و معاشرت به معروف با همسر خویش نادیده نمى گیرد، رشد معنوى را حق زن مى داند و نه تنها مانع تحصیل او نخواهد شد، بلکه مشوق او نیز در این رشد عقلى و ادراکى خواهد بود.

کسب مهارتهاى شغلى نیز ارتباط چندانى با تجرد یا تأهل ندارد. برخى مى پندارند که شغل تنها به کار خارج از خانه و به مفهوم غربى آن اطلاق مى شود، غافل از آن که مبانى فکرى مسلمانان، با آنچه توسط سازمانهاى بین الملل ارائه مى گردد، گاه فاصله بسیار دارد. در تفکر اسلامى ما، خانه دارى شغلى شریف است و زن علاوه بر پذیرش مسؤولیت خانه دارى، نگهدارى و تربیت فرزند، مى تواند شغل دیگرى نیز برگزیند و البته زن مسلمان ما، همسر و فرزند را قربانى موقعیت شغلى خویش نمى کند. موقعیت اقتصادى دختران نیز با ازدواج، نه تنها به خطر نمى افتد، بلکه تا حدى برآورده نیز مى گردد. دختر با ازدواج، حق دریافت مهریه و نفقه دارد و به ازاى زحماتى که در منزل مى کشد، مى تواند از همسر خود اجرت المثل دریافت کند و در صورتى که همسرش از دنیا برود از دارایى او ارث مى برد و نیز مى تواند از اوقات خویش بهره بیش ترى برده، شغلى نیز برگزیند.

۱۲- در صورت احتمال ضرر در ازدواج، مى توان به تقاضاى فردى یا مدعى العلوم، حکم به معاینه پزشکى دختر داد و در صورت اثبات ضرر، منع قانونى جهت ازدواج قرارداد.

۱۳- از همه مهم تر آن که: اکنون نیز در ثبت ازدواج دختران کم تر از ۱۳ سال منع قانونى وجوددارد، از این روى، هر چند در قانون مدنى کم ترین سن ازدواج ۹ سال است، ولى در عمل، سن ازدواج را ۱۳سال قرار داده ایم.

۱۴- از این امر مهم، نباید غفلت کرد که حذف هر ماده یا تبصره مصوب پس از انقلاب اسلامى، بسیارى را گستاخ خواهد کرد تا با فشار تبلیغاتى و فرهنگى روزافزون، ما را وادار به حذف سایر مصوبات پس از انقلاب کنند و قانونها را تا جایى که امکان دارد برابر با قانونهاى بین المللى (وبیگانه با احکام دینى) قرار دهند.

پیشنهاد پایانى

براى رفع دشواریهاى اجراى قانونهاى مربوط به سن ازدواج دختران بر مبناى فقه غنى شیعه پیشنهاد مى شود:

الف. مراد از مصلحت در نکاح دختر زیر سن نُه سال مشخص گردد، بویژه در جامعه هاى دگرگونى یافته امروز که عوامل بسیار در انتخاب همسر مناسب دخالت دارد.

ب. روشن شود که چه مرجع قانونیى، مسؤول بررسى وجود مصلحت یا نبود آن در ازدواج دختر یا پسر صغیر است، تا در صورت نبود مصلحت، حکم به باطل بودن یا نفوذ نداشتن عقد بدهد.

ج. بیان شود: در صورت راضى نبودن دختر و پسر پس از بلوغ (یا پس از رشد) نسبت به این ازدواج، حکم به فسخ عقد ازدواج داده شود. این حکم برابر پاره اى از روایات۱۴۴ بوده و نیز به دلیل وجودضرر در زندگى مشترک بدون میل و رغبت و حکم به پرداخت نفقه و مهریه توسط زوج با این که راضى به این زندگى با زن نیست، و حکم به تمکین و پذیرش سیطره شوهر توسط زن بر خلاف هرگونه میل و رغبتى به این ازدواج. در اساس، وجود این ضرر، دلالت مى کند بر نبود مصلحت در درستى این نوع ازدواج.

د. زمان تصمیم گیرى دختر براى ازدواج خود، از زمان بلوغ و رشد عقلى دختر جهت تصمیم گیرى، طرح گردد و پیش از رشد، اذن پدر یا جد (یا در صورت نبود آنان، حاکم) به شرط رعایت مصلحت دختر، در ازدواج او مطرح گردد. درنتیجه، امکان ازدواج دختر پیش از رشد، به دلیل وجود مصلحت براى دختر، وجود داشته باشد.

هـ. تا پیش از نُه سالگى، ازدواج ممنوع است و پس از آن نیز، اگر ثابت شد که آمیزش زیان دارد مانع قانونى جهت این امر، تا برطرف شدن زیان، قرار داده شود.

پی‌نوشت‌ها
۱- سوره (توبه)، آیه ۵۹
۲- سوره (نور)، آیه ۵۸
۳- سوره (نساء)، آیه ۶
۴- سوره (انعام)، آیه ۱۵۳؛ (اسراء)، آیه ۳۴
۵- سوره (یوسف)، آیه ۲۲
۶- سوره (کهف)، آیه ۸۲
۷- سوره (حج)، آیه ۵
۸- سوره (قصص)، آیه ۱۳
۹- سوره (غافر)، آیه ۶۷
۱۰- سوره (احقاف)، آیه ۱۵
۱۱- (وسائل الشیعه)، شیخ حر عاملى، ج۱۰۴/۲، دار تحقیق مؤسسه آل البیت.
۱۲- همان مدرک، ج۳۶۵/۱۹؛ (تهذیب الاحکام)، شیخ طوسى، ج۱۸۴/۹، دارالتعارف، بیروت؛ (فروع کافى)، ثقه الاسلام کلینى، ج۶۸/۷، دارالتعارف، بیروت.
۱۳- (وسائل الشیعه)، ج۴۱۱/۱۸؛ ج۳۶۷/۱۹؛ (من لایحضره الفقیه)، شیخ صدوق، ج۲۲۱/۴، دارالتعارف، بیروت.
۱۴- (وسائل الشیعه)، ج۴۳/۱؛ ج۲۰/۲۸؛ (فروع کافى)، ج۱۹۸/۷
۱۵- (وسائل الشیعه)، ج۴۳/۱؛ ج۳۶

منشور تربیتی اسلام

کودک در اسلام، دارای منشور حقوقی ویژه ی خود است و در نگاه اسلام، کودک جایگاه ویژه‌ای دارد که لازم است مورد توجه والدین و مربیان قرار گیرد.
تا قبل از ورود اسلام در عربستان، دختران، زنده به گور می‌شدند و پسران از آن رو که اسباب کار بودند، زنده می‌ماندند.
اسلام نه تنها دختران را از مرگ نجات داد بلکه هم به دختران هم به پسران، اعتباری انسانی بخشید.

نیازهای کودک

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «همان طور که پدران و مادران، حقوقی بر فرزندان خود دارند و در صورت ترک آن حقوق، فرزندان عاق والدین می‌شوند، فرزندان نیز بر والدین خود حقوقی دارند که در صورت عدم رعایت آنها، عاق فرزندان می‌شوند».(محجه البیضاء –ج۲)
زندگانی کودک، از زمان تولد – و حتی بیش از آن – آغاز می‌شود. این کودک نورس از همان ابتدا نیازهایی دارد که باید توسط والدین ارضا شوند.
لذا برای این که والدین از این موارد آگاه باشند تا بتوانند به آن توجه کنند، به آنها اشاره‌ای می‌شود:

۱- نیازهای جسمی کودک

الف) تغذیه: رشد و نمو جسمانی کودک نیازمند غذا، بهداشت، آب و هوا، مسکن، خواب، بازی و…. است. هر کودک برحسب سن، سالم یا بیماربودن و … نوع و میزان غذا و خواب متفاوتی را نیاز دارد.
در تعالیم اسلامی سفارش‌های زیادی در طرز تغذیه ی کودک – از دوران جنینی تا شیرخوارگی و پس از آن – شده است. از آن جمله:
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «به کودکان خود در کودکی شان سویق(غذایی که از آرد گندم و جو تهیه می‌شود) بخورانید زیرا گوشت بدن را می‌رویاند و استخوان را محکم می‌کند».(بحارالانوار، ج۱۴، ص۸۴۵)
و یا این که در اسلام توصیه فراوان شده است که زن آبستن حتما روزانه سبزی و میوه ی زیادی بخورد و شیر و گوشت بخورد زیرا فرزند در رحم مادر از غذایی که او می‌خورد تغذیه می‌کند و مادر حق ندارد او را از چیزی محروم نماید.

ب) ورزش و بازی: رابطه بین عقل و جسم، قابل انکار نیست. در روایات اسلامی داریم که «عقل سالم در بدن سالم است» و لذا توصیه به ورزش کردن برای داشتن بدنی سالم و نیرومند در اسلام وارد شده است.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «کودک در هفت سال اول زندگی باید آزادانه بازی کند و جنبش بدنی داشته باشد».
در منطق اسلام، کودک در دوران اولیه زندگی، برای انجام ورزش و بازی آزاد است. والدین نباید برای کودکان در این دوره، محیط جدی ایجاد کنند و او را وادار به کارکردن نمایند.
جالب است که اسلام نه تنها کودک را در این دوره آزاد می‌گذارد بلکه به والدین نیز توصیه می‌کند که با کودک همگام شوند.

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: آن کس که نزد او کودکی است باید در پرورش وی، کودکانه رفتار کند.(وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۱۲۶). در سیره پیامبر رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌خوانیم که با کودکان همبازی می‌شدند و در بازی با آنها بچه‌گانه رفتار می‌کردند و مقام و موقعیت خود را مانع از این همبازی شدن و همکاری با کودکان نمی‌دانستند و این مسئله الگویی خوب برای ما مسلمانان است که به اهمیت بازی کودکان پی ببریم.
ورزش و بازی و جنب و جوش در کودک، باعث تقویت بدن، رشد حافظه، فعالیت روح و عقل، و ضامن سلامتی جسم و روح و پرورش دهنده ی صبر و استقامت تواضع و همکاری نشاط و گشاده رویی و فضایل بیشمار دیگر است
ورزش‌هایی که در اسلام پیشنهاد شده است علاوه بر تقویت روحی و بدنی برای حوادث زندگی مثل جنگ و غرق شدن و … نیز مفیدند.

۲- نیازهای روانی کودک

الف) انتخاب نام زیبا: پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز می‌فرمایند: «از جمله حقوق فرزند بر پدرش، سه چیز است: انتخاب نام نیکو، آموزش نوشتن به وی و فراهم کردن ازدواجش پس از بلوغ.» (بحار الانوار، ج۶،ص۲۴، محجه البیضاء، ج۲،ص۲۳۷٫)

ب) احترام به کودک: پیامبر رحمت(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «به شخصیت کودکانتان احترام بگذارید و آداب رفتار خویش را نیکو گردانید تا مشمول آموزش خدا گردید.» (وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۹۵٫)
روانشناسان پس از تحقیقات فراوان به این نتیجه رسیده‌اند که رفتار نامحترمانه با کودک باعث بروز عقده‌های روانی در او می‌شود که در آینده برای وی مشکلات روحی و رفتاری فراوانی را به دنبال خواهد داشت.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به والدین توصیه می‌کند که «وقتی نام فرزندتان را می‌برید او را گرامی دارید و جای نشستن او را در مجلس توسعه دهید و نسبت به او رو ترش نکنید.» (جامع الاخبار، ص۱۲۴٫)

ج) محبت به کودک: پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «کودکان را دوست بدارید و به آنان رحم کنید و هنگامی که به آنها وعده‌ای دادید وفا کنید.»(وسائل الشیعه، ج۳، ص۱۳۵، محجه البیضاء، ج۲،ص۲۳۷٫)
نیاز به محبت، نیازی فطری و ضروری است. انسان دوست دارد که محبت کند و مورد محبت واقع شود و رفع این نیاز در مراحل اولیه زندگی – یعنی کودکی – در رشد روانی و شخصیتی کودک اهمیت به سزایی دارد
از جمله مظاهر محبت به کودک، بوسیدن وی است رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «فرزندان خود را زیاد ببوسید زیرا با هر بوسه‌ای برای شما مقامی در بهشت فراهم می‌شود که فاصله ی میان آنها پانصد سال است.(محجه البیضاء)

د) وفای به قول: به طور کلی وفای به عهد، ویژگی مۆمنین است و در اسلام، امری واجب شمرده شده است. این امر درباره کودکان، اهمیت ویژه‌ای دارد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هنگامی که به کودکان وعده‌ای می‌دهید، به آن عمل کنید زیرا آنها شما را روزی دهنده ی خود می‌دانند»(وسائل الشیعه، ج۳،ص۱۳۴٫)

هـ) عدم تحمیل به کودک: اجازه دهید کودکتان کودکی کند. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «خدا بیامرزد کسی را که در نیکی فرزندش او را یاری می‌کند. پرسید: چگونه او را در نیکی کمک کند؟ فرمود: از کودکش کم را بپذیرد و از آنچه درحد توان او نیست، صرف نظر کند، به او دروغ نگوید و کارهای غیر عاقلانه انجام ندهید.» (الحدیث جلد ۳)

و) تعلیم کودک: همان طور که گفته شد آموختن علم – حداقل نوشتن و خواندن – یکی از حقوق کودک است که اسلام بر دوش پدر نهاده است.

ز) تربیت اخلاقی: امام سجاد(علیه السلام) در رساله ی حقوق خود می‌فرمایند: «و اما حق فرزند این است که بدانی او از توست و پیوسته به تو در خیر و شر أمر دنیاست و تو برای تربیت و نیکو ادب کردن وی و راهنمایی‌اش به سوی خدا و کمک به طاعت وی، مسئول او هستی پس درباره ی فرزندت مانند کسی عمل کن که می‌داند در احسان به او اجر می‌برد و در بدی نسبت به او کیفر می‌بیند.»(صحیفه سجادیه)

نتیجه‌گیری

کودک در اسلام، دارای حقوق جسمی و روحی متعددی است که والدین، ملزم به رعایت آن هستند و در صورت کوتاهی کردن در ادای آن حقوق، گناهکار بوده و مورد مجازات و کیفر الهی قرار خواهند گرفت.

منبع: تبیان

آرامش در خانواده از نگاه اسلام

چکیده

خانواده، محل رشد و تعالی افراد یک جامعه است اگر جامعه بسته به افرادش است، افراد نیز وابسته به خانواده خویشند. مکتبی که به خانواده بها می‌دهد، و برای آن، ارزشهای ویژه‌ای قائل است و تمام سعیش آن است که خانواده محل امن و آرامش برای افراد باشد، بدون شک مکتبی است که خانواده در آن جایگاه ممتازی دارد و اسلام، چنین مکتبی است. اسلام که ۱۴۰۰و اندی سال پیش ظهور پیدا نمود، احکام و دستوراتی را برای خانواده پیشنهاد می‌کند که حتی امروز هم قابل اجرا و مفید است. این مقاله از آن جهت که آرامش، اصل بنیان خانواده است، به این موضوع مهم از دیدگاه اسلام پرداخته و در صدد است مشکلات بر هم زدن آرامش خانواده‌ها و حل و رفع آنها را مورد بحث قرار دهد.

کلید واژه‌ها: اسلام، خانواده، فطرت، آرامش؛

مقدمه

چرایی نظر اسلام درباره خانواده

اسلام، مجموعه احکام، اعتقادات و اخلاقیاتی است که از جانب پروردگار عالم به عنوان آخرین و کاملترین ادیان برای بشریت تشریع شده است. اسلام مانند مسیحیت یا ادیان دیگر نیست که تاریخ مصرف آن گذشته باشد و انسانها برای تداوم و ثبات زندگی خود بخواهند به عقل خود رجوع کنند گرچه عقل بشری جایگاه ویژه‌ای در اسلام دارد اما ظرفیت آن محدود می‌باشد احکام و دستورات الهی دو دسته هستند: دسته‌ای که عقل انسانی توان یافتن دلیل و علت آن را ندارد مانند این که نماز صبح دور کعت است و یا مناسک و اعمال حج. و دسته دیگر احکامی که مصلحت آن را عقل درک می‌کند مثلا پرداخت زکات و خمس که مصلحتش به سود جامعه مسلمین می‌باشد. در این راستا اگر کسی آشنا به دین مبین اسلام البته با قرائت تشیع باشد خواهد دید که این دین برای تمام ابعاد زندگی انسان دستورات و احکامی صادر نموده از قبل از تولد یک انسان تا زمان مرگ و حتی پس از آن برای او دستورات وآدابی را معین کرده است. سئوالی که در اینجا ممکن است مطرح شود آن که اسلام دینی است که در حدود ۱۴۰۰ سال پیش در سرزمین حجاز و در قومی مانند قوم عرب که بی‌سواد و بی‌تمدن ظهور نموده و لذا هم به لحاظ زمانی و هم به لحاظ جغرافیایی نمی‌تواند دستوراتش برای ما و زمان ما قابل اجرا باشد، بنابراین بهتر است مانند مسیحیت اسلام را منحصر در مسجد کنیم و خود قوانین و دستورات جدیدی را بر طبق زمان و عقل عرفی خویش صادر نماییم. در نظر اول شاید سئوال‌کننده خود را محق بداند و هر گونه پاسخ به این سئوال را توجیهی بیش نداند اما اگر با تقکر و تدبر بیشتر به سئوال و جواب آن دقت کنیم، سئوال را بی‌پایه و بی‌اساس خواهیم دید زیرا اولا قرآن، کتاب مسلمانها، هیچ گونه تحریفی نشده و این مطلب با دلیل و برهان اثبات شده است ثانیا روایات و احادیث مجعول و غیر مجعول توسط دو علم درایه و رجال مشخص شده و اساتید فن می‌توانند تشخیص دهند چه روایت و حدیثی قابل استناد است و چه حدیثی قابلیت استناد را ندارد.

فطری بودن احکام اسلام

از سوی دیگر، اسلام دینی است بر پایه فطرت بشری همان طور که انسان غرایز و ویژگی‌های مادی دارد مانند گرسنگی، تشنگی و غرایز دیگر و اینها در طول زمان هیچ تغییری نمی‌کنند زیرا انسان هزار سال پیش همان طور گرسنه می‌شد که انسان امروز گرسنه می‌شود و یا غرایز دیگر نیز به همین شکل است. در نهاد و وجود انسان، این اشرف مخلوقات، ویژگی‌های منحصر به فردی قرار داده شده که به آن سرشت طبیعت نوع بشری و یا همان فطرت می‌گوییم، امور فطری اموری هستند که در همه زمانها همه مکانها و در همه انسانها قرار داده شده است به عبارت بهتر، نوع انسان بر اساس این امور خلق شده است. اگرچه گاهی به لحاظ غفلت و یا سرکوبی و سرپوشی بر خواسته‌ها و گرایشهای فطری این امور در وجود بعضی انسانها خاموش می‌شود اما اگر این حجاب برداشته شود فطرت بیدار شده و به جستجوی گرایشهای خود می‌پردازد. تاجایی که امیر المومنین(علیه السلام) فلسفه بعثت انبیاء را بیدار نمودن فطرت بشریت دانسته اند. (خطبه ۱/۳۲) مسئله فطرت، بسیار بحث مهم و مفصلی در اندیشه و تفکر اسلامی دارد که در اینجا مجال بحث آن نیست و همین قدر می‌خواهیم بگوییم که تمام دستورات و احکام اسلامی، بر اساس فطرت بشری است و همان گونه که فطرت قابل تغییر در طول زمان نخواهد بود، احکام اسلامی نیز به همین نحو می‌باشد. البته ناگفته پیداست که مصادیق امور فطری، ممکن است در طول زمان تغییر پیدا کند مثلا یکی از گرایشهای فطری، حقیقت‌جویی است. انسانها در همه زمانها به دنبال حقیقت هستند اما مصادیق آن در هر زمانی تفاوت می‌کند. احکام اسلامی نیز به طور کلی مبتنی بر فطرت است. البته جزییات و فرعیات آن می‌تواند در هر زمانی تغییر کند. لذاست که معصوم(علیه السلام) می‌فرماید: علینا بالاصول و علیکم بالفروع(محمد تقی مدرسی: مولفات: فصل اول) خاصیت فقه شیعی، آن است که در هر زمانی، بر اساس اصول مورد قبول اسلام، احکام نو و جدیدی را صادر کند.

اهمیت و جایگاه خانواده در اسلام

اما یکی از مسائلی که اسلام بسیار بر آن اهمیت قرار داده و در قرآن و روایات متعددی به آن پرداخته است، مسئله خانواده می‌باشد. جایگاه خانواده در اسلام، جایگاه متفاوت از نگاه عرفی بشریت و یا مذاهب دیگر است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: ما بنی فی الاسلام بناء احب الی الله و اعز من التزویج(بحارالانوار۱۰۳/۲۲۰) در اسلام، هیچ بنایی ساخته نشد که نزد خداوند محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد. در حدیث دیگر از همان حضرت است که ازدواج، سنت من است و هر کس از سنت من روی گرداند، از امت من نیست.(همان) در روایت دیگر حضرت می‌فرمایند: هرگاه کسی ازدواج کند، نصف دینش را کامل کرده است و برای حفظ نصف دیگر، باید تقوای خدا پیشه کند.(کنزالعمال: ۴۴۴۴۸)

یا در حدیث دیگر است که همسردار خفته نزد خدا، فضیلت دارد بر بی‌همسر روزه گیر شب زنده دار. (بحار۱۰۳/۲۵) امام صادق(علیه السلام) فرمود: دو رکعت نمازی که همسردار می‌خواند برتر از هفتاد رکعتی است که فرد بی‌همسر بخواند(همان) از سوی دیگر، کسی که اهمیت به تشکیل خانواده ندهد، از نگاه اسلام بدترین افراد است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شرارکم عزابکم(کنزالعمال ۴۴۴۴۸)

بنابراین از این روایات و صدها روایت دیگر برمی آید که جایگاه خانواده و تشکیل آن از نظر اسلام، بسیار جایگاه پراهمیت و مهمی است.

در آیه‌ای، قرآن همه مردم را مخاطب قرار داده و دستور داده که کمک کنید تا افرادی که ازدواج نکرده‌اند ازدواج کنند و حتی اگر از فقر هم می‌ترسند خداوند داناست و از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌کند: «و أنکحوا الأیامى منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم إن یکونوا فقراء یغنهم اللّه من فضله و اللّه واسع علیم»(۳۲، سوره نور).

این آیه نشان می‌دهد که حتی اگر مشکلی از جمله فقر و نداری سبب عدم تشکیل خانواده می‌شود، باید همگی کمک کنند تا این مشکل رفع شود و حتی خداوند هم وعده می‌دهد که از فقر نترسید و به واسطه ازدواج رزق و روزی شما را زیاد می‌کنم چرا که در حدیثی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ازدواج کنید زیرا که این کار، روزی شما را بیشتر می‌کند.(بحار۱۰۳/۲۲۱)

هم چنین ازدواج، سبب حفظ تقوى و عفاف و همچنین سبب اجتناب از بسیارى از کبائر مثل زنا، لواط و استمنا مى شود.

یکی از مسائل مهم دیگری که اسلام روی آن به سبب تشکیل خانواده تأکید می‌کند، کسب آرامش است. با ایجاد خانواده زن و مرد احساس آرامش و سکونت می‌کنند. بد نیست بدانیم همه چیز در عالم طبق نقل قرآن کریم به صورت زوج خلق شده است(ذاریات/۴۹) انسان هم از این قاعده مستثنی نیست خداوند در سوره نبا آیه ۸ چنین می‌فرماید: «و خلقناکم ازواجا؛ ما شما را جفت جفت آفریدیم.» تعبیر به جفت یعنی آن که هر یک از جفتها به تنهایی ناقصند و هر وقت در کنار هم قرار گیرند و تشکیل خانواده دهند آنگاه مکمل هم خواهند بود. بنابراین زن و مرد، کامل‌کننده یکدیگرند و با وجود هر یک، دیگری به کمال رسیده و همین که یکدیگر را از نظر روانی- جسمی و بقیه ابعاد کامل می‌کنند مایه آرامش هم خواهند بود لذاست که در آیه دیگر می‌فرماید: هو الّذی خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها لیسکن الیها».(۲) یا در سوره روم آیه ۲۱ می‌فرماید: و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینکم موده و رحمه)

یکی از نشانه‌های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان، همسرانی آفرید تا درکنارشان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد.

از مجموع این آیات می‌توان فهمید که فلسفه وجودی تشکیل خانواده رسیدن به آرامش برای زوجین است پس از نگاه اسلام ازدواج بر پایه آرامش و سکونت است. البته این آرامش در همه ابعاد روحی و جسمی و اجتماعی و سایر ابعاد است. زیرا که به طور مطلق فرمود تا در کنار هم به آرامش برسید. بنابراین از نظر اسلام، اصل در زندگی خانوادگی، وجود فضایی آرام و محبت‌آمیز است که زن و شوهر یاید سعی کنند در محیط خانواده میان اعضا آرامش به وجود آید و روز به روز این آرامش و محبت بیشتر شود.

البته مشکلات و عواملی سبب خواهد شد این آرامش به خطر افتد و اگر ادامه پیدا کند ممکن است پایه‌های مهر و محبت همسران را فرو ریزد. لذا لازم است مشکلات و آسیب‌هایی که سبب اخلال در آرامش خانواده می‌شود را از نظر اسلام شناخته و سپس راه حل‌هایی که خود او برای ایجاد دوباره آرامش و برگشت آن به خانواده می‌شود را بشناسیم.

عوامل مخل آرامش در خانواده از نظر اسلام

می‌توان عوامل مخل آرامش خانواده را طبق نگاه اسلام به دو دسته تقسیم نمود:

۱- مشکلاتی که عامل بروز آن قبل از ازدواج است.

۲- مشکلاتی که عامل بروز آن بعد از ازدواج می‌باشد که خود به دو دسته می‌تواند تقسیم شود.

الف-مشکلاتی که سبب وجود آن درون خانواده و اعضای خانواده هستند.

ب-مشکلاتی که سبب وجود آن بیرون از خانواده می‌باشد.

حال به توضیح هر یک از این مشکلات می‌پردازیم:

۱-مشکلاتی که عامل آن قبل از ازدواج است

این نوع از عوامل مخل آرامش عاملی است که پیش از ازدواج زوجین ایجاد می‌شود و در حین زندگی دو طرف چه در دوران عقد و چه در دوران عروسی مشکلاتی را برای هر یک از طرفین ایجاد می‌کند یعنی وقتی ازدواج صورت گرفت مشکلاتی یا در دوران عقد و یا پس از آن به وجود می‌آید که پس از بررسی این نوع مشکلات عامل و سبب آن به قبل از ازدواج بر می‌گردد که می‌توان این عوامل را به موارد زیر تقسیم نمود:

الف ـ عدم انتخاب مناسب

یکی از عوامل ایجاد اختلاف و ناسازگاری، عدم انتخاب مناسب زوجین است اگر این انتخاب شایسته و مناسب نباشد بعدا در زندگی مشترک ایجاد اختلاف نموده آرامش خانواده را به هم خواهد زد. اسلام اهمیت بسیار مهمی برای انتخاب قائل شده است هم این انتخاب برای مرد مهم است و هم برای زن. چه به لحاظ زندگی زناشویی و چه به لحاظ فرزندداری و بچه‌دار شدن این انتخاب مورد توجه قرار گرفته است. به نظر می‌رسد سبب این اهمیت ایجاد سلامت روانی و برقراری آرامش در خانواده می‌باشد. لذا در روایات متعددی می‌بینیم وجود زن صالح و شاسیته و مناسب بهترین سعادت و خوشبختی مرد شمرده شده است. امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: زنی که مورد موافقت شوهرش باشد(یعنی هر دو مورد توافق باشند.) یکی از دو راحتی و آسایش است(غرر۱۶۳۳) یا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در احادیث متعدی فرمود: بهترین متاع دنیا زن شایسته است(کنزالعمال ۴۴۴۵۱) از خوشبختی مرد داشتن زن شایسته است(کافی ۵/۳۲۷) از دعاهای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این بود: خدایا به تو پناه می‌برم از زنی که پیش از آن که زمان پیری ام فر رسد مرا پیر کند.(همان)

البته ملاکها و معیارهای مختلفی را اسلام برای هر یک از زوجین شمرده که اگر این ملاکها به نسبت در آنها وجود داشته باشد، ازدواج در این مرحله موجب آرامش شده و این عامل نفی خواهد شد. در اینجا به مهمترین این ملاکها اشاره می‌کنیم: دیندار بودن، دارا بودن صفات اخلاقی وحالات و رفتارهای مناسب، دوشیزه بودن، فرزندآوری، زیبایی‌های ظاهری، کم بودن مهریه از برخی اقوام نبودن مانند کرد. اصیل بودن خانواده.

در اسلام تأکید زیادی بر کفو بودن زن و شوهر شده است و بهتر است زن و مرد در ویژگی‌های مناسب برای ازدواج، مشابه و همتای هم باشند:(الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات نور ۲۶)

ب ـ مهریه سنگین

گرفتن یک مهریه سنگین و بیش از اندازه معقول آن، خود یکی از موجبات بهم زدن آرامش در خانواده هاست آسیب‌های روحی و اجتماعی این مسئله برای خانواده بسیار می‌تواند اثرگذار باشد. فلسفه گذاشتن مهر برای زن طبق نظر قران کریم چیزی جز هدیه و پیشکشی نیست زیرا قرآن می‌فرماید: و اتوا النساء صدقاتهن نحله(نسا/۴) و مهر زنان را به طور کامل بعنوان یک بدهی(عطیه) به آنان بپردازید. در این آیه از مهر به عنوان صدقه(به ضم دال) یاد نموده وبه مهر” صدقه” گفته می‌شود به خاطر این که نشانه راستین بودن علاقه مرد است از سوی دیگر مهر را به خود زنان بدهید و فلسفه مهر را هم پیشکش و هدیه می‌شمارد. (نظام حقوق زن در اسلام: ۲۳۸) حال اگر چنین مهریه‌ای که اصل در ازدواج نیست و فلسفه وجودی آن هم جنبه اقتصادی ندارد از حالت عادی خود خارج شد و به عنوان یک اصل در ازدواج مطرح گشت، خود موجب سلب آرامش و آسایش از خانواده می‌شود. این جمله که معروف است «مهر را کی گرفته و کی داده است» بسیار جمله اشتباهی است البته اگر زن، تمام مهر یا بخشی آن را بخشید، در آن صورت مشکلی نیست اما مهر حقی است که بر گردن مرد می‌باشد و باید هر وقت زن آن را مطالبه نمود، پرداخت نماید. الان درصدی از زندانیان افرادی هستند که به خاطر عدم توان پرداخت مهر، زندانی شده‌اند و این خود، یک معضل اجتماعی شده است. البته وجود مهر، در اسلام واجب است و باید مرد، مهر را پرداخت کند؛ لذا اسلام، اخذ مهر سنگین را نکوهش نموده است.(معانی الاخبار ۱۵۲/۱) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بهترین مهریه، سبکترین آن است(بحار۱۰۳/۲۳۷)

ج ـ عدم آشکار سازی ازدواج

یکی از آداب و دستورات و شرایط عقد، آن است که در حضور شاهدان برگزار گردد در این صورت همه می‌دانند که این دو زوج همدیگر هستند و محل اتهام قرار نمی‌گیرند شاید به همبن دلیل بوده است که اسلام مسلمانان را تشویق به آشکارسازی ازدواج نموده است. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: این ازدواج‌ها را آشکارا انجام دهید و آنها را در مساجد برگزار کنید.(کنزالعمال ۴۴۶۱۷)

د ـ سالم بودن روابط زن و شوهر قبل از ازدواج

از عوامل مخل آرامش، می‌توان به روابط قبل از ازدواج زن و شوهر اشاره نمود. زن و شوهری که به لحاظ روابط با دیگران، روابط سالمی نداشته‌اند، در صورت ازدواج ممکن است مشکلاتی را برای یکدیگر فراهم کنند. در صورتی که زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر، یا با افراد غیر هم جنس خود رابطه عاطفی و صمیمی برقرار نموده که به اصطلاح، مرد، دوست دختر داشته باشد و یا زن، دوست پسر داشته باشد، می‌تواند این عاملی باشد که پس از ازدواج، آرامش را از زندگی آنها دور نماید؛ لذا قرآن کریم یکی از شرایط ازدواج را با زنان پاکدامن می‌داند که دوست پنهانی و نامشروع نگرفته باشند. (مائده /۵)

ه ـ کتمان نمودن حقایق

اگر زن یا مردی قبل از ازدواج با حقایقی را از زندگی یکدیگر کتمان نموده باشند مثلا زنی کچل است و خود را پر مو جلوه دهد یا مرد مثلا صرع دارد و آن را به همسرش در هنگام خواستگاری نگوید، پس از ازدواج، آرامش زندگی طرفین را به هم می‌زند. بنابراین اسلام، کتمان نمودن حقایق را در هنگام خواستگاری حرام می‌داند(مکاسب محرمه ۱/۱۶۷) و هر گونه حقیقتی را که لازمه زندگی زناشویی است، باید طرفین قبل ازدواج بازگو نمایند. به همین خاطر است که غیبت با آن عقاب شدیدی که برای آن ذکر شده، در هنگام تحقیق برای ازدواج، نه تنها حرام نیست بلکه لازم شمرده است که اگر در مورد زن یا مردی نکته‌ای لازم است گفته شود و لو آن که غیبت باشد، باید طرفین را از آن مطلع نمود.(مکاسب محرمه ۱/۳۱۹)

۲-الف: مشکلاتی که عامل بروز آن بعد از ازدواج و درون خانواده می‌باشد

دسته دوم از عوامل، عواملی بودند که بعد از ازدواج و درون خانواده ایجاد می‌شدند. منظور آن است که پس ازدواج و تشکیل خانواده، بروز این عوامل سبب می‌گردد آرامش خانواده از بین برود که به تعدادی از این موارد اشاره می‌شود:

۲- الف -۱- عدم رعایت حقوق اعضای خانواده

بدون شک هر یک از اعضای خانواده، حقوقی دارد که دیگران باید این حقوق را رعایت کنند و در صورتی که این حقوق رعایت نشود، اعضا دچار استرس شده و در کل، آرامش خانواده از بین خواهد رفت. ما در اینجا به تک تک حقوق اعضای خانواده از نظر اسلام می‌پردازیم. اعضای خانواده به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: دسته اول زن و شوهر که هر یک جداگانه نسبت به یکدیگر حقوقی دارند و دسته دوم، والدین و فرزندان که دارای حقوق متقابل هستند.

دسته اول: حقوق زن و شوهر

حقوق شوهر

در اسلام، بالاترین و بزرگترین حق را بر زن، شوهر او دارد تا جایی این مسئله اهمیت دارد که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر قرار بود دستور دهم کسی در برابر کسی سجده کند حتما به زن دستور می‌دادم که به شوهرش سجده کند. (کافی/۵/۵۰۸) اگر روایات و آیات در زمینه حقوق شوهر مطالعه شود نتیجه می‌گیریم که اسلام، پیوندی میان رعایت حقوق شوهر و عدم آن با قبولی عبادات یا رد آن و خوشبختی یا شقاوت همسرش قرار داده است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر که شوهرش را بیازارد خداوند نماز آن زن را قبول نکند و کار نیکش را نپذیرد تا زمانی که به شوهرش کمک کند و او را خشنود سازد. یا امام صادق(علیه السلام) فرمود: ملعون است ملعون است آن زنی که شوهر خود را بیازارد و غمگین کند و خوشبخت است آن زنی که شوهر خود را احترام نهد و آزارش ندهد و در همه حال از او فرمان برد.(بحار۱۰۳/۲۵۱)

این از خصوصیات اسلام است که همه شئون و رفتارهای انسان را در پرتو بندگی او نظاره می‌کند مثلا زن و شوهر هنگام انجام دادن وظایف در برابر یکدیگر در حال عبادت هستند. در این زمینه روایات متعددی هست که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر زنی که هفت روز شوهرش را خدمت کند، خداوند هفت در دوزخ را به روی او ببندد و هشت در بهشت را به رویش بگشاید تا از هر در که خواهد، وارد شود. یا فرمود: هیچ زنی نیست که جرعه‌ای آب به شوهرش بنوشاند مگر آن که این عمل او برایش بهتر از یک سال باشد و شبهایش را به عبادت سپری کند.(ارشادالقلوب ۱۷۵) در اینجا به برخی از حقوق شوهر می‌پردازیم که همسرش وظیفه دارد آنها را مراعات کنند.

۱-تأمین نیازهای عاطفی

زن و مرد هر دو به این مقوله نیازمند هستند اما یکی از حقوق شوهر آن است که همسرش نیازهای عاطفی او را تأمین نماید لذا در روایات ما پاداش نیکو شوهرداری نمودن را که به معنای همان تأمین نیازهای عاطفی اوست برابر جهاد کردن در راه خدا دانسته است.(وسایل الشیعه ۱۴/۱۱۵)

۲-متابعت و پیروی از او در امور خانواده

زن وظیفه دارد هنگام خروج از منزل اگر برای عبادت واجبی نباشد و یا در اموری که به نوعی ضرر به شوهرش می‌زند یا شوهرش در آن امور راضی نیست مانند صرف مال شوهر یا روزه گرقتن مستحبی یا نذر نمودن و یا اعمال عبادی مستحب از شوهر خود اجازه گیرد.

حقوق زن

در مقابل، شوهر نیز در برابر همسرش وظایفی دارد که باید آنها را انجام دهد. رعایت حقوق زن نیز بسیار در اسلام مورد سفارش واقع شده است تا جایی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرییل پیوسته مرا درباره زن سفارش می‌کرد تا جایی که گمان بردم طلاق او، جایز نیست مگر در صورت ثابت شدن فحشا(بحار ۱۰۳/۲۵۱). در این که باید حتما زن وظایف خانه را انجام دهد، هیچ وجوبی در اسلام برای زن نیست اما اسلام هم به زن و هم به مرد، سفارش می‌کند که در کارهای خانه، به همدیگر کمک کنند چنان که برای مردی که در خانه به همسرش کمک کند، پاداشها و ثوابهایی قرار داده شده است.

از حقوق زن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-ابراز محبت به همسر و برآورده ساختن نیازهای عاطفی: مرد باید نسبت به همسر همیشه ابراز علاقه و محبت نماید پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این سخن مرد به زن که دوستت دارم، هرگز از دل او بیرون نرود.(کافی ۵/۵۶۹) یا در حدیث دیگری پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نشستن مرد نزد زن و فرزندش، نزد خداوند متعال محبوبتر از اعتکاف در مسجد من است. (تنبیه الخواطر۲/۱۲۲) این نشان‌دهنده اهمیت حفظ صمیمیت و محبت در خانوده است.

۲-دادن نفقه: نفقه یعنی آن که مرد وظیفه دارد مخارج اقتصادی زن را تأمین نماید از لحاظ خوراک، پوشاک و مسکن و بقیه مخارجی که در شأن زن و عرف جامعه است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حق زن به شوهرش، آن است که شکمش را سیر کند و بدنش را بپوشاند.(بحار/۱۰۳/۲۵۳)

۳-احترام و بزرگداشت زن: از دیگر حقوق او احترام و معاشرت نیکوست(و عاشروهن بالمعروف: نسآء۱۹)

۴-مدارا و مسامحه در موارد اختلاف: یکی از حفوق زن آن است که در موارد اختلاف، با او مدارا نمود: (فدارها علی کل حال(همان) هم چنین نسبت به رفتارهای نامناسب او که برخاسته از جهالتش باشد، از او گذشت و او را مورد عفو قرار داد: (و اذا جهلت عفوت عنها) (وسایل الشیعه ۶/۱۳۴)

دسته دوم: حقوق والدین و فرزندان

این دسته نیز متقابلا حقوقی را فرزندان بر عهده والدین و حقوقی را نیز والدین بر فرزندان خود دارند.

حقوق فرزندان

والدین وظیفه پرورش و تربیت کودک را تا زمان ازدواج و استقلال او بر عهده دارند. در سنین نوزادی و کودکی، تغذیه و مراقبت و تربیت متناسب با سن او از وظایف والدین در این سنین است. در دوره میانی، کودک احتیاج به تعلیم و کنترل و راهنمایی دارد و در دوره نوجوانی، فراهم آوردن زمینه استقلال آنان مانند ازدواج، از وظایف والدین است.

در اینجا نیز اسلام ارزش معنوی بسیار زیادی برای فرزند داری و تربیت او قائل شده است به خصوص برای مادر که بیشترین نقش را دارا می‌باشد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: وقتی زن باردار می‌شود ثواب و پاداش او مانند روزه دار برپاکننده نماز و کسی است که با مال و جانش در راه خدا جهاد می‌کند. هنگامی که وضع حمل نمود کسی عظمت مزد و پاداش او را درک نمی‌کند وقتی به نوزادش شیر می‌دهد هرمکیدن بچه ارزش آزادکردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل را دارد و هرگاه به طور کامل به فرزندش شیر داد فرشته‌ای به او می‌گوید همه گناهان گذشته ات بخشیده شد دوباره عمل آغاز کن.(وسایل الشیعه ۱۵/۱۷۵)

اسلام درباره تربیت فرزند از قبل از تولد و نقش روحی و جسمی زن و شوهر تأکید می‌کند و حتی ملاکها و خصوصتهایی برای زن و شوهر و حتی خانواده‌های آنها بر می‌شمرد که این ملاکها می‌تواند در ایجاد خصوصیت‌های جسمی و روحی فرزند موثر باشد هم چنین در هنگام انعقاد نطفه و دوران حاملگی به مادر و پدر توصیه‌هایی درباره تأثیر انواع غذاها یا رفتارها و خصوصیت‌های هر یک بر فرزند می‌نماید. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ببینید نطفه خود را در چه محلی قرار می‌دهید زیرا عرق(ژن)، به طور پنهانی عمل می‌کند.(المستطرف ۲/۱۲۸)

امام حسن مجتبی(علیه السلام) فرمود: اگر در موقع آمیزش و لحظه انعقاد نطفه، دل آرام و گردش خون، طبیعی و بدن، خالی از اضطراب باشد، فرزند علی القاعده به پدر و مادر خود ماننده است. (بحار ۱۴/۳۷۹)

بعد از تولد وظایفی را پدر و مادر در قبال فرزند خود دارا هستند. نام نیکو انتخاب کردن: امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند: فرزند خود را به بهترین اسم و کنیه نامگذاری کن.(مستدرک ۲/۶۱۸) عقیقه نمودن، صدقه دادن برای فرزند و سایر آداب دیگر از دستورات اسلام بعد از تولد است. گفتگوی مهربانانه با فرزندان نگاه مهربانانه به آنها دست کشیدن بر سرشان بوسیدن و در آغوش کشیدن فرزند امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: کودکان خود را زیاد ببوسید زیرا بوسیدن شما درجه ای(پاداش) دارد. (وسایل الشیعه ۵/۲۶) بازی با کودکان، احترام به کودک، با نیکو صدازدن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به کودکان خود احترام بگذارید و با آداب و روش پسندیده با آنها رفتار کنید.(بحار ۲۳/۱۱۴)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خدای رحمت کند کسی را که در نیکوکاری و نیکی به فرزندش کمک کند. سئوال شد چگونه فرزند خود را در نیکی کمک کند؟ فرمود: آنچه در توانایی کودک است و برایش میسر است از او بپذیرد و آنچه انجام ندادنش برای کودک دشوار است از او نخواهد و او را به گناه و طغیان و کارهای احمقانه وادار نکند.(کلینی ۶/۵۰)

امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: حق کودک تو بر تو، این است که بدانی وجود او از توست و بد و خوب او در این دنیا به تو ارتباط پیدا می‌کند و باید بدانی که در سرپرستی او مسئولیت داری و مسئول هستی که او را به بهترین وجه تربیت کنی و بر عهده توست که او را به خداوند بزرگ راهنمایی کنی.(مکارم الاخلاق ۲۳۳)

هم چنین اسلام بر رعایت عدالت و مساورات با فرزندان تأکید می‌کند از رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) روایت است که حضرت مردى را دید که دو پسر داشت، یکى را بوسید و دیگرى را نبوسید. فرمود: «فَهَلاّ ساوَیْتَ بَیْنَهُما؟» «چرا مساوات را میان آنان رعایت نکردى؟!»

البته سفارش اسلام و تأکید او بر ابراز محبت و عواطف نسبت به دختر بیشتر است چنان که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که به بازار وارد شود و برای خانواده خود هدیه‌ای بخرد ثواب کسی را دارد که به نیازمندان هدیه می‌دهد او باید به دختران قبل از پسران هدیه دهد زیرا کسی که دخترش را شاد کند ثواب آزاد کردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل را می‌برد. (وسایل الشیعه ۱۵/۱۰۰)

البته فرزندسالاری در اسلام ممنوع است افراط در ابراز محبت به فرزندان مورد قبول نیست(فرید تنکابنی الحدیث ۱/۳۰۱) هم چنین تنبیه مانند قهر کردن با کودکان که به مدت طولانی نیز نباشد پذیرفته شده است(همان/۲/۳۴۸) اسلام تنبیه بدنی را برای تربیت و به خصوص برای تربیت کودکان روشی حکیمانه نمی‌داند. مردی به حضرت علی(علیه السلام) از رفتار ناپسند فرزند خود شکایت کرد حضرت فرمود: او را نزن بلکه از او قهر کن و قهرت را طول نده. (مجلسی ۲۳/۱۱۴) البته باید کودک را از همان کودکی با سختی‌ها در حد توان خود آشنا نمود تا بتواند در بزرگی در برابر مشکلات صبور باشد. امام کاظم(علیه السلام) می‌فرمایند: خوب است کودک در خردسالی بدهکار شود(با سختی‌ها و مشکلات اجتناب‌ناپذیر زندگی که تاوان زندگی است آشنا شود) تا در بزرگی بردبار و صبور باشد. (حرعاملی/وسایل الشیعه ۱۵ /۱۹۸)

خشونت ورزی نسبت به کودکان و زدن آنها نهی شده است به گونه‌ای که گفته شده خداوند برای چیزی به مانند ظلم در حق کودکان و زنان خشمگین نمی‌شود.(حرعاملی وسائل الشیعه /۱۵/۲۰۲)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «فرزندان خود را به سه خصلت تربیت کنید: محبت پیامبرتان و محبت خاندان او و قرائت قرآن». شک نیست که هر سنی، مقتضایی برای خودش دارد و باید طبق آن برنامه‌ریزی کرد.

علی(علیه السلام) فرمود: آداب و رسوم زمان خود را با فشار و زور به فرزندان خویش تحمیل نکنید زیرا آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.(شرح ابن الحدید ۲۰/۲۶۷)

حقوق والدین

آن قدر حقوق والدین بر فرزندان در اسلام اهمیت دارد که خدای متعال، احسان و شکر از پدر و مادر را در ردیف شکر و بندگی خود دانسته است(خدا را بپرستید و به او شرک نورزید و به پدر و مادر احسان کنید (نسا/۳۶) یا و ان اشکر لی و لوالدیک(لقمان ۱۴) . بنابراین سفارشهایی زیادی در مورد پدر و مادر و رعایت حقوق آنها در اسلام شده است. البته از میان پدر و مادر، مادر اولویت بیشتری نسبت به پدر دارد انسان را درباره پدر و مادرش توصیه نمودیم(به ویژه که مادرش با ضعف و زحمت طاقت فرسا او را در رحم خود پروراند و در دو سال او را شیر داد که مرا و پدر و مادرتان را شکر و سپاس گزارید.(همان)

مصادیق حقوق والدین

احسان رفتاری و گفتاری

و پروردگار تو فرمان موکد داد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر احسان کنید و چون به پیری رسیدند با ایشان با درشتی و دور از ادب سخن مگوی بلکه سخنان تو با آنها آمیخته با احترام باشد و از روی لطف و رأفت در برابر آن دو تواضع کن و دعاگویشان باشد و بگو پروردگار من والدین مرا مورد لطف خود قرار ده چنان که از کوچکی مرا پرورش دادند(اسراء۲۳و۲۴)

سفارش به پدر و مادر و احسان نمودن به آنها به ویژه در هنگام پیری که دوران افول آنهاست از حقوق والدین بر فرزندانشان است. مسلم است که هنگام پیری اطرافیان نمی‌توانند آنان را تحمل کنند و در بسیاری موارد ممکن است فرزند اوقات تلخی یا کم حوصلگی و اظهار خستگی نماید اما قرآن مجید تأکید می‌کند که در این موقع، فرزند نباید اظهار خستگی نماید و آخ نگوید و طوری نباشد که پدر و مادر پیر او احساس کنند که فرزندشان از خدمت کردن به آنان خسته شده است لذا می‌فرماید: با درشتی با آنان سخن مگوی. (اسرا ء۲۳)؛

احسان مالی

بر شما این وظیفه نوشته شده است که هر یک از شما به هنگامی که مرگش فرا رسید اگر بعد از خود مالی بر جای نهاده چیزی از آن را برای والدین و نزدیکان خود به گونه‌ای خوب وصیت کند. (بقره۱۸۰)

خداوند در این آیه دستور می‌دهد که فرزند هنگام مرگ با وصیت، بخشی از اموال خود را به آنان اختصاص دهد. البته این دستور مستحب است.

یا در آیه دیگر می‌فرماید: از تو می‌پرسند در چه راهی مال خود را صرف کنیم بگو آنچه را صرف می‌کنید در گام اول برای والدین باشد و نزدیکان و خویشان.(همان۲۱۵) لذا اگر پدر و مادر نیازمند باشند لازم است در درجه اول به آنان کمک نمود.

بنابراین طبق نظر اسلام رعایت حقوق پدر و مادر چه در حیاتشان و چه پس از آن از اهمیت فوق العاده‌ای برخورداراست.(حرعاملی ۱۵/۲۱۶)

حقوق فرزندان نسبت به یکدیگر

فرزندان نیز نسبت به هم دارای حقوقی هستند که اسلام از این حق به عنوان یکی از مصادیق صله رحم تعبیر می‌کند که باید با هم رابطه داشته از حال هم با خبر بوده و به یکدیگر کمک کنند در قرآن کریم بارها درباره خویشاوندان سفارش شده است و از قطع رحم اکیدا نهی گردیده و برادر و خواهر بعد از پدر و مادر و فرزند، نزدیک‌ترین خویشاوندان می‌باشند و رابطه اجتماعی در میان آنان طبیعی و از سایر رابطه‌ها استوارتر و ریشه‌دارتر است. وظیفه برادران و خواهران است که اتصال نسبی خود را ترک نکنند و به تعاون پرداخته تا آن جا که ممکن است به هم دیگر یاری دهند و در روز نیازمندی از همدیگر دستگیری کنند، بزرگ تران نسبت به کوچکتران مهربان و دل سوز باشند، کوچکتران نیز نسبت به بزرگان احترام نمایند.

۲- الف -۲- عدم حفظ سلسله مراتب در خانواده

خانواده نیز مانند بقیه سیستم‌ها باید دارای مراتبی باشد ازجمله مدیریت خانواده باید مشخص شود نقش سایر اعضا نسبت به مدیر حفظ گردد و جایگاه و مرتبه هر یک از اعضا مشخص باشد. درتعالیم اسلام مدیریت خانواده به عهده والدین است پیروی و همراهی با والدین لازم است و نافرمانی از آنها فقط در صورت اصرار آنها بر گناه و شرک به خداوند مجاز می‌باشد و البته حتی در این صورت نیز برخورد مناسب و مودبانه با والدین ضروری است(لقمان /۱۵) تا جایی مسئله متابعت و اطاعت از والدین به عنوان مدیر خانواده ضروی است که در برخی روایات اشاره می‌کند به این که رضایت خدا منوط به رضایت والدین و ناخشنودی آنها از فرزند موجب خشم و غضب خداوند می‌گردد. (رضی الرب فی رضی الوالدین و سخط الرب فی سخط الوالدین) (مستدرک الوسائل ۱۵/۱۷۵) لذا اگر مدیریت والدین که نقش محوری خانواد را بر عهده دارند ضعیف گردد خانواده دچار هرج و مرج شده و انسجام لازم خود را از دست خواهد داد. لذاست که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) دعا می‌فرماید که خدایا به تو پناه می‌برم از فرزندی که خدایم باشد. (مجلسی:بحارالانوار: ۸۶/۱۸۶)

اما از میان والدین که مدیریت خانواده را بر عهده دارند، نقش مرد در این مدیریت بیشتر است. اسلام به مرد خانواده به عنوان سرپرست یک خانواده نگاه می‌کند بدلیل آن که وظیفه مرد است که مخارج خانواده را تأمین کند و هم چنین به لحاظ طبیعتش، اقتدار و تسلط بیشتری نسبت به زن در مدیریت دارد بنابراین قرآن می‌فرماید: مردان سرپرست زنان‌اند بدلیل آن که خداوند برخی را نسبت به بعضی دیگر برتری داده است و بدلیل آن که عهده دار تأمین معیشت خانواده هستند. (نساء/۳۴)

لذا حتی زن نیز باید از مرد تبعیت کند چنان که یکی از حقوق مرد آن بود که زنش از او اطاعت کند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حقوق شوهر بر عهده همسر آن است که از او اطاعت کند در مقابلش نافرمانی نکند صدقه‌ای از اموال منزل بدون اجازه او ندهد روزه مستحبی فقط با اجازه او بگیرد از منزل بدون اجازه شوهر خارج نشود. از ایشان سئوال شد چه کسی بزرگترین حق را برعهده زن دارد فرمود: همسرش. (وسایل الشیعه: ۱۴/۱۱۲)

البته طبیعت زن نیز این اقتضا را دارد که بدنبال تکیه گاه می‌گردد و اصولا زن خانواده دوست دارد مردش صاحب قدرت و اقتدار باشد تا بتواند به او تکیه کند طبیعت زن خلاف آن است که تکیه گاه باشد درحدیث است که: زن ریحانه است و قهرمان وسلطه گر نیست. (بحار: ج۱۰۳، ص ۲۵۳) لذا روحیه عاطفی و احساسش به او اجازه نمی‌دهد که قدرت خانواده را بدست بگیرد. به همین خاطر است که حضرت علی(علیه السلام) در یک روایتی فرمود: اگر زن، تو را صاحب اقتدار ببیند، بهتر است از آن که تو را به حال شکستگی و ضعف بنگرد. (وسایل الشیعه: ۱۴/۱۲۰)

از سوی دیگر این ریاست و مدیریت به خاطر ثبات و مصلحت خانواده به مرد داده شده است و امتیاز و حق فردی برای شوهر محسوب نمی‌شود و مرد حق ندارد از این قدرت به نفع منافع شخصی خود و یا بر خلاف مصلحت خانواده به شکل تحکم و اجبار سوء استفاده نماید.

نکته دیگر آن است که اسلام، نگرش مردسالاری یا پدرسالاری را نفی نموده است این طور نیست که ریاست خانواده به عهده مرد باشد و به صورت تحکم و دیکتاتورمآبانه بخواهد خانواده را اداره کند بلکه اصل مشورت در خانواده مورد پذیرش اسلام است قرآن می‌فرماید: (و عاشروهن بالمعروف) با زنانتان نیکو معاشرت کنید.(نساء:۱۹)

بنابراین پدر و مادر هر دو نقش مدیریتی خانواده را بر عهده دارند مادر جایگاه مهر و عاطفه را در خانواده پر می‌کند و پدر مظهر اقتدار خانواده است فرزندان در درجه اول همه باید از پدر و مادر متابعت کنند و در درجه دوم فرزندان و همسر خانواده(در برخی جهات) از پدر و شوهر تبعیت می‌کنند.

۲- الف -۳- عدم رعایت مرزها

مرز در خانواده یعنی آن که هر یک از افراد، یک فاصله روانشناختی با دیگری دارد بین زن و شوهر به عنوان پدر و مادر یک مرزی وجود دارد که هیچ کس حتی فرزندان خانواده حق ورود به این مرز را ندارند. فرزندان خانواده نیز برای خود مرزی دارند که هیچ یک از فرزندان و والدین حق ورود به آن را ندارند هم چنین خود خانواده نیز به عنوان یک سیستم، مرزی دارد که افراد غریبه حق ورود به آن را ندارند.

پس می‌توان گفت دو نوع مرز در خانواده وجود دارد:

الف: مرزهای درون خانواده که دارای دو زیر منظومه والدین و فرزندان است.

ب- مرز خانواده با اجتماع؛

الف: مرزهای درون خانواده

۱-زیر منظومه والدین

این زیر منظومه باید در خانه اتاق یا محلی مخصوص به خود داشته باشد و اعضای دیگر خانواده در ساعات معینی از روز بدون اجازه وارد این حریم نشوند: قرآن خطاب به مومنین می‌فرماید: کودکان شما چه به سن بلوغ رسیده باشند و چه نرسیده باشند سه بار در روز باید از شما کسب اجازه کنند پس از نماز صبح و نیمروز و بعد از نماز عشاء. این سه وقت خصوصی برای شماست در غیر این سه وقت، گناهی بر شما و بر آنان نیست. بر گرد یکدیگر بچرخید و با هم معاشرت کنید. .(نور ۵۸)

این فضای روانی خصوصی زن و شوهر، برای حل مشکلات شخصیشان و حصول حمایت عاطفی آنها از یکدیگر بسیار ضروری است.

۲-زیر منظومه فرزندان

از نظر تعالیم اسلام فرزندان وقتی به حالت ممیزی رسیدند، باید بسترشان از پدر و مادر و هم چنین از یکدیگر جداشود. (وسایل الشیعه: ۱۴/۱۷۱) هم چنین نوع روابط خواهر وبرادر و هم چنین پدر و مادر با هر یک از فرزندان به خصوص در سنین نوجوانی که سن بروز غرایز جنسی است باید مراعات گردد(همان/۱۵۲)

ب-مرز خانواده با اجتماع

در اسلام، خانواده نهادی است مجزا از سایر نهادهای اجتماع که برای خود، احترام و تقدسی دارد که هر یک از اعضای جامعه باید آن را رعایت کنند.

خروج زن از خانه اگر برای عبادت واجبی مثل حج نباشد باید با اجازه شوهرش صورت بگیرد هم چنین پدر تا بلوغ بر فرزندان ولایت دارد و رفت و آمد فرزندان باید تحت کنترل او باشد از سوی دیگر مرد خانواده باید مراقب ورود افرادی باشد که از لحاظ اخلاقی قابل اعتماد نیستند.(نهج البلاغه ۳۹)

هم چنین هر فردی که خواست وارد خانواده شود باید با اجازه و هماهنگی اهل آن خانه باشد. قرآن خطاب به مومنین می‌فرماید: به خانه‌هایی که خانه شما نیست وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید و… و اگر به شما گفته شد بازگردید باز گردید این برای شما پاکیزه‌تر است.(نور۲۷و۲۸) حتی ورود به خانه فرزند و یا پدر و مادر هم طبق توصیه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مناسب است با اجازه باشد. (کافی ۵/۵۲۸)

هم چنین اسلام تعالیمی را به مومنین دستور می‌دهد تا با مراعات آنها حریم خانه و خانواده حفظ گشته و از هر گونه آسیب و خطری محافظت گردد از جمله بحث محرم ونا محرمی را مطرح می‌کند روابط زن و مرد نامحرم باید در چارچوب شرع و با قیود شرعی باشد لذا اسلام مسئله حجاب را وضع می‌کند. حجاب زنان از مسائل مهم در سلامت وکارایی خانواده‌هاست. در آیات قرآن روی این مسئله بسیار تأکید می‌کند.(ای پیامبر! به زنان مومن بگو چشمهای خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند ودامان خویش را حفظ کنند وزینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار نکنند و اطراف روسری‌های خود را برسینه افکنند و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان و محارم دیگر. (نور ۳۱) در آیه دیگر می‌فرماید:

‌ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومن بگو با روسری‌های بلند خود را بپوشانند این بهتر است تا این که شناخته شوند و مورد آزار قرار گیرند.(احزاب ۵۹)

بر اساس تعالیم اسلام بر زنان لازم است همه بدن خود را غیر از صورت و دستها از مچ تا انگشتان بپوشاند. این دستورات همه‌اش به خاطر حفظ سلامت فردی وخانوادگی است. از سوی دیگر اسلام برای نگاهها و شیوه سخن گفتن مرد وزن نامحرم مرزها و حدودی قائل شده است به زنان توصیه می‌کند که با صوت نازک و تحریک‌آمیز سخن نگویند(احزاب ۳۲) و در حد لزوم عرفی با مردان نامحرم سخن بگویند. وسایل الشیعه ۱۴/۱۴۳)

۲- ب: مشکلاتی که سبب وجود آن بیرون از خانواده می‌باشد

یکی از عمده‌ترین مشکلات خانواده‌ها که می‌توان گفت خود هیچ نقشی در بروز آن ندارند، روابط خویشاوندی و فامیلی است گرچه در اسلام این روابط بسیار مورد تأکید و اهمیت است اما رعایت نکردن بعضی از نکات، خود ایجاد آسیب می‌کند که در زیر به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:

۱-دخالتهای بی‌مورد و مضر اطرافیان در زندگی زوجین: گرچه حمایتهای مالی و معنوی اطرافیان مورد قبول و پسندیده است اما این حمایتها نباید خود موجب دخالت در زندگی خانواده‌ها و یا تحمیل نظریات خود به آنها شود. لذا در روایات معصومین(علیهم السلام) است که بالاترین صله رحم، آزار نرساندن به خویشان است.(کافی: ۳/۲۲۲)

۲-چشم و هم چشمی: شاید بتوان گفت درصد بسیاری از اختلافات خانوادگی همین چشم و هم چشمی‌هایی است که اعضای خانواده در امور مادی نسبت به همدیگر دارند. اسلام همگان را به دوری از تجمل گرایی و اسراف دعوت می‌کند(حدید: ۲۰)

۳- بروز گناهان در مجامع خانوادگی: در مجالس خانوادگی که شاید در برخی از آنها گناهانی وجود داشته باشد خود ممکن است خانواده‌ها را درگیر در گناه کند و مشکلاتی را برای آنها فراهم کند و آرامش را از خانواده و اعضای آن سلب نماید. لذا قرآن دستور می‌دهد که باید دوستی خدا و وظایف الهی مقدم بر روابط خانوادگی باشد(توبه: ۲۴)

۴-تمسخر و عیب‌جویی نمودن از یکدیگر: در مجالس خانوادگی ممکن است افراد به غیبت یا عیب‌جویی از یکدیگر بپردازند که این رفتارها خود آرامش را از خانواده‌ها سلب می‌کند. همه این رفتارها در اسلام به شدت مذمت شده و عواقب اخروی و دنیوی در پی دارد.(حجرات: ۱۱)

۵-اتفاقات و حوادثی که برای اطرافیان به وجود می‌آید. ممکن است اتفاقی یا حادثه‌ای برای اطرافیان(پدر مادر خواهر و برادر) هر یک از زوجین به وجود آید که آرامش آنها را از بین ببرد که در این صورت توصیه اسلام به صبر و بردباری و یا تغافل و نادیده‌انگاری است.(نهج البلاغه حکمت:۴۱۴)

عوامل آرامش در خانواده

گرچه رعایت همه عوامل فوق خود می‌تواند بخشی از ایجاد آرامش در خانوده‌ها باشد اما عوامل دیگری نیز وجود دارد که می‌تواند باعث ایجاد آرامش گردد از جمله این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

۱-اعتقادات و باورهای اصیل اسلامی

اگر اعضای خانواده به خصوص پدر و مادر که نقش مدیر و رهبر خانواده را بر عهده دارند، چنین اعتقاداتی را داشته باشند، بدون شک آرامش در خانواده‌ها ایجاد شده و از بین نمی‌رود. از جمله مهمترین این اعتقادات، تسلیم و رضا به مقدارت الهی، اعتقاد به رحمت گسترده و رزاق بودن خدا، اعتقاد به معاد و زندگی پس از مرگ، اعتقاد به امامت اهل بیت(علیهم السلام) که همراه با توسل و زیارت قبور آنها انسان احساس آرامش می‌کند. آری زن و شوهری که راضی به مقدرات الهی‌اند و با توکل بر خدا امور خود را به او واگذار می‌کنند، چه جای نگرانی و تزلزلی در زندگی خود احساس می‌کنند توکل بر خدا روزنه امیدی در برابر افراد می‌گشاید و گاه مشکلات را از راههایی که افراد گمان نمی‌برند حل می‌کند. البته اعضای خانواده به خصوص زن و شوهر، می‌توانند یکدیگر را توصیه به توکل نمایند. در روایتی است که شخصی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و عرضه داشت همسرم مرا دعوت به توکل به خدا می‌کند. پیامبر آن زن را تحسین نموده و فرمودند: ثواب او نصف ثواب شهید است. (حرعاملی ۱۴/۱۷)

۲-رعایت توصیه اخلاقی

اسلام هر یک از زن و شوهر را دعوت به یک مجموعه از توصیه‌های اخلاقی می‌کند که با رعایت آنها زندگی سالم و آرامش بخشی را خواهند داشت. به مواردی از آن اشاره می‌کنیم:

۱-صداقت

مرد و زن باید نسبت به همدیگر صادق باشند و انگیزه و قصدی مغایر با گفتار و رفتارشان نباشد. در صورتی که صداقت در خانواده حاکم نباشد، خانواده دچار آشفتگی شده و فضای خانواده به بی‌اعتمادی و بدبینی کشانده می‌شود. لذا اسلام تأکید بر پرهیز از دروغ نموده تا فضای خانواده فضای آکنده از اعتماد و صداقت باشد.(بحار:۲۵۴)

۲-خوش‌بینی

یکی از مسائلی که اسلام بر روی آن تأکید می‌کند، خوش‌بینی است. خوش‌بینی سه وجه می‌تواند داشته باشد نسبت به خداوند نسبت به وقایع و حوادث زندگی و خوش‌بینی اعضا نسبت به یکدیگر خوشبینی نسبت به خداوند که از آن تعبیر به حسن ظن به خدا می‌شود بر زندگی خانوادگی می‌تواند بسیار موثر باشد. از بزرگترین گناهان که موجب ناامیدی و اضطراب می‌گردد، سوءظن به خداست(متقی هندی ح۵۸۴۹) در روایات است که خداوند نزد گمان بنده مومن خود می‌باشد یعنی اگر کسی به خداوند گمانی نیکو داشت، خداوند نیز مطابق گمان او شرایط را برایش فراهم می‌کند.(کلینی ۲/۷۲)

خوش‌بینی نسبت به وقایع و رویدادهای زندگی می‌تواند افراد را در مقابل مشکلات و سختی‌ها ایمن کند. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تأثیر فال بد به خودت بستگی دارد اگر آن را آسان بگیری آسان می‌شود و اگر سخت بگیری سخت می‌شود و اگر آن را به چیزی نگیری چیزی نخواهد بود. (میزان الحکمه ۳۸۶۸) انسانی که معتقد به قدر الهی است می‌داند اگر امر خیر یا شری برای او پیشامد نمود، به مصلحتش بوده است و نه در شادی و نه در غم به خویشتن تکیه نمی‌کند. پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند هیچ قضای شاد یا غمگینی بر مومن جاری نمی‌سازد مگر آن که خیرش در آن است اگر بلایش دهد کفاره گناهانش باشد و اگر عطا کند و گرامی‌اش دارد به او بخشش کرده است. (تحف العقول:ص ۴۷)

و خوش‌بینی نسبت به اعضای خانواده: هیچ یک از افراد حق ندارند نسبت به هم بدبین باشند البته پدیدآیی این حالت نیازمند مقدماتی است و آن این که هر دو در رابطه با هم صداقت داشته باشند و هم چنین شناخت کافی ولازم را نسبت به هم داشته باشند. امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: خوش‌بینی، مایه آسایش دل و سلامت دین است(میزان الحکمه. ۳۹۱۲) یا خوش‌بینی اندوه را می‌کاهد(همان۳۹۱۳) روایات متعددی در این زمینه وجود دارد که به بخشی از آنها اشاره می‌نماییم:

امام علی(علیه السلام) فرمود: شایسته نیست به سخنی که از دهان کسی خارج شد، گمان بد ببری چرا که برای آن، برداشت نیکویی می‌توان داشت. (نهج البلاغه حکمت:۳۶۰)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: برای گفتار و کرداری که از برادرت سر می‌زند، عذری بجوی و اگر نیافتی، عذری بتراش(میزان الحکمه ۳۹۱۰)

در حدیثی دیگر می‌فرمایند: رفتار برادرت را به بهترین وجه حمل کن تا زمانی که کاری از او سرزند که راه توجیه را برتو ببندد و هیچ گاه به سخنی که از دهان برادرت بیرون آید تا وقتی برای آن محمل خوبی می‌یابی گمان بد مبر(همان ۳۹۱۱)
انسان بدبین زندگی را به کام خویش و حتی اطرافیانش تلخ می‌کند خودش را از نظر و توجه دیگران دور می‌کند میان خود و دیگران دیواری از بی‌اعتمادی و سدی در برابر ارتباط موثر قرار می‌دهد.

۳- قناعت

انسان قانع، همان انسانی است که به آنچه دارد اکتفا می‌کند و از حرص و طمع خودداری می‌نماید البته معنای این حرف نیز آن نیست که انسان در تلاش و کوشش برای توسعه زندگی خویش فرو گذاری نماید که دقیقا خلاف سیره معصومین(علیهم السلام) است آنچه مهم است آنکه در هر زمانی هر چه داریم، به همان فکر کنیم نه به بیشتر از آن. به هر چه داریم، اکتفا کنیم. نه در تخیلات خویش آنچه را داریم بی‌ارزش بشماریم. به عبارت دیگر، به داشته‌های خود توجه کنیم. اگر به داشته‌های خود و به نعمت‌هایی که خداوند به ما عطا فرموده است توجه کنیم، همیشه از داشتن زندگی خویش راضی بوده و خوشحال هستیم. و نعمت‌های پروردگارت را بازگو کن(فجر/۱۱) هم چنین قناعت، سبب عزت نفس می‌گردد. امام علی(علیه السلام) فرمود: قانع باش تا عزیز گردی.(نامه ۳۰؛ نهج البلاغه)

۴-صبر

صبر نیز یکی از عوامل آرامش خانواده‌ها به شمار می‌رود زیرا چه بسا خانواده‌ای با مشکلی مواجه شده مثلا دچار ناکامی یا مصیبت و یا رفتارهای نامناسب دیگران گشته است که عامل صبر می‌تواند خانوده را به پناهگاه آرامش سوق دهد. لذا در روایات توصیه به صبر شده است: (من صبر خفت محنته: غررالحکم ۵۷۷)

۵- حلم

حلم یعنی انسان با وجود قدرتی که دارد اما بزرگواری می‌کند و طرف مقابل خود را می‌بخشد و از او می‌گذرد(جامع السعادات: فصل حلم). فرق آن با تحمل آن است که در تحمل نمودن -که البته تحمل، منفی و آثار سویی بر روان انسان می‌گذارد- آن است که انسان توانایی برخورد با شخص را ندارد و یا اگر دارد از او نمی‌گذرد و او را تحمل می‌کند اما در حلم همان طور که گفته شد، گویی شخص اصلا رفتار طرف مقابلش را نادیده گرفته است و خود را به ندیدن و غفلت می‌زند و چیزی از رفتار او در دل خویش بر نمی‌گیرد و کاملا از او می‌گذرد. چنین صفتی، بسیار مورد تأکید روایات ماست و نه تنها اثر منفی ندارد بلکه اثرات مثبت برای خود شخص و طرف مقابلش دارد.

روش‌های دارای حلم شدن

۱-تغافل: اگر در مقابل شما کسی عملی را انجام داد و شما را ناراحت نمود رفتار او را نادیده بگیرید گویی اصلا رفتار او را ندیده اید. امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: از بهترین رفتارهای شخص بزرگوار، نادیده گرفتن چیزی از خطاهای مردم است که می‌داند.(میزان الحکمه ۴۸۴۵)
امام صادق(علیه السلام) فرمود: درستی وضع زندگی اجتماعی و معاشرت، پیمانه پری است که دو سوم آن توجه و هشیاری است و یک سومش چشم پوشی.(همان۴۸۴۶)
۲-خود را به حلم زدن: انسانی که حلم برای او دشوار است می‌تواند خود را به حلم بزند یعنی تظاهر به حلم داشتن بنماید و این کار رابارها تکرار کند تا عادتش شود که حلیم باشد. امام علی(علیه السلام) فرمود: اگر بردبار نیستی، خویشتن را بردبار جلوه ده زیرا کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کند و سرانجام یکی از آنان نشود.(همان۱۷۴۳)

۶- ارتباط مناسب داشتن با یکدیگر

روابط ما با یکدیگر شامل دو دسته از روابط کلامی و غیر کلامی می‌شود. در روابط کلامی توصیه شده است که یکدیگر را با بهترین نامی که دوست دارید صدا بزنید.(کافی ۲/۶۴۳) ابراز محبت و دوستی نسبت به همسر(وسایل الشیعه ۱۴/۱۰) سپاس‌گزاری اعضای خانواده از یکدیگر(لقمان ۱۴وسایل الشیعه ۱۴/۱۱۵)
در روابط غیر کلامی حسن خلق از مهمترین ویژگی‌های اعضای خانواده به خصوص شوهر است(کافی۲/۱۰۷) نگاه مهربانانه زن و شوهر با یکدیگر موجب نشاط آنان می‌گردد(وسایل الشیعه ۱۴/۳۷) نگاه به والدین از روی لطف عبادت به شمار می‌رود.(همان۱۵/۲۰۵) فروتنی اعضا نسبت به هم به خصوص فرزندان نسبت به والدین و زن نسبت به شوهر خود سفارش شده است. لذا بدترین رفتار زنان، تکبر در برابر شوهر به شمار می‌رود. (وسایل الشیعه ۱۴/۱۴و۱۵) آراستگی ظاهری افراد(به خصوص زن و شوهر) نیز مورد توجه قرار گرفته است(همان) حضور در کنار هم اعضای خانواده نیز باعث گستردگی رحمت و آمرزش خداوند بر اهل آن خانه شده(وسایل الشیعه ۱۶/۴۲۲) و ارزش آن از اعتکاف وعبادت در مسجد مدینه نزد خدا محبوب‌تر دانسته شده است.(آثارالصادقین ۱۵/۲۹۳)

راهکارهای اسلام برای درمان مشکلات خانواده

بدون شک خانواده ممکن است دچار مشکلات و آسیب‌هایی گردد. اسلام چه راهکاری را برای مقابله و حل این مشکلات پیش بینی نموده؟
البته همیشه پیشگیری بهتر از درمان است و اگر تمام نکاتی که گفته شد مراعات گردد، قطعا مشکلی پیش نخواهد آمد و خانواده همیشه در کمال آرامش می‌باشد. در این باره اسلام اصولی را پیشنهاد می‌کند تا خانواده مشکلش حل شده دوباره آرامش به آنها برگردد.
۱-اصل مشاوره: بهترین راه برای حل مشکلات، مشاوره زن و شوهر است لذا همفکری صمیمانه و همدلی داشتن زن و شوهر با یکدیگر می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل نماید مثلا یکی از مسائلی که می‌تواند مورد اختلاف آنها باشد، مسئله شیر دادن فرزند است که قرآن دستور می‌دهد این مسئله را با مشاوره همدیگر حل کنند.(بقره۲۳۳)
۲- اصل حکمیت: اگر اختلاف در خانواده شدت بگیرد و زن و مرد با هم ناسازگار باشند و وضعیت آنها حاد شد قرآن دستور به حکم قرار دادن بین آنها می‌کند تا به واسطه دخالت صحیح دیگران مشکل آنها حل شده و آرامش به خانواده برگردد(نساء/۳۵) قرآن می‌فرماید: اگر قهر و دشمنی میان زوجین پیش آمد، یک نفر از خانواده مرد و یک نفر از خانواده زن را حکم قرار دهید.
۳-جدایی زن و شوهر: آخرین مرحله‌ای که اسلام برای حل مشکل خانواده پیشنهاد می‌کند، مسئله طلاق و جدایی است البته روایات این عمل را بسیار زشت و قبیح شمرده‌اند اما به عنوان آخرین مرحله از احکام الهی شمرده شده است پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرییل پیوسته مرا درباره زن سفارش می‌کرد تا جایی که گمان بردم طلاق او جایز نیست مگر در صورت ثابت شدن فحشا.(بحار ۱۰۳/۲۵۳) اما در شرایطی که ادامه زندگی موجب ضرر است اسلام این حکم را وضع نموده است. (بقره ۲۹۹)

نویسنده: محمد ثناگویی

منابع و مآخذ
۱- قرآن کریم: ترجمه بهاءالدین خرمشاهی،تهران: نشر نیلوفر،۱۳۷۴
۲-نهج البلاغه،ترجمه محمد جعفر امامی ومحمد رضا آشتیانی،قم: مدرسه امیرالمومنین ۱۳۷۵
۳-آمدی،عبدالواحد،غررالحکم و درر الکلم، قم دفتر تبلیغات اسلامی ۱۳۶۶
۴-بارکر،فیلیپ، خانواده درمانی پایه ترجمه محسن دهقانی تهران:نشر رشد ۱۳۷۵ش
۵-الحرالعاملی، ۱۴۰۳ محمد بن حسن، وسایل الشیعه تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت: داراحیاءالتراث العربی ۱۹۹۱م
۶-خداپناهی،محمد کریم، روان شناسی فیزیولوژیک، تهران: سمت، ۱۳۸۶ش
۷-سالاری فر، مرزها در خانواده از دیدگاه اسلام ومکتب ساخت نگر، فصلنامه حوزه ودانشگاه، ۱۳۸۱ش
۸-سالاری فر، خانواده در نگرش اسلام وروان شناسی،تهران: سمت ۱۳۸۴ش
۹-ستیر، ویرجینیا،آدم سازی در روان شناسی خانواده، ترجمه بهروز بیرشک، تهران: انتشارات رشد ۱۳۷۰ ش
۱۰-سیوطی،جلال الدین، الدرامنثور،قم: نشرمکتبه آیه الله المرعشی النجفی،۱۴۰۴ ق
طبرسی، ابونصرحسن بن فضل،مکارم الاخلاق، قم: منشورات الرضی،۱۹۷۲م
۱۱-فرید تنکابنی، مرتضی، الحدیث،تهران:دفتر نشر فرهنگ اسلامی،۱۳۷۴ش
۱۱-کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی ترجمه سید جواد مصطفوی تهران نشر فرهنگ اهل بیت ع کافی
۱۲-متقی هندی،علاءالدین،المرشد الی کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال،بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۰۹ق
۱۳-مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت: موسسه الوفاء ۱۹۸۳م
۱۴-محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم:دارالحدیث، ۱۳۷۹ش
۱۵-مطهری،مرتضی، اخلاق جنسی در اسلام وجهان غرب،دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۵۹ش
۱۶-مینوچین، سالوادور،خانواده وخانواده درمانی ترجمه باقر ثنایی تهران: نشر امیر کبیر۱۳۷۵ش
۱۷-نراقی، ملامهدی، جامع السعادات، نجف: مطبعه لنجف الاشرف، ۱۹۶۳م
۱۸-نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوساسل ومستنبط المسائل، بیروت: نشر موسسه آل البیت لاحیاءالتراث، ۱۹۸۸م

منبع: راسخون

نخستین هدیه به فرزندم

کودکان، برکت زندگی و سرمایه‏‌های آینده جامعه به شمار می‏‌آیند. آنان برای رشد و بالندگی خود، نیازها و در مفهوم دقیق‌‏تر، حقوقی دارند که باید به درستی به آن پرداخت. با توجه به نقش بی‏‌بدیل خانواده در بالندگی شخصیت کودک، پیش از همه، خانواده و سپس جامعه باید این حقوق را به خوبی بشناسند و خود را مکلف به پاس‏داشت آن بدانند. این حقوق در روایات اسلامی، به زیبایی تبیین شده است. در این مجال، به جنبه‏‌های گوناگون تربیتی کودک از نگاه روایات و توصیه‏‌های دینی می‌‏پردازیم و در کنار آن، به مشکلات کنونی کودکان، از جمله کودک‌‏آزاری و بزه‌‏کاری کودکان اشاره می‏‌کنیم.

پیمان‏‌نامه جهانی حقوق کودک

مجمع عمومی سازمان ملل، بر پایه نظر صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف)، پیمان‏‌نامه حقوق کودک را در سال ۱۹۸۹ تصویب کرد و بیشتر کشور‌های جهان نیز بدان پیوستند. در این پیمان‏‌نامه، وضعیت حقوقی ایده‌‏آلی برای کودکان پیش‌‏بینی شده است و کشور‌هایی که به آن می‌‏پیوندند، باید بکوشند وضعیت رفاهی، حقوقی، آموزشی و پرورشی کودکان را تا سطح مورد نظر پیمان‏‌نامه بالا برند. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز در سال ۱۳۷۲ به این پیمان‏‌نامه پیوست، در این پیمان‏‌نامه، از حقوق متعدد و متفاوتی برای کودکان صحبت شده است؛ از جمله حق حیات و کسب هویت، حق زیستن با والدین، حق ابراز عقیده و آزادی تفکر و مذهب و حق تفریح و بازی.

توصیه رهبری به مسئولان رسانه‏‌های گروهی

مقام معظم رهبری، کودک را ذخیره ارزشمند جامعه معرفی می‏‌کند و در مورد اهمیت وظیفه مسئولان رسانه‏‌های گروهی در تربیت کودک می‌‏فرماید: «رادیو، تلویزیون، رسانه‏‌های گروهی و غیره، بایستی بدانند و بفهمند که چه کاری با مغز، دل و احساس لطیف کودک انجام می‏‌گیرد. وقتی کودک برنامه‏‌های تلویزیونی را می‏‌بیند، اثر آن امروز و فردا مشخص نخواهد شد، بلکه اثرش در جذب‏‌ها، دفع‏‌ها، احساسات، خداجویی‏‌ها، خداخواهی‏‌ها یا خدانخواهی‏‌ها نشان داده خواهد شد.” ایشان همچنین مسئولان را به بازتاب دادن سیره اولیای دین توجه می‏‌دهد. تا مشاهده گردد که مثلاً پیامبر گران‏قدر اسلام و پیروان وی، چگونه کوچک‏ترین نکات تربیتی را از نظر دور نمی‏‌داشتند و با داشتن مسئولیت اجتماعی در تاریخ، از گفت‏ و گو‌های صمیمانه با کودکان غافل نمی‏‌شدند».
نتیجه افراط در محبت، پرتوقع بار آمدن کودک، جوانه زدن ریشه‏‌های خودپسندی و سرکشی کردن کودکان در برابر حقیقت است.

در میان نام‏‌های نیک

از جمله حقوق کودک، انتخاب نام نیکو برای اوست. نام نیک، بهترین هدیه‏‌ای است که هر نوزاد در روز‌های نخست زندگی، از پدر و مادر می‏‌گیرد. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌‏فرماید: «نخستین هدیه‏‌ای که هر یک از شما به فرزندش می‏‌بخشد، نام خوب است. پس بهترین نام را برای فرزند خود انتخاب کنید.” در دامنه گسترده نام‏‌های نیکوی جهان، برخی نام‏‌ها، یادآور انسان‏‌های شایسته و مقرب درگاه الهی‏‌اند. و بسیاری از مردم از سر محبت و ارادتی که به آن بزرگواران دارند، این نام‏‌ها را برای فرزندان خویش برمی‏‌گزینند تا بذر محبت دوستان خدا را در دل فرزندانشان بکارند و راه درست زندگی را به آنان بنمایانند. وجود این نام‏‌های زیبا، مایه برکت اهل خانواده است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌‏فرماید: «خانه‌‏ای که نام محمد در آن باشد، خداوند روزی آن را گسترده گرداند. پس اگر فرزندتان را محمد نام گذاشتید، او را مزنید و دشنامش ندهید».

مقدس اردبیلی و تربیت مادر

مقدس اردبیلی، فقیه وارسته و محققی فرزانه و اسوه درایت و قداست بود. آن روز که مقدس اردبیلی از نجف به اردبیل سفر کرده بود، مردم از گوشه و کنار به دیدار او آمده بودند. وقتی مادر مقدس در مجلس حضور یافت، همگی به آن بانوی بزرگوار تبریک گفتند و از او پرسیدند که راز پیشرفت و مقامات عالی و معنوی فرزندش چه بود؟ مادر مقدس پس از حمد الهی در مورد تربیت او گفت: من هرگز لقمه شبهه‏‌ناک نخورده‌‏ام و قبل از شیر دادن او، وضو می‏‌گرفتم و ابدا به نامحرم نظر نمی‏‌انداختم و در تربیت کودک، بعد از باز گرفتنش از شیر می‏‌کوشیدم و نظافت و طهارت او را رعایت می‏‌کردم و با بچه‏‌های خوب او را می‏‌نشاندم.
«نگاه کردن پدر و مادر به فرزند از روی مهر و محبت، عبادت است».

والدین، هم‏بازی کودکان

یکی از راه‏‌های شخصیت دادن به کودکان، بازی کردن والدین با آنهاست. این کار اندکی از وقت والدین را می‏‌گیرد، ولی آثار بسیار نیکویی دارد. بازی با کودک می‏‌تواند به شکل محبت کردن و شعر خواندن برای او باشد. نقل است که حضرت زهرا (علیهاالسلام)، امام حسن(علیه‏‌السلام) را در کودکی بالا و پایین می‌‏انداخت و با او بازی می‌‏کرد و با زبان شعر می‌‏فرمود: «حسن جان! مانند پدرت باش و حق را از بند اسارت به‌درآور». همچنین سیره زندگانی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، از هم‏بازی شدن ایشان با کودکان خبر می‏‌دهد. در تاریخ آمده است که روزی حسین(علیه‏‌السلام) در کوچه سرگرم بازی بود که پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) و یاران از آنجا می‏‌گذشتند. حضرت از ایشان جدا شد و در حالی که به سوی فرزندش گام برمی‏‌داشت، دستانش را گشود تا او را در آغوش بگیرد. کودک خنده‌‏کنان این سو و آن سو می‌‏گریخت و رسول‏‌اللّه‏ نیز خندان از پی او می‌‏دوید. سرانجام ایشان، حسین(علیه‏‌السلام) را گرفت و بوسید.

کودک و برنامه‏‌های تلویزیونی

کودکان خیلی بیشتر از بزرگ‏ترها، تحت تأثیر فیلم‏‌ها و برنامه‏‌های تلویزیونی قرار می‏‌گیرند. پیامی که از راه برنامه تلویزیونی به کودک ارائه می‌‏شود، در فکر و روح آنها به خوبی نقش می‌‏بندد. این نقش، بسته به ویژگی برنامه‏‌های تلویزیونی، می‏‌تواند مثبت یا منفی باشد. از یک طرف، خشک‌‏ترین مفاهیم در قالب برنامه‏‌های جذاب برای بچه‌ها قابل فهم و پذیرش می‌‏شود و از سوی دیگر، برنامه‏‌هایی که مانع آشنایی کودک با دنیای واقعیت‏‌ها شود و مانند کارتون‏‌های تخیلی، با قهرمان‏‌های افسانه‌‏ای و قدرت‏‌های جادویی، او را در دنیای غیرواقعی غرق کند، برای کودک زیان‏‌بار است.

خشونت، ماجراجویی و هیجان‏‌های کاذب، اگر صورت افراطی و پرحجمی در برنامه‏‌های تلویزیونی داشته باشد، در تکوین شخصیت کودک، اثر منفی می‏‌گذارد و در دوران پس از بلوغ، ناهنجاری‏‌های روانی خطرناک در وی ایجاد می‏‌کند. بنابراین، بزرگ‏ترین محبت پدر و مادر در حق فرزندانشان این است که بر کودکان هنگام تماشای تلویزیون، نظارت داشته باشند.

میانه‏‌روی در محبت

در حالی که زیاده‌‏روی در محبت همانند محبت کم، برای کودک ضرر دارد و ریشه امید و نشاط و حیات را در وجود او می‏‌خشکاند. تعادل و توازن در مهرورزی، عامل بالندگی و رشد است. آنچه در دین سفارش شده، رعایت میانه‏‌روی است. امام باقر(علیه‌‏السلام) می‌‏فرماید: «بدترین پدران، کسی است که در نیکی به فرزند خود، زیاده‌‏روی می‏‌کند.” (تاریخ یعقوبی، ج ۲) آزاد گذاشتن فرزند به این معنا که هر کاری دلش می‏‌خواهد بتواند انجام دهد، این تصور را در ذهن کودک ایجاد می‏‌کند که جهان، تحت فرماندهی اوست و به کودکی نامسئول، خودخواه و پرخاشگر تبدیل می‌‏شود. از این رو، به والدین سفارش می‌‏شود، رفتار منطقی و معقولی با فرزند خود داشته باشند و از افراط و تفریط در محبت بپرهیزند.

کودک‌‏آزاری

متأسفانه در هر جامعه، کودکانی هستند که از سوی والدین یا دیگر افراد بالغی که مسئولیت آنان را به عهده دارند، آزار ببینند. این آزارها یا به صورت شکنجه فیزیکی است یا به صورت روانی مثل محرومیت از محبت، تحقیر و سرزنش یا تبعیض و توهین. آزار فیزیکی و روانی کودک، آثاری مخرب بر روح، روان و شخصیت کودک بر جای می‏‌گذارد. در این میان، آموزه‏‌های روح‏بخش و انسان‏‌ساز اسلام، به محبت به کودکان، سفارش می‏‌کند و بزرگ‏سالان را از آزار کودک بر حذر می‏‌دارد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌‏فرماید: «کسی که به خردسالان رحم نکند، از ما نیست». نبود محبت، ارتباطات صمیمی و تفاهم متقابل از عوامل مؤثر در بزه‌‏کاری کودکان و نوجوانان است. کودکی که از محبت پدر و مادر محروم مانده یا درست اشباع نشده است، در خود احساس حقارت، کمبود و محرومیت می‏‌کند و برای هر گونه انحرافی آمادگی دارد.
«سلام کردن به کودکان را تا لحظه مرگ ترک نمی‏‌کنم تا این رفتار پس از من، در میان مسلمانان سنت شود».(مستدرک الوسائل ۲/۹۶)

منبع: ملیحه آقاجانی؛ ماهنامه گلبرگ؛ شماره ۹۱

کودک در اسلام

حقوق کودک در اسلام

قبل از ظهور اسلام، کودکان در وضعیت بسیار بدی به سر می‌بردند، از حقوق عادی محروم و دستخوش اراده پدرانشان بودند. اگر پدران می‌خواستند آنها را نگه می‌داشتند و اگرنه، برای رهایی از نفقه و هزینه زندگی، آنها را می‌فروختند و یا می‌کشتند.

با آمدن اسلام، این عادت ناپسند، شدیدا مورد مقابله قرار گرفت و اسلام، عالی‌ترین توجه را به کودک نمود، آیاتی که نسبت به حقوق کودک در اسلام وجود دارد و روایات موجود، همه حکایات بر اهمیت اسلام به کودکان و حقوق ایشان دارد. اسلام، پدران را از کشتن فرزندان به خاطر ترس از کمبود هزینه منع کرد. چنانکه خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

«فرزندان خود را از ترس کمی روزی نکشید، ما به شما و آنها روزی می‌دهیم زیرا قتل آنها اشتباه و گناه بزرگی است»

رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «به کودکان خود محبت کنید و نسبت به آنها ترحم نمایید. وقتی به آنها وعده دادید، وفا کنید زیرا آنها جز این که شما را روزی دهنده خود می‌بینند تصور دیگری ندارند»

امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: «و اما حق فرزند تو این است که بدانی او از تو و پیوسته به تو در خیر و شر امر دنیاست و تو مسئول او از لحاظ نیک ادب کردن و راهنمایی به پروردگارش و کمک به طاعت او هستی. پس عمل تو درباره او، عمل کسی باشد که می‌داند در احسان به او پاداش، و در مسامحه و بدی نسبت به او، کیفر می‌بیند.»

اسلام حتی به والدین اجازه کتک زدن کودکان را نداده است. امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: «حتی برای ادب کردن فرزندت نیز او را نزن بلکه با او قهر کن و مراقب باش که زمان قهر، طول نکشد».

نیازهای کودک

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به همه انسانها اعلام می‌کند، همانطور که پدران و مادران، حقوقی بر فرزندان خود دارند و فرزندان در صورت ترک آن حقوق، عاق می‌شوند، فرزندان نیز حقوقی بر پدر و مادر دارند که «پدران و مادران در صورت رعایت نکردن آن، عاق فرزندان می‌گردند».

والدین مسئول تأمین تمام نیازهای کودک اعم از مادی و معنوی می‌باشند.

۱- نیازمندی‌های جسمانی کودک: نمو جسمانی کودک با فراهم ساختن وسایل مادی امکانپذیر است تا از این طریق، نیازهای بدنی او اشباع شود. این رشد و نمو با تغذیه، بهداشت کافی، آب و هوا، مسکن، خواب، بازی و امثال آن، به دست می‌آید.

۲- تعلیم ورزش به کودک: حرکت و جنبش، اساس هر عمل غریزی و پایه وظایف حیاتی است که زندگی شاداب و سلامت در گرو آن است.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «باید – خصوصا – هفت سال اول زندگی، کودک آزادانه به بازی و جنبش‌های بدنی صرف شود».

حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «اگر کسی دارای طفل خردسالی بود باید با او در جنبش‌های کودکانه و حالت بچه‌گانه همکاری و هماهنگی نماید».

آموختن و پرداختن به ورزش‌های شنا، تیراندازی و سوارکاری نیز از ورزش‌های مهمی است که در احادیث بر آنها تأکید شده است.

نیازمندی‌های روحی

۱- انتخاب نام زیبا: نخستین احسان و نیکی پدر به کودک، انتخاب نام زیبا و خوشایند برای اوست و این، از حقوق لازم کودکان می‌باشد.

۲- احترام: پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «به شخصیت فرزندان خود، ارج نهید و آداب و آیین‌های رفتار خویش را نیکو و درست گردانید تا مشمول آمرزش خدا شوید».

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به والدین امر کرده‌اند که به کودکان احترام بگذارند، چرا که بی توجهی و بی احترامی به آنان، باعث بروز مشکلات عاطفی زیادی در کودکان می‌گردد. همچنین در روایتی از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین آمده است: «فرزندان خود را زیاد ببوسید، زیرا با هر بوسه، برای شما مقام و مرتبتی در بهشت فراهم می‌شود که فاصله میان هر مقامی، پانصد سال است.» [۸]

با توجه به مطالب گفته شده، اسلام – دین انسان سازی – به اساس تربیتی انسان‌ها از سنین کودکی ارزشی خاص می‌گذارد و به والدین توصیه می‌نماید که به تمامی ابعاد وجودی کودک، عنایت داشته باشند و انسانی وارسته و شایسته را تحویل جامعه بشری بدهند.

پی‌نوشت‌ها

[۱]- نحل / آیه‌های ۶۰-۶۱

[۲]- تفصیل وسایل الشیعه؛ج ۳،ص۱۳۵

< [3]- همان.

[۴]- بحارالانوار،ج۲۳؛ص۱۱۴

[۵]- محجه البیضاء،ج۲،ص۱۱۴

[۶]- محجه البیضاء،ج۲،ص۶۵

[۷]- تفصیل وسایل الشیعه، ج۳،ص ۳۱۵

[۸]- محجه البیضاء، ج ۲،ص۶۴

اخلاق در خانواده: حقوق کودک در اسلام

لزوم توجه به حقوق کودک

مسئله توجه به حقوق کودک و موضوعاتی همچون اعلامیه حقوق بشر و کنفوانسیون حقوق کودک، از اموری است که طی چند سال گذشته، نظر بسیاری از رسانه های جمعی به ویژ ارباب جراید و مطبوعات را به خود جلب کرد است؛ حال آن که دین مبین اسلام، قرن ها پیش، درباره حقوق کودک سخن به میان آورده و تکالیف ویژه ای را در این باب برای پدر و مادر و اطرافیان کودک برشمرده است. بزرگان و پیشوایان دینی نیز در عمل و سفارش، اهتمام بالایی به این امر داشته اند. رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرماید:

اَحِبُّوا الصِّبْیانَ وَ ارْحَمُوهُمْ وَ اِذا اَوعَدْتُمُوهُمْ شَیْئا فَفُو لَهُمْ فَاِنَّهم لا یَرَوْنَ اِلاّ اَنَّکُم تَرْزُقُونَهُم.

به کودکان محبت کنید و به آنها ترحم ورزید. وقتی به آنان وعده دادید، وفا کنید؛ زیرا آنها جز این که شما را روزی دهنده خود می بینند، تصور دیگری ندارند.

امام سجاد(علیه السلام) نیز درباره حقوق فرزندان فرموده است:

حق فرزند تو این است که بدانی او از تو و پیوسته به تو در خیر و شر امر دنیاست. تو نیز از نظر نیک ادب کردن و راهنمایی او به پروردگارش و کمک به طاعت او مسئول هستی. پس عمل تو درباره او، عمل کسی باشد که می داند در احسان به او، پاداش و در بدی به او کیفر می بیند.

پیام متن:

۱- آموزه های اسلامی بر رعایت حقوق کودک تأکید فراوان دارد.

۲- محبت کردن به کودک، از حقوق مسلّم اوست.

مهم ترین حقوق کودک در اسلام

۱- تغذیه کودک با شیر مادر

بنا بر دستور الهی و قانون طبیعت، نوزاد پس از تولد باید از شیر مادر تغذیه کند. کارشناسان تغذیه نیز بر این باورند که شیر مادر همه مواد لازم برای رشد طبیعی نوزاد و پادتن های لازم برای مقابله بدن کودک با انواع بیماری ها را دارد. خداوند در قرآن کریم درباره شیرخوارگی کودک و مدت آن چنین می فرماید:

وَ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَهَ. (بقره: ۲۳۳)

مادران اگر می خواهند دوران شیرخوارگی فرزندان خود را تکمیل کنند، باید دو سال آنها را شیر دهند.

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره اهمیت شیر مادر در تغذیه کودک فرمود: «لَیسَ لِلصَّبِیِّ لَبَنٌ خَیْرٌ مِنْ لَبَنِ اُمِّهِ؛ هیچ شیری برای کودک، بهتر از شیر مادر نیست».

بر اساس آمارهای علمی، محرومیت کودک از شیر مادر، در برخی موارد سبب مرگ نوزاد می شود؛ زیرا دستگاه گوارش نوزاد شیرخوار پس از تغذیه با شیر گاو یا شیر خشک مختل می شود. در یکی از نشریه های سازمان جهانی بهداشت آمده است:

مرگ و میر میان کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند، شش بار کمتر از نوزادانی است که با دیگر شیرها و غذاها تغذیه می شوند؛ چه شیر مادر، شیر طبیعی و منحصر به فرد است و تهیه آن با وسایل مصنوعی امکان پذیر نیست.

ما را عواطف همه از شیر مادر است    این رقتی که در دل و شوری که در سر است

شهریار

پیام متن:

۱- تغذیه کودک با شیر مادر، از حقوق اصلی اوست.

۲- تأکید اسلام بر شیر دادن کودک تا دو سالگی، و اینکه هیچ غذایی جای شیر مادر را برای کودک نمی گیرد.

فواید شیر مادر

تغذیه کودک با شیر مادر، فواید زیادی هم برای نوزاد و هم برای مادر دارد. هنگامی که مادر به فرزند خود شیر می دهد، احساس لذت و رضایت خاطر می کند و با وجدانی آسوده، کودک خود را برای شیر دادن در آغوش می گیرد. این گونه است که عمیق ترین تبادل احساس و عواطف میان مادر و فرزند صورت می پذیرد. شیر مادر، غذایی است کامل و آماده که همیشه و همه جا در دسترس مادر و نوزاد است و متناسب با رشد کودک، ترکیبات آن نیز تغییر می کند.

این شیر از نظر هضم غذایی، آلوده نبودن به میکروب ها و عفونت ها، نداشتن خاصیت حساسیت زایی و دیگر بیماری ها، کم نظیر است. از نظر ترکیبی نیز مواد پروتئینی، چربی، املاح و انواع ویتامین ها را دارد و درجه حرارت آن، مناسب بدن آدمی و درمان کننده عصبانیت کودک است.

«از آنجا که کودک در عمر نه ماهه جنینی خود با ارگانیزم وجودی مادر و از جمله ریتم قلب مادر مأنوس بوده است، هرگاه بر اثر بی غذایی، بی خوابی یا بیماری، عصبانیتی به کودک دست دهد، فقط با شیر سینه مادر و شنیدن صدای قلبی که در طول دوره جنینی بدان آشنا بوده است، سریعا تسکین می یابد.» بنابراین، ضرباهنگ قلب مادر زیباترین و آرام بخش ترین موسیقی برای کودک است. به گفته روان شناسان، از فاصله سی سانتی متری، بهترین تبادل احساسی میان مادر و فرزند شیرخوارش به وجود می آید که هم سبب آرامش شیرخوار می شود و هم رضایت خاطر و ارضای روانی مادر را دربردارد.

آن شیرخواره کو به سرش نیست مادری    زان دل خراش تر به خدا نیست منظری

شهریار

پیام متن:

۱- شیر مادر، دربردارنده مواد لازم برای رشد کودک است.

۲- شیر مادر سبب ایجاد ارتباط عاطفی عمیق میان مادر و فرزند می شود.

۳- شیر مادر آرامش دهنده طفل است.

۲- انتخاب دایه برای شیرخوار

گاهی اوقات به دلایل مختلف از جمله مرگ مادر یا خشک شدن شیر او بر اثر بیماری، باید دایه ای برای کودک گرفت تا بتواند به او شیر دهد و نیازهای جسمی و روحی اش را برطرف سازد. بنابراین، یکی دیگر از حقوق برخی فرزندان، انتخاب دایه نیکوسرشت و شایسته برای آنهاست. در این باره امام صادق(علیه السلام) از پدر بزرگوراش روایت می کند:

تَخَیَّرُوا لِلرِّضاعِ کَما تَتَخَیَّرُونَ لِلنِّکاحِ فَاِنَّ الرِّضاعَ یُغَیِّرُ الطِّباعَ.

در امر دایه و شیر دادن کودک به گزین باشید، چنان که این به گزینی را در امر ازدواج رعایت می کنید؛ زیرا شیر، طبیعت ها را دگرگون می سازد.

امام علی(علیه السلام) درباره در ضرورت انتخاب درست دایه می فرماید:

اُنْظُرُوا مَنْ یَرْضَعُ اَوْلادَکُمْ فَاِنَّ الوَلَدَ یَشَبُّ عَلَیه.

باید بنگرید چه کسی فرزند شما را شیر می دهد؛ زیرا فرزند تحت تأثیر شیر دایه پرورش می یابد.

بنابراین، دایه باید از نظر بدنی و معنوی، سالم باشد.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «لازم است دایه پاکیزه و نظیف را برای شیرخوارگی [کودکان خود] برگزینید؛ زیرا شیر، سرایت دهنده است».

پیام متن:

۱- در صورت نبود مادر یا ناتوانی مادر از شیر دادن به فرزند، باید برای کودک، دایه گرفت.

۲- در انتخاب دایه، باید به سلامتی جسمی و معنوی او توجه کرد.

نظر ژان ژاک روسو درباره ضرورت شیر دادن مادر به کودک و انتخاب دایه برای او

ژان ژاک روسو، در اثر معروف امیل یا آموزش و پرورش، نکاتی را در ضرورت شیردهی مادران به فرزندان یا استفاده از دایه بیان کرده است. این مطالب نشان می دهد صاحب نظران غربی نیز بر این مسئله تأکید دارند که هیچ شیری نمی تواند به طور کامل جای گزین شیر مادر شود و هیچ مهری نمی تواند جانشین مهر و محبت مادری گردد. بنابراین، آنها نیز آغوش گرم مادر و استفاده از شیر نوشین او را از حقوق کودک می دانند. روسو در این باره می نویسد:

اگر مادران زحمت شیردادن به بچه هایشان را قبول کنند، اخلاقیات و آداب زندگی، خود به خود، اصلاح خواهد شد و احساسات طبیعت دوباره در تمام قلب ها بیدار خواهد گردید. پس همه چیز به این نکته بستگی دارد. جذبه زندگی خانوادگی، بهترین پادزهر مفاسد اخلاقی است.

وی درباره ویژگی های دایه ای که نگه داری و تغذیه کودک برعهده اوست، می نویسد:

دایه ای لازم است که از نظر روحی و جسمی، سالم باشد. هیجانات سرکش و اخلاق نامعتدل ممکن است شیرش را فاسد کند. اگر ما تنها جنبه جسمانی را در نظر بگیریم، فقط به نصف مسئله توجه کرده ایم… اگر یک زن فاسدالاخلاق را به عنوان دایه انتخاب کنیم، نمی گویم نوزاد شیرخوار، مفاسد او را پیدا می کند، ولی از این موضوع رنج خواهد کشید. آیا دایه موظف نیست هم زمان با شیر دادن طفل، با غیرت، شکیبایی، مهربانی و نظافت از او مراقبت کند؟

پیام متن:

۱- تأکید برخی صاحب نظران غربی بر ضرورت شیردادن مادران به فرزندان.

۲- دایه باید از نظر جسمی، روحی و روانی، سالم باشد.

۳- مهرورزی به کودک

برخورداری از مهر و محبت، یکی از نیازهای اصلی انسان است. آدمی در هر سن و موقعیتی که باشد، نیاز به مهر و محبت دارد. در این میان، کودکان بیش از همه به عطوفت و مهربانی نیاز دارند. تا از این رهگذر، مهرورزی را به نیکی بیاموزند. از امام صادق علیه السلام روایت شده است:

مردی از انصار از پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: به چه کسی احسان کنیم؟ پیامبر فرمود: «به پدر و مادر خود». عرض کرد: آن دو درگذشته اند. حضرت فرمود: «به فرزند خود احسان کن».

پدران و مادران باید از زیاده روی یا کوتاهی در محبت کردن به فرزندان خودداری کنند و رفتاری میانه با آنان داشته باشند. امام باقر(علیه السلام) در این باره فرموده است: «بدترین پدران، کسانی هستند که در محبت به فرزند، زیاده روی کنند».

بدیهی است همان گونه که فقر عاطفی، نوعی کمبود پشتوانه روانی را برای فرزندان در پی دارد، زیاده روی در محبت نیز به تباهی شخصیت فرزند و ایجاد روحیه فرمانروایی در او می انجامد و او را دچار مشکلات فردی و اجتماعی بسیاری می سازد.

پیام متن:

۱- مهرورزی به کودک، از حقوق اوست.

۲- در ابراز محبت به فرزند، باید اعتدال را رعایت کرد.

۴- بوسیدن کودک

کودک بنا بر اقتضای سنی خود به حمایت و علاقه پدر و مادر نیاز دارد و از اینکه والدین و بستگان نزدیک، او را ببوسند و در آغوشش گیرند، شاد می شود و خود نیز عاطفه اش را با خنده و بوسه نثار پدر و مادر می کند. بر این اساس، نوازش کردن و بوسیدن کودک، از نیازهای روانی او به شمار می آید و پدر و مادر وظیفه دارند مهر و محبت خویش را این گونه به کودک خود هدیه کنند.

پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:

اَکْثِرُوا مِنْ قُبْلَهِ اَولادِکُمْ فَاِنَّ لَکُمْ بِکُلِّ قُبْلَهٍ دَرَجَهً فی الْجَنَّهِ ما بَیْنَ کُلِّ دَرَجَهٍ خَمْسمِأَهَ عَامٍ.

فرزندان خود را زیاد ببوسید؛ زیرا با هر بوسه، برای شما مقام و مرتبتی در بهشت فراهم می شود که فاصله میان هر مقامی پانصد سال است.

باز از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل است:

اگر کسی فرزند خود را ببوسد، خداوند حسنه ای برای او می نویسد و اگر او را خوشحال کند، خداوند او را در روز قیامت مسرور می سازد و اگر قرآن را بدو تعلیم دهد، در روز رستاخیز، حلّه ای از نور بدو می پوشاند که از پرتو آن، گونه های اهل بهشت می درخشد.

گفتنی است که در بوسیدن کودک، لازم است اعتدال رعایت شود و پدر و مادر مراقب باشند که در این کار، زیاده روی نکنند.

پیام متن:

۱- بوسیدن کودک، یکی از نیازهای روانی او و نشان دهنده محبت والدین به اوست.

۲- پدر و مادر با بوسیدن طفل خویش، او را شاد و دلگرم می سازند.

فرحناز فردوسیان
منبع: طوبی؛ مهر ۱۳۸۵؛ شماره ۱۰