حقوق دیگران

نوشته‌ها

تعمیرگاهی برای اصلاح سبک زندگی

بنا بر نگرش دینی، انسان خداجو و خدانگر، صرفا به دنبال تامین منافع فردی خود نیست و رعایت حقوق سایرین جامعه، برای او مهم است چرا که این مهم، از لوازم سبک زندگی دینی است.

قدر

ماه رمضان، فرصتی است مغتنم برای بازنگری ارتباط خود با خدا و اصلاح سبک زندگی از مسیر بندگی؛ چرا که فضای مهیا و آماده این ماه فرصتی را فراهم می‌آورد تا با نزدیک شدن به خدا و تقویت ارتباط با او با نیاز فطری خود یعنی عبادت و پرستش پاسخ داده و فاصله‌ای را که با سبک زندگی دینی پیدا کرده‌ایم، پر کنیم.

سبک زندگی(۱) به معنای شیوه زندگی خاص یک فرد، گروه، یا جامعه است. این مفهوم در مطالعات فرهنگی به مجموعه رفتارها، مدل‌ها و الگوهای هر فرد اطلاق می‌شود که معطوف به ابعاد هنجاری، رفتاری و معنایی زندگی اجتماعی او بوده و نشان‌دهنده کم و کیف نظام باورها، کنش‌ها و واکنش‌های فرد و جامعه می‌باشد.

۱-نظم در زندگی و مدیریت زمان

انسان، براى رسیدن به کمال همواره باید از پرتو عقل مدد جوید تا به هدف خویش دست یابد. نظم و انضباط، مسیری است که افراد باید در آن قرار گیرند.

نظم، هم ردیف ارزش‌هاى والاى اسلامى و راز کامیابى انسان‌هاى بزرگ و راه غلبه بر سختى‌ها و یافتن کاستى‌هاست و عامل تامین نیازهاى مادى و معنوى و دستیابى سریع به اهداف و صرفه‌جویى در وقت و استحکام عمل است. انسان منظم، از نشاط و تحرکى بیشتر برخوردار است و آینده‌نگر و دوراندیش می‌باشد.

ماه مبارک رمضان، فرصت طلایی برای نظم بخشیدن به زندگی‌هایمان می‌باشد. انسان باید در زمان معین، بخورد و بیاشامد و در زمانی دیگر، خوردن و آشامیدن ممنوع می‌شود. در روز معینی، روزه‌داری شروع و تا یک ماه ادامه می‌یابد. این نکات از مسائلی است که روزه‌دار باید به آنها اهتمام داشته باشد و با دقت نظر در آن می‌تواند نظم را در زندگی خود تسری بخشد.

۲-آرامش در پرتو روزه‌داری

زندگی انسان امروز، مملو از اضطراب و استرس است. انسان تلاش می‌کند زندگی بدون دغدغه داشته باشد و در محیط شخصی و کاری و به طور کلی در محیط اجتماعی، آرامش را برای زندگی خود فراهم کند.

روزه‌داری سبب آرامش روحی شده و استرس و نگرانی را از انسان روزه‌دار دور می‌کند. مسلماً این امر تنها در سایه گرسنگی و تشنگی‌های بی‌هدف و بدون احساسات پاک معنوی میسر نخواهد شد.

از آنجا که روزه، سرتاسر ذکر و ارتباط با خداوند است(۲) باعث نوعی نشاط روانی در فرد می‌شود:(الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب) همان کسانى که ایمان آورده‌‏اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‌‏گیرد. آگاه باش که با یاد خدا، دلها آرامش مى‌‏یابد.(۳)

روزه‌داری، سبب آرامش روحی شده و استرس و نگرانی را از انسان روزه‌دار دور می‌کند. مسلماً این امر تنها در سایه گرسنگی و تشنگی‌های بی‌هدف و بدون احساسات پاک معنوی میسر نخواهد شد.

۳- رعایت حق دیگران

برای قوام یک جامعه و تعالی آن، انسان‌ها باید در رابطه با دیگران حقوقی را رعایت کند. این مسئله در منابع دینی ما بسیار مهم بیان شده است تا آنجا که بر حق خداوند نیز مقدم است.(۴) ماه مبارک رمضان، بهترین فرصت برای تمرین رعایت حق‌الناس است. در مورد حقوق دیگران، باید به مال مردم احترام گذاشت و در آن دقت کرد. ربا، رشوه، فریبکاری، سرقت و هر گونه تصرف نامشروع، باید به تحصیل رضایت صاحب مال و یا باز پس دادن آن مال جبران شود. احترام به جسم و روان مردم، از حقوق مهم دیگر است.

ضرب و جرح وارد آوردن، دادن غذای فاسد و غیر بهداشتی و مسموم و یا هر چیز دیگری که سلامتی افراد را به خطر اندازد، از آن جمله است. آبروی افراد هم، دارای حرمت و مصونیت است. غیبت، تهمت، افشاگری و هر گونه رفتار دیگری که به آبرو و حیثیت دیگری ضربه و آسیبی وارد نماید، مذموم و خلاف سبک زندگی دینی است. در ماه مبارک رمضان، این موارد مورد توجه قرار گرفته و برای درک حقیقی روزه، سفارش به رعایت آن شده است.

۴- اعتدال در خوردن و آشامیدن

اصولاً بیشتر افراد، روزه‌داری را امساک از خوردن و آشامیدن می‌دانند و این موضوع در ماه مبارک، برجسته است. شاید در هیچ دوره‌ای مانند عصر حاضر، تغذیه انسان دچار آشفتگی نبوده است. ما هر روز شاهد بیماری‌هایی هستیم که از خوردن و آشامیدن ایجاد می‌شود و می‌توان گفت غذای ما، مصنوعی و بیشتر برای رفع گرسنگی است تا صحت و سلامتی. حتی میوه‌جات و سبزیجات طبیعی نیز از این موضوع در امان نیستند.

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، نسخه‌ای کلیدی را برای ما تجویز نموده است که امروزه می‌تواند راهگشای درمان بسیاری از بیمارها باشد ایشان فرمودند: «المعده بیت الداء و الحمیه هی الدواء؛ معده، مرکز بیماری‏‌ها و امساک، بالاترین داروهاست.»(۵)

ماه مبارک رمضان، فرصت طلایی برای نظم بخشیدن به زندگی‌هایمان می‌باشد. انسان باید در زمان معین بخورد و بیاشامد و در زمانی دیگر خوردن و آشامیدن ممنوع می‌شود. در روز معینی، روزه‌داری شروع و تا یک ماه ادامه می‌یابد. این نکات از مسائلی است که روزه‌دار باید به آنها اهتمام داشته باشد و با دقت نظر در آن می‌تواند نظم را در زندگی خود تسری بخشد.

غذای زائد و اضافی در مصرف روزانه‌ی ما بسیار است و همین امر، موجب اختلال دستگاه گوارش و سبب ذخیره شدن چربی‌‏های خارج از اندازه در بدن ماست که موجب بیماری‏‌های گوناگونی می‏‌شود. بیماری‏‌های خطرناک همچون چاقی، تصلب شرایین، انسداد عروق، دیابت و … ریشه در تغذیه زیاد و گاهی هم معلول کیفیت آن است. در گذشته برای بهبودی بیماری، توجه زیادی به امساک و درمان با تغذیه می‌شد. حکیم قرن ششم پیش از میلاد، فیثاغورث به شاگردانش توصیه می‌‏کرد تا در مواقع بیماری و نیز به منظور تهذیب نفس از نوعی امساک کمک بگیرند. سقراط- که او را پدر دانش پزشکی نامیده‌‏اند- نیز برای حفظ صحت و درمان بیماری‏‌ها «امساک»را برای مدتی طولانی ضروری می‏‌دانست.(۶)

ماه رمضان، فرصتی است برای استراحت دستگاه‌های گوارشی و با توجه به این که این دستگاه در طول سال مشغول به کار است این استراحت ضروری است. در حدیثی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: «صوموا تصحوا؛ روزه بگیرید تا تندرست شوید.»(۷) بدیهی است که هنگام سحری خوردن و یا افطار کردن، نباید در خوردن و آشامیدن افراط کرد تا بتوان از آثار بهداشتی و درمانی روزه نیز بهره‌‏مند شد.

۵-توجه و اهتمام به مسائل سیاسی، اجتماعی

از آنجا که ماه مبارک رمضان، مخصوص تمامی مسلمانان است و همه در آن شرکت می‌کنند، تقویت اتحاد بین مسلمانان می‌تواند به راحتی صورت گیرد. حضرت امام خمینی(ره) با در نظر گرفتن این مطلب، جمعه آخر ماه رمضان را روز قدس نامیدند که با استقبال تمامی مسلمان اعم از شیعه و سنی روبرو شد.

اساساً نمازهای جمعه در ماه مبارک رمضان، با شکوه هر چه بیشتر در مقایسه با باقی سال برگزار می‌گردد که این خود فرصتی برای همگرایی افراد جامعه با سلایق سیاسی مختلف است. افطاری‌های عمومی به صورت کم‌هزینه در مساجد و حسینیه‌ها نیز می‌تواند همدلی و اتحاد اجتماعی را تقویت کند و مسلمانان را نسبت به مسائل اجتماعی آگاه‌تر گرداند.

پی‌نوشت‌ها

۱- Lifestyle

۲- خطبه شعبانیه

۳- رعد، ۲۸

۴- «خداوند حقوق بندگانش را مقدم بر حقوق خود قرار داده و کسی که حقوق بندگانش را رعایت کند حقوق الهی را نیز رعایت خواهد کرد». میزان الحکمه، ج ۲، ص ۴۸۰

۵- سفینه‏‌البحار، ج۲، ص۷۸

۶-حکمه الصوم و آثار، ص۳۸، نشر: گروه فرهنگ اجتماعی کویت، به نقل از نقش روزه در سازندگی انسان.

۷-بحارالانوار، ج۹۶، ص۲۵۵

منبع: بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان؛ فرآوری: محمدی

 

سبک زندگی و حریم انسان‌ها

یکی از سرمایه‌های بزرگ انسان در زندگى حیثیت و آبرو و شخصیت اوست، که در طول زندگی قطره قطره آن را جمع کرده است. آبروی مؤمن مانند مال و جان او دارای حرمت است و هر چیزی که آن را در معرض خطر بیاندازد مانند آن است که جان او را به خطر انداخته باشد، بلکه چه بسا ترور شخصیت از ترور شخص مهمتر تلقی شود.

امام صادق(علیه‌السلام) از رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله و سلّم) نقل فرمودند که حق‌تعالی فرموده است: هر کس دوستی از دوستان مرا خوار کند، در کمین جنگ با من نشسته است.[۱]

برای حفظ آبروی افراد، قرآن کریم در سوره حجرات آیات ۱۱و ۱۲[۲]؛ دستورهاى شش‌گانه‌‏اى را مطرح نموده که هر گاه به طور کامل در یک جامعه پیاده شود آبرو و حیثیت انسان را از هر نظر تامین می‌نماید:

۱-عدم استهزاء یکدیگر: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ»؛ گاه تقلید گفتار، کردار، یا صفتی از صفات، یا نقصی از نقایص دیگری برای خنداندن مردم باعث از بین بردن آبروی افراد می‌شود که باید به شدت از این کار پرهیز نمود.

۲-ترک عیب‌جویی: «وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ»؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیب‌جویى قرار ندهید.

«وَ لا تَلْمِزُوا» طعنه زدن و عیب‌جویى در حضور شخص را «لمز» و عیب‌جویى در غیاب شخص را «همز» می‌گویند. و گفته شده عیب‌جویى با زبان و چشم و اشاره «لمز» و عیب‌جویى با زبان «همز» است.[۳]

عیب‌جویی همراه با سرزنش و تخریب شخصیت و بی‌آبرو کردن فرد است و کسی که به دنبال بی‌آبرو کردن مؤمنین است خداوند هم اسرار نهانی او را فاش می‌کند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: «کسی که در جستجوی اسرار مردم باشد خداوند اسرارش را آشکار می‌کند.»[۴]

۳-پرهیز از لقب دادن به یکدیگر: «وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ»؛ و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید.

بسیارى از افراد بی‌‏بند و بار در گذشته و حال اصرار داشته و دارند که بر دیگران القاب زشتى بگذارند و از این طریق آنها را تحقیر کنند، شخصیتشان را بکوبند، و یا احیانا از آنان انتقام گیرند، و یا اگر کسى در سابق کار بدى داشته سپس توبه کرده و کاملا پاک شده باز هم لقبى که بازگو کننده وضع سابق باشد بر او بگذارند. اسلام صریحا از این عمل زشت نهى می‌کند، و هر اسم و لقبى را که کوچکترین مفهوم نامطلوبى دارد و مایه تحقیر مسلمانى است ممنوع شمرده است.[۵]

۴-پرهیز از گمان بد داشتن: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»؛ از گمان‌ها بپرهیزید، چرا که بعضى از گمان‌ها گناه است.

مراد از سوء ظن نداشتن نسبت به دیگران در واقع ترتیب اثر ندادن به آن است که اگر توجه به بدگمانی داشته باشیم باعث بردن آبروی دیگران می‌شویم.

«مثل این که نزد تو از کسى بدگویى کنند، و تو دچار سوء ظن به او شوى و این سوء ظن را بپذیرى، و در مقام ترتیب اثر دادن بر آمده او را توهین کنى، و یا همان نسبت را که شنیده‌‏اى به او بدهى و یا اثر عملى دیگرى بر مظنه‏ات بار کنى که همه این‌ها آثارى است بد و گناه و حرام»[۶]

۵- عدم تجسس در کار دیگران: «وَ لا تَجَسَّسُوا»، و هرگز در کار دیگران تجسس نکنی.

کلمه” تجسس”- با جیم- به معناى پی‌گیرى و تفحص از امور مردم است، امورى که مردم عنایت دارند پنهان بماند و تو آن‌ها را پی‌‏گیرى کنى تا خبردار شوى.[۷]

که با تجسس از عیوب دیگران و بر ملا کردن آن باعث هتک آبرو. و از بین بردن حیثیت و شخصیت آن‌ها می‌شوند، و در این آیه شریفه از این رذیله اخلاقی نیز نهی شده است.

۶- غیبت نکردن: «وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً»؛ یکی دیگر از اموری که جزء گناهان کبیره است و باعث لکه‌دار شدن آبروی افراد می‌شود غیبت کردن است. که در غیاب شخص به بیان آن‌چه نقلش مایه ناخشنودی اوست بپردازند. که در قرآن و روایات به شدت از این عمل زشت نهی شده است.

آبروى انسان مسلمان، همچون گوشت تن اوست، و ریختن این آبرو به وسیله غیبت همچون خوردن گوشت تن اوست که در قرآن کریم به آن اشاره شده است: «أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً»؛ [حجرات، ۱۲]؛ «آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟!»

بنابراین با توجه به اهتمامی که دین مبین اسلام برای حفظ آبرو قائل شده است، هر شخصی موظف است در حفظ آبروی دیگران دقیق و کوشا باشد، و اگر به این اموری که ذکر شد توجه کامل داشته باشیم آبروی افراد محفظ و مصون خواهد ماند.

پی‌نوشت‌ها

۱-الکافی، ج ۲، ص ۳۵۱٫

۲-یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ [۱۱]؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ[۱۲]

۳-جوامع الجامع، ج۶، ص۹۵

۴-غررالحکم، ص۱۲۴

۵-برگزیده تفسیر نمونه، ج‏۴، ص ۵۰۳

۶-ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۸،ص۴۸۳

۷-ترجمه المیزان، ج‏۱۸، ص:۴۸۴

منبع: راسخون

اخلاق معاشرت(۱۲)

مزاحمت

تعجب نکنید اگر به جاى طرح یک موضوع ارزشى و مثبت، از یک رفتار منفى و ضد ارزش به نام «مزاحمت» بحث مى‌کنیم؛ چرا که توجه به نقاط ضعف اخلاقى و پرهیز از آنها نیز، به اندازه همان نقاط قوت و فضایل، کارساز است.

در معاشرت‌ها، هیچ عاملى به اندازه خدمت و یارى، جلب‌کننده دلها و محبت‌ها نیست. هیچ عاملى هم به اندازه آزار و زحمت و آسیب‌رسانى، رشته‌هاى دوستى و علقه‌هاى مودت را از هم نمى‌گسلد. این، طبیعت دلهاست که اسیر محبت مى‌شود و گریزان از دشمنى و بدخواهى. زندگى، جریانى از حوادث گذران است. انسانها نیز، نقش اصلى این حوادث را ایفا مى‌کنند. هر چه بى‌دردسرتر و بى‌مانع‌تر باشد، دلها شادتر و امیدها به زندگى افزونتر است. بر عکس، هر چه تصادم و تزاحم منافع و سلب آزادی‌ها از هم و ایجاد زحمت و مزاحمت براى هم فراهم شود، به همان مقیاس، رابطه‌ها تیره‌تر، دل‌ها جداتر از یکدیگر، دیدها نسبت به هم منفى‌تر و زندگی‌ها به رنج و یأس و سرخوردگی‌ها نزدیک‌تر و آمیخته‌تر خواهد بود.

این است که در «آداب معاشرت»، به فصلى تلخ برمى‌خوریم به نام «مزاحمت»، که در پى نشناختن حق، حدّ و حریم یکدیگر و عدم مراعات آنها پیش مى‌آید. طرح مزاحمت در بحث آداب معاشرت، به این معناست که این «ضدّ آداب» را هم بشناسیم و از مسیر راهمان دور کنیم، تا شیرینی‌هاى زندگى، به تلخکامى و کدورت نیانجامد.

گویا مقدمه، اندکى طولانى شد. برویم سر اصل موضوع: مزاحمت چیست؟ حتما افرادى را مى شناسید که وجودشان، رفتارشان و زبانشان، براى شما دردسر تولید مى‌کند و شما از دست و زبان آنان آسوده نیستید. آسایش در محیط کار و خانه، خواسته هر انسان است. آن که آسایش دیگران را به هم بزند، «مزاحم» است. به تعبیر دیگر مى‌توان گفت: مزاحم، از دایره اسلام بیرون است. این کلام صاحب شریعت و رسالت محمدى(صلی الله علیه و آله و سلم) است، آنجا که به اصحاب خویش فرمود:

«اَلا اُنبّئکُمْ مَنِ المُسْلِمُ؟ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِموُنَ مِنْ یَدِهِ وَ لِسانِه»(۱)

آیا شما را خبر دهم که «مسلمان» کیست؟ مسلمان کسى است که مسلمانان از دست و زبانش آسوده باشند.

فرقى نمى‌کند که این «سلب آسایش» و «آزاررسانى»، با حرف باشد یا عمل، مادى باشد یا روحى، براى فرد باشد یا جامعه، از سوى فرد باشد یا جمع، شخصى باشد یا دولتى، در خانه باشد یا اجتماع، یا محیط کار و مطالعه و استراحت، آگاهانه باشد، یا غافلانه، با حسن نیت باشد یا سوء نیّت.

نمونه‌ها

شاید به تعداد انسان‌ها بتوان مزاحمت برشمرد. هر کسى به نحوى، در هر جا به گونه‌اى؛ زیرا رابطه‌ها متنوع است، نوع ایجاد مزاحمت و زحمت هم بى‌شمار و رنگارنگ؛ ولى براى آن که کسى تصور نکند مطلقا از مزاحمت براى دیگران دور است، و … براى هشدار بیشتر، به چند نمونه اشاره مى‌شود:

۱-دیرهنگام به خانه رسیدن و به جاى زدن زنگ در، با بوق زدن اعلام این که: منم! در را باز کنید. این کار براى همسایه‌هایى که در حال استراحتند، ایجاد مزاحمت است.

۲-بنّایى و ساختمان‌سازى داشتن و شن و ماسه و آجر و خاک را در مسیر مردم ریختن و راه را بند آوردن و گرد و خاک به حلق و زندگى دیگران رساندن. مأموران شهردارى براى کسانى که این گونه سدّ معبر مى‌کنند یا شهر را کثیف مى‌کنند، هشدار و اخطار مى‌کنند؛ ولى … کاش خود شهرداری‌ها و ادارات و شرکت‌هایى هم که چنین تخریب‌هایى در خیابان‌ها و کوچه‌ها و معابر دارند، سریع اقدام کنند و براى شهروندان اسباب زحمت و نیز ایجاد بدبینى نکنند.

۳-آبهاى اضافى خانه(فاضلاب) را از طریق لوله‌اى به کوچه سرازیر کردن و لجن‌زار پدید آوردن، نمونه دیگرى از مزاحمت است.

۴-صداى رادیو، ضبط و بلندگو را در مراسم شادى و عزا و جشن و سوگوارى تا حدى بلند کردن که سلب آسایش از دیگران کند. مساجدى که بلندگوهاى خود را در مجالس ختم یا شب‌هاى رمضان و محرم تا دیروقت، به بیرون از مسجد وصل مى‌کنند و همسایگان را از دین و مسجد و عزادارى بیزار مى‌کنند، مسئولند. فقهاى بزرگوار نیز در پاسخ به استفتاء از این گونه مزاحمت‌ها، از آن نهى کرده‌اند.

۵-پارک کردن ماشین و موتور در جاى نامناسب در کوچه و خیابان و «سدّ معبر» کردن، ـ دود آبگرمکن حمام، بخارى و … را به خورد خانه‌هاى همسایه دادن، ـ استفاده از اتومبیل‌هاى دودزا که هواى محیط را آلوده مى‌سازد، ـ فرزندان خود را در نیمروز و هنگام استراحت مردم، براى بازى به کوچه فرستادن، ـ در خیابان، بساط فوتبال و والیبال راه انداختن، ـ دیروقت، براى شب‌نشینى و مهمانى رفتن، ـ وقت و بى‌وقت، از تلفن همسایه براى مکالمات غیر ضرورى و مفصل استفاده کردن، ـ در میان منطقه مسکونى، گورستان و مقبره احداث نمودن، ـ باز کردن مغازه تراشکارى و آهنگرى و … در همسایگى خانه‌هاى مردم، ـ پخش مدام نوار نوحه و قرآن و سرود، از مغازه تکثیر نوار و نوارفروشی‌هاى ثابت و سیّار، ـ در کتابخانه یا خانه، با ایجاد سر و صدا و شکستن سکوت، مانع مطالعه و درس خواندنِ دیگران شدن، ـ مزاحمت‌هاى تلفنى براى دیگران و بى‌جهت تماس گرفتن، یا گوشى و تلفن را به عنوان سرگرمى و بازى در اختیار کودکان گذاشتن، ـ گذرگاه‌هاى عمومى را به معبر یا پارکینگ خصوصى تبدیل کردن، ـ پهن کردن کالا و اجناس در مقابل مغازه و پیاده‌رو را گرفتن و براى عابران مشکل ایجاد کردن، ـ سرزده و بى‌خبر، وارد محل کار یا زندگى دیگران شدن، ـ در گرما یا سرما، بدون آمادگى صاحبخانه، به مهمانى و عیادت و زیارت دیگران رفتن، ـ و … ده‌ها و صدها نمونه دیگر که در زندگى و معاشرت‌هاى اجتماعى پیش مى‌آید.

هدف از این فهرست بلند بالاى مزاحمت‌ها چه بود؟ … این که بدانیم مسلمانى، در پرهیز از این گونه رفتارهاى خلق‌آزار نیز جلوه مى‌یابد. گرچه مراعات حقوق مردم و مواظبت بر عدم ایجاد مزاحمت، دشوار است، لیکن دستور و ادب اسلامى چنین اقتضا مى‌کند. گاهى باید تحمل رنج کرد، تا دیگران مرفه باشند. گاهى باید خود را محدود ساخت، تا سلب آزادى از دیگران نشود. گاهى باید خویشتن را به زحمت افکند، تا سبب مزاحمت براى دیگران نشد. این نیز از اخلاقیات اسلام و از نشانه‌هاى مؤمن است. کلام امیرالمؤمنین(علیه السلام) در این زمینه چنین است:

«اَلمؤمِنُ نَفْسُهُ مِنْهُ فى تَعَبٍ وَ النّاسُ مِنْهُ فى راحَهٍ»(۲)

مؤمن کسى است که خودش از دست خودش در سختى و رنج است، ولى مردم از دست او در آسایشند.

           خدا را بر آن بنده بخشایش است     که خلق از وجودش در آسایش است

فرمان دین

فداکارى به صورت‌هاى مختلف است. این که انسان، «خودسوز» باشد، تا «مردم‌ساز» گردد، ـ طبق حدیثى که از امیر مؤمنان گذشت ـ دستور دین است. «رنج خود و راحت مردم، طلب».

سعدى گوید:

من آن مورم که در پایم بمالند   نه زنبورم که از دستم بنالند

کجا خود شکر این نعمت گزارم         که زور مردم‌آزارى ندارم(۳)

البته نباید به «زیر دست و پا بودن» افتخار کرد، چرا که مسلمان، عزیز است. زور را هم نباید تحمل کرد. اما این که انسان با زورى که دارد، به دیگران آزار نرساند و با دست و زبان، زحمت و مزاحمتى براى دیگران پیش نیاورد، اصلى مهم در «ادب اسلامى» است. هر چیزى مالیاتى دارد. مالیات قدرت و نفوذ، پرهیز از مردم‌آزارى است. در نهایت، سود این خویشتندارى هم به خود انسان باز مى‌گردد. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«کُفَّ اَذاکَ عَنِ النّاسِ فانّه صَدَقَهٌ تَصَدَّقُ بِها على نَفْسِکَ»(۴)

آزار خود را از مردم باز دار، که این «صدقه»اى است که بر خویشتن انفاق و تصدق مى‌کنى.

یعنى پرهیز از عدم مزاحمت براى دیگران، بیمه عافیت و سلامت خویش است. آن حضرت در حدیث دیگرى فرموده است:

«شَرُّ النّاسِ مَنْ تَأذّى بِهِ النّاسُ وَ شرٌّ مِنْ ذلِکَ مَنْ اَکْرَمَهُ النّاسُ اِتّقاءَ شَرِّهِ»(۵)

بدترین مردم کسى است که مردم به خاطر او در اذیت و رنج باشند. بدتر از او کسى است که مردم به خاطر ترس از شر او، احترامش کنند.

و مگر ایجاد مزاحمت، چیزى جز «مردم‌آزارى» است؟ و مسلمانى مگر چیزى جز آسودگى خلق اللّه از دست و زبان آدمى است؟

نمونه‌اى از تاریخ: گفتیم که موارد ایجاد مزاحمت براى دیگران فراوان است. به نمونه‌اى که در صدر اسلام اتفاق افتاد، توجه کنید. این حادثه، مبدأ و منشأ یک قانون و مبناى یک حکم فقهى در اسلام شد و یک قاعده فراگیر فقهى پدید آورد که به «قاعده لاضَرَر» شهرت یافته است، و آن داستان «سمره بن جندب» است. سمره بن جندب، مردى از اهل مدینه بود و نخلستانى داشت. مردى از انصار، کنار درِ باغ و بوستان او خانه‌اى داشت که درخت خرماى سمره بن جندب داخل آن قرار گرفته بود. سمره گاه و بیگاه، بى‌خبر و سرزده وارد آن خانه مى شد و سراغ درخت خرمایش مى‌رفت و هنگام این آمد و شد، نگاه به داخل خانه و اوضاع زندگى آن مرد انصارى هم مى‌انداخت و این خانواده از نگاه‌ها و رفت و آمدهاى او در عذاب بودند. آن مرد از رفتار سمره به رسول خدا شکایت کرد، چون تذکرهاى مکررش به صاحب درخت سودى نبخشید.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) کسى را نزد آن مرد فرستاد و شکایت مرد انصارى را به اطلاع او رساند و فرمود: هنگام ورود، اجازه بگیر. اما آن مرد، حاضر به این کار نشد. نه حاضر بود آن درخت خرما را بفروشد، و نه حتى به پیشنهاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر شد با چندین درخت خرما در جاى دیگر عوض کند. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از آن درخت در گذر، تا خداوند در بهشت، سه درخت در مقابل آن به تو عطا کند. آن مرد باز هم حاضر به این معاوضه نشد. آنگاه فرمود: اى سمره! مى‌بینم که تو مردى آسیب‌رسان هستى. سپس به آن مرد انصارى چنین خطاب فرمود: برو و درخت او را از بیخ بکن و به طرف صاحبش بینداز، چرا که(در دین اسلام) هیچ ضرر و زیانى نیست: «لا ضَرَر و لا ضِرارَ».(۶)

در فقه نیز نمونه‌هاى متعددى از احکام شرعى وجود دارد که در آن موارد، چون مزاحمت یا آزار یا آسیب به دیگران مى‌رسد، از آن نهى شده است، از قبیل چاه زدن کنار دیوار دیگرى، حفر چاه نزدیک چاه دیگران که سبب کاهش آب آن گردد، یا ممنوعیت ایجاد بالکن در رهگذر مردم؛ اگر براى تردد دیگران ایجاد مشقت کند، یا نصب ناودان خانه به کوچه و قرار دادن آبریزگاه‌ها بر سر راه مردم.(۷)

گرچه این نکات، جزیی و کوچک است، ولى رعایت نکردن آنها گاهى مفسده‌ها و ضایعات بزرگى پدید مى‌آورد. نمونه‌هاى یاد شده، گرچه اغلب، مزاحمت‌هاى اقتصادى و مالى بود، ولى به هر حال، مراعات حقوق و آسایش دیگران، ایجاب مى‌کند به عنوان یکى از آداب معاشرت اسلامى از هر گونه مزاحمت براى دیگران اجتناب کنیم.

سلب آسایش دیگران، تعدى به حریم «حقوق شخصى» آنان است و نارواست.

پی‌نوشت‌ها
 
۱ـ بحارالانوار، ج۷۲، ص۱۴۸٫
۲ـ میزان الحکمه، ج۱، ص۸۷، بحارالانوار، ج۷۲، ص۵۳٫
۳ـ گلستان سعدى، باب سوم، حکایت ۲٫
۴ـ بحارالانوار، ج۷۲، ص۵۴٫
۵ـ همان، ص۲۸۱٫
۶ـ وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۴۰٫
۷ـ همان، به صفحات ۳۳۸، ۳۴۴ و ۳۴۷ مراجعه شود.

جواد محدثى

منبع: پیام زن؛ شماره ۷۵