حضرت زهرا(س)

نوشته‌ها

چهل حدیث روزه

۱- پایه هاى اسلام

قال الباقر علیه السلام:

بنى الاسلام على خمسه اشیاء، على الصلوه و الزکاه و الحج و الصوم و الولایه.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زکات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).فروع کافى، ج ۴ ص ۶۲، ح ۱

۲- فلسفه روزه

قال الصادق علیه السلام:

انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.

من لا یحضره الفقیه، ج ۲ ص ۴۳، ح ۱

۳- روزه آزمون اخلاص

قال امیرالمومنین على علیه السلام:

فرض الله … الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق امام على علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.

نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲

۴- روزه یاد آور قیامت

قال الرضا علیه السلام:

انما امروا بالصوم لکى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا علیه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.

وسائل الشیعه، ج ۴ ص ۴ ح ۵ علل الشرایع، ص ۱۰

۵- روزه زکات بدن

قال رسول الله صلى الله علیه و آله لکل شیئى زکاه و زکاه الابدان الصیام.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

براى هر چیزى زکاتى است و زکات بدنها روزه است.

الکافى، ج ۴، ص ۶۲، ح ۳

۶- روزه سپر آتش

قال رسول الله صلى الله علیه و آله:

الصوم جنه من النار.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

روزه سپر آتش (جهنم) است. «یعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الکافى، ج ۴ ص ۱۶۲

۷- اهمیت روزه

الصوم فى الحر جهاد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج ۹۶، ص ۲۵۷

۸- روزه نفس

قال امیرالمومنین علیه السلام

صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام.

امیرالمومنان على علیه السلام فرمود:

روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه هاست.

غرر الحکم، ج ۱ ص ۴۱۶ ح ۶۴

۹- روزه واقعى

قال امیرالمومنین علیه السلام

الصیام اجتناب المحارم کما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام على علیه السلام فرمود:

روزه پرهیز از حرام ها است همچنانکه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى کند.

بحار ج ۹۳ ص ۲۴۹

۱۰- برترین روزه

قال امیرالمومنین علیه السلام

صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن.

امام على علیه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.

غرر الحکم، ج ۱، ص ۴۱۷، ح ۸۰

۱۱- روزه چشم و گوش

قال الصادق علیه السلام

اذا صمت فلیصم سمعک و بصرک و شعرک و جلدک.

امام صادق علیه السلام فرمود:

آنگاه که روزه مى گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه دار باشند.«یعنى از گناهان پرهیز کند.»

الکافى ج ۴ ص ۸۷، ح ۱

۱۲- روزه اعضا و جوارح

عن فاطمه الزهرا سلام الله علیها

ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا علیه السلام فرمود:

روزه دارى که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده روزه اش به چه کارش خواهد آمد.

بحار، ج ۹۳ ص ۲۹۵

۱۳- روزه ناقص

قال الباقر علیه السلام

لا صیام لمن عصى الامام و لا صیام لعبد ابق حتى یرجع و لا صیام لامراه ناشزه حتى تتوب و لاصیام لولد عاق حتى یبر.

امام باقر علیه السلام فرمود:

روزه این افراد کامل نیست:

  1. کسى که امام (رهبر) را نافرمانى کند.

۲٫بنده فرارى تا زمانى که برگردد.

۳٫زنى که اطاعت شوهر نکرده تا اینکه توبه کند.

  1. فرزندى که نافرمان شده تا اینکه فرمانبردار شود.

بحار الانوار ج ۹۳، ص ۲۹۵٫

۱۴- روزه بى ارزش

قال امیرالمومنین علیه السلام

کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء.

امام على علیه السلام فرمود:

چه بسا روزه دارى که از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى بهره اى ندارد و چه بسا شب زنده دارى که از نمازش جز بیخوابى و سختى سودى نمى برد.

نهج البلاغه، حکمت ۱۴۵

۱۵- روزه و صبر

عن الصادق علیه السلام فى قول الله عزوجل

« واستعینوا بالصبر و الصلوه »

قال: الصبر الصوم.

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عزو جل که فرموده است: از صبر و نماز کمک بگیرید، صبر، روزه است.

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۲۹۸، ح ۳

۱۶- روزه و صدقه

قال الصادق علیه السلام

صدقه درهم افضل من صیام یوم.

امام صادق علیه السلام فرمود

یک درهم صدقه دادن از یک روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۲۱۸، ح ۶

۱۷- پاداش روزه

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: قال الله تعالى

الصوم لى و انا اجزى به

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را مى دهم.

وسائل الشیعه ج ۷ ص ۲۹۴، ح ۱۵ و ۱۶ ; ۲۷ و ۳۰

۱۸- جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلى الله علیه و آله

من منعه الصوم من طعام یشتهیه کان حقا على الله ان یطعمه من طعام الجنه و یسقیه من شرابها.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

کسى که روزه او را از غذاهاى مورد علاقه اش باز دارد برخداست که به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

بحار الانوار ج ۹۳ ص ۳۳۱

۱۹- خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلى الله علیه و آله

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئک الذین یشبعون یوم القیامه

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

خوشا بحال کسانى که براى خدا گرسنه و تشنه شده اند اینان در روز قیامت سیر مى شوند.

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۲۹۹، ح ۲٫

۲۰- مژده به روزه داران

قال الصادق علیه السلام

من صام لله عزوجل یوما فى شده الحر فاصابه ظما و کل الله به الف ملک یمسحون وجهه و یبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس که در روز بسیار گرم براى خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى گمارد تا دست به چهره او بکشند و او را بشارت دهند تا هنگامى که افطار کند.

الکافى، ج ۴ ص ۶۴ ح ۸; بحار الانوار ج ۹۳ ص ۲۴۷

۲۱- شادى روزه دار

قال الصادق علیه السلام

للصائم فرحتان فرحه عند افطاره و فرحه عند لقاء ربه

امام صادق علیه السلام فرمود:

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

۱- هنگام افطار

۲ – هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت)

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۲۹۰ و ۲۹۴ ح ۶ و ۲۶٫

۲۲- بهشت و باب روزه دارن

قال رسول الله صلى الله علیه و آله

ان للجنه بابا یدعى الریان لا یدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

براى بهشت درى است بنام (رَیّان) که از آن فقط روزه داران وارد مى شوند.

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۲۹۵، ح ۳۱٫

معانى الاخبار ص ۱۱۶

۲۳- دعاى روزه داران

قال الکاظم(علیه السلام)

دعوه الصائم تستجاب عند افطاره

امام کاظم(علیه السلام) فرمود:

دعاى شخص روزه دار هنگام افطار مستجاب مى شود.

بحار الانوار ج ۹۲ ص ۲۵۵ ح ۳۳٫

۲۴- بهار مومنان

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)

الشتاء ربیع المومن یطول فیه لیله فیستعین به على قیامه و یقصر فیه نهاره فیستعین به على صیامه.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى اش براى شب زنده دارى واز روزهاى کوتاهش براى روزه دارى بهره مى گیرد.

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۳۰۲، ح ۳٫

۲۵- روزه مستحبى

قال الصادق(علیه السلام)

من جاء بالحسنه فله عشر امثالها من ذلک صیام ثلاثه ایام من کل شهر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس کار نیکى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۱۳، ح ۳۳

۲۶- روزه ماه رجب

قال الکاظم(علیه السلام)

رجب نهر فى الجنه اشد بیاضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام یوما من رجب سقاه الله من ذلک النهر.

امام کاظم(علیه السلام) فرمود:

رجب نام نهرى است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند از آن نهر به او مى نوشاند. من لا یحضره الفقیه ج ۲ ص ۵۶ ح ۲

وسائل الشیعه ج ۷ ص ۳۵۰ ح ۳

۲۷- روزه ماه شعبان

من صام ثلاثه ایام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان کتب الله له صوم شهرین متتابعین.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

هر کس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به روزه ماه رمضان وصل کند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برایش محسوب مى کند.

وسائل الشیعه ج ۷ ص ۳۷۵،ح ۲۲

۲۸- افطارى دادن(۱)

قال الصادق(علیه السلام)

من فطر صائما فله مثل اجره

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

هر کس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.

الکافى، ج ۴ ص ۶۸، ح ۱

۲۹-افطارى دادن (۲)

قال الکاظم(علیه السلام)

فطرک اخاک الصائم خیر من صیامک.

امام کاظم(علیه السلام) فرمود:

افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

الکافى، ج ۴ ص ۶۸، ح ۲

۳۰- روزه خوارى

قال الصادق(علیه السلام)

من افطر یوما من شهر رمضان خرج روح الایمان منه

امام صادق (علیه السلام)فرمود:

هر کس یک روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد – روح ایمان از او جدا مى شود

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۱۸۱، ح ۴ و ۵

من لا یحضره الفقیه ج ۲ ص ۷۳، ح ۹

۳۱- رمضان ماه خدا

قال امیرالمومنین )علیه السلام)

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

امام على(علیه السلام) فرمود:

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۲۶۶، ح ۲۳٫

۳۲- رمضان ماه رحمت

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)

…  و هو شهر اوله رحمه و اوسطه مغفره و اخره عتق من النار.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

رمضان ماهى است که ابتدایش رحمت است و میانه اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.

بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۳۴۲

۳۳- فضیلت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)

ان ابواب السماء تفتح فى اول لیله من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر لیله منه

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مى شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد.

بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۳۴۴

۳۴- اهمیت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)

لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یکون رمضان السنه

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

اگر بنده (خدا) مى دانست که در ماه رمضان چیست [چه برکتى وجود دارد] دوست مى داشت که تمام سال، رمضان باشد.

بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۳۴۶

۳۵- قرآن و ماه رمضان

قال الرضا(علیه السلام)

من قرا فى شهر رمضان ایه من کتاب الله کان کمن ختم القران فى غیره من الشهور.

امام رضا(علیه السلام) فرمود:

هر کس ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند مثل اینست که درماههاى دیگر تمام قرآن را بخواند.

بحار الانوار ج ۹۳، ص ۳۴۶

۳۶- شب سرنوشت ساز

قال الصادق(علیه السلام)

راس السنه لیله القدر یکتب فیها ما یکون من السنه الى السنه.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آینده نوشته مى شود.

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۲۵۸ ح ۸

۳۷- برترى شب قدر

قیل لابى عبد الله(علیه السلام)

کیف تکون لیله القدر خیرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فیها خیر من العمل فى الف شهر لیس فیها لیله القدر.

از امام صادق(علیه السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: کار نیک در آن شب از کار در هزار ماه که در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۲۵۶، ح ۲

۳۸- تقدیر اعمال

قال الصادق(علیه السلام)

التقدیر فى لیله تسعه عشر و الابرام فى لیله احدى و عشرین و الامضاء فى لیله ثلاث و عشرین.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى گیرد و تصویب آن در شب بیست ویکم و تنفیذ آن در شب بیست سوم.

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۲۵۹

۳۹- احیاء شب قدر

عن فضیل بن یسار قال:

کان ابو جعفر(علیه السلام) اذا کان لیله احدى و عشرین و لیله ثلاث و عشرین اخذ فى الدعا حتى یزول اللیل فاذا زال اللیل صلى.

فضیل بن یسار گوید:

امام باقر(علیه السلام) در شب بیست و یکم و بیست سوم ماه رمضان مشغول دعا مى شد تا شب بسر آید و آنگاه که شب به پایان مى رسید نماز صبح را مى خواند.

وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۶۰، ح ۴

۴۰- زکات فطره

قال الصادق (علیه السلام)

ان من تمام الصوم اعطاء الزکاه یعنى الفطره کما ان الصلوه على النبى (صلى الله علیه و آله) من تمام الصلوه.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

تکمیل روزه به پرداخت زکاه یعنى فطره است، همچنان که صلوات بر پیامبر (صلى الله علیه و آله) کمال نماز است.(وسائل الشیعه، ج ۶ ص ۲۲۱، ح ۵)

دفن شبانه و نامحرم ها

چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟

شبهه:

مى‌گویند فاطمه را شبانه دفن کرده‌اند، خوب این به خاطر وصیت حضرت فاطمه به اسماء بنت عمیس همسر ابوبکر بود که نمى‌خواست اندازه جسدش را نامحرم ببیند.

نقد و بررسی:

دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خلیفه، قبر پنهان، اسرارى است که در درون خود پیام‌ها دارند. درست است که فاطمه این چنین خواست و این گونه وصیت کرد؛ ولى چه اتفاقى افتاده است که زهرا سلام الله علیها وصیت تاریخی‌اش را با این در خواست‌ها به پایان مى‌برد؟!! مگر نه این است که خشم و ناراحتی‌اش را نسبت به دشمنانش اظهار مى‌کند و در واقع چندین پرسش را در برابر نگاه هاى تیز بین مورخان و آیندگان مى‌گذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پیامبر شبانه و پنهانى دفن شد؟ و چرا علی علیه السلام بدون اطلاع ابوبکر و عمر بر وى نماز خواند؟ و…

آیا کسى که جانشین پیامبر بود ( آن گونه که خود ادعا کرده‌اند) شایستگى نماز خواندن بر وى را نداشت؟

آری، فاطمه وصیت کرد که او را شبانه دفن نموده و هیچ یک از کسانى را که بر وى ستم کرده‌اند، خبر نکنند، و این بهترین سند براى شیعه است تا ثابت کنند که صدیقه شهیده مظلوم از دنیا رفته و از افرادى که بر وى ستم کرده‌اند، هرگز راضى نشده است.

روایات فراوانى در کتاب‌هاى شیعه و سنى بر این مطلب دلالت دارد که به اختصار چند روایت را ذکر مى‌کنیم:

دفن شبانه، در روایات اهل سنت

۱-محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد:

وَعَاشَتْ بَعْدَ النبی صلى الله علیه وسلم سِتَّهَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَکْرٍ وَصَلَّى علیها.[۱]

فاطمه زهرا سلام الله علیها، شش ماه پس از رسول خدا (صلی الله علیه واله) زنده بود، زمانى که از دنیا رفت، شوهرش علی علیه السلام او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را با خبر نساخت.

دفن حضرت زهرا سلام الله علیها

۲- ابن قتیبه دینورى در تأویل مختلف الحدیث مى‌نویسد:

“وَقَدْ طَالَبَتْ فَاطِمَهُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا أَبَا بَکْرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ بِمِیرَاثِ أَبِیهَا رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَلَمَّا لَمْ یُعْطِهَا إِیَّاهُ، حَلَفَتْ لَا تُکَلِّمُهُ أَبَدًا، وَأَوْصَتْ أَنْ تُدْفَنَ لَیْلًا، لِئَلَّا یَحْضُرَهَا، فَدُفِنَتْ لَیْلًا[۲]

فاطمه از ابوبکر میراث پدرش را خواست، ابوبکر نپذیرفت، قسم خورد که دیگر با او (ابو بکر) سخن نگوید و وصیت کرد که شبانه دفن شود تا او (ابوبکر) در دفن وى حاضر نشود.

دفن شبانه حضرت زهرا

۳- عبد الرزاق صنعانى مى‌نویسد:

۶۵۵۴ – عَنِ ابْنِ جُرَیْجٍ، وَعَمْرِو بْنِ دِینَارٍ أَنَّ حَسَنَ بْنَ مُحَمَّدٍ، أَخْبَرَهُ، «أَنَّ فَاطِمَهَ بِنْتَ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ دُفِنَتْ بِاللَّیْلِ» قَالَ: فَرَّ بِهَا عَلِیٌّ مِنْ أَبِی بَکْرٍ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَیْهَا، کَانَ بَیْنَهُمَا شَیْءٌ “

فاطمه دختر پیامبر شانه به خاک سپرده شد، تا ابوبکر بر وى نماز نخواند؛ چون بین آن دو اتفاقاتى افتاده بود.

و در ادامه نیز مى‌گوید:

۶۵۵۵ – عَنِ ابْنِ عُیَیْنَهَ، عَنْ عَمْرِو بْنِ دِینَارٍ، عَنْ حَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ، إِلَّا أَنَّهُ قَالَ: أَوْصَتْهُ بِذَلِکَ

از حسن بن محمد بن نیز همانند این روایت نقل شده است؛ مگر این که در این روایت قید شده است که خود فاطمه این چنین وصیت کرده بود.[۳]

دفن شبانه حضرت زهرا

۴- ابن أبی‌الحدید به نقل از جاحظ (متوفاى ۲۵۵) مى‌نویسد:

وظهرت الشکیه، واشتدت الموجده، وقد بلغ ذلک من فاطمه ( علیها السلام ) أنها أوصت أن لا یصلی علیها أبوبکر.[۴]

شکایت و ناراحتى فاطمه (از دست غاصبین) به حدى رسید که وصیت کرد ابوبکر بر وى نماز نخواند.

و در جاى دیگر مى‌نویسد:

وأما إخفاء القبر، وکتمان الموت، وعدم الصلاه، وکل ما ذکره المرتضى فیه، فهو الذی یظهر ویقوی عندی، لأن الروایات به أکثر وأصح من غیرها، وکذلک القول فی موجدتها وغضبها.[۵]

مخفى کردن مرگ فاطمه (سلام الله علیها) و محل دفن او و نماز نخواندن ابوبکر و عمر و هر آن چه که سید مرتضى گفته است، مورد تأیید و قبول من است؛‌ زیرا روایات بر اثبات این موارد صحیح‌تر و بیشتر است و هم چنین ناراحتى و خشم فاطمه بر شیخین نزد من از اقوال دیگر اعتبار بیشترى دارد.

دفن شبانه حضرت زهرا

به خدا قسم بعد از هر نمازم شما را لعن میکنم

و در روایت ابن قتیبه آمده است که هنگامى که آن دو براى عیادت آمدند، فاطمه زهرا سلام الله علیها اجازه ورود نداد و ناچار شدند به امیرمؤمنان علی علیه السلام متوسل شوند و آن حضرت وساطت کرد،‌ در پاسخ امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:

البیت بیتک. یعنى علی جان! خانه خانه تو است، تو مختارى هر کسى را که دوست دارى اجازه ورود بدهی. امیر مؤمنان علیه السلام براى اتمام حجت و این که آن دو بعداً بهانه نیاورند که ما مى‌خواستیم از فاطمه رضایت بگیریم ؛ ولى علی نگذاشت ، به آن دو اجازه ورود داد .

هنگامى که آن‌ دو عذرخواهى کردند، صدیقه طاهره نپذیرفت؛ بلکه از آن‌ها این چنین اعتراف گرفت:

نشدتکما الله ألم تسمعا رسول الله یقول «رضا فاطمه من رضای وسخط فاطمه من سخطی فمن أحب فاطمه ابنتی فقد أحبنی ومن أ رضى فاطمه فقد أرضانی ومن أسخط فاطمه فقد أسخطنی »

شمارا به خدا سوگند مى‌دهم آیا شما دو نفر از رسول خدا نشنیدید که فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام کند مرا دوست داشته و احترام کرده است و هر کس فاطمه را خوشنود نماید مرا خوشنود کرده است و هر کس فاطمه را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است؟.

هر دو نفرشان اعتراف کردند: آرى ما از رسول خدا اینگونه شنیده ایم.

نعم سمعناه من رسول الله صلى الله علیه وسلم.

سپس صدیقه طاهره فرمود:

فإنی أشهد الله وملائکته أنکما أسخطتمانی وما أرضیتمانی ولئن لقیت النبی لأشکونکما إلیه.

پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گیرم که شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت کرده‌اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد.به این نیز بسنده نکرده و فرمود:

والله لأدعون الله علیک فی کل صلاه أصلیها.

به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرین خواهم کرد.[۶]

لعن ابوبکر توسط حضرت زهرا

دفن شبانه در روایات شیعه:

هر چند که سبب وصیت صدیقه طاهره در میان شیعیان مشخص و اجماعى است؛ اما در عین حال به یک روایت و سخن اشاره مى‌کنیم.

۱- شیخ صدوق در علت دفن شبانه آن حضرت مى‌نویسد:

عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِیهِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لِأَیِّ عِلَّهٍ دُفِنَتْ فَاطِمَهُ (علیها السلام) بِاللَّیْلِ وَ لَمْ تُدْفَنْ بِالنَّهَارِ قَالَ لِأَنَّهَا أَوْصَتْ أَنْ لا یُصَلِّیَ عَلَیْهَا رِجَالٌ [الرَّجُلانِ‏.[۷]

علی بن ابوحمزه از امام صادق علیه السلام پرسید:

چرا فاطمه را شب دفن کردند نه روز؟ فرمود: فاطمه سلام الله علیها وصیت کرده بود تا در شب وى را دفن کنند تا ابوبکر و عمر بر جنازه آن حضرت نماز نخوانند.

۲- صاحب مدارک الموسوی العاملی مى‌گوید:

إنّ سبب خفاء قبرها ( علیها السلام ) ما رواه المخالف والمؤالف من أنها ( علیها السلام ) أوصت إلى أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) أن یدفنها لیلا لئلا یصلی علیها من آذاها ومنعها میراثها من أبیها ( صلى الله علیه وآله وسلم ).

الموسوی العاملی، السید محمد بن علی (متوفای۱۰۰۹هـ)، مدارک الأحکام فی شرح شرائع الاسلام، ج ۸، ص۲۷۹، نشر و تحقیق مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۰هـ.

علت مخفى بودن محل دفن فاطمه سلام الله علیها آن گونه که مخالف و موافق نقل کرده‌اند این است که آن حضرت به امیرمؤمنان علیه السلام سفارش کرد تا او را شبانه دفن کند تا آنان که او را اذیت کرده‌ و از ارث پدرش محروم کرده بودند بر وى نماز نخوانند.

نتیجه:

با توجه به مدارک موجود و اعتراف بزرگان اهل سنت،‌ دلیل دفن شبانه آن حضرت وصیت آن حضرت بود که نمى‌خواست افرادى که بر او ستم کرده‌اند، بر جنازه‌اش نماز بخوانند و با این کار خشم خود را از غاصبان خلافت جاودانه ساخت.

پی نوشت ها:

[۱] . البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۵۴۹، ح۳۹۹۸، کتاب المغازی، باب غزوه خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

[۲] . الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبه (متوفای۲۷۶هـ)، تأویل مختلف الحدیث، ج ۱، ص ۳۰۰، تحقیق: محمد زهری النجار، ناشر: دار الجیل، بیروت، ۱۳۹۳هـ، ۱۹۷۲م.

[۳] . الصنعانی، أبو بکر عبد الرزاق بن همام (متوفای۲۱۱هـ)، المصنف، ج ۳، ص ۵۲۱، حدیث شماره ۶۵۵۴ و حدیث شماره: ۶۵۵۵، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۳هـ.

[۴] . إبن أبی الحدید المدائنی المعتزلی، أبو حامد عز الدین بن هبه الله بن محمد بن محمد (متوفای۶۵۵ هـ)، شرح نهج البلاغه، ج ۱۶، ص ۱۵۷، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م.

[۵] . شرح نهج البلاغه، ج ۱۶، ص ۱۷۰٫

[۶] . الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبه (متوفای۲۷۶هـ)، الإمامه والسیاسه، ج ۱،‌ ص ۱۷، باب کیف کانت بیعه علی رضی الله عنه، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۷م.

[۷] .

الصدوق، أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفای۳۸۱هـ)، علل الشرایع، ج‏۱، ص۱۸۵، تحقیق: تقدیم: السید محمد صادق بحر العلوم، ناشر: منشورات المکتبه الحیدریه ومطبعتها – النجف الأشرف، ۱۳۸۵ – ۱۹۶۶ م

منبع: سایت سنت

قرآن در سيره حضرت فاطمه (س)

قرآن برترين سند زنده حقانيت پيامبر اعظم (صلّى اللّه عليه و آله) ، معجزه اى است «گويا»، «جاودانى»، «جهانى» و «روحانى» که پس از گذشت قرن ها از رحلت پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) ، هم معجزه است و هم قانون و خداوند آن را کتاب هدايت و استوارترين برنامه زندگى اعلام کرده و فرموده است:

«ان هذا القرءان يهدى للتى هى اقوم؛[1] اين قرآن به راهى که استوارترين راه هاست هدايت مى کند.»

باتوجه به اهميت قرآن در زندگى انسان ها و هدايت افراد بشر، پيامبر خدا و اولياء الهى و فرزندان گرامى ايشان به مردم در مورد بهره گيرى و استفاده از آيات الهى سفارش کرده اند و روايات فراوانى نيز در اين مورد نقل گرديده است. پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله) در حديث شريف ثقلين مى فرمايد:

«انى تارک فيکم الثقلين اما ان تمسکتم بهما لن تضلوا کتاب الله و عترتى؛[2] من شما را ترک مى کنم درحالى که بين شما دو چيز گران بها مى گذارم که اگر به اين دو تمسک بجوئيد گمراه نشويد: کتاب خدا و خاندانم.» بر اين اساس، دختر گرامى رسول اکرم (صلّى اللّه عليه و آله) در تمسک و عمل به اين امانت الهى در زندگى خويش پيش قدم بوده، آن حضرت در سفارش به قرآن در خطبه معروف خويش خطاب به مهاجر و انصار فرمودند:

«متوجه باشيد که پيامبرخدا (صلّى اللّه عليه و آله) ، امانت بسيار با عظمت و ارجمند يعنى کتاب آسمانى قرآن را در ميان شما به يادگار گذاشت که نسخه کامل سعادت و تکامل است، نور خدا و برهان نيرومند خداى بزرگ و مجموع حقايق و حجت ها و قوانين الهى در اين کتاب روشن گرديده است که اگر به دستورات آن عمل کنيد به آخرين درجه سعادت و تکامل مى رسيد و از تيرگى هاى جهالت و ضلالت نجات مى يابيد، آن گونه تکاملى که مورد حسرت ديگران قرار مى گيريد.»[3]

انطباق سيره و گفتار زهرا (سلام الله علیها) با قرآن

۱) عمل به آيات الهى

حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خانه اى پرورش يافت که آيات قرآن دائماً در حال نزول بود و رشد و تربيت حضرت در حال و هواى وحى صورت گرفته و رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) حق پدرى و معلمى را درباره ايشان نيکو انجام دادند.

دوستى و محبت فاطمه (سلام الله علیها) به پدرش زبانزد خاص و عام بوده و اين محبت در حدى بس فراتر از رابطه دخترى با پدر خويش است. او پيامبر را تنها به چشم پدر نمى نگريست بلکه از ديدى بس عميق تر به چشم يک مراد و پيشوا مى ديد،زيرا او قدر و مقام و منزلت پدر و آبرومندى ورسالت الهى او را بيش از ديگران مى شناخت.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) مى فرمايد: زمانى که آيه «لا تجعلوا دعاء الرسول بينکم کدعاء بعضکم بعضاً؛[4] صدا کردن پيامبر را در ميان خودتان، مانند صدا کردن يکديگر قرار ندهيد». نازل شد ترسيدم که رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) را با لفظ «اى پدر» بخوانم، من هم پدرم را چندين بار با لفظ «يا رسول الله» صدا زدم، پيامبر يکى دو بار از من روى گردانيد، سپس روبه من کرد و فرمود: اى فاطمه اين آيه درباره تو و خانواده و نسل تو نازل نشده است، تو از من هستى و من از تو هستم.

همانا اين آيه براى جفاکاران درشت خوى قريش، انسان هاى خودخواه و متکبر نازل شده است مرا با جمله «اى پدر» خطاب کن که مايه حيات قلب من است و خداوند را خشنود مى کند.»[5]

اين روايت افزون بر محبت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نسبت به پدر بزرگوارشان نشانگر اهميت عمل به آيات الهى را مى رساند اين آيه بنا به نص روايت، درمورد حضرت و خانواده گرامى شان نازل نشده است با اين حال حضرت به خاطر دستور خداوند در آيه مذکور، پدر گرامى خويش را با نام «يا رسول الله (صلّى اللّه عليه و آله) » صدا مى زند تا بى احترامى به پيامبر و پيشواى خويش نکرده باشد.

۲) تلاوت و انس با قرآن

از سفارش هاى قرآن کريم، امر به تلاوت آيات الهى است چنان که مى فرمايد:

«فاقرءوا ما تيسر من القرءان،[6] پس هرچقدر مى توانيد قرآن بخوانيد».

درمورد تلاوت و انس با قرآن، آيات و روايات فراوانى وجود دارد که با عناوين مختلفى انسان را ترغيب به تلاوت آيات آسمانى در مکان هاى مختلف (خانه، مسجد، مکه، غيره) و حالات متفاوت (نماز، ايستاده، خوابيده) و زمان هاى گوناگون مى کند.

در روايتى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) مى فرمايد: «نوروا بيوتکم بتلاوه القرآن؛[7] خانه هاى خود را با خواندن قرآن نورانى کنيد.»

و امام صادق(علیه السلام) قرآن راعهد و فرمان خدا دانسته؛ مى فرمايد: قرآن عهد خداوند و فرمان او به خلقش است. پس سزاوار است براى شخص مسلمان که در اين عهد و فرمان خدا نظر افکند و روزى پنجاه آيه از آن را بخواند.»[8] و امام سجاد(علیه السلام) نيز آيه هاى قرآن راگنجينه هايى دانسته که هرگاه در يک گنجينه گشوده شود شايسته است که بدان چه در آن است نظر کني.[9]

حضرت زهرا (سلام الله علیها) نيز همواره با قرآن مأنوس و آياتش در همه حالات ورد زبانش بود.

سلمان روايت مى کند: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) مرا براى کارى به خانه فاطمه (سلام الله علیها) فرستاد. به در خانه که رسيدم، صداى زهرا (سلام الله علیها) را که، درون خانه قرآن تلاوت مى کرد شنيدم».[10]

سلمان در روايت ديگر مى گويد: «داخل خانه زهرا (سلام الله علیها) شدم، ديدم در همان حالى که مشغول کار خود بود و جوها را آسياب مى کرد قرآن مى خواند.»[11]

حضرت زهرا (سلام الله علیها) به اندازه اى با قرآن مأنوس بود که حتى وصيت مى کند «درشب اول قبر، علي(علیه السلام) بر سر مزارش قرآن زياد بخواند و دعا کند.»[12] و از ثمره همين انس با قرآن حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بود که فضه کنيز آن حضرت، تا ۲۰ سال بعد از شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) کلامى به غير از قرآن بر زبان نياورد.[13]

براى تبيين شدت علاقه آن حضرت به قرآن روايت زير بخوبى گويا و حاوى نکات فراوان است:

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مى فرمايد: حبب الى من دنياکم ثلاث: تلاوه کتاب الله و النظر فى وجه رسول الله والانفاق فى سبيل الله، از دنياى شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول الله و انفاق در راه خدا[14] و براستى کسانى که دوست دارند آن حضرت را اسوه و الگوى خود قرار دهند بايستى قرآن را چه در زمينه تلاوت و چه در زمينه تدبر، وجهه همت خود در طول شبانه روز قرار دهند.

۳ ) احتجاج و تمسک به آيات الهى

استدلال و احتجاج به کتب آسمانى از کارهاى رايج و متداول تمامى قرنها بوده و مورد قبول همه دينداران جهان مى باشد. پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) و ائمه هدي (سلام الله علیها) نيز به اين امر اهتمام ورزيده و در سخنانشان به آيات الهى استدلال کرده اند که نمونه هاى فراوانى از تاريخ گواه بر اين مطلب مى باشد.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم از اين امر مستثنى نبود و درچندين مورد در استدلال هاى مختلف به آيات قرآنى تمسک جسته و به دفاع از حق خويش و اثبات ارث از نگاه قرآن پرداخته اند.

انس بن مالک نقل مى کند:

حضرت زهرا (سلام الله علیها) پس از تصرف باغ هاى فدک، خطاب به ابوبکر فرمود: اى ابوبکر تو مى شناسى و مى دانى که حق ما اهل بيت غصب شده است؛ و آن حقى است که از صدقات و غنايم داريم و خداوند در اين آيه مربوط به غنايم و مصرف خمس آن را توضيح داده است «و بدانيد هرگونه غنيمتى به دست آوريد خمس آن براى خدا، و براى پيامبر و براى نزديکان و يتيمان و مسکينان و در راه ماندگان است.»[15]

ابوبکر گفت: آيا فدک را بطور کامل تسليم شما کنم؟

حضرت پاسخ داد: آيا فدک مال توست؟ و يا به نزديکان تو اختصاص دارد؟

ابوبکر گفت: من آن را در رابطه با مصالح مسلمين خرج مى کنم.

حضرت فرمود: اين حکم الهى نيست و پدرم رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) چنين دستورى به ما نداده است و در صورتى که از پدرم رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) پس از نزول آيه خمس شنيدم که فرمود: بشارت باد اى فرزندان محمد (صلّى اللّه عليه و آله) که مايه غنا و بى نيازى شما رسيده است.

ابوبکر که ديگر عذرى نمى توانست بياورد، به تفسير شخصى خويش متوسل شد و گفت: علم من اجازه نمى دهد که طبق اين آيه، فدک را تماما به شما تحويل دهم.[16]

۴) انذار با آيات قرآنى

از راههاى موثر در پيشگيرى از انحراف و آگاهى بخشى مردم، نکوهش رفتارهاى غلط و افشاى آنان مى باشد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) با توجه به اين مسئله در بخشى از سخنان خويش به افشاى رفتار منافقانه برخى افراد بى تفاوت گذشته و تشنگان قدرت بعد از پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) پرداخته با يادآورى سفارش هاى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) درباره اميرالمؤمنين(علیه السلام) و عاقبت بد فتنه گران که خود را در ظاهر مصلح نشان مى دهند مى فرمايد:

«درحالى که شما در خوشى زندگى مى کرديد، در امنيت و رفاه، خوش بوديد و منتظر فرصت بوديد تا روزگار بر ضد ما دگرگون شود و گوش به زنگ اخبار بوديد.

به هنگام کارزار فرار مى کرديد و عقب نشينى داشتيد و آنگاه که خدا، براى پيامبر خويش خانه پيامبران و آرامگاه اولياء را برگزيد، خار و خاشاک نفاق در شما ظاهر شد و جامه دين کهنه گرديد، گمراهان ساکت به سخن درآمدند و آدمهايى پست و بى ارزش باقدر و منزلت شدند و شتر نازپرورده اهل باطل، به صدا درآمد و وارد خانه هاى شما شد.»

آن حضرت در ادامه سخنانشان چنين خاطرنشان مى گردند:

«درحالى که هنوز از عهد و قرار شما (بيعت در غديرخم» چيزى نگذشته بود و شکاف زخم عميق بود و دهانه زخم هنوز بهبود نيافته بود، پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) هنوز دفن نشده بود که هرچه خواستيد کرديد و بهانه آورديد که از فتنه مى ترسيم (الا فى الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحيطه بالکافرين» (آگاه باشيد آنها در فتنه سقوط کردند و جهنم کافران را احاطه کرده است.)[17] شما کجا و فتنه خواباندن کجا؟ دروغ مى گوييد.»[18]

حضرت در خطبه اى ديگر در جمع زنان مدينه که به عيادت ايشان آمده بودند به نکوهش مهاجر و انصار پرداخته و با متذکرشدن فرجام ستمکاران، سعى در آگاهى بخشى آنان و جلوگيرى از انحراف مسلمين نموده و به آياتى از قرآن کريم استشهاد مى کند و مى فرمايد:

«اکنون بياييد و بشنويد! شگفتا! روزگار چه شگفتى ها در پس پرده دارد و چه بازيها يکى پس از ديگرى بيرون مى آورد: «و ان تعجب فعجب قولهم: «و اگر تعجب مى کنى، عجب گفتار آنهاست.[19]

راستى مردان شما چرا چنين کردند؟ اى کاش مى دانستم به چه پناهگاهى تکيه داده اند؟ و کدام ستون استوار را انتخاب نمودند؟ و به کدام ريسمان چنگ زدند؟ و برکدام فرزند و خاندانى پيشى گرفتند و غلبه کردند؟

شگفتا چه دوستان دروغين و سرپرستان نااهلى را انتخاب کردند و چه زشت است سرانجام ستمکاران «چه جايگزين بدى است براى ستمکاران»[20] سر را گذاشته به دم چسبيدند، دنبال عامى رفتند و از عالم نپرسيدند.

نفرين بر مردمى نادان که تبهکارند و تبهکارى خود را نيکوکارى مى پندارند. «آگاه باشيد اينها همه مفسدانند ولى نمى فهمند»[21] واى بر آنان آيا کسى که هدايت به سوى حق مى کند براى پيروى شايسته تر است يا آن کس که خود هدايت نمى شود مگر هدايتش کنند؟»[22] شما را چه مى شود و چگونه داورى مى کنيد؟»[23]

۵) بيان علل انحراف مردم

درجامعه اسلامى و زندگى مسلمين، شناخت ويژگى هاى قرآن و عمل به اين کتاب آسمانى از اهميت ويژه اى برخوردار است قرآن کريم درباره تعاليم قرآن که غالب بر تعاليم ديگر و هدايت آن غير از هدايت ديگران است مى فرمايد:

«اين قرآن به راهى که استوارترين راه هاست هدايت مى کند.»[24] هر کس به آن عمل کند راه سعادت و خوشبختى را پيموده و از انحراف به دور خواهد ماند.

چنان که دخت نبى مکرم اسلام يکى از علل انحراف مردم، چند روز بعد از رحلت پيامبر اعظم (صلّى اللّه عليه و آله) را پشت کردن مردم به قرآن کريم و پشت سر انداختن اوامر و نواهى آن دانسته مى فرمايد: «چرا بيراهه مى رويد؟ در حالى که کتاب خدا در ميان شماست، مطالب آن روشن است واحکام آن درخشان و نشانه هاى هدايت آن آشکار، نهى و هشدارهاى آن روشن و واضح مى باشد، اما شما به قرآن پشت کرديد و از آن روى برگردان شديد، آيا به قرآن ميل و رغبت داريد؟ يا داورى جز قرآن مى گيريد؟ «چه جايگزين بدى است براى ستمکاران»[25] «و هر کسى جز اسلام آئينى براى خود انتخاب کند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت از زيانکاران است.»[26]

سپس آن قدر درنگ نکرديد که اين دل رميده آرام گيرد و مهار کردن آن آسان شود، پس آتش گيره ها را بر افروختند و به آتش فتنه ها دامن زديد تا آن را شعله ور ساختيد و به شيطان گمراه کننده پاسخ مثبت داديد.» در اين جملات حضرت با استفاده از آيه شريفه قرآن، جريان سقيفه و پيامدهاى آن و روى گردانى مردم از قرآن کريم را مصداق روشن ظلم دانسته وعاملان آن را جزء ظالمين به حساب آورده است.

و با ذکر آيه دوم حضرت مى فرمايد شما که به قرآن پشت کرده ايد و اوامر و نواهى آن را به کار نمى بنديد درواقع از دين اسلام خارج شده ايد؛ چه اينکه اساس اسلام بر دستورات قرآن استوار است و اگر قرآن را از اسلام حذف کنيد ديگر اسلامى باقى نمى ماند و شما هم که دستورات قرآن را از جمله دستور به اطاعت از جانشين و وصى پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله) کنار گذاشته ايد و به آن عمل نمى کنيد به مثابه اين است که دين اسلام را رها کرده و دين ديگرى را اختيار نموده و به انحراف کشيده شده ايد.

(مرکز فرهنگ و معارف قرآن)

منبع:روزنامه کيهان ( www.kayhannews.ir )  

پی نوشتها:

[1] . اسراء/۹.

[2] . بصائر الدرجات، ص .۴۳۳.

[3] . شرح ابن ابى الحديد، ج ۴، ص ۳۹ به بعد.

[4] . نور/۶۳.

[5] . مناقب ابن شهر آشوب، ج ۳، ص ۳۲۰؛ بحار، ج ۳۴، ص ۲۳ و ۳۳.

[6] . اسراء/۹.

[7] . اصول کافى، ج ۴؛ باب خانه هايى که در آنها قرآن خوانده مى شود، روايت ۱، ص .۴۱۳.

[8] . اصول کافى، ج ۴؛ کتاب فضل قرآن، باب خواندن قرآن، ص ۴۱۲، روايت ۱.

[9] . همان، روايت ۲.

[10] . بحار، ج ۳۴، ص ۶۴.

[11] . بحار، ج ۳۴، ص ۸۸.

[12] . بحار، ج ۹۷، ص ۷۲.

[13] . ترجمه بيت الاحزان، ص ۶۴.

[14] . فرهنگ سخنان حضرت فاطمه، محمد دشتى، ص۲۳۲.

[15] . انفال/۱۴.

[16] . شرح ابن ابى الحديد، ج ۶۱، ص ۲۳۰؛ بحار، ج ۸، ص .۱۳۹.

[17] . توبه/۹۴.

[18] . معانى الاخبار، ص ۳۵۴؛ کشف الغمه، ج ۲، ص ۰۴؛ بحار، ج ۳۴، ص .۱۵۸.

[19] . رعد/۵.

[20] . کهف/۰۵.

[21] . بقره/۲۱.

[22] . يونس/۵۳.

[23] . احتجاج، ج ۱، ص ۱۰۸؛ امالى، ج ۱، ص .۳۸۴.

[24] . اسراء/ ۹.

[25] . کهف/۰۵.

[26] . آل عمران/ ۵۸.

حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی(عج)(1)

برخی از تشابه­ های این دو بزرگوار ؛حضرت زهرا (س) سرور زنان دو عالم و حضرت مهدی عجل الله تاعلی فرجه الشریف سرور خلق دو عالم است.

حضرت مهدی(عج) ادامه حضرت زهرا(س) و آیینه تمام نمای او است.

اهداف حضرت مهدی(عج) اهداف حضرت فاطمه(س) و راه او، راه آن حضرت است. حضرت مهدی(عج) از فرزندان فاطمه(س)به شمار می رود. در روایت[1]، فاطمه(س) رحمت جهانیان خوانده شده است.

فاطمه(س) با نام مهدی(عج) شاد می­شد و با یاد او خود را تسلّی می­داد.

بدون مهدی(عج) تحمل شهادت حسین(ع) بر فاطمه سنگین بود.

فاطمه(س) به چنین فرزندی می بالد و مهدی (عج) برچنین مادری فخر می فروشد.

بین این دو بزرگوار ارتباطی ویژه و مشابهت هایی وجود دارد که ابتدا به برخی از ارتباط­ها سپس به برخی ازتشابه ­ها اشاره می کنیم:

1. حضرت مهدی(عج) فرزند حضرت فاطمه(س)

از مواردی که امامیه و غیر امامیه قبول دارند، این است که حضرت مهدی(عج) از فرزندان حضرت زهرا(س) است .

در این زمینه، روایات فراوانی داریم که به یک نمونه اشاره می کنیم.

پیامبر اعظم(ص) در روایت زیبایی ، دخت گرامی خود را به مهدی (عج) بشارت می دهد و می­فرماید: بشارت بر تو که مهدی از نسل تو است[2].

2. یاد مهدی(عج) تسلی دهنده خاطر حضرت زهرا(س)

هنگامی که پیامبر(ص) در بستر مرگ بود و حضرت زهرا(س) حال پدر را مشاهده کرد، گریست و کم کم صدایش بلند شد.

پیامبر(ص) سربلند کرد و علت را جویا شد. حضرت زهرا(س) عرض کرد: بعد از شما از تباهی وضایع شدن دین و عترت می ترسم.

این جا بود که او را دلداری و تسلای خاطر داد به این که مهدی امت از نسل تو ظهور می کند و ریشه گمراهی را می­کَنَد[3].

3. فاطمه(س) الگوی مهدی(ع)

الگوسازی و شناساندن الگوی مناسب ازجمله روش­های اسلام برای ارائه برنامه زندگی و ارشاد به کمالات و مقام­های معنوی است.

خداوند متعالی، پیامبر(ص) وحضرت ابراهیم(ع) و پیروان واقعی او را الگو معرفی می کند[4].

درحدیث زیبایی، امام زمان4 مادر خود را الگوی نیکو معرفی می کند:

َ فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) لِی أُسْوَةٌ حَسَنَة[5]

برخی از تشابه­ های این دو بزرگوار

1. حضرت زهرا(س) سرور زنان دو عالم و حضرت مهدی4 سرور خلق دو عالم است.

پیامبر(ص) فرمود: دخترم فاطمه (س) سرور زنان عالم از اولین و آخرین است[6] و امام رضا(ع) لقب سید خلق را به فرزند گرامی­اش حضرت مهدی(ع) داد.[7]

2- حضرت زهرا(س) طاهره و پاک و حضرت مهدی(عج) طاهر است

طاهره و طاهر لقبی است که پیامبر اعظم(ص) به دخترش فاطمه(س) و به فرزندش حضرت مهدی(عج) داد.

پیامبر فرمود: آیا نمی دانی که دخترم پاک و پاکیزه است[8]،

و فرمود: خداوند در صلب امام عسکری(ع) نطفه ای مبارک، پاک و پاکیزه تعبیه کرد[9].

3- هر دو وجود مبارک هستند از القابی که حضرت زهرادارد مبارکه و از القاب حضرت مهدی (عج) مبارک است و هر دو وجود باعث خیر و برکت هستند.

4- در بسیاری از القاب دیگر نیز با هم تشابه دارند:

او زکیه هست و او زکی

او طیبه هست و او طیب

او مطهره هست و او مطهر

او تقیه هست و او تقی

او نقیه هست و او نقی

او محدثه هست و او محدث

او منصوره هست و او منصور

او صدیقه هست و او صادق المقال (راست گفتار)

او صابره هست و او صابر

او معصومه هست و او معصوم

او نور اهل آسمان هست و او نور اهل زمین

او شفیعه قیامت هست او شفیع قیامت

هر دو، ستاره درخشان و کوکب دری هستند

هر دو، غوث و فریادرس هستند

هر دو، عنایت خاصی به زوار امام حسین (ع) دارند

هر دو در دنیا زهد دارند

هر دو از عابدان زمانه هستند

هر دو با انحراف­ها و بدعت­ها مبارزه می کنند

هر دو، غم خوار مسلمانان به ویژه شیعیان هستند

هر دو در ایثار بر دیگران مقدم هستند

هر دو، مورد علاقه شدید پیامبر هستند

5- حضرت زهرا (س) مظلومه هست و حضرت مهدی(عج) مظلوم است

در زیارات حضرت زهرا می خوانیم: ُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظلُومَة[10]

حضرت علی(ع) در ترسیم مظلومیت همسرش فرمود: ُ إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص لَمْ تَزَلْ مَظْلُومَةً مِنْ حَقِّهَا مَمْنُوعَة[11]

فاطمه دختر پیامبر(ص) همواره ستم دیده و از حق خود محروم بود.

حضرت علی(ع) در ترسیم مظلومیت و غربت فرزندش مهدی(عج) نیز می­فرماید: صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ الشَّرِیدُ الطَّرِیدُ الْفَرِیدُ الْوَحِیدُ [12]

صاحب این امر ، همان رانده شده دور شده یگانه و تنها است.

مرحوم میرجهانی می گفت: در عالم رؤیا، مادر مظلومم حضرت فاطمه صدیقه(س) را دیدم و ایشان سه بیت شعر فارسی خواند.

وقتی بیدار شدم فقط یک بیت را به یاد داشتم و آن بیت این گونه است

«دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود

در این زمان دل فرزند من شکسته تر است»[13]

بیایید با هم ، با شناخت آن­ها و عمل به وظیفه­ ها­یمان در زمان غیبت ، این دو مظلوم را از مظلومیت برهانیم.

پی نوشت ها
[1] . حدیث لوح ، کافی، ج1، ص 527
[2] . من هو المهدی(عج) ص90 به نقل از ده منبع عامه
[3] . کشف الغمة ج3 ص 267
[4] . سوره احزاب، آیه 21 و سوره ممتحنه آیه 4 تا 6
[5] . بحارالانوار 53 178 باب 31
[6] . ( فاطمه من المهد الی اللحد،ص 166).
[7] . مرآة العقول ج26 ص 217).
[8] . فاطمه من المهد الی اللحد ،ص 121
[9] . روزگار رهایی ، ج 1 ،ص71
[10] .من لا یحضره الفقیه ، ج 2، ص 572
[11] . بحارالانوار 43 209 باب 7
[12] . بحارالانوار 51 120 باب 2
[13] . عنایات حضرت مهدی(علیه السلام) به علما و طلاب ص 176

منبع :علی مصلحی؛امان ؛ آذر و دی 1385، شماره 2؛ص 10