حجاب

نوشته‌ها

نقش مؤثر زن در خانه از دیدگاه حضرت زهرا(علیها السلام)

حجاب

قالت فاطمه الزهرا(علیها السلام): «خیر للنساء ان لا یرین الرجال و لا یراهن الرجال»(قمی،۱۳۷۶،ص۲۵۶)؛ آنچه برای زنان، نیکوست این است که(بدون ضرورت) مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز آنان را ننگرند. البته شایان ذکر است که منظور بانوی بزرگ اسلام نگاه جنسیتی به زن است نه نگاه انسانی.
قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید می‌فرماید: حجاب عبارت است از احترام گزاردن و حرمت قایل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. از این رو، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را بدون قصد تباهی جایز می‌داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی‌بهره‌اند.(جواد آملی،۱۳۸۱،ص۴۱۳)
اصل تستر ظاهر و دارا بودن صفت کمالی عفاف برای زن مؤمن، یکی از وظایف دینی و انسانی به شمار می‌رود که زنان مسلمان برای حفظ تقوا و کسب رضایت خدا و رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و ابراز بندگی خدا و از طرفی، برای حفظ امنیت اخلاقی اجتماع باید ملتزم به آن باشند.(نیلی پور، ۱۳۸۵،ص۲۴۹)
حال اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است حجاب را یک بند بداند، و حال آن که قرآن کریم وقتی مسئله لزوم حجاب را بازگو می‌کند، علت و فلسفه حجاب را چنین بیان می‌فرماید: «ذلک ادنی یعرفن فلا یؤذین»(احزاب:۵۹)؛ یعنی پوشاندن همه بدن به شناخته شدن این موضوع نزدیک است که اهل عفت و حجاب و صلاح و سداد می‌باشد. در نتیجه، وقتی به این عنوان معروف شوند،

دیگر مورد اذیت واقع نمی‌گردند؛ یعنی اهل فسق و فجور متعرض آنان نمی‌شوند.(طباطبایی، [بی تا]، ص۵۱۰) این مسئله برای این است که شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند؛ چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.(جوادی آملی، ۱۳۸۱، ص۴۳۸)
از دیدگاه اسلام، فعال بودن زنان در عرصه سیاست و اجتماع امری معقول است و با ارائه چارچوب و ضوابط، این حضور در عین تحکم نقش منطقی و مثبت زنان در جامعه، به خصوص در مسئولیت‌پذیری‌های جمعی، از اهمیت نقش‌های دیگری که کسی غیر از زنان نمی‌تواند آنها را به خوبی ایفا کند نیز غافل نبوده است، حال آنکه امروزه متأسفانه، در بیشتر موارد، ضرورت‌های حرفه‌ای حالت غالب به خود می‌گیرد و تعهدات مادری و همسری به دست اهمال سپرده می‌شود. حضور حضرت زهرا(علیها السلام) در مسجد مدینه و خواندن خطبه در دفاع از ولایت و همچنین در پشت جبهه برای درمان بیماران، مهر تأییدی است بر چنین حضوری.
عدم توجه به اصول و ضوابط و چارچوب اصلی این حضور ضابطه مند باعث شده علی رغم تمام تلاش‌ها برای مساوات، زنان در بیماری‌های قلبی، جرایم، و دخانیات هم فاصله خود را با مردان کم کرده و بخواهند در این سطح هم به مساوات برسند!
بسی مایه تعجب و تأسف است که در نگرش‌های جامعه‌شناختی فمینیستی، تلاش می‌شود توجیه مناسبی برای میزان کمتر جرایم زنان پیدا نمایند. آنان معتقدند: اگر زنان کمتر از مردان مرتکب جرایم اجتماعی می‌شوند، به این خاطر است که دختران در فرایند اجتماعی شدن خود، بیش از پسران خویشتن داری را می‌آموزند.

آموزش رفتارهای خاص زنانه، امری است که بعد‌ها ارتکاب جرم، به خصوص رفتارهای خشونت‌آمیز را برای دختران و زنان مشکل و بعید می‌سازد. طبیعی است که اگر آموزش از جنسیت فارغ گردد، تفاوت مزبور نیز رفع خواهد شد.(فریبا علاسوند و انصاری،۱۳۸۳،ص۷۸)

شیوه‌های تربیتی فاطمه(علیها السلام)

خانه حضرت زهرا(علیها السلام)، یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های انسان‌سازی است که با رعایت و ملاحظه همه جنبه‌های تربیتی، بالاترین و موفق‌ترین چهره‌های انسانی را تربیت نموده و به جامعه بشریت ارائه داده است. تحمل بالای فرزند داری و تربیت صحیح آنان، شیر دادن فرزندان، تهیه لوازم بچه داری (گهواره)، رسیدن به انواع موقعیت‌های خانوادگی، و سرودن شعر برای فرزندان و حتی پدر و شوهر، از مواردی بود که ایشان بدان اهتمام می‌ورزید و همچنان رویکرد توحیدی بر این حوزه از زندگی ایشان سایه افکنده بود. وقتی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از خبر شهادت امام حسین(علیه السلام) او را آگاه کرد، کلمه استرجاع را خواند و گریست و فرمود: «سلمت و رضیت و توکلت علی الله.»(کوفی، ۱۴۱۰ق، ص۵۵)

۱بازی با فرزندان: یکی از نیازهای طبیعی کودکان بازی کردن و بازی دادن آنهاست. این لحظطه از لحظه‌های بسیار شیرین برای کودکان است. بازی در این دوران به منزله واکنش کودک در برابر عوامل محیطی و بروز استعدادهای نهفته اوست و همچنین در پرورش نیروی ابداع و ابتکار کودک بی‌نهایت مؤثر است. حضرت زهرا(علیها السلام) فرزندان خود را به بازی و مسابقه تشویق می‌کرد و گاهی با آنان به بازی مشغول می‌شد و با حرکت‌ها و گفتارهای شیرین مادرانه و بالا و پایین انداختن فرزندانش، از احساسات پاک مادری سیراب می‌نمود. علی رغم این که ظهور اسلام در محیطی کاملاً بی‌فرهنگ و دور از تمدن بود. اما برنامه و شیوه‌های ارائه شده از طرف اولیای دین متمدن‌ترین رفتار بود.

۲آموزش هنگام بازی: بانوی بزرگ اسلام هنگام بازی با کودکانش آداب زندگی و روحیه تعبد را زنده می‌کرد و در قالب شعر آن را مطرح می‌نمود. برای امام حسن(علیه السلام) این شعر را می‌خواند: اشبه اباک یا حسن واخلع عن الحق الرسن واعبد الها دالمنن و لا توال ذالاحن؛
ترجمه: پسرم حسن! مانند پدرت باش، ریسمان ظلم را از حق بر کن، خدایی را بپرست که صاحب نعمت‌های متعدد است و هیچ گاه با صاحبان ظلم و تعدی دوستی مکن.(مجلسی،۱۴۰۴ق،ص۲۸۶)
و هنگام بازی با امام حسین(علیه السلام) می‌فرمود: «انت شبیه بابی لست شبیها بعلی»؛ تو به پدرم پیامبر شبیهی و به پدرت علی شباهت نداری . این بیت موجب خنده و تبسم حضرت علی(علیه السلام) می‌شد.(همان)
از این قطعات تاریخی می‌توان استفاده نمود که علی رغم تمام مشکلات و گرفتاری‌های موجود، در برخورد با کودکان خود را خوشحال و خندان نشان می‌دادند. این لازمه جوانمردی است که انسان گرفتارهای خارج از خانه را با خود به خانه نیاورد. بدن تردید، فرزندانی که محصول تربیت چنین خانواده‌هایی هستند از روانی سالم، روحیه‌ای قوی و نفسی مطمئن برخوردار خواهند بود.

۳ایجاد روحیه جهادی و دشمن ستیزی در فرزندان: نمونه آن، تربیت جنگاوران و مجاهدانی همچون امام حسن و امام حسین و زینب کبری(علیها السلام) است.

۴ایجاد روحیه انفاق و بخشش گروهی و خانوادگی در فرزندان: نمونه بارز آن، انفاق قرص‌های نان همه اعضاء خانواده به یتیم، اسیر و مسکین است که نقل قصه آن را سوره «انسان» به تفصیل آمده است.

۵- سفارش به امیرالمؤمنین(علیه السلام) درباره حفاظت از فرزندان: «قالت فاطمه(علیها السلام) اوصیک فی ولدی خیرا»(دشتی،۱۳۸۴،ص۱۴۰)؛ درباره فرزندانم سفارش به نیکوکاری دارم.

۶- تعلیم مردم دوستی: رعایت حقوق همسایگان و دیگرگرایی به فرزندان خود حتی در مقام مناجات و دعا: امام حسن(علیه السلام) می‌فرماید: شبی مادرم تا اذان صبح در حال دعا بود و مدام در مورد همسایگان دعا نمود و چون از علت آن سؤال کردم فرمود: «یا بنی الجار ثم الدار»؛ ‌ای پسرم! اول همسایگان بعد اهل خانه.(همان،ج۷۷،ص۱۴۹)

۷ رعایت عدالت و مساوات بین فرزندان و دقت دادن به اصل عدالت در قضاوت: روزی حضرت زهرا(علیها السلام) در مقام قضاوت مسابقه خطاطی امام حسن و امام حسین(علیه السلام) قرار گرفته بود. آنان اصرار داشتند که مادر بهترین خط را انتخاب نماید. حضرت با خود می‌گفت: من چه می‌توانم بکنم و چگونه میان دو کودکم داوری کنم؟ سرانجام به فکرش رسید قضاوت نهایی را به تلاش خودشان مربوط سازد. فرمود: «یا قرتی عینی انی اقطع قلادتی علی راسکما وانشر بینکما جواهر هذه القلاده فمن اخذ منها اکثر فخطه و احسن و تکون قوته اکثر»؛‌ای نور دیدگانم! من دانه‌های این گردنبند را با پاره کردن رشته آن بر سر شما می‌ریزم و میان شما دانه‌های گردنبند را پخش می‌نمایم، هر کدام از شما دانه‌های بیشتری بگیرد، خط او بهتر است.

۸- مأنوس نمودن فرزندان با مسجد و نماز و دقت در گفتارهای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و تشویق تمرین و تربیت عبادی و دینی فرزندان: یکی از محورهایی که حضرت زهرا(علیها السلام) بدان توجه و تأکید داشتند. بعد پرستش و گرایش فرزندان به انجام تکلیف عبادی و الهی بود.
تقویت حس و پرستش یکی از گرایش‌های فطری انسان است، این گرایش خارج از وجود انسان نیست، بلکه در عمق جان و ضمیر او ریشه دارد و اگر جز این بود، اساساً ایمان و خداپرستی تحقق نمی‌یافت. بنابراین، مربیان الهی خداپرستی را القا نکردند، بلکه با شیوه‌های نظری و عملی به پرورش این نهال فطری پرداختند. بهترین زمان برای پرورش این حس دوران کودکی می‌باشد.(رهبر و رحیمیان، ۱۳۸۰، ص۸۹)
آن حضرت شوق بندگی و خضوع در برابر معبود را از همان دوران کودکی در جان فرزندان خود تقویت نمود و آنان را چنان تربیت کرد که بهترین کارها را عبادت خداوند بدانند و از آن بالاترین لذت‌ها را ببرند. دخت گرامی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر این مطلب تأکید داشتند که باید بچه‌ها را از کودکی به انجام تکالیف فرا خواندو آنان را به خدا پیوند داد و بذر محبت و ارتباط با معبود را در کام آنان بیفشاند تا انجام تکالیف برای آنان نه تنها رنج و مشقتی نداشته باشد، بلکه با شوق و اشتیاق به استقبال آن بروند.

۹-بوسیدن و ملاطفت کودکان: همچنان که ارضای غرایز، منشا احساس لذت برای انسان است، ارضای عواطف انسانی نیز با خود لذتی به همراه دارد، اما لذتی که از این راه حاصل می‌شود با آنچه در مورد غرایز وجود دارد، در نوع خود متفاوت است. محبت به عنوان یک نیاز اصیل روحی ، در زندگی انسان و تأمین سلامت روحی و روانی او نقش بسزایی دارد و به آن حلاوت خاصی می‌دهد.
(سادات،۱۳۸۲، ص۱۰۸)
عاطفه انجذابی است نفسانی که یک انسان نسبت به انسانی دیگر در خود احساس می‌کند و می‌توان آن را به رابطه بین آهن و آهن ربا تشبیه نمود. عواطف طبیعی یکی از اقسام عاطفه است که مصداق روشن آن، روابط خانوادگی، و قوی‌تر از آن رابطه مادر و فرزندی و پدر و فرزندی است.(مصباح یزدی،۱۳۷۶، ص۳۲۹)
یکی از مظاهر ابراز عواطف و یکی از بهترین راه‌های ایجاد ارتباط عاطفی، بوسیدن فرد مورد علاقه است که می‌تواند در بردارنده چند گونه پیام باشد و از حسنات و اعمال عبادی به حساب می‌آید. بوسه‌های مکرر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر دست و بازو و سینه زهرا(علیها السلام) را می‌توان مظهری از این ابراز ارادت و تبادل محبت و عواطف دانست و نیز بوسه‌های مکرر فاطمه زهرا(علیها السلام) بر فرزندان خود و تأکید قولی و عملی بر این رفتار بیانگر لزوم عواطف و ایجاد ارتباط عاطفی با نزدیکان از طریق بوسیدن و بوییدن می‌باشد.(نیلی پور، ۱۳۸۵، ص۱۸۰-۱۸۲)
اصولاً به زبان آوردن مهر، مایه تحکیم پیوند تربیتی است و حفظ این پیوند، لازمه و زمینه تأثیرگذاری مربی و متربی است. مربی با بیان محبت خویش نسبت به متربی، او را دلبسته خویش می‌گرداند. این دلبستگی، بسیار قدرتمند و کارساز است و می‌توان با تکیه بر آن، فرد را آماده و بلکه طالب به دوش گرفتن تکالیف ساخت.(باقری،۱۳۸۸، ص۲۳۱)
از این رو، در توصیه‌های اسلامی، بر به زبان آوردن مهر تأکید شده است. به گونه‌ای که در کتب روایی، بابی تحت عنوان «آگاهاندن دوستان از محبت به آنها»(اخبار الرجل اخاه بحبه) وارد شده است.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «اذا احببت رجلاً فاخبره بذلک فانه اثبت للموده بینکما»؛ هر گاه محبت کسی در دل داشتی، او را از این محیت باخبر کن، که این آگاهی، دوستی و مودت شما را استوارتر خواهد کرد.(کلینی، [بی تا]، باب اخبار الرجل اخاه بحبه، ص۴۵۸)
براساس تحقیقات روانشناسان اجتماعی و روان کاوان درباره کودکان از جوامع مختلف، کمبود یا عدم محبت عواقب خطرناکی را برای فرد و جامعه به بار می‌آورد. اطفالی که در دوره کودکی محبت نبینند، در بزرگی خشن، ناهموار و عقده‌ای می‌شوند. همچنین به بیماری‌های جسمی و بیماری‌های روانی همچون بدبینی، پر توقعی، یأس، زودرنجی، و نارضایتی مبتلا می‌گردند و منشأ بسیاری از شرارت‌ها و جنایت‌های کودکان، نوجوانان و حتی بزرگ سالان می‌شوند.(قائمی،۱۳۵۵،ص۱۷۸)

مشمولان شفاعت حضرت فاطمه(علیه السلام)

به عنوان حسن ختام، به حدیثی از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) که به بیان یکی از ضوابط تأثیر گذار در روابط خانواده پرداخته است اشاره می‌نماییم و آن این که یکی از ملاک‌های شفاعت حضرت زهرا(علیها السلام) اطاعت زن از شوهر است. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این رابطه فرمودند: هر زنی که نمازهای واجب را ادا کند و روزه رمضان را بگیرد و در صورت استطاعت به حج برود و زکات مالش را بپردازد و اطاعت شوهرش را بکند و علی را پس از من ولی خویش بداند، به شفاعت دخترم به بهشت می‌رود.(مجلسی، ۱۴۰۴ق،ج۸،ص۵۸)

همچنین مولا علی(علیه السلام) فرمودند: بهترین زنان پنج نفرند: آسان گیر، نرم خو، آماده به خدمت که چون شوهرش به او خشمگین شود تا او را از خودش راضی نسازد آسایش نداشته باشد، و زنی که در غیاب شوهر حیثیت و آبرو و خانه و شرف او را نگه دارد.(همان، ج۸، ص۵۸) باید توجه داشت که خانواده در اسلام دارای جایگاه خاصی است و استحکام خانواده مرهون ضوابطی است که بر خانواده حاکم است؛ از جمله، تقسیم کار، شرح وظایف، رعایت جایگاه ها، و ارتباطات اعضای خانواده. دلیل تأکید حضرت زهرا(علیها السلام) درباره اطاعت زن از شوهر، اهمیت دادن به کانون خانواده است.
البته باید توجه داشت که اطاعت زن از شوهر نباید مستمسکی برای سوء استفاده مردان قرار گیرد و آن را نشانه فقر معنوی زن بدانند، بلکه همان گونه که در ادارات، وزارتخانه‌ها و…این نوع مدیریت لازمه یک مسئولیت اجرایی است، در خانواده نیز چنین است.

نتیجه

با توجه به جایگاه حساس و بنیادی خانواده، ابتدا زوجین باید به اهداف ازدواج توجه داشته باشند و برنامه‌های خود را برای رسیدن به آن اهداف تنظیم نمایند. حضرت زهرا(علیها السلام) به نقش محوری زن اشاره دارد؛ مدیریت داخلی خانه، اعم از همسرداری ، تربیت فرزندان، و کارهای خانه را به عهده زن می‌گذارد. به همین دلیل، از تقسیم کار توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) راضی و خوشحال می‌شود.
از دیدگاه بانوی دو عالم، حضور زن در اجتماع با اولویت دادن او به خانه و فرزندان، آن هم با پوشش مناسب بلامانع است و حجاب خود راه کاری است برای حضور مناسب او در جامعه. علاوه بر آن، حجاب وسیله‌ای است برای تحکیم نظام خانواده و راهی برای کنترل حس تبرج در زن.
تدبیر زن در خانه و مهارت حفظ آن، از ارکان بقای خانواده می‌باشد. از این رو، قناعت، تحمل سختی‌ها، شکایت نکردن و فوق توان مرد انتظار نداشتن از ویژگی‌های بارز حضرت زهرا(علیها السلام) می‌باشد.
ویژگی‌های جنسیتی زن و مرد باعث تفاوت‌هایی در آن دو شده است که حضورشان را در اجتماع بزرگ و مسئولیتشان را در جامعه کوچک(خانواده) متفاوت نموده و نقش‌هایی متناسب با آن تمایزات، به آنها واگذار شده است، البته این مسئله باعث بروز شبهاتی شده است که نتیجه کج فهمی می‌باشد.

نویسندگان: مرضیه نصرتی*زهرا امی**

پی‌نوشت‌ها:
* مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، گروه معارف و قرآن و عترت
منابع
 
قرآن کریم: ترجمه الهی قمشه‌ای
۱- احمدیان، ابراهیم(ترجمه)؛ نهج الفصاحه؛ چ۴، قم: گلستان ادب، ۱۳۸۶ش.
۲- اربلی(محدث)، علی بن عیسی؛ کشف الغمه؛ تبریز: بنی هاشمی، ۱۳۸۱ق.
۳- انصاری زنجانی، اسماعیل؛ الموسوعه الکبری عن فاطمه الزهرا؛ قم:نشر قم، ۱۴۲۸ق.
۴- باقری، خسرو؛ نگاهی دوباره به تربیت اسلامی؛ تهران: مدرسه، ۱۳۸۸ش
۵- بهزاد پور، سیمیندخت؛ نقش حجاب در توسعه؛ تهران: زعیم، [بی تا].
۶- احمدی جلفایی، حمید؛ صحیفه فاطمیه، چ۸، قم: آستانه مقدسه، زائر، ۱۳۸۶ش.
۷- جوادی آملی، عبدالله؛ زن در آیینه جمال و جلال؛ چ۵، قم: مرکز نشر اسراء،۱۳۸۱ش.
۸- حر عاملی، محمد بن حسین؛ وسائل الشیعه؛ قم: الاسلامیه، ۱۳۸۷ش.
۹- دشتی، محمد، نهج الحیاه: فرهنگ سخنان حضرت فاطمه؛ قم: امیرالمؤمنین،۱۳۸۴-
۱۰- رضایی، موسی؛ خانواده و نگرشی نو به تعلیم و تربیت فرزندان؛ چ۳؛ تهران:دانش پرور، ۱۳۸۸ش.
۱۱- رهبر، محمد تقی و محمد حسن رحیمیان؛ اخلاق و تربیت اسلامی؛ چ۷، تهران: سمت، ۱۳۸۰ش.
۱۲- سادات، محمد علی؛ اخلاق اسلامی؛ چ۳۰، تهران: سمت، ۱۳۸۰ش.
۱۳- شیخ الاسلامی، حسین؛ مسند فاطمه زهرا؛ قم: دفتر تبلیغات اسلامی. [بی ت].
۱۴- شیخ بهایی، محمد بن حسین؛ مفتاح الفلاح؛ قم: دارالکتب الاسلامی، ۱۴۱۱ق.
۱۵- طباطبایی، محمد حسین؛ تفسیر المیزان؛ ترجمه محمد باقر موسوی همدانی؛ قم: انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه، [بی تا].
۱۶- علاسوند، فریبا و حمیده انصاری؛ نقد کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان؛ چ۲، قم: حوزه(مرکز مدیریت)، ۱۳۸۳ش.
۱۷- فیروز آبادی، سید مرتضی، فضائل الخمسه من الصصاح السته:[بی تا]، نشر الاسلامیه، ۱۴۱۰ق.
۱۸- قائمی، علی؛ خانواده و تربیت کودکان؛ تهران: برآبادی، ۱۳۵۵ش.
۱۹- قطعنامه شماره ۳۴/ ۱۸۰، مجمع عمومی سازمان ملل متحده مصوبه ۱۹۷۹/ ۲۷آذر ۱۳۷۸-
۲۰- قمی، عباس؛ منتهی الامال؛ چ۱۰، قم: هجرت، ۱۳۷۶ش.
۲۱- قیومی، محمد جواد؛ صحیفه الزهرا؛ قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴ش.
۲۲- کلینی ، محمد بن یعقوب بن اسحاق؛ اصول کافی؛ ترجمه سید جواد مصطفوی، قم: علمیه الاسلامیه[ّبی تا].
۲۳- کوفی، فرات بن کوفی؛ تفسیر فرات الکوفی؛ تهران: وزارت الثقافه و الارشاد الاسلامی، مؤسسه الطباعه و النشر،۱۴۱۰ق.
۲۴- مجلسی،محمد باقر؛ بحارالانوار؛بیروت: مؤسسه الوفا،۱۴۰۴ق.
۲۵- مصباح محمد تقی، اخلاق در قرآن؛ قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ۱۳۷۶ش.
۲۶- زمانی، مصطفی(ترجمه)؛ نهج البلاغه؛ چ۳؛ قم: نبوی،۱۳۷۳ش.
۲۷- مطهری، مرتضی؛ نظام حقوقی زن در اسلام، چ۳۱، تهران: صدرا،۱۳۸۰ش.
۲۸- معین الاسلام، مریم و ناهید طیبی؛ روان شناسی زن در نهج البلاغه؛ چ۳؛ قم: بهشت بینش،۱۳۸۳ش.
۲۹- نیلی پور، مهدی؛ فرهنگ فاطمیه(الفبای شخصیتی حضرت زهرا(علیه السلام)؛ چ۵، اصفهان، مرکز فرهنگی شهید مدرس، ۱۳۸۵ش.
 
منبع: فصلنامه علمی- ترویجی مباحث بانوان شیعه؛ شماره-۲۴

نقش مسجد در تعالی و تحکیم بنیان خانواده (۲)

۴- مسجد کانون ایمان و عبودیت علم و دانش و معارف قرآنی و بازتاب آن در زندگی خانوادگی

خانواده اهل مسجد با حضور در خانه ی خدا در تلاشند که زمینه ی ایمان کامل و دانش اندوزی را در خود مهیا گردانند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: ایمان بنده خدا کامل نمی‌شود مگر اینکه در او پنج خصلت باشد: توکل نمودن بر خدا، و صبر کردن بر بلای خدا. (بحار الانوار ج ۷۷ ص۱۷۷ به نقل از گفتار معصومین(علیهم السلام) ص ۱۳۵)
به نظر می‌رسد یکی از اهداف نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره مسجد این بود که به مردم تفهیم نمایند که علم و ایمان با یکدیگر توام است یعنی هر کجا مسجد بنا شد، آنجا کانون تعلیم و تربیت و علم و دانش نیز می‌باشد.
نقل شده که: «روزی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به قصد رفتن به مسجد از خانه بیرون آمد و وارد مسجد شد و در آنجا با دو نشست و گردهمائی مواجه شد: در یک گردهمائی، ‌گروهی سرگرم کسب بصیرت دینی و علم آموزی بودند و در نشست و گردهمائی دیگر، ‌دسته‌ای مشغول دعا و درخواست از خدا بودند.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این دو نشست و گردهمایی در جهت خیر و سعادت قرار دارند، ‌چون گروه اخیر خدای را می‌خوانند. و آن گروه اول سرگرم فراگرفتن بینش و دانش هستند و می‌خواهند دانش و آگاهی دینی خود را از رهگذر تعلیم به دیگران منتقل سازند. (با وجود اینکه هر دو گروه در مسیر فضیلت گام بر می‌دارند معهذا) گروه اول بر گروه دوم مزیت دارند. (من که پیامبر شما هستم) بخاطر تعلیم (حقایق و نشر آگاهی) مقام رسالت را به عهده گرفتم» سپس آن حضرت در جمع گروهی نشست که سرگرم دانش اندوزی و تعلیم بودند. (شهید ثانی، ترجمه منیه المرید فی آداب المفید و المستفید، ص ۵۶ ۵۷)
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ‌ای ابوذر! در مسجد هر نشستی به جز برای سه چیز بیهوده است.

۵- مسجد عامل بازدارنده خانواده از انحرافات

انسان هر قدر هم با احتیاط زندگی کند، همواره در کشاکش قوای مثبت و منفی درونی قرار دارد، یک طرف غرایز مرز ناشناس، او را به سوی منکرات می‌خواند و از سوی دیگر، فضائل اخلاقی، با استمداد از عقل درونی و بیرونی او را به ترک گناه و انجام کارهای نیک دعوت می‌کند، و لذا امکان ارتکاب بعضی گناهان برای انسانی دور از تصور نیست، نماز به انسان این فرصت را می‌دهد تا با نوشیدن از دریای رحمت الهی کاستی های روانی خود را جبران و با صفای باطن مجدداً در مدار زندگی قرار می‌گیرد. (سعید تهرانی، فروغ نیایش ص ۱۰۶)
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «… همانا نماز، گناهان را چونان برگهای پاییزی فرو می‌ریزد و غل و زنجیر گناهان را از گردنها می‌گشاید.» (نهج البلاغه خطبه ۱۹۹ ص ۳۰۷) و نیز فرمود: «رسول خدا پس از بشارت به بهشت خود را در نماز خواندن به زحمت می‌انداخت زیرا خداوند به او فرمود: (خانواده ی خویش را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شکیبا باش) پس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پی در پی خانواده ی خود را به نماز فرمان می‌داد و خود نیز در انجام نماز شکیبا بود.»(همان منبع ص۳۰۷)
خانواده اهل مسجد با حضور در خانه ی خدا و اقامه نماز نیرو و جان تازه‌ای می‌گیرند و خود را پیوسته در محضر خداوند می‌بینند و از اینکه در محضر الهی معصیت نمایند، شرمسار می‌گردند. در واقع انس با مسجد عامل بازدارنده از انحرافات است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در این راستا فرمود: «کسی که با مسجد انس گیرد خدای تعالی نیز با او انس گیرد» (عزیزی فضایل و آثار مسجد ص ۵۰ به نقل از کنزالعمال ج ۷ ص ۶۴۹)

۶- مسجد و پیامدهای آن در استقامت و صبر در کانون خانواده

نماز به انسان می‌آموزد چگونه در مقابله با هجوم فرهنگی از خود ایستادگی نشان دهد و برغم آن که همه امکانات طبیعی، ‌او را بر کام گیری نامشروع تشویق می‌نماید با اراده آهنین در مقابل عروس هزار دامان زندگی مادی ایستد و یوسف وار با استمداد از برهان الهی، پاک دامن و سربلند از بوته ی آزمایش سربرآورده و بر این پایداری و استقامت خود، ‌خدا را سپاس می‌گوید. (سعید تهرانی فروغ نیایش ص ۱۰۷)

خانواده ی اهل مسجد که انس حضور در مسجد، ‌تمامی وجودشان را مملو از عشق به خدا نموده از صبر و نماز در زندگی کمک می‌گیرند و در مقابل تند بادهای مختلف و شبیخون های فرهنگی خود را نباخته و همواره و با ثبات قدم در صراط مستقیم به حرکت خود ادامه می‌دهند و از دشمنان خدا و حضرات معصومین (علیهم السلام) و مغرضان هراسی به خود راه نمی‌دهند. شایان ذکر است که صبر و بردباری و تحمل و شکیبایی بهترین زیور ایمان و شریفترین صفات انسان به حساب می‌آید و یقین شایسته پشتیبان فکری و مددکاری عملی در عرصه های گوناگون زندگی شمرده می‌شود. به گونه‌ای که صبر نصف ایمان و یقین تمامی ایمان معرفی شده است.
امیر مومنان علی (علیه السلام) فرمودند: «با صبر پر توان و یقین نیکو و پرنشاط‌، غم ها و غصه های خویش را دور نما» (لقمانی بهترین آرزوهای زندگی ص ۱۲۲، ۱۲۱ به نقل از شرح نهج البلاغه ج ۱۶ ص ۱۱۳)
امام سجاد(علیه السلام) در پناه بردن به خدا از ناملایمات و اخلاق بد و کارهای ناپسند، ‌این چنین دست به دعا برداشتند:
«بارالها! به تو پناه می‌برم از آشفتگی حرص و آز، و از تندی خشم، و چیرگی حسد، و ضعف شکیبایی، ‌و از کمی قناعت، ‌و از تند خویی، و اصرار بر شهوت، ‌و پافشاری بر عصبیت، ‌و پیروی از هوا و هوس، و مخالفت راه راست، و از خواب غفلت، و کوشش بر کار پر مشقت، و ترجیح باطل بر حق، و اصرار بر گناه، و کوچک شمردن معصیت، و بزرگ شمردن طاعت» (صحیفه ی کامل سجادیه دعای هشتم ص ۱۲۱)

۷- مسجد و امنیت خانوادگی و اجتماعی

حضور خانواده ی اهل مسجد در خانه ی خدا و اقامه نماز جماعت که تاکید بسیار بر آن شده زمینه را برای ایجاد امنیت خانوادگی و اجتماعی مهیا می‌نماید یکی از آثار و برکات عمده ی نماز «دوری از زشتی ها و منکرات» است که خداوند در سوره ی عنکبوت آیه ی ۴۵ به آن اشاره نموده است. بدیهی است خانواده‌ای که پیوسته در مسجد رفت و آمد دارد و از برکات آن بهره مند شدند، ‌خداوند را حاضر و ناظر اعمال خود می‌دانند و پیوسته اهل مراقبه از خویشتن بوده و به محاسبه ی نفس خود می‌پردازند.
از این رو جامعه از خانواده اهل مسجد و بطور کلی از مسجدی ها نوعی امنیت خاطر احساس می‌کند و اعتماد به آنان نسبت به بقیه افراد جامعه بیشتر است. بسیاری از متخلفان و بزهکاران اجتماعی که به نوعی امنیت اجتماعی و خانوادگی را به خطر می‌اندازند کسانی هستند که اهل ارتباط با خدا و نماز و مسجد نبوده اند پس مسجد و نماز چه در حیطه ی خانوادگی و چه در حیطه ی اجتماعی عامل مهم امنیت است.

۸- مسجد و گسترش عواطف انسانی در کانون خانواده

حضور خانواده اهل مسجد، در بیت الله، ‌زمینه را برای آراسته شدن به صفات زیبایی الهی فراهم می‌کند. زیرا خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. (ان الله جمیل و یحب الجمال) (نهج الفصاحه، ‌حدیث شما ۱۸۸ ص۱۷۲)
در واقع با حضور در مسجد عواطف سرشار انسانی و صفات پسندیده الهی در وجود انسان رشد نموده و کانون خانواده محل آرامش و صداقت، ‌صمیمیت، مهرورزی، عفو و گذشت، تعاون و همکاری می‌گردد و زمینه را برای شکوفایی استعدادها و نبوغ و خلاقیت و نوآوری فراهم می‌نماید.

۹- مسجد کانون حیا، غیرت، حجاب، و بازتاب آن در خانواده ی اهل مسجد

همواره یکی از دغدغه های فکر و شخص مسلمان این است که چگونه کرامت توام با عزت نفس پیدا کند و یا به عبارتی با استفاده از چه فاکتورها و اهرمها می‌تواند، ‌روابط فردی و خانوادگی و اجتماعی را توأم با وقار و اخلاق اسلامی نماید بدیهی است که یکی از مهمترین راه های رسیدن به کرامت و عزت نفس «حیا» است که صفت زیبای الهی و انبیاء و حضرات معصومین علیهم السلام و بندگان صالح و شایسته حضرت حق بوده و هست و خواهد بود.
با حضورمان در مسجد و احترام خاصی که برای این جایگاه مقدس قائلیم پیوسته در مراقبه هستیم که نکند از ما خطایی سرزند، سخن بیهوده‌ای یا حرکت ناشایستی از ما بروز کند این مراقبت به نوعی زمینه را برای حیای از خداوند در ما فراهم می‌کند. وسعت این حیا در زمینه های دیگر زندگی به ویژه «حیا در خانواده» را نیز به ارمغان می‌آورد.
امام علی(علیه السلام) در خصوص احترام و حرمت مسجد می‌فرمایند: «هر کس حرمت مسجد را حفظ کند خدا در روز قیامت با چهره‌ای خندان و شادمان ملاقات می‌کند و خداوند نامه اش را به دست راستش می‌دهد» (چهل حدیث مسجد، ص ۴۵) حضور خانواده ی اهل مسجد در بوستان الهی که همان خانه ی خداست روحیه ی «غیرت» را در نمازگزارن بویژه مردان مهیا می‌نماید. در واقع همان گونه در مسجد مردان و زنان به صورت جداگانه در صفوف مشخص به نماز جماعت می‌ایستند، ‌حریم میان زن و مردم مشخص و زمینه را برای رعایت معیارهای ارزشی صحیح و خدا پسندانه فراهم نموده و این روحیه غیرت و عفاف که در بوستان الهی حاکم شده، ‌تاثیرات خود را در کانون خانواده نیز خواهد گذاشت به نوعی که مرد یا پدر خانواده پیوسته نسبت به همسر خود وفادار و از ناموس اش محافظت نموده و این صفت زیبا به فرزندان نیز انتقال خواهد یافت.
زنان در هنگام نماز با پوشش صحیح و کامل مطابق با فتوای حضرات مراجع به نماز می‌ایستند:«زن باید در موقع نماز «تمام بدن» حتی سر و موی خود را بپوشاند…» (آیت الله مکارم شیرازی رساله توضیح المسائل مساله ۷۲۷ ص۱۴۳) دستور ارزنده ی الهی یعنی «حجاب»در روحیه بانوان، ‌در بوستان های الهی که مساجد هستند، ‌تحکیم تر شده و پیوسته مراقبت بر حجاب و عفاف خود دارند و پایبند به دستورات الهی در خصوص حریم میان زن و مرد هستند و با وقار و حجاب و عفاف در جامعه حضور پیدا می‌کنند و این فرهنگ و ارزش متعالی اسلام را در کانون خانواده به فرزندانشان منتقل می‌نمایند.

۱۰- مسجد و تکامل خانواده

نماز این توانمندی را دارد که بخاطر پشتوانه عظیم معارف اسلامی از انسان های عادی نمونه های فضیلت، تقوا و شیفتگان کرامت انسانی و ره یافتگان به شاخه طوبی تربیت نماید. (سعید تهرانی، فروغ نیایش، ص ۱۰۸)

۱۱- خانواده ی اهل مسجد و برخورداری از انواع فضایل و کمالات

با حضور در خانه ی خدا و انس با مسجد و نماز انواع فضایل و کمالات برای خانواده ی اهل مسجد مهیا می‌گردد که نتایج ارزنده ی آن علاوه بر کانون خانواده در جامعه نیز بروز می‌یابد که فهرست وار به آن اشاره می‌کنیم.
الف- پرورش شخصیت و اعتماد به نفس و عزت نفس پیدا کردن
ب- رعایت عدالت
ج- پایبندی به اصل مهم مشورت
د- اعتدال و ساده زیستی و مبارزه با تجملات و اسرافکاریها
ر- تربیت دینی توأم با عقلانیت
ز- نورانی شدن دل و شکوفایی فکر و اندیشه
س- هدفمند بودن و امید داشتن و پر تحرک و علاقه مندی به خدمت به همنوعان
ش- پایبندی به دانش و حقیقت طلبی
ص- طهارت جسم و جان و…

نتیجه

مسجد، مهمترین و عالی‌ترین کانون الهی در جهت رشد و بالندگی و شکوفایی معنوی، ‌علمی، ‌فرهنگی، اجتماعی، ‌خانوادگی، ‌هنری، و اقتصادی مسلمانان در اعصار مختلف بوده هست و خواهد بود این مکان های مقدس گذشته از نقش مهمی که در عبودیت و بندگی خداوند داشته است، اسباب عزتمندی و توانمندی مسلمین در زمینه های مختلف علمی، آموزش، تربیتی و خانوادگی و… را ایفا نموده است.
شایان ذکر است اگر جامعه اسلامی خواستار نظام خانوادگی مطلوب و سرشار از معنویت و اخلاق و به دنبال تحکیم بنیان خانواده و شکوفایی و پویایی آن است، می‌بایستی به این کانونهای مقدس و بوستان های الهی و بهشتی یعنی «مسجد» که در طول تاریخ کانون های بیداری و معرفت و بصیرت اسلامی نیز بوده، ‌بیشتر توجه نمایند و ارتباط با مساجد که از فواید ارزنده‌ای آن سخن بمیان آمد و از اسباب عمده ی وحدت در نظام خانوادگی و اجتماعی بوده را حفظ نمایند تا قله های رفیع سعادتمندی و پیشرفت توام با افتخار را در جهان بپیمایند و از هر جهت الگویی برای جهانیان باشند.

نویسنده: سید حسین حر؛ مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر

منابع و مآخذ
ا- قرآن کریم
۲- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ‌موسسه انتشارات حضور قم ۱۳۸۱
۳- جوادی آملی، عبدالله، ‌صهبای صفا، ‌نشر مشعر تهران ۱۳۸۰
۴- جمعی از نویسندگان، ‌تفسیر نمونه، ‌انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ‌تهران ۱۳۷۱
۵- طباطبایی، سید محمد حسین، ‌تفسیر المیزان، ‌ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی دفتر انتشارات اسلامی، قم ۱۳۶۳
۶- قرائتی، ‌محسن، ‌تفسیر سوره ی اسراء، ناشر مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن تهران ۱۳۸۱
۷-‌ قرائتی، ‌محسن، ‌پرتوی از اسرار نماز، ناشر طرح اقامه نماز قم ۱۳۷۲
۸- نهج الفصاحه، ‌تنظیم محمد امین شریعتی عبدالرسول پیمانی انتشارات خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم) اصفهان ۱۳۸۶
۹- حر عاملی، ‌محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ‌موسسه آل البیت داراحیا التراث بیروت ۱۴۱۴ ق
۱۰- شیخ صدوق ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، برگردان صادق حسن زاده، ‌انتشارات ارمغان طوبی تهران ۱۳۸۲
۱۱- دشتی، ‌محمد، ‌نهج الحیاه ج ۵ فرهنگ سخنان امام حسن، ‌نشر محدث قم ۱۳۸۲
۱۲- ملکی تبریزی، جواد، ‌اسرار الصلاه ترجمه رضا رجب زاده انتشارات پیام آزادی تهران ۱۳۸۷
۱۳- عبدالله زاده محمد گفتار معصومین علیهم السلام انتشارات امام علی بن ابی طالب (علیه السلام) قم ۱۳۸۸
۱۴- شهید ثانی، ‌منیه المرید فی آداب المفید و المستفید، ‌آداب تعلیم و تعلم در اسلام، ‌ترجمع سید محمد باقر حجتی، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی تهران ۱۳۵۹
۱۵- زینالی، ‌حسین، ‌چهل حدیث مسجد، ‌انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، تهران ۱۳۷۳
۱۶- سعید تهرانی، جواد، ‌فروغ نیایش، ‌نشر شارق تهران ۱۳۸۷
۱۷- عزیزی، ‌عباس، فضایل و آثار مسجد در آیینه قرآن و حدیث، انتشارات نبوغ قم ۱۳۷۶
۱۸- لقمانی، احمد، بهترین آرزوهای زندگی، ‌انتشارات بهشت بینش، قم ۱۳۸۵
۱۹- صحیفه کامله سجادیه، ترجمه علی رضا رجالی تهرانی، انتشارات خادم الرضا (علیه السلام) قم ۱۳۸۳
۲۰- آیت الله مکارم شیرازی رساله توضیح المسائل نشر فکر برتر تهران ۱۳۸۹
 
منبع: فصلنامه قرآنی کوثر شماره ۴۰

والدین و فرزندان(۲)

آنچه والدین می‌توانند انجام دهند

 آدمی در هر مرحله‌ای از رشد و زندگی که باشد، به مربی و معلمی نیاز دارد که به او درس صحیح زیستن را بیاموزد، راه و روش زندگی کردن را یاد بدهد و طرق سعادتمندی را به او گوشزد نماید. این نیاز برای کودکان از آن جهت است که در این مهمان سرای بزرگ جهان، غریب و ناآشنایند و برای نوجوانان از آن جهت است که کم تجربه، اما پرشور و حرارت و هیجانی هستند؛ در نتیجه تصمیمات ناپخته می‌گیرند و نوجوانان دختر از آن رو که در دنیای بسته‌تری زندگی می‌کنند، نیاز بیشتری به راهنمایی و ارشاد دارند.

در پاسخ به این سؤال که این مربی کیست، پیداست که نخستین افراد در این زمینه پدر و مادر هستند که با قدرت و نفوذ مادی و معنوی خود، شخصیت دختران را می‌سازند؛ اما وظیفه این مربیان در این دوران، بسیار حساس است؛ باید با دقت و حساسیت با نوجوان خود رابطه دوستانه و صمیمی برقرار کنند. در ادامه به برخی از آنچه والدین در روابط خود می‌توانند انجام دهند، اشاره می‌کنیم:

 الف) انعطاف‌پذیری

نباید تمام اختلاف‌های نوجوان‌ها با والدین، به بحران‌هایی بزرگ تبدیل شوند. در جایگاه پدر یا مادر، لازم است قابل انعطاف باشید و به نوجوانتان اجازه بدهید در محدوده خویش به آزمایش، بررسی و ایجاد ارتباط بپردازد؛ یعنی مثل یک کش، به نوجوانتان اجازه دهید، بدون گسسته شدن کمی کش بیاید. در مقابل میل او به استقلال، از خودتان مقداری تحمل نشان بدهید؛ در عین حال روی اینکه تا کجا می‌تواند برود، کنترل داشته باشید. برای یک نوجوان بسیار مهم است که خودش شخصاً بتواند مسائلی را درک کند، نه اینکه همیشه به او گفته شود باید چه کار کند. [۱]

 ب) سازگار شدن با نوجوان در حال تغییر

زندگی کردن با فرزند نوجوان، کار ساده‌ای نیست. بسیاری از والدین عزا می‌گیرند که چگونه باید با این فرد دمدمی مزاج کنار بیایند! در این زمان، والدین به یاد فرایند بزرگ شدن خود می‌افتند و شروع می‌کنند به مقایسه خود با فرزندشان، و آنان را خارج از همه اصول و معیارها می‌یابند؛ ولی باید توجه داشته باشند این وضعیت، یک مرحله گذرا است. خود والدین هم مثل هر فرد بزرگسال دیگری، این مرحله را طی کرده‌اند. آنها باید سال‌های نوجوانی خود را به خاطر بیاورند که چقدر طغیان می‌کردند؟ لباس‌هایشان چگونه بود؟ آیا والدینشان از رفتار آنها گله مند نبودند؟ خلاصه کلام آیا واقعاً، رفتار، تجربیات و شکل روابطشان با این وضعی که نوجوانشان دارد، خیلی متفاوت بود؟

والدین باید خود را به جای نوجوان بگذارند تا احساسات و انتظارات او را بهتر درک کنند. حضرت علی (علیه السلام) در وصیت خود به فرزندش امام حسن مجتبی(علیه السلام) می‌فرمایند: أن تحب للناس ما تحب لنفسک؛ [۲] «باید برای مردم دوست بداری آنچه را برای خود دوست می‌داری».

برای سازگار شدن با نوجوان، به والدین توصیه می‌شود:

۱- رفتار خود را تغییر دهید: آیا تاکنون در زندگی شما مواقعی پیش آمده که به شدت خواهان چیزی باشید، اما برای به دست آوردنش باید رفتارتان را تغییر می‌دادید؟ آیا برای به دست آوردن خواسته خود، حاضر به تغییر بودید؟ با کمال تعجب، با اینکه ممکن است به شدت خواهان چیزی باشیم، اما به نظر می‌رسد کلمه «تغییر» چنان ترسی در ما برانگیزد مه ترجیح می‌دهیم از خیرش بگذریم؛ فکر تغییر، با گونه‌ای خطرجویی همراه است. شاید اگر تغییر کنیم، چیزی را از دست بدهیم؟ ولی حقیقت این است که در بعضی موارد، باید تغییر کنیم و یا روش خود را تغییر دهیم تا بتوانین ارتباط صحیح و مناسبی با فرزند خود برقرار کنیم.

۲- دقیق و مشخص سخن بگویید: وقتی دقیق و مشخص حرف می‌زنید، فرزندان، به درستی در می‌یابند که چه چیزی را ارج می‌نهید و چه چیز را مردود می‌شمارید. به این ترتیب می‌دانند چه کاری را باید انجام بدهند و از انجام چه کاری پرهیز کنند.

۳- درباره خواسته خود صحبت کنید: به جای اثبات «اشتباهات» و «کم توجهی فرزندان»، بیشتر درباره «خواسته خود» گفت و گو کنید و مطمئن باشید با این شیوه، جریان مذاکره را به مسیری مطلوب هدایت خواهید کرد. پایه و شرایط اصلی این مذاکره سالم، بحث و تلاش برای دستیابی به نتیجه صلح آمیز است.

۴- روابط عاطفی را جای گزین روابط رسمی کنید: روابط عاطفی، فاصله بین والدین و فرزندان را کاهش داده، موجب جلب اعتماد نوجوان می‌شود؛ به خصوص روابط عاطفی مادر با دختر نوجوانش می‌تواند در فراهم آوردن بهداشت روانی و آشنایی با وظایف بهداشتی و دینی مؤثر باشد و از انحرافات اخلاقی او پیشگیری کند.

 ج) کنترل روابط فرزندان

بیشتر کودکان (دست کم هشتاد درصد آنها) در محیط خانوادگی، با حداقل یک خواهر یا برادر پرورش می‌یابند و تعامل خواهر و برادرها زمینه‌ای برای یادگیری و تمرین و مهارت‌های فردی فراهم می‌کند. برادر و خواهرها اغلب، آمیزه‌ای از احساسات (مشتمل بر مهر و محبت و رفاقت و خصومت) را از پدر و مادر می‌آموزند. در صورتی که پدر و مادر با خواهر و برادرها رابطه گرمی داشته باشند، رابطه محبت‌آمیز میان خواهر و برادرها غلبه خواهد داشت. خواهر و برادرها مایلند در دوره کودکی نزدیکترین رابطه را با هم داشته باشند، اما در دوره نوجوانی از یکدیگر فاصله بیشتری می‌گیرند و از آنجا که به اندازه پدر و مادر که با فرزندان مدارا می‌کنند، با یکدیگر مدارا نمی‌کنند، همین امر باعث اصطکاک و برخورد سلیقه‌ها میان آنان می‌شود.

وقتی خواهر و برادر با هم مشاجره و دعوا می‌کنند، در این مواقع، نقش کنترلی و داوری پدر و مادر از اهمیت خاصی برخوردار است؛ آنها باید با کنترل اوضاع، اجازه ندهند رشته کار از دستشان خارج شود.

یکی از مشکلات برخی خواهر و برادرها- که باعث اصطکاک بین والدین و فرزندان می‌شود- دخالت‌های نابجای فرزند ارشد خانواده است. خواهر بزرگتر گاهی در نقش مادری قدرت طلب، اعمال نظر می‌کند و حسادت‌ها، برتری طلبی‌ها و عقده‌های خویش را بر سر فرزند کوچکتر خانواده خالی می‌کند. فرزند پسر خانواده هم گاهی در نقش پدر خودخواه، ریاست طلب و مقتدر بر دختر و یا دختران خانواده اعمال نظر می‌کند.

والدین نباید مسئولیت تربیت فرزندان را به دیگر فرزندان واگذار کنند و صحنه خانه، به پادگان نظامی تبدیل شود که بزرگتر به کوچکتر زور بگوید و پسرها به دخترها ستم کنند، بلکه باید با هوشیاری و درایت، مسئولیت تربیت را خود بر عهده بگیرند و رفتار فرزندان را خود کنترل کنند.

 د) عدم تبعیض بین دختر و پسر

برخی خانواده‌ها اصرار دارند نسل آدمی حتماً باید پسر باشد نه دختر و آنان که دارای دختر و پسر هستند، به پسران توجه بیشتری دارند و به نوعی بین پسر و دختر تبعیض قایل می‌شوند. این افراد در مشاجرات فرزندان، طرف پسر را می‌گیرند و این امر روابط والدین با فرزندان را دچار خدشه می‌کند. اگر دختری احساس کند، در خانواده مورد تبعیض قرار گرفته است، با رفتارهای ناهنجار سعی می‌کند از پدر و مادر خود انتقام بگیرد و نارضایتی خود را از رفتار آنان اعلام کند.

گاهی رفتار والدین نسبت به دختر و تبعیض آنها بین پسر و دختر در خانواده، به حدی آشکار و بی رحمانه است که دختر از آن سردرگم می‌شود و احساس می‌کند موجودی بی اهمیت و زاید است و در دل پدر و مادر جایی ندارد. این امر باعث حسادت بین فرزندان می‌شود.

پیشوایان دینی ما نسبت به عدالت بین فرزندان، سفارش‌های بسیاری کرده اند. رسول گرامی اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: اتقوا الله و اعدلوا بین اولادکم کم یحبون ان یبروکم؛ [۳] «تقوای الهی پیشه سازید و بین فرزندان به عدالت رفتار کنید؛ همان گونه که دوست دارید با شما به نیکی رفتار کنند».

در حدیثی دیگر، رسول گرامی اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «خداوند دوست دارد بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید؛ حتی در بوسیدن آنان». [۴]

 ه‍) مراقبت از عفاف دختران

حجب و حیا در دختران، مایه عفت و پاک دامنی است و این امر در گفتار، کردار و طرز برخوردها باید رعایت شود. والدین باید با تکیه بر عفاف، دختران نوجوان را از فساد اخلاقی حفظ کنند و به چند امر، توجه جدی داشته باشند:

۱-رعایت پوشش مناسب: در حفظ عفت و پاک دامنی افراد، مخصوصاً دختران نوع پوشش نقش مهمی دارد. مادران باید در این امر الگوی مناسبی برای نوجوان خود باشند. از آنجا که در سنین شش تا دوازده سالگی، دختران مادر را الگوی خود قرار می‌دهند و با او همانند سازی می‌کنند، مادر باید به گونه‌ای لباس بپوشد که این پوشش برای دخترش در دوران نوجوانی به عنوان یک الگو ثبت شود. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: طوبی لمن کانت امه عفیفه؛ [۵] «خوشا به حال آن کسی که مادرش پاک دامن باشد».

مادر باید از پوشیدن لباس بیرون نازک، کوتاه و چسبان خودداری کند و از تهیه چنین لباس‌هایی در آستانه بلوغ برای دختر خود بپرهیزد تا آمادگی رعایت پوشش مناسب در دوران بلوغ فراهم شود.

یکی از پرسش‌هایی که برای بیشتر والدین مطرح می‌شود، این است که چگونه می‌توانند ارزش‌های اخلاقی و مذهبی را که مورد قبول آنهاست، به نوجوانانشان منتقل سازند؟ بعضی از والدین از اینکه فرزندشان نسبت به ارزش‌های مذهبی آنها بی توجه است، ناراحت اند. به راستی چگونه یک مادر می‌تواند پاک دامنی و عفت را به دختر نوجوانش آموزش دهد و او را به این ارزش انسانی و اسلامی پایبند کند؟ چگونه می‌تواند حریم عفاف و حجاب را به دختر نوجوانش منتقل نماید؟

والدین می‌توانند اصول و ارزش‌های خود را با عمل خود در زندگی تعلیم دهند. والدین می‌توانند ارزش‌های خود را تعلیم دهند، در صورتی که خودشان طبق آن ارزش‌ها زندگی می‌کنند؛ یعنی با الگو قرار دادن خود، نه فقط با تشویق‌های کلامی یا اعمال زور و تکیه بر مقام والدینی.

اگر والدین می‌خواهند فرزندانشان ارزش‌های مذهبی را حفظ کنند، باید خودشان انسان‌هایی با رفتارهای مذهبی صحیح باشند. این بهترین راه و شاید تنها راهی است که والدین می‌توانند ارزش‌های خودشان را به نوجوانشان منتقل سازند.

حضرت علی (علیه السلام) در این باره می‌فرمایند: «هر کس خود را بر دیگران الگو قرار داد، نخست باید قبل از تعلیم دیگران به تعلیم خود بپردازد و التزام عملی خود را پیش از تربیت با زبانش نشان دهد». [۶]

۲-کنترل آمد و شدها: دختران بیش از هر گروه دیگری، نیاز دارند از آمد و شدهای ناروا دور باشند؛ زیرا آثار این معاشرت ها، مانند بیماری‌های مسری است و زمینه سقوط در منجلاب و انحطاط شخصیت آنان را فراهم می‌سازد. باید آینده زشت و نامطبوع معاشرت‌های آلوده به دختران تفهیم شود. آنها باید دریابند که گوهر عفاف، بزرگ ترین سرمایه برای آنان است که باید حفظ شود و از دستبرد ناپاکان در امان بماند. باید آنان را متوجه کرد که با چه کسانی رابطه دوستی داشته باشند، به ابراز محبت چه کسانی و چگونه پاسخ بدهند.

در دوران بلوغ و نوجوانی، تمایل به جنس مخالف تشدید می‌شود. نوجوان می‌خواهد نظر جنس مخالف را به خود جلب نماید و در مقابل او خودنمایی کند؛ از این رو دوستی‌ها با جنس مخالف در این سنین آغاز می‌شود. والدین باید خطر چنین دوستی‌هایی را به دختران خود گوشزد نمایند و اجازه ندهند عزیزانشان به علت بی خبری، در دام ابراز محبت‌های دروغین عده‌ای فرصت طلب بیفتند.

 و) ارائه مشاوره

والدین می‌توانند عقاید و تجربیاتشان را با فرزندانشان در میان بگذارند؛ درست مانند یک مشاور. یک مشاور موفق مطلب خود را با طرف مراجع در میان می‌گذارد و عقیده و نظر خویش را تحمیل نمی‌کند. او پیشنهاد می‌کند، نه اینکه توقع اجرا و اطاعت بی چون و چرا داشته باشد. اگر مشاوری مانند آنچه بیشتر والدین رفتار می‌کنند، عمل می‌کرد، مراجعانش به او اطلاع می‌دادند که دیگر به خدمات وی نیازی ندارند.

نوجوانان، امروزه در حال مرخص کردن والدین خود هستند؛ به آنها اطلاع می‌دهند که به خدمات آنها نیاز ندارند؛ چون کمتر والدینی وجود دارند که برای فرزندشان مشاور مؤثری باشند.

والدین اغلب سخنرانی می‌کنند؛ تهدید می‌کنند؛ اعلام خطر می‌نمایند؛ تشویق می‌کنند؛ التماس می‌کنند؛ موعظه می‌کنند؛ از اخلاقیات دم می‌زنند؛ بچه هایشان را خجالت می‌دهند؛ و آنها را مجبور به انجام کاری می‌کنند که احساس می‌کنند درست است.

والدین می‌توانند برای بچه هایشان مشاوران مفیدی باشند. آنها می‌توانند عقاید و تجربیات خود را با آنها در میان بگذارند؛ به شرط اینکه یادشان باشد مانند یک مشاور، مؤثر عمل کنند. اگر تصور می‌کند در مورد شغل، تحصیل، دوستان و روابط دختر و پسر تجربه خاصی دارند که می‌تواند دخترشان را در مقابل انحرافات اخلاقی حفظ کند، در اختیار او قرار دهند. یافته‌های خود را در زمان‌های مناسب با آنها در میان بگذارند.

 نتیجه‌گیری

دوران نوجوانی، مرحله پرتلاطم از رشد است که می‌تواند در روابط والدین با فرزندان اثرگذار باشد. روابط والدین با فرزندان می‌تواند در قالب سهل‌گیر، سخت گیر و یا مقتدر شکل بگیرد و هر یک از این روش‌ها می‌تواند تأثیر خاصی بر فرزندان باقی بگذارد. عوامل مشکل آفرین در این ارتباط متقابل، عبارت اند از: تفاوت ارزش‌ها و باورها، عدم ارتباط کلامی فعال، تصمیم گیری والدین به جای فرزندان، تحقیر و سرزنش توسط والدین و موارد دیگری که وجودشان باعث می‌شود صمیمیت و صفا دچار خدشه شود.

والدین می‌توانند با انعطاف پذیری بیشتر، سازگار شدن با تغییرات نوجوانان، کنترل روابط فرزندان در خانواده، رعایت عدالت و مساوالت و اراده دیدگاه‌های مشاوره‌ای به نوجوانان، ارتباطی عمیق و گرم بین خود برقرار کنند.

نویسندگان: علی احمد پناهی، داوود حسینی

پی‌نوشت‌ها

[۱] دونالد. ای. گریدانوس و همکاران، مراقبت از نوجوانان، ترجمه پوریا صرامی و بزرگمهر مطهری، ص ۳۹ .

[۲] محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۵، باب ۸، ص ۲۳۰ .

[۳] محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج۱۰، ص ۷۲۱ .

[۴] قال رسول الله (صل الله علیه و آله و سلم): ان الله یحب ان تعدلوا بین اولادکم حتی القبل (همان، ص ۷۰۷).

[۵] محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵، باب ۱۲، ص ۲۸۵ .

[۶] منبع: پناهی، علی احمد، داوود، حسینی؛ (۱۳۸۹)، با دخترم (ویژه والدین و مربیان دختران نوجوان)، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، (۱۳۸۹)/ج.