حاکم نیشابوری

نوشته‌ها

امام رضا(علیه السلام) در آینه اندیشه‌ها.

اشاره:

امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) از جمله چهره‌های درخشانی است که هر بینای اندیشمندی را به تعظیم و تکریم ارزش‌های خویش وا داشته است. ازاین‌رو، ستایشگران امام مهربان، نه تنها شیعیان و پیروان وی نبوده‌اند، بلکه بسیاری از آنان که راه امامیه را باور نداشته و همواره بر اعتقاد شیعیان درباره خلفا، نقدهای شدید و تندی نوشته‌اند، زمانی که در برابر شخصیت کامل و روشن و انکارناپذیر حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) قرار گرفته‌اند، لب به تحسین و ستایش گشوده‌اند. این ستایش‌ها نیز گویای این است که جایگاه علمی و عملی امام رضا(علیه السلام) بدان پایه در جهان اسلام آشکار است که نمی‌توان از آن چشم ‌پوشید.

ازاین‌رو، تعظیم و تکریم شیعیان نسبت به آن حضرت ناشی از تعصب و فرقه‌گرایی نیست. بدین ترتیب، جا دارد نخست به بیان دانشمندان اهل‌سنت بپردازیم؛ زیرا بهتر آن باشد که سِرّ دلبران گفته آید در حدیث دیگران خلیفه بن خیاط (در گذشته ۲۴۰ ه‍ .ق) می‌نویسد: «در سال ۲۰۱ ه‍ .ق مأمون، علی بن موسی(علیه السلام) را به ولایت‌عهدی خویش برگزید و با آن حضرت بیعت کرد و دستور داد که لباس سیاه را دور افکنند و لباس سبز بپوشند».۱

محمد بن جریر طبری سنی (در گذشته ۳۱۰ ه‍ .ق) می‌نویسد: «در سال ۲۰۱ ه‍ .ق مأمون، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب را ولی‌عهد مسلمانان و جانشین خود گرداند، وی را «الرضی من آل محمد» نامید و دستور داد سپاهش لباس سیاه را دور افکنند و لباس سبز بپوشند و این موضوع را به تمام کشور اطلاع داد، مأمون کسی را که برتر و پرهیزکارتر و داناتر از علی بن موسی(علیه السلام) باشد، پیدا نکرد».۲

حاکم نیشابوری (در گذشته ۴۰۵ ه‍ .ق) می‌نویسد: «ابوالحسن، علی بن موسی الرضا(علیه السلام) درسال ۲۰۰ ه‍ .ق وارد نیشابور شد و در بیست و چند سالگی در مسجد جدش پیامبر فتوا می‌داد، از بزرگان علم حدیث مانند معلّی بن منصور رازی، آدم بن ابی‌ایاس عسقلانی، محمد بن ابی‌راقع قشیری، نصر بن علی جهضمی و دیگران از آن حضرت حدیث نقل کرده‌اند!»۳

سمعانی (در گذشته ۵۶۲ ه‍ .ق) می‌نویسد: «رضا به کسر «راء» لقب ابی الحسن، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب هاشمی، معروف به رضا است. آن حضرت از دانشمندان و برتران دوران خویش بوده است. افزون بر این، از جهت شرافت خانوادگی نیز بر همگان برتری داشت».۴

عبدالکریم رافعی (در گذشته ۶۲۵ ه‍ .ق) می‌نویسد: «علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، کنیه‌اش ابوالحسن رضا، یکی از پیشوایان اهل بیت(علیه السلام) و از بزرگان و سروران و گران‌قدران این خاندان است».۵

ابن جوزی (در گذشته ۶۵۴ ه‍ .ق) می‌نویسد: ابوالحسن، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب(علیه السلام)، ملقب به ولیّ و وفیّ، مادرش کنیزی به نام خیزران بود».۶

واقدی می‌گوید: «علی بن موسی(علیه السلام) از پدرش و دیگران حدیث روایت می‌کرد. وی مردی مورد اعتماد بود. در مسجد پیامبر می‌نشست و فتوا می‌داد. او از طبقه هشتم از راویان و اهل مدینه است. آن حضرت از دانشمندان و پرهیزکاران و بخشندگان بود».

ابن طلحه (در گذشته ۶۵۴ ه‍ .ق) می‌نویسد: «ابوالحسن، علی بن موسی الکاظم بن جعفر صادق(علیه السلام) از نظر فکر و اندیشه در حقیقت وارث امام صادق(علیه السلام) و امام سجاد(علیه السلام) بود. پس امام رضا(علیه السلام) سومین فردی است از امامان که ایمانش والا و مقامش برتر است. یاران و پیروانش فزونی یافتند و معجزاتش آشکارتر گردید، تا اینکه خلیفه عباسی، یعنی مأمون، او را شریک خود در امورات مملکت گردانید و خلافت را (در ظاهر) به او واگذار نمود. و دخترش را به ازدواج آن حضرت در آورد.

امام رضا(علیه السلام) مردی بود که دارای مناقب فراوان و صفات شریف و اخلاق نیکو و از خانواده‌ پیامبر و بنی‌هاشم بود. پس مأمون هر فضیلتی را که در نظر می‌گرفت، امام برتر از آن را دارا بود و آن حضرت والاترین فضائل و صفات نیکو را دارا بود».۷

ابن ابی‌الحدید (در گذشته ۶۵۶ ه‍ .ق) می‌نویسد: «شما درباره علی بن موسی(علیه السلام) چه می‌دانید؟ وی در سراسر عمر خویش، با اینکه اموال فراوان و مزارع بسیار و در آمد سرشاری داشت، باز هم لباس پشمینه می‌پوشید».۸

وی در بحث مفاخره بنی‌هاشم و بنی‌امیه می‌نویسد: «علی بن موسی الرضا(علیه السلام) سزاوار خلافت و نامزد ولایت‌عهدی و دانشمندترین، بخشنده‌ترین و بزرگوارترین مردم زمان خویش بود».۹

ابن اثیر جزری (در گذشته ۶۳۰ ه‍ .ق) می‌نویسد: «در سال ۲۰۱ ه‍ .ق مأمون، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب(علیه السلام) را ولی‌عهد مسلمانان و جانشین خویش قرار داد و لقب «الرضی من آل محمد» را برایش برگزید؛ زیرا مأمون در میان فرزندان عباسی و ابی‌طالب کسی را که برتر، پرهیزکارتر و داناتر از آن حضرت باشد، نیافت».۱۰

ابن خلکان (در گذشته ۶۸۱ ه‍ .ق) می‌نویسد: «ابوالحسن، علی بن موسی، کاظم بن جعفر صادق بن محمد باقر بن علی زین العابدین، یکی از پیشوایان دوازده‌گانه امامیه است… مأمون تمام بنی‌عباس را از بزرگ و کوچک گرد آورد که نزدیک به ۳۳۰ نفر بودند. آن‌گاه مأمون خطاب به عباسیان گفت: من به اولاد علی(علیه السلام) و عباس نگریستم و کسی را ندیدم به جز علی بن موسی(علیه السلام) که صلاحیت ولایت‌عهدی را داشته باشد».

«پس مأمون در زمان خود کسی را برتر و سزاوارتر به ولایت‌عهدی از علی بن موسی(علیه السلام) نیافت. بدین جهت با وی بیعت ولایت‌عهدی نمود، سپس مأمون دستور داد لباس‌های سیاه را در آوردند و به جای آن لباس‌های سبز بپوشند».۱۱

یافعی (در گذشته ۷۶۸ ه‍ .ق) می‌نویسد: «پیشوای بزرگوار و با عظمت، از تبار بزرگان و بخشندگان، ابوالحسن علی بن موسی(علیه السلام) یکی از امامان دوازده‌گانه است. وی دارای فضائلی والاست که امامیه به آنان نسبت می‌دهند و مذهب خویش را بر آن عقیده استوار گردانیده‌اند. مأمون آن حضرت را ولی‌عهد خود گردانید؛ زیرا در آن زمان کسی را برتر و سزاوارتر از او به خلافت نیافت. بدین منظور با آن حضرت بیعت کرد».۱۲

ذهبی (در گذشته ۷۴۸ ه‍ .ق) می‌نویسد: «علی بن موسی بن جعفر بن محمد هاشمی علوی، از پدرش و جدش حدیث نقل می‌کند.۱۳ وی پیشوایی بزرگوار و اهل دانش و دین و سروری، و دارای جلالتی بزرگ و سزاوار خلافت بود.۱۴ وی ولی‌عهد مأمون بود و یکی از دوازده پیشوای شیعیان است که معتقد به عصمت آنان هستند و پیروی از آنان را واجب می‌دانند».۱۵

ابن حجر عسقلانی (در گذشته ۸۵۲ ه‍ .ق) می‌نویسد: «علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب(علیه السلام) از هاشمیان، کنیه‌اش ابوالحسن بود که از پدرش حدیث نقل می‌کرد و فرزندش جواد و ابوعثمان مازنی نحوی، علی بن علی دِعبلی، ایوب بن منصور نیشابوری، ابوصلت هروی، مأمون، علی بن مهدی، داود بن سلیمان بن یوسف غازی قزوینی، عامربن سلیمان طلایی، ابوجعفر، محمد بن محمد بن تمار و تعداد دیگری، از آن حضرت روایت نقل کرده‌اند».۱۶

ابن صباغ (در گذشته ۸۵۵ ه‍ .ق) می‌نویسد: «برخی بزرگان از پیشوایان دانشمندان گویند. فضائل علی بن موسی(علیه السلام) از برترین مناقب است. فضیلت‌ها و امتیازهای پیاپی او مانند پیاپی بودن کتاب‌هاست! شرافت او تمام شرق و غرب جهان را فرا گرفت. بنابراین، برتری‌های آن حضرت والا و صفاتش برجسته و اخلاقش نیکو بود. او از خاندان بنی‌هاشم و بزرگوار و از تبار پیامبر است. هرگاه فضائلی را برشمارند، وی بیشترین آنها را دارد و هرگاه مناقب وی را برشماریم، وی در اوج آنها قرار دارد».۱۷

ابن طولون (در گذشته ۹۵۳ ه‍ .ق) می‌نویسد: «هشتمین امام شیعیان، ابوالحسن، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب(علیه السلام) است. مأمون تمام فرزندان بنی عباس و فرزندان علی بن ابی‌طالب(علیه السلام) را جمع کرد، در زمان خود کسی را برتر و سزاوارتر به ولایت‌عهدی از امام رضا(علیه السلام) ندید».۱۸

ابن حجر هیثمی (در گذشته ۹۷۴ ه‍ .ق) می‌نویسد: «موسی بن جعفر(علیه السلام) ۳۷ پسر و دختر داشت. یکی از آنان «علی الرضا» است که بزرگوارتر و جلیل‌القدرتر از دیگر فرزندان وی بود. بدین جهت مأمون وی را احترام می‌کرد و دخترش را به ازدواج وی در آورد، وی را ولی‌عهد خود گردانید و گروه فراوانی را بر این کارش گواه و شاهد گرفت».۱۹

تَغری بردی (در گذشته ۸۷۴ ه‍ .ق) می‌نویسد: «امام رضا(علیه السلام) سرور بنی‌هاشم و گران‌قدرترین آنان در زمان خود بوده است. مأمون او را بسیار گرامی می‌داشت و در برابرش بسیار کرنش می‌کرد».۲۰

شبراوی (در گذشته ۱۱۲۷ ه‍ .ق) می‌نویسد: «علی بن موسی الرضا(علیه السلام) مردی بزرگوار، بخشنده، دارای مهابت و باوقار بود. گفته‌اند: علی بن موسی الرضا(علیه السلام) هزار بنده آزاد کرده است. او تمام شب را تا به صبح وضو می‌گرفت و نماز می‌گزارد».۲۱

قرمانی (در گذشته ۱۰۱۹ ه‍ .ق) می‌نویسد: «فضائل و مناقب امام رضا(علیه السلام) والا و صفاتش بسیار ارزنده است. آن حضرت اندک می‌خوابید و بسیار روزه می‌گرفت».۲۲

سویدی (در گذشته ۱۲۳۶ ه‍ .ق) می‌نویسد: «اخلاق امام رضا(علیه السلام) نیکو و صفاتش برازنده بود. کنیه‌اش ابوالحسن و القابش راضی، صابر، و زاکی است. معجزاتش فراوان و فضائلش آشکار می‌باشد، به گونه‌ای که در این بحث ما نمی‌گنجد».۲۳

قاضی بهجت افندی (در گذشته ۱۳۵۰ ه‍ .ق) می‌نویسد: «بعد از امام موسی بن جعفر(علیه السلام) پسر بزرگش امام رضا(علیه السلام) با وصایت امام بوده است. مرتبه و منزلت این پیشوای گران‌قدر، به اندازه‌ای است که تفصیل آن را این کتاب مختصر گنجایش ندارد».۲۴

این بیان‌ها گوشه‌ای است از آنچه تاریخ‌نگاران و دانشمندان اهل سنت درباره شخصیت امام رضا(علیه السلام) آورده‌اند و از ستایش و مدح آن بزرگوار لب فرو نبسته‌ و به علم و تقوای آن حضرت اذعان داشته‌اند. البته نباید انتظار داشت که آنان حق مطلب را درباره حضرت رضا(علیه السلام) ادا و تمام ابعاد شخصیتی امام را بیان کرده باشند؛ زیرا باورهای عقیدتی آنان و دل‌بستگی ایشان به یکی از مذاهب چهارگانه، خواه ناخواه بر بینش‌های تاریخی و داوری‌های آنان نسبت به شخصیت‌های علمی و دینی اثر می‌گذارد.

با وجود این، اندیشمندان اسلامی به جایگاه والای آن حضرت اعتراف کرده‌اند، چنان‌که برخی سخنان ایشان را با عنوان امام رضا(علیه السلام) در آینه اندیشه‌ها یاد‌آور شدیم.

پی نوشت:

  1. خلیفه، تاریخ خلیفه بن خیاط، ج۲، ص۵۰۸٫
  2. تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۳۷٫
  3. فرائد السمطین، ج۲، ص۱۹۹، ح۴۷۸٫
  4. الانساب، ج۳، ص۷۴٫
  5. رافعی، التدوین فی اخبار قزوین، ج۳، ص۴۲۵، به نقل از: احقاق الحق، ج۱۲، ص۳۸۱٫
  6. تذکره الخواص، ص۳۱۵٫
  7. مطالب السؤول، ص۲۹۵٫
  8. ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱۵، ص۲۷۳٫
  9. همان، ج۱۵، ص۲۱۹٫
  10. الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۳۶٫
  11. وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۹٫
  12. مرآه الجنان، ج۱، ص۱۱٫
  13. میزان الاعتدال، ج۱۳، ص۱۵۸٫
  14. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۳۸۷٫
  15. ذهبی، دول الاسلام، ص۱۱۴٫
  16. تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۳۸٫
  17. الفصول المهمه، ص۴۰۲٫
  18. الائمه الاثنی عشر، ص۹۷٫
  19. صواعق المحرقه، ص۲۰۴٫
  20. ابن تغری بردی، النجوم الزاهره، ج۲، ص۷۴٫
  21. الاتحاف بحب الاشراف، ص۱۵۵٫
  22. اخبار الدول و آثار الاول، ص۱۱۰٫
  23. سویدی، سبائک الذهب، ص۳۳۴٫
  24. تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد صلی الله علیه و آله ، ص۱۵۷٫

جایگاه علمی امام از دیدگاه اهل سنت.

 

 

اشاره:

دانش گسترده امام، سبب شده است تا موافقان و مخالفانش به عظمت و شخصیت علمی حضرت، اعتراف کنند. این امر موجب شد تا چهره علمی امام برای همگان آشکار گردد. ازاین‌رو، برخی از اعترافات دانشمندان اهل سنت را برای بیان و نشان دادن جایگاه و شخصیت علمی حضرت، می‌آوریم.

 

ابن حِبّان بُستی شافعی می‌گوید: «ابوالحسن، علی بن موسی الرضا(ع)، از بزرگان و خردورزان اهل بیت(ع)، و از شخصیت‌های برجسته و بزرگوار بنی ‌هاشم به شمار می‌آید و هرگاه حدیثی از او روایت گردد، باید بدان اهمیت داده شود».۱

محمد بن عمر واقدی (م ۲۰۷ ه‍ .ق) می‌گوید: «علی بن موسی الرضا(ع) شخصیتی مورد اطمینان بود و با اینکه بیشتر از ۲۴ سال از عمرش نگذشته بود، در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله فتوا می‌داد و از طبقه هشتم تابعین مدینه به شمار می‌رفت».۲

حسن بن سهل (۲۱۵ ه‍ .ق) می‌گوید: «مأمون، علی بن موسی الرضا(ع) را ولی‌عهد خود قرار داد. وی در میان فرزندان علی(ع) و عباس، شخصی را برتر و پرهیزکارتر و آگاه‌تر از علی بن موسی نیافت».۳

بدخشی حنفی به نقل از اباصلت می‌گوید: «فردی داناتر از علی بن موسی الرضا ندیدم، و هر اندیشوری آن حضرت را دید، در این سخن با من هم‌عقیده بود».۴

احمد بن یحیی بلاذری (۲۷۹ ه‍ .ق) بر امام وارد شد و پس از تعزیت به حضرت، برای درگذشت فرزندش، چنین گفت: «تو والاتر از وصف ما هستی و ما از پند دادن به تو ناتوانیم؛ تو از دانش کافی برخوردار هستی و خداوند به تو تعزیت دهد».۵

عباس بن محمد بن صولی،۶ که از معاصران آن حضرت است، درباره دانش امام چنین گفته است: «هرچه از علی بن موسی الرضا(ع) پرسیده می‌شد، پاسخ می‌داد. من تاکنون فردی را آگاه‌تر از وی ندیده‌ام. مأمون آن حضرت را با پرسش‌های گوناگون می‌آزمود و علی بن موسی(ع) با پاسخ‌های قانع‌کننده‌ جواب می‌داد…».۷

حاکم نیشابوری (م ۴۰۵ ه‍ .ق) درباره شخصیت علمی حضرت رضا(ع) می‌نویسد: «امام رضا(ع) با اینکه بیست و چند ساله بود، در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌نشست و فتوا می‌داد. بزرگان اهل حدیث، مانند: آدم بن ابی‌ایاس، نصر بن علی جهنی و محمد بن رافع قشیری، از آن حضرت روایت نقل کرده‌اند».۸

ابن ماکولای شافعی (م ۴۷۵ ه‍ .ق) درباره آن حضرت چنین می‌گوید: «ابوالحسن، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب(ع) …، در علم و دانش و فضیلت از برجستگان خاندانش به شمار می‌آمد».۹

سمعانی شافعی (م ۵۶۲ ه‍ .ق) می‌نویسد: «(امام) رضا(ع)، از دانشوران و اهل فضل و کمال بود».۱۰

ابن نجار بغدادی شافعی (م ۶۴۳ ه‍ .ق) می‌گوید: «علی بن موسی، از چنان جایگاه علمی و دینی والایی برخوردار بود که در بیست و چند سالگی، در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله فتوا می‌داد».۱۱

ابن ابی‌الحدید معتزلی (م ۶۵۶ ه‍ .ق) امام رضا(ع) را از بزرگان و عالمان اهل بیت(ع) می‌داند.۱۲ همین دیدگاه را ابن جوزی نیز یادآور شده است.۱۳

ابن موصلی شافعی (م ۶۶۰ ه‍ .ق) می‌نویسد: «علی بن موسی، احادیث بسیاری روایت کرده [است] و در بینش و فهم روایت، بسیار دقیق بود. او در علم و دانش، شخصیتی قدرتمند [بود] و در نهایت بردباری قرار داشت».۱۴

جوینی شافعی (م ۷۲۲ ه‍ .ق) می‌نویسد: «… علی بن موسی الرضا(ع) سرور پاک و معصوم، آگاه به حقیقت علوم، دانا به امور پیچیده و نهانی، و خبردهنده از آینده و گذشته است…».۱۵

ذهبی شافعی (م ۷۴۸ ه‍ .ق) می‌نویسد: «پیشوای بزرگ، علی بن موسی الرضا(ع)، … از جهت دانش و دیانت و بزرگواری، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.»۱۶ در جای دیگری می‌گوید: «امام رضا(ع) از جایگاه والایی برخوردار بود. دانش و بیان او بسیار بود و در دل‌های مردم نفوذ داشت».۱۷

زرندی حنفی می‌نویسد: «ابوالحسن، علی پسر موسی، ملقب به رضا، از دانشمندان زاهد و نیک و اولیای حکیم و نیکو بود…».۱۸

عطاء‌الله شیرازی (م ۸۰۳ ه‍ .ق) می‌نویسد: «امام رضا(ع) با مردم، با زبان خودشان سخن می‌گفت و خود، از فصیح‌ترین مردمان و داناترین آنان به همه زبان‌ها به شمار می‌رفت».۱۹

ابن حجر عسقلانی (م ۸۵۲ ه‍ .ق) می‌نویسد: «علی بن موسی(ع) فردی راستگو و از بزرگان طبقه دهم بود».۲۰

نَبهانی شافعی (م ۱۳۵۰ ه‍ .ق) در کتاب خود آورده است: «علی بن موسی، از امامان بزرگ و مشعل‌های فروزان امت، از اهل بیت نبوت، معدن علم و عرفان، و بخشش و جوانمردی است. وی بلندجایگاه و نامش شهره آفاق [است] و کرامات بسیاری دارد».۲۱

بهجت افندی شافعی (م ۱۳۵۰ه‍ .ق) نیز آورده است: «امام رضا(ع) وارث علوم نبوت و امامت بود. آن حضرت عالم به اسرار مکنونات، و عواقب امور است».۲۲

صعیدی مصری (۱۳۷۷ه‍ .ق) در کتابش بیان می‌دارد: «علی بن موسی(ع) در سال ۱۵۰ه‍ .ق (۷۶۷ م.) به دنیا آمده و در دانش و تقوا، جایگاه والایی داشته است».۲۳

زرکلی دمشقی (م ۱۳۹۶ه‍ .ق) می‌نویسد: «علی بن موسی(ع) ملقب به رضا [است] و بنابر اعتقاد شیعیان، هشتمین امام از پیشوایان دوازده‌گانه آنان و از بزرگواران و دانشوران اهل بیت(ع) شمرده می‌شود».۲۴

محمدامین ضَنّامی چنین آورده است: «علی ملقب به رضا، هشتمین پیشوای دوازده امامیان نزد آنان است که از بزرگان و عالمان اهل بیت است».۲۵

عبدالسلام تَرمانینی در کتاب خود اذعان داشته است: «علی بن موسی الرضا(ع) ملقب به رضا، بنا بر عقیده شیعه امامیه، هشتمین پیشوای آنان است. در مدینه به دنیا آمده [است]، و از برجستگان اهل بیت و دانشوران آنان، به شمار می‌رود».۲۶

کامل مصطفی شیبی آورده است:

رضا(ع) مانند جدّ و پدرش، با علم و دانش سروکار داشت. به گونه‌ای که عبدالله بن جعفر حمیری روایت کرده، که او (رضا(ع)) به پانزده هزار مسئله پاسخ گفته است، و این ماجرا پیش از اتفاق مردم بر برتری علمی او بوده است… . در علم، نمونه جدش جعفر صادق(ع) بود، و نظریاتی پیرامون امامت و علامات آن داشت. رضا(ع)، صحیفه‌ای دارد که [در آن] مجموعه‌ای از روایات را از پدرانش، از پیامبر آورده است؛ که در سند تمام آنها، قشیری هست.   ۲۷

پی نوشت:

  1. ابن حبان، الثقات، ج۸، ص۴۵۶٫
  2. تذکره الخواص، ص۳۱۵٫
  3. تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۱۳۸؛ ابن مسکویه، تجارب الأمم، ج۴، ص۱۳۱؛ الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۲۶؛ البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۲۵۸٫
  4. مفتاح النجافی مناقب آل عبا، ص۱۷۹٫
  5. نویری، نهایه الأرب فی فنون الأدب، ج۵، ص۱۶۸٫
  6. در برخی مدارک نام وی ابراهیم بن عباس آمده است؛ شبراوی، الاتحاف بحب الاشراف، ص۳۳۸؛ أحسن القصص، ج۴، ص۲۸۹٫
  7. فصول المهمه، ص۳۸۴؛ نورالأبصار، ص۳۱۲٫
  8. حاکم، تاریخ نیشابور، ص۱۴۸؛ فرائد السمطین، ج۲، ص۱۹۹، ح۴۷۸؛ تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۳۹٫
  9. ابن ماکولا، الاکمال فی رفع الارتیاب فی المؤتلف و المختلف فی الاسماء و الکنی و الأنساب، ج۴، ص۷۵٫
  10. الانساب، ج۳، ص۷۴؛ تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۳۹٫
  11. ابن نجار بغدادی، ذیل تاریخ بغداد، ج۱۹، ص۱۳۵، ش۹۶۹٫
  12. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱۲، ص۲۵۴؛ ج۱۵، ص۲۹۱ (با اندک اختلاف در عبارت).
  13. تذکره الخواص، ص۳۱۵٫
  14. ابن موصلی، النعیم المقیم لعتره النبأ العظیم، ص۳۷۷٫
  15. فرائد السمطین، ج۲، ص۱۸۷، اول باب ۳۹٫
  16. سیر أعلام النبلاء، ج۹، ص۳۸۷؛ العبر فی خبر مَن غَبر، ج۱، ص۲۶۶٫
  17. سیر أعلام النبلاء، ج۱۳، ص۱۲۱٫
  18. زرندی، معارج الوصول الی معرفه فضل آل الرسول و البتول، ص۱۵۷٫
  19. شیرازی، روضه الاحباب، ج۴، ص۴۳؛ بریانوی حنفی، تاریخ الاحمدی، ص۳۶٫
  20. تقریب التهذیب، ج۲، ص۴۲٫
  21. نبهانی، جامع کرامات الاولیاء، ج۲، ص۳۱۱٫
  22. تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد، ص۱۵۷٫
  23. صعیدی، المجددون فی الاسلام، ص۶۹٫
  24. الأعلام، ج۵، ص۲۶٫
  25. یعقوبی، البلدان، پاورقی ۹۳، ترجمه: ضنامی.
  26. ترمانینی، احداث التاریخ الاسلامی بترتیب السنین، ج۲، ص۱۱۶۹٫
  27. شیبی، الصله بین التصوف و التشیع، ج۱، ص۲۳۶٫

روایاتى از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) درباره امام حسین(علیه السلام)، در منابع اهل سنت.

اشاره:

حسین بن علی بن ابی‌طالب(ع)، مشهور به اباعبدالله و سیدالشهداء (۴۶۱قامام سوم شیعیان است، که ده سال امامت را بر عهده داشت و در واقعه عاشورا به شهادت رسید. او فرزند دوم امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نوه حضرت محمد(ص) است. بنابر گزارش‌های تاریخی شیعه و اهل سنت، پیامبر اسلام(ص) هنگام تولد او از شهادتش خبر داد و نام «حسین» را برای او برگزید. رسول خدا، حَسَنَین (امام حسن و امام حسین) را بسیار دوست داشت و همه را به دوست داشتن آن دو سفارش می‌کرد.

کتابهاى اهل سنت سرشار از فضائل و مناقب آن حضرت از زبان پیامبر(صلى الله علیه وآله) است که در اینجا به نمونه هایى اشاره مى کنیم:

۱ . بخارى به سندش از نعیم نقل کرده که از ابن عمر سوال شد: اگر شخص محرم، مگسى را به قتل برساند، حکمش چیست؟ او در جواب گفت: اهل عراق از مگسى سوال مى کنند در حالى که فرزند دختر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را به قتل رسانده اند. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «هما ریحانتاى من الدنیا»;(۱) (حسن و حسین دو ریحانه من از این دنیایند).

۲ . حاکمنیشابورى به سندش از سلماننقل کرده که از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) شنیدم که مى فرمود: «الحسن و الحسین ابناى، من احبّهما احبّنى، و من احبّنى احبّه الله، و من احبّه اللهادخله الجنه، و من ابغضهما ابغضنى، و من ابغضنى ابغضه الله، و من ابغضه الله ادخله النار»;(۲) (حسن و حسین دو فرزندان من هستند، هرکس آن دو را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس مرا دوست بدارد خدارا دوست داشته است و هرکس خدا را دوست بدارد، خداوند او را داخل بهشتخواهد کرد. و هرکس این دو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته، و هرکس مرا دشمن بدارد خدارا دشمن داشته و هر کس خدارا دشمن بدارد خداوند او را داخل در جهنم خواهد نمود).

۳ . او همچنین به سندش از ابن عمر نقل کرده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: «الحسن والحسین سیّدا شباب اهل الجنه و ابوهما خیر منهما»;(۳) (حسن و حسین دو آقاى جوانان اهل بهشتند و پدرشان از آن دو بهتر است).

۴ . ترمذى به سندش از یوسف بن ابراهیم نقل کرده که از انس بن مالک شنید که مى گوید: «سئل رسول الله(صلى الله علیه وآله) اىّ اهل بیتک احبّ الیک؟ قال: الحسن والحسین. وکان یقول لفاطمه: ادعى لى ابنىَّ، فیشمهما ویضمهما الیه»;(۴) (از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سوال شد: کدامین شخص از اهل بیتشما نزدتان محبوب تر است ؟حضرت فرمود: حسن و حسین. و همیشه به فاطمه مى فرمود: دو فرزندم را به نزد من آور. آن گاه آن دو را مى بویید و به سینه مى چسبانید).

۵ . یعلى بن مره مى گوید: با پیامبر(صلى الله علیه وآله) از منزل خارج شدیم و به میهمانى دعوت بودیم. ناگهان پیامبر(صلى الله علیه وآله) مشاهده کرد که حسین(علیه السلام) در راه مشغول بازى است. حضرت با سرعت به جلوى جمعیت آمد و دو دست خود را باز کرد تا حسین(علیه السلام) را بگیرد، ولى او به این طرف و آن طرف مى دوید، هر دو مى خندیدند تا آن که حضرت او را گرفت. یکى از دو دستش را زیر چانه او و دست دیگرش را بین سر و دو گوشش قرار داد و با او معانقه کرد و او را بوسید.

آن گاه فرمود: «حسین منّى و انا منه، احبّ اللهمن احبّه، الحسن و الحسین سبطان من الاسباط»;(۵) (حسین از من است و من از اویم، خدادوست بدارد هر کسى که حسین را دوست دارد. حسن و حسین دو سبط از اسباطند).(۶)

۶ . یزیدبن ابى یزیدمى گوید: پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) از حجره عایشه بیرون آمد و گذرش بر خانه فاطمه(علیها السلام) افتاد. صداى گریه حسین را شنید. فرمود: «الم تعلمى انّ بکاءه یوذینى؟»;(۷) ([اى فاطمه!] آیا نمى دانى که گریه او مرا اذیت مى کند؟)

۷ . حاکم نیشابورى به سندش از ابوهریرهنقل کرده که گفت: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را مشاهده کردم در حالى که حسین بن على را در بغل گرفته و مى فرمود: «اللهم انّى احبّه فاحبّه»;(۸) (بار خدایا! من او را دوست دارم، تو نیز او را دوست بدار).(۹)

(۶). در تفسیر جمله «حسین منى و انا منه» مى گوییم:

جمله اول اشاره به این مطلب دارد که حسین از رسول خداست; زیرا اگر چه پدرش حضرت على(علیه السلام) است ولى از آن جا که آن حضرت به نصّ آیه مباهله نفس رسول خداست لذا امام حسین(علیه السلام) فرزند پیامبر(صلى الله علیه وآله) به حساب مى آید.

در مورد جمله دوم مى گوییم: پیامبر(صلى الله علیه وآله) بعد از تبلیغ رسالتش، دیگر به عنوان یک شخص مطرح نیست بلکه یک شخصیت الهى به حساب مى آید. او رمز و نمونه اى است که در او رسالتش به تمام ابعاد تحقق یافته است. پس حیاتش همان رسالتش و رسالتش همان حیاتش مى باشد.

از طرف دیگر مى دانیم که سعى هر پدرى آن است که فرزندى داشته باشد تا جانشین شخصیت او بوده و حافظ رسالت او و ادامه دهنده راه او باشد. در مورد امام حسین(علیه السلام) از آن جا که او با قیام و شهادتش رسالت پیامبر(صلى الله علیه وآله) را زنده کرده است، لذا پیامبر(صلى الله علیه وآله) در شأن او مى فرماید: من از حسینم. یعنى شخصیت پیامبرى من و ادامه و استمرار آن به وجود حسین(علیه السلام) وابستگى دارد. و لذا گفته شده: «الاسلام محمدى الحدوث و حسینى البقاء».

پی نوشت:

(۱). صحیح بخارى، ج ۵، ص ۳۳، کتاب فضائل الصحابه، باب مناقب الحسن و الحسین.

(۲). مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۶۶٫

(۳). مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۶۷٫

(۴). سنن ترمذى، ج ۵، ص ۳۲۳، رقم ۳۸۶۱٫

(۵). المعجم الکبیر، ج ۲۲، ص ۲۷۴ ; کنزالعمال، ج ۱۳، ص ۶۶۲ ; تاریخ دمشق، ج ۱۴، ص ۱۵۰٫

۷).   مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۲۰۱٫

(۸). مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۷۷٫

(۹). گردآوری از کتاب: اهل بیت از دیدگاه اهل سنت، على اصغر رضوانى، مسجد مقدس جمکران، قم، ۱۳۸۵ ه.ش، ص ۴۰٫