جواهرات

نوشته‌ها

دریافت اموال در موقع مناسب

مرحوم شیخ حرّ عاملى رضوان اللّه تعالى علیه ، به نقل از کتاب شریف مشارق اءنوار الیقین آورده است :

دو نفر از اهالى شهر قم – به نام داوود قمّى و محمّد طلحى – حکایت کرده اند:

مقدار قابل توجّهى وجوهات ، نذورات ، هدایا و نیز جواهرات و دیگر اشیاء نفیس قیمتى توسّط مؤ منین قم و اهالى آن ، نزد اینجانبان جمع شده بود تا براى حضرت ابوالحسن ، امام هادى علیه السلام ارسال نمائیم .

و چون موقعیّتى مناسب فرا رسید، بار سفر را بستیم و به سوى شهر سامراء حرکت کردیم .

نار ما آمد و اظهار داشت : حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادى علیه السلام دستور داد که بازگردید و به شهر خود مراجعت کنید، چون الا ن موقعیّت و فرصت مناسبى نیست ؛ و نمى توانید با ما دیدار و ملاقات داشته باشید، به دلیل آن که مأ مورین حکومتى مانع رفت و آمد افراد هستند.

پس به ناچار به سوى شهر قم مراجعت کردیم و کلیّه اموال و جواهرات را در جاى مناسبى مخفى و نگهدارى نمودیم .

مدّتى از این جریان گذشت و پیامى از جانب حضرت بدین مضمون رسید: اینک تعدادى شتر فرستاده ایم تا اموال و آنچه را که از ما نزد شما است ، بر آن شترها حمل کنید و آن ها را رها نمائید؛ و کارى به آن ها نداشته باشید.

لذا طبق پیام و دستور حضرت سلام اللّه علیه تمامى اموال و جواهرات را بر آن شترها حمل نموده و آزادشان گذاشتیم و آن ها حرکت کردند و رفتند.

و از آن شترها خبرى نداشتیم تا آن که یک سال بعد، جهت ملاقات و زیارت امام علیه السلام به سامراء رفتیم و به منزل حضرت وارد شدیم .

و چون در محضر مبارک آن حضرت نشستیم ، پس از احوال پرسى و مختصرى صحبت ، فرمود: آیا مایل هستید آن اموال و جواهراتى را که براى ما فرستاده اید، مشاهده کنید؟

عرضه داشتیم : بلى ، لذا حضرت نظر ما را به گوشه اى از منزل خویش متوجّه نمود، هنگامى که نظر افکندیم ، تمامى آنچه را که فرستاده بودیم ، تماما موجود بود.(۱)

۱- إ ثبات الهداه : ج ۳، ص ۳۸۰، ح ۵۰،

همه چیز طلا و جواهرات مى شود

 روزى عدّه اى از دوستان و اصحاب خاصّ امام جعفر صادق علیه السلام همانند یونس بن ظبیان ، مفضّل بن عمر، ابو سلمه سرّاج ، حسین بن ابى فاخته و…، در محضر شریف و مبارک آن حضرت ، شرف حضور داشتند.

امام علیه السلام در آن جمع فرمود: تمام گنج هاى زمین و نیز کلید تمام جواهرات درون آن ، نزد ما اهل بیت – عصمت و طهارت علیهم السلام – مى باشد؛ و چنانچه هم اکنون اراده کنم و به یکى از دو پایم بگویم که آنچه از طلا و نقره زیر آن پنهان شده درآورد و آشکار سازد، فورا انجام خواهد داد.

سپس در ادامه فرمایش خود، اظهار داشت : توجّه کنید؛ و آن گاه با پاى مبارک خود روى زمین خطّى کشید و زمین شکافته شد و گنجى پُر از طلا و نقره نمایان گردید.

بعد از آن با دست مبارک خود اشاره به گنج کرد و فرمود: ما کراماتى این چنین انجام مى دهیم ؛ و سپس یکى از آن شمش هاى طلا را که به اندازه یک وجب بود برداشت و به تمامى افراد حاضر نشان داد و فرمود:

خوب نگاه کنید و دقّت نمائید و چشمان خود را باز دارید که اشتباه نکنید و فردا در شکّ و شبهه قرار نگیرید.

و همگى آن افراد پس از دقّت کامل گفتند: یا ابن رسول اللّه ! این ها طلاى خالص است ؛ و چقدر جالب برق مى زند و مى درخشد.

پس از آن ، حضرت خطاب به افراد کرد و فرمود: اینک درون زمین را نگاه کنید.

و چون درون زمین را نگاه کردند، شمش هاى فراوانى را از طلا و نقره دیدند؛ و با حالت ناباورى عرضه داشتند: یا ابن رسول اللّه ! قربان شما گردیم ، آیا واقعا شما چنین قدرت و چنین خزائن گرانبهائى را دارید؛ و حال آن که شیعیان و دوستان شما در فقر و بیچارگى به سر مى برند؟

حضرت در پاسخ فرمود: به همین زودى خداوند متعال خزائن دنیا و آخرت را براى ما و شیعیان ما جمع و فراهم مى نماید؛ و ما در میان نعمت هاى وافر بهشتى قرار خواهیم گرفت ؛ و آن گاه دشمنان ما به عذاب دردناک الهى مبتلا مى گردند.(۱)

۱-الخرایج والجرایح مرحوم راوندى : ج ۲، ص ۷۳۷، ح ۵۲٫