جعفری

نوشته‌ها

اشاره ای به معرفی مذهب شیعه

اشاره:

کلمه شیعه از ریشه «شاع» به معنای انتشار و تقویت گرفته شده است[۱] و در لغت به معنای گروه و جماعتی است که در انجام کاری همکاری می‌کنند و گاهی نیز به تبعیت کننده از یک فرد اطلاق می‌شود.[۲]  شیعه در اصطلاح  به کسانی گفته می‌شود که به امامت و خلافت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ معتقدند، و بر این عقیده اند که امامت او از طریق نص جلی یا خفی ثابت شده است و امامت حق او و فرزندان او است.[۳]  هرچند این عنوان بر فرقه های زیدیه و اسماعیلیه نیز اطلاق می‌شود لکن به صورت مطلق و بدون قید بر پیروان مذهب جعفری اطلاق می‌گردد. در این نوشته به وجه تسمیه این مذهب اشاره شده است.

 مذهب شیعه با چهار نام شناخته شده است:

مذهب شیعه

یکی از نام های این مذهب شیعه و تشیع است. معنای شیعه پیرو و یار است و لذا شیعه­ ی هر کسی به اتباع و انصار او گفته می ­شود. در قرآن نیز شیعه به همین معنا استعمال شده است: «فَوَجَدَ فِیها رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِیعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ»[۴]؛ موسى در شهر دو مرد را دید که مقاتله می‌کردند یکى از پیروان و یکى از دشمنانش بود.[۵] وجه تسمیه این مذهب به شیعه این است که پیروان حضرت علی- علیه السلام- در صدر اسلام شیعه نامیده شده اند و دلیل آن هم اینست که پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- در زمان حیات خویش این اسم را بارها برای نزدیکان و دوست داران علی- علیه السلام- به کار برده است، چنانچه از عبدالله انصاری و ابن عباس نقل شده که پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- در تفسیر آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ»[۶]؛ «کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات اند»، به علی اشاره کرده و فرمودند «تو و شیعیانت، روز قیامت رستگار خواهید بود.»[۷].

مذهب اهل بیت

اسم دیگری که برای این مذهب به کار برده می­ شود مذهب اهل بیت است. این اسم به این دلیل اختصاص به این مذهب پیدا کرده است که در این مذهب اهل بیت رسول الله- صلی الله علیه و آله و سلم- در کنار قرآن به عنوان رهبران دینی و علمی قرار داده شده اند؛ زیرا در روایات نبوی که در بسیاری از متون حدیثی اهل سنت هم نقل شده، بر پیروی از اهل بیت تاکید گردیده است. مثلا در صحیح مسلم آمده است: «رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- در بین راه مکه و مدینه در محلی به نام «خم» بعد از ستایش خدا و موعظه مردم فرمود: «اما بعد الا ایّهاالناس فانّما انا بشر یوشک ان یأتی رسول ربّی فأجیب و انا تارک فیکم الثقلین اولهما کتاب الله فیه الهدای و النور فخذوا بکتاب الله و استمسکوا به و اهل بیتی اذکرکم الله فی اهل بیتی اذکرکم الله فی اهل بیتی اذکرکم الله فی اهل بیتی».[۸] در المستدرک حاکم و کتابهای دیگر از قبیل تفسیر روح المعانی، تفسیر کبیر، و الدر المنثور و امثال آنها آمده که پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: «یا ایهاالناس انی تارک فیکم امرین لن تضلوا ان اتبعتموهما و هما کتاب الله و اهل بیتی عترتی»؛[۹] یعنی من در میان شما دو چیز را بجا می­ گذارم اگر از هردوی آنها متابعت کنید هرگز گمراه نمی­ شوید و آن دو کتاب خدا و اهل بیتم عترتم هستند. البته این حدیث به صورت های گوناگون در کتاب های شیعه و سنی نقل شده است.

مذهب امامیه اثنا عشریه

اسم سومی که برای این مذهب به کار می­رود نام «امامیه اثناعشریه» است. یعنی مذهب امامان دوازده گانه. علت این نام گذاری برای این مذهب اینست که از میان تمام مذاهب اسلامی، این مذهب برای امامان دوازده گانه که در روایات پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم- آمده دوازده نفر از اولاد آن حضرت را به عنوان امام و پیشوایان دینی و علمی پذیرفته است. این روایات و احادیث در کتاب های اهل سنت تحت عنوان دوازده خلیفه، دوازده امیر و امثال این عناوین نقل گردیده است. و می توان این روایات را به سه دسته تقسیم نمود:

دسته اول روایاتی است که در آنها عنوان دوازده خلیفه ذکر شده است. این دسته از روایات به صورت مکرر در مسند احمد، صحیح مسلم و سنن ابی داود بیان گردیده و مضمون همه آنها چنین است که پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: اسلام پیوسته با دوازده خلیفه که همه آنان از قریش اند، عزیز خواهد بود.[۱۰]

دسته دوم روایاتی است که عنوان دوازده امیر در آنها ذکر شده است. و با تعبیرات مختلفی در کتاب­ های اهل سنت آمده است و مضمون آنها چنین است که پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: پیوسته این دین بر کسی که آنرا دشمن دارد، غالب است و هیچ مخالف و معاندی به آن ضرر نمی­زند تا اینکه دوازده امیر از امت من را پشت سر بگذرانند که همگی آنان از قریش اند، یا کار مردم پیوسته بگذرد تا اینکه دوازده امیر بر آنان حکومت کنند که همه آنها از قریش اند.[۱۱]

دسته سوم روایاتی است که پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم- تعداد خلفاء بعد از خود را مساوی با تعداد نقباء بنی اسرائیل، بیان نموده است. از عبدالله بن مسعود روایت شده است که ما از پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم- پرسیدیم که خلفاء بعد از تو چند نفرند. رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: دوازده نفر به تعداد نقباء بنی اسرائیل هستند. و نیز از پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم- نقل شده که فرمود: همانا تعداد خلفاء بعد از من به تعداد نقباء موسی    است. به همین مناسبت در مجمع الزوائد ج ۵، صفحه ۱۹۰، یک باب به صورت مستقل بنام «خلفاء‌ اثنی عشر»، اختصاص داده شده است.[۱۲]

مذهب جعفری

چهارمین و معروف ترین نام این مذهب، «جعفری» منسوب به اسم امام صادق- علیه السلام- است. علت این نام گذاری این است که امام صادق- علیه السلام- با توجه به شرایط مناسب اجتماعی و کاسته شدن اختناق و فشار­های سیاسی، توانستند تعالیم اسلامی و احادیث نبوی را بیشتر از سایر امامان گسترش داده و تبلیغ نماید و حتی برای این هدف توفیق پیدا کرد که در شهر جدش مدینه منوره مدرسه علمیه‌ای تاسیس نماید و هزاران شاگرد را در آن پرورش داده و دانشمندان زیادی را در حوزه های مختلف مانند فقه، حدیث، تفسیر، کلام، کیمیا، طبابت، جغرافیا و… تحویل جامعه اسلامی دهد. افزون بر اینها در زمان حیات آن حضرت و بعد از آن مذاهب چهارگانه اسلامی از طرف مسلمانان به رسمیت شناخته شدند، مذهب اهل بیت نیز بر همین اساس در این زمان به نام مذهب جعفری در کنار مذاهب اسلامی دیگر معروف گردید.

پی نوشت:

[۱] . راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالعلم الدارالشامیه، چ۱۴۱۲، ص۴۷۰.

[۲] . سبحانی، جعفر،  المذاهب الاسلامیه، انتشارات موسسه امام صادق ـ علیه السّلام ـ، چ اول، ۱۴۲۳ ق، ص ۱۴۵.

[۳]. شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، ج۱، ص ۱۴۶، دار المعرفه، بیروت.

[۴] . قصص، ۱۵.

[۵] . قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج۴، ص۹۵، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.

[۶] . بیّنه/۷.

[۷] . سیوطی، الدر المنثور، دارالفکر، ج ۸، ص ۵۸۹، هم چنین به الغدیر، ج ۲، ص ۵۷ و ۵۸ رجوع شود.

[۸] . نیشاوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۸۷۳، بیروت ، دار احیاء التراث العربی.

[۹] . حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۱۸، بیروت، دارالکتب الغلمیه، اول، ۱۴۱۱ق.

[۱۰] . امام احمدبن حنبل، مسند احمد، بیروت، دار صادر، بی تا، ج۵، ص۹۰، ۹۳، ۹۸ و ۱۰۰؛ و مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج۶، ص۳ و ۴؛ و سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابی داود، بیروت، دارالفکر،چاپ اول، ۱۴۱۰ ق، ج۲، ص۳۰۹.

[۱۱] . احمد بن حنبل، مسند احمد، بیروت، دار صادر، بی تا، ج ۵، ص۸۷، ۹۰، ۹۲، ۹۴، ۹۵، ۹۸، ۱۰۱؛ بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج۸، ص۱۳۷؛ و ترمذی، محمد بن عیسی، سنن ترمذی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ ق، ج۳، ص۳۴، حدیث ۲۳۲۳، طبرانی، سلمیان بن احمد، المعجم الکبیر، قاهره، مکتبه ابن تیمیه، بیتا، ج۲، ص۱۹۰ ـ ۲۵۵؛ و المعجم الاوسط، دارالحرمین، ج۱، ص۲۶۳ و ج۴، ص۱۸۹.

[۱۲] . مسند احمد، ج۱، ص۳۹۸، و حاکم نیشابوری، محمدبن محمد، مستدرک، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق، ج۴، ص۵۰۱. و هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، بیروت، دارالمکتب العلمیه،۱۴۰۸ ق، ج۵، ص۱۹۰؛ و عسقلانی، ابن حجر، فتح الباری، بیروت، دارالمعرفه للطباعه والنشر، دوم، بی تا، ج۱۳، ص۱۸۳. و المباد کفوری، تحفه الاحوذی فی شرح الترمذی، بیروت، دارالکتب العلمیه، اول. ۱۴۱۰ ق، ج۶، ص۲۹۴؛ و المتقی هندی، کنزالعمال،ج۱۲، ص۲۳ حدیث ۳۳۸۵۷ و ۲۳۸۵۸، و ج۶، ص۸۹؛ حدیث ۱۴۹۷۱، بیروت، موسسه الرساله و المعجم الکبیر ج۱۰، ص۱۵۸؛ و سیوطی، جلال الدین، الجامع الصغیر، بیروت، دارالفکر، ج۱، ص۳۵، حدیث ۲۲۹۷، و ابوریّه، شیخ محمود، اضواء علی السنه المحمدیه، دارالکتاب الاسلامی، بی تا، ص۲۳۴، و ابویعلی موصلی، احمد بن علی، مسند ابی یعلی، دارالمأمون للتراث، ج۸، ص۴۴۴ و ج۹، ص۲۲۲.

نویسنده: حمیدالله رفیعی

جایگاه اهل بیت در مذهب شیعه امامیه

اهل‌بیت در عرف قرآن اسم خاص پنج نفر آل کساء است که عبارت اند از پیامبراسلام -صلی الله علیه و آله و سلم-، علی، فاطمه، و حسن و حسین – علیه السلام-  و بر غیر آنان اطلاق نمی‌شود.[1] و آنها کسانی هستند که آیۀ تطهیر در حق آنان در زمانی نازل شد[2] که همۀ آنان زیر کسائی که از پشم سیاه بافته شده بود، جمع شدند و رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم– در این هنگام فرمود: «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا».[3] در اصطلاح احادیث نبوی و مذاهب اسلامی اهل‌بیت بر دوازده امام از خاندان رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- اطلاق می‌شود و مذهب منسوب به آنان به نام‌های مذهب اهل‌بیت، اماميۀ اثنا عشريه و شيعۀ جعفري معروف است.[4]

با وجود آحادیث روشن در باره مصداق اهل بیت، برخی خواسته اند که مصداق اهل بیت را در معرض ابهام قرار داده و اراء و نظریات مختلفی را ارائه دهند. با توجه به حدیثی که از عایشه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در صحیح مسلم نقل شده است زنان و اقوام پیامبر هیچ کدام تحت این اسم قرار نمی گیرند.

 افزون بر آن با توجه به حدیث ثقلین که  در اکثر کتاب های تفسیری، حدیثی و تاریخی اهل‌سنت نقل شده است این توهم را که ممکن است اهل بیت زنان، یا اقوام پیامبر از بنی هاشم را نیز شامل شود از بین می برد. آلوسی از مفسرین بنام اهل سنت در این مورد می‌گوید ظاهر حدیث صحیح رسول‌خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- که فرمود: «إنی تارك فیكم خلیفتین وفی روایۀ ثقلین كتاب الله حبل ممدود ما بین السماء والأرض وعترتی أهل بیتی وإنهما لن یفترقا حتى یردا على الحوض»، اقتضا می‌کند که همسران مطهر رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم– داخل در اهل‌بیت که یکی از دو ثقل است، نمی‌شوند؛ زیرا عترت هر مردی چنانچه در صحاح اللغة آمده بر نسل بعد از او اطلاق می‌شود و کلمۀ اهل‌بیت در این حدیث، بیان یا بدل از عترت است.[5]

مناوی نیز در ضمن شرح این حدیث گفته است که اهل‌بیت در این حدیث به عنوان تفصیل بعد از اجمال، بیان عترت یا بدل از آن است و مراد از آن اصحاب کساء است که خداوند رجس را از آنان زدوده و پاک و طاهر شان قرار داده است. و آنان کسانی هستند که به گفتۀ قرطبی پیروی از نواهی و اوامر و اقتداء به سیره آنان موجب هدایت و نجات ابدی از گمراهی می‌شود و این وصیت‌رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم– و تأکید بزرگ آن حضرت برای کسی عذری باقی نمی‌گذارد. به ویژه که فرموده است قرآن و عترت تا روز قیامت هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا اینکه در حوض کوثر بر آن حضرت وارد شوند. این تصریح بر این است که قرآن و عترت متلازم و توأم همدیگر هستند که رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم-  آنها را برای استمساک در دین بعد از خودش بر جای گذاشته است.[6]

احادیث نبوی مانند حدیث ثقلین، حدیث سفینه و امثال آنها پیروی از اهل‌بیت- علیه السلام- را بر امت اسلامی واجب می‌کند. زیرا احادیث ثقلین و سفینه پیروی از مذهب اهل‌بیت – علیه السلام-  را تنها علت نجات از گمراهی و مایه رستگاری دانسته است. در حدیث ثقلین پیامبر اسلام – صلی الله علیه و آله و سلم- فرموده است: «أيها الناس إني تارك فيكم أمرين لن تضلوا إن اتبعتموهما و هما كتاب الله وأهل بيتي عترتي…».[7]  بنابراین اهمیت پیروی از اهل‌بیت به قدری ضروری و حیاتی است که نباید از آن چشم پوشی شود.

همین وجوب پیروی از اهل بیت، خود دلیل روشنی بر این است که زنان و بنی هاشم و هر کسی دیگری نمی توانند از مصادیق اهل بیت باشند زیرا پیروی از آنان بر هیچ کسی واجب نیست.

ولی با وجود این احادیث و اهمیت پیروی از اهل بیت امت اسلامی در مواجهه با اهل‌بیت – علیه السلام- به سه دسته تقسیم می‌شود:

الف) دسته اول پیروان مذهب امامیه است. مذهب شیعه امامیه در حقیقت همان مذهب اهل‌بیت – علیه السلام-  است. مذهبی که در میان مذاهب اسلامی از قرآن و اهل‌بیت پیروی کرده به نام مذهب شیعه امامیه اثناعشریه، مذهب جعفری و مذهب اهل‌بیت نامیده شده است. مذهب شیعه امامیه‌ خود را در امور دینی پیرو اهل‌بیت-علیه السلام– می‌داند، دلایل متعددی ثابت می‌کند که مذهب شیعه تنها مذهبی است که منطبق بر مذهب اهل‌بیت است:

در میان مذاهب اسلامی هیچ مذهبی مدعی پیروی از اهل‌بیت- علیه السلام– نیست. تنها مذهب شیعه امامیه است که از صدر اسلام تا کنون از اهل‌بیت‌- علیه السلام- پیروی کرده و می‌کند. به تعبیر دیگر مذهب شیعه بدون اهل‌بیت – علیه السلام- هیچ قوامی نداشته و هم چنین مذهب اهل‌بیت – علیه السلام-  بدون مذهب شیعه وجود خارجی ندارد. بنابراین مذهب شیعه همان مذهب ‌اهل ‌بیت و مذهب اهل ‌بیت همان مذهب شیعه است. اینکه مذهب اهل ‌بیت خودش یک مذهب اسلامی است در متون اهل ‌سنت نیز منعکس گردیده و کتابهایی به این نام نوشته شده اند. مثلا شوکانی کتابی به نام «ارشاد الغبي الى مذهب اهل‌البيت في صحب‌النبي»[8] و سید عبدالهادی کتابی به نام «هدايۀ الراغبين الى مذهب اهل ‌البيت الطاهرين»[9] نوشته‌ اند. پس مذهبی به نام مذهب اهل‌بیت قابل انکار نبوده و این مذهب جز بر مذهب شیعه امامیه بر هیچ مذهبی دیگری قابل انطباق نیست. بنابراین بدون مذهب شیعه امامیه مذهب اهل‌ بیت وجود خارجی ندارد.

دلیل دیگر بر اینکه مذهب شیعۀ امامیه از مذهب‌اهل‌بیت انفکاک ناپذیر است، این است که شیعه حافظ و ناقل تعالیم اهل ‌بیت است. اگر شیعیان با تحمّل زحمات طاقت ‌فرسا و فشارهای سیاسی حکام مخالف این مذهب، تعالیم و میراث دینی، علمی و فرهنگی گرانقدر اهل‌بیت را حفظ نکرده و آنها را در قالب کتابهای بی‌ شمار برای آیندگان منتقل نمی‌کردند، امروز هیچ اثری از این میراث باارزش وجود نداشت. اهل‌سنت و سایر مذاهب اسلامی هرگز نمی ‌توانند ادعا کنند که آنان حامل این تعالیم هستند؛ زیرا در متون حدیثی و علمی آنان توجهی به تعالیم اهل ‌بیت نشده و حتی نخواسته‌ اند روایتی را از طریق اهل ‌بیت نقل کنند تا چه رسد که تعالیم و آموزه‌ های دینی، اخلاقی، اعتقادی و علمی اهل‌بیت را منعکس کنند. این در حالی است که متون حدیثی، تفسیری، اخلاقی و سایرکتابهای دینی شیعه بر تعالیم و احادیث اهل‌بیت – علیه السلام– مبتنی هستند.

شیعۀ امامیه درطول تاریخ حامی اهل‌بیت- علیه السلام– بوده است. این مذهب در ضمن حمایت از آموزه‌های اهل‌بیت، از مواضع سیاسی و اجتماعی آنان نیز تا پای جان حمایت کرده است. شیعیان چه در زمان حیات امامان اهل‌ بیت و چه پس از حیات آنان هرگونه خطر جانی و مالی را در راستای حمایت از آنان با دل و جان خریده و از هیچ‌گونه تلاش فروگزار نکرده‌اند. ارادت و اخلاص شیعیان نسبت به امامان اهل‌بیت برای کسی که اندک اطلاعات از تاریخ شیعه داشته باشد پوشیده نیست. عزاداری‌های شیعیان در شهادات و جشن آنان در میلادها گواه روشن بر این حمایت شیعیان از اهل بیت است. هم چنین درخشش زیارت‌گاه‌های امامان اهل‌بیت- علیهالسلام- بر صفحۀ زمین از این حمایت  شیعیان حکایت دارد .

حمایت امامان اهل‌بیت – علیه السلام- از شیعیان دلیلی دیگری بر این است که شیعیان تنها پیروان واقعی مذهب اهل‌بیت – علیهالسلام- هستند. این مطلب به قدری روشن است که نیازی به ذکر نمونه‌هایی از این حمایت‌ها نیست؛ ولی در عین حال ذکر یک نمونه برای بیان این حقیقت که شیعیان به علت پیروی از اهل‌بیت- علیه السلام– مورد طعن قرار گرفته و این امامان اهل‌بیت- علیه السلام-  بوده‌ اند که آنان را دلداری می‌داده ‌اند، لازم است. در حدیثی مفصلی نقل شده که روزی فردی از یاران امام صادق- علیه السلام- به نام ابومحمد به آن حضرت عرض کرد: «لقبی به ما شیعیان داده می‌ شود که به خاطر آن کمر ما شکسته و دلهای ما مرده است و والیان با حدیثی که فقهای‌شان برای آنان روایت می‌کنند، خون ما را حلال کرده‌اند. امام صادق -علیه السلام- فرمود آیا منظورت لقب رافضه است؟ گفت بلی. امام فرمود نه به خدا قسم آنان این اسم را برشما نگذاشته‌اند؛ بلکه خدا شما را به این نام نامیده‌است. آیا می‌دانی که هفتاد نفر از بنی اسرائیل، فرعون و قومش را در زمانی رفض کردند و به موسی -علیه السلام- ملحق شدند که هدایت موسی و گمراهی فرعون برای آنان آشکار گردید و سپس همین گروه رافضه نامیده شدند؛ زیرا آنان فرعون را رفض و رها کردند. این‌ گروه عابدترین یاران حضرت موسی – علیه السلام- و دوستداران شدید موسی و هارون و ذریه آن دو بودند. خداوند به موسی وحی کرد که این اسم در تورات برای آنان ثابت شده و من این اسم را بر آنان گذاشتم… در ادامۀ این حدیث امام صادق – علیه السلام- فرمود آنانی که به شما رافضه می‌گویند خیر را رفض کرده‌اند و شما شر را رفض کرده‌اید. مردم به دسته هایی افتراق کرده شعبه شعبه شدند و شما از آنان با اهل‌بیت پیامبر تان جدا شدید و راهی را رفتید که آنان رفتند و چیزی را اختیار کردید که خداوند برای شما اختیار کرده‌است…».[10] در این حدیث از شیعیان به علت پیروی آنان از اهل‌بیت رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلمتمجیدها و حمایت‌هایی بی‌شماری از طرف یکی از امامان اهل‌بیت – علیه السلام- صورت گرفته است که مجالی برای ذکر همۀ آنها نیست.

پی نوشت ها:

[1] . محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج16، ص312.

[2] . أحمد فتح الله، معجم ألفاظ الفقه الجعفري، ص75.

[3] . رک: مسلم بن حجاج نيشابوري، صحیح مسلم، ج4، ص1883.

[4] . نوبختي، حسن بن موسي، فرق الشيعه، ص4.

[5] . شهاب الدین سید محمد آلوسی بغدادی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج22ص16، بیروت،  دار إحیاء التراث العربی.

[6] . رک: عبدالرؤوف مناوی، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج3ص14-15، مصر،  المكتبۀ التجاریۀ الكبرى، چ1،  1356ق.

[7]. محمد بن عبد الله حاكم نيشابوري، المستدرک علی الصحیحن ، ج3ص118.

[8] . اسماعیل پاشا بغدادی، ایضاح المکنون فی‌الذیل علی کشف الظنون، ج1،ص61.

[9] . همان، ج2، ص720.

[10] . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج8،ص34.

نویسنده: حمیدالله رفیعی

امام جعفر صادق(ع) و تأسیس مذهب شیعه

اشاره:

مذهب شیعه در زمان پیامبر اسلام به عنوان پیروان امام علی- علیه السلام- وجود داشته است. این مذهب مانند مذاهب دیگر از سوی شخصی غیر از پیامبر اسلام تأسیس نشده است. اینکه مذهب شیعه به نام جعفری معروف است به علت این است که در این زمان مذهب شیعه در کنار مذاهب دیگر عرض اندام کرده و امام صادق – علیه السلام- در گسترش وتقویت آن اهتمام ورزیده است. این نوشته توضیحاتی در این باره داده است.

 

مذهب شیعه به معنای خاص آن به مذهبی اطلاق می شود که افزون بر این که به امامت و جانشینی بلافصل امام علی ـ علیه السلام ـ بعد از رحلت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ اعتقاد دارد به امامت یازده فرزند آن حضرت نیز معتقد است و به این مذهب شیعه اثنی عشری، امامیه، جعفری نیز اطلاق می شود.[۱]

پیدایش شیعه و اطلاق این نام به پیروان علی ـ علیه السلام ـ طبق روایات و گزارشات تاریخی به دوران زندگی و حیات حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بر می گردد.

جابر بن عبد الله انصاری، صحابی رسول مکرم اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل می کند: ما در خدمت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بودیم، علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ وارد شد،‌آن گاه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ با اشاره به علی ـ علیه السلام ـ فرمودند: «و الذی نفسی بیده ان هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامه»[۲]؛ سوگند به کسی که جانم در قبضه قدرت اوست، همانا این مرد (علی ) و پیروانش در روز قیامت البته از رستگاران خواهند بود. در جای دیگر می فرماید: «یا علی تو و شیعیانت در بهشت هستید.»[۳] با توجه به این موارد و موارد متعدد دیگر معلوم می شود شیعه از همان صدر اسلام به یاران و پیروان علی ـ علیه السلام ـ اطلاق می شد. اما همان طور که ذکر شد مذهب شیعه  نام های دیگری نیز  دارد. این که گفته می شود اثنی عشری (دوازده امام) چون به دوازده جانشین و امام بعد از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ معتقد است و اینکه گفته می شود امامیه بر این اساس است که امامت را یکی از اصول دین می دانند. به اعتبار دیگر بر این مذهب، مذهب اهل بیت نیز اطلاق می شود چون بنا به صریح حدیث ثقلین اهل بیت پیامبر در کنار قرآن مایه نجات از گمراهی و نیز در حدیث سفینه مانند کشتی نوح مایه نجات از هلاکت قرار داده شده است، از نظر این مذهب سخنان و رهنمود های اهل بیت رسول خدا حجت قطعی بوده و پیروی از آنان پیروی از پیامبر اسلام محسوب می گردد و در حقیقت مذهب شیعه مذهب پیامبر سلام است.

از آنچه بیان گردید امام جعفر صادق- علیه السلام- موسس مذهب شیعه نیست بلکه این مذهب همان اسلام محمدی است که توسط خود پیامبر اسلام-صلی الله علیه و آله و سلم- برای تمایز از دیگر فرقه های اسلامی که بعدها به وجود آمده اند شیعه نامیده شده است.

اما اینکه چرا بر این مذهب شیعه جعفری یا مذهب جعفری اطلاق گردیده است، باید گفت که بعد از رحلت پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ در دوره خلافت عمر نوشتن حدیث و حتی نقل آن ممنوع شد و این عمل حدود یکصد سال ادامه یافت تا این که در دوره امامت امام باقر ـ علیه السلام ـ که در ایام خلافت عمر بن عبد العزیز اموی بود، ممنوعیت کتابت و نوشتن حدیث برداشته و از طرفی هم به خاطر درگیری خلافت به مسائل دیگر و ظهور عباسیان در برابر امویان، فرصت مناسبی برای امام باقر ـ علیه السلام ـ و شاگردان آن حضرت ایجاد شد تا اخبار و روایات وارد شده از پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و دیگر امامان را جمع آوری و توسعه دهند و این امر در دوره امام صادق ـ علیه السلام ـ به اوج خود رسید. یعنی در دوره ای که از ۱۱۴ هجری تا ۱۴۸ هجری زمان حیات امام صادق پایه فکری نظام تشیع که در زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و ائمه پیشین طرح ریزی شده بود، مستحکم گردید. امام صادق ـ علیه السلام ـ از فرصت به دست آمده و مناسب سیاسی موجود، که در نهایت، موجب انتقال خلافت از امویان به عباسیان گردید، و با ملاحظه نیاز جامعه و آمادگی زمینه اجتماعی دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش امام باقر ـ علیه السلام ـ را گرفت و حوزه وسیع علمی بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علوم عقلی و نقلی آن روز را، به شاگردان بزرگی هم چون هشام بن حکم، محمد بن مسلم، جابر بن حیان و….. آموخت که علاوه بر استحکام پایه اعتقادی شیعه موجب توسعه و گسترش آن هم شد.

لذا در این دوره تکیه اصلی شیعه بر امام صادق ـ علیه السلام ـ بود و اکثر روایات را از آن حضرت اخذ می کرد.[۴] در این تاریخ، تشیع دارای شناسنامه شد و به صورت یک مذهب رسمی به نام امام صادق ـ علیه السلام ـ مزین گردید. این درحالی بود که در این دوره مذاهب اهل سنت نیز درحال شکل گیری بود. پس در حقیقت گام دوم در بنیان گذاری مکتب را حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ برداشت. مکتبی که پایه های اولیه آن در زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و ائمه پیش از امام صادق برداشته شده بود. لذا به خاطر اهتمام امام صادق ـ علیه السلام ـ در گسترش و اشاعه فقه و عقاید شیعه این مذهب به نام آن حضرت مزین گردیده است.

دوران امامت امام صادق ـ علیه السلام ـ نقطه عطفی در نهضت تشیع و زمانی بسیار حساس برای این مکتب بوده است. چرا که این دوره، دوره ای است که مکاتب و مذاهب مختلف در شرف شکل گیری بودند. از طرفی مذاهب اهل سنت و از طرفی گروه خوارج و مرجئه و قدریه و از طرف دیگر هم گروه های منشعب شده از شیعه مثل کیسانیه، و دیگر گروه ها درحال شکل گیری و یا فعالیت بودند لذا برای تفکیک این مذهب از مذاهب دیگر پیروان این مکتب که در مکتب جعفری وحوزۀ درس آن حضرت تربیت یافته بودند، به این نام و عنوان شهرت یافتند چرا که اطلاق شیعه در دوره امام صادق ـ علیه السلام، معنای وسیعی داشت و به پیروان زیدیه، طرفداران عباسیان و دیگر گروه ها نیز شیعه اطلاق می شد.

بنابراین در دوره امام صادق ـ علیه السلام ـ آن حضرت با تربیت شاگردان و فرستادن آن ها به مناطق دیگر و جمع آوری و تدوین و استحکام بخشیدن به عقاید و فقه تشیع و نشر آن توسط شاگردان تربیت یافته و نیز برای تفکیک از دیگر فرقه ها و گروه هایی که در این دوره فعالیت داشتند، شریعت اسلام و آیین محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در چهره مذهب تشیع که هم زمان با پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ شکل گرفته بود، شکل و انسجام فکری محکم تری یافت و طرفداران آنان به نام شیعه امامی و شیعه جعفری شهرت یافتند و امام صادق به رئیس مذهب مشهور شد و فقه شیعه امامی را منسجم گردید.[۵]

پی نوشت:

[۱]. ر.ک: صفائی، سید احمد، نبوت عامه، قم، آفاق، ۱۴۰۹ق. ص۱۴۷٫

[۲]. طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم دار الثقافه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ص۲۵۱٫

[۳]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۹، ص۱۹۹٫

[۴]. ر.ک: جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم، انصاریان، ۱۴۲۳ق، ص۳۲۵ـ۳۳۵٫

[۵]. خواجویان، محمد کاظم، تاریخ تشیع، مشهد، جهاد دانشگاهی، ۱۳۷۶ش. ص۷۸٫

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم.