ثواب

نوشته‌ها

ثواب خواندن زیارت عاشورا در کلام امامان معصوم (علیه‌السلام)

اشاره:

زیارت عاشورا از زیارتها معروف امام حسین(علیه‌السلام) است که معمولا در روز عاشورا خوانده و در آیام دیگر نیز خواندن آن از سوی امامان معصوم(علیهم‌السلام) سفارش شده است. خواندن زیارت عاشورا دارای ثوابی است که در کلام معصومین(علیهم‌السلام) و علمای شیعه از آن سخن گفته شده است. در این نوشته به صورت مختصر به این موضوع پرداخته شده است. 

 

 امام محمد باقر(علیه‌السلام) به فردی به نام علقمه که درباره چگونگی زیارت امام حسین (علیه‌السلام) از راه دور سوال پرسیده بود، فرمودند: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زیارت عاشورا را بخوان، هنگامی که این زیارت را خواندی در حقیقت او را به چیزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زیارت کنند، به آن می‌خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می‌نویسد و از تو هزار هزار سیئه دور می‌نماید و تو را هزار هزار مرتبه بالا می‌برد. همانند کسانی هستی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسیدند. حتی در درجات آنها هم شریک می‌شوی.[۱]

 امام صادق (علیه‌السلام) به یکی از یاران خود به نام صفوان، درباره اثرات زیارت عاشورا می‌‎فرمایند: زیارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خیر را برای خواننده آن تضمین می‌نمایم؛ اول: زیارتش قبول شود، دوم: سعی و کوشش او شکور باشد، سوم: حاجات او هرچه باشد، از طرف خداوند بزرگ برآورده می‌گردد و نا امید از درگاه او برنخواهد برگشت؛ زیرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد.[۲]

 در روایت دیگر از امام باقر (علیه‌السلام) می‌خوانیم: اگر مردم می‌دانستند زیارت امام حسین (علیه‌السلام) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می‌مردند و حسرت رسیدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره می‌کرد.[۳]

 امام صادق‏ (علیه‌السلام) همچنین فرموده‌اند: خداوند سوگند یاد کرده که زیارت زائری که زیارت عاشورا را تلاوت نماید، بپذیرد و نیازمندی‌هایش را برآورده سازد. او را از آتش جهنم برهاند و در بهشت برین جای دهد و همچنین حق شفاعت و دستگیری کردن از دیگران را به وی عطا نماید.

 در کتاب مفاتیح الجنان و قبل از متن زیارت عاشورا، حدیثی از امام باقر در ثواب این زیارت آمده است که می‌فرمایند: به تحقیق این دعا دعایی است که ملائکه آن را می‌‏خوانند و خداوند در قبال آن برای تو صد هزار هزار درجه می‏‌نویسد و مثل کسی خواهی بود که با امام حسین (علیه‌السلام) شهید شده باشد. نوشته شود برای تو ثواب زیارت هر پیغمبری و رسولی و ثواب زیارت هر که زیارت کرده حسین‏‌ (علیه‌السلام) را از روزی که شهید شده است.

برکات خواندن زیارت عاشورا در کلام علما و بزرگان دین

۱٫ عالم جلیل، شیخ عبدالهادی حائری مازندرانی از پدر خود، حاجی ملا ابوالحسن نقل کرده است که من حاج میرزا علی نقی طباطبایی را بعد از رحلتش در خواب دیدم، و به او گفتم: «آیا آرزویی داری؟»، گفت: «یک آرزو دارم و آن این است که چرا در دنیا هر روز زیارت عاشورا نخواندم.» رسم سید این بود که در تمام دهه اول محرم، زیارت عاشورا می‌خواند، ولی بعد از مرگ، افسوس می‌خورد که چرا در تمام ایام سال، موفق به این زیارت نبوده است.

۲٫ آیت اللّه شبیری زنجانی، از مراجع تقلید می‌گوید: «یکی از چشم‌های فرزند آقای حاج سید محمد بجنوردی بر اثر عارضه‌ای نابینا شده بود و به نظر پزشکان، حتی پزشکان خارج از کشور، به علت رشد آن عارضه، چشم دیگرش نیز نابینا می‌شد. ولی آن شخص شفا یافت؛ یکی از بستگان وی، سیدالشهداء را در عالم رؤیا دید که به او فرمود: «ما به جهت اینکه او به زیارت عاشورا مداومت داشت، سلامتی چشم دیگرش را از خدا گرفتیم».

۳.مرجع بزرگ آیت اللّه العظمی بهجت، درباره زیارت عاشورا می‌گوید: «مضمون زیارت عاشورا گواه و روشن کننده عظمت آن است. در سندها آمده است که زیارت عاشورا از حدیث‌های قُدسی است. برای همین، با وجود فراوانی کارهای علمی موجود نزد علما و اساتیدمان، آنان همیشه مراقب خواندن زیارت عاشورا بودند. مرحوم آیت اللّه شیخ محمدحسین اصفهانی از خداوند متعالی می‌خواست کلمات پایانی عمرش، زیارت عاشورا باشد و پس از آن به سوی باری تعالی بشتابد؛ خداوند نیز دعای وی را اجابت کرد و پس از اتمام خواندن زیارت عاشورا روحش به ملکوت اعلی شتافت و قرین رحمت گردید».

۵.مرحوم شهید دستغیب(ره) حکایتی درباره برکت خواندن زیارت عاشورا را این‌گونه نقل می‌نماید: «یکی از علما نجف حدود یکصد سال پیش، در خواب، حضرت عزراییل را می بیند، پس از سلام می‌پرسد: «از کجا می آیی؟»، ملک الموت می‌فرماید: «از شیراز!، روح مرحوم میرزا ابراهیم محلاتی را قبض کردم.»، شیخ می‌پرسد: «روح او در چه حالی است؟»، عرزاییل می‌فرماید: «در بهترین حالات و بهترین باغ‌های عالم برزخ، خداوند هزار ملک را برای انجام دستورات شیخ قرار داده است.»، آن عالم پرسید: «آیا برای مقام علمی و تدریس و تربیت شاگرد به چنین مقامی دست یافته است؟»، فرمود: «نه!»، گفتم: «آیا برای نماز جماعت و بیان احکام!»، فرمود: «نه!»، گفتم پس برای چه؟ فرمود: «برای خواندن زیارت عاشورا».

نقل است که مرحوم میرزا، سی سال آخر عمرش، زیارت عاشورا را ترک نکرد و هر روز که به سبب بیماری یا امر دیگری نمی‌توانست بخواند، نایب می‌گرفت.

از عارف بزرگ، مرحوم آیت الله میرزا سید علی آقای قاضی (ره) (استاد آیت الله بهجت و علامه طباطبایی) نقل شده که بعد از رحلت‌شان، کسی ایشان را در خواب دید و سوال کرد: «چه عملی در آنجا مهم‌تر است؟»، فرمود: «زیارت عاشورا، و من پشیمانم که چرا روزی یک بار زیارت عاشورا را قرائت کردم و دوبار نخواندم!». مرحوم قاضی(ره) می‌گفتند: «هر چه دارم از سید الشهداء(علیه‌السلام) و قرآن دارم».

تأکید امام زمان (عج) به خواندن زیارت عاشورا

در کتاب مفاتیح الجنان، قبل از زیارت جامعه کبیره و بعد از دعای علقمه، سفارش امام زمان (عج) به سید رشتی این‌گونه بیان شده است: «شما چرا زیارت عاشورا را نمی‌خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا».

پی نوشت:

[۱] . کامل الزیارات- ص ۷۴.

[۲] . بحارالانوار-جلد ۹۸-ص ۳۰۰.

[۳] . بحارالانوار-جلد ۱۰۱ –ص ۱۸.

منبع : باشگاه خبرنگاران

ولادت باسعادت امام مجتبى(علیه السلام) (۱۵رمضان)

روز نیمه ماه رمضان

روز پانزدهم ماه رمضان سال سوم هجرى، روز ولادت باسعادت امام مجتبى(علیه السلام) مى باشد،(۱) و بنابر بعضى از اقوال، تولّد امام محمّد تقى(علیه السلام) در سال ۱۹۵ در این روز واقع شده، البتّه این قول غیرمشهور است.(۲)
به هر حال این روز، روز بسیار بافضیلتى است و دادن صدقه و خیرات و کمک به مستمندان در این روز پاداش زیادى دارد.

پی نوشت :
۱، منتهى الآمال، تاریخ زندگانى امام حسن مجتبى(علیه السلام) (البتّه برخى معتقدند ولادت آن حضرت سال دوم واقع شده است).
۲، همان مدرک، تاریخ زندگانى امام محمّد تقى(علیه السلام).

در فضیلت ماه شعبان

اشاره:

بدان که براى این ماه سه نام است: شعبان و از آن روى به این نام، نامیده شده است که در آن براى ماه رمضان خیرات منشعب مى‏شود و هم گفته ‏اند براى این است که در آن ماه براى مؤمنان روزى پراکنده مى‏شود. نام دیگرش غفران است که در آن گناهان آمرزیده مى‏شود و نام دیگرش جیران است که همسایه رمضان است‏[۱].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، روزه شعبان، اندوخته بنده براى روز رستاخیز است و هیچ بنده‏یى نیست که در شعبان فراوان روزه بگیرد مگر اینکه خداوند کارهاى زندگى او را اصلاح و شر دشمن او را کفایت مى‏فرماید و کمترین پاداش براى کسى که یک روز از شعبان روزه بگیرد، این است که بهشت براى او واجب مى‏شود[۲].

امام رضا (علیه السّلام) فرموده است، هر کس در ماه شعبان هفتاد بار به پیشگاه خداوند استغفار و طلب آمرزش کند، گناهانش براى او آمرزیده مى‏شود، هر چند به شمار ستارگان‏ باشد[۳].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده ‏اند: شعبان ماه من و رمضان ماه خداى عز و جل است، هر کس یک روز از ماه من روزه بگیرد، روز قیامت شفیع او خواهم بود و هر کس دو روز از ماه مرا روزه بگیرد، گناهان گذشته و آینده‏اش بخشیده مى‏شود و هر کس سه روز از ماه مرا روزه بگیرد به او گفته مى‏شود، مواظب کردار آینده خود باش (گذشته‏ات آمرزیده شد.) و هر کس ماه رمضان را روزه بدارد و شهوت و زبان خود را حفظ کند و آزار خود را از مردم باز دارد، خداوند گناهان گذشته و آینده‏اش را مى‏بخشد و او را از آتش رها مى‏فرماید و شفاعت او را در مورد خطاکاران موحد به شمار ریگزارها مى‏پذیرد[۴].

امام رضا (علیه السّلام) فرموده است، شب نیمه شعبان، شبى است که خداوند گردنهاى بندگان را از آتش آزاد مى‏فرماید و گناهان بزرگ را در آن شب مى‏آمرزد. به ایشان گفته شد، آیا براى آن شب نمازى بیشتر از شبهاى دیگر هست؟ فرمود: چیز واجبى نیست ولى اگر دوست دارید که نماز مستحبى در آن شب بگزارید، بر شما باد که نماز جعفر طیار رضوان اللَّه علیه را بگزارید و فراوان دعا و طلب آمرزش و یاد خدا کنید که پدرم مى‏فرمود: در آن شب دعا مستجاب است‏[۵]. گفته شد، مى‏گویند آن شب، شب صدور برات و مقدرات است. فرمود: نه، آن مربوط به شب قدر در رمضان است.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: شعبان ماه من است و رمضان ماه خداى عز و جل است.

هر کس یک روز از ماه من روزه بگیرد، روز قیامت شفیع او خواهم بود و هر کس ماه رمضان را روزه بگیرد، از آتش آزاد مى‏شود[۶].

امام رضا (علیه السّلام) فرموده است، هر کس در هر روز شعبان هفتاد بار بگوید «استغفر اللَّه و أسأله التوبه» براى او آزادى از دوزخ و عبور از پل صراط نوشته مى‏شود و در بهشت وارد مى‏شود[۷].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، هر کس در ماه شعبان صدقه‏یى بدهد، خداوند آن‏ صدقه را پرورش مى‏دهد، همان گونه که شما کره شتر خود را پرورش مى‏دهید و روز قیامت در حالى که آن صدقه به بزرگى کوه احد شده است به او خواهد رسید[۸].

همان حضرت فرموده است، هر کس سه روز از شعبان روزه بگیرد و روزه آن را متصل به رمضان کند، خداوند براى او پاداش روزه دو ماه پیاپى را مقرر مى‏فرماید[۹].

و نیز فرموده است، روزه رمضان و شعبان موجب پذیرش توبه است، هر چند براى گناه ریختن خون حرامى باشد[۱۰].

ابن عباس نقل کرده است که روزى یاران رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) در حضور ایشان در باره فضایل شعبان گفتگو مى‏کردند، پیامبر فرمودند: شعبان، ماهى شریف و ماه من است. حاملان عرش خدا حق آن را مى‏شناسند و آن را تعظیم مى‏کنند و آن ماهى است که در آن روزى مؤمنان براى ماه رمضان افزوده و بهشت آذین بسته مى‏شود و به این جهت شعبان نامیده مى‏شود که روزى مؤمنان در آن بیشتر مى‏شود. این ماه، ماه عمل است. پاداش حسنه هفتاد برابر است و خطا و گناه در آن بخشیده و کار پسندیده، پذیرفته است. خداوند در این ماه به بندگان و پرستندگان خود مباهات مى‏فرماید و به روزه- داران و نمازگزاران به چشم محبت مى‏نگرد و بر حاملان عرش به وجود آنان مى‏بالد.

در این هنگام على بن ابى طالب (علیه السّلام) برخاست و گفت: اى رسول خدا! پدر و مادرم فداى تو باد! چیزى از فضایل شعبان را بیان فرماى تا رغبت ما بر نماز و روزه آن افزون گردد و براى خداوند جلیل در آن کوشش بیشتر کنی پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرمودند: هر کس روز نخست این ماه را روزه بدارد، خداوند برایش هفتاد حسنه مرقوم مى‏دارد و پاداش هر حسنه معادل یک سال عبادت است.

و هر کس دو روز از شعبان روزه بگیرد، گناهان درمانده‏کننده او فرو مى‏ریزد.

و هر کس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، براى او هفتاد درجه از مروارید و یاقوت در بهشت برافراشته مى‏شود.

هر کس چهار روز از آن ماه را روزه بدارد، خدایش بر روزى او گشایش مى‏دهد، هر کس پنج روز از آن ماه را روزه بدارد، در نظر بندگان محبوب مى‏شود.

هر کس شش روز از آن ماه را روزه بدارد، هفتاد نوع بلا از او برطرف مى‏گردد.

هر کس هفت روز از شعبان را روزه بدارد، از ابلیس و سپاهیانش در روزگار و مدت عمر خویش در پرده عصمت قرار مى‏گیرد. (محفوظ مى‏ماند.) هر کس هشت روز از آن ماه را روزه بدارد، از دنیا بیرون نمى‏رود تا از حوض قدس بیاشامد.

هر کس نه روز از آن ماه را روزه بگیرد، نکیر و منکر به هنگام سؤال در گور بر او مهربانى مى‏کنند.

هر کس ده روز از آن ماه را روزه بدارد، خداوند گورش را هفتاد ذراع گشاده مى‏فرماید.

هر کس یازده روز از آن را روزه بدارد، بر گورش یازده مناره نور نصب مى‏شود.

هر کس دوازده روز از آن را روزه بدارد، از هنگام مرگ تا نفخ صور هر روز نود هزار فرشته به دیدار او در گورش مى‏آیند.

هر کس سیزده روز از آن را روزه بدارد، فرشتگان هفت آسمان براى او طلب آمرزش مى‏کنند.

هر کس چهارده روز از آن را روزه بدارد، به همه جانوران از دواب و درندگان و ماهى‏هاى دریاها الهام مى‏شود که براى او آمرزش خواهى کنند.

هر کس پانزده روز از آن ماه روزه بگیرد، پروردگار عزت او را ندا مى‏دهد که سوگند به عزت خود تو را به آتش نمى‏سوزان

و هر کس شانزده روز از شعبان را روزه بدارد، هفتاد دریا از دریاهاى آتش براى او خاموش مى‏شود.

و هر کس هفده روز از آن را روزه بدارد، همه درهاى دوزخ بر او بسته مى‏شود.

و هر کس هیجده روز از آن ماه را روزه بدارد، همه درهاى بهشت برایش گشوده مى‏شود.

و هر کس نوزده روز از شعبان را روزه بدارد، هفتاد هزار کاخ مروارید و یاقوت از کاخهاى بهشت بر او ارزانى مى‏شود.

و هر کس بیست روز از آن را روزه بدارد، هفتاد هزار زوجه از حور عین به همسرى او درآورده مى‏شود.

و هر کس بیست و یک روز از آن را روزه بگیرد، فرشتگانش درود مى‏فرستند و با بالهاى خود به بدن او مى‏کشند.

و هر کس بیست و دو روز از شعبان را روزه بدارد، هفتاد هزار حله دیبا و استبرق براى او آماده و بر او پوشانده مى‏شود.

و هر کس بیست و سه روز از آن را روزه بدارد، به هنگام بیرون آمدن از گور براى او مرکبى از نور مى‏آورند که بر آن سوار مى‏شود و به سوى بهشت پر مى‏کشد.

و هر کس بیست و چهار روز از شعبان روزه بدارد، شفاعتش در باره هفتاد هزار تن از موحدان پذیرفته است.

و هر کس بیست و پنج روز از آن را روزه بدارد، به او حکم برائت از نفاق ارزانى مى‏شود.

و هر کس بیست و شش روز از آن را روزه بدارد، خداوند برایش فرمان گذر از پل صراط مى‏نویسد.

و هر کس بیست و هفت روز از آن را روزه بدارد، خداوند فرمان برائت از دوزخ عطایش مى‏فرماید.

و هر کس بیست و هشت روز از آن را روزه بدارد، چهره‏اش روز قیامت رخشنده خواهد بود.

و هر کس بیست و نه روز از آن را روزه بدارد، به رضوان خداوند بزرگ مى‏رسد.

و هر کس سى روز از شعبان را روزه بدارد، جبریل از برابر عرش او را ندا مى‏دهد که اى فلان! بر کار و عمل تازه خود بدقت بنگر و مواظب باش که گناهان گذشته‏ات را خداى عز و جل بخشید و خداوند جلیل مى‏گوید، اگر شمار ستارگان آسمان و قطره‏هاى باران و برگهاى درختان و ریگهاى ریگزارها و روزهاى جهان هم بود، بر تو بخشیدم و پس از روزه گرفتن تو در ماه شعبان، این کار بر خداوند دشوار نیست‏[۱۱].

پی نوشت:

[۱] . در عیون اخبار الرضا، ص ۱۲۴، ج ۲، آمده است که شعبان شهرى است که خیر در آن افزون مى‏شود.

[۲] . به نقل از امالى صدوق، ص ۱۱، در بحار الانوار، ص ۶۸، ج ۹۷، آمده است.

[۳] . عیون اخبار الرضا، صدوق، ص ۵۷، ج ۲٫

[۴] . در امالى صدوق، ص ۱۳، ضمن حدیثى آمده است.

[۵] . با ذکر سلسله سند در امالى صدوق، ص ۱۷، آمده است.

[۶] . با ذکر سلسله سند در امالى صدوق، ص ۳۷۳، و به نقل از آن در بحار الانوار، ص ۷۱، ج ۹۷، آمده است.

[۷] . عیون اخبار الرضا، صدوق، ص ۵۷، ج ۲٫

[۸] . در امالى صدوق، ص ۳۷۳، با ذکر سلسله سند، آمده است.

[۹] . در امالى صدوق، ص ۳۹۷، با ذکر سلسله سند، آمده است.

[۱۰] . همان مأخذ، همان صفحه.

[۱۱] . به نقل از فضائل الاشهر الثلاثه و امالى و ثواب الاعمال مرحوم صدوق( رضی الله عنه)، در بحار الانوار، صفحات ۶۹ تا ۷۱ جلد ۹۷، چاپ جدید، آمده است. و در وسایل الشیعه شیخ حر عاملى، ص ۳۷۰، ج ۷ هم آمده است.

فضلیت نماز عید قربان در قرآن.

اشاره:

عید قُربان یا عید الأضحی از عیدهای بزرگ مسلمانان دردهم ذی حجه. بنابر روایات اسلامی، در این روز خدا به ابراهیم خلیل فرمان داد تا فرزندش اسماعیل را قربانی کند. او اسماعیل را به قربانگاه برد ولی جبرئیل همراه با «قوچی» نازل شد و ابراهیم آن را به جای اسماعیل قربانی کرد. سنّت قربانی در روز عید قربان در سرزمین منا به یاد آن رخداد است. مسلمانانی که برای حج، به زیارت خانه خدا می‌روند، طبق شروطی وظیفه دارند در منا قربانی کنند. در قرآن و متون روایی مأثور، آیات و احادیثی پیرامون فضیلت برپای داشتن فریضه نماز عیدین، وجود دارد که در ذیل به اختصار اشاره خواهد شد:

الف) آیات قرآن:

قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی [۱]

به یقین کسی که پاکی جست (وخود را تزکیه کرد) رستگار شد و (آنکه) نام پروردگارش را یاد کرد سپس نماز خواند در روایت چنین تفسیر شده است و ذکر اسم ربه فصلی ؛ قال صلوه الفطر و الاضحی که مراد از صلوه نماز عید قربان و عید فطر است.[۲]

فصل لربک وانحر:[۳] پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن. در این آیه امر شده است به نماز عید و امر هم دلالت بر وجوب دارد. مراد از صلوه هم طبق گفته مفسران و روایت پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نماز عید قربان است.[۴]

آیات مذکور در عین حال که لزوم نماز عیدین را می رساند متضمن فضائل آنها نیزرمی باشد چرا که آیه اول می گوید رستگاری از ان کسی است که خود را پاکیزه کرد (یا قربانی نمود) و نماز عید برگزار نمود و در آیه دوم با توجه به اینکه مراد از کوثر فاطمه زهراء ـ سلام الله علیه ـ می باشد، به شکرانه این نعمت عظیم بهترین تشکر از خدا این است که نماز عید و قربانی انجام شود. (و یا نماز گذارد و هنگام نماز برای تکبیر دستها را بالا بیاورد.)[۵]

ب) روایات: روایات این بخش در دو قسمت بیان می شود.

بخش اول: ضرورت و لزوم نماز عیدین

نماز عید فرض و واجب است. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: صلوه العیدین فریضه [۶]

علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:

لا تجسوا النساء عن الخروج فی العیدین فهو علیهن واجب [۷] زنها را از رفتن در نماز عیدین منع نکنید چرا که نماز عید بر آنها لازم (و ثابت) است.

منتهی روایات بسیاری آورده شده است که لزوم نماز عیدین را مشروط به وجود امام معصوم ـ علیه السّلام ـ نموده است از جمله امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: لا صلوه یوم الفطر و الضحی الا مع امام [۸] نماز عید فطر وعید قربان بدون وجود امام (معصوم) لازم نیست.

بخش دوم: فضیلت نماز و روز عیدین

روز گرفتن جائزه: پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:

اغدوا الی جوائزکم… ثم قال هو یوم الجوائز ای مؤمنان صبح عید بدنبال گرفتن جوائز خود باشید، ای جابر جوائز الهی مانند جوائز شاهان نیست، آنگاه فرمود روز عید روز گرفتن جائزه است.[۹]

در روایت دیگر فرمود:

الیوم الذی یثاب فیه المحسنون روزی که خوبان در آن روز پاداش و ثواب دریافت می کنند.[۱۰]

روز اجتماع مسلمین: امام هشتم ـ علیه السّلام ـ فرمود:

روز عید فطر عید قرار داده شده تا مردم در آن روز گرد هم آمده، نعمتهای خدا را ستایش گویند، آن روز، روز عید، دادن زکات، روز تضرع و زاری و روزی است که خوردن و نوشیدن حلال است.[۱۱]

هم چون روز قیامت:

علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:

روز عید فطر روزی است که به نیکان ثواب داده می شوند و بدان زیانکار می شوند، آن روز شبیه ترین روز به روزقیامت شما است پس هنگام خروج از منزل به سوی مصلی به یاد آن لحظه باشید که از قبرها به سوی پروردگار خروج می کنید و در لحظه ایستادن به نماز در مصلی به یاد آن وقتی باشید که در پیشگاه الهی قرار می گیرید و در لحظه برگشت بسوی خانه ها به یاد برگشتن بسوی بهشت یا جهنم باشید.[۱۲]

بخشیدن گناهان:

پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:

هنگامی که به سوی نماز عید خارج شدید، خداوند براین مسئله اگاهی دارد و می فرماید: (عبادی لی صمتم و لی صلیتم عودوا مغفورا لکم) [۱۳]

روز عطای فراوان و بخشش بزرگ:پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این رابطه فرمود:

ان الملائکه یقومون یوم العید علی افواه السکه و یقولون اغدوا الی رب کریم یعطی الجزیل و یغفر العظیم. [۱۴]

فرمود: ملائکه روز عید بر لبان انسان های ساکت قرار گرفته و یا در مسیر مردم ایستاده می گویند بر پروردگار کریم صبح گاه وارد شوید که عطای فراوان و بخشش زیاد دارد.

پی نوشت:

[۱] . اعلی/ ۱۵ – ۱۶

[۲] . بحار الانوار، پیشین، ج ۸۷، ص ۳۴۸٫

[۳] . کوثر/ ۲٫

[۴] . بحار الانوار، پیشین، ج ۷۸، ص ۳۴۹٫

[۵] . تفسیر صافی، پیشین، ج ۵، ص ۳۸۳٫

[۶] . وسائل الشیعه، پیشین، ص ۹۴، روایت ۱ و ۴٫

[۷] . بحار الانوار، پیشین، ج ۸۷٫

[۸] . وسائل الشیعه، پیشین، ج ۵، ص ۹۶، روایت ۱ و ۲ و ۳ و ۴٫

[۹] . وسائل الشیعه، پیشین، ج ۵، ص ۱۴۰٫

[۱۰] . همان، ص ۱۴۰، روایت۳٫

[۱۱] . همان، ص ۱۴۱، روایت ۴٫

[۱۲] . همان، ص ۱۴۱، روایت ۱٫

[۱۳] . مستدرک الوسائل، پیشین، ج ۶، ص ۱۲۱٫

[۱۴] . همان، ج ۶، ص ۱۵۴٫

منبع: سایت تبیان

ثواب رفتن به نماز جمعه از نگاه معصومین.

اشاره:

نماز جمعه، نمازی دو رکعتی که در ظهر روز جمعه به جای نماز ظهر و به جماعت می‌خوانند. نماز جمعه با حضور دست کم پنج نفر برپا می‌شود که یکی از آن‌ها امام جمعه است. امام جمعه باید قبل از نماز دو خطبه برای نمازگزاران قرائت کند که دعوت به تقوا جزو مضامین آن است. حکم فقهی برگزاری این نماز در سوره جمعه آمده است. روایات، نماز جمعه را حج مستمندان و موجب آمرزش گناهان شمرده‌اند و برخی روایات، ترک آن را مایه نفاق و فقر دانسته‌اند. نماز جمعه در زمان حضور امامان معصوم واجب و در زمان غیبت بنابر نظر بیشتر مراجع تقلید واجب تخییری است.

۱٫ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

خداوند، نمازجمعه را بر شما واجب کرد. هرکس آن را در حیات من یا پس از وفات من، از روی سبک شمردن، و یا انکار رها سازد، خداوند، او را پریشنا می کند، و به کارش برکت نمی دهد. بدانید! نمازش پذیرفته نمی شود. بدانید! بدانید! زکاتش را قبول نمی کنند. بدانید! حجش ، قبول نیست، بدانید! کارهای نیک او قبول نخواهد شد تا آنکه توبه کند و دیگر نمازجمعه را رها نکند، سبک نشمارد، و منکر نشود. (وسایل الشیعه، ج ۵ ص ۷)

۲ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

کسی که ندای اذان نماز جمعه را بشنود، نماز جمعه بر او واجب خواهد شد. (کنزالعمال، ج ۷ ص ۷۲۳)

۳ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

چهار نفر، عمل (زندگی) را از نو آغاز می کنند: ۱ – بیمار هنگامی که بهبود یابد ۲ – مشرک هنگامی که اسلام می آورد. ۳ – حج گذارنده، هنگامی که از مناسک آسوده شود. ۴ – آنکه بعد از گذراندن نمازجمعه باز می گردد. (بحارالانوار ج ۸۶ ص ۱۹۷)

۴ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

خطاب به مومنی که به ایشان عرض کرد بارها عزم رفتن به حج نموده ام ولی توفیق عایدم نشده است، فرمود: بر تو باد که پیوسته در نماز جمعه حضور یابی که آن حج مستمندان است. (وسایل الشیعه، ج ۵ ص ۵)

۵ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

کسی که در روز جمعه ناخن هایش را گرفته و صورت خود را اصلاح نماید، دندان هایش را مسواک زده . برای رفتن به نمازجمعه غسل کند، هفتاد هزار فرشته او را بدرقه کرده و برایش طلب استغفار نموده و شفاعتش می کنند. (مستدرک الوسایل، ج ۶ ص ۴)

۶ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

هر کس از روی ایمان و به خاطر رضای خدا ، به نماز جمعه رود، برنامه عملش را از سر گرفته است. (وسایل الشیعه، ج ۵ ص ۴)

۷ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

رفتن به نماز جمعه هم دیدار است و هم زینت و زیبایی. (بحارالانوار ، ج ۸۹ ص ۱۹۷)

۸ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

کسانی که نماز جمعه را ترک کنند، باید نهی از منکر شوند و بر دل های آنان مهر زده خواهد شد. (وسایل الشیعه، ج ۵ ص ۶)

۹ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

هرگاه مؤمنی به سوی نماز جمعه حرکت کند، خداوند دلهره های روز قیامت را برای او کاهش داده و به سوی بهشت راهنمایی اش می کند. (وسایل الشیعه، ج ۷ روایت ۹۳۹۰)

۱۰ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

کسی که سه نوبت نماز جمعه را از روی اهمیت ندادن به آن ترک کند، خدا بر دلش مهر می نهذ. (کنزالعمال، حدیث ۲۱۱۲۳)

۱۱. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

پیش از آنکه از دنیا بروید، از خداوند طلب بخشش کنید، قبل از اینکه گرفتار شوید، در انجام کارهای نیک سبقت بگیرید و با ذکر خدا و دادن صدقه به طور آشکار و پنهان، میان خود و پروردگارتان پیوند بر قرار کنید و بدانید که خداوند نماز جمعه را تا قیامت بر شما واجب کرده است. (جواهرالکلام، ج ۱۱ ص ۱۵۸)

۱۲ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

سه کار است که اگر امت من پاداش عظیم آن را درک می کردند، برای به دست آوردن آن، ازدحام و قرعه کشی می نمودند: ۱ – اذان ۲ – شتاب در رفتن به نماز جمعه. ۳ – در صف اول نماز جمعه و جماعت قرار گرفتن. (بحارالانوار، ج ۸۴ ص ۱۵۶)

۱۳ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

می خواهید بدانید اهل بهشت چه کسانی هستند؟ کسانی که گرما و سرمای شدید، مانع حضورشان در نماز جمعه نمی شود. (کنزالعمال، ج ۷ ح ۲۱۰۸۵)

۱۴ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

زمانی که روز جمعه فرا می رسد، شیاطین به بازارها رفته و برای مردم مانع ایجاد می کنند تا مردم را از رفتن به نماز جمعه باز دارند. (کنزالعمال، ج ۷ ص ۷۳۶)

۱۵ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

هر کس در روز جمعه غسل کرده و به سوی نماز جمعه قدم بر دارد، و به خطبه های امام گوش کند ، برای هر قدمش پاداش یک سال عبادت که روزش را روزه بوده و شبش را عبادت کرده به او داده می شود. (مستدرک الوسایل، ج ۲ ص ۵۰۴)

۱۶ – پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

در رکعت نماز جمعه ، سوره جمعه و در رکعت دوم سوره منافقون خوانده شود.

۱۷ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

هر کس بعداز نماز جمعه یک مرتبه سوره توحید، هفت مرتبه سوره فلق و هفت مرتبه ناس را بخواند، تا جمعه دیگر بلا و فتنه ای به او نمی رسد. (ثواب الاعمال، ص ۴۵۵)

۱۸ . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

جمعه روزی است که خداوند همگان را در آن جمع کند، پس هیچ مؤمنی نیست که در آن روز به سوی نماز جمعه رود، مگر اینکه خداوند روز قیامت بر او آسان گرفته و دستور می دهد که او را به بهشت ببرند. (من لا یحضره الفقیه، ج ۱ ص ۴۲۷)

۱۹ – امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند:

جمعه روزی است که خداوند آن را برای شما عید قرار داده  است، جمعه سرور روزها و برترین عیدهاست. خدا شما را امر کرده که در آن روز به سوی ذکرش(سوره جمعه آیه ۹) بشتابید. پس با رغبت شما به عبادت و نماز جمعه به حدی باشد که نیت شما خالص گردد. در این روز بسیار زاری و نیایش کنید، نیازهای خود را از خداوند خواسته و طلب رحمت و آمرزش کنید. زیرا خداوند دعای هر کس که او را به حقیقت بخواند، اجابت کرده و هر کس را که از بندگی و فرمانش امتناع کند، وارد دوزخ می کند… نماز جمعه بر هر مؤمنیع به جز: کودک، بیمار، دیوانه، پیر و ناتوان، نابینا، مسافر ، زن، بنده مملوک و کسی که در فاصله دو فرسخی باشد، (هر فرسخ حدود ۴ کیلومتر است) واجب است. (من لا یحضره الفقیه، ج ۲ ص ۱۰۴)

۲۰ . امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند:

کسی که سه هفته متوالی، بدون عذر نماز جمعه را ترک کند از جمله منافقان به حساب می آید. (مستدرک الوسایل، ج ۲ ص ۶۲۹۱)

۲۱ . امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند:

من برای شش نفر نزد خداوند ضمانت بهشت می نمایم، یکی از آنان کسی است که به سوی نمازجمعه برود، و در راه بمیرد، آنگاه بهشت برای اوست.(وسایل الشیعه، ج ۵ ص۱۱)

۲۲ . امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند:

اگر در سه چیز با رهبران و پیشوایان خود مخالفت ورزید، هلاک خواهید شد: نمازجمعه، جهاد با نفس و مناسک حج. (مستدرک الوسایل، ج ۶ ص ۷)

۲۳ . امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند:

در روز جمعه سفر مکن تا نماز جمعه را بگزاری، مگر سفری باشد که در آن روی به خدا داری، یا چاره ای دیگر جز رفتن به آن سفر را نداری.(نهج البلاغه نامه ۷۰)

۲۴ . امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند:

اقامه نماز جمعه، بر کسی جایز نیست مگر این که امام و یا منصوب از نزد امام باشد. (مستدرک الوسایل، ج ۶ ص ۱۳)

۲۵ . امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند:

مردم شرکت کننده در نماز جمعه، سه دسته هستند: دسته ای قبل از امام در نماز جمعه شرکت می کنند، در حالی که سکوت کرده و به خطبه ها گوش می دهند، شرکت آن ها در نماز جمعه، کفاره گناهان آن ها از این جمعه تا جمعه آینده است، به اضافه سه روز. دسته دیگر کسانی هستند که در نماز جمعه شرکت می کنند، در حالی که مشغول صحبت و حرکت هستند، بهره آن ها از نماز جمعه، صحبت با دوستان و نشستن با آن هاست. دسته سوم، هنگامی که امام جمعه، به خطبه مشغول می شود، به نماز مشغول می شوند، آنها نیز بر خلاف سنت عمل کرده اند، آنها از کسانی هستند که اگر چیزی از خداوند بخواهند، اگر بخواهد عطا کرده و اگر بخواهد محرومشان سازد. (بحارالانوار، ج ۸۶ ص ۱۹۸)

۲۶ – امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:

سه چیز موجب رفعت درجات آست: وضوی کامل در هوای سرد، انتظار نماز بعد از نماز و رفتن در روز و شب به سوی نماز جماعت و جمعه. (بحارالانوار، ج ۸۸ ص ۱۰)

۲۷ . امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:

نماز جمعه، واجب بوده و اجتماع برای آن به امامت معصوم، واجب است. هرگاه مردی بدون عذر، سه جمعه را ترک گوید، امر واجب را ترک کرده و کسی سه امر واجب را بدون دلیل ترک نمی کند، مگر آن که منافق باشد.( وسایل الشیعه، ج ۵ ص ۴)

۲۸ . امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:

هر گاه تعداد نمازگزاران به هفت تن برسد، نماز جمعه واجب می شود.(وسایل الشیعه، ج ۵ ص ۸)

۲۹ . امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:

نماز جمعه سنتی است از پیامبر اسلام ، بشارتی است برای مؤمنان و توبیخی است برای منافقان. (وسایل الشیعه، ج ۶ روایت ۷۶۰۲)

۳۰ . امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:

به خدا سوگند، به من خبر رسیده است که اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، از روز پنجشنبه برای نماز جمعه آماده می شدند، چون روز جمعه برای مسلمانان کوتاه است. (من لایحتضره تافقیه، ج ۱ص ۴۱۶)

۳۱ . امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

مسافری که نماز جمعه را از روی شوق، محبت و عشق اقامه نماید، خداوند بزرگ، پاداش صد نمازجمعه کسانی که در وطن خود هستند را به او عطا می کند.(وسایل الشیعه، ج ۵ ص ۳۵)

۳۲ . امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

هر گاه کسی به سوی نماز جمعه قدم بردارد، خداوند جسد او را بر اتش دوزخ حرام خواهد کرد.(من لایحتضر الفقیه، ج ۱ ص ۲۴۷)

۳۳ . امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

وقتی که امام از خطبه ها فارغ شود تا زمانی که صف های نماز جمعه مرتب گردد، دعا مستجاب می شود. همچنین آخر روز جمعه تا غروب نیز دعا مستجاب خواهد شد. (وسایل الشیعه، ج ۵ ص ۴۵)

۳۴ . امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

خداوند روز جمعه را بر سایر روزها برتری داده، و همانا روز جمعه بهشت برای کسی که به سوی نماز جمعه بشتابد، به زیورها آراسته و زینت می یابد، و همانا شما به سوی بهشت به اندازه سبقتتان به سوی نماز جمعه پیشی می گیرید و همانا درهای آسمان برای بالا رفتن کارهای بندگان باز می گردد. (وسایل الشیعه، ج ۵ ص ۷۰)

۳۵ . امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

بدانید که خداوند، مؤمنان را به وسیله نماز جمعه گرامی داشته است. (مستدرک الوسائل، ج ۶ ص ۵)

۳۶ . امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

هر یک از شما باید روز جمعه خود را آراسته ساخته، غسل کرده و عطر بزند، ریش خود را شانه کرده و بهترین لباسش را بپوشد و برای رفتن به نماز جمعه آماده شود، و باید در روز جمعه با وقار بوده و خوب عبادت کرده و تا می تواند، کارهای خیر انجام دهد، خداوند از کارهایی که در روی زمین انجام می گیرد با خیر است و پاداش نیکی های آن را دو برابر می کند. (اصول کافی، ج ۳ ص ۴۱۷)

۳۷ . امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

روش علی (علیه السلام) جنین بود: زندانیانی را که به دلیل تهمت و یا ناتوانی در پرداخت قرض زندانی بودند، در روز جمعه با ضمانت اولیاء آنان از زندان خارج می ساخت تا در نماز جمعه حاضر شوند. (مستدرک الوسائل، ج ۶ ص ۲۷)

۳۸ . امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

آن که کارگری را در روز جمعه به کار گیرد و او را از شرکت در نماز جمعه باز دارد، به گناه کاری خود اعتراف کرده است، و چنانچه او را از نماز جمعه باز ندارد، در پاداش او شریک است. (وسائل الشیعه، ج ۱۳ ص ۲۴۵)

۳۹ . امام رضا (علیه السلام) می فرمایند:

مسافری که در روز جمعه قبل از نماز جمعه مسافرت نماید، در امنیت نمی باشد، خداوند او را در سفر محافظت نمی کند، او را در میان خانواده اش جانشین قرار نمی دهد و از فضل خود به او روزی نمی دهد. ( وسایل الشیعه، ج ۵ ص ۸۶)

۴۰ . امام رضا (علیه السلام) می فرمایند:

خطبه به این دلیل در روز جمعه تشریع شده است که نماز جمعه، یک برنامه عمومی است. خداوند به امیر مسلمین امکان می دهد مردم را موعظه کرده و به اطاعت خدا ترغیب کند، از معصیت الهی ترسانده  و ان ها را به مصاحت دین و دنیایشان آگاه ساخته و اخبار و حوادث مهمی که از نقاط مختلف به او می رسد و برای سرنوشت آنها مؤثر است، به اطلاعشان برساند. دو خطبه قرار داده شد، تا در یکی حمد و تقدیس الهی باشد و در دیگری نیازها، هشدارها و دعا ها و اوامر و دستوراتی را که با صلاح و فساد جامعه اسلامی، در ارتباط است، به آنها اعلام نماید. (وسایل الشیعه، ج ۷ ص ۳۴۴).

تهجد و شب زنده داری.

اشاره:

تَهَجُّد، به معنای شب زنده داری برای خواندن نماز شب، آمرزش خواهی و قرائت قرآن است. بنا بر آیه «وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَّکَ» نماز شب بر پیامبر اکرم(ص) واجب و بر سایر مومنان مستحب است. براساس احادیث، تهجّد زینت آخرت و شرف مؤمن، موجب سلامت و صحت بدن، فراخی روزی، کفاره گناهان روز، خشنودی خداوند و چنگ زدن به اخلاق پیامبران است.

مفهوم تهجد

اصطلاح تهجد در فرهنگ قرآنی معنایی خاص دارد. تهجد در فرهنگ قرآن، به معنای بیدار شدن در شب برای نماز (ترتیب العین، ج ۳، ص ۱۸۶۸) و ذکر خداست. (مجمع البیان، ج ۵-۶، ص ۶۶۹)

خداوند به مومنان و مسلمانان توصیه می کند به هر مقدار ممکن، تهجد و شب زنده داری داشته باشند. از این رو تهجد برای مسلمانان یک امر مستحب دانسته شده است؛ (مزمل، آیه ۲۰) زیرا تهجد و شب زنده داری آثار و برکات زیادی دارد که ازجمله آنها رسیدن به مقام محمود است.

البته این عمل از عهده همه کس برنمی آید، چرا که نیازمند صبر و شکیبایی بسیار (فرقان، آیات ۶۴ و ۷۵)، بیم و امید به خدا (سجده، آیات ۱۵ و ۱۶؛ زمر، آیه ۹) و توجه به خدا و ربوبیت و پروردگاری اش است. (همان و نیز فرقان، آیه ۶۴)

شرایط تهجد و شب زنده داری

در بیان کیفیت و چگونگی رسیدن به مفهوم تهجد قرآنی و شب زنده داری کمال بخش لازم است که شرایط و آدابی فراهم آید وگرنه همانند شب زنده داری مترفان و مرفهان مستکبر بی ارزش و حتی ضدارزش خواهد شد.

از مهم ترین شرایط و آداب تحقق تهجد می توان به نیت و قصد خالصانه شب زنده دار اشاره کرد. متهجد کسی است که برای اطاعت از امر هر چند مستحب خداوند بیدار می شود و می خواهد در طول شب تفکر و تدبر و تذکر و بندگی کند. (مزمل، آیه ۲۰) پس برای رسیدن به این مقصد و مقصود، به تسبیح و تحمید خداوند (طه، آیه ۱۳۰؛ سجده، آیات ۱۵ و ۱۶؛ انسان، آیه ۲۶)، استغفار (آل عمران، آیه ۱۷؛ ذاریات، آیات ۱۵ تا ۱۸؛ مزمل، آیه ۲۰)، تلاوت قرآن به مقدار ممکن و در حد توان (مزمل، آیات ۲ و ۴ و ۲۰)، دعا و نیایش (اسراء، آیات ۷۹ و ۸۰؛ سجده، آیات ۱۵ و ۱۶)، ذکر و یاد خدا (مزمل، آیات ۲ و ۸)، سجده (فرقان، آیه ۶۴؛ انسان، آیه ۲۶) و نماز (زمر، آیه ۹ و آیات دیگر؛ و نیز مجمع البیان، ج ۷-۸، ص ۵۱۷) مشغول می شود. البته وقت تهجد و بهترین زمان آن از نیمه شب شرعی است. لذا برای تهجد در مقدار دو سوم شب یا کمتر و یا نیمی از آن توصیه شده است. (مزمل، آیه ۲۰)

آثار شب زنده داری و نماز شب

کسی که تهجد کند و نماز شب را به جا آورد، به مقامات بالایی می رسد که هر خردمندی آرزوی آن را دارد. انسان در شب می تواند با ارتباط گیری و اتصال به خدا، از الهامات و وحی الهی برخوردار شود؛ هر چند که به مقام پیامبری و رسالت تشریعی نمی رسد. از این رو بر پیامبران و نیز پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) تهجد واجب بود تا امکان دریافت وحی با افزایش لطافت روحی و اتصال فراهم آید. (مزمل، آیه ۲۰؛ و نیز مجمع البیان، ج ۹-۱۰، ص ۵۷۰)

از دیگر آثار تهجد می توان به کسب حضور قلب (مزمل، آیه ۶)، آرامش و رضایت (طه، آیه ۱۳۰)، دستیابی به مقامات صالحان (آل عمران، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴)، محسنان (ذاریات، آیات ۱۶ و ۱۷)، شفاعت از دیگران (طه، آیه ۱۳۰؛ اسراء، آیه ۷۹؛ و نیز مجمع البیان، ج ۵-۶، ص ۶۷۱و نیز ج ۷-۸، ص ۵۸) و مقام محمود و پسندیده (اسراء، آیه ۷۹) اشاره کرد.

مقام محمود، مقامی است که خداوند آن را ستوده و ارزشمند شمرده است. پس باید مقامی بسیار بلند باشد که بیرون از دسترس هر کسی است و به سادگی هم به دست نمی آید و نیازمند تهجد با ویژگی ها و شرایط خاصی است.

می دانیم که برای هر چیزی چند سطح می توان تعریف کرد؛ زیرا دارای مراتب و درجات است. به عنوان نمونه اخلاق پسندیده می تواند در دو سطح مثلا محاسن و مکارم تعریف شود. یا صراط حق می تواند صراط مستقیم یا صراط حمید باشد که صراط حمید همان صراط مستقیم با یک درجه و مرتبه برتر است.

این مقام محمود نیز در میان مقاماتی چون مقام متقین، صالحین، محسنین و مانند آن از یک برجستگی بیشتری برخوردار است که خداوند نیز آن را ستوده دانسته است.

برخی ها از این مقام به مقام شفاعتی یاد می کنند که در یک درجه بالاتر در اوج و تمامیت قرار گرفته و این امکان را به شفاعت دهنده می بخشد تا هر چه می خواهد شفاعت کند تا راضی و خشنود شود. (طه، آیه ۱۳۰؛ اسراء، آیه ۷۹؛ و نیز مجمع البیان، ج۶۶-۵، ص ۶۷۱ و نیز ج۸-۷، ص۵۸)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره آثار تهجد و نماز شب می فرماید:

نماز شب، موجب رضایت پروردگار، دوستی فرشتگان، سنت پیامبران، نور معرفت، ریشه ایمان، آسایش بدن ها، مایه ناراحتی شیطان، سلاحی بر ضد دشمنان، مایه اجابت دعا، قبولی اعمال و برکت در روزی است. (ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۹۱)

امام صادق(علیه السلام) نیز در بیان آثار شب زنده داری و نماز شب می فرماید:

نماز شب، انسان را خوش سیما، خوش اخلاق و خوشبو می کند و روزی را زیاد و قرض را ادا می نماید و غم و اندوه را از بین می برد و چشم را نورانی می کند. (ثواب الاعمال، ص ۴۲)

شب های قدر، زمان رسیدن به مقام محمود

در میان شب ها، شب های ماه رمضان، در میان شب های ماه رمضان، شب قدر و در میان ساعات آن، سحرگاهان (ذاریات، آیه ۱۸؛ آل عمران، آیه ۱۷) و در میان مساجد، مساجد چهارگانه یعنی مسجدالحرام و مسجدالاقصی، مسجدالنبی(صلی الله علیه و آله و سلم) و مسجد کوفه، بهترین زمان و مکان برای تهجد و احیاء و نماز شب است؛ زیرا هر عمل در شب های قدر خود به اندازه عبادت هزار ماه می ارزد و اگر همراه با دیگر کیفیات شود، این ارزش فزونی می یابد. به گونه ای که انسان می تواند با ادراک شب قدر، ره صد ساله را یک شبه بپیماید و به مقام محمودی که خداوند وعده داده نایل شود.

امام رضا(علیه السلام) درباره ارزش اعمال در ماه رمضان نسبت به دیگر ماه های سال می فرماید:

من قرا فی شهر رمضان آیه من کتاب الله کان کمن ختم القرآن فی غیره من الشهور؛ هر کس در ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند مثل این است که در ماه های دیگر تمام قرآن را بخواند. (بحارالانوار ج۳۹، ص۳۴۶)

از امام صادق(علیه السلام) سؤال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ فرمود: کار نیک در آن شب از کار در هزار ماه که در آنها شب قدر نباشد بهتر است. (وسائل الشیعه، ج۷ ص۲۵۶، ح۲) در سیره عملی امامان(علیه السلام) این معنا بارها روایت شده که ایشان شب های قدر تا بامدادان به عبادت می پرداختند تا این شب را ادراک کنند.

در سیره عملی امام باقر(علیه السلام) آمده که ایشان در شب بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان مشغول دعا می شد تا شب به سر آید و آنگاه که شب به پایان می رسید نماز صبح را می خواند. (وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۶۰، ح۴)

بیدار بودن شب قدر و احیای آن با دعا و نماز و قرآن، مورد سفارش پیامبر و اهل بیت آن حضرت بوده است و در میان سه شب، بر شب بیست و سوم تأکید بیشتری داشته اند. چنان که شخصی به نام جهنی از پیامبر پرسید: منزل ما از مدینه دور است، یک شب را معین کن تا به شهر بیایم. حضرت فرمود: شب بیست و سوم به مدینه داخل شو.

امام صادق(علیه السلام) در حالی که بیمار بودند، خواستند که شب بیست و سوم ایشان را به مسجد ببرند و حضرت زهرا(س) در این شب، با پاشیدن آب به صورت بچه ها، مانع خواب آنها می شدند. در روایات آمده است که دهه آخر ماه رمضان، پیامبر بستر خواب خود را جمع می کرد و ده شب را احیا می داشت.

در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می خوانیم که حضرت موسی(علیه السلام) به خدا عرض کرد: خدایا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد:

«قربی لمن استیقظ لیله القدر»، قرب من، در بیداری شب قدر است. عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: «رحمتی لمن رحم المساکین لیله القدر»، رحمت من در ترحم بر مساکین در شب قدر است.

گفت: خدایا، جواز عبور از صراط می خواهم. پاسخ آمد: «ذلک لمن تصدق بصدقه لیله القدر»، رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است. عرض کرد: خدایا بهشت و نعمت های آن را می طلبم. پاسخ آمد: «ذلک لمن سبح تسبیحه فی لیله القدر»، دستیابی به آن، در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است.

عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: «ذلک لمن استغفر فی لیله القدر»، رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.

در پایان گفت: خدایا رضای تو را می طلبم. پاسخ آمد: «رضای لمن صلی رکعتین فی لیله القدر»، کسی مشمول رضای من است که در شب قدر، نماز بگذارد. (تفسیر نور، قرائتی، سوره قدر)

بنابراین، شب های قدر در میان شب های سال یک استثناست که درک آن برای همگان بسیار سخت و دشوار است. از این رو خداوند برای تشویق مومنان به اندیشه و درک حقیقت شب قدر خطاب به پیامبرش(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: توچه دانی شب قدر چیست؟ سپس گوشه ای از ارزش شب قدر را در میان شب های سال بیان می کند و معلوم می دارد که آن، زمان نگارش تقدیر هر چیزی بر جریده هستی است.

فلسفه نهان بودن شب قدر

به باور بسیاری از مفسران، بدان دلیل شب قدر در میان شب های سال یا ماه و یا در شب های ماه رمضان نهان داشته شده که مردم کمال طلب و خداجو در تلاش برای عبادت و شب زنده داری و در پرتو آن، تزکیه جان و پاکسازی دل از زنگارهای گناه و کوشش برای آراستگی به ارزش ها و والایی ها به ره آورد ارزنده تر و موفقیت بیشتری برسند و بکوشند تا به امید درک آن شب گرانقدر، شب های بسیاری را با راز و نیاز سپری کنند.

این ظرافت در برنامه های دیگر نیز هست، برای نمونه خدای فرزانه در میان نمازها، «صلاه وسطی و نماز میانه» را نهان داشت تا از همه نمازها مراقبت بیشتر شود. در میان نام های خود، اسم اعظم را نهان داشت و ساعت اجابت دعا را در ساعت ها و خشم خود را در میان همه گناهان و نیز هنگامه فرا رسیدن مرگ را از انسان ها، تا بندگانش به موفقیت بیشتری در تقرب به خدا نایل آیند و از گناهان دوری جویند.

شرح مناجات الشاکرین (۲)

سپاسگزاری خداوند از بندگان خویش

وقتی موجود شعورمندی کمک و خدمتی به موجود شعورمند دیگر می رساند، در دریافت کننده خدمت احساس رضامندی و قدردانی پدید می آید و در پی این احساس، با رفتار خود مراتب قدردانی و تشکر خود را به جا می آورد. از جمله، در برابر نعمت هایی که خداوند به ما ارزانی داشته است، فطرتاً حالت قدردانی و تشکر از خدا در ما پدید می آید و متناسب با آن حالت، با زبان و یا رفتار خود به شکرگزاری خدا می پردازیم. شکرگزاری از دیگران نه فقط خصلت فطری انسانی ماست بلکه خصلت فطری حیوانات پیشرفته نیز هست.
باید افزود که در قرآن خداوند خود را شاکر و شکرگزار معرفی کرده است و چنان که ما شکر خداوند را به جا می آوریم، در برخی از آیات قرآن آمده است که خداوند نیز از بندگانش شکرگزاری می کند. در چهار آیه قرآن خداوند «شکور» معرفی شده است (۱) و در دو آیه قرآن نیز خداوند «شاکر» معرفی شده است.(۲) همچنین در دو آیه قرآن نیز آمده است که سعی و تلاش بندگان مورد ستایش و سپاس خداوند قرار می گیرد. در آیه اول خداوند می فرماید: وَ مَنْ أَرَادَ الْآخِرَهَ وَ سَعَى لَهَا سَعْیَهَا وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ کَانَ سَعْیُهُمْ مَشْکُوراً؛ (۳) «و هرکس خواهان آخرت است و برای آن کوششی درخور آن کند و مؤمن باشد، پس کوشش آنان سپاس داشته خواهد شد».
در آیه ی دوم خداوند می فرماید: إِنَّ هذَا کَانَ لَکُمْ جَزَاءً وَ کَانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً؛ (۴) این برای شما پاداشی است و کوشش شما [پذیرفته و] سپاس داشته شده است».
روشن شد که خداوند نیز از بندگان خود شکر و سپاس می کند، اما مسلماً کیفیت شکرگزاری خداوند با شکرگزاری انسان متفاوت است و خداوند برخی حقایق را در قالب الفاظ و اصطلاحات رایج بین ما انسان ها بیان می کند تا برای ما قابل فهم گردد و در این نوع استعمال و انتقال مرادات و معانی، به نوعی مجاز راه یافته است. صرف ‏نظر از اینکه الفاظ و مفاهیمی که دلالت بر ذات، صفات و افعال خداوند کنند، از آنجا که آن حقایق را به ما نمی نمایانند خالی از مجاز نیستند، در مواردی کاربرد مجاز در ارائه حقایق خیلی واضح و روشن است و از عمد برخی از حقایق و معانی تنزل داده می شوند تا انگیزه کافی برای عمل به مقتضای آنها در انسان ها پدید آید. به عنوان نمونه، در مواردی انفاق مال واجب است، نظیر پرداخت زکات و خمس، و در مواردی نیز انفاق مال مستحب است. همچنین قرض دادن مال به کسی که برای تأمین نیازمندی های زندگی خویش درخواست قرض کرده است مستحب می باشد و حتی در برخی از روایات، ارزش و فضیلت قرض دادن فراتر از بخشش و صدقه معرفی شده است: عن الصادق علیه السلام: لاَن أُقرِضَ قَرضاً أَحَبُّ إلَیَّ مِن أَن أتَصدَّقَ بِمثِلهِ؛(۵) « امام صادق علیه السلام فرمود: اینکه مالی را قرض دهم، در نزد من بهتر است از آنکه آن را ببخشم».
در مورد قرض، یک طرف بخشی از مالش را قرض می دهد و دیگری آن قرض را دریافت می کند تا بدان نیازش را تأمین کند. پس چه در مورد قرض و چه زکات و خمس، دریافت کننده انسان نیازمند است. اما خداوند برای ترغیب و تشویق مردم به قرض دادن به همدیگر مجازاً خودش را دریافت کننده قرض معرفی می کند و می فرماید: مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً کَثِیرَهً وَ اللَّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْسُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛(۶) «کیست که به خدا وام نیکویی دهد تا خدا آن را برای او چند برابر بیفزاید؟ و خدا [روزی را] تنگ و فراخ می کند، و بازگشت شما به سوی اوست».
مالک حقیقی همه هستی خداوند است و ما و آنچه در اختیار ماست از خداوند است و مالکیت ما بر سرمایه و دارایی مان اعتباری است. حال وقتی ما مالمان را انفاق می کنیم و یا آن را قرض می دهیم، دریافت کننده آن شخصی است که نیازمند انفاق و یا قرض است. اما خداوند به جهت لطفی که به ما دارد، مجازاً خود را در حد انسانی نیازمند تنزل می دهد و می فرماید که در برابر قرضی که می دهید، چندین برابر در آخرت به شما می بخشم، تا بدین وسیله اهمیت کمک به دیگران و قرض دادن را برای ما روشن سازد و انگیزه انجام چنین کار خیری را در ما برانگیزاند.

رابطه ی تکوینی عمل با جزا

اکثر بیانات قرآنی و روایی درباره جزا، پاداش و کیفر رفتار به گونه ای است که رابطه جعلی و قراردادی بین عمل صالح و پاداش نیکو و عمل بد و کیفر را به ذهن می آورد. نظیر قراردادی که بین موجر و مستأجر بسته می شود و مستأجر در قبال منفعتی که از مال موجر می برد به او اجاره پرداخت می کند، خداوند نیز در قبال کارهای نیک بندگان به آنان پاداش عنایت می کند. با این تفاوت که پاداش و اجر اخروی بسیار فراتر از پاداش دنیوی رفتار است. این تعابیر که برای سهولت تفاهم و رعایت حال اکثریت مردمی است که ذهنشان با این گونه مفاهیم آشناتر می باشد اعتباری است و در آنها فرض شده که بندگان برای خداوند کاری انجام می دهند و خداوند دریافت کننده منافع رفتار آنان است و در قبال آن به آنان مزد و پاداش می دهد و یا در قبال اعمال نیک آنان بخشی از گناهانشان را می بخشد. ولی چنان که از برخی از آیات و روایات استفاده می شود، رابطه بین اعمال انسان و ثواب و عقاب اخروی فراتر از یک رابطه قراردادی و جعلی است، بلکه بین اعمال انسان و ثواب و عقاب رابطه تکوینی و تولیدی برقرار است. بر اساس این رابطه تکوینی، اعمال اختیاری انسان دارای صورت های ملکوتی گوناگونی است که به عنوان نتیجه و بازتاب اعمال در عالم برزخ و قیامت ظاهر می شوند.
اینک نمونه ای از آیات را که دلالت بر وجود رابطه حقیقی بین اعمال انسان و نتایج اخروی آنها و به عبارت دیگر دلالت بر تجسم اعمال دارند ملاحظه می کنیم:
وَ أَقِیمُوا الصَّلاَهَ وَ آتُوا الزَّکَاهَ وَ مَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ (۷) «و نماز را برپا دارید و زکات بدهید و هر نیکی که برای خود پیش فرستید، آن را نزد خدا باز یابید که خدا بدان چه می کنید بیناست».
یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ مَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ؛ (۸) «روزی که هرکسی هر کار نیکی که کرده حاضر یابد و نیز هر کار بدی که کرده، دوست دارد که کاش میان او و کارهای بدش فاصله ای دور بود. خدا شما را از [نافرمانی ]خویش بیم می دهد و خدا با بندگان مهربان است».
إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْماً إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَاراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً(۹)؛ «همانا کسانی که مال‏ های یتیمان را به ستم می خورند جز این نیست که در شکم ‏های خود آتشی می خورند و به زودی به آتش افروخته دوزخ درآیند».
از آیه اخیر استفاده می شود که صورت باطنی خوردن مال یتیم، خوردن آتش است و هنگامی که در جهان دیگر حقایق ظاهر می شود، خورنده مال یتیم خواهد دید که باطن آن غذا آتش بوده و سوزش درونش را خواهد یافت و به او گفته خواهد شد: آیا این آتش جز همان مال حرامی است که خورده ای؟
بنابراین، چنان که بسیاری از آیات و روایات دلالت دارند و از دلایل عقلی نیز استفاده می شود، بین اعمال ما و ثواب و عقاب رابطه تکوینی برقرار است و آنچه ما در این جهان انجام می دهیم در جهان دیگر به صورتی متناسب با آن جهان نمودار گردیده و تجسم می یابد. به عبارت دیگر، پاداش ها و کیفرها بازنمود و حقیقت اعمال دنیوی انسان هاست که در حیات اخروی خود را نشان می دهند. هر کرداری که انسان انجام می دهد، یک صورت دنیوی دارد که ما آن را مشاهده می کنیم و یک صورت اخروی دارد که هم‏ اکنون در دل و نهاد عمل نهفته است و عمل در روز رستاخیز و پس از تحولاتی که در آن رخ می دهد، شکل کنونی و دنیوی خود را از دست داده و با واقعیت اخروی خود جلوه می کند و باعث لذت و فرح و یا آزار و اندوه انسان می گردد. بر این اساس، پاداش ها و حتی بخشش گناهان نتیجه تکوینی اعمال و بلکه تجسم آنها در عالم آخرت است و برخی از کارهای نیک از چنان نورانیتی برخوردارند که ظلمت و تاریکی برخی از گناهان را از بین می برند. البته چون نوع مردم از درک این حقایق عاجزند و ذهن آنها با مفاهیم و تعابیر اعتباری خو گرفته است، در آیات و روایات از تعابیری نیز استفاده شده که ظهور در رابطه قراردادی بین اعمال انسان و ثواب و عقاب دارند و این تعابیر مجازی و اعتباری برای سهولت فهم نوع مردم به کار رفته است. در راستای این تعابیر مجازی، در برخی آیات، از جهاد با مال و جان در راه خدا به تجارت و معامله با خدا تعبیر شده و خداوند خریدار جان و مال معرفی گردیده که در قبال آن بهشت را به فروشنده آن ارزانی می کند: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِی التَّوْرَاهِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ‌… ؛(۱۰) «خداوند از مؤمنان جان ها و مال ‏هایشان را بخرید به بهای آنکه بهشت برای آنان باشد».
در آیه دیگر ایمان به خدا و پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله و جهاد در راه خدا، تجارت و داد و ستد با خداوند اطلاق گردیده است:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَهٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ‌ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‌؛(۱۱) «ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا شما را بر تجارتی راه نمایم که شما را از عذابی دردناک برهاند؟ به خدا و پیامبر او ایمان آورید [بر ایمان به خدا و پیامبر او استوار باشید ] و در راه خدا با مال‏ ها و جان های خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر می دانستید».
تعبیر تجارت و داد و ستد جان و مال با خدا تنزلی در بیان حقیقت به منظور تشویق ما به انجام کار خیر و دریافت ثواب و پاداش است و چنان نیست که ما مالک جان و مالمان باشیم و در قبال فروش آنها به خداوند، چیزی دریافت کنیم و یا چیزی را که خداوند فاقد آن هست در اختیار او بگذاریم و در عوض از او پاداش دریافت کنیم. بلکه مالک حقیقی جان و مال ما خداست و خداوند آنها را به امانت در اختیار ما قرار داده و هر وقت اراده کند از ما باز می ستاند.

عبادت بستر بهره مندی از رحمت الاهی و دستیابی به کمال

با توجه به نمونه هایی که بیان کردیم، عبادت ما اعتباراً خدمت به پیشگاه خداوند محسوب می گردد و گذشته از بذل مال و جان در راه خدا و رفتار محسوسی که به عنوان عبادت خدا انجام می گیرند، توجه و ذکر قلبی نیز خدمت به پیشگاه خداوند و مطلوب وی محسوب می گردد. مطلوبیت عبادت و اعمال خیر برای خداوند نه از آن روست که خداوند نیازمند آنهاست و به وسیله آنها نقص خود را برطرف می کند، بلکه از آن ‏روست که در پرتو آنها ما به کمال لایق خویش و مقام قرب الاهی نایل می گردیم. ما در پرتو عبادت و تضرع به درگاه او لایق دریافت رحمت بی کران او می گردیم و خداوند چون دوست می دارد که رحمتش را بر بندگان خویش بگستراند، آن بخش از رفتار بندگان که زمینه نزول رحمت و برکات الاهی را فراهم می آورد، مطلوب و محبوب اوست. تمام تعابیر مجازی که در روایات و آیات درباره معامله با خدا و جزا و پاداش وارد شده برای این است که ما به ارتباط با خداوند واقف گردیم و سعی کنیم کارهایی که محبوب و مطلوب خداست انجام دهیم تا به کمال حقیقی نایل گردیم و کارهایی که در راستای تعالی، کمال و نیل به رضوان الاهی انجام می گیرد، مجازاً خدمت به خداوند محسوب می گردد و از این روی، امیرمؤمنان علی علیه السلام در دعای کمیل می فرمایند:
یا رَبِّ، اَسئَلُک بِحَقِّک وَ قُدسِک، وَ اَعظَم صِفاتِک وَ اَسمائِک، اَن تَجعَل اَوقاتی مِنَ اللَّیلِ وَ النَّهارِ بِذکرِک مَعمورَهً، وَ بِخدمَتِکَ مَوصُولَهً، وَ اَعمالی عِندَک مَقبولَهً، حَتّی تَکونَ اَعمالی و اَورادی کلُّها ورِداً واحِداً، وَ حالی فی خِدمَتِک سَرمَداً؛(۱۲) «خدایا، از تو درخواست می کنم به حق و ذات مقدست و صفات و اسماء بس بزرگ و مبارکت که اوقات مرا در شب و روز به یاد خود آباد گردانی و پیوسته به خدمت بندگی ‏ات بگذرانی و اعمالم را مقبول درگاهت گردانی تا کردار و گفتارم یک پارچه و خالص برای تو باشد و حالم تا ابد به خدمت تو مصروف گردد».
در مقابل خدمت ما به پیشگاه خداوند و انجام عباداتی که مطلوب و مقبول پیشگاه پروردگار است، ذات پروردگار از ما تشکر و قدردانی می کند و قدردانی و تشکر او در افزایش نعمت و بار دادن به رضوان خود تمثل پیدا می کند. خداوند فرمود: وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ…؛ (۱۳) «و هنگامی که پروردگارتان به شما آگاهی داد که اگر سپاس گزارید، [نعمت ] شما را افزون خواهم کرد».
شکر نعمت های خداوند عبادت و مطلوب خداوند است و خداوند در قبال آن و به عنوان تشکر و قدردانی از بنده خویش هم نعمت های موجود را باقی می دارد و هم بر آنها می ‏افزاید و نیز بر کمالات و مراتب قرب بندگان شاکر به درگاه خویش می ‏افزاید.

تفاوت مراتب شکرگزاری بندگان از خداوند

در جلسه پیشین گفتیم درصورتی انسان به شکرگزاری از خداوند می پردازد که بداند آنچه در اختیارش قرار گرفته برای او سودمند و نافع است و نیز بداند که خداوند آن را در اختیارش نهاده است. کسانی که به حقایق عالم و آنچه در آن می گذرد و نعمت ها و امکانات ارزنده ای که در اختیارشان هست توجهی ندارند، از معرفت خالق و مدبر هستی بی نصیب هستند و در نتیجه به شکرگزاری خداوند نمی پردازند. گذشته از این گروه، برخی به خداوند اعتقاد دارند، اما چون نظرشان معطوف به لذت ها و نعمت های مادی نظیر خانه، همسر، غذا و لباس است، از خداوند به پاس ارزانی کردن آن نعمت ها شکرگزاری می کنند و از آن فراتر نمی ‏روند. اما کسانی که به نعمت های معنوی واقف‏ اند و ارزش و اهمیت عقل، ایمان، ولایت، معرفت و محبت خداوند را درک می کنند، بیش از هر چیز در قبال آن نعمت های بزرگ خداوند را سپاس می گزارند. بزرگ‏ ترین و عظیم ترین نعمت های الاهی فرجام نیک و حسن عاقبت و برخورداری از رحمت و رضوان الاهی در سرای آخرت است و ما باید خود را در معرض این نعمت های بزرگ قرار دهیم و زمینه برخورداری از آنها را در خود فراهم کنیم و به پاس آن نعمت های بزرگ از خداوند تشکر کنیم.
فهم انسان ها از نعمت های الاهی متفاوت است و تازه آنان که به فهم و معرفت فزون‏ تری از نعمت های الاهی دست یافته اند، شناختشان از گستره نعمت ها و عظمت آنها ناچیز است. بسیاری از افراد نمی دانند که خداوند چه نعمت هایی در بدن آنها قرار داده و در پرتو آشنایی به دانش های آناتومی و فیزیولوژی شناخت انسان به نعمت ها و اجزا و عناصر تشکیل ‏دهنده بدن و کارکرد و پیچیدگی های آنها افزایش می‏ یابد. در طب و علم تشریح قدیم مطرح می شد که بدن انسان دارای سیصد و شصت رگ است. اما با پیشرفت های جدید در علم پزشکی، ثابت شده که تنها در چشم انسان که اندام کوچکی از بدن به شمار می آید میلیاردها سلول از طیف‏ های گوناگون وجود دارد که با فعالیت آنها و ارتباطی که بین آنها برقرار است، چشم می ‏تواند ببیند. حال آیا انسان قادر است که تنها شکر نعمت چشم را به جا آورد؟ به راستی آیا به سلسله عواملی که دست به دست هم دادند تا ما به وجود آییم و از بدن و اندام سالمی برخوردار گردیم، اندیشیده ایم؟ گاهی بر اثر ناکارآمد گشتن برخی از وسایط، نظیر عقیم بودن پدر و یا مادر امکان انعقاد نطفه و درنتیجه تولد انسان فراهم نمی گردد و یا انسان با اندام و یا عضوی ناقص و یا فاقد عقل به دنیا می آید. پس هر قدر شناخت انسان به گستره نعمت های خدا افزایش یابد، مرتبه شکرگزاری ‏اش از خدا فراتر می‏ رود.
از سوی دیگر، معرفت افراد درباره استناد امور به خداوند متفاوت است. برخی خداوند را عله العلل و سرسلسله عوامل می دانند و تأثیر خداوند را در پیدایش و تحول پدیده ها در همین حد می شناسند و دسته دوم کسانی هستند که فراتر از دسته اول، در کنار عوامل و اسباب، برای خداوند نیز نقش قائل هستند و به تعبیر دیگر، خداوند را به نوعی شریک با آن عوامل و دخیل در پیدایش امور و پدیده ها می دانند. مثلاً وقتی غذا می خورند و سیر می گردند، سیر شدن خود را به غذا نسبت می دهند و می گویند غذا ما را سیر کرد و یا بهبودی از بیماری را ناشی از دارو می دانند و نقش خداوند را در تأثیر بخشیدن به غذا و دارو در سیر گشتن و سلامتی انسان و جلوگیری از موانع تأثیر آنها می دانند. دسته سوم به حدی از معرفت دست یافته اند که تأثیر اصلی و استقلالی را برای خداوند قائل هستند و عوامل و اسباب را صرفاً به عنوان ابزاری می شناسند که خداوند به وسیله آنها اراده و خواست خود را تحقق می بخشد. نظیر خطاطی که عامل اصلی در پیدایش خط است و قلم و کاغذ ابزار کار او به حساب می آیند و هیچ ‏گاه خط به آن قلم و کاغذ نسبت داده نمی شود. فراتر از همه معرفت ها، معرفت اولیای خداست که به مرتبه ای از توحید افعالی دست یافته اند که خداوند را تنها مؤثر حقیقی در وجود می دانند و توجهشان تنها معطوف به خداوند است و هیچ توجهی به اسباب و ابزار ندارند و نقشی مستقل برای آنها قائل نمی باشند. با توجه به این معرفت ناب توحیدی، حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: وَ الَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَ یَسْقِینِ‌ * وَ إِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ‌؛ (۱۴) «و آن کس که طعام می دهد و سیرابم می سازد، و چون بیمار شوم بهبودم بخشد».
طبیعی است به تناسب معرفت افراد به خداوند و نقشی که آنان برای خداوند در پیدایش امور و پدیده ها قائل هستند، مرتبه شکرگزاری آنان نیز متفاوت می گردد. کسی که بر آن است که با تلاش و پیگیری و زحمت خود پولی به دست آورده و البته معتقد است که خداوند نیز به او کمک کرده، مرتبه شکرگزاری ‏اش فروتر از شکرگزاری کسی است که نقش و تأثیر اصلی را از آن خدا می داند و برای خود نقشی مستقل قائل نیست. برخی نیز که در حضیض انحطاط قرار گرفته اند و منکر تأثیر و نقش ‏آفرینی خداوند هستند و آنچه را به دست آورده اند صرفاً ناشی از تلاش، هوش و تدبیر خود می دانند؛ چنان که خداوند درباره قارون نقل می کند که گفت:
قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّهً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاَ یُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ‌؛ (۱۵) «گفت: همانا آنچه به من داده شده بنابر دانشی است که نزد من است. آیا ندانست که خدا پیش از او نسل‏ هایی را نابود کرد که نیرویشان از او فزون‏ تر و فراهم آوردنشان [از مال دنیا ]از او بیشتر بود؟ و مجرمان را از گناهانشان نپرسند [یعنی آنان را بی‏حساب به دوزخ برند]».
گذشته از کسانی که خداوند را مؤثر در امور نمی دانند، چنان که گفتیم کسانی که خداوند را مؤثر می دانند، از نظر اندازه و حدی که برای تأثیر اراده و مشیت الاهی قائل‏ اند متفاوت می باشند و این اختلاف ناشی از مراتب معرفت بندگان به خداوند و توحید است که حتی یک درجه تفاوت در مراتب معرفت، دو فرد را از حیث رفتار و باورهای قلبی کاملاً متمایز می سازد. تا آنجا که امام سجاد علیه السلام درباره سلمان و ابوذر، رضوان ‏الله علیهما، که هر دو از بهترین اصحاب رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله و امیرمؤمنان علیه السلام بودند، فرمودند: وَ اللهِ لَو عَلِمَ ابوذرٍ ما فی قلبِ سلمانَ لَقَتَلَه و لَقَد آخا رسولُ الله صلی الله عَلیه وَ آله بَینَهما؛(۱۶) «به خدا سوگند، اگر ابوذر به آنچه در دل سلمان بود اطلاع داشت او را می کشت، با اینکه رسول خدا صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله بین آن دو پیمان برادری برقرار کرد».

نقش باور راستین به خدا در شکرگزاری از او

مسلماً اختلاف مراتب معرفت افراد به خداوند و توحید، مراتب شکرگزاری آنان را متفاوت می گرداند و مرتبه شکرگزاری کسی که ده درصد تأثیر برای خداوند قائل است بسیار فروتر از مرتبه شکرگزاری کسی است که صد در صد تأثیر برای خداوند قائل است و همه امور را به خداوند نسبت می دهد. تازه وقتی انسان به انتساب امور به اراده الاهی باور داشت و بر آن بود که باران را خداوند نازل می کند و گیاهان را خداوند می ‏رویاند و همچنین سایر پدیده ها و امور با اراده الاهی تحقق می یابند، برای اینکه انگیزه قوی برای شکرگزاری پیدا کند باید باور کند که خداوند اراده کرده که او از خیرها و نعمت هایی که فرو می فرستد، برخوردار گردد. خداوند باران را برای او نازل کرد و نسیم و باد را فرستاد تا او از خنکای آن بهره مند گردد. به دیگر سخن، برای شکرگزاری از خداوند دو باور در انسان باید پدید آید، باور اول اینکه همه امور و از جمله نعمت ها، نزول باران و باد با اراده و مشیت الاهی تحقق می یابند و حتی حرکت برگ درختان با اراده خداوند انجام می پذیرد. و خداوند به همه امور و حقایق عالم غیب و عالم شهود آگاه است. خداوند در این باره می فرماید:
وَ عِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَ یَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَهٍ إِلاَّ یَعْلَمُهَا وَ لاَ حَبَّهٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لاَ رَطْبٍ وَ لاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ‌؛(۱۷) «و کلیدهای غیب نزد اوست، جز او کسی آنها را نمی داند، و آنچه را در خشکی و دریاست می داند، و هیچ برگی [از درخت] نیفتد مگر آنکه آن را می داند، و هیچ دانه ای در تاریکی های [درون] زمین و هیچ تر و خشکی نیست، مگر آنکه در کتابی روشن [ثبت]است».
در آیه دیگر می فرماید:
وَ مَا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَ مَا تَتْلُو مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کُنَّا عَلَیْکُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ وَ مَا یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَ لاَ فِی السَّمَاءِ وَ لاَ أَصْغَرَ مِنْ ذلِکَ وَ لاَ أَکْبَرَ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ‌؛(۱۸) «و در هیچ حالی و کاری نباشی و از قرآن هیچ [آیه ای]نخوانی و [شما مردم ]هیچ کاری نمی کنید مگر اینکه آن گاه که به آن می پردازید ما بر شما گواهیم، و از پروردگارت هم‏ سنگ ذره ای در زمین و در آسمان پوشیده نیست و نه کوچک‏ تر از آن و نه بزرگ‏ تر، مگر آنکه در کتابی روشن [لوح محفوظ ثبت] است».
پس از باور به اینکه تدبیر عالم به دست خداست و اوست که نعمت ها را نازل می کند، باید باور داشت که خداوند می داند که چه موجوداتی از خیرات و نعمت های او بهره مند می گردند و نیز هرکس باید باور داشته باشد که خداوند می داند که او نیز از آن نعمت ها بهره مند می گردد. در غیر این صورت علم خداوند ناقص و محدود خواهد بود و محدودیت و نقص و جهل به ساحت خداوند راه ندارد. وقتی خداوند خیر و نعمتی را فرو می فرستد، ممکن نیست نخواهد که ما از آن خیر و نعمت برخوردار شویم و بی ‏تردید خداوند آنچه به خیر و صلاح ماست در اختیارمان نهاده و می نهد. وقتی ما چیزی را نمی خواهیم، یا از آن‏ روست که به ارزش آن و نفعی که برای ما دارد واقف نیستیم و چون درک کافی نداریم و جاهلیم، آن را درخواست نمی کنیم. یا از آن روست که احتیاجی به آن نداریم و اگر احساس نیاز به چیزی در ما پدید آید انگیزه حرکت و تلاش برای به دست آوردن آن در ما نیز پدید می آید. ساحت خداوند از جهل منزه است و دارای علم نامحدود می باشد و هیچ چیز از علم خداوند پنهان نمی ماند. همچنین خداوند کمال مطلق است و ممکن نیست که نیاز و احتیاجی به چیزی داشته باشد، چون نیاز و احتیاج ناشی از نقص و محدودیت وجودی است و خداوند غنی مطلق و عاری از نقص و محدودیت است. پس اگر خداوند خیر و نعمتی را در اختیار موجودات قرار می دهد، نه از آن روست که نفعی و سودی برای خود در نظر گرفته و در پی آن است که در عوض استفاده ای از آن موجودات عاید خود سازد، بلکه از آن روست که او دارای رحمت بی نهایت است و در پی آن است که با افاضه رحمت خود، موجودات به کمال برسند و از برکات و رحمت الاهی بهره مند گردند. او چون می داند که موجودات از باران و نور آفتاب بهره مند می گردند و این دو نعمت بزرگ از شمار نعمت های بی نهایت الاهی، به نفع موجودات و از جمله انسان هاست و او هرچه را خیر و صلاح بر مخلوقات است از آنان دریغ نمی کند، آن دو نعمت را به وفور در اختیارشان می نهد.
وقتی انسان باور کرد که همه عالم خیر است و همه آنچه در گذشته بوده و اکنون هست و در آینده به وجود خواهد آمد در وجود ما مؤثر است و به نفع ما می باشد. به تعبیر دیگر وقتی باور کرد که خداوند همه چیز را برای او آفریده، لحظه ای از شکرگزاری نعمت های بی کران الاهی غافل نمی گردد. البته چنان باوری در هرکس منافات با آن ندارد که خداوند عالم را برای دیگران نیز خلق کرده باشد، چون تدبیر و اراده الاهی چنان است که هم‏ زمان هریک از مخلوقات از زنجیره امکانات و نعمت های عالم برخوردار می گردند و استفاده انبوه مخلوقات، خلل و رخنه ای در قابلیت ها و ظرفیت های نامحدود نعمت های الاهی وارد نمی سازد. با توجه به تأثیر متقابل مخلوقات در یکدیگر و ارتباط سیستمی عناصر عالم با یکدیگر، برخی از بزرگان گفته اند که انسان اگر نیک بیندیشد به این واقعیت و حقیقت پی می برد که خداوند همه عالم را برای شخص او آفریده است و در عین حال آن عالم و آن شخص را برای شخص دیگر آفریده است!

پی نوشت ها :

۱٫ فاطر(۳۵)، ۳۰ و ۳۴؛ شوری(۴۲)، ۲۳؛ تغابن(۶۲)، ۱۷٫
۲٫ بقره(۲)، ۱۵۸؛ نساء(۴)، ۱۴۷٫
۳٫ اسراء(۱۷)،۱۹٫
۴٫ انسان(۷۶)، ۲۲٫
۵٫ حر عاملی، وسائل‏الشیعه، ج ۱۸، ص ۳۲۹ـ۳۳۰، ح ۲۳۷۸۳٫
۶٫ بقره(۲)، ۲۴۵٫
۷٫ بقره(۲)، ۱۱۰٫
۸٫ آل عمران(۳)، ۳۰٫
۹٫ نساء(۴)، ۱۰٫
۱۰٫ توبه(۹)، ۱۱۱٫
۱۱٫ صف(۶۱)، ۱۰-۱۱٫
۱۲٫ مفاتیح ‏الجنان، دعای کمیل.
۱۳٫ ابراهیم(۱۴)، ۷٫
۱۴٫ شعراء(۲۶)، ۷۹-۸۰٫
۱۵٫ قصص(۲۸)، ۷۸٫
۱۶٫ کلینی، کافی، ج ۱، ص ۴۰۱، ح ۲٫
۱۷٫ انعام(۶)، ۵۹٫
۱۸٫ یونس(۱۰)، ۶۱٫

منبع: مصباح یزدی، محمد تقی؛ (۱۳۹۰)، سجاده های سلوک: شرح مناجات های حضرت سجاد علیه السلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله، چاپ اول.

ثواب روزه و آداب روزه دار.

اشاره:

روزه از فروع دین اسلام و به معنای، خودداری از انجام برخی کارها از جمله خوردن و آشامیدن از اذان صبح تا اذان مغرب است. منابع دینی، برای روزه آثار اخلاقی و معنوی متعددی بر شمرده‌اند. روزه از نظر فقهی، بر چهار قسم واجب، مستحب، مکروه و حرام است. روزه ماه رمضان بر مسلمانان واجب است. بر اساس منابع اسلامی، وجوب روزه ماه رمضان در ۲۸ شعبان سال ۲ هجری قمری، ۱۳ روز پس از تغییر قبله تشریع شد. دستور روزه گرفتن در ماه رمضان و بسیاری از احکام مربوط به آن در سوره بقره آیات ۱۸۳-۱۸۵، و آیه ۱۸۷ آمده است. در ابتدای تشریع این حکم، روزه‌داران پس از افطار، فقط تا وقتی که به خواب نرفته بودند مجاز بودند غذا بخورند و زناشویی، در شب و روز ماه رمضان حرام بود. این دو حکم پس از مدتی منسوخ شد.

۱٫ پایه ‏هاى اسلام

قال الباقر علیه السلام: بنى الاسلام على خمسه اشیاء، على الصلوه و الزکاه و الحج و الصوم و الولایه.

امام باقر علیه السلام فرمود: اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زکات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).فروع کافى، ج ۴ ص ۶۲، ح ۱

۲. فلسفه روزه

قال الصادق علیه السلام: انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر.

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.

من لا یحضره الفقیه، ج ۲ ص ۴۳، ح ۱

۳.روزه آزمون اخلاص

قال امیرالمومنین علیه السلام: فرض الله … الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على علیه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.

نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲

۴.روزه یاد آور قیامت

قال الرضا علیه السلام: انما امروا بالصوم لکى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا علیه السلام فرمود: مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.

وسائل الشیعه، ج ۴ ص ۴ ح ۵ علل الشرایع، ص ۱۰

۵.روزه زکات بدن

قال رسول الله صلى الله علیه و آله لکل شیئى زکاه و زکاه الابدان الصیام.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: براى هر چیزى زکاتى است و زکات بدنها روزه است.

الکافى، ج ۴، ص ۶۲، ح ۳

۶.روزه سپر آتش

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: الصوم جنه من النار.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: روزه سپر آتش (جهنم) است. «یعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الکافى، ج ۴ ص ۱۶۲

۷.اهمیت روزه

الصوم فى الحر جهاد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج ۹۶، ص ۲۵۷

۸.روزه نفس

قال امیرالمومنین علیه السلام

صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام.

امیرالمومنان على علیه السلام فرمود: روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه‏هاست.

غرر الحکم، ج ۱ ص ۴۱۶ ح ۶۴

۹.روزه واقعى

قال امیرالمومنین علیه السلام

الصیام اجتناب المحارم کما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام على علیه السلام فرمود: روزه پرهیز از حرامها است همچنانکه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى‏کند.

بحار ج ۹۳ ص ۲۴۹

۱۰.برترین روزه

قال امیرالمومنین علیه السلام

صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن.

امام على علیه السلام فرمود: روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.

غرر الحکم، ج ۱، ص ۴۱۷، ح ۸۰

۱۱.روزه چشم و گوش

قال الصادق علیه السلام

اذا صمت فلیصم سمعک و بصرک و شعرک و جلدک.

امام صادق علیه السلام فرمود: آنگاه که روزه مى‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«یعنى از گناهان پرهیز کند.»

۱۲.روزه اعضا و جوارح

عن فاطمه الزهرا سلام الله علیها

ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا علیها السلام فرمود: روزه‏دارى که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده روزه‏اش به چه کارش خواهد آمد.

۱۳.روزه ناقص

قال الباقر علیه السلام

لا صیام لمن عصى الامام و لا صیام لعبد ابق حتى یرجع و لا صیام لامراه ناشزه حتى تتوب و لاصیام لولد عاق حتى یبر.

امام باقر علیه السلام فرمود: روزه این افراد کامل نیست:

۱ . کسى که امام (رهبر) را نافرمانى کند.

۲ . بنده فرارى تا زمانى که برگردد.

۳ . زنى که اطاعت‏شوهر نکرده تا اینکه توبه کند.

۴ . فرزندى که نافرمان شده تا اینکه فرمانبردار شود.

۱۴.روزه بى ارزش

قال امیرالمومنین علیه السلام

کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء.

امام على علیه السلام فرمود: چه بسا روزه‏دارى که از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى که از نمازش جز بیخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

۱۵.روزه و صبر

عن الصادق علیه السلام فى قول الله عزوجل

«واستعینوا بالصبر و الصلوه‏»

قال: الصبر الصوم.

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عزو جل که فرموده است: از صبر و نماز کمک بگیرید، صبر، روزه است.

۱۶.روزه و صدقه

قال الصادق علیه السلام

صدقه درهم افضل من صیام یوم.

امام صادق علیه السلام فرمود: یک درهم صدقه دادن از یک روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

۱۷.پاداش روزه

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: قال الله تعالى ; الصوم لى و انا اجزى به

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است: روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

۱۸.جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلى الله علیه و آله ; من منعه الصوم من طعام یشتهیه کان حقا على الله ان یطعمه من طعام الجنه و یسقیه من شرابها.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: کسى که روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست که به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

۱۹.خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: طوبى لمن ظما او جاع لله اولئک الذین یشبعون یوم القیامه

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: خوشا بحال کسانى که براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اینان در روز قیامت‏سیر مى‏شوند. .

۲۰.مژده به روزه ‏داران

قال الصادق علیه السلام ; من صام لله عزوجل یوما فى شده الحر فاصابه ظما و کل الله به الف ملک یمسحون وجهه و یبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که در روز بسیار گرم براى خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بکشند و او را بشارت دهند تا هنگامى که افطار کند.

۲۱.شادى روزه دار

قال الصادق علیه السلام: للصائم فرحتان فرحه عند افطاره و فرحه عند لقاء ربه

امام صادق علیه السلام فرمود: براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

۱ . هنگام افطار ۲ . هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت)

۲۲.بهشت و باب روزه ‏دارن

قال رسول الله صلى الله علیه و آله ۷; ان للجنه بابا یدعى الریان لا یدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: براى بهشت درى است‏بنام (ریان) که از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۲۹۵، ح‏۳۱٫

۲۳.دعاى روزه ‏داران

قال الکاظم (علیه السلام): دعوه الصائم تستجاب عند افطاره

امام کاظم (علیه السلام) فرمود: دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

۲۴.بهار مومنان

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله): رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى کوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گیرد.

۲۵.روزه مستحبى

قال الصادق (علیه السلام): من جاء بالحسنه فله عشر امثالها من ذلک صیام ثلاثه ایام من کل شهر.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس کار نیکى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

۲۶.روزه ماه رجب

قال الکاظم (علیه السلام): رجب نهر فى الجنه اشد بیاضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام یوما من رجب سقاه الله من ذلک النهر.

امام کاظم (علیه السلام) فرمود: رجب نام نهرى است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.

من لا یحضره الفقیه ج ۲ ص ۵۶ ح ۲

۲۷.روزه ماه شعبان

من صام ثلاثه ایام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان کتب الله له صوم شهرین متتابعین.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر کس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به روزه ماه رمضان وصل کند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برایش محسوب مى‏کند.

وسائل الشیعه ج ۷ ص ۳۷۵،ح ۲۲

۲۸.افطارى دادن

قال الصادق (علیه السلام)

من فطر صائما فله مثل اجره ۷; امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر کس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.

۲۹.افطارى دادن

قال الکاظم (علیه السلام)

فطرک اخاک الصائم خیر من صیامک: امام کاظم (علیه السلام) فرمود: افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

۳۰.روزه خوارى

قال الصادق (علیه السلام) : من افطر یوما من شهر رمضان خرج روح الایمان منه

وسائل الشیعه، ج ۷ ص ۱۸۱، ح ۴ و ۵

من لا یحضره الفقیه ج ۲ ص ۷۳، ح ۹

۳۱.رمضان ماه خدا

قال امیرالمومنین ۶ : شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

امام على (علیه السلام) فرمود: رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

۳۲.رمضان ماه رحمت

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله): … و هو شهر اوله رحمه و اوسطه مغفره و اخره عتق من النار.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۳۴۲

۳۳.فضیلت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله) 😉

ان ابواب السماء تفتح فى اول لیله من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر لیله منه

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد.

۳۴.اهمیت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله) 😉

لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یکون رمضان السنه

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۳۴۶

۳۵.قرآن و ماه رمضان

قال الرضا (علیه السلام) 😉

من قرا فى شهر رمضان ایه من کتاب الله کان کمن ختم القران فى غیره من الشهور.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

هر کس ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند مثل اینست که درماههاى دیگر تمام قرآن را بخواند.

۳۶.شب سرنوشت‏ ساز

قال الصادق (علیه السلام) 😉

راس السنه لیله القدر یکتب فیها ما یکون من السنه الى السنه.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آینده نوشته مى‏شود.

۳۷.برترى شب قدر

قیل لابى عبد الله (علیه السلام) 😉

کیف تکون لیله القدر خیرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فیها خیر من العمل فى الف شهر لیس فیها لیله القدر.

از امام صادق (علیه السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: کار نیک در آن شب از کار در هزار ماه که در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

۳۸.تقدیر اعمال

قال الصادق (علیه السلام) 😉

التقدیر فى لیله تسعه عشر و الابرام فى لیله احدى و عشرین و الامضاء فى لیله ثلاث و عشرین.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گیرد و تصویب آن در شب بیست ویکم و تنفیذ آن در شب بیست‏سوم.

۳۹.احیاء شب قدر

عن فضیل بن یسار قال:

کان ابو جعفر (علیه السلام) اذا کان لیله احدى و عشرین و لیله ثلاث و عشرین اخذ فى الدعا حتى یزول اللیل فاذا زال اللیل صلى.

فضیل بن یسار گوید:

امام باقر (علیه السلام) در شب بیست و یکم و بیست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آید و آنگاه که شب به پایان مى‏رسید نماز صبح را مى‏خواند.

وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۶۰، ح ۴

۴۰.زکات فطره

قال الصادق (علیه السلام) 😉

ان من تمام الصوم اعطاء الزکاه یعنى الفطره کما ان الصلوه على النبى (صلى الله علیه و آله) من تمام الصلوه.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

تکمیل روزه به پرداخت زکاه یعنى فطره است، همچنان که صلوات بر پیامبر (صلى الله علیه و آله) کمال نماز است.

وسائل الشیعه، ج ۶ ص ۲۲۱، ح ۵

منبع: سایت ولی عصر

نماز جماعت.

اشاره:

نماز جماعت، نمازی که به صورت دسته‌جمعی اقامه می‌شود و یکی از با فضیلت‌ترین عبادات اسلامی است. گفته‌اند نماز جماعت جنبۀ عبادی-اجتماعیِ دین را در بر دارد. در نماز جماعت، کسی را که جلو می‏‌ایستد و مردم به او اقتدا می‏‌کنند امام و نمازگزارانی را که به او اقتدا می‌کنند «مأموم» می‌گویند. از برخی احادیث استفاده می‌شود که آغاز تشریع نماز به صورت جماعت بوده است.[۱] اولین نماز جماعت را پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) اقامه کردند.

نماز جماعت علاوه بر آثار عبادی و اخلاقی، فواید سیاسی و اجتماعی بسیاری دارد از جمله بروز و ظهور همگانی عبادت خدا، ظهور و تجلی دین در سطح جامعه، همیاری برای انجام دادن کارهای نیک و دوری از گناهان، هویت یافتن جامعه اسلامی، آگاهی بیشتر مردم از یکدیگر، ایجاد الفت و ارتباط بین مسلمانان در پرتو انضباطی خاص.[۲]

در روایات تأکید فراوانی برای شرکت در نماز جماعت، حتی با تحمل سختی شده است[۳] و ثواب فراوانی برای آن ذکر شده تا جایی که اگر تعداد نمازگزاران بیش از ده نفر باشند، ثواب هر رکعت قابل شمارش نیست. نماز جماعتْ سنّت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) معرفی شده که اگر کسی بدون عذر آن را ترک کند، به نماز واقعی دست نمی‌یابد.[۴]

در دو جای قرآن امر به نماز جماعت شده است:

۱. «وَ أَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ ارْکعُوا مَعَ الرَّاکعین: و نماز را بر پا دارید و زکات را بدهید و با رکوع‏‌کنندگان رکوع کنید».[۵] رکوع دسته‌جمعی کنایه از نماز جماعت است.

۲. «یا مَرْیمُ اقْنُتی لِرَبِّک وَاسْجُدی وَارْکعی مَعَ الرَّاکعینَ؛:ای مریم، فرمانبرِ پروردگار خود باش و سجده کن و با رکوع‌کنندگان رکوع نما».[۶]

در روایات علاوه بر توصیه‌های مؤکد بر نماز جماعت، آثار و برکات فراوانی برای نماز جماعت بیان شده است که در بخش «آثار نماز جماعت» به آنها اشاره خواهد شد.

ترک بدون عذر نماز جماعت از عوامل عدم قبول نماز شمرده شده و کوچک شماردن آن به منزله کوچک شمردن خداوند بیان شده است.[۷]

تعداد حاضران در نماز جماعت، هر چه بیشتر باشد نزد خدا محبوب‌تر[۸] و پاداش آن بیشتر است: اگر مأموم یک نفر باشد فضیلت نماز ۱۵۰ برابر و اگر دو نفر باشند ۶۰۰ برابر است و چنانچه از ۹ نفر فزونتر شوند پاداش چنین نمازی را جز خدا نمی‌داند.[۹]

بعضی احادیث یک نماز جماعت را برتر از چهل سال نماز فُرادی در خانه معرفی می‌کنند[۱۰] و در روایتی دیگر فضیلت نماز جماعت به امامت یک عالِم، همچون نماز به امامت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بیان شده است.[۱۱] پیامبر فرمود: هر که به سوی مسجد برود به هر گامی که برمی‌دارد، هزار حسنه در نامه عملش می‌نویسند و هفتاد هزار درجه بدو عطا کنند و اگر در این حال از دنیا برود حق تعالی هفتاد هزار فرشته را مأمور می‌کند در قبر او را زیارت کنند و در تنهایی قبر مونس او باشند تا از قبرش مبعوث شود.[۱۲]

تاریخچه

در قرآن، شرکت حضرت مریم در نماز جماعت ذکر شده است.

اولین نماز جماعتی که در اسلام بر پا شد، به امامت رسول خدا و شرکت حضرت علی بود که بعد از آن جعفر طیار (برادر حضرت علی) به امر ابوطالب (پدر حضرت علی) به این جمع ملحق شد.[۱۳]. حضرت خدیجه(س) اولین زنی بود که در نماز جماعت شرکت می‌کرد[۱۴]

نمازجماعت، مستحب یا واجب؟

نظر فقیهان شیعه استحباب مؤکد نماز جماعت است[۱۵]. حنبلیان و برخی از حنفیان نماز جماعت را واجب عینی دانسته[۱۶] ولی اقامه نماز به جماعت را شرط صحت آن نمی‌دانند[۱۷] و گروهی از شافعیان نماز جماعت را برای مردان در غیر حال سفر، واجب کفایی دانسته‌اند[۱۸]. بیشتر حنفیان و مالکیان و برخی از شافعیان معتقدند که خواندن نماز به جماعت، در تمامی نمازهای واجب، به جز نماز جمعه، از مستحباتِ مؤکد برای همه کسانی است که بدون مشقت، توان حاضر شدن در آن را دارند[۱۹].

به نظر مشهور فقهای شیعه، نماز عید فطر و نماز عید قربان، در صورت وجود همه شرایط وجوب (از جمله حضور امام معصوم)، باید به جماعت خوانده شوند[۲۰]. رأی حنفیان[۲۱] و حنبلیان نیز همین است، ولی مالکیان و شافعیان به جماعت خواندنِ نمازهای عید را مستحب دانسته‌اند[۲۲]. همچنین به نظر همه مذاهب اسلامی، در نماز جمعه، جماعت شرط صحت نماز است[۲۳].

بیشتر فقهای اهل سنت به جماعت خواندنِ تمامی نمازهای مستحب را مجاز می‌دانند[۲۴]. مالکیان و حنفیان به جماعت خواندن برخی نوافل در غیر نمازهای مستحبی ماه رمضان و نیز نماز آیات را مکروه دانسته‌اند[۲۵]. فقیهان شیعه به جماعت خواندن نمازهای مستحب، جز نماز باران (نماز استسقاء)، را مشروع ندانسته و همه اقسام نمازهای جماعت مستحب، از جمله نماز تراویح، را بدعت شمرده‌اند[۲۶]؛ البته به نظر برخی فقها برگزاری نماز عید فطر و عید قربان به جماعت، در عصر غیبت جایز و مستحب است.

کیفیت نماز جماعت

شیوه برگزاری نماز جماعت در نمازهای واجب، در همه مذاهب اسلامی تقریباً یکسان است. در این نماز، امام جماعت، به نمایندگی از نمازگزاران، در رکعتهای اول و دوم حمد و سوره را می‌خواند و نمازگزاران، ضمن پیروی از امام در حرکات و اعمال نماز، بقیه ذکرهای نماز را در این دو رکعت و همه رکعتهای بعد با صدای آهسته می‌خوانند. نمازگزار (مأموم) نباید در افعال نماز به عمد از امام جماعت پیشی بگیرد. به نظر مشهور فقهای شیعه و برخی مذاهب اهل سنّت، پیروی نمازگزاران از امام جماعت در افعال نماز شرط صحت آن نیست، هرچند برخی فقها این امر را شرط صحت و شماری دیگر آن را شرط جماعت بودن نماز می‌دانند.[۲۷]

شرایط صحت نماز جماعت

فقهای شیعه و اهل سنت، برای اقامه صحیح نماز جماعت، رعایت شرایطی را لازم دانسته‌اند، از جمله:

حضور حداقل دو نفر در نماز جماعت، که یک نفر از آنان امامت را برعهده بگیرد. این شرط در مورد نمازهای جمعه و عید به گونه دیگری مطرح می‌شود.

یکسان بودن نماز امام جماعت با نمازگزاران از نظر وجوب یا استحباب (در نمازهای مستحبی که می‌توان به جماعت خواند)

تقدمْ نداشتنِ جایگاه نمازگزاران بر محل امام جماعت

نبودن مانع میان صف اول و امام جماعت، به گونه‌ای که نمازگزاران بتوانند امام را ببینند.

اتصال صفوف نماز جماعت به یکدیگر

بلندتر نبودن جایگاه امام جماعت از دیگر نمازگزاران؛[۲۸] از این رو، معمولاً در مساجد سطح محراب پایین‌تر از سطح مسجد ساخته می‌شود.

امام جماعت

در نماز جماعت، آنکه جلو می‌‏ایستد و مردم به او اقتدا می‏کنند، «امام‏» نام دارد. در نظام اجتماعی-سیاسی اسلام، آنکه پیشوایی جمعی را به عهده دارد باید از یک سری ‏فضیلت‏ها و برتری‏هایی برخوردار باشد، تا فضایل او، الهام‏ بخش دیگران نیز باشد. در نماز جماعت نیز، پیشنماز، علاوه بر داشتن عدالت و قرائت صحیح نماز باید در علم و عمل و تقوا برتر از دیگران باشد، مورد اطمینان مردم بوده[۲۹] و لیاقت رهبری معنوی نمازگزاران در دنیا[۳۰] و شفاعتشان در آخرت را داشته[۳۱] و زینت مسجد به حساب آید.[۳۲]

فقهای شیعه بر این شرط عدالت درباره امام جماعت بسیار تأکید کرده و صریحاً نماز جماعت با امام فاسق را باطل دانسته‌اند.[۳۳]

به نظر همه مذاهب فقهی، زن نمی‌تواند برای نمازگزارانی که در میان آنان مرد وجود دارد، امام جماعت باشد، اما به نظر برخی فقهای شیعه، امامت او برای جماعت زنان مجاز است.[۳۴]

آداب نماز جماعت

بهتر است نمازگزار محافظت بر صف اول[۳۵] داشته باشد که پاداش جهاد در راه خدا دارد،[۳۶] متوجه نماز خود باشد و از توجه به دیگران و اعمالشان خودداری کند، هماهنگی با امام جماعت را رعایت کرده و نظم جماعت را بر هم نزند، بهترین لباسهای خود را پوشیده و خود را معطر کند، در صفها مزاحم دیگران نشود، بوی بدن یا دهان او دیگران را آزار ندهد، به هنگام نماز صدای او دیگران را آزار ندهد، با برادران دینی احوالپرسی کرده و جویای احوال غائبین باشد. امام جماعت نیز باید حال شرکت کنندگان در نماز را مراعات کند.[۳۷]

آثار نماز جماعت

تأکید فراوان دین بر نماز جماعت نشان دهندۀ آثار و برکات فراوان آن در زندگی اجتماعی و معنوی مسلمانان است. از مهم‌ترین این آثار می‌توان به این موارد اشاره کرد: آشکار و عمومی شدن اسلام و اخلاص در بین مردم،[۳۸] عامل دوری از نفاق[۳۹]، خشنودی خدا و ملائکه،[۴۰] آمرزش گناهان[۴۱]، آسانی سختی‌های قیامت، ورود به بهشت،[۴۲] عامل استجابت دعا و[۴۳] توفیق شفاعت دیگران،[۴۴] نشان عظمت دین، هراسی در دل دشمنان و مایۀ آرامش مؤمنان، گسترش و تعمیق فرهنگ نماز در جامعه، تقویت کننده ‏روحیه اجتماعی و همدلی بین برادری دینی و زدودن روحیه استبدادی و تک روی، همکاری و تعاون و رسیدگی به مشکلات برادران دینی، آموزش علم و تقوا و عدالت و نظم، همنشینی با صالحان،… اشاره کرد.

مهم‌ترین نمازهای جماعت

از مهمترین نمازهای جماعت می‌توان به نمازهای مسجدالحرام و مسجدالنبی اشاره کرد که در طول قرن‌ها شاهد حضور مسلمان‌ها از ملیت‌های مختلف و با مذاهب مختلف در کنار هم بوده و باعث ایجاد وحدت و همدلی در بین مسلمانان می‌شود. نماز جماعت مسجدالحرام در شلوغ‌ترین ایام حج با شرکت حدود ۴ میلیون نمازگزار اقامه می‌شود.

آیت الله محمد حسین کاشف الغطا در سال ۱۳۵۰ق از سوی علمای عراق در «کنگره اسلامی قدس» شرکت کرد و شخصیت او باعث شد در مسجدالاقصی نماز به امامت او بر پا شده و هزاران مسلمان از جمله علمای مذاهب مختلف عضو کنگره به او اقتدا کردند. آن زمان شیعه حتی در بیروت نمی‌توانست بدون تقیه در مسجدی نماز بگذارد اما بعد از این سفر اوضاع به عکس شده و به شیعه مانند دیگر مذاهب اسلامی نگریستند.

پی نوشت:

  1. اشتهاردی، ج۲، ص۸۴
  2. ابن بابویه، ۱۳۸۶، ج۱، ص۲۶۲، ج۲، ص۳۲۵
  3. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم):الصلاه جماعه و لو علی رأس زج در نماز جماعت شرکت نمایید، گر چه آن را بر سر آهن و نوک نیزه انجام دهید. یعنی هر قدر سخت و دشوار باشد، از حضور در جماعت دریغ نکنید. بحار الانوار، ج,۸۸ ص۴
  4. کلینی، ج۳، ص۳۷۲
  5. بقره: ۴۳.
  6. آل عمران: ۴۳.
  7. من حقره فانما یحقرالله. من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۷۷.
  8. ما کثر فهو احب الی الله. کنزالعمال، ج۸، ص۲۵۸.
  9. مستدرک الوسائل، ج۱، ص۴۸۷، رساله حضرت امام، مسئله ۱۴۰۰.
  10. رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره اهمیت جماعت، فرمود: «صلاه الرجل فی جماعه خیر من صلاته فی بیته اربعین سنه. قیل: یا رسول الله! صلاه یوم؟ فقال صلی الله علیه و آله: صلاه واحده»، مستدرک الوسائل، ج۱، ص۴۸۸.
  11. قال رسول الله – صلی الله علیه وآله -:من صلی خلف عالم فکانما صلی خلف رسول الله؛ کسی که پشت سر عالم نماز به جا آورد، مانند کسی است که پشت سر پیغمبر خدا نماز خوانده است. بحارالانوار، ج۸۸، ص۱۱۹
  12. ثواب الاعمال، ص۲۵۹، بحار، ج۸۵، ص۴۳۴
  13. بحارالانوار ج۸۵ ص۳
  14. اسدالغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۴۱۴
  15. طوسی، ۱۳۸۷، همانجا؛ نراقی، ج۸، ص۱۱ـ۱۲
  16. ابن اثیر، ج۵، ص۵۶۴، ۵۶۶
  17. زحیلی، ج۲، ص۱۱۶۹
  18. خطیب شربینی، ج۱، ص۲۲۹ـ۲۳۰
  19. نووی، ج۴، ص۱۸۸؛ زحیلی، ج۲، ص۱۱۶۷ـ ۱۱۶۸
  20. ابن بابویه، ۱۴۱۵، ص۱۴۹؛ محقق حلّی، ج۱، ص۷۸؛ نراقی، ج۶، ص۶
  21. برای نمونه رجوع کنید به کاسانی، ج۱، ص۶۱۶
  22. رجوع کنید به خطیب شربینی، ج۱، ص۲۲۵؛ بهوتی حنبلی، ج۱، ص۵۵۳
  23. ابوالفضل موصلی، ج۱، ص۸۳؛ علامه حلّی، ج۱، ص۵۱؛ بهوتی حنبلی، ج۱، ص۵۵۲ ۵۵۳
  24. ابن قدامه، ج۱، ص۷۷۵ـ ۷۷۶؛ جزیری، ج۱، ص۳۷۰ـ۳۷۱
  25. شمس الائمه سرخسی، ج۲، ص۳۷؛ جزیری، ج۱، ص۳۷۰
  26. طوسی، ۱۴۰۷ـ۱۴۱۷، ج۱، ص۵۳۰
  27. جزیری، ج۱، ص۳۸۱ـ ۳۸۵؛ بروجردی، ج۱۷، ص۲۲۹ـ۲۳۲
  28. پورتال انهار، توضیح المسائل مراجع.
  29. مستدرک الوسائل، ج۱ ص۴۹۰
  30. مستدرک الوسائل، ج۱ ص۴۹۱، وسائل، ج۵ ص۴۱۶.
  31. وافی، ج۲ ص۱۷۷.
  32. نورالثقلین، ج۲ ص۱۹.
  33. ابن قدامه، ج۲، ص۲۲
  34. شافعی، ج۱، ص۱۹۱؛ طوسی، ۱۳۸۷، ج۱، ص۱۵۷؛ ابن قدامه، ج۲، ص۳۳؛ نووی، ج۴، ص۲۵۵
  35. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم):و من حافظ علی الصف الاول و التکبیره الاولی لا یؤذی مسلما اعطاه الله من الاجر ما یعطی المؤذنون فی الدنیا و الاخره کسی که محافظت و مداومت بر صف اول و تکبیر اول نماید، و مسلمانی رااذیت نکند، خداوند به او اجری معادل اجری که مؤذن در دنیا و آخرت دریافت می‌کند، عطاخواهد کرد. وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۸۷
  36. قال ابوالحسن موسی بن جعفر – علیه‌السلام -:ان الصلوه فی الصف الاول کالجهاد فی سبیل الله – عز و جل -؛ نماز خواندن در صف اول، مانند جهاد در راه خداست. وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۸۷
  37. قال علی (علیه‌السلام): و قد سئلت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) حین وجهنی الی الیمن کیف اصلی بهم؟ فقال صل بهم کصلوه اضعفهم و کن بالمؤمنین رحیما. هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا به سوی یمن می‌فرستاد، از ایشان پرسیدم: چگونه با آنان نماز بخوانم؟ آن حضرت فرمود؟ نمازی بخوان همچون نمازی که ناتوان‌ترین آنها می‌خواند و نسبت به مؤمنان رحیم و مهربان باش.نهج البلاغه، نامه ۵۲
  38. امام رضا علیه‌السلام فرمود: «انما جعلت الجماعه لئلا یکون الاخلاص والتوحید والاسلام والعباده لله الا ظاهرا مشکوفا مشهورا؛ علت تشریع نماز جماعت آن است که اسلام و توحید و بندگی و اخلاص به خداوند متعال در معرض دید عموم و ظاهر و مشهور در میان مردم باشد». وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۷۲.
  39. مستدرک الوسائل، ج۱، ص۴۸۸.
  40. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم):ثلاثه یضحک الله الیهم: الرجل اذاقام باللیل یصلی و القوم اذا صفوا فی الصلاه، و القوم اذا صفوا فی قتال العدو. سه گروهند که خداوند از آنان خشنود است:۱- کسی که نماز شب می‌خواند.۲- جمعی که نماز جماعت تشکیل می‌دهند.۳- دسته‌ای که در برابردشمن در راه خدا صف آرایی کرده‌اند. ثواب الاعمال، ص۹۶
  41. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم):من اتی الجماعه ایمانا واحتسابا استأنف العمل کسی که در نماز جماعت با ایمان و قصد پاک و خشنودی خدا داخل شود، اعمال خود را از سر گیرد. (کنایه از این است که گناهان گذشته‌اش بخشیده می‌شود. ثواب الاعمال، ص۸۷
  42. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم):فما من مؤمن مشی الی الجماعه الا خفف الله علیه اهوال یوم القیامه، ثم یأمر به الی الجنه. پس مؤمنی نیست که در راه نماز جماعت قدم بردارد مگر این که خداوندتبارک و تعالی ترس وهراس روز قیامت را برای او سبک می‌گیرد، سپس او راامر می‌کند به ورود به بهشت. وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۷۲
  43. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم):ان الله یستحیی من عبده اذا صلی فی جماعه ثم سأله حاجه ان ینصرف حتی یقضیها زمانی که بنده‌ای نمازش را به جماعت بخواند، خداوند از او حیاء می‌کند وهنگامی که از او طلب حاجت کرد، منصرف نشود، مگراین که حاجتش رابرآورد. بحار الانوار، ج,۸۸ ص۴
  44. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم):ان الله وعد ان یدخل الجنه ثلاثه نفور بغیرحساب و یشفع کل واحد منهم فی ثمانین الفا، المؤذن و الامام، و رجل یتوضا ثم یدخل المسجد فیصلی فی الجماعه همانا خداوند به سه گروه وعده داد، بدون حساب واردبهشت شوند، و هریک از این سه گروه (روز قیامت) می‌توانند هشتاد هزار نفر راشفاعت کنند وآنها عبارتند از: ۱- مؤذن. ۲- امام جماعت. ۳- کسی که وضو بگیرد، سپس داخل مسجد شود و نماز را به جماعت به جا آورد. مستدرک الوسائل، ج۱، ص۴۸۸

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. ابن اثیر، جامع الاصول فی احادیث الرسول، چاپ عبدالقادر ارناؤوط، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  3. ابن ادریس حلّی، کتاب السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم ۱۴۱۰ـ۱۴۱۱.
  4. ابن بابویه، علل الشرایع، نجف ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست قم [بی تا. ].
  5. ابن بابویه، المقنع، قم ۱۴۱۵؛
  6. ابن حجرعسقلانی، تلخیص الحبیر، [بیروت ]: دارالفکر، [بی تا.].
  7. ابن حجرعسقلانی، فتح الباری: شرح صحیح البخاری، بیروت: دارالمعرفه، [ بی‌تا. ].
  8. ابن حزم، المحلّی ‘، چاپ احمد محمدشاکر، بیروت: دارالجیل، [بی تا. ].
  9. ابن عابدین، حاشیه ردّ المحتار علی الدّرالمختار: شرح تنویرالابصار، چاپ افست بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
  10. ابن قدامه، المغنی، بیروت: دارالکتاب العربی، [ بی‌تا.].
  11. ابن ماجه، سنن ابن ماجه، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، [قاهره ۱۳۷۳/۱۹۵۴]، چاپ افست [بیروت، بی‌تا. ].
  12. عبداللّه بن محمود ابوالفضل موصلی، الاختیار لتعلیل المختار، تعلیقات محمود ابودقیقه، استانبول ۱۹۸۴.
  13. سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود، چاپ سعید محمد لحام، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
  14. علی پناه اشتهاردی، تقریر بحث السید البروجردی، قم ۱۴۱۶.
  15. محمدحسین اصفهانی، بحوث فی الفقه، قم ۱۴۱۸.
  16. محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، [چاپ محمد ذهنی افندی]، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
  17. مرتضی بروجردی، المستند فی شرح العروه الوثقی، تقریرات درس آیه اللّه خوئی، ج۱۷، قم ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
  18. منصوربن یونس بهوتی حنبلی، کشاف القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
  19. محمدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج۱، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت ۱۴۰۳.
  20. توضیح المسائل مراجع: مطابق با فتاوای دوازده نفر از مراجع معظّم تقلید، گردآوری محمدحسن بنی هاشمی خمینی، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۸ش.
  21. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
  22. حرّعاملی؛ وسایل الشیعه.
  23. محمدبن علی حصکفی، الدّرالمختار، درابن عابدین، همان منبع.
  24. محمدبن احمد خطیب شربینی، مغنی المحتاج الی معرفه معانی الفاظ المنهاج، مع تعالیق جوبلی بن ابراهیم شافعی، بیروت: دارالفکر، [بی تا.].
  25. احمد خوانساری، جامع المدارک فی شرح المختصر النافع، علق علیه علی اکبر غفاری، ج۱، تهران ۱۳۵۵ ش.
  26. ابوالقاسم خوئی و جوادتبریزی، صراط النجاه: استفتاءات لآیه اللّه العظمی الخوئی مع تعلیقه و ملحق لآیه اللّه العظمی التبریزی، قم ۱۴۱۶ـ ۱۴۱۸.

مسجد سهله.

اشاره:

مسجد سَهْله که با نام‌های دیگری از جمله مسجد سهیل، بنی‌ظفر و عبدالقیس هم شناخته می‌شود، از مشهورترین مساجد اسلامی است که در قرن اول هجری توسط قبایل عرب کوفه و در فاصله حدود دو کیلومتری شمال غربی مسجد جامع کوفه ساخته شده است. این مسجد یکی از کهن‌ترین مساجد منتسب به امام دوازدهم شیعیان است و در آن، مقامی منسوب به امام زمان وجود دارد و بنابر برخی روایات، محل زندگی امام دوازدهم پس از ظهور، همین مکان است.

مسجد سهله در فرهنگ شیعه، بعد از مسجد کوفه، پراهمیت‌ترین مسجد شمرده می‌شود. در بخش‌های مختلف صحن مسجد، محراب‌هایی ساخته شده که به نام پیشوایان دینی نامگذاری شده؛ از جمله مقام امام صادق، امام سجاد، ابراهیم، ادریس و خضر.

مسجد سهله را قبیله بنی ظفر، طایفه‌ای از انصار، ساخته‌اند. امام علی(علیه السلام)، مسجد بنی ظفر را همانند مسجد کوفه دانسته است.[۱] در علت نامگذاری این مسجد، گفته شده که سهیل، نام سازنده آن است، عبدالقیس، نام طایفه‌ای است که این مسجد در منطقه سکونت آنها بنا شده و بنی‌ظفر هم یکی از طایفه‌های قبیله عبدالقیس است.

ابن الفقیه از حضرت علی(علیه السلام) روایت می‌کند که فرمودند: در کوفه چهار بقعه مقدس هست که چهار مسجد در آن ساخته شده است. به حضرت عرض شد: آن مساجد کدامند؟ حضرت فرمود: یکی از آنها مسجد ظفر یا همان مسجد سهله است.

موقعیت جغرافیایی

مسجد سهله در شرق نجف، یعنی در شهر کوفه قدیم قرار دارد. این مسجد در ۱۰ کیلومتری شمال شرقی حرم امام علی(علیه السلام) با زاویه ۳۷ درجه، و ۲ کیلومتری شمال غربی مسجد کوفه با زاویه ۵۳ درجه است.

ویژگی‌های ساختمان مسجد

شکل هندسی مسجد سهله، تقریبا مستطیل است، با طول ۱۴۰ متر، عرض ۱۲۵ متر و مساحتی بالغ بر ۱۷۵۰۰ مترمربع. صحن مسجد به ابعاد ۱۲۵ و ۱۴۰ متر با دیواری به طول ۲۲ متر است. در هر یک از اضلاع چهارگانه دیوار، برج‌های نیم‌دایره‌ای ساخته شده است. در میانه ضلع شرقی دیوار، مناره‌ای به ارتفاع ۳۰ متر وجود دارد. درِ اصلی مسجد، در میانه ضلع شرقی و در کنار این مناره است.

مسجد سهله، سه در و یک مناره نسبتا بلند دارد که در ۱۳۷۸ ق تجدید بنا شده است.

جایگاه ویژه مسجد سهله

این مسجد منزلگاه و عبادتگاه بسیاری از پیامبران از جمله حضرت ابراهیم(علیه السلام)، ادریس(علیه السلام)، خضر(علیه السلام)، و جایگاه برخی از امامان شیعه از جمله مقام امام صادق(علیه السلام)، امام سجاد(علیه السلام) بوده و بر اساس روایت امام صادق(علیه السلام)، حضرت مهدی(عج) پس از ظهور در آن ساکن خواهد شد».[۲]

بنابر حدیثی از امام صادق(علیه السلام)، مسجد سهیل خانه ابراهیم(علیه السلام) و ادریس بوده و صور در آن دمیده می‌شود و از اطراف آن هفتاد هزار نفر بدون حساب به بهشت می‌روند.[۳]

از امام صادق(علیه السلام) نقل است که در آن موضع، خانه‌ای است که ادریس در آن خیاطی می‌کرد.[۴] ابراهیم(علیه السلام) از آنجا به سوی عمالقه خارج شده است و در آن مکان صخره‌ای است که تصویرهای پیامبران در آن است و از آن مسجد خاکی برداشته شده که خداوند انبیا را با آن خلق کرده است. آنجا مقام حضرت خضر [۵] و جایی است که حضرت موسی با خضر ملاقات کرد[۶] همچنین آمده است که شخص گرفتار و پریشان به آن مسجد نمی‌رود مگر آنکه خداوند برای او گشایشی فراهم آورد.[۷][۸]

از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است که خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر آنکه در آن مسجد نماز گزارده است، در آنجا عدل الهی آشکار می‌شود و منازل و جایگاه‌های پیامبران، اوصیاء و صالحین است.[۹] از امام سجاد(علیه السلام) نقل شده است که هر کس در مسجد سهله دو رکعت نماز به جای آورد، خداوند دو سال بر عمر او می‌افزاید. [۱۰]

مقام‌های مسجد سهله

در بخش‌های مختلف صحن مسجد سهله، مکان‌هایی منسوب به پیامبران و اهل بیت (علیه السلام) هست که در اصطلاح، مقام خوانده می‌شوند. این مقام‌ها عبارتند از:

مقام ابراهیم(علیه السلام)، در شمال غربی و بین دیوار غربی و شمالی.

مقام یونس(علیه السلام)، در جنوب غربی و بین دیوار جنوبی و غربی.

مقام ادریس(علیه السلام)، در بین دیوار شرقی و شمالی. آن را مقام عیسی و همچنین «بیت الخضر» هم می‌نامند.

مقام صالح(علیه السلام)، در سمت شرقی بین دیوار جنوبی و شرقی. به مقام صالحین، انبیا و مرسلین معروف است.

مقام امام سجاد(علیه السلام)، در میانه مسجد، کمی مایل به سمت شرقی.

مقام امام صادق(علیه السلام)، درست در وسط مسجد. براساس روایات تاریخی، امام جعفر صادق مدتی در آنجا اقامت کرده و به عبادت و دعا مشغول بوده است.

مقام امام زمان، در قسمت میانی مسجد، کمی مایل به سمت جنوب، در بین مقام‌های امام سجاد و یونس.

انتساب به امام زمان

در مسجد سهله، مقامی به حضرت مهدی(عج) منسوب است که در قسمت میانی مسجد و در بین مقام‌های امام سجاد(علیه السلام) و حضرت یونس قرار دارد. برخی روایات، مسجد سهله را محل زندگی امام زمان پس از ظهور معرفی کرده‌اند.[۱۱]

اعمال مسجد سهله

از بعض کتب‏ مزاریه نقل شده: که چون خواستى وارد مسجد شوى، نزد درگاه بایست و بگو:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ خَیْرُ الْأَسْمَاءِ لِلَّهِ

سپس آیه الکرسی و سوره فلق و سوره ناس را بخوان‏ و خدا را هفت مرتبه تسبیح و هفت مرتبه حمد و هفت مرتبه تهلیل و هفت مرتبه تکبیر بگو یعنى هریک از سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر را هفت مرتبه بگو و بخوان:

اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا هَدَیْتَنِی وَ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا فَضَّلْتَنِی وَ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا شَرَّفْتَنِی

سید ابن طاووس فرموده: چون اراده کردى به مسجد سهله بروى، در شب چهارشنبه بین مغرب و عشا وارد آن مسجد شو. که فضیلت آن از اوقات دیگر بیشتر است همین که وارد مسجد شدى نماز مغرب و نافله آن را بجا آور، آنگاه دو رکعت نماز تحیّت مسجد قربه الى اللّه بخوان، چون فارغ شدى دستها را به جانب آسمان بلند کن و بگو:

أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ مُبْدِئُ الْخَلْقِ وَ مُعِیدُهُمْ وَ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ

سپس به سجده برو و خشوع کن،و خدا را به جهت‏ هرچه خواهى بخوان پس از ان دو رکعت نماز در گوشه‏اى که طرف مغرب و شمال است بخوان، که آن محل خانه‏ حضرت ابراهیم (علیه السلام) است و از آنجا به جنگ «عمالقه» رفت، چون از نماز و تسبیحات حضرت زهرا (س) فارغ شدى چنین بگو:

اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذِهِ الْبُقْعَهِ الشَّرِیفَهِ وَ بِحَقِّ مَنْ تَعَبَّدَ لَکَ فِیهَا قَدْ عَلِمْتَ حَوَائِجِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ پس در گوشه‏اى دیگر که سمت مغرب و قبله است دو رکعت نماز بگذار،و دستها را بردار و بگو: اللَّهُمَّ إِنِّی صَلَّیْتُ هَذِهِ الصَّلاهَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِکَ وَ طَلَبَ نَائِلِکَ وَ رَجَاءَ رِفْدِکَ وَ جَوَائِزِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْهَا مِنِّی بِأَحْسَنِ قَبُولٍ وَ بَلِّغْنِی بِرَحْمَتِکَ الْمَأْمُولَ وَ افْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

سپس به سجده برو،و دو طرف صورت خویش را به‏ خاک بگذار، آنگاه به گوشه ‏اى که بر طرف مشرق است برو و در آنجا دو رکعت نماز بخوان و دستهایت را بگشا و بگو:

اللَّهُمَّ إِنْ کَانَتِ الذُّنُوبُ وَ الْخَطَایَا قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهِی عِنْدَکَ

سید بن طاووس می گویداز بعض کتب مزاریه[مربوط به زیارت] غیر معروفه نقل شده: که پس از آن مى‏ روى به گوشه‏ دیگر که در جانب مشرق قرار گرفته و در آنجا دو رکعت نماز مى‏ خوانى و می‌گویى:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا اللَّهُ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

پس از آن دو رکعت نماز در خانه‏ اى که میان مسجد است بجا مى‏ آورى و مى ‏گویى:

یَا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَیَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ یَا فَعَّالا لِمَا یُرِیدُ .

سپس دو طرف صورت خود را بر خاک بگذار.

این مکان شریف در این زمان معروف به مقام امام‏ زین العابدین (علیه السلام) است و در کتاب «مزار قدیم» نقل کرده: بعد از دو رکعت نماز در این مقام بخواند دعاى: اللّهمّ‏ انّى اسالک یا من لا تراه العیون را و این دعا در اعمال دکّه باب امیر مؤمنّان (علیه السلام) در مسجد کوفه ذکر شد.[۱۲]

نیز نقل شده است که در این مسجد دو رکعت نماز بین شام و خفتن مستحب است. از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده: هر غمناکى چنین کند و دعا نماید، حق تعالى غمش را برطرف کند.

پی نوشت:

  1. محمدحسین رجبی، کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی، ص ۴۲۷.
  2. ر.ک: کافی، ج ۳، ص ۴۹۵؛ تهذیب الأحکام، ج ۳، ص ۲۵۲؛ وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۶۷؛ مرآت العقول، ج ۱۵، ص ۴۹۱؛ ارشاد مفید، ج ۲، ص ۳۸۰؛ غیبت شیخ طوسی، ص ۴۷۱؛ کشف الغمّه، ج ۳، ص ۲۵۳؛ مزار شیخ مفید، ص ۲۵؛ المزار الکبیر، ص ۱۳۴؛ ابن قولویه، همان، ۲۹.
  3. یاقوت حموی، معجم البلدان، جلد ۳، ص ۲۹۰ و ۲۹۱.
  4. در گوشه جنوب غربی، سمت قبله، مقام حضرت ادریس است.
  5. در ضلع جنوبی مقام امام زمان(عج) و امام زین العابدین(علیه السلام) و مقام خضر قرار دارد.
  6. ر.ک: ابن بابویه، ۱۴۱۴، ج ۱، ص ۲۳۲؛ طوسی، ۱۳۷۶ش، ج ۳، ص ۲۷۷.
  7. یاقوت حموی، معجم البلدان، جلد ۳، ص ۲۹۰ و ۲۹۱.
  8. حسینی الجلالی، مزارات اهل البیت و تاریخهما، ص ۶۲ ـ ۶۳.
  9. حسینی الجلالی، مزارات اهل البیت و تاریخهما، ص ۶۲ ـ ۶۳.
  10. بحار الانوار، ج ۹۷، ص ۴۳۶، ح ۶.
  11. کلینی، الکافی، ج ۳، ص ۴۹۵؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۳۱۸؛ ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص ۱۳۴؛ مفید، الارشاد، ج ۳، ص ۳۸۰.
  12. قمی، شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، اعمال مسجد سهله.

منابع

  1. کلینی، محمدبن یعقوب، کافی،‌ دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۸۹ق.
  2. مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، به کوشش مؤسسه آل البیت، دوم، بیروت،‌ دارالمفید، ۱۴۱۳ق.
  3. دکتر اصغر قائدان، عتبات عالیات عراق.

منبع: ویکی شیعه

ثواب گریه بر امام حسین (ع)

پرسش:

گریه را تعریف کنید؟ و اینکه در روایات آمده کسی برای امام حسین ـ علیه السّلام ـ بگرید یا بگریاند و یا به حالت گریه در آید بهشت بر او واجب می شود، پس آیا کسی که تمام عمر را گناه کرده با یک گریه کردن وارد بهشت شود؟

پاسخ:

مقدمه:

به یقین، تأکید و توصیه‌ای که در روایات نسبت به بر پا نمودن مجالس عزا و گریه بر مصائب امام حسین ـ علیه السّلام ـ وارد شده است،‌ نسبت به هیچ یک از امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ حتی وجود مقدّس پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ وارد نشده است. گویا در این مسأله سری نهفته است که ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ این همه آن را مورد تأکید و سفارش قرار داده‌اند و خود برای مظلومیت آن حضرت مجالس عزا بر پا می‌کردند و مرثیه سراها مرثیه می‌خواندند و حضرات معصومین ـ علیهم السّلام ـ گریه می‌کردند و مردم را به این کار تشویق می‌کردند و از ثواب گریه بر امام حسین ـ علیه السّلام ـ مطّلع می‌نمودند مثلاً از امام رضا ـ علیه السّلام ـ در روایتی نقل شده است که: «فَعَلی مثل الحسین فلیبک الباکون، فإنّ البکاءَ علیه یَحُطّ الذّنوب العظام»(۱) پس بر همانند حسین ـ علیه السّلام ـ باید گریه کنندگان گریه کنند، چرا که گریه بر آن حضرت گناهان بزرگ را می‌ریزد».
بیان روایات در وعده ثواب‌های عظیم این مجالس به گونه‌ای است که عدّه‌ای آن را اغراق آمیز دانسته و منکر آن شده‌اند و منشأ آن را «غُلات» دانسته و گفته‌اند: «ثواب باید با عمل تناسب داشته باشد، چگونه ممکن است عمل کوچکی مانند گریه بر امام حسین ـ علیه السّلام ـ این قدر پاداش عظیم داشته باشد؟!».
عده‌ای هم در نقطه مقابل آن افراط نموده و معتقد شده‌اند، همین که انسان بر امام حسین ـ علیه السّلام ـ بگرید، هر چند به قد بال مگسی باشد اهل نجات است، حتی اگر در باتلاق گناه و فساد فرو رفته باشد. در نگاه اینان همه دروغگویی‌ها، خیانت‌ها، ظلم‌ها و حق کشی‌ها با قطره اشکی شسته می‌شود!
مطمئناً هیچ یک از این دو دیدگاه که در دو طرف افراط و تفریط واقع شده‌اند، نمی‌تواند صحیح باشد. اینگونه اظهار نظرها از کسانی عنوان می‌شود که نتوانستند برای این روایات و وعده ثوابهای فوق العاده سوگواری، تحلیل صحیح و جامعی ارائه دهند و در واقع از درک فلسفه عزاداری عاجز ماندند.
نخست تحلیل‌‌های نادرست و نقد آنها را به صورت گذرا بیان می‌کنیم، سپس سراغ تحلیل منطقی مسأله می‌رویم.

۱٫ حسن ذاتی گریه:‌

عده‌ای با توجه به آثار مثبت جسمانی و روانی گریه و تأثیر آن در پالایش روح و روان انسان مدعی شدند یکی از اسرار تأکید ائمه ـ علیهم السّلام ـ نسبت به بر پایی مجالس عزا به خاطر حُسن ذاتی گریه است، زیرا «اظهار تأثر» به وسیله گریه از نشانه‌های طبیعی و تعادل عاطفی آدمی است. اشخاصی که کمتر گریه می‌کنند و نمی‌توانند بدین وسیله غم‌ها و افسردگی‌های خویش را تخلیه کنند و عقده‌های درونی خویش را بگشایند، از روان متعادل و سلامت جسمی و روحی خوبی برخوردار نیستند. به عقیده اینان به خاطر همین حسن ذاتی گریه بود که یعقوب ـ علیه السّلام ـ برای دوری از فرزندش سالها اشک ریخت و رسول خدا (ص) در مرگ فرزندش ـ ابراهیم(۲)ـ به سختی گریست. هم چنین به هنگام مرگ جمعی از صحابه و یارانش و در شهادت عمویش حمزه گریان شد و بانوان مدینه را جهت گریستن بر حمزه دعوت کرد.(۳) و به همین دلیل بود که حضرت علی بن الحسین ـ علیه السّلام ـ در شهادت پدر بزرگوارش سالیان دراز گریان بود.(۴)
هر چند آثار مثبت گریه در پالایش روح انسان و حتی تکامل آن و دیگر فواید طبّی آن، قابل انکار نیست، ولی چنین تحلیلی هرگز نمی‌تواند سرّ این همه تأکید و سفارش ائمه اطهار برای گریستن بر امام حسین ـ علیه السّلام ـ و وعده ثواب های فراوان آن باشد.

۲٫ تشکر از امام حسین ـ علیه السّلام ـ :

در این تحلیل امام حسین ـ علیه السّلام ـ خود را فدا کرد تا گناهان امت بخشوده شود و امام کفّاره گناهان امت باشد. نظیر اعتقاد باطلی که مسیحیان به حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ دارند و می‌گویند مسیح ـ علیه السّلام ـ با تن دادن به صلیب باعث پاک شدن گناهان پیروان خود شد و آنان را رستگار کرد.
این تحلیل نیز با هیچ یک از اصول و مبانی مسلّم دینی سازگار نیست و موجب شده است عده‌ای گمان کنند که امام حسین ـ علیه السّلام ـ با شهادت خود و فرزندانش، گناهکاران را در برابر عذاب الهی بیمه کرده است. نفوذ این پندار غلط تا جایی بوده است که حتی سلاطین جبّار و ستمگری که حکومتشان بر پایه‌های ظلم و بی عدالتی استوار بود و دستشان به خون بی گناهان آلوده بود، در ایام عزاداری آن حضرت مجالس عزا به پا کنند و یا خود پا برهنه در دستجات عزاداری به سر و سینه بزنند، و آن را مایه نجات خود بدانند!
هیچ کس نمی‌تواند شفاعت را انکار کند، ولی شفاعت حساب و کتاب و شرایطی دارد که با دقت در معنای شفاعت معلوم می‌شود. «چرا که حقیقت شفاعت این است که رحمت گسترده خدا و مغفرت آمرزش او از طریق اولیای الهی که حاملان فیض و وسایط رحمت هستند، به افراد گناهکار که لیاقت بخشایش گری او را دارند برسد».(۵)

تحلیل صحیح در فلسفه عزاداری و گریه بر سید الشهداء ـ علیه السّلام ـ :

۱٫ حفظ مکتب اهل بیت ـ علیهم السّلام :

مجالس عزای امام حسین ـ علیه السّلام ـ عامل فوق العاده نیرومندی برای بیداری مردم است و راه و رسمی است که آن حضرت آن را به پیروان خود آموخته تا ضامن تداوم و بقای اسلام باشد و باعث انسجام شیعیان گردد تا به صورت قدرتی چشمگیر در صحنه جامعه اسلامی ظاهر شده و باقی بمانند. به همین دلیل، بر پایی این مجالس در روایات به عنوان «احیای امر اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ» تعبیر شده است. امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مورد این مجالس فرمودند: «این گونه مجالس (شما) را دوست دارم، از این طریق مکتب ما را زنده بدارید»(۶)

۲٫ خودسازی و تربیت دینی (الگوپذیری):

مجالس عزای امام حسین ـ علیه السّلام ـ مجالس تحول روحی و مرکز تربیت و تزکیه نفس است. در این مجالس مردمی که با گریه بر مظلومیت امام حسین ـ علیه السّلام ـ آن حضرت را الگو قرار می‌دهند، در واقع زمینه تطبیق اعمال و کردار خویش و همرنگی خود را با سیره عملی آن حضرت فراهم می‌سازند.
تأثیر عمیق این مجالس به قدری است که افراد زیادی در این مجالس، دگرگونی عمیق یافته و تصمیم بر ترک گناه و معصیت می‌گیرند. اضافه بر این، در طول تاریخ این جلسات به مثابه کلاس‌های درس برای توده‌های مردم بوده است و آنان را با معارف و حقایق دینی تاریخ، احکام و موضوعات گوناگون دیگر آشنا می‌کرده است.
از مطالب و تحلیل‌های فوق روشن می‌شود که، اگر ائمه ـ علیهم السّلام ـ پیروان خود را به گریه کردن بر امام حسین ـ علیه السّلام ـ تحریک می‌کردند به این دلیل بوده که از آنها افراد پاک و قهرمان بسازند لذا فرموده‌اند:
عن آل الرسول انهم قالوا: «مَن بکی و ابکی واحداً فله الجنّه، و من تباکی فله الجنّه: هر کس بگرید و (حتی) یک نفر را بگریاند، پاداشش بهشت است و هر کس حالت اندوه و گریه به خود بگیرد پاداش او بهشت است.»(۷)
که گریه در لغت مصدر «گریستن به معنی اشک ریختن است»(۸) که وقتی انسان غم و اندوهی به او روی می‌آورد اشک از دیدگان او جاری می‌شود که با تباکی فرق می‌کند چرا که تباکی به معنی حالت گریه به خود گرفتن است یعنی اشک از چشم او بیرون نمی‌آید ولی حالتی به خود می‌گیرد که هر کس او را می‌بیند فکر می‌کند که او گریه می‌کند. یا در حدیث دیگر وارد شده است که امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده‌اند:
«هر کس درباره حسین بن علی (ع) یک شعر بسراید و پنجاه نفر را بگریاند بهشت بر او واجب می‌شود و هر کس شعری بسراید و سی نفر را بگریاند بهشت برای اوست و هر کس … شعری درباره حسین بسراید و یک نفر را بگریاند و خود گریه کند یا حالت گریه به خود بگیرد پس بهشت از آن اوست»(۹)

و در حدیث دیگری به همین مضمون امام ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید:

هر کسی درباره حسین ـ علیه السّلام ـ شعری بگوید و گریه کند و بگریاند خداوند بهشت را بر او واجب می‌کند و گناهان او را می‌آمرزد»(۱۰)
پس گریه کردن برای مظلومیت امام حسین ـ علیه السّلام ـ اجر بسیار بالایی دارد و سفارش اکید هم به آن شده است ولی اگر در کنار این گریه گناه و معصیت باشد باید تلاشی برای فرار از معصیت هم باشد همچنان که قبلاً بیان شد که فلسفه عزاداری برای امام حسین ـ علیه السّلام ـ خودسازی است.
و باید در کنار آن دنبال پرورش روح هم بود همچنان که علامه شهید مطهری «اعلی الله مقامه» در این باره می‌فرمایند: «اینکه گفته‌اند رثاء حسین بن علی باید همیشه زنده بماند، حقیقتی است و از خود پیغمبر گرفته‌اند و ائمه اطهار نیز به آن توصیه کرده‌اند. این رثاء و مصیبت نباید فراموش شود و باید همیشه اشک مردم را بگیرد، اما در رثای یک قهرمان، در رثای قهرمان بگریید برای اینکه احساسات قهرمانی پیدا کنید، برای اینکه پرتوی از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازه‌ای نسبت به حق و حقیقت غیرت پیدا کنید، شما هم عدالت خواه بشوید، شما هم با ظلم و ظالم نبرد بکنید، شما هم آزادی خواه باشید، برای آزادی احترام قائل باشید، شما هم سرتان بشود که عزّت نفس یعنی چه؟ شرف و انسانیت یعنی چه؟ کرامت یعنی چه؟ اگر صفحه نورانی تاریخ حسینی را ما خواندیم (یعنی صفحه حماسه را) آن وقت از جنبه رثائیش (گریه) می‌توانیم استفاده بکنیم و گرنه بیهوده است. خیال می‌کنیم حسین بن علی در آن دنیا منتظر است که مردم برایش دلسوزی کنند»(۱۱)
البته اخلاص در عمل شرط قبولی آن است در هر عمل عبادی از جمله گریه کردن بر سالار شهیدان باید وجود داشته باشد ولی علاوه بر اخلاص در مقام پرورش روح هم باید بود چنانچه ذکر شد.

نتیجه:

یکی از اسباب آمرزش گناهان توسل به اولیای الهی است و یکی از ابزار توسل هم گریه کردن و اشک ریختن برای مظلومیت ولیّ خدا مخصوصاً امام حسین ـ علیه السّلام ـ است که در کنار توسل تلاش برای دور شدن از دام شیطان و فاصله گرفتن از گناه و زمینه‌های آن است و اگر هم در مجلسی اشک چشم جاری نمی‌شود حالت گریه به خود گرفتن هم در راستای اشک ریختن است که اجر هم دارد ولی باید دقت کرد که همراه با ریا نباشد که همان معنای اخلاص است.

پی نوشت ها:

شیخ صدوق، امالی، کتابفروشی اسلامیه چاپ سوم، ۱۳۵۵ ش، مجلس ۲۷، رقم ۲، ص ۱۲۸٫
۲٫ کلینی، الکافی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۵۰ ش، ج ۳، ص ۲۶۲٫
۳٫ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، المکتبه الاسلامیه تهران، ۱۳۸۵ ق، ج ۴۴، ص ۲۸۴، حدیث ۱۷٫
۴٫
۵٫ سبحانی، جعفر، منشور جاوید، مؤسسه امام صادق قم، ۱۳۸۳، چاپ اول، ج ۸، ص ۲۷۳٫
۶٫ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، چاپ قم (اول، ۱۴۱۲ ق)، ج ۱۴، ص ۵۰۱، باب ۶۶، حدیث ۲٫
۷٫ سید بن طاووس، کتاب اللهوف، چاپ کُمپانی (دهم)، ص ۳۰۲٫
۸٫ دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، انتشارات مجلس شورای ملّی، شماره مسلسل ۳۰، حرف: گ ۱، ص ۲۷۷٫
۹٫ شیخ صدوق، امالی، کتابفروشی اسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۵۵ ش، مجلس ۲۹، رقم ۶، ص ۱۴۱٫
۱۰٫ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، چاپ قم، (اول ۱۴۰۲ ق)، ج ۱۴، ص ۵۹۵، باب ۱۰۴،‌ حدیث ۴٫
۱۱٫ مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، چاپ ۲۹ ـ ۱۳۷۷، انتشارات صدرا، ج ۱، ص ۱۲۷٫

 

چهل حدیث اخلاقی از امام سجاد علیه السلام

۱- در پناه خداوند

قالَ الاْمامُ عَلىّ بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین (عَلَیْهِ السَّلام) :

ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ کانَ فی کَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْیَوْمِ الاْکْبَرِ: مَنْ أَعْطى النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَرِجْلاً حَتّى یَعْلَمَ أَنَّهُ فى طاعَهِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ فى مَعْصِیَتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْب حَتّى یَتْرُکَ ذلکَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(۱)

امام سجاد(علیه اسلام) فرمود: سه حالت و خصلت در هر یک از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شداید صحراى محشر در امان است:

اوّل آن که در کارگشائى و کمک به نیازمندان و درخواست کنندگان دریغ ننماید.

دوّم آن که قبل از هر نوع حرکتى بیندیشد که کارى را که مى خواهد انجام دهد یا هر سخنى را که مى خواهد بگوید آیا رضایت و خوشنودى خداوند در آن است یا مورد غضب و سخط او مى باشد.

سوّم قبل از عیب جوئى و بازگوئى عیب دیگران، سعى کند عیب هاى خود را برطرف نماید.

۲- موجبات نجات انسان

قالَ(علیه السلام): ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: کَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِیابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْیاهُ، وَ طُولُ الْبُکاءِ عَلى خَطیئَتِهِ.(۲)

فرمود: سه چیز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشت زبان از بدگوئى و غیبت مردم، خود را مشغول به کارهائى کردن که براى آخرت و دنیایش مفید باشد.

و همیشه بر خطاها و اشتباهات خود گریان و ناراحت باشد.

۳- کمال مسلمانى

قالَ(علیه السلام): أرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض: وِقاءٌ لِلّهِ بِما یَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْیاء مِنْ کُلِّ قَبِیح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.(۳)

فرمود: هرکس داراى چهار خصلت باشد، ایمانش کامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى کند که از او راضى و خوشنود است:

 ۱ ـ خصلت خودنگهدارى و تقواى الهى به طورى که بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نماید.

۲ ـ راست گوئى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى.

۳ ـ حیا و پاکدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى.

۴ ـ خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عیال خود.

۴- اهمیت خیر خواهى و محاسبه

قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَم، إنَّکَ لا تَزالُ بَخَیْر ما دامَ لَکَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِکَ، وَما کانَتِ الْمُحاسَبَهُ مِنْ هَمِّکَ، وَما کانَ الْخَوْفُ لَکَ شِعاراً.(۴)

فرمود: اى فرزند آدم، تا آن زمانى که در درون خود واعظ و نصیحت کننده اى دلسوز داشته باشى، و در تمام امور بررسى و محاسبه کارهایت را اهمیّت دهى، و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ ترس و خوف داشته باشى؛ در خیر و سعادت خواهى بود.

۵- حق شکم

قالَ(علیه السلام): وَ أمّا حَقُّ بَطْنِکَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعاءً لِقَلیل مِنَ الْحَرامِ وَ لا لِکَثیر، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِى الْحَلالِ.(۵)

فرمود: حقّى که شکم بر تو دارد این است که آن را ظرف چیزهاى حرام ـ چه کم و چه زیاد ـ قرار ندهى و بلکه در چیزهاى حلال هم صرفه جوئى کنى و به مقدار نیاز استفاده نمائى.

۶- مشتاق بهشت

قالَ(علیه السلام): مَنِ اشْتاقَ إلى الْجَنَّهِ سارَعَ إلى الْحَسَناتِ وَسَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَمَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَهِ إلى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَراجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.(۶)

فرمود: کسى که مشتاق بهشت باشد در انجام کارهاى نیک، سرعت مى نماید و شهوات را زیر پا مى گذارد؛ و هرکس از آتش قیامت هراسناک باشد به درگاه خداوند توبه مى کند و از گناهان و کاهاى زشت دورى مى جوید.

۷- دست نیاز به سوى مردم

قالَ(علیه السلام): طَلَبُ الْحَوائِجِ إلىَ النّاسِ مَذَلَّهٌ لِلْحَیاهِ وَمَذْهَبَهٌ لِلْحَیاءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّهُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَى الْحاضِر.(۷)

فرمود: دست نیاز به سوى مردم دراز کردن، سبب ذلّت و خوارى در زندگى و در معاشرت خواهد بود.

و نیز موجب از بین رفتن حیاء و ناچیز شدن شخصیت خواهد گشت به طورى که همیشه احساس نیاز و تنگ دستى نماید. و هرچه کمتر به مردم رو بیندازد و کمتر درخواست کمک نماید بیشتر احساس خودکفائى و بى نیازى خواهد داشت.

۸- کنترل اعضاء

قالَ(علیه السلام): اَلْخَیْرُ کُلُّهُ صِیانَهُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ.(۸)

فرمود: سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و کنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه کار زشت و خلاف است.

۹- بزرگان دنیا و آخرت

قالَ(علیه السلام): سادَهُ النّاسِ فى الدُّنْیا الأَسْخِیاء، وَ سادَهُ الناسِ فی الآخِرَهِ الاْتْقیاءِ.(۹)

فرمود: در این دنیا سرور مرد، سخاوتمندان هستند؛ ولى در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزکاران خواهند بود.

۱۰- ازدواج براى خدا

قالَ(علیه السلام): مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَ وَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَکِ یَوْمَ الْقِیامَهِ.(۱۰)

فرمود: هرکس براى رضا و خوشنودى خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند مى گرداند.

۱۱- دیدار دوستان

قالَ(علیه السلام): مَنْ زارَ أخاهُ فى اللّهِ طَلَباً لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَک، وَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْف ألاطِبْتَ وَطابَتْ لَکَ الْجَنَّهُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَهُ.(۱۱)

فرمود: هرکس به دیدار دوست و برادر خود برود و براى رضاى خداوند او را زیارت نماید به امید آن که به وعده هاى الهى برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند کرد، همچنین مورد خطاب قرار مى گیرد که از آلودگى ها پاک شدى و بهشت گوارایت باد. پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه کند مورد رحمت قرار خواهد گرفت.

۱۲- قبول عُذر

قالَ(علیه السلام): إنْ شَتَمَکَ رَجُلٌ عَنْ یَمینِکَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلى یَسارِکَ فَاعْتَذَرَ إلَیْکَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.(۱۲)

فرمود: چنانچه شخصى تو را بدگویى کند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را پذیراباش.

۱۳- بدى و ضرر گناه

قالَ(علیه السلام): عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، کَیْفَ لایَحْتَمى مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.(۱۳)

فرمود: تعجّب دارم از کسى که نسبت به تشخیص خوب و بد خوراکش اهتمام مىورزد که مبادا ضررى به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر کارهایش اهمیّت نمى دهد، و نسبت به مفاسد دنیائى، آخرتى روحى، فکرى، اخلاقى و… بى تفاوت است.

۱۴- اطعام مؤمن

قالَ(علیه السلام): مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً مِنْ جُوع أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّهِ، وَمَنْ سَقى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ، وَمَنْ کَسا مُؤْمِناً کَساهُ اللّهُ مِنَ الثّیابِ الْخُضْرِ.(۱۴)

فرمود: هرکس مؤمن گرسنه اى را طعام دهد خداوند او را از میوه هاى بهشت اطعام مى نماید، و هر که تشنه اى را آب دهد خداوند از چشمه گواراى بهشتى سیرآبش مى گرداند، و هرکس برهنه اى را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتى ـ که بهترین نوع و رنگ مى باشد ـ خواهد پوشاند.

۱۵- عقول ناقصه و دین

قالَ(علیه السلام): إنَّ دینَ اللّهِ لایُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَهِ، وَالاْراءِ الْباطِلَهِ، وَالْمَقاییسِ الْفاسِدَهِ، وَلایُصابُ إلاّ بِالتَّسْلیمِ، فَمَنْ ـ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَالرَّأْىِ هَلَکَ.(۱۵)

فرمود: به وسیله عقل ناقص و نظریه هاى باطل، و مقایسات فاسد و بى اساس نمى توان احکام و مسائل دین را به دست آورد؛ بنابراین تنها وسیله رسیدن به احکام واقعى دین، تسلیم محض مى باشد؛ پس هرکس در مقابل ما اهل بیت تسلیم باشد از هر انحرافى در امان است و هر که به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت خواهد بود. و شخصى که با قیاس و نظریات شخصى خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاک مى گردد.

۱۶- دنیا و آخرت

قالَ(علیه السلام): الدُّنْیا سِنَهٌ، وَالاْخِرَهُ یَقْظَهٌ، وَنَحْنُ بَیْنَهُما أضْغاثُ أحْلامِ.(۱۶)

فرمود: دنیا همچون نیمه خواب (چرت) است و آخرت بیدارى مى باشد و ما در این میان رهگذر، بین خواب و بیدارى به سر مى بریم.

۱۷- کار وکسب در شهر

قالَ(علیه السلام): مِنْ سَعادَهِ الْمَرْءِ أنْ یَکُونَ مَتْجَرُهُ فى بِلادِهِ، وَیَکُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحینَ، وَتَکُونَ لَهُ أوْلادٌ یَسْتَعینُ بِهِمْ.(۱۷)

فرمود: از سعادت مرد آن است که در شهر خود کسب و تجارت نماید و شریکان و مشتریانش افرادى صالح و نیکوکار باشند، و نیز داراى فرزندانى باشد که کمک حال او باشند.

۱۸- آیات الهى

قالَ(علیه السلام): آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، کُلَّما فُتِحَتْ خَزانَهٌ، فَیَنْبَغى لَکَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها.(۱۸)

فرمود: هر آیه اى از قرآن، خزینه اى از علوم خداوند متعال است، پس هر آیه را که مشغول خواندن مى شوى، در آن دقّت کن که چه مى یابى.

ختم قرآن در مکه

۱۹- قالَ(علیه السلام): مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَکَّه لَمْ یَمُتْ حَتّى یَرى رَسُولَ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم)، وَیَرَى مَنْزِلَهُ فى الْجَنَّهِ.(۱۹)

فرمود: هر که قرآن را در مکّه مکرّمه ختم کند، نمى میرد مگر آن که حضرت رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم)؛ و نیز جایگاه خود را در بهشت رؤیت مى نماید.

۲۰- حج

قال(علیه السلام): یا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ یَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَعَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِکَ یَجِبُ عَلَیْکُمْ تُشارِکُوهُمْ فى الاْجْرِ.(۲۰)

فرمود: شماهائى که به مکّه نرفته اید و در مراسم حجّ شرکت نکرده اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانى که بر مى گردند، با آن ها ـ دیدار و ـ مصافحه کنید تا در پاداش و ثواب حجّ آن ها شریک باشید.

۲۱- رضا به مقدّرات الهى

قالَ(علیه السلام): الرِّضا بِمَکْرُوهِ الْقَضاءِ، مِنْ أعْلى دَرَجاتِ الْیَقینِ.(۲۱)

فرمود: شادمانى و راضى بودن به سخت ترین مقدّرات الهى از عالى ترین مراتب ایمان و یقین خواهد بود.

۲۲- حلم و صبر

قالَ(علیه السلام): ما مِنْ جُرْعَه أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ جُرْعَتَیْنِ: جُرْعَهُ غَیْظ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْم، أَوْ جُرْعَهُ مُصیبَه رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْر.(۲۲)

فرمود: نزد خداوند متعال حالتى محبوب تر از یکى از این دو حالت نیست: حالت غضب و غیظى که مؤمن با بردبارى و حلم از آن بگذرد و دیگرى حالت بلا و مصیبتى که مؤمن آن را با شکیبائى و صبر بگذراند.

۲۳- عیب جوئى

قالَ(علیه السلام): مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فیهِمْ رَمَوْهُ بِما لَیْسَ فیِهِ.(۲۳)

فرمود: هرکس مردم را عیب جوئى کند و عیوب آنان را بازگو نماید و سرزنش کند، دیگران او را متهّم به غیر واقعیّات مى کنند.

۲۴- هم نشینى با صالحان

قالَ(علیه السلام): مُجالَسَهُ الصَّالِحیِنَ داعِیَهٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِیادَهٌ فِى الْعَقْلِ.(۲۴)

فرمود: هم نشینى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خیر مى کشاند؛ و معاشرت و هم صحبت شدن با علماء، سبب افزایش شعور و بینش مى باشد.

۲۵- قلب حزین و بنده شکرگذار

قالَ(علیه السلام): إنَّ اللّهَ یُحِبُّ کُلَّ قَلْب حَزین، وَ یُحِبُّ کُلَّ عَبْد شَکُور.(۲۵)

فرمود: همانا خداوند مهربان دوست دارد هر قلب حزین و غمگینى را (که در فکر نجات و سعادت خود باشد)؛ و نیز هر بنده شکرگذارى را دوست دارد.

۲۶- زبان آدمى

قالَ(علیه السلام): إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَم یَشْرُفُ عَلى جَمیعِ جَوارِحِهِ کُلَّ صَباح فَیَقُولُ: کَیْفَ أصْبَحْتُمْ؟

فَیَقُولُونَ: بِخَیْر إنْ تَرَکْتَنا، إنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِکَ.(۲۶)

فرمود: هر روز صبحگاهان زبان انسان بر تمام اعضاء و جوارحش وارد مى شود و مى گوید: چگونه اید؟ و در چه وضعیّتى هستید؟ جواب دهند: اگر تو ما را رها کنى خوب و آسوده هستیم، چون که ما به وسیله تو مورد ثواب و عقاب قرار مى گیریم.

۲۷- زحمت براى آخرت

قالَ(علیه السلام): ما تَعِبَ أوْلِیاءُ اللّهُ فِى الدُّنْیا لِلدُّنْیا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْیا لِلاْخِرَهِ.(۲۷)

فرمود: دوستان و اولیاء خدا در فعالیّت هاى دنیوى خود را براى دنیا به زحمت نمى اندازند و خود را خسته نمى کنند بلکه براى آخرت زحمت مى کِشند.

۲۸- طلب علم

قالَ(علیه السلام): لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْکِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.(۲۸)

فرمود: چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را مى دانستند هر آینه آن را تحصیل مى کردند گرچه با ریخته شدن و یا فرو رفتن زیر آب ها در گرداب هاى خطرناک باشد.

۲۹- عظمت خدا

قال(علیه السلام): لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماءِ وَ الاْرْضِ أنْ یَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ یَقْدِرُوا.(۲۹)

فرمود: چنانچه تمامى اهل آسمان و زمین گِرد هم آیند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصیف و تعریف کنند، قادر نخواهند بود.

۳۰- پاکدامنى و معرفت به خدا

قالَ(علیه السلام): ما مِنْ شَیْىء أحبُّ إلى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّهِ بَطْن وَفَرْج، وَما شَیْىءٌ أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ أنْ یُسْألَ.(۳۰)

فرمود: بعد از معرفت به خداوند چیزى محبوب تر از دور نگه داشتن شکم و عورت ـ از آلودگى ها و هوسرانى ها و گناهان ـ نیست، و نیز محبوبترین کارها نزد خداوند مناجات و درخواست نیازمندیها به درگاهش مى باشد.

۳۱- پاکدامنى

قالَ(علیه السلام): إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّهُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ.(۳۱)

فرمود: با فضیلت ترین ومهمترین مجاهدت ها، عفیف نگه داشتن شکم و عورت است ـ از چیزهاى حرام و شبهه ناک .

۳۲- مرگ

قالَ(علیه السلام): إبْنَ آدَم إنَّکَ مَیِّتٌ وَمَبْعُوثٌ وَمَوْقُوفٌ بَیْنَ یَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَواباً.(۳۲)

فرمود: اى فرزند آدم! (اى انسان! تو) خواهى مُرد و سپس محشور مى شوى و در پیشگاه خداوند متعال جهت سؤال و جواب احضار خواهى شد، پس جوابى (قانع کننده و صحیح در مقابل سؤال ها) مهیّا و آماده کن.

۳۳- نظر کردن مؤمن به صورت برادرش

قالَ(علیه السلام): نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّهِ وَالْمَحَبَّهِ لَهُ عِبادَه.(۳۳)

فرمود: نظر کردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.

۳۴- همراهى با فاسق

قالَ(علیه السلام): إیّاکَ وَمُصاحَبَهُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُکَ بِأکْلَه أَوْ أقَلّ مِنْ ذلِکَ وَإیّاکَ وَمُصاحَبَهُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فى کِتابِ اللّهِ.(۳۴)

فرمود: بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون که او به یک لقمه نان و چه بسا کمتر از آن هم، تو را مى فروشد؛ و مواظب باش از دوستى و صحبت کردن با کسى که قاطع صله رحم مى باشد چون که او را در کتاب خدا ملعون یافتم.

۳۵- مشکل ترین لحظات انسان

قالَ(علیه السلام): أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعات: السّاعَهُ الَّتى یُعایِنُ فیها مَلَکَ الْمَوْتِ، وَالسّاعَهُ الَّتى یَقُومُ فیها مِنْ قَبْرِهِ، وَالسَّاعَهُ الَّتى یَقِفُ فیها بَیْنَ یَدَیِ الله تَبارَکَ وَتَعالى، فَإمّا الْجَنَّهُ وَإمّا إلَى النّارِ.(۳۵)

فرمود: مشکل ترین و سخت ترین لحظات و ساعات دوران ها براى انسان، سه مرحله است:

۱ ـ آن موقعى که عزرائیل بر بالین انسان وارد مى شود و مى خواهد جان او را برگیرد.

۲ ـ آن هنگامى که از درون قبر زنده مى شود و در صحراى محشر به پا مى خیزد.

۳ ـ آن زمانى که در پیشگاه خداوند متعال ـ جهت حساب و کتاب و بررسى اعمال ـ قرار مى گیرد و نمى داند راهى بهشت و نعمت هاى جاوید مى شود و یا راهى دوزخ و عذاب دردناک خواهد شد.

۳۶- عصر ظهور

قالَ(علیه السلام): إذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شیعَتِنا الْعاهَهَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ کُزُبُرِ الْحَدیدِ، وَجَعَلَ قُوَّهَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّهَ أرْبَعینَ رَجُلاً.(۳۶)

فرمود: هنگامى که قائم ما ( حضرت حجّت، روحى له الفداء و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان و پیروان ما بر مى دارد ودل هاى ایشان را همانند قطعه آهن محکم مى نماید، و نیرو و قوّت هر یک از ایشان به مقدار نیروى چهل نفر دیگران خواهد شد.

۳۷- کارکردن براى آخرت

قالَ(علیه السلام): عَجَباً کُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَکَ دارَ الْبقاء.(۳۷)

فرمود: بسیار عجیب است از کسانى که براى این دنیاى زودگذر و فانى کار مى کنند و خون دل مى خورند ولى آخرت را که باقى و ابدى است رها و فراموش کرده اند.

قطع طَمَع از اموال دیگران

۳۸- قالَ(علیه السلام): رَأْیْتُ الْخَیْرَ کُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِى قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِى أیْدِى النّاسِ.(۳۸)

فرمود: تمام خیرات و خوبى هاى دنیا و آخرت را در چشم پوشى و قطع طَمَع از زندگى و اموال دیگران مى بینم (یعنى قناعت داشتن).

۳۹- اهمیت عقل

قالَ(علیه السلام): مَنْ لَمْ یَکُنْ عَقْلُهُ أکْمَلَ ما فیهِ، کانَ هَلاکُهُ مِنْ أیْسَرِ ما فیهِ.(۳۹)

فرمود: کسى که بینش و عقل خود را به کمال نرساند ـ و در رُکود فکرى و فرهنگى بسر برد ـ به سادگى در هلاکت و گمراهى و سقوط قرار خواهد گرفت.

۴۰- معرفت و کمال دین

قالَ(علیه السلام): إنَّ الْمَعْرِفَهَ، وَکَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْکُهُ الْکَلامَ فیما لایُغْنیهِ، وَقِلَّهُ ریائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ.(۴۰)

فرمود: همانا معرفت و کمال دین مسلمان در گرو رهاکردن سخنان و حرف هائى است که به حال او ـ و دیگران ـ سودى ندارد.

همچنین از ریا و خودنمائى دورى جستن؛ و در برابر مشکلات زندگى بردبار و شکیبا بودن؛ و نیز داراى اخلاق پسندیده و نیک سیرت بودن است.

پاورقى ها:

[۱] ـ تحف العقول: ص۲۰۴، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۴۱، ح ۳٫

[۲] ـ تحف العقول: ص ۲۰۴، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۴۰، ح ۳٫

[۳] ـ مشکاه الأنوار: ص ۱۷۲، بحارالأنوار: ج ۶۶، ص ۳۸۵، ح ۴۸٫

[۴] ـ مشکاه الأنوار: ص ۲۴۶، بحارالأنوار: ج ۶۷، ص ۶۴، ح ۵٫

[۵] ـ تحف العقول: ص ۱۸۶، بحارالأنوار: ج ۷۱، ص ۱۲، ح ۲٫

[۶] ـ تحف العقول: ص ۲۰۳، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۳۹، ح ۳٫

[۷] ـ تحف العقول: ص ۲۱۰، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۳۶، ح ۳٫

[۸] ـ تحف العقول: ص۲۰۱، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۳۶، ح ۳٫

[۹] ـ مشکاه الأنوار: ص ۲۳۲، س ۲۰، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۵۰، ح ۷۷٫

[۱۰] ـ مشکاه الأنوار: ص ۱۶۶، س ۳٫

[۱۱] ـ مشکاه الأنوار: ص ۲۰۷، س ۱۸٫

[۱۲] ـ مشکاه الأنوار: ص ۲۲۹، س ۱۰، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۱۴۱، ح ۳٫

[۱۳] ـ أعیان الشّیعه: ج ۱، ص ۶۴۵، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۱۵۸، ح ۱۹٫

[۱۴] ـ مستدرک الوسائل: ج ۷، ص ۲۵۲، ح ۸٫

[۱۵] ـ مستدرک الوسائل: ج ۱۷، ص ۲۶۲، ح ۲۵٫

[۱۶] ـ تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص ۳۴۳، س ۲۰٫

[۱۷] ـ وسائل الشیعه: ج ۱۷، ص ۶۴۷، ح ۱، ومشکاه الأنوار: ص ۲۶۲٫

[۱۸] ـ مستدرک الوسائل: ج ۴، ص ۲۳۸، ح ۳٫

[۱۹] ـ من لا یحضره الفقیه: ج ۲، ص ۱۴۶، ح ۹۵٫

[۲۰] ـ همان مدرک: ج ۲، ص ۱۴۷، ح۹۷٫

[۲۱] ـ مستدرک الوسائل: ج ۲، ص ۴۱۳، ح ۱۶٫

[۲۲] ـ مستدرک الوسائل: ج ۲، ص ۴۲۴، ح ۲۱٫

[۲۳] ـ بحار الأنوار: ج ۷۵، ص ۲۶۱، ح ۶۴٫

[۲۴] ـ بحارالأنوار: ج ۱، ص ۱۴۱، ضمن ح ۳۰، و ج ۷۵، ص ۳۰۴٫

[۲۵] ـ کافى: ج ۲، ص ۹۹، بحارالأنوار: ج ۷۱، ص ۳۸، ح ۲۵٫

[۲۶] ـ اصول کافى: ج ۲، ص ۱۱۵، وسائل الشّیعه: ج ۱۲، ص ۱۸۹، ح ۱٫

[۲۷] ـ بحارالأنوار: ج ۷۳، ص ۹۲، ضمن ح ۶۹٫

[۲۸] ـ اصول کافى: ج ۱، ص ۳۵، بحارالأنوار: ج ۱، ص ۱۸۵، ح ۱۰۹٫

[۲۹] ـ اصول کافى: ج ۱، ص ۱۰۲، ح ۴٫

[۳۰] ـ تحف العقول: ص ۲۰۴، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۴۱، ح ۳٫

[۳۱] ـ مشکاه الأنوار: ص ۱۵۷، س ۲۰٫

[۳۲] ـ تحف العقول: ص ۲۰۲، بحارالأنوار: ج ۷۰، ص ۶۴، ح ۵٫

[۳۳] ـ تحف العقول: ص ۲۰۴، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۱۴۰، ح ۳٫

[۳۴] ـ تحف العقول: ص ۲۰۲، بحارالأنوار: ج ۷۴، ص ۱۹۶، ح ۲۶٫

[۳۵] ـ بحار الأنوار: ج ۶، ص ۱۵۹، ح ۱۹، به نقل از خصال شیخ صدوق.

[۳۶] ـ خصال: ج ۲، ص ۵۴۲، بحارالأنوار: ج ۵۲، ص ۳۱۶، ح ۱۲٫

[۳۷] ـ بحارالأنوار: ج ۷۳، ص ۱۲۷، ح ۱۲۸٫

[۳۸] ـ اصول کافى: ج ۲، ص ۳۲۰، بحارالأنوار: ج ۷۳، ص ۱۷۱، ح ۱۰٫

[۳۹] ـ بحارالأنوار: ج ۱، ص ۹۴، ح ۲۶، به نقل از تفسیر امام حسن عسکرى (علیه السلام).

[۴۰] ـ تحف العقول: ص ۲۰۲، بحارالأنوار: ج ۲، ص ۱۲۹، ح ۱۱٫

نمازهاى شب هاى ماه مبارك رمضان

مرحوم «علاّمه مجلسى» در فصل آخر از اعمال ماه رمضان در كتاب «زادالمعاد»، نماز شب هاى ماه رمضان را چنين بيان مى كند: (و با توجّه به اين كه بهترين اعمال، در ماه مبارك، نماز و قرآن است و اين نمازها در بردارنده بسيارى از سوره هاى قرآن است، هركس هر چند شب را بخواند غنيمت است).

شب اوّل: چهار ركعت؛ هر ركعت بعد از سوره حمد پانزده مرتبه سوره توحيد.

شب دوم: چهار ركعت؛ در هر ركعت بعد از سوره حمد بيست مرتبه سوره إنَّا أنزلناه.

شب سوم: ده ركعت؛ در هر ركعت بعد از سوره حمد پنجاه مرتبه سوره توحيد.

شب چهارم: هشت ركعت؛ در هر ركعت بعد از سوره حمد بيست مرتبه سوره إنّا أنزلناه.

شب پنجم: دو ركعت؛ در هر ركعت، سوره حمد و پنجاه مرتبه سوره توحيد؛ بعد از سلامِ نماز، صد مرتبه بگويد: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.

شب ششم: چهار ركعت و در هر ركعت سوره حمد و سوره ملك.

شب هفتم: چهار ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد و سيزده مرتبه سوره إنّا أنزلناه.

شب هشتم: دو ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد و ده مرتبه سوره توحيد و پس از سلام نماز، هزار مرتبه بگويد: سبحان اللّه.

شب نهم: شش ركعت ميان نماز مغرب و عشا؛ در هر ركعت سوره حمد و هفت مرتبه آية الكرسى و پس از اتمام نماز، پنجاه مرتبه بگويد: اَللّهمّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.

شب دهم: بيست ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره توحيد.

شب يازدهم: دو ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد، و بيست مرتبه سوره كوثر.

شب دوازدهم: هشت ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره إنّا أنزلناه.

شب سيزدهم: چهار ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد، و بيست و پنج مرتبه سوره توحيد.

شب چهاردهم: شش ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره إذا زُلزِلَت.

شب پانزدهم: چهار ركعت؛ در دو ركعت اوّل بعد از سوره حمد، صد مرتبه سوره توحيد، و در دو ركعت ديگر، بعد از سوره حمد، پنجاه مرتبه سوره توحيد.

شب شانزدهم: دوازده ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد، و دوازده مرتبه سوره تكاثر.

شب هفدهم: دو ركعت؛ در ركعت اوّل، سوره حمد و هر سوره اى كه خواست بخواند و در ركعت دوم، سوره حمد و صد مرتبه سوره توحيد و بعد از سلام نيز صد مرتبه بگويد: لا إلهَ اِلاَّ اللّهُ.

شب هيجدهم: چهار ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد، و بيست و پنج مرتبه سوره كوثر.

شب نوزدهم: پنجاه ركعت؛ با سوره حمد، و پنجاه مرتبه سوره إذا زلزلت.

مرحوم «علاّمه مجلسى» مى گويد: ظاهراً مراد آن است كه در هر ركعت يك مرتبه اين سوره را بخواند؛ زيرا در يك شب خواندن دوهزار و پانصد مرتبه سوره «اذا زلزلت» دشوار خواهد بود.

شبهاى بيستم تا بيست و چهارم: در هر يك از اين شب ها، هشت ركعت نماز بخواند كه پس از حمد، هر سوره اى خواست مى خواند.

شب بيست و پنجم: هشت ركعت نماز؛ در هر ركعت سوره حمد، و ده مرتبه سوره توحيد را بخواند.

شب بيست و ششم: هشت ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد، و صد مرتبه سوره توحيد را بخواند.

شب بيست و هفتم: چهار ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد، و سوره ملك را بخواند و اگر نتوانست، بيست و پنج مرتبه سوره توحيد را بخواند.

شب بيست و هشتم: شش ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد، و صد مرتبه آية الكرسى، صد مرتبه سوره توحيد و صد مرتبه سوره كوثر را بخواند و پس از پايان نماز، صد مرتبه صلوات بفرستد.

مرحوم حاج شيخ عباس قمى مى نويسد: مطابق آنچه كه من يافتم بجاى صد مرتبه، ده مرتبه آمده است (1) (كه همين مناسب تر به نظر مى رسد).

شب بيست و نهم: دو ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد، و بيست مرتبه سوره توحيد را بخواند.

شب سى ام: دوازده ركعت؛ در هر ركعت سوره حمد، و بيست مرتبه سوره توحيد را بخواند و پس از پايان نماز، صد مرتبه صلوات بفرستد.

يادآورى: اين نمازها هر دو ركعت به يك سلام است. (2)

و همان گونه كه گفته شد اگر تمام آنها را نتواند بجا آورد، هر مقدار كه مى تواند بجا آورد، خوب است.

شب سيزدهم ماه

اين شب، نخستين شب از ليالى بيض (يعنى شب هاى روشن) است كه انجام سه عمل در آن وارد شده است:
1ـ غسل.(1)
2ـ چهار ركعت نماز (هر دو ركعت به يك سلام) كه در هر ركعت يك مرتبه حمد و 25 مرتبه سوره توحيد را بخواند.(2)
3ـ دو ركعت نماز كه در شب سيزدهم ماه رجب و شعبان نيز خوانده مى شود؛ در هر ركعت، بعد از سوره حمد سوره هاى يس، ملك، و توحيد را بخواند.(3)
4ـ خواندن دعاى «مجير» در شب هاى سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم

1. زاد المعاد، صفحه 142.
2. مصباح كفعمى، صفحه 563.
3. زاد المعاد، صفحه 178.

شب اوّل ماه رمضان

براى شب اوّل ماه چند عمل ذكر شده است: 1ـ به سراغ رؤيت هلال برود كه بعضى آن را واجب (كفايى) دانسته اند.
2ـ وقتى هلال را رؤيت كرد، طبق روايتى از امام صادق(عليه السلام) رو به قبله نمايد و دست ها را به آسمان بلند كند و خطاب به هلال كند و بگويد:

رَبّـى وَرَبُّـكَ اللهُ رَبُّ الْعـالَمينَ، اَللّـهُمَّ اَهِلَّـهُ عَلَيْنا بِـالاَْمْـنِ

شب اوّل ماه

پروردگار من و پروردگار تو خدا پروردگار جهانيان است خدايا اين ماه را بر ما نو كن با امنيّت

وَالاِْيمانِ، وَالسَّلامَةِ وَالاِْسْلامِ، وَالْمُسارَعَةِ اِلى ما تُحِبُّ وَتَرْضى،

و ايمان و سلامتى و اسلام و پيشى گرفتن بدانچه تو دوست دارى و خشنود شوى

اَللّـهُمَّ بارِكْ لَنا فى شَهْرِنا هذا، وَارْزُقْنا خَيْرَهُ وَعَوْنَهُ، وَاصْرِفْ عَنّا ضُرَّهُ

خدايا بركت ده به ما در اين ماه و خير و خوبى و كمك آن را روزى ما كن و بگردان از ما زيان اين ماه

وَشَرَّهُ، وَبَلائَهُ وَفِتْنَتَهُ.(1)

و شر و بلا و فتنه اش را.

روايت شده كه حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) وقتى كه هلال ماه رمضان را رؤيت مى كرد، روى شريف را به جانب قبله مى فرمود و مى گفت:

اَللّـهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَيْنا بِالاَْمْنِ والاِْيمانِ، وَالسَّلامَةِ وَالاِْسْلامِ، وَالْعافِيَةِ

خدايا اين ماه را بر ما نو كن به امنيّت و ايمان و تندرستى و اسلام و عافيت كامل

الْمُجَلَّلَةِ، وَدِفاعِ الاَْسْقامِ، وَ الرِّزْقِ الْواسِعِ، وَالْعَوْنِ عَلَى الصَّلاةِ

و دفاع از دردها و روزى وسيع و كمك بر نماز

وَالصِّيامِ وَ الْقِيامِ، وَ تِلاوَةِ الْقُرْآنِ، اَللّـهُمَّ سَلِّمْنا لِشَهْرِ رَمَضانَ، وَ تَسَلَّمْهُ

و روزه و شب زنده دارى و تلاوت قرآن خدايا سالم كن ما را براى ماه رمضان و سالم

مِنّا، وَسَلِّمْنا فيهِ حَتّى يَنْقَضِىَ عَنّا شَهْرُ رَمَضانَ، وَ قَدْ عَفَوْتَ عَنّا،

از ما دريافتش كن وما را در آن سالم بدار تا بگذرد از ما ماه رمضان و تو از ما گذشته باشى

وَغَفَرْتَ لَنا وَرَحِمْتَنا.(2)

و ما را آمرزيده و مورد مهر خويش قرار داده باشى.

و از حضرت صادق(عليه السلام) نقل شده است كه چون رؤيت هلال كردى بگو:

اَللّـهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضانَ، وَقَدِ افْتَرَضْتَ عَلَيْنا صِيامَهُ، وَاَنْزَلْتَ

خدايا ماه رمضان آمد و تو واجب كرده اى بر ما روزه اين ماه را و فرو فرستادى در آن

فيهِ الْقُرْآنُ، هُدىً لِلنّاسِ وَبَيِّنات مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ، اَللّهُمَّ اَعِنّا عَلى

قرآن را كه راهنماى مردم است و حجتهايى از هدايت و تميز حق و باطل است خدايا كمك بده ما را بر

صِيامِهِ، وَتَقَبَّلْهُ مِنّا، وَسَلِّمْنا فيهِ، وَسَلِّمْنا مِنْهُ، وَسَلِّمْهُ لَنا فى يُسْر

روزه آن و آن را از ما بپذير و سالم بدار ما را در اين ماه و از اين ماه و آن را نيز براى ما سالم گردان در آسانى

مِنْكَ وَعافِيَة، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ، يا رَحْمنُ يا رَحيمُ.(3)

و تندرستى كه براستى تو بر هر چيز قادرى اى بخشاينده اى مهربان.

3ـ «سيّد بن طاووس»(رحمه الله) روايت كرده كه روزى حضرت امام زين العابدين(عليه السلام) عبور مى كرد كه نظرش به هلال ماه رمضان افتاد، ايستاد و گفت:

اَيُّهَا الْخَلْقُ الْمُطيعُ الدّائِبُ السَّريعُ، اَلْمُتَرَدِّدُ فى مَنازِلِ التَّقْديرِ،

اى مخلوق فرمانبردار پيوسته (در حركت) و شتابان و رفت و آمد كننده در منزلهاى معيّن

اَلْمُتَصَرِّفُ فى فَلَكِ التَّدْبيرِ، امَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِكَ الظُّلَمَ، وَاَوْضَحَ بِكَ الْبُهَمَ،

و گردش كننده در مدار تدبير ايمان دارم به آن خدايى كه تاريكيها را به تو روشن كرد و راههاى ناپيدا و مبهم را به تو آشكار كرده

وجَعَلَكَ ايَةً مِنْ اياتِ مُلْكِهِ، وَعَلامَةً مِنْ عَلاماتِ سُلْطانِهِ، فَحَدَّ بِكَ

و تو را نشانه اى از نشانه هاى فرمانرواييش و علامتى از علامات سلطنتش قرار داده و زمان را به تو

الزَّمانَ، وَامْتَهَنَكَ بِالْكَمالِ وَالنُّقْصانِ، وَالطُّلُوعِ والاُْفُولِ، وَالاِْنارَةِ

محدود ساخت و تو را واداشت به كمال و نقصان و طلوع و غروب و پرتوافكنى

وَالْكُسُوفِ، فى كُلِّ ذلِكَ اَنْتَ لَهُ مُطيعٌ، وَاِلى اِرادَتِهِ سَريعٌ، سُبْحانَهُ ما

و گرفتن و در تمام آنها تو در تحت فرمان او فرمانبردارى و بسوى اراده اش شتابان منزه است خدا كه

اَعْجَبَ ما دَبَّرَ فى اَمْرِكَ، وَاَلْطَفَ ما صَنَعَ فى شَاْنِكَ، جَعَلَك مِفْتاحَ شَهْر

چه شگفت انگيز تدبيرى در امر تو بكار برد و چه دقيق است صنعتى كه در كار تو انجام داده تو را كليد ماه

حادِث، لاَِمْر حادِث، فَاَسْئَلُ اللهَ رَبِّى وَرَبَّكَ، وَخالِقى وَخالِقَكَ،

نوى قرار داده براى كارى نو از خدا پروردگار خود و پروردگار تو و آفريدگار خود و آفريدگار تو

وَمُقَدِّرى وَمُقَدِّرَكَ، وَمُصَوِّرى وَمُصَوِّرَكَ، اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ

و تقدير كننده خود و تقديركننده تو و صورت بخش خودو صورت گر تو خواهم كه درود فرستد بر محمّد و آل

مُحَمَّد، وَاَنْ يَجْعَلَكَ هِلالَ بَرَكة لا تَمْحَقُهَا الاَْيّامُ، وَطَهارَة لا تُدَنِّسُهَا

محمّد و قرار دهد تو را ماه بركتى كه روزگار از بينَش نبرد و ماه پاكيزه اى كه آلوده اش نكند

الاْثامُ، هِلالَ اَمْن مِنَ الأفاتِ، وَسَلامَة مِنَ السَّيِّئاتِ، هِلالَ سَعْد لا

گناهان ماه امنيّت از آفات و سلامتى از بديها ماه خجسته و مسعودى

نَحْسَ فيهِ، وَيُمْن لا نَكَدَ مَعَهُ، وَيُسْر لا يُمازِجُهُ عُسْرٌ، وَخَيْر لا يَشُوبُهُ

كه نحسى در آن نباشد و ماه ميمونى كه ملالى با آن نباشد و ماه آسانى كه با دشوارى مخلوط نشود و ماه خيرى كه

شَرٌّ، هِلالَ اَمْن وَايمان، وَنِعْمَة وَاِحْسان، وَسَلامَة وَاِسْلام، اَللّـهُمَّ صَلِّ

به شرّى آلوده نگردد ماه امنيّت و ايمان و نعمت و احسان و سلامتى و اسلام خدايا درود فرست بر

عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاجْعَلْنا مِنْ اَرْضى مَنْ طَلَعَ عَلَيْهِ، وَاَزْكى مَنْ

محمّد و آل محمّد و قرار ده ما را از خشنودترين مردمى كه اين ماه بر او طلوع كرده و پاكيزه ترين كسانى

نَظَرَ اِلَيْهِ، وَاَسْعَدَ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ، وَوَفِّقْنَا اللّـهُمَّ فيهِ لِلطّاعَةِ وَالتَّوْبَةِ،

كه بدان نگاه كرده و سعادتمندترين كسى كه پرستش تو را در آن كرده و موفق دار ما را خدايا در اين ماه به فرمانبردارى و توبه

وَاعْصِمْنا فيهِ مِنَ الاْثامِ وَالْحَوْبَةِ، وَاَوْزِعْنا فيهِ شُكْرَ النِّعْمَةِ، وَاَلْبِسْنا فيهِ

و نگاهمان دار در آن از گناهان و خطا و الهام كن به ما در اين ماه شكر نعمتت را و بپوشان به مادر

جُنَنَ الْعافِيَةِ، وَاَتْمِمْ عَلَيْنا بِاسْتِكْمالِ طاعَتِكَ فيهِ الْمِنَّةَ، اِنَّكَ اَنْتَ الْمَنّانُ

اين ماه سپرهاى تندرستى و منّت خود را بوسيله انجام كامل اطاعتت بر ما تمام كن كه براستى تويى پر نمعت

الْحَميدُ، وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد و آلِهِ الطَّيِّبينَ، وَاجْعَلْ لَنا فيهِ عَوْناً مِنْكَ

ستوده و درود خدا بر محمّد و آل پاكش و مقرر دار براى ما در اين ماه كمكى از جانب خود

عَلى ما نَدَبْتَنا اِلَيْهِ مِنْ مُفْتَرَضِ طاعَتِكَ، وَتَقَبَّلْها، اِنَّكَ الاَْكْرَمُ مِنْ كُلِّ

براى انجام آنچه ما را بدان خواندى و طاعت واجب خود و بپذير آن را كه تو كريم ترين همه

كَريم، وَالاَْرْحَمُ مِنْ كُلِّ رَحيم، امينَ امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.(4)

كريمانى و مهربانتر از هر مهربانى آمين آمين اى پروردگار جهانيان.

4ـ غسل شب اوّل ماه طبق بعضى از روايات مستحب است.(5)

5ـ در شب اوّل ماه امام حسين(عليه السلام) را زيارت كند، تا گناهانش بخشوده شود.(6)

6ـ از شب اوّل ماه، شروع به خواندن هزار ركعت نماز ماه رمضان نمايد، كه شرح آن قبلاً گذشت.

7ـ دو ركعت نماز بخواند كه در هر ركعت سوره حمد و سوره انعام را بخواند و از خدا بخواهد تا امور وى را كفايت كند و از آنچه كه مى ترسد و از بيماريها او را حفظ نمايد.(7)

8ـ اين دعا را بخواند كه در اعمال شب آخر ماه شعبان نيز آمده است: اَللّهُمَّ إِنَّ هذَا الشَّهْرُ الْمُبارَكُ... .

9ـ بعد از نماز مغرب دست ها را بلند كند و اين دعا را كه از امام جواد(عليه السلام) نقل شده است، بخواند:

اَللّهُمَّ يا مَنْ يَمْلِكُ التَّدْبيرَ، وَهُوَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ، يا مَنْ يَعْلَمُ خائِنَةَ

خدايا اى كه تدبير امور بدست اوست و او بر هر چيز قادر است اى كه مى داند خيانت

الاَْعْيُنِ وَما تُخْفِى الصُّدُورُ، وَتُجِنُّ الضَّميرُ، وَهُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ، اَللّهُمَّ

چشمها را و آنچه را سينه ها پنهان كنند و دلها در خويش مستور دارند و اوست دقيق آگاه خدايا

اجْعَلْنا مِمَّنْ نَوى فَعَمِلَ، وَلاتَجْعَلْنا مِمَّنْ شَقِىَ فَكَسِلَ، وَلا مِمَّنْ هُوَ

قرار ده ما را از كسانى كه نيّت كنند و بدنبالش عمل كنند و قرارمان مده از كسانى كه بدبخت شده و تنبلى كرد و نه از كسانى كه

عَلى غَيْرِ عَمَل يَتَّكِلُ، اَللّهُمَّ صَحِّحْ اَبْدانَنا مِنَ الْعِلَلِ، وَاَعِنّا عَلى مَا

بر غير كار و كوشش اعتماد كنند خدايا سالم گردان بدنهامان را از بيماريها و كمكمان ده بر آنچه

افْتَرَضْتَ عَلَيْنا مِنَ الْعَمَلِ، حَتّى يَنْقَضِىَ عَنّا شَهْرُكَ هذا، وَقَدْ اَدَّيْنا

واجب كرده اى بر ما از عمل تا بگذرد از ما اين ماه تو در حاليكه آنچه را بر ما

مَفْرُوضَكَ فيهِ عَلَيْنا، اَللّـهُمَّ اَعِنّا عَلى صِيامِهِ، وَوَفِّقْنا لِقِيامِهِ، وَنَشِّطْنا

واجب فرموده بودى انجام داده باشيم خدايا ما را بر روزه اين ماه كمك ده و به شب زنده داريش موفقمان دار و براى خواندن نماز در اين ماه

فيهِ لِلصَّلاةِ، وَلا تَحْجُبْنا مِنَ الْقِرآئَةِ، وَسَهِّلْ لَنا فيهِ ايتآءَ الزَّكاةِ، اَللّـهُمَّ لا

نشاطى بما بده و از قرائت قرآن محروممان مدار و آسان گردان بر ما پرداختن زكات را خدايا

تُسَلِّطْ عَلَيْنا وَصَباً وَلا تَعَباً، وَلا سَقَماً وَلا عَطَباً، اَللّـهُمَّ ارْزُقْنا الاِْفْطارَ

چيره مگردان بر ما خستگى و سستى و نه رنج و نه بيمارىو نه هلاكت را خدايا روزى ما كن افطار كردن

مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ، اَللّهُمَّ سَهِّلْ لَنا فيهِ ما قَسَمْتَهُ مِنْ رِزْقِكَ، وَيَسِّرْ ما

از روزى حلال خدايا سهل كن بر ما در اين ماه آن سهمى را كه از روزيت نصيب ما كرده اى و آسان گردان آنچه را

قَدَّرْتَهُ مِنْ اَمْرِكَ، وَاجْعَلْهُ حَلالاً طَيِّباً، نَقِيّاً مِنَ الاْثامِ، خالِصاً مِنَ

طبق فرمانت مقرّر داشته اى و قرارش ده حلال و پاك و پاكيزه از گناهان و خالص از

الاْصارِ وَالاَْجْرامِ، اَللّـهُمَّ لا تُطْعِمْنا اِلاَّ طَيِّباً غَيْرَ خَبيث وَلا حَرام،

معاصى و جنايات خدايا بر ما مخوران جز خوراكى پاك كه نه پليد باشد و نه حرام

وَاجْعَلْ رِزْقَكَ لَنا حَلاَلاً لا يَشُوبُهُ دَنَسٌ وَلا اَسْقامٌ، يا مَنْ عِلْمُهُ بِالسِّرِّ

و قرار ده روزيت را براى ما حلال كه آلوده به چركى و بيماريها نباشد اى كه داناييش به نهان

كَعِلْمِهِ باِلاَْعْلانِ، يا مُتَفَضِّلاً عَلى عِبادِهِ بِالاِْحْسانِ، يا مَنْ هُوَ عَلى كُلِّ

همانند داناييش به آشكار است اى كه بر بندگانش به احسان تفضل فرمود اى كه او بر هر

شَىْء قَديرٌ، وَ بِكُلِّ شَىْء عَليمٌ خَبيرٌ، اَلْهِمْنا ذِكْرَكَ، وَجَنِّبْنا عُسْرَكَ،

چيز تواناست و به هر چيز دانا و آگاه است ذكر خود را به ما الهام كن واز دشواريت ما را بركنار دار و به

وَاَنِلْنا يُسْرَكَ، وَ اهْدِنا لِلرَّشادِ، وَ وَفِّقْنا لِلسَّدادِ، وَ اعْصِمْنا مِنَ الْبَلايا،

دستورات آسانت برسانمان و به كارهاى صواب راهنماييمان كن و به كارهاى محكم و درست موفقمان بدار و از بلاها محفوظمان دار

وَصُنّا مِنَ الاَْوْزارِ وَالْخَطايا، يا مَنْ لا يَغْفِرُ عَظيمَ الذُّنُوبِ غَيْرُهُ، وَلا

و از گناهان و خطاها نگاهمان دار اى كه نيامرزد گناهان بزرگ را جز او

يَكْشِفُ السُّوءَ اِلاَّ هُوَ، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، وَاَكْرَمَ الاَْكْرَمينَ، صَلِّ عَلى

و برطرف نكند بديها را جز او اى مهربانترين مهربانان و كريمترين كريمان درود فرست بر

مُحَمَّد وَاَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبينَ، وَاجْعَلْ صِيامَنا مَقْبُولاً، وَبِالْبِرِّ وَالتَّقْوى

محمّد و خاندان پاكش و روزه ما را مقبول درگاهت فرما و به نيكى و پرهيزكارى

مَوْصُولاً، وَ كَذلِكَ فَاجْعَلْ سَعْيَنا مَشْكُوراً، ]وَ حَوْبَنا مَغْفُوراً[ وَ قِيامَنا

پيوندش ده و هم چنين كوشش ما را مورد تقدير و گناهان ما را مورد بخشش قرار ده و شب زنده داريمان را

مَبْرُوراً، وَ قُرْانَنا مَرْفُوعاً، وَدُعآئَنا مَسْمُوعاً، وَاهْدِنا لِلْحُسْنى، وَجَنِّبْنَا

نيك پذيرفته و قرآن ما را (كه خوانده ايم) بالا رفته و دعامان را مقرون به اجابت فرما و ما را به كار نيك هدايت فرما

الْعُسْرى، وَيَسِّرْنا لِلْيُسْرى، وَ اَعْلِ لَنَا الدَّرَجاتِ، وَ ضاعِفْ لَنا

و از دشواريها بركنارمان دار و مهيامان بدار براى آسانها و درجات ما را بالابر و حسنات ما را دو

الْحَسَناتِ، وَاقْبَلْ مِنَّا الصَّوْمَ وَالصَّلاةَ، وَاسْمَعْ مِنَّا الدَّعَواتِ، وَاغْفِرْ لَنَا

چندان كن و روزه و نماز ما را بپذير و دعاهاى ما را بشنو و خطاهاى ما را بيامرز

الْخَطيئاتِ، وَتَجاوَزْ عَنَّا السَّيِّئاتِ، وَاجْعَلْنا مِنَ الْعامِلينَ الْفائِزينَ،

و از گناهان ما درگذرو قرار ده ما را از عمل كنندگان كامياب

وَلا تَجْعَلْنا مِنَ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضّآلّينَ، حَتّى يَنْقَضِىَ شَهْرُ

و قرارمان مده از غضب شدگان و نه ازگمراهان تا بگذرد از ما ماه

رَمَضانَ عَنّا، وَ قَدْ قَبِلْتَ فيهِ صِيامَنا وَ قِيامَنا، وَ زَكَّيْتَ فيهِ اَعْمالَنا،

رمضان و تو روزه و شب زنده داريمان را پذيرفته باشى و اعمال ما را پاك و پاكيزه كرده

وَغَفَرْتَ فيهِ ذُنُوبَنا، وَ اَجْزَلْتَ فيهِ مِنْ كُلِّ خَيْر نَصيبَنا، فَاِنَّكَ الاِْلهُ

و گناهانمان را آمرزيده باشى و بهره ما را در اين ماه از هر خير و نيكى به حد كامل داده باشى كه براستى تويى معبود

الْمُجيبُ، وَالرَّبُّ الْقَريبُ، وَاَنْتَ بِكُلِّ شَىْء مُحيطٌ.(8)

اجابت كننده و پروردگار نزديك و تو بر هر چيز احاطه دارى.

10ـ در شب اوّل، اين دعا را كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است بخواند:

اَللّـهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ، مُنَزِّلَ الْقُرْآنِ، هذا شَهْرُ رَمَضانَ، اَلَّذى

خدايا اى پروردگار ماه رمضان و فرو فرستنده قرآن اين ماه رمضان است كه

اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ، وَاَنْزَلْتَ فيهِ آيات بَيِّنات مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ، اَللّـهُمَّ

در آن قرآن را نازل فرموده اى و در آن آيه هايى است كه آنها حجتهاى هدايت و تميز حق و باطل است خدايا

ارْزُقْنا صِيامَهُ، وَاَعِنّا عَلى قِيامِهِ، اَللّهُمَّ سَلِّمْهُ لَنا وَسَلِّمْنا فيهِ، وَسَلِّمْهُ مِنّا

روزه اش را روزى ما گردان و بر شب زنده داريش به ما كمك كن خدايا اين ماه را براى ما سالم بدار و ما را در آن به سلامت دار

فى يُسْر مِنْكَ وَمُعافاة، وَاجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِ الْمَحْتُومِ،

و آن را در آسانى و تندرستى كاملى از جانب خود از ما دريافتش كن و قرار ده در آن قضا و قدر حتمى خود

وَفيـما تَفْرُقُ مِنَ الاَْمْرِ الْحَكيمِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضآءِ الَّذى لا يُرَدُّ

و در آن دستور حكيمانه كه جدا كنى در شب قدر از آن قضا و قدر حتمى و مسلّمى كه برگشت ندارد

وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ،

و تغييرپذير نيست كه نام ما را بنويسى در زمره حاجيان خانه محترمت (كعبه) آنان كه حجشان پذيرفته

اَلْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ، اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، وَ اجْعَلْ

و سعيشان مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و بديهاشان جبران شده است و قرار ده

فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطيلَ عُمْرى، وَتُوَسِّعَ عَلىَّ مِنَ الـرِّزْقِ الْحَلالِ.(9)

در آنچه مقدر فرمايى كه عمرم را طولانى فرموده و از روزى حلال خود بر من توسعه دهى.

11ـ دعاى بسيار نورانى چهل و چهارم «صحيفه سجّاديّه» نيز مربوط به اين شب است.
12ـ از امور مهمّه در اين ماه، تلاوت قرآن مجيد است كه با شروع ماه رمضان، سزاوار است قرآن بسيار تلاوت شود. روايت شده است كه حضرت امام صادق(عليه السلام) در وقت تلاوت قرآن قبل از قرائت، اين دعاى بسيار پرمعنا را مى خواندند:

اَللّـهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّ هذا كِتابُكَ الْمُنْزَلُ مِنْ عِنْدِكَ عَلى رَسُولِكَ، مُحَمَّدِ

خدايا من گواهى دهم كه اين كتابى است كه نازل شده از نزد تو بر فرستاده ات محمّد

بْنِ عَبْدِاللهِ، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَكَلامُكَ النّاطِقُ عَلى لِسانِ نَبِيِّكَ،

بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و كلام گوياى توست كه بر زبان پيغمبرت جارى گشته

جَعَلْتَهُ هادِياً مِنْكَ اِلى خَلْقِكَ، وَحَبْلاً مُتَّصِلاً فيـما بَيْنَكَ وَبَيْنَ عِبادِكَ،

و آن را راهنماى خود بر خلق خويش قرار دادى و رشته پيوسته اى در مابين خود و مابين بندگانت گردانيدى

اَللّـهُمَّ اِنّى نَشَرْتُ عَهْدَكَ وَكِتابَكَ، اَللّـهُمَّ فَاجْعَلْ نَظَرى فيهِ عِبادَةً،

خدايا من باز كردم (پيش رويم) عهد و كتاب تو را خدايا پس قرار ده نظر مرا در آن عبادت

وَقِرآئَتى فيهِ فِكْراً، وَفِكْرى فيهِ اعْتِباراً، وَاجْعَلْنى مِمَّنِ اتَّعَظَ بِبَيانِ

و قرائتم را در آن از روى انديشه و فكرم را در آن عبرت آور و بگردانم از كسانى كه پند گيرد به بيان

مَواعِظِكَ فيهِ، وَاجْتَنَبَ مَعاصيكَ، وَلا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرائَتى عَلى سَمْعى،

پندهاى تو در آن و از معصيتهايت دورى كند و مُهر مَزَن هنگام خواندنم بر گوش من

وَلا تَجْعَلْ عَلى بَصَرى غِشاوَةً، وَلا تَجْعَلْ قِرائَتى قِرائَةً لا تَدَبُّرَ فيها،

و مينداز بر ديده ام پرده و مگردان خواندنم را خواندنى كه تدبر در آن نباشد

بَلِ اجْعَلْنى اَتَدَبَّرُ اياتِهِ وَ اَحْكامَهُ، آخِذاً بِشَرايِـعِ دينِكَ، وَ لا تَجْعَلْ

بلكه چنانم كن كه تدبر كنم در آيات و احكامش و در برگيرم دستورات دين تو را و قرار مده

نَظَرى فيهِ غَفْلَةً، وَ لا قِرائَتى هَذَراً، اِنَّكَ اَنْتَ الرَّؤُوفُ الرَّحيمُ.

نظر مرا در آن نظر بى خبرى و نه قرائتم را بيهوده كه براستى تو رؤوف و مهربانى.

و بعد از قرائت قرآن مجيد اين دعا را مى خواندند:

اَللّهُمَّ اِنّى قَدْ قَرَأْتُ ما قَضَيْتَ مِنْ كِتابِكَ، اَلَّذى اَنْزَلْتَهُ عَلى نَبِيِّكَ

خدايا من خواندم آنچه را حكم كرده بودى از كتابت همان كتابى كه نازل فرمودى بر پيامبر

الصّادِقِ، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ رَبَّنا، اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ يُحِلُّ

راستگويت درود تو بر او و آلش پس حمد خاص توست اى پروردگار ما خدايا بگردانم از كسانى كه حلال مى شمرد

حَلالَهُ، وَيُحَرِّمُ حَرامَهُ، وَيُؤْمِنُ بِمُحْكَمِهِ وَمُتَشابِهِهِ، وَاجْعَلْهُ لى اُنْساً فى

حلالش را و حرام داند حرامش را و ايمان دارد به محكم و متشابه آن و آن را همدم من در

قَبْرى، وَاُنْساً فى حَشْرى، وَاجْعَلْنى مِمَّنْ تُرْقيهِ بِكُلِّ ايَة قَرَأَها دَرَجَةً

قبرم و همدمم در روز محشرم قرار ده و قرار ده مرا از كسانى كه بالا برى او را به هر آيه از آن كه بخواند به درجه اى

فى اَعْلى عِلِّيّينَ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.(10)

در بالاترين جايگاههاى بهشت اجابت فرما اى پروردگار جهانيان.

پی نوشت
1. اقبال، صفحه 18.
2. اقبال، صفحه 17.
3. همان مدرك، صفحه 18.
4. اقبال، صفحه 17.
5. زاد المعاد، صفحه 99.
6. همان مدرك.
7. اقبال، صفحه 22.
8. اقبال، صفحه 22.
9. اقبال، صفحه 23.
10. بحارالانوار، جلد 89، صفحه 206، حديث 2.

دعای غروب ماه شعبان و طلوع ماه رمضان

اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْه

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از فارس، خدایا! این ماه مبارکى که قرآن در آن نازل گشته، آن قرآنى که راهنماى مردم شده و نشانه‌هاى روشنى از راهبرى و جدا کردن میان حق و باطل است فرا رسیده پس ما را در این ماه سالم بدار.

کمتر از یک روز به ماه میهمانی پروردگار عالم باقی مانده است، بندگانی که بعد از دو ماه خودسازی و تهذیب نفس خود را برای بهره بیشتر از ماه مبارک رمضان آماده کرده‌اند، اکنون مشتاقانه منتظر ورود به این ماه هستند تا در بهترین شب سال که در ماه ضیافت الهی قرار دارد، امضای رضایت کردگار خویش را در پرونده اعمالشان دریافت کنند.

*توصیه امام رضا(ع) برای لحظات آخر ماه شعبان

اباصلت هروى روایت کرده است که در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت ثامن الحجج(ع) رفتم، حضرت(ع) فرمود:

اى اباصلت! اکثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است پس تدارک و تلافى کن در آن چه از این ماه مانده است، تقصیرهایى را که در ایام گذشته این ماه کرده‌اى و بر تو باد که رو آورى بر آنچه برای تو نافع است و دعا و استغفار بسیار کن و تلاوت قرآن مجید بسیار کن و به سوى خدا از گناهان خود توبه کن تا آنکه چون ماه مبارک درآید، خود را براى خدا خالص گردانیده باشى و در گردن خود امانت مگذار و حق کسى را مگر آنکه ادا کنى و در دل خود کینه کسى را مگذار، مگر آنکه بیرون کنى و مگذار گناهى را که انجام می‌دادی، مگر آنکه ترک کنى و از خدا بترس و بر خدا در پنهان و آشکار امور خود توکّل کن و هر که بر خدا توکّل کند خدا او را بس است و در بقیه این ماه این دعا را بسیار بخوان:

«اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ»؛

خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده‌اى در آن قسمت که از این ماه مانده بیامر زمان، به درستى که حق تعالى در این ماه بندهاى بسیار از آتش جهنم براى حرمت ماه مبارک رمضان آزاد مى‌کند.

*دعاى شب آخر شعبان و شب اول رمضان

شیخ طوسی از حارث بن مُغَیْرَه نَضْرى روایت کرده که امام صادق(ع) در شب آخر شعبان و شب اوّل ماه رمضان مى‌خواند:

«اَللّهُمَّ اِنَّ هذَا الشَّهْرَ الْمُبارَکَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرآنُ وَجُعِلَ هُدىً لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ قَدْ حَضَرَ فَسَلِّمْنا فیهِ وَسَلِّمْهُ لَنا وَتَسَلَّمْهُ مِنّا فى یُسْرٍ مِنْکَ وَعافِیَةٍ یا مَنْ اَخَذَ الْقَلیلَ وَشَکَرَ الْکَثیرَ اِقْبَلْ مِنِّى الْیَسیرَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ لى اِلى کُلِّ خَیْرٍ سَبیلاً وَمِنْ کُلِّ ما لا تُحِبُّ مانِعاً یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

یا مَنْ عَفا عَنّى وَعَمّا خَلَوْتُ بِهِ مِنَ السَّیِّئاتِ یا مَنْ لَمْ یُؤاخِذْنى بِارْتِکابِ الْمَعاصى عَفْوَکَ عَفْوَکَ عَفْوَکَ یاکَریمُ اِلهى وَعَظْتَنى فَلَمْ اَتَّعِظْ وَزَجَرْتَنى عَنْ مَحارِمِکَ فلَمْ اَنْزَجِرْ فَما عُذْرى فَاعْفُ عَنّى یا کَریمُ عَفْوَکَ عَفْوَکَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الرّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبدِکَ فَلْیَحْسُنِ التَّجاوُزُ مِنْ عِنْدِکَ یااَهْلَ التَّقْوى وَیا اَهْلَ الْمَغْفِرَةِ عَفْوَکَ عَفْوَکَ اَللّهُمَّ اِنّى عَبْدُکَ بْنُ عَبْدِکَ بْنُ اَمَتِکَ ضَعیْفٌ فَقیرٌ اِلى رَحْمَتِکَ وَاَنْتَ مُنْزِلُ الْغِنى والْبَرَکَةِ عَلَى الْعِبادِ قاهِرٌ مُقْتَدِرٌ اَحْصَیْتَ

خدایا! این ماه مبارکى که قرآن در آن نازل گشته، آن قرآنى که راهنماى مردم شده و نشانه‌هاى روشنى از راهبرى و جدا کردن میان حق و باطل است فرا رسیده پس ما را در این ماه سالم بدار و آن را در حال آسانى و تندرستى از ما بگیر، اى که اندک را بگیرد و بسیار قدردانى کند، این طاعت اندک را از من بپذیر خدایا از تو خواهم که براى من به سوى هر کار خیرى راهى و از هر چه دوست ندارى سر را هم مانعى قرار دهى اى مهربانترین مهربانان!

اى که گذشتى از من و از آن کارهاى زشتى که در پنهانى کردم، اى که مرا به سبب دست زدن به گناهان نگیرى گذشت، گذشت ، گذشت تو را خواهانم اى بزرگوار! خدایا مرا پند دادى ولى من پند نگرفتم و از کارهاى حرام خود بازم داشتى ولى من بازنایستادم پس چه عذرى به درگاهت دارم، اى کریم! از من گذشت کن که عفوت و گذشتت را خواهانم، خدایا از تو آسودگى هنگام مرگ درخواست دارم و گذشت در وقت حساب را، گناه از بنده‌ات بزرگ است پس باید گذشت از جانب تو نیز نیکو باشد، اى شایسته پرهیزگارى و اى شایسته آمرزش عفوت و گذشتت را خواهانم، خدایا! من بنده و فرزند بنده و فرزند کنیز توام ناتوان و نیازمند مهر تو هستم و تویى که دارایى و برکت بر بندگانت فرو فرستى و تو چیره و توانایى کارهاى بندگانت را

اَعمالَهُمْ وَقَسَمْتَ اَرْزاقَهُمْ وَجَعَلْتَهُمْ مُخْتَلِفَةً اَلْسِنَتُهُمْ وَاَلْوانُهُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ وَلا یَعْلَمُ الْعِبادُ عِلْمَکَ وَلا یَقْدِرُ الْعِبادُ قَدْرَکَ وَکُلُّنا فَقیرٌ اِلى رَحْمَتِکَ فَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَکَ وَاجْعَلْنى مِنْ صالِحى خَلْقِکَ فِى الْعَمَلِ وَالاْمَلِ وَالْقَضاَّءِ وَالْقَدَرِ اَللّهُمَّ اَبْقِنى خَیْرَ الْبَقاَّءِ وَ اَفْنِنى خَیْرَ الْفَناَّءِ عَلى مُوالاةِ اَوْلِیاَّئِکَ وَمُعاداةِ اَعْداَّئِکَ وَ الرَّغْبَةِ اِلَیْکَ وَ الرَّهْبَةِ مِنْکَ وَالْخُشُوعِ وَالْوَفاءِ وَالتَّسْلیمِ لَکَ وَالتَّصْدیقِ بِکِتابِکَ وَاتِّباعِ سُنَّةِ رَسُولِکَ

اَللّهُمَّ ما کانَ فى قَلْبى مِنْ شَکٍّ اَوْ رَیْبَةٍ اَوْ جُحُودٍ اَوْ قُنُوطٍ اَوْ فَرَحٍ اَوْ بَذَخٍ اَوْ بَطَرٍ اَوْ خُیَلاَّءَ اَوْ رِیاَّءٍ اَوْ سُمْعَةٍ اَوْ شِقاقٍ اَوْ نِفاقٍ اَوْ کُفْرٍ اَوْ فُسُوقٍ اَوْ عِصْیانٍ اَوْ عَظَمَةٍ اَوْ شَىءٍ لا تُحِبُّ فَاَسْئَلُکَ یا رَبِّ اَنْ تُبَدِّلَنى مَکانَهُ ایماناً بِوَعْدِکَ وَوَفآءً بِعَهْدِکَ وَرِضاً بِقَضاَّئِکَ وَزُهْداً فِى الدُّنْیا وَرَغْبَةً فیما عِنْدَکَ وَاَثَرَةً وَطُمَاْنینَةً وَتَوْبَةً نَصُوحاً اَسْئَلُکَ ذلِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ اِلهى اَنْتَ مِنْ حِلْمِکَ تُعْصى وَمِنْ کَرَمِکَ وَجُودِکَ تُطاعُ فَکَانَّکَ لَمْ تُعْصَ وَاَنَا وَمَنْ لَمْ یَعْصِکَ سُکّانُ اَرْضِکَ فَکُنْ عَلَیْنا بِالْفَضْلِ جَواداً وَبِالْخَیْرِ عَوّاداً یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ صَلوةً داَّئِمَةً لا تُحْصى وَلا تُعَدُّ وَلا یَقْدِرُ قَدْرَها غَیْرُکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ»

شماره دارى و روزیشان را قسمت کرده و زبان‌ها و رنگهاشان را متفاوت کردى؛ آفرینشى پس از آفرینش دیگر و بندگانت دانش تو را ندارند و قدر تو را ندانند و همه ما نیازمند رحمتت هستیم، پس اى خدا! رو از من مگردان و مرا در کردار و آرزو و امور مربوط به قضا و قدر از شایستگان خلق خویش قرارم ده خدایا زنده ام بدار به بهترین وضع زندگى و بمیرانم به بهترین مردن (یعنى) با دوستى دوستانت و دشمنى با دشمنانت و رغبت به درگاهت و ترس و خشوع از تو و وفادارى و تسلیم بودن در برابرت و تصدیق کردن کتاب تو (قرآن) و پیروى از روش پیغمبرت،

خدایا آنچه در دل دارم از شک و تردید یا انکار یا ناامیدى یا خوشى یا گردن فرازى یا اسراف در خوشگذرانى یا خودبینى یا خودنمایى یا شهرت جویى یا ایجاد دو دستگى یا دورویى یا کفر یا فسق یا گناه یا بزرگ طلبى یا چیزهاى دیگرى که تو دوست ندارى پس اى پروردگارا! از تو خواهم که آن را تبدیل کنى به ایمان به وعده‌ات و وفادارى به پیمانت و خوشنودى به قضا و قَدرت و پارسایى در دنیا و اشتیاق به آنچه نزد تو است و فضیلتى و آرامشى و توبه خالص، این را از تو خواهم اى پروردگار جهانیان!
خدایا تو را به خاطر بردباریت نافرمانى کنند و به طمع جود و کرمت اطاعت کنند، پس گویا نافرمانی‌ات نکرده‌اند و من با کسانى که نافرمانی‌ات نکردند همه ساکنان زمین تو هستیم، تو بر ما به فضل خویش بخشنده باش و به نیکویى بازگردنده، اى مهربانترین مهربانان! و درود خدا بر محمد و آل او درودى همیشگى که به شماره و عدد درنیاید و اندازه‌اش نتواند جز تو اى مهربانترین مهربانان!