توقیع

نوشته‌ها

آخرین سخن و توقیع شریف امام عصر در غیبت صغری

 

اشاره:

احمدالحسن و پیروان جریان یمانی برای اثبات ادعای دروغین خود به اموری تمسک می جویند که نه تنها قابلیت اثبات ادعای آنان ندارند بلکه خود دلیل بر یاوه گویی آنان است. آخرین سخن و توقیع شریف امام عصر در غیبت صغری واضح ترین دلیل بر ادعای احمد یمانی است. که  در این مقاله به آن اشاره شده ست.

 

احمد الحسن بصری، یمانی دروغین، ادعاهایی دارد و مستند این ادعاها نیز برخی روایات و احادیث مهدویت بویژه در کتاب الغیبه نعمانی می باشد. شاید اختلاف نسخ و حتی برخی روایات مهدویت، دست پیروان این شخص را باز گذاشته باشد، اما با سد محکمی، مواجه شده اند که کلید طلایی برای شناخت حق از باطل است و آن توقیع مبارک امام عصر مهدی موعود خطاب به آخرین نائب خویش، قبل از شروع غیبت کبری، می باشد که طبق این حدیث و توقیع شریف، هر گونه ادعای مشاهده، ارتباط خاص و دریافت حکم از امام زمان در عصر غیبت کبری، قبل از خروج سفیانی و ندای آسمانی را، باطل اعلام کرده و مدعی این ارتباط را، دروغگو و کاذب و مفتری، معرفی نموده اند. شیخ طوسی در کتاب الغیبۀ، چنین نقل میفرمایند:

... مَنْ یدَّعِی الْمُشَاهَدَهَ (أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَهَ) قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیانِی وَ الصَّیحَهِ فَهُوَ کَذَّابٌ مُفْتَر … . [۱]

… هرکسی، قبل از خروج سفیانی و ندای آسمانی، ادعای ارتباط و نیابت خاص، داشته باشد، دروغگو، کذاب و افترازننده است … .

پیروان احمد الحسن بصری، مدعی دروغین یمانی، اگر در هر روایتی از احادیث مهدویت، قدرت مانور و بحث را داشته باشند و گاهی نیز به خواب و استخاره، متوسل شوند؛ اما در این روایت و توقیع مبارک از جانب حضرت مهدی، قطعا دست شان بسته و ناتوان از اثبات ادعاهای خود خواهند بود.

بنابراین، انصار و پیروان مدعی یمانی، باید به این پرسش، پاسخ روشن دهند که طبق جمله صریح امام عصر در پایان غیبت صغری که خطاب با آخرین نائب خویش، فرمودند، هرگونه ارتباط و نیابت خاص از طرف امام عصر در غیبت کبری، مسدود اعلام میشود؛ پس چگونه، احمد الحسن، چنین ادعایی را دارد؟

پی نوشت:

[۱] شیخ طوسی، الغیبۀ، ص ۳۹۵٫

منبع: فرقه نیوز

آخرین نامه امام زمان(عج) به آخرین نائب خاص خودشان.

اشاره:

توقیع به نامه‌ها و نوشته‌های امامان به ویژه امام مهدی (عج)، گفته می‌شود. در روایات بسیاری، تصریح شده که توقیعات امام زمان(عج) به خط خودِ امام بوده است. از دلایل این انتساب را وجود مهر امام (عج) در نوشته و یا تأکید امام (عج) بر نگارش نامه به دست خود شمرده‌اند. توقیعاتی که در عصر غیبت صغرا صادر شده‌اند، غالباً متضمن عنصر خرق عادت و کرامت‌اند. از این رو، توقیعات را یکی از دلایل امامت امام زمان (عج) دانسته‌اند.

دراصطلاح علمای شیعه توقیع، نامه‌ها و فرمان‌هایی است که در زمان غیبت از طرف امام مهدی(عج) به شیعیان خود می‌رسیده است.

آخرین نامه امام زمان(عج) به آخرین نائب خاص خودشان

دراصطلاح علمای شیعه توقیع، نامه‌ها و فرمان‌هایی است که در زمان غیبت از طرف امام مهدی (ع) به شیعیان خود می رسیده است.

درکتاب‌های معروف مانند: کمال‌الدین شیخ صدوق، غیبت شیخ طوسی، احتجاج طبرسی، بحارالانوار مجلسی و کتب دیگر، حدود هشتاد توقیع از جانب امام زمان(عج) نقل شده است. این توقیعات گنجینه‌ای از معارف الهی محسوب می‌شوند.

على بن محمد سمری آخرین نائب خاص امام زمان(عج) در پانزدهم شعبان سال ۳۲۹ قمری، پس از حدود سه سال نیابت و بدون وقوع رویداد خاصی، درگذشت و جنازه‌اش را در بغداد دفن کردند.

آخرین توقیع شریف امام زمان(عج) خطاب به آخرین نایب خاص خود، یعنى على بن محمد سمرى است.

هنگامى که زمان رحلت ابوالحسن سمرى فرا رسید و مرگ وى نزدیک گردید، به وى گفتند: چه کسى را جانشین خودتان قرار می‌دهید؟ او در جواب، توقیعى درآورد و به مردم نشان داد، که متن آن بدین گونه است:

بسم الله الرحمن الرحیم

« یا على بن محمد السمرى اعظم الله اجرا خوانک فیک، فانک میت ما بینک و بین سته ایام، فاجمع امرک و لاتوص الى احد فیقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبه التامه. فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالى ذکره، و ذلک بعد طول الامد و قسوه القلوب و امتلاء الارض جوراً. و سیأتى الى شیعتى من یدعى المشاهده، الا فمن ادعى المشاهده قبل خروج السفیانى و الصیحه فهو کذاب مفتر، ولاحول و لاقول الا بالله العلى العلى العظیم. فنسخوا هذا التوقیع و خرجوا، فلما کان الیوم السادس عادوا الیه و هو یجود بنفسه فقال له بعض الناس: من وصیک من بعدک؟ فقال: لله امر هو بالعه، و قضى فهذا آخر کلام سمع منه (ره). »

اى علىّ بن محمّد سمرىّ! خداوند اجر برادرانت را در عزاى تو عظیم گرداند که تو ظرف شش روز آینده خواهى مرد، پس خود را براى مرگ مهیّا کن و به احدى وصیّت مکن که پس از وفات تو قائم مقام تو شود که غیبت تامّه واقع شده و ظهورى نیست مگر پس از اذن خداى تعالى و آن پس از مدّتى طولانى و قساوت دل‌ها و پر شدن زمین از ستم واقع خواهد شد.

و به زودى کسانى نزد شیعیان من آیند و ادّعاى مشاهده کنند، بدانید هر که پیش از خروج سفیانى و صیحه آسمانى ادّعاى رؤیت و مشاهده کند دروغگوى مفترى است، و لا حول و لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ العلیّ العظیم.

پس؛ از آن توقیع استنساخ کردند و از نزد او خارج شدند، و چون روز ششم فرا رسید نزد او بازگشته و او را در حال احتضار بود، یکى از مردمان پرسید: وصىّ تو پس از شما کیست؟

گفت: خداوند را امرى است که خود او رساننده آن است، و فوت کرد. و این آخرین کلامى بود که از او شنیده شد. (۱)

پی نوشت:

  1. این روایت را می توانید در کتب ذیل ببینید: الاحتجاج، ج ۲، ص .۴۷۸ کمال الدین، ح ۲، ص ۵۱۶، حدیث .۴۴ الغیبه، ص ۳۹۵، حدیث .۳۶۵ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۶۰، حدیث ۷ و ج ۲، ص ۱۵۱، حدیث ۱، و ج ۵۳، ص .۳۱۸ اعلام الورى، ص .۴۱۷ الخرایج، ص .۱۱۲۹ عقیده الشیعه، ص .۴۸ و…

کیفیت ارتباط امام زمان(عج‌الله فرجه) و نواب آن حضرت با شیعیان

اشاره:

غیبت صغرا به معنای غایب شدن کوتاه مدت است و بنابر آموزه‌های شیعی، دورانی است که در آن امام مهدی(عج‌الله فرجه) به صورت مخفی زندگی می‌کرد و فقط از طریق نمایندگان چهارگانه خود با شیعیان مرتبط بوده است.غَیبَتِ کُبرا به زندگی مخفی طولانی‌تر امام دوزادهم شیعیان گفته می‌شود که از سال ۳۲۹ آغاز شده و تاکنون ادامه دارد. به عقیده بسیاری از عالمان شیعه، در غیبت کبرا امکان ارتباط با امام زمان وجود ندارد. در این مقاله به کیفیت ارتباط امام زمان(عج‌الله فرجه) در غیبت صغرا مطالبی ارائه ده است.

ارتباط امام زمان (عج‌الله فرجه) با شیعیان در دوران غیبت صغری یعنی از سال ۲۶۰ هجری قمری (سال شهادت امام یازدهم) تا سال ۳۲۹هجری قمری (سال درگذشت آخرین نائب خاص امام) یعنی حدود ۶۹ سال(۱) از طریق نایبان آن حضرت بوده است. (که مشهور به نواب اربعه می‌باشند) اینان به ترتیب زمانی عبارت بودند از:

۱. ابوعمرو عثمان بن سعید عمری. ۲. ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری. ۳. ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی. ۴. ابوالحسن علی بن محمد سمری.

شیعیان سؤالات خود را از آنها به صورت مکتوب و شفاهی می‌پرسیدند و آنها پاسخ سؤالات را از حضرت(عج‌الله فرجه) به صورت توقیع و یا شفاهی می‌گرفتند و به شیعیان می‌رساندند.(۲)

در این دوران حضرت جز با نایبان خاص خود تماس نمی‌گرفتند مگر در موارد استثنائی. (۳)

البتّه امام زمان (عج‌الله فرجه) وکلای دیگری نیز در مناطق مختلف مانند: بغداد، کوفه، اهواز، همدان، قم، ری، آذربایجان، نیشابور و… داشت که یا به وسیله این چهار نفر، که در رأس سلسله مراتب وکلای امام قرار داشتند، امور مردم را به عرض حضرت می‌رساندند.(۴)

واز سوی امام در مورد آنان «توقیع» هایی صادر می‌شده است.(۵) و یا آنگونه که بعضی از محققان احتمال داده‌اند ـ سفارت و وکالت این چهار نفر، وکالتی عام و مطلق بوده ولی دیگران در موارد خاصی وکالت و نیابت داشته‌اند.(۶) این افراد عبارتند از:

محمد بن جعفر اسدی، احمد بن اسحاق اشعری قمی، ابراهیم بن محمد همدانی، احمد بن حمزه بن الیسع(۷)، محمد بن ابراهیم بن مهزیار(۸) و ابومحمد وجنائی(۹) . همچنین صاحب کشف الغمه از شیخ ابوجعفر از محمد بن ابی عبدالله الکوفی نقل می‌کند که این افراد حضرت و معجزات او را دیدند و از جانب آن حضرت در شهرهای خودشان وکالت داشتند ،از جمله: از بغداد عمروی، پسرش و حاجز و بلالی و عطار، از کوفه عاصمی، از اهواز محمد بن ابراهیم بن مهزیار، از قم محمد بن اسحاق از همدان محمد بن صالح، از ری بسامی و اسدی، از آذربایجان قاسم بن العلاء، و از نیشابور محمد بن شاذان وکالت داشتند.

و از غیر وکلا هم نام عدّه‌ای را می‌برد از شهرهای مختلف که حضرت را دیده‌اند. مثلاً از بغداد ابی القاسم بن ابی حابس، و ابوعبدالله الکندی، و ابوعبدالله الجنیدی، و هارون القزار، والنیلی، و ابوالقاسم بن رئیس و…، و از همدان محمد بن کشمرد، و جعفر بن حمدان و از دینور حسن بن هارون وبرادرش احمد وابو الحسن، و از اصفهان ابن باذشاله، و از ری قاسم ابن موسی و فرزندش و از قزوین مرداس وعلی بن احمد، از نیشابور محمد بن شعیب بن صالح و همچنین نام عدّه‌ای دیگر را از شهرهای مختلف می‌برد.(۱۰)

بعد از رحلت امام عسکری (‌علیه السّلام) گروهی از مردم قم به سامرا آمدند و چون دانستند که امام(عج‌الله فرجه) رحلت فرموده است، گفتند: جانشین امام کیست؟ حاضران جعفر را نشان دادند. آنها به جعفر سلام کرده تسلیت و تهنیت گفتند و اظهار داشتند: نامه‌ها و پول‌هایی آورده‌ایم، بفرمایید: نامه‌ها را چه کسانی نوشته‌اند و پول‌ها چقدر است؟ جعفر از این سؤال برآشفت و برخاست و در حالی که گرد جامه‌های خود را می‌تکانید گفت: اینها از ما انتظار دارند علم غیب بدانیم!! در این میان خادمی از خانه بیرون آمد و گفت: نامه‌ها از فلان کس و فلان کس است و در همیان هزار دینار است که ده تا از آنها را آب طلا داده‌اند.

نمایندگان مردم قم نامه‌ها و همیان را تحویل داده و به خادم گفتند: هر کس تو را برای گرفتن همیان فرستاده، او امام است.(۱۱)

توقیع‌هایی که از حضرت صادر شده در کتاب‌های تاریخی و حدیثی نقل شده است و ما به عنوان نمونه یکی از آنها را برای شما نقل می‌کنیم.(۱۲) ابواسحاق به محمد بن عثمان عمری التماس نموده که عریضه او رابه محضر حضرت برساند و سؤالی چند که نموده جواب بگیرد. آن حضرت به خط خود نوشت و فرستاد: امّا آنچه سؤال کرده‌ای حق تعالی تورا به راه راست بدارد و هدایت نماید. از احوال جماعتی از بنی اعمام و پسر عموها و خویشان ما پرسش کرده ای، بدان که میان حق تعالی و هیچ آفریده‌ای قرابت و خویشی نیست و هر که منکر باشد از ما نیست و حال او حال پسر نوح است . امّا امر جعفر عموی من و فرزندان او امر برادران یوسف است.

و امّا فقاع آشامیدن ان حرام است و در مورد مال‌های شما قبول نمی‌کنم آن را مگر از برای پاک شدن آن اموال، هر که بخواهد برساند و هر که خواهد قطع نماید و هر چه خدای تعالی به ما می‌رساند به از ان است که شما می‌رسانید. درباره ظهور و فرج که از آن پرسیده‌ای آن امری است با حق تعالی و آنها که وقتی قرار می‌دهند دروغ گویانند. امّا آنچه که جمعی را گمان این است که امام حسین (‌علیه السّلام) کشته نشد آن کفر و گمراهی است. و امّا آنچه گفته‌ای که هر چه بر ما مشکل شود چه باید کرد؟در ان رجوع کنید به محمد بن عثمان و پسرش ، آنها حجتند بر شما و من حجتم بر ایشان و کتاب ایشان کتاب من است و نزد من ثقه‌اند.

امّا آنچه از برای ما می‌فرستند و هدیه می‌کنند تا پاک و بی‌شبهه نباشد نمی پذیریم و ثمن مغَنیه حرام است و محمد بن شاذان از شیعیان ماست و ابوالخطاب ملعونست و اصحاب او همه به لعن گرفتارند و با ایشان تکلم مکنید که من و پدران من از ایشان بری و بیزاریم و امّا خمس را ما به شیعیان خود مباح کرده‌ایم و بر ایشان حلالست تا وقت ظهور ما و امّا پشیمانی قوم که شک در دین خدا داشته باشند ما را به صله ایشان حاجت نیست. و اگر استقاله کنند ما اقاله کرده‌ایم.امااین‌که پرسیده‌ای از سبب و علّت غیبت، مگر نشنیده‌ای که حق تعالی می‌گوید: «لا تسئلوا عن اشیاء ان تبد لکم تسئوکم» از آنچه نباید پرسید مپرسید. و هیچ یک از پدران ما نبودند که بیعت ظالم و طاغی در گردن ایشان نبود و لکن وقتی که ظهور کنم بیعت هیچ طاغی و ظالمی در گردن من نخواهد بود . امّا آنکه پرسیده‌ای از نفع یافتن از من در حال غیبت به درستی که این مثل نفع یافتن از آفتاب است در روز ابری اگر چه آن روز آفتاب از نظرها غایب است امّا همان نفع او به عالمیان می‌رسد و به درستی که من امانم از برای اهل زمین چنانچه ستاره‌ها امانند از برای اهل آسمان و باید که سؤال از چیزهایی که نفعی برایتان ندارد نکنید . به هر چه شما را به آن تکلیف نکرده‌اند کار مدارید و بسیار دعا کنید در تعجیل فرج که فرج شما در آن است که از حق تعالی در همه وقت خصوصاً وقت استجابت دعا و بعد از صلوات تعجیل فرج آل محمد می‌طلبیده باشید و سلام بر تو ای ابااسحق و بر هر که تابع حق باشد.

پی نوشت:

  1. توقیع به معنای حاشیه‌نویسی است و در اصطلاح علمای شیعه به نامه‌ها و فرمان‌هایی که در زمان غیبت صغری از طرف امام به شیعیان رسیده توقیع گفته می‌شود.
  2. طوسی، الغیبه، ص ۱۹۰و تاریخ غیبت صغری امام مهدی، تألیف سید محمد صدر، ج ۲، ص ۸۳، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی می‌گوید: اگر از آسمان فرو افتم و پرندگان مرا تکه تکه بربایند و یا باد مرا به هر جای پستی بیندازد برای من بهتر است از این‌که در دین خدا به رأی خود واز پیش خود حرفی بزنم، بلکه آنچه می‌گویم از سرچشمه اصلی و از محبت خدا شنیده‌ام.
  3. م. اربلی، کشف الغمه، ج ۳، ص ۳۴۰ – ۳۴۱.
  4. چنانچه طبق نقل شیخ طوسی، حدود ده نفر در بغداد به نمایندگی از طرف محمد بن عثمان فعالیت می‌کردند، (الغیبه، ص ۲۲۵).
  5. سید محمد صدر، همان، ص ۱۸۹.
  6. سید محسن امین، ، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۴۸.
  7. طوسی، همان، ص ۲۵۷- ۲۵۸.
  8. کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۵۱۸، ح ۵.
  9. طبرسی، اعلام الوری، ص ۴۴۴.
  10. اربلی، کشف الغمه، ج ۳، ص ۳۴۰ – ۳۴۱.
  11. صدوق، کمال الدین، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۰۵ ق، ص ۴۷۵و مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص ۶۵۸ به بعد.
  12. اربلی، همان، ج ۳، ص ۳۴۰ – ۳۴۱.

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.

توقیع امام مهدی(عج) براى جمعى از مردم قم

بسم الله الرحمن الرحیم . خداوند ما و شما را از فتنه ها نگاهدارد و بما و شما روح یقین موهبت کند، و از سوء عاقبت باز دارد. خبر تردیدى که گروهى از شما در امر دین نموده اید، و شک و تحیرى که درباره صاحبان امر خود بدل آنها راه یافته است ، بمن رسید، ما از این موضوع بخاطر شما غمگین شدیم نه بخاطر خودمان و درباره شما ناراحت شدیم نه درباره خودمان زیرا خدا با ماست و جز بخدا به هیچکس نیازى نداریم و حق با ماست و بنا بر این کسیکه از اطاعت ما سرباز مى زند، ما را بوحشت نمى اندازد. ما اثر صنع خدائیم و مردم بطفیل و جود ما ، موجود گشته اند.

اى مردم ! چرا دچار تردید گشته و در حال تحیر مطلب را بر خود مشتبه مى سازید. آیا نشنیده اید که خدا مى فرماید:

یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منکم یعنى : اى کسانى که ایمان آورده اید، خدا و پیغمبر و صاحبان امر خود را، اطاعت کنید؟

نمى دانید که در اخبار رسیده است که حوادثى براى ائمه ، گذشته و آینده شما روى مى دهد، و آیا ندیده اید که خداوند از زمان حضرت آدم تا زمان امام حسن عسکرى سنگرهائى براى شما قرار داده که به آنها پناه برید و علائمى مقرر داشته تا بوسیله آن هدایت شوید؟ بطوریکه هر گاه یکى از آن علامتها پنهان شود علامت دیگرى ظاهر مى گردد و هر وقت ستاره اى غروب کند؛ ستاره دیگرى مى درخشد؟

پس وقتیکه امام حسن عسکرى (ع) رحلت فرمود: گمان کردید که خداوند دین خود را باطل کرد، و رشته واسطه میان خود و بندگانش را قطع نمود؟ نه . چنین نبوده . و تا روز رستخیز و ظهور امر خدا که مردم او را نمى خواهند ، هم چنین نخواهد بود.

امام گذشته با سعادت رحلت فرمود و همچون پدران بزرگوارش از دست مردم رفت، وصیت و علم و فرزند و جانشین او در میان ما است و جز ظالمان گناهکار کسى راجع به منصب و مقام امامت وى با ما نزاع ندارد و جز منکر کافر کسى ادعاى این منصب بزرگ را نمى کند.

اگر ملاحظه مغلوب شدن امر خدا و آشکار و علنى گشتن سرّ الهى نبود چنان حق ما براى شما ظاهر مى گردید که عقلهاتان حیران گردد و تردیدتان بر طرف شود ولى آنچه خداوند خواسته تحقق خواهد یافت؛ و هر چیزى در لوح محفوظ مرقوم است .

پس شما هم از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را بما واگذارید. همه گونه خیروخوبى از ما بمردم مى رسد. آنچه بر شما پوشیده است، براى اطلاع از آن اصرار مورزید. و بچپ و راست میل نکنید، مقصد خود را با دوستى ما براساس راهى که روشن است بطرف ما قرار دهید. من آنچه لازمه نصیحت بود، بشما گرفتم و خداوند بر من و شما گواه است .

اگر محبت به شما نداشتیم و صلاح شما را نمى دیدیم و بخاطر ترحم و شفقت بر شما نبود، گفتگوى با شما را ترک مى گفتیم ... و صلى الله على محمد النبى و آله و سلم تسلیماً.

پى نوشت :

مهدى موعود (ترجمه جلد سیزدهم بحار الانوار چاپ قدیم)
منبع: پایگاه مهدیه تهران