تشییع جنازه

نوشته‌ها

پیش بینى خطر در تشییع جنازه

اشاره:

امام حسن (علیه السلام) در شب نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجری قمری در مدینه منوره متولد شدند که مادر گرامیشان حضرت زهرای اطهر (سلام الله علیها) در آن زمان، دوازدهمین بهار زندگى بابرکت خویش را پشت سر نهاده بود. ایشان نخستین پسری بود که خداوند متعال به خانواده امام علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) عنایت فرمودند.

محمّد بن مسلم به نقل از امام محمّد باقر صلوات اللّه و سلامه علیه حکایت نماید:

امام حسن مجتبى علیه السلام فرا رسید و آثار شهادت و رحلت در چهره وى نمایان شد، وصایاى امامت را به برادرش ابا عبدالله الحسین علیه السلام تحویل داد و اظهار داشت : برادرم ، حسین ! تو را به چند نکته مهمّ سفارش و توصیه مى کنم ؛ و از تو مى خواهم که به آن ها اهمیّت دهى .

و سپس چنین اظهار داشت : هنگامى که روح از بدنم پرواز کرد و مرا آماده دفن کردى ، قبل از هر چیز جنازه ام را نزد قبر مطّهر جدّم رسول اللّه صلى الله علیه و آله بِبَرى ، تا با او تجدید عهد نمایم .

و بعد از آن نزد قبر مادرم فاطمه زهراء علیها السلام نیز بِبَر، پس از آن جنازه ام برگردان به سوى قبرستان بقیع ؛ و مرا در آنجا دفن نما.

چون عایشه مصیبت بزرگى بر من وارد مى کند که بسیار براى مؤ منین سخت و ناگوار خواهد بود، به جهت آن که عایشه دشمنى سرسختى با رسول خدا و با ما اهل بیت عصمت و طهارت دارد، بنابر این مواظب کینه و حسادت هاى او باشید.

سپس امام باقر علیه السلام افزود: پس از آن که امام حسن مجتبى علیه السلام به شهادت رسید؛ اصحاب و یاران ، جنازه مطهّرش را غسل داده و بر جایگاه نماز حضرت رسول بردند؛ و بر جنازه اش نماز گذاردند.

 آن هنگام که خواستند پیکر مقدّسش را براى وداع با جدّ بزرگوارش ، به سمت مسجد و قبر مطهّر رسول گرامى اسلام صلوات اللّه علیه حرکت دهند، ماءمورین عایشه سریع به او خبر دادند که جنازه را به سمت قبر مطهّر مى برند و مى خواهند او راکنار پیغمبر اسلام دفن کنند.

عایشه سوار بر قاطرى شده و به همراه عدّه اى دیگر بر جنازه و تشییع کنندگان حمله کردند؛ و فریادکنان گفتند: جنازه نباید وارد حرم گردد، چون من در آن خانه سهیم هستم .

در این هنگام امام حسین علیه السلام فرمود: اى عایشه ! تو و پدرت از قدیم الایّام حرمت رسول خدا را شکستید؛ و بدانید که فرداى قیامت باید پاسخ ‌گوى کردار و برخوردهاى خود باشید.

 پس از آن ، جنازه مقدّس را به سمت قبرستان بقیع حرکت دادند و در آن جا دفن کردند.(۱)

 روایات در این باره مختلف است و در بسیارى از احادیث آمده است که جنازه آن امام مظلوم را هدف تیرهاى خویش قرار دادند و چند تیر بر پیکر مقدّس آن امام همام اصابت کرد.

پی نوشت:

۱. اصول کافى : ج ۱، ص ۳۰۰، ح ۱، مدینه المعاجز: ج ۳، ص ۳۴۰، ح ۸۴ و ص ۳۷۲، ح ۹۴، با مختصر تفاوت .

زنده کردن یکی از یاران

اشاره:

عیسى(علیه السّلام) معجزات زیادى داشت که در قرآن کریم از آنها یاد شده است. یک از معجزات آن حضرت زنده کردن مرده ها به اذن خداوند بود. از آن حضرت خواستند که «سام بن نوح» را زنده کند. پس بر سر قبر «سام» آمد و گفت: اى سام! به اذن خدا برخیز که ناگهان قبر شکافته شد و حضرت عیسى(علیه السّلام) دوباره سخن خود را تکرار کرد از قبر حرکتى نمود و «سام» بیرون آمد. زنده شدن مرده به اذن خداوند چیزی نیست که قابل انکار باشد. در این نوشته مختصر به زنده شدن مرده توسط امام صادق (علیه‌السلام) اشاره شده است.

محمد بن راشد از جد خود که یکی از مسلمانان هم عصر امام صادق (علیه السلام) است نقل می کند که روزی به قصد دیدار امام علیه السلام حرکت کردم تا از او سؤالی بپرسم، در میان راه مطلع شدم که آن حضرت به تشییع جنازه سید حمیری رفته است، پس به طرف قبرستان رفتم و بعد از ملاقات با امام (علیه السلام) سؤال خود را از ایشان پرسیدم و جواب آن را دریافت کردم.

هنگامی که خواستم برگردم، مرا به نزد خود خواند و فرمود: شما مردم سرچشمه علم و دانش را رها کرده اید. عرض کردم: آیا شما امام و پیشوای امت در این زمان هستید؟ امام فرمود: آری. عرضه داشتم: دلیل و آیتی می خواهم تا یقین پیدا کنم. آن حضرت فرمود: هرچه می خواهی بپرس، من با اراده الهی جواب تو را خواهم گفت. عرض کردم: برادری داشتم که از دنیا رفته و او را در این قبرستان دفن کردیم، از شما می خواهم او را زنده کنید، امام فرمود: برادرت انسان خوبی بود و به خاطر او خواسته تو را برآورده می کنم، گرچه تو سزاوار چنین کاری نیستی، سپس نزدیک قبر او شد و او را صدا زد، در این هنگام قبر شکافته شد و برادرم از آن خارج شد. به خدا قسم که چنین شد و به من گفت: ای برادر از او (امام صادق علیه السلام) پیروی کن و او را رها مکن. آن گاه به قبر خویش بازگشت. امام (علیه السلام) از من عهد گرفت و مرا قسم داد تا کسی را از این موضوع مطلع نسازم.[۱]

پی نوشت:

[۱] . الخرائج و الجرائح، قطب الدین راوندی، مؤسسه امام مهدی، ج ۲، ص ۷۴۲; مدینه المعاجز، همان، ج ۶، ص ۷۸; اثبات الهداه، شیخ حر عاملی، ج ۳، ص ۱۲۱; بحارالانوار، همان، ج ۴۷، ص ۱۱۸.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

مدارای مهدی(عج)

اگر از این افرادی که چهره‌ای خشن از امام زمان ارایه می‌دهند پرسیده شود: «به چه دلیل، شما این تصویر را از حضرت دارید؟» شاید در جواب بگویند وجود برخی احادیثی که در این زمینه آمده است ازجمله: الف) یکی از القاب حضرت مهدی «المنتقم» است که در برخی دعاها نیز تصریح شده است.

 مدارای مهدی(عج)

 1 . «او خواهد آمد»، «خدا کند که بیایی!»، «مهدی جان! جهان در انتظار توست»، «او می آید» و… . این جملات و مضامین را بارها شنیده و خوانده ایم. این جمله ها نشان از یک اعتقاد دارند؛ اعتقاد و باور ما به این که حجت خدا (صاحب الزمان)، روزی خواهد آمد و ما منتظر ظهور آن یار غایب از نظریم.

2 . اعتقاد به منجی عدالت گستر، همیشه برای ستمگران و طاغوت ها، مسئله ای مهم بوده است؛ چون با آمدن او، بساط ظلم و جور برچیده می شود و جایی برای چپاول و غارتگری باقی نمی ماند. عده ای چون منافع خویش را در خطر می بینند، تلاش فراوانی جهت تحریف و از بین بردن این اعتقاد می کنند؛ زیرا اگر این باور در بین معتقدان به موعود عدالت گستر به شکل صحیح باقی بماند، آنها را علیه ظلم و بیداد برمی انگیزاند و این، یعنی خطر سقوط بساط سلطه آنان.

از جمله تلاش های مرموز علیه اعتقاد به مهدویت، می توان به موارد ذیل اشاره کرد: الف) دخالت مستقیم و حمایت از مدعیان مهدویت (مهدی نمایان)، مانند: مهدی سودانی در افریقا، سید علی محمد باب، میرزا حسین علی بهاء و سیدمحمد نوربخش در ایران، میرزا غلام احمد قادیانی در پاکستان، سید محمد جونپوری در هند و محمد بن عبداللّه القحطانی در حجاز، که حمایت جبهه استعمار و استکبار از این جریان ها کاملاً روشن است.(1)

ب) انتشار تبلیغات مسموم رسانه ای. برای نمونه در سال 1982 میلادی، سریالی به نام «نوستر اداموس» به مدت سه ماه متوالی از یک شبکه تلویزیونی امریکا پخش شد که در آن، چهره ای خشن، بی رحم و ویرانگر از امام زمان شیعیان ارائه گردید تا خشم و کینه جهان مسیحی را علیه اعتقادات شیعه برانگیزانَد.(2)

3 . سهم دوستان جاهل و کم معرفت نسبت به حضرت امام مهدی (عج) و ویژگی های آن امام نیز در ارائه یک چهره غیرواقعی و نامطلوب از حضرتش نیز کم نیست. گرچه این دسته، قصد و غرض و نیت خیری دارند، ولی نتیجه همان است که انسان ها را نسبت به ظهور منجی، بدبین می کند؛ خصوصا تأثیرات روانی و روحی منفی ای که بر اذهان کودکان نقش می بندد. آنچه از امام زمان و دولت آخرالزمان در ذهن برخی از این افراد، نقش بسته و همان را نیز منتقل می کنند، حاکی از یک انسانی است که فقط شمشیر و خون، منطق اوست و خبری از لطف و ملایمت در کار او نیست، به طوری که حتی کم و بیش در بین برخی دین داران نیز مرسوم است که «گردن طرف را می بوسند و می گویند محل شمشیر امام زمان را بوسیدم» یا این که «وقتی امام ظهور نمایند در کوچه ها و خیابان ها جوی خون راه می افتد».

4 . اگر از این افرادی که چهره ای خشن از امام زمان ارائه می دهند پرسیده شود: «به چه دلیل، شما این تصویر را از حضرت دارید؟» شاید در جواب بگویند وجود برخی احادیثی که در این زمینه آمده است از جمله:

الف) یکی از القاب حضرت مهدی «المُنتقم» است که در برخی دعاها نیز تصریح شده است.(3)

ب) حدیثی از امام باقر(ع) نقل شده که حضرت فرموده اند: «او خونخواه، با تأسف و غضبناک، خروج می کند به خاطر غضب خداوند بر این خلق،… شمشیر ذوالفقار با اوست. آن را بر شانه می گذارد و تا شش ماه از کشته، پشته می سازد».(4)

5 . با دقت و تأمل در روایات و بررسی دقیق آنها به این نکته می رسیم که حضرت حجت(عج) قبل از این که اهل شمشیر و خون باشند، اهل مدارا، ملایمت، نرمی، رفق، بردباری، تحمل و با مهربانی رفتار نمودن هستند و حتی نسبت به دشمنان، ابتدا اهل منطق و برهان و در مرحله دوم، چنانچه آنها بر کفر خود اصرار ورزیدند، حضرت، شمشیر به کار خواهند برد.

با مروری بر برخی روایات و دعاهای مربوط به حضرت، بحث را ادامه می دهیم: الف) امام حسن مجتبی(ع) در حدیثی می فرمایند: «زمین را از عدالت و قسط و نور و برهان (دلیل و استدلال) پر می کند به طوری که همه شهرها به او می گروند».(5)

واژه «برهان» کاملاً می رساند که حضرت، اهل استدلال است؛ چرا که کسی که می خواهد برهان و منطق را در بین مردم رواج دهد، خودش حتما اهل برهان و منطق خواهد بود.

ب) روایاتی که اخلاق و سیره امام عصر(عج) را به اخلاق و سیره رسول خدا(ص) تشبیه می کنند بیانگر آن هستند که ایشان نیز چون جدّ بزرگوار خویش از «خلق نیکو» برخوردار است. چند روایت:

امام صادق(ع): «هنگامی که قائم[عج] قیام کنند، به سیره رسول خدا عمل خواهند کرد».(6)

امام باقر(ع): «به سیره پیامبر رفتار می کند تا این که اسلام را گسترش دهد».(7)

پیامبر گرامی: «قائم[عج]، از فرزندان من است، نام او نام من، کنیه او کنیه من، شکل و قیافه او مثل قیافه من و سنت او، مثل سنت من است».(8)

ج) روایاتی که در آنها تصریح شده است که حضرت از دشمنان خدا و کسانی که با علم و آگاهی، علیه وی کارشکنی می کنند، انتقام می گیرد (یعنی از کسانی که فهمیده اند دین خدا بر حق است و حضرت مهدی حجت خداست، ولی با این حال، به کفر خود ادامه می دهند و در مقابل حضرت می ایستند).

چند روایت امام جواد(ع): «هنگام ظهور حضرت، ندایی می آید که: ای ولی خدا! قیام کن و دشمنان خدا را به قتل برسان».(9)

پیامبر اکرم(ص): «در معراج، خداوند، ائمه را نشانم داد (تا به مهدی رسید) و فرمود: این، قائم است… به وسیله او از دشمنانم انتقام می گیرم و او برای اولیای من، مایه رحمت است و اوست که دل شیعیان و پیروان تو را با انتقام گرفتن از ظالمان و کافران، تسلّی می بخشد».(10)

د) در برخی روایات اشاره شده است که حتی حضرت حجت(عج) در مقابل غیر مسلمانان نیز ابتدا با برهان و دلیل ظاهر می شود و اسلام را بر آنها عرضه می کند و در صورت اثبات حقانیت اسلام برای یک فرد، و اصرار آن شخص بر جهالت و گمراهی خود، آن وقت، حضرت، او را به قتل می رساند.

چند روایت: امام صادق(ع): «مهدی به طرف طائفه منحرف می آید و آنها را نصیحت می کند؛ ولی آنها بر کفر و طغیان خود می افزایند. سپس آن حضرت، دستور کشتن آنها را می دهد».(11)

امام علی(ع): «قائم، هنگامی که علیه یهود و نصارا و… و اهل ارتداد و کفر در شرق و غرب زمین قیام می کند و اسلام را به آنها پیشنهاد می کند… هر کس مسلمان نشد، گردنش را می زند».(12)

[توضیح «حدیث زندگی»: این دسته از احادیث مربوط به امام مهدی(عج)، از سوی برخی حدیث شناسان، بررسی شده اند و اعتبار آنها، چه از جهت سلسله راویان و چه از جهت درستی محتوا و مضمون، رد شده است(ر.ک به: شمیم رحمت، [آیة اللّه ] سید صادق شیرازی، ویرایش دوم).]

ه) روایاتی که بر مهربانی و ملاطفت حضرت اشاره دارد: احادیثی که اشاره می کند به این که امام در حکم پدر امت است؛ آن هم پدری مهربان.

امام رضا(ع): «امام، همدم و دوست و پدر مهربان است».(13)

روایاتی که اشاره دارند به این که حضرت در تشییع جنازه شیعیان خود شرکت می کند، در حق آنها دعا می کند، خودش را در غم و اندوه آنان شریک می داند، آنها را هدایت می کند و در یک کلام، خیر بندگان خدا را طلب می کند.

حضرت در توقیعی (نامه ای) می فرمایند: «ما امور شما را رها نمی کنیم و فراموشتان نمی کنیم».(14)

حتی حضرت نسبت به غیرشیعیان خویش نیز عنایت دارند که در این زمینه، داستان های زیادی نقل شده است.

(جهت اطلاع بیشتر، ر.ک به: مکیال المکارم، ج 1، ص 108).

شنیدن این جریان در رابطه با بحث و لطف حضرت نسبت به شیعیان، بسیار شیرین و جالب است:

از سیّد بن طاووس نقل است که: سحرگاهان در سرداب مطهر سامرا، چنین زمزمه ای را از مولا و آقایم صاحب الزمان(عج) شنیدم: پروردگارا! شیعیان ما که از شعاع نور ما خلق شده اند، به پشتوانه این که ما را دوست دارند و ولایت ما را پذیرفته اند، مرتکب گناهانی می شوند.

گناهانشان را ببخش که ما از آنها راضی هستیم و به حق پنج تن ما، از آنها درگذر و داخل بهشتشان گردان و از آتش، نجاتشان ده و با دشمنانمان محشورشان مگردان».(15)

6 . در جواب به آنها که می گویند حضرت که بیاید، گردن همه را می زند، می گوییم: اگر هدف حضرت از بین بردن انسان ها باشد پس چه لزومی داشت این قدر صبر کنند و در غیبت به سر برند؟ آیا بهتر نبود همان زمان ها که انسان ها کمتر بودند و سلاح هایشان نیز معمولی، حضرت، قیام می کردند نه این که صبر کنند تا جمعیت جهان زیاد شود و به انواع سلاح ها مجهز شوند؟

7 . نتیجه این که امام مهدی(عج) که ذخیره خداوند در زمین، و هدفش اقامه قسط و عدل در روی زمین است، در راه اقامه عدالت و اجرای احکام دین، ابتدا با برهان و دلیل، انسان ها را به سمت حق دعوت می کند؛ ولی چنانچه کسانی از سر عناد و کفر، حاضر به پذیرش نشدند، حضرت به امر خداوند برای اجرای عدالت و برپایی حکومت جهانی ـ که در آن، انسان ها به کمال واقعی خود برسند ـ با آنها مبارزه می کنند و عنایاتش همیشه شامل حال دوستان و شیعیان بوده و خواهد بود.

[توضیح «حدیث زندگی»: برای آن که بدانیم امام مهدی(عج) با چه کسانی خواهد جنگید و با چه کسانی از در مدارا و مهربانی و لطف، وارد خواهد شد، بهترین راه، این است که سیره پیامبر خدا(ص) را مطالعه کنیم. سیره پیامبر(ص)، چه در بیان آیات قرآن و چه در احادیث استواری که به دست ما رسیده اند، هرگز راه را بر خشونت و نابردباری و آغازگری به نبرد، باز نگذاشته است. مهدی (عج) به گواهی پیامبر(ص)، در صورت و سیرت و حتی نام و کُنیه، همانند خود آن حضرت است. در این موضوع، ر.ک به: سیری در سیره نبوی و قیام و انقلاب مهدی از آیة اللّه شهید مرتضی مطهری؛ سیره نبوی، ج 3 (سیره اجتماعی) از استاد مصطفی دلشاد تهرانی؛ عدم خشونت از مرحوم آیة اللّه سید محمد شیرازی.]

پی نوشت ها:
1 . در انتظار ققنوس، هاشم العمیدی و سمیر ثامر، ترجمه: مهدی علیزاده، قم: مؤسسه امام خمینی، 1379، ص309.
2 . همان، ص 311.
3 . مکیال المکارم، سید محمدتقی موسوی اصفهانی، قم: ایران نگین، 1381، ج 2، ص 37.
4 . همان، ج 1، ص 136.
5 . همان، ج 44، ص 20.
6 . همان، ج 52، ص 381.
7 . همان جا.
8 . همان، ص 252.
9 . همان، ج 36، ص 409.
10 . مکیال المکارم، ج 1، ص 111.
11 . همان، ص 148.
12 . همان، ص 220.
13 . الکافی، ج 1، ص 200.
14 . بحارالأنوار، ج 53، ص 174.
15 . همان، ص 302.

علی اکبر بیاری
منبع :  حدیث زندگی ؛ مهر و آبان 1383، شماره 19، ص 76