تشنگی

نوشته‌ها

آب براى میهمان و آگاهى از درون

 اشاره:

محمد بن علی بن موسی مشهور به امام جواد و امام محمدِ تقی (۱۹۵-۲۲۰ق) امام نهم شیعیان اثناعشری است. کنیه او ابوجعفر ثانی است. او ۱۷ سال امامت کرد و در ۲۵ سالگی به شهادت رسید. در میان امامان شیعه، وی جوان‌ترین امام در هنگام شهادت بوده است. سنّ کمِ او در هنگام شهادت پدر، سبب شد تا شماری از اصحاب امام رضا(علیه السلام)، در امامت او تردید کنند؛ برخی، عبدالله بن موسی را امام خواندند و برخی دیگر به واقفیه پیوستند، اما بیشتر آنان امامت محمد بن علی(علیه السلام) را پذیرفتند.

علىّ بن محمّد هاشمى حکایت کند:

در آن شبى که حضرت ابوجعفر، امام محمّد تقى علیه السلام مراسم عروسى داشت ، من مریض بودم ، در بستر بیمارى افتاده و مقدارى دارو خورده بودم .

چون صبح گشت ، حالم بهتر شد و به دیدار و ملاقات آن حضرت رفتم و اوّل کسى بودم که صبح عروسى او به دیدارش شرف حضور یافتم ، مقدارى که نشستم – در اثر ناراحتى که داشتم – تشنگى بر من غلبه کرد؛ ولیکن از درخواست آب ، خجالت کشیدم .

امام جواد علیه السلام نگاهى بر چهره من نمود و آن گاه فرمود: گمان مى کنم که تشنه هستى ؟

عرضه داشتم : بلى ، اى مولایم !

پس حضرت به یکى از غلامان دستور داد تا مقدارى آب بیاورد.

من با خود گفتم : ممکن است آب زهرآلود و مسموم باشد و غمگین شدم .

وقتى غلام آب را آورد، حضرت تبسّمى نمود و آب را گرفت و مقدارى از آن را آشامید و باقى مانده آن را به من داد و آشامیدم ، پس از گذشت لحظه اى ، دومرتبه تشنه شدم و از درخواست آب حیا کردم .

امام علیه السلام این بار نیز، نگاهى بر من انداخت و دستور داد تا آب بیاورند؛ و چون آب را آوردند، حضرت همانند قبل مقدارى از آن را تناول نمود تا شکّ من برطرف گردد و باقى مانده آن را نیز به من داد و من نوشیدم .

در این لحظه و با خود گفتم : چه نشانه اى بهتر از این بر امامت حضرت ، که بر اسرار درونى من واقف و آگاه است .

به محض اینکه چنین فکرى در ذهنم خطور کرد، حضرت فرمود: به خدا سوگند، ما – اهل بیت رسالت علیهم السلام – همان کسانى هستیم که خداوند متعال در قرآن فرموده است : آیا مردمان گمان مى کنند که ما به اسرار و حقایق درون آنان بى اطلاع هستیم ؟!

سپس من از جاى خود برخاستم و به دوستانم گفتم : سه علامت از امامت را مشاهده کردم ، و آن گاه از مجلس خارج شدم .(۱)

پی نوشت:

۱. إثبات الهداه : ج ۴، ص ۳۳۳، ح ۱۲، هدایه الکبرى حضینى : ص ۳۱ با اندک تفاوت .

قطع آب در روز عاشورا

پرسش:

چگونه می توان دو روایت (تشنگی سه روزه اهل بیت و علی اصغر ـ علیهم السلام ـ و وجود آب در خیمه ها در شب عاشورا) را با هم جمع کرد؟!

پاسخ:

کاروان امام حسین ـ علیه السلام ـ با جمعی از زنان و کودکان و یاران، مجبور می شوند که حرکت خود را متوقف ساخته، و در صحرای سوزان کربلا منزل گزینند. خیمه ها و چادرها استوار می گردد. لشکر دشمن به سرپرستی حر بن یزید ریاحی، مراقب کاروان کوچک امام بود که مقصدی تازه برنگزیند و به دیاری دیگر سفر نکند و در انتظار دستور بعدی عبیدالله بن زیاد به سر می برد.
مذاکراتی میان امام و عمر بن سعد جریان داشت که شمر بن ذی الجوشن دستور شدید عبیدالله بن زیاد را به ابن سعد رسانید. در این نامه آمده است:
«ای پسر سعد! با رسیدن نامه، میان حسین و اصحابش و شریعه فرات حایل شو و نگذار یک قطره آب بچشند. چنان که با عثمان بن عفان نمودند».(۱)

ابومخنف می نویسد:

«ابن زیاد نامه ای به این مضمون برای عمر بن سعد نوشت: چون نامه ی مرا خواندی، اگر حسین بر حکم من گردن نهاد و اطاعت کرد که هیچ، وگر نه بی درنگ او را از آب منع کن. آب بر هر یهودی و نصرانی حلال است مگر بر حسین و اهل بیتش».(۲)
به تعقیب این دستور، عمر بن سعد، نهایت سخت گیری را به خرج داد و فوراً عمرو بن حجاج زبیدی را مأمور کرد تا آب فرات را بر حسین ـ علیه السلام ـ ببندد و پانصد سوار از جنگجویان را نیز تحت امر او قرار داد که شریعه را احاطه کرده، مراقبت بسیار شدیدی را اعمال نمایند.(۳) بدین ترتیب، از هفتم محرم، آب بر اهل خیام بسته شد.
شدت گرما اهل خیام، به ویژه کودکان و زنان شیرده را که در خیمه های پر حرارت به سر می بردند، تحت فشار قرار می داد. امام به ناچار به حفر چاهی اقدام نمود، تا شاید آبی به دست آید و عطش اهل خیام را مرتفع سازد.
امام حسین ـ علیه السلام ـ به پشت خیمه های زنان رفت و به فاصله نوزده قدم اقدام به کندن و کاویدن زمین نمود. دیری نپایید که آب گوارا و شیرینی پیدا شد، همگی آب نوشیدند و مشک ها را پر کرده، ذخیره نمودند. سپس آب فرونشست آن چنان که هیچ اثری از آن دیده نشد.(۴)
میزان حرارت و شمار اصحاب و خاندان و نیازهای شستشو و استحمام و… به اندازه ای بود که آب چاه و یا چند مشک آب، نمی توانست در برابر تشنگی ها و نیازمندی ها، مدت زیادی کفایت کند و عطش همچنان بر اهل خیام سایه افکن بود و به خصوص اطفال و کودکان در موقعیت بسیار بدی قرار داشتند.
امام در عصر تاسوعا دستور داد که آب به خیمه ها برسانید که زنان و اطفال در معرض نابودی قرار دارند حضرت عباس ـ علیه السلام ـ با سی نفر سوار و بیست و پنج نفر پیاده، بیست مشک را همراه برده و شبانه به سوی شریعه فرات رهسپار شدند. حضرت عباس پرچم را به دست نافع بن هلال جملی داد و کم کم به شریعه نزدیک شدند. عمرو زبیدی ـ سردار محافظان ـ پرسید. کیستی؟ نافع خود را معرفی کرد. برای چه آمده اید؟ آمده ایم آب ببریم. گفت هر چه می خواهید بنوشید و بردن آب ممکن نیست. نافع گفت: به خدا قسم! مادامی که حسین ـ علیه السلام ـ و یارانش تشنه باشند، قطره ای نخواهیم نوشید. سپاه سقا به درون فرات رفتند و مشک ها را پر کرده، بیرون آمدند که نگهبانان فرات، راه را بر آن ها بستند و نبرد سختی در گرفت. سقایان به دو گروه تقسیم شدند، گروهی به جنگ پرداختند و نگهبانان را به خود مشغول کردند و گروهی مشک های آب را به خیام رسانیدند.(۵)

شیخ صدوق گفته:

«در این شب امام نور دیده خود، علی اکبر را فرمود تا با سی نفر سوار و بیست و پنچ نفر پیاده به شریعه رفته آب بیاورند و اصحاب را فرمود تا جامه ها پاکیزه کنند و تن ها بشویند و وضو نمایند».(۶)
گزارش منابع این گونه بوده، اگر چه دشمن بعد از این که فهمید امام به آب دست پیدا کرده اقداماتی انجام داد تا آب قطع شود، منع آب از اهل بیت و قطع آن به روی آنان موضوعی است که نشانگر قساوت قلب دشمنان امام بود.
وقتی امام با قساوت و سنگدلی آنان مواجه شد اقداماتی برای آوردن آب انجام داد، ولی روز عاشورا به سختی آب بر روی آنان بسته شد، و هیچ منبعی گزارش نداده که روز عاشورا آب به خیمه ها رسیده باشد. تشنگی سه روز اگر در منابر گفته شود شاید منظور سختی آب آوردن پس از روز هفتم باشد، که با مبارزه و جنگ و سختی آبی آورده شد و مورد استفاده واقع گردید، که در این صورت نبود فراوانی آب و اساساً منع آن مد نظر است که بیشتر روز عاشورا مورد تأیید است چون در بین سه روز گزارش شده منع آب و لو به آوردن چندین مشک تا حدی شکسته است اما تشنگی و بی آبی و کم آبی به کلی پایان نیافته است، که مداحان و اهل روضه در آن ذکر می کنند، قابل تسامح است. چنان که در منبعی این مطلب ذکر شده باید مورد بررسی و حل واقع شود. اما اگر از منابر یا مداحان شنیده شده باید منبع گفتار آنان را از خودشان پرسید. احتمال دارد از عدم دقت یا این که به خاطر گرمی مجلس و ذکر سخت ترین حالات را تعمیم می دهند و تمام سه روز را شدت تشنگی می نامند، که قابل جمع است.

پی نوشت ها:

۱.مقتل ابی مخنف، قم، موسسه امام خمینی، ص۱۲۹.
۲. همان.
۳. خوارزمی، مقتل خوارزمی، تحقیق علامه شیخ محمد سماوی، قم، انتشارات انوار الهدی، چاپ اول، مجلد ۱ و ۲، ص۳۴۷.
۴. همان، ص۳۴۶.
۵. مقتل ابی مخنف، ص۱۲۹.
۶. فرهاد میرزا، قمقام زخار و صمصام بتّار، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ص۳۷۸.

تاریخ واقعه کربلا

پرسش:

قیام عاشورا در چه ماهی از سال واقع گردید؟ اگر در مهر ماه باشد گرمای سوزان و… چه معنایی دارد؟

پاسخ:

بر اساس محاسبات، قیام عاشورا، در مهرماه واقع شده، بر اساس محاسبات بعضی ۱۰ مهرماه و بر اساس محاسبات برخی ۲۰ مهر ماه محاسبه گردیده، برخی از محاسبات نیز ماه شهریور (اواخر شهریور) را نشان می دهد.
در هر صورت: فصول و دمای هوا در هر کشور با کشور ایران که دارای چهار فصل، بهار، تابستان، پاییز و زمستان، با ویژگی های خاص هر فصل متفاوت است، مناطق مختلف ایران نیز از نظر آب و هوایی یکسان نبوده، بلکه گرمای تابستان در شهر قم، کرمان، یزد از نظر آب و هوایی یکسان نبوده، بلکه گرمای تابستان استان اردبیل و شهرهای سنندج و تبریز و همدان و زنجان به یک درجه نیست.
شدت گرمای اهواز و عراق در فصول مختلف یکسان نیست، مهرماه عربستان و عراق گرمای هوا بالاتر از ۳۰ درجه است که برای فردی که در نواحی سردسیر زندگی کرده قابل تحمل نیست، گرمای تابستان شهر اهواز که مواد پلاستیکی و اسباب بازی در داخل ماشین به خاطر شدت حرارت ذوب شده و دمای گرما به حدی است که فردی که در غرب ایران و شرق ایران زندگی می کند نمی تواند در این مناطق زیست کند. از اینروی نمی توان آب و هوای عراق را با جاهای دیگر مقایسه کرد.
و درباره مقدار گرما و حرارت خورشید در هنگام وقوع عاشورا قضاوت کرد. حرارت گرمای فصل زمستان عراق گرم تر از حرارت گرمای خورشید در بهار مناطق مرکزی ایران است علاوه بر آن واقع شدن بیابان کربلا که امروز تبدیل به شهر و آبادی شده، در موقعیت جغرافیایی خاص نیز در گرمای هوای آنجا مؤثر بود، و همین مسئله نیاز به آب را بیشتر می نمود بحران آب در کربلا از مسائل جدی روز عاشورا است، که در تحلیل این قیام درس آموز است که جمعی از انسان ها به نحوی در محاصره قرار گرفتند که علاوه بر محرومیت از امدادهای انسانی، از مواهب طبیعی نیز که نیاز جسمانی انسان است، محروم شدند و با همه این ظلم ها و سختی ها دست از هدف بلند و الهی خود بر نداشتند قیام امام حسین ـ علیه السلام ـ قیامی است الهام بخش، برای حیات و زندگی، مسئله گریه کردن و گریاندن مردم، هدف اصلی این قیام نیست، بلکه هدف اصلی رسیدن به اهداف و شرایط مکتب امام حسین ـ علیه السلام ـ است،ارائه راه و طریق برای مسلمانان است، که در هر شرایط و سختی ها باید از دین و هدف و در مقابل مفاسد اجتماعی و سیاسی پایداری کرد و بی آبی و گرمای سوزان و سایر شرایط مانع از حرکت در راه هدف نباشد اگر چه برخی از مداحان و یا دست اندرکاران مراسم مذهبی عاشورا را نیز به جای پرداختن به اهداف و درس های نهضت عاشورا در این مسائل حاشیه ای با افراط و تفریط دامن گیر هستند که باید پرهیز شود.

حضرت علی اصغر«علیه السلام»

 یکی از فرزندان امام حسین«ع»که شیر خوار بود و از تشنگی،روز عاشورا بی تاب=شده بود.امام،خطاب به دشمن فرمود:از یاران و فرزندانم،کسی جز این کودک نمانده است.نمی بینید که چگونه از تشنگی بی تاب است؟

در«نفس المهموم»آمده است که فرمود:«ان لم ترحمونی فارحموا هذا الطفل»در حال گفتگو بود که تیری از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علی اصغر را درید.امام حسین«ع»خون گلوی او را گرفت و به آسمان پاشید.(1) در کتابهای مقتل،هم از«علی اصغر»یاد شده،هم از طفل رضیع(کودک شیرخوار)و در اینکه دو کودک بوده یا هر دو یکی است،اختلاف است.

در زیارت ناحیه مقدسه،درباره این کودک شهید،آمده است:«السلام علی عبد الله بن الحسین،الطفل الرضیع،المرمی الصریع،المشحط دما،المصعد دمه فی السماء،المذبوح بالسهم فی حجر ابیه،لعن الله رامیه حرملة بن کاهل الأسدی».(2) و در یکی از زیارتنامه های عاشورا آمده است:«و علی ولدک علی الأصغر الذی فجعت به»از این کودک،با عنوانهای شیرخواره،ششماهه،باب الحوایج،طفل رضیع و…یاد می شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمی است که در ارتباط با او آورده می شود.

طفل ششماهه تبسم نکند،پس چه کند

آنکه بر مرگ زند خنده،علی اصغر توست

«علی اصغر،یعنی درخشانترین چهره کربلا،بزرگترین سند مظلومیت و معتبرترین زاویه شهادت …چشم تاریخ،هیچ وزنه ای را در تاریخ شهادت،به چنین سنگینی ندیده است.»(3) علی اصغر را«باب الحوائج»می دانند،گر چه طفل رضیع و کودک کوچک است، اما مقامش نزد خدا والاست.

در گلخانه شهادت را

می گشاید کلید کوچک ما

پی نوشتها

1.معالی السبطین،ج 1،ص .423

2.بحار الأنوار،ج 45،ص .66

3.اولین دانشگاه و آخرین پیامبر،شهید پاک نژاد،ج 2،ص .42

منبع : فرهنگ عاشورا , جواد محدثی

 

شب اوّل ماه رمضان

براى شب اوّل ماه چند عمل ذكر شده است: 1ـ به سراغ رؤيت هلال برود كه بعضى آن را واجب (كفايى) دانسته اند.
2ـ وقتى هلال را رؤيت كرد، طبق روايتى از امام صادق(عليه السلام) رو به قبله نمايد و دست ها را به آسمان بلند كند و خطاب به هلال كند و بگويد:

رَبّـى وَرَبُّـكَ اللهُ رَبُّ الْعـالَمينَ، اَللّـهُمَّ اَهِلَّـهُ عَلَيْنا بِـالاَْمْـنِ

شب اوّل ماه

پروردگار من و پروردگار تو خدا پروردگار جهانيان است خدايا اين ماه را بر ما نو كن با امنيّت

وَالاِْيمانِ، وَالسَّلامَةِ وَالاِْسْلامِ، وَالْمُسارَعَةِ اِلى ما تُحِبُّ وَتَرْضى،

و ايمان و سلامتى و اسلام و پيشى گرفتن بدانچه تو دوست دارى و خشنود شوى

اَللّـهُمَّ بارِكْ لَنا فى شَهْرِنا هذا، وَارْزُقْنا خَيْرَهُ وَعَوْنَهُ، وَاصْرِفْ عَنّا ضُرَّهُ

خدايا بركت ده به ما در اين ماه و خير و خوبى و كمك آن را روزى ما كن و بگردان از ما زيان اين ماه

وَشَرَّهُ، وَبَلائَهُ وَفِتْنَتَهُ.(1)

و شر و بلا و فتنه اش را.

روايت شده كه حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) وقتى كه هلال ماه رمضان را رؤيت مى كرد، روى شريف را به جانب قبله مى فرمود و مى گفت:

اَللّـهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَيْنا بِالاَْمْنِ والاِْيمانِ، وَالسَّلامَةِ وَالاِْسْلامِ، وَالْعافِيَةِ

خدايا اين ماه را بر ما نو كن به امنيّت و ايمان و تندرستى و اسلام و عافيت كامل

الْمُجَلَّلَةِ، وَدِفاعِ الاَْسْقامِ، وَ الرِّزْقِ الْواسِعِ، وَالْعَوْنِ عَلَى الصَّلاةِ

و دفاع از دردها و روزى وسيع و كمك بر نماز

وَالصِّيامِ وَ الْقِيامِ، وَ تِلاوَةِ الْقُرْآنِ، اَللّـهُمَّ سَلِّمْنا لِشَهْرِ رَمَضانَ، وَ تَسَلَّمْهُ

و روزه و شب زنده دارى و تلاوت قرآن خدايا سالم كن ما را براى ماه رمضان و سالم

مِنّا، وَسَلِّمْنا فيهِ حَتّى يَنْقَضِىَ عَنّا شَهْرُ رَمَضانَ، وَ قَدْ عَفَوْتَ عَنّا،

از ما دريافتش كن وما را در آن سالم بدار تا بگذرد از ما ماه رمضان و تو از ما گذشته باشى

وَغَفَرْتَ لَنا وَرَحِمْتَنا.(2)

و ما را آمرزيده و مورد مهر خويش قرار داده باشى.

و از حضرت صادق(عليه السلام) نقل شده است كه چون رؤيت هلال كردى بگو:

اَللّـهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضانَ، وَقَدِ افْتَرَضْتَ عَلَيْنا صِيامَهُ، وَاَنْزَلْتَ

خدايا ماه رمضان آمد و تو واجب كرده اى بر ما روزه اين ماه را و فرو فرستادى در آن

فيهِ الْقُرْآنُ، هُدىً لِلنّاسِ وَبَيِّنات مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ، اَللّهُمَّ اَعِنّا عَلى

قرآن را كه راهنماى مردم است و حجتهايى از هدايت و تميز حق و باطل است خدايا كمك بده ما را بر

صِيامِهِ، وَتَقَبَّلْهُ مِنّا، وَسَلِّمْنا فيهِ، وَسَلِّمْنا مِنْهُ، وَسَلِّمْهُ لَنا فى يُسْر

روزه آن و آن را از ما بپذير و سالم بدار ما را در اين ماه و از اين ماه و آن را نيز براى ما سالم گردان در آسانى

مِنْكَ وَعافِيَة، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ، يا رَحْمنُ يا رَحيمُ.(3)

و تندرستى كه براستى تو بر هر چيز قادرى اى بخشاينده اى مهربان.

3ـ «سيّد بن طاووس»(رحمه الله) روايت كرده كه روزى حضرت امام زين العابدين(عليه السلام) عبور مى كرد كه نظرش به هلال ماه رمضان افتاد، ايستاد و گفت:

اَيُّهَا الْخَلْقُ الْمُطيعُ الدّائِبُ السَّريعُ، اَلْمُتَرَدِّدُ فى مَنازِلِ التَّقْديرِ،

اى مخلوق فرمانبردار پيوسته (در حركت) و شتابان و رفت و آمد كننده در منزلهاى معيّن

اَلْمُتَصَرِّفُ فى فَلَكِ التَّدْبيرِ، امَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِكَ الظُّلَمَ، وَاَوْضَحَ بِكَ الْبُهَمَ،

و گردش كننده در مدار تدبير ايمان دارم به آن خدايى كه تاريكيها را به تو روشن كرد و راههاى ناپيدا و مبهم را به تو آشكار كرده

وجَعَلَكَ ايَةً مِنْ اياتِ مُلْكِهِ، وَعَلامَةً مِنْ عَلاماتِ سُلْطانِهِ، فَحَدَّ بِكَ

و تو را نشانه اى از نشانه هاى فرمانرواييش و علامتى از علامات سلطنتش قرار داده و زمان را به تو

الزَّمانَ، وَامْتَهَنَكَ بِالْكَمالِ وَالنُّقْصانِ، وَالطُّلُوعِ والاُْفُولِ، وَالاِْنارَةِ

محدود ساخت و تو را واداشت به كمال و نقصان و طلوع و غروب و پرتوافكنى

وَالْكُسُوفِ، فى كُلِّ ذلِكَ اَنْتَ لَهُ مُطيعٌ، وَاِلى اِرادَتِهِ سَريعٌ، سُبْحانَهُ ما

و گرفتن و در تمام آنها تو در تحت فرمان او فرمانبردارى و بسوى اراده اش شتابان منزه است خدا كه

اَعْجَبَ ما دَبَّرَ فى اَمْرِكَ، وَاَلْطَفَ ما صَنَعَ فى شَاْنِكَ، جَعَلَك مِفْتاحَ شَهْر

چه شگفت انگيز تدبيرى در امر تو بكار برد و چه دقيق است صنعتى كه در كار تو انجام داده تو را كليد ماه

حادِث، لاَِمْر حادِث، فَاَسْئَلُ اللهَ رَبِّى وَرَبَّكَ، وَخالِقى وَخالِقَكَ،

نوى قرار داده براى كارى نو از خدا پروردگار خود و پروردگار تو و آفريدگار خود و آفريدگار تو

وَمُقَدِّرى وَمُقَدِّرَكَ، وَمُصَوِّرى وَمُصَوِّرَكَ، اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ

و تقدير كننده خود و تقديركننده تو و صورت بخش خودو صورت گر تو خواهم كه درود فرستد بر محمّد و آل

مُحَمَّد، وَاَنْ يَجْعَلَكَ هِلالَ بَرَكة لا تَمْحَقُهَا الاَْيّامُ، وَطَهارَة لا تُدَنِّسُهَا

محمّد و قرار دهد تو را ماه بركتى كه روزگار از بينَش نبرد و ماه پاكيزه اى كه آلوده اش نكند

الاْثامُ، هِلالَ اَمْن مِنَ الأفاتِ، وَسَلامَة مِنَ السَّيِّئاتِ، هِلالَ سَعْد لا

گناهان ماه امنيّت از آفات و سلامتى از بديها ماه خجسته و مسعودى

نَحْسَ فيهِ، وَيُمْن لا نَكَدَ مَعَهُ، وَيُسْر لا يُمازِجُهُ عُسْرٌ، وَخَيْر لا يَشُوبُهُ

كه نحسى در آن نباشد و ماه ميمونى كه ملالى با آن نباشد و ماه آسانى كه با دشوارى مخلوط نشود و ماه خيرى كه

شَرٌّ، هِلالَ اَمْن وَايمان، وَنِعْمَة وَاِحْسان، وَسَلامَة وَاِسْلام، اَللّـهُمَّ صَلِّ

به شرّى آلوده نگردد ماه امنيّت و ايمان و نعمت و احسان و سلامتى و اسلام خدايا درود فرست بر

عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاجْعَلْنا مِنْ اَرْضى مَنْ طَلَعَ عَلَيْهِ، وَاَزْكى مَنْ

محمّد و آل محمّد و قرار ده ما را از خشنودترين مردمى كه اين ماه بر او طلوع كرده و پاكيزه ترين كسانى

نَظَرَ اِلَيْهِ، وَاَسْعَدَ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ، وَوَفِّقْنَا اللّـهُمَّ فيهِ لِلطّاعَةِ وَالتَّوْبَةِ،

كه بدان نگاه كرده و سعادتمندترين كسى كه پرستش تو را در آن كرده و موفق دار ما را خدايا در اين ماه به فرمانبردارى و توبه

وَاعْصِمْنا فيهِ مِنَ الاْثامِ وَالْحَوْبَةِ، وَاَوْزِعْنا فيهِ شُكْرَ النِّعْمَةِ، وَاَلْبِسْنا فيهِ

و نگاهمان دار در آن از گناهان و خطا و الهام كن به ما در اين ماه شكر نعمتت را و بپوشان به مادر

جُنَنَ الْعافِيَةِ، وَاَتْمِمْ عَلَيْنا بِاسْتِكْمالِ طاعَتِكَ فيهِ الْمِنَّةَ، اِنَّكَ اَنْتَ الْمَنّانُ

اين ماه سپرهاى تندرستى و منّت خود را بوسيله انجام كامل اطاعتت بر ما تمام كن كه براستى تويى پر نمعت

الْحَميدُ، وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد و آلِهِ الطَّيِّبينَ، وَاجْعَلْ لَنا فيهِ عَوْناً مِنْكَ

ستوده و درود خدا بر محمّد و آل پاكش و مقرر دار براى ما در اين ماه كمكى از جانب خود

عَلى ما نَدَبْتَنا اِلَيْهِ مِنْ مُفْتَرَضِ طاعَتِكَ، وَتَقَبَّلْها، اِنَّكَ الاَْكْرَمُ مِنْ كُلِّ

براى انجام آنچه ما را بدان خواندى و طاعت واجب خود و بپذير آن را كه تو كريم ترين همه

كَريم، وَالاَْرْحَمُ مِنْ كُلِّ رَحيم، امينَ امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.(4)

كريمانى و مهربانتر از هر مهربانى آمين آمين اى پروردگار جهانيان.

4ـ غسل شب اوّل ماه طبق بعضى از روايات مستحب است.(5)

5ـ در شب اوّل ماه امام حسين(عليه السلام) را زيارت كند، تا گناهانش بخشوده شود.(6)

6ـ از شب اوّل ماه، شروع به خواندن هزار ركعت نماز ماه رمضان نمايد، كه شرح آن قبلاً گذشت.

7ـ دو ركعت نماز بخواند كه در هر ركعت سوره حمد و سوره انعام را بخواند و از خدا بخواهد تا امور وى را كفايت كند و از آنچه كه مى ترسد و از بيماريها او را حفظ نمايد.(7)

8ـ اين دعا را بخواند كه در اعمال شب آخر ماه شعبان نيز آمده است: اَللّهُمَّ إِنَّ هذَا الشَّهْرُ الْمُبارَكُ... .

9ـ بعد از نماز مغرب دست ها را بلند كند و اين دعا را كه از امام جواد(عليه السلام) نقل شده است، بخواند:

اَللّهُمَّ يا مَنْ يَمْلِكُ التَّدْبيرَ، وَهُوَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ، يا مَنْ يَعْلَمُ خائِنَةَ

خدايا اى كه تدبير امور بدست اوست و او بر هر چيز قادر است اى كه مى داند خيانت

الاَْعْيُنِ وَما تُخْفِى الصُّدُورُ، وَتُجِنُّ الضَّميرُ، وَهُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ، اَللّهُمَّ

چشمها را و آنچه را سينه ها پنهان كنند و دلها در خويش مستور دارند و اوست دقيق آگاه خدايا

اجْعَلْنا مِمَّنْ نَوى فَعَمِلَ، وَلاتَجْعَلْنا مِمَّنْ شَقِىَ فَكَسِلَ، وَلا مِمَّنْ هُوَ

قرار ده ما را از كسانى كه نيّت كنند و بدنبالش عمل كنند و قرارمان مده از كسانى كه بدبخت شده و تنبلى كرد و نه از كسانى كه

عَلى غَيْرِ عَمَل يَتَّكِلُ، اَللّهُمَّ صَحِّحْ اَبْدانَنا مِنَ الْعِلَلِ، وَاَعِنّا عَلى مَا

بر غير كار و كوشش اعتماد كنند خدايا سالم گردان بدنهامان را از بيماريها و كمكمان ده بر آنچه

افْتَرَضْتَ عَلَيْنا مِنَ الْعَمَلِ، حَتّى يَنْقَضِىَ عَنّا شَهْرُكَ هذا، وَقَدْ اَدَّيْنا

واجب كرده اى بر ما از عمل تا بگذرد از ما اين ماه تو در حاليكه آنچه را بر ما

مَفْرُوضَكَ فيهِ عَلَيْنا، اَللّـهُمَّ اَعِنّا عَلى صِيامِهِ، وَوَفِّقْنا لِقِيامِهِ، وَنَشِّطْنا

واجب فرموده بودى انجام داده باشيم خدايا ما را بر روزه اين ماه كمك ده و به شب زنده داريش موفقمان دار و براى خواندن نماز در اين ماه

فيهِ لِلصَّلاةِ، وَلا تَحْجُبْنا مِنَ الْقِرآئَةِ، وَسَهِّلْ لَنا فيهِ ايتآءَ الزَّكاةِ، اَللّـهُمَّ لا

نشاطى بما بده و از قرائت قرآن محروممان مدار و آسان گردان بر ما پرداختن زكات را خدايا

تُسَلِّطْ عَلَيْنا وَصَباً وَلا تَعَباً، وَلا سَقَماً وَلا عَطَباً، اَللّـهُمَّ ارْزُقْنا الاِْفْطارَ

چيره مگردان بر ما خستگى و سستى و نه رنج و نه بيمارىو نه هلاكت را خدايا روزى ما كن افطار كردن

مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ، اَللّهُمَّ سَهِّلْ لَنا فيهِ ما قَسَمْتَهُ مِنْ رِزْقِكَ، وَيَسِّرْ ما

از روزى حلال خدايا سهل كن بر ما در اين ماه آن سهمى را كه از روزيت نصيب ما كرده اى و آسان گردان آنچه را

قَدَّرْتَهُ مِنْ اَمْرِكَ، وَاجْعَلْهُ حَلالاً طَيِّباً، نَقِيّاً مِنَ الاْثامِ، خالِصاً مِنَ

طبق فرمانت مقرّر داشته اى و قرارش ده حلال و پاك و پاكيزه از گناهان و خالص از

الاْصارِ وَالاَْجْرامِ، اَللّـهُمَّ لا تُطْعِمْنا اِلاَّ طَيِّباً غَيْرَ خَبيث وَلا حَرام،

معاصى و جنايات خدايا بر ما مخوران جز خوراكى پاك كه نه پليد باشد و نه حرام

وَاجْعَلْ رِزْقَكَ لَنا حَلاَلاً لا يَشُوبُهُ دَنَسٌ وَلا اَسْقامٌ، يا مَنْ عِلْمُهُ بِالسِّرِّ

و قرار ده روزيت را براى ما حلال كه آلوده به چركى و بيماريها نباشد اى كه داناييش به نهان

كَعِلْمِهِ باِلاَْعْلانِ، يا مُتَفَضِّلاً عَلى عِبادِهِ بِالاِْحْسانِ، يا مَنْ هُوَ عَلى كُلِّ

همانند داناييش به آشكار است اى كه بر بندگانش به احسان تفضل فرمود اى كه او بر هر

شَىْء قَديرٌ، وَ بِكُلِّ شَىْء عَليمٌ خَبيرٌ، اَلْهِمْنا ذِكْرَكَ، وَجَنِّبْنا عُسْرَكَ،

چيز تواناست و به هر چيز دانا و آگاه است ذكر خود را به ما الهام كن واز دشواريت ما را بركنار دار و به

وَاَنِلْنا يُسْرَكَ، وَ اهْدِنا لِلرَّشادِ، وَ وَفِّقْنا لِلسَّدادِ، وَ اعْصِمْنا مِنَ الْبَلايا،

دستورات آسانت برسانمان و به كارهاى صواب راهنماييمان كن و به كارهاى محكم و درست موفقمان بدار و از بلاها محفوظمان دار

وَصُنّا مِنَ الاَْوْزارِ وَالْخَطايا، يا مَنْ لا يَغْفِرُ عَظيمَ الذُّنُوبِ غَيْرُهُ، وَلا

و از گناهان و خطاها نگاهمان دار اى كه نيامرزد گناهان بزرگ را جز او

يَكْشِفُ السُّوءَ اِلاَّ هُوَ، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، وَاَكْرَمَ الاَْكْرَمينَ، صَلِّ عَلى

و برطرف نكند بديها را جز او اى مهربانترين مهربانان و كريمترين كريمان درود فرست بر

مُحَمَّد وَاَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبينَ، وَاجْعَلْ صِيامَنا مَقْبُولاً، وَبِالْبِرِّ وَالتَّقْوى

محمّد و خاندان پاكش و روزه ما را مقبول درگاهت فرما و به نيكى و پرهيزكارى

مَوْصُولاً، وَ كَذلِكَ فَاجْعَلْ سَعْيَنا مَشْكُوراً، ]وَ حَوْبَنا مَغْفُوراً[ وَ قِيامَنا

پيوندش ده و هم چنين كوشش ما را مورد تقدير و گناهان ما را مورد بخشش قرار ده و شب زنده داريمان را

مَبْرُوراً، وَ قُرْانَنا مَرْفُوعاً، وَدُعآئَنا مَسْمُوعاً، وَاهْدِنا لِلْحُسْنى، وَجَنِّبْنَا

نيك پذيرفته و قرآن ما را (كه خوانده ايم) بالا رفته و دعامان را مقرون به اجابت فرما و ما را به كار نيك هدايت فرما

الْعُسْرى، وَيَسِّرْنا لِلْيُسْرى، وَ اَعْلِ لَنَا الدَّرَجاتِ، وَ ضاعِفْ لَنا

و از دشواريها بركنارمان دار و مهيامان بدار براى آسانها و درجات ما را بالابر و حسنات ما را دو

الْحَسَناتِ، وَاقْبَلْ مِنَّا الصَّوْمَ وَالصَّلاةَ، وَاسْمَعْ مِنَّا الدَّعَواتِ، وَاغْفِرْ لَنَا

چندان كن و روزه و نماز ما را بپذير و دعاهاى ما را بشنو و خطاهاى ما را بيامرز

الْخَطيئاتِ، وَتَجاوَزْ عَنَّا السَّيِّئاتِ، وَاجْعَلْنا مِنَ الْعامِلينَ الْفائِزينَ،

و از گناهان ما درگذرو قرار ده ما را از عمل كنندگان كامياب

وَلا تَجْعَلْنا مِنَ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضّآلّينَ، حَتّى يَنْقَضِىَ شَهْرُ

و قرارمان مده از غضب شدگان و نه ازگمراهان تا بگذرد از ما ماه

رَمَضانَ عَنّا، وَ قَدْ قَبِلْتَ فيهِ صِيامَنا وَ قِيامَنا، وَ زَكَّيْتَ فيهِ اَعْمالَنا،

رمضان و تو روزه و شب زنده داريمان را پذيرفته باشى و اعمال ما را پاك و پاكيزه كرده

وَغَفَرْتَ فيهِ ذُنُوبَنا، وَ اَجْزَلْتَ فيهِ مِنْ كُلِّ خَيْر نَصيبَنا، فَاِنَّكَ الاِْلهُ

و گناهانمان را آمرزيده باشى و بهره ما را در اين ماه از هر خير و نيكى به حد كامل داده باشى كه براستى تويى معبود

الْمُجيبُ، وَالرَّبُّ الْقَريبُ، وَاَنْتَ بِكُلِّ شَىْء مُحيطٌ.(8)

اجابت كننده و پروردگار نزديك و تو بر هر چيز احاطه دارى.

10ـ در شب اوّل، اين دعا را كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است بخواند:

اَللّـهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ، مُنَزِّلَ الْقُرْآنِ، هذا شَهْرُ رَمَضانَ، اَلَّذى

خدايا اى پروردگار ماه رمضان و فرو فرستنده قرآن اين ماه رمضان است كه

اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ، وَاَنْزَلْتَ فيهِ آيات بَيِّنات مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ، اَللّـهُمَّ

در آن قرآن را نازل فرموده اى و در آن آيه هايى است كه آنها حجتهاى هدايت و تميز حق و باطل است خدايا

ارْزُقْنا صِيامَهُ، وَاَعِنّا عَلى قِيامِهِ، اَللّهُمَّ سَلِّمْهُ لَنا وَسَلِّمْنا فيهِ، وَسَلِّمْهُ مِنّا

روزه اش را روزى ما گردان و بر شب زنده داريش به ما كمك كن خدايا اين ماه را براى ما سالم بدار و ما را در آن به سلامت دار

فى يُسْر مِنْكَ وَمُعافاة، وَاجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِ الْمَحْتُومِ،

و آن را در آسانى و تندرستى كاملى از جانب خود از ما دريافتش كن و قرار ده در آن قضا و قدر حتمى خود

وَفيـما تَفْرُقُ مِنَ الاَْمْرِ الْحَكيمِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضآءِ الَّذى لا يُرَدُّ

و در آن دستور حكيمانه كه جدا كنى در شب قدر از آن قضا و قدر حتمى و مسلّمى كه برگشت ندارد

وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ،

و تغييرپذير نيست كه نام ما را بنويسى در زمره حاجيان خانه محترمت (كعبه) آنان كه حجشان پذيرفته

اَلْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ، اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، وَ اجْعَلْ

و سعيشان مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و بديهاشان جبران شده است و قرار ده

فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطيلَ عُمْرى، وَتُوَسِّعَ عَلىَّ مِنَ الـرِّزْقِ الْحَلالِ.(9)

در آنچه مقدر فرمايى كه عمرم را طولانى فرموده و از روزى حلال خود بر من توسعه دهى.

11ـ دعاى بسيار نورانى چهل و چهارم «صحيفه سجّاديّه» نيز مربوط به اين شب است.
12ـ از امور مهمّه در اين ماه، تلاوت قرآن مجيد است كه با شروع ماه رمضان، سزاوار است قرآن بسيار تلاوت شود. روايت شده است كه حضرت امام صادق(عليه السلام) در وقت تلاوت قرآن قبل از قرائت، اين دعاى بسيار پرمعنا را مى خواندند:

اَللّـهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّ هذا كِتابُكَ الْمُنْزَلُ مِنْ عِنْدِكَ عَلى رَسُولِكَ، مُحَمَّدِ

خدايا من گواهى دهم كه اين كتابى است كه نازل شده از نزد تو بر فرستاده ات محمّد

بْنِ عَبْدِاللهِ، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَكَلامُكَ النّاطِقُ عَلى لِسانِ نَبِيِّكَ،

بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و كلام گوياى توست كه بر زبان پيغمبرت جارى گشته

جَعَلْتَهُ هادِياً مِنْكَ اِلى خَلْقِكَ، وَحَبْلاً مُتَّصِلاً فيـما بَيْنَكَ وَبَيْنَ عِبادِكَ،

و آن را راهنماى خود بر خلق خويش قرار دادى و رشته پيوسته اى در مابين خود و مابين بندگانت گردانيدى

اَللّـهُمَّ اِنّى نَشَرْتُ عَهْدَكَ وَكِتابَكَ، اَللّـهُمَّ فَاجْعَلْ نَظَرى فيهِ عِبادَةً،

خدايا من باز كردم (پيش رويم) عهد و كتاب تو را خدايا پس قرار ده نظر مرا در آن عبادت

وَقِرآئَتى فيهِ فِكْراً، وَفِكْرى فيهِ اعْتِباراً، وَاجْعَلْنى مِمَّنِ اتَّعَظَ بِبَيانِ

و قرائتم را در آن از روى انديشه و فكرم را در آن عبرت آور و بگردانم از كسانى كه پند گيرد به بيان

مَواعِظِكَ فيهِ، وَاجْتَنَبَ مَعاصيكَ، وَلا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرائَتى عَلى سَمْعى،

پندهاى تو در آن و از معصيتهايت دورى كند و مُهر مَزَن هنگام خواندنم بر گوش من

وَلا تَجْعَلْ عَلى بَصَرى غِشاوَةً، وَلا تَجْعَلْ قِرائَتى قِرائَةً لا تَدَبُّرَ فيها،

و مينداز بر ديده ام پرده و مگردان خواندنم را خواندنى كه تدبر در آن نباشد

بَلِ اجْعَلْنى اَتَدَبَّرُ اياتِهِ وَ اَحْكامَهُ، آخِذاً بِشَرايِـعِ دينِكَ، وَ لا تَجْعَلْ

بلكه چنانم كن كه تدبر كنم در آيات و احكامش و در برگيرم دستورات دين تو را و قرار مده

نَظَرى فيهِ غَفْلَةً، وَ لا قِرائَتى هَذَراً، اِنَّكَ اَنْتَ الرَّؤُوفُ الرَّحيمُ.

نظر مرا در آن نظر بى خبرى و نه قرائتم را بيهوده كه براستى تو رؤوف و مهربانى.

و بعد از قرائت قرآن مجيد اين دعا را مى خواندند:

اَللّهُمَّ اِنّى قَدْ قَرَأْتُ ما قَضَيْتَ مِنْ كِتابِكَ، اَلَّذى اَنْزَلْتَهُ عَلى نَبِيِّكَ

خدايا من خواندم آنچه را حكم كرده بودى از كتابت همان كتابى كه نازل فرمودى بر پيامبر

الصّادِقِ، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ رَبَّنا، اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ يُحِلُّ

راستگويت درود تو بر او و آلش پس حمد خاص توست اى پروردگار ما خدايا بگردانم از كسانى كه حلال مى شمرد

حَلالَهُ، وَيُحَرِّمُ حَرامَهُ، وَيُؤْمِنُ بِمُحْكَمِهِ وَمُتَشابِهِهِ، وَاجْعَلْهُ لى اُنْساً فى

حلالش را و حرام داند حرامش را و ايمان دارد به محكم و متشابه آن و آن را همدم من در

قَبْرى، وَاُنْساً فى حَشْرى، وَاجْعَلْنى مِمَّنْ تُرْقيهِ بِكُلِّ ايَة قَرَأَها دَرَجَةً

قبرم و همدمم در روز محشرم قرار ده و قرار ده مرا از كسانى كه بالا برى او را به هر آيه از آن كه بخواند به درجه اى

فى اَعْلى عِلِّيّينَ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.(10)

در بالاترين جايگاههاى بهشت اجابت فرما اى پروردگار جهانيان.

پی نوشت
1. اقبال، صفحه 18.
2. اقبال، صفحه 17.
3. همان مدرك، صفحه 18.
4. اقبال، صفحه 17.
5. زاد المعاد، صفحه 99.
6. همان مدرك.
7. اقبال، صفحه 22.
8. اقبال، صفحه 22.
9. اقبال، صفحه 23.
10. بحارالانوار، جلد 89، صفحه 206، حديث 2.