تسلیم

نوشته‌ها

تسلیم و رضا در برابر خواست پروردگار

آیت اللّه سید محمود یزدی یکی از شاگردان مرحوم آیت اللّه میرزا جوادآقا ملکی تبریزی(ره) می‌گوید:

«ایشان پسری داشت که شمع فروزان شبستان خانواده بود. در روز عید غدیر که ایشان در منزل جلوس کرده و قشرهای مختلف به دیدارشان می‌آمدند، خادم ایشان به کنار حوض خانه می‌آید و ناگاه چشمش بر پیکر بی‌جان پسر که بر روی آب بوده، می‌افتد و بی‌اختیار فریاد می‌زند. اهل خانه که از اندرون، به صدای خادمه بیرون می‌آیند و با چنین منظره دلخراشی روبه رو می‌شوند، همگی فریاد می‌کشند و شروع می‌کنند به گریه و زاری. مرحوم آیت اللّه ملکی تبریزی(ره) متوجه شیون اهل خانه می‌شود. از اتاق خود بیرون می‌آید و می‌بیند که جنازه پسرش کنار حوض گذاشته شده است. در این هنگام، با آرامشی عجیب، رو به خانواده خطاب می‌کند: آرام باشید!

همگی سکوت می‌کنند و همین سکوت ادامه می‌یابد تا آن که مرحوم ملکی از همه میهمانان پذیرایی می‌کند و طبق معمول سال‌های قبل، عده‌ای از آنان نیز ناهار را در منزل ایشان صرف می‌کنند. پس از پایان غذا، هنگامی که میهمانان عزم رفتن می‌کنند، مرحوم ملکی به چند نفر از خواص میهمانان می‌فرماید: اندکی تأمل کنید با شما کاری دارم!

وقتی بقیه میهمانان می‌روند، ماجرا را برای آنها بازگو می‌کند و از آنان برای مراسم تجهیز فرزند از دست رفته کمک می‌گیرد».

سر درنهیم در ره او، هر چه باد باد       تن درنهیم و هر چه رسد، مرحبا کنیم
او هر چه می‌کند، چو صواب است و محض خیر       پس ما چرا حدیث، ز چون و چرا کنیم

(منبع: مقدمه رساله لقاءالله؛ ص۶)

معیار شیعه بودن پیروی از اوامر و نواهی اهل بیت (ع)

اشاره:

 شیعه بودن با شعار و مجرد اسم گذاری تحقق پیدا نمی کند. بلکه شیعه واقعی کسی است که  از اوامر و نواهی اهل بیت علیهم السلام پیروی کرده و کاملا تسلیم آنان باشد. شیعه باید در تمام کارهای خود رفتار اهل بیت را سرمشق خود قرار داده و از دستورات آنان سرپیچی نداشته باشد.روایات زیادی در مورد معیار شیعه بودن نقل شده که به یکی از این روایات در این نوشته  اشاره شده و در ذیل آن  روایتی دیگری که وصف شیعه را بیان نموده ذکر گردیده است.

 

  روایتی از امام رضا علیه السلام در این موضوع چنین نقل شده است:

عَنْ الإمامِ الرِّضا عَلَیْهِ السَّلامُ : «شِیعَتُنا الْمُسَلِّمُونَ لِأمْرِنا الْآخِذُونَ بِقَولِنا، الْمُخالِفُونَ لِأعْدائِنا فَمَنْ لَمْ یَکُنْ کَذالِکَ فَلَیْسَ مِنّا. «[۱]  امام هشتم علیه السلام فرمودند: شیعه ما کسانی هستند که در برابر «امر» ما تسلیم اند به «قول» ما گردن می نهند و با دشمنان ما مخالف هستند و افزود پس کسی که این چنین نباشد او از ما نیست.

 انسان در زندگی با لب و دهان سخنانی و اصواتی  به وجود می آورد. ممکن است برای ایجاد بدترین سخنان از لبهایش استفاده کند و لی بهترین چیزی که می توان از لب و  دهن برای آن استفاده شود ذکر خداوند است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُ‏ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُ‏ الْقُلُوبُ»[۲] با ذکر و یاد خداوند قلبها مطمئن می شوند و هیچ اضطراب و ترسی در آن راه پیدا نمی کند. از این رو یکی از ویژگی های شیعه این است که با لب و دهن ذکر خدا را انجام بدهد. امام علی علی علیه السلام در ضمن خصوصیات دیگر شیعه به این امر اشاره فرموده است:

عَنْ أمِیر الْمؤمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلامُ  قال: «یا نَوْفُ! أتَدْرِی یا نَوْفٌ مَنْ شِیعَتِی؟ قالَ: لا واللهِ ، قالَ: شِیعَتِی الذُّبَّلُ الشِّفاهُ، الْخُمَّضُ الْبُطُونِ، الَّذینَ تُعْرَفُ الرُّهبانِیَّه فِی وُجُوهِهِمْ رُهْبانُ الَّیْلِ و اُسْدٌ بِالنَّهارِ».[۳] امیر المؤمنین علیه السلام به نوف بکالی فرمود: ای نوف! آیا می دانی که شیعه من کیست؟ نوف گفت: خیر، امام فرمود: لب های شیعه من گواه بر ذکر و یاد خدای اوست، شکم وی گواه پرهیز از شکم پرستی است و نیز عدم وابستگی به دنیا را سیمای آنان گواهی می دهد، آنان عابدان شب زنده دار و شیر مردان روزاند.

پی نوشت:

[۱] . وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۸۳، حدیث ۲۵٫

[۲] .رعد، ۲۸

[۳] . بحارالانوار، ج۷۸، ص۹۵٫

نجات نسل دو پرنده و تسليم نخل خشكيده

نجات نسل دو پرنده و تسليم نخل خشكيده

جابر بن يزيد جُعفى حكايت كند:
« در يكى از سال ها، به همراه حضرت باقرالعلوم (عليه السلام) رهسپار مكّه معظّمه شدم .
در بين راه ، دو پرنده به سمت ما آمدند و بالاى كجاوه امام محمّد باقر (عليه السلام) نشستند و مشغول سر و صدا شدند، من خواستم آن ها را بگيرم تا همراه خود داشته باشم ، ناگهان حضرت با صداى بلند، فرمود: « اى جابر! آرام باش و پرندگان را به حال خود واگذار، آن ها به ما اهل بيت عصمت و طهارت پناه آورده اند.»
عرضه داشتم :« مولاى من ! مشكل و ناراحتى آن ها چيست ، كه اين چنين به شما پناهنده شده اند؟!»
حضرت فرمود: « آن ها مدّت سه سال است كه در اين حوالى لانه دارند و هرگاه تخم مى گذارند تا جوجه شود، مارى در اطراف آن ها هست كه مى آيد و جوجه هاى آن ها را مى خورد.اكنون پرندگان به ما پناهنده شده تا از خداوند بخواهم كه آن مار را به هلاكت رساند؛ و من نيز در حقّ آن مار نفرين كردم و به هلاكت رسيد؛ و پرندگان در امان قرار گرفتند.»
جابر گويد: « سپس به راه خود ادامه داديم تا نزديك سحر و اذان صبح به بيابانى رسيديم ؛ و من پياده شدم و افسار شتر حضرت را گرفتم ؛ و چون حضرت فرود آمد، در گوشه اى خم شد و مقدارى از شن ها را كنار زد و در حال كنار زدن شن ها، چنين دعائى را بر لب هاى خود زمزمه مى نمود: «خداوندا! ما را سيراب و تطهير و پاك گردان .»
ناگهان سنگ سفيدى نمايان شد و امام (عليه السلام) آن سنگ را كنار زد و چشمه اى زلال و گوارا آشكار گرديد، و از آن آب آشاميدم و نيز براى نماز وضو گرفتيم .
و بعد از خواندن نماز، سوار شديم و به راه خود ادامه داديم تا آن كه صبحگاهان به روستائى رسيديم ، كه نخلستانى كنار آن روستا بود، در آن جا فرود آمديم ؛ و حضرت كنار نخل خرمائى – كه از مدّتها قبل خشك شده بود – آمد و خطاب به آن كرد و اظهار داشت : « اى درخت خرما! از آنچه خداوند متعال در درون شاخه هاى تو قرار داده است ، ما را بهره مند ساز.»

جابر افزود: «ناگهان ديدم درخت خرما، سرسبز و پربار شد و خود را در مقابل امام (عليه السلام) خم كرد؛ و ما به راحتى از ثمره آن مى چيديم و مى خورديم .
در همين اثنا، يك مرد عرب بيابان نشين كه در آن حوالى بود، وقتى اين معجزه را مشاهده كرد، به حضرت خطاب كرد و گفت : «سحر و جادو كرديد؟!»
امام (عليه السلام) در پاسخ ، به آن عرب خطاب نمود و به آرامى اظهار داشت :
« اى مرد! به ما نسبت ناروا مده ، چون كه ما از اهل بيت رسالت هستيم ؛ و هيچ كدام از ما ساحر و جادوگر نبوده و نيستيم ، بلكه خداوند متعال از اسامى مقدّسه خود كلماتى را به ما آموخته است كه هر موقع هر چه را بخواهيم و اراده كنيم ، به وسيله آن كلمات ، خداوند متعال را مى خوانيم و تقاضا ميكنيم ، آن گاه دعاى ما به لطف او مستجاب خواهد شد»(1)

پی نوشت:

1-بحارالا نوار: ج ، ص 248 و 38، به نقل از خرائج مرحوم راوندى .

منبع:مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن