تربت امام حسین

نوشته‌ها

طب الامام الصادق‌

اشاره:

«طب الامام الصادق (علیه السلام)»، به زبان عربی ، قسمتی از کتاب «موسوعه الامام الصادق (علیه السلام) » است و مشتمل بر احادیثی است با مضامین پزشکی که از حضرت صادق (علیه السلام) نقل شده است.

انگیزه تألیف

مرحوم آیت‌الله سید محمدکاظم قزوینی که به گردآوری این کتاب همت نهاده، در این‌باره می‌فرماید: «هذا هو الجزء الثامن عشر من موسوعه الامام الصادق (علیه السلام) و یحتوی علی ما روی عنه (علیه السلام) حول الطب و ما یتعلق به تشریح جسم الانسان و بیان بعض زوایاه و خفایاه و ذکر الامراض و الاسقام و الداء و الدواء و المرض و العلاج و الاستشفاء بالآیات القرآنیه و الادعیه الشریفه و الادویه و الاعشاب و غیرها من الامور التی تدور فی هذا الفلک. [۱]

مؤلف، با اعتقاد به این مطلب که ائمه (علیه السلام) به هر آنچه که انسان به آن نیازمند است، آگاه بوده‌اند، دست به تالیف این اثر زده تا راهنمایی باشد برای کسانی که می‌خواهند با مبانی پزشکی اهل بیت (علیه السلام) آشنا شوند.

ساختار کتاب

مرحوم قزوینی این اثر را در شش بخش که به ترتیب، مشتمل بر ۱۰، ۱۴، ۴۳، ۱۴، ۱۱ و ۱۹ باب می‌باشند، به رشته تحریر درآورده است. در آخر این بخش‌ها، مؤلف، رساله توحید مفضل را آورده است، چرا که به باور او این رساله ارتباط تام و تمام با موضوع کتاب دارد.

گزارش محتوا

بخش اول، درباره کلیاتی در علم پزشکی است و حاوی مباحثی از قبیل وجه نام گذاری طبیب به این نام، استحباب تداوی، جواز تداوی با داغ کردن، کراهت تداوی بدون ضرورت، زیان پیاده روی برای بیمار، جواز مراجعه به طبیب غیر مسلمان ، استحباب تداوی با صدقه و… است.

بخش دوم، به مبحث حجامت و فصد اختصاص دارد و مشتمل بر مطالبی از قبیل چهارتا بودن دوا، پیامبر و حجامت، ایامی که حجامت در آنها خوب است، نهی از حجامت در حالت ناشتا بودن، آنچه خوب است پیش از حجامت و پس از آن خورده شود و… است.

بخش سوم، پیرامون بیماری‌ها و درمان آنهاست و مباحثی از قبیل تب ، درمان تب، درمان ضعف، درمان هم و غم، درمان بادهای دردآور، سردی و رطوبت، آنچه باعث جذام می‌شود و راه درمان آن، درمان نیش عقرب و سایر سموم و… را در بر دارد.

بخش چهارم، در موضوع استشفاء است و موضوعاتی مانند استشفاء با آیات قرآن ، استشفاء با تربت امام حسین (علیه السلام) و… را در بر دارد.

بخش پنجم، درباره خواص درمانی غذاها و گیاهان و سبزیجات است.

بخش ششم، پیرامون درمان با روغن‌ها و شیرها و بعضی دیگر از مواد است.

طب روایی در بین مسلمانان از جایگاه ویژه و ارزنده‌ای برخوردار است، چرا که به اعتقاد مسلمانان، از منبعی سرچشمه گرفته که اشتباه و خطا در آن راه ندارد.

در این میان بعضی از نگاشته‌ها، درخشان تر به نظر می‌رسد، چرا که مؤلفین آنها با فضل و دانشی که داشته‌اند، از میان انبوه روایات طبی، معتبرترین و سودمندترین آنها را برگزیده و انتخاب کرده‌اند.

مرحوم قزوینی، از متخصصین علوم اسلامی است و با دانش حدیث و فقه آشنایی کامل دارد؛ از سویی ذوق و سلیقه او نیز قابل توجه است.

کتاب «طب الصادق (علیه السلام) ، نمونه‌ای کامل از علم و دانش در کنار ذوق و سلیقه مؤلف است.

مؤلف، با احاطه‌ای که بر احادیث دارد، مجموعه‌ای کامل از روایات پزشکی حضرت امام صادق (علیه السلام) را جمع آوری کرده و با تبویبی زیبا آنها را مدون و منظم نموده است؛ به گونه‌ای که استفاده از آن برای کسانی که آشنایی به زبان عربی دارند، کار آسانی است.

وضعیت کتاب

این اثر، در سال ۱۴۲۶ ق (۲۰۰۵ م)، توسط انتشارات قلم الشرق (قم)، در ۵۱۲ صفحه چاپ و منتشر شده است. پاورقی‌های این اثر، به توضیح واژه‌ای از متن و یا استخراج منابع آیات و روایاتی که در متن آمده است، اختصاص دارد.

پی نوشت ها:

۱.طب الامام الصادق، ص۵.

منبع: نرم افزار جامع طب، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

شفادهی تربت امام حسین(ع)

شبهه

تربت امام حسین ـ علیه السّلام ـ چرا خاصیت شفادهی دارد؟وچه گونه جسم روحانی امام بر خاک اثرگذاشته است؟

پاسخ شبهه

خداوند متعال به میمنت و برکت وجود مقدس امام حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش در سرزمین کربلا، و به خاطر این که آن حضرت و یارانش جان­های عزیزشان را در راه خدا فدا کردند خصوصیات و برکاتی را در سر زمین کربلا و تربت امام حسین ـ علیه السّلام ـ قرار داده که از جمله آن­ها این است که تربت او شفای هر دردی است و خصوصیتی دارد که در هیچ خاک دیگری یافت نمی­شود.

محمد بن مسلم از امام باقر و امام صادق ـ علیهما السّلام ـ روایت می­کند که فرمودند: خداوند تبارک و تعالی به عوض شها دت امام حسین ـ علیه السّلام ـ اما مت را در نسلش و شفاء را در تربتش، و اجابت دعا را در نزد قبرش قرار داد.

از این روایت نتیجه می‌گیریم که خداوند در برابر این  همه جان فشانی و جا نبازی بزرگ و ایثار هستی(و شهادت خود حضرت و یاران باوفای او) مواهبی به ا مام حسین ـ علیه السّلام ـ مرحمت فرموده که از جمله آنها شفا قرار دادن تربت طیب و طاهر آن حضرت است.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: تربت قبر حضرت امام حسین ـ علیه السّلام ـ شفاء هر دردی است و آن داروی بزرگ است.. لبته خا صیت شفا د هی هنگا می است که ا نسان به آن اعتقا د داشته باشد و این اعما ل را با آداب آن انجا م دهد که به بعضی از آداب خوردن تربت د رکتب روایی وادعیه اشا ره شده ا ست که می توان به کتب ادعیه از جمله مفاتیح الجنان رجوع کرد. این ویژگی که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ا ئمه طاهرین ـ علیهم السّلام ـ فرموده اند به وقوع پیوسته و چه بسیا ر افرا دی که به برکت این تربت شفاء گرفته اند.
اما در مورد اثر گذا ری جسم روحانی امام حسین ـ علیه السّلام ـ بر خاک کربلا می توان گفت:هم چنان که روایا ت فوق وده ها روایت دیگر دلا لت دارد این خداوند است که به برکت امام حسین -علیه ا لسلام-آثا ری را درخاک کربلا ی اوقراردا ده است وبرای خداوند سهل است که به خا طرعظمت واحترام بند گان ویژ ه ا ش خاک را کیمیا ویا کیمیا راخاک کند چون مؤثرمستقل وحقیقی اوا ست ولذا ابراهیم خلیل (ع) سیراب شدن وسیرشدن وشفا ی خویش را مستقیما به خدا نسبت می دهد(۳) نه به آ ب و غذا ودارو.

حا ل اگر همین خدای قادر وتوا نا، ا ثرسیرکردن را ا زغذا وا ثرسیرا ب نمودن را از آ ب بگیرد ویا آتش رابرحضرت ابراهیم خلیل(ع) گلستان کند ویا تربت سید الشهدا را دارو برای مرض های صعب العلاج قرار دهد ، آ یا به نظربعید می رسد ؟خیر اگرهم بعید به نظر آید به خا طر آ ن ا ست که خدا را د رست نه شنا خته و توحید ا فعا لی را درست د رک نکرد ه ایم وهرچه هست ازقا مت نا سا زبی اندام ما ا

و به را ستی آیا بعید به ذهن می آید؟! که خداوند د ر برابر آن همه جان فشا نی و جانبا زی و ایثا ر امام حسین(ع) مواهبی به امام حسین ـ علیه السّلام ـ مرحمت فرماید که ا ز جمله مواهب شفاء د ر تربت طیب و طاهر آ ن حضرت با شد. و خورد ن تربت او را با عث شفای بیما ران و دوای دردها قرار دهد.

بنا براین با قاطعیت می توان گفت ا ما کن و بُقاع و اشیاء و سرزمین ها ونیز خا ک کربلا ، به خاطر منسوب بودن به خدا و اولیاء خدا و اشخا ص دا رای ا رزش شده ومؤثرو مورد احترام واقع می شوند»(۴).و به خاطر منسوب بودن تربت کربلا به برترین عزیز خدا و محبوب و میوه دل رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ یعنی امام حسین ـ علیه السّلام ـ با ارزش ترین خاک ها ومؤثر ترین داروها می با شد ودرحقیقت فیض خدا وامام حسین (ع) ا ست که ا زطریق خا ک کربلای امام حسین(ع) به ما می رسد وا وسبب شده که خداوند آن را مؤثر قرار دهد.

پی نوشت ها:

۱٫بحارالانوار، چاپ اسلامیه ۱۳۶۹، جلد ۴۴، صفحه ۲۲۱، باب ۲۹، (ما عوضه الله الشهاده).
۲. ابن قولویه،شیخ جعفر، کامل الزیارات، ترجمه ذهنی، ص: ۸۳۵.
۳. شعرا:۷۹-۸۰
۴. علامه امینی (ره)، سیرتنا و سنتنا، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۱۲.

سجده بر تربت امام حسين (عليه السلام)

چرا در متون دینی ما بر اهمیت و فضیلت سجده بر تربت امام حسین علیه السلام تأکید زیادی شده است؟

نماز، یکی از مهم ترین اعمال عبادی و پایه ای محکم برای خیمه شریعت اسلام به شمار می آید. این عمل، بر ارکانی استوار می باشد که یکی از آنها «سجده» است. سجده در هر نماز واجب و مستحب، باید گزارده شود؛ اما این که سجده کردن بر چه چیزهایی درست است، باید گفت که همه مذاهب اسلامی سجده کردن بر زمین و خاک را صحیح می دانند؛ بلکه طبق روایات رسیده از پیامبر صلی الله علیه وآله سجده بر خاک فضیلت بیشتری دارد.

در روایات اسلامی برگذاشتن پیشانی – به هنگامی نماز – بر خاک امر شده است و این امر، اگر واجب بودن این عمل را اثبات نکند، بی شک بر فضیلت و مطلوب بودن آن دلالت دارد. از شخصی به نام «ابوصالح» چنین نقل شده است: «روزی نزد «ام سلمه» رفتم؛ پس، یکی از برادرزاده هایش وارد شد و شروع به خواندن نماز کرد؛ چون خواست به سجده رود، خاک را فوت کرد. ام سلمه گفت: ای فرزند برادر! خاک را فوت نکن؛ من شنیدم رسول خدا صلی الله علیه وآله به غلامش «یسار» که او نیز هنگام سجده کردن چنین کرد، فرمود: برای خدا، پیشانی ات را بر خاک گذار».1

این تربت مقدس و ممتاز

حال که سجده کردن بر خاک برتری دارد، می پردازیم به مسئله سجده بر تربت امام حسین علیه السلام. سرزمین کربلا همچون سرزمین مکه و مدینه، از تقدس و عظمت بالایی برخوردار است. در این باره، در کتاب های اهل سنت، روایات فراوانی نقل شده است؛ مثلاً این حدیث که می گوید: روزی امیرمؤمنان علیه السلام از سرزمین کربلا عبور کرد و مقداری از خاک آن را برداشت؛ بویید و گریست و فرمود: «هفتاد هزار نفر از این مکان محشور می شوند و بدون حسابرسی وارد بهشت می گردند»2 یا این روایات که از ام سلمه نقل شده است؛ «یک شب پیامبر صلی الله علیه وآله در حالی که مضطرب بود، به بستر رفت و خوابید. آن گاه با اضطراب و نگرانی بیدار شد و دردستش خاک خون آلود بود که آن را می بوسید. گفتم: این خاک چیست، ای رسول خدا صلی الله علیه وآله؟ فرمود: جبرئیل به من خبر داد که این ـ و به حسین علیه السلام اشاره کرد ـ در سرزمین عراق کشته می شود. من به او گفتم: خاک آن زمین را که قتلگاه اوست، به من نشان بده و این همان خاک است».3 آری، این سخنان در تقدیس خاک سرزمینی است که نواده معصوم پیامبر صلی الله علیه وآله و گُل خوشبوی او، یعنی امام حسین علیه السلام، در آن به شهادت رسیده است.

حال اگر کسی این خاک مطهر را مُهر نماز خود قرار دهد و بر آن سجده کند، آیا جای آن هست که او را سرزنش کنیم و بر او عیب بگیریم و سجده و نمازش را نادرست بدانیم؟

این همه اصرار برای چیست؟

راستی چرا در متون دینی ما این همه بر اهمیت و ارزش تربت امام حسین علیه السلام و فضیلت سجده کردن بر آن تأکید شده است؟ تفاوت این خاک با خاک های دیگر در چیست و چه رازی در این خاک نهفته ا ست که سجده کردن بر آن حجاب های هفتگانه میان بنده و پروردگارش را می درد4 و شفای دردهای جسم و جان انسان است و آن را «دوای بزرگ تر»5 گفته اند؟ برای روشن شدن مطلب و پی بردن به سرّ این سفارش مهم دینی، توجه به دو نکته زیر ضروری است:

1. هر انسان نمازگزاری می تواند برای مطمئن بودن از طهارت سجده گاه خود، مقداری خاک را که از پاکی آن مطمئن است، با خود بردارد و هنگام نماز از آن استفاده نماید. این کار، در میان مسلمانان آغاز اسلام نیز انجام می شده و منعی نداشته است. می گویند «مسروق بن اجدع»، از راویان بزرگ اهل سنت، پاره ای خشت به همراه بر می داشت و در سفرهایش، به هنگام نماز بر آن سجده می کرد.

2. در نگاه ابتدایی، همه مکان ها و زمان ها مانند هم هستند و میان آنها تفاوتی نیست؛ اما همین مکان ها و زمان ها، وقتی با مقدسات یا با امور، اشخاص و وقایع مهم تاریخی نسبتی می یابند، دارای ویژگی ها و مزایایی می شوند و از دیگر مکان ها و اوقات متمایز می گردند. کعبه یک چهار دیواری، مانند دیگر ساختمان های دست ساز بشری است؛ با این تفاوت که با خداوند رابطه و نسبتی یافته و «خانه خدا» نام گرفته است و همین کافی است که ما آن را دارای شأن و مرتبه ای خاص، با احکام و آیین های ویژه بدانیم که همه مسلمانان باید آنها را رعایت کنند و به جای آورند. دیگر مکان های مقدس و تاریخی و روزهای مربوط به وقایع و رویدادها نیز چنین هستند و هر یک از جهتی اهمیت و اعتبار می یابند و در ذهن ها و زبان ها ماندگار می شوند.

پس از این دو نکته، اکنون می پرسیم: چه چیز پیامبر صلی الله علیه وآله را بر آن داشت که بر فرزندزاده اش بگرید و سوگواری کند و تربت کربلا را ببوید و ببوسد؟ چه چیز باعث شد که علی علیه السلام هنگام عبور از کربلا، مشتی از خاک آنجا را ببوید و آن گاه آن قدر بگرید که زمین از اشک های چشم آن حضرت خیس شود؟ این جا است که هر انسان آزاده ای با اندکی تأمل به سرّ تربت مقدس کربلا و انتساب آن به خدای تعالی پی می برد و این که آن خاک از حرمتی بزرگ برخوردار است.

بی شک، سجده بر تربتی که چنین عظمت و تقدسی دارد و از ذره ذره آن ندای تقرب به خداوند به گوش می رسد و راز بزرگی و جلال و جبروت الهی در آن نهفته است و رموز عبودیت و خضوع، به آشکارترین صورت در آن تجلی یافته، سزاوارتر است و می سزد که هر انسان مسلمانی در هنگام سجده، پیشانی بر خاکی بگذارد که آمیخته با «خون خدا»ست و مشام عاشقان فضیلت و آزادگی را می نوازد و بوی دل انگیز توحید و شهادت در راه آن را در فضای اعصار و قرون پراکنده می سازد و برای همیشه الهام بخش حریت و رادمردی و فداکاری در راه خداست.

فرجام سخن این که سجده کردن بر تربت امام حسین علیه السلام اگرچه مورد توصیه و سفارش فراوان است، اما در نزد شیعه از واجبات به شمار نمی آید و میان آن و دیگر خاک ها در جواز سجده فرقی نیست و برخلاف آن چه بعضی از جاهلان و بی خبرانِ از آرا و اندیشه های شیعه گمان کرده اند، چه بسا شیعیان در سفر و حضر از مُهر نمازهایی غیر از تربت امام حسین علیه السلام و از دیگر چیزهایی که سجده بر آنها درست است، استفاده می کنند؛ ولی با این همه معتقدند که سجده بر آن تربت پاک و شریف، فضیلت بیشتری دارد و برای خشوع و خضوع بیشتر در برابر پروردگار یکتا، مناسب تر است.

1. کنزالعمال، ج 7، ص 465؛ مسنَد احمد، ج 6، ص 301.
2. مجمع الزوائد، ج 9، ص 191.
3. مستدرک الحاکم، ج 4، ص 398؛ سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 15.
4. امام صادق علیه‏السلام فرمود: «سجده بر تربت حسین علیه‏السلام، حجاب‏هاى هفتگانه را مى ‏دَرد»؛ بحارالانوار، ج 82، ص 334و153.
5. همچنین آن حضرت فرمود: «خاک قبر حسین علیه‏السلام شفاى هر دردى است و آن بزرگ‏ترین شفاست»؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 599.

منبع :پرسمان – مرداد 1384، شماره 35 –