تدریس

نوشته‌ها

میرزا احمد آشتیانى

اشاره:

فقیه و فیلسوف شیعه، فرزند کوچک میرزا محمد حسن آشتیانی است. وی از ۵ تن از مراجع زمان یعنی میرزا حسین نائینی، شیخ عبدالکریم حائری، آقا ضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی و حاج‎ آقا حسین بروجردی اجازه اجتهاد داشت. او مدرس علوم معقول و منقول بود و از جمله آثار ایشان می‌توان رساله قول ثابت، مقالات احمدیه و نامه رهبران را نام برد. وی از سال ۱۳۴۰ تا هنگام وفات در تهران به تدریس و ارشاد مردم اشتغال داشت.

تولد و وفات

میرزا احمد آشتیانی چهارمین و کوچکترین فرزند میرزاحسن مجتهدآشتیانی است که در سال ۱۳۰۰ق متولد شد و در سال ۱۳۹۵ق در تهران درگذشت و در صحن حضرت عبدالعظیم در ری به خاک سپرده شد. وی هنگام وفات متصدی مدرسه علمیه مروی، بزرگ‌ترین حوزه علمیه تهران، بود.

فرزند ارشد او به نام میرزا محمدباقر (۱۳۲۳-۱۴۰۴ق) نیز از علمای طراز اول ایران در دوران خود بود.

تحصیلات

او پس از پایان تحصیل مقدمات عربی و ادبیات فارسی، به خواندن سطوح فقه و اصول نزد پدر خود پرداخت و بعد از درگذشت او (۱۳۱۹ق)، تحصیلات خویش را نزد علمای دیگر مانند سیدمحمد یزدی، میرزاهاشم رشتی، حکیم کرمانشاهی و حکیم اشْکوَری دنبال کرد و آنگاه در مدرسه سپه سالار به تدریس علوم معقول و منقول مشغول شد.

تدریس

او در ۱۳۴۰ق رهسپار نجف اشرف شد و علاوه بر کسب فیض از استادانی هم چون محمد حسین نائینی و آقا ضیاء عراقی، خود نیز مجلس درس فلسفه دایر نمود.

در ۱۳۵۰ق به ایران برگشت و بقیه عمر را در تهران به تدریس فقه و اصول و علوم عقلی، تألیف کتاب و ارشاد مردم گذراند.

شخصیت علمی

میرزا احمد علاوه بر احاطه بر علوم عقلی و نقلی، در پزشکی قدیم و دانش‌های قدیم و دانش‌های ریاضی نیز دستی داشت. خط را بسیار زیبا می‎نوشت و با تخلص واله شعر می‎سرود.[۱]

اجتهاد

تصویر روی جلد نامه رهبران و مقالات احمدیه

میرزااحمد از ۵ تن از مراجع زمان یعنی میرزا حسین نائینی، شیخ عبدالکریم حائری، آقا ضیاء عراقی، سیدابوالحسن اصفهانی و حاج‎ آقا حسین بروجردی اجازه اجتهاد داشت.

آثار

براساس گزارش رضا استادی، جمعاً ۶۲ کتاب و رساله و حاشیه از میرزا احمد باقی‎مانده که بیش از ۲۷ کتاب و رساله آن به چاپ نرسیده است.[۲] از تألیفات چاپ نشده او ۳۲ حاشیه است که میرزا احمد آنها را بر کتاب‌های معتبر فقه، اصول، حکمت، معانی و بیان، عرفان، صرف و نحو عربی، هیأت و منطق نوشته است.

برخی از آثار چاپ شده میرزا، عبارتند از:

رساله قول ثابت به فارسی، به کوشش کوشان‎پور شامل ۵ اصل، در اثبات خداوند، اثبات علم خداوندی، اثبات لزوم بعثت نبی، اثبات امامت و برزخ و معاد. این رساله اولین‎بار در ۱۳۳۵ق چاپ سنگی شده است؛

نامه رهبران، آموزش کتاب تکوین به فارسی، تهران، دارالکتب‎الاسلامیه، ۱۳۷۴ق (چاپ اول، ۱۳۶۰ق)، مشتمل بر فلسفه و اصول عقاید شیعه.

مقالات احمدیه به فارسی، تهران، دارالکتب‎الاسلامیه، ۱۳۷۷ق، شامل ۳ مقاله در بیان فواید خودشناسی (مقاله اول) و اصول اخلاق (مقالات دوم و سوم).

طرائف‎الحکم به عربی. تهران، صدوق، ۱۳۴۰ش، در ۲ جلد، همراه با ترجمه فارسی زیر عنوان اندرزهای ممتاز.

مناسک حج به فارسی، تهران، ۱۳۸۶ق.

لوامع‎الحقایق‎ فی ‎‎‎‎اصول‎‎‎‎العقاید به عربی، تهران، ۱۳۵۳ش، جزء اول این کتاب شامل مبحث توحید و نبوت و جزء دوم آن مشتمل بر مبحث امامت و معاد است.

چهارده رساله فارسی، به کوشش رضا استادی، تهران، چهل‎‎‎‎ستون مسجد‎‎‎‎جامع، ۱۴۰۳ق. این مجموعه شامل ۱۴ رساله است: پرسش‌نامه، آداب دعا، اخلاق و توحید، میزان‎‎‎‎القرائه، توحید و معاد، عیدیه، دلائل‎‎‎‎التوحید، بیان نافع، یادآور در توحید، تفسیر آیه قُلِ‎‎‎‎الروُح، سرمایه سعادت، کلمه طیبه، قول ثابت و هدیه احمدیه قبلاً به‎‎‎‎طور مستقل چاپ شده است.

صد و بیست حدیث و چهار رساله عرفانی و فلسفی به عربی، به کوشش رضا استادی، تهران، چهل‎‎‎‎ستون، ۱۴۰۶ق، شامل: الاحادیث‎‎‎‎المنتخبه، تبیان‎‎‎‎المسالک‎ ‎‎‎فی ‎‎‎‎باب‎‎‎‎الوجود‎‎‎ ‎والموجود، الولایه، هدیه احمدیه، علم‎‎‎‎الباری و قصد‎‎‎‎السبیل فی‎‎‎‎ ردالجبر‎‎‎‎ والتفویض، به ضمیمه کتاب نورالهدایه ‎‎‎‎فی‎‎‎‎الامامه، تألیف جلال‎‎‎‎الدین دوانی. رساله قصدالسبیل قبلاً همراه رساله تبیان‎‎‎‎المسالک، و هدیه احمدیه با چاپ سنگی منتشر شده است. رساله الولایه نیز یک‎‎‎‎بار در ۱۳۶۸ق با چاپ سنگی منتشر شده است.

محل دفن و قبر میرزا احمد آشتیانی در جوار بارگاه حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام و در مقبره خانوادگی خودشان درگذشت

وفات

آشتیانی در روز سه شنبه سوم تیرماه ۱۳۵۴ش مطابق با چهاردهم جمادی الثانی ۱۳۹۵ق به جوار حق شتافت. روز بعد بازار تهران تعطیل شد و پیکر او با حضور جمع زیادی از مردم تهران، علما و شاگردانش تشییع شد و در جوار بارگاه حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام و در مقبره خانوادگی خودشان به خاک سپرده شد.[۳]

پی نوشت:

  1. آشتیانی، احمد، چهارده رساله فارسی، به کوشش رضا استادی، تهران، چهل‎‎‎‎ستون، ۱۴۰۳ق، ص۱۸-۲۷.
  2. آشتیانی، صدوبیست حدیث و چهار رساله عرفانی و فلسفی، به کوشش رضا استادی، تهران، چهل‎‎‎‎ستون، ۱۴۰۶ق، ص۸-۸.
  3. آشتیانی، جلال‎‎‎‎الدین، شرح مقدمه قیصری برفصوص‎‎‎‎الحکم، مشهد، باستان، ۱۳۸۵ق، مقدمه، ص۴۸.
  4. آقابزرگ، الذریعه، ج۴۲، ص۴؛ ج۹۹، ص۱۷، ۲۰۹، ج۲۳، ص۲۴.
  5. ابن‎‎‎‎ترکه، صاین‎‎‎‎الدین، تمهیدالقواعد، به کوشش جلال‎‎‎‎الدین آشتیانی، تهران، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه، ۱۳۶۰ش، مقدمه، ص۳.
  6. غفوری، حسن، مختصری از شرح زندگانی آقامیرزااحمد آشتیانی، (چاپ نشده)، ۱۳۵۴ش.
  7. غفوری، یادنامه‎‎‎‎ای از گلهای معرفت، تألیف ۱۳۶۳ش (چاپ نشده).
  8. «مختصری از شرح احوال و آثار استادمیرزااحمد آشتیانی»، معارف اسلامی، تهران، س۱، ش۱، (شهریور ۱۳۴۵ش).
  9. مشار،خانبایا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج۱، ص۳۲۵.
  10. مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، تهران، صدر، ۱۳۶۲ش.

سید اسماعیل موسوى زنجانى (ره)

اشاره:

سید اسماعیل موسوى فرزند سید عباس(سید عباس فرزند سید اسماعیل) در روستاى پرى ماهنشان زنجان در سال ۱۳۴۴به دنیا آمد . دروس مقدمات متداوله حوزه را از اساتید زنجان تلمذ نموده و در سال ۱۳۵۹ قمرى عازم شهر مقــدس قم گردیده.

اساتید

شهید محراب سید اسدالله مدنى (ره)

شیخ موسى عباسى زنجانى (ره)

حاج جمال مجد (ره)

شیخ عبدالحسین لنکرانی(ره)

امام خمینی(ره)

شیخ مرتضى حائری(ره)

شیخ محمد مجاهدی(ره)

سید محمد حجت کوه کمرى (ره)

حاج سید حسین بروجردی(ره)

میرزا هاشم آملى (ره)

میرزا حسن بجنوردی(ره)

تبلیغ و تدریس

سپس به امر تبلیغ و تدریس و ترویج مشغول مى گردد و از سال ۱۳۴۲ شمسى حضور فعالانه خود را در عرصه هاى سیاسى آغاز نموده که در شهرهاى زنجان و تبریز ساواک فعالیت هاى ایشان را زیر نظر مى گیرد و در سال ۱۳۵۲ بنا به پیشنهاد حاج آقا صدر پدر بزرگوار امام موسى صدر جهت اقامه نماز جماعت به تهران رفته و فعالیت هاى خود را گسترش مى دهد حضور پر رنگ ایشان و خانواده اش در فعالیت هاى قبل و  بعد از انقلاب داراى ثمرات مبارکى بوده است و دو شهید به نظام مقدس جمهورى اسلامى در سال ۱۳۵۵ به نام سید مهدى موسوى و در عملیات بیت المقدس سید صادق موسوى تقدیم کرده اند .

فعالیت های سیاسى

معظم له پس از پیروزى انقلاب از طرف رهبر انقلاب اسلامى حضرت امام خمینى (ره) در سال ۱۳۶۱ به امامت جمعه و در سال ۱۳۶۲ به نمایندگى امام
در استان زنجان منصوب گردیدند. ایشان سه دوره نماینده مردم استان در مجلس خبرگان رهبرى بوده و در دادگاه هاى انقلاب و مدنى خاص شعبه تجدید نظر به پرونده هاى ارجاعى رسیدگى می‌کردند و عضو هیئت علمى مؤسسه تحقیقاتى امام امیرالمومنین (ع) در تهران با سایر اعاظم بودند ، ایشان داراى تألیفاتى مى باشند که هنوزچاپ نشده است .

وفات

این عالم و فقیه مکتب اهل بیت (ع) در روز چهارشنبه ۲۷ آذر ماه سال ۱۳۸۱ در جوار ملکوتى حضرت ثامن الحجج (ع) وفات نموده و پیکر ایشان به زنجان منتقل شده و پس از تشیع با شکوه  به قم جوار ملکوتى کریمه اهل بیت منتقل و در حرم امن ایشان مدفون گردیده .

محمد رضا کلباسی

اشاره:

حاج شیخ محمد رضا کلباسی فرزند میرزا عبدالرحیم فرزند شیخ محمد رضا (شیخ الاسلام) فرزند حاج محمد ابراهیم کلباسی صاحب منهاج و اشارت و غیره، از خاندان های اصیل اصفهانی است و نسب او از طرف مادر به سید الفلاسفه میرداماد می رسد. ایشان روز ۲۵ ذیقعده ۱۲۹۵ در اصفهان متولد شد. ابتدا در اصفهان محضر حاج شیخ محمد علی نجفی (ثقه الاسلام) و آخوند ملامحمد کاشانی و مرحوم میرزا جهانگیرخان قشقایی و میرزا محمد باقر حکیم باشی به تحصیل پرداخت و مدتی در تهران به محفل درسی حاج فاضل تهرانی و آخوند ملامحمد آملی پیوست و از معارف بلند این دو شخصیت علمی بهره گرفت و در سال ۱۳۲۳ ه.ق یک سال پیش از انقلاب مشروطیت عازم نجف گردید و خدمت آخوند خراسانی و سید محمدکاظم یزدی و شریعت اصفهانی درس خواند و اجازاتی از آنان دریافت نمود.

فعالیت ها

او سپس به اصفهان برگشت و به تدریس و ترویج و عمران بناهای دینی همت گماشت و میرزا سلمان خان رکن الملک در تخت فولاد اصفهان برای ایشان مسجدی ساخت. در جریان اوج گیری مخالفت روحانیت با سیاست های دینی رضاخان در سال ۱۳۴۶ ه.ق ایشان همراه حاج آقا نورالله اصفهانی به قم مهاجرت نمود و با سخنرانی های افشاگرانه خود توانست تأثیر مثبتی در رفع ابهام از ذهن مردم نسبت به سیاست های رضاخان داشته باشد. نقش مؤثر ایشان موجب دستگری وی شد و مدت ۷ ماه در بازداشت بسر برد و پس از آن به خراسان تبعید گردید. شیخ محمد رضا مدت دو سال در مشهد ماند، سپس به اصفهان برگشت و بار دیگر برای اقامت دائم به مشهد آمد تا حرکت های دینی سیاسی مردم مشهد بخصوص نهضت ملی نفت از گردانندگان اصلی و در عین حال روشن بین نهضت در خراسان بود و از حمایت همه اقشار بخصوص مبارزین ملی و دینی و روشن فکران تحصیل کرده برخوردار بود.

تالیفات

انیس اللیل در شرح دعای کمیل

نفحات اللیل

مکیال الیقین در شرح اصول دین

دعوه الحسینیه

راهنمای تبلیغ

وفات

آیت الله کلباسی شب سه شنبه چهارم شوال ۱۳۸۳ ه.ق در مشهد از دنیا رفت و در صحن عتیق در ایوان مجاور دفتر کشیک خانه بالا خیابان دفن گردید.

محمدحسین فاضل اردکانى

 اشاره:

آیه اللّه حاج شیخ محمدحسین فاضل اردکانی از اکابر و اعاظم مجتهدین عصر خویش به شمار می رفت. ایشان از تلامذه صاحب جواهر و از معاصرین شیخ انصاری رحمهاللّه علیه بود که در بیت علم و تقوا دیده به جهان گشود. پدر و اجداد آن جناب نوعا از فقها و فضلا ی بزرگ عصر خویش بوده و آل اردکانی همواره خدمات ارزنده ای به اسلا م و علم و فرهنگ داشته اند.

مرحوم فاضل پس از فراگیری خواندن و نوشتن‚ مدتی در نزد پدر به تحصیل مقدمات پرداخت‚ آن گاه عمویش آیهاللّه محمدتقی اردکانی که ریاست حوزه علمیه یزد را برعهده داشت‚ با مشاهده هوش و ذکاوت آن نوجوان‚ او را به یزد برد و تعلیم و تربیت ایشان را تا سطوح عالی عهده دار شد. آیهاللّه فاضل پس از اتمام سطوح‚ جهت ادامه تحصیل مدتی کوتاه به قزوین و سپس به بزرگترین پایگاه علمی تشیع در آن عصر‚ یعنی نجف اشرف مهاجرت کرد و با حضور در محافل علمی اساتید طراز اول‚ به مراتب والایی از علم و تقوا دست یافت. این مجتهد فاضل و جوان‚ سپس به کربلا رفت و در کنار بارگاه ملکوتی حضرت سیدالشهدا علیه السلام اقامت گزید و به امر تحقیق و تدریس پرداخت. رفته رفته شهرت و آوازه علمی اش باعث شد تا خیل مشتاقان علم و معرفت در محفل نورانی آن استاد بزرگ باریافته و از آبشار معرفت و زلا ل اندیشه اش جرعه های ناب نوشند.

جایگاه علمی فاضل اردکانی آن چنان از سوی نزدیکان و شاگردان مبرز ایشان ستوده و توصیف شده که بیانگر پهنه وسیع دانش و فضل آن نادره زمان است; چنانکه آیهاللّه حاج شیخ مرتضی حائری از والد معظمشان مرحوم آیهاللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی نقل کرده که می فرمودند: مرحوم شهرستانی (سیدمحمدحسین) بالا سر مبارک حضرت سیدالشهداء سلا ماللّه علیها قسم یاد کرده که ایشان(فاضل اردکانی) از شیخ انصاری استادالفقهاء‚ اعلم است. و باز ایشان (شیخ عبدالکریم) می فرمودند: مرحوم حاج میرزا محمد حسن شیرزای(بزرگ) در یکی از سفرها که با استاد خود‚ شیخ مرتضی انصاری به زیارت کربلا مشرف می شوند‚ به درس فاضل اردکانی می روند. گفت: دیدم فاضل فرمایش شیخ را بیان کرد و از خود شیخ بهتر بیان نمود و بعداً به فرمایش شیخ ایراد گرفت. مرحوم میرزا می فرمود: من هرچه فکر کردم نتوانستم جوابی برای ایشان آماده کنم‚ به نجف که مراجعت می نمودیم در راه به شیخ استاد عرض کردم‚ ایشان تا نجف در فکر بود و بالا خره تصدیق کرد .

هم چنین صاحب طرائق الحدایق می نویسد: آیهاللّه فاضل در جوار فیض ذخائر حسینی بودند و محققان‚ هر صبح و شام در پای منبر تدریس فقه و اصول از او بهره می بردند. رجال دولت عثمانی در انجام دستوراتش هیچ تملی نداشتند‚ تا چه رسد به ایرانی‚ عرب و عجم که طوق ارادتش را برگردن نهاده بودند. کمتر کسی به آن اخلا ق‚ در آفاق یافت می شد.

آیهاللّه فاضل اردکانی در بعد معنوی و اخلا ق اسلامی نیز مردی خود ساخته و آراسته به فضائل انسانی و نمونه یک روحانی الهی بود. ایشان در عین اقتدار معنوی و شخصیتی که داشت بسیار متواضع‚ خوش خو و خوش برخورد بود.

ریاست و مقام در قلب او جایی نداشت و نسبت به آن بی اعتنا بود. از پذیرش استفتائات که از طرف بعضی شاگردانش به محضر او فرستاده می شد امتناع می ورزید و می فرمود: مرجعیت میرزا برای ما بس است و خدشه دار کردن آن شایسته نیست . این فقیه وارسته در مصرف بیت المال و سهم مبارک امام علیه السلا م نیز بسیار محتاط بود. در این ارتباط آیهاللّه العظمی شبیری زنجانی نقل کرده اند: فاضل ارکانی به هنگام مسافرت به نجف‚ برای شرکت در تشییع جنازه مومنی‚ به منزل وی مراجعه می کند و چون خانه های نجف‚ کوچک و فضای آنها محدود بود‚ ایشان و شیخ انصاری که او نیز به همین انگیزه آمده بود تا آماده شدن جنازه برای تشییع‚ در کوچه منتظر می مانند. فاضل اردکانی که پیر بود نیم خیز نشسته بود ولی شیخ انصاری روی زمین نشسته بود‚ شیخ انصاری از فاضل می پرسد‚ چرا شما روی زمین نمی نشینید؟ فاضل می گوید: این قبا از سهم امام تهیه شده است و اگر من روی زمین بنشینم‚ کثیف می شود و باید آن را شست‚ قبا هم که شسته شود زودتر پاره می شود! سهم امام را هم تا یقین به رضایت امام زمان علیه السلا م نباشد‚ نمی شود تصرف کرد و من چنین یقین ندارم‚ لذا نیم خیز نشسته ام. سر این موضع‚ بحث بین مرحوم شیخ و فاضل درمی گیرد آنها مدتی با هم بحث می کنند‚ در اثنای بحث می بینند که شیخ نیم خیز نشست . یکی دیگر از ویژگی های آیهاللّه فاضل حرّیت و بی تکلفی ایشان بود. از افشای سخن حق‚ ملا حظه ای نداشت و برای حفظ اعتبارات دنیوی ذره ای ارزش قائل نبود. در بی نشانی می زیست و اهتمامش در تعلیم و تربیت طلاب‚ فوق العاده بود. اهل مزاح و با شاگردان‚ خودمانی بود.

از آیهاللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری نقل شده: مرحوم فاضل‚ در صحن مطهر روی صندلی می نشست و درس می فرمود. من یاد دارم که یک طلبه‚ پای درس او اشکال می کرد که: عقل‚ آینه جهان نما‚ چگونه در احکام شرعیه اعتبار ندارد؟ مرحوم فاضل سرش را پایین آورد و گفت: عقل من و شما آینه جهان نما است؟ آینه سوراخ نما هم نیست!

حاصل تلا ش بی وقفه و خالصانه این عالم ربانی‚ تربیت دانشمندان و مجتهدان برجسته ای همچون آیات عظام محمدتقی شیرازی‚ حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی و ده ها عالم و مجتهد دیگر بود که هر کدام هم چو خورشید تابان در جهان اسلام درخشیدند و منش خیر و برکات فراوانی شدند.

سرانجام روح ملکوتی آیهاللّه فاضل پس از نیم قرن تلا ش علمی و خدمت به اسلام‚ به عالم بالا پرکشید. زمانی که این عالم فرزانه در بستر بیماری بود‚ شبی اهل کربلا که شیفته صفا و سادگی ایشان بودند‚ دور او جمع شدند. ناگاه همه اطرافیان را جواب کرد و گفت: از این جا بروید‚ زمان مرگم فرا رسیده است! مردم می روند‚ آنگاه به پسرش می گوید: آب بیاور. آب مفصلی می خورد و کاملا ً سیراب می شود‚ آنگاه به لهجه اردکانی می گوید: سلا م اللّه علی الحسین‚ آب خوبی خوردیم و مردن خوبی هم می کنیم. سپس خودش رو به قبله خوابید و در آن حال‚ روحش به عالم باقی شتافت. هنیئا له‚ چه سبک بار‚ دنیا را وداع کرد. با خوش رویی به لقاء الهی پیوست.

پیکر پاک آن عالم ربانی و اسوه پارسایی‚ با شکوهی خاص تشییع و در مقبره استاد بزرگوارش آقا سید ابراهیم قزوینی صاحب ضوابط الا صول‚ نزدیک صحن کوچک حرم ملکوتی حضرت سیدالشهداء علیه السلا م به خاک سپرده شد.

حشره اللّه مع اولیائه

منابع: سرّ دلبران‚ گلشن ابرار‚ جلد ۵

شیخ ابوعلی طوسی (ره)

اشاره:

ابوعلی حسن بن محمد طوسی (فرزند شیخ طوسی) و ملقب به مفید ثانی در خلال سال های ۴۸۱ تا حدود ۵۲۰ ق، از اعاظم فقهای عصر خود به شمار می‏رفت. این فقیه شیعی کتاب النهایه پدر خویش شیخ طوسی را شرح کرد. او بعد از پدرش در نجف اشرف رئیس شیعه و مرجع علمای آنجا بود و بسیاری از علمای شیعه و سنی از محضر وی برخواستند. او با عالم جلیل القدر ابن حمزه محمد بن طوسی معروف به عماد طوسی، صاحب کتاب های وسیله و واسطه و هم چنین با فقیه بزرگ شیخ سدید الدین حمصبی رازی معاصر بود.

تحصیلات

 مفید ثانی استادی کامل و عالمی متبحر و محدثی مورد اطمینان بود. او در عین فقاهت به علم رجال و شناخت اخبار و راویان حدیث مهارت داشت و از آثار نفیس پدر و خرمن علومش خوشه های فراوان چید و سال ها زحمت کشید تا خود به مقام استادی نائل آمده  و  به مفید ثانی معروف گشت و  پس از پدر سال ها کرسی درس او را با حضور اعلام متعدد ادامه داد. اغلب علمای بزرگ و فضلای بعدی ما که به ذکر آنان می رسیم از شاگردان مکتب معظم له بوده و از او اجازه  روایت و یا درجه اجتهاد دارند. بیشتر سنوات عمر او در نجف اشرف به تدریس فضلا سپری شد.

اساتید

۱. شیخ محمّد بن حسین ، معروف به ابن صقال .

۲. پدرش ، شیخ محمّد بن حسن طوسی .

۳. شیخ سلاّر بن عبد العزیز دیلمی .

شاگردان

۱. شیخ محمّد بن علی بن عبد الصمد نیشابوری .

۲. الشیخ علی بن علی بن عبد الصمد نیشابوری .

۳. سیّد أبو الفضل داعی حسینی سروی .

۴. شیخ ابو الفتوح أحمد بن علی رازی .

۵. شیخ محمّد بن علی بن حسن الحلبی .

۶. شیخ علی بن شهرآشوب مازندرانی .

۷. شیخ الحسین بن هبه الله سوراوی .

۸. شیخ الفضل بن الحسن طبرسی .

۹. شیخ الحسین بن أحمد مقدادی .

۱۰. شیخ مسعود بن علی صوابی .

۱۱. شیخ محمّد بن الحسن نقّاش .

۱۲. شیخ محمّد بن علی طبری .

تالیفات

۱. المرشد إلى دلیل المتعبّد .

۲. الأنوار

۳. شرح النهایه.

 ۴ . امالی.

وفات

تاریخ دقیقی از وفات فرزند شیخ طوسی به دست نیامده است. علی الظاهر در اواخر قرن پنجم یا اوایل قرن ششم حدود ۵۱۵ ه. ق وفات نموده و در نجف اشرف در مسجد شیخ طوسی در کنار پدرش مدفون است.

میرزا ابراهیم دُنْبَلى خویى

اشاره:

شهید آیه اللّه حاج میرزا ابراهیم بن حسین دنبلى خویى (۱۲۴۷-۱۳۲۵ق)، بعد از تحصیلات مقدماتى در خوى براى تکمیل تحصیلات خود، در سال ۱۲۶۲(ق). راهى نجف شد. او در محضر استادانى والامقام تلمذ نمود و در علوم مختلف به بالاترین مراتب علمى رسید. پس از چندین سال اقامت در نجف و پس از پایان تحصیلات، با اخذ درجه اجتهاد با دستى پر به زادگاهش بازگشت و به ارشاد، تحقیق و تدریس پرداخت.

اساتید

شیخ مرتضى انصارى، سید حسین بن محمد کوه کمرى.

شاگردان

شیخ عبدالحسین بن محمد اعلمى، حاجى میر محمود ساجدى، میرزا على قلى، میرزا ابراهیم سلماسى و میرزا ابراهیم دنبلى اولادى نداشت، لذا تمامى اموال خود من جمله کتاب‌خانه مفصّلش را وقف وجوه برّ کرد.

آثار

تألیفات فقهى و اصولى و حدیثى از خود به جاى گذاشته که من باب نمونه «الدره النجفیه فى شرح نهج‌البلاغه الحیدریه»، «شرح اربعین حدیث»، «ملخص المقال فى تحقیق احوال الرجال» و ملخص جلد هفتم بحارالانوار را مى‌توان نام برد. در سال ۱۳۲۵ق. در آشوب‌هاى مشروطیت به دست مرتضى نامى در خوى به شهادت رسید و جنازه‌اش بعد از چهار سال به نجف منتقل و در وادى السلام مدفون گردید. از کتب وقفى ایشان که بعداً به مدرسه نمازى خوى انتقال یافت، جمعاً ۱۱۲ نسخه خطى مى‌باشد که تالیفات خود آن مرحوم با دستخط خود نیز در ضمن آن‌ها مى‌باشد. این موقوفات در فهرست‌نگارى کتاب‌خانه با عنوان «موقوفات شهید» مشخص شده‌اند و در ابتدا و انتهاى این کتب مهر کتاب‌خانه آن مرحوم موجود است. «موقوفات شهید» مشخص شده‌ است..

مسجد الخضراء

مَسْجدُالخَضْراء یا جامع‌الخضراء (مسجد سبز) از مساجد قدیمی نجف، واقع در صحن حرم امیرالمؤمنین(ع) و محل دفن سید ابوالقاسم خویی. این مسجد که در ضلع شرقی حرم واقع شده، دو در دارد که یکی داخل صحن و دیگری بیرون آن قرار گرفته است. مسجد الخضراء محل تدریس آیت‌الله خویی بوده است. این مسجد پس از سقوط حکومت بعث عراق به اهتمام آیت الله سیستانی بازگشایی شد.

علت نام‌گذاری

علت نام‌گذاری مسجد معلوم نیست، احتمال دارد چون این مسجد بعد از بنای عمارت حرم ساخته شده، مسجد (الحضرة/حضرت) نام گرفته باشد و بعدها این نام نزد مردم تغییر کرده و مسجد خضرة (الخضراء/سبز) شده باشد.[۱] برخی نیز احتمال داده‌اند وجود رنگ سبز در بخشی از این مسجد سبب نام گذاری آن شده است.[۲]

علت دیگر اینکه در آن فضا، سبزی کشت شده بود و یا بازارچه سبزی‌فروش ها وجود داشت و به مسجد خضرة (سبزی) نام گرفت.[۳][۴]

نظر چهارم این است که این مسجد را الخضراء، خواهر عمران بن شاهین بنا نهاد و به این نام معروف گردید.[۵]

آیت الله سید ابوالقاسم خویی درحال تدریس در مسجد خضراء نجف

تخریب و بازسازی

در ماه رجب سال ۱۳۶۸ق حکومت وقت، بخشی از مسجد را برای توسعه خیابان اطراف حرم تخریب کرد و نیمی از مغازه‌ها، خانه‌ها و آرامگاه‌ها در سمت شرقی حرم از بین رفت. بخش باقی‌مانده شامل مسجدی با شبستانی کوچک و دیوارهای قطور و حیاطی نسبتا بزرگ بود.[۶]

آیت الله خوئی، در سال ۱۳۸۵ق دستور بازسازی مسجد تحت نظارت شیخ احمد انصاری قمی را داد و با نقشه لرزاده و کمک نیکوکاران ایرانی نظیر حسین کاشانی مجددا ساخته شد.[۷]

آیت الله خوئی در این مسجد نماز جماعت می‌خواند و دروس حوزه علمیه را تدریس می‌کرد. وی بعدها به علت بیماری، تدریس را ترک کرد و داماد او سید نصرالله مستنبط جای تدریس را گرفت. بعد از درگذشت سید مستنبط، آیت الله خوئی، آیت الله سیستانی را برای تدریس و اقامه نماز جماعت گماشت. ایشان هم چندین سال در این مسجد به تدریس و اقامه نماز جماعت پرداخت تا اینکه سازمان اوقاف وابسته به رژیم بعث به بهانه ترمیم و بازسازی، مسجد را بست.[۸]

آیت الله سیستانی در مسجد الخضراء

معماری

این مسجد دو در دارد. درب داخلی که به صحن راه دارد و در ایوان سوم سمت شرقی، جنب آرامگاه آیت الله سید ابوالقاسم خوئی قرار دارد. این در، از طریق یک راهروی کوچک به آرامگاه آیت الله خوئی و از طرف دیگر به مسجد راه دارد. درِ دوم در دیوار خارجی قرار دارد. بعد از در ورودی، حیاطی قراردارد که شامل وضو خانه و کفش‌داری بوده و بالای آن طبقه دوم قرار دارد. سقف حیاط به شکل مثلث بوده و از شیشه و چهارچوب‌های آهنی ساخته شده است.

در کنار حیاط، مسجد قرار دارد و محراب مسجد با کتیبه‌های قرآنی و نقش‌های اسلیمی[یادداشت ۱] تزیین شده است. در یکی از گوشه‌های محراب این جمله نوشته شده است: بازسازی مسجد الخضراء به دستور آیة الله العظمی امام سید أبوالقاسم موسوی خوئی اجرا گردید.

در قسمت مقابل محراب این جمله نوشته شده است: بازسازی این مسجد مبارک به تلاش حجة الاسلام شهید أحمد الانصاری به سال ۱۳۸۵ هجری روی داد.[۹]

بازگشایی

این مسجد که در زمان رژیم بعث کاملا بسته بود، بعد از سقوط صدام، به دستور آیت الله سیستانی مرمت و تعمیر گردید و روز دوشنبه اول جمادی الأول سال۱۴۲۷ق بازگشایی و نماز جماعت به امامت سید حسن مرعشی در آن اقامه شد.[۱۰]

کتابخانه

کتابخانه مسجد به همت احمد انصاری قمی در ۱۳۸۶ق در طبقه دوم مسجد خضراء تشکیل شد که شامل مخزن و سالن مطالعه بود. این کتابخانه در پی توسعه اطراف حرم تخریب شد.[۱۱]

پی نوشت ها:

  1. ماضی النجف، ج۱، ص۱۰۳
  2. موقوفات ایرانیان در عراق (۱ – نجف اشرف)
  3. موقوفات ایرانیان در عراق (۱ – نجف اشرف)
  4. پایگاه رسمی آستان قدس علوی.
  5. پایگاه رسمی آستان قدس علوی.
  6. موقوفات ایرانیان در عراق (۱ – نجف اشرف)
  7. موقوفات ایرانیان در عراق (۱ – نجف اشرف)
  8. پایگاه رسمی آستان قدس علوی.
  9. پایگاه رسمی آستان قدس علوی.
  10. 10 . پایگاه رسمی آستان قدس علوی.
  11. محمدرضا انصاری، موقوفات ایرانیان در عراق۲

منابع:

آل محبوبه، جعفربن باقر، ماضی النجف و حاضرها، بیروت، ۱۹۸۶م.

انصاری قمی،محمدرضا، موقوفات ایرانیان در عراق: ۲ – نجف اشرف، وقف میراث جاویدان، تابستان ۱۳۷۳ – شماره ۶.

انصاری قمی، محمدرضا، موقوفات ایرانیان در عراق، وقف میراث جاویدان، بهار ۱۳۷۳ – شماره ۵.

سید محمد غزنوی

ولادت

یکی از محدثان ورجالیان شهیر جهان اسلام و تشیع، سید محمد غزنوی کابلی مشهور به اخباری است که درزمان حکومت سیاه عبدالرحمن خان مجبور به ترک کاشانه و کشور شد و برای همیشه اززندگی در نزد اقوام و دوستانش دست کشید و عالم غربت و آوارگی را پسندیده در دیارعراق ماندگار شد.او در اصل از سرزمین سنایی یعنی شهر باستان و پرآوازه غزنین افغانستان است، اما اجدادش به شهرکابل مهاجرت نموده سید محمد در حدود سال ۱۲۵۰ ق. در آن جا چشم به جهان گشود

خاندان

خانواده او به اخباری‌های غزنین، که در آن روزگار تعدادشان قابل توجه بود، تعلق داشت و درپارسایی، قرائت قرآن کریم و حفظ احادیث سعی فراوان داشتند از این رو سید محمدغزنوی تحصیلات خود را در شهر کابل آغاز کرد و پس از فراگیری ادبیات فارسی و عربیبه آموزش فقه، رجال و حدیث پرداخت.

تحصیلات

سید محمد غزنوی برایادامه تحصیل و در امان ماندن از جنگ‌های خانمان سوز و ویران گری که همزمان باتحصیل وی در میان مدعیان تاج و تخت افغانستان جریان داشت به حوزه علمیه عراق رهسپار شد. در حوزه علمیه کربلا مشغول تحصیل علوم اسلامی به ویژه حدیث، رجال و فقه گردید و سالیان متمادی در محضر میرزا احمد علی اخباری هندی، میرزا محمد نیشابوری ودیگران تلمذ نموده با سخت کوشی وپشتکاری که از خود نشان داد توانست به مقام والایعلم و دانش دست یابد.در چنین زمانی که سید محمد به مقام والای علم و عمل رسیده در رشته‌های گوناگون علوم اسلامی به ویژه رجال، حدیث و درایه به مقام استادی نایل شده بود و کشور نیاز مبرم به شخصیت علمی وفرهنگی او داشت از بازگشت به کابل منصرف شد، زیرا وی وطن را در چنگال مهره سرسپرده انگلیس و عامل مزدبگیر روسیه، امیرعبدالرحمن یافت که با یک توطئه بین المللی و نقشه زیرکانه انگلیس به قتل عام شیعیان به خصوص هزاره‌ها پرداخته برایریشه کن کردن آنان و تصرف سرزمین‌شان، به اقدام گسترده و کشتار همه جانبه دست زده بود. او برای تدریس علوم اسلامی و تربیت طلاب و فضلای شایسته به حوزه علمیه نجف اشرف رفت و سالیان متمادی به تدریس، تربیت، تحقیق و پژوهش اشتغال داشت. از آن جاکه او عالم اخباری و در طریقه خویش متصلب بود در حوزه علمیه نجف به تدریس کتب اربعه شیعه دست زد و آن را با دقت نقد و بررسی کرد.

تالیفات

از او آثار گران‌بهاو ارزشمندی به جا مانده است از جمله آن‌ها می‌توان از کتاب تعلیق، علی من لا یحضره الفقیه نام برد.

وفات

سرانجام نامبرده پس از یک عمر تلاش علمی مجاهدت، تدریس و تربیت با سنی بیش از ۹۰ سالگی در سال ۱۳۴۰ ق.
وفات یافت.[۱]

پی نوشت:

[۱] . سید شهاب الدین مرعشی نجفی،
الاجازه الکبیره، ص ۱۴۲- ۱۴۳٫