تحمل

نوشته‌ها

افسردگی و رابطه آن با خیانت به همسر(۲)

مروری بر توجهات درمانی

تحقیقاتی برای حمایت از زوج درمانی در موارد خیانت به همسر

تحقیقات تجربی در زمینه خیانت به همسر محدود است. (بلو و هارتنت ۲۰۰۵). خیانت زناشویی، تنها به عنوان مشکلی که زوجین با آن به کلینیک‌ها مراجعه کنند نیست، بلکه نحوه درمان روی نتیجه ی درمان به شدت تاثیر گذار است. (آتکینز – الدریج – بوکام – کریستنسن – ۲۰۰۵). تحقیقی که آتکینز و همکاران در ۲۰۰۵ انجام دادند یکی از معدود تحقیقات تجربیست که برای ارزیابی کارایی زوج درمانی در افرادی که مورد خیانت زناشویی واقع شده‌اند، انجام شده است.

فرضیه اولیه تحقیق بر آن بود که زوجینی که مورد خیانت زناشویی واقع شده‌اند در شروع کار درمانی بیشتر تشویش خاطر داشته و نسبت به زوجینی که این مشکل را ندارند سیر درمان آنها آهسته تر خواهد بود. مطالعه شامل ۱۳۴ زوج با مشکل این چنینی بود که به طور تصادفی در دو گروه زوج درمانی به روش درمان سنتی یا در گروه درمان جمعی قرار داده شدند.

۱۹ تا اززوجین زیرگروه مواردی بودند که دکتر درمانگر خیانت به همسر را در مورد آنها مشخص کرده بود. زوجین قبل از شروع به کار درمانی، در هفته ۱۳ روند درمان، در هفته ۲۶ درمان و در آخرین جلسه درمان مورد بررسی قرار گرفتند.

درمانگر اطلاعات مربوط به آنها را در پرسشنامه ی خیانت به همسر وارد کرد. (آتکینز و همکاران – ۲۰۰۵ – صفحه ۱۴۵ ). یک مورد محدود می‌شد به خیانت به احساسات همسر، در حالی که در ۱۸ مورد دیگر برخوردهای فیزیکی صورت گرفته بود.

دو سوم زوجین زوج درمانی، برخوردی به شیوه سنتی دریافت کردند در حالی که باقی زوجین، زوج درمانی گروهی دریافت کردند. مطلبی که قابل توجه است این که زوجینی که مورد خیانت به همسر داشتند در پیش آزمون روند درمان سطح استرس و تنش بالاتری نسبت به سایر زوجین داشتند.

یافته‌ها اذعان می‌دارد که زوج درمانی بشدت کمک‌کننده می‌باشد و زوجینی که به آنها خیانت شده بود و در پیش آزمون تنش بالایی را از خود نشان داده بودند به مرور در طی مراحل درمان بهبود یافتند و در پایان کار درمان دیگر قابل شناسایی نبودند از سایر افرادی که مورد خیانت به همسر واقع نشده بودند- مثل بقیه افراد دارای سلامت روانی شده بودند.

استثنای این قضیه زوجینی بوند که در کل دوره درمان خیانتشان را از همسرشان مخفی نگه داشته بودند. این مطالعه نشان می‌دهد که زوج درمانی روش مهمی برای درمان مستقیم تنش‌هایی (به علاوه علائم افسردگی) است که به دنبال آسیب‌هایی که زوجین در رابطه به هم می‌زنند به وجود می‌آید.

بیچ – جوریلز و اولیری در ۱۹۸۵ تحقیقی انجام دادند تا به بررسی نتیجه روابط جنسی خارج چارچوب زناشویی در زوجینی که موزد درمان قرار گرفته‌اند بپردازند. کارازمایی بالینی آنها نشان داد که زوج درمانی در افرادی که روابط جنسی خارج چارچوب زناشویی داشته‌اند به دو دسته تقسیم می‌شود: یا یکی از زوجین تمایلی به همکاری و کار روی رابطه‌اش ندارد یا یکی از آن دو علائمی همراه با افسردگی از خود بروز می‌دهد.

اگر هر یک از این دو مورد باشد روند زوج درمانی استاندارد را از پایه خراب می‌کند. یافته‌های آنها نشان داد که فردی که روابط خارج زناشویی داشته در معرض خطر بالاتری برای افسردگی قرار دارد. در شوهرانی که خیانت به همسر داشتند ۸۹ درصد بیشتر از نمره میانه افسردگی به افسردگی مبتلا شدند که این امر قیاس و تضادی ۴۶ درصدی در مقایسه با سایر مردان داشت.

در زنانی که خیانت به همسر داشتند ۸۲ درصد بیشتر از نمره میانه افسردگی به افسردگی مبتلا شدند که این امر قیاس و تضادی ۴۸ درصدی در مقایسه با سایر زنان داشت.

با وجود آن که شوهرانی که در روابط خارج زناشویی شرکت داشتند در مقایسه با دیگر مردان مطالعه سطح افسردگی بالاتری داشتند – اما آنها الزاما شرایط و معیارهای علائم افسردگی را نداشتند. با این وجود وقتی زنان روابطی خارج چارجوب زناشویی داشتند، ۹۱ درصد آن خانواده‌ها در مقایسه با نرخ ۴۳ درصدی گروه دیگر افسردگی داشتند.

گزینه‌های درمانی

زوج درمانی، در کل یک گزینه ی موثر درمانی برای درمان افسردگی است. در حالی که درمان فرد به تنهایی برای درمان افسردگی، تنها علائم افسردگی را تخفیف می‌دهد – حال آن که زوج درمانی قادر است هم علائم را از بین برده هم رابطه زوجین را بهبود بخشد.

(پاترسون – ویلیامز – گراف گراندز – چاما – ۱۹۹۸ ) اگرچه در این رابطه هنوز مشکلاتی وجود دارد اما پلان درمانی مربوط به افسردگی و خیانت زناشویی توسط زوج درمانگر‌ها برآورد دقیق شده است. ما پیشنهاد می‌کنیم که درمانگرها با مکانیزم و روند تغییرات آشنا بوده و آگاه باشند که هر زوجی ممکن است شیوه ی درمانی متفاوتی داشته باشد. (بوکام – ابستین و لاتایلاده – ۲۰۰۲ ).

گزینه‌های درمانی متعددی برای زوجینی که با دو ویژگی خیانت زناشویی و افسردگی مراجعه می‌کنند وجود دارد که متعاقبا خواهیم گفت. ما صحبتمان را محدود به روش‌هایی می‌کنیم که برای درمان همزمان افسردگی و خیانت به همسر مفید و موثر واقع شده‌اند. (بیچ – ۲۰۰۳).

مادامی که بیچ ۲۰۰۳ – کونگ ۲۰۰۰ – و مید ۲۰۰۲، همگی گزینه‌های درمانی موجود برای درمان همزمان خیانت زناشویی و افسردگی را مورد تحلیل قرار داده اند، مرور و نقد ادبی هیچ مورد استرس‌زایی را در رابطه زناشویی به اندازه خیانت به همسر حاد نشمرده است.

تعیین این که کدام مددجو برای درمان افسردگی با روش زوج درمانی فرد خوبیست به این بستگی دارد که آیا او رابطه زناشویی‌شان را عامل اصلی افسردگی‌اش می‌داند یا خیر. (بیچ ۲۰۰۳ – بیچ ۲۰۰۱ ). اگر یکی از زوجین احساس مسئولیت و تعهد نسبت به زندگی زناشویی‌شان نمی‌کند زوج درمانی شیوه ی مناسبی برای درمان آنها نخواهد بود.

اگر فرد از قبل از این که همسرش انگیزه ی خیانت جنسی به وی داشته، ایده‌های خودکشی در ذهن داشته باشد – باید پیگیری و بررسی‌های محتاطانه‌ای برای پیگیری سلامت وی صورت گیرد. (بیچ – ساندین – اولیری – ۱۹۹۰).

پرینس و جاکوبسون در ۱۹۹۵ به مرور و بررسی زوج درمانی و خانواده درمانی در درمان اختلالات تاثیرپذیر پرداختند. در مقایسه با گروه کنترل، آزمون‌های بعد از درمان در درمانهای رفتاری زوجین و نیز درمان‌های تحلیل شناختی روی خود فرد، از ارجحیت برخوردار بودند.

البته درمان رفتاری زوجین به بهبود روابط زناشویی آنها نیز منجر شده که این امر در مورد افرادی که فقط خود شخص تحت درمان روان شناختی بوده به مشابه گروه کنترل هیچ بهبودی در روابط زناشویی آنها حاصل نشده است. پرینس و جاکوبسون همچنین به کار تحقیقاتی ابستین اشاره کردند ( ابستین و همکاران ۱۹۸۸ ) که پیشنهاد به ترکیب دو سیستم روان درمانی و دارو درمانی می‌کرد.

اگر جلسات خانواده درمانی به شیوه دارو درمانی بیمار دارای افسردگی اضافه شود، هم عملکرد خانواده افزایش می‌یابد هم علائم افسردگی بهبود می‌یابد. ( پرینس و جاکوبسون ۱۹۹۵).

مداخلات گروهی

گوردون – بوکام – و اسنیدر در ۲۰۰۴ یک پروتوکل درمانی سه مرحله‌ای برای درمان گروهی پیشنهاد دادند: فاز اول درمان تمرکزی بر تاثیر رابطه خارج چارچوب زناشویی دارد. این مرحله به مشخص کردن بحران آنی بین زوجین در برابر نقاط قوت آنها، سپس تنظیم پلان درمانی آنها با ایفای وظیفه به هر یک از آنها تا پیاده شدن کامل روند درمان می‌پردازد.

در این مرحله از درمان است که درمانگر باید به بررسی علائم افسردگی یا ایده‌ای خودکشی در هریک از زوجین بپردازد و مشخص کند که آیا پای آن شخص سوم از رابطه ی این زوج بریده شده یا خیر. از آنجایی که افسردگی – تشویش خاطر و شرمندگی همگی ممکن است متعاقب یک رابطه ی خارج زناشویی رخ دهد، در فاز اول درمانی لازم است تا از شخص آسیب دیده حمایت شود.

شدت احساسات در این مرحله بالاست و گوردون – بوکام و اسنیدر در ۲۰۰۴ به درمانگرها پیشنهاد می‌کنند که به هر دو زوجین در این مرحله اصول بیان احساسات، برقراری ارتباطات، درک بهتر آنچه رخ داده و چگونگی کنار آمدن با آنها را بیاموزند. مرحله دوم کار درمانی دربردارنده جست و جو درباره محتوای فعل و مفهوم انجام آن کارهاست. بعضی از اهداف این مرحله از درمان شامل موارد زیر است:

-ارزیابی محتوای کار
– یک احتمال واقع بینانه درباره پتانسیل انجام مجدد فعل
– ایجاد امنیت نسبی برای شخص آسیب دیده – توانایی آنها برای ارزیابی و ایجاد تغییراتی که به رابطه طولانی مدت آن‌ها جان می‌بخشد.

مرحله نهایی کار ادامه دادن است. زوجین میتوانند پس از اطلاع تصمیمی گرفته و به پیش روند که ممکن است بخشیدن جزئی از آن باشد. (گوردون و همکاران ۲۰۰۴ – اسپیرینگ ۱۹۹۶). مدلی که گوردون و همکاران برای بخشیدن پیشنهاد دادند یک نمای واقعی از رابطه ی بین زوجین را به نمایش می‌گذارد که به موجب آن شخص آسیب دیده از تمامی احساست منفی‌ای که نسبت به همسر آسیب رسانش داشته خلاص می‌شود وانگیزه‌اش برای تنبیه همسرش کمتر می‌شود. ادامه دادن مسیر ممکن است به این معنی باشد که زوجین بخواهند از هم طلاق بگیرند و به این صورت به زندگیشون ادامه دهند.

رفتار درمانی زناشویی

نشان داده شده که رفتار درمانی زناشویی، نه تنها در ایالت متحده آمریکا بلکه در بسیاری کشورهای دیگر نیز بسیار موثر است. ( مید – ۲۰۰۲ ). اگرچه همچنان سوالاتی درباره توانایی این روش برای حفظ تغییرات در طول زمان وجود دارد (جانسون ۲۰۰۲). مدل اصلاح شده ی آن که در زوج درمانی رفتاری گروهی به کار برده می‌شود ممکن است کارایی آن خیلی بیشتر باشد.

( جاکوبسون و کریستین – ۱۹۹۶ ). این روش در آشکارسازی وجود افسردگی و خیانت زناشویی همزمان با هم بسیار کاربرد دارد. (بیچ ۲۰۰۱ ). در این شیوه درمانی وقتی یکی یا دو همسر افسرده هستند تمرکز اولیه بر روی رفع علائم افسردگی است.

مید پیشنهاد کرد که این روش ممکن است کارآمد باشد برای مواقعی که مشکل زناشویی ایجاد افسردگی کرده و هر دوی زوجین تمایل به همکاری برای رفع مشکل داشته و تعهد بهم دارند. رفتارهایی توصیه می‌شود که توجه خاصی را معطوف هم کنند، حمایت – نزدیکی و تعهد بیشتری نسبت به همسر افسرده داده شود. اجزای این روش که باید جزیی از درمان باشد باید شامل موارد زیر باشد:

-آموزش دادن به زوج درباره طبیعت تنش‌های دوران متاهلی و افسردگی این دوران
– افزایش ارتباطات مثبت با یکدیگر
– افزایش پذیرش تفاوتهای یکدیگر
– کاهش سرزنش و تهدید یکدیگر
– کاهش تحریکات آزار دهنده ( بویژه تحریکات آزار دهنده‌ای که به قصد عوض کردن برخوردهای دیگران انجام می‌شود ) -افزایش مهارتهای مکالمه و حل مشکل
– کاهش افکار منفی درباره خود، همسر، دنیا، آینده و برنامه‌ریزی برای مشکلات ناگزیر تکرار شونده زناشویی و دوره‌های افسردگی. ( مید ۲۰۰۲ – صفحه ۳۰۸ )

این روش شانس رد و بدل کردن رفتارهای مثبت را بالا می‌برد و شاید علائم افسردگی را تخفیف بخشد. این مدل مستقیما روی جنبه‌های خیانت به همسر مثل مکانیسم بخشیدن و تصدیق نیازهای امنیتی آینده تاثیری ندارد. (بلو – ۲۰۰۵) برای همین ممکن است از همین حیث در مواردی که تنش و افسردگی بهمراه یک خیانت زناشویی باشد محدود شونده باشد.

زوج درمانی رفتاری گروهی

زوج درمانی رفتاری گروهی توسط جاکوبسون و کریستینسین طراحی شد و به منظور افزایش کار زوج درمانی رفتاری سنتی و افزایش کارایی آن طراحی آن صورت گرفت. (دیمی دیان – مارتل – کریستنسن – ۲۰۰۲ )

۳ مداخله ی اصلی در متد فوق الذکر به کار رفته تا سطح تنبیهات کاهش یابد و برخوردهای مثبت ارتقا سطح یابند. ( کریستن سن و هیوی – ۱۹۹۹)

اینها تبادلات رفتاری – آموزش برخورد و مکالمات و آموزش حل مسئله می‌باشد. اگرچه این روش بر پایه مهارت‌ها بناگذاری شده و برای تغییر در رفتار برنامه‌ریزی شده، یکی از اجزای آن افزایش تمرکز بر این قضیه است که رفتارهای همسر را به عنوان بخشی از روند تغییر کردن بپذیریم. ( دیمی دیان و همکاران – ۲۰۰۲)

روان درمانگر این کار از تکنیک‌هایی استفاده می‌کند که در ۳ اصل گنجانده می‌شوند:

تحمل- پذیرش-تغییر

در مورد پذیرش حس همدلی در مورد مشکل به عنوان اولین رویکرد مداخله‌ای شمرده می‌شود. هدف درمانگر ایجاد حس صمیمیت و نزدیکی بین دو زوج است و این که در آنها برای مسائل دغدغه برانگیز ایجاد تحمل کند.

درمانگر ممکن است همچنین از تکنیکی به نام جداسازی یکپارچه برای کمک به زوجین در دور کردن خودشان از مشکل استفاده کند که به موجب آن کار آن مسئله با دیدی عقلی و نه احساسی مورد بحث و بررسی قرار گیرد. درمانگر همچنین می‌تواند علائم افسردگی فرد را پس از بیرون آمدن از یک موقعیت آزار دهنده – تحقیر‌کننده بازچینی کند به جای آن که شخص این انگیزه را داشته باشد که همسرش را بخاطر حس تشویش درونی خودش تنبیه و توبیخ کند.

روان درمانگران این زمینه از مداخله‌های تحمل برای درمان استفاده می‌کنند به این صورت که زوجین از تلاششان برای تغییر یکدیگر دست می‌کشند. برای زوجی که خیانت به همسر را در رابطه‌شان تجربه کرده‌اند این کار به منزله پاک کردن حرکت خارج از چارچوب زناشویی نیست اما به معنی پر رنگ کردن چیزهایی است که زوجین د این خصوص در مورد یکدیگر یاد گرفته‌اند.

ادامه دارد…

تجلى قرآن در سیره معصومین(ع) ؛ پاداش صبر

الیاس کلانترى

خداوند عالم در اولین آیات نازل شده بر پیامبر اکرم(ص) به او فرمود: «براى پروردگارت صبر کن»! و آن حضرت در مسیر ارشاد انسانها و بطور کلى اجراى امر رسالت الهی، صبر عظیمى به کار می‌بست و در نتیجه مشکلات فراوان بوجود آمده را از میان برمی‌داشت. در آیات دیگرى هم آن حضرت مأمور به صبرشده است.

خداوند عالم پاداش صبر عظیم رسول خدا(ص) را به او عطا کرد و آن عبارت بود از گرایش گروه گروه انسانها به دین خدا.

صبر براى پروردگار در خاندان و فرزندان رسول خدا(ص) یعنى اهل‌بیت(ع) نیز جریان داشت. چون آنان وارث حقیقى و کامل علم، صفات و اخلاق کریمانه آن حضرت بودند. در این راه رفتارهاى قهرمانانه‌اى از آنان ظهور می‌کرد که موجب شگفتی‌ها و تحسین زیادى شده است. یکى از موارد حادثه‌اى است که موجب نزول سوره انسان شد و آن حادثه به این صورت نقل شده است:

حسن و حسین(ع) در سنین کودکى مریض شدند. رسول خدا(ص) با چند نفر از مؤمنان به عیادت آنان رفتند. آنان به امام على(ع) گفتند: خوب است جهت بهبودى فرزندانت نذرى کنی!

امیرالمؤمنین على(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) جهت بهبودى حال آنان، نذر کردند که سه روز روزه بگیرند. حال حسن و حسین(ع) بهبود یافت و اثرى از مریضى در آنان نماند. امام على(ع) و حضرت فاطمه(س) جهت وفاى به نذر خود روزه‌ها را شروع کردند. و آن دو کودک هم به آنان پیوستند، چون آنان فرزندان آن پدر و مادر بزرگوار بودند و اخلاق و صفات کریمانه والدین در همان سنین کودکى در آنان نفوذ کرده بود.

غروب روز اول جهت افطار مقدار اندکى نان جو که ارزان‌ترین و ساده‌ترین غذاى آن روزگار بود، فراهم شده بود. گفته‌اند: غذاى آن شب و دو شب بعد، از مقدارى جو که نتیجه کار امام على(ع) بود، تهیه شد. و بعضی‌ها گفته‌اند که آن حضرت آن مقدار مواد غذایى را از کسى قرض کرده بود تا بعداً براى او در مقابل آن قرض، کارى انجام دهد!

غذاى اهل بیت رسول اکرم(ص) همیشه ساده، اندک و ارزان قیمت بود، چون در آن زمان عده‌اى از مردم فقیر و گرسنه بودند. آنان فقرا و نیازمندان و گرسنگان را بر خود ترجیح می‌دادند. این نوع رفتار از عظمت روحى و کرامات نفسانى آن خاندان بزرگوار یعنى امام على(ع) و حضرت فاطمه(س) و فرزندان آنان حکایت دارد. امام على(ع) انسانى بسیار فعال بود. بطوریکه در طول عمر با برکت خود، یک هزار برده را خرید و آزاد کرد. او درخت می‌کاشت، نخلستانهایى ایجاد می‌کرد، چاه‌هاى آب احداث می‌کرد و آنها را وقف فقرا و نیازمندان می‌کرد. پس او نباید در این صورت فقیر باشد. و براى او ایجاد وسایل رفاه براى خودش و خانواده‌اش امکان پذیر بود. اما روح باعظمت او تنها با رفاه افراد خانواده‌اش قانع نمی‌شد. او تمام فقرا و نیازمندان و کودکان یتیم را اعضاى خانواده خود حساب می‌کرد.

بارى سفره‌اى ساده پهن شده بود که مسکینى بر در خانه آمد و از آنان طعام خواست. امیرالمؤمنین على(ع) با توافق اعضاى خانواده‌اش آن غذاى اندک را به آن مسکین عطا کرد. خود او و اعضاى خانواده‌اش فقط مقدارى آب نوشیدند و گرسنه خوابیدند!

روز دوم هم روزه گرفتند و هنگام افطار مثل شب قبل اندکى نان جوین تهیه شد. کودک یتیمى به در خانه آن حضرت آمد و از آنها طعامى خواست. بلافاصله آن خاندان کریم غذاى آن شب خود را هم به آن کودک یتیم بخشیدند و براى دومین شب خود گرسنه ماندند. گرسنگى آنها شدید شد، اما مگر با وجود طبع بلند و روح باعظمت کار دیگرى می‌توانستند انجام دهند؟

شب سوم نیز، مثل شبهاى قبل روزه گرفتند و وقت افطار اسیرى به در خانه آمد. و از آنان غذا خواست و آنان غذاى آن شب خود را هم مثل شبهاى قبل به آن اسیر دادند و براى سومین شب، گرسنه خوابیدند. گرسنگى آنان بسیار شدید بود. صبح روز چهارم امیرالمؤمنین على(ع) دست دو کودک خود را گرفت و به حضور رسول خدا(ص) رفت.

آن دو کودک از شدت گرسنگى رنگشان زرد شده بود و می‌لرزیدند. رسول خدا(ص) از دیدن آنان بشدت اندوهگین شد و اشک در چشمان مبارک او حلقه زد و همراه آنان به خانه آن حضرت آمد. دید دخترش حضرت فاطمه زهرا(س) مشغول عبادت است. وضعیت چشمان دخترش از شدت گرسنگى او حکایت داشت. رسول خدا(ص) از وضعیت آنان شدیداً متأسف شد. در همان حال پیک پروردگارش ـ‌جبرئیل امین‌ـ به حضورش نازل شد و سوره انسان را براى او آورد و گفت: پروردگارت به جهت داشتن چنین خاندانى به تو تهنیت می‌گوید!!

خداوند پاداش آن صبر عظیم را با نزول سوره‌اى اعلام کرد و فرمود:

«وَجَزایهُم بِما صَبَرُوا جَنّه و حَریراً؛

 و به آنان بهشت و لباس حریر مخصوص بهشت را پاداش داد». (سوره انسان، آیه ۱۲)

و در آیات بعد اوصاف دیگر بهشت و نعمت‌هاى آن را بیان فرمود. آنان جهت رضاى پروردگار خود، آن صبر عظیم را از خود نشان دادند و در اثر آن عمل متعالی، چهره بسیار زیباى عشق به انسانها که ارزشمندترین مخلوقات خداوند هستند را با انفاق در راه خدا و ایثار به دیگران آشکار کردند.

منبع: بشارت ، فروردین و اردیبهشت ۱۳۷۹، شماره ۱۶

سفارش به تحمل سختی‌های دنیا

جابر بن عبداللّه انصاری حکایت کند:
روزی پیامبر خدا(صلّی اللّه علیه و آله و سلم) بر فاطمه زهرا(علیها السلام) وارد شد و دید آن مخدّره، خود را به وسیله جُل و پلاس شتر پوشانده است و مشغول دستاس کردن می‌باشد. و همزمان، شیرخواره‌اش را نیز در دامانش، شیر می‌نوشد.
رسول خدا(صلّی اللّه علیه و آله و سلم) از دیدن سختی زندگی دخترش گریان شد و فرمود: ای دخترم! تلخی‌های دنیا زودگذر می‌باشد ولیکن لذّتهای آخرت، پایدار و جاوید است.
فاطمه زهرا(علیها السلام) اظهار داشت: من خداوند را بر نعمت‌هایش شکر می‌گویم و در تمام حالات، حقّ او را پاس می‌دارم.
در همین لحظه بود که خداوند متعال این آیه شریفه قرآن را بر حضرت رسول نازل فرمود: «وَ لَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی.»؛ قطعاً آخرت برای تو از دنیا نیکوتر خواهد بود، و به زودی پروردگارت به تو چندان عطا کند تا راضی شوی.

(منبع: علامه مجلسی؛ بحارالانوار؛ ج ۱۶ ص ۱۴۳)

دلسوزی دختر برای پدر

امام علیّ بن موسی الرّضا(علیه السلام) به نقل از پدران بزرگوارش(علیهم السلام) حکایت فرمودند:
روزی امیرالمؤمنین علیّ(علیه السلام) فرمود: زمانی که در کنار پیامبر اسلام(صلّی اللّه علیه و آله و سلم)، به همراه دیگر اصحاب مشغول کَندن خندق بودیم، فاطمه زهرا(سلام اللّه علیها) بر ما وارد شد و قطعه نانی را که همراهش بود، تقدیم پدرش پیامبر خدا کرد.
پیامبر خدا(صلّی اللّه علیه و آله و سلم) خطاب به دخترش فرمود: دخترم! این نان را از کجا آورده‌ای؟
حضرت زهرا(سلام اللّه علیها) اظهار داشت: مقداری نان پخته‌ام، یک قرص نان را سهم حسن و حسین کنار گذاشتم و این مقدار را هم برای شما آورده‌ام.
رسول خدا(صلّی اللّه علیه و آله و سلم) فرمود: ای فاطمه! این، اوّلین طعامی است که پس از سه روز، داخل شکم پدرت می‌شود!

(منبع: علامه مجلسی؛ بحارالا نوار؛ ج۱۶ ص ۲۲۵)

تندترین برخورد با همسر!

عارف کامل و سالک الی الله حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) در زندگی با همسرشان بسیار اهل مدارا بودند. فرزند گرامی ایشان حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی بهجت در این باره می‌گوید:

پدر همواره، راه مدارا را در مورد همسر خود در پیش می‌گرفتند و در هر شرایطی، صبر و تحمل ایشان بر هر چیز دیگری غلبه داشت. حتی گاهی که مادر اظهار ناراحتی می‌کردند، آقا اگر پاسخی هم داشتند نمی‌گفتند و در هر صورت ناراحتی را با ناراحتی جواب نمی‌دادند و البته در اکثر مواقع، پاسخی جز سکوت نداشتند.

گاهی هم که کار مثلا بالا می‌گرفت آقا در مرحله اول می‌گفتند: ”خب حالا غذایمان را بخوریم دیگر” و اگر این شیوه هم جواب نمی‌داد در مرحله شدیدتر تهدید می‌کردند و مثلا می‌فرمودند:” غذایم را به اتاق می‌برم و آن جا می‌خورم”.

و نهایت امر این بود که در بالاترین حد ممکن، غذا را در اتاق خود میل می‌کردند، اگرچه همواره اصرار داشتند که با همسر خود بر سر سفره بنشینند.

(منبع: برگرفته از مصاحبه پایگاه اینترنتی بسیج با حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی بهجت فرزند مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی بهجت ره)

کنار آمدن با والدین پیر و تندخو

در فرهنگ ملی و دینی ایران، تاکیدی زیادی بر تکریم سالمندان شده است. اما آنچه که مسلم است نگهداری و تکریم سالمندان، به این سادگی‌ها هم نیست که اگر امری ساده و پیش پا افتاده بود، تا این حد در دین اسلام به آن توجه نمی‌شد و مورد تاکید قرار نمی‌گرفت…

وَ قضی رَبُّکَ الّا تَعبُدوا اِلّا اِیّاهُ وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً اِمّا یَبلُغَنَّ عِندَکَ الکِبَرَ اَحَدُهُما*اَو کِلاهُما فَلاتَقُل لَهُما اُفٍّ وَ لا تَنهَرهُما وَ قُل لَهُما قَولاً کَریماً؛

حکم پروردگار تو اینست که مردم جز خدای یگانه هیچکس و هیچ چیز را نپرستند، و نسبت به والدین خود نیکوکار و محسن باشند، و اگر هر دو یا یکی از آنها پیر و سالخورده شدند از زحمت نگاهداری و حمایتشان شانه خالی نکنند، و کلمه «اُف» که کوچکترین کلمه تلخ و ملال آور است به آنها نگویند و آزارشان ننمایند، مراقب باشند که همواره با آنان مودّب سخن بگویند و گفتارشان آمیخته به تکریم و احترام باشد.(سوره ۱۷ آیه ۲۳)

در فرهنگ ملی و دینی ایران تاکیدی زیادی بر تکریم سالمندان شده است و این اصل در بسیاری از فرهنگ به ویژه کشورهای شرقی آمده است. سالمند در خانواده‌ یک رکن مهم محسوب می‌شود و می‌تواند کانون خانواده را گرم نگه ‌دارد؛ اعضای خانواده نیز می‌توانند از تجارب سالمندان در اداره خانواده بهره‌مند شوند و خانواده از سردرگمی نجات یابد.

خانواده، کانون مهرورزی و آرامشِ روحی و روانی، و جایگاه ابراز احساسات و عواطف افراد نسبت به یکدیگر است. وجود سالمندان در خانواده، بر آرامش و عواطف کانون محبّت بخش خانواده افزوده و فضای خانه با وجود پربرکت آنانْ استواری و صمیمیت خاصی پیدا می‌کند. از این رو باید حرمت و احترام سالمندان در خانه حفظ شود و با نهایت تواضع و مهربانی به آنان محبت کرده و نگذاریم که غروب زندگی شان با غربت و تنهایی قرین شود.

اما آنچه که مسلم است نگهداری و تکریم سالمندان به این سادگی‌ها هم نیست که اگر امری ساده و پیش پا افتاده بود تا این حد در دین اسلام به آن توجه نمی‌شد و مورد تاکید قرار نمی‌گرفت.

آن چنان که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند:

وجود پیران سالخورده بین شما، باعث افزایش فیض خداوند و گسترش نعمت‌های الهی است.

در هر حال والدین سالخورده، گاه غرغرو، منفی باف، بدگمان نسبت به اطرافیان، سرزنش کننده و تندخو (که همگی ناشی از کهولت سن می‌تواند باشد) به نظر می‌آیند و آنچه این شرایط را سخت تر می‌کند این است که باید با این دشواری‌های رفتاری سالمند کنار بیایید و از طرف دیگر مراقب رفتار و برخورد خود نیز باشید. شما موظفید از آنها مراقبت کنید پس منطقی آن است که بیاموزید که چه چیز می‌تواند به لحاظ روحی شما را سالم نگه دارد در حالی که مشغول مراقبت و نگهداری از یک سالمند دشوار هستید:

– بگذارید سالمند شما بدخلقی اش را بکند اما شما صبور باشید: اغلب افراد سالخورده حس می‌کنند عقاید و نظرات شان بی‌اهمیت تلقی می‌شود. اگر بدون هیچ گونه تقابل اجازه دهید که حرف شان را بزنند، احتمالا شاهد کمی آرامش و ملایمت بیشتر در آنها خواهید بود. ممکن است شما با آنچه که آنها می‌گویند، موافق نباشید یا حتی به صلاح زندگی زناشویی یا فرزندان تان نباشد اما همین که به گفتار آنها احترام گذاشته و نظرات آنها را خوب و دقیق می‌شنوید، از بسیاری از چالش‌ها و تندخویی‌ها خواهید کاست.

در مواقعی که به لحاظ ذهنی خودتان را آماده می‌دانید و آرامش لازم را دارید، می‌توانید وقت بیشتری برای والدین تان صرف کنید. با آنها وارد صحبت درباره خاطرات گذشته شوید چون به نظر می‌رسد این مقوله برای بیشتر سالمندان جذاب و دوست داشتنی است و یادآور دورانی است که انها در اوج قرار داشته اند.

– سعه صدر را تمرین کنید: چون والدین مسن نمی‌توانند کارها را آنطور که می‌خواهند و می‌دانند انجام بدهند لذا حس می‌کند که اگر به شما روش کار را گوشزد کنند، به نوعی باعث موفقیت هر چه بیشتر شما خواهند شد و این حس ارزشمندی را در سالمند شما تقویت می‌کند. در بسیاری از موارد سالمندان تصور می‌کنند که آن کار به درستی انجام نخواهد شد مگر آنکه طبق نظر و روش آنها انجامش دهید. گاهی اوقات شنیدن و احترام گذاشتن ولی اجرایی نکردن جواب می‌دهد اما گاهی اوقات نه. در مواردی که حس می‌کنید تحمل شرایط و حتی شنیدن غرولندهای سالمند برای تان دشوار شده است و ممکن است کار به بی حرمتی کشیده شود، بهتر است یک استراحت و تنفس به خودتان بدهید و برای چندین لحظه بیرون بروید و چند نفس عمیق و آرام‌بخش بکشید. وقتی که ذهن تان را پاک کردید می‌توانید با یک انرژی مضاعف به کارتان برگردید و تمامش کنید.

– گاهگاه لبخند بزنید: مسلما اوقاتی که حس کنید که تلاش تان بیهوده است لبخند زدن کار بسیار دشواری است. منفی بافی تان را کنترل کنید و در عوض درباره تمام موفقیتهایی که والدین تان نقش بسزایی در آن داشتند فکر کنید و لبخند بزنید. در بسیاری موارد این روش برای توقف نقد و نکوهش و کاهش تنش موثر است. وقتی که والدین تان شاهد لبخند زدن شما هستند موضوع لبخند (قدردانی که از زحمات ایشان دارید) را به آنها هم بگویید تا هم فضای پرتنش تغییر کند و هم والدین پیر شما بدانند که شما همواره خاطره زحمات آنها را در ذهن حفظ می‌کنید.
کنار آمدن با والدین پیر و تندخو

– با آنها همدلی کنید: در مواقعی که به لحاظ ذهنی، خودتان را آماده می‌دانید و آرامش لازم را دارید، می‌توانید وقت بیشتری برای والدین تان صرف کنید. با آنها وارد صحبت درباره خاطرات گذشته شوید؛ چون به نظر می‌رسد این مقوله برای بیشتر سالمندان جذاب و دوست داشتنی است و یادآور دورانی است که آنها در اوج قرار داشته اند. هم‌کلام شدن آنها با شما، ذهن‌شان را از بدخلقی و ترش‌رویی و احساس تنهایی دور می‌کند. نظرشان را درباره موضوعات مختلف بپرسید. از آنها سوال بپرسید. بخواهید از زندگی‌شان برایتان حرف بزنند. به این ترتیب احساس مفید بودن کنند و حس می‌کنند که آنها هم چیز مهمی برای سهیم شدن در بحث‌های خانوادگی دارند.

– گاهی اوقات شرایط ایجاب می‌کند که چند روزی، از منزل والدین تان دور باشید. لذا در این مواقع، از اقوام یا بستگان یا خواهر و برادرهای خود برای چند روز مراقبت از والدین کمک بخواهید. از این فرصت برای بودن با دوستان و یا تنها بودن و پرداختن به کارهای مورد علاقه‌تان استفاده کنید. انجام این کار به طور دوره‌ای، حس کمک‌رسانی را در شما احیا می‌کند و به شما امکان صبوری بیشتر برای کنار آمدن با شرایط والدین تان در روزهای آتی می‌دهد.

بیایید هم نشین تنهایی شان باشیم، هم دردِ غم‌ها و مرهم زخم هایشان گردیم تا غصه‌ها و خستگی‌های روزگار از تن رنجور آنان زدوده شود. بیایید آنان را در روزگار تنهایی در خانه سالمندان رها نکنیم تا غم و اندوه پیری و غربت و جدایی مهمان قلب‌های مهربانشان شود. بیایید بذر عشق و مهربانی و دوستی را در وجودمان بکاریم و با تکریم سالمندان، از آنان دل جویی کنیم.

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ مریم عطاریان