بیداری مسلمانان

نوشته‌ها

اقتصاد مقاومتی و سبک زندگی اسلامی راهکاری برای اندیشه بیداری مسلمانان

اقتصاد مقاومتی، یک بحث تئوریک محض مختص دانشگاه و حوزه نیست، بلکه بیشتر اقتصاد کاربردی است. اقتصاد مقاومتی، یک شعار نیست، یک واقعیت اقتصادی است که شاخص‌‌‌های آن ریشه در عمل دارد، نه حرف.
این دیدگاه جدید به اقتصاد را می‌‌‌توان با واژه‌ی به مجامع علمی معرفی کرد و حتی در مفهوم دقیق‌‌‌تر، می‌‌‌توان از واژه‌ی اقتصاد سیاسی مقاومتی استفاده کرد و برای ارزیابی آن شاخص‌‌‌های اقتصاد سیاسی تعریف و استخراج نمود، زیرا این واژه یک مفهوم اقتصاد سیاسی است تا یک مفهوم اقتصادی و به دنبال راه‌حل‌‌‌های اقتصاد سیاسی می‌‌‌باشد که در عمل و کاربرد بتواند مبتنی بر اقتصاد اسلامی، نه تنها بر بحران‌‌‌های ایجادشده در عرصه‌ی اقتصاد سیاسی فائق آید، بلکه مسیر اقتصاد را در جهتی قرار دهد که آمادگی و آینده‌نگری لازم نیز اتخاذ شده باشد.
القای تفکر اقتصاد مقاومتی یک تدبیر هوشمندانه است تا مدیران ارشد اقتصادی را از غفلت ایجادشده در بخش اقتصاد برهاند. اقتصاد مقاومتی، مکمل جهاد اقتصادی است.

اقتصاد مقاومتی مبتنی بر اقتصاد اسلامی

بر اساس نظر شهید محمدباقر صدر، اسلام دارای مکتب اقتصادی است و نیازی به تقلید از تفکرات انحرافی نیست. بر این اساس، مبنای اقتصاد مقاومتی باید مبتنی بر اقتصاد اسلامی باشد تا بتوان علاوه بر در امان ماندن از بحران‌‌‌های اقتصاد سرمایه‌‌‌داری، مانند بحران نظام بانکداری و نرخ بهره، بحران بدهی و اعتبار و بحران‌های جمعیتی، از ظرفیت‌‌‌های اقتصاد اسلامی نیز بهره‌ی کافی برد و تحت تأثیر تغییرات فرهنگی‌ـ‌اجتماعی ناشی از اقتصاد سرمایه‌‌‌داری قرار نگرفت. همچنان که مقام معظم رهبری نیز تأکید نمودند، مبارزه با اقتصاد سرمایه‌‌‌داری، به معنای حرکت به سمت سوسیالیسم نیست. علاوه بر شناخت و رفع نقاط ضعف و بهبود نقاط قوت اقتصاد ملی، یک جنبه‌ی اقتصاد مقاومتی می‌‌‌تواند جلوگیری از گرایش اقتصاد جمهوری اسلامی به تفکرات سرمایه‌‌‌داری و سوسیالیستی است.

مبنای اقتصاد مقاومتی باید مبتنی بر اقتصاد اسلامی باشد تا بتوان علاوه بر در امان ماندن از بحران‌‌‌های اقتصاد سرمایه‌‌‌داری، مانند بحران نظام بانکداری و نرخ بهره، بحران بدهی و اعتبار و بحران‌های جمعیتی، از ظرفیت‌‌‌های اقتصاد اسلامی نیز بهره‌ی کافی برد و تحت تأثیر تغییرات فرهنگی‌ـ‌اجتماعی ناشی از اقتصاد سرمایه‌‌‌داری قرار نگرفت.

در خصوص سبک زندگی الهی و اسلامی نیز که مستقیماً با اقتصاد مقاومتی در ارتباط است، ما الگوهای فراوانی فراروی خود داریم که در شرایط فعلی تنها نیازمند اجرایی نمودن آن هستیم به طور مثال فرهنگ عاشورا، خود یک سبک اصیل زندگی اسلامی مبتنی بر بیداری اسلامی و مقاومت است و می‌تواند به عنوان الگویی برای پایداری و مقاومت اسلامی در برابر استکبار جهانی و توطئه‌ها و هجمه‌های فرهنگی آنها مورد استفاده و بهره‌برداری ما قرار گیرد. با نگاهی دقیق به مؤلفه‌های سبک زندگی در کشور، این نکته دستگیر ما می‌شود که بسیاری از الگوهای سبک زندگی در جامعه ما، همچنان ساری و جاری است؛ منتهی به دلیل عدم توجه مردم و مسئولین در برخی موارد، بی‌مهری واقع شده است و این الگوها در اسرع وقت باید تقویت شوند تا در مقابل الگوهای نادرست قرار گیرند؛ به طور مثال در سبک زندگی غربی، مسئله صله ارحام هیچ جایگاهی ندارد و این در حالی است که در سبک زندگی اسلامی، در حد یک واجب شرعی مورد توجه قرار گرفته است و این در حالی است که این مسئله، به حکم شرع واجب نیست ولی به دلیل تأکیدات مکرر تا حد وجوب آن پیش رفته است و یا در سبک معماری، پوشاک و بسیاری از امور می‌بایست یک تحول زیربنایی بر اساس اصول اسلامی صورت بگیرد. در این مبحث، همان طور که مقام معظم رهبری موارد مکرری را ذکر کرده‌اند می‌توان بر این مبنا قضیه را پیگیر شد. این موارد حتی شامل نظام‌های معاشرتی ما می‌شود که این نظام باید احیا شود.

اما چند سوال در باب اقتصاد مقاومتی پیش می‌پاید که چنین مطرح می‌کنیم:
مقاومت مسلمانان چه نتایجی را برای آن‌ها به دنبال دارد؟ آیا این مقاومت، برای دنیای اسلام راهگشا بوده و سرانجام آن‌ها را از مهلکه‌ای که اکنون در آن گرفتار هستند، نجات خواهد داد؟

نتیجه مقاومت، پیروزی است و قطعا کسانی که راه خدا را انتخاب و در مسیر او صبر و استقامت می‌کنند، به پیروزی می‌رسند. اگر در این روزگار که مسلمانان در دنیای پر آشوب و ملتهب امروزی مورد هجمه‌های فرهنگی و نظامی و سیاسی و اقتصادی گسترده‌ای قرار گرفته‌اند، مقاومت کنند و بصیرت و وحدت خود را حفظ کنند، دشمن را بشناسند و بکوشند حقیقت را به دیگران بشناسانند، قطعا آینده از آن آنان است چنان که خداوند نیز وعده پیروزی را در قرآن داده است.

سبک زندگی اسلامی و اقتصاد مقاومتی، از جمله کلید واژه‌هایی هستند که رهبر معظم انقلاب در سخنان خود به آن اشاره می‌نماید و این دو کلید واژه، راهکاری مسلم در بیداری مسلمانان در قبال زندگی روزمره خود می‌تواند باشد. امید است که سخنان رهبر انقلاب را همیشه از جان دل گوش فرا دهیم تا بتوانیم از آن بهره کافی را در قبال خود و همسنگران عزیزمان حفظ نماییم.

منبع: رویداد

پیامدهاى نهضت عاشورا

اشاره:

مهم‏ترین اثر قیام عاشورا، تفکیک اسلام راستین از اسلام دروغین بود. کربلا، توطئه بنی امیه را افشا کرد و غاصبان خلافت پیامبر (صلى‏ الله‏ علیه‏ و آله) را به جامعه نشان داد و فرق بین خلافت اسلامى و سلطنت موروثى را بر مردم آشکار ساخت. قیام امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا، مهم‏ترین رویداد تاریخى پس از ظهور اسلام بود. این قیام، پیامدهاى مهمى در برداشت که نتایج ثمربخش آن تا قیامت، به عنوان حماسه‏ اى بزرگ و جاوید، باقى خواهد ماند که به برخى از آنها اشاره مى‏ شود:

 

۱. ایجاد روح همبستگى و الهام‏ بخشى به قیام‏هاى بعدى‏

ایجاد روح وحدت و همبستگى در میان مسلمانان و نفوذ مکتب تشیع در دل‏هاى آنان، از مهم‏ترین پیامدهاى عاشورا بود.

استاد حسن ابراهیم حسن مى ‏نویسد: «شهادت امام حسین (علیه السلام)، در تهییج شیعیان و وحدت بخشیدن به آنها، تأثیر بسیارى داشت.

قبل از این رخداد، شیعیان، پراکنده بودند؛ زیرا شیعه ‏گرى، یک نظریه سیاسى بود که در دل پیروان خود نفوذ نکرده بود و هنگامى که حسین (علیه السلام) شهید شد، شیعه‏، با خون، آمیخته گشت و در اعماق قلوب شیعیان نفوذ کرد و عقیده راسخ آنان شد».۱

قیام عاشورا، در حقیقت، مشعل فروزانى براى شیعیان و سرمشقى براى قیام‏هاى علویان بود. علامه مُقّرم مى ‏گوید: «یکى از نتایج قیام سیدالشهدا (علیه السلام)، این بود که در علویان، تأثیر بزرگى گذاشت. پس از حادثه کربلا، هر یک از فرزندان على (علیه السلام) که مى‏ خواستند قیام کنند، از جهاد امام حسین (علیه السلام)، سرمشق مى ‏گرفتند».۲

این قیام، توانست نیروهاى پراکنده شیعه را متحد سازد و زمینه همبستگى سیاسى، تشکل و سازمان‏دهى آنان را فراهم نماید.

خربوطى، دانشمند بزرگ اسلام معتقد است که «شهادت امام حسین (علیه السلام)، بزرگ‏ترین حادثه تاریخى بود، که منجر به تشکل و تبلور شیعیان گردید و سبب شد که شیعه، به عنوان یک سازمان قوى، با مبادى و مکتبى سیاسى و دینى مستقل، در صحنه اجتماع اسلام آن روز، جلوه کند».۳

۲. تمایز اسلام راستین و اسلام دروغین‏

مهم‏ترین اثر قیام عاشورا، تفکیک اسلام راستین از اسلام دروغین بود. کربلا، توطئه سقیفه را افشا کرد و غاصبان خلافت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به جامعه نشان داد و فرق بین خلافت اسلامى و سلطنت موروثى را بر مردم آشکار ساخت.

علامه شهید، سید حسن شیرازى مى‏ گوید: امام حسین (علیه السلام) با شهادت خود توانست حساب خلافت انحرافى را از اسلام جدا کند و پرده از واقعیت عنصر اموى بردارد تا مردم متوجه شوند خلافت بنى ‏امیه، یک حکومت جاهلى است که لباس اسلام بر تن پوشیده است.

بدین ترتیب، مردم دریافتند که حکومت اموى، یک سلطنت ظالمانه است که هیچ ربطى به اسلام ندارد … بر اثر قیام امام حسین (علیه السلام)، ماهیت حقیقى تمام خلفاى پس از حضرت، بلکه پیش از حضرت هم کشف شد و لذا خلفاى دیگر، از امویان، عباسیان و عثمانیان، نتوانستند کارهاى نامشروع خود را به نام اسلام، انجام دهند».۴

۳. عظمت یافتن مکتب تشیع‏

این قیام خونین، نه تنها مورد اعجاب و تحسین مورخان اسلام واقع گردید، بلکه مستشرقان و بعضى اسلام شناسان اجنبى نیز آن را حرکتى عظیم و تحسین ‏برانگیز دانستند.

پرفسور براون مى‏ گوید: «… گروه شیعه، به قدر کافى، هیجان و از خود گذشتگى نداشتند؛ اما پس از رخداد عاشورا، کار، دگرگون شد و عواطف سست ‏ترین مردم به هیجان درآمد؛ چنان که نسبت به رنج و خطر و حتى مرگ، بى‏اعتنا شوند».۵

استاد نیکلسن هم مى‏ گوید: «حادثه کربلا، مایه پشیمانى و تأسف امویان شد؛ زیرا این واقعه، شیعیان را متحد کرد و براى انتقام حسین (علیه السلام) هم ‏صدا شدند و صداى آنان در همه جا و مخصوصاً عراق و بین ایرانیانى که مى‏ خواستند از نفوذ عرب آزاد شوند، انعکاس یافت».۶

فیلیپ نیز مى‏ نویسد: «فاجعه کربلا، سبب جان گرفتن و بالندگى شیعه و افزایش هواداران آن مکتب گردید؛ به طورى که مى ‏توان ادعا کرد آغاز حرکت شیعه و ابتداى ظهور آن، روز دهم محرم بود».۷

۴. تزلزل دولت اموى‏

علامه مجلسى مى‏ نویسد: «اگر خوب تأمل کنى، درخواهى یافت که حسین (علیه السلام) خود را فداى دین جدش کرد و ارکان حکومت اموى متزلزل نشد، مگر پس از عاشورا»؛۸ زیرا پس از فاجعه عاشورا و انعکاس اخبار آن در مراکز مهم اسلامى، مردم از حکومت بنى‏ امیه، روگردان شدند.

در شام و دمشق که حدود نیم قرن تحت تأثیر تبلیغات معاویه بود، مردم، دیدگاهى دگرگون نسبت به خاندان پیامبر داشتند و حتى براى ورود اسراى اهل‏بیت و سرهاى شهدا به دمشق، شهر را آذین ‏بندى کرده بودند و این پیروزى را به همدیگر تبریک مى‏ گفتند؛ اما پس از نطق افشاگرانه امام سجاد (علیه السلام) و حوادثى که در آن جا پیش آمد، وضع به حدى دگرگون شد که حتى یزید، خود را از جنایاتى که نسبت به امام حسین (علیه السلام) و اهل‏بیت کرده بود، تبرئه مى‏ کرد و این جنایات را به گردن دیگران مى‏ انداخت.

به موجب روایتى، یزید در آغاز، از شهادت امام حسین (علیه السلام) خوشحال شد؛ ولى با پایدار شدن نتیجه و اثر آن، پشیمان شد۹ و چیزى نگذشت که هیئت حاکمه اموى، از خواب و خیال به درآمد و پس از ارزیابى نتایج حاصل شده، به اشتباه فاحش خود پى برد.

۵. بیدارى مسلمانان‏

شهادت امام حسین (علیه السلام)، جامعه اسلامى را تکان شدیدى داد و با دمیدن روح مبارزه و فداکارى در وجود آنان، حصار در خود فرورفتگى را که رژیم اموى به دور آنان کشیده بود، در هم ریخت.

پس از این حادثه دلخراش، جامعه دریافت که حق با اهل‏بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و دولت مخالف آنها، نه تنها به اصول و ارزش‏هاى اسلامى پاى‏ بند نیست، بلکه رژیمى خون‏ریز و مستبد است که مى‏ خواهد جامعه اسلامى را به جاهلیت نخستین برگرداند.۱۰

از این رو، موجى از تنفر علیه دستگاه حکومتى ایجاد شد و شیعیان به خود آمدند و از این که فرزند پیامبر  (صلی الله علیه و آله) را یارى نکرده بودند، به شدت پشیمان شدند و به تدریج، موج بیدارى، سراسر جامعه اسلامى را فرا گرفت و زمینه نهضت توّابین، قیام حرّه و دیگر قیام‏ها فراهم گشت.۱۱

۶. محبوبیت خاندان على (علیه السلام)‏

از دیگر پیامدهاى عاشورا، محبوبیت خاندان على (علیه السلام) در اجتماع و شناساندن بیشتر آنها به مردم بود. مسیر افکار و عواطف ملت که بر اثر تبلیغات شدید خاندان ابوسفیان، در معرض فاصله گرفتن از خاندان امیرالمؤمنین، على (علیه السلام) بود، بعد از واقعه کربلا، یک‏باره عوض گردید.

این محبوبیت، به منزله خون تازه‏اى بود که در رگ‏هاى اسلام، جریان پیدا کرد و آرام آرام، موقعیت خاندان على (علیه السلام) را چنان استوار ساخت که براى ستم‏گران بعدى امکان تعرض به دودمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) را باقى نگذاشت. در نتیجه، هم خاندان نبوت و هم اسلام اصیل و واقعى، از یک خطر حتمى و سقوط قطعى نجات یافتند.۱۲

۷. جهاد و شهادت‏

قیام عاشورا، درس دین باورى، ایثار، شجاعت، شهامت، جهاد در راه خدا، امر به معروف و نهى از منکر و روحیه ستیزه‏ جویى پرخاش‏گرى و جسارت در مقابل حکام جور را در مسلمانان ایجاد کرد و پیروان مکتب اهل‏بیت علیهم ‏السلام را به عنوان سرسخت‏ ترین حامیان دین پیامبر (صلی الله علیه و آله)، معرفى کرد.

مبارزان و رهبران شیعه، در تاریخ جنبش‏هاى حرکت ‏آفرین خود، صحنه‏ هاى اعجاب‏ انگیزى از رشادت، شجاعت، فداکارى و ایثار خلق کردند و هرگز بیم وترسى از قدرت حاکم به دل راه ندادند و در برابر هیچ حکومت ظالم و سخت‏گیرى، تسلیم نشدند و در مقابل موج‏هاى سهمگین و طوفان‏هاى بنیان‏کن، با گذشتن از گذرگاه شهادت، همواره قد برافراشته بودند.

بهایى که رزمندگان شیعه در تداوم خط سرخ انقلاب حسینى، در طول تاریخ، براى برافراشته نگاه داشتن این پرچم پرافتخار داده‏اند، ناچیز نبوده است.

در هر زمانى، مبارزى سخت‏کوش از شیعه، این پرچم را بر دوش داشته است.

۱۳ سرانجام، قبر حسین بن على (علیه السلام) و دیگر شهداى کربلا، میعادگاه عاشقان خدا و راهیان راه اهل‏بیت علیهم‏ السلام و مجاهدان فى سبیل الله شد و حتى بیشتر قیام‏هایى که در دوره بنى ‏امیه و بنى ‏عباس رخ داد، تحت عنوان شعار «یا لثارات الحسین» انجام گرفت. نقشه قیام و پیمان براى آن، بر مزار شهید طف منعقد مى‏ شد و آن مزار مقدس، پایگاه مبارزان ضد ستم و کعبه الهام آنان و میعادگاهشان بود.۱۴

پى نوشت:
۱. پیامدهاى عاشورا، سید ابوالقاسم اردکانى، نمایندگى ولى فقیه در سپاه، مرکز تحقیقات اسلامى.
۲. درسى که حسین (علیه السلام) به انسان‏ها آموخت، شهید عبدالکریم هاشمى‏ نژاد، ص ۱۲۴.
۱. حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسى اسلام، داراحیاء التراث العربى، بیروت، ۱۹۶۴ م، ج‏۱، ص ۳۹۹.
۲. عبدالرزاق موسوى مقرم، رهبر انقلاب خونین کوفه، ترجمه عزیز الله عطاردى، نشر جهان، تهران، ۱۳۵۷ ش.، ص ۱۳۲.
۳. دکتر خربوطى، انقلاب‏هاى اسلامى، ترجمه عبدالصاحب یادگارى، کانون انتشاراتى چهره اسلام، ۱۳۵۷ ش. ص ۷۳.
۴. عبدالزهراء الکعبى، نشر دارالکتب و العترته، بیروت ۱۴۱۴ ق. ص ۴۴.
۵. حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسى اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، سازمان انتشارات جاویدان، ۱۳۶۶ ش. ج‏۱، ص ۳۶۵۲.
۶. همان، ج‏۱، ص ۳۶۵۲.
۷. فیلیپ حتى، تاریخ العرب، دار غندوز، ۱۹۹۴ م. قسم ۳، ص ۲۵۱.
۸. علامه مجلسى، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء؛ بیروت ۱۴۰۳ ق. ج ۴۵، ص ۹۹.
۹. جلال الدین سیوطى، تاریخ خلفاء، مطبعه المدنى، قاهره، بى‏تا، ص ۲۰۸؛ محمد بن جریر طبرى، تاریخ طبرى، مؤسسه اعلمى، بیروت، ۱۴۰۳ ق. ج‏۵، ص ۵۰۶.
۱۰. محمد مهدى شمس الدین، ثوره الحسین، نشر دار التعارف، بیروت، ص ۲۵۶.
۱۱. عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، منشورات اعلمى، بیروت، بى‏تا، ج‏۳، ص ۱۷۲.
۱۲. عبدالکریم هاشمى نژاد، درسى که حسین به انسان‏ها آموخت، شرکت به نشر، مشهد ۱۳۸۳ ش، ص ۱۲۴.
۱۳. عمید زنجانى، انقلاب اسلامى و ریشه ‏هاى آن، نشر کتاب سیاسى، تهران، ص ۱۲۲ – ۱۲۳.
۱۴. جلال ‏الدین فارسى، انقلاب تکاملى اسلام، انتشارات آسیا، تهران، ص ۸۶۲.

منبع : مهدى پیشوایی؛سایت  اندیشه قم