بیت العدل

نوشته‌ها

فرمان دارالانشاء ( اهداف بهائیان )

اشاره:

مطالعه در اوضاع و احوال عموم جریان‌های اجتماعی، سیاسی، بنیادهای تربیتی و حتّی مکاتب آموزشی نشان می‌دهد که جملگی آنان، آنگاه که برای تربیت نیرو و جریان‌سازی دراز مدّت و تحوّل ژرف عزم را جزم می‌کردند به سراغ گروه سنّی «کودک و نوجوان» می‌رفتند، امّا آن زمان که بنا را بر مسئله‌سازی و بحران آفرینی می‌گذارند، راه میانه را رفته و یک راست به سراغ جوانان می‌روند. در این نوشته اهداف بهائیان در قالب همی موضوع بیان گردیده است.

 

شور و خلجان جوانی، استعداد جریان‌سازی فعال و پر رنگ را در هر صورت و وجهی فراهم می‌آورد، ضمن آنکه بلند پروازی نفس آدمی در این مقطع به گونه‌ای است که وقتی مقصد و مطلوبی را فراروی خود شناسید، در انتظار نمی‌نشیند. خود اقدام می‌کند، حتّی با کمترین امکان آنها به سان مردان و زنان میانسال کمتر به محافظه‌کاری مبتلایند و از دیگر سو فاقد تجربه تا به مدد آن بتوانند قبل از شور برداشتن درباره موضوعات تفکر و تأمل کنند. ضمن آنکه به دلیل آنچه اشاره کردم، زمین زیر پایشان سست است. از این رو، امکان گذر از جان و مال برایشان سهل و ساده. به برنامه‌ها و عملکرد گروهک‌ها بنگرید. عموم گروهک‌های جریان‌ساز و بحران‌آفرین به سراغ دختران و پسران جوان می‌روند. نیرویی بالقوّه که چون سیل، وقتی که سرازیر شود، همه چیز را در فراروی خود در هم می‌کوبد و پیش می‌رود.

در گذشته، توده‌ای‌ها از کودکان و نوجوانان شروع می‌کردند. زمینه و زیرساخت اوّلیه انقلاب اسلامی هم توسط بسیاری از علما و روحانیون حوزه‌های علمیه وقتی مشکل گرفت که هزاران کودک و نوجوان را به انحاء مختلف زیر پر و بال گرفتند. دهه سی و چهل شمسی و مؤسسات تبلیغی مذهبی این دو دهه شاهد خوبی است، برای مدّعای این حقیر.

گروه‌های اپوزیسیون، اسم از مهاجمان فرهنگی، فمنیست‌ها، سلطنت طلب‌ها و سایران، در دهه اوّل از انقلاب اسلامی، وقتی که زمینه‌های حرکت براندازانه را فراهم می‌کردند، در گام نخست به سراغ جوانان رفتند. آنها حوصله و صبوری برای کار بلند مدّت نداشتند. نتیجه سریع می‌خواستند از این رو، با هر لطایف الحیل از جوانان، اعم از دختر و پسر، مسئله ساختند. رسانه‌های فراوان مددرسان غربی و استکباری، جریان‌های روشنفکر سکولار و سایران، آتش بر خرمن جوانان زدند و در تلاشی پیوسته، ابتدا به جعل مسئله در ذهن‌ها و زبان‌ها مشغول شدند و سپس جوانان مسئله‌دار شده را فرا خواندند تا با تشکل‌های مختلف سیاسی اجتماعی از تشکل‌ها برای ضربه زدن به کیان انقلاب اسلامی استفاده کنند.

توجّه کنید، در آوریل ۱۹۷۹ یعنی بلافاصله پس از وقوع انقلاب اسلامی، بخش فارسی رادیو صدای آمریکا ابتدا با انگیزه جهت‌دهی و پس از آن با هدف مقابله با انقلاب اسلامی و به چالش کشیدن آن تأسیس می‌شود. در همان ماه‌های اوّل یعنی، ۲۲ نوامبر ۱۹۷۹، بهائیان وارد این معرکه شده و اجرای برنامه‌های صدای آمریکا را عهده‌دار شدند.

«آلن هایت در کتاب تاریخ VOA، زمان تأسیس تلویزیون فارسی صدای آمریکا را سال ۱۹۹۶ م. عنوان می‌کند؛ یعنی حدود دو دهه بعد از راه‌اندازی رادیو صدای آمریکا تلویزیون فارسی آمریکا نیز با محوریت بهائیان به راه می‌افتد.

آقا کنت تام لینسون، از اعضای آیپاک یا همان جامعه لابی یهودیان ایالات متحده گروهی از سرشناسان بهایی را وارد چرخه مدیریتی صدای آمریکا ساخت.

فهرست بلندی از محفل کارمندان و مدیران بهایی این رسانه فارسی زبان می‌توان ارائه کرد. اطّلاعات تکمیلی را با مراجعه به سایت موعود دریافت کنید.

شایان ذکر است، مجوعه صدای آمریکا، دارای ۴۴ پخش کننده رادیویی و ۲۴ پخش کننده تلویزیونی است، که گستره پخش آن آسیا، اروپا و شمال آفریقاست و در کنار رادیوی عمومی ملّی، هر دو زیرمجموعه هیئت مدیره رسانه‌های خارجی دولت ایالات متحده آمریکا یا همان BBC هستند که زیر نظر هیئت مدیره‌ای متشکّل از اعضای شورای روابط خارجی آمریکا و نمایندگان وزارت امور خارجه ایالات متحّده اداره می‌شوند، بگذریم.

اخیراً «دارالانشاء بیت العدل» دستورالعمل جدیدی برای بهائیان ایران صادر کرده است. در این دستورالعمل یکی از محورهای اصلی فعالیت‌های این فرقه ضالّه، نفوذ و ارتباط گیری با برخی رسانه‌ها اعلام شده است. این نفوذ در صورت‌های مختلف (مترجمی، خبرنگاری، طرح پرسش و..) انجام می‌شود تا به تدریج اهداف بهائیان صهیونیست از طریق رسانه‌ها القاء شود و در صورت لزوم نقش بازدارندگی از نشر اخبار ویژه را ایفا کنند. در این دستورالعمل از بهائیان برای مشارکت بیشتر در امور اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دعوت به عمل آمده است. پرداختن به حقوق زنان، تعمیم آموزش کودکان و محیط زیست در زمره سایر توصیه‌های دارالانشاء بیت العدل بهائیان است.

شاید به همین دلیل است که برخی از بهائیان مأمور سرمایه‌گزاری جهت تأسیس «مهد کودک» و مدیریت مراکزی از این دست شده‌اند.

پذیرش سرپرستی کودکان بی‌سرپرست با نیّت بهائی پروریدن این کودکان معصوم و همچنین تأسیس دفاتر حقوقی در مزره سایر فعالیت‌های اجتماعی این گروه قابل شناسایی است.

دو حرکت موازی یعنی تلاش برای تربیت کودکان و جریان‌سازی اجتماعی از طریق رسانه‌ها حکایت از آن می‌کند که فرقه ضالّه برای دو مقطع دراز مدّت و کوتاه مدّت برنامه‌ریزی کرده است. سازمان مدیریت جهانی فرقه یا همان «بیت العدل اعظم» که در اسرائیل مستقر است، از پیروان خود خواسته تا آنان با تأسیس سایت‌ها و وبلاگ‌ها ضمن ارائه مطالب متنوّع در توصیف بهائیت به نقد و تحلیل اشخاص حقیقی و حقوقی مسلمان مستقر در جمهوری اسلامی کنند. آنها به طور جدّی از اواخر سال ۸۴ در اینترنت ایران فعال شده‌اند. عمر فعالیت آنها در فضای مجازی آمریکا به ده سال می‌رسد.

چنانکه قبلاً نیز متذکر شده‌ام، صهیونیست‌های به ظاهر مسلمان چون غدّه‌ای سرطانی «ایران شیعه» در ساحت فرهنگی و اعتقادی شیعیان جعل شدند، به همان سان که رژیم اشغالگر فلسطین در این منطقه جعل شد تا خدمتگزار و مجری اوامر فراماسونری جهانی شوند. بسط سکولاریسم، اباحیت یا همان لیبرالیسم و پلورالیسم در گام اوّل و پس از آن لامذهبی و استماله در شیطان‌پرستی ماسونی در دستور کار این فرقه‌هاست.

از این رو، شناسایی نمایندگان ماسونیست جهانی، مصونیت بخشی به جامعه و به ویژه جوانان و بازدارندگی از رشد و توسعه فعالیت آنها وظیفه عموم مردم و مدیران و دست‌اندرکاران امور فرهنگی جامعه اسلامی ماست. والسلام

منبع:پایگاه موعود

 اسماعیل شفیعی سروستانی

ایرادها عقلی بر آموزه های بهائیت

اشاره:

فرقه بهائیت و بابیت خود را بهعنوان دین آسمانی مطرح نموده و از این رو عقاید و احکامی را جعل کرده تا از این طریق عده ای را متقاعد کند که این دین از سوی خدا آمده ات.  عقاید و احکام بهائیت به گونه است که نه تنها آسمانی بودن این دین را نمی تواند ثابت کند بلکه همین عقاید و احکام دلیل روشن بر عدم آسمانی بودن آن است. در این مقاله به نقد و اشکالات آموزه های بهائیت در حوزه عقاید، احکام و رفتار پیروان آن پرداخته شده است.

 

سید علی محمد شیرازی (۱۲۳۶ ـ ۱۲۶۶) یکی از شاگردان سیدکاظم رشتی مؤسس فرقه شیخیه بود که پس از فوت استاد، ادعا کرد که باب واسطه وصول به امام زمان است و بعد ادعا کرد که خود قائم موعود است و در نهایت نیز ادعای نبوت و… را نمود تا این که در سال ۱۲۶۶ هـ.ق در تبریز به دار آویخته شد او که با ادعاهای خود فرقه امامیه را بنا نهاده بود، می‌گفت خاتم، ظهورات مشیت اولیه و آخرین حلقه سلسه نبوت نیست بلکه ظهور بعد از او که از آن به من یظهره الله تعبیر می‌کرد، به مراتب بالاتر از ظهور خود اوست.[۱]

بعد از مرگ علی محمد باب، صبح ازل (۱۲۴۶ تا ۱۳۳۰) جانشین او شد ولی به علت مخالفت مردم و علما او به همراه برادرش میرزا حسینعلی معروف به بهاءالله به عراق تبعید شد و در آنجا به خاطر اختلافی که بین دو برادر به وجود آمد، دولت عثمانی صبح ازل را به قبرس و بهاء الله را به عکّا در فلسطین، تبعید نمود و در حالی که هر کدام دعوی رهبری بابیه را داشتند، بهاء الله با ادعای این که من همان «من یظهره الله» مورد نظر علی محمد باب هستم توانست بر برادرش فایق آید و رهبری بابی‌ها را به دست آورد و کم‌کم فرقه «بهائیت»‌ را بر روی پایه‌های آن بنا نهد،[۲] و با حمایت‌های استعمارگران فرقه‌ای جدید به وجود آورد. بعد از وی نیز فرزندش افندی به سازماندهی دوباره فرقه بهائیت پرداخت و آن را به شبکه جاسوسی برای خدمت به استعمار انگلیس و بعد آمریکا تبدیل کرد و به شکرانه خدماتش از دولت انگلستان لقب «سِر» و نشان‌ «نایت هود» گرفت.[۳]

واقعیت این است که هنوز علمای علم فرق و مذاهب و ملل و نحل نتوانسته‌اند جایگاهی برای این فرقه در میان مباحث ادیان و مذاهب پیدا کنند این فرقه نه در تعریف مذهب می‌گنجد نه تعریف دین بر آن شامل می‌شود و نه هم چون ادیان آسمانی شالوده مستحکمی ارد و نه هم چون ادیان غیر آسمانی پشتوانه‌ فکری و سازمان‌ دینی به همین دلیل نقد این فرقه در قالب انتقادهای رایج در علوم مربوط به ادیان و مذاهب امکان ندارد و به تعبیر دیگر چون ساختار فکری و عقیدتی منسجم و مستقلی ندارد نه قابل انتقاد است نه قابل استناد. با این همه در این مقال به چند مورد انتقاد کلی اشاره می‌شود.

اول: انتقادهای اعتقادی

الف) در کتاب بیان علی محمد گفتارهایی را بر زبان جاری ساخته که با عقل ساز گار است و نه با علم که ما گذرا به اینها اشاره می کنیم «آنچه از حیوان(سگ و خوک و……) بیرون می آید پرهیز نکنید مگر اینکه لطافت را دوست داشته باشید»[۴]

«شما انواع داروها و مسکرات را نباید مالک شوید و نباید آنها را بخرید و بفروشید و به کار بندید، مگر آنچه را دوست می دارید که بخواهید بکنید.»[۵]

از ادعاهای حسینعلی بهاء که خود نیز عدم مطابقت با موازین عقلی و عملی است اشاره می کنیم:

۱. بگو در هیکل من جز هیکل خدا دیده نمی شود و نه در زیبایی من جزء زیبایی او، و نه در هستی من جز هستی او، و نه در ذات من جز ذات او و نه در حرکت من جز حرکت او و نه در سکون من جز سکون او و نه در قلم من جز قلم چیره و ستوده او دیده نمی شود.[۶]

۲. هیچ خدایی جز من که(در عکّا) زندانی نشده و یگانه ام وجود ندارد.[۷]

۳. بهاء مقام خود را مقام نفس خدا در عالم امر و خلق می داند و به همین اساس خویشتن را قبله گاه مریدان شمرده و دستور داده وقتی که نماز می گذارند رو به سوی وی آورند«چون خواستید که نماز بگذارید روی خود را به سوی مقام اقدس و مقدّس من بگردانید»[۸] در جای دیگر می گوید:«اگر بهاء دوباره آب؛ حکم باده را صادر کند و درباره آسمان چون زمین حکم نماید…. همگی درست است و شک در آن نیست و هیچ کس را نرسد که بر آن اعتراض یا چون و چرا نماید.»[۹] تمام این چند موردی که ذکر گردید همگی از نظر عقلی مردود است و لذا هیچ دینی و هیچ پیامبری غیر از دین بهائیت چنین ادعاهایی ننموده است. و تمام سخنان بهاء و سایر سران بهائیت مخالف و مغایر با ملاک های دینی و حتی غیر دینی می باشد و هیچ نوع توجهی برای آن وجود ندارد.

۴. بهاء سخنانی را که به عنوان آیات مُنْزله(نازل شده) به نواحی زیادی می فرستاد گاهی آیات با یکدیگر اختلاف و تفاوت داشت و چون غلط های صرفی و نحوی(ادبی) فراوان داشت مورد اعتراض و نقد قرار می گرفت و میرزا حسینعلی بهاء و پسرش عباس، در عکّا به اصلاح آنها می پرداختند و وحی خدایی را اصلاح می کردند و این موضوع را بصورت پرسش و پاسخی در کتاب اسرار الآثار آورده است.[۱۰]

۵. باب در کتاب بیان فارسی تصریح نموده که حکم نجاست از نطفه انسان در آیین بابی برداشته می شود و حسینعلی بهاء پس از بازگشت به بغداد خود را همان(من یظهره الله کسی را که خدا ظاهر می کند) مطلبی که در کتاب باب ذکرش رفته بود معرفی می کند. اما هنگامی که اذن طهارت نطفه صادر شد بهاء در حدود ۳۲ سال داشته و سالها از انعقاد نطفه وی گذشته بود. بنابراین او نمی توانسته پیامبر موعود باب یا من یظهره الله باشد.

۶. بهائیت دربارۀ هر زنا کار مرد و زنا کار زن حکم نموده که جریمه ای به بیت العدل بپردازند و آن ۹ مثقال طلا است این حکم شامل تمام زنا کاران اعم از زن بی شوهر و شوهردار یا ارحام می شود.[۱۱] این حکم بهائیت راه زنا کاری را که در تمام ادیان کار شنیع به شمار می آید به روی ثروتمندان می گشاید زیرا از عهده این جریمه برمی آیند.

۷. بهاء سخنانی در علوم طبیعی هم دارد که با بدیهیات علمی متضاد می باشد او در کتاب ایقان می نویسد که نحاس یعنی مِس، اگر از خطر یبوست در امان ماند پس از گذشت هفتاد سال خود به خود به ذهب یعنی طلا تبدیل می گردد.[۱۲]

شیمی دانان این مسئله را بررسی می کنند که مس (cu) با جرم اتمی ۷/ ۶۳ و طلا (Au) با جرم اتمی ۱۹۷ بوجود آمده است و فاصله زیادی که این دو ماده از هم دارند هرگز ماده مس در معدن طبیعی خود تبدیل به طلا نخواهد شد.

۸. بهاء در علم تاریخ هم اشتباهات فراوانی دارد به عنوان مثال: فیثاغورث فیلسوف نامدار یونانی است و بهاء او را هم عصر و شاگرد حضرت سلیمان ـ علیه السّلام ـ یاد می کند«فیثاغورث در زمان سلیمان بن داوود بوده و حکمت را از معدن نبوت گرفته است» این در حالی است که سلیمان قریب به چهار صد سال قبل از فیثاغورث بوده و محققان تاریخ هم این مطلب را پذیرفته اند.[۱۳]

بنابراین این همه کَج گویی ها و سخنان بی اساس بهائیان از نظر علمی و عقلی نمی تواند از مظهر خدا و به عبارتی از کسی که مدعی نبوت می باشد سر بزند. لذا از همه این مطالب فهمیده می شود که اینها ساخته رای انسانهای کج اندیش است که با پول های دولتهای استعماری می خواهند در برابر ادیان آسمانی به خصوص اسلام خود نمایی بکنند.

ب) فرقه بهائیت در مورد مسائل اعتقادی گنگ و نامفهوم است و با اینکه آسمان و ریسمان را به هم بافته مطلبی را ارائه نکرده که جزو اعتقادات پیروانش به حساب آید. برای روشن شدن این مطلب به چند مورد اشاره می‌شود.

۱. عدم توضیح در مورد مبدأ و معاد: این فرقه توضیحی در مورد مبدأ عالم و انسان نمی‌دهد معلوم نیست قائل به توحید است یا ثنوی‌گرا یا هم‌چون بودیسم منکر مبدأ است یا چون شمن‎‌پرست‌ها به مظاهر طبیعت را پرستش می‌کند تنها چیزی که در تاریخ این فرقه به چشم می‌خورد ادعای الوهیت میرزا حسینعلی بهاء است وی در کتاب اقدس خود ص ۱ خویشتن را منبع وحی و تجلّی خدا معرفی کرده مدعی می‌شود که خداوند خلقت و تدبیر جهان را به او سپرده است و در کتاب ایام تسعه ص ۵۰ درباره روز تولد خود می‌گوید: فیا حبّدا هذا الفجر الذی فیه ولد من لم یلد و لم یولد،[۱۴] و یا در جای دیگر می‌گوید: خدایی هستم که در سایه‌های ابر فرود آمدم تا جهانیان را زنده گردانم.[۱۵] و اینها تنها مطالبی است که بهائیان در مورد خدای خود ارائه می‌دهند ولی توضیحی در کمّ و کیف آن ندارد و نمی‌گویند که چرا خدایشان نتوانست در ایران بماند و بعد از مدتی زندانی شدن و تبعید نهایتاً در عکّا مرد مگر خدا می‌میرد و بندگان خود را بی‌خدا می‌گذارد؟!

بهائیان علاوه بر مسأله مبدأ در مورد معاد هم مطلبی ارائه نکرده‌اند و یک محقق نمی‌تواند بگوید آیا آنان قائل به معاد هستند یا تناسخ را می‌پذیرند اگر معاد را قبول دارند کمّ و کیف آن چگونه است؟ خلاصه این که یک بهایی نمی‌داند در مقابل این سؤال که از کجا آمده و به کجا خواهد رفت جوابی ارائه دهد.

۲. عدم توضیح در مورد نبوت و امامت: بهائیان ادعا می‌کنند که با ظهور باب و بهاء شریعت اسلام الغا گردیده و دوره رسالت محمدمصطفی ـ صلی الله علیه و آله ـ سپری شده است و این دوره دوران زمامداری جمال اقدس الهی و آیین اوست. حال سؤال این است که آیا آنها به نبوت و امامت اعتقاد دارند یا نه و باب و بهاء بنی و مرسل هستند یا خدای متجلی در جسم انسان و نهایتاً با آمدن آنها شریعت و دین جدید آغاز شده یا آنها ادامه دهنده شریعت قبلی هستند. آنان گاهی میرزا حسینعلی را خداوند لم یلد و لم یولد می‌دانند و گاهی پیامبر مرسل و گاهی وی را مهدی موعود می‌شمارند و گاه جانشین باب و انتظار دارند که مسلک آنان هم شاخه‌ای از اسلام به شمار آید هم به دیده دین مستقل به آن نگریسته شود.

دوم: التقاط در احکام عملی:

بنیان‌گذاران مسلک بهائیت برای این که رنگ و بوی مذهب و دین به مسلک خود بدهند احکام عملی که تقلیدی صوری ازدین اسلام و مفهومی از مسیحیت پولسی است برای آن دست و پا کرده‌اند که به چند مورد از این احکام اشاره می‌شود.

۱.‌نماز: در آیین بهایی نماز ۹ رکعت است که به صورت انفرادی، صبح و ظهر و شام بر هر فرد بالغی واجب است و قبله آنها شهر عکّا یعنی قبر حسینعلی بهاء می‌باشد چرا که وی در کتاب خود گفته: «اذا اردتم الصلوه و لوّ وجوهکم شطری الاقدس؛ وقتی نماز می‌خوانید به سوی قبر من نماز بخوانید».[۱۶]

۲. حج: بهائیان برای حج به زیارت خانه‌ای در شیراز می‌روند که سیدعلی محمد باب در آن متولد شده است و هم‌چنین زیارت خانه‌ای در عراق که تبعیدگاه حسینعلی بهاء بود حج آنان به شمار می‌رود[۱۷] معلوم نیست حسینعلی بهاء چرا زیارت قبر خود را حج پیروانش قرار نداده؟ گویا می‌خواسته سهمی هم برای سلفش علی محمد باب تعیین کرده باشد که خانه وی را کعبه بهائیان قرار داده است.

۳. از دیدگاه بهائیان ازدواج با زن پدر حرام است ولی با دختر و خواهر و سایر اقربا جایز است.[۱۸] یعنی در این ایاحه‌گری فقط زن پدر حرام شده و با بقیه اقربا ولو دختر و خواهر می‌توان ازدواج کرد.

۴. بهائیان تمام اشیاء را پاک می‌دانند حتی امثال بول، غائط، سگ و خوک[۱۹] و گویا در این مورد از مسیحیان الگو گرفته‌اند هم‌چنان که حسینعلی بهاء در دعوی الوهیت، آنان متأثر شده‌اند.

سوم: انتقادهای رفتاری:

۱. پیروی از استعمار: همفر جاسوس انگلیسی که در دوران قاجار در خاورمیانه به جاسوسی برای انگلستان می‌پرداخته در ضمن معرفی برنامه‌های وزارت مستعمرات انگلیس، برای متلاشی کردن کشورهای اسلامی و از بین بردن اتحاد اسلامی، ایجاد فرقه‌های ساختگی را مهمترین راهکار برای رسیدن به این هدف، ارزیابی می‌کند.[۲۰] به همین دلیل است که انگلستان در آن دوره چندین فرقه جدید به وجود آورد که مهمترین آنها قادیانیه در هند، وهابیت در عربستان و بهائیت در ایران بود.

هرچند به هنگام ظهور باب دولت تزاری نقش‌ حامی وی را بازی می‌کرد،[۲۱] ولی با انتقال قدرت به حسینعلی بهاء و تبعید وی به عکّا در فلسطین که تحت‌الحمایه انگلستان بود،‌ انگلیس حامی جدید مسلک تازه تأسیس بهائیت شد و حسینعلی با برخورداری از حمایت‌های این دولت توانست آب رفته را به جوی باز آورد و بابیان را از نو سازماندهی کرده آن را به شبکه جاسوسی که وظیفه‌اش ایجاد انقلاب در بین مسلمانان و جمع‌آوری اطلاعات برای کشورهای استعماری بود، تبدیل سازند.

بهائیان با حمایت‌های استعماری و به خصوص انگلیس و آمریکا تأسیس شده و به حیات خود ادامه می‌دهد به همین دلیل  هر گاه، سیاست این دولت‌ها اقتضاء کند گسترش می‌یابد و هر‌گاه حمایت‌‌ آنها کم شود در لاک خود فرو می‌رود و احکام خود را با خواسته‌های این دول تطبیق می‌دهد و اگر بخواهیم تقسیم‌ جدیدی در علم ادیان و مذاهب ابداع کنیم باید ادیان و مذاهب را به دو قسمت سیاسی و غیرسیاسی تقسیم کنیم و فرقه‌هایی چون قادیانیه، بهائیه، وهابیه را جزو فرقه‌های سیاسی بشماریم که با سیاست دول استعماری تأسیس و تأیید می‌شوند و با از دست دادن پشتوانه‌ سیاسی خود به لاک خود می‌خزند.

پی نوشت:

[۱] . ر.ک: مشکور محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص ۸۸ تا ۹۱.

[۲] . ر.ک: رائین، اسماعیل، انشعاب در بهائیت، ص ۸۴، مؤسسه تحقیقی رائین، بی‌تا.

[۳] . ربانی گلپایگانی،‌علی، فرق و مذاهب کلامی، ص ۳۴۱.

[۴]. کتاب بیان عربی، ص ۲۸.

[۵]. بیان عربی، ص ۴۲.

[۶]. کتاب مبین، ص ۱۷.

[۷]. کتاب مبین، ص ۳۹۶.

[۸]. کتاب اقدس، ص ۳ و ۴.

[۹]. کتاب اقدس، ص ۴.

[۱۰]. سید مصطفی طباطبائی، کتاب ماجرای باب و بهاء، ص ۱۹۷.

[۱۱]. کتاب اقدس، ص ۱۵.

[۱۲]. کتاب ماجرای باب و بهاء، ص ۱۹۹.

[۱۳]. همان ۱۹۹.

[۱۴] . همان، ص ۳۴۲.

[۱۵]  . سلطان‌زاده، رضا، سیری در کتاب‌های بهائیان، ص ۱۵۸.

[۱۶] . ر.ک: سیری در کتابهای بهائیان، ص ۱۲۳.

[۱۷] . ر.ک: فرق و مذاهب کلامی، ص ۳۴۳.

[۱۸] . همان.

[۱۹] . همان.

[۲۰] . خاطرات همفر جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی، ص ۹۳.

[۲۱] . سیری در کتاب‌های بهائیان، ص ۸۸.

برخی از عقاید و احکام بهائیت

اشاره:

فرقه بهائیت که ساخته دست حسینعلی نوری و پیش از او علی محمد باب است دارای عقاید و احکام خاصی می باشد. این عقاید از سوی حسینعلی نوری و علی محمد باب ساخته و پرداخته شده و به خورد پیروان خود داده اند. این عقاید و احکام که هیچ سنخیتی با عقاید و احکام ادیان آسمانی ندارند، از دیدگاه بهائیت از سوی خداوند بر حسینعلی نوری و علی محمد باب نازل شده است. چه اینکه این دو شخصیت بهائب خود ادعای خدای هم کرده اند.

اول: عقاید بهائیت

بیشتر عقاید بهائیت بر محور بهاء الله یعنی حسین علی نوری است که در اینجا به چند نمونه اشاره می کنیم:

  1. شناخت: اولین چیزی که بر بندگان واجب شده است شناخت محل تابش وحی و طلوع امرالله است یعنی معرفت به میرزا حسینعلی بهاء الله که در اثر این شناخت اعمال قبول می شود.
  2. بهاء الله همان خداست و پس از او شوقی افندی خدا شد.
  3. بهاء مژده انبیاء گذشته و باب است یعنی سید علی محمد شیرازی باب فقط مژده رسان بهاء الله بود و با آمدن او قیامت نزدیک می شود.
  4. اسماء، صفات و افعالی که برای خداوند تبارک و تعالی ذکر می شود رموزی است برای اشخاصی که آنها مظهر الله هستند(یعنی خدا در آنها ظهور کرده است) و گرنه خداوند، اسماء و صفات و افعال ندارد.
  5. بهاء الله، احد و واحد است و شریکی در ملک برای او نیست چرا که خداوند در او ظهور کرده است و این ظهور برای شناخت بیشتر خداوند است که در حجاب غیب از نظرها پوشیده است.
  6. بهائیت از همه ادیان گذشته بهتر است چرا که خداوند در بهاء الله ظهور کرده است و ادیان دیگر با ظهور بهاء تمام می شوند و به مرحله کمال می رسند.
  7. دین اسلام تا آمدن بهاء الله معتبر بود و قرآن کریم هیچ گونه اعجازی ندارد و توسط باب نسخ شده است.
  8. بهاء الله یک معجزه است زیرا بدون اینکه به مدرسه برود توانسته الواح مقدسه فارسی و عربی را املاء نماید.
  9. شریعت بهائی فقط پس از هزار سال قابل تغییر است یعنی خداوند تبارک و تعالی می تواند بعد از هزار سال در

شخص دیگری ظهور کند و دین بهائیت را نسخ کند همچنانکه با ظهور خود در بهاء، دین اسلام را نسخ کرد.[۱]

احکام و سنت ها:

بهائیت برای خود احکامی را هم به گمان خویش نازل شده، دارند که به چند نمونه مهم اشاره می کنیم:

  1. نماز: صبح و ظهر و شام ۹ رکعت به صورت فرادی و قبله هم شهر عکا است که قبر میرزا حسینعلی بهاء (خدایشان) در آنجاست و نماز آیات نسخ شده و کسی که آب ندارد به جای وضو ، پنج بار می گوید: بسم الله الاطهر الاطهر.
  2. روزه: بهائیت می گویند هر سال ۱۹ ماه دارد و هر ماه نوزده روز پس روزه ۱۹ روز واجب است که عید نوروز عید فطرشان می شود.
  3. حج: زیارت محل تولد باب در شیراز و خانه حسینعلی میرزا در بغداد در همه ایام به جای زیارت کعبه قرار داده شده است.
  4. ازدواج: بیش از یک زن جایز نیست، ازدواج با زن پدر حرام ولی با بقیه محارم مانند مادر، خواهر و …. حلال است.
  5. طهارت: همه اشیاء روی دنیا پاک است مانند: بول، غائط، منی، سگ و … و این موهبت بهاء به بندگان اوست.
  6. مراکز اجتماع: ۱٫ حظیره القدس: در عشق آباد ۲٫ مشرق الاذکار: در نزدیک شیکاگوی آمریکا
  7. تربیت اولاد: درس و یاد دادن احکام بهائیت فرزند بر عهده پدر است و اگر فقیر باشد از بیت العدل داده
    می شود.
  8. یک سوم دیه کسی که کشته شده است حق بیت العدل بهائیت است نه صاحب دم.
  9. زنا: حد زنا در مرحله اول ۹ مثقال طلا و در مرحله بعد ۱۸ مثقال به بیت العدل ریخته می شود.
  10. مهمانی: هر ماه یکبار مهمانی بر همه واجب است هر چند با دادن آب خالی.
  11. بهداشت: هر هفته یک بار غسل و ناخن گرفتن واحب است.
  12. عید: هر سال دو عید هست: ۱٫ روز بعثت باب(ادعای بابیت) ۲٫ روز ولادت میرزا حسینعلی بهاء.
  13. دفن اموات: مرده ها باید در بلور، سنگهای قیمتی و چوب های محکم لطیف و با انگشتر نقش دار به اسم بهاء، دفن شوند.
  14. آداب و معاشرت: با ادیان دیگر با محبت و مسالمت رفتار شود تا بوی خوش رحمان(بهاء الله) را بهائیت بیابند.
  15. ارث: سهم دختر و پسر مساوی است همچنان که بلوغ هر دو در ۱۵ سالگی است.
  16. اسباب منزل: هر نوزده سال یک بار، باید اثاثیه منزل تغییر یابد.[۲]

با توجه به حمایت های علنی استکبار و ادعاهای بی منطق بهائیت باید بگوئیم بهائیت دین نیست بلکه نقشه استعماری است برای ضربه زدن به امت اسلامی و غلبه بر کشورهای اسلامی. زیرا اگر مردم این مکتب را بپذیرند دیگر مبارزه با ظلم، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر مفهوم خودش را از دست می دهد  و باید اشیای قیمتی را به حساب بهائیت در بیت العدل که به جای بیت المال رایج در دین اسلام است بریزند و این یعنی استکبار با خیال راحت بر کشورهای بزرگ اسلامی تسلط یابد و هیچ رقیبی هم نداشته باشد.

پی نوشت:

[۱] . شلبی، احمد؛ مقارنه الادیان(الیهودیه)، ص ۳۳۱، قاهره، مکتبه النهضه المصریه، سوم، ۱۹۷۳ میلادی و ررک: افراسیابی، بهرام؛ تاریخ جامع بهائیت، ص ۳۴۵، تهران، مهر فام، دهم، ۱۳۸۲ شمسی.

[۲] . ربانی گلپایگانی، علی؛ فرق و مذاهب کلامی، ص ۳۴۳، قم، امیر، اول، ۱۳۷۷ شمسی. رک: افراسیابی، بهرام، تاریخ جامع بهائیت، ص ۳۴۵، تهران، مهرفام، دهم، ۱۳۸۲ شمسی.

ازدواج با محارم در فرقه بهائیت

اشاره:

بهائیان با وجود اینکه آیین خود را آسمانی تلقی نموده ، اما در واقع دربرابر ادیان آسمانی قرار گرفته و اموری را مطرح نموده که با آموزه های ادیان آسمانی منافات دارند. یکی از مسائلی که در آیین بهائیت جلب توجه می کند ازدواج با محارم است. هرچند به صورت صریح در این مورد چیزی از سران بهائیت نقل نشده است اما جمله ای در کتاب اقدس وجود دارد که به دلالت التزامی جواز نکاح با محارم از آن به دست می آید.

 

منتقدین بهائیت به استناد عبارت کتاب اقدس «قد حرّمت علیکم ازواج آبائکم».[۱] معتقدند که چون در این حکم اشاره به سایر محارم نشده تحریم منحصر به زنان پدر است.

بر اساس مقدمات حکمت وقتی کسی در شرایط عادی که عبارت از داشتن اختیار، سلامت عقل، هشیاری و قصد جدی و امثالهم سخنی را به زبان آورد یا مطلبی را بنویسد از‌ آن جهت که در صدد بیان تمام مراد خویش می‌باشد آنچه می گوید یا می نویسد تمام مقصود و مراد او است و آنچه وی در مقام اثبات بیان نکرده است در مقام ثبوت و واقع نیز منظور و مقصود او نیست.

حال میرزا بها با عبارت قد حرّمت علیکم ازواج آبائکم حکمی را برای مریدان خود تشریع نموده است هیچ مستندی نیز وجود ندارد که حاکی از موارد مانع از تحقق مراد اصلی او باشد بنا براین او محارم را فقط منحصر در زنان پدر دانسته است.

از سوی دیگر میرزا به مریدان خود دستور اکید داده است تا از تأویل کلام او خود داری نموده و به ظاهر کلمات وی توجه داشته باشند

  • هرکس آنچه از آسمان وحی نازل شده است تأویل نماید و آن را از ظاهر لفظ خارج نماید از از تحریف کنندگان کلمه علیای الهی است و از جمله زیانکارترین افراد در کتاب مبین است[۲]
  • مقصود از تأویل اینکه از ظاهر خود را محروم ننمایند و از مقصود محتجب نمانند. مثلاً اگر از سمآء مشیّت فاغسلوا وجوهکم نازل شود تأویل ننمائید که مقصود از غسل غسل وجه باطن است و باید بآب عرفان او را غسل داد و طاهر نمود و امثال آن.[۳]
  • آنچه مقصود الهی است در الواح ظاهراً واضحاً معلوم و واضح است و احدی بتأویل کلمات الهیّه مامور نبوده و نخواهد بود: نشهد ان الْمُؤَوِّلِیْنَ فِی هَذَا الْیَوْمِ هُمُ الْمُتَوَهِّمِوْنَ”.[۴]

اما علی رغم آنچه بیان شد بهائیان ادعای دیگری دارند و می گویند حرمت ازدواج با محارم منحصر به زنان پدر نیست و از این عبارت نمی‌توان استنباط کرد که تحریم منحصر به زنان پدر است. آنها با استناد به عباراتی از عبدالبهاء[۵] که درباره پرهیز از ازدواج با اقارب است، می کوشند برداشت منتقدین بهائیت را صرفا تهمت و افترائی بی مورد معرفی کنند

عبارات عبدالبهاء چنین است:

  • در خصوص حرمت نکاح پسر به زوجات پدر مرقوم نموده بودید صراحت این حکم دلیل بر اباحت دیگران نه. مثلاً در قرآن می فرمایند: حرّمت علیکم المیته و الدّم و لحم الخنزیر . این دلیل بر آن نیست که خمر حرام نه.[۶]
  • در ازدواج حکمت الهیّه چنان اقتضا مینماید که از جنس بعید باشد یعنی بین زوجین هر چند بُعد بیشتر سلاله قویتر و خوش سیماتر و صحّت و عافیت بهتر گردد و این در فنّ طبّ مسلّم و محقّق است و احکامِ طِبیّه مشروع و عمل بموجب آن منصوص و فرض. لهذا تا تواند انسان باید خویشی به جنس بعید نماید شبهه نیست که بقواعد مدنیّت و طبابت و طبیعت جنس بعید اقرب از جنس قریب و نظر به این ملاحظه در شریعت عیسویّه  با وجود آنکه نکاح اقارب فی ‏الحقیقه جائز چه که منعش منصوص نه. معذلک مجامع ادبیّه مسیحیّه بکلّی ازدواج اقارب را تا هفت پشت منع کردند و الی الان در جمیع مذاهب عیسویّه مجری زیرا این مسئله صرف مدنیّت است.[۷]
  • در اقتران هر چه دورتر موافقتر زیرا بُعدِ نَسَب و خویشی بین زوج و زوجه مدارِ صحّتِ بنیه بشر و اسبابِ الفت بین نوع انسانی است.[۸]

در پاسخ به ادعای بهائیان باید گفت که:

استناد به سخنان عبدالبهاء در این مورد صحیح نیست زیرا او تنها مبین آثار میرزا بها است و حق تشریع ندارد و بیت العدل با استناد به گفته های میرزا بها، عبدالبهاء را به تنها عنوان مبین منصوص آثار بهاءالله، معرفی کرده است:

  • حضرت بهاءاللّه فرزند ارشد خود، حضرت عبدالبهاء، را جانشین و مبیّن منصوص تعالیم خویش منصوب فرمودند.[۹]

واضح است که عنوان جانشین و مبین منصوص هر چند جایگاه مهمی را برای عبدالبها تصویر می کند، اما حق تشریع را به او نمی دهد و با عنایت به همین مطلب است که خود او نیز تعیین مصادیق محارم را به بیت العدل ارجاع داده است

  • ولی اقتران اقارب غیر منصوصه راجع به بیت العدل که بقواعد مدنیّت و مقتضای طبّ و حکمت و استعداد طبیعت بشریّه قرار دهند …. باری آنچه بیت العدل در این خصوص قرار دهند همان حکم قاطع و صارم الهی است هیچکس تجاوز نتواند.
  • ای بنده بها، از طبقات محرمات سؤال نموده بودید رجوع به آیات نمائید و تا بیت عدل عمومی تشکیل نیابد متفرّعات بیان نگردد مرهون به آن یوم است.
  • کلّیه مسائل مربوط به ازدواج با اقارب به بیت العدل راجع است.[۱۰]

نکته دیگر اینکه بیت العدل نیز بدون بیان روشنی از تکلیف بهائیان تصمیم گیری پیرامون آن را  به خود بهائیان ارجاع داده است!

بیت العدل نوشته است:

  • در این نامه شما راجع به محدودیت‌های حاکم بر ازدواج با اقارب سوای موردی که ازدواج با زن پدر را ممنوع می سازد سوال کرده اید:

بیت العدل اعظم همچنین خواسته اند به اطلاع شما برسانیم که آن معهد اعلی هنوز موقعیت را برای صدور قوانین تکمیلی راجع به ازدواج با اقارب مقتضی نمی داند و تصمیم گیری در این مورد به عهده خود نفوس مومنه (بهائیان) محول شد…[۱۱]

پرسشی که از فحوای پاسخ بیت العدل به ذهن متبادر می شود این است که چرا موقعیت را برای صدور قوانین تکمیلی راجع به ازدواج با اقارب مقتضی نمی داند؟

اگر موقعیت ناظر به افکار عمومی فعلی جهان است حکم تحریم ازدواج با اقارب وفق مقتضی است ظاهرا بیت العدل قصد اباحه این ازدواج را مد نظر دارد که موقعیت بیان آن را مقتضی نمی داند.

نهایت کلام اینکه از برخی عبارات عبدالبها می توان دریافت که علیرغم ادعای پرهیز از ازدواج با اقارب این اتفاق در بین بهائیان حتی در زمان عبدالبها مسبوق به سابقه بوده است و برخی از آنان نیز ظاهرا از ازدواج میان اقارب[۱۲]  گلایه مند بوده اند زیرا او خطاب به یارانش می نویسد:

  • چون امر بهائی قوّت گیرد مطمئن باشید که ازدواج بِه اَقرِباء نیز نادر الوقوع گردد ….قبل از تشکیل بیت العدل این احکام راجع به مرکز منصوص است.[۱۳]
  • از آنچه بیان شد ازدواج با محارم بااستناد به متن اقدس بین بهائیان رایج بوده است و در هیچ متنی از متون بهایی حکم به حرمت ازدواج با محارم غیر از مادر زن نشده است.

پی نوشت:

[۱] . کتاب اقدس بند ۱۰۷ص ۱۰۳.

[۲] . اِنَّ الَّذِی یُؤَوِّلُ مَا نُزِّلَ مِنْ سَمَاءِ الْوَحْی وَ یِخْرِجُهُ عَنِ الظَّاهِرِ اِنَّهُ مِمَّنْ حَرَّفَ کَلِمَهَ‌اللّهِ الْعُلْیَا وَ کَانَ مِنَ الْاَخْسَرِیْنَ فِی کِتابٍ مُبِینٍ( مجموعه آثار مبارکه : گلزار تعالیم بهائى ص ٣۵٧)

[۳] . اقتدارات و چند لوح دیگر ص ٢٧٩

[۴] . گلزار تعالیم بهائى ص ٣۵٨.

[۵] . جانشین و فرزند ارشد میرزا حسینعلی بها.

[۶] . گنجینه حدود و احکام ص ١٨٧.

[۷] . گنجینه حدود و احکام ص ۱۸۵.

[۸] . کتاب اقدس ص ۱۹۴.

[۹] . کتاب اقدس ص ١٩٢

[۱۰] . گنجینه حدود و احکام ؛ ص ٨۴.

[۱۱] . انوار هدایت حکم ۱۲۸۹ در موضوع ازدواج بین فامیلی صفحه ۴۸۷.

[۱۲] . مقصود از اقارب محارم هستند

[۱۳] . مکاتیب ج ۳ ص ۳۷۱.

رهبری در فرقه بهائیت

تا زمان شوقی افندی نوه دختری عبدالبهاء، این فرقه دارای رهبر بوده است و بعد از فوت او به دلیل اینکه عقیم بوده و فرزندی نداشته است، رهبری این فرقه به عهدۀ گروه نه نفره به نام «هیأت بیت العدل» سپرده شده است. این هیأت در سخنان حسینعلی بهاء و جانشینان وی بیت‌العدل لقب گرفته‌اند. این هیأت در سه سطح بین‌المللی، ملی و محلی پیش‌بینی شده‌اند. امروزه بهائیان از بیت‌العدل بین‌المللی به بیت‌العدل اعظم و از بیت‌العدل‌های ملی و محلی به محافل روحانی ملی و محلی یاد می‌کنند.

اعضای بیت‌العدل اعظم ۹ نفر مرد بهائی‌اند که برای مدت پنج سال از طرف اعضای محفل‌های ملی انتخاب می‌شوند. از نظر پایه‌گذار و رهبران اصلی فرقه‌ی بهائیت اعضای بیت‌العدل اعظم امنای خداوند و معصوم از خطا هستند[۱] و حکم آنان وحی الهی و حکم خدا محسوب می‌شود و مخالفت با آن مخالفت با خداست[۲] و آنها ملهم به الهامات غیبی هستند.[۳] بهائیان این هیأت و تشکیلات را وسیله‌ی اتحاد و وحدت عالم می‌دانند.[۴]

در سال ۱۹۵۱م از طرف شوقی افندی هیأتی به نام «جنین بیت‌العدل» منصوب شدند، و با مرگ شوقی اختلافاتی در میان بهائیان به وجود آمد و در نتتیج روحیه ماکسول همسر شوقی افندی ریاست جنین بیت العدل را از آن خود کرد. سرانجام در سال ۱۹۶۳م. با حضور ۵۶ محفل روحانی ملی در لندن اولین هیأت بیت‌العدل اعظم انتخاب شدند این هیأت که مقرش در شهر حیفا و در دامنه‌ی کوه کریل در فلسطین اشغالی است دارای زیر مجموعه‌هایی مانند: هیأت‌های مشاورین قاره‌ای، دارالتبلیغ بین‌المللی بهایی، مؤسسه‌ی رفاه بین‌المللی، شعبه‌ی امور سازمان ملل، صندوق بین‌المللی بهائی و… است.[۵]

رهبران اصلی فرقه‌ی بهائیت وظایف و اختیارات بیت‌العدل اعظم را چنین ترسیم نموده‌اند:

  1. تشریع و تغییر احکام مسلک بهاء و تطبیق آن بامقتضیات زمان؛[۶]
  2. حل جمیع امور مشکل و مبهم و مسائل اختلافی بهائیان؛[۷]
  3. تعیین حکام و مبلغین و اداره‌ی امور سیاسی و اقتصادی محافل ملی و محلی؛[۸]
  4. مرجعیت کل امور بهائیان و مأمور به هدایت جامعه‌ی بهایی و پیشرفت مسلک بهاء.[۹]

درباره‌ی بیت‌العدل اعظم و عقیده‌ی بهائیان نسبت به آن نکاتی چند قابل تأمل است:

در تشکیلات اداری بهائیت، بعد از بیت‌العدل اعظم، محافلی وجود دارند که به آنها محافل روحانی – ملی و روحانی محلی می‌گویند. محفل روحانی- ملی در پایتخت کشورها تشکیل می‌شوند. اعضای این محفل‌ها از میان اعضای محفل‌های محلی انتخاب می‌شوند به این صورت که در هر کشوری سالی یک بار (اول عید رضوان مصادف با دوم اردیبهشت) بهائیان برای انتخاب نمایندگان خود در محفل‌های محلی در انتخابات شرکت نموده، سپس برگزیدگان آنها از میان خود نه نفر را، که همگی مرد هستند، به عنوان محفل‌های ملی انتخاب می‌کنند.

وظیفه محفل روحانی- ملی، نظارت بر امور زیر است: ترجمه و نشر مطبوعات، امور مشرق الاذکارها، تبلیغ، تطبیق تعالیم بهائیت، حل اختلافات و مشکلات بهائیان، اداره‌ی متملکات و اوقاف بهائیت، محافظت و دفاع از امر بهایی در مقابل دشمنان، تهذیب مادی و معنوی اغنام الله، آماده کردن وسایل تربیت اطفال، تأسیس و تجهیز مؤسسات تربیت و اشراف و نظارت بر آنها، برگزاری مجالس موالید و اعیاد و وفیات، برگزاری مجالس و اجتماعات فکری و روحانی، نظارت بر محفل‌های محلی و هماهنگی میان آنان، انتخاب اعضای بیت‌العدل اعظم.[۱۰]

این محفل‌ها می‌توانند به منظور استفاده از اعضای جامعه‌ی بهائیان بر حسب مورد و نوع وظیفه نسبت به انتصاب چند نفر برای تشکیل کمیته‌های فرعی، که اصطلاحاً آن را لجنات می‌گویند، اقدام نمایند. این لجنه‌ها به نام‌های مختلف و بر اساس نوع وظیفه و خدماتی که انجام می‌دهند عبارت‌اند از: لجنه‌ی تبلیغ، لجنه‌ی جوانان، لجنه‌ی تربیت معلومات، لجنه‌ی الفت، لجنه‌ی ضیافات، لجنه‌ی مهاجرت، لجنه‌ی نشر نفحات الله (دستورات میرزا بها) لجنه‌ی امور اجتماعی.[۱۱]

بر حسب دستورات رهبران بهائیت آرا و مصوّبات محفل‌های روحانی لازم الاجرا و لازم الاتباع است، هر چند خلاف واقع و مصلحت باشد. شوقی افندی در سال ۱۳۴۱ق خطاب به بهائیان چنین دستور داده است:

«و کل، چه در داخل و چه در خارج محفل، باید اطاعت و انقیاد اعضای محفل نمایند و تصویب و تأیید اجرائاتش را نمایند ولو رای اکثریت مخالف واقع و عاری از صواب باشد».[۱۲]

بر این اساس اگر کسی با محفل روحانی مخالفت کند از حق انتخاب در جامعه و عضویت در محافل روحانیه محروم خواهد شد.[۱۳]

محفل روحانی- محلی در بهائیت، از نظر جایگاه بعد از بیت‌العدل اعظم و محفل روحانی- ملی در رتبه‌ی سوم قرار دارند. این محفل‌ها عبارت‌اند از: محافل شهرستان‌ها، که آنها را محافل شهری و بلدی می‌خوانند و در شهرستان‌ها و بخش‌های بزرگ تشکیل می‌شوند و اعضای آنها از میان بهائیان شهری برگزیده می‌شوند، و محافل قریه‌ها و محله‌ها، که بزرگان قریه و محل در آنها گرد هم می‌آیند و دربارۀ مسائل بهائیت تبادل نظر می‌نمایند.

این محافل، هر ساله در اول عید رضوان مصادف با دوم اردیبهشت انتخاب می‌شوند؛[۱۴] به این صورت که بهائیانی که به سن ۲۱ سالگی رسیده‌اند می‌توانند اسامی نه نفر مرد را در ورقه نوشته و بدون امضا تسلیم محفل نمایند و هر شخصی که اکثریت نسبی را آورد به مدت یک سال به عضویت محفل محلی انتخاب می‌گردد.

بر اساس تقسیم کار ارکان حزب بهائی، این رکن از تشکیلات دارای وظایف ذیل است:

  1. حل اختلاف بهائیان؛ آنها برای حل اختلافات خود هر کجا که باشند به این محفل‌ها مراجعه می‌کنند و از رجوع به مقامات قضایی و دولتی کشور متبوع خود جداً پرهیز می‌نمایند و در حقیقت، در هر کشور و هر نقطه‌ای که باشند احساس بیگانگی کرده، دستورات محافل خود را بر قانون و دستور مقامات دولتی محلی ترجیح می‌دهند.
  2. انتخاب اعضای محفل روحانی- ملی؛[۱۵]
  3. تربیت اطفال، محافظت و سرپرستی ایتام، کمک و رعایت عجزه و ضعفا نشر نفحات الله (دستورات میرزا بهاء و دیگر رهبران بهائیت و مصوبات بیت‌العدل اعظم) و شور در امور امری؛[۱۶]
  4. مشورت و پیشنهاد نظریات مجمع به محفل ملی در مورد اهداف جامعه‌ی بهایی و حفظ اداره‌ی جامعه؛
  5. تأسیس و اشتراک مجلات امریه و طبع و انتشار الواح و کتب و مقالات امریه با موافقت محفل روحانی ملی. هیچ بهائی حق انتشار مطلبی را ندارد، بلکه باید آن مطلب به تأیید محفل روحانی- محلی و محفل روحانی- ملی برسد و توسط محفل روحانی- ملی منتشر شود.

پی نوشتها

[۱]. حسینعلی نوری، اشراقات، ص۲۷، خطی، بی‌تا

[۲]. غلامعلی دهقان، ارکان نظم بدیع، ص۱۹۰٫

[۳]. حسینعلی نوری، الواح بعد اقدس، ص۳۷٫

[۴]. مرکز جهانی بهائیت (بیت العدل اعظم) قرن انوار، ترجمه‌ی هوشنگ فتح اعظم، ص۸۱٫

 [۵]. مرکز جهانی بهائیت (بیت العدل اعظم) قرن انوار، ترجمه‌ی هوشنگ فتح اعظم ، ص۸۳ـ۱۰۴٫

[۶]. حسینعلی نوری،  اشراقات، ص۲۷٫ خطی، بی‌تا.

[۷]. عبدالحمید اشراق خاوری، گنجینه‌ی احکام و حدود، ص۱۷۳٫

[۸]. همان، ص۲۹٫

[۹]. همان.

[۱۰]. احمد ولید، سراج الدین، البهائیه و النظام العالمی الجدید، ج۲، ص۲۹۲ـ۲۹۵٫

[۱۱]. ب. شاد، از باب تا بیت‌العدل، ص۱۶۱،[ بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا].

[۱۲] . حسن مصطفوی تهرانی، محاکمه و بررسی باب و بهاء، ج۱، ص۲۱۲٫

[۱۳]. گنجینه‌ی احکام و حدود، ص۴۵٫

[۱۴]. محاکمه و بررسی باب و بهاء، ج۱، ص۱۵۸٫

[۱۵]. از باب تا بیت‌العدل، ص۱۵۸٫

[۱۶]. گنجینه‌ی احکام و حدود، ص۴۵٫

بهائیت و همجنس گرائی

اشاره:
در سال ۱۳۹۱ بیت العدل برخلاف نصوص گذشته خود ، در پیامی اعلام کرد:”هرگونه تعصب یا انزجار از همجنس گرایان مخالف و مغایر با روح آیین بهایی است. افزون بر این، بهاییان مامورند که مدافع و حامی مظلومین باشند و از کسانی که حقوق اساسی‌شان نقض شده با تمام توان دفاع کنند…بهاییان باید ناگزیر میان وجوهی از امور اجتماعی که با تعالیم بهایی همخوانی دارد و جنبه‌هایی که باتعالیم بهایی سازگاری ندارد تمایز گذارند. در حالت نخست، بهاییان می‌توانند فعالانه از آن امور اجتماعی حمایت کنند ولی در حالت دوم، نه حمایت می‌کنند و نه مخالفت..  در این مقاله بر آنیم دیدگاه آیین بهائی را درباره همجنس گرایی بررسی کنیم.

همجنس گرایی از دیدگاه بزرگان بهائیت

مقصود از کلمه غلمان در این مورد رابطه جنسی شخص مذکّر با پسران است . حضرت ولیّ امراللّه در تبیین این حکم فرموده‌اند که مراد تحریم همه نوع روابط جنسی بین افراد هم جنس است . روابط جنسی بر حسب تعالیم بهائی منحصراً در ظلّ ازدواج حلّیّت دارد و بنیان جامعه بشری بر آن استوار است و مقصد از این تعالیم مبارکه حمایت و تقویت آن اساس الهی است . بنا بر این شریعت بهائی روابط جنسی را فقط بین زن و مردی که با یکدیگر ازدواج نموده باشند مشروع می شمارد.(حکم الغلمان،بند ۱۰۷،ص ۱۹۴)

در توقیعی که حسب الامر حضرت ولیّ امراللّه تحریر یافته چنین مذکور است:هر قدر عشق و محبّت بین دو هم جنس شدید و خالص باشد ، اگر به روابط جنسی منجر گردد نادرست و خطا است و اگر گفته شود که این روابط کمال مطلوب عشق و محبّت است چنین ادّعائی عذری است نامقبول .

حضرت بهاءاللّه هر نوع انحراف و فساد اخلاقی را به کلّی تحریم فرموده‌اند و نیز رابطه نامشروع بین دو هم جنس را علاوه بر آنکه بر خلاف قانون طبیعت است از انحرافات اخلاقی محسوب فرموده‌اند. ابتلا به چنین بلیّه‌ای ثقلی عظیم بر روح هر فرد با وجدانی تحمیل می کند ، امّا نفوس مبتلا قادرند که با مشاوره و مساعدت اطبّاء و اراده و سعی راسخ و دعا و مناجات بر این ضعف و مشکل فایق آیند .(حکم الغلمان،بند ۱۰۷،ص۱۹۵)

حضرت بهاءاللّه تعیین مقادیر حد زنا و لواط را به بیت العدل اعظم محوّل فرموده‌اند (سؤال و جواب ، فقره ۴۹ )

“بهاءاله خیلی صریح و قاطع برعلیه این انحراف جنسی شرم آور صحبت کرده، همانطور که برعلیه زنا و کلاً اقدامات ضداخلاقی گفته است. ما باید تلاش و کمک کنیم تا روح ما بر این موارد غلبه کند”
(شوقی افندی ۲۵اکتبر ۱۹۴۵ )

انجام فعالیت جنسی بین افراد همجنس غلط است. هیچ عذر و بهانه و توجیهی هم ندارد. هرنوع کار غیر اخلاقی از سوی بهاءاله منع شده است، و او روابط همجنس را اینگونه میبیند، ضمن اینکه اینکار خلاف طبیعت است . ارتکاب چنین عملی بار سنگینی بر روح انسانها است. ولی با کمک و مشاوره پزشکان ، با تلاش و پایداری، و از طریق دعا و توسل ، روح میتواند بر این نقیصه غالب شود. (شوقی افندی ، ۲۶مارس ۱۹۵۰)

همجنس گرایی برطبق آثار بهاءاله ، از نظر معنوی مذموم است. این بدان معنی نیست که افرادی که چنین کاری انجام دادهاند را نباید کمک و نصیحت کرد، نباید با آنها همدردی کرد. بلکه این بدان معنی است که این را راه مجاز زندگی  نمیدانیم. این دیدگاه موردپذیرش تمام جوامع بشری هم هست.
(شوقی افندی ، ۲۱ مه ۱۹۵۴)

“همجنس گرایی ، از دید بهائی ، امری مذموم و موجب رنج و عذاب فرد است. هر انسانی که مرتکب آن شده باشد باید از طریق دعا و یا هر وسیله دیگر به این نقیصه فایق آید.”
(شوقی افندی ، ۶ اکتبر ۱۹۵۴)
درباره موضوع… گرایش همجنس گرایی یکی از بهائیان …. چنین اقدامی مورد نکوهش بهاءاله است…. این فرد باید رفتار خود را اصلاح کند… اگر تا ۱۰ روز اصلاحی در رفتارش مشاهده نشده ، باید حق رأی او گرفته شود.
( شوقی افندی ، ۲۰ ژوئن ۱۹۵۳)

در بهائیت محروم ساختن فرد از حق رأی ، نوعی مجازات و تحقیر او محسوب میشود. در یک کلام، نوعی طرد است.بیتالعدل این اقدام را بنوعی اخراج از جامعه بهائی میداند.

همجنس گرایی از دیدگاه بیت العدل:

امور جنسی غیرعادی فراوان است. برخی مردم عقیده دارند که همجنس گرایی غیرعادی نیست و باید به افراد اجازه داد تا با یک یا چند نفر با همجنس خود رابطه داشته باشند… ولی بهائیت ، برعکس ، با صراحت اعلام میدارد که همجنس گرایی کاملاً غیرطبیعی است و برای فرد مرتکب مشکل بزرگی است و باید فرد ، چه زن و چه مرد، بر این مشکل فائق آید. تاثیر اجتماعی چنین نگرشی هم بسیار مهم است. هدف اولیه روابط جنسی بقای نسل است……
(بیت العدل جهانی، ۱۶ مارس ۱۹۹۲ )

حال عبارت بالا را که در آن بیتالعدل میگوید روابط همجنس گرایانه غیراخلاقی است- زیرا برخلاف هدف اصلی روابط جنسی است- با عبارت زیر که آنها از روابط جنسی بین دوجنس مخالف ، که نمیتوانند صاحب فرزند شوند ، چشم پوشی میکنند؛ مقایسه کنید

” یک زوج که به دلیل ناتوانی فیزیکی نمیتوانند صاحب فرزند شوند البته میتوانند ازدواج کنند، زیرا تولید مثل تنها دلیل ازدواج نیست. ولی در عین حال این خلاف روح تعالیم بهائی است که یک زوج داوطلبانه تصمیم بگیرند هیچگاه صاحب فرزند نشوند”
(بیت العدل ۳ نوامبر ۱۹۸۲ )

بنابراین  موضوع به روشنی یک تبعیض آشکاربرعلیه روابط همجنس گرایان است. زیراروابط جنسی بین دو غیرهمجنس که شانس برای تولیدمثل ندارند،ازدیدآثاربهائی،اشکالی ندارد. بهائیت همجنس گرایی را بعنوان یک پدیده طبیعی و یا دائمی نمی شناسد. بلکه آن رارفتاری غیرعادی تلقی می کند . بدون شک در آینده هم اصول ممانعت و مداوای آن ظاهر و پدیدار خواهد شد. درحال حاضر کسانی که مبتلا به این رفتار هستند باید بدنبال انتخاب راه زندگی خود باشند، یعنی ترک اعمال و رفتار همجنس گرایی.( بیت العدل ۲۲ مارس ۱۹۸۷ )

این قانون دلیل نمیشود که بهائیان همجنس گرایان را طرد کنند. اگر آنها بهائی نیستند دلیلی ندارد که از آنها بخواهیم تا قوانین بهائی را اطاعت کنند؛ همانطور که از یک غیر بهائی انتظار نداریم از خوردن نوشیدنی الکلی خودداری نماید.( بیت العدل ۱۶ مارس ۱۹۹۲ )
وضعیت توجه جنسی به فردی از جنس خود ، و نه از جنس مخالف ، از دید بهائیت ، تحریف طبیعت انسانی، و مشکلی است که باید بر آن فایق آمد؛ بدون توجه به اینکه علت فیزیکی و روانی آن چه بوده است. هر فرد بهائی که از چنین ضعفی ( همجنس گرایی) رنج می بردبایدمعالجه شودو باید به اوکمک کرد تا بر این بیماری غلبه کند.
(بیت العدل  ۱۱ سپتامبر ۱۹۹۵)

و نهایتاً درباره امکان ازدواج دو همجنس و تائید آن از سوی بیت العدل ، بیت العدلعبارت عبدالبهاء را ذکر میکند: بدان که دستور ازدواج جاودانه است. تغییر و تبدیلی در آن نیست. این حکمی الهی و آسمانی است و هیچ تغییر و تبدیلی در آن نیست .(بیت العدل جهانی ، ۵ ژوئن ۱۹۹۳ )

نتیجه بحث:

همانطور که مشاهده شد بیت العدل نظریات خود را در حرمت همجنس گرایی تحت تاثیر بهائیان همجنس گرا و فشار از سوی آنها به طور کلی تغییر داد و این امر را مجاز اعلام نمود اما اینکه چرا بیت العدل علی رغم نظر بزرگان بهائیت در حرمت همجنس گرایی آن را  مجاز نمود جای بسی تعجب است….مسلماً در دنیای حاضر که بهائیت مترصد است تا به هر بهانه‌ای برای خود عِده و عُده‌ای دست و پا کند و تعداد پیروان خود را در آمار و ارقام افزون کند و بدین وسیله گسترش خود را نمایش دهد بروز چنین رفتارهایی برای جذب افرادی که در واقع به هیچ یک از ادیان الهی پایبند نیستند، یک موفقیت محسوب می‌شود.
در صورتی که هیچ یک از نهادهای رسمی مذهبی در هیچ یک از ادیان آسمانی، حاضر نشده اند در برابر عمل شنیع هم جنس گرایی سکوت کنند. نه کنیسه ها و نه کلیساها و نه مساجد و معابد مسلمانان، هیچ یک حاضر نیستند ازدواج دو هم جنس را ثبت کنند و تمام این نهادها، مخالفت قطعی خود را با چنین عملی ابراز داشته اند.

حال فرض کنید که هم جنس گرایان بخواهند برای رفتار خود، محملی دینی دست و پا کنند یا آن که در فضایی شبهه دینی، ازدواج خود را ثبت کنند. یا بعد از ازدواج! خود را به دینی معتقد نشان دهند. طبیعتاً به سراغ هیچ یک از ادیان آسمانی و الهی نخواهند رفت، چرا که از نظر آن ادیان، گناهی بسیار زشت مرتکب شده اند و از نظر برخی از آنان، حتی مستوجب مجازات اند.

در این میان، بهائیت با آغوشی باز به استقبال آنان رفته است و با عدم مخالفت خود با چنین عملی، در واقع چراغ سبزی به آنان نشان داده است تا اگر هیچ دین و مکتب و آیینی پذیرای آنان نبود، بتوانند در آغوش بهائیت جا خوش کنند و از این طریق، هم آرامشی نسبی کسب کنند که بالأخره به دینی متدین اند و هم در آمار و ارقام، تعداد بهائیان افزایش یابد.
با ادامه این سیاست از سوی جامعه بهائی، هیچ بعید نیست که در سال‌های آینده شاهد اقبال هم جنس گرایان به بهائیت باشیم و این البته نقشه حساب شده‌ای از سوی بیت العدل، برای افزودن بر آمار نفوس مؤمن! به بهائیت است.
نگارنده‌ی این سطور هیچ تعجب نخواهد کرد که در سال‌های آینده، از سوی بیت العدل و متفکرانی! چون عرفان ثابتی، زنا کردن به تجاوز به دختران خردسال تأویل و تفسیر شود و اساساً از سوی بهائیت آزادی جنسی اعلام شود و حتی هیچ بعید نیست که به پیروی از بعضی روان شناسان در سال‌های بعد، بیت العدل تصمیم به سکوت در برابر خیانت همسران به یکدیگر بگیرد و انحرافات جنسی را یکی پس از دیگری مباح کند…
چرا که با این کار موفق خواهد شد، بخش عمده ای از منحرفان جنسی بی دین را به خود جذب کند و آمار خود را فزونی بخشد و بدین ترتیب، یکی از مولفه های دلیل تقریر که همان اقبال یک جامعه به یک آیین است را با جمع کردن عده ای هم جنس باز و منحرف را به دور خود فراهم کند…

تشکیلات بهاییت

ساختار شیطان

ساختار تشکیلات بهائیت بسیار پیچیده است ومبتنی بر اطاعت بی‌چون چرا و تأکید بر اطاعت و پیروی محض ، نقض که به عنوان مهم ترین گناه محسوب میشود اتهام کسی است که سر از فرامین تشکیلات بر تابد و این گناه مجازات سختی در پی دارد

آنان که بهائیت را مانند یکی از احزاب سیاسی معرفی میکنند سخن به گزاف نگفته اند ، تشکیلات اداری بهائیت درست مانند یک سازمان سیاسی به کنترل اعضا و نیروهای طرفدار خود پرداخته و در فرصت های مناسب بهره خود را از آنها برمی گیرد .

ساختار تشکیلات بهائیت بسیار پیچیده است ومبتنی بر اطاعت بی‌چون چرا و تأکید بر اطاعت و پیروی محض ، نقض که به عنوان مهم ترین گناه محسوب میشود اتهام کسی است که سر از فرامین تشکیلات بر تابد و این گناه مجازات سختی در پی دارد [۱] و این خود روشن کننده ماهیت استبدادی ، ضد دموکراسی و معارض با آزادی تشکیلات بهائیت است

بهائیان معتقدند که بر اساس کتاب اقدس( ام الکتاب بهاءالله )بهائیت باید به صورت تشکیلاتی وسازمانی اداره شود لازم به ذکر است حکم کتاب اقدس به هیچ وجه ناظر به یک تشکیلات جهانی نیست و تنها از بیوت عدل محلی سخن به میان آمده است تنها منشاء این تشکیلات الواح وصایای عبدالبهاء است که در آنجا بیت العدل اعظم جهانی مورد توجه قرار گرفته است و البته عبدالبها بنا به گفته خودش حق تشریع ندارد کتاب اقدس بهاءالله و هیئتی مرکب از نه نفر سرپرستی فرقه را برعهده داشته باشند

بیت العدل

میرزا حسینعلی در کتاب اقدس دستور تشکیل بیت العدل را صادر کرده و مینویسد :
قد کتب اللّه علی کلّ مدینه ان یجعلوا فیها بیت العدل و یجتمعَ فیها النّفوُس علی عدد البهآء [۲]
وخدا وند مقرر کرد تا در هر شهری بیت العدلی تأسیس گشته و افرادی به تعداد عدد بها در آن (برای انجام امورات جار ی بهائیان ) جمع شوند

وی در توقیع مورخه سوم شهر البهاء ٢٣ مارس درباره علت تأسیس و اعلام وظایف و حدود اختیارات اعضای بیت العدل میگوید :
امور ملّت معلّق است برجال بیت عدل الهی ………. چونکه هر روز را امری و هر حین را حکمی مقتضی ، لذا امور بوزرای بیت عدل راجع تا آنچه را مصلحت وقت دانند معمول دارند ……ایشان ملهمند بالهامات غیبی الهی ، بر کلّ اطاعت لازم امور سیاسیّه کلّ راجع است به بیت العدل و عبادات بما انزله اللّه فی الکتاب .[۳]

بیت العدل مسئولیت امور روحانی و اداری جامعه بین‌المللی بهائی را بر عهده دارد که مسئولیت حفظ اماکن و سایر املاک بهائی در عکا وحیفارا نیز بر عهده دارد .
این تشکل از سوی بنیانگذار این فرقه ، بعنوان نهادی با توانائی تشریع در امورات غیر عبادی تعیین گردیده است بهاءالله به بیت العدل اختیار داده‌است که در مواردی که کتب وآثار بهائی ذکرشان را ننموده قوانینی وضع نمایداین مجمع از نه نفر تشکیل شده است که هر پنج سال یک‌بار از طرف جمیع اعضاء محافل ملّی بهائیان جهان انتخاب می‌شود.و البته به ضرورت و صلاحدید ممکن است تعداد افزایش یابد اما کاسته نمیشود

واحدهای سازمانی بیت العدل از دار التبلیغ بین المللی شروع ، و به هیئت ها و لجنه های محلی ختم میگردد بالاترین مرجع تصمیمی گیری بیت العدل ، دار التبیلیغ بین المللی است علاوه بر دار التبلیغ واحدهای دار الآثار، هیأت مهاجرین ، دفتر بین المللی بهائی ، دارالآثار بین المللی بهائی با شرح وظایف مخصوص مستقیماً زیر نظر بیت العدل ادای وظیفه میکنند

علاوه بر محافل ملی و محلی ، هیأتها ولجنه ها از دیگر واحدهای سازمانی بیت العدلند که زیر نظر محفل ملی و محلی ، و متناسب با نیازها و ضرورتهای ملی و منطقه ای بهائیان تأسیس می گردند و هر هیأت و لجنه در حوزه تعریف شده ای فعالیت میکند در واقع ملموسترین واحد سازمانی برای آحاد بهائی هیأتها ، لجنه ها و محافل محلی اند این واحد ها بر کلیه فعالیت های اجتماعی فردی و احوال شخصی بهائیان نظارت و اشراف کامل دارد

اولین انتخابات بیت العدل در سال ۱۹۶۳ و آخرین انتخابات در سال ۲۰۱۳ برگزار گردیده‌است.محل بیت‌العدل اعظم در اسرائیل در شهر حیفا برفراز کوه کرمل است. بهاءالله در سال ۱۸۹۰، حدود ۶۰ سال قبل از ایجاد دولت اسرائیل، دریکی از الواحش به نام لوح کرمل، در حالی که به اجبار امپراتوری عثمانی، حکومت وقت، در این محل در تبعید بود، این مکان را برای استقرار مراکز اداری و روحانی بهائی انتخاب کرد.تشکیل بیت العدل فصل جدیدی در تاریخ بهائیت است.

اوّلین حاکم بر نهاد رهبری بهائی در حیفا شخص بهاءاللّه بود و و پس از وی پسر ارشدش عباس افندی که نزد بهائیان به مرکز میثاق و از سوی خودش ملقب به عبدالبهاء بود بر اریکه قدرت تکیه زد و قرار بود که بعد از وی محمد علی برادرش ریاست بهائیان را بر عهده داشته باشد اما بعلت بروز اختلافات شدید که منجر به تکفیر و تفسیق برادران از سوی یکدیگر گردید این اتفاق نیفتاد و نیز بعلت آنکه عبدالبها فاقد فرزند ذکور بود نوه دختریش شوقی افندی با عنوان ولی امرالله رهبری بهائیان را عهده دار شد .

تمام الواح واحکام بدست رهبران صادر و به بهائیان جهان واصل می‌شد اما بعد از درگذشت شوقی افندی تا شش سال سازمان بین المللی ایادی به عنوان جنین بیت العدل اعظم به رتق وفتق امور بهائیان جهان می پرداخت و از سال ۱۹۵۳ که بیت العدل اعظم تأسیس شدو هدایت جامعه بهائی توسط ۹ گروه نه نفره ای که منتخب بهائیان سراسر جهانند انجام می پذیرد طبق گفته های بهاءاللّه و عبدالبهاء قوانینی که بیت العدل اعظم تشریع می‌کند همان اعتبار و صلاحیّت آثار آنان را دارد با این تفاوت که بیت العدل اعظم مختار است که چون مقتضیات زمان ایجاب نماید آنچه را خود تشریع نموده تعدیل یا لغو نماید. ولیکن قوانینی که در آثار بهاءالله و عبدالبها آمده‌است قابل تغییر نیست.

عبدالبهاء می‌گوید:
هر امری که در آثار رهبران نخستین بهائی نباشد راجع بیت العدل عمومی است و آنچه به اتفاق و یا به اکثریت آراءاعضای بیت العدل تحقق یابد همان حق و مرادالله‌ است.
تفسیر متون‌ و آثار بهاءالله، عبدالبهاء و شوقی افندی و توضیح مسائل مبهمه.
تشریع قوانین و احکام غیر منصوصه به مقتضای زمان.
اداره امور جامعه بهائیان در سراسر دنیا.
ایجاد موسسات تبلیغی و اعلان و انتشار و تبلیغ بهائیت و ترویج مصالح بهائیان
سرکوب اختلافات به وجود آمده در جامعه بهائی [۴]

نکته دیگر انکه طبق قوانین کتاب اقدس فقط مردان می‌توانند عضو بیت‌العدل اعظم باشند.مقر بیت‌العدل در شهر حیفای اسرائیل در کوه کرمل است. بهاءالله در سال ۱۸۹۰ در لوح کرمل، کوه کرمل را برای ساختمان مرقد و مدفن استخوانهای باب و هم چنین مقر بیت‌العدل انتخاب نمود [۵]

پی نوشت :
۱٫عبدالبهاء در لوح عمومی امریکا :”…. جمال مبارک در جمیع الواح و رسایل احبّای ثابت را از مجالست و معاشرت ناقضان عهد باب (که به بهاءالله نپیوستند)منع فرمود که نفسی نزدیکی به آنان نکند زیرا نَفَسشان مانند سَمِّ ثُعبان میماند فوراً هلاک میکند. گنجینه حدود و احکام ص ۴۵٠
۲٫اقدس بند ۳۰ ص ٢١۴
۳٫حسینعلی نوری آیات الهی جلد اوّل – لجنهء نشر آثار امری بلسان فارسی و عربی- لانگنهاین _ آلمان ١۴٨ – بدیع، ص۳٫
۴٫ارکان نظم بدیع، صفحات ۳۲۱ -۳۲۰
۵٫در جستجوی حقیقت علیرضا روزبهانی ص ۱۱۵
بیت العدل بهایی