بهاءالدین

نوشته‌ها

شیخ بهایی؛ «معمار دل»

اشاره:

یکی از مهم ترین ویژگی های تاریخ بشریت، ظهور شخصیت هایی است که در گذشت قرون و اعصار، گرد کهنگی بر چهره نام آورشان نمی نشیند و تازه شدن نسل ها آنان را در حافظه تاریخ کمرنگ نمی کند. گویی خاکِ تیره که هر جنبنده ای را در خود می کشد و به فراموشی می برد با برخی انسان ها مرامِ دیگری دارد. بزرگانی که هر چه بر عمرِ مقبره هایشان افزوده می گردد قدر و منزلتشان نزد دانایان و اندیشمندان بیشتر و بیشتر می شود، نور وجودشان درخشان تر می گردد و عطر نفس های آسمانی شان در فضای اندیشه های ناب بیش از پیش می پیچد.

شیخ بهایی یکی از این شخصیت های ممتاز و بارز است که در مکتب تشیع بالید. او از علمای بزرگ شیعه در قرن دهم و یازدهم بود که مرزهای علوم زمان خویش را درنوردید و در عمل نیز قله های اخلاق و انسانیت را فتح کرد.

سوم اردیبهشت سالروز تولد این عالم بزرگ است که به پاس خدمات ارزنده ایشان به جهان تشیع، روز بزرگداشت شیخ بهایی و روز معماری نامیده شده است. همچنین به پاس خدمات شیخ بهایی به علم ستاره‌شناسی، یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال «نجوم و شیخ بهایی» نامگذاری کرد. این دانشمند نامدار در فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت و سرآمد دوران خود بود. از شیخ بهایی در حدود ۹۵ کتاب و رساله در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی، هنر و فیزیک بر جای مانده است.

محمد بن حسین بن عبد الصمد حارثى، معروف به «بهاء الدین» و «شیخ بهایى» از علمای بزرگ و ذوالفنون اسلام و شیعه در سال ۹۵۳ هجرى قمری (ظاهرا ۱۷ ذیحجه) در شهر بعلبک لبنان به دنیا آمد. وی کودکی خود را در منطقه‌ی شیعه‌نشین “جبل عامل” گذراند؛ شهری که پس از تسلط ترکان سلجوقی که مدعی دفاع از خلافت عباسیان بودند و با شیعیان در نهایت شدت و خشونت رفتار می کردند، دیگر برای دوست داران اهل بیت جای ماندن نبود.

به همین دلیل بهاء الدین به همراه خانواده‌اش در ۱۳ سالگی به ایران مهاجرت کردند و در قزوین که آن زمان پایخت شاه طهماسب صفوی و مرکز اجتماع دانشمندان شیعه بود، ساکن شدند.  پدرش “عزالدین حسین عاملی” در لبنان عالمی نامدار و شاگرد شهید ثانی بود، و به همین دلیل در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفت و سلطان محمد خدابنده پدر شاه عباس بزرگ مقام شیخ الاسلامی دارالسلطنه ی هرات را به وی داد. این منصب پس از پدر، به شیخ بهایی رسید.

شیخ بهایی با تلاش و کوشش فراوان، روزها و شب ها به آموختن مشغول بود بیشتر تحصیلات بهائی، در قزوین  بود که آن زمان حوزه علمیه فعّالی داشت. پس از قزوین، در اصفهان به تحصیل خود ادامه داد. اولین و مهمترین استاد بهائی، پدرش بود  که نزد او تفسیر و حدیث و ادبیات عرب و فلسفه خواند و از او اجازه نقل روایت دریافت کرد.

شیخ بهایی در تمام علوم رسمی زمان خود تبحر داشت و در برخی از آن ها منحصر بفرد بود. او علاوه بر علوم و معارف اسلامی در ریاضی، معماری و مهندسی، جغرافیا و نجوم استاد بود.

آثار معماری ماهرانۀ وی هنوز پس از قرن ها تحسین اساتید این رشته را برمی انگیزد. برخی از آثار معماری شیخ بهایی به این شرح است:

مهندسی تقسیم آب زاینده‌رود برای ۷ ناحیه از نواحی اصفهان با محاسبات دقیق علمی، طراحی قنات زرین‌کمر، ساختن منار جنبان اصفهان به طوری که حرکت دادن یک مناره در این بنای تاریخی، مناره دیگر نیز به حرکت می‌آید در حالی که پهنای هر مناره نه متر و بلندای آن هفده متر است.

حیرت عام و خاص از نبوغ شیخ بهایی در ساخت آثار برجسته معماری چون منارجنبان اصفهان پس از قرن های متمادی همچنان پابرجاست

طراحی گنبد مسجد امام اصفهان که صدا را ۷ مرتبه منعکس می‌کند، ساختن ساعتی که نیاز به کوک کردن نداشت، حمّام معروف شیخ بهائی که مشهور است مدت زیادی آب آن تنها با نور شمعی گرم بوده است.

طراحی صحن و سرای حرم امام هشتم(ع) در مشهد مقدس و طراحی دیواری در صحن حرم حضرت علی(ع) در نجف طوری که وقت اذان ظهر را در تمام ایام سال مشخص می‌کند.

 به مدد نبوغ شیخ بهایی، شهر اصفهان در زمان شاه‌ عباس رونق خاصی در معماری یافت. در این شهر که پایتخت شاه عباس بود، مساجد، کاخ‌ها، پل‌ها، خیابان‌ها و باغ‌های زیادی ساخته شد و عصر زرین معماری صفوی از همین جا آغاز شد و به این ترتیب  این هنر یکی از شاخص‌ترین‌ هنرهای هویت‌ساز ایران گردید.

معماری صفوی بر دوره‌های بعد نیز تأثیر شگرف گذاشت و این تاثیر را می توان بر معماری کشورهای هند، عراق، قفقاز، ازبکستان، امپراتوری عثمانی، لاهور، فلورانس ایتالیا می‌توان مشاهده کرد. سبک معماری عهد صفوی در داخل‌ ایران هم به قدری کامل و جذاب بود که در تمامی دوره‌های تاریخی افشاریه، زندیه و قاجاریه از آن تقلید شد.

به این دلایل روز ولادت شیخ بهایی را در ایران به عنوان روز معماری  نامگذاری کرده اند.

هر چند شیخ بهایی در علوم روزگار خویش سرآمد بود اما اهمیت این دانشمند بزرگ در جهان تشیع، فراتر از تبحر او در معماری، نجوم و ریاضی است.

وی عالمی بزرگ در علوم اسلامی از جمله در فقه، علوم قرآنی و تفسیر، اصول اعتقادات، ادعیه و مناجات، حکمت و فلسفه و  یکی از پرکارترین علمای جهان اسلام از نظر تألیف و تنوع در آن بوده است. تعداد تألیفات او را ۱۲۳ عنوان دانسته اند که شامل رساله ها و حاشیه نویسی ها نیز می شود.

کتاب «جامع عباسی» یکی دیگر از آثار مشهور این عالم کم نظیر و شاخص‌ترین اثر فقهی شیخ بهایی است که تألیف آن به زبان فارسی، ابتکاری نو در نگارش متون فقهی برای استفاده عامه مردم به حساب می‌آید، تا آن‌جا که برخی از صاحب نظران از آن به عنوان اولین دوره فقه فارسی غیر استدلالی که به صورت رساله عملیه نوشته شده است، یاد می‌کنند.

شیخ بهایی همچنین دارای شخصیت ادبی برجسته‌ای است. کتاب «کشکول » و منظومه‌های «نان و حلوا» و «شیر و شکر» هم از مهم‌ترین آثار ادبی او به زبان فارسی است.

نزدیکی به دربار و شاه برای ترویج علم و تبلیغ تشیع

شیخ بهایی در عرصه سیاست از فقهای بزرگ عصر صفوی است که سال‌های زیادی عهده‌دار مهم‌ترین منصب سیاسی، مذهبی یعنی شیخ‌الاسلام در دولت شاه عباس اول، مقتدرترین دولت صفوی و مورد اعتماد و مشورت شاه عباس بود.

وی که در ایران بر خلاف لبنان آن روز، از امنیت خاصی برخوردار بود و فضا را برای بیان عقاید مذهب شیعه آماده می دید تمام تلاش خود را برای رواج فرهنگ تشیع و اقتدار دولت شیعه مذهب صفوی به کار گرفت. او خیلی زود توانست در دربار صفوی راه پیدا کند و در تمام زمینه های سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی ایفای نقش کند.

شیخ بهایی مقام شیخ الاسلامی را از شاه عباس دریافت کرد که بالاترین مقام دینی در دربار بود. وظیفه شیخ‏ الاسلام، رفع ظلم از مظلومان، امر به معروف و نهی از منکر و تحقیق و بیان احکام شریعت ‏برای مردم بوده است.

دانشمندان و علمای بزرگی چون شیخ بهایی برای حرکت به سوی روشنایی در کنار شاهان قرار می گرفتند تا از این ظرفیت برای تحقق خواسته هایشان استفاده کنند

امام خمینی(ره) در مورد انگیزه شیخ بهایی از نزدیکی به دربار شاهان صفوی، معتقد است این کار شیخ بهایی و امثال وی یک مجاهدت نفسانی برای ترویج مذهب تشیع بوده است.

ایشان می گویند: «یک طایفه از علما، در واقع از مقامات خود گذشت کرده اند و به برخی سلاطین نزدیک شده اند براى ترویج دیانت و ترویج تشیع اسلامى و ترویج مذهب حق، و این سلاطین را وادار به ترویج مذهب تشیع کرده اند… اینها آخوند دربارى نبودند… نیازی به مقام و جاه نداشتند بلکه یک مجاهده نفسانى کرده اند براى اینکه این مذهب را به وسیله آن سلاطین ترویج کنند.»

 شیخ بهایی علاوه بر اینکه در علوم دینی و غیر دینی سرآمد روزگار خویش بود و در عین حالیکه در سیاست و امور اداره کشور دست داشت و مورد وثوق پادشاهان بود، در خودسازی و کسب مقامات معنوی نیز صاحب درجات بالایی بود.

نزدیکی به دربار و مشغولیت به علوم دنیایی او نتوانست مانع پرواز روح بی قرار او در آسمان عرفان و تقرب به پروردگار باشد. کسانی که شیخ را می شناختند او را مردی وارسته و بی علاقه به نام و شهرت می دانستند که در کمال خضوع و خوش رفتاری با دیگران سلوک می کند و در پی قدرت و مال نیست.

او اهل عرفان و ریاضت بود اما در عین حال در نوشته های خود از برخی صوفیان به دلیل انحرافاتی که از دین داشته اند، اظهار برائت کرده است. کراماتِ زیادی از او نقل شده که بیان آن ها در این مقال نمی گنجد. علاقه و عشق وافر شیخ به اهل بیت (ع) در بیشتر آثار و اشعار وی نمایان است و برخی سروده های این عارف روشن ضمیر درباره امام زمان (عج) امروز نیز بر زبان فارسی زبانان جاری است.

این نوشته و یادبود را با ابیاتی از شعر معروف شیخ بهایی در اشتیاق به ولی عصر(عج) به پایان می بریم:

تاکی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید

پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید

یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

نویسنده: فرزان ثری

گروه فرهنگ و معارف برون مرزی صدا وسیما

شیخ بهاء الدین محمد عاملى (شیخ بهایى) (ره)

شیخ بها الدین محمد عاملی، معروف به شیخ بهایی، او نیز از اهل جبل عامل است در کودکی همراه پدرش شیخ حسین بن عبدالصمد که از شاگردان شهید ثانی بوده به ایران آمد شیخ بهایی از ایـن رو کـه به کشورهای مختلف مسافرت کرده و محضر اساتیدمتعدد در رشته های مختلف را درک کـرده، و بـه عـلاوه دارای اسـتـعداد و ذوقی سرشاربوده است، مردی جامع بوده و تالیفات مـتـنوعی دارد هم ادیب بوده و هم شاعر و هم فیلسوف و هم ریاضی دان و هم فقیه و هم مفسر از طـب نـیـز بـی بهره نبوده است.
اولین کسی است که یک دوره فقه غیر استدلالی به صورت رساله عـمـلیه به زبان فارسی نوشت آن کتاب همان است که به نام جامع عباسی معروف است شیخ بـهـایـی چون فقه رشته اختصاصی و تخصصی اش نبوده، از فقها طراز اول به شمار نمی رود، ولی شـاگـردان زیـادی تـربـیـت کـرده اسـت مـلا صـدرای شـیرازی و ملا محمد تقی مجلسی اول (پـدرمجلسی دوم، صاحب کتاب بحار الانوار) فاضل جواد صاحب آیات الاحکام ازشاگردان اویند هم چنانکه قبلا اشاره شد، منصب شیخ الاسلامی ایران پس از محقق کرکی به شیخ علی منشار پدر زن شـیخ بهایی رسید و پس از او به شیخ بهایی رسید.

همسرشیخ بهایی که دختر شیخ علی منشار بـوده اسـت، زن فاضله و فقیهه بوده است شیخ ‌بهایی در سال ۹۵۳ به دنیا آمده و در سال ۱۰۳۰ یا ۱۰۳۱ درگـذشـتـه است شیخ بهایی ضمنا مردی جهان گرد بوده است، به مصر، شام، حجاز، عراق، فلسطین، آذربایجان وهرات مسافرت کرده است.
در آسـمـان عـلم و فقاهت، گاهی ستارگانی طلوع کرده اند که غیر از فروغ شعر ونویسندگی، دارای پرتو نبوغ و مواهب فطری دیگری هم بوده اند یکی از همین نوابغ،بدون شک شیخ بها الدین عـامـلـی، معروف به شیخ بهایی است شیخ بهایی نه تنها درفقه و حکمت و ریاضیات و لغت و حـدیـث دسـت داشـتـه است، بلکه او واجد کمالات و حایز علوم معقول و منقول بوده است هنوز داسـتـانهای حیرت آوری که ازشگفتی های علمی اوست، در افواه مردم جریان دارد و حقا می توان گـفت شیخ بهایی نه تنها عالم کم نظیری است، بلکه در نوع خود شخصی بی مانند است اطلاعات وسیعی که شیخ بهایی در رشته های مختلف داشته، به شهرت وی کمک بسیاری کرده است وتنها طبقه خواص و اهل مطالعه نیستند که او را می شناسند، بلکه توده مردم هم با اسم او آشنایی کامل دارند.

ولادت:

بـها الدین محمد بن عزالدین حسین بن عبدالصمد بن شمس الدین محمد بن علی بن حسین بن مـحمد بن صالح حارثی همدانی عاملی جبعی، معروف به شیخ ‌بهایی، حکیم و فقیه و عارف و مـنجم و ریاضی دان و شاعر و ادیب و مورخ بزرگ، درسال ۹۵۳ ه ق در بعلبک از توابع جبل عامل در یک خاندان علم و دانش که تبار ونسب خود را به حارث همدانی یکی از یاران مخلص علی (ع) مـی رسـانـنـد، پـا بـه عـرصـه حـیات نهاد پدر عالیقدر او، عالم بزرگوار، شیخ حسین فرزند عـبـدالـصـمدحارثی (متوفی ۹۸۴ ه ق)، یکی از شاگردان مبرز فقیه نامدار شیعه، مرحوم شهید ثانی (مستشهد ۹۶۶ ه ق) است.

او که خود صاحب نظر بوده و کتبی در فقه و اصول و علوم متداول عصر خود داشته است، پس از شهادت شهید ثانی در ایام جوانی، در اثرسخت گیری ها و کارشکنی هایی کـه در امـور شیعه در جبل عامل پیش آمده بود، به ایران منتقل گردید کودک نوپا نیز همراه پدر بـود در عـهد حکومت صفویه که حرکت سیاسی با تز دفاع از اهل بیت (ع) و دوستی و مودت آل عـصـمـت (ع) شـروع شـده بـود، به حکومت صفوی پیوست و با خاندان بزرگ منشار که عنوان شیخ الاسلامی حکومت را داشت، وصلت نمود.

شـیـخ بـهـایـی در اثـر ذکاوت و استعداد فطری که داشت، با بهره گیری از پدر ومحیط علمی و فضیلتی اصفهان توانست در علوم و دانشهای متداول عصر تبحری به دست آورد، تا آنجا که برخی در توصیف او گفته اند: علا مه جهان بشر و مجدد دین در قرن حادی عشر که ریاست مذهب و ملت به او منتهی گردید، در علوم و فنون اسلامی فنی وجود نداشته باشد که او را در آن بهره ای نباشد.

منزلت علمی و قلمی:

فـقیه ربانی و عارف صمدانی، شیخ بها الدین محمد عاملی، یکی از بزرگان ومفاخر و نوابغ اواخر قـرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری می باشد که در جامعیت وتنوع علوم و دانش، کمتر نظیری مـی تـوان بـر او پـیـدا نـمود او یکی از جامع ترین افرادروزگار خویش در وسعت معلومات و تنوع اطلاعات بوده است، از این نظربرجستگی مشخصی در میان فقها و دانشمندان کسب کرده است، و اگر او را نادره ای از نوادر و نابغه ای از نوابغ نامیده باشیم، راه مبالغه نپیموده ایم و خود با تواضع وفـروتـنی خاصی، به این حقیقت اعتراف دارد، آنجا که می گوید: من در مباحثه و جدل،بر هر ذوفـنونی چیره شدم، ولی هرگز نتوانستم با کسی که در یک فن استاد بود،حریف شوم
(با این جـمـلـه بـه حقیقتی اشاره دارد که متاسفانه در اثر فشار و نیازهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کمتر مورد توجه و عنایت حوزه ها و مراکز علمی ودانشگاهی ماست، و آن اینکه استعداد طبیعی و ذاتی انسان، توان و قابلیت فراگیری یک سنخ مطلب خاصی را دارد، هر انسانی نمی تواند در تمام فنون موفقیت وپیشرفت داشته باشد، بسیار بجاست که مربیان و پیش کسوتان ذوق فرد را دریابند و اورا به مسیر مورد علاقه اش هدایت کنند).
شـیـخ بـهایی در زمینه های مختلف اطلاعات و آگاهی دارد و همین آگاهی ووسعت معلومات، نـوعـی جـاذبیت به آثار او بخشیده است که از میان انبوه آثارگذشتگان، کتابها و تالیفات او را به صورت کتاب روز و مورد علاقه درآورده است فی المثل در کتاب اربعین که یک کتاب حدیثی و فـقهی است، از مسائل ریاضی وهیات نیز استفاده کرده است، و مسائل آنها را به صورت روشن و ملموس در اختیارخواننده قرار داده است.

اساتید:

شـیـخ بزرگوار ما به کشورهای مختلفی مسافرت کرده و محضر اساتید متعددی را در رشته های گـونـاگـون درک کـرده است و چون دارای ذوق سرشار و استعداد وافی و جامع بوده، موفق به آفرینش تالیفات متنوع و گوناگونی شده است او هم ادیب بوده و هم شاعر، فیلسوف و هم ریاضی دان و منجم و مهندس، و هم فقیه اصولی و هم مفسر، و از طب و پزشکی بی بهره نبوده است.
چـنـانـکه گذشت، او از محضر بزرگان و دانشمندان متعددی کسب علم نموده است بنا به قول صـاحـب تـاریـخ عـالم آرای عباسی، تفسیر و حدیث و ادبیات عرب رااز پدر، حکمت و کلام و بـعضی علوم معقول را از ملا عبداللّه مدرس یزدی، صاحب حاشیه ملا عبداللّه، و ریاضیات را از ملا عـلـی مـذهـب و مـلا افضل قاضی مدرس و ملا محمد باقر بن زین العابدین یزدی، صاجب کتاب مـطـالـع الانوار، و طب را از حکیم عماد الدین محمود، و به قول صاحب روضات الجنات، صحیح بخاری را نزد محمدبن عبداللطیف مقدسی آموخته است.

شاگردان:

بـرای پـی بـردن بـه مـقام علمی و میزان دانش شیخ، کافی است بدانیم که متجاوز ازچهل تن از دانـشـمـنـدان و بزرگان قرن یازدهم هجری قمری از وی علم آموخته و بهره برده اند و بعضی از آنان، اشخاص زیر هستند:.
۱ ـ صدر الدین محمد ابراهیم شیرازی، معروف به ملا صدرا، فیلسوف معروف.
۲ ـ ملا محمد محسن بن مرتضی بن محمود، معروف به فیض کاشانی، صاحب تفسیر صافی.
۳ ـ ملا عز الدین فراهانی مشهور به علینقی کمره ای، شاعر معروف قرن یازدهم.
۴ ـ ملا محمد باقر بن محمد مؤمن خراسانی، معروف به محقق شیخ الاسلام.
۵ ـ شیخ جواد بغدادی، مشهور به فاضل جواد، صاحب شرح خلاصه الحساب و زبده فی الاصول.
۶ ـ ملا محمد تقی بن مقصود علی مجلسی، صاحب روضه المتقین (م ۱۰۷۰).
۷ ـ سید عز الدین حسینی کرکی عاملی، مشهور به مجتهد مفتی اصفهانی.

تالیفات:
او یـکـی از پـربـرکـت تـرین علمای جهان اسلام از نظر تالیف و تنوع در آن بوده است برخی تعداد تـالیفات او را با توجه به رساله ها و تحشیه ها و تعلیقه ها، به عدد۲۰۰ جلد رسانده اند، ولی تازه ترین تـحـقـیـق در این مورد، تلاش و کوشش دانشمندمحترم، جناب آقای دکتر محمد باقر حجتی، از اسـاتـیـد محترم دانشگاه تهران است که به کنفرانس دمشق (در مورد شیخ بهایی) ارائه داده اند و نـشـریـه الثقافه الاسلامیه درشماره پنجم آن را نشر داده است ایشان بر حسب تتبع و تفحص کـامـلـی کـه داشـتـه اسـت، تعداد آنها را ۱۲۳ جلد اعلام می کند و بر حسب دسته بندی که دارد، می نویسد:
الف ـ فقه (۲۹ جلد):
– اثنی عشریات خمس: ـ نماز ـ زکوه ـ روزه ـ حج.
ـ پاسخ سؤال شاه عباس.
ـ پاسخ سؤالات شیخ صالح جابری.
ـ اجوبه مسائل جزائریه.
ـ احکام سجود و تلاوت.
ـ جامع عباسی.
ـ جواب مسائل شیخ جار.
ـ حاشیه بر ارشاد الاذهان علا مه حلی.
ـ حاشیه بر قواعد علا مه.
ـ حاشیه بر قواعد شهید اول.
ـ حاشیه بر احکام الشریعه علا مه حلی.
ـ الحبل المتین.
ـ الحریریه.
ـ الذبیحیه.
ـ شرح فرائض نصیریه خواجه نصیر الدین طوسی.
ـ فرائض بهائیه (بخش ارث).
ـ قصر نماز در چهار مکان.
ـ مسح بر قدمین.
ـ مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین.
ـ رساله فی مباحث الکر.
ـ رساله فی القصر و التخییر فی السفر.
ـ شرح رساله فی الصوم.
ـ شرح من لایحضره الفقیه.
ـ رساله فی فقه الصلوه.
ـ رساله فی معرفه القبله.
ـ رساله فی فقه السجود.
ب ـ علوم قرآنی (۹ جلد):
ـ حاشیه انوار التنزیل قاضی بیضاوی.
ـ حل الحروف القرآنیه.
ـ حاشیه کشاف زمخشری.
ـ اساله خواجه.
ـ تفسیر عین الحیوه.
ـ العروه الوثقی.
ـ تفسیر آیه شریفه (فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی الکعبین) که در اربعین به تفصیل آمده است.
ـ تاویل الایات.
ـ اکسیر السعادتین (آیات الاحکام).
ج ـ حدیث (۲ جلد):
ـ حاشیه کتاب من لایحضره الفقیه.
ـ اربعین (که ترجمه آن توسط نگارنده انجام پذیرفته است).
د ـ ادعیه و مناجات (۶ جلد):
ـ حاشیه بر صحیفه سجادیه.
ـ الحدیقه الهلالیه.
ـ الحدیقه الاخلاقیه.
ـ شرع دعای صباح.
ـ مصباح العابدین.
ـ مفتاح الفلاح فی عمل الیوم و اللیله.
ه ـ اصول اعتقادات (۵ جلد):
ـ اثبات وجود القائم.
ـ اجوبه سید زین الدین.
ـ الاعتقادیه.
ـ مقارنه بین امامیه و زیدیه.
ـ وجوب شکر المنعم.
و ـ اصول فقه (۵ جلد)
ـ زبده الاصول.
ـ شرح عضدی.
ـ حاشیه زبده الاصول.
ـ شرح حاشیه خطائی.
ـ الوجیزه.
ز ـ رجال و اجازات (۸ جلد):
ـ اجازه او به میرداماد
ـ اجازه او به مجد الدین.
ـ حاشیه خلاصه الاقوال علا مه حلی.
ـ حاشیه رجال نجاشی.
ـ حاشیه معالم العلما ابن شهرآشوب مازندرانی.
ـ طبقات الرجال.
ـ الفوائد الرجالیه.
ـ الاجازات.
ح ـ ادبیات و علوم عربی (۲۸ جلد):
ـ اسرار البلاغه.
ـ تخمیس غزل خیالی بخارایی.
ـ تهذیب البیان.
ـ تعزیت نامه.
ـ حاشیه بر مطول تفتازانی.
ـ دیوان اشعار فارسی و عربی.
ـ ریاض الارواح.
ـ شیر و شکر.
ـ طوطی نامه (شامل ۲۵۰۰ بیت).
ـ فوائد صمدیه.
ـ قصیده در مدح پیامبر خدا (ص).
ـ کافیه.
ـ کشکول (۵ جلد).
ـ لغز الفوائد الصمدیه.
ـ لغز القانون.
ـ لغز کافیه.
ـ لغز کشاف.
ـ محاسن شعر سیف الدوله.
ـ المخلاه.
ـ مکتوب او به سید میرزا ابراهیم همدانی.
ـ سوانح سفر الحجاز، معروف به مثنوی نان و حلوا.
ـ نان و پنیر.
ـ وسیله الفوز و الامان فی مدح صاحب الزمان (عج).
ـ پند اهل دانش به زبان گربه و موش.
ط ـ وقایع الایام (۱ جلد):
ـ توضیح المقاصد فی ما اتفق فی ایام السنه.
ی ـ ریاضیات (۲۰ جلد):
ـ اسطرلاب.
ـ انوار الکواکب.
ـ بحر الحساب.
ـ التحفه (اوزان شرعی).
ـ تحفه حاتمی.
ـ تحقیق جهت قبله.
ـ تشریح الافلاک.
ـ حاشیه تشریح الافلاک.
ـ حاشیه شرح التذکره خواجه نصیر الدین طوسی در هیات.
ـ حاشیه شرح قاضی زاده روحی.
ـ الحساب.
ـ حل اشکال عطارد و قمر.
ـ خلاصه الحساب و الهندسه.
ـ شرح صحیفه.
ـ صحیفه در اسطرلاب.
ـ استعلام.
ـ تقویم شمس با اسطرلاب.
ـ القبله، ماهیت و علامات آن.
ـ معرفه التقویم.
ـ جبر و مقابله.
ک ـ حکمت و فلسفه (۳ جلد):
ـ انکار جوهر الفرد.
ـ الوجود الذهنی.
ـ وحدت وجود.
ل ـ علوم غریبه (۴ جلد):
ـ احکام النظر الی کتف الشاه.
ـ رساله جفر.
ـ جفر.
ـ فالنامه.
و چـنـد جـلد کتاب دیگر که موضوعات آنها مشخص نشده است، مانند: شرح حق المبین، الصراط المستقیم، القدسیه و.
وفات:در مـورد تـاریـخ وفـات شـیـخ بـهایی اقوال گوناگون وجود دارد بـه طـور کلی آنچه از این اقوال برمی آید، وفات شیخ در دوازدهم شوال سال۱۰۳۰ یا ۱۰۳۱ هجری قمری اتفاق افتاده است و چون صاحب تاریخ عالم آرای عباسی که نظرش معتبرتر از دیگران است، و همچنین کتاب تنبیهات که تالیف خود راچند ماه بعد از آن واقعه نوشته است، سال ۱۰۳۰ را ذکر کرده اند، از این رو گفته کسانی که وفات شیخ را در این سال نوشته اند، صحیح تر به نظر می رسد.
در ایـن صـورت وفات شیخ در دوازدهم ماه شوال سال ۱۰۳۰ ه ق در شهراصفهان روی داده است.