بنیان خانواده

نوشته‌ها

تلگرام چه بلایی بر سر خانواده‌های ایرانی آورده است؟

این روزها استفاده بیش از اندازه از موبایل و شبکه‌های اجتماعی، تبدیل به مشکلی بزرگ در روابط خانوادگی شده است…

چند سالی است که روابط چهره به چهره که موجب صفا و صمیمت بود به خاطر افراط در استفاده از اینترنت از بین رفته است؛ از همین روست که می‌گوییم شبکه‌های اجتماعی امروز نقش پررنگی در متزلزل شدن خانواده‌ها داشته است. سال‌های گذشته گفتگو بین اعضای خانواده چند ساعت بود حالا به چند دقیقه رسیده است؛ طبق اظهار نظر معصومه ابتکار، معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهوری، گفت‌وگوی بین‌نسلی در خانواده‌ها از دو ساعت به ۲۰دقیقه کاهش یافته است.

در بین پیام‌رسان‌هایی که در ایران فعالیت می‌کنند تلگرام نقش پر رنگ‌تری در میان مردم دارد. بر اساس همین موضوع سراغ چند جامعه‌شناس و روانشناس رفتیم تا از تاثیرات این پیام‌رسان بر خانواده‌هایی ایرانی بپرسیم.

انتشار اخبار کذب، کاهش روابط خانوادگی و ایجاد روابط نامشروع نتیجه استفاده از تلگرام

امان‌الله قرایی مقدم جامعه شناس می‌گوید: امروزه افراد بسیاری از پیام رسان تلگرام استفاده می‌کنند که البته نحوه استفاده از آن بستگی به شخصیت افراد، تربیت افراد، تربیت خانوادگی و فرهنکی افراد دارد. از این رو تلگرام همانند یک شمشیر دو لبه است که عده‌ای می‌توانند از آن درست استفاده کنند و عده دیگری استفاده نادرستی از آن داشته باشند.

قرایی ادامه داد: محتوای نامناسب و کاهش ارتباطات خانوادگی یکی از نقاط منفی پیام رسان‌ها می‌باشد؛ از زمانی که استفاده از تلگرام و امثال آن در کشور رایج شده، به تدریج روابط خانوادگی کاهش پیدا کرده است. این پیام‌رسان توانایی آسیب زدن به بنیان خانواده، شایعه پراکنی و انتشار اخبار کذب را دارد؛ می‌تواند با انتشار گسترده یک خبر دروغ و شایعه آن را به حقیقت تبدیل کند.

این جامعه‌شناس در ادامه اظهار داشت: طیق بررسی‌های انجام شده زنان شوهردار از طریق تلگرام و امثال آن با مردان غریبه ارتباط برقرار می‌کنند؛ با ایجاد این رابطه نامشروع بنیان و کانون یک خانواده از هم می‌پاشد. در نتیجه بی‌شک تلگرام تاثیرات منفی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی زیادی داشته است. البته کسانی این عمل را انجام می‌دهند که باورهای دینی ضعیفی دارند و به ارزش‌ها پایبند نیستند.

امان‌الله قرایی مقدم در پایان با اشاره به محتوای نامناسب تلگرام اظهار داشت: هدف از ایجاد چنین پیامی انتقال محتوای نامناسب است تا جوانان را از درون پوچ و با تغذیه آنها افراد یک جامعه را شبیه هم کنند. اینها که هدفشان ترویج فرهنگ ایرانی نیست و بر اساس مدل دهکده جهانی در صدد ایجاد جامعه‌ای با افرادی شبیه هم هستند.

تلگرام و ایجاد شکاف‌هایی در ارتباطات عاطفی زناشویی

سمیه محمدی، روانشناس، با اشاره به تاثیر تلگرام بر خانواده‌های ایرانی اظهار داشت: به دلیل عدم بسترسازی مناسب برای استفاده از این برنامه یا برنامه‌های مشابه و همچنین عدم آگاهی کامل والدین از راه‌های کنترل و عدم استفاده درست آثار سوء زیادی دیده می‌شود. متاسفانه اطلاعات و محتوای تلگرام که در حد و مناسب اعضا نبوده، خروجی منفی نامناسب مثل رفتارهای ضد هنجار، روابط پر آسیب و غیرمتعارف داشته است.

این کارشناس ارشد روان شناسی افزود: به دلیل جذابیت‌های کاذب ایجاد شده در این محیط برای نوجوانان و عدم آگاهی کامل از نحوه استفاده از این اپلیکیشن، تاثیر زیادی در اتلاف وقت و فعالیت‌های مفید دیگر شده است، البته درصد پایینی از جوانان از این برنامه در جهت کسب درآمد، اطلاع‌رسانی و آموزش و کارآفرینی هم استفاده می‌کنند.

سمیه محمدی با اشاره به تاثیر تلگرام بر زندگی زناشویی گفت: ایجاد شکاف‌هایی در ارتباطات عاطفی زناشویی، بستر مناسبی برای افکار پارانوییدی و همچنین شرایط آسان‌تر برای روابط خارج از خانواده موارد آسیب‌پذیر پیام‌رسان تلگرام بوده است. گروه‌های دوست‌یابی یا گاهی همسریابی، بیش از همه به روابط زناشویی آسیب می‌زنند.

تلگرام و آسیب به بنیان خانواده ایرانی

فاضل محمدی، جامعه شناس و آسیب شناس مسائل اجتماعی با اشاره به تاثیرات منفی تلگرام در جامعه ایرانی، اظهار داشت: بدون تردید، ظهور و بروز و عرصه چنین فناوری‌هایی در حوزه‌های متعدد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی قابل بررسی است اما تاثیرات اجتماعی این نرم‌افزارها در جامعه ایرانی به مراتب بیشتر از جوامع دیگر به نظر می‌رسد.
محمدی گفت: این نرم‌افزارها به میزانی در میان اقشار اجتماعی و به‌ خصوص جوانان و نوجوانان رسوخ و رسوب پیدا کرده که تاثیرات آن در اوقات فراغت این قشر از جامعه ایرانی نیز مشهود و ملموس به نظر می‌رسد.

این استاد دانشگاه افزود: با گذشت چند سال از فعالیت پیام‌رسان‌هایی همچون تلگرام در داخل کشور، امروزه شاهد فروپاشی بنیان خانواده‌های ایرانی هستیم. دیگر روابط خانوادگی که جزیی از رسوم مردم ما بود در کشور دیده نمی‌شود. همه مردم به تلگرام روی آورده‌اند؛ به‌ طوری‌ که فرزند برای درخواست آب از مادر خود، در تلگرام پیام می‌دهد.
فاضل محمدی دانشجوی دکترای جامعه شناسی گفت: هدف پیام رسان‌هایی همچون تلگرام که متکی به قوانین جمهوری اسلامی ایران نیست، از قبل مشخص بود و هدف اصلی آسیب به خانواده‌های ایرانی بود؛ باید سال‌ها پیش به فکر پیام‌سان‌های داخلی می‌بودیم تا مثل امروز نوجوانان ما با انبوهی از محتواهای غیر اخلاقی مواجه نشوند. اضافه کردن چند واحد درس در دبیرستان و در درس تعلیمات اجتماعی به مبحث شبکه‌های اجتماعی مجازی در قالب سواد رسانه‌ای می‌تواند مثمر ثمر واقع شود.

منبع: سعید پیرزاده؛ باشگاه خبرنگاران جوان؛(با اندکی تغییر)

ازدواج سفید چیست؟

ازدواج، پدیده‌ای است که از دیرباز و از زمان پیدایش انسان بوده و تا امروز نیز ادامه داشته است. حالا بماند که در این دوره زمان، از یک طرف دیگر تمایلی برای ازدواج وجود ندارد و سن ازدواج در حال افزایش است و از طرف دیگر انواع و اقسام ازدواج‌ها به وجود آمده مثل «ازدواج موقت»، «ازدواج صوری»، و… و از طرفی میزان طلاق هم چه به صورت رسمی چه عاطفی افزایش پیدا کرده است.

منظور از «ازدواج سفید»، زندگی مشترک زن و مرد بدون ازداوج رسمی است. یعنی به گونه‌ای که زن و مرد بدون این که خطبه عقد یا صیغه بینشان جاری شود برای زندگی زیر یک سقف می‌روند. البته معمولا این اتفاق با آگاهی پدر و مادرها و خانواده هر دو طرف صورت می‌گیرد و آن دو مانند یک زن و شوهر با هم زندگی می‌کنند نه همخانه، دوستانه و… به علت این که جامعه ایران یک جامعه ایرانی-اسلامی است و چنین پدیده‌هایی در آن، به هیچ عنوان تعریف نشده به صورت مخفیانه انجام می‌شود. به همین منظور نیز آماری در خصوص تعداد این نوع ازدواج‌ها در دست نیست.

«ازدواج سفید» در کشورهای دیگر

آمارها نشان می‌دهد امروزه، زندگی بدون ازدواج، یکی از شیوه‌های رایج زندگی در غرب است. بیش از دوسوم زوج‌های آمریکایی پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر زیر یک سقف می‌گذرانند. در سال ۱۹۹۴، حدود ۳/۷ میلیون زوج آمریکایی بدون ازدواج با یکدیگر زندگی می‌کردند و نزدیک به اواخر دهه ۱۹۹۰، حداقل ۵۰ تا ۶۰ درصد زوج‌ها حداقل پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر می‌گذراندند. این در حالی است که تا پیش از ۱۹۷۰، زندگی بدون ازدواج در ایالات متحده غیرقانونی بود. طبق آمار آمریکا، تعداد زوج‌های ازدواج‌ نکرده‌ای که با یکدیگر زندگی کرده‌اند، از ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰ ده برابر شده و اکنون، زندگی بدون ازدواج، به مرحله‌ای عادی در روند آشنایی دو فرد تبدیل شده‌است.

دیگر کسی حاضر به امضای عقدنامه نیست

این طور که به نظر می‌رسد از جمله عواملی که می‌تواند جوان‌ها را به سمت این دست از ازدواج‌ها بکشاند مشکلات مالی، محک زدن رابطه، آشنایی بیشتر و نداشتن اعتقاد به ازدواج می‌توانند دلایل زندگی مشترک بدون ازدواج باشند. همچنین هزینه بالای اجاره یا خرید مسکن و نبود تناسب دخل و خرج که در این دوره و زمانه بسیار برجسته‌است، می‌تواند دلایل دیگری باشد که موجب می‌شود کسی حاضر به امضای عقدنامه نباشد و زندگی بدون ازدواج یا ازدواج از نوع سفیدش را ترجیح بدهند.

علل گرایش به ازدواج سفید

دلیل اصلی ظهور پدیده ازدواج سپید را، نبود مسئولیت‌پذیری حداقل در یک طرف از رابطه است. مسئولیت‌پذیری و ریسک‌، فاکتوری اساسی برای زندگی محسوب می‌شود؛ چرا که در چنین روابطی، افراد، مسئولیت عملکرد خود را بر عهده نمی‌گیرند. چنین عاملی می‌تواند در تداوم زندگی مشترک تاثیر بسیار زیادی داشته باشد این در حالیست که اکنون فضای ازدواج، مناسب نیست و افراد به علت مشکلاتی مانند مسائل اقتصادی تمایل به ازدواج و رفتن زیر یک سقف را ندارند.

تبعات ازدواج سفید

فرزندان حاصل از چنین ازدواجی، بیشترین لطمه را متحمل می‌شود، چرا که چنین ازدواجی ثبت نمی‌شود و سرنوشت آنان پس از تولد مشخص نیست. بارداری‌های ناخواسته و عوارض بهداشتی ناشی از سقط جنین غیرقانونی، از تبعات دیگر ازدواج سپبد است. چنین رابطه‌ای موجب کاهش فرزندآوری می‌شود، علاوه بر آن، سطح زندگی افراد تغییر می‌کند و خلاء روانی برای دختر را در پی دارد و ممکن است حتی شانس مادر شدن او را کاهش دهد و حتی به آسیب‌هایی مانند اعتیاد سوق پیدا کنند، این در حالیست که مردان، در صورت ترک چنین رابطه‌ای، کمتر آسیب می‌بینند.

در چنین ازدواج‌هایی، امکان دارد که یکی از طرفین هر لحظه نسبت به ادامه این رابطه اظهار بی‌میلی کند و این امر، موجب وارد شدن صدمات روحی قابل توجهی به طرف مقابل به ویژه زنان می‌شود چرا که آنان بر حسب طبیعت خود، دوست دارند روی فردی سرمایه‌گذاری عاطفی کنند که این فرد از ارزش لازم برخوردار باشد. از لحاظ جنبه حقوقی، ازدواج سفید از نظر قانونی جرم است. از نظر شرعی نیز گناه محسوب می‌شود و همواره فرد با نوعی ترس و نگرانی از عواقب چنین رابطه‌ای دست و پنجه نرم می‌کند. این در حالیست که اگر این روابط ثبت شود، امکان اثبات متعلق بودن فرزند به پدر وجود دارد.

این رابطه نه از سوی خانواده و نه نهادهای اجتماعی پذیرفته نمی‌شود. بنابراین می‌تواند آسیب‌های زیادی را به همراه داشته باشد. هر چند که ممکن است ارضای عاطفی و جنسی و سرنوشت یکسان اقتصادی به دنبال داشته باشد،‌ اما به محض آشکار شدن، مردم با آن مخالفت می‌کنند و حمایت‌های اجتماعی از زوجین برداشته می‌شود. چرا که این پیوند از نظر حقوقی و قانونی هیچ جایگاهی ندارد. در این شرایط به نظر می‌آید لازم است از سویی با فراهم کردن زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی و از سوی دیگر با فرهنگ‌سازی و تشویق جوانان به ازدواج دائم، از میزان تمایل آنان به روابطی مانند ازدواج سفید کاست و جامعه را از عوارض چنین پیوندهایی، مصون نگه داشت.

منبع: آسمونی

ازدواج سفید در خانه های مجردی!

سیلاب زندگی‌های مجردی، بنیان خانواده را نشانه گرفته است. امروز بسیاری از جوانان، دور از خانواده‌ها زندگی می‌کنند؛ بدون هیچ دلیل و مبنایی، صرفا برای لذت و تفریح بیشتر!

بر اساس آخرین آمارهای سازمان ثبت احوال تهران، ۳۰ درصد جوانان گروه سنی ۲۰ تا ۳۵ سال کشور معادل ۱۲ میلیون نفر در کشور ازدواج نکرده‌اند و این در حالی است که ۳۰ درصد از جوانان، این روزها دور از محیط خانواده و در خانه‌های مجردی زندگی می‌کنند، اتفاقی که به خودی خود می‌تواند زاییده نابهنجاری‌های بسیاری باشد.
دگردیسی جامعه در سال‌های اخیر، تغییرات ساختار بسیاری به همراه داشت که به تبع آن، کارکردهای خانواده هم تغییرات بنیادی را تجربه کرد. یکی از مهمترین تغییرات اجتماعی سال‌های اخیر کشور ما، افزایش سن ازدواج بود؛ به این ترتیب که بر اساس آمارها، متوسط سن ازدواج با افزایش چشمگیر به سمت گردنه سی سالگی میل کرده است. افزایش سطح تحصیلات و گرایش به اشتغال در میان دختران در سال‌های اخیر و تغییرات فرهنگی، از جمله عواملی بود که باعث شد دختران در سنین زیر بیست سالگی به ازدواج و رفتن به خانه شوهر فکر نکنند و راه‌های جایگزینی مانند تحصیل و اشتغال را برای خود برگزینند، تحصیلات آکادمیک و در ادامه آن اشتغال، باعث شد دختران علاوه بر این که سال‌های دهه سوم زندگی را در دانشگاه‌ها و محیط‌های کاری می‌گذرانند، برای انتخاب همسر هم کفو و هم شان خود دچار مشکل شوند چون پسرهای هم سن و سال آنها به جای دانشگاه، راه بازار کار را در پیش گرفته بودند و این عدم تناسب مشکلات بسیاری را بر سر راه همسرگزینی دختران جوان تحصیلکرده و شاغل ایجاد کرد.

افزایش موارد ازدواج سفید در کشور، پیامدهای گسترده‌ای را به دنبال دارد که مهمترینش، آسیب‌هایی است که به بنیان خانواده ایرانی و ازدواج‌های رسمی وارد می‌کند.

در این میان، مشکلات اقتصادی که سال ۹۱ و پس از تغییرات نرخ دلار به شاکله زندگی اجتماعی وارد شد، تعاریف مرسوم ازدواج و تشکیل زندگی مشترک را دچار تغییر کرد چون جوانانی که پیش از این تغییرات ارزی و فشارهای اقتصادی، قصد ازدواج و تشکیل زندگی مشترک را داشتند، پس از این تغییرات، خود را در پذیرش این مسئولیت ناتوان دیدند و ترجیح دادند به اصطلاح سری را که درد نمی کند، دستمال نبندند. همه این مسائل در سال‌های اخیر با پدیده ارتباطی جدید به نام شبکه‌های اجتماعی، اپلیکیشن‌های موبایلی و سیل شبکه‌های ماهواره‌ای عجین شد، اتفاقاتی که هر کدام به خودی خود می‌توانستند ساختار اجتماعی نسلی را دچار تغییر کنند و در نهایت این روزها با آمارهای جمعیتی روبرو هستیم که از رسیدن سن ازدواج به آستانه سی سالگی و زندگی مجردی ۳۰ درصد از جوانان ایرانی سخن می‌گوید.

دهه نود، دهه تجردگزینی!

آمار گرایش جوانان به زندگی در خانه‌های مجردی، مسئله‌ای بود که رسانه‌ها در طول سال‌های اخیر بارها به آن اشاره کرده بودند اما انتشار آمارهای زندگی‌های مجردی، همواره با محدودیت‌هایی روبرو می‌شود و در نهایت این روزها برخی از مسئولین هم به آمار زندگی ۳۰درصد از جوانان ساکن شهرهای بزرگ در خانه‌های مجردی صحه گذاشته اند، تا به آنجایی که برخی کارشناسان، دهه ۹۰ را دهه تجردگزینی نامیده‌اند، دهه‌ای که در آن جوانان مجرد، دیگر اصرار چندانی به ازدواج و تشکیل خانواده ندارند و ترجیح می‌دهند زندگی راحت و بدون مسئولیت خود را در خانه‌های مجردی تجربه کنند، بدون این که با محدودیت‌های خانواده و والدین روبرو باشند.

فاجعه‌ای به نام ازدواج سفید در فقدان ازدواج‌های رسمی

یکی از فجایع اجتماعی که در سال‌های اخیر در کلان‌شهرهای کشور شکل گرفت و این روزها با رشد روز افزونی روبرو شده است، زندگی مشترک دو نامحرم بدون عقد و ازدواج زیر یک سقف است که در تعاریف جدید جامعه شناختی، ازدواج سفید لقب گرفته است.

این که چرا ازدواج سفید در جامعه سنتی کشوری مانند ایران به وقوع پیوسته و استمرار هم پیدا می‌کند، به همان ماجرای افزایش سن ازدواج و گرایش جوانان به زندگی‌های مجردی باز می‌گردد، بر این اساس، زمانی که دختران و پسران جوان بدون نظارت خانواده‌ها در خانه‌های مجردی زندگی می‌کنند دیگر برای برقراری روابط با محدودیتی روبرو نیستند و در این میان ممکن است برخی از این جوانان به جای این که زیر بار ازدواج و مسئولیت زندگی مشترک بروند، هم‌باشی و ازدواج سفید را برای ادامه رابطه با طرف مقابلشان بر گزینند، رابطه‌ای که هیچ تعهدی برایشان ایجاد نمی کند و هر زمان که بخواهند، می‌توانند از آن خارج شوند. افزایش موارد ازدواج سفید در کشور، پیامدهای گسترده‌ای را به دنبال دارد که مهمترینش آسیب‌هایی است که به بنیان خانواده ایرانی و ازدواج‌های رسمی وارد می‌کند.

دولت برای ازدواج‌های پایدار فکری بیندیشد

در این میان، با توجه به آمار ۱۲ میلیون جوان ۲۰ تا ۳۵ ساله مجردی که تا به امروز نتوانستند ازدواج کنند، مسئولان و سیاست گذاران به جای دست روی دست گذاشتن و پنهان کردن آمارهای ازدواج‌های سفید و سونامی طلاق و روابط نامشروع، چاره‌ای برای ازدواج‌های بهنگام و پایدار جوانان بیندیشند چون با اهمال مسئولان، خانواده‌ها هر روز بیش از روز گذشته به سمت مدل غربی پیش می‌روند و اگر این مسئله امروز کنترل نشود، در یک دهه اخیر خانواده ایرانی مفهوم و تعریف واقعی خود را از دست خواهد داد و ازدواج‌های سفید و روابط بی قید و بند جای آن را می‌گیرد.

منبع: خبرپو

بررسی تاثیر سوء آسیب‌های ماهواره بر خانواده

یکی از آسیب‌های نوپدید اجتماعی که تبدیل به یک چالش بزرگ برای انس و الفت بین اعضای خانواده و استحکام بنیان خانواده شده است تاثیر سوء آسیب‌های ماهواره بر خانواده می‌باشد. بدیهی است که این چالش عظیم برای کارکرد درست و اصولی خانواده مختص ما ایرانی‌ها نمی‌باشد و در سایر کشورهای جهان نیز جامعه شناسان و کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناسی زیادی نگران آینده اصلی‌ترین رکن جامعه یعنی خانواده می‌باشند.

مقدمه‌ای بر آسیب‌های ماهواره بر خانواده

خانواده در تمام فرهنگها کانون شکل گیری هویت فرد است. هیچ فردی جدا از خانواده اش قابل تعریف نیست و خانواده رکن اصلی سازنده ی فرد و شخصیت اوست. (ثنایی، ۱۳۷۹).

کانون خانواده پایه بنیادین اجتماع، سلول سازندۀ زندگی انسان، خشت بنای جامعه، خانواده کانون اصلی حفظ سنت ها، هنجارها و ارزش‌های اجتماعی است و شالوده ی استوار پیوند‌های اجتماعی و روابط خویشاوندی و کانونی برای بروز و ظهور عواطف انسانی و پرورش اجتماعی است.

خانواده، واحدی است که بر اساس ازدواج پدید می‌آید و از آغاز پیدایی خود، همچون حریمی امن، زندگی انسان را در بر گرفته و موج تازه‌ای در درون شبکه ی خویشاوندی ایجاد می‌کند که شمار زیادتری از خویشاوندان را نیز به هم پیوند می‌دهد.

انسان در خانواده، فرایند جامعه پذیری را می‌آموزد که مجموعه‌ای از بایدها و نبایده است و بالاخره نقش‌هایی را در روابطش با دیگران یاد می‌گیرد. تعاریف فوق نشان دهنده ی اهمیت فوق العاده ی این بنیان کوچک اجتماعی است و تاثیر آن در تمامی شئون زندگی افراد به ویژه فرزندان است.

اما این سیستم نیز مانند هر سیستم دیگری دستخوش حوادث تلخی می‌شود و همیشه در امان و به دور از تهدید نیست. پایه‌های هر جامعه، ریشه در ارزشها و نظام عقیدتی آن دارد. بنابراین برای تضعیف هر جامعه، کافی است تا فرهنگ آن را تضعیف کرد.

با این کار افراد جامعه از خود بیگانه شده و برخلاف آنچه که حقیقت فرهنگی آنها را تشکیل می‌دهد، رفتار می‌کنند. امروزه شیوه‌های ضربه زدن به فرهنگ و هویت ملی یک کشور تغییر یافته و دشمنان سعی می‌کنند از طریق جنگ نرم افزاری به فروپاشی بنیان خانواده و آرا و عقاید جوانان آن مرز و بوم نایل آیند.

شبکه‌های ماهواره‌ای با حضور در خانه ی ایرانیان به خصوصی‌ترین حوزه‌های زندگی آنان دسترسی پیدا کرده و با نمایش مناسبات و روابط ناسازگار با زندگی ایرانی الگوهای مختلف زندگی خانوادگی را معرفی می‌کنند.

این در حالی است که محتویات چنین روابط و ارتباطاتی بر اساس واقعیاتی زندگی ایرانی بنا شده و با عناصر دینی و آیین اسلامی فاصله دارد.

به همین منظور این مقاله در صدد بررسی آثار سوء فیلم‌های ماهواره‌ای به عنوان یکی از مهمترین رسانه‌های دیداری در متحول ساختن روابط خانوادگی و ایجاد تغییر در کارکردهایی آن می‌باشد و تلاش می‌کند به این سوال پاسخ دهد که ماهواره چگونه روابط خانوادگی را دستخوش تغییر و تحول می‌سازد و منجر به تضعیف بنیان خانواده می‌شود و در پایان برای رفع اینگونه معظلات پیشنهادی ارائه شود تا شاید بتوان گامی کوچک در ارتقای سطح آگاهی خانواده‌ها برداشت.

دسته‌بندی آثار آسیب‌های ماهواره بر خانواده

به طور کلی می‌توان آثار شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای را بر اساس تحقیقات انجام شده به قرار زیر دسته بندی کرد:

تغییر ضد ارزشها به ارزشها

شبکه‌های ماهواره‌ای قادرند احساس شخص از واقعیت را تغییر بدهند و با تاثیر گذاری بر روی افکار و روان مخاطبان خود، براحتی نوع دیدگاه و سلایق مردم را متحول سازند. این واقعیت را نباید نادیده گرفت که ارزشهای غیر اخلاقی براحتی از طریق ماهواره در قالب قواعد و هنجارها و نمادها قابل پیاده شدن در محیط گرم خانواده است.

ماهواره با توجه به توانمندی‌هایی که دارد، یکی از عوامل بسیار مهم دگرگونی ارزشها و باورها می‌باشد، چه اینکه قادر است با برنامه‌ریزیهای دقیق و کنترل شده، اندیشه‌های مردم یک جامعه را شکل دهد و رفتار آنان را بصورت دلخواه سمت و سو دهد.

شبکه‌های ماهواره‌ای در قالب میان برنامه‌ها و آگهی ها، ارزشهای متفاوتی چون فرهنگ برهنگی، مصرف گرایی، تجمل پرستی، ترویج بی‌مبادلاتی اخلاقی و … را به نمایش گذاشته و رفته رفته فرهنگ وقار و پوشیدگی به فراموشی سپرده شده، رقابت برای عرضه هرچه بیشتر جذابیت‌های جنسی، به فرهنگ غالب در کشور تبدیل شده است.

قدرت تاثیر گذاری ماهواره محدود به تغییر ارزشها تنها در حوزه تضعیف ارزشها و ارزشهای جایگزین در رفتار بینندگان نمی‌باشد، بلکه این رسانه قادر است در حوزه‌های مربوط به حریم‌های خصوصی افراد نیز به طور خاص، تغییراتی ایجاد کند. «و گاهی به فرد بدون اینکه در جریان باشد تحمیل می‌شود، یعنی وجدان آدمی را دستکاری می‌کند»(لوفور ۱۹۹۹) چنین تغییراتی، بسترهای مناسبی برای آسیب رسانی علیه خانواده و پیامد‌های ناگوار آن فراهم می‌سازد.

شبکه‌های ماهواره ای، هویت تازه‌ای به مشاهده گران خود می‌بخشند و آنها را وامی دارند تا ارزشهای غلط و فاسد را جایگزین ارزشهای اخلاقی دانسته و سعی در حفظ و ثبات آنها برآیند، چرا که زبان تصویر، قدرت فوق العاده‌ای در جهت تحکیم با تضعیف ارزشها دارد، از این رو برنامه‌های ماهواره در کشورهای سازنده، شاید مناسب حال مردم آن جامعه و در جهت سیاست‌های حاکم بر آنان باشد، ولی در جامعه‌ای که آن روابط، ارزشها و هنجارها به گونه‌ای دیگر است، نتیجه ی عکس داده و هنجار‌های جامعه اسلامی را مورد حمله قرار می‌دهد و خانواده را دچار تغییر می‌کند که اگر به درستی مدیریت نشود، خانواده‌ها دچار تزلزل خواهند شد.

الگو دهی ماهواره به خانواده‌ها

تاثیر برنامه‌های ماهواره بر افکار عمومی و عملکرد مخاطبان بویژه از نظر تربیتی و جامعه پذیری امر روشنی است. کانال‌های ماهواره‌ای موجب می‌شوند زنان و دختران جوان، با دیدن فیلم‌ها و سریالهای شبکه‌های فارسی زبان، مطابق حس همزاد پنداری، به تقلید از نوع پوشش و آرایش هنرپیشگان برآمده، سعی در هرچه شبیه تر کردن خود با آنها کنند.

بواسطه معرفی الگوهای ذهنی و عملی رفتار، در گذر از برنامه‌های مختلف، معرفی شخصیت‌ها و سمبل‌های مطرح شده، شخصیت‌های سریالها، فیلم‌ها و … پس از مدتی تعدادی از این الگوها را در بییندگان خود درونی می‌کند(منادی ۱۳۸۵).

یادگیری از راه مشاهده، یکی از تئوریهایی است که رفتار الگوهای بینندگان را در بروز رفتارهای نابهنجارانه تبیین می‌کند. الگو‌هایی که امروزه افراد برای خود بر می‌گزینند و از رفتارهای آنان پیروی می‌کنند. بندورا معتقد است عوامل مختلفی کنترل رفتار انسان را در دست دارد که سبب بروز چنین رفتارهای نابهنجارانه می‌شود.

به اعتقاد بندورا مطابق «دیدگاه یادگیری اجتماعی، مردم نه بوسیله نیروهای درونی رانده می‌شوند، نه محرک‌های محیطی آنان را به عمل سوق می‌دهند، بلکه کارکردهای روانشناختی بر حسب یک تعامل دو جانبه بین شخص و عوامل تعیین کننده ی محیطی تبیین می‌شوند، به طور دقیق ” شخص”، “محیط”، “رفتار شخص” بر هم تاثیر و تأثر متقابل دارند و هیچ کدام از این سه جزء را نمی‌توان جدا از اجزای دیگر به عنوان تعیین کننده ی رفتار انسان به حساب آورد» (سیف ۱۳۷۴).

اغلب سریالهای به ظاهر خانوادگی حاوی داستانهایی از عشق‌ها و روابط نا متعارفی است که بیننده را بعد از مدتی به طور غیر ارادی و ناخودآگاه وارد به همسان سازی زندگی واقعی و شخصی خویش با تصاویر پخش شده از ماهواره می‌کند. مصادیقی چون خیانت به همسر، افزایش سن ازدواج، بی‌تفاوتی به حریم خانواده و بی‌بندوباری فکری و فرهنگی در جامعه، نمونه ی بارزی از نتیجه ی الگوپذیری از الگوهای غلط برنامه‌های ماهواره‌ای است.

اثر گذاری ماهواره بر ارتباط عاطفی زوجین

گسترش و استفاده ی افراطی ماهواره با کارکرد متنوع خود و دگرگون سازی‌های پیوسته اش، رفته رفته آسیب پذیر شده و استحکام خانواده را به مخاطره می‌اندازد، در این صورت خانواده قوی‌ترین عامل دوام و رشد خود را که عاطفه و صمیمیت میان اعضاست، به دست فراموشی می‌سپارد، برنامه‌های ماهواره به تدریج جای ارتباط بین فردی از نوع چهره به چهره را گرفته و توانسته اند فضای انفرادی را به جای فضای جمعی و اجتماعی خانواده حاکم کنند، به گونه‌ای که در ابتدا به افزایش فردگرایی و کاهش جمع گرایی منجر شده و با رخنه در محیط گرم خانواده ترویج مفاسد دینی، عفاف زدایی و ایجاد حس رقابت زن و شوهر نسبت به یکدیگر، عامل مهمی در آسیب رساندن به انسجام خانواده شوند.

زن محور اصلی تعلیم و تربیت در خانواده و این موضوع که در ایران بیشترین مخاطبان تلویزیون را زنان تشکیل می‌دهند باعث شده برنامه‌های این نوع شبکه‌ها با هدف قرار دادن شخصیت زن و القاء کردن فرهنگ غربی به او بتوانند شخصیت حقیقی زن مسلمان ایرانی را متزلزل ساخته و بنیان خانواده را به شدت تضعیف کنند.

در شبکه‌های ماهواره‌ای شدت بخشیدن به رقابتهای اقتصادی میان زن و مرد به جای پیوندهای عاطفی مستحکم نشده، ارائه تعریف نادرست از زندگی مشترک، موجب شده تا مفهوم عشق واقعی و تعهد به رقابت و سوء تفاهم تبدیل شود.

ترویج خانواده‌های بدون ازدواج (هم‌خانگی‌ها)

تاثیر خانواده، در دو بعد قابل توجه است: یک جنبه مربوط به به ثبات در الگوهای رفتاری خانواده است که منجر به سالم سازی الگوهای ارتباطی خانواده می‌شود و دیگری بحث تحکیم و ثبات شخصیتی افراد خانواده است.

شبکه‌های ماهواره‌ای با هدف قرار دادن تحکیم خانواده، هم الگوهای رفتاری خانواده و هم شخصیت افراد را به سوی سستی و تزلزل هدایت می‌کند. یکی از الگوهایی که ماهواره برای مخاطبان خویش در نظر می‌گیرد تبلیغ آزادی‌های نامحدود و زندگی مشترک بدون ازدواج (ازدواج سفید) یا وصلت آزاد است که عملاً نوعی ازدواج بدون پیوند‌های قانونی یا شرعی است.

ترس از آسیب دیدن، آرزوی قابل قبول بودن و به خصوص میل به آزادی جنسی و فرار از مسئولیت چیزهایی است که از نارسایی بلوغ عاطفی سرچشمه می‌گیرد. الگویی نیز که سازندگان برنامه‌های ماهواره‌ای برای ترویج پدیده ی آزادی مطلق در نظر گرفته است، ارضای غریزه جنسی جوانان از طریق روش (انتخاب دوست و رفیق غیر همجنس) می‌باشد، روشی که در غرب معمول است و آغازگر یک زندگی مشترک جدید بدون ازدواج می‌باشد.

غیر رسمی شدن ازدواج که به عنوان یک فرهنگ وارداتی به خصوص در شهرهای بزرگ پدید آمده، به معنی کمرنگ شدن هنجارهای اجتماعی است که رفتار مردم را در رسوم معمول جامعه مانند ازدواج تعریف می‌کنند. برنامه‌های ماهواره‌ای با ترویج این الگوی نابهنجار باعث می‌شوند دختران و پسران جوان خود را ملزم به تشکیل خانواده نبینند و ترویج دهند که این شکل از الگوی تشکیل خانواده را تجربه کنند. الگویی که این شیوه از زندگی را در همه ی جوامع، طبیعی جلوه می‌دهد و سعی در تغییر بنیان‌های فکری مخاطبان دارد.

آسیب‌های ماهواره بر خانواده

برنامه‌های نامناسب ماهواره به دنبال ترویج احساس آزادی مطلق و یا همان لیبرالیسم جنسی به دنبال ایجاد آزادی برای روابط جنسی مطلق بوده و با ترویج فرهنگ خود، تمامی افکار مخاطبان خود را متوجه تلذذ جنسی کرده است.

ماهواره سطح تعمیم پذیری مسائل خصوصی را افزایش داده و سکس را لازمه ی زندگی امروز می‌شمارد و با برنامه‌های غیر اخلاقی انتظارات کاذب جنسی را در مردان بوجود می‌آورد.

زنان هم در پاسخگویی به این تنوع طلبی دچار مشکل می‌شوند و تکرار برنامه‌ها و انگیزش‌های پی درپی باعث می‌شود که تنها به تلذذ جنسی توجه داشته و در این راه تمامی انرژی معنوی و مادی خود را از دست داده، نتیجه ی طبیعی و فاجعه آمیز آن در مورد عمومی شدن مسائل خصوصی و پرده دری و نابودی بنیان‌های اخلاقی و حریم شکنی و گسیختگی بنیان خانواده می‌گردد.

از دیدگاه این برنامه‌ها، همسر قانونی از لحاظ روانی یک مزاحم به شمار می‌رود و تعهد و پایبندی به بودن در کنار همسر بی‌معنی می‌باشد، و با این تلقین که زنان موجوداتی آسیب پذیر هستند و باید مورد سوء استفاده پرخاشگری، تجاوزجنسی و آزارجنسی قرار گیرند، چرا که این نوع رفتار از دید آنها علامت تداوم سیستم مردسالاری است.

این تصاویر زنان را مطیع و تسلیم پذیر نشان می‌دهند و ارزشهای حقیقی یک انسان را تا حد سکس تنزل می‌دهد، نقش و جایگاه افراد خانواده مبهم و نامشخص می‌شود، بویژه در مورد زنان که در اوج تحول قرار دارند (بهنام ۱۳۸۳). افرادی که بیشتر وقت خود را پای چنین برنامه‌هایی می‌گذارند ناخودآگاه حوزه‌های تعاملی خود را کاهش می‌دهند.

الگوهایی متناقض و نامتعارف دریافت کرده و به صورت فریبکارانه نیاز خود را در محیطی خارج از چارچوب خانواده ارضاء می‌کنند. همین طور فراگیری لذت‌های تخیلی و هیجانی از طریق ماهواره، به صورت معظلی جهانی در آمده، بسیاری از افراداز این طریق به هیجانات و لذت‌های آنی دست می‌یابند.

گزارشات تحقیقی حاکی است که اغلب کودکان و نوجوانان در جوامع امروزی از طریق فیلم‌های جنسی ماهواره با مسائل جنسی آشنا می‌شوند که این موضوع آغاز انحراف و اختلال جنسی در آنان می‌شود و جنبه‌های آسیب شناسی رفتار جنسی در مخاطبان به خصوص جوانان کم سن و سال افزایش می‌یابد.

علت اصلی بسیاری بیماری‌ها و اختلالات جنسی در افراد فراگیری و اجرای رفتارهای نامتعارف جنسی است که در اثر الگوبرداری از برنامه‌های ماهواره می‌باشد. چنین وضعیتی همچنین می‌تواند این دیدگاه را در فرد ایجاد کند که پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می‌دهد زیرا پس از ازدواج این آزادی محدود می‌شود.

به همین جهت بینندگان منفعل ترجیح می‌دهند که یا اصلاً ازدواج نکنند، یا با تاخیر،ازدواج کنند. زیرا در بیرون از خانه و دور از ازدواج رسمی می‌توانند با تنوع و آزادی جنسی بیشتری ارضاء شوند. از این رو هنجارها و ارزشهایی که چنین شبکه‌هایی سرلوحه ی برنامه‌های خود قرار می‌دهند، نه تنها مروج ارزشهای دینی و اخلاقی نیست، بلکه خود عامل ایجاد ناهنجاری‌ها در سطح خانواده گشته، برای ترویج و تثبیت افکار، ایده‌ها و باورهای شخصی و گروهی مخاطب را به سوی بی‌بندوباری و انحراف سوق می‌دهد.

امری که در جامعه‌ای مثل کشور ما بسیار ناپسند و خلاف عرف و اخلاق عمومی است و این نوع رفتار با فرهنگ دینی ما همخوانی ندارد. چنین مسائلی حتی در جوامع غربی نیز به عنوان نابهنجاری وجود داشته و با این ناهنجاری‌ها برخورد می‌شود، اما شبکه‌های ماهواره‌ای به بیننده منفعل اینگونه القاء می‌کند که در کشورهای غربی چنین روابطی مورد پذیرش می‌باشد، این رسانه « به واسطه ی بار فرهنگی که دارد تأثیر بسیار زیادی برچگونگی فرهنگ و نظام آموزشی افراد جامعه می‌گذارد.» (منادی ۱۳۸۵). چرا که قدرت فوق العاده‌ای روی اذهان آدمی دارد، قدرتی که تا کنون سابقه نداشته است، اگر در مقابل نفوذ آن مقاومت نکنیم، ما را از جاده تمدن دور خواهد کرد (پوستی ۱۳۷۹).

ریشه‌کنی بنیان خانواده

در خانواده با معیارهای اسلامی، مرد احساس مسئولیت عمیقی در قبال اعضای خانواده ی خود دارد و خود را موظف به حفظ حریم خانواده می‌داند و این تلقی باعث تعهد مرد به بانوی خانۀ خود و فرزندان برای تأمین نیازهای آنها می‌شود. در برنامه‌های ماهواره‌ای مرد خانواده به عنوان یک فرد مطرح می‌شود که امیال فردی اش معیار رفتارهای او هستند.

چنین فردی خود را متعهد به دیگر اعضای خانواده نمی‌داند و خود او مقدم بر تمام مناسبات خانوادگی است و برای تأمین امیال و نیازهای خود می‌تواند روابط مقدس خانوادگی را زیر پا بگذارد. چنین مردی مطلوب زن ایرانی و غیرت زنانه ی او نیست و لذا مرد خانواده را تکیه گاه محکم خود و فرزندانش می‌خواهد.

از سوی دیگر برنامه‌های ماهواره‌ای زن را نیز به همین ترتیب یک فرد تعریف می‌کند که امیال او مقدم به هر فرد دیگر از جمله اعضای خانواده است. چنین زنی نیز مطلوب مرد در خانواده ی ایرانی با آموزه‌های اسلامی نیست که زن را مدیر منزل و مسئول تربیت فرزندان و تنظیم ارتباطات اجتماعی تلقی می‌کند.

بر همین قیاس فرزندان در خانواده ی اسلامی دارای نقش‌ها و موقعیت‌های تعریف شده هستند که حقوق و تکالیفی را در رابطه با پدر و مادر و خانواده به عنوان یک نهاد به عهده دارند. برنامه‌ها و سریال‌های ماهواره‌ای این نقش‌ها را دگرگون معرفی می‌کنند و برای مثال یک دختر یا پسر جوان در خانواده ی غربی را آزاد از تعهدات به پدر و مادر و نهاد خانواده نشان می‌دهند. چنین تصویری باعث تعارض نقشی در فرد می‌شود و در حالی که فرهنگ و واقعیات زندگی تکالیف دیگری برای او تعریف کرده اند و البته متناسب با این تکالیف، حقوقی نیز برای او در نظر گرفته اند که فرزند یک خانواده ی غربی از آنها محروم است.

بر این اساس برنامه‌های ماهواره‌ای با تعقیب یک خط سیر فکری که مهمترین مفهوم آن «فردگرایی» است، سعی در بازاندیشی مناسبات خانوادگی دارد. اولین گام در این مسیر تعریف مجدد نقش عای اعضای خانواده است. در حالی که این نقش‌ها و حقوق و تکالیف تعریف شده برای آن، حاصل پیشنیۀ دیرین خانواده در ایران بر اساس تعالیم اسلامی است و اجزای آن با هم انطباق یافته اند و به هماهنگی رسیده اند.

بر این مبنا برخی از مهم‌ترین آسیب‌های ماهواره برای خانواده و اعضای آن در کشور ما عبارتند از: ترویج فردگرایی، بازاندیشی نقش‌ها، تعارض فرهنگی، نا آرامی ذهنی و نارضایتی، که خود در میان زنان و مردان و فرزندان خانواده و نهایتاً بعنوان اعضای اجتماع، اثرات متفاوتی دارد. با تضعیف خانواده، تکیه گاه فرد و پایگاه اجتماعی و اقتصادی اش تضعیف می‌شود و باید پیش از نهادهای فرهتگی یا سیاسی، خود فرد جلودار مبارزه با عناصر بیگانه و متعدد به حریم خانواده اش باشد.

سست شدن بنیان خانواده

از دیگر تبعات حضور بدون کنترل و حتی با کنترل ماهواره بر خانواده است ورود ماهواره به خانه را می‌توان به منزله ورود یک فرد نامحرم و لاابالی دانست که دوست ناباب برای فرزندان است، درصدد اختلاف افکنی بین زنها و شوهر هاست، به ناموس افراد چشم طمع دارد، دین افراد را می‌گیرد، مرزها و حریم‌های خانواده را می‌شکند، به آسانی حقیقت‌های سیاسی و اجتماعی را وارونه جلوه می‌دهد، دزد وقت افراد است و اگر بتواند حتماً سرک هم به کیف پول افراد خواهد زد، خرید ماهواره به منزلۀ دعوت این فرد ناباب به منزل هاست. مجاز شمردن خیانت زن به شوهر و زشتی زدایی از روابط قبل از ازدواج و حتی حاملگی بدون روابط قانونی، اهانت به والدین و بی‌توجهی به آنها، نفوذ جادو و طلسم در زندگی روز مره بازیگران همه و همه باعث شده فیلم‌ها و سریال‌های ماهواره به طور هدفمند عفت و اخلاق اجتماعی را نشانه گیری کنند.

الف. دختران فراری

از مهم‌ترین کارکردهای سریال‌ها و فیلم‌های پخش شده در ماهواره، آزادی در خارج از خانه هاست، به این معنا که افراد مخصوصاً دختران جوان را که به صورت سنتی و فرهنگی در خانواه‌ها با محدودیت‌هایی روبرو هستند را دچار حس زندانی بودن در خانه می‌کنند. این فرایند روانی به صورت خیلی ساده با مقایسۀ دختران موفق یا آزاد سریال‌ها و فیلم‌ها، وضعیت دختران قربانی در ذهن وی شکل می‌گیرد، کم کم با عدم مدیریت صحیح در خانواده‌ها تبدیل به یک عقده و در نتیجه فرار یا رویگردانی دختران جوان از فضای امن خانه می‌گردد. چنین پدیده‌ای در خانواده‌های که از ساختار درستی برخوردار نیستند شدیدتر است.

ب. بدحجابی و زنان خیابانی

طبیعی است که وقتی در خانواده‌ها، بدون هیچ محدودیتی اعضای خانواده پای ماهواره می‌نشینند و فیلم‌هایی را می‌بینند که برای خانواده مناسب سازی نشده است، و بی‌حجابی در آن به عنوان یک امر عادی موج می‌زند. به مرور از حجاب ارزش زدایی و زنان خانواده ترجیح بدهند که با حجاب کم رنگ تر یا احیاناً بی‌حجاب در جامعه حضور پیدا نمایند.

این مسئله با عمومی تر شدن بی‌حجابی و حتی استقبال نامحرمان از حضور بی‌حجاب زنان در جامعه تبدیل به ایجاد فضای خودنمایی برای نامحرمان و در ادامه روند دور شدن از دیده شدن در خانواده تبدیل به پدیده زنان خیابانی یا شکل گیری روابط نامشروع بین افراد متأهل می‌گردد.

نمونۀ زشت این نوع از آسیب‌های اجتماعی را می‌توان در بین زنان جوانی دید که علی رغم متأهل بودن با آرایش‌های بسیار زننده به همراه دختر کوچکشان که وی نیز آرایش شده است در خیابان‌ها دید، زنانی که از بروز دادن رفتارهای دوستانه با مردان نامحرم در خیابان‌ها هیچ ابائی ندارند.

ج. تأثیر منفی بر روابط بین افراد، اختلاف خانوادگی و شکستن حریم‌های خانواده

وقتی افراد در برنامه‌های ماهواره می‌بینند که افراد چقدر با انزواطلبی و حتی مقابله با افراد خانواده شان و یا حتی خیانت به آنها می‌توانند موفق باشند، این خانواده را به سوی اختلاف داخلی، کم اهمیت شدن نقش پدر، ایجاد اختلاف بین زوجین و دوری فرزندان از والدین می‌کشاند. یا در سوی دیگر، وقتی که پدر یا مادری به همراه پسر یا دختر جوانشان نظاره گر تصاویر فیلمی هستند که در آن یک معاشقه ولو خفیف صورت گیرد، همین مسأله موجب از بین رفتن پرده‌های حجاب بین افراد خانواده و در نتیجه شکستن قبح افعال می‌گردد.

تنها خدا می‌داند که در خانواده‌ای که قبح افعال شکسته شده باشد، چه اتفاقات بدی رخ خواهد داد. حضرت علی در مورد حیا فرمود: الحیاء فعل القبیح یعنی حیا از انجام افعال قبیح جلوگیری می‌کند. و واضح است که در نبود حیا و شکسته شدن حریم خانواده چه اتفاقات شومی رخ خواهد داد.

د. ترویج هوس خواهی و تنوع طلبی

آنچه در سریال‌ها و فیلم‌های نمایش داده شده در ماهواره مشاهده می‌شود، بازیگرانی هستند که صرفاً به خاطر زیبایی هایشان جلوی دوربین‌ها حاضر می‌شوند، و در سرتاسر پخش برنامه، زیبایی‌های ظاهری و جسمی شان به صورت بسیار پررنگ نمایش داده می‌شود به گونه‌ای که محرک شهوات افراد باشد.

در طرف دیگر قضیۀ عموم سریال‌ها و فیلم‌هایی که برای مخاطب ایرانی و مسلمان ماهواره آماده سازی می‌شود، سعی می‌شود که در آن برای افراد حق چشیدن روابط دیگر علاوه بر روابط زناشویی را محفوظ بداند. همین مسئله علی الخصوص در مردان موجب این می‌گردد که حتی برای تفریح که شده به دنبال رفع عطش تنوع طلبی شان باشند.

و حتی اگر به دلایل خودداری از انجام اعمال خارجی اعمال، خودداری کنند، ولی ذهنشان درگیر این مسأله باشد. کمترین اثر این آسیب کم رنگ شدن رابطۀ عاشقانه بین زن‌ها و شوهرها و عدم رضایت و تمایل جنسی خواهد بود. در حوزۀ فردی هم مهمترین آسیب‌های ماهواره در حوزۀ فردی و شخصیتی و تشتّت ناآرامی فکری و عدم امنیت روانی، عدم اعتماد به اطرفیان و دروغگو دانستن همه یا اکثر افراد، لیجاد روحیۀ دوگانگی شخصیتی در دراز مدت و بروز ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی، القای افسردگی و غم و ناامیدی بویژه در بین جوانان، سیاه نمایی و مسموم کردن جوّ فکری، همچنین ترویج هیجان کاذب خصوصاً در ابعاد سیاسی و احساسی انسان می‌باشد.

همچنین مهمترین آسیب‌های ماهواره در بحث فرد در خانواده تضعیف و نادیده گرفتن پیوند، حق مسلم زناشویی، القای تجربه به چندین باره عشق توسط زن و مرد حتی بعد از ازدواج، بی‌فرهنگ و بی‌کلاس معرفی کردن والدین دارای فرهنگ سنتی و اصیل، القای موضوع که عشق گمشدۀ هر فرد، دنبال او می‌گردد و معرفی دوست دخترها و دوست پسرها به عنوان دوستان خانوادگی و نه تنها به عنوان عاشق و معشوق می‌باشد.

به عنوان چشم‌های شیطانی

در راستای علت استفاده از برنامه‌های نامناسب ماهواره در میان برخی از خانواده‌ها می‌توان مثال معرفی را مطرح کرد که بسیار قابل تداعی است و آن اینکه همه می‌دانند مصرف سیگار برای سلامتی انسان و حتی اطرافیان مضّر است ولی بسیاری از افراد و حتی بعضی از پزشکان نیز سیگاری هستند و قدرت ترک آنرا ندارند.

ماهواره‌ها نیز اگرچه بر خلاف سیگار در کنار سایر اختراعات بشری فواید بی‌شماری خصوصاً در بخش‌های علمی و تحقیقاتی هواشناسی و… دارد اما آنچه که امروزه در سطح جامعه از آن به عنوان برنامه‌های ماهواره نام برده می‌شود همان امواج شیطانی است که حقیقتاً موضوعات آموزنده آن در حداقل جایگاه قرار دارد.

همچنین چون عمده مردم ما هم مسلط به زبان خارجی نیستند(شبکه علمی ماهواره‌ها با زبان‌های خارجی پخش می‌شود) مراجعه عمده استفاده کنندگان از برنامه‌های ماهواره‌ای یا به برنامه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان است که بودجه و برنامه‌های آن از سوی قدرت‌های سلطه گر تأمین می‌شود و بازی گردانی آن هم به عهدۀ سلطنت طلبان و گروههای مجذوب فرهنگ غربی می‌باشد و یا آلوده به صحنه‌های سکس و… که در هر دو حالت نگاه و رویکرد علمی هیچ جایگاهی ندارد.

واقعیت این است که امروزه رسانه‌ها در همۀ کشورهای جهان، نقش بسیار ویژه‌ای در پیدایش تحولات اجتماعی و فرایند شکل گیری نگرش‌ها و دیدگاهها ایفا می‌کنند و در ایجاد بخش مهمی از ساختارها، هنجارها و ارزش‌ها و ضدارزش‌ها هم سهم و جایگاه بسیار مهمی دارند.

از این رو خانواده‌ها باید به ارزش‌های همان رسانه‌ها نیز دقت کنند تا مطمئن شوند اطلاعاتی که از آن رسانه‌ها به دست خانواده خصوصاً فرزندان می‌رسد از مجاری مطمئن و سالمی می‌باشند. نکتۀ دیگری که نباید فراموش کرد این که وظیفۀ آدمی برای حفظ سلامت نفس بسیار مهم و حساس است و همانطور که یک غذای مسموم می‌تواند انسان‌ها را بیمار و حتی از بین ببرد.

یقیناً برنامه‌های خاص ماهواره‌ای هم می‌تواند یک فرد یا اجتماع را هم بیمار و نابود سازد. کما اینکه همه ما دراین باره نمونه‌های فراوانی سراغ داریم و اگر ریشه بسیاری از بزه‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی را که اکنون در سراسر دنیا تقریباً به یک شیوه انجام می‌شود جستجو کنیم، در خواهیم یافت که همه آنها از یک آبشخور به نام ماهواره‌ها سرچشمه گرفته اند.

البته همین ماهواره‌ها هم خبرهای ناگواری را حتی از کشورهای غربی به گوش ما می‌رسانند که چنان سرنوشتی اگر نصیب هر ملتی شود، نابودی آن در آینده‌ای نه چندان دور قطعی خواهد بود. افزایش شدید آمار کودکان نامشروع، کاهش زاد و ولد، رسوایی‌های اخلاقی مقامات و شخصیت‌های به اصطلاح درجه اول این کشورها، افزایش شدید مصرف مشروبات الکلی، قرص‌های اکس، افزایش افسردگی و شمار خودکشی و قتل گسترش باندهای فساد و فحشا و قاچاق زنان و کودکان و… همه و همه خبرهای ناگواری است که حتی اعتراض اندیشمندان غربی راهم در پی داشته است و جامعه شناسان و طرفداران حریم خانواده و اخلاق را در کشورهای غربی نگران کرده است.

هدف اصلی پخش فیلم‌ها و سریالها در شبکه‌های ماهواره‌ای

۱-ایجاد خانواده بی‌قید در برابر خانواده‌های سنتی

در خانواده‌های سنتی پدر و مادر از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند. جایگاه ویژه پدر و مادر به صورت طبیعی مانع بسیاری از انحرافات است. وقتی فرزند در تصمیم‌های خود به نظر پدر و مادر خود توجه می‌کند، راه برای تن دادن به کارهایی که نهاد خانواده را تحت الشعاع قرار می‌دهد تنگ می‌شود.

اما در شبکه‌های ماهواره‌ای یکی از اصلی‌ترین کارها خارج کردن پدر و مادر از محوریت خانواده و معرفی آنه در اندازۀ زمینه ساز تولد است. یعنی پدر و مادر کسانی هستند که به جهت قانون طبیعت زمینه ساز تولد فرزند هستند و باز هم به جهت همین قانون طبیعت باید تا مدتی که فرزند توانایی مراقبت از خویش و پاسخ به نیازهای روزمرۀ خود را ندارد، از او مراقبت کنند.

اما وقتی که فرزند از آب و گِل در آمد، پدر در حد یک کارگر برای تأمین مخارج و مادر هم در حد یک خادم برای انجام وظایفی مانند آشپزی و رخت شستن و اتو کشیدن و… پایین می‌آید. در این خانواده پدر و مادر نقشی در تربیت فرزند خود ایفا نمی‌کنند.

شبکه‌های ماهواره‌ای بدون این که حساسیت خاصی ایجاد کنند، باورهای ما را فتح می‌کنند و خانواده بی‌قید را در مقابل خانواده دینی عَلَم می‌کنند. اگر خانواده از حالت مقید بودن و دینی خود بیرون آمد، آن جامعه محکوم به فناست کما اینکه در غرب این اتفاق در حال افتادن است.

۲-ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن و شوهر به یکدیگر

غرب به این نتیجه رسیده است که تا وقتی زن و شوهر در خانواده سنتی به وفادارند و روابط در محدوده خانواده منحصر می‌شود، نمی‌تواند خانواده سنتی را از هم بپاشاند. به همین دلیل یکی از اصلی‌ترین شگردهای آنها برای به هم ریختن خانواده سنتی، ترویج خیانت همسران به یکدیگر و عادی جلوه دادن اینها به ویژه خیانت زن به شوهر، مخصوصاً اگر زن متوجه شد شوهرش به او خیانت کرده است یک حق مسلم و طبیعی بداند که او هم به شوهر خیانت کرده و انتقام بگیرد.

به شدت در سریالها این موضوع را تبلیغ می‌کنند. اگر زنی در محدودۀ ارتباطات خود آن قید وفاداری را کنار زد دیگر نمی‌تواند همسر و مادر خوبی باشد. در این صورت خانواده‌ای بوجود نمی‌آید. ستون خیمه خانواده‌های سنتی مادر است. تجربه شده که در بسیاری از موارد پدر خانواده وقتی بی‌قید بوده است، آن خیمه خانواده برپا مانده است، مادر با آن ایثارو فداکاری،زندگی را حفظ نموده است.

عوامل گرایش به ماهواره در خانواده

تمایل خانواده‌های ایرانی به دیدن سریال و ترجیح آن به فیلم سینمایی، تا جائیکه بسیاری از کانال‌های ماهواره‌ای اکنون اقدام به پخش سریال در میان برنامه‌های عادی خود نموده اند.

تمرکز شبکه‌های ماهواره‌ای به حوزه‌هایی از زندگی اجتماعی که جزء حوزه‌های ممنوع و بعضاً تابوهای جامعه ی ایرانی به شمار می‌روند، مانند روابط آزادانه با جنس مخالف، نوشیدن مشروبات الکلی در مواقع جشن و غم، عدم تقید به ظواهر مذهبی و کافی بودن داشتن نیت پاک، روابط نامتوازن میان افراد دارای اختلاف بسیار و بسیاری موارد دیگر از این قبیل.

بیننده در بسیاری موارد به خود حق می‌دهد تا با ذهن خسته از کار روزانه و یادگیری‌های اجتماعی خود را با دیدن برنامه‌هایی بدون محتوا، اما سرگرم کننده و جذاب هر چند مضر آرام نماید.

وجود برخی سریالهای کم جاذبه ی داخلی که فاقد پاسخگویی به نیاز سرگرمی و رفع خستگی برای دسته‌ای از مخاطبان ایرانی است.

راهکارهای پیشنهادی مقابله با آسیب‌های اجتماعی ماهواره بر خانواده

تقویت فرهنگ خودی و نشان دادن ارزش‌های بالای آن به سطوح پایین جامعه، دفاع از ارزش‌های ملی، ارتقاء سطح آگاهی افراد، ترویج زندگی معنوی و تقوا، ترویج الگوهای رفتاری صحیح در خانواده و جامعه.

حرکت مقابله‌ای صدا و سیما برای ساختن و بازنمایی مجدد ارزش‌های جامعه و صیانت از حریم خانواده به منظور مقابله با اثرات منفی فیلم‌های مناسب ماهواره ای.

حرکت آگاهانه و صحیح مدیران فرهنگی جامعه برای کاهش اثرات منفی برنامه‌های ماهواره.

وظیفه اصلی مسئولان فرهنگی، ایمن سازی افراد به ویژه نوجوانان و جوانان در برابر هجوم بیگانگان و افزایش قدرت مقاومت آنان است. ایمن سازی نیز با برنامه‌ریزی‌های اساسی برای گسترش شناخت معارف اسلامی و باورهای اعتقادی و مذهبی در جامعه میسر است که می‌تواند با گذشت زمان، افراد جامعه را به خودآگاهی و خودباوری برساند. به عبارت دیگر باید جوانان عزیز را به گونه‌ای تربیت کرد که آگاهانه و با اختیار کامل از گناه دوری کنند تا بتوانند از ماهواره به عنوان برنامه تکمیلی بهره مند شوند.

تبیین صحیح پیامدهای منفی ماهواره برای جوانان و والدین آن‌ها با بهره‌مندی از مطبوعات، رسانه‌ها و انجمن اولیا و مربیان مدرسه.

بی‌شک محدود آفرینی در استفاده از برنامه‌های ماهواره بدون جایگزین کردن برنامه‌های سازنده و مورد علاقه جوانان در رسانه‌های ملی به نتیجه نخواهد رسید. بنابراین گسترش شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و توسعه ی برنامه‌های گوناگون، باید جزو برنامه‌های اساسی دولت مردان، به ویژه مسئولان صدا و سیما قرار گیرد.

پیشنهاد‌هایی برای مقابله با آسیب‌های ماهواره

در اینجا به منظور پیشگیری از گسترش تمایل به برنامه‌های تلویزیونی ماهواره‌ها و جلوگیری از تبعات ویرانگر آنها، چند پیشنهاد ارائه می‌شود:

توجه به نیازهای طبیعی و مشروع مخاطب

رسانه ملی می‌تواند با توجه به نیازهای طبیعی مخاطبان، معرفی الگوها و مدهای مناسب و بومی در مقابله با رسانه‌های بیگانه است. رسانه می‌تواند با شناختی که از نظام فکری و اجتماعی مخاطب خویش دارد، پاسخگوی نیازهای آنان باشد.

ارائه الگوهای مناسب و تبیین پوچی و بیهودگی الگوهای بیگانه

الگوهایی می‌توانند سبب رشد دیگران شوند که خود رشد یافته باشند. افرادی که در مسیر هدایت، محکم و استوار هستند و آگاهی به علوم و معارف الهی دارند، تضمین کننده رشد و کمال انسان‌ها هستند و باید به عنوان الگوهای موفق و مناسب در رسانه معرفی شده و به نقش آنان در سلامت اخلاقی و اجتماعی و تحکیم بنیان‌های خانواده پرداخته شود.

تلاش برای تولید سریال‌های قوی، متناسب با باورهای ملی-مذهبی

کیفیت و محتوای سریالهای داخلی باید به دقت بررسی شود. اگر پیام‌ها چندان ارتباط ومناسبتی با بافت اجتماعی جامعه نداشته باشند، جاذبه‌ای هم برای مردم نخواهند داشت. از اینرو سبب گرایش بیشتر مخاطبان به سمت ماهواره گردیده، و به مرور تنوع و تکثر شبکه‌های داخلی نیز به پخش برنامه‌های نمایشی گذشته و تکرار آنها می‌انجامد.

نتیجه‌گیری

برنامه‌ریزی جهان غرب در جهت هویت‌زدایی، دین زدایی، خانواده ستیزی و خانواده‌گریزی است و بر اساس این محورها به تولید فیلم و برنامه می‌پردازد. نگاه اساسی فیلم‌هایی که توسط رسانه‌های غربی تولید و از طریق ماهواره به طور رایگان در اختیار خانواده قرار می‌گیرد، از میان بردن نگاه عفیفانه مرد و زن در خانواده است.

آنها تلاش می‌کنند تا زیور عفاف را به عنوان یک عامل مخرب جلوه دهند و تعهد و پایداری افراد خانواده را نسبت به هم از میان ببرند. تاثیر برنامه‌های کاهواره بر فرهنگ خانواده‌ها ناشی از قدرت نفوذ و تاثیر گذاری رسانه در جامعه است. رسانه‌های دیداری و شنیداری بخشی از منش و اخلاق افراد جامعه را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. اگر خانواده‌ها به صورت مداوم و مستمر مخاطب برنامه‌های ماهواره باشند، قطعاً تاثیر بسیار عمیقی بر آنها خواهد گذاشت، بویژه دختر و پسر جوانی که آمادگی پذیرش افکار مختلفی را دارند.

تبلیغات سوء شبکه‌های ماهواره‌ای اثرات مخربی ذر اعتقادات، تفکرات، شخصیت، تربیت و آموزش خانواده‌ها بویژه زنان و جوانان دارند و افراد را از تفکرات و اعتقادات صحیح خود جدا می‌کنند. تمام هدف این برنامه‌ها نابودی سلامت فکر و رفتار افراد است. مشاهده دائم برنامه‌های نامناسب ماهواره افراد را دچار حالت مسخ شدگی و از دست رفتن عقلانیت می‌کند و خانواده‌های تحت الشعاع این برنامه‌ها از مسیر اصلی تربیتی خود که رشیه در مکتب اسلام دارند فاصله می‌گیرند.

نویسنده: حمیده زالی؛ کارشناس ارشد روانشناسی عمومی

منابع

۱)شکربیگی، عالیه (۱۳۹۱). رسانه، زنان و مناسبات خانواده، نشست انجمن جامعه شناسی ایران.

۱)آزاد، تقی، رسانه‌ها و فرهنگ‌ها، سروش، تهران، ۱۳۷۲؛

۲)ثنایی، باقر (۱۳۷۹). آسیب شناسی خانواده، نشریه ی پژوهشی تربیتی، سال اول، شماره ی ۳؛

۳)خیری، حسن، (دین، رسانه، ارتباطات اجتماعی)، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۳۸۹؛

۴)رفیعی، زهرا، آسیب شناسی خانواده ی ایرانی، نشریۀ همشهری، ۲۴/۱۱/۱۳۸۴؛

۵)زندی، مجید، چشم‌های شیطانی ماهواره، نشریۀ جمهوری اسلامی، ۱۴/۰۶/۱۳۸۵؛

۶)نگارش، حمید، و گروهی دیگر، تبلیغ دین از منظر دین، زمزم هدایت، قم، چاپ اول، ۱۳۸۳؛

۷)هوور، استوارت، ترجمۀ مجید اخگر، (برگزیدۀ دانش نامۀ دین، ارتباطات و رسانه)، هنر و اندیشه، قم، چاپ اول، ۱۳۸۸؛

منبع: مهکام مجله اینترنتی آموزش خانواده؛ آسیب‌های ماهواره بر خانواده

آسیب‌های تهدیدکننده بنیان خانواده(۱)

اینک قصد داریم در چند برنامه، درباره آسیب‌هایی که دوام و بنیان خانواده را در عصر حاضر مورد تهدید قرار می‌دهد، صحبت کنیم. این آسیب ها، عمدتا” از فضای بیرون خانواده، به درون خانواده راه می‌یابند و روابط اعضا را تحت تاثیر قرار می‌دهند. امیدواریم مورد توجه و استفاده شما قرار گیرد.

خانواده رکن اصلی جامعه‌ای سالم، پویا و متعادل را تشکیل می‌دهد. در عصر حاضر،‌ بیش از هر زمان دیگر، نظام خانواده در معرض هجوم عوامل متعدد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی قرار گرفته است. هم اینک جهانی‌سازی به عنوان پدیده‌ای مهم مطرح شده است که زیر ساخت زندگی انسانها را تغییر داده و با بهره‌گیری از آخرین فن آوری‌های ارتباطی، کلیه ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بشر را تحت تاثیر قرار داده است.
مقوله جهانی شدن به یک جریان در حال وقوع اشاره دارد که در حال دگرگون کردن جهان است. در مورد پدیده جهانی شدن، اتفاق نظر وجود ندارد. برخی، جهانی شدن را به عنوان پدیده رایج در چند دهه اخیر می‌دانند و عده‌ای از تحلیل گران اعتقاد دارند که این پدیده، حاصل قرنها تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. به هرحال اندیشه حاکم بر فرایند جهانی سازی، جایگاه کانون مقدس خانواده را کمرنگ دیده است. این در حالی است که اندیشمندان علوم اجتماعی و کارگزاران فرهنگی جوامع مختلف، بر این باورند که اگر بخواهیم جامعه‌ای سالم و پیشرو داشته باشیم، چاره‌ای جز سرمایه گذاری در زمینه حمایت از نهاد خانواده نداریم. خانواده یک نهاد جامعه است که سلامت و یا بیماری آن می‌تواند تأثیر عمیق و همه جانبه‌ای بر ابعاد مختلف حیات اجتماعی داشته باشد. در مباحث آسیب شناسی نهاد خانواده، یکی از محورهای مهم، بررسی آسیب‌های ناشی از تحولات جهانی است. تحولات جهانی، منشاء بروز دگرگونی‌هایی در روابط میان جوامع بویژه بین اعضای خانواده شده است. این تحولات، پیامدهای مثبت و منفی متعددی را به همراه داشته است.

درواقع در دهه‌های اخیر، به دنبال پیشرفت‌های اقتصادی و صنعتی، نظام خانواده تحت تاثیر قرار گرفت، به طوری که چگونگی ازدواج، بچه دار شدن، سن ازدواج و شکل زندگی مشترک تغییر کرد. امروزه در جهان غرب، خانواده دیگر محیطی نیست که کودکان در آن به خوبی تربیت و از نظر عاطفی ارضا شوند. صنعتی شدن، سکولاریسم، رواج نگرش‌های فمینیستی، بالا رفتن روحیه مصرف‌گرایی و گسترش روز افزون وسایل ارتباط جمعی، از عواملی هستند که به مرور زمان بر شکل و کارکرد خانواده تاثیر گذاشته‌اند.

در حال حاضر، تاثیر وسایل ارتباط جمعی و شیوع بی بند و باری‌های اخلاقی، موجب تغییرات فرهنگی در سطح جوامع شده که این مسئله خانواده‌ها را در جوامع مختلف با چالش‌های جدی مواجه ساخته است. یکی از پیامدهای منفی در روند جهانی شدن، گسستگی خانواده است. ازدیاد طلاق در جوامع امروزی، از نشانه‌های این گسستگی است که به دنبال خود مسائلی چون فقر، ‌بزهکاری و افزایش فرزندان بی سرپرست را به همراه دارد. طی دهه‌های اخیر بویژه در جوامع صنعتی، با افزایش سن ازدواج، نحوه جدیدی از زندگی به نام ” زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ” پدیدار شده است. کسانی که زندگی مشترک بدون ازدواج دارند، رفتار خود را اینگونه توجیه می‌کنند که با زندگی در کنار هم، شناخت بیشتری از یکدیگر پیدا می‌کنند و پس از آن به ازدواج قانونی اقدام می‌نمایند. آقای دکتر شیخی از صاحب نظران علوم اجتماعی می‌گوید:
” افزایش این نوع خانواده‌های غیر حقیقی، باعث شده است تا قداست خانواده کاهش یافته و نظام خانواده هرچه بیشتر به سوی ناپایداری سوق یابد. این شکل از خانواده‌ها با آسیب‌پذیری بیشتری مواجهند. چرا که احتمال اینکه این نوع هم زیستی به ازدواج‌های رسمی منجر نشود، بسیار زیاد است. امروزه با تاخیر در ازدواج و افزایش روند این نوع همزیستی مشترک در جوامع غربی، مسئله فرزندان غیر قانونی، این جوامع را با مشکلات متعددی مواجه ساخته است. ”
روانشناسان و کارشناسان علوم تربیتی، به این شکل از روابط میان زن و مرد، انتقادات اساسی دارند. آنها می‌گویند در این نوع از روابط غیر اخلاقی و غیر قانونی، روحیات دو طرف به ویژه زن، آسیب‌های جدی می‌بیند. از سوی دیگر هیچ آینده قابل تضمینی برای زن و مرد وجود ندارد. چراکه آنها برای تامین حقوق خود، هیچ تعهدی نسبت به یکدیگر ندارند. از سوی دیگر بخش مهمی از سال‌ای زندگی، بیهوده و بی هدف و در بلا تکلیفی سپری می‌شود و اگر فرزندی نیز به دنیا بیاید، مشکلات بیشتری بروز می‌کند. به همین دلیل است که آموزه‌های اسلام، با این نوع از خانواده‌های کاذب مخالفت می‌کند. اسلام، علاوه بر آنکه این نوع زندگی مشترک را غیرقانونی و مخالف موازین شرع می‌داند، از نظر عقلی و منطقی نیز آن را به زیان زن و مرد می‌داند. از دیدگاه اسلام، روابط میان زن و مرد برای تشکیل زندگی، باید در چارچوب موازین اخلاقی، حقوقی و قانونی شکل گیرد، به طوریکه حقوق و وظایف هریک از آنها در زندگی مشترک روشن باشد. زن وشوهر نسبت به هم متعهد هستند و باید به تعهدات خود در طول زندگی مشترک و یا احیانا” پس از جدایی عمل کنند.

از دیگر پیامدهای جهانی‌سازی، گسترش فعالیت‌های اقتصادی در سطح جهان است. این مسئله درکنار پیامدهای مثبت،‌ اثرات منفی بر نظام خانواده در جوامع مختلف داشته است. امروزه زنان، حضور بسیار جدی در فعالیتهای اقتصادی دارند. البته از دوره رنسانس برای نیروی کار زنان، برنامه ریزی شد و زنان به راحتی جذب بازار کار شدند و کمبود نیروی کار را جبران کردند. چراکه زنان به دلیل مشکلات اقتصادی، به ناچار کار با دستمزد پائین و یا در شرایط سخت را پذیرفتند. حضور زنان به عنوان نیروی کار، با شعار همانندی زنان با مردان تحقق یافت، بدون آنکه در این فرایند، ویژگی‌های جسمی و روانی زنان، مورد توجه قرار گیرد. هرچند حضور زنان در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی لازم است و می‌بایست از توانمندیهای آنان در عرصه‌هایی که امکان دارد، استفاده شود. اما این حضور باید متناسب با ویژگیهای جسمی و روحی زنان باشد. هم اکنون حضور زنان در محیط کار و بیرون از فضای خانواده، ‌به گونه‌ای است که چنانچه آنان نتوانند بار سنگین وظایف بیرون و داخل خانه را بر دوش کشند، خانواده با آسیبهای جدی مواجه می‌شود. مسئولیت سنگین وظایف شغلی بیرون از خانه و نیز مسئولیت‌های درون خانواده، زنان را به لحاظ روحی و جسمی، دچار افسردگی و خستگی می‌کند. در نتیجه از توانمندیهای آنان برای انجام وظایف خطیر مادری که جایگزینی برای آن وجود ندارد، می‌کاهد. این مسئله بر تربیت کودکان و تامین نیازهای عاطفی اعضای خانواده تاثیر منفی می‌گذارد. از سوی دیگر، فرصت بازیابی توانمندی‌های فکری و روحی را از زنان می‌گیرد.یکی دیگر از مسائلی که در دنیای امروز، خانواده را با چالش‌های جدی مواجه ساخته است، کارکرد رسانه‌های ارتباطی است. رسانه‌های جمعی به دلیل کارکردهای متنوع خود، به تدریج جایگزین ارتباط بین فردی از نوع چهره به چهره شده اند، بطوریکه فضای انفرادی به جای فضای جمعی و عاطفی، بر خانواده‌ها حاکم شده است. درنتیجه، اعضای خانواده به جای گفتگوی صمیمی با یکدیگر، با ابزارهای الکترونیکی ارتباط برقرار می‌کنند، ارتباطی که فاقد بار عاطفی و احساسی است.

ادامه دارد…

آسیب‌های تهدیدکننده بنیان خانواده(۲)

همان طورکه در قسمت قبل گفتیم، دلایل گوناگونی موجب آسیب دیدن پیوند عاطفی خانواده شده و انسجام آن را به مخاطره می‌اندازند. یکی از این موارد، فردگرایی است. در دنیای پرشتاب امروز، عواملی وجود دارند که انسانها را به صورت انفرادی به خود مشغول می‌کنند و آنها را از تعامل با دیگران باز می‌دارند. رسانه‌های جمعی از جمله این عوامل هستند. این ابزارهای الکترونیکی درکنار فواید بیشمار خود، اثرات منفی نیز دارند. امروزه رسانه ها، اطلاعات جامع و مفیدی را در زمینه‌های گوناگون علمی، فرهنگی و آموزش‌های عمومی، به انسانها ارائه می‌کنند. برخی از رسانه‌های ارتباطی، این قابلیت را دارند که به سرعت و با جامعیت مطلوب، اطلاعات را دراختیار جویندگان قرار دهند. اما درکنار جنبه‌های مثبت این ابزارهای الکترونیکی، باید به برخی از کارکردهای منفی آنها نیز توجه داشت. رسانه‌ها می‌توانند به تدریج فضای روانی و ارتباطی داخل خانواده را خدشه دار کرده و اعضای خانواده را به واگرایی سوق دهند. در این صورت گرچه ظاهرا” اعضای خانواده در یک فضای مشترک زندگی می‌کنند، اما تعامل عاطفی و سازنده با یکدیگر ندارند.

روان شناسان می‌گویند، پیوند عاطفی که یکی از مؤلفه‌های خانواده‌های منسجم است، در اثر استمرار فضای گفت و گو و تبادل نظر میان اعضای آن، شکل می‌گیرد. اما رسانه‌های جمعی به اشکال گوناگون این پیوند عاطفی مخدوش می‌سازند و به آن آسیب می‌رسانند. این آسیب در دو نوع ارتباط، خود را نشان می‌دهد. یکی ارتباط بین فرزندان با والدین / و دیگری ارتباط بین زن و شوهر / تجربیات نشان می‌دهد که هراندازه ارتباط میان فرزندان و والدین و هم چنین ارتباط میان همسران کاهش یابد، فاصله عاطفی میان اعضای خانواده بیشتر می‌شود. آمارهای رسمی در برخی از کشورها نشان می‌دهد میزان استفاده از اینترنت و اتاق‌های چت (Room Chat) به گونه ای است که از اتاق چت به عنوان زندگی دوم یاد می‌شود که زندگی اول را به مخاطره انداخته است. شاید بدبینانه به نظر برسد اگر بگوییم که مثل حشره ای که در تار عنبکوت گرفتار شده، ما نیز در محاصره رسانه‌ها هستیم، ولی این مسئله به حقیقت نزدیک است. رادیو، تلویزیون، ماهواره، اینترنت و تلفن همراه، هرکدام به نوعی بر زندگی ما تاثیر می‌گذارند. استفاده از این ابزارها و فناوری‌های نو، آثار عمیقی در روابط خانوادگی و اجتماعی دارد.

رسانه‌ها در دوران کنونی، بخش جدایی ناپذیر از زندگی مردم شده اند. امروزه رسانه‌های جمعی در جهت دهی افکار عمومی مردم، حضوری مؤثر دارند. این وسایل ارتباطی سعی می‌کنند الگوهای نوینی را به جوامع عرضه کنند. تأثیر و سلطه این ابزارها به حدی است که خصوصی ترین تجربه‌های انسانی ازجمله هیجان‌ها و احساسات عمیق را در آدمی بر می‌انگیزند و درجهت دلخواه خود هدایت می‌کنند. درمیان ابزارهای رسانه ای، از تلویزیون به عنوان یکی از تأثیرگذارترین وسایل ارتباطی نام برده می‌شود. تلویزیون ازجمله وسایل ارتباط جمعی است که استفاده از آن نیازمند تخصص و دانش ویژه ای نیست. همه گروه‌های سنی جامعه به آسانی به آن دسترسی دارند و متناسب با دانش، تجربه، نیازها و علایق خود از آن بهره می‌برند. شاید بتوان از تلویزیون به عنوان همدم همیشگی انسان امروز نام برد که از دوران کودکی تا کهن سالی با اوست.

دکتر مک گایر (M. Guyer) پژوهشگر مؤسسه تحقیقاتی لندن، ورود ابزارهای رسانه ای به درون خانواده‌ها را به ورود بیگانه تشبیه کرده است و می‌گوید:
” به طور متوسط شش روز در هفته، بیگانه ای در خانه شما حضور می‌یابد. بیگانه ای که آزادانه و در همه جای خانه سر می‌زند و تاثیر می‌گذارد. این بیگانه وظیفه ساده ای دارد و آن محدود کردن توانایی ما و بچه‌ها در تشخیص رؤیا از واقعیت است. ما به او اجازه می‌دهیم در هر ساعتی وارد خانه شود. اگر درباره بیگانگان و غریبه‌ها به بچه‌ها هشدار می‌دهیم، متاسفانه درباره این بیگانه، هیچ هشداری به بچه‌ها نمی‌دهیم. این بیگانه یکسره حرف می‌زند و هرچه می‌خواهد می‌گوید و دیگران هم گوش می‌دهند. ”
پژوهشگر دیگری به نام” جان تیلور گاتر ” Gutter نیز می‌گوید:
” تلویزیون و رسانه‌ها با سرگرم کردن کودکان به دنیای مجازی، فرصت تجربه دنیای حقیقی و آشنا شدن با واقعیت‌های جذاب، نشاط آور و حتی مخاطره آمیز را از آنان سلب می‌کنند و این امر آنان را بی حوصله و ناآرام می‌سازد. ما باید کودکان را با دنیای واقعی آشنا کنیم. ”
در گزارشی از زنان آمریکا نیز آمده است که بسیاری از زنان آمریکایی، بیش از آنکه به فکر مراقبت از کودکان خود باشند، تلویزیون تماشا می‌کنند. در این گزارش آمده است که مراقبت از کودکان و صحبت کردن با آنها در اولویت بسیار پایین تری قرار دارد. این امر به منزله کاهش میزان ارتباطات انسانی بویژه با کودکان است که عامل مهمی در آسیپ پذیری خانواده‌ها محسوب می‌شود.

آقای دکتر رضا پورحسین، روان شناس ایرانی می‌گوید:
” گسترش رسانه‌های جمعی و ارتباطی، ارتباط مستقیمی با فرد گرایی و دوری از گروه دارد. برای رهایی از این وضعیت، باید فرهنگ صحیح استفاده از ابزارهای رسانه ای گسترش یابد. در این فرهنگ، این ابزارها باید در خدمت تعالی انسان‌ها باشند، نه شکل دهنده رفتار آنان / بنابراین خانواده‌ها باید رویکردی مبنی بر کاهش استفاده از ابزارهای رسانه ای داشته باشند و از این وسائل به صورت کنترل شده ای استفاده نمایند. طبیعی است در چنین وضعیتی، فضای خانواده برای گفتگو و تفاهم آماده می‌شود. “

همان طورکه دکتر پور حسین اشاره کرد، رسانه‌ها باید ابزاری در خدمت انسان باشند، تا آدمی از طریق آنها بتواند به اهداف متعالی دست یابد. در بینش دینی ازآنجا که رسیدن به تکامل روحی، انسانی و اخلاقی، هدف غایی زندگی است، همه چیز باید در راستای این هدف قرار گیرد. در منطق دین، از آنجاکه انسان باید برای کسب آگاهی و افزایش دانش و بصیرت خود بکوشد، رسانه‌های ارتباطی و اطلاع رسانی باید در این زمینه، کارکردی سازنده و مفید داشته باشند. در قرآن کریم، خداوند به بندگانی که قولها و سخن‌های گوناگون را می‌شنوند، اما از بهترین آنها تبعیت می‌کنند، بشارت می‌دهد. این منطق قرآنی به ما یادآور می‌شود که انسان با کمک ابزارهای شناختی مثل چشم و گوش که خداوند در اختیار او گذاشته است، وظیفه دارد درمورد آنچه که در پیرامونش می‌گذرد، آگاهی و شناخت پیدا کند. این ابزارهای شناختی، داده‌های زیادی را به ذهن و روح انسان منتقل می‌کنند. دراین میان، انسانی که مزین به تربیت الهی است، این داده‌ها را به مدد عقل و آموزه‌های دینی پردازش می‌کند، سپس آنچه را که سودمند است، مورد استفاده قرار می‌دهد و آنچه را زیان آور است، رها می‌کند. از این رهنمود زیبای قرآنی به فرهنگ صحیح استفاده از رسانه‌ها می‌توان پی برد. در دنیایی که بسیاری از ابزارهای ارتباطی درصددند معضلات اخلاقی و مفاسد فکری را ترویج کنند، باید نگاهی هوشمندانه و از روی تدبر به استفاده از آخرین فناوری‌های ارتباطی داشت. با این وجود، صاحب نظران علوم اجتماعی و روانشناسان معتقدند که حتی استفاده مثبت از رسانه‌های ارتباطی نیز باید کنترل شده و به دور از افراط و تفریط و همراه با برنامه ریزی صحیح باشد تا فضای عاطفی خانواده آسیب نبیند.

منبع: رادیو دری ایران

بررسی عوامل استحکام بنیان خانواده

واژه‌هایی که استحکام بنیان خانواده را قوام می‌بخشد/ شوخی‌هایی که جایز نیست

بحث تحکیم بنیان خانواده، یکی از مهم ترین بحث‌ها و چالش‌های امروزی جامعه ما است که با توجه به شکسته شدن قبح طلاق و کم شدن نرخ ازدواج بین جوانان، باید با دقت خاصی به آسیب‌شناسی و چرایی تعضیف بنیان خانواده پرداخت. در جامعه اسلامی ما سخنان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار(علیهم السلام) می‌تواند نقشه راه موفق و تضمینی برای رسیدن به قوام خانواده باشد جایی که حتی رسول خدا شوخی در زمینه طلاق یا نکاح را جایز نمی‌داند و در احادیث بسیار بر ایجاد مودت و محبت بین زن و شوهر با کلمات عاشقانه و هدیه دادن تأکید دارد برگزاری جشن طلاق چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟!

چند سالی است که بحث تحکیم بنیان خانواده، به عنوان هسته تشکیل دهنده جامعه از نکاتی است که نه تنها مورد توجه کارشناسان مسائل اجتماعی و خانوادگی بلکه مورد عنایت و گاها تذکر مقام معظم رهبری قرار گرفته است.

درصد بالای آمار طلاق در جامعه اسلامی کشورمان، به حدی است که می‌تواند شرایط ایجاد دغدغه ای نزدیک به چالش را برای دلسوزان نظام و بنیان خانواده فراهم سازد.

مقام معظم رهبری در مورد اهمیت کانون خانواده می‌فرمایند: «در استحکام بنیان خانواده، خود زن و شوهر بیشترین نقش را دارند. با گذشت خودشان، با همکاری خود، با مهربانی و محبت خوب خودشان – که از همه مهمتر هم محبت است – می‌توانند این بنا را ماندگار و این سازگاری را همیشگی بکنند.»

ایشان در بیاناتی دیگر در تعرف خانواده اسلامی می‌فرمایند: «خانواده در اسلام یعنی محل سکونت دو انسان، محل آرامش روانی دو انسان، محل انس دو انسان با یکدیگر، محل تکامل یک نفر به وسیله یک نفر دیگر، آن جایی که انسان در آن صفا می‌یابد، راحتی روانی می‌یابد، این محیط خانواده است.»

مقام معظم رهبری در مورد اهمیت برکت و رحمتی که خداوند به واسطه پیوند زناشویی در خانواده ایجاد می‌کند می‌فرمایند: «خانواده، کلمه طیبه است. کلمه طیبه هم خاصیتش این است که وقتی یک جایی به وجود می‌آید مرتب از خود برکت و نیکی می‌تراود و به پیرامون خودش نفوذ می‌دهد.»

جای تأسف دارد که نه تنها از این فرمایشات به بهترین صورت ممکن و به عنوان نقشه راه زندگی سعادت بار استفاده نمی‌کنیم بلکه گاها آن را نشنیده و شاید هم در معنای تذکر نپذیریم، تذکری دلسوزانه از سوی رهبری جامعه اسلامی که حکم پدر تمامی کشور را دارد.

اما به راستی در جامعه کهن ایران که ضرب المثل‌های زیبایی بسیاری در مورد اهمیت بنیان خانواده در فرهنگ عامه آن یافت می‌شود و احادیث گرانبهایی در حفظ این کانون الهی، از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) گرفته تا ائمه اطهار(علیهم السلام) در دسترس عموم قرار دارد؛ چرا باید واژه طلاق قبح و زشتی خود را چنان از دست بدهد که بنابر بدعتی نوین “جشن‌های طلاق” در گوشه و کنار محلات ما دیده و شنیده شود.

کجای دین و فرهنگ ما در مورد ولیمه دادن و تقسیم شادی برای از هم گسیخته شدن یک خانواده توصیه‌هایی می‌توان یافت!!

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «زن بگیرید و طلاق مدهید، زیرا خداوند مردانی را که مکرر زن گیرند و زنانی را که مکرر شوهر کنند دوست ندارد»( نهج الفصاحه ص ۴۵ حدیث۲۶۶)

و در حدیثی دیگر در مورد قبه طلاق حتی به شوخی می‌فرمایند: «سه چیز است که شوخی در آن روا نیست، طلاق، نکاح و آزادکردن بنده(نهج الفصاحه ص ۴۵ حدیث۲۲۵۹)

همچنین پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد اهمیت ازدواج و بهانه نگرفتن‌های بی‌جا در اجرای این امر می‌فرمایند: «وقتی کسی که خلق و دین وی مایه رضایت است به خواستگاری می‌آْید به وی زن بدهید و اگر چنین نکنید فتنه و فساد در زمین فراوان خواهد شد. »(نهج الفصاحه ص ۴۳ حدیث۲۷۴)

و ایشان برای آسان گرفتن ازدواج بین جوانان بالا رفتن نرخ تشکیل خانواده در جامعه اسلامی می‌فرمایند: «وقتی اشخاص هم شأن به خواستگاری پیش شما آمدند، دختران خود را به شوهر بدهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید.»(نهج الفصاحه ص ۴۴حدیث۲۵۰)

برخی از جوانان، عدم درک متقابل یا انتخاب اشتباه را دلیل طلاق خود بعد از گذشت مدت کوتاهی از زندگی زناشویی اعلام می‌کنند که در این زمینه هم رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقشه راه کوتاه و موفقی را پیش روی جوانان قرار داده است: ایشان می‌فرمایند: «به اشخاص هم شأن زن بدهید و از اشخاص هم شأن زن بگیرید و محل نطفه‌های خود را به دقت انتخاب کنید.»( نهج الفصاحه ص ۴۶حدیث۲۶۸) و در مورد ترس از ازدواج و یا طلاق به بهانه‌های صرفا فقر اقتصادی می‌فرمایند: «… هر که به اعتماد خدا و به امید ثواب ازدواج کند بر خدا لازم است که وی را یاری کند و او را برکت دهد.».(نهج الفصاحه ص ۴۷حدیث۲۷۸)

به هر حال، احادیث بسیاری در مورد اهمیت ازدواج و بیشتر از آن حفظ کیان خانواده در میان سخنان گوهر بار رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌توان یافت که کنار هم قرار دادن آنها و عمل به این سفارشات می‌توان بحران عدم تشکیل خانواده و بدتر از آن بحران طلاق در میان خانواده‌ها را از بین ببرد.

روانشناسان و جامعه شناسان با توجه به سبک زندگی اسلامی در جوامع اسلامی بر این باور هستند که تقویت بعد عواطف خانوادگی در دنیای صنعتی یکی از ملزومات ایجاد استحکام بنیان خانواده است که هر آنچه در این مسیر از پرتو هدایت سیره و سخنان اهل بیت(علیهم السلام) استفاده کنیم موفق‌تر خواهیم بود.

نقشه راه اهل بیت(علیهم السلام) در این زمینه گفت و گو‌های محبت‌آمیز بین زن و شوهر، ایجاد رابطه کلامی و ایجاد حس امنیت در خانواده است رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند: «مردی که به زنش بگوید: من تو را دوست دارم، اثر این سخن هرگز از دل زن بیرون نمی‌رود.»

یکی دیگر از این راه‌های روانشناسانه صدا کردن زن توسط شوهر و یا شوهر توسط زن به بهترین و زیباترین نام‌هاست. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در این زمینه می‌فرمایند: «برای افزایش مهر و صفا در میان مسلمانان، همدیگر را با نام زیبا و محترمانه صدا بزنید.»

خوش برخوردی و گشاده‌رویی، یکی دیگر از روش‌های ایجاد محبت بین زن و شوهر و افزایش استحکام خانواده است. استقبال زن از شوهر هنگام ورود به منزل و سلام و احوال پرسی عاشقانه و محبت ورزیدن به او بعد از یک روز سخت کاری می‌تواند بسیاری از اختلافات را حل و حتی زن و شوهر را برای رسیدن به مقصود خود کمک کند. امام صادق(علیه السلام) در این باره می‌فرمایند: «وقتی شوهر به خانه وارد می‌شود باید به اعضای خانواده به ویژه همسرش سلام کند.»

گفتن جملات عاشقانه و محبت‌آمیز بین زن و شوهر می‌تواند همچنان کانون عشق و محبت آنان را حتی بعد از سال‌ها زندگی زناشویی گرم نگه دارد چرا که طبق قوانین اسلامی که برگرفته از نیاز روح بشر است، ابزار و اظهار محبت و الفت می‌تواند بنیان خانواده را تقویت کند. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «اگر شخصی را دوست داشتی، دوستی خو در ابه او اعلام کن، زیرا این عمل انس و الفت را بین شما پایدارت می‌کند.»

دلجویی کردن از همسر، استقبال و بدرقه او هنگام ورود و خروج از منزل، حتی سؤال در مورد پخت غذای مورد علاقه شوهر، بهانه نگرفتن مرد برای غذا و همچنین تلاش شوهر برای فراهم کردن مخارج و مایحتاج همسر و فرزندانش از مهمترین عواملی است که روانشناس، توجه به آن را مایه قوام استحکام خانواده و طول زندگی زناشویی می‌دانند.

چه شیرین‌تر و زیبا است که شوهران با توجه به نیازهای شخصی همسرانشان وسایل مورد نیاز و علاقه‌اش را به عنوان هدیه به همسرانشان تقدیم کنند چرا که این نکته در روابط زناشویی از اهمیت خاصی برخوردار بوده و از روی فطرت انسانی مهر و محبت کسی که به انسان هدیه می‌دهد در دل جای می‌گیرد.

اما از بعد تربیت خانوادگی قبل از ازدواج و نکات جامعه‌شناسی می‌توان گفت: ایمان و فضیلت‌گرایی اعضای خانواده، جود عشق، مهر و محبت میان اعضای خانواده، آشنایی کامل اعضای خانواده با حقوق و وظایف خود چون

الف) حق والدین بر فرزندان

ب) حق فرزندان بر والدین

ج) وظیفه ی هر یک از زن و مرد نسبت به کل خانواده

د) حقوق و وظایف زن و شوهر نسبت به یک دیگر

بیشترین تأثیر را در ایجاد استحکام و برقراری عدالت و محبت در بین اعضای خانواده دارد.

همچنین مهرورزی، تفاهم و همکاری میان اعضای خانواده، وجود روحیه ی صبر و پایداری و متانت در فراز و فرودهای زندگی،حاکمیت صداقت در فضای خانواده، مدیریت و برنامه ریزی صحیح در خانواده، رعایت اخلاق نیکو و رعایت ادب و احترام متقابل در خانواده، وجود اعتماد در خانواده و پرهیز از سوء ظن، پرهیز از آفت حسد، وفاداری اعضای خانواده نسبت به یک دیگر می‌تواند قطار زندگی را بر ریل‌های موفقیت به حرکت در آورد.

منبع: طنین یاس؛ به قلم منیره غلامی توکلی

سلامت خانواده

معیارگرایى

چنین نیست که هر کس ازدواج کرد، سعادتـمند شد. چـنین هم نیست که هر کس همسرى بـرگزید، مى‌تـواند او را بـه سعادت و خوشبـختـى برساند. دلیل آن هم وجود آتش‌هاى اختلاف و زبانه‌هاى کینه و کدورت در خانواده‌هاى بسیارى است که گاهى هم پایشان به شکایت و دادگاه و پرونده و… کشیده مى‌شود.

مهمتر از (تشکیل خانواده)، داشتن خانواده‌اى سالم، استوار، پاک و عاطفى و داشتن همسرى همدل و همزبان و همراه و همدرد است. خانواده‌هایى که پـس از تـشکیل، خیلى زود از هم مى‌پـاشد و طوفان اختلاف، ریشه آن را لرزانده و سقف آن را فرو مى‌ریزد، یا از همان آغاز، میان زن و شوهر و اقوام و بـسـتـگان دو طرف، (مسـإله) بوده است، یا در اثر لجاجتها، خودخواهیها، نبـودن روحیه گذشت و ایثار و نادیده گرفتـن خطاهاى کوچک و ضعف‌هاى ناچیز، (مسایلى) بروز مى‌کند و رفته رفته بـزرگ مى‌شود و (مشکلات)، عرصه را بـر (زندگى) تـنگ مى‌سازد. اگر از آغاز، بـناى ازدواج، سالم نهاده شده بـاشد، این گونه بـحـرانها یا هرگز یا دیر بـه سـراغ خـانه مى‌آید.

هستـه اولیه یک خـانواده سالم و مطلوب، از همان آغاز ازدواج، از هنگام خواستگارى و وصلت بـا خانواده دیگر شکل مى‌گیرد و ریشه آن، شناختن و داشتن (معیارهاى مکتـبـى) در انتـخاب همسر است.

همسر ایده آل کیست؟ خصوصیات یک زن یا شوهر خوب کدام است و بـا کدام (معیار)، بـاید سـراغ انتـخـاب شریک زندگى رفت، یا بـه درخواسـت یک خـواسـتـگار بـراى ازدواج، (آرى) گفت؟ و این آرى گفتن، که گاهى بلکه اغلب، یک زندگى مادام ا لعمر را بر دوش انسان مى‌گذارد، باید با در نظر گرفته چه ویژگیهایى باشد؟

نجابت و دیانت

وصلت با خانواده‌هایى که نجیب و شریف‌اند، پسندیده‌تر است. تدین و تقوا، ملاک دیگرى در همسرگزینى است. ارزش و اعتبـار یک مسلمان در دیدگاه مکتب، بـه (دین) او است. پس ملاک قرار دادن دیندارى در ازدواج، نشانه اصول‌گرایى و مکتبى اندیشیدن و مکتبى عمل کردن است.

اگر کسى مسلمان و مومن است و در ازدواج، دنبـال همتا، هم شإن و (کفو) مى‌گردد، لابد مى‌داند که مسلمانى و ایمان، رمز و نشانه آن همتایى اسـت و مومن، کفو مومن اسـت و زنان پـاک و عفیف، لایق مردان باتقوا و پاکند(و الطیبـات للطیبـین)(۱) و در آیات قرآن، ازدواج بـا مشرک و کافر نهى شده است، چرا که همتـاى مومن نیست. (۲

امام صادق(علیه السلام) فرمود: (الکفو ان یکون عفیفا و عنده یسار)؛ (۳)

کفو و همتا در همسرى، آن است که پـاکدامن و تـوانگر بـاشد(تـا بتواند خرج زندگى را تإمین کند).

پـس معیار در (آرى) گفتن بـه همسر آینده یا خواستگارى کردن از یک دخـتـر، آن اسـت که هم (عفاف) داشتـه بـاشد، هم (قدرت مالى). در برخى احادیث، دین و امانت مطرح شده است، در روایتى (دین و اخـلاق) معیار قرار گرفتـه اسـت و بـى اعتـنایى بـه این معیارها فسادآفرین دانسته شده است.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

(اذا جإکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه و ان لا تفعلوه تـکن فتنه فى الارض و فساد کبیر)؛ (۴)

هر گاه کسـى سـراغ شـما آمد کـه (اخـلاق) و (دیانت) او را مى‌پسندید، پس بـا او ازدواج کنید و گرنه در زمین فتنه خواهد شد و فساد بزرگ پدید خواهد آمد.

گرچه (زیبایى و جمال) را بـه عنوان یک معیار و ارزش مى‌توان حساب کرد، اما در صورتى که با تقوا، عفاف و پاکى در تعارض قرار نگیرد. کسى که در ازدواج، تنها به (زیبایى)، یا (ثروت) یا (شهرت) توجه کند و از اصالت خانوادگى و تربـیت و اخلاق پـدر و مادر و عفاف دختر غافل شود، چه تـضمینى وجود دارد که خانواده‌اى محکم، استوار و پـابـرجا پـدید آید و این کانون، پـایگاه صفا و محبت شود؟!

سنت‌هاى دینى و ملى را نبـاید نادیده گرفت. فرهنگ خودى ما بـه اصول خوبـى آمیخته و بـر آنها استوار است، اگر آن را در مقابـل فـرهنگ بـیگانه، بـه دیده حـقارت ننگریم و کنار نگذاریم. در یک خانواده، هر چه نجابت و اصالت و حیا و عفت بیشتر بـاشد و هر چه معیارهاى مکتبى بـیشتـر حاکم و سرنوشت ساز و تـإثیرگذار بـاشد، نظام و انسجام و قوام آن خانواده نیز، مستـحکم‌تـر و بـادوام‌تـر خواهد بود.

سستى بنیان خانواده‌ها را بـیشتر در میان کسانى مى‌توان دید که به اصول مکتبى و ارزش‌هاى فرهنگ خودى بى اعتنا و از آنها بـیگانه یا گریزانند.

همسر نمونه

بـراى خـیلى‌ها این سـوال که (همسـر نمونه کیسـت؟ زن یا شوهر ایده آل و مطلوب، چـه ویژگی‌هایى بـاید داشتـه بـاشد؟) از سوالات اساسى در گزینش همسر است. نه تنها در گام نخست و آغاز کار، حتى در مورد کسـانى هم که ازدواج کرده اند و مدتـى از پـى نهادن این بـنا و بـر پـا ساختن این خیمه گذشته و صاحب فرزند نیز شده اند، آشنایى بـا این (شاخص)‌ها و (معیار) ها، مناسب و مفید است، زیرا بـا عینیت بـخشیدن بـه آنها در زندگى مشترک، مى‌توانند بـه سلامت و استحکام بنیان خانواده خویش، کمک کنند.

پـیش از آن که بـه خصوصیات مثبـت و ارزشى همسر اشاره شود، بـد نیست که بـا چـهره منفى و نکوهیده همسر ناشایست هم آشنا شویم و خـانواده‌هاى (مسـإله دار) را بـشناسـیم. در این زمینه روایات بسـیار اسـت و در این احـادیث، از ازدواج بـا فاسـق، بـداخـلاق، شراب خوار، عقیم، احمق و سفیه، مجنون، و دخترى که در خانواده بد رشد و نمو یافته است، نهى شده است. از جمله این حدیث مشهور است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از ازدواج بـا (خضرإ دمن) بـپـرهیزید. پرسیدند: یا رسـول الله! مقصود از خـضرإ دمن(سـبـزه روییده در مزبله)چـیسـت؟ فرمود: (المرإه الحـسـنإ فى منبـت السـوء). (۵)یعنى زن زیبـارویى که در خانواده‌اى پست و فرومایه، بـه بـار آمده باشد.

همچنین از زنان نازا، آلوده، لجبـاز، نافرمان، حقیر و پست در نظر فامیل خـود، سرکش در بـرابـر شوهر، رام و تـسلیم در مقابـل دیگران، ناموافق با شوهر، کینه توز، فخرفروش، بى پروا از کار زشت و… در روایات نکوهش شده و از این گونه زنان به عنوان (شرار النساء) یاد شده است.

در مقابل، بـه ازدواج بـا دوشیزگان، زیبـارویان، فرزندآوران، عفیفان و نجیبان، صاحبان اخلاق نیکو، دیندار و امین، فرمانبرداران از شوهر و حافظان مال و آبروى همسر و… تشویق و ستایش شده است.

از پـیامبـر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است: از جمله عواملى که موجب صلاح و اصلاح مرد مسلمان مى‌شوند آن است که همسرى داشته بـاشد که هر گاه به او بنگرد، خوشحال و مسرور شود و اگر از زنش غایب باشد، حافظ و نگهبان آبرو و حرمت شوهر باشد و اگر به او دستورى داد، اطاعت کند.(۶)

و در روایت دیگر چـنین اسـت: هیچ مرد مسـلمانى پـس از اسـلام، بهره‌اى بیشتر از این نبرده است که همسرى مسلمان داشته بـاشد که اگر به او بـنگرد، شادمان شود و اگر فرمانش دهد اطاعت کند و هر گاه از همسرش غایب باشد، وى نسبت به خودش و مال شوهرش، نگهبـان و امین باشد.(۷

و رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: (من سعاده المرء الزوجه الصالحه)؛ (۸) همسر صالح و شایسـتـه، از جـمله عوامل خـوشبـخـتـى مرد اسـت.

رهنمود این احادیث، عبـارت از این اسـت که از معیارهاى همسـر خوب، (حفظ عفاف)، (مراعات حـقوق همسر) و (صیانت از مال و آبـرو) اسـت. همین عوامل و مراعات این نکات، از سـوى دیگر بـه قوام و استحکام بنیاد خانواده کمک مى‌کند. روابط مناسب عاطفى زن و شوهر با یکدیگر و آن دو با فرزندان و بستگان و حفظ حقوق آنان و مراعات وظایف متـقابـل، عامل دیگرى بـراى سلامت خـانواده است.

آتش اختلاف

به کار بستن معیارهاى مکتب، بـه انس و الفت خانواده مى‌انجامد و بى توجهى به آنها عامل بروز تشنج و اختلاف در خانواده است سعدى گفته است: (قدر عافیت کسى داند که به مصیبـتـى گرفتـار آید.) (۹)و چه مصیبتى سخت‌تـر و تـلخ‌تـر از بـروز اختـلاف در یک خانه و خانواده؟

صفاى زندگى، نعمت بزرگى است که برخورداران از آن باید پیوسته شکرگزار آن باشند و قدر و قیمت خانه بى اختلاف و نزاع را بدانند. چنین محیط‌هاى گرمى، بهشتى دنیوى براى فرزندان نیز خواهد بـود و طعم شیرین زندگى را به آنان خواهد چشاند.

البـته گاهى بـرخى بـگو مگوها در حد بـیان دیدگاهها و انتقال سـلیقه‌ها بـه طرف مقابـل لازم اسـت، تـا دو همسـر که شریک زندگى یکدیگرند، از نظرات، خـواسـتـه ها، تـوقعات و کاسـتـیها و حـتـى انتـقـادها و عـیوب خـویش آگاه شـوند و عـقـده‌اى در دل نماند و (انتقاد حضورى) به (غیبـت و بـدگویى پشت سر) نیانجامد. اما تـا حـدى که صمیمیت زندگى مشتـرک و آرامش کانون خانه را بـر هم نزند و بـراى خود زوجین، کینه نیافریند و کودکان را هم که شاهد این گونه مشاجرات یا بحثهاى (درون خانگى) مى‌شوند، بـه نگرانى و اضطراب و آشفتگى فکرى و روحى نکشاند.

اگر زوجین، اهل منطق باشند و حرفهاى خود را مستدل و در فضایى دور از تعصب و لجاجت و پرخاش براى هم بـگویند و موضوعاتى را که سبب بروز ناسازگارى شده و بحران آفریده است، ریز و مشخص کنند و بـراى حل آن همفکرى جدى داشته بـاشند، مطمئنا هیچ خطرى خانواده را تهدید نمى‌کند.

بـسیارى از اختلاف‌ها، ریشه در (سوء تفاهم) و (بـدفهمى) از حرف و عمل طرف مقابـل دارد. گفتـگوى منصفانه مى‌تـواند آشتـى‌آور باشد. نحوه بـرخورد بـا یک مشاجره خانوادگى، هم مى- تواند آمیخته به صحبتى منطقى و معقول بـاشد و آن مسایل را روشن سازد و گره‌ها را بگشاید، هم مى‌تواند آن را به یک بحران و مشکله لاینحل تبـدیل سازد. این که گفته‌اند: (گرهى را که با دست باز مى‌شود، با دندان باز نمى‌کنند) اشاره به همین گونه راه حل‌هاى صحیح و منطقى بـراى معضلات خانوادگى و رفتارى و ارتباطى هم مى‌تواند باشد.

گفتـگوها و نزاع‌هاى لفظى، آسمان خـانه و خـانواده را ابـرى و بـغض‌آلود مى‌کند. نبـاید گذاشـت این وضـعیت ادامه یابـد و ریشـه بـدواند. حرف‌هاى پـشت سر و پـیش این و آن، اوضاع را بـحرانى تـر مى‌سازد و (پرنده آشتى) را از بـام و در آن خانه دورتر مى‌کند. تا مى‌توان در خانه به درمان پرداخت، چرا باید بـه بـیرون کشیده شود؟ و تا مى‌توان خود به خاموش کردن شعله اقدام کرد، چرا بـاید دامنه شعله را گسترده‌تر ساخت؟

صحبـت رویاروى و بـى‌واسطه، خیلى کارسازتـر از آن است که پـاى بـیگانگان و حتـى اقوام نزدیک که اغلب، کارى هم از آنان در رفع اخـتـلاف ساخـتـه نیست، بـه میان کشیده شود. زیرا خـطر رسوایى و بى‌آبرویى و عمیق‌تر شدن اختلاف، بیشتر مى‌شود.

اگر قرآن کریم، فرمان مى‌دهد که خود و خانواده خود را از آتـش حفظ کنید: (قو انفسکم و اهلیکم نارا) (۱۰)، هم حفاظت از آتـش دوزخ به وسیله پرهیز از مفاسد و گناهان است، هم اگر بروز اختلاف در یک خانواده را شعله‌اى هستى سوز بـدانیم ـ که هست ـ بـاید بـا رفتـار سنجیده و صحیح، خود و خانواده را از سوختـن در این آتـش نیز نگه داشت.

نعمت (خانواده بـى اختلاف) را قدر بـدانیم و اگر این شعله در بـساط و کانون زندگى ما در افتاده است، هر چه سریعتر آن را بـا تدبیر و حکمت، با تصحیح رفتار، با گفتگوى منطقى، با ریشه یابى و درمان فـورى، خـاموش کـنیم، پـیش از آنکـه ما و فـرزندانمان را خاکسترنشین کند.

راستـى که همسر صالح، نجـیب، بـا تـقوا و عفاف، هدیه‌اى از سوى خداوند است و خوشا آنان که از این موهبت برخوردارند.

پى‌نوشت‌ها

۱ـ نور، آیه ۲۶٫

۲ـ ر.ک: بقره، آیه ۲۲۱٫

۳ـ بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۳۷۲٫

۴ـ همان، ص۳۷۳٫

۵ـ همان، ص۲۳۲٫

۶ـ وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۲۲٫

۷ـ همان، ص۲۳٫

۸ـ همان.

۹ـ گلستان سعدى، باب هشتم.

۱۰ـ تحریم، آیه ۶٫

منبع: ماهنامه پیام زن؛ جواد محدثى