برکات الهی

نوشته‌ها

فواید دنیوی زکات فطره

    در متون دینی برای پرداخت زکات فطره علاوه بر آثار اخروی، فوائد و نتایج دنیوی متعددی برشمرده شده است که مهمترین آنها عبارتند از:

        ۱. پرداخت زکات فطره موجب حفظ انسان از مرگ در آن سال می گردد.[۱]

        ۲. پرداخت زکات فطره باعث سلامتی جسم و پاکسازی روح از رذایل اخلاقی می شود.[۲]

        در کنار آثار فوق که به طور مستقیم آثار دنیوی پرداخت زکات فطره را مدّ نظر قرار داه است می توان گفت زکات فطره یک نوع صدقه  واجب و ادای دین است به همین خاطر تمامی آثار و فوائد دنیوی که برای صدقه واجب – زکات – یا صدقه مستحب در روایات وارد شده است را می توان برای زکات فطره نیز ثابت دانست. از جمله این آثار می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

        افزایش روزی،[۳]زیاد شدن برکات الهی،[۴] پیشگیری از بخل،[۵]با سخاوت کردن انسان،[۶]حراست اموال،[۷]کم نشدن مال پرداخت کننده[۸]و … .

        البته علاوه بر این آثار دنیوی برای پرداخت زکات فطره که در روایات به آن اشاره شده است و به شخص پرداخت کننده زکات فطره مربوط می شود می توان گفت اگر تمام اشخاصی که زکات فطره بر آنها واجب است، ملزم به پرداخت زکات فطره باشند و تمام مراحل آن از جمع آوری فطریه تا توزیع آن بین نیازمندان ساماندهی شود گام مهمی در جهت بهره مندی فقرا از ثروت اغنیا و در نتیجه، تعدیل ثروت در جامعه اسلامی و فقر زدایی از بین مسلمانان برداشته می شود.

پی نوشتها

  1. کافی، جلد۴، باب الفطره، ص ۱۷۳.
  2. مستدرک وسائل الشیعه، ج ۷، ابواب زکات الفطره، ص ۱۳۷.
  3. من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص ۷.
  4. میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۷.

      ۵.بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۱۹.

  1. بحارالانوار، ص ۲۵.
  2. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۳.
  3. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۷۹.

منبع: پژوهشکده باقرالعلوم

آموزه هاى اخلاقى در دعاى حضرت مهدى (عج) ؛ رزق توفیق

پیش درآمد

در سیره درخشان پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع)، گفتار و سخنان حکیمانه و دلنشین آنها، بخش مهمى از فرهنگ زندگى آنها است، و در این بخش، فصل برجسته و بالنده اى از دعاها و مناجات هاى آنان را تشکیل مى دهد، که به راستى مى توان آن ها را کلاس بزرگى براى آموزش عرفان، اخلاق، شیوه هاى عالى زندگى، و فرهنگ ناب پاک سازى و بهسازى نام برد. بنابراین لازم است این فصل بالنده را در متن زندگى قرار داد، و از آن اکثر بهره بردارى صحیح را در راستاى تعالى و تکامل و پیروزى همه جانبه در همه عرصه ها نمود.

مناجات ها و دعاهایى همچون مناجات هاى امیرمؤمنان على (ع) و دعاى کمیل و مناجات شعبانیّه او، و مناجات ها و دعاهاى امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به ویژه دعاى عرفه امام حسین(ع) و دعاهاى صحیفه سجادیه و…که حضرت امام قدّس سرّه در مورد بهره بردارى از این دعاها بسیار سفارش مى کرد، و آنها را قرآن صاعد مى خواند، یعنى آنها را برگرفته از قرآن و وحى الهى مى دانست، که از زبان معصومان(ع) و اولیاى ممتاز خدا، به سوى ملکوت صعود مى کند، و انسان را همراه این براق صعود، به سوى سرچشمه زلال ملکوت و کمالات اعلى به بالا و بالاها مى برد. براى روشن شدن مطلب کافى است که به فرازى از نوشتار امام خمینى قدّس سرّه پیرامون صحیفه سجادیه توجه کنیم: «صحیفه کامله سجادیه، نمونه کامل قرآن صاعد است، و از بزرگترین مناجات عرفانى در خلوت گاه انس است… آن کتابى است الهى که از سرچشمه نور اللّه نشأت گرفته، و طریقه سلوک اولیاء بزرگ و اوصیاء عظیم الشأن الهى است که در آن همه گونه نعمت موجود است، و هر کس به مقدار اشتهاى معنوى خود از آن استفاده مى کند.»(۱)

نتیجه این که: از دعاهاى معصومان(ع) و دعاى امام عصر(عج) که در حقیقت در سلک صحیفه سجادیه است، نباید غافل ماند، و خود را از این قرآن صاعد محروم ساخت. بلکه لازم است براى رشد و تعالى با فراهم نمودن شرایط و حالات، اکثر بهره بردارى را از آنها نموده، و از این فرهنگ نورانى، کسب نور نموده و بر صفاى باطن، و پاک زیستى و صعود به سوى قلّه عرفان و کمالات استفاده بهینه کرد.

با توجه به این که رسول خدا(ص) فرمود:

«الدّعاء مخّ العباده؛(۲) دعا جان عبادت است.» و از آیات و روایات استفاده مى شود که باید هنگام دعا به این امور توجه داشت تا بیشتر بهره مند شد:

۱– توجه به محتواى دعا

۲- پاک سازى در پرتو دعا

۳- وصول به جان عبادت در پرتو دعا

۴- رهایى از اندوه و حزن و نگرانى ها در پرتو دعا

۵ – ذکر نام هاى آرام بخش خدا هنگام دعا، و دریافت توحید کامل، و این که همه چیز از آن خدا و در دست خداست.

۶- بهره مندى از آموزه هاى عرفانى و اخلاقى از فضاى روحانى دعا.

اخلاق از زبان امام عصر(عج)

تردیدى نیست که بزرگ ترین وظایف ما در عصر غیبت که جامع و شامل سایر وظایف است خودسازى با ترک هرگونه رذایل و ضد ارزش ها، و جذب فضایل و ارزش ها است، و این موضوع به طور شایان و عمیق و وسیع و شایسته در پرتو انوار نیایش هاى پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) به دست مى آید، و چه بهتر که به سراغ یکى از دعاهاى معروف ولى اللّه اعظم امام عصر(عج) که با جمله: «اللّهمّ ارزقنا توفیق الطّاعه» شروع مى شود برویم، تا هم از روحانیت این دعا بهره ببریم، و از تلقین ملکوتى آن از زبان آن ولى اللّه اعظم(عج) مستفیض گردیم، و هم از آبشخور درس هاى اخلاقى و منش هاى متعالى آن که شامل بیست و شش آموزه عمیق و ارجمند است سیراب شویم.

با توجه به این که نیایش گران و اهل مناجات در پیشگاه امام عصر(عج) به قدرى ارزشمندند که آن حضرت در آغاز یکى از دعاهاى خود به خداوند عرض مى کند: «الهى بحقّ من ناجاک و بحقّ من دعاک فى البرّ و البحر؛(۳) خدایا! به حق هر کس که با تو مناجات کند، و به حق هر که در صحرا و دریا تو را بخواند و دعا کند.»

شرحى پیرامون دعاى امام عصر (عج)

از ناحیه مقدّسه امام عصر، حضرت مهدى(عج) دعاهاى مختلفى نقل شده که یکى از دعاهاى معروف آن، دعایى است که با فراز: «اللّهم ارزقنا توفیق الطّاعه» آغاز مى گردد، این دعا از محتوایى بسیار عمیق و عالى برخوردار است که گویى درس هاى فرهنگى و اخلاقى بسیار مفیدى است که آن بزرگوار در لباس دعا، به پیروانش و به همه حق پرستان آموخته است، درس هاى سازنده و آموزنده در بیست و شش فراز، که در حقیقت ۲۶ درس مهم براى انسان هایى است که در میان خصال اخلاقى، هر فرازى از آنها مناسب حال آنها با صفات مخصوص به خود است.

این دعا را که در مفاتیح الجنان محدّث قمى(ره) ذکر شده، علما و محدثین بزرگ و مورد اعتمادى از پیشینیان نقل نموده اند از جمله آنها:

۱- محدّث و عالم برجسته قرن نهم هجرى قمرى شیخ تقى الدین کفعمى صاحب کتاب المصباح، و کتاب بلدالامین است این دانشمند محقق در قرن نهم در روستاى کفعم از روستاهاى جبل عامل لبنان چشم به جهان گشود، و کتاب مصباح را در سال ۸۹۵ ه.ق تألیف نمود.(۴)

۲- و نیز عالم و محدث بزرگ سید بن طاووس (م ۶۶۴ ه.ق) این دعا را در کتاب مهج الدعوات نقل نموده است، و هر دو نفر از این دو محقق بزرگ، این دعا را نسبت به امام عصر حضرت مهدى (عج) داده، و از ناحیه مقدسه آن بزرگوار نقل نموده اند، و سپس علماى متأخّر مانند علّامه مجلسى در زادالمعاد، و محدّث قمى در مفاتیح، و محقق کاشانى در مصابیح الجنان، این دعا را از دو عالم نامبرده نقل نموده اند.

ما در این راستا بر آن شدیم که به یارى خداوند، به شرح هر یک از بیست و شش فراز این دعا به صورت بیست و شش درس بزرگ اخلاقى (هر کدام در یک مقاله) بپردازیم، به امید آن که در پرتو عنایات خاص امام عصر(عج) بتوانیم از این درس ها و آموزه ها، آن هم از محضر انور آن بزرگوار استفاده شایان کرده، و آثار و برکات آن را در همه زوایاى زندگى خود به طور سرشار و آشکار بنگریم، و در نتیجه به سعادت دنیا و آخرت نایل شویم.

دو نکته پیرامون رزق و توفیق

جالب این که در آغاز این دعا، سخن از «رزق و روزى و توفیق» به میان آمده این گونه که مى گوییم: «اللّهم ارزقنا توفیق الطّاعه»؛ خدایا! توفیق اطاعت را رزق و روزى ما گردان.» که بیان گر آن است که خصال نیک، و ارزش ها از روزى هاى معنوى است که همچون رزق و روزى مادى، همواره مورد نیاز است، همان گونه که اگر رزق مادى به انسان نرسد، او قحطى زده شده و در پرتگاه نابودى قرار مى گیرد، نرسیدن به رزق معنوى نیز باعث سقوط و هلاکت است، و همان گونه که رزق و روزى مادى، هر روزه و در همه اوقات باید به انسان برسد تا او ادامه حیات بدهد، رزق و روزى معنوى نیز باید همیشگى باشد تا موجب ادامه حیات معنوى گردد.

به عبارت روشن تر، رزق و روزى به معنى عطا و بخشش مستمر و بهره اى از خیر و برکت الهى به طور مداوم است که هم شامل غذاى جسم و خوراک روزانه و هرگونه روزى مادى مانند لباس و خانه و مرکب و باغ و…مى شود، شامل روزى هاى معنوى مانند ارزش ها و صفات نیک نیز مى شود.

و معنى وسیعى دارد، بلکه رزق و روزى اصلى همین روزى معنوى است، و در دعاها تعبیر به رزق در مورد روزى هاى معنوى بسیار به کار رفته است، و در قرآن نیز، رزق به معنى عام و جامع است، و شامل امور مادى و معنوى خواهدشد، مثلاً در قرآن مى خوانیم: «فالّذین آمنوا و عملوا الصّالحات لهم مغفرهٌ و رزقٌ کریمٌ؛(۵) آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، آمرزش و روزى ارزشمندى براى آنها است.» با توجه به این که واژه کریم به معنى هر موجود شریف و پر ارزش است، بنابراین رزق کریم، شامل هر روزى ارزشمند از مادى و معنوى مى شود، و داراى مفهوم و معنى گسترده اى است که فراگیرنده هرگونه نعمت هاى عالى از مادى و معنوى است، چنان که راغب لغت شناس معروف قرآن، رزق کریم را، شامل عموم روزى هاى شایسته از مادى و معنوى گرفته است.(۶)

و در میان ده ها بلکه صدها دعا که از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده، واژه رزق در مورد امور معنوى به کار رفته است، به عنوان نمونه نظر شما را به چند مورد جلب مى کنیم:

در فرازى از یکى از دعاهاى امام سجاد(ع) آمده: «اللّهمّ ارزقنى صله قرابتى…؛(۷) خدایا رابطه نیک با خویشاوندانم، و حج قبول شده، و عمل نیک مورد پسندت را به من روزى گردان.» و در دعاى دیگر آن حضرت آمده: «خدایا! قلب خاشع و خاضع و هراسانى از خوف خدا، و بدن صابر، و زبان ذاکر و حمد کننده، و یقین راستین، و روزى گسترده و علم مفید به من روزى گردان.»(۸)

و در فراز دیگر آمده: «اللّهم ارزقنى قلباً تقیّاً نقیّاً؛(۹) خدایا! دل پاک و پاکیزه به من روزى کن.»

روایت شده روزى یکى از اصحاب بسیار نیک پیامبر(ص) به نام حارثه بن سراقه به پیامبر(ص) عرض کرد: از خدا بخواه مقام شهادت را نصیبم گرداند، پیامبر(ص) چنین دعا کرد: «اللّهم ارزق حارثه الشّهاده؛خداوندا!مقام شهادت را به حارثه روزى گردان.» طولى نکشید که جنگ احد رخ داد، او در این نبرد به شهادت رسید.(۱۰)

نتیجه این که رزق و روزى معنى گسترده اى دارد و شامل مواهب معنوى نیز مى شود، بنابراین اگر ما خدا را با عنوان یا رزّاق، و یا رازق خواندیم، روزى هاى معنوى را نیز در نظر بگیریم، بلکه بیشتر به این نوع روزى ها توجه کنیم. چرا که غذاى روح، بسیار مهم تر از غذاى جسم است. و از امیرمؤمنان على (ع) روایت شده فرمود: «در شگفتم از کسانى که در مورد غذاى جسم اهتمام مى ورزند و از آن پرهیز مى کنند که زیان بخش نباشد ولى در مورد کیفر غذاى زیان بخش روح یعنى گناهان، که آتش دورخ است، بى توجه و غافل هستند.»(۱۱) این تعبیرات بیان گر روزى هاى معنوى است که ما باید به آن توجه عمیق داشته باشیم.

و در مورد توفیق – که در آغاز دعاى مذکور آمده – نیز باید توجه داشت که عامل اصلى، و کلید گشاینده همه ارزش ها و ترک گناهان است، توضیح این که واژه توفیق از ماده وفاق و توافق است و منظور از آن این است که کارهاى انسان، موافق فرمان خدا و بر وفق مراد، و هماهنگ با اهداف و مقصود، سهل و آسان گردد، و اسباب کار، فراهم شود و به اصطلاح مقتضى موجود، و هرگونه مانع، مفقود باشد تا انسان با اشتیاق و با کمال راحتى و روانى، به انجام کار همّت نماید.

به عبارت روشن تر توفیق، یارى و عنایت خاص الهى است که به بندگان شایسته اش مى دهد، در مقابل خذلان، که به معنى آن است که خدا او را به خودش واگذارد. خداوند در قرآن مى فرماید: «ان ینصرکم اللّه فلا غالب لکم و ان یخذلکم فمن ذاالّذى ینصرکم من بعده…؛(۱۲) اگر خداوند شما را یارى کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد، و اگر دست از یارى شما بردارد، کیست که بعد از او شما را یارى کند؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند.»

البته باید توجه داشت که یارى و عنایت الهى به بنده اش، بستگى به آمادگى و لیاقت بنده دارد، او باید با شناسایى عوامل و زمینه سازى در این راستا به استقبال توفیق الهى برود، و گرنه در وادى خذلان الهى سقوط مى کند، چنان که گفته اند:

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست

در باغ لاله روید و در شور زار خس

با توجه به این که امیرمؤمنان على(ع) در گفتار گوناگونى فرمود: «توفیق عنایت الهى است، توفیق نخستین نعمت است، توفیق سرلوحه سعادت و رستگارى، و سر سلسله اصلاح و برترین عمل است، و هیچ رهبر و راهنمایى برتر از توفیق نیست و هیچ نعمتى ارجمندتر از نعمت توفیق نیست.»(۱۳)

امام صادق(ع) در معنى توفیق فرمود: «هرگاه بنده اى فرمان خداوند را بجا آورد، کار او موافق و هماهنگ با فرمان خدا است، و چنین بنده اى به عنوان بنده موفّق نامیده مى شود، و هرگاه بنده اى اراده گناه کند، ولى یارى خداوند بین او و گناه جدایى بیندازد، و در نتیجه او از گناه پرهیز کند، چنین بنده اى به توفیق الهى نایل شده است و اگر خداوند بین او و گناه مانع نشود، نشانه آن است که او را به خودش واگذارده و در نتیجه او را از توفیق محروم ساخته است.»(۱۴)

بنابراین توفیق، با ارزشت ترین موهبت الهى است، و به اصطلاح رفیقى است که به هر کس ندهندش، چنان که پر زیباى طاووس را به کرکس نخواهند داد، نتیجه این که اگر بخواهیم به سعادت همه جانبه برسیم و براى انجام وظیفه آماده شویم، و خشنودى و یارى الهى را کسب کنیم باید به ایجاد عوامل توفیق همّت کنیم، عواملى مانند: سلامتى روح و جسم، وراثت نیک، محیط سالم، غذاى پاک، همنشین شایسته، اعتماد به نفس، توکل به خدا، اراده نیرومند، ریاضت و زحمت، صبر و حوصله، برقرار نمودن رابطه تنگاتنگ با خدا و به طور کلى دین مدارى، و نیز باید از عوامل ضد توفیق پرهیز کنیم. که همان عوامل ضد عوامل مثبت است، که همچون آفتى ویران گر موجب نابودى توفیقات خواهد شد.

مسأله توفیق به قدرى مهم است که در بسیارى از گفتار و دعاهاى پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) آمده، بلکه در بسیارى از آنها در سرلوحه نیایش آنها قرار گرفته است. به عنوان نمونه نظر شما را به چند فراز جلب مى کنیم:

۱- امیر مؤمنان على(ع) در سرآغاز فرازى از خطبه اش مى فرماید: «نحمده على ما وفّق له من الطّاعه، وزاد عنه عن المعصیه؛(۱۵) خداى را سپاس گوییم که ما را توفیق اطاعتش و ترک گناهانش بخشیده است.»

۲– امام سجاد(ع) در فرازى از دعایش به خدا عرض مى کند: «و وفّقنى للّتى هى ازکى؛(۱۶) خدایا مرا به آنچه که پاک ترین است موفق کن.» و در فراز دیگر عرض مى کند: «خدایا! در ماه رمضان مرا براى درک شب قدر توفیق بده، به گونه اى که در صف محبوب ترین و پسندیده ترین بندگان درگاهت قرار گیرم.»(۱۷)

۳- و در قسمت آخر عهدنامه مالک اشتر، حضرت على(ع) آن را با این فراز به پایان مى رساند: «و از خدا مى خواهم که با رحمت گسترده و نیروى بى کران که در برآوردن هر حاجتى دارد، مرا و تو را در هرچه رضاى او است توفیق دهد.»(۱۸)

و در نامه به قثم بن عباس مى نویسد: «وفّقنا اللّه و ایّاکم لمحابّه؛(۱۹) خداوند ما و شما را بر آنچه دوست دارد موفّق کند.»

نتیجه این که توفیق از امور بسیار پراهمیتى است که همواره مورد نظر پیامبران و امامان و اولیاء خدا بوده، و مانیز براى تحصیل امتیازات عالى انسانى، باید با مرکب توفیق به پیش رویم، و از به دست آوردن آن در همه ابعاد، با ایجاد زمینه هایش غافل نمانیم، که سنگ زیرین کاخ ترقى و تعالى است، چنان که امام على(ع) فرمود: «لاینفع اجتهادٌ بغیر توفیقٍ؛ هیچ کوششى بدون توفیق به ثمر نمى رسد.»(۲۰) و نیز فرمود: «مشتاقانه به استقبال توفیق روانه شوید که توفیق اُسّ وثیق (اساس مطمئن) است.»(۲۱)

پى نوشت ها:

۱٫ نامه اخلاقى عرفانى امام خمینى (که به نوه اش آقاى سید على خمینى اهدا شده) مجموعه آثار، شماره یک، نشر کنگره اندیشه هاى اخلاقى – عرفانى امام خمینى، ص ۱۶۸٫

۲٫ محدث نورى، مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۱۶۷؛ بحار، ج ۹۳، ص ۳۰۰٫

۳٫ شیخ تقى الدین کفعمى، مصباح کفعمى، ص ۳۰۵ ؛ سید بن طاووس مهج الدّعوات، ص ۲۹۴٫

۴٫ محدث قمى، الکنى و الالقاب، ج ۳، ص ۱۱۶؛ فوائد الرضویه، ص ۷ و ۸٫

۵٫ سوره حج، آیه ۵۰٫

۶٫ مفردات راغب، ج ۱۴، ص ۱۳۵، و ج ۱۸، ص ۱۶٫

۷٫ بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۲۴۷٫

۸٫ همان، ج ۹۵، ص ۲۵۸٫

۹٫ همان، ج ۹۷، ص ۸۹، براى اطلاع بیشتر به این موارد به المعجم المفهرس بحار الانوار، ج ۱۲، ص ۸۴۳۶ تا ۸۴۳۸ مراجعه گردد.

۱۰٫ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج ۳، ص ۵۰۷٫

۱۱٫ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۴۱٫

۱۲٫ سوره آل عمران، ص ۱۶۰٫

۱۳٫ غررالحکم، میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۵۹۰ و ۵۹۱٫

۱۴٫ توحید صدوق، ص ۲۴۲٫

۱۵٫ نهج البلاغه بنیاد، خطبه ۱۸۵، صبحى صالح، خطبه ۱۹۴٫

۱۶٫ صحیفه سجادیه، دعاى ۲۰٫

۱۷٫ بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۰۲٫

۱۸٫ نهج البلاغه، نامه ۵۳٫

۱۹٫ همان، نامه ۶۷٫

۲۰٫ غررالحکم.

۲۱٫ همان.

منبع:محمد محمدى اشتهاردى؛پاسدار اسلام ـ ش ۲۸۵ – شهریور ۸۴

 

دریچه‌های خیر و رحمت الهی

ما انسان‌ها غالبا در پی تغییر موقعیت خود هستیم، حال یا در زمینه مادیات و یا در زمینه معنویات و حاضریم به هر دری بزنیم برای یافتن راهی که ما را به بیشترین نتیجه برساند. اما گاه می‌بینیم که هر چه بیشتر به این در و آن در می‌زنیم کمتر نتیجه می‌گیریم و نا امید و سر خورده نادانسته درهای گشوده و روزنه‌های امید را هم می‌بندیم مثلا ما می‌خواهیم کاری را آغاز کنیم و تمام تلاشمان را می‌کنیم و شب هنگام که پس از تلاشی بی نتیجه وارد خانه می‌شویم دری از رحمت به روی ما گشوده می‌شود پدر یا مادرمان با لبخندی گرم پذیرای ما می‌شوند اما به جای استفاده از این مایه‌های خیر و سعادت و این دریچه‌های برکات الهی با یک رفتار نا به جا از سر خستگی و رفتاری سرد این در را هم به روی خود می‌بندیم. بله، پدر و مادر گنج‌هایی هستند در دستان ما با هر خوبی به آنها ممکن است صدها خیر و برکت را به سوی خود جذب کنیم و عکسش هم صادق است.

یکى از عوامل سبب سازى در زندگى، و رو کردن و توجه خدا به ما احسان به والدین است قرآن در آیات متعددى می‌فرماید: و بالوالدین احسانا۱ مثل این آیه:

«وَ قَضَى رَبُّک أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَک الْکبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلاً کرِیمًا»؛ پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان کنید. اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها [حتى‏] «اوف» مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

نیکى به پدر و مادر برکات زیادى در زندگى انسان دارد یکى از آنها توسعه در رزق است پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:

من سره ان یمد له عمره و یبسط رزقه فلیصل ابویه.۲؛ هر کس دوست دارد که عمرش طولانى و رزق و روزى‌اش فراوان گردد، پس به پدر و مادر خویش نیکى کند.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

ان احببت ان یزید الله فى عمرک فسر ابویک ۳؛ اگر دوست دارى که خداوند عمرت را زیاد کند، پدر و مادرت را شاد گردان.

شهید مطهرى(رحمه الله) می‌گوید: گهگاه که به اسرار وجود خود و کارهایم می‌اندیشم، احساس می‌کنم یکى از مسائلى که باعث خیر و برکت در زندگى‌ام شده و همواره عنایت و لطف الهى را شامل حال من کرده است، احترام و نیکى فراوانى بوده است که به والدین خود کرده ام و به ویژه در دوران پیرى و هنگام بیمارى علاوه بر توجه معنوى و عاطفى و با وجود فقر و مشکلات مادى در زندگى‌ام، تا آنجا که تواناییم اجازه می‌داد، از نظر هزینه و مخارج زندگى به آنان کمک و مساعدت می‌کردم.۴
هر کس دوست دارد که عمرش طولانى و رزق و روزى اش فراوان گردد. پس به پدر و مادر خویش نیکى کند

حضرت آیت الله خامنه‌اى رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) می‌فرمود: اگر بنده در زندگى خود توفیقاتى داشته‌ام باید از نیکى‌هایى باشد که نسبت به والدینم کرده ام.
ایشان می‌فرمودند: پدرم در سنین پیرى به یک بیمارى صعب العلاج چشمی مبتلا شده بودند. آن روزها در قم بودم و مرتب براى مداواى او به مشهد می‌رفتم و چون معالجه او در مشهد پیشرفتى نمی‌کرد، او را به تهران آوردم و دکترها نیز ما را مأیوس کردند و گفتند: هر دو چشم ایشان علاج ناپذیر است. البته بعد از دو سال یک چشم ایشان معالجه شد و تا آخر عمر هم می‌دید، اما در آن زمان مطلقا نمی‌دید و باید دستشان را می‌گرفتیم و راه می‌بردیم. لذا براى من غصه‌اى درست شده بود که اگر پدر را رها کنم و به قم بروم، ایشان مجبور خواهند بود در گوشه‌اى بنشینند که این براى من خیلى سخت بود. و ایشان با من یک انس به خصوصى داشت، با من دکتر می‌رفت و برایش آسان نبود که با دیگران به دکتر برود.

بنده وقتى نزد ایشان بودم، برایشان کتاب می‌خواندم و با هم بحث علمی می‌کردیم و از این رو با من مانوس بود. به هر حال، احساس کردم که اگر ایشان را در مشهد تنها رها کنم، ایشان به یک موجود معطل و از کار افتاده تبدیل می‌شود و این مساله هم براى او بسیار سخت بود و هم براى من و از طرفى رها کردن قم هم براى من غیر قابل تحمل بود؛ زیرا سعادت دنیا و آخرتم را در قم می‌دیدم.

روزى با یکى از دوستانم مساله را در میان گذاشتم، او تاملى کرد و گفت: شما براى خاطر خدا از قم دست بکش و برو در مشهد بمان؛ خدا دنیا و آخرت تو را می‌تواند از قم به مشهد منتقل کند. من یک تأملى کردم و دیدم عجب حرف خوبى است، بنابراین تصمیم گرفتم در مشهد بمانم و از پدرم پرستارى نمایم و اگر بنده در زندگى توفیقى داشتم، به اعتقادم ناشى از همان نیکى به پدر و مادرم بوده است.۵

هر نگاه با محبتی به پدر و مادر نزد خدای متعال داری ارزش است و رفتار به آنها به هر نحوی از اموری است که هم در دنیا بازتاب دارد هم در آخرت پس بکوشیم قبل از این که خدای ناکرده از دستشان دهیم کمر همت به خدمتشان بندیم و به سفارشات خداوند متعال هم در رابطه با این عزیزان عمل کرده باشیم.

قرآن می‌گوید: «وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ کُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلَى وَالِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ».۶

انسان را [نسبت‏] به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم. مادرش با تحمّل رنج به او باردار شد و با تحمّل رنج او را به دنیا آورد. و بار برداشتن و از شیر گرفتنِ او سى ماه است، تا آن گاه که به رشد کامل خود برسد و به چهل سال برسد، می‌‏گوید: «پروردگارا، بر دلم بیفکن تا نعمتى را که به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس گویم و کار شایسته‏اى انجام دهم که آن را خوش دارى، و فرزندانم را برایم شایسته گردان در حقیقت، من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏پذیرانم».

 پی‌نوشت‌ها

۱- بقره؛ ۸۳، نساء؛ ۳۶، انعام؛ ۱۵۱، اسراء؛ ۲۳

۲- بحارالانوار، ج ۷۱،ص ۸۵

۳- امالى طوسى، ص ۲۴۵

۴- سرگذشتهاى ویژه از زندگى استاد مطهرى

۵- مجله نداى جمعه، ش ۲،ص ۱۰٫

۶- سوره احقاف آیه ۱۵٫

منبع: مشیت الهی در سبب سازی و سبب سوزی؛ محمود اکبری. فرآوری: رهنما؛ گروه دین و اندیشه تبیان