بخاری

نوشته‌ها

روایاتى از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) درباره امام حسین(علیه السلام)، در منابع اهل سنت.

اشاره:

حسین بن علی بن ابی‌طالب(ع)، مشهور به اباعبدالله و سیدالشهداء (۴۶۱قامام سوم شیعیان است، که ده سال امامت را بر عهده داشت و در واقعه عاشورا به شهادت رسید. او فرزند دوم امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نوه حضرت محمد(ص) است. بنابر گزارش‌های تاریخی شیعه و اهل سنت، پیامبر اسلام(ص) هنگام تولد او از شهادتش خبر داد و نام «حسین» را برای او برگزید. رسول خدا، حَسَنَین (امام حسن و امام حسین) را بسیار دوست داشت و همه را به دوست داشتن آن دو سفارش می‌کرد.

کتابهاى اهل سنت سرشار از فضائل و مناقب آن حضرت از زبان پیامبر(صلى الله علیه وآله) است که در اینجا به نمونه هایى اشاره مى کنیم:

۱ . بخارى به سندش از نعیم نقل کرده که از ابن عمر سوال شد: اگر شخص محرم، مگسى را به قتل برساند، حکمش چیست؟ او در جواب گفت: اهل عراق از مگسى سوال مى کنند در حالى که فرزند دختر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را به قتل رسانده اند. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «هما ریحانتاى من الدنیا»;(۱) (حسن و حسین دو ریحانه من از این دنیایند).

۲ . حاکمنیشابورى به سندش از سلماننقل کرده که از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) شنیدم که مى فرمود: «الحسن و الحسین ابناى، من احبّهما احبّنى، و من احبّنى احبّه الله، و من احبّه اللهادخله الجنه، و من ابغضهما ابغضنى، و من ابغضنى ابغضه الله، و من ابغضه الله ادخله النار»;(۲) (حسن و حسین دو فرزندان من هستند، هرکس آن دو را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس مرا دوست بدارد خدارا دوست داشته است و هرکس خدا را دوست بدارد، خداوند او را داخل بهشتخواهد کرد. و هرکس این دو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته، و هرکس مرا دشمن بدارد خدارا دشمن داشته و هر کس خدارا دشمن بدارد خداوند او را داخل در جهنم خواهد نمود).

۳ . او همچنین به سندش از ابن عمر نقل کرده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: «الحسن والحسین سیّدا شباب اهل الجنه و ابوهما خیر منهما»;(۳) (حسن و حسین دو آقاى جوانان اهل بهشتند و پدرشان از آن دو بهتر است).

۴ . ترمذى به سندش از یوسف بن ابراهیم نقل کرده که از انس بن مالک شنید که مى گوید: «سئل رسول الله(صلى الله علیه وآله) اىّ اهل بیتک احبّ الیک؟ قال: الحسن والحسین. وکان یقول لفاطمه: ادعى لى ابنىَّ، فیشمهما ویضمهما الیه»;(۴) (از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سوال شد: کدامین شخص از اهل بیتشما نزدتان محبوب تر است ؟حضرت فرمود: حسن و حسین. و همیشه به فاطمه مى فرمود: دو فرزندم را به نزد من آور. آن گاه آن دو را مى بویید و به سینه مى چسبانید).

۵ . یعلى بن مره مى گوید: با پیامبر(صلى الله علیه وآله) از منزل خارج شدیم و به میهمانى دعوت بودیم. ناگهان پیامبر(صلى الله علیه وآله) مشاهده کرد که حسین(علیه السلام) در راه مشغول بازى است. حضرت با سرعت به جلوى جمعیت آمد و دو دست خود را باز کرد تا حسین(علیه السلام) را بگیرد، ولى او به این طرف و آن طرف مى دوید، هر دو مى خندیدند تا آن که حضرت او را گرفت. یکى از دو دستش را زیر چانه او و دست دیگرش را بین سر و دو گوشش قرار داد و با او معانقه کرد و او را بوسید.

آن گاه فرمود: «حسین منّى و انا منه، احبّ اللهمن احبّه، الحسن و الحسین سبطان من الاسباط»;(۵) (حسین از من است و من از اویم، خدادوست بدارد هر کسى که حسین را دوست دارد. حسن و حسین دو سبط از اسباطند).(۶)

۶ . یزیدبن ابى یزیدمى گوید: پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) از حجره عایشه بیرون آمد و گذرش بر خانه فاطمه(علیها السلام) افتاد. صداى گریه حسین را شنید. فرمود: «الم تعلمى انّ بکاءه یوذینى؟»;(۷) ([اى فاطمه!] آیا نمى دانى که گریه او مرا اذیت مى کند؟)

۷ . حاکم نیشابورى به سندش از ابوهریرهنقل کرده که گفت: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را مشاهده کردم در حالى که حسین بن على را در بغل گرفته و مى فرمود: «اللهم انّى احبّه فاحبّه»;(۸) (بار خدایا! من او را دوست دارم، تو نیز او را دوست بدار).(۹)

(۶). در تفسیر جمله «حسین منى و انا منه» مى گوییم:

جمله اول اشاره به این مطلب دارد که حسین از رسول خداست; زیرا اگر چه پدرش حضرت على(علیه السلام) است ولى از آن جا که آن حضرت به نصّ آیه مباهله نفس رسول خداست لذا امام حسین(علیه السلام) فرزند پیامبر(صلى الله علیه وآله) به حساب مى آید.

در مورد جمله دوم مى گوییم: پیامبر(صلى الله علیه وآله) بعد از تبلیغ رسالتش، دیگر به عنوان یک شخص مطرح نیست بلکه یک شخصیت الهى به حساب مى آید. او رمز و نمونه اى است که در او رسالتش به تمام ابعاد تحقق یافته است. پس حیاتش همان رسالتش و رسالتش همان حیاتش مى باشد.

از طرف دیگر مى دانیم که سعى هر پدرى آن است که فرزندى داشته باشد تا جانشین شخصیت او بوده و حافظ رسالت او و ادامه دهنده راه او باشد. در مورد امام حسین(علیه السلام) از آن جا که او با قیام و شهادتش رسالت پیامبر(صلى الله علیه وآله) را زنده کرده است، لذا پیامبر(صلى الله علیه وآله) در شأن او مى فرماید: من از حسینم. یعنى شخصیت پیامبرى من و ادامه و استمرار آن به وجود حسین(علیه السلام) وابستگى دارد. و لذا گفته شده: «الاسلام محمدى الحدوث و حسینى البقاء».

پی نوشت:

(۱). صحیح بخارى، ج ۵، ص ۳۳، کتاب فضائل الصحابه، باب مناقب الحسن و الحسین.

(۲). مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۶۶٫

(۳). مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۶۷٫

(۴). سنن ترمذى، ج ۵، ص ۳۲۳، رقم ۳۸۶۱٫

(۵). المعجم الکبیر، ج ۲۲، ص ۲۷۴ ; کنزالعمال، ج ۱۳، ص ۶۶۲ ; تاریخ دمشق، ج ۱۴، ص ۱۵۰٫

۷).   مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۲۰۱٫

(۸). مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۷۷٫

(۹). گردآوری از کتاب: اهل بیت از دیدگاه اهل سنت، على اصغر رضوانى، مسجد مقدس جمکران، قم، ۱۳۸۵ ه.ش، ص ۴۰٫

فاطمه سلام الله علیها سیدۀ زنان اهل بهشت

در کتاب های اهل سنت نقل شده که طبق فرمایش رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) حضرت فاطمه(سلام الله علیها) سیدۀ زنان اهل بهشت است. این  حدیث در صحصح بخاری بدون هیچ قیدی در چند مورد ذکر شده است. یکی از این موارد از زبان عایشه همسر پیامبر گرامی اسلام این گونه در مرض مت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) نقل شده است: «…عایشه رضی الله عنها گفت فاطمه وارد و مانند پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) قدم بر می داشت. پیامبر فرمود مرحبا ای دخترم! سپس او را در سمت راست یا چپ خود نشاند و سخنی را به صورت سرّی به او گفت که بلا فاصله فاطمه به گریه افتاد. گفتم چرا گریه می کنی؟ سپس سخنی دیگری به صورت سری به او گفت و فاطمه خندید.  به او گفتم تورا مثل امروز هیچ گاه خوشحال ندیدم که بعد حزن و اندوه برایت حاصل گردید. سپس از او پرسیدم که رسول خدا به او چه گفت. ولی او گفت سرّ رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) را افشا نمی کنم. بعد از رحلت پیامبر از او سؤال نمودم او در جوابم گفت: پیامبر به من به صورت سرّی گفت که جبرئیل هر سال قرآن را یک بار بر من عرضه می کرد ولی امسال دوبار عرضه کرد من چنین برداشت می کنم که اجلم فرا رسیده است و تو اولین کسی از اهل بیتم هستی که به من ملحق می شوی. وقتی این سخن را شنیدم گریه ام گرفت و پدرم گفت آیا راضی نمی شوی که سیدۀ زنان اهل بهشت[زنان مؤمنین] باشی؟ این سخن پدرم مرا به خنده آورد.[۱]

بخاری در جای دیگر نیز به صورت مطلق نقل کرده است که «قال النبی صلى الله علیه وسلم فاطمه سیده نساء أهل الجنه»[۲] و نیز در مناقب حضرت فاطمه نقل کرده است: «وقال النبی صلى الله علیه وسلم فاطمه سیده نساء أهل الجنه».[۳]

صاحب تفسیر مظهری از مفسرین اهل سنت می گوید: احمد بن حنبل، ترمذی، نسائی، ابن حبان و حاکم از حذیفه نقل کرده که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فرشته ای از آسمان نازل شد و از خداموند اجازه گرفت که بر من سلام کند و و به من بشارت دهد که فاطمه سیدۀ زنان اهل بهشت است. این احادیث بر این دلالت دارند که فاطمه حتی از مریم بنت عمران نیز افضل باشد؛ زیرا زنان اهل بهشت عام است و تخصیص پذیر به زمان خاصی نیست.بر خلاف سخن خداوند که فرموده است«اصطفیک علی نساءالعالمین»[۴]  زیرا احتمال دارد مراد از عالم  عالم زمان خاصی باشد. به همین دلیل ابو یعلی و حاکم و طبرانی از ابو سعید خدری حدیث این گونه نقل کرده اند «ان النبی صلى الله علیه و سلم قال فاطمه سیده نساء اهل الجنه الا ما کان من مریم»‏[۵]  ولی در صحیح بخاری که معتبرترین کتاب حدیثی اهل سنت است این قید وجود ندارد.

پی نوشت ها:

[۱] . محمد بن اسماعیل بخاری،  صحیح البخاری، ج۴، ص ۱۸۳، دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.

[۲] . همان، ج۴، ص۲۰۹٫

[۳] . همان، ص ۲۱۹٫

[۴] . آل‏ عمران : ۴۲ وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَهُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمینَ.

[۵] .  مظهرى محمد ثناءالله، التفسیر المظهرى، ‏ ج‏۲قسم‏۱ ص ۴۸  پاکستان،  مکتبه رشدیه‏، چ۱، ۱۴۱۲ق، تحقیق: غلام نبى تونسى‏.

نویسنده:  حمیدالله رفیعی.

شیعه و فضایل علی(ع)

 شبهه

شيعيان در بيان فضائل علي بن ابي طالب (ع) غلو نموده اند و هيچگونه دليل عقلي و نقلي بر آن ندارند. و جايگاه علي(ع) مانند ساير صحابه بود.

پاسخ شبهه

فضائل و مناقب امير المؤمنين علي بن ابي طالب(ع) آنچنان معروف و مشهور است كه حتي جماعت زيادي از علما و دانشمندان اهل تسنن در اين باره كتابهاي مستقل نوشته اند.(1)

ما در اينجا به بعضي از احاديثي كه در كتب معتبر اهل سنت درباره فضائل آن حضرت آمده است بسنده مي كنيم.

1ـ بخاري در صحيح خود در موارد متعدده به فضائل آن حضرت تصريح كرده است.

الف) در ضمن يك حديث مفصل و طولاني كه پيرامون داستان «عمرة القضاء» نقل كرده است در آخر حديث دارد كه پيامبر اسلام (ص) به علي بن ابي طالب فرمود: تو از مني و من از تو!(2)

ب) در جاي ديگر بخاري به اسناد خود از سهل بن سعد نقل مي كند كه رسول خدا (ص) در روز خيبر فرمود: فردا اين پرچم را به مردي مي دهم كه خداوند به وسيله او در خيبر را فتح مي كند، او خدا و رسول خدا را دوست مي دارد، و خدا و رسول خدا هم او را دوست مي دارند، مردم، در آن شب با همديگر به بحث و گفتگو پرداختند كه آن شخص كيست؟ مردم هنگام صبح خدمت پيامبر اسلام (ص) آمدند و هر كس اميدوار بود كه آن حضرت پرچم فتح و پيروزي را به او بدهد، آنگاه پيامبر اسلام (ص) فرمود: علي بن ابي طالب كجا است؟ عرض كردند: علي مبتلا به درد چشم شديد شده و از آن رنج مي برد، پيامبر (ص) فرمود: او را پيش من بياوريد، در آن هنگام علي(ع) آمد و پيامبر (ص) آب دهان خود را به چشمان او كشيد و براي او دعا كرد، در نتيجه درد چشم علي(ع) بهبودي يافت، سپس پرچم را به علي داد و خيبر فتح شد.(3)

ج) باز در صحيح بخاري در جاي ديگر آمده است كه پيامبر اسلام (ص) به علي (ع) فرمود:آيا راضي نيستي كه نسبت به من، همانند هارون نسبت به موسي باشي؟(4)

همين حديث را به صورت كامل در جاي ديگر نقل كرده است و از مصعب بن سعد از پدرش نقل مي كند كه رسول خدا (ص) به سوي تبوك حركت كرد و علي (ع) را به جاي خود قرار داد. علي (ع) عرض كرد: آيا مرا در ميان كودكان و زنان مي گذاري؟ پيامبر (ص) فرمود: آيا راضي نيستي كه نسبت به من همانند هارون نسبت به موسي باشي جز اينكه پيامبري بعد از من نخواهد بود.(5)
جالب اينكه مسلم در صحيح خود نقل مي كند كه معاوية به سعد بن ابي و قاص گفت: به چه دليل (علي بن ابي طالب) را سب نمي كني؟ سعد پاسخ داد من هنگامي كه سه مطلب (مهم) را كه پيامبر (ص) درباره علي (ع) گفته است ياد مي كنم او را ناسزا نمي گويم و اگر يكي از آنها را من داشتم بهتر از آن بود كه مالك شترهاي (زياد) سرخ مو باشم: سعد سپس حديث منزلت و حديث رايت (پرچم) و آيه مباهله را در مقام فضيلت علي(ع) به رخ معاويه مي كشد و مي گويد خداوند به پيامبر دستور داد: «بگو بيائيد ما فرزندان خود را دعوت مي كنيم شما هم فرزندان خود را» پيامبر (ص) علي و فاطمة و حسن و حسين را فرا خواند وگفت: بارالها اينها اهل (بيت) من مي باشند(6).

ابن اثير يكي از دانشمندان معروف اهل سنت در يكي از تأليفات خود بنام «اسدالغابة» به اسناد خود از انس بن مالك نقل مي كند كه براي پيامبر اسلام (ص) مرغ بريان آورده بودند، گفت بارالها بهترين مخلوقات خود را برسان تا با من از اين مرغ بخورد. ابو بكر آمد او را رد كرد (و اجازه نداد)، بعد عثمان آمد او را هم رد كرد، پس علي (ع) آمد به او اجازه داد.(7)

ابن حجر عسقلاني در كتاب خود نقل مي كند پيامبر اسلام (ص) به علي (ع) (اشاره كرد و) فرمود: اين وصي من و گنيجينه اسرار من مي باشد و بهترين انسانها بعد از من است.(8)

يكي از دانشمندان شافعي كه درباره مناقب علي بن ابي طالب (ع) كتاب مستقل نوشته است با نقل يك حديث از اين كتاب كلام را به پايان مي رسانيم. او باسناد خود از ابوذر غفاري نقل مي كند كه پيامبر (ص) فرمود: هر كس بعد از من درباره خلافت علي عداوت و دشمني كند كافر مي باشد و با خدا و رسول او مبارزه كرده است و هر كس در علي شك و ترديد كند كافر است.(9) بنا براين شيعه همان فضائلي رادر مورد علي مي گويد كه اهل سنت دركتاب هاي خود نقل كرده اند.

منبع: نرم افزار پاسخ 2 مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات.

پاورقی:

  1. مانند مناقب علي بن ابي طالب تأليف ابن مغازلي، أنس المطالب في مناقب امام علي بن ابي طالب، تأليف محمد بن محمد شافعي، مناقب علي (ع) تأليف احمد بن حنبل، مناقب مرتضوي تأليف مير محمد صالح حسين حنفي مشهور به مشكين قلم، مناقب علي (ع) تأليف ثعلبي مفسر معروف شافعي، مناقب علي (ع) تأليف محب الدين طبري شافعي صاحب كتاب ذخائر العقبي، مناقب علي (ع) تأليف خواجه محمد پارسا، الخصائص تأليف احمد بن شعيب نساني صاحب سنن معروف، فضائل علي (ع) تأليف جلال الدين عبدالرحمن السيوطي شافعي، فضائل علي (ع) تأليف علامه عيدوس علوي شاخص، فضائل علي (ع) تأليف حاكم نيشابوري شافعي صاحب كتاب المستدرك علي الصحيحين، فضائل علي (ع) تأليف ابو محمد محمد بن علي بن اسماعيل حنفي و دهها كتاب ديگر.
    2. بخاري، محمد بن اسماعيل، صحيح البخاري، بيروت، چاپ دار الجبل، ج5، ص180، باب عمرء القضاء.
  2. همان، ج5، ص171، باب غزوة.
  3. همان، ج5، ص24.
  4. همان، ج6، ص3.
  5. مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، مصر: ميدان الازهر، مطبعه محمد علي صبيح و اولاده، ج7، ص120- 121.
  6. ابن اثير، اسد الغابة في معرفة الصحابة، تهران، چاپ مكتبة اسلامية، 1366ش، ص30.
  7. ابن حجر، تهذيب التهذيب، حيدر آباد دكن- هند، چاپ اول، 1325ه‍، ج3، ص106.
  8. ابو الحسن علي بن محمد بن محمد الواسطي الشافعي، مناقب علي بن ابي طالب، تهران، مطبعه اسلاميه، چاپ دوم، 1402، ص46.