اهمیت زکات

نوشته‌ها

زکات در آیینه قرآن و حدیث

چکیده

زکات از مصادیق بارز صدقات است که به عنوان پشتوانه مالی برنامه های اجتماعی، در اصلاح ساختار جامعه و تطهیر زندگی، تزکیه نفوس و تألیف قلوب مردم، نقش به سزایی دارد. کثرت وجود تعابیر بلند و عبرت آموز از قبیل بلا گردان فرد و جامعه، زمینه ساز نزول رحمت و برکت، عامل توسعه عمر و گسترش زندگی، تجارت مستقیم با خداوند، ذکر عملی و… که در لسان آیات و روایات، عمق باور مؤمنان و عرف جامعه، در شأن این واجب الهی، جاری و ساری است از جایگاه ویژه این عبادت اجتماعی و ضرورت اهتمام به آن خبر می دهد.

 

ساختار و معنای لغوی زکات

«زاء و کاف و حرف علّه» به عنون حروف اصلی این کلمه، دلالت بر نماء و زیادی دارد و به مفهوم رشد و نمو کردن و زیاد شدن می باشد.(۱)

خلیل بن احمد درباره معنای لغوی زکات می گوید: زکات مال به معنای پاک کردن آن است و جمله «زکا الزرع یزکو زکاء» به معنای رشد کردن کشتزار و محصولات می باشد.(۲)

راغب اصفهانی اصل زکات را به معنای رشدی که از برکت خداوند به دست آمده می داند.(۳)

مرحوم استاد علامه طباطبایی (رحمه الله) می نویسد: «معنای لغوی زکات تطهیر می باشد.»(۴)

در مصباح الفقیه نیز آمده است: «زکات در لغت به معنی طهارت و نمو است.»(۵)

از مجموعه اقوال فوق به دست می آید که معنای لغوی زکات در اصل، رشد کردن می باشد و به طور کلّی خلاصه چیزی یا برگزیده آن را می گویند.(۶)

معنای اصطلاحی زکات

زکات از نظر شرع . به عنوان یکی از فروع دین . بیرون کردن اندازه معینی از مال، که به حد نصاب رسیده باشد و دادن آن به مستحقان، و بدین نام نامیدن، به امید برکت یافتن و یا برای پاکیزه کردن نفس یا نمو دادن به خیرات و برکات است.(۷)

زکات در اصطلاح فقهی پرداخت مقدار معینی از مال است که در قرآن کریم معانی عامی دارد و به کمکهای واجب و مستحب گفته می شود.

اهمیت زکات

روزی حضرت امام صادق (علیه السلام) آداب و نحوه گرفتن زکات را که در نامه ۲۵ نهج البلاغه آمده است، از قول حضرت امام علی (علیه السلام) نقل می کرد، در اثنای آن گریه کرد و فرمود:

«به خدا سوگند حرمتها را شکستند و به کتاب خدا و سنّت پیامبرش عمل نکردند.»(۸)

در اهمیت زکات همین بس که یکی از پایه های دین مبین اسلام شمرده شده و به عنوان درمان دردهای اقتصادی جامعه محسوب می شود؛ چنان که اگر برای عضوی از بدن کسی ناراحتی ای پیش بیاید او را از حرکت می اندازد، در جامعه نیز اگر گروهی با مشکلات مالی روبه رو شوند، حرکت آن جامعه فلج می شود.

حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمود:

«خداوند به من نعمتهایی داده است که دائما نگران آن هستم تا حقوقی را که نسبت به آنها بر من واجب کرده است، پرداخت کنم. سؤال شد: شما نیز با آن مقام بزرگی که دارید به سبب تأخیر زکات از خدا می ترسید؟ فرمود: بله.»(۹)

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«خداوند بر این امت چیزی را سخت تر از زکات واجب نکرده است و هلاکت بیش تر امتها به علّت نپرداختن آن است.»(۱۰)

همچنین در قرآن کریم آمده است:

«هنگامی که صالحان به حکومت برسند، اولین برنامه آنان اقامه نماز و پرداخت زکات و امر به معروف و نهی از منکر است.»(۱۱)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سوگند یاد کرد که جز مشرک کسی در مورد پرداخت زکات خیانت نمی کند.(۱۲) نیز فرمود: یا علی! ده گروه از امّت من کافر می شوند که یکی از گروهها کسانی هستند که زکات نمی پردازند.(۱۳)

ایشان در آخرین خطبه خویش نیز به مردم فرمود: ای مردم! زکات اموال خود را بپردازید و هر که زکات نپردازد، برای او نه نمازی است و نه حجّی و نه جهادی.(۱۴)

از نظر آن حضرت، زکات عامل از بین بردن گناهان محسوب می گردد: «الزّکاه تُذهبُ الذُّنُوب»(۱۵)

آری! زکات در برزخ در کنار نماز تجسّم یافته و مونس انسان می شود و توجه بدان از وظایف مهم شرعی و اسلامی ماست زیرا:

۱ . با پرداخت آن درهای بهشت را به روی خود گشوده و خود را از صفت مذموم بُخل می رهانیم؛(۱۶)

۲ . زکات، کلید دریافت رحمت الهی در روزی است؛(۱۷)

۳ . زکات، سیر کردن فقراست و سیر کردن فقرا، رمز سیر بودن در قیامت و روز محشر است؛(۱۸)

۴ . زکات، مدال افتخار اسلامی بودن آدمی است که نپرداختن آن علامت خارج شدن از مدار ایمان و اسلام است؛(۱۹)

۵ . نپرداختن زکات، خیانت به خدا و شرک است و این گونه افراد در حکومت جهانی حضرت امام عصر (علیه السلام) به مرگ محکوم می شوند؛(۲۰)

۶ . از اولین وظایف حکومت صالحان رسیدگی به فقرا در سایه پرداخت زکات است: «الذین ان مکّناهم فی الارض أقاموا الصّلاه و آتوا الزّکاه»(۲۱)

۷ . با پرداخت زکات، سلام و صلوات پیامبر را دریافت می داریم؛ چون خداوند به پیامبر فرموده: زکات مردم را بگیر و بر آنها درود فرست؛(۲۲)

۸ . دریافت کننده زکات در ظاهر فقرا هستند، ولی در واقع خداوند است و این اهمیت برجسته زکات را می رساند.(۲۳)

ادلّه وجوب زکات

الف: آیات محکم قرآنی

در قرآن کریم واژه زکات به همراه مشتقاتش ۵۹ مرتبه در ۲۹ سوره و ۵۶ آیه به کار رفته، که ۲۷ مورد در کنار نماز آمده است.

به طور کلّی آیات مربوط به زکات در قرآن شامل موارد ذیل است:

۱ . دسته ای از آیات، اصل زکات را مطرح کرده و آن را در ردیف نماز قرار داده اند و پرداخت زکات را مانند اقامه نماز واجب دانسته و از شعائر دینی و علایم ایمان به حساب آورده اند؛

۲ . آیاتی هستند که به دادن زکات امر نموده و آن را به عنوان معامله با خدا قلمداد نموده اند؛(۲۴)

۳ . برخی از آیات نشان دهنده تشریع اصل این فریضه عبادی و اقتصادی هستند و به طور کلی درباره این که چه مقداری گرفته شود و در چه موردی گرفته نشود، ساکت می باشند، که ظهور دارد در این که زکات در کل اموال لازم است؛

۴ . برخی از آیات، مصارف زکات را به طور دقیق شمارش نموده اند و رهبری امت اسلامی باید زکات مأخوذه را در این مصارف به کار بیندازد؛(۲۵)

۵ . برخی از آیات کسانی را که زکات نمی دهند در ردیف کفار قلمداد کرده اند.(۲۶)

علامه طباطبایی (رحمه الله) آیه «خُذ مِن اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها…»(۲۷) را آیه وجوب زکات دانسته و نوشته است:

«این آیه شریفه متضمن حکم زکات مالی است، که خود یکی از ارکان شریعت و دین اسلام است؛ هم ظاهر آیه این امر را می رساند و هم اخبار بسیاری که از طریق ائمه اهل بیت (علیهم السلام) و از غیر ایشان نقل شده است.»(۲۸)

ب: روایات

در بحث اهمیّت زکات به برخی از آنها اشاره نمودیم؛ از آنجا که روایات معتبر بی شماری درباره وجوب زکات از معصومان علیهم السلام نقل گردیده لازم است به برخی دیگر از آنها اشاره کنیم:

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) :

«الزکاه قنطره الاسلام فمن ادّاها جاز القنطره و من منعها احتبس دونها و هی تطفی ء غضب الرّب.»(۲۹)

«زکات پل اسلام است؛ هر کس آن را پرداخت کند از پل می گذرد و هر کس آن را منع کند به سبب آن محبوس است و زکات خشم پروردگار را خاموش می کند.»

حضرت امام صادق (علیه السلام) : «السُّراق ثلاثه: مانع الزکوه و مستحل مهور النساء و کذلک من استدان و لم یَنوِ قضائه»(۳۰)؛ ربایندگان [اموال مردم] بر سه دسته اند: کسی که زکات نمی دهد، کسی که مهر زنان را می خورد و کسی که قرض می کند و نیت پرداخت آن را ندارد.

حضرت امام صادق (علیه السلام) : «مَن مَنع قیراطا مِن الزّکوه فَلیَمُت ان شاء یهودیا و ان شاء نصرانیا»(۳۱)؛ کسی که ذرّه ای از زکات را ندهد یا یهودی یا نصرانی می میرد.»

در کتب عامه نیز آمده است:

«زکات رکنی از ارکان پنجگانه اسلام است و بر هر کس که شرایط آن را داشته باشد، واجب عینی است و به احادیث زیادی استناد شده که از جمله آنها قول پیامبر است که فرمود: بنی الاسلام علی خمسٍ، و سپس از جمله پنج مورد، ایتاء زکات را ذکر کرده است.»(۳۲)

ج: اجماع

در اتّفاق فقها بر این که زکات، واجب و ضروری است، جای هیچ تردیدی نیست و علمای اهل سنّت نیز گفته اند:

«…و امّا اجماع امّت متّفقند بر این که زکات با شرایط مخصوص، رکنی از ارکان اسلام است.»(۳۳)

مرحوم صاحب جواهر نیز نقل کرده که وجوب زکات یکی از ضروریاتی است که از استدلال به آیات و روایات بی نیاز است.

وی سپس منکر آن را در زمره کفّار شمرده و به احادیث بسیاری استدلال کرده است.(۳۴)

زکات مخصوص دین اسلام نیست

زکات علاوه بر دین اسلام در ادیان پیشین نیز بوده است؛ یعنی زکات به همراه نماز از مشترکات همه ادیان آسمانی است و آیات بسیاری در قرآن کریم گواه این مدعاست.(۳۵)

با بررسی آیات و روایات در می یابیم که زکات در اسلام همانند زکات در دیگر ادیان الهی نیست که صرفا مبتنی بر یک نوع وصیت و سفارش اخلاقی باشد؛ بدین جهت که مردم رغبت به برّ و نیکی پیدا کنند و از بخل بپرهیزند، بلکه فریضه ای الهی است و بی اعتنایی به آن فسق است و منکر وجوب آن، کافر می باشد.(۳۶)

موارد زکات

در روایات معصومان (علیهم السلام) زکات بر نه چیز واجب شمرده شده است:

«یک صنف نقدینه یعنی طلا و نقره، صنف دیگر اغنام سه گانه، یعنی شتر و گاو و گوسفند؛ نوع سوم غلات چهار گانه، یعنی گندم، جو، خرما و کشمش.»(۳۷)

از جمله آنها می توان به روایت ذیل اشاره نمود. امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) : «فرض الله الزکوه مع الصلوه فی الاموال و سَنَّها رسول الله (صلی الله علیه و آله) فی تسعه اشیاءٍ فی الذهب و الفضّه و الابل و البقر و الغنم و الحنطه و الشعیر و الزّبیب و عفا عمّا سوی ذلک.»(۳۸) ؛ خداوند زکات اموال را به همراه نماز واجب کرد و پیامبر آن را در نه چیز قرار داد: در طلا و نقره و شتر و گاو و گوسفند و گندم و جو و خرما و کشمش، و غیر اینها را معاف کرد.

در فتاوای مشهور فقها نیز با استناد به روایات، همین نُه چیز بیان شده است.(۳۹)

موارد مصرف زکات

در بیان تعیین موارد مصرف زکات اکثر مفسّران بدین آیه استناد نموده اند و در این موارد، اختلافی نیست: «انَّما الصَّدقاتُ للفُقَراء و المَساکین و العاملین عَلَیها وَ المُؤلَّفَهِ قُلُوبُهُم وَ فی الرّقاب و الغارمین و فی سبیل الله و ابن السبیل فریضَه مِنَ الله و الله عَلیمٌ حکیم»(۴۰)

«صدقات، منحصرا در این موارد هشت گانه به مصرف می رسد:

۱ . فقرا؛

۲ . مساکین؛

۳ . متصدیان اداره صدقات و مأموران جمع آوری زکات؛

۴ . افرادی که به وسیله کمکهای مالی، تمایل بیش تری به اسلام پیدا می کنند و تألیف قلوب در آنها به وجود می آید؛

۵ . کسانی که برده هستند و برای آزادی آنها از زکات استفاده می شود؛

۶ . بدهکاران؛

۷ . هر امری که رضای خداوند در آن باشد؛

۸ . افرادی که در راه مانده اند و درمانده شده اند.»(۴۱)

آثار فردی زکات

۱ . درمان بخل. پرداخت زکات آدمی را از صفت مذموم بخل می رهاند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر کس زکات مال خود را بپردازد، قطعا از بخل حفظ شده است.»(۴۲)

در اهمیت دوری از بُخل آمده که یکی از امامان معصوم را دیدند که از اول شب تا صبح در حالی که مشغول طواف خانه کعبه بود، تنها یک دعا می کرد و آن این بود که خدایا مرا از بخل دور بدار.(۴۳)

۲ . کلید برکت و ازدیاد رزق. واژه زکات و برکت به طور مساوی در قرآن ذکر شده اند و در روایات نیز آمده است: «الزّکاه تزیدُ فی الرزق؛زکات روزی انسان را زیاد می کند.»(۴۴)

۳ . بیمه کردن مال. امام کاظم (علیه السلام) فرمود: «اموال خود را از طریق زکات بیمه کنید.»(۴۵)

۴ . زکات دهنده محبوب ترین فرد نزد خداوند است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «محبوب ترین فرد نزد خداوند، سخاوتمندترین آنان است و سخاوتمندترین مردم کسی است که زکات مال خود را بدهد و از آنچه خداوند در مال او واجب نموده است، در مورد مؤمنان بخل نکند.»(۴۶)

۵ . وسیله تقرب به خداوند است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «خداوند زکات را همراه با نماز وسیله تقرّب مسلمانان به خود قرار داده است.»(۴۷)

۶ . راه رسیدن به رحمتهای خاص الهی است. در قرآن کریم آمده است: «رحمت پروردگار بر هر چیزی گسترده است، ولی دریافت قطعی آن مخصوص کسانی است که اهل تقوی و ایمان و زکات باشند.»(۴۸)

۷ . وسیله باز شدن گره هاست. قرآن کریم می فرماید: «و امّا من اعطی و اتّقی و صدّق بالحسنی فسنیسره للیسری»(۴۹)؛ هر کسی بخشش نماید و پرهیزکار باشد و حقیقت را تصدیق نماید، ما کارهای مشکل او را آسان می کنیم.»

۸ . مایه فرو نشاندن غضب الهی و کفّاره گناهان است. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «الله، الله فی الزکاه، فانّها تطفی ء غضب ربکم»(۵۰) ؛ شما را به خدا، شما را به خدا درباره زکات [دقت کنید] که به تحقیق غضب پروردگار را فرو می نشاند.

در قرآن کریم نیز آمده است: اگر نماز به پا دارید و زکات بپردازید، من بدیهای شما را می پوشانم.(۵۱)

۹ . نشانه کمال اسلام و ایمان است. «تمامُ اسلامکم اداء الزکاه»(۵۲) ؛ با ادای زکات اسلام شما کامل می شود.

«...سبعه من کنّ فیه فقد استکمل حقیقه الایمان… و ادّی زکاه ماله»(۵۳)؛هفت صفت است که در هر کس باشد به کمال حقیقی ایمان رسید است… و ادای زکات مال [از آن جمله است].

پیامبر اسلام به حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «علامت و نشانه مؤمنان در سه چیز است: نماز، روزه و زکات.»(۵۴)

۱۰ . شرط رهایی از کفر است. کفار، با توبه و نماز و زکات می توانند خود را برهانند: «و ان تابوا و اقاموا الصّلوه و اتوا الزکاه فخلّوا سبیلهم»(۵۵)

۱۱ . سبب گشایش برای مردگان است. شخصی به امام صادق (علیه السلام) گفت: برادرم از دنیا رفته است و زکات زیادی به عهده اش بود، من آنها را پرداخت کردم، امام فرمود: «با این عمل مشکل او بر طرف می شود.»(۵۶)

۱۲ . سبب استجابت دعا می باشد.(۵۷)

۱۳ . موجب قبولی نماز است.(۵۸)

۱۴ . مایه جاودانگی و شیرینی زندگی است.

۱۵ . نشانه قوام و استواری مکتب است.(۵۹)

۱۶ . پرداخت زکات، شکر نعمت الهی است که زکات دهنده با پرداخت آن، این نگرانی که خود مثل فقرا شود را برطرف می نماید.(۶۰)

۱۷ . آرامش و خواب راحت را برای آدمی به ارمغان می آورد.(۶۱)

آثار اجتماعی زکات

۱ . تقویت برادری، تعمیق روابط و کینه زدایی.

با پرداخت زکات رابطه عاطفی میان افراد عمیق تر شده و مفهوم آیه «انّما المومنون اخوه»(۶۲) بهتر مورد توجه و عمل قرار می گیرد. قرآن کریم می فرماید:

هرگاه مخالفان شما توبه کنند و نماز به پا دارند و زکات بپردازند، آنها هم در جامعه برادر دینی شما هستند.(۶۳)

همچنین با پرداخت زکات، آداب دوستی هر چه بهتر و بیش تر مراعات شده و شعله مهر و محبت در دلها فروزان می شود و این دوستی و محبت در تعاون و یاری رساندن به یکدیگر و حفاظت از دستاوردهای جامعه اسلامی نقش مهمی دارد.

۲ . تقویت بنیه دینی مردم. حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمود:

«فلسفه پرداخت زکات، قوت فقرا و تقویت و کمک رسانی در امور دینی آنهاست.»(۶۴)

از محل زکات جمع آوری شده می توان مدارس، کتابخانه ها، مساجد و سایر مراکز دینی و فرهنگی را ایجاد نمود و یا آنچه را که قبلاً احداث شده است، توسعه داد و با دعوت از کارشناسان دینی و علما و اساتید، پایگاه علمی و اعتقادی مردم را تقویت نمود.

۳ . فقر زدایی، حل مشکلات و محو نمودن مفاسد اجتماعی. یکی از راههای مهم مبارزه با فقر، گرسنگی، کمبودها و مشکلات یا نابسامانی های اجتماعی توجه جدی به مسئله زکات می باشد. امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود:

«هیچ فقیری گرسنه نمی ماند مگر به سبب آنکه توانمندی حق خدا را نمی پردازد و خداوند در روز قیامت توانمند را به همین دلیل بازخواست خواهد کرد.»(۶۵)

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«هیچ محتاج و گرسنه و برهنه ای در جامعه وجود نخواهد داشت، مگر به سبب گناهان اغنیا.»(۶۶)

با ریشه کنی فقر از جامعه، قهرا بسیاری از مفاسد اجتماعی نیز محو خواهد شد و زمینه های وقوع سرقت، دریافت رشوه، خیانت و… از بین می رود.

با پرداخت زکات سرمایه ها نیز تعدیل می گردد و ریشه کینه و فقر در جامعه خشکانده می شود.

آری! اگر مردم زکات مال خود را بپردازند، چرخهای اقتصاد به گردش در آمده و بیکاری که زمینه ساز بسیاری از مفاسد اجتماعی است از جامعه رخت بر می بندد و تمام افراد بیکار شاغل می گردند و از انزوا و گوشه گیری، نا امیدی و بدبینی و حقارت رهایی یافته؛ تلاش، نشاط و حضور در صحنه ها جایگزین آنها می شود.(۶۷)

۴ . دفع بلا از امّت و اقتدار امّت اسلامی. اگر کمبودها از طریق مالیاتهای اسلامی و زکات تأمین شود، افراد جامعه به یک نوع رفاه نسبی دست می یابند. در نتیجه دلها نسبت به هم مهربان و نیرهای انسانی متمرکز می گردند و همه پشتیبان یکدیگر خواهند بود.

افراد چنین جامعه ای دارای صلابت و اقتدارند و در مقابل نقشه های دشمنان و تهدید و تطمیع آنان بیمه خواهند بود.

همچنین جبران کمبودها از طرف پرداخت کنندگان مخلص و اجرای این کار الهی از طریق مراجع دینی، سبب آرامش، دلگرمی و اتصال به علمای ربّانی خواهد شد که این امر نیز خود وسیله اقتدار و عزت اسلامی و ملی می باشد.(۶۸)

در قرآن کریم آمده است: «و لولا دفعُ الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض و لکن الله ذو فضل علی العالمین»(۶۹)

در ذیل این آیه، حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«قطعا خداوند به خاطر کسانی از شیعیان ما که زکات می دهند، انواع بلاها و خطرات را از سایر مردم دفع می کند و اگر زکات این گروه نبود، همه یکجا نابود می شدند.(۷۰)

۵ . حفظ آبرو و جذب دیگران. در بسیاری از موارد، فقر آبروی انسان را در معرض خطر قرار می دهد و زکات، فقر را از بین می برد و آبروی انسانها را حفظ می کند.

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: شخصی که در خط فکری ما نیست و از دنیا رفته و اطفال فقیری را به جا گذاشته، آیا می توانیم از زکات به آنها بدهیم؟ فرمود:

«بله، آن اطفال گرسنگانی هستند که تقصیری ندارند و در راه پدر منحرف خود حرکت می کنند و باید آبرو و موقعیت آنان در جامعه حفظ شود و زندگی آنها تا رسیدن به حد بلوغ و رشد لازم تأمین گردد. اما اگر این اطفال بالغ شدند و حق را فهمیدند ولی با لجاجت از آن دست کشیدند، از زکات به آنها ندهید؛ زیرا سزاوار نیست زکات از افراد مؤمن گرفته و به منحرفان لجوج داده شود.»(۷۱)

در مورد جذب دیگران از طریق زکات باید گفت که اسلام، مصرف زکات را برای هشت گروه لازم دانسته و یک دسته از آنان افرادی از رؤسا و سرشناسانی هستند که اگر حمایتهای مالی از آنان به عمل آید، ابتدا خودشان و سپس قبیله آنان به اسلام جذب می شود.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز سهمی از زکات را به رؤسای قبایل می دادند(۷۲) و در هر زمان ولیّ امر مسلمین می تواند این کار را انجام دهد.

از همین سهم که به نام «مؤلفه قلوبهم» در قرآن مطرح شده، می توان مقداری به مسلمانان ضعیف الایمان پرداخت کرد که اگر به حال خود رها شوند، وسوسه های دشمنان در آنان ایجاد شک می نماید. اسلام برای پایداری آنان در دین، مشکلات اقتصادی ایشان را حل می کند.(۷۳)

امام باقر (علیه السلام) فرمود: مراد از «مؤلفه قلوبهم» گروهی هستند که توحید را پذیرفته و از مدار شرک خارج شده اند، ولی هنوز معرفت محمّد (صلی الله علیه و آله) در قلبشان رسوخ نکرده است. پس پیامبر اسلام و بعد از آن حضرت، مؤمنان، باید سهمی از زکات را صرف این گونه افراد کنند تا محبت و معرفت آنان تثبیت شود.(۷۴)

آثار ترک زکات

ترک کردن زکات آثار زیانباری برای تارک آن دارد که عبارتند از: تلف شدن اموال، خسارت دو برابر، هزینه در راه اشرار و گناه، محروم شدن از رحمت، قبول نشدن نماز و عبادات، اخراج از مسجد، هم ردیفی با رباخواران.(۷۵)

۱ . تلف شدن اموال. حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«ما ضاع مال فی البرّ و لا فی البحر الا بتضییع الزّکاه»(۷۶) ؛هیچ مالی در خشکی و دریا ضایع نمی شود، مگر به ضایع ساختن زکات.

۲ . خسارت دو برابر. در روایتی آمده است: «مَن مَنعَ حقّا للّه أنفق فی باطل مثلیه»(۷۷)؛ کسی که حق خدا را نپردازد (در راه حق مال خود را صرف نکند) دو برابر آن را در راه باطل صرف خواهد کرد.

۳ . هزینه کردن در راه اشرار و گناه. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «وَ اعلَم أنّه من لم ینفق فی طاعه الله ابتلی بأن ینفق فی معصیه الله و مَن لم یمش فی حاجه ولیّ الله ابتلی بأن یمشی فی حاجه عدوّ الله.»(۷۸)؛ بدان، کسی که مال خود را در راه اطاعت خداوند صرف نکند، به هزینه کردن آن در راه معصیت خداوند گرفتار می شود و هر کس در حلّ مشکلات ولیّ خدا گامی بر ندارد، خداوند او را بر تلاش و حرکت در راه حلّ مشکلات دشمن خدا گرفتار می کند.

۴ . محروم شدن از رحمت الهی. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «کسی که حق خداوند را از مالش نپردازد، سزاوار است که خداوند رحمت خود را از او دریغ کند.»(۷۹)

۵ . قبول نشدن نماز. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «نماز و عبادت کسی که زکات نمی پردازد همچون لباس کهنه ای در هم پیچیده و به صورت او پرتاب می شود.»(۸۰)

امام رضا (علیه السلام) فرمود: «خداوند نماز و زکات را [در قرآن] قرین یکدیگر قرار داده و نماز بی زکات پذیرفته نیست.»(۸۱)

۶ . اخراج از مسجد. امام باقر (علیه السلام) فرمود: «روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) وارد مسجد شد و با جمله «قم یا فلان» پنج نفر را از مسجد اخراج کرد و فرمود: شما که زکات نمی دهید از مسجد بیرون بروید.»(۸۲)

۷ . هم ردیفی با رباخواران. پرداخت نکردن زکات، خیانت، شرک و نوعی سرقت به شمار می آید؛ زیرا سه نوع سارق داریم که یکی از آنان کسی است که زکات نمی دهد.(۸۳)

حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «مانع الزکاه کآکل الرّبا»(۸۴) ؛کسی که زکات ندهد همچون رباخوار است.

پی نوشتها

۱ . معجم مقاییس اللغه، ابن فارس، ج ۳، ص ۱۶ . ۱۷.

۲ . کتاب العین، ج ۵، ص ۳۹۴.

۳ . المفردات، ماده «زکو».

۴ . المیزان، ج ۱۵، ص ۹ ؛ ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۱۲.

۵ . مصباح الفقیه، کتاب الزکوه، ص ۲.

۶ . فرهنگ معین، ج ۲، ص ۱۷۴۲.

۷ . تبیین اللغات لتبیان الایات، محمد قریب، ج ۱، باب زکوه.

۸ . وافی، ج ۱۰، ص ۱۵۶.

۹ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۲.

۱۰ . وافی، ج ۱۰، ص ۳۳.

۱۱ . سوره حج (۲۲) آیه ۴۱.

۱۲ . بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۹.

۱۳ . همان، ص ۳۰.

۱۴ . مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۵۰۷.

۱۵ . بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۲۳۴.

۱۶ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۳.

۱۷ . همان، ص ۳۲.

۱۸ . همان، ص ۶۸۴.

۱۹ . همان، ص ۵۸.

۲۰ . بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۹.

۲۱ . سوره حج (۲۲) آیه ۴۱.

۲۲ . سوره توبه (۹) آیه ۱۰۳.

۲۳ . همان، آیه ۱۰۴.

۲۴ . تفسیر علیا، دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی، ص ۲۵۲ . ۲۵۳ ؛ به عنوان نمونه سوره احزاب (۳۳) آیه ۳۳ ؛ سوره مجادله (۵۸) آیه ۱۳.

۲۵ . منابع مالی دولت اسلامی، اسداللّه بیات، ص ۲۵ (بحث زکات).

۲۶ . سوره فصّلت (۴۱) آیه ۷.

۲۷ . سوره توبه (۹) آیه ۱۰۳.

۲۸ . المیزان، ج ۹، ص ۳۷۷ ؛ ترجمه المیزان، ج ۹، ص ۵۱۲.

۲۹ . بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۱۵ ؛ امالی طوسی، ج ۲، ص ۱۳۶.

۳۰ . همان، ص ۱۲.

۳۱ . همان، ص ۲۰.

۳۲ . الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۱، ص ۵۹۰.

۳۳ . الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۱، ص ۵۸۹ . ۵۹۰.

۳۴ . جواهر الکلام، ج ۱۵، ص ۱۳.

۳۵ . سوره مریم (۱۹) آیه ۳۱ ؛ سوره بقره (۲) آیه ۴۳ ؛ سوره بینه (۹۸) آیه ۵.

۳۶ . زکات، محسن قرائتی، ص ۱۹ . ۲۲.

۳۷ . المیزان، ج ۹، ص ۳۷۷.

۳۸ . فروع کافی، ج ۳، ص ۵۰۹، ح ۱.

۳۹ . شرایع، ج ۱، ص ۱۰۷ ؛ شرح لمعه، ص ۱۳ . ۳۰.

۴۰ . سوره توبه (۹) آیه ۶۰.

۴۱ . تفسیر المیزان، ج ۹، ص ۳۱۳.

۴۲ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۸.

۴۳ . نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۴۶.

۴۴ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۲ و ۶۹.

۴۵ . «حصّنوا اموالکم بالزکاه.» همان، ص ۴۹.

۴۶ . همان، ص ۶۵.

۴۷ . همان، ص ۳۳.

۴۸ . سوره اعراف (۷) آیه ۱۵۶.

۴۹ . سوره لیل (۹۲) آیه ۵ . ۷.

۵۰ . وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۰.

۵۱ . سوره مائده (۵) آیه ۱۲.

۵۲ . کنزالعمال، ج ۶، ص ۹۶.

۵۳ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۵.

۵۴ . همان، ص ۳۵.

۵۵ . سوره توبه (۹) آیه ۵.

۵۶ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۲۲۳.

۵۷ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۳.

۵۸ . «زکّوا اموالکم تقبل صلاتکم» جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۲۹.

۵۹ . زکات، محسن قرائتی، ص ۳۸ . ۴۵.

۶۰ . وافی، ج ۱۰، ص ۵۱.

۶۱ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۲۷۳.

۶۲ . سوره حجرات (۴۹) آیه ۹.

۶۳ . سوره توبه (۹) آیه ۱۱.

۶۴ . وافی، ج ۱۰، ص ۵۱.

۶۵ . سفینه البحار، ج ۳، ص ۴۷۴.

۶۶ . وافی، ج ۱۰، ص ۵۰.

۶۷ . زکات، محسن قرائتی، ص ۴۹ . ۵۵.

۶۸ . همان، ص ۵۱ . ۵۳.

۶۹ . سوره بقره (۲) آیه ۲۵۱.

۷۰ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۶.

۷۱ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۲۸۵.

۷۲ . همان، ص ۲۴.

۷۳ . زکات، محسن قرائتی، ص ۵۶ . ۵۸.

۷۴ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۲۴۲.

۷۵ . خمس و زکات، محسن قرائتی، ص ۱۲۳.۲۵؛ فروع دین (زکات)، آیه الله سید محمد شیرازی، ص ۱۹۰.۱۹۳.

۷۶ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۰.

۷۷ . وافی، ج ۱۰، ص ۴۲.

۷۸ . وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۵.

۷۹ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۷.

۸۰ . همان، ص ۳۰ و ۳۳.

۸۱ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۳۰.

۸۲ . همان، ص ۳۱.

۸۳ . تهذیب، ج ۱۰، ص ۱۵۳.

۸۴ . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۶۳.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

آثار ترک زکات در جامعه

چکیده

زکات مال که یکی از واجبات دین اسلام و ارکان مهم آن است یکی از مهم ترین ابزارهای تعدیل اقتصادی و توزیع ثروت براساس اصول عدالت می باشد. جامعه ای که براساس پرداخت حقوق مالی قوام یابد از هر لحاظ در امنیت و آسایش قرار می گیرد و شکوفایی و پیشرفت نصیب آن می شود. بر این اساس می بایست پرداخت زکات به عنوان یکی از واجبات از سوی دولت اسلامی مورد توجه و تأکید قرار گیرد و از کوتاهی در پرداخت آن با تشویق و ترغیب و حتی انذار مردم از پیامدهای زیانبار دنیوی و اخروی فرهنگ سازی انجام گرفته و مردم را به اشکال مختلف بر عمل بدان ترغیب نماید.

 

در حال حاضر به نظر می رسد که کم ترین توجه مسئله پرداخت زکات از سوی دولت اسلامی و مردم می شود و به گونه ای جزو احکام و قوانینی است که تعطیل شده است. هرچند در سالیان اخیر برخی از دلسوزان با تبلیغ و تشویق مردم توانستند گام هایی در احیای این واجب شرعی بردارند ولی هنوز در آغاز راه است و نیازمند توجه و اهتمام خاص همگانی است تا مردم آن را همانند نماز و روزه مورد توجه و عمل قرار دهند و از آن غافل نشوند.

زکات راهی برای تطهیر و شکوفایی و رشد جامعه

زکات که از ماده زکو یا زکی گرفته شده در اصل به معنای رشد و زیادت و افزایش است.[۱] این واژه به معنای طهارت، رشد، برکت و مدح نیز آمده است.[۲]

وقتی از زکات مال سخن به میان می آید به معنا و مفهوم تطهیر آن مراد می باشد[۳]  ولی در اصطلاح شرعی برای حقی است که در مال واجب است و در وجوب آن نصاب به عنوان شرط اصلی معتبر است.[۴]

راغب اصفهانی از اندیشمندان و زبان شناسان برجسته ادبیات عرب و فرهنگ قرآن درباره علل نامیدن حق مالی به عنوان زکات بر این باور است که علت نامیدن جنس مالی به زکات بدین سبب است که دهنده آن به برکت در مال خود یا پاک کردن نفس و جان خویش از گناه و تطهیر و تزکیه آن یا حتی هر دو امید دارد.[۵]

بر این اساس هرکس یا جامعه ای بخواهد به تزکیه نفس و تعالی و رشد اجتماعی شخصیت های جامعه بپردازد و یا مال و ثروت شخصی یا عمومی را افزایش دهد و جامعه را به شکوفایی و رشد سوق دهد می بایست به زکات به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای دست یابی به این هدف و مقصود توجه کند و از پرداخت آن کوتاهی نورزد.

وقتی از پرداخت زکات در آیات سخن به میان می آید مقصود و مراد آن است که بخشی از مال معین و مقدار مشخص شده از برخی از اموال که خداوند و پیامبر(ص) بیان کرده است را از مال خویش خارج کند و آن را در اختیار دولت اسلامی قرار دهد تا در مصارفی که خداوند و پیامبر(ص) بیان کرده است هزینه و صرف کنند.

در اهمیت زکات همین بس که از آن به خیری یاد شده است که خروج آن از دست آدمی موجب بقای آن در نزد خداوند می گردد و در روز حاجت و نیاز خداوند به عنوان امین قوی به وی بازگردانده و بلکه به چند برابر آن را تحویل وی می دهد.[۶]

برای این که از اهمیت و نقش زکات در زندگی دنیوی و اخروی و هم چنین مادی و معنوی آگاه شویم نخست به برخی از آثار آن بطور گذرا اشاره می شود تا بر اساس آن و نیز بیان آثار و تبعات سوء عدم پرداخت زکات نقش آن در زندگی و حیات انسانی به خوبی نمایان گردد.

آثار پرداخت زکات

خداوند در آیه ۲۷۷ سوره بقره پرداخت زکات را مایه آرامش درونی شخص می شمارد و بیان می کند که هر کسی که بخواهد از حزن و اندوه رهایی و به آرامش دست یابد و ترس و خوف را از زندگی خویش دور سازد می بایست به زکات به عنوان عامل ایجادی آرامش و امنیت توجه کند.

از دیگر آثار فردی می توان به دست یابی شخص به تطهیر نفس و پالایش روح از آلودگی ها[۷]  و تحقق صبر و شکیبایی در انسان [۸] و عاقبت به خیری[۹] و نجات از گمراهی[۱۰] و بهره مندی از ولایت خداوند[۱۱]  و هدایت خاص[۱۲]  و مصونیت از عذاب دنیوی و اخروی[۱۳]  و بهره مندی از مغفرت خداوند و تکفیر گناهان و آثار و پیامدهای مخرب و زیانبار آن[۱۴]  و هم چنین قرار گرفتن در رشد و بالندگی و کمال[۱۵]  و دست یابی به رحمت خداوندی[۱۶]  و فضل وی[۱۷]  و در حقیقت رستگاری و خوشبختی دایمی و همیشگی[۱۸] (اعراف آیه ۵۶ و ۱۵۷) اشاره کرد.

البته خداوند در آیه ۵ و نیز ۱۱ سوره توبه شرط پذیرش اسلام و ایمان را پرداخت زکات برمی شمارد که بیانگر آن است که یکی از مؤلفه ها و عناصر تحقق اسلام و ایمان پرداخت زکات در کنار نماز و ایمان به توحید و رسالت و امامت و مانند آن است.

چنان که هر کسی بخواهد رضایت و خشنود خداوندی را به سوی خود جلب و جذب کند می بایست از پرداخت زکات به عنوان ابزار و وسیله مطمئن سود ببرد .

از آثار دیگری که به شخص و جامعه ایمانی و عامل به زکات می رسد می توان به قوام و سامان یابی جامعه و امور اجتماعی آن از راه پرداخت زکات اشاره کرد که خداوند در آیه ۴ و ۵ سوره بینه به آن توجه می دهد.

علامه طباطبایی در ذیل آیات می نویسد که بنا بر قولی مقصود از دین القیمه همان احکام و دستورهایی است که پیامبر(ص) آورده و آن ها حافظ مصالح جامعه انسانی می باشد.[۱۹] بر این اساس می توان گفت هر جامعه ای اگر بخواهد به قوام و پایداری و استواری دست یابد می بایست براساس قوانین و احکامی عمل کند که خدا و رسول به عنوان شریعت بیان کرده اند که از جمله مهم ترین آن ها پرداخت زکات است که به صراحت در آیه ۵ سوره بینه بیان شده است.

اصولا شکوفایی و رشد جامعه مبتنی بر ایجاد انسجام و همدلی و تعاون اجتماعی است که یکی از ابزارها و وسایل ایجادی چنین حالتی در جامعه پرداخت زکات و دیگر حقوق مالی است که افزون بر ایجاد برکت در مال و ثروت شخصی و جمعی موجب انسجام و همدلی مردم آن جامعه می شود. از این روست که خداوند در آیه ۱۱ سوره توبه بیان می کند که پرداخت زکات از جمله علل و عوامل حصول اخوت و برادری دینی در میان افراد یک جامعه و انسجام بخشی و همدلی در میان ایشان است.

جامعه ای که برخوردار از وحدت و انسجام برخاسته از اخوت و برادری دینی باشد به آسانی در مسیر شکوفایی و بالندگی قرار می گیرد؛ زیرا هر یک از افراد آن در حکم یار و یاور دیگری است که قوام و استواری را به جامعه می بخشد و تلاش ها و کوشش ها را در کنار سرمایه ها و ثروت جهت بخشی می کند و موجبات وحدت رویه و هدف را فراهم می آورد.

شگفت این که خداوند در آیه ۱۷۷ سوره بقره قرار گرفتن شخص و یا جامعه را در جرگه ابرار منوط به پرداخت زکات می شمارد. در سوره انسان که به ایثارگری خانواده علوی(علیه السلام) اشاره دارد و آنان را به سبب ایثارگری به اسیر و فقیر و مسکین می ستاید مساله کمک های مالی به این سه دسته به عنوان محور قرار گرفتن آنان در ابرار بیان می شود که خود این مساله روشن می سازد که چگونه انسان با کمک های مالی خویش می تواند به مقام ابرار درآید.

خداوند در آیات ۳۷ و ۳۸ سوره نور پرداخت زکات را از علل و عواملی برمی شمارد که زمینه بهره مندی انسان را از روزی فراوان و بی حساب به دنبال دارد. براین اساس اگر جامعه ای بخواهد به شکوفایی اقتصادی و آسایش مادی برسد می بایست از پرداخت زکات به عنوان مهم ترین ابزار دست یابی چشم پوشی نکند.

 آثار ترک زکات

نخستین اثری که خداوند برای ترک و پرداخت زکات بیان می کند عدم قبولی ایمان و اسلام شخص است.[۲۰] بنابراین کسی که حاضر به پرداخت واجبات مالی نیست نمی توان وی را مسلمان نامید و اسلام جز لقلقه زبان وی نیست. این گونه است که در برخی از روایات زکات در کنار نماز و حج و جهاد و ولایت به عنوان ستون و ارکان اصلی دین اسلام معرفی شده است.

از آثار دیگری که برای ترک زکات و عمل نکردن به این واجب در آیه ۱۰۳ سوره توبه بیان شده آلودگی روحی و محرومیت از طهارت روحانی شخص است. بنابراین ترک کننده زکات نمی بایست امید داشته باشد که روح و روان وی با ترک زکات تطهیر می شود و می تواند در مسیر انسانیت گام بردارد؛ زیرا با آلودگی شخص به گناه ترک پرداخت حقوق مالی به صورت کامل روح و روان وی آلوده می گردد و با برخورد با هر چیزی آلوده تر می شود.

ترک زکات موجب می شود که انسان از رشد و تزکیه نفس دور شود و نتواند در مسیر کمالی شخصیت سالم گام بردارد و از درون و بیرون ازنظر شخصیت فردی و اجتماعی دچار بحران می شود و از اعتدال و تعادل شخصیتی خارج می گردد. (همان) این گونه است که شخص از هدایت خاص الهی محروم می شود و با آن که به اسلام و آموزه های آن نزدیک شده است ولی نمی تواند از آن بهره مند گردد و با ترک زکات خود را نسبت به آنها بی تاثیر کرده است. از این روست که خداوند به صراحت درآیات ۵۷ تا ۸۰ سوره توبه ترک زکات را عامل محرومیت انسان ازهدایت خاص بر می شمارد و در آیات ۷۵ تا ۷۷ یکی ازعوامل رسوخ نفاق در وجود آدمی را ترک آن دانسته و به مسلمانان هشدار می دهد که با ترک زکات خود را گرفتار نفاق نسازند که بسیار بدفرجام تر برای انسان نسبت به کفر است.

این گونه است که شخص با خودداری از پرداخت زکات در زمره بدترین مردمان قرار می گیرد و نفرت و بیزاری از وی ازسوی خداوند به طور رسمی اعلام می شود.[۲۱]

به سخن دیگرترک زکات خود نشانه ای بارز از کفر شخص نسبت به خدا و آموزه های اوست، زیرا از نظر قرآن و اسلام برای اسلام شخص نشانه هایی است که یکی از مهم ترین آن ها پرداخت حقوق و واجبات مالی به دیگران است که حق ایشان درمال آنان قرار داده شده است. آیات بسیاری به این مطلب اشاره می کند و تبیین می شود که چگونه می توان مسلمان را از کافر با پرداخت و یا عدم پرداخت زکات باز شناخت[۲۲]

از دیگر آثار و تبعات زیانبار ترک پرداخت زکات، می توان به گسترش فسق و فجور در جامعه اشاره کرد؛ زیرا با ترک پرداخت واجبات مالی جامعه با بحران مواجه می شود و زمینه گسترش بزه و دزدی و تجاوز فراهم می شود. این مساله هم موجب می شود که شخص تارک نیز به عنوان فاسق شناخته و معرفی شود؛ زیرا آشکار ترک انفاق و واجب کرده هرکسی که ترک واجب به شکل علنی نماید از زمره فاسقان است[۲۳] و این که موجب می شود تا مردم فقیر دچار بحران شوند و بزه و فسق درمیان آنان تشدید و تقویت گردد.

چنین اشخاصی که فسق و فجور آشکار با ترک زکات انجام می دهند به سبب قرارگرفتن در جرگه فاسقان و منافقان از آمرزش و مغفرت الهی محروم می شوند[۲۴]و این گونه می شود که هر گونه بلایی بر سر ایشان خروار می شود و دعا و نیایش های آنان مستجاب نمی شود و تاثیر ندارد.

 ریشه های عدم پرداخت زکات

ریشه ترک پرداخت زکات را می بایست در بخل[۲۵]  کوته فکری[۲۶]  و بینش غلط ایشان درباره خیر و شر[۲۷]  و دنیا طلبی و غوطه ور شدن در تجارت و داد و ستدها و نترسیدن از آخرت[۲۸]  دانست.

البته دراین میان نمی توان از نقش غیر سازنده دولت و حکومت نیز غافل ماند؛ ازاین روست که خداوند در آیه ۴۱سوره حج تعطیلی فریضه زکات از سوی جامعه مومنان را متوجه دولت می کند و فقدان حاکم و حکومت صالح را یکی از علل و عوامل ترک این فریضه و واجب اجتماعی می شمارد که موجبات قوام و استواری جامعه است و دولت به عنوان نهاد مسئول از حفظ قوام اجتماعی لازم است دراین مساله برنامه ریزی داشته باشد و کوتاه نیاید.

پی نوشتها

[۱] . معجم مقاییس اللغه ج۳ ص۱۷.

[۲] . لسان العرب ج۶ ص۶۵.

[۳] . مجمع البیان ج۱ و ۲ ص ۲۱۲.

[۴] . جواهر الکلام ج۱۵ ص۲.

[۵] . مفردات ص۳۱۸.

[۶] . بقره آیه ۱۱۰ و مزمل آیه ۲۰.

[۷] . توبه آیه ۱۰۳ و مجادله آیه ۱۲.

[۸] . بقره آیات ۱۰۹ و ۱۱۰.

[۹] . حج آیه ۴۱.

[۱۰] . مائده آیه ۱۲.

[۱۱] . حج آیه ۷۸.

[۱۲] . توبه آیه ۱۸.

[۱۳] . بقره آیات ۴۳ و ۴۸ و ۱۷۷ و لیل آیات ۱۴ تا ۱۸.

[۱۴] . بقره آیات ۲۷۱ و مائده آیه ۱۲.

[۱۵] . توبه آیه ۱۰۳.

[۱۶] . اعراف آیه ۱۵۶ و توبه ۵ و ۷.

[۱۷] . نور آیات ۳۷ و ۳۸.

[۱۸] . توبه آیات ۷۱ و ۷۲.

[۱۹] . المیزان ج۲۰ ص۴۸۰.

[۲۰] . توبه آیات ۵ و ۱۱.

[۲۱] . بینه آیات ۱تا ۶.

[۲۲] . مائده آیه ۱۲ و نیز توبه آیات ۵ تا ۱۱ و نیز آیات ۷۴ تا ۸۰ و فصلت آیه ۶ و ۷.

[۲۳] . توبه آیات ۷۵ تا ۸۰.

[۲۴] . توبه آیات ۷۵ تا ۸۰.

[۲۵] . توبه آیات ۷۵ تا ۷۷.

[۲۶] . آل عمران آیه ۱۸۰.

[۲۷] . آل عمران آیه ۱۸۰.

[۲۸] . نور آیه ۳۷.

نویسنده: رضا شریفی

منبع: روزنامه کیهان (سایت رازماندگاری)

اهمیت زکات در اسلام

مقدمه

انسان برترین آفریده خدای مهربان است و برای رسیدن به کمال و سعادت در دنیا و آخرت، به برنامه ای کامل نیاز دارد که همه نیازهای مادّی و معنوی، روحانی و جسمانی زندگی اش را مورد توجه قرار داده و دستورات و راهنمایی های لازم را به او بنماید.

دین اسلام نیز کامل ترین و برترین دین الهی است که برنامه ای کامل برای زندگی مادی و معنوی انسان ارایه نموده و در تمام امور، دستورات دقیق، و حکیمانه ای مطرح ساخته است، مثلاً:

درباره رابطه فرد با خدا، نماز و روزه را واجب نموده است.

در مورد وظیفه فرد نسبت به انسان های دیگر و چگونگی آن، امر به معروف و نهی از منکر را فریضه ای مهم شمرده است.

در زمینه حفظ اتحاد و اجتماع امت اسلام، فریضه عبادی ـ سیاسی حج را واجب فرموده و نماز جمعه و جماعت را برای تحکیم پیوند میان مؤمنین و ارتباط جمعی آنان با پروردگار تشریع کرده است.

در مورد چگونگی کسب و کار، احکام معاملات را توضیح داده و تجارت های حلال و حرام را مشخص کرده است.

در مورد درآمدهایی که انسان ها کسب می کنند، خمس و زکات را واجب نموده و حتی صحیح بودن نماز را مشروط به این دانسته که لباس فرد نمازگزار، از پولی نباشد که خمس آن داده نشده است.

بنابراین، با دقت در احکام و مسایل شرعی و برنامه های جامع دین اسلام، به این نکته مهم پی می بریم که دین اسلام، تنها یک قسمت از زندگی انسان یا یک جنبه از نیازهای او را مورد توجه قرار نداده، بلکه با عنایت به نیازهای مختلف آدمی در طول زندگی، احکام گسترده ای را برای او وضع کرده است.

بر همگان روشن است که عمل به این احکام و برنامه ها، علاوه بر اهمیت توجه و اطاعت بنده نسبت به دستورات خداوند، ثمرات و دستاوردهای مختلفی هم برای او در دنیا و آخرت دارد.

زکات نیز که یکی از فروعات دین اسلام می باشد، احکام و مسایل فراوانی دارد که بر یکایک مسلمانان لازم است در احیا و اقامه احکام آن بکوشند. کسانی هم که حکم وجوب زکات به آنها تعلق می گیرد، باید احکام آن را درست و دقیق بیاموزند، چرا که اگر به احکام اقتصادی اسلام (به خصوص در مورد زکات و خمس) توجه کرده و بدان عمل کنیم، آثار مثبت آن ها به زودی در زندگی ما آشکار گشته و عواقب و نتایج ناشی از عدم اهتمام به این فریضه های اسلامی، از جامعه دینی ما دور خواهد شد.

در این نوشتار، پس از بیان اهمیت زکات در اسلام به برخی از آثار پرداخت زکات و عواقب عدم پرداخت آن  اشاره می کنیم. زکات در لغت و قرآن، به معنای «طهارت، پاکیزگی، رشد و نموّ» به کار رفته است. به نقل دانشمند بزرگ شیعه، شیخ محمدحسن نجفی (صاحب کتاب ارزشمند جواهرالکلام):

«زکات عبارت است از خارج کردن قسمتی از دارایی تا بقیه آن با برکات خداوند رشد کند ( و زیاد شود) و درجات صاحبش را بالا برد و مال را از حرام و صاحب آن را از صفات ناپسند، پاک گرداند».[۱]

اهمیت زکات

پیشوایان اسلام زکات را از ضروریات دین و منکر آن را کافر دانسته اند: روزی امام صادق ـ علیه السلام ـ آداب و نحوه اخذ زکات را که در نامه ۲۵ نهج البلاغه نیز آمده است، از قول حضرت علی ـ علیه السلام ـ نقل فرمود. سپس گریه کرد و فرمود: به خدا سوگند! حرمت ها را شکستند و به کتاب خدا و سنت پیامبرش عمل نکردند.[۲]

امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند به من نعمت هایی داده که دائماً نگران آن هستم تا حقوقی را که خداوند نسبت به آن ها بر من واجب کرده است پرداخت کنم. سؤال شد: شما نیز با آن مقام بزرگی که دارید، به خاطر تأخیر زکات از خدا می ترسید؟ فرمود: بله![۳]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند بر این امت چیزی را سخت تر از زکات واجب نکرده است و اکثر هلاکت امت ها به خاطر نپرداختن آن است.[۴]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ سوگند یاد کرد که: جز مشرک کسی در مورد پرداخت زکات خیانت نمی کند.[۵] و نیز فرمود: یا علی، ده گروه از امت من کافر می شوند؛ یکی از آن ها کسانی اند که زکات نمی پردازند.

سول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ در آخرین خطبه خود فرمود: ای مردم! زکات اموال خود را بپردازید که هر کس زکات نپردازد، برای او نه نمازی است و نه حجی و نه جهادی.[۶]

در روایات متعدد، زکات به عنوان یکی از پایه های دین اسلام شمرده شده است و فرموده اند: بنای دین اسلام بر پنج چیز استوار شده است: نماز، حج، زکات، روزه و ولایت.

از آیات قرآن نیز به دست می آید که زکات در تمام ادیان الهی وجود داشته؛ چنان که حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ وقتی در گهواره به سخن آمد و فرمود: «وَ أَوْصانِی بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ ما دُمْتُ حَیا؛ خداوند مادامی که زنده هستم مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.»[۷]

حضرت موسی ـ علیه السلام ـ نیز خطاب به بنی اسرائیل می فرماید:«أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ ؛ نماز را به پا داشته و زکات بپردازید.»[۸]

پیامبران دیگر نیز به این امر سفارش کرده اند: و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت می کردند و انجام کارهای نیک و بر پا داشتن نماز و ادای زکات را به آن ها وحی کردیم. [۹]

نکته مهم در این باره این است که نماز و زکات، دارای نقش مؤثر و ارتباطی محکم در شکل دادن به اجتماع پیشرفته اسلامی هستند و بی توجهی به هر یک از آن ها، به ایمان و اعتقادات افراد و محتوای اسلامی جامعه و سیر تکاملی آن، آسیب جدی وارد خواهد نمود. به عنوان نمونه؛ یکی از ویژگی های مؤمنین حقیقی ـ که به رستگاری و سعادت می رسند ـ پرداخت زکات معرفی شده است: «وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاهِ فاعِلُونَ»[۱۰]

آیه ای دیگر، دریافت و پرداخت زکات و بر پا داشتن نماز را در زمره وظایف و ویژگی های مسئولین و مردم در حکومت دینی آورده است: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ»[۱۱]

و بالاخره در آیه ای دیگر می فرماید: «وَ الْمُقِیمِینَ الصَّلاهَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الآخِرِ أُولئِکَ سَنُؤْتِیهِمْ أَجْراً عَظِیماً»[۱۲] ؛ به کسانی که نماز را به پا می دارند و زکات می دهند و ایمان به خدای بزرگ و قیامت دارند، پاداشی بزرگ عطا خواهیم نمود.

در کتاب های حدیثی، سخنان فراوانی از امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ در بیان اهمیت زکات آمده است. هم چنین جالب است که بدانیم در روایات ما، برای هر چیز زکاتِ مخصوصی معرفی شده است، مثلاً:

زکات علم و دانش، نشر و یاد دادن آن به دیگران و تلاش برای عمل به آن است.

زکات زیبایی، حفظ عفت و آلوده نکردن خود به گناه است. زکات سلامتی بدن، کوشش در عبادت پروردگار و روزه گرفتن است. زکات قدرت، رعایت انصاف نسبت به دیگران است. زکات توانگری و دارایی، نیکی به همسایگان و صله رحم است. زکات شجاعت، جهاد در راه خدا است.[۱۳]

در این جا به برخی از آثار پرداخت زکات و نیز به بعضی عواقب عدم پرداخت آن اشاره می کنیم:

آثار پرداخت زکات

  1. درمان بخل

بخل عیبی است که عیوب دیگری را به دنبال خواهد آورد: بی اعتنایی به مردم، سنگدلی، عذرتراشی، دروغ پنداشتن ادعای فقراء، از دست دادن دوستان خوب، گاوصندوقی برای وارثان، تنگ گیری نسبت به خود و بستگان، سوءظن به وعده های خداوند، تحقیر شخصیت خود در جامعه، اعتماد کردن بر مال خود به جای توکل بر خدا و… گوشه ای از آثار بخل است. از این روست که افرادی که به فکر خودسازی و اصلاح خویشتن هستند، باید خود را از این عیب دور بدارند: «وَ مَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [۱۴] ؛ و هر کس را از خوی بخل و حرص دنیا نگاه دارند آنان به حقیقت رستگاران عالمند.»

یکی از امامان معصوم را دیدند که از اول شب تا صبح، در حالی که مشغول طواف کعبه بود، تنها یک دعا می کرد و آن این بود: خدایا، مرا از بخل دور بدار.[۱۵]

شاید مراد از آیه ۱۰۳ سوره توبه که به پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ دستور می دهد:«خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ [۱۶]؛ای رسول ما تو از مؤمنان صدقات را دریافت دار تا بدان صدقات نفوس آنها را از(پلیدی و حب دنیا) پاک و پاکیزه سازی.» کی می فرماید زکات اموال مردم را بگیر و آنان را پاک کن؛ مراد پاک کردن مردم از مرض بخل و حب دنیا باشد.

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «من ادّی الزکوه… فقد وقی من الشح»[۱۷] یعنی هر کس زکات مال خود را بپردازد. قطعاً از بخل حفظ شده است.

                                  بخل نادیدن بود اعواض را          شاد دارد دید درّ خوّاض[۱۸] را[۱۹]

  1. زکات کلید برکت و زیاد شدن رزق

هر یک از کلمات «زکات» و «برکت» و واژه های مربوط به آن، ۳۲ بار در قرآن آمده است و این نشان آن است

که زکات، مساوی برکت است. در قرآن می خوانیم: «یمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ یرْبِی الصَّدَقاتِ؛ خداوند ربا را محو می کند، ولی صدقات را رشد می دهد.»[۲۰]

در روایات زیادی می خوانیم. «الزکوه تزید فی الرزق؛ زکات روزی انسان را زیاد می کند.»[۲۱]

                                جوشش و افزونی زر در زکات        عصمت از فحشا و منکر در صلات[۲۲]

  1. زکات بیمه کردن مال است

امام کاظم ـ علیه السلام ـ فرمود:«حصنوا اموالکم بالزکاه؛ اموال خود را از طریق زکات بیمه کنید.»[۲۳]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: اگر حق خدا را بپردازید، من ضامن هستم که اموال شما در دریا و خشکی تلف نشود.[۲۴]

  1. پرداخت کننده زکات محبوب ترین فرد نزد خداوند

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: محبوب ترین فرد نزد خداوند، سخاوتمندترین آنان است و سخاوتمندترین مردم کسی است که زکات مال خود را بدهد و از آنچه که خداوند بر مال او واجب نموده، در مورد مؤمنین بخل نکند. [۲۵]

                                 پس سخا از چشم آمد نه ز دست               دید دارد کار، جز بینانرست[۲۶]

  1. زکات وسیله تقرب به خداوند

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «ان الزکاه جعلت مع الصلاه قرباناً لاهل الاسلام؛ خداوند زکات را همراه با نماز، وسیله تقرب مسلمین به خود قرار داد.»[۲۷]

  1. راه رسیدن به رحمت های خاص الهی

در قرآن می خوانیم: «وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَی‏ءٍ فَسَأَکْتُبُها لِلَّذِینَ یتَّقُونَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاهَ؛ رحمت پروردگار بر هر چیزی گسترده است، ولی دریافت قطعی آن، مخصوص کسانی است که اهل تقوا و ایمان و زکات باشند.»[۲۸]

خداوند می فرماید:«إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاهَ وَ آتَیتُمُ الزَّکاهَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی؛ اگر شما نماز را به پا دارید و زکات را پرداخت کنید و به پیامبران من ایمان آورید، قطعاً من با شما هستم.»[۲۹]

  1. وسیله باز شدن گره ها

قرآن می فرماید:«فَأَمَّا مَنْ أَعْطی وَ اتَّقی وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُیسِّرُهُ لِلْیسْری؛ هر کس بخششی نماید و پرهیزگار باشد و حقیقت را تصدیق نماید، ما کارهای مشکل او را آسان می کنیم.»[۳۰]

  1. مایه فرو نشاندن غضب الهی و کفاره گناهان

حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید:«الله الله فی الزکاه. فانها تطفیء غضب ربکم؛ شما را به خدا، شما را به خدا درباره زکات (دقت کنید)، که البته زکات غضب پروردگار را فرو می نشاند.»[۳۱]

خداوند می فرماید: «اِنّی مَعَکُم لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاهَ وَ آتَیتُمُ الزَّکاهَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیئاتِکُمْ؛ من با شما هستم، اگر نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید و به خدا قرض الحسنه بدهید (در راه او، به نیازمندان کمک کنید)، گناهان شما را می پوشانم (می بخشم)»[۳۲]

  1. ورود به باغ های الهی

«لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاهَ وَ آتَیتُمُ الزَّکاهَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیئاتِکُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ؛ اگر نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید، قطعاً شما را در باغهایی از بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد می کنم.»[۳۳]

  1. سبب گشایش برای مردگان

شخصی به امام صادق ـ علیه السلام ـ گفت: برادرم از دنیا رفت در حالی که زکات زیادی به عهده اش بود. من آنها را پرداخت کردم. امام فرمود: با این عمل مشکل او برطرف می شود.[۳۴]

  1. سبب استجابت دعا

در روایتی می خوانیم: هر کس می خواهد دعای او مستجاب شود، لقمه خود را حلال کند و یکی از راه های حلال کردن لقمه، پرداخت حق خدا (خمس و زکات) است.

  1. شرط حلال شدن روزی

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «فادّوا إلی اللهِ حقَّ ما رزقکم یطیب الله لکم بقیته؛ اگر حق آن چه را که خداوند رزق شما قرار داده بپردازید، باقیمانده آن برای شما طیب و حلال است.»[۳۵]

  1. سبب قبولی نماز

پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «زَکّوا اموالکم تقبل صلاتکم؛ زکات اموال خود را بپردازید تا نمازتان قبول شود».[۳۶]

  1. پس انداز مطمئن

خداوند در قرآن می فرماید:«وَ أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ»[۳۷] یعنی نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید. آنچه از عمل خیر که برای خودتان از پیش فرستاده اید، نزد خداوند خواهید دید. به درستی که خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.

و نیز می فرماید: «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ؛ آنچه که انفاق کنید برای خود شماست.»[۳۸]

و یا می فرماید: «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیرٍ یوَفَّ إِلَیکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ؛ و آنچه که انفاق می کنید به شما باز می گردد و به شما ظلم نمی شود.»[۳۹]

چون زکات در حقیقت ذخیره قیامت انسان است، در حقیقت، مالی فانی با پرداخت زکات ابعادی جاودانه پیدا می کند. کامیابی های احتمالی و موقت و پر درد سر دنیا را می توان از طریق پرداخت زکات به کامیابی های قطعی و دائمی و بی دردسر تبدیل نمود.

                  گر بریزد برگ های این چنار            برگ بی برگیش بخشد کردگار

                گر نماند از جود در دست تو مال         کی کند فضل الاهت پایمال؟

                  هر که کارد گردد انبارش تهی           لیک اندر مزرعه باشد بهی[۴۰]

  1. سبب زندگی شیرین

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: اگر مردم حقوق خود را ادا کنند، قطعاً در زندگی شرینی به سر خواهند برد. [۴۱]

  1. خواب راحت

به امام گفتند فلانی در خواب به مشکلات و ناگواری هایی بر می خورد؟!‌ امام فرمود: این به خاطر آن است که زکات خود را در راه صحیح مصرف نمی کند.[۴۲]

  1. نشانه بی نقص بودن و کمال اسلام و ایمان

ـ «تمام اسلامکم اداء الزکاه»[۴۳]

ـ «… سبعه من کنّ فیه فقد استکمل حقیقه الایمان… و ادّی زکاه ماله… [۴۴]؛… هفت چیز است که اکر در کسی باشند حقیقت ایمان در او کامل شده … و پرداختن زکات مالش…»

ـ پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ و حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: علامت و نشانه مؤمنان و شیعیان ما سه چیز است: نماز، روزه، زکات.[۴۵]

۱۸- آیین پایدار

در سوره بینه، پس از آن که نام نماز و زکات را می برد می فرماید: «وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یقِیمُوا الصَّلاهَ وَ یؤْتُوا الزَّکاهَ وَ ذلِکَ دِینُ الْقَیمَهِ»[۴۶]  یعنی و به آنها دستوری داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند در حالی که دین خود را برای او خالص کنند (و از شرک به توحید باز گردند) و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند و این است آیین مستقیم و پایدار.

آثار نپرداختن زکات

  1. تلف شدن اموال

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «ما ضاع مال فی برّ و لا بحر الا بتضییع الزکاه [۴۷]؛ هیچ مالی در خشکی یا دریا ضایع و تلف نمی شود، مگر به خاطر آن که زکات آن پرداخت نشده باشد».

آن حضرت در حدیث دیگری فرمودند: «حصّنوا اموالکم بالزکوه و انا ضامن لکل ما یتوی فی برّ او بحر بعد اداء حق الله فیه من التلف»[۴۸] یعنی اموال خود را از طریق پرداخت زکات بیمه کنید. اگر بعد از پرداختن زکات مالی تلف شد، من ضامن آن هستم.

از رسول گرامی اسلام نقل شده است که: بندگان خدا هیچ شبی را به صبح نمی رسانند مگر اینکه دو فرشته فرود آمده و یکی می گوید: خدایا به انفاق کنندگان پاداش و بدل ده و دیگری می گوید: خدایا مال بخیلان را تلف کن. [۴۹]

                      گفت پیغمبر که دائم بهر پند           دو فرشته خوش منادی می کنند

                     کای خدایا منفقان را سیر دار          هر دِرَمشان را عوض ده صد هزار

                      ای خدایا ممسکان را در جهان           تو مده الا زیان اندر زیان[۵۰]

  1. اتلاف دو برابر

در روایات می خوانیم: «من منع حقا لله عزّ و جلّ انفق فی باطل مثلیه؛[۵۱]کسی که حق خدا را نپردازد و در راه حق مال خود را صرف نکند، دو برابر آن مقدار را در راه باطل صرف خواهد کرد».

  1. هزینه شدن اضطراری مال در راه اشرار

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «من منع ماله من الاخیار اختیارا صرّف الله ماله فی الاشرار اضطراراً؛[۵۲]

کسی که مال خود را اختیاراً از مصرف در راه خوبان باز دارد، خداوند مال او رادر راه اشرار با اجبار صرف خواهد نمود».

  1. هزینه شدن مال در راه گناه

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «و اعلم انّه من لم ینفق فی طاعه الله أبتلی بان ینفق فی معصیه الله و من لم یمش فی حاجه ولی الله ابتلی بان یمشی فی حاجه عدوالله»[۵۳] یعنی آگاه باشید! کسی که مال خود را در راه اطاعت خداوند صرف نکند، به هزینه کردن آن در راه معصیت خداوند گرفتار می شود و هر کس در حل مشکلات ولی خدا گامی برندارد، خداوند او را به تلاش و حرکت در راه حلّ مشکلات دشمن خدا گرفتار می کند.

  1. کمبود و قحطی

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «لاتزال امتی بخیر ما تحابوا و اقاموا الصلوه و اتوا الزکاه فاذا لم یفعلوا ذلک ابتلوا بالقحط و السنین»[۵۴] یعنی امت من مادامی که یکدیگر را دوست بدارند و اهل نماز و زکات باشند در خیر و سعادت به سر می برند، ولی اگر این گونه نباشند، گرفتار قحطی می شوند.

  1. محروم شدن از تولیت و تعمیر مراکز دینی

در سوره توبه می خوانیم که: تعمیر و آباد کردن مساجد تنها سزاوار کسانی است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز را به پا دارند و زکات مال خود بدهند و از غیر خدا نترسند آنها امیدوار باشند که از هدایت یافتگان راه خدا هستند.[۵۵]

  1. بی برکتی

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «اذا منعت الزکاه منعت الارض برکاتها؛[۵۶]هرگاه زکات پرداخت نشود، زمین برکات خود را از مردم باز می دارد».

                                 ابر ناید از پی منع زکات           وز زنا افتد وبا اندر جهات

و در حدیث دیگری می خوانیم: اگر توانگران زکات مال خود را نپردازند، خداوند باران رحمت خود را از مردم باز می دارد.[۵۷]

در حدیث دیگری از امام باقر ـ علیه السلام ـ می خوانیم: اگر زکات پرداخت نشود، برکت از کشاورزی و میوه ها و معادن برداشته می شود.[۵۸]

  1. گسترش فقر

«اذا منعت الزکاه ظهرت الحاجه؛[۵۹] هرگاه مردم زکات ندهند، نیاز مردم آشکار می گردد».

«اذا منعت الزکاه ساءت حال الفقیر و الغَنی؛[۶۰]هرگاه مردم زکات ندهند، حال فقرا و ثروتمندان بد می شود».

  1. مرگ چهارپایان

امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: «اذا حبست الزکاه ماتت المواشی؛[۶۱] هر گاه زکات پرداخت نشود، چهارپایان می میرند».

  1. محروم شدن از رحمت

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: کسی که حق خداوند را از مالش نپردازد، سزاوار است خداوند رحمت خود را از او دریغ کند.[۶۲]

  1. اخراج از مسجد

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: روزی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ وارد مسجد شدند و با جمله «قم یا فلان، قم یا فلان، قم یا فلان»، پنج نفر را از مسجد اخراج کردند و فرمودند: شما که زکات نمی دهید از مسجد بیرون بروید.[۶۳]

آری، نمازگزار واقعی بخیل نیست: «إِذا مَسَّهُ الْخَیرُ مَنُوعاً إِلاَّ الْمُصَلِّینَ؛[۶۴] و چون مال و دولتی به او رو کند (بخل ورزد و) منع (احسان) نماید مگر نماز گزاران حقیقی.»

  1. علامت نفاق

آیه ۶۷ سوره توبه که سیمای منافقان را بیان می کند، می فرماید: «الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یقْبِضُونَ أَیدِیهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیهُمْ؛آنان همدیگر را به منکر دعوت و از معروف بازداشته و دست خود را از کمک به دیگران باز می دارند و (این گونه) خدا را فراموش می کنند. خداوند نیز با آنان چون فراموش شدگان رفتار می کند».

  1. قبول نشدن نماز و عبادات

در روایات می خوانیم: «ایها الناس ادّوا زکاه اموالکم فمن لا یزکّی لا صلوه له و من لا صلوه له لا دین له و من لا دین له لا حج و لا جهاد له»[۶۵] یعنی قبولی تمام اعمال،‌وابسته به قبولی نماز است و قبولی نماز وابسته به پرداخت زکات.

امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند نماز و زکات را همتا و مقرون یکدیگر قرار داده و نماز بی زکات پذیرفته نیست.[۶۶]

حضرت موسی ـ علیه السلام ـ جوانی را دید که نماز با حالی می خواند، به خداوند گفت: چه نماز زیبایی دارد! به او وحی شد که نماز او زیباست، ولی این جوان بخیل است و زکات نمی پردازد و تا زمانی که زکات ندهد، نمازش قبول نیست.[۶۷]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: نماز کسی که زکات نمی پردازد، هم چون لباس کهنه ای درهم پیچیده و به صورت او پرتاب می شود.[۶۸]

  1. همردیف رباخواران

حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «مانع الزکاه کآکل الربا؛[۶۹]کسی که زکات ندهد، همچون رباخوار است».

پرداخت نکردن زکات، نوعی سرقت است. در حدیث می خوانیم: سه نوع سارق و دزد داریم: یکی از آنان کسی است که زکات نمی دهد.[۷۰]

  1. شرک، علت نپرداختن زکات

«ما خان الله احد شیئاً من زکاه ماله الا مشرک بالله؛[۷۱] نپرداختن زکات، خیانت و شرک به خداوند است».

پی نوشتها

[۱]جواهر الکلام، ج ۱۵، ص ۳؛ دارالکتب الاسلامیه، ایران.

[۲] . وافی، ج ۱۰، ص ۱۵۶٫

[۳] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۲٫

[۴] . وافی، ج ۱۰، ص ۳۳٫

[۵] . بحار، ج ۹۶، ص ۲۹٫

[۶] . مستدرک، ج ۱، ص ۵۰۷٫

[۷] . سوره مریم، آیه ۳۱٫

[۸] . سوره بقره، آیه ۴۳٫

[۹] . سوره انبیا، آیه ۷۳٫

[۱۰] . سوره مؤمنون، آیه ۴٫

[۱۱] . سوره حج، آیه ۴۱٫

[۱۲] . سوره نساء آیه ۱۶۲٫

[۱۳] . میزان الحکمه، باب زکات.

[۱۴] . سوره حشر، آیه ۹، سوره تغابن، آیه‌۱۶٫

[۱۵] . نورالثقلین،‌ج ۵، ص ۳۴۶٫

[۱۶] . سوره توبه، آیه ۱۰۳٫

[۱۷] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۸٫

[۱۸] . خواض به معنای فرو رونده می باشدو در قرآن به این معنا آمده «و کنّا نخوض مع الخائضین».

[۱۹] . مثنوی معنوی، دفتردوم، بیت ۸۹۶٫

[۲۰] . سوره بقره آیه ۲۷۶٫

[۲۱] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۲ و ۶۹٫

[۲۲] . مثنوی معنوی. دفتر ششم، بیت ۳۵۷۷٫

[۲۳] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۹٫

 [۲۴] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۰٫

[۲۵] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۶۵٫

[۲۶] . مثنوی معنوی دفتر دوم، بیت ۹۰۰٫

[۲۷] . جامع الاحادیث، ج ۹،ص ۳۳٫

[۲۸] . سوره اعراف، آیه ۱۵۶، سوره توبه، آیه ۷۱٫

[۲۹] . سوره مائده، آیه ۱۲٫

[۳۰] . سوره لیل، آیات ۷-۵٫

[۳۱] . وسایل، ج ۶، ص ۱۰٫

[۳۲] . سوره مائده، آیه ۱۲٫

[۳۳] . سوره مائده،‌ آیه ۱۲٫

[۳۴] . جامع الااحادیث، ج ۹، ص ۲۲۳٫

[۳۵] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۳٫

[۳۶] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۲۹٫

[۳۷] . سوره بقره، آیه ۱۱۰٫

[۳۸] . سوره بقره، آیه ۲۷۲٫

[۳۹] . همان.

[۴۰] . مثنوی معنوی، دفتر اول، بیت ۴۲-۲۲۳۷٫

[۴۱] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۷۰٫

[۴۲] . همان، ص ۲۷۳٫

[۴۳] . کنزالعمال، ج ۶، ص ۹۶٫

[۴۴] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۵٫

[۴۵] . همان، ص ۳۵٫

[۴۶] . سوره بینه، آیه ۵٫

[۴۷] . کافی، ج ۳، ص ۵۰۵٫

[۴۸] . بحار، ج ۹۳، ص ۱۳۰٫

[۴۹] . صحیح بخاری، ج ۱، ص ۲۶۴، احادیث معنوی، ص ۲۲٫ کافی، ج ۴، ص ۴۲ و وسائل الشیعه،‌ج ۳، دفتر دوم، بیت ۱-۳۸۰، مستدرک وسایل، ج ۱۵، ص ۲۶۱٫

[۵۰] . مثنوی معنوی، دفتر دوم بیت ۱-۳۸۰٫

[۵۱] . کافی. ج ۳، ص ۵۰۶٫

[۵۲] . بحار، ج ۹۶، ص ۱۳۰٫

[۵۳] . وسائل، ج ۶، ص ۲۵٫

[۵۴] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۸٫

[۵۵] . سوره توبه، آیه ۱۸٫

 [۵۶] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۲٫

[۵۷] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۲٫

[۵۸] . کافی، ج ۲، ص ۳۷۴٫

[۵۹] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۸٫

[۶۰] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۳٫

[۶۱] . وسایل الشیعه، ج ۹، ص ۳۱٫

[۶۲] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۷٫

[۶۳] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۳۱٫

[۶۴] . سوره معارج، آیه ۲۲-۲۱٫

[۶۵] . مستدرک، ج ۱، ص ۷۵٫

[۶۶] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۳۰ و ۳۳٫

[۶۷] . همان، ص ۳۰ و ۳۳٫

[۶۸] . همان، ص ۳۳٫

[۶۹] . همان، ص ۶۳٫

[۷۰] . تهذیب ج ۱۰، ص ۱۵۳؛ وسائل، ج ۲۱، ص ۲۶۸٫

[۷۱] . بحار، ج ۹۶،

         برگرفته: از ره توشه راهیان نور

عدم قبولی نماز با نپرداختن زکات دلیل بر اهمیت زکات

 بیش از ۳۰ آیه از آیات قرآن اشاره به زکات دارند که بیشتر آنها نیز همراه با نماز ذکر شده اند(۱) که این اهمیت و جایگاه زکات را در اسلام مشخص می کند. البته آیاتی که به نحوی با مسئله زکات مرتبط می باشند بسیارند و روایات بسیاری نیز در این زمینه وارد شده ولی برای تبیین بحث ما فقط به چند روایت که در زمینه اینکه کسی نماز بخواند و زکات ندهد اشاره می کنیم امید است که با پیروی از فرمایشات ائمه معصومین(ع) در این دنیا، سعادت و رستگاری در آخرت را برای خویش مهیا سازیم.

  1. شیخ صدوق در کتاب الخصال خویش روایتی را از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند که آنحضرت می فرمایند: از هشت نفر نماز قبول نمی شود یکی از آن هشت نفر کسی است که زکات نمی دهد.(۲)
  2. در روایتی دیگر امام رضا(ع) می فرمایند: همانا خداوند عزوجل به سه چیز همراه با سه چیز دیگر امر کرده است: خداوند به نماز و زکات در کنار هم امر نمود پس هرکس نماز بخواند و زکات ندهد از چنین شخصی نماز قبول نمی شود و … الخ(۳).
  3. از حضرت علی(ع) روایت شده که فرمود: کسی که از زکات دادن امتناع کند خداوند نمازش را قبول نمی کند.(۴)
  4. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: نماز کامل نمی شود مگر با دادن زکات …. کسی که زکات ندهد، نمازش نیز قبول نیست.(۵)

با وجود چنین روایاتی که تعداد آنها بسیار است آیا می توان به کسی که نماز میخواند ولی زکات نمی دهد، نمازگزار گفت؟ شاید اینگونه نمازها، تکلیف را از ما ساقط کند و در دنیا نمازی در ذمه خود نداشته باشیم ولی در آخرت یک رکعت از چنین نمازهایی به درد ما نمی خورد که هیچ، در مقابل به خاطر عدم پرداخت زکات مورد غضب الهی قرار می گیریم چرا که حضرت علی(ع) فرمودند: خدا را خدا را در رابطه با زکات، چرا که دادن زکات غضب الهی را برطرف می کند.(۶)

وقتی از امام باقر(ع) در رابطه با آیه ۱۸۰ سوره آل عمران می پرسند، آن حضرت میفرمایند: کسی نیست که از زکات مال خود شیئی را نپردازد مگر اینکه خداوند متعال آن شیئی را به طوقهائی از آتش مبدل می کند سپس به او گفته میشود همانطور که در دنیا به هیچ قیمت، این اموال را از خود دور نمیکردی، اکنون آنها را بردار و بگردن خود بیفکن.(۷)

پی نوشتها

  1. برای مثال آیات ۴۳ و ۸۳ و ۱۰۰ و ۱۷۷ و ۲۷۷ سوره بقره.
  2. شیخ صدوق، کتاب الخصال، منشورات جامعه المدرسین فی الحوزه العلمیه قم مقدسه، ۱۴۰۳ هـ ق (۱۳۶۲ هـ ش) باب الثمانیه، ص ۴۰۷٫
  3. علامه مجلسی، بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۰۳ هـ ق. ج ۹۳، ص ۱۲٫
  4. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۹٫
  5. همان، ج ۹۳، ص ۲۹٫
  6. همان، ج ۹۳، ص ۲۰٫
  7. آیت ا… مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۰، هـ ش، ج ۳، ص ۱۹۰ و ۱۹۱، و نیز محمدی ری شهری، میزان الحکمه، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۳ هـ ، ج ۴، ص ۲۲۲ و نیز بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۰٫

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.