انتخاب همسر

نوشته‌ها

رابطه مجازی چه عواقبی دارد؟

چت کردن، نقطه شروع آشنایی اینترنتی است. ابزاری که از نظر خیلی‌ها وسیله مناسبی برای برقراری ارتباط با افراد مختلف به شمار می‌رود و حتی برای انتخاب شریک زندگی خود هم به آن متوسل می‌شوند. اما این نوع ارتباط، مضراتی را دارد که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره کرده‌ایم:

به راحتی دروغ می‌شنوید

در دنیای مجازی، شما هیچ گونه ارتباط مستقیمی با طرف مقابل‌تان ندارید. نه او را دیده‌اید و نه می‌شناسید، بنابراین او به راحتی می‌تواند هر گونه حقیقتی را از شما پنهان کند. سن، قد، شغل، محل زندگی یا حتی جنسیت طرف مقابل‌تان هم می‌تواند با آنچه شما می‌شنوید، زمین تا آسمان فرق داشته باشد. بنابراین بهتر است که خیلی به حرف‌هایی که طرف مقابل‌تان می‌زند، اعتماد نکنید.

احتمال «نه» شنیدن زیاد است

شما در دنیای مجازی، با افراد زیادی در ارتباطید. اگر به دنبال یک شریک زندگی در میان آنها برای خود می‌گردید، طبیعی است که باید جسارت به خرج داده و جلو بروید. اما از آنجا که شما طرف مقابل‌تان را ندیده و نمی‌شناسید و از شرایط او بی‌خبرید، احتمال این که «نه» بشنوید، زیاد است. در حقیقت، به همان اندازه که شما گزینه‌های زیادی در دنیای مجازی دارید، به همان اندازه هم احتمال نه شنیدن شما زیاد است. بنابراین از همان ابتدا، خودتان را برای هر نوع پاسخی آماده کنید.

خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید

قبل از این که ما غرق دنیای مجازی شویم، زنان و مردان جذاب را تنها در فیلم‌ها یا مجلات می‌دیدیم اما حال به عکس پروفایل هر کسی نگاه بیاندازیم، می‌بینیم که از ما بهتر است. آنها به مسافرت، رستوران و میهمانی‌های آن چنانی می‌روند و بیشتر از ما به خودشان می‌رسند و شادترند، اما واقعیت این است که آن‌ها تنها توهمی بیش نیست. حتی اگر برخی از آنها واقعیت داشته باشند، شما نباید خودتان را با آنها مقایسه یا به آنها حسادت کنید زیرا این کار تنها شما را افسرده می‌کند. بنابراین اگر می‌خواهید با فردی ارتباط برقرار کنید، گول عکس‌های او را نخورید، سعی کنید او را بیشتر بشناسید، سپس تصمیم بگیرید. فردی که شما را بخواهد نیز دل به عکس‌های دیگری نمی‌دهد. بنابراین دست از مقایسه کردن بردارید.

گول می‌خورید

بدون شک همه افرادی که با شما ارتباط برقرار می‌کنند، هدفی مانند شما ندارند. برخی از آنها هستند که به هدف کلاهبرداری در دنیای مجازی فعالیت می‌کنند. از این رو آنها در ابتدا به گونه‌ای رفتار می‌کنند که شما به آنها اعتماد کنید اما پس از مدتی، دستشان رو می‌شود و می‌بینید که تنها به هدف سوءاستفاده از شما وارد رابطه شده‌اند.

رابطه بلندمدتی نخواهید داشت

تحقیقات نشان داده که رابطه‌های مجازی، دوام زیادی ندارند. افرادی که از طریق دنیای مجازی با هم وارد رابطه می‌شوند نسبت به افرادی که رو در رو همدیگر را ملاقات می‌کنند، دعواهای بیشتری را در رابطه تجربه خواهند کرد. طبق آمار، این افراد احتمال جدایی‌شان در اولین سال پس از ازدواج، ۲۸% بیش از دیگران است.

سخت‌گیرتر می‌شوید

از آنجا که گزینه‌های زیادی در دنیای مجازی وجود دارد، افراد خیلی راحت و به دلایلی کوچک، رابطه‌شان را به هم می‌زنند و به دنبال فرد دیگری می‌گردند. تصور کنید که شما در دنیای واقعی فردی را دیده‌اید و با او وارد رابطه شده‌اید، آیا به سادگی و سر مشکلات کوچک رابطه‌تان را با او به هم می‌زنید؟ مطمئنا خیر. اما دنیای مجازی با پیشنهادهای متنوعی که در مقابلمان قرار می‌دهد، ما را سخت‌گیرتر می‌کند.

انتظارات‌تان، غیرواقعی می‌شود

زمانی که شما چت کردن با فردی را آغاز می‌کنید، از آنجا که او را نمی‌شناسید و هیچ زاویه دیدی از او ندارید، سعی می‌کنید که از حرف‌های او تصویرسازی کنید. تحقیقات نشان داده که اگر چت دو نفر تا قبل از این که همدیگر را حضوری ببینند، بیش از ۱۷ روز به طول بیانجامد، انتظارات غیر واقعی را به همراه خواهد داشت. در این مدت، شما مدام شخصیت ایده‌آل‌تان را در ذهن می‌سازید اما زمانی که او را از نزدیک می‌بینید، می‌فهمید که تمام تصورات‌تان خیالی بیش نبوده است.

احتمال به هم زدن رابطه زیاد است

به همان سادگی که فردی در شبکه‌های اجتماعی به شما نزدیک می‌شود، به همان سادگی هم می‌تواند شما را ترک کند. از آنجا که هیچ ارتباط مستقیمی میان شما و طرف مقابل‌تان وجود ندارد، او خیلی راحت می‌تواند به طور ناگهان زیر همه چیز بزند و از زندگی شما محو شود که در این شرایط دست شما به هیچ چیزی بند نیست.

منبع: برترین‌ها؛ ترجمه از: پردیس بختیاری

نظام خانواده در اسلام

عنوان :نظام خانواده در اسلام
مولف :حسین انصاریان
مترجم/محقق: ****
ناشر: انتشارات ام ابیها(سلام الله علیها)
سال نشر: ۱۳۸۱
نوبت نشر: نوزدهم
محل نشر: تهران

این کتاب بازنگری و بازنگاری مجموعه‌ای از سخنرانی‌های مؤلف در مسائل مختلف مرتبط با خانواده از دیدگاه اسلام است. نویسنده با استفاده از آیات و روایات به تبیین مسائل مربوط به ازدواج و خانواده می‌پردازد.

کتاب در سی فصل تنظیم شده است که عناوین و موضوعات آن عبارتند از:

آیین ازدواج در نظام هستی، تقوای الهی در خانواده و جامعه، اهداف والای ازدواج در اسلام، موقعیت زن در تاریخ بشر و اسلام (پاسخ به افکار انحرافی نسبت به زن)، استقلال مرد و زن در اسلام، مقام زن در منطق وحی، مشکلات و موانع ازدواج، شرائط الهی و اسلامی ازدواج (هم‌شأن بودن)، راه انتخاب همسر (شرائط اسلامی و انسانی در انتخاب همسر)، برنامه‌های اصیل اسلام در مسأله ازدواج، بهداشت در نظام خانواده (ارزش نظافت و بهداشت در اسلام)، اخلاق اسلامی، حجاب و پاکدامنی زن، مسؤولیت عظیم سرپرستی خانواده، حقوق زن و شوهر در اسلام، نقش پدر و مادر در تربیت فرزند، حقوق والدین و فرزندان، طلاق و ارث.

مطالب کتاب مستند به روایات است و مؤلف کوشیده آن را در سطحی سامان دهد که برای کسانی بسیار، قابل استفاده باشد.

 

 

نظام حیات خانواده در اسلام(۲)

ساخت خانواده

ساخت و پیکربندی خانواده در جوامع مختلف از زمان گذشته تا عصر حاضر متفاوت بوده و هست. شرایط و اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در آن اثر گذارده و دگرگونی‌هایی در آن ایجاد کرده است.

ساخت خانواده هم اکنون در جوامع اولیه و متمدن به صورت تک‌همسری، چندهمسری، چند زنی و حتی در جوامعی به صورت چند شوهری و در برخی از اجتماعات اشتراکی یعنی زندگی چند زن با چند شوهر در آن واحد است.

از نظر سلطه و اقتدار در دنیای گذشته و امروز، این جنبه‌ها به چشم می‌خورند: پدرسالاری، مادرسالاری، نظام برابری یافته (که در آن پدر و مادر دارای یک درجه از اقتدارند)، دایی سالاری، جدسالاری و… البته در بسیاری از نقاط جهان امروز سلطه و فرمانراوایی از پدر یا شوهر است اگرچه در مواردی خلاف آن دیده می‌شود.

در جنبه رابطه خویشاوندی صورت‌های مادرتباری و پدرتباری به چشم می‌خورد. معمولاً در اکثر نقاط جهان فرزندان نام خانوادگی و لقب پدران را می‌گیرند گو این که در برخی از جوامع اولیه خلاف آن دیده می‌شود.

در رابطه با مدیریت خانواده در اغلب موارد شوهر «رئیس خانواده» و زن «مدیر داخلی» به حساب می‌آید امری که در اسلام هم بر این اساس به پیش می‌رویم. مصالح کلی خانواده را شوهر طرح‌ریزی می‌کند، تصمیمات را او می‌گیرد و زن در عین استقلال مطیع است. در عین حال شورها و مشارکت‌هایی هم در تصمیم‌گیری برای خانواده به چشم می‌خورد که عمومیت ندارد.

ضرورت وجودی خانواده

خانواده، یک نهاد است و ضرورت وجودی آن عقلاً و شرعاً قابل اثبات است. بدون وجود آن حیات اجتماعی شکل و معنایی ندارد. بررسی‌ها نشان داده‌اند تلاش‌هایی که برای از بین بردن آن صورت گرفته، امری بیهوده بوده و جامعه را دچار خطر و زیان‌هایی کرده است. وجود نسل ناشناخته و کودکانی که دچار نارسایی‌ها و کمبودهای عاطفی هستند برای جوامع بشری آفتی به حساب می‌آید و با همه مراقبت‌هایی که در حفظ آنها به عمل می‌آید بازهم وضعی عادی و روحیه‌ای متعادل ندارند.

دنیای امروز به وضع و حالی درآمده است که احساس می‌کند در گذشته، دچار لغزش و خطایی شده است، و کوشش مسئولان در سست کردن ارکان خانواده اشتباه و در مواردی هم خیانتی بوده است. دنیای امروز معتقد است باید به خانواده ارج نهاد و برای تشکیل آن باید کمک‌هایی از طرف دولت و ملت صورت گیرد. این اعتقاد در بسیاری از نقاط جهان مورد توجه و عمل است و مسئولان در این زمینه اقدامات فوق العاده‌ای انجام می‌دهند.

اسلام از روزگاران قدیم درباره اهمیت این امر سخن گفته و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: ما بنی فی الاسلام بناء احبّ الی الله من التزویج (وسایل ۱۴) هیچ بنایی در اسلام، محبوبتر از بنای ازدواج در پیشگاه خداوند نیست.

خانواده در گذشته

از حیات انسان‌ها در روزگاران گذشته، اطلاعات دقیقی در دست نیست. این بی‌خبری در زمینه مسائل خانواده و نظام حیاتی آن در طول تاریخ و در مناطق مختلف جهان به مراتب بیشتر و پردامنه تر است. آنچه که ذکر می‌شود مبتنی است بر حدس‌ها و گمان ها، بر مبنای یافته‌های دانشمندان که حداکثر ارزش آن به میزان یک گمان علمی است. در مواردی هم سعی بر این است با مطالعه در زندگی جوامع اولیه نظریاتی ارائه دهند که آن هم به زحمت می‌تواند قابل قبول باشد.

مردم‌شناسان برای بررسی مسئله خانواده معمولاً از روش‌های تاریخی استفاده می‌کنند و سعی دارند با مطالعه در زمینه نهادها و سیر تحولاتی آن اطلاعاتی را در مورد وضع خانواده در گذشته به دست آورند. اظهار نظر درباره خانواده‌ها در اعصار گذشته، از طریق مطالعه در جوامع اولیه امروز بر این فرض مبتنی است که این جوامع در طول تاریخ ثابت مانده و دگرگونی و تحولی اساسی در آنان راه نیافته است که البته این فرض نمی‌تواند در باره همه مسائل و ابعاد مربوط به حیات بشر صادق باشد.

در عین حال مطالعات برخی از مردم شناسان و علمای علم الادیان حکایت از وجود اعتقادی در گذشته دارد که حیات را زائیده رب‌النوع مؤنثی می‌دانستند که همسری برای او وجود داشت که او هم رب‌النوع بود و این عقیده در جامعه ایرانی قریب هفت هزار سال سابقه دارد. بر این اساس ازدواج و تشکیل خانواده طبق این عقیده توسط این دو رب‌النوع پایه گذاری شد.

به تبعیت از این اعتقاد، زن و مرد تن به ازدواج و تشکیل خانواده داده و آن را عمومیت بخشیدند تا به حدی که صورت امروزی آن را ملاحظه می‌کنیم و البته این خود حاصل پذیرش سیرها و تحولاتی ممتد بوده، و عادات و رسوم و طرح‌های مختلفی در طول تاریخ برای آن به مرحله اجرا در آمده است.

هدف و مقصد

این که هدف و مقصد ازدواج در گذشته چه بود پاسخ‌هایی به آن داده شده که در مطالعه برخی از آنها توجیهی علمی وجود ندارد.

آنچه مسلم است اینست که ارضای غریزه، تولید مثل و تکمیل و تکامل به عنوان اصلی به حساب می‌آمد اگر چه در رابطه با آن سند زنده و مکتوبی در دست نباشد. زیرا اصل غریزه امری است غیر قابل انکار و این نیروی مرموز خود جهت دهنده فعالیت انسان و حاصل آن ازدواج و پیامد آن پیدایش فرزند یا فرزندان است.

می‌گویند تشکیل خانواده در گذشته به حقیقت نوعی هدف اقتصادی بوده است و بر این اساس در گذشته‌های بسیار دور، خانواده به صورت یک واحد تولیدی به حساب می‌آمد. جنبه‌های مربوط به کار و تولید، زن و مرد را وا می‌داشت که در کنار هم زندگی کنند و به تربیت نسل بپردازند. فرزند نیز خود یک عامل تولیدی به حساب می‌آمد و بر این اساس بسیار بدیهی بود که پسران بر دختران ارجحیت داشته باشند و همین وضع را امروز، برای بسیاری از جوامع اولیه و فقیر قائلند.

در ایران باستان می‌گویند چنین هدف و مقصدی تعقیب می‌شده و به همین علت خانواده به صورت چند خویشاوند در کنار هم تشکیل می‌شد که بار تولیدی بیشتری را بر دوش کشد و امکان حفظ و حراست از دستاوردها زیادتر باشد.

انتخاب همسر

تنوع انتخاب همسر در جوامع مختلف بسیار بود. در برخی از اجتماعات حتی ازدواج با محارم وجود داشت تا ثروت و دارایی اعضاء و پایگاه و منزلت‌شان در خود خانواده محفوظ بماند و به دست غیر نرسد.

در زمان ساسانیان ازدواج با محارم، حتی با زن پدر متداول بوده و در خانواده سلطنتی برای حفظ خون و نژاد، ازدواج با خواهر وجود داشته است. بر اساس اندیشه‌ای که از ایران باستان در دست است زناشویی برادر و خواهر موجب جلب روشنایی ایزدی و طرد دیوان بوده است و البته چنین اندیشه‌ای امروز مورد قبول نیست.

محدودیت ازدواج با محارم در اغلب مناطق جهان وجود داشته است و البته در این امر هم درجه بندی‌هایی به چشم می‌خورد. دامنه طرد ازدواج با محارم را به میزانی ذکر کرده‌اند که در برخی از قبایل تصور بر این بود که اعضای قبیله نسبت به هم محرمند و نباید ازدواج کنند. حتی بر اساس بازمانده آن طرز فکر امروز نیز در برخی از قبایل استرالیا ازدواج با افراد قبیله نه تنها تحریم شده، بلکه مجازات مرگ را در پی دارد. گاهی مرد را به خاطر این امر می‌کشند و زن را تا حد مرگ زخمی می‌کنند.

سازمان و ساخت خانواده در گذشته

در روزگاران گذشته خانواده بسیار وسیع و شامل همسران، فرزندان، خویشان و اقرباء، بستگان سببی و نسبی، نوه‌ها و نبیره‌ها بود که می‌گویند در کل یک واحد اقتصادی را تشکیل می‌دادند و امروزه جلوه آن را در برخی از مناطق روستایی و جوامع قبیله‌ای می‌بینیم.

ساخت و سیستم آن به صورت تک زنی، تک شوهری، چند زنی، چند شوهری بوده و زنان اغلب چون برده و اسیری زندگی می‌کردند. وجوه اعیان در ایران قدیم حق داشتند زنان متعددی را انتخاب کنند و حتی علاوه بر زوجات شرعی، دارای حرمسرا، کنیز و برده زر خرید باشند. نظامات اولیه و بسیار قدیم آن حکایت از مادرسالاری داشته و دارد که بعدها به پدرسالاری منتقل شده است. تکیه بر قدرت مادر بود و او بود که می‌بایست کارها را انتظام و امور خانواده را جهت و سر و سامان دهد.

در ایران قدیم «پدر» رئیس خانواده، قاضی، فرمانفرما، مجری آداب دینی، پاسدار خانواده، پیشوای جنبه‌های روحانی و جسمانی، حافظ آتش خانواده و دارای جنبه تقدس بود؛ در عین این که زن هم بانوی خانه و مورد احترام بود. همه اعضای خانواده می‌بایست از پدر تبعیت می‌کردند و حتی برای حفظ ارزش او به سرش او قسم می‌خوردند.

نقش و ارزش زن خانواده در گذشته

در مورد ارزش و اعتبار «زن» سیرها و تحولاتی را در نقاط مختلف جهان شاهدیم. در برخی از نقاط جهان این تصور درباره زن وجود داشت که او مسئول پیدایش همه گناهان و دردها در جهان است. عامل شیطان و موجودی اغواگر است و متأسفانه هنوز این فکر در دنیای کلیسا وجود دارد.

برخی دیگر زن را وجودی فرعی برای مرد به حساب می‌آوردند. تا روزی که مرد زنده بود همسرش حق حیات داشت و می‌بایست چون برده‌ای تسلیم و در اختیار او باشد و روزی که شوهر از دنیا می‌رفت زن را زنده زنده با او دفن می‌کردند؛ هم بدان خاطر که زندگیش پس از شوهر ارزشی ندارد و هم بدان تمنا که در عالم قبر خادم شوهر باشد و متأسفانه این فکر هنوز در نزد برخی از مردم در جامعه هند وجود دارد.

ارزش زن در حد ارزش اموال شوهر بود آن چنان که پس از مرگِ شوهر، زن را هم جزو اموال و میراث حساب کرده و بر سر تقسیم میراث، (از جمله زن) جنگ و دعوا به راه می‌انداختند. به هنگامی که زن سهم الارث مرده‌ای قرار می‌گرفت می‌بایست در اختیارش قرار گیرد و تسلیم شود و حق دفاع و چون و چرا نداشت.

در روزگاری که نظر رحمتی بر زن افکنده شد او را به حساب فرزند و عشیره رئیس قبیله یا خانواده قرار می‌دادند که باز هم باید تحت اوامر رئیس خانواده باشد و از خود اختیاری نداشته و تسلیم باشد.

در ایران قبل از اسلام و در دوران میلاد مسیح، بیش یا کم صحبت از اقتدار زن بود. در مواردی که ابعاد آن ناشناخته است زنان به مقاماتی چون سلطنت و فرماندهی سپاه دست می‌یافتند و جلوه اخیر آن را در میان کوه نشینان کردستان می‌بینیم. در همان زمان و در دنیای عربستان شاهد زنده به گور کردن دختران و استفاده از زنان به عنوان برده‌ای که شوهرش حق کشتن او را نیز داشته است هستیم.

مراسم ازدواج

ازدواج در جهان گذشته همانند امروز، همواره با مراسمی همراه بوده است که بررسی آن در عین برانگیختن اعجاب و شگفتی افراد، در مواردی خنده‌آور و یا درد آور است. فی المثل در برخی از جوامع (استرالیا) دیده می‌شد که عروس و داماد را به درختی می‌بستند و یک دندان انیاب از هر دو را می‌شکستند.

در جوامع دیگر با رمل و اسطرلاب از طالع دختر و پسری که قصد ازدواج داشتند، اطلاعاتی به دست می‌آوردند و در صورت مطالعه وضعیت سعد یا نحس تصمیماتی اتخاذ می‌کردند.

در ایران قدیم، نامزدی و شیرینی خوری ازدواج از دوران کودکی رسم بود. دختر در ۱۵ سالگی ازدواج می‌کرد و این کار واجب بود و پدر می‌بایست موجبات آن را فراهم کند و اگر پدر نبود کفیل او می‌بایست این برنامه را عهده‌دار شود و اگر کفیلی نداشت بزرگترین فرزند بالغ خانواده. ازدواج پسران جوان در سن تکلیف واجب بود و تخلف از آن گناه به حساب می‌آمد.

مراسم نامزدی، از دوران کودکی بود؛ روز آن با تقویم معین می‌شد، از طریق خانواده عروس، مقداری شیرینی برای داماد آینده می‌فرستادند و جوانی که می‌خواست ازدواج کند بایستی به والدین دختر کابینی بدهد، نقدی یا جنسی؛ ولی بعدها در صورت نازایی زن می‌توانست آن را پس بگیرد. دختر می‌بایست با اجازه پدر شوهر کند و گرنه از ارث محروم می‌شد. بیوه زن اگر شوهر می‌کرد نیمی از اموال او از آنِ شوهر اول به حساب می‌آمد. دختر یکدانه خانه در صورت شوهر کردن، می‌بایست اولین فرزند را به جای خود به خانه پدر بفرستد و دیگر فرزندانش از آن شوهر بود.

وظایف زن در گذشته

این که خانواده چه وظایفی را در گذشته بر عهده داشت پاسخ و اطلاع دقیقی از آن در دست نداریم. بر اساس روال معمول می‌توان گفت حفظ و حمایت از همسر، تولید نسل، حمایت از اعضاء، اقناع مشروع جنسی و… از وظایف عمده آن بود.

در این که آیا زن به خانواده شوهر برود یا شوهر به خانواده زن، تحت نفوذ قرار گرفتن‌ها متفاوت بود و طبعاً حدود حقوق، وظایف، اختیارات و عملکردها کاملاً فرق می‌کرد و این امر در جوامع مختلف نیز متنوع و گوناگون بود.

از وظایف کلی زن در خانواده، آن هم در جامعه ایران باستان، موارد زیر قابل ذکر است:

۱- نگهبانی از آتش به گونه‌ای که هرگز خاموش نشود.

۲- ساختن ظروف سفالین برای رفع نیاز اعضای خانواده؛

۳- جستجو و پیدا کردن گیاهان خوردنی و ریشه برخی از نباتات به همین مقصد؛

۴- گردآوری میوه‌های وحشی و خشک و انبار کردن برای مصرف اعضای خانواده؛

۵- شناخت فصل روییدن گیاهان و دانه‌های آنها؛

۶- کشاورزی در سرزمین‌ها و پرورش بوته ها؛ برداشت بن؛

۷- تهیه غذای اصلی خانه، حفظ و حراست از فرزندان و…

بر این اساس ملاحظه می‌شود که وظیفه زن بسیار سنگین و حتی طاقت‌فرسا بود. او همچون برده‌ای بود که می‌بایست کار و تلاش کند و وسایل آرامش و آسایش اعضای خانه را فراهم آورد. این امر درست در شرایطی بود که شوهران در گوشه‌ای لمیده و یا سرگرم سیاحت و شکار بودند.

خانواده در جهان معاصر

دنیای امروز از نظر صنعت دنیای متکاملی است ولی در آنچه که مربوط به شکل حیات انسانی می‌شود بسیار ضعیف و متزلزل است. آشفتگی روحی و تضاد فکری آنچنان گسترش یافته که برخی از افراد در معرض بیماری‌های روانی و اضطراب قرار دارند.

در فرهنگ جدید بشری، درست و نادرست با هم آمیخته و آموزش‌های صحیح و ناصحیح و آگاهی‌های صواب و ناصواب موجب پدید آمدن انحرافاتی بسیار شده است. تحیّرها فزونی یافته‌اند و فرار از پذیرش مسئولیت بر بسیاری از انسان‌ها غالب آمده است.

از نیمه دوم قرن بیستم و با گسترش زندگی صنعتی، ما با ضعف ایمان و انحطاط اخلاقی مواجهیم. عامل معنویت روی به ضعف نهاده و حتی در امر تشکیل خانواده گریز و یا بی‌تفاوتی‌هایی دیده می‌شود که این خود موجب پدید آمدن دشواری‌ها و مفاسدی بسیار است.

روابط نامشروع آزاد گذارده شده معاشرت‌های جنسی دور از اخلاق و ضوابط و تعلیمات انبیاء شده‌اند. در نتیجه نوجوان و جوان خود را در اعمال غریزه آزاد احساس کرده‌اند. این امر سبب آن شده که تمناهای غریزی دور از قواعد و ضوابط و مراسم و در محیطی غیر از خانواده صورت پذیرد و کسی احساس نیاز نکند که زیر بار اداره خانواده و در مواردی سنگینی هزینه آن قرار گیرد. سن ازدواج بالا رفته، پسران و دختران در طلب وصال به کوچه و خیابان‌ها و باغ‌ها روی آورده‌اند.

جنبه اقتصادی خانواده

درست است که امروزه خانواده به صورت یک واحد تولیدی و اقتصادی نیست ولی اگر نیکو تامل شود همان سیستم اقتصادی در خانواده وجود دارد و البته با دامنه‌ای محدودتر. در گذشته همه اعضای خانواده زیر نظر رئیس آن به کوشش و تلاش برای کسب نان می‌پرداختند و امروز زن و شوهر هر کدام موظف به انجام چنین وظیفه‌ای هستند.

در نظام حیات خانواده در اسلام، مرد مسئول تهیه نان و معیشت برای اعضای خانواده و زن موظف به اداره کانون، ایجاد گرمی و آرامش در آن و اداره و تربیت فرزندان است. ولی امروزه در دنیای صنعتی زن و شوهر هر کدام در جایی باید سرگرم تهیه نان و معیشت باشند و با کوشش و تلاش پولی تهیه کنند و به ادامه زندگی بپردازند، بدیهی است که در چنین صورتی کودکان هم در اماکنی جدا از خانه، یعنی در مهدکودک‌ها و کودکستان‌ها رشد می‌کنند و اخلاقی ورای اخلاق خانواده را کسب می‌نمایند.

کار زن و شوهر در دو محیط جدا از هم است. مرد در اداره یا کارخانه‌ای کار می‌کند که گاهی با محیط خانه چندین کیلومتر فاصله دارد و زن در اداره یا کارگاهی دیگر. و نیز دیده می‌شود که زن و شوهر گاهی در دو فرصت و زمان کار می‌کنند، یکی در روز و آن دیگری در شب. و در چنین صورتی طبیعی است که دیدارشان گاهی به ندرت اتفاق افتد و یا به یکی دو روز پایان هفته موکول گردد. پیداست که چنین وضع و حالی موجب پیدایش ناهنجاری‌هایی می‌شود..

اقتدار والدین

وضع جدید خانواده نشان‌دهنده شکل جدیدی از زندگی گروهی است. «مرد» رئیس خانواده و «زن» مدیر یا کدبانوی آن نیست. اقتدار آن به صورت ۵۰ درصد برای مرد و ۵۰ درصد برای زن است؛ گو این که در همین زمینه هم گاهی حکومت قانون جنگل، حق را از آن کسی می‌داند که قدرتمندتر و از نظر بدن تواناتر باشد.

آری امروز مخصوصاً در دنیای صنعتی پدر اختیاردار همه ی افراد خانواده نیست. تسلط و اقتدار او روی به کاهش است و تازه اگر سلطه‌ای قابل اعمال باشد از سوی مادر است، هم بدان خاطر که مادران بیشتر در خانه‌اند و هم بدان علت که رابطه‌شان با فرزند لااقل بر اساس رحمت و عاطفه‌ای بیشتر است. زن و شوهر تواماً اصرار دارند کودکان را به سوی خود جلب کنند و رنگ و رفتاری که مورد علاقه‌شان است به کودک دهند. طفل را که معرف سلامت وجودی خودشان و مردانگی و زنانگی‌شان می‌باشد عرضه و به جامعه معرفی نمایند.

راه حل گریز از تشکیل خانواده در جهان معاصر

در دنیای امروز ما با گریز نسل جوان از تشکیل خانواده و فرار از پذیرش مسئولیت مواجهیم رقم آمار ازدواج پایین و رقم آمار طلاق بسیار بالاست. اختلافات خانوادگی رو به افزایش و تلاش‌ها برای ترک و جدایی از یکدیگر است.

جوانان به سادگی تن به ازدواج نمی‌دهند از آن بابت که می‌توانند به گونه‌ای ساده و آسان به لذّات جنسی دست پیدا کنند، وسائل عیاشی آسان و کم هزینه در اختیار نسل است و آزادی‌های جنسی در غرب، در حد افراط است. و این عوامل سبب شده‌اند که ازدواج به صورت یک سنت فراموش شده در آید.

از سوی دیگر امکان مادی ازدواج در نزد برخی از جوانان نیست، مشکل‌پسندی و تنوع‌طلبی هم خود مسئله‌ای است، حتی در برخی از جوامع اسلامی رقم مهر سرسام‌آور است؛ خانه و زندگی آسان به دست نمی‌آید، تحمل بار سنگین خانواده دشوار است، گرایش به مذهب و پایبندی به اعتقادات هم که در جهان جای اما دارد و اینها در جمع سبب گریز از تشکیل خانواده می‌شوند.

راه حل‌های پیشنهادی برای نجات از این موقعیت:

۱- رایج کردن امر ازدواج از طریق ایجاد زمینه‌ها و امکانات و تسهیل آن؛

۲- بازگشت به وضع سنتی خانواده با اصلاحات لازم و در نظر داشتن شرایط روز؛

۳- نجات خانواده از تنهایی و بی‌کسی و بیرون آوردن آن از محدودیت فعلی؛

۴- تشویق به گسترش روابط خویشاوندی، آمد و شدها و پیوندهای بین بستگان؛

۵- تبلیغ ارزش‌های مذهبی و انسانی خانواده و اهمیت روابط متقابل اجتماعی و حیات توأم با سکون و آرامش؛

دورنمای آینده

این که در آینده دور یا نزدیک خانواده در چه وضع و موقعیتی خواهد بود بستگی به این امر دارد که عوامل کنترل کننده و جهت‌دهنده چگونه عمل کنند. بر اساس وضع موجود و عملکرد دنیای امروز انتظار نمی‌رود که در آینده، خانواده وضع درخشانی داشته باشد.

در طریق اصلاح این وضع، و سر و سامان بخشیدن به حیات خانواده اگر اقداماتی به شرح زیر به عمل آید می‌توان امیدی به نجات داشت و گرنه هر روز از روز دیگر بدتر خواهد بود:

– کنترل معاشرت‌ها و هوسبازی‌ها و عیاشی‌ها؛

– القاء ایدئولوژی و اندیشه اهمیت و قداست خانواده از طرق گوناگون؛

– کوشش به پایبند کردن نسل جوان به تعلیمات مذهبی و اخلاقی و لااقل انسانی؛

منبع: نظام حیات خانواده در اسلام؛ تألیف: دکتر علی قائمی

عوامل مؤثر در ازدواج موفق(پیش از ازدواج)

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

تاریخ ازدواج: عشق و ازدواج

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

تاریخ ازدواج: انواع طرق ازدواج

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

بررسی مقایسه‌ای ملاک‌های انتخاب همسر داوطلبان ازدواج در بدو و یکسال پس از ازدواج

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

آیا زن هم همسر زیبا می خواهد؟(مقاله نخست)

۹ دستور براى خوشبختى در ازدواج(۱)

موفقیت در زندگى و ایجاد یک کانون آرامش و با صفا که در آن زن و شوهر و فرزندان بتوانند از زندگى خود حداکثر بهره را ببرند، مستلزم انجام دستوراتی است که جهت راهنمایی شما کاربران عزیز به نه دستور سعادتبخش ‍ اشاره مى‌کنیم. در این مقاله به ۵ مورد و در مقاله ی بعد ۴ مورد دیگر را ذکر خواهیم کرد:

۱- نظم و ترتیب

(اوصیکما و جمیع ولدى واهلى و من بلغه کتابى بتقوى االله و نظم امرکم ).

حضرت على(علیه السلام) در وصیتنامه خود به امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) فرمود: شما و تمام فرزندان و خانواده و هرکه نوشته من به او مى‌رسد، همه را به تقوى الهى و نظم در کار وصیت مى‌کنم.(۱)
موفقیت در زندگى به نظم است، اگر با نظم و ترتیب و مدیریت صحیح که در روایات به تقدیرالمعیشه تعبیر شده است، توجه کنیم، بسیارى از مشکلات و کمبودها کمرنگ مى‌شود.

نبودن نظم و ترتیب و بى‌حساب و بى‌اندازه کار کردن، معنایش هدر دادن نیروهاست. چه بسا خانواده‌اى که با داشتن چند تا خدمتکار و وسائل متعدد رفاهى، هنوز نتوانسته‌اند خانه را اداره کنند و از به هم ریختن اوضاع شکایت دارند.

یکى از امتیازات زن، عقل معاش داشتن است، یک بانوى شایسته باید بداند ضروریات زندگى چیست؟ چه چیزهایی از نظر اهمیت در رتبه دوم یا سوم مى‌باشد. وگرنه هر چقدر هم که در آمد بالا باشد اگر بر اساس بى‌نظمى و هوس و بدون کنترل خرج شود، نه تنها رفع نیاز نمى‌کند که باعث افراط و تفریط و غم و غصه دائمى خواهد شد. بسیارند کسانى که اگر به آنها مبلغى داده شود، نمى‌دانند چگونه با آن زندگى را بگردانند.

۲- اعتماد و خوش‌گمانى

زندگى احتیاج به اعتماد و خوش‌گمانى دارد، گرچه گمان نیک، نسبت به مسلمانان همیشه لازم است و قرآن مجید مى‌فرماید:(اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لا تحبسسوا.)

از بسیارى از گمان‌ها اجتناب کنید، برخى از گمان‌ها گناه است، تجسس ‍ نکنید.(۲)

در یک زندگى مشترک و خانواده، مرد و زن باید کمال خوش‌بینى و اعتماد را داشته باشند و در راه تقویت این صفت بکوشند.

۳- دین اسلام، دین پاکیزگى و زیبایی است

حضرت رضا(علیه السلام) فرمود: بوى بد را از خود با آب دور کنید و خود را تمیز کنید، همانا خداوند از کسانى کثیف هستند ناخشنود است.(۴)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: خداوند زیبایی و آراستن را دوست مى‌دارد.(۵)

آرى در دین اسلام آن قدر به پاکیزگى اهمیت داده شده است که اگر بخواهیم احادیث مربوط به آن را بیاوریم، از حوصله ی این مقاله بیرون خواهد بود. مرورى گذرا بر احکام حیاتبخش نشان مى‌دهد که تاکید بر روى پاکیزگى و تمیزى، در هیچ مذهب و آئینى مثل اسلام نبوده است.

یک مرد و یا بانوى موفق، همواره سعى مى‌کند که خود و فرزندان و لباس و خانه و اثاث آن را زیبا و تمیز نگه دارد، تا صفاى زندگى با تمیزى و زیبایی افزایش یابد، انسان خود به خود مشتاق زیبایی و تمیزى است و از آن لذت مى‌برد، در اینجا خوب است این حدیث شریف را اضافه مى‌کنیم که امام باقر(علیه السلام) فرمود:

زنها دوست دارند مردها را به همان گونه آراسته ببیند که مردها دوست دارند زنها را آنگونه آراسته ببینید.(۶)

۴- گذشت و تفاهم، لازمه موفقیت در ازدواج است

اگر کسى در خانه‌اى تنها باشد، آزاد است که با صداى بلند کتاب بخواند، هر کجا که خواست بخوابد، به هر قسمت که خواست برود، هر چیزى را هر کجا که خواست قرار دهد، اتاق را گرم کند یا نکند، لباس بپوشد یا نپوشد، هر لباسى را که خواست انتخاب کند.

اما اگر در آن خانه یک نفر دیگر هم هست، آزادی‌هاى او محدود مى‌شود، دیگر نمى‌تواند هر طور که مى‌خواست صدا کند، بلکه باید مراعات دیگر را هم بنماید.

اجتماع دو نفرى(ازدواج)، با تمام مزایایی که دارد، لازمه آن محدودیت آزادی‌هاى فردى است.

اگر زن و یا شوهرى گمان کند که مى‌تواند بعد از ازدواج تنها به دلخواه خود عمل کند، سخت در اشتباه است، ازدواج طبعا یک نوع محدودیت را در خواسته‌ها ایجاد مى‌کند، وقتى هماهنگى داراى آن همه امتیاز است، طبعا مى‌بایست این محدودیت‌ها را پذیرفت تا به آن امتیازات رسید. هر کدام از زن و مرد باید شهامت گذشت و مدارا و صرف نظر از برخى خواسته‌ها را داشته باشند و هرگز نباید مثل دو آهن سرد باشند، که هرگز با هم قابل تفاهم و اتحاد نیستند.

مرد هرگز نباید خود را صاحب و مالک زن و فرزند بداند و در خانه به استبداد حکومت کند و به سلیقه و نظریات افراد خانواده بى‌اعتنا باشد.

زن نیز نباید انتظار داشته باشد که اگر برخى از نظرات وى مورد قبول و انجام مرد قرار نگرفت بى‌تابى و بداخلاقى پیشه کند و خلاف توقع او شود.

۵- دیگران چگونه‌اند؟

بسیارى از کدورت‌ها براى افراد هوسران و نادان از آنجا شروع مى‌شود که برداشتى سطحى و ظاهرى از کیفیت زندگى دیگران نموده و آن را با خود مقایسه مى‌کنند و بالطبع وضع موجود یا همسر خودشان را پائین‌تر و دیگرى را بهتر مى‌یابند، آن وقت سردى و کدورت را به خاطر احساس عدم موفقیت، شروع مى‌کنند.

۶- در قضاوت عجله نکنید

آنچه قابل دقت است این است که در قضاوت عجله نکنید، شیطان همواره سعى مى‌کند که شما را با حرص و طمع به آنچه ندارید آرزومند کند و آن را جلوه دهد و نسبت به همسر و زندگى خودتان دلسرد گرداند، محبت‌ها و زیبایی‌ها و مسائل دیگرى که به طور مقطعى و گذرا از دیگرى مشاهده مى‌کنید به معنى دوام آن نمى‌باشد.

کانون زندگى را نباید با برخى برخوردها مقایسه کرد، هر عیب و نقصى را نمى‌توان با چند تماس درک کرد، به همراه هر کسى نکات منفى و مثبت فراوانى یافت مى‌شود، شیطان ذهن شما را خراب نکند و سعادت خود را به خاطر هوس‌هاى ابلهانه خراب نکنید، چه بسیار بوده اند جوانانى که با تصمیمات عجولانه و خیالات واهى و بهشت‌هاى موعود و پوچ به دام شیادانى افتاده‌اند که جز فساد و بدبختى نصیب آنها نگردیده است.

هیچ کس خوب مطلق و یا بد مطلق نیست، و هیچ کس هم از هر جهت با شما هماهنگ نخواهد بود، زندگى لازمه اش اصطکاک و برخورد است که اگر بى‌تابى و کم حوصلگى در کار نباشد براى رشد و سعادت شما مفید نیز خواهد بود.

در مقاله ی بعد چهار مورد دیگر را که شامل ” احساسات، راه ایجاد محبت “، ” احساس همدردى و غم خوارگى “، ” هرگز ناامید نباشید، عاقل باشید.” و ” سعادت دنیا و آخرت در گرو خوش اخلاقى است “ می‌باشد مورد بررسی قرار خواهیم داد.

پی‌نوشت‌ها

۱-نهج البلاغه.

۲-سوره حجرات آیه۱۲٫

۳-وسائل ج ۱۴ ص ۱۷۵،

۴- لئالى الاخبار ج ۴ ص ۱۸۲،

۵-مکارم الاخلاق ص ۴۱ و ۴۲،

۶-مکارم الاخلاق، ص ۸۹،

منبع: برگرفته از کتاب” اخلاق در خانواده و تربیت فرزند؛ نویسنده: سید محمد نجفى یزدى ” با تغییر و تلخیص

تنظیم برای تبیان: داوودی

روش سنتی جوابگوی ازدواج‌های امروزی نیست؟

«آدم باید هم تیپ خود را پیدا کند! این خواستگاری هم وصله تن ما نبود که به آنها دختر دهیم…»

«آدم باید هم تیپ خود را پیدا کند! این خواستگاری هم وصله تن ما نبود که به آنها دختر دهیم…» قدیمی‌ها در ازدواج، به مسائل ریزی اهمیت می‌دادند و آنها را به صورت سنت درآورده بودند، زیرا تصور آنها این بود که ازدواج مثل یک هندوانه در بسته است که نمی‌توان به شرط چاقو خرید. جوان‌ها هم آن روزها روی حرف بزرگ‌تر‌ها حرف نمی‌زدند و همیشه مطیع آنها بودند. زندگی‌ها هم استحکام بیشتری داشت. اما امروزه با تغییر سبک زندگی، این مسائل هم در صندوقی در پستوی خانه‌ها رفته است.

تجردهای ناخواسته، بی‌رغبتی به ازدواج، افزایش سن ازدواج، اهمیت ندادن به خانواده و مسائل اقتصادی از جمله مشکلات جوانان است. اما جدی‌ترین مشکل در زمینه ازدواج جوانان، همسریابی است. روش سنتی همسریابی در کشور ما خواستگاری است که با توجه به تغییرات جامعه این روش به تنهایی جواب نمی‌دهد. پدیده شهرنشینی گسترش یافته و خانواده‌ها از حالت گسترده به هسته‌ای تبدیل شده‌اند. به همین دلیل شناخت و تعامل زیادی بین خانواده‌ها وجود ندارد و روش‌های سنتی دیگر جوابگوی شناخت جوانان از یکدیگر برای ازدواج نیست.

در فضای مجازی نیز ارتباطات جوانان آسیب‌زاست. پرسش اصلی این است که چه روشی را باید پیش روی جوانان در انتخاب همسر بگذاریم؟

ما به مشاوره‌های ازدواج نیاز داریم. مثلثی را باید ترسیم کنیم که یک راس آن جوانان، راس دیگر والدین و راس سوم آن افراد آگاه و مشاوران مجرب هستند. چرا که وضعیت موجود نشان می‌دهد همه افراد نمی‌توانند در انتخاب مناسب همسر آینده خود تشخیص درستی داشته باشند. خانواده و پیوند مستحکم آن تبلور دین است. رویکرد ما به خانواده رویکرد دینی است.

در این رویکرد ما خانواده را زوال ناپذیر و مقدس می‌دانیم و همه برکات را در خانواده می‌بینیم. دین اسلام در این عرصه حرف‌های جدی و کاربردی دارد که در مقابل تئوری‌های غربی پیروز شده است. امروز دیگر مباحثی از قبیل انسان تک بعدی و روابط پیش از ازدواج و تمدن مادی در خانواده با شکست مواجه شده‌اند.
دوستی‌های قبل از ازدواج و خیابانی که خانواده‌ها در آن با هم تعاملی ندارند، به نتیجه نمی‌رسد و انتخاب همسر در چنین دوستی‌هایی یا فضای مجازی عموما محکوم به متلاشی شدن است و اگر هم ادامه پیدا کند با جنجال و تنش همراه است. بهترین انتخاب در چارچوب تعامل خانواده‌ها با یکدیگراست

ارزش‌های منجمد

وقتی سبک زندگی تغییر کرده به تبع برخی مسائل از جمله ازدواج هم تغییراتی را خواهد داشت. این که سنتی بودن یا مدرن بودن، باعث استحکام یا تضعیف ازدواج بشود نمی‌تواند متغیر اصلی تلقی شود. متغیر اصلی، آن چارچوبی است که برای انتخاب همسر در نظر گرفته می‌شود. استحکام زندگی در زندگی‌های گذشته بیشتر بود. دلیل عدم ثبات زندگی‌های امروزه این است که نظام ارزش‌های ما نتوانست در نسل جدید به روز شده و همانطور منجمد ماند. جوان امروز هم این ارزش‌ها را مانع شادکامی می‌داند.

اما از سوی دیگر، دوستی‌های قبل از ازدواج و خیابانی که خانواده‌ها در آن با هم تعاملی ندارند، به نتیجه نمی‌رسد و انتخاب همسر در چنین دوستی‌هایی یا فضای مجازی عموما محکوم به متلاشی شدن است و اگر هم ادامه پیدا کند با جنجال و تنش همراه است. بهترین انتخاب، در چارچوب تعامل خانواده‌ها با یکدیگراست.

درگذشته ساختار جامعه ما به گونه‌ای بود که خانواده به صورت گسترده بودند. پدربزرگ، مادربزرگ و بزرگان خانواده نقش تاثیرگذاری داشتند. فرصت شناخت خانواده‌ها از پسران و دختران بیشتر بود و ازدواج‌ها عموما درون گروهی‌تر بود. اما امروزه این فرصت‌ها خیلی کمتر است. به همین دلیل بیشترین طلاق‌ها در سه سال اول زندگی صورت می‌گیرد، چون خانواده‌ها نقش زیادی در انتخاب ندارند و ممکن است در فرایند زندگی، حمایت‌هایی که خانواده‌ها باید از جوانان داشته‌ باشند را ندارند و در مقابل، جوانان هم اعتقاد و اعتمادی به تجارب گذشته ندارند که معضلی است.

منبع: تبیان(با اندکی تغییر)

چگونه پای خانواده‌هایتان را به ماجرای ازدواج باز کنید؟

ازدواج‌‎ها، دیگر آن حالت سنتی گذشته را ندارند و زیر پوست شهر، اتفاقات دیگری در جریان است. دیگر مثل قدیم‌‎ها، پسرها موقع گفتن این که از یکی خوششان آمده به پدر یا مادرشان، صدبار رنگ عوض نمی‌کنند و دخترها هم راحت‌تر به مادرشان می‌گویند که یک خواستگار سمج پیدا شده.

حوض آبی که میوه‌‎ها را پرتاب کنند توی آن با لامپ‌‎های ریسه‌ای که دور تا دور حیاط خانه روشن شده، به تاریخ پیوسته‌اند. «پسرم غلام شماست» و «دخترم برو چایی بیار» هم دیالوگ‌‎های نخ نمای سریال‌‎های تلویزیونی هستند که در این روزگار کاربرد چندانی ندارند. چه بخواهیم، چه نخواهیم، دوره و زمانه عوض شده.

ازدواج‌‎ها، دیگر آن حالت سنتی گذشته را ندارند و زیر پوست شهر اتفاقات دیگری در جریان است. دیگر مثل قدیم‌‎ها، پسرها موقع گفتن این که از یکی خوششان آمده به پدر یا مادرشان صدبار رنگ عوض نمی‌کنند و دخترها هم راحت‌تر به مادرشان می‌گویند که یک خواستگار سمج پیدا شده. با این همه تغییر در سبک زندگی، هنوز در میان گذاشتن مسئله با خانواده‌‎ها، مهم و حتی گاهی سخت است.

۱- خودخواه نباشید
خودخواه نباشید و طرف مقابل‌تان را هم در نظر بگیرید. ممکن است طرف مقابلتان، شرایطی داشته باشد که به هر دلیلی نتواند آن را با شما بازگو کند و این دست دست کردن شما باعث شود او بیشتر در فشار قرار گیرد. نمونه ساده‌اش پسرهایی هستند که منتظرند سربازیشان تمام شود، توی اداره ترفیع بگیرند، ماشین بخرند و… بعد از آن طرف، دختر به خاطر خواستگارهایی که برایش می‌آید از طرف خانواده تحت فشار باشد. ماجراهایی به همین سادگی می‌تواند یکی از طرفین را خسته کند و کلی مشکل به وجود بیاورد. حتی بعضی وقت‌‎ها این مشکلات آن قدر حاد می‌شوند که می‌توانند صورت مسئله را به کلی پاک کنند.

۲- حتما بگویید
این که بخواهید با خودتان فکر کنید که حالا کمی هم صبر کنم تا بیشتر هم را بشناسیم، ضررش بیشتر از نفعش است. شاید نخواهید باور کنید اما هرچه رابطه طولانی‌تر شود، احساسات در آن پررنگ‌تر می‌شود و این نه تنها به شناخت بیشتر کمکی نمی‌کند بلکه باعث می‌شود گرفتن تصمیم منطقی برایتان دشوارتر شود. از طرف دیگر، فرآیند شناخت با این مختصات تا یک جایی پیش رونده است و بعد از آن روند کند و حتی ساکنی پیدا می‌کند اما وقتی با اطلاع خانواده‌‎ها آن را رسمی می‌کنید، شناخت، شکل جدید و جدی تری به خودش می‌گیرد که چشمتان را به روی دست دیگری حقایق باز می‌کند. بنابراین خیالتان راحت باشد که درمیان گذاشتن با خانواده می‌تواند خیلی از مسائل را راحت و خیلی از مشکلات را حل کند.

بسیاری از نکته‌‎ها هستند که در کافی شاپ و تبادل جزوه در راهروهای دانشگاه به دست نمی‌آیند. خانواده عنصر مهمی است که معمولا در این مدل آشنایی‌‎ها از قلم می‌افتد. شما با دیدن عکس یهویی که طرف مقابل از برادرش در حالت خواب با دهان باز گرفته یا دیدن فیلم خواهرزاده‌اش که چهار دست و پا می‌رود، به سبک زندگی خانوادگی شان پی نمی‌برید. دیدن همه اعضای خانواده و تعاملشان با هم و همچنین از نزدیک رصد کردن خانه و زندگی شان خیلی وقت‌‎ها می‌تواند نظر شما را عوض کند.

۳- خودتان را آماده کنید
این طور هم نیست که تصمیم بگیرید و یکراست بروید سراغ خانواده و اسم و نشانی طرف را کف دستشان بگذارید و خود را خلاص کنید. قبل از مرحله گفتن، خودتان را برای دنیای بزرگ ترها آماده کنید. همان طور که رسمی شدن خیلی از مسائل را حل می‌کند، همان قدر هم مسائل و شاید مشکلات را با شکل جدیدتری مقابلتان قرار دهد. پس لازم است حتما ازتجربه پیران این مسیر استفاده کنید.

بهترین راه این است که اگر خواهر یا برادر بزرگ تری دارید که قبلا این راه را رفته، از او کمک بگیرید. ایمان بیاورید که این خودش نصف مسیر است چون آنها شناختی را به دست آوردهاند که حالا خیلی خوب می‌تواند به درد شما بخورد. اگر هم خودتان سنت شکن یک طایقه هستید، می‌توانید بروید سراغ چند تا دوست و همکلاسی که قبل از شما هزار راه نرفته را رفته اند. این درست است که خانواده شما با خانواده فلان دوستتان زمین تا آسمان فرق دارد اما باز هم بعضی تجربیات در بیشتر خانواده‌‎های ایرانی مشترک است. می‌توانید از آنها راهنمایی بگیرید و با توجه به شرایط خانواده‌تان بومی سازی‌اش کنید.

با این همه تغییر در سبک زندگی، هنوز در میان گذاشتن مسئله ازدواج با خانواده‌‎ها مهم است.

۴- به کی بگیم؟
برای شروع، مهم است که رگ خواب خانواده را پیدا کنید. قطعا خودتان می‌دانید که نبض خانه، در دست چه کسی است. لازم نیست هول کنید و همان ابتدا سراغ مهره‌‎های اصلی خانه بروید. با این که سالهاست فضای خانوادگی ما از فضای حاکم بر سریال پدرسالار فاصله گرفته اما باز هم در بیشتر خانواده‌‎ها، مادرها می‌توانند واسطه بین شما و پدر گرامی باشند. اگر فکر می‌کنید مادرتان در این زمینه گزینه مناسبی نیست، بروید سراغ خواهر برادرهای بزرگتر. آنها می‌توانند در نقش واسطه عمل کنند و ماجراهای دل پردرد شما را به گوش خانواده برسانند. کارشناسان امر می‌گویند این روش، همیشه مطمئن‌تر است و شما را از ترکش‌‎های احتمالی، در امان نگه می‌دارد.

۵- چه جوری بگید؟
الان نسبت به ده سال پیش، این قضیه خیلی راحت‌تر در خانواده‌‎ها حل می‌شود اما باز هم واقعا اینجای کار به شما و خانواده‌تان بستگی دارد، با این حال باز هم باید خونسرد باشید و خودتان را برای هر جوابی آماده کنید. این خیلی مهم است که با چه ادبیاتی با خانواده در میان بگذارید. لازم نیست که برای خانواده‌تان در همان ابتدا گارد بگیرید و بگویید «فلانی سهم منه، حق منه، عشق منه» یا «یا فلانی یا هیچ کس» این حرف‌‎ها برای فیلم‌هاست.

در زندگی واقعی خانواده باید بداند شما در انتخابتان جایی هم برای نظر آنها گذاشته اید و به عقیده و سلیقه شان احترام می‌گذارید. همین باعث می‌شود که آنها راحت‌تر با موضوع کنار بیایند. این را که چقدر در انتخاب خود مصمم هستید، می‌توانید با شخص ثالثی که با او ندارتر هستید در میان بگذارید اما پیش پدر یا بزرگترها لازم است نشان دهید که نظرشان برایتان مهم است. نباید جوری برخورد کنید که فکر کنند از بازی بیرون ماندهاند و «بعد از یه عمر بچه بزرگ کردن، نتیجه‌اش شد این!»

۶- اگر مخالفت شنیدید
اگر از انتخابتان مطمئن هستید و به نظرتان خانواده به خاطر نداشتن شناخت، مخالفت می‌کند، سریع دلسرد نشوید. یادتان نرود همیشه آدم نسبت به کسی که نمی‌شناسد، کمی سختگیرانه‌تر عمل می‌کند پس عصبانی نشوید. می‌توانید زوایای را که به نظرتان از دید خانواده پنهان است، برایشان، شفاف و پررنگ کنید. اگر مشکلات ساده هستند، می‌توانید با چند جلسه آشنایی بیشتر و ایجاد فضای مناسب آن شبهه را برطرف کنید. حل مشکلات بزرگتر، صبر بیشتر و گاهی زمان بیشتری هم لازم دارد. اگر خانواده‌تان از نظر فرهنگ، عقیده و… با طرف مقابل مشکل دارد، لازم است شما هم از دوربین خانواده به ماجرا نگاه کنید. خودمانیم شاید واقعا نکاتی باشد که از نظر شما پنهان ماندهاند اما در آینده بتوانند مشکل ساز شوند.

به هر حال، همان طور که خود پدر و مادرها می‌گویند، موهایشان در آسیا سفید نشده و واقعا چند تا پیراهن بیشتر از شما پاره کرده اند، پس تمامی مسائلی را که بیان می‌کنند، با دید منطقی و نگاهی جدی‌تر بررسی کنید. بعد از بررسی‌ای لازم اگر هنوز مصمم بودید، بهتر است با ملایمت برای خانواده توضیح دهید و اگر لازم شد از ویژگی‌‎های مثبتی بگویید که در فرد مورد نظرتان وجود دارد و می‌تواند برای والدینتان مهم باشد.

برای این کار احتیاج دارید خوب فکر کنید چون خیلی از ویژگی‌‎های مثبت شخص مورد نظر هست که آن قدر برایتان تکرار و عادی شده که دیگر آن را نمی‌بینید. آشنایی بیشتر و ایجاد صمیمیت یکی از راه‌‎های خوب برای جلب نظر خانواده‌هاست. پس می‌توانید جلسه‌‎های خانوادگی بگذارید و با کمک طرف مقابل سعی کنید فضا را پروانه‌ای کنید.

منبع: هفته نامه همشهری جوان

این نکات، به شما کمک می‌کند همسر آینده‌تان را بشناسید

این که چقدر وقت بگذاریم، چطور هم را بشناسیم و چه چیزهایی در شناخت مهمتر است، دغدغه‌های مهمی است که ما در اینجا به آن پاسخ می‌دهیم….

شناخت ویژگی‌های همسر آینده، یکی از نگرانی‌های دختر و پسرهایی است که در مرحله خواستگاری و نامزدی قرار دارند. این که چقدر وقت بگذاریم، چطور هم را بشناسیم و چه چیزهایی در شناخت مهمتر است، دغدغه‌های مهمی است که ما در اینجا به آن پاسخ می‌دهیم.

مقدار ارتباطی که شما برای شناخت نیاز دارید، باید در دو حالت تعریف شود. عمق رابطه و مدت زمان رابطه. شناخت اولیه، به یکی دو جلسه صحبت نیاز دارد تا به طور اجمالی، از کلیات شخصیت هم با خبر شوید. اما برای شناخت بیشتر، به یک تا دو ماه مراوده حداقل دو روز در هفته نیاز دارید. اما عمق رابطه در این دوران، باید به شدت کنترل شود. این که از طرف مقابل خوشتان بیاید، خیلی طبیعی و مطلوب است اما نباید در دوره شناخت، عاشق او شوید. عاشق شدن، شما را طوری تغییر می‌دهد که چشمانتان روی خیلی از نکات مهم و هشداردهنده بسته می‌شود و از آن مهمتر، با شهامتی که عشق به شما می‌بخشد، تصور خواهید کرد که می‌توانید بر مشکلات و تفاوت‌ها و اختلافاتتان هر قدر هم که اساسی باشد غلبه کنید. تصوری که از پایه و اساس، اشتباه است.
دوره شناخت باید با اطلاع و نظارت خانواده طی شود. بسیاری از خانواده‌ها در حد چند جلسه صحبت، مشکلی ندارند و ممکن است ترجیح دهند ارتباط بیشتر وقتی صورت بگیرد که خانواده‌ها هم با هم آشنا شده باشند که این کاملا منطقی و اصولی است. بنابراین بعد از یکی دو جلسه آشنایی، حتما بخواهید تا خانواده‌هایتان هم با هم رفت و آمد کنند و بهتر همدیگر را بشناسند.

اولویت‌های شناخت چیست؟

عمق اعتقادات مذهبی

مهمترین مساله این است که شما و همسرتان، اعتقادات مذهبی یکسان و یک اندازه داشته باشید. با سوال کردن درباره انجام وظایف دینی و اخلاقی، تا حدود زیادی می‌توانید به این شناخت برسید. البته در صورتی که ظاهرسازی نکند. همچنین باید در مورد این که چقدر التزام عملی به دین و اخلاق دارد، از دیگران پرس و جو کنید. در نهایت باید به طور دقیق، او و خانواده‌اش را بررسی کنید تا ببینید چقدر واقعا مومن و متعهد هستند.

درک و فهم و شعور

شناخت بلوغ عقلی و درک و فهم و شعور طرف مقابل، از دو راه ممکن است: اول صحبت بزرگترها با او و دوم طرح سوالاتی در مورد هدف از زندگی و ایده آل‌های آینده و وظایف زن و مرد و نحوه خرج در زندگی. اگر جواب‌ها پخته و منطقی بود، می‌توانید در این مورد به طرف مقابل نمره قبولی بدهید.

سلامت اخلاقی

برای شناخت سلامت اخلاقی، بهترین راه تحقیق کردن است. برای خودتان اولویت‌های سلامت اخلاقی را تعیین کنید و درباره آنها از دوستان، همسایه‌ها و اقوام و همکاران طرف مقابل بپرسید. ممکن است اولویت شما این باشد که او سیگاری یا رفیق باز نباشد و اولویت فردی دیگر این باشد که کار خلافی از او سر نزند. بنابراین، حد سلامت اخلاقی مورد نظر خود را مشخص کرده و به طور مصداقی از دیگران بپرسید. ایمان و اخلاق خوب، حسن شهرت خانواده، حسن شهرت فرد از مهم ترین مسایلی هستند که حتما باید درباره آنها تحقیق کنید.

حرف‌های دیگران را جدی بگیرید یا نه؟

حرف و حدیث دیگران درباره انتخاب شما، در صورتی قابل اعتناست که به حدی مهم باشد که به پایداری زندگی آینده لطمه بزند یا صحتش ثابت شود. حتی اگر گمان قوی به درستی آن باشد هم باید احتیاط کنید. توصیه اکید داریم که به حرف مشاور امین و عاقل، پدر و مادر منطقی و تحقیق شوندگان عادل اعتماد کنید.

منبع: خبر نو

آموزش افزایش شانس ازدواج برای دختران

ما می‌خواهیم در اینجا، در مورد این آداب رفتاری با شما صحبت کنیم. البته باید به دخترخانم‌ها یادآوری کرد که اجازه ندهند نگرانی از این مسئله، تمام زندگی‌شان را مختل کند. باید بین یک دخترخانم مجرد با مشکلات روحی و خُلقی و یک دخترخانم مجرد با روح و روان سالم، حتما دومی را انتخاب کنید و مراقب سلامت روح و جسم‌تان باشید.

ما می‌خواهیم در اینجا در مورد این آداب رفتاری با شما صحبت کنیم. البته باید به دخترخانم‌ها یادآوری کرد که اجازه ندهند نگرانی از این مسئله تمام زندگی‌شان را مختل کند. باید بین یک دختر خانم مجرد با مشکلات روحی و خُلقی و یک دخترخانم مجرد با روح و روان سالم حتما دومی را انتخاب کنید و مراقب سلامت روح و جسم‌تان باشید. در این صورت بدون شک دیر یا زود ازدواج خوبی خواهید داشت. فراموش نکنید کم نیستند افرادی که در سنین بالا ازدواج می‌کنند و ازدواج موفقی هم دارند.

به دنبال فرد ایده‌آل نباشید

بیشتر افراد، وقت زیادی را صرف می‌کنند تا بتوانند «فرد ایده‌آل» خود را پیدا کنند. اگر شما هم جزو این دسته هستید توصیه می‌کنیم از این ور و آن ور چرخیدن باز ایستید و درست با چشمانی باز پیش روی‌تان را نگاه کنید. مثلا به شخصی که همین حالا ارتباط نزدیکی با شما در زندگی دارد نگاه کنید. حال این فرد چه یک دوست باشد چه یک همکار یا هر کس دیگر، به کارهایی که برای دور کردن او از خودتان انجام می‌دهید دقیق تر شوید. انجام چنین کارهایی را متوقف کنید. اجازه دهید که در مسیری که هر دو دوست دارید بیفتید و همه چیز را در رابطه همانطور که هست قبول کنید.البته منظور ما این نیست که با هر شخصی که در حال رد شدن از مقابل تان است، طرح ازدواج بریزید اما یادتان باشد که هر چقدر که شما با دیگران درست برخورد کنید به همان اندازه نیز می‌توانید به شانس خود برای پیدا کردن فرد مورد علاقه تان نزدیک‌تر شوید.

گرفتار زنجیرهای زندگی نشوید

اگر کسی می‌خواهد به زندگی شما وارد شود به او اجازه انجام این کار را بدهید. حتی می‌توانید به او خوشامد هم بگویید. اصلا مهم نیست که او چه تیپ آدمی است. از برداشت اولیه ما از آدم‌ها ممکن است اشتباه باشد. زمان دادن به خودمان و دیگران اغلب شرایطی را فراهم می‌کند که بتوانیم بهترین تصمیم ممکن را بگیریم.

شخصیتی منحصر به فرد داشته‌ باشید

بیشتر مردان، به دنبال زنی خاص می‌گردند که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکوه و شکایت نیست یا با نق نق کردن، روزش را خراب نمی‌کند. مردها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می‌خواهند که آنها را در سراسر زندگی‌شان حمایت کند و در موقعیت‌های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند. از طرف دیگر زن ایده‌آل آنها شباهت زیادی با همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد. آنها اغلب زنی را ستایش می‌کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیان شان قرار می‌گیرد و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه‌شان آن را پرورش داده و این مسئله را به تصمیم‌گیری‌های‌شان راه می‌دهند.

زیبایی، همیشه مهم است

بله؛ درست است که زیبایی و وضعیت ظاهری نخستین موضوعی نیست که اغلب مردها به آن توجه می‌کنند، اما شک نداشته‌باشید که این موضوع، در انتخاب همسر آینده آنها بی‌تاثیر هم نیست. بیشتر مردها دوست دارند از این طریق، انتخاب‌شان را به رخ دیگران بکشند و یک افتخار کسب کنند. بنابراین می‌توان گفت ظرافت و زیبایی در رفتار هم می‌تواند تاثیر مثبتی روی انتخاب آنها بگذارد. گرچه معیارهای زیبایی از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما همیشه با نگه داشتن حد وسط، می‌توان از این که یکی از کاندیداهای ازدواج مردان مجرد اطراف‌تان هستید یا خیر مطمئن شوید.

یک زن امروزی باشید

نمی توان در این مورد یک قانون بی چون و چرا صادر کرد اما اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می‌گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند. مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت‌های اجتماعی‌شان را هم جدی بگیرند. این موضوع به آنها ثابت می‌کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است. جاه طلبی هم برای مردان دلیل دوست داشتن یک زن است؛ زنی که برای رسیدن به اهدافش تلاش می‌کند و به سادگی عقب نشینی نمی‌کند.

وسواس را کنار بگذارید

محافظه کاری‌ها و وسواس‌های بی‌مورد را کنار بگذارید، اگر خواستگارهایی دارید که حاضر نیستید حرف‌های‌شان را بشنوید یا اگر گاهی فامیل و دوستان‌تان کسی را برای ازدواج به شما معرفی می‌کنند اما شما اهمیتی نمی‌دهید، باید کمی در نگاه‌تان تجدید نظر کنید. شاید یکی از همین موارد بتواند همسر ایده‌آلی برای شما باشد. از آشنایی نترسید و چند هفته‌ای با خواستگارهای‌تان صحبت کنید و بعد تصمیم بگیرید، مشکلات کوچک آدم‌ها را بهانه نه گفتن نکنید. فراموش نکنید که هر کسی با هر شخصیتی هم که باشد، مشکلاتی دارد که می‌توان از آنها ایراد گرفت، مهم این است که به ویژگی‌های برجسته او نظر کنید،شما نمی‌توانید یک شخصیت بی‌عیب و نقص را به‌عنوان همسر‌تان انتخاب کنید چون اصلا چنین شخصیتی وجود ندارد، اما سعی کنید فردی را انتخاب کنید که بتوانید با مشکلاتش کنار بیایید و مدام به خاطرشان افسرده یا عصبانی نشوید.

به همه بگویید توقعی ندارید

از موانع مهم پیش روی ازدواج توقـعات بالا است و بسیاری از جوانان به دلیل مسائل مالی از تشکیل زندگی مشترک فراری هستند و بنابراین با کم کردن این توقعات و بیان این مسئله در موقعیت‌های مناسب می‌توانید زمینه ازدواج را ایجاد کنید. همچنین یکی از مواردی که می تواند مانع ازدواج باشد و آقا را از اقدام به خواستگاری منصرف کند موقعیت اقتصادی خوب خانواده خانم است یعنی آقا این جرات را ندارد که اقدام به ازدواج کند، شما به عنوان یک خانم می‌توانید سطح توقعات‌تان را پایین بیاورید و با بیان کردن این مسئله در جمع دوستان و بستگان که انتظارات من برای ازدواج بالا نیست به همه نشان دهید که در ذهن چه دارید تا خواستگار شما شجاعت تقاضا کردن را پیدا کند.

باید در درجه اول یک زن باشید

برخی از دختران، زن‌بودن خود را فراموش کرده‌اند؛ اینکه تحصیل کنند و سرکار بروند، چیز خوبی است اما متأسفانه برخی از دختران امروز، از آن‌طرف بام افتاده‌اند! بخشی از زن‌بودن زنان، در ارتباط با همسر و زندگی مشترک و نقش مادری شکوفا می‌شود و اینکه مورد حمایت و دوست‌داشته‌شدن همسر قرار بگیرند. دختران در ظاهر، این قضیه را کتمان می‌کنند. آنها با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیت‌های فراوان، همه درها برای برقراری ارتباط با خود را بسته‌اند، چرا که تمام زندگی‌شان را در کار خلاصه می‌کنند؛ آنها می‌خواهند به همه نشان دهند خودشان از پسِ خودشان برمی‌آیند و نیازی به ازدواج نمی‌بینند اما اگر در خلوت خود صادق باشند، این نیاز را درون خود احساس می‌کنند. فراموش نکنید مردها تمایل دارند با خانمی ازدواج کنند که در درجه اول یک زن است.

هدف را باور کنید

افتخار کنید به سن بلوغ و بزرگسالی رسیده‌اید و همچنین به خوبی می‌دانید نیازمند همسری هستید که ادامه زندگی خود را با او بگذرانید.باورکنید که جذب جنس مخالف شدن و زندگی با او یکی از طبیعی‌ترین کارها در سرتاسر دنیاست. پس اگر برای به‌دست آوردن چیزی، بیش از اندازه تلاش می‌کنید، بهتر است کاملا ریلکس با قضیه برخورد کنید؛ چراکه طبیعت آنچه را که لازم است، انجام می‌دهد و فقط کمی به کمک شما نیاز دارد.

با خود مهربان باشید

دختری ناامید، عصبی و پرخاشگر که طلبکار از دنیا و دیگران است، چگونه انتظار دارد که فرد مناسبی پیدا کند! دختری که هنوز با هم‌جنس خود نمی‌تواند درست ارتباط برقرار کند، چگونه انتظار دارد که دیگران به او خواستگار معرفی کنند! دختران باید روی شخصیت خود و به‌خصوص مهربانی با خود، کار کنند. برخی از دختران امروز به‌دلیل داشتن تحصیلات و شغل، بخشی از زنانگی خود ازجمله مهربان‌بودن را کم‌رنگ کرده‌اند، درصورتی‌ که یک مرد، حس محبت و مهربانی و حمایت همسر خود را می‌خواهد اما متأسفانه برخی دختران با تحصیل و شغل خود می‌خواهند که قدرت خود را به رخ فرد مقابل بکشند که در این‌صورت مردان فراری می‌شوند!

همان شخصی شوید که دوست دارید پیدا کنید

در خودتان همان صفاتی را که دوست دارید شریک‌تان داشته باشد، پرورش دهید و برای ارتقای آنها از هیچ تلاشی مضایقه نکنید؛ کلاس، آماده‌سازی، تراپی، رشد معنوی، رژیم، ورزش و… .خود را از مرزهایی که در سرتاسر خود کشیده‌اید، رها کنید. اگر برای مدت زمان بسیار زیادی است که با آدم‌های متفاوت قرار ملاقات می‌گذارید، اما به نتیجه دلخواه دست پیدا نمی‌کنید، به خودتان مدتی فرصت بدهید تا بتوانید راحت تر با مسائل برخورد کنید. اگر جزو افرادی هستید که بیشتر وقت خود را در خانه می‌گذرانند، بهتر است کمی به بیرون بروید و به موقعیت‌های جدید بیندیشید.

نکته مهم

زیاد در قید و بند قیافه افراد نباشید. اگر متوجه این موضوع باشید که قیافه خوب همیشه به معنی شخصیت خوب نیست، آن وقت مردان خوبی را دور و بر خود خواهید دید که لزوما هر کجا که می‌روند سرها به طرف آنها برنمی‌گردد.

منبع: خبر نو

اهمیت مشاوره قبل از ازدواج

در ازدواج باید با مطالعه و بر اساس معیار‌های حقیقی؛ همسر را انتخاب کرد…

همه خانواده‌ها بر این باورند که ازدواج را نباید سرسری گرفت بلکه باید با مطالعه و بر اساس معیار‌های حقیقی؛ همسر را انتخاب کرد. از همین روست که مشاوره قبل از ازدواج با یک متخصص یا یک مشاور خبره که در امور خانواده، از اطلاعات امروزی برخوردار است، امر مهمی به نظر می‌رسد.

اگر در آستانه ازدواج هستید، بهتر است سری هم به دفاتر مشاوره ازدواج بزنید. این روزها کارشناسان بسیاری توصیه می‌کنند که زوج‌های جوان، قبل از آغاز زندگی مشترک، حتماً با مشاور معتمد مشورت کنند. بی‌شک زندگی مشترک، افقی روشن و جلوه‌گاهی زیبا برای تولدی دوباره است مشروط بر آن که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی‌ها و مهارت‌های خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان رویت و ملاحظه شود.

مشاوره قبل از ازدواج گامی در جهت زندگی بهتر

جوانان بسیاری در زمان عقد یا نامزدی یا آشنایی قبل از ازدواج؛ یک زندگی ایده آل و بدون هر گونه اختلاف و درگیری را تصور می‌کنند و با چنین دیدگاهی بر این باورند که بین شان ۱۰۰ درصد تفاهم وجود دارد، غافل از این که در نخستین مشکلی که برایشان هنگام زندگی مشترک به وجود می‌آید، آرمان‌ها و رویاهایشان به یکباره فرو می‌ریزد و سریع از زیر بار مسئولیت زندگی مشترک شانه خالی می‌کنند و تصمیم به جدایی می‌گیرند.
به همین لحاظ مراجعه به مشاور قبل از ازدواج روند مطلوبی در شناخت فرد مقابل و شناخت خود فرد به هنگام قرار گرفتن در چالش‌های دونفره را ایجاد کرده و شناختی نسبی از شرایط روحی، فکری، اجتماعی هر دو نفر به آنها داده و درصد موفقیت زندگی زیر یک سقف آنها را بیان می‌کند. در همین راستا، مشاوران به مراجعه کنندگان خود توصیه هایی می‌کنند. طبیعتاً افراد به لحاظ شرایط خانوادگی و تربیت دارای فرهنگ و مسائل اخلاقی خاص هستند. بنابراین توجه به مسائل زیر هنگام ازدواج الزامی است:
۱- در انتخاب همسر عجله و شتاب نکنید. این امر را با بررسی و تحقیق انجام دهید.
۲- چنانچه پدر و مادر و خانواده‌های وابسته، سختگیری کنند برای متقاعد کردن آنها از مشاور خانواده کمک بگیرید.
۳- در انتخاب همسر پس از بررسی معیار‌های طرف مقابل، وضع خود را با وی مقایسه کنید و در صورت هماهنگی تصمیم گیری کنید. یعنی باید دختر یا پسر هنگام ازدواج سراغ موردی بروند که حداقل اختلافات فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی و… را با خود و خانواده اش داشته باشند تا زندگی شان پایدار باقی بماند. همچنین مشاوران اختلافاتی را که ممکن است بین خانواده‌های داوطلبان ازدواج به وجود بیاید به آنها گوشزد می‌کنند و در واقع اختلافات را برای آنها ترسیم می‌کنند تا با چشم باز برای زندگی مشترک تصمیم بگیرند.

صداقت داشتن دو طرف در حضور مشاور

مشاوره قبل از ازدواج، دریچه‌ای است که به سوی شناخت از یکدیگر گشوده می‌شود. مشاوره قبل از ازدواج اگر بر اساس معیارها و شرایط مناسب انجام شود و فرد مشاوره‌دهنده، از آگاهی و اطلاعات کافی برخوردار باشد، به دو طرف کمک زیادی خواهد کرد. بنابراین دو نفری که برای مشاوره مراجعه می‌کنند، باید با صداقت کامل مسائل خود را با مشاور در میان بگذارند و به عبارتی، تسلیم مشاور باشند و به این نکته توجه داشته باشند که مشاوران هیچ گاه توصیه به ازدواج نمی کنند، همان طور که توصیه به طلاق نمی کنند.
در واقع آن‌ها با استفاده از تعاریف و فرمول‌های علمی و بررسی مولفه‌های تاثیرگذار در ازدواج، مسائل پیش روی جوانان را به آنان یادآوری و درصد موفقیت یک ازدواج و ریسک‌های آن را گوشزد می‌کنند. مشاوران هیچ گاه اطلاعات خصوصی افراد را در اختیار طرف مقابل نمی گذارند بلکه دو طرف را متوجه تناقض‌ها می‌کنند، بنابراین بهتر است جوانان قبل از ازدواج از مشاوران حاذق حوزه خانواده کمک بگیرند.
در سالهای اخیر، مشاوره قبل از ازدواج به یک فرآیند تخصصی تبدیل شده که البته در همه جای دنیا مرسوم است. اهمیت این مشاوره زمانی مشخص می‌شود که به این نکته توجه داشته باشیم انسان‌ها از یکدیگر شناخت کافی ندارند، بنابراین به منظور دستیابی به این شناخت برای ازدواج، به کمک مشاور نیاز داریم.
از آنجا که ازدواج، تولد اختیاری است و فرد به اختیار خود، تصمیم به تشکیل زندگی مشترک می‌گیرد. بنابراین یک مشاور حاذق می‌تواند به فرد در انتخاب احسن کمک کند.

چگونگی بررسی ملاک‌های ازدواج سالم توسط مشاور

اگر زوجین قبل از ازدواج، به مشاور مراجعه کنند، این امر، به زندگی بهتر و دوام آن کمک شایانی خواهد کرد. مشاوره قبل از ازدواج به عنوان مهم‍ترین نکته‌ای است که به افراد کمک می‌کند واقع بینانه به ازدواج نگاه کنند و از هر گونه احساسات غیرعقلانی بپرهیزند چرا که پایه و اساس ازدواج، بر مبنای معیار‌های عقلانی استوار است. مشاوره قبل ازدواج، در اولویت اول، به روشن ساختن ملاک‌هایی می‌پردازند که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج، ضروری هستند. عدم توجه به تعیین چنین ملاک‌هایی و ارزش‌گذاری و اولویت‌بندی نامناسب آنها، اغلب موجب ناکامی‌های بعدی می‌شوند. بر این اساس، در مشاوره قبل از ازدواج، تلاش می‌شود ملاک‌های افرادی که قصد ازدواج دارند، بررسی شده و راهنمایی لازم در مورد نظر داشتن ملاک‌های مناسب ارائه گردد.

سنجش آمادگی طرفین برای ازدواج

سن ازدواج، عامل مهمی است که می‌توانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد. هر چند این عامل به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس لازم به نظر می‌رسد میزان آمادگی سنی ، روانی و اجتماعی طرفین مورد بررسی قرار گیرد. بطوری که عدم پختگی روانی ، عاطفی ، جسمانی و اجتماعی طرفین مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و روشن است رسیدن به سن و سالی که از لحاظ اجتماعی مناسب برای ازدواج به نظر می‌رسد به تنهایی قابل تکیه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنین متفاوتی به پختگی و آمادگی لازم برای ازدواج می‌رسند. یک فرد ۲۵ ساله ممکن است از پختگی و رشد و تکامل روانی ، اجتماعی و عاطفی برخوردار باشد در حالیکه فرد دیگری در سن ۳۵ سالگی چنین آمادگی را نداشته باشد.
قطعا موارد بی شماری هستند که یک مشاور با توجه به روحیات و خصوصیات افرادی که در مقابل او قرار میگیرند، گزینش می‌کند و این تست‌ها برای هر شخص با فرد دیگر متفاوت است. اما آنچه که نتیجه کار مشاور را در مورد همه مراجعان یکسان نشان می‌دهد، کمک در یک انتخاب موفق و شایسته برای تمام افرادی است که قدم در راه ازدواج گذاشته اند.

منبع: تبیان

قبل از ازدواج، در مورد مادیات هم صحبت کنید

پژوهش‌ها نشان می‌دهد «پول»، یکی از عوامل اصلی سوء تفاهم‌های زوجهاست. اگر با صداقت و صراحت، قبل از ازدواج در مورد مسائل مالی صحبت کنید، ازدواج با دوامی خواهید داشت.

پول، تعیین کننده ثروت است. اما در ایجاد مساوات، امنیت، عشق، قدرت و آزادی زوج‌ها نقش دارد. احساس شما نسبت به پول، به مراتب مهمتر از میزان دارایی‌تان است.

سوزان بایردر نویسنده «پرسش‌های مشکل؛ ۱۰۰ سؤال مهمی که از نامزدتان می‌توانید بپرسید» می‌گوید: ازدواج امیدها، آرزوها و ترس‌های مالی خاص خود را به همراه دارد. بسیار مهم است که تصویر روشنی از توقعات، انتظارات و خواسته‌های خود داشته باشید. با نامزدتان در مورد مسائل مالی صحبت کنید. نظر او را نسبت به نحوه اداره مسائل مالی بپرسید. هر چه اطلاعات کاملتری از او و انتظارات خود داشته باشید، بهتر می‌توانید تصمیم‌گیری کنید.

نظر او را نسبت به بیمه درمانی، بیمه عمر، صرفه‌جویی در محدودیت‌های مالی موجود، محل اقامت، هزینه رهن، اجاره و وام، و هزینه ادامه تحصیل بپرسید.

ادامه تحصیل مستلزم فداکاری همسران است. زیرا باید مخارج اضافی را برای تحصیل شما اختصاص داد. از طرفی در صورت ادامه تحصیل، شاید فرصت کافی برای کار کردن نداشته باشید.

طرح چنین مسائلی، بسیار مشکل است. ولی باعث می‌شود حالا و پس از ازدواج، خیالتان راحت باشد و تصمیم‌گیری‌تان بر اساس واقعیات موجود باشد نه رؤیاها و آرمان‌ها. اگر فرهنگ خانواده‌تان اجازه نمی‌دهد خودتان این مسائل را مطرح کنید، از والدین بخواهید آنها را بپرسند.

قبل از ازدواج

پرسش‌های زیر به شما کمک می‌کند تا تصویر روشن‌تری از وضعیت مالی آینده داشته باشید:

۱ – درآمد ماهانه خواستگارتان چقدر است؟

۲ – آیا کار کردن هر دوی شما لازم است؟

۳ – اگر خانم کار نکند، آیا همسر، خانه داری را باارزش می‌داند؟

۴ – برای گذران زندگی، چقدر درآمد کافی است؟

۵ – چگونه باید خرج کرد؟ چه هزینه‌هایی در اولویت است؟

۶ – آیا با نحوه خرج کردن یکدیگر توافق دارید؟ با چه مواردی موافق و با چه مواردی مخالفید؟

۷ – اگر هر دو کار می‌کنید، پولتان را با هم خرج می‌کنید یا جداگانه؟

۸ – چه مبلغی (هر دو) در بانک دارید؟

۹ – اگر خواستگارتان شغل آزاد دارد، چه مقدار از درآمدش را پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری می‌کند و چه مقدار را خرج می‌کند؟

۱۰ – چه کسی مسئولیت برنامه‌ریزی مالی را در درازمدت بر عهده می‌گیرد؟

۱۱ – برای داشتن احساس امنیت، چه مقدار پول کافی است؟

۱۲ – چند درصد از درآمد را پس‌انداز می‌کنید؟ آیا نامزدتان با پس‌انداز در بانک موافق است؟

۱۳ – چه کسی حساب دخل و خرج را دارد؟ چه کسی قبوض آب، برق، تلفن و گاز را می‌پردازد؟

۱۴ – در صورت بیمه نبودن نامزدتان، آیا با بیمه اختیاری (خویش فرما) هر دو شما موافق است؟

۱۵ – آیا نامزدتان باید خرج والدینش را بدهد؟ در صورت پاسخ مثبت، ماهانه چقدر از درآمدش را به این کار اختصاص می‌دهد؟

۱۶ – اگر خدای ناخواسته، ازدواج‌تان به طلاق منجر شود، آیا می‌تواند مهریه را پرداخت کند؟

۱۷ – آیا او با خرید وسایل اضافی برای منزل یا کادو برای دوست موافق است؟

۱۸ – آیا نامزدتان می‌پذیرد که دارایی قبل از ازدواج مثلاً زمین، خانه و ماشین به اسم خودتان باشد؟

۱۹ – آیا خواستگارتان بدهی ندارد و ورشکست نشده است؟ در صورتی که بدهی دارد تا چه مدت پس از ازدواج چه مبلغی باید پرداخت کند؟

۲۰ – آیا می‌توانید حساب جداگانه‌ای برای هزینه‌های منزل داشته باشید؟ یا هر کسی بخشی از درآمد خود را برای آن اختصاص دهد؟

۲۱ – آیا موافقید که حساب پس‌انداز جداگانه‌ای داشته باشید؟

۲۲ – اگر پس از ازدواج، با پول کار هر دو شما خانه یا ماشین خریداری شود، آیا موافقید که سند آن به نام هر دو باشد؟

۲۳ – اگر پس از ازدواج، با بحران مالی یا ورشکستگی روبه رو شوید چه می‌کنید؟

۲۴- آیا موافقید مبلغی را برای موارد غیره منتظره نظیر هزینه عمل جراحی یا بیمارستان پس‌انداز کنید؟

منبع: بیتوته

چرا به ازدواج، نصف دیگر دین می‌گویند؟

حتما شما هم تا به حال، این حدیث را که ازدواج، نصف دین است و کسی که ازدواج می‌کند، نصف دیگر دینش تکمیل می‌شود، شنیده‌اید، اما دلیل این امر چیست؟

احادیث پیامبران(علیهم السلام) در مورد کسى که ازدواج کند، نصف دین خود را به دست آورده است:

رسولُ اللّه(صلى الله علیه و آله و سلم): إذا تَزَوَّجَ العَبدُ فقدِ استَکمَلَ نِصفَ الدینِ، فَلْیَتَّقِ اللّه َ فی النِّصفِ الباقی؛

پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم): هر گاه آدمى ازدواج کند، نصف دین را به دست آورده است و براى نصف دیگر، باید تقواى خدا پیشه کند.

عنه(صلى الله علیه و آله و سلم): مَن تَزَوَّجَ فقد اُعطِیَ نِصفَ العِبادَهِ؛

پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم): هر که ازدواج کند، نصف عبادت به او داده شده است.

عنه(صلى الله علیه و آله و سلم): مَن تَزَوَّجَ فقد أحرَزَ نِصفَ دِینِهِ، فَلْیَتَّقِ اللّه َ فی النِّصفَ الباقی؛

پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم): کسى که ازدواج کند، نیمى از دین خود را حفظ نموده است و براى نیمه دوم، باید تقواى خدا در پیش گیرد.

چرا به ازدواج نصف دیگر دین می‌گویند؟ در مقدمه، گفتنی است که هدف کلی زندگی انسان، قرب به خداوند است. کمال انسان هم در همین قرب و نزدیکی است. هدف کلی ازدواج و تشکیل زندگی هم، در همین راستا چیزی جز نزدیک شدن به خداوند نیست. قرآن کریم نوید می‌دهد که با ازدواج، زوجین به آرامش دست می‌یابند. این آرامش هم یکی از نیازهای انسان برای حرکت در مسیر تقرب به خداوند است. معیار ازدواج و انتخاب همسر هم برای یک فرد مومن و کسی که هدفش همان هدف اصلی دین و زندگی است، ایمان است، یعنی کسی باشد که در مسیر قرب الی الله باشد و با ازدواج، به همسر خود در این مسیر، آرامش بدهد و کمک نماید.

اگر کسی با این معیار، همسر خود را انتخاب کند، ازدواج نه تنها مانع تکامل نیست، بلکه خود عاملی برای پیشرفت معنوی و حرکت سریع‌تر در مسیر حقیقی کمال و زندگی است، ولی اگر انسان خدای ناخواسته درست و با معیار انتخاب نکند و کسی را برگزیند که با او در مسیر کلی و اصلی زندگی تفاوت و اختلاف اساسی دارد، این کار می‌تواند مانعی برای راه خدا و کمال محسوب می‌شود.

در هر صورت، باید توجه داشته باشیم که قوی‌ترین نیازهای پایه انسان، نیازهای فیزیولوژیک است و یکی از قوی‌ترین این نیازها، نیاز جنسی است. این نیاز، بیشترین عامل سوق دادن انسان به طرف گناه است و به عنوان یک فاکتور بسیار مهم در درون انسان عمل می‌کند که نمی‌توان از آن به سادگی گذشت.

اگر برنامه‌ریزی مخرب معاندان اسلام را مطالعه نماییم می‌بینیم که از دیر باز، برای جلب توجه و انحراف مسلمانان، از این عامل استفاده می‌کردند. زمانی که مسلمانان، اندلس را فتح کردند، در مدت زمان کوتاهی، با استفاده از زنان و دختران خود، توانستند به راحتی بر مسلمانان غلبه کنند. اکنون هم بیشترین هجمه با بر افروختن این نیاز در غیر مسیر اصلی خود، صورت می‌گیرد. امروزه هزینه‌های هنگفتی در این شبیخون فرهنگی توسط دشمنان انجام می‌شود و عاملی که نوک پیکان آنان به سوی آن نشانه رفته، همین نیاز فیزیولوژیک جنسی است.

در زمینه ازدواج، دو دیدگاه وجود دارد:

طبق دیدگاه اول، خود ازدواج کمال نیست، ولی زمینه کمال انسان را فراهم می‌آورد. سخن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) که فرموده: هر گاه کسی ازدواج کند، نصف دین را کامل کرده است و برای(حفظ) نصف دیگر، باید تقوای خدا پیشه کند.(منتخب میزان الحکمه ۲۷۷۶ و کنز العمال ۴۴۴۰۳) بدین معنا نیست که ازدواج، تکویناً مساوی نصف دین است. بلکه با ازدواج، اسباب بدست آوردن نیمی از دین که توسط این نیاز زیستی تهدید می‌شد، فراهم شده است.

اگر این نیاز به مسیر اصلی خود هدایت شود، حقیقتاً شرایط برای بسیاری گناهان فراهم نمی‌شود و شخص با برآورده شدن این نیاز، به آرامش روانی می‌رسد با ارضای این غریزه، برخی موانع عاطفی و روانی در مسیر انسان برداشته شده و طی مسیر هموار می‌گردد و صد البته که همه از این شرایطِ مهیا، استفاده نبرند و در یک نقطه، درجا زده و یا پسرفت داشته باشند.

دیدگاه دوم، این است که ازدواج به خودی خود، یک عمل مستحبی و عبادی است و نوعی کمال محسوب می‌شود مانند نماز که به خودی خود، مقرّب انسان به خداست. طبق این دیدگاه با ازدواج، نیمی از دین بدست آورده می‌شود. انسان در مسیر کمال، به لوازمی نیاز دارد که یکی از اثرگذارترین آنها، «ازدواج» است.

البته گاهی مشاهده می‌کنیم که برخی افراد با ازدواج، در مسیر تقوا و قرب الهی قرار نمی‌گیرند که هیچ، دچار غفلت بیشتری نیز می‌گردند و انحرافات تازه‌تری برایشان ایجاد می‌شود. در این زمینه باید توجه کنیم که بر اساس هر کدام از دیدگاه‌ها، نمی‌توان تغییراتِ فردی را که پس از ازدواج سیر نزولی داشته و از درجه دینداری‌اش کم شده، را به ازدواج نسبت داد. عوامل بسیاری ممکن است باعث این عقب‌گرد باشد مانند تأثیر دوستان جدید یا انتخاب همسر نامناسب و فاسد، نداشتن برنامه دینی خاصی در شرایط جدید، تأثیر محیط، خصوصاً محیط‌های جدید مانند بستگان همسر، بیش از حد دنبال مادیات رفتن در اثر چشم و هم‌چشمی یا به علل دیگر، غرق شدن در سختی‌ها و فرصت فکر برای خود باقی نگذاشتن و….

ازدواج مومن با مومن، چیزی جز در کنار هم قرار گرفتن یک زوج در جهت کمال نیست و امکان ندارد انسان را تنزل دهد. اگر تحقیق مختصری انجام دهید یقیناً به این نتیجه می‌رسید که اشکال کم شدن دین در این افراد، به مسائل دیگر برمی گردد نه ازدواج.

کسانی که با ازدواج، در پیشرفت معنوی آنان تغییری حاصل نمی‌شود، عیب، متوجه خود آنان است نه ازدواج. این افراد مانند شخصی هستند که تمامی امکانات ورزشی برای او فراهم است اما ورزش نمی‌کند. ایراد به خود او برمی گردد. در مورد ازدواج هم اسباب و مقتضیات برای کامل کردن نیمی از دین آماده شده است.

بنا بر دیدگاه دوم نیز«ازدواج» وظیفه خود را انجام داده و درجه‌ای از کمال را در فرد ایجاد می‌کند. اما آن فرد ممکن است با انجام بسیاری کارهای دیگر، نه تنها در نصف دیگر دین خود نکوشیده بلکه در صدد تخریب نیمه‌ای از دین که دارد نیز بر آمده باشد.

اگر افرادی با ازدواج، به جای پیشرفت، پسرفت داشته اند به خاطر این است که هدف درستی نداشته اند. ازدواج، دستور خداوند و گامی در جهت اوست. برخی گمان می‌کنند وقتی ازدواج کردند دیگر در مسائل جنسی آزاد هستند و به راحتی می‌توانند از فیلم‌های مبتذل و… استفاده کنند با این تصور که ما دیگر ازدواج کرده‌ایم.

بار دیگر تأکید می‌شود که اگر اشکالی هست، متوجه ازدواج نیست بلکه متوجه افرادی است که از ازدواج، بهره درستی نگرفته و از آن، در جهت صعود معنوی استفاده نمی‌کنند.

اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هر عیب که هست از مسلمانی ماست

متأسفانه ازدواج، از یک امر مقدس، ساده و سالم، تبدیل به وسیله‌ای دیریاب، دارای حواشی غیر مشروع و متعدد در آمده. برگزاری جشن‌هایی که همراه با اسراف، گناه و … است با هزینه‌هایی که معمولاً با قرض و وام‌های سنگین و … برگزار می‌شود، نه تنها موجبات آرامش را فراهم نمی‌آورد بلکه فشار روانی نیز ایجاد می‌کنند.

اگر انتخاب همسر و سایر برنامه‌ها با موازین اسلامی و با اعتدال صورت گیرد، نه تنها موجب کمال و نصف دین است بلکه زمینه را برای بدست آوردن نیم دیگر دین نیز آماده‌تر می‌کند. با ازدواج می‌توان محیط معنوی مناسبی برای سیر به سوی معبود حقیقی فراهم آورد.

ازدواج، همراه با خوبی‌ها و مشکلاتش، تلخی‌ها و شیرینی‌هایش، موضعی برای امتحان الهی نیز هست و انسان را آب‌دیده و فهمیده می‌کند با این شرط که انسان، وارد قرق‌گاه‌های الهی نشود.

برای دچار نشدن به مشکل کمرنگ شدن دین باید:

۱-هدف درستی از ازدواج داشته باشیم؛
۲-در انتخاب خود، بسیار دقت نماییم؛
۳-مراقب محیط اطراف و دوستان باشیم؛
۴-نگذاریم زندگی فرصت فکر کردن و به خود اندیشیدن را از ما بگیرد؛
۵-همیشه اعتدال را سرلوحه زندگی قرار دهیم؛
۶-در همه حال، به خدا توکل کرده و در صدد ارتباط قوی‌تر با او باشیم؛
۷-گاهی اوقات در زندگی، وقتی برای تجدید نظر در اهدافمان قرار دهیم؛

منبع: آسمونی

 

آیا ازدواج خوب است!؟

ازدواج، یک راه‌حل است برای حل مسایل و مشکلاتی که قبل از ازدواج وجود دارند‎.

هر اتفاق تکراری در زندگی، به‌خصوص اتفاقاتی که روی ضرورت رخ دادنشان، توافق‌های جمعی وجود دارد، بدون هیچ شک و تردیدی برای حل یک یا چند مشکل به وجود می‌آیند…

ازدواج هم جزو یکی از این اتفاق‌هایی است که تمام نسل‌های بشر در سراسر جهان، روی ضرورت رخ دادن آن به توافق رسیده‌اند. به زبان خیلی ساده، ازدواج، یک راه‌حل است برای حل مسایل و مشکلاتی که قبل از ازدواج وجود دارند و بعد از ازدواج قرار است حل و رفع شوند و یا کم‌رنگ گردند. این‌ که ازدواج چیز خوبی است یا نه، یک سوال فرعی است. در واقع تمرکز، روی خوب یا بد بودن ازدواج خیلی مواقع آن جنبه راه‌حل‌گرایانه این پیوند مقدس را ضعیف می‌کند و به یک قضاوت ساده و پیش پا افتاده خوب یا بد تبدیل می‌کند.

وقتی کسی سوال می‌کند ازدواج خوب است یا نه، در حقیقت به‌ طور غیرمستقیم می‌پرسد ازدواج چه فایده‌ای برای من دارد؟ چه مشکلاتی از مسایل زندگی مرا حل می‌کند و آیا در بهبود شرایط روانی و ذهنی و جسمی من موثر است یا نه؟

بیایید ما هم از این فرصت استفاده کنیم و کمی از این زاویه یعنی از پنجره راه‌حل‌گرایانه به ازدواج نگاه کنیم. بیایید با هم، روی این موضوع تامل کنیم که این اتفاق بزرگ در زندگی، قرار است چه مسایل و مشکلاتی را از پیش روی ما بردارد.

مشکلی به نام تنهایی

ازدواج، یک اتفاق دونفره است. دو نفری که باید از دو جنس مخالف باشند. دو جنسی که با هم تفاوت‌های ذاتی و طبیعی داشته باشند. دو نفری که به خاطر تفاوت فطری وجودشان، قادر باشند که از دو پنجره مختلف به زندگی نگاه کنند. دو نفری که برخلاف توهمی که شایع شده، از یک جنس نباشند و از یک پنجره به زندگی نگاه نکنند. بلکه دو شخصیت کاملا متفاوت باشند که به یک سمت و راستا نگاه کنند. نگاه به یک هدف از حداقل دو زاویه متفاوت. این تفاوت و تمایز ذاتی، هم در طبیعت و هم در شیوه نگاه، باعث می‌شود که مشکلی به نام تنهایی به یک‌باره بعد از ازدواج، محو و ناپدید شود. شما وقتی در یک اتاق یا در یک کاخ یا در یک سیاره تک و تنها نشسته‌اید، ممکن است احساس تنهایی کنید. اما اگر یک موجود دیگر با تفاوت‌های اساسی کنار شما بنشیند و به شما بگوید که می‌توان از پنجره متفاوتی همین اتاق و کاخ و سیاره را به گونه دیگری دید، شما دیگر تنها نیستید. به زبان خیلی ساده، همه چیزهایی که تنهایی شما را شکل می‌دهد، ناگهان از تنها بودن می‌افتند و چند تا می‌شوند و این امر باعث می‌شود که دو نفر در یک اتاق یا یک کلبه، سال‌ها کنار هم باشند بدون این‌ که احساس تنهایی آنها را آزار دهد.

برعکس وقتی یکی از آن دو نفر اصرار داشته باشد که نفر دیگر را حتما شبیه خودش کند، فاجعه‌ای بدتر از تنهایی رخ می‌دهد. این‌ که آدم در اتاق و کلبه خودش تنها باشد، یک موضوع است، اما این‌ که کسی را به زور در کلبه‌ای غریبه و بیگانه با طبیعتش زندانی کنند و بگویند حتما باید از این پنجره طلوع و غروب خورشید را نظاره‌گر باشد، این تنهایی دیگر از جنسی مرگبار و کشنده است که فرار از آن، گاهی ارزشمندترین کاری است که انسان به نظرش می‌رسد.

بله، ازدواج می‌تواند تنهایی انسان را برطرف کند. به شرطی که تفاوت‌های زوج و شریکی که قرار است شریک تنهایی‌مان شود را بپذیریم و نگاه متفاوت او به زندگی را ارج نهیم و اصراری نداشته باشیم که او را با خودمان هم‌نگاه سازیم. وقتی این اتفاق می‌افتد، هر وقت احساس تنهایی می‌کنیم، کافی است کنار جفت خود برویم و از او بخواهیم با نگاه متفاوتش به دنیا، برایمان در مورد زندگی صحبت کند. او دنیایی را که می‌بیند که با دنیای ما حتما متفاوت است، تفسیر می‌کند و ما جریان گرم «دیگر تنها نبودن» را در وجودمان احساس می‌کنیم.

از سوی دیگر، خیلی از آدم‌ها وقتی برای مدت زیادی تنها هستند، بدون فکر و تامل، برای خلاصی از این تنهایی طاقت‌فرسا، به اولین مورد ازدواجی که سر راهشان سبز می‌شود، جواب مثبت می‌دهند. اسم این حالت “تله تنهایی” است که باید بی‌نهایت مواظب آن بود. اما در مجموع، اگر قرار است ازدواج، راه‌حلی برای رفع تنهایی ما، و نه تنهاتر ساختن ما باشد، این خودش، یک دلیل عالی برای استقبال از اتفاق ازدواج است.

مساله‌ای به نام رشد

ما درختی هستیم که هرگز از رشد نمی‌افتیم. حتی اگر چشم روشن‌بینی داشته باشیم و به دنیا واقعا همان‌ گونه که هست نگاه کنیم، به وضوح متوجه می‌شویم که همه چیز در حال رشد و بزرگ شدن است. حتی خشک شدن برگ درخت‌ها در پاییز هم یک جور رشد و بلوغ است و در یک جمله می‌توان گفت که دنیا آفریده شده است تا رشد کند و از این چیزی که هست، به چیزی کامل‌تر تبدیل گردد.

ما آدم‌ها هم در زندگی، از این حادثه بی‌بهره نیستیم. ما نیز موجوداتی طالب رشد هستیم. یک آدم تنها و مجرد، می‌تواند تا حد زیادی در عرصه‌های مختلف زندگی رشد کند. ادامه تحصیل دهد و به مدارج عالی تحصیلی برسد. یا به بدن خود برسد و زیباترین و سالم‌ترین بدن روی زمین را داشته باشد. همین‌طور می‌تواند در امور اقتصادی فعال شود و بیشترین ثروت ممکن را برای خود جمع کند. اما جنبه‌هایی از زندگی وجود دارد که به تنهایی نمی‌توان در آن حوزه‌ها رشد کرد و گسترش یافت. در بعضی از عرصه‌های زندگی حتما باید دو نفری قدم نهاد و به صورت مشترک در آن عرصه‌ها رشد کرد.

برای مثال احساس زیبا و متعالی پدر یا مادر شدن را فقط وقتی ازدواج می‌کنی می‌توانی دریابی. یک موجود تک و تنها که همیشه از ازدواج گریزان است و یا طالب پیوندهای موقتی است نمی‌تواند این حس باشکوه را دریابد. وقتی اتفاق پدر شدن یا مادر شدن رخ می‌دهد کل بدن انسان متحول می‌شود و خودش را برای این حادثه بزرگ و طلایی آماده می‌کند. تلاش برای بزرگ کردن موجودی ظریف و شکننده که بدون کمک والدین هیچ کاری از او برنمی‌آید یکی از زیباترین و باشکوه‌ترین تلاش‌هایی است که به یک‌باره دید انسان نسبت به زندگی را تغییر می‌دهد و بین نگاه یک دختر و پسر مجرد و یک زوج عیالوار تفاوتی عظیم را باعث می‌گردد.

ازدواج یک اتفاق دونفره است. دو نفری که باید از دو جنس مخالف باشند

وقتی ازدواج می‌کنیم حوزه‌های جدیدی از رشد و گسترش مقابل چشمان ما آشکار می‌گردد. ایثار و از خودگذشتگی، محبت بدون انتظار بازگشت، خوشحال شدن از شادی دیگری و شریک شدن در غم و اندوه شریک زندگی، پوست ترکاندن برای تغییر سطح درآمدی و مهارتی برای تامین مایحتاج زندگی مشترک و… همه و همه از جمله حوزه‌ها و عرصه‌های جدید و متفاوتی هستند که فقط با ازدواج کردن می‌توان این عرصه‌ها را دید و در آنها حضور یافت و رشد و گسترش روح و جسم و ذهن را در این حوزه‌ها تجربه کرد.

اما از سوی دیگر می‌بینیم که خیلی وقت‌ها، شریک زندگی انسان نه تنها به رشد و تعالی و گسترش سطوح ذهنی و جسمی و روانی انسان کمک نمی‌کند، بلکه به صورت مانعی جدی و متعصب بر سر راه ظاهر می‌شود و با مانع‌تراشی‌های جورواجور و حتی بسیاری اوقات با تهدید و ارعاب و باج‌گیری و انواع شیوه‌های خشن سعی می‌کند حتی آرزوی رشد و پیشرفت را، لااقل در دو دهه اول ازدواج از شریک زندگی خود بگیرد. به زبان خیلی ساده، فردی که در ایام مجردی می‌توانست به راحتی در حوزه‌های معمولی زندگی پیشرفت کند و به سطوح عالی‌تری دست یابد، بعد از متاهل شدن و ازدواج، مجبور می‌شود از عادی‌ترین حقوق رشد و پیشرفت محروم شود و مانند یک اسیر منتظر بماند تا چه موقع اجازه آزادی مشروط او صادر شود. به روشنی مشخص است که این شکل ازدواج نه تنها راه‌حلی برای مشکل رشد و بلوغ فرد نیست بلکه خودش به عنوان یک مشکل و مساله جدید در مقابل دو شریک زندگی ظاهر می‌شود. بدیهی است که برای این حالت، اتفاق ازدواج، بدترین رخدادی است که می‌تواند رخ دهد. بر عکس اگر ازدواج راه‌حلی باشد برای تداوم رشد و گسترش روانی، ذهنی، جسمی فرد در عرصه‌های قدیم و تازه، بدیهی است که استقبال از ازدواج، یک ضرورت انکارناپذیر است.

مساله‌ای به عنوان کمبودزدایی

به نظر بسیاری آدم‌ها، دو نفر زمانی می‌توانند شریک مناسبی برای زندگی همدیگر باشند که بتوانند یکدیگر را کامل کنند. از قدیم یک زن و شوهر مناسب را شبیه دو نیمه شکسته کوزه‌ای می‌دانستند که وقتی کنار هم قرار گیرند یک کوزه یا گلدان یا آیینه سالم و بی‌نقص را ایجاد می‌کنند.

ازدواج اتفاقی است که رفع کمبودهای طرفین، وقتی کنار با هم باشند را قول می‌دهد. بنابراین می‌توان آن را راه‌حلی برای جبران نواقص و کاستی‌ها دانست. اما همین انتظار کامل بودن فرد مقابل باعث می‌شود که بسیاری اوقات ازدواج به بدترین اتفاق زندگی یک فرد تبدیل شود.

برای مثال فرض کنید فردی ترسو و بزدل است و می‌خواهد همسری اختیار کند که از او شجاع‌تر باشد و بتواند در زندگی این نقص کمبود شجاعت او را جبران کند. حال فرض کنید شریک زندگی او به غلط و فقط برای این‌ که جواب مثبت را بگیرد خود را شجاع‌ترین موجود روی زمین جا بزند. به نظر شما وقتی این پیوند شکل گرفت و آن دو زیر یک سقف رفتند و چند صباحی از زندگی مشترکشان گذشت، آیا دو موجود ترسو و بزدل در کنار هم می‌توانند زندگی موفقی داشته باشند؟ شریک جدید فقط می‌تواند ترس بیشتری را به فرد مقابلش منتقل کند و چگونه ممکن است فردی از این‌ که نقص و کمبودهای زندگی‌اش نسبت به قبل بیشتر شود خوشحال‌تر باشد!؟ بدیهی است که این ازدواج حادثه موفقی نیست و اگر از هم گسسته نشود تا آخر عمر با ناراحتی و عذاب سپری خواهد شد.

وقتی دو نفر می‌خواهند با هم ازدواج کنند و طرف مقابل اصرار دارد که شریک زندگی‌اش حتما سواد کافی داشته باشد. از ثروت کافی برخوردار باشد. شغل دایم و قابل اعتمادی داشته باشد و از فساد اخلاقی مبرا باشد، طبیعی است که این شرایط همین‌طوری مطرح نمی‌شوند و فردی که این شرایط را طرح می‌کند در واقع به زبان بی‌زبانی دارد به شکلی کمبودها و کاستی‌های خودش را بیان می‌کند یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت از این کمبودها و نواقص گریزان است. مثلا خودش ثروت دارد و نمی‌خواهد فردی فقیر و تنگدست به طمع ثروتش شریک زندگی‌اش شود و یا خودش در سطح بالاتری از سواد و دانش قرار دارد و نمی‌تواند فردی با نگاه محدود و قالبی و ساده را در زندگی به عنوان شریک تحمل کند.

حال اگر یکی از طرفین با فریب خودش را صاحب این کمالات و خصیصه‌ها نشان دهد و با حیله سعی کند قبل از ازدواج خودش را صاحب همه شرایط طرف مقابل بنمایاند و بعد از ازدواج، بنا بر اصل کار از کار گذشته و باید تسلیم شد، اصرار داشته باشد که شریک زندگی‌اش از شرط‌های خود کوتاه بیاید و آنها را نادیده بگیرد، این پدیده نه تنها ازدواج را به یک بازی فریبکارانه و نامیمون تبدیل می‌کند، بلکه از همان ابتدا سنگ یک بنای فریبکارانه را در زندگی مشترک بنا می‌گذارد و اگر مثبت بودن مجله موفقیت بیش از این اجازه پرداختن به این موضوع را ندهد باید گفت که این شکل ازدواج اصلا چیز خوبی نیست.

بله! این‌ که با حادثه ازدواج باید دو نفر مکمل هم شوند و یکدیگر را کامل کنند، چیز خوبی است اما این‌ که یکی از طرفین انتظار داشته باشد طرف مقابل حتما کاستی‌ها و خلاهای روحی و ذهنی یا مادی او را پر کند و اگر چنین نکند به درد نمی‌خورد، این انتظار باعث ایجاد مشکل جدیدتری به صورت احساس بد و ناخوشایند مورد سوء‌استفاده قرار گرفتن و حس بردگی و خواری و حقارت در فرد مقابل می‌گردد که نه تنها راه‌حل بودن اتفاق ازدواج را زیر سوال می‌برد بلکه برعکس به عنوان یک عامل مشکل‌آفرین مورد نفرت افراد مجرد و تنها نیز می‌شود.

حال با توجه به کمبود فضای مقاله اجازه دهید بحث را جمع کنیم و ادامه بررسی این نگاه متفاوت به حادثه ازدواج را به خودتان واگذار کنیم. به نظر شما به جز مشکلات و مسایل کلی که تا این‌جا عنوان و بررسی کردیم، اتفاق ازدواج وقتی قرار باشد راه‌حلی برای رفع مشکل و برطرف ساختن موانع و حل مسایل باشد، این مسایل و مشکلات و موانع چه چیزهای دیگری می‌توانند باشند؟

برای این‌ که جواب این سوال را پیدا کنید لازم نیست زحمت زیادی بکشید. کافی است به زندگی‌های مشترک آدم‌های اطراف خود دقت کنید. از معجزه ازدواج وقتی خوب عمل می‌کند، شگفت‌زده خواهید شد.

منبع: موفقیت