انبیاء و اوصیاء

نوشته‌ها

دعاى امام سجاد(علیه السلام) هنگام حلول ماه رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم«(۱)

الحمد لله الذى هدانا لحمده، و جعلنا من اهله لنکون لاحسانه من الشاکرین و لیجزینا على ذلک جزاء المحسنین (۲) و الحمد لله الذى حبانا بدینه، و اختصنا بملته، و سبلنا فى سبل احسانه لنسلکها بمنه الى رضوانه حمدا یتقبله منا و یرضى به عنا (۳) و الحمد لله الذى جعل من تلک السبل شهره شهر رمضان، شهر الصیام، و شهر الاسلام، و شهر الطهور، و شهر التمحیص و شهر القیام الذى انزل فیه القرآن، هدى للناس و بینات من الهدى و الفرقان ».

سپاس خدائى را سزاست، که ما را براى سپاسگزارى خود راهنمائى نمود، و از سپاسگزاران قرار داد، تا براى احسان و نیکیش از شکرگزاران باشیم، و ما را بر آن سپاسگزارى پاداش نیکوکاران دهد، و سپاس خدائى را سزاست که دین خود را به ما عطا نمود، و ما را جزو ملت خویش(اسلام) اختصاص داد، و در راههاى احسان و نیکیش رهنمون کرد،تا به وسیله نعمتش در آن راه ها رفته و به سوى رضا و خوشنودیش دست یابیم، سپاسى که آن را از ما بپذیرد، و به وسیله آن از ما خوشنود گردد.

 سپاس خدائى را که رمضان را براى ما ماه تزکیه قرار داد

و سپاس خدائى را سزاست که ماه خود رمضان را، ماه صیام و روزه، و ماه اسلام، و ماه تزکیه، و ماه تصفیه و پاک کردن (از گناهان)، و ماه قیام و ایستادن (براى نماز در شبها یا به پا خاستن در احیاى اسلام و جهاد در راه خدا) را یکى از آن راه هاى احسان قرار داد، آن چنان ماهى که قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالى که براى مردم راهنما (ى از گمراهى) و نشانه هاى آشکار رهبرى، و جدا کننده میان حق و باطل است.

«(۴) فابان فضیلته على سائر الشهور بما جعل له من الحرمات الموفوره، و الفضائل المشهوره، فحرم فیه ما احل فى غیره اعظاما، و حجر فیه المطاعم و المشارب اکراما و جعل له وقتا بینا لا یجیز – جل و عز – ان یقدم قبله، و لا یقبل ان یؤخر عنه (۵) ثم فضل لیله واحده من لیالیه على لیالى الف شهر و سماها لیله القدر تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر سلام، دائم البرکه الى طلوع الفجر على من یشاء من عباده بما احکم من قضائه ».

خداوند ماه صیام را بر سایر ماه ها برترى بخشید

پس برترى آن را بر ماه هاى دیگر به سبب حرمت ها و گرامى داشتن هاى بسیار و فضائل و برترى هاى آشکار که براى آن قرار داد، هویدا گردانید، و در آن ماه از جهت بزرگ داشت، آنچه را که در ماههاى دیگر حلال کرده حرام نمود، و خوردنی ها و آشامیدنی ها را در (روزهاى) آن منع کرد، و براى آن وقت آشکارى (معینى) قرار داد، که خداى بزرگ و توانا جائز و روا نمى داند که پیش انداخته شود و نمى پذیرد که از آن وقت به تاخیر افتد. سپس (عبادت و بندگى در) شب (قدر) آن را به (عبادت در) شبهاى هزار ماه برترى داد، و آن را شب قدر نامید (شبى که خداى تعالى اجلها و روزی ها و هر امرى که حادث مى شود را مقدر مى فرماید) در آن شب (بسیارى از) فرشتگان و روح (که مخلوقى است بزرگتر از فرشته) به فرمان پروردگارشان بر هر که از بندگانش بخواهد با قضا و قدرى که محکم و استوار کرده (که تغییر و تبدیلى در آن نیست).

درود فرشتگان بر عابدان شب قدر

براى هر کارى (که خدا مقدر فرموده) فرود مى آیند، آن شب سلام و درود (فرشتگان) است (بر آنانى که براى نماز به پاى ایستاده یا در حال رکوع و سجودند، یا آنکه شب سلامتى و رهائى از ضرر و زیان شیاطین است) که برکت و خیر آن تا آشکار شدن روشنى صبح، دائم و پایدار است.

«(۶) اللهم صل على محمد و آله و الهمنا معرفه فضله و اجلال حرمته، و التحفظ مما حظرت فیه، و اعنا على صیامه بکف الجوارح عن معاصیک، و استعمالها فیه بما یرضیک حتى لا نصغى باسماعنا الى لغو، و لا نسرع بابصارنا الى لهو (۷) و حتى لا نبسط ایدینا الى محظور، و لا نخطو باقدامنا الى محجور و حتى لا تعى بطوننا الا ما احللت، و لا تنطق السنتنا الا بما مثلت، و لا نتکلف الا ما یدنى من ثوابک، و لا نتعاطى الا الذى یقى من عقابک، ثم خلص ذلک کله من رئاء المرائین، و سمعه المسمعین، لا نشرک فیه احدا دونک، و لا نبتغى فیه مرادا سواک.

خدایا توفیق روزه با ترک معاصى به ما عطا فرما

بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و شناسائى برترى آن را (بر ماههاى دیگر) و بزرگ داشتن حرمت و حقش را (که قیام و ایستادگى بر آن واجب است) و دورى گزیدن از آنچه را که منع و حرام کرده اى به ما الهام نما، و ما را به روزه داشتن آن به وسیله باز داشتن اندام از گناهان و به کار بردن آنها به آنچه تو را خوشنود مى گرداند یارى فرما، تا با گوشهامان سخن بیهوده گوش ندهیم، و با چشمهامان به سوى بازى (کارهائى که انسان را از مقصود باز دارد)، نشتابیم. و تا دستهامان را به حرام دراز ننمائیم، و با پاهامان به سوى آنچه منع و حرام گشته نرویم. و تا شکمهامان نگاه ندارد و گرد نیاورد جز آنچه (خوردنى و آشامیدنى) که تو حلال و روا گردانیده اى. و زبانهامان گویا نشود جز به آنچه (قرآن مجید و گفتار پیامبر اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام) تو خبر داده و بیان فرموده اى (اشاره به آداب روزه دارى و پرهیز از گناهان در حال روزه دارى است) و رنج نکشیم جز در آنچه (عبادت خدا و خدمت به خلق) که به پاداش تو نزدیک گرداند، و به جا نیاوریم جز آنچه که از کیفر تو نگاه دارد.

سپس همه آن کردارها را از ریا، و خودنمائى خود نمایان و از سمعه و شنیدن شنوندگان خالص و پاکیزه گردان که از آن کسى را با تو شریک نگردانیم، و جز تو در آن مقصود و خواسته اى نطلبیم.

«(۸) اللهم صل على محمد و آله، وقفنا فیه على مواقیت الصلوات الخمس بحدودها التى حددت و فروضها التى فرضت،و وظائفها التى وظفت، و اوقاتها التى وقتت (۹) و انزلنا فیها منزله المصیبین لمنازلها الحافظین لارکانها المؤدین لها فى اوقاتها على ما سنه عبدک و رسولک صلواتک علیه و آله فى رکوعها و سجودها و جمیع فواضلها على اتم الطهور و اسبغه و ابین الخشوع و ابلغه.

بار خدایا توفیق نمازگزاردن کامل به ما مرحمت فرما

بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست،و ما را در آن بر اوقات نمازهاى پنجگانه با حدود و احکامش، که مقرر نموده اى و واجباتش که واجب کرده اى و شروط و اوقاتش که شرط و تعیین گردانیده اى آگاه فرما. و ما را در نماز همچون کسانى قرار ده که مراتب شایسته آن را دریافته و ارکان و جوانب آن را نگهدارندگانند. آن را در اوقات خود به همان طریقى که بنده و فرستاده تو که درودهایت بر او و بر آل او باد، در رکوع و سجود و همه فضیلتها و درجات رفیعه اش قرار داده، با کاملترین طهارت و پاکى، و رساترین خشوع و فروتنى به جا آورنده اند.«(۱۰)

و وفقنا فیه لان نصل ارحامنا بالبر و الصله،و ان نتعاهد جیراننا بالافضال و العطیه، و ان نخلص اموالنا من التبعات و ان نطهرها باخراج الزکوات و ان نراجع من هاجرنا، و ان ننصف من ظلمنا و ان نسالم من عادانا حاشا من عودى فیک و لک فانه العدو الذى لا نوالیه و الحزب الذى لا نصافیه »

.خدایا در این ماه احسان بارحام و جیران و تزکیه اموال توفیقمان ده

و ما را در آن ماه توفیق ده که با نیکى فراوان و بخشش، به خویشان خود نیکى کنیم و با احسان و عطا از همسایگان جویا شویم، و دارائیهامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم به دست آمده خالص و آراسته نمائیم، و آنها را با بیرون کردن زکاتها پاک کنیم (که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده: «ملعون کل مال لا یزکى » از خیر و نیکى دور است هر مال و دارئى که زکوه آن داده نشود) و به کسى که از ما دورى گزیده باز گردیم (به او بپیوندیم) و به کسى که به ما ظلم و ستم نموده از روى (آنچه که مقتضى) انصاف و عدل(است) رفتار کنیم و با کسى که به ما دشمنى نموده آشتى نمائیم، جز کسى که در راه تو و براى تو با او دشمنى شده باشد، زیرا او دشمنى است که او را دوست نمى گیریم، و حزب و گروهى است که با او از روى دل دوستى نمى کنیم.

«(۱۱) و ان نتقرب الیک فیه من الاعمال الزاکیه بما تطهرنا به من الذنوب، و تعصمنا فیه مما نستانف من العیوب حتى لا یورد علیک احد من ملائکتک الا دون ما نورد من ابواب الطاعه لک و انواع القربه الیک (۱۲) اللهم انى اسئلک بحق هذا الشهر، و بحق من تعبد لک فیه من ابتدائه الى وقت فنائه، من ملک قربته او نبى ارسلته او عبد صالح اختصصته ان تصلى على محمد و آله، و اهلنا فیه لما وعدت اولیائک من کرامتک و اوجب لنا فیه ما اوجبت لاهل المبالغه فى طاعتک و اجلعلنا فى نظم من استحق الرفیع الاعلى برحمتک.

و ما را توفیق ده که در آن به سوى تو تقرب جسته نزدیک شوم، به وسیله کردارهاى پاکیزه و آراسته که ما را به آن از گناهان پاک کنى (بیامرزى) و در آن ما را حفظ کرده و نگاهدارى از اینکه بخواهیم عیوب و زشتی ها (کردارهاى ناشایسته) را از سر گیریم، تا هیچ یک از فرشتگانت (که نویسندگان اعمال هستند گناهان ما را) بر تو پیشنهاد ننمایند، جز آنکه کمتر باشد از اقسام طاعت و بندگى براى تو، و انواع تقرب به سوى تو که ما به جا آوردیم.

خدایا در این ماه توفیق تقرب به پیشگاهت بما مرحمت فرما

بارخدایا از تو درخواست مى نمایم به حق این ماه و به حق کسى که در آن از آغاز تا انجامش در عبادت و بندگى براى تو کوشیده، از فرشته اى که او را مقرب ساخته اى، یا پیغمبرى که فرستاده اى، یا بنده شایسته اى که برگزیده اى، که بر محمد و آل او درود فرستى و ما را در آن براى کرامت و ارجمندى که به دوستانت وعده داده اى سزاوار گردان، و آنچه که براى کوشش کنندگان در طاعت و فرمانبریت واجب و لازم کرده اى براى ما لازم نما،و به رحمت و مهربانیت ما را در صف کسانى (انبیاء و اوصیاء علیهم السلام) که سزاوار بالاترین مرتبه (بهشت) هستند قرار ده.«(۱۳)

اللهم صل على محمد و آله، و جنبنا الالحاد فى توحیدک، و التقصیر فى تمجیدک، و الشک فى دینک، و العمى عن سبیلک، و الاغفال لحرمتک، و الانخداع لعدوک الشیطان الرجیم (۱۴) اللهم صل على محمد و آله، و اذا کان لک فى کل لیله من لیالى شهرنا هذا رقاب یعتقها عفوک او یهبها صفحک فاجعل رقابنا من تلک الرقاب، واجعلنا لشهرنا من خیر اهل و اصحاب (۱۵) اللهم صل على محمد و آله،و امحق ذنوبنا مع امحاق هلاله، و اسلخ عنا تبعاتنا مع انسلاخ ایامه حتى ینقضى عنا و قد صفیتنا فیه من الخطیئات، و اخلصتنا فیه من السیئات ».

خدایا در این ماه از سهل انگارى ها و فریب شیطان حفظمان فرما

بار خدایا، بر محمد و آل او درود فرست، وما را در توحید و یگانگیت از عدول و بازگشتن (شرک آوردن آشکار و نهان) و در بزرگ داشتنت از تقصیر و کوتاهى و در دینت (اسلام) از شک و دو دلى و از راهت (به دست آوردن رضا و خوشنودیت) از کورى (گمراهى) و براى حرمتت (آنچه قیام به آن واجب است) از سهل انگارى،و از دشمنت (شیطان رانده شده) فریب خوردن، دور گردان. بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و هرگاه در هر شب از شبهاى این ماه براى تو بندگانى باشد که عفو و بخشیدنت آنها را آزاد مى نماید، یا گذشتت ایشان را مى بخشد پس ما بندگان را از آن بندگان قرار بده، و ما را براى این ماه، از بهترین اهل و یاران (برگزیدگان) قرار ده. بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و با کاسته شدن ماه آن گناهان ما را بکاه، و با بپایان رسیدن روزهایش بدی ها و گرفتاری هاى ما را از ما بکن تا اینکه این ماه از ما بگذرد در حالى که ما را از خطاها پاکیزه گردانیده و از بدی ها خالص و آراسته ساخته باشى.

«(۱۶) اللهم صل على محمد و آله،و ان ملنا فیه فعدلنا و ان زغنا فیه فقومنا،و ان اشتمل علینا عدوک الشیطان فاستنقذنا منه (۱۷) اللهم اشحنه بعبادتنا ایاک، و زین اوقاته بطاعتنا لک، و اعنا فى نهاره على صیامه، و فى لیله على الصله و التضرع الیک، و الخشوع لک، و الذله بین یدیک حتى لا یشهد نهاره علینا بغفله، و لا لیله بتفریط (۱۸) اللهم و اجعلنا فى سائر الشهور و الایام کذلک ما عمرتنا و اجعلنا من عبادک الصالحین الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون، و الذین یؤتون ما اتوا و قلوبهم و جله، انهم الى ربهم راجعون، و من الذین یسارعون فى الخیرات و هم لها سابقون ».

خدایا ماه رمضان را براى ما ماه عبادت و طاعت قرار بده

بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست. و اگر در آن از حق برگردیم ما را (بر آن) بازگردان و اگر در آن عدول نموده براه کج رفتیم ما را به راه راست آور، و اگر دشمن تو شیطان ما را احاطه کرده فرا گیرد از او رهائیمان ده. بار خدایا ماه رمضان را از عبادت، و پرستش ما مملو و پر گردان، و اوقات آن را به طاعت و فرمانبرى ما براى تو آراسته نما و ما را در روزش بروزه داشتن و در شبش به نماز و زارى بسوى (درگاه) تو و فروتنى و خوارى در برابر تو، یارى فرما تا روزش بر ما به غفلت و بیخبرى و شبش به تقصیر و کوتاهى (در عمل) گواهى ندهد. بار خدایا ما را در باقى ماهها و روزها تا زمانى که زنده مان مى دارى همچنین (بطورى که براى ماه رمضان درخواست شد) قرار ده، و ما را از بندگان شایسته ات بگردان که (الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون، (سوره ۲۳، آیه ۱۱) آنان بهشت را به میراث مى برند در حالى که در آن جاوید هستند گفته اند: بهشت مسکن و جایگاه پدر ما حضرت آدم على نبینا و آله و علیه السلام بوده پس هرگاه به فرزندان او داده شود مانند آن است که از او به آنها ارث رسیده) و از آنانى قرار بده که آنچه (صدقات) را مى دهند در حالى که دلهاشان از (اندیشه) بازگشت به سوى پروردگارشان ترسان است و از آنان که در نیکی ها مى شتابند، و ایشان براى آن نیکی ها بر دیگران پیشى گیرنده اند.«(۱۹)

اللهم صل على محمد و آله فى کل وقت و کل اوان و على کل حال عددما صلیت على من صلیت علیه، و اضعاف ذلک کله بالاضعاف التى لا یحصیها غیرک انک فعال لما ترید».

خدایا درود بیکران و بى حد خود را بر محمد و آل او فرست

بار خدایا درود فرست بر محمد و آل او، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال به شماره درودى که فرستاده اى بر هر که درود فرستاده اى، و چندان برابر همه آنها به چندان برابرى که جز تو آنها را نتواند شمرد، زیرا تو هر چه را بخواهى بجا آورنده اى انجام کار، تو را ناتوان نمى گرداند و مانعى آن را باز نمى دارد. (۱)

پى نوشت ها:

۱-صحیفه سجادیه، ص ۲۸۲، فیض الاسلام روزه،

منبع :سید حسین موسوى راد لاهیجى؛درمان بیماریهاى روح و جسم صفحه ۶٫

مناقب حضرت فاطمه زهرا(س) در کتاب الغدیر

علامه امینی (ره) صاحب کتاب گرانقدر الغدیر با توجه به آیات و روایات مقام ولایت حضرت زهرا (علیهاالسلام) را به اثبات رسانده و آن را تح مناقبی از حضرت ارائه داده است. که در این جا آنها را ذکر می کنیم.

منقبت اول:

آفرینش زهرا (سلام الله علیها) قبل از خلقت دیگران، همانند پدر و همسر و فرزندانش، آن انوار مقدسی كه پیش از آفرینش كلیه عوالم علوی و سفلی، و خلقت بشر، در پیشگاه عرش عظمت حق تبارك و تعالی، در حال تسبیح و تقدیس و تهلیل و تكبیر خدای یكتا بوده، و در عبادت استاد و آموزگار جبرئیل و سایر فرشتگان بوده اند.

منقبت دوم:

آفرینش زهرا (علیهاالسلام) از نور عظمت حضرت حق تبارك و تعالی، همان نور واحدی كه حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیز از آن آفریده شده اند، و مایه خلقت فاطمه (علیهاالسلام) یك سوم همان نور بوده است.

نوری نهفته در خزینه علم خدائی، نور قدس، نور جلال، نور كمال، و نور كبریائی الهی.

منقبت سوم:

فاطمه (علیهاالسلام) ، همتای پدر و همسر و فرزندانش، سبب آفرینش آسمان ها و زمین، بهشت و دوزخ، عرش و كرسی و فرشتگان، و انس و جن بوده است.

وجود مقدس زهرا (سلام الله علیها) ، یكی از پنج تن است، همان كسانی كه علت آفرینش جهان، و آدم و آدمیان بوده اند، اگر آنها نبودند انبیاء و اولیاء، صدیقین و شهداء، ملك و ملكوت زمین ها و آسمان ها، نار و نور، بهشت و دوزخ، و سایر مخلوقات جهان به وجود نمی آمدند. اگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) نبود، اثری از آدم و اولاد آدم نبود، اگر او نبود موسی (علیه السلام) و عیسی (علیه السلام) و نوح (علیه السلام) و ابراهیم (علیه السلام) آفریده نمی شدند، اگر او نبود از اسلام و خداشناسی و توحید خبری نبود.

منقبت چهارم:

نامگذاری زهرا (علیهاالسلام) است از طرف خداوند متعال، همانند اسم گذاری محمد (صلی الله علیه و آله) ، و علی و حسن و حسین (علیهم السلام) ، و همین مطلب دلالت دارد بر این كه این پنج نفر از خود هیچگونه اختیاری ندارند، و تمام امورشان حتی انتخاب نامشان، مربوط به خدای متعال بوده، و به كسی در مورد آنان اجازه دخالت داده نشده است.

حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) هرگز مجاز نیست كه از جانب خود، فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را نامگذاری كند، همچنین در اسم گذاری علی ابن ابیطالب كه مولود كعبه و خانه زاد خداست، پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) و ابوطالب را اختیاری نیست.

منقبت پنجم:

«نام فاطمه (علیهاالسلام) از اسماء خدای تبارك و تعالی مشتق شده است، همانند نام پدر و همسر و فرزندانش.»

منقبت ششم:

توسل انبیاء است به فاطمه (علیهاالسلام) و نام های او، همتای پدر و همسر و فرزندانش، و تمسّك به اوست كه وسیله نجات انبیاء و اوصیاء و سایر افراد بشر از مشكلات بوده است.

«هر كس كه به او ایمان آورد، همانا رستگار شد، و هر كس به او اعتقاد نداشت به تحقیق هلاك گردید.»

منقبت هفتم:

نام فاطمه (علیهاالسلام) ، هم ردیف پدر و همسر و فرزندانش، بر ساق عرش و درهای بهشت نوشته شده است.

شگفتا…! این چه مقام والائی است كه با وجود انبیاء، اوصیاء، مخلصون، و فرشتگان مقرب نام هیچ موجودی بر عرش الهی، آن پایتخت عظمت و جلال خدائی نگاشته نشده است، مگر اسامی مقدس پنج تن، كه زینت بخش تمام مراكز معنوی، و عالی ترین منازل اخروی است.

منقبت هشتم:

چنان كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فرزندان معصوم او ملجأ و مرجع توسل جمیع انبیاء بوده اند، بشر از آدم تا خاتم مأمور به توسل به حضرت صدیقه زهرا (علیهاالسلام) بوده است.

از همان وقتی كه آدم (علیه السلام) آفریده شد، و برای استجابت دعا و رفع مشكلاتش توسل به پنج تن (علیهم السلام) و شفیع قرار دادن آنها در پیشگاه پروردگار بی همتا توسط جبرئیل به او آموخته شد تكلیف بنی آدم روشن گردید.

انسان كه در جهانی پر از شدائد و مشكلات قدم می نهد، دنیایی كه دائماً در آغوش امواج بلا و گرداب حوادث عظیمه است، رحمت بی كران الهی ایجاب می كند كه دست آویزهای محكم و عروة الوثقای ناگسستنی در اختیار این بشر سرگردان قرار دهد تا در مسیر ناهموار زندگانیش، امید گاهی خداپسند، و پناهگاهی دور از گزند داشته باشد و با توسل و با تمسك و چنگ زدن به ریسمان رحمت واسعه الهی، فرزندان آدم نیز همانند حضرت آدم (علیه السلام) به ساحل نجات دست یابند.

اكنون با قلبی سرشار از خلوص، و امیدوار (همانگونه كه خداوند یكتا به پیامبرانش راه نجات را نشان داده است و به آنها طریق دعای خدا پسند را آموخته است) و ما نیز به درگاه «الله» روی نیاز می آوریم، و وجود مقدس آبرومند زهرا (علیهاالسلام) را شفیع و راه گشا و واسطه فیض خدائی قرار می دهیم و عرضه می داریم: یا فاطمة اغیثینی، یا فاطمة اغیثینی…

چنان كه به صلوات بر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و زیارت آنان به عنوان یك فرمان الهی و امر اسلامی دستور داده شده است، عیناً به صلوات بر فاطمه (علیهاالسلام) و زیارتش تصریح و تأكید گردیده است.

منقبت نهم:

هر فرد مسلمان و مؤمنی كه با محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) بیعت كرده، و به او ایمان آورده، و رسالت و اطاعتش را پذیرفته، و آن حضرت را پیام آور از جانب خدای خود می داند، و پیشوایانش علی (علیه السلام) و اولاد علی (علیه السلام) هستند، ناگزیر حضرت زهرا (سلام الله علیها) «ولیّه» او، رهنمای او، مرجع او، و در مشكلات (هماتند پدر و همسر و فرزندانش) دستاویز و پناهگاه اوست .

منقبت دهم:

اشتراك فاطمه (علیهاالسلام) با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) در مقام عصمت و طهارت، كه او نیز عصمت الله و مورد خطاب آیه تطهیر می باشد.

منقبت یازدهم:

آن امانتی كه از جانب خدای تعالی بر آسمان ها و زمین و كوه ها عرضه شد، و آنها زیر بار آن امانت وزین (و مسئولیت سنگین) نرفته، و از قبولش امتناع نمودند ولی بشر آن را پذیرا شد، همانا ولایت پنج تن (علیهم السلام) بوده است، و وجود مقدس زهرا (سلام الله علیها) ولیةالله و جزء امانت معروضه می باشد.

منقبت دوازدهم:

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) همسان با امیرالمؤمنین و حسنین (علیهم السلام) در فضیلت سوره «هل اتی» شریك و سهیم است.

منقبت سیزدهم:

اشتراك فاطمه (سلام الله علیها) با پدر و همسر و فرزندانش در مجاز بودن به ورود به مسجد پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و پاك بودنش در هر زمان و در هر حال.

منقبت چهاردهم:

(محدّثه) بودن فاطمه (علیهاالسلام) است، به این معنی كه فرشتگان با او سخن می گفتند، و این مقام از شئون امیرالمؤمنین (علیه السلام) و یازده اولاد معصوم اوست، و با وجود این كه حضرت زهرا (علیهاالسلام) منصب امامت نداشت، هم صحبت ملائك بوده است.

منقبت پانزدهم:

چنانكه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به شیعیان و دوستان امیرالمؤمنین (علیه السلام) و یازده اولادش، مژده رستگاری داده است، در موارد بسیار به شیعیان و محبّان فاطمه (علیهاالسلام) نیز بشارت نجات و رهائی از عذاب داده است، و این خود از شئون مخصوص صاحبان ولایت است.

منقبت شانزدهم:

فاطمه (علیهاالسلام) در هنگام ولادتش حورالعین و بانوان عالی مقامی را كه از جانب خدای متعال به نزد آن حضرت ارسال شده بودند كاملا ً می شناخت، و قبل از سلام و احوالپرسی با ذكر نام، یك یك آنان را مخاطب قرار داد:

از این مطلب معلوم می شود كه ملاقات و آشنائی زهرا (علیهاالسلام) با آنان بی سابقه نبوده، و آن وجود مقدّس قبلاّ عوالمی را طی كرده است كه در مسیر ملكوتی خویش آن فرستادگان آسمانی را دیده و شناخته است، و باید این چنین باشد، زیرا مقام شامخ ولایت ایجاب می كند كه هر ولی الله (یا ولیّة الله) شیعیان خود را(با آگاهی خدادادش) یك یك بشناسد.

منقبت هفدهم:

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: در روز قیامت، من دست به دامان جبرئیل می شوم (گویا مقصود پیامبر (صلی الله علیه و آله) این باشد كه جبرئیل نماینده خدای متعال است و من متمسّك به دامان رحمت الهی هستم)، سپس در ادامه سخن چنین می فرماید: دخترم زهرا (علیهاالسلام) دست به دامان من، و علی بن ابی طالب متمسّك به فاطمه (علیهاالسلام) است، و یازده فرزندش دست به دامان علی (علیه السلام) هستند.

منقبت هجدهم:

سخن گفتن فاطمه (علیهاالسلام) با مادرش، آنگاه كه در رحم مادر بود، و او را به شكیبائی دعوت می فرمود، و این خود از نشانه های مقام ولایت می باشد.

منقبت نوزدهم:

حضرت صدیقه زهرا (سلام الله علیها) نیز همانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فرزندان معصومش، در هنگام ولادت لب به شهادتین گشوده است، و این خود از شئون مخصوص صاحبان ولایت است.

منقبت بیستم:

اشتراك فاطمه (علیهاالسلام) با پدر و همسر و فرزندانش در علم به آنچه در گذشته واقع شده است و آنچه در آینده به وقوع خواهد پیوست، و آنچه تا روز قیامت واقع شدنی نیست و این دانش نیز مخصوص اولیاء خداست و دارا بودن چنین علمی از نشانه های مقام ولایت می باشد.

منقبت بیست و یكم:

فاطمه (علیهاالسلام) همانند ائمه اطهار (علیه السلام) مبارك و با طهارت و پاك و پاكیزه از مادر تولد یافته است.

منقبت بیست و دوم:

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) با كمال صراحت می فرماید: خدای تبارك و تعالی یك بار بر زمین نظر افكند و از اولین و آخرین مرا برگزید، و دفعه دوّم علی (علیه السلام) را، و در سومین نظر، اولاد معصوم او را، و در چهارمین بار زهرا (علیهاالسلام) را از میان جمیع زنان عالم از اولین و آخرین انتخاب فرمود.

پس همانگونه كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) مصطفی است، و چنان كه علی (علیه السلام) مرتضی است، و همان سان كه حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) برگزیده و مختارند، زهرا (سلام الله علیها) (همتای آنان) مصطفاة، مرتضاة، مختاره و برگزیده خداوند تبارك و تعالی است.

منقبت بیست و سوم:

هنگام ولادت فاطمه (علیهاالسلام) ، نور او تمام خانه های مكه، و شرق و غرب را فراگرفت چنان كه در تولد پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نیز تمام جهان از نور مباركش روشن شد، گویی با نور افشانی این موجود مقدس، خدای تعالی به اهل آسمان و زمین، به فرشتگان و تمام مخلوقات اعلام می فرماید: اینك تولد یافت، آن بشری كه نور جهانیان از اوست، و سبب خلقت عالمیان و علت آفرینش تمام مخلوقات بوده است، آن وجود مقدسی كه باعث شد موجودات از ظلمات عدم به عالم نور و ظهور چشم گشایند و به لباس آفرینش مزّین گردند.

منقبت بیست و چهارم:

در آن هنگام كه حضرت زهرا (سلام الله علیها) از جانب خدیجه (علیهاالسلام) ولادت یافت، فرشتگان میلاد او را به یكدیگر بشارت می دادند و تهنیت می گفتند، چنان كه در تولد پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار نیز ملائك مقدم مباركشان را به یكدیگر مژده می دادند، و باید این چنین باشد، زیرا فاطمه (علیهاالسلام) یكی از اسباب آفرینش و علت العلل بوده است، و فرشتگان نیز همانند سایر موجودات در سایه خلقت او و از یمن وجودش آفریده شده اند.

منقبت بیست و پنجم:

حبّ فاطمه (علیهاالسلام) همانند حبّ همسر و فرزندان معصومش (كه اجر رسالت خاتم الانبیاء است) بر همگان واجب است حتی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) .

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: خدای تعالی مرا به دوستی این چهار نفر فرمان داده است: علی (علیه السلام) ، فاطمه (علیهاالسلام) ، حسن (علیه السلام) ، حسین (علیه السلام) .

البته وجوب دوستی و محبت آنان نیز به این جهت است كه آن چهار نفر داماد و دختر و فرزندان پیامبرند بلكه رسول خدا نیز همانند سایر بندگان مؤمن، باید معتقد و معترف به مقام ولایت فاطمه (علیهاالسلام) بوده و به این امر شهادت دهد.

منقبت بیست و ششم:

اشتراك زهرا (سلام الله علیها) و هم ردیف و هم درجه بودن اوست با پدر و همسر و فرزندانش در قبّة الوسیله یا درجة الوسیله بهشت، آنجا كه پایتخت(عظمت) حضرت حق تبارك و تعالی است و جز پنج تن (علیهم السلام) از انبیاء و اولیاء و مرسلین و صالحین و فرشتگان مقرّب كسی را به آن مقام والا راه نیست.

منقبت بیست و هفتم:

اشتراك فاطمه (علیهاالسلام) با پدر و همسر و فرزندانش در قبه ای از نور كه زیر عرش بر پا می شود و جز پنج تن (علیهم السلام) كسی را به آن رتبه والا راه نیست، و این مقام غیر از «درجة الوسیله» است كه قبلاً بیان شد.

منقبت بیست و هشتم:

ورود پنج تن (علیهم السلام) به بهشت قبل از همه، در حالی كه فاطمه (علیهاالسلام) در پیشاپیش پدر و همسر و فرزندانش، نخستین كسی است كه وارد بهشت می شود.

منقبت بیست و نهم:

فاطمه (سلام الله علیها) یكی از كلماتی است كه حضرت آدم (علیه السلام) فراگرفت، و حضرت ابراهیم نیز با همان كلمات امتحان شد، یعنی با كلمات: محمّد، علی، فاطمه، حسن، و حسین (علیهم السلام) .

منقبت سی ام:

فاطمه (علیهاالسلام) یكی از افرادی است كه آیه مباهله در شأن آنها نازل شده است و آن وجود مقدّس، بین چهار معصوم قرار گرفته است یعنی انفسنا (محمّد (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) ) و ابنائنا (حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) ).

منقبت سی و یكم:

سنی و شیعه در این موضوع متفّق القول و هم عقیده هستند: احكامی كه در اسلام در مورد محبت و یا عداوت، صلح و یا جنگ، دشنام دادن و یا اذیت كردن نسبت به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) جاری است، عیناً نسبت به زهرا (سلام الله علیها) نیز معتبر و واجب الاجراست، یعنی اگر كسی نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دشمنی ورزد و یا آن حضرت را بیازارد، و یا دشنام دهد چنان كه مجازاتش حدّ زدن بر او و یا كشتن او، و یا موجب كفر اوست، عیناً در این موارد حضرت زهرا (علیهاالسلام) با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) یكسان و برابر است.

منقبت سی و دوم:

همتا بودن فاطمه (علیهاالسلام) با علی (علیه السلام) در صفات و ارزش های معنوی.

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: اگر فاطمه (علیهاالسلام) آفریده نمی شد، هرگز برای علی (علیه السلام) همتائی وجود نداشت، همچنین اگر علی (علیه السلام) خلق نمی شد، فاطمه را در جهان نظیر و مانندی نبود، سپس برای روشن شدن مطلب، و رفع این اشتباه احتمالی كه مبادا تصوّر شود مقصود پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) این بوده است: دیگران كه خواستار همسری با فاطمه (علیهاالسلام) شدند، كفو و هم شأن او نبودند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تصریح می فرمایند، نه تنها فاطمه (علیهاالسلام) را در زمان حاضر جز علی (علیه السلام) نظیر و مانندی نیست، بلكه از آدم و اولاد آدم (یعنی انبیاء «جز پیامبر اسلام»، اوصیاء، اولیاء، صدّیقون، علماء و حكماء) هرگز كسی همتای زهرا (علیهاالسلام) نیست، و تنها علی (علیه السلام) است كه كفو و همانند اوست، علی (علیه السلام) كه چون فاطمه (علیهاالسلام) بی نظیر است، و بشری در ملكات فاضله و مقامات عالیه برابر او نیست، و این دو وجود مقدس در این منقبت به طور یكسان شریكند.

اگر به جز این فرمایش از جانب پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) تصریحی در این مورد در دسترس ما نبود (با این كه وجود دارد)، همین حدیث شریف برای اثبات برتری حضرت صدّیقه زهرا (علیهاالسلام) بر جمیع انبیاء (جز پدر بزرگوارش)، كافی بود.

منقبت سی و سوم:

بزرگترین مقام شفاعت را در روز قیامت حضرت صدیقه زهرا (سلام الله علیها) همسان با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) حائز می باشد، بلكه می توان گفت آن حضرت را در این رتبه و مقام امتیازاتی است مخصوص به خود و بی نظیر.

بزرگداشت تشریف فرمائی ایشان به محشر و پیشگاه عرش الهی به نحوی است كه تمام توجهات به سوی آن وجود مقدس معطوف خواهد شد، و امام سلام الله علیه در این باره می فرماید: مقام شامخ حضرت صدیقه زهرا (علیهاالسلام) در روز قیامت چنان است كه حتی از نظر یك نفر هم پنهان نمی ماند.

حكما و دانشمندان چنین فتوا داده اند كه هر كس پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و یا علی (علیه السلام) را دشمن بدارد كافر است، فاطمه (علیهاالسلام) نیز در این مورد با پدر و همسرش شریك است و مشمول این حكم می شود، حال چگونه ممكن است بشری صاحب مقام ولایت نباشد، و دشمنی با او موجب كفر گردد؟

منقبت سی و چهارم:

در روز قیامت منبری از نور بر پا می شود كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بر آن جلوس می نماید، در حالی كه جبرئیل و انبیاء و اولیاء گرد آمده اند خداوند تبارك و تعالی مقام و منزلت زهرا (سلام الله علیها) و پدر و همسر و فرزندان معصومش را به اهل محشر معرفی می فرماید، و هنگام ورود فاطمه (علیهاالسلام) به صحنه محشر از جانب حضرت حق تبارك و تعالی ندا می شود: ای اهل محشر نگاهتان را فرو افكنید، تا فاطمه (علیهاالسلام) عبور نماید…

منقبت سی و پنجم:

چنان كه برتری رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) بر انبیا و مرسلین و ملائكه، با تفحّص و تحقیق در روایات معتبر، ثابت شده است، به همان طریق افضلیت زهرا (سلام الله علیها) نیز بر جمیع مخلوقات از انس و جن و ملك، منصوص و مسلم است.

این چهل منقبت فاطمه (علیهاالسلام) ، خلاصه پانزده موضوع كتاب است، كه با آیات قرآن، و روایات معتبر مربوطه و با ذكر اسناد بسیار و مدارك اطمینان بخش، آنها را قبلاً به طور تفصیل بیان كرده بودیم.

اگر بخواهیم با قلبی حقیقت جو، منصفانه قضاوت نمائیم، یقیناً درمی یابیم، كه این چهل منقبت از شئون مخصوص صاحبان ولایت، و لازم و ملزوم یكدیگرند، مناقبی كه مبنای آنها آیات انكار ناپذیر كلام الله، و گفتار معصومین دل آگاه است. بشری كه خداوند یكتا او را به اقتضای حكمتش از ابتداء خلقت جهان تا برچیده شدن بساط آن، در كنار سفره رحمت خویش نشانده، و او را در مراحل مختلف و مواقف بسیار سیر داده است، منزلت والای این بانوی بانوان و خاتون دو جهان، در عالم اظلّه اش، در عالم میثاقش، در عالم خلقتش، در عالم علوی و سفلی اش، در عالم رحم مادرش، در ولادت و روز قیامت و محشرش، در ورود به جنّتش، همه و همه، حاكی از مقام ولایت اعلای «ولیة الّهی» اوست.

هرگز معقول نیست كه موجودی دارای مقام ولایت كبری نباشد، ولی علت آفرینش بوده، و اعتقاد به قدر و مرتبه خداداد او از شرایط ایمان به شمار آید و وجود مقدسش با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در مناقب چهل گانه مذكور به طور همسان شریك و سهیم باشد.

اما قسمت دوم مناقب زهرا (سلام الله علیها) ، احادیثی است كه مربوط و مخصوص است به خود آن حضرت، درباره مكارم اخلاقش، زهدش، عبادتش، ایثارش، پرورش فرزندانش شوهرداریش، نگاهداری از پدرش، و كمالات و فضایل بی شمار دیگرش، كه در كتب شیعه و سنی مسطور است، كه در اینجا مورد بحث و بررسی ما نیست.

خداوند تعالی به حق محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) ما را در سایه ولایت حضرت صدیقه زهرا (علیهاالسلام) محشور نماید، و دستمان را در دامان ولای این خاتون دو جهان كوتاه نفرماید، و از مؤمنین به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و اولاد معصومش قرار دهد.

منبع: فاطمة الزهراء؛گفتار: علامه امینی؛به كوشش حبیب چایچیان صص 107 تا 119.