امید پیشگر

نوشته‌ها

چگونه خود و خانواده‌هایتان را از آتش حفظ کنید؟

کسی که به حکم “الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ “(۳۴/نساء) مسئولیت اداره خانه و خانواده را بر عهده دارد، باید بداند که مسئولیت او تنها خرید آذوقه و تهیه پوشاک و مسکن نیست؛ هر چند این وظایف اگر با نیت الهی انجام شود، عبادت است و چنین تلاشگری، در ردیف مجاهدان در راه خداست ” الْکَادُّ عَلَى عِیالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّه (کافی۵/۸۸) اما مسئولیتی بس سنگین وجود دارد که در مقایسه با آنچه گفته شد، به مراتب مهمتر و حساس‌تر است.

خداوند متعال می‌فرماید: یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ “ اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید! خود و خانواده‏ ى خود را از آتشى که هیزم آن، انسانها و سنگ‌‏ها هستند حفظ کنید.(۶/تحریم)

این دستور، به منزله سر فصلی است که در آن مسئولیت‌های متعددی برای مدیر خانواده تعریف شده است. در این نوشتار به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

۱٫ خودتان را از آتش حفظ کنید

از یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ … ناراً فهمیده می‌شود که ابتدا باید خود فرد، مقید به رعایت احکام شرعی باشد؛ یعنی تلاش کند تا در حد توان، احکام و آداب اسلامی را در زندگی پیاده کند تا بتواند قسمت دوم آیه را اجرا کند و الگویی باشد مناسب برای اعضاء خانواده خود.

۲٫ خانواده خود را از آتش حفظ کنید

در عمل به این دستور، دو کار باید کرد؛ یکی امر به واجبات است و دیگری نهی از محرمات.

الف. امر به واجبات

مدیر خانواده وظیفه دارد که خانواده خود را امر به واجبات کند. نمونه‌ای از این امر را می‌توان در آیه وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ مشاهده کرد که فرمود: “و خانواده‌‏ات را به نماز فرمان بده “(۱۳۲/طه) اما این امر تنها منحصر در نماز نمی‌شود بلکه نماز تنها یک نمونه از واجباتیست که سرپرست خانواده باید اهل خود را به آن امر کند.

البته این امر کردن، مراتبی دارد که چاشنی شدت، مرتبه آخر آن است. آن روند عمومی و سیره فراگیر که مورد توصیه اسلام است استفاده از لحنی نرم و برخوردی دلنشین است. (۴۴/طه-۸۳/بقره)

یک خاطره آموزنده

دکتر افروز در یک برنامه تلویزیونی، خاطره‌ای قدیمی از حضرت آیت الله سبحانی نقل کرد که در این زمینه، بسیار آموزنده است. ایشان فرمود: به همراه ایشان عازم سفر به شهرستانی دور دست شدیم که در این سفر، آقازاده ایشان هم که نوجوانی ۱۵ ساله بود با ما همسفر شد. شب از نیمه گذشته بود که خسته و کوفته به مقصد رسیدیم و به خواب رفتیم. دو سه ساعت بعد، بانگ اذان صبح بلند شد. حضرت آیت الله پس از آن که نماز صبحشان را خواندند بر بالین فرزندشان نشستند. من دیدم که ایشان برای بیدار کردن این نوجوان برای نماز، چطور شانه‌های او را به نرمی می‌مالیدند و با چه عبارتهای محبت‌آمیزی قربان صدقه او می‌رفتند تا این که او برای نماز بلند شود و وضویی بسازد. بالاخره بعد از لحظاتی، نوجوان از بستر بلند شد و با رغبت تمام، نماز را اقامه کرد.

شما خود مقایسه کنید و ببینید که این طرز برخورد کجا و برخوردهای ایذایی و تنفرانگیز برخی از والدین کجا!

ب. نهی از محرمات

حفظ اهل خانه از آتش دوزخ، به این است که انسان نه اجازه گناه به خانواده بدهد و نه زمینه‌ساز بساط گناه شود. به عبارت دیگر، در مورد گناه نه تایید کند نه اجازه دهد و نه زمینه‌ساز شود.

این نهی هم مانند آن امر است که با کلامی نرم و دلنشین شروع می‌شود و در نهایت و در صورت نیاز، با شدت همراه می‌شود ولی برنامه اصلی، همان نرمی با اقتدار است که لازمه مدیریت هر مدیر است.

در این راستا لازم است تا سرپرست خانواده با هر چه که مظهر و نمودی از گناه و معصیت است، مقابله کند و با ظاهر شدن زمینه‌های آن، بلافاصله از خود عکس‌العمل نشان داده و از آن نهی کند.

در عصر حاضر که گناه و معصیت با چهره‌های متعددی خودنمایی می‌کند و در کمین افراد خانواده هستند، بر مدیر خانواده لازم است تا با شناخت انواع و شگردهای جدیدِ تباهی در مقابله آنها قد علم کرده و ایستادگی کند.

چند نمونه از مظاهر تباهی

در زیر به چند نمونه از مظاهر تباهی اشاره می‌کنیم که در زمان حاضر تمرکز دشمنان دین و ایمان، بر روی آنها بیشتر است:

۱- نوع پوشش و ترکیب ظاهر که هیچ تناسبی با فرهنگ و دستورات دین ما ندارد

اسلام به عنوان کامل‌ترین برنامه زندگی بشر در زمینه نوع پوشش و شکل ظاهر دستوراتی دارد که رعایت آن می‌تواند امنیت فکری و روانی و نیز اجتماعی افراد را تامین کند؛ هم برای مردان و زنان دستور برنامه دارد و هم برای پسران و دختران. بر پدر و یا مدیر خانواده لازم است تا با مراجعه به احکام اسلامی در این زمینه، به کنترل و تطبیق افراد خانواده خود با احکام اسلام اقدام نماید.(۱)

۲- تماشای برنامه‌هایی که بر خلاف موازین شرعی اسلام است

با پیشرفت و گسترش صنایع دیداری و شنیداری، دشمنان دین و ایمان ما مسلمانان بیکار ننشسته و با استفاده از آخرین فناوری‌های روز دنیا و به کار گیری هنرمندان(!) مبتذل راه به خانه‌های ما گشوده‌اند که اگر کنترل و نظارتی از سوی والدین به خصوص پدر خانواده اعمال نشود دشمن پیروز شده و کل خانواده را اسیر کرده و به ورطه تباهی می‌کشاند.

به عنوان مثال وقتی پدر خانواده‌ای اجازه داد در خانه‌‌شان ماهواره باشد و همه با هم تمام برنامه‌ها را بدون کنترل و مدیریت لازم تماشا کنند، تبعاتش را هم باید بپذیرند؛ بی‌مهری‌ها، سردی‌ها، بی‌میلی‌ها، دعواها همه از پیامدهای ناگزیر این دستگاه گیرنده است. به هر حال وقتی پایه خانواده سست شد، زمینه قهر و نزاع و طلاق هم فراهم می‌شود.

البته مشکلات این‌چنینی فقط به خاطر بدحجابی و نوع پوشش تصاویر ماهواره‌ای پدید نمی‌آید. خودتان قضاوت کنید، وقتی خانواده‌ها روزهای متمادی سریال‌هایی را دنبال می‌کنند که هدفی جز عادی جلوه دادن روابط نامشروع و غیرمجاز ندارند؛ چه بر سر خانواده‌های ما خواهد آمد. درست است که تماشای فیلم‌های مبتذل یا تحریک‌کننده ماهواره‌ای و تبلیغات وسوسه‌انگیز آن، تنها عامل بروز مشکلات درون خانوادگی نیست ولی به جرات می‌توان گفت یک از مهمترین عوامل ویرانگر در این زمینه، همین فیلم‌ها و بلوتوث‌ها و اس‌ام اس‌های محرک و نابود کننده است.

۳- ارتباط و اختلاط بین نامحرمان

یکی دیگر از زمینه‌های گناه و انحراف که به برکت فیلمها و سریالهای داخلی و خارجی رو به عادی‌سازی است، ارتباط و اختلاط زنان و مردان نامحرم است. این ارتباط اگر با حفظ موازین و رعایت حدود شرعی باشد مجاز است و روا؛ اما روی سخن در این نوشتار با آن ارتباطها و اختلاطهایی است که در دین و شریعت ممنوعند.

در اسلام هر گونه ارتباط با نامحرم که باعث تحریک و به گناه افتادن شود، حرام است و ممنوع. مقام معظم رهبری به مانند سایر مراجع بزرگوار تقلید می‌فرمایند: “هر گونه ارتباطى که خارج از ضوابط و احکام شرعى باشد و یا مفسده‌اى بر آن مترتب شود، جایز نیست. ” (۲)

با توجه به این اصل مهم، بر مدیر خانواده واجب است تا با کنترل و مدیریت صحیح، مانع از برقراری چنین ارتباط‌هایی شود که گاه دیده می‌شود به نام میهمانی و جشن تولد و … به وقوع می‌پیوندد.

منبع: سایت راسخون؛  اُمید پیشگر

موقعیت خانه سالمندان در قرآن

خانه سالمندان، از پدیده‌های نوظهور است که سالهاست در شهر و دیار ما جایی را هم برای خود باز کرده است. دیدگاه‌های مردم درباره این مکان، گوناگون است برخی با جدیت تمام از لزوم آن دفاع می‌کنند و برخی از اصل با آن مخالفند و برخی هم نظری بینابین دارند.

به راستی تکلیف چیست؟ با پدر و مادری که از کار افتاده اند و دیگر توان اداره خود را ندارند چه باید کرد؟ آن هم در وانفسای امروز؛ زندگی آپارتمانی و دو شغله بودن مرد و گرفتار بودن زن و درس بچه‌ها و … اگر توقعات ویژه سن پیری را هم به آن اضافه کنیم شاید حرف موافقان جدی این طرح چندان بی‌راه هم نباشد. چه کنیم که حرف دسته دوم هم خیلی بی‌راه نیست؛ چرا که می‌گویند: بالاخره آنها پدر و مادر مایند؛ عمری زحمت ما را کشیده اند و حالا که به کمک ما نیاز دارند این بی‌انصافی است که ما آنها را به خانه سالمندان سپرده و از خودمان دورشان کنیم. دسته اول در پاسخ می‌گویند: ایشان رسیدگی می‌خواهند و با پولی که ما به آنجا می‌دهیم این هدف تامین می‌شود؛ ما که آنها را رها نکردیم و به آنها بی‌توجه نیستیم و …

شما طرفدار کدام دسته‌اید؟

ما قبل از اعلام طرفداری از گروهی؛ این سوال را از قرآن؛ کتاب زندگی می‌پرسیم و نظر او را در این باره جویا می‌شویم. قرآن عزیز به ما بگو وقتی پدر یا مادر به سن پیری رسیدند و به اصطلاح از کار افتاده شده و نیاز به رسیدگی پیدا کردند تکلیف ما چیست؟

پاسخی که قرآن کریم به ما می‌دهد آیات ۲۳ و ۲۴ سوره مبارکه اسراء است:

وَ قَضى‏ رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً * وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلّ‏ِ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُل رَّبّ‏ِ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانىِ صَغِیرًا.

و پروردگارت فرمان قاطع داده است که: جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکى کنید هرگاه یکى از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیرى رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اف مگوى و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن، و به آنان سخنى نرم و شایسته [و بزرگوارانه‏] بگو. و براى هر دو از روى مهر و محبت، بال فروتنى فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آنکه مرا در کودکى تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده.

در معنای «خَفض جَناح» گفته اند: حالتی است که پرنده برای مراقبت و حفاظت از جوجه هایش به خود می‌گیرد که تعبیر فارسی آن می‌شود زیر بال و پر گرفتن. طبق این دستور قرآنی بر فرزند واجب است که والدین خود را زیر بال و پر گرفته و از ایشان مراقبت کند و از سپردن آنها به خانه سالمندان پرهیز نماید.

برخی نکات نهفته در این آیات

۱- خداوند متعال با تاکیدهای متعدد دستور به احسان و نیکی نسبت به پدر و مادر را مطرح کرده است که یکی از این تاکیدها قرار دادن آن در کنار مهمترین پیام اسلام یعنی توحید است. خداوند متعال بلافاصله پس از دستور به یکتاپرستی که اساسی ترین دستور اسلام است دستور احسان به والدین را مطرح می‌کند که این تقارن، نشان از اهمیت فوق العاده آن است.

۲- «اُفّ» در لغت به معنای چرک گوش است که در عین کمی و کوچکی باعث تنفر می‌شود ولی عرب این واژه را در هر چیزی که باعث رنجش شود به کار می‌برد.(۱) بنابراین وقتی می‌فرماید به آنها «اُفّ» نگویید یعنی کوچکترین حرفی که باعث رنجش آنها شود هم به آنها نگویید.

۳- « نَهر» که «لا تَنْهَرْهُما» از آن گرفته شده معنایش به شدت راندن و از خود دور کردن است (۲) که این کار گاهی با فریاد زدن همراه است و گاهی بلندکردن صدا و گاهی هم با خشن کردن صدا (۳) به هر حال قرآن کریم در این فراز ما را از راندن و دور کردن پدر و مادر بر حذر داشته و از چنین کاری نهی می‌کند.

۴- وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً؛ هر چند در این فراز امر به کریمانه سخن گفتن با آنهاست اما به نظر این دستور در سخن گفتن محدود نشده و تمام رفتار و معاشرت با والدین را در برمی گیرد.

در آیه ۸۳ سوره بقره بعد از بیان چند دستور آمده است: «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً». هر چند معنای ظاهری آن این است که «با مردم به نیکی سخن بگویید»؛ اما علامه طباطبایی(ره) در تفسیر آن می‌نویسد: این تعبیر کنایه از حسن معاشرت با مردم‏ است.(۴) با استفاده از این تفسیر می‌توان گفت که منظور از گفتار کریمانه با والدین در این آیه نیز معاشرت کریمانه با آنهاست.

۵- معاشرت کریمانه به معنای اطعام و پوشاندن و جا دادن و … نیست. اینها خدماتی هستند که می‌توانند با اکرام همراه باشند یا نباشند. این معنا را می‌توان در مثال مهمان به خوبی درک کرد.

وظیفه ما در قبال مهمان اکرام اوست؛ بنابراین هر رفتاری که با اکرام او سازگاری نداشته باشد باید ترک شود. کسی که غذای خوب برای مهمان تهیه می‌کند؛ اما او با بی‌احترامی صدا کرده و به آمدن سر سفره فرا می‌خواند چنین کسی مهمان را اطعام کرده ولی هرگز اکرام نکرده است.

از همین فراز می‌توان استفاده کرد کسی که پدر یا مادر خود را به خانه سالمندان می‌برد با فرض رسیدگی عالی در آن مکان؛ پدر یا مادر خود را اطعام می‌کند؛ نه اکرام.

۶- در معنای «خَفض جَناح» گفته اند: حالتی است که پرنده برای مراقبت و حفاظت از جوجه هایش به خود می‌گیرد که تعبیر فارسی آن می‌شود زیر بال و پر گرفتن.(۵)

طبق این دستور قرآنی بر فرزند واجب است که والدین خود را زیر بال و پر گرفته و از ایشان مراقبت کند و از سپردن آنها به خانه سالمندان پرهیز نماید.

«اُفّ» در لغت به معنای چرک گوش است که در عین کمی و کوچکی باعث تنفر می‌شود ولی عرب این واژه را در هر چیزی که باعث رنجش شود به کار می‌برد. بنابراین وقتی می‌فرماید به آنها «اُفّ» نگویید یعنی کوچکترین حرفی که باعث رنجش آنها شود هم به آنها نگویید.

پنج آموزه‌ای که از این آیات به دست می‌آید

بنابراین قرآن کریم در این دو آیه؛ به پنج اصل در رفتار با پدر و مادر اشاره می‌کند:

الف. کوچکترین بدی هم در حق آنها روا نیست.

ب. از طرد و دور کردن آنها پرهیز شود.

ج. برخورد با آنها در تمام رمینه‌ها باید کریمانه باشد.

د. وقتی ناتوان شدند بر فرزند واجب است از آنها حفاظت کرده و در مراقبت از آنها بکوشد.

و. بهترین درخواست‌ها که درخواست رحمت است را از خدای متعال برای ایشان بخواهد.

خلاصه بحث

گذاشتن والدین در خانه سالمندان و واگذار کردن امور آنها به متصدیان آنجا با آموزه‌های قرآن همخوانی ندارد و ما تا زنده‌ایم و نفس می‌کشیم موظفیم خود شخصا در خدمت پدر و مادر باشیم. این سخن به معنای تخریب و تعطیلی این مکانها نیست؛ بلکه به معنای آن است که این گونه مراکز تنها به کسانی اختصاص داشته باشد که به دلایلی کاملا تنها هستند و هیچ کسی را ندارند که آنها را سرپرستی کند.

پی‌نوشت‌ها

۱-لسان العرب، ج۹، ص۷

۲-المفردات، ج۱، ص۸۲۶

۳-المیزن، ج۱۳، ص۸۰

۴-همان، ج۱، ص۲۱۹

۵-ر.ک به المیزان، ج۱۳، ص۸۱

منبع: بخش قرآن تبیان؛ امید پیشگر