امام جعفر صادق (ع)

نوشته‌ها

احادیث منتخب از امام جعفر صادق علیه السلام

۱– قالَ الإمامُ جَعْفَرُ بنُ محمّد الصّادقُ (علیه السلام) :

حَدیثی حَدیثُ أبى، وَ حَدیثُ أبى حَدیثُ جَدى، وَ حَدیثُ جَدّى حَدیثُ الْحُسَیْنِ، وَ حَدیثُ الْحُسَیْنِ حَدیثُ الْحَسَنِ، وَ حَدیثُ الْحَسَنِ حَدیثُ أمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَ حَدیثُ أمیرَالْمُؤْمِنینَ حَدیثُ رَسُولِ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم)، وَ حَدیثُ رَسُولِ اللهِ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ.[۱]

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: سخن و حدیث من همانند سخن پدرم مى باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نیز مانند سخن حسین و نیز سخن او با سخن حسن یکى است و سخن حسن همانند سخن امیرالمؤمنین علىّ و کلام او از کلام رسول خدا مى باشد، که سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود.

۲- قالَ(علیه السلام): مَنْ حَفِظَ مِنْ شیعَتِنا أرْبَعینَ حَدیثاً بَعَثَهُ اللهُ یَوْمَ الْقیامَهِ عالِماً فَقیهاً وَلَمْ یُعَذِّبْهُ.[۲]

فرمود: هرکس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ کند ـ و به آن ها عمل نماید ـ، خداوند او را دانشمندى فقیه در قیامت محشور مى گرداند و عذاب نمى شود.

۳- قالَ (علیه السلام): قَضاءُ حاجَهِ الْمُؤْمِنِ أفْضَلُ مِنْ ألْفِ حَجَّه مُتَقَبَّله بِمَناسِکِها، وَ عِتْقِ ألْفِ رَقَبَه لِوَجْهِ اللهِ، وَ حِمْلانِ ألْفِ فَرَس فى سَبیلِ اللهِ بِسَرْجِها وَ لَحْمِها.[۳]

فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندى هاى مؤمن از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است.

۴- قالَ (علیه السلام): أَوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاهُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَیْهِ سائِرُ عَمَلِهِ.[۴]

فرمود: اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.

۵- قالَ (علیه السلام): إذا فَشَتْ أرْبَعَهٌ ظَهَرَتْ أرْبَعَهٌ: إذا فَشا الزِّنا کَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إذا اُمْسِکَتِ الزَّکاهُ هَلَکَتِ الْماشِیَهُ، وَ إذا جارَ الْحُکّامُ فِى الْقَضاءِ اُمْسِکَ الْمَطَرُ مِنَ السَّماءِ، وَ إذا ظَفَرَتِ الذِّمَهُ نُصِرُ الْمُشْرِکُونَ عَلَى الْمُسْلِمینَ.[۵]

فرمود: هنگامى که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پدید آید:

چنانچه زنا رایج گردد زلزله ـ و مرگ ناگهانى ـ فراوان شود.

چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود حیوانات نابود شود.

اگر حاکمان جامعه و قُضات ستم و بى عدالتى نمایند باران ـ رحمت خداوند ـ نمى بارد.

و اگر اهل ذمّه تقویت شوند مشرکین بر مسلمین پیروز آیند.

۶- قالَ (علیه السلام): مَنْ عابَ أخاهُ بِعَیْب فَهُوَ مِنْ أهْلِ النّارِ.[۶]

فرمود: هرکس برادر ـ ایمانى خود را برچسبى بزند و او ـ را متّهم کند از اهل آتش خواهد بود.

۷- قالَ (علیه السلام): الصَّمْتُ کَنْزٌ وافِرٌ، وَ زَیْنُ الْحِلْمِ، وَ سَتْرُالْجاهِلِ.[۷]

فرمود: سکوت همانند گنجى پربهاء، زینت بخش حلم و بردبارى است; و نیز سکوت، سرپوشى بر آبروى شخص نادان و جاهل مى باشد.

۸- قالَ (علیه السلام): اِصْحَبْ مَنْ تَتَزَیَّنُ بِهِ، وَ لا تَصْحَبْ مَنْ یَتَزَّیَنُ لَکَ.[۸]

فرمود: با کسى دوستى و رفت و آمد کن که موجب عزّت و سربلندى تو باشد، و با کسى که مى خواهد از تو بهره ببرد و خودنمائى مى کند همدم مباش.

۹- قالَ (علیه السلام): کَمالُ الْمُؤْمِنِ فى ثَلاثِ خِصال: الْفِقْهُ فى دینِهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَهِ، وَالتَّقْدیرُ فِى الْمَعیشَهِ.[۹]

فرمود: شخصیّت و کمال مؤمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احکام دین، صبر در مقابل شداید و ناملایمات، زندگى او همراه با حساب و کتاب و برنامه ریزى دقیق باشد.

۱۰- قالَ (علیه السلام): عَلَیْکُمْ بِإتْیانِ الْمَساجِدِ، فَإنَّها بُیُوتُ اللهِ فِى الاْءرْضِ، و مَنْ أتاها مُتَطَهّراً طَهَّرَهُ اللهُ مِنْ ذُنُوبِهِ، وَ کُتِبَ مِنْ زُوّارِهِ.[۱۰]

فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون که آن ها خانه خداوند بر روى زمین است; و هر کسى که با طهارت وارد آن شود خداوند متعال او را از گناهان تطهیر مى نماید و در زمره زیارت کنندگانش محسوب مى شوند.

۱۱- قالَ (علیه السلام): مَن قالَ بَعْدَ صَلوهِ الصُّبْحِ قَبْلَ أنْ یَتَکَلَّمَ: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ إلاّ بِاللهِ الْعَلىّ الْعَظیمِ» یُعیدُها سَبْعَ مَرّات، دَفَعَ اللهُ عَنْهُ سَبْعینَ نَوْعاً مِنْ أنْواعِ الْبَلاءِ، أهْوَنُهَاالْجُذامُ وَالْبَرَصُ.[۱۱]

فرمود: هر کسى بعد از نماز صبح پیش از آن که سخنى مطرح کند، هفت مرتبه بگوید: «بسم الله الرّحمن الرّحیم، لا حول و لا قوّه إلاّ بالله العلیّ العظیم» خداوند متعال هفتاد نوع بلا از او دور گرداند که ساده ترین آن ها مرض پیسى و جذام باشد.

۱۲- قالَ (علیه السلام): مَنْ تَوَضَّأَ وَ تَمَنْدَلَ کُتِبَتْ لَهُ حَسَنَهٌ، وَ مَنْ تَوَضَّأَ وَلَمْ یَتَمَنْدَلْ حَتّى یَجُفَّ وُضُوئُهُ، کُتِبَ لَهُ ثَلاثُونَ حَسَنَهً.[۱۲]

فرمود: هرکس وضو بگیرد و با حوله خشک نماید یک حسنه دارد و چنانچه خشک نکند سى حسنه خواهد داشت.

۱۳- قالَ (علیه السلام): لاَفْطارُکَ فى مَنْزِلِ أخیکَ أفْضَلُ مِنْ صِیامِکَ سَبْعینَ ضِعْفاً.[۱۳]

فرمود: اگر افطارى روزه ات را در منزل برادر – مؤمنت – ، انجام بدهى ثوابش هفتاد برابر اصل روزه است.

۱۴- قالَ (علیه السلام): إذا أفْطَرَ الرَّجُلُ عَلَى الْماءِ الْفاتِرِ نَقى کَبِدُهُ، وَ غَسَلَ الذُّنُوبَ مِنَ الْقَلْبِ، وَ قَوىَّ الْبَصَرَ وَالْحَدَقَ.[۱۴]

فرمود: چنانچه انسان روزه خود را با آب جوش افطار نماید کبدش پاک و سالم باقى مى ماند، و قلبش از کدورت ها تمیز و نور چشمش قوى و روشن مى گردد.

۱۵- قالَ (علیه السلام): مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ فِى الْمُصْحَفِ مُتِّعَ بِبَصَرِهِ، وَ خُنِّفَ عَلى والِدَیْهِ وَ إنْ کانا کافِرَیْنِ.[۱۵]

فرمود: هر که قرآن شریف را از روى آن قرائت نماید بر روشنائى چشمش افزوده گردد; و نیز گناهان پدر و مادرش سبک شود گرچه کافر باشند.

۱۶- قالَ (علیه السلام): مَنْ قَرَءَ (قُلْ هُوَاللهُ أحَدٌ) مَرَّهً واحِدَهً فَکَأنَّما قَرَءَ ثُلْثَ الْقُرآنِ وَ ثُلْثَ التُّوراهِ وَ ثُلْثَ الاْنْجیلِ وَ ثُلْثَ الزَّبُورِ.[۱۶]

فرمود: هر که یک مرتبه سوره توحید را تلاوت نماید، همانند کسى است که یک سوّم قرآن و تورات و انجیل و زبور را خوانده باشد.

۱۷- قالَ (علیه السلام): إنَّ لِکُلِّ ثَمَرَه سَمّاً، فَإذا أتَیْتُمْ بِها فأمسُّوهَاالْماء، وَاغْمِسُوها فِى الْماءِ.[۱۷]

فرمود: هر نوع میوه و ثمره اى، مسموم و آغشته به میکرب ها است; هر گاه خواستید از آن ها استفاده کنید با آب بشوئید.

۱۸- قالَ (علیه السلام): عَلَیْکُمْ بِالشَّلْجَمِ، فَکُلُوهُ وَأدیمُوا أکْلَهُ، وَاکْتُمُوهُ إلاّ عَنْ أهْلِهِ، فَما مِنْ أحَد إلاّ وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذامِ، فَأذیبُوهُ بِأکْلِهِ.[۱۸]

فرمود: شلغم را اهمیّت دهید و مرتّب آن را میل نمائید و آن را به مخالفین معرّفى نکنید، شلغم رگ جذام را قطع و نابود مى سازد.

۱۹- قالَ (علیه السلام): یُسْتَجابُ الدُّعاءُ فى أرْبَعَهِ مَواطِنَ: فِى الْوِتْرِ، وَ بَعْدَ الْفَجْرِ، وَ بَعْدَالظُّهْرِ، وَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ.[۱۹]

فرمود: در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد: هنگام نماز وِتر، بعد از نماز صبح، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب.

۲۰- قالَ (علیه السلام): مَنْ دَعا لِعَشْرَه مِنْ إخْوانِهِ الْمَوْتى لَیْلَهَ الْجُمُعَهِ أوْجَبَ اللهُ لَهُ الْجَنَّهَ.[۲۰]

فرمود: هرکس که در شب جمعه براى ده نفر از دوستان مؤمن خود که از دنیا رفته اند دعا و طلب مغفرت نماید، از اهل بهشت قرار خواهد گرفت.

۲۱- قالَ (علیه السلام): مِشْطُ الرَّأسِ یَذْهَبُ بِالْوَباءِ، وَ مِشْطُاللِّحْیَهِ یُشَدِّدُ الاْضْراسَ.[۲۱]

فرمود: شانه کردن موى سر موجب نابودى وَبا ـ و مانع ریزش مو ـ مى گردد، و شانه کردن ریش و محاسن ریشه دندان ها را محکم مى نماید.

۲۲- قالَ (علیه السلام): أیُّما مُؤْمِن سَئَلَ أخاهُ الْمُؤْمِنَ حاجَهً وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلى قَضائِها فَرَدَّهُ عَنْها، سَلَّطَ اللهُ عَلَیْهِ شُجاعاً فى قَبْرِهِ، یَنْهَشُ مِنْ أصابِعِهِ.[۲۲]

فرمود: چنانچه مؤمنى از برادر ایمانیش حاجتى را طلب کند و او بتواند خواسته اش را برآورد و انجام ندهد، خداوند در قبرش یک افعى بر او مسلّط گرداند که هر لحظه او را آزار رساند.

۲۳- قالَ (علیه السلام): وَلَدٌ واحِدٌ یَقْدِمُهُ الرَّجُلُ، أفْضَلُ مِنْ سَبْعینَ یَبْقُونَ بَعْدَهُ، شاکینَ فِى السِّلاحِ مَعَ الْقائِمِ (عَجَّلَ اللهُ تَعالى فَرَجَهُ الشَّریف).[۲۳]

فرمود: اگر انسانى یکى از فرزندانش را پیش از خود ـ به عالم آخرت ـ بفرستد بهتر از آن است که چندین فرزند به جاى گذارد و در رکاب امام زمان (علیه السلام) با دشمن مبارزه کنند.

۲۴- قالَ (علیه السلام): إذا بَلَغَکَ عَنْ أخیکَ شَیْىءٌ فَقالَ لَمْ أقُلْهُ فَاقْبَلْ مِنْهُ، فَإنَّ ذلِکَ تَوْبَهٌ لَهُ. وَ قالَ (علیه السلام): إذا بَلَغَکَ عَنْ أخیکَ شَیْىءٌ وَ شَهِدَ أرْبَعُونَ أنَّهُمْ سَمِعُوهُ مِنْهُ فَقالَ: لَمْ أقُلْهُ، فَاقْبَلْ مِنْهُ.[۲۴]

فرمود: چنانچه شنیدى که برادرت ـ یا دوستت ـ چیزى بر علیه تو گفته است و او تکذیب کرد قبول کن. همچنین فرمود: اگر چیزى را از برادرت بر علیه خودت شنیدى و نیز چهل نفر شهادت دادند، ولى او تکذیب کرد و گفت: من نگفته ام، حرف او را بپذیر.

۲۵- قالَ (علیه السلام): لا یَکْمُلُ إیمانُ الْعَبْدِ حَتّى تَکُونَ فیهِ أرْبَعُ خِصال: یَحْسُنُ خُلْقُهُ، وَ سَیْتَخِفُّ نَفْسَهُ، وَ یُمْسِکُ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ، وَ یُخْرِجَ الْفَضْلَ مِنْ مالِهِ.[۲۵]

فرمود: ایمان انسان کامل نمى گردد مگر آن که چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش ـ حقّ اللّه و حقّ النّاس ـ را بپردازد.

۲۶-الَ (علیه السلام): داوُوا مَرْضاکُمْ بِالصَّدَقَهِ، وَ ادْفَعُوا أبْوابَ الْبَلایا بِالاْسْتِغْفارِ.[۲۶]

فرمود: مریضان خود را به وسیله پرداخت صدقه مداوا و معالجه نمائید، و بلاها و مشکلات را با استغفار و توبه دفع کنید.

۲۷- قالَ (علیه السلام): إنَّ اللهَ فَرَضَ عَلَیْکُمُ الصَّلَواتِ الْخَمْسِ فى أفْضَلِ السّاعاتِ، فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعاءِ فى إدْبارِ الصَّلَواتِ.[۲۷]

فرمود: خداوند متعال پنج نماز در بهترین اوقات را بر شما واجب گرداند، پس سعى کنید حوایج و خواسته هاى خود را پس از هر نماز با خداوند مطرح و درخواست کنید.

۲۸- قالَ (علیه السلام): کُلُوا ما یَقَعُ مِنَ الْمائِدَهِ فِى الْحَضَرِ، فَإنَّ فیهِ شِفاءٌ مِنْ کُلِّ داء، وَلا تَأکُلُوا مایَقَعُ مِنْها فِى الصَّحارى.[۲۸]

فرمود: هنگام خوردن غذا در منزل، آنچه که اطراف سفره و ظرف مى ریزد جمع کنید و میل نمائید که در آن ها شفاى دردهاى درونى است، ولى چنانچه در بیابان سفره انداختید; اضافه هاى آن را رها کنید ـ براى جانوران ـ .

۲۹- قالَ (علیه السلام): أرْبَعَهٌ مِنْ أخْلاقِ الاْنْبیاءِ: الْبِرُّ، وَ السَّخاءُ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَهِ، وَ الْقِیامُ بِحَقِّ الْمُؤمِنِ.[۲۹]

فرمود: چهار چیز از اخلاق پسندیده پیغمبران الهى است: نیکى، سخاوت، صبر و شکیبائى در مصائب و مشکلات، اجراء حقّ و عدالت بین مؤمنین.

۳۰- قالَ (علیه السلام): إمْتَحِنُوا شیعتَنا عِنْدَ ثَلاث: عِنْدَ مَواقیتِ الصَّلاهِ کَیْفَ مُحافَظَتُهُمْ عَلَیْها، وَ عِنْدَ أسْرارِهِمْ کَیْفَ حِفْظُهُمْ لَها عِنْدَ عَدُوِّنا، وَ إلى أمْوالِهِمْ کَیْفَ مُواساتُهُمْ لاِخْوانِهِمْ فیها.[۳۰]

فرمود: شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمائید:

۱ ـ مواقع نماز، چگونه رعایت آن را مى نمایند.

۲ ـ اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهدارى مى کنند.

۳ ـ نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگى مى کنند و حقوق خود را مى پردازند.

۳۱- قالَ (علیه السلام): مَنْ مَلَکَ نَفْسَهُ إذا رَغِبَ، وَ إذا رَهِبَ، وَ إذَااشْتَهى، وإذا غَضِبَ وَ إذا رَضِىَ، حَرَّمَ اللهُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ.[۳۱]

فرمود: هر که در چهار موقع، مالک نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى، هنگام سختى و تنگ دستى، هنگام اشتهاء و آرزو و هنگام خشم و غضب; خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند.

۳۲- قالَ (علیه السلام): إنَّ النَّهارَ إذا جاءَ قالَ: یَابْنَ آدَم، أعْجِلْ فى یَوْمِکَ هذا خَیْراً، أشْهَدُ لَکَ بِهِ عِنْدَ رَبِّکَ یَوْمَ الْقیامَهِ، فَإنّى لَمْ آتِکَ فیما مَضى وَلاآتیکَ فیما بَقِىَ، فَإذا جاءَاللَّیْلُ قالَ مِثْلُ ذلِکَ.[۳۲]

فرمود: هنگامى که روز فرا رسد گوید: تا مى توانى در این روز از کارهاى خیر انجام بده که من در قیامت در پیشگاه خداوند شهادت مى دهم و بدان که من قبلا در اختیار تو نبودم و در آینده نیز پیش تو باقى نخواهم ماند، همچنین هنگامى که شب فرارسد چنین زبان حالى را خواهد داشت.

۳۳- قالَ (علیه السلام): یَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ أنْ یَکُونَ فیهِ ثَمان خِصال:

وَقُورٌ عِنْدَ الْهَزاهِزِ، صَبُورٌ عِنْدَ الْبَلاءِ، شَکُورٌ عِنْدَ الرَّخاءِ، قانِعٌ بِما رَزَقَهُ اللّهُ، لا یَظْلِمُ الاْعْداءَ، وَ لا یَتَحامَلُ لِلاْصْدِقاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ فى تَعِبٌ، وَ النّاسُ مِنْهُ فى راحَه.[۳۳]

فرمود: سزاوار است که هر شخص مؤمن در بردارنده هشت خصلت باشد: هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام، هنگام بلاها و آزمایش ها بردبار و صبور، هنگام رفاه و آسایش شکرگزار، به آنچه خداوند روزیش گردانده قانع باشد.

دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذیّت قرار ندهد، بر دوستان برنامه اى را تحمیل ننماید، جسمش خسته; ولى دیگران از او راحت و از هر جهت در آسایش باشند

۳۴- قالَ (علیه السلام): من ماتَ یَوْمَ الْجُمُعَهِ عارِفاً بِحَقِّنا عُتِقَ مِنَ النّارِ وَ کُتِبَ لَهُ بَرائَهٌ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ.[۳۴]

فرمود: هرکس که در روز جمعه فوت نماید و از دنیا برود; و عارف به حقّ ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت (علیه  السلام) ـ باشد، از آتش سوزان دوزخ آزاد مى گردد; و نیز از عذاب شب اوّل قبر در امان خواهد بود.

۳۵- قالَ (علیه السلام): إنَّ الرَّجُلَ یَذْنِبُ الذَّنْبَ فَیَحْرُمُ صَلاهَ اللَّیْلِ، إنَّ الْعَمَلَ السَّیِّىءَ أسْرَعُ فى صاحِبِهِ مِنَ السِّکینِ فِى اللَّحْمِ.[۳۵]

فرمود: چه بسا شخصى به وسیله انجام گناهى از نماز شب محروم گردد، همانا تأثیر گناه در ـ روان ـ انسان سریع تر از تأثیر چاقو در گوشت است.

۳۶- قالَ (علیه السلام): لا تَتَخَلَّلُوا بِعُودِالرَّیْحانِ وَ لا بِقَضیْبِ الرُّمانِ، فَإنَّهُما یُهَیِّجانِ عِرْقَ الْجُذامِ.[۳۶]

فرمود: به وسیله چوب ریحان و چوب انار، دندان هاى خود را خلال نکنید، زیرا که تحریک کننده عوامل مرض جذام و پیسى مى باشد.

۳۷- قالَ (علیه السلام): تَقْلیمُ الأظْفارِ یَوْمَ الْجُمُعَهِ یُؤمِنُ مِنَ الْجُذامِ وَ الْبَرَصِ وَ الْعَمى، وَ إنْ لَمْ تَحْتَجْ فَحَکِّها حَکّاً. وَ قالَ (علیه السلام): أخْذُ الشّارِبِ مِنَ الْجُمُعَهِ إلَى الْجُمُعَهِ أمانٌ مِنَ الْجُذامِ.[۳۷]

فرمود: کوتاه کردن ناخن ها در روز جمعه موجب سلامتى از جذام و پیسى و ضعف بینائى چشم خواهد شد و اگر امکان کوتاه کردن آن نباشد سر آن ها را بتراش.

و نیز فرمود: کوتاه کردن سبیل در هر جمعه سبب ایمنى از مرض جذام مى شود.

۳۸- قالَ (علیه السلام): إذا أوَیْتَ إلى فِراشِکَ فَانْظُرْ ماسَلَکْتَ فى بَطْنِکَ، وَ ما کَسَبْتَ فى یَوْمِکَ، وَ اذْکُرْ أنَّکَ مَیِّتٌ، وَ أنَّ لَکَ مَعاداً.[۳۸]

فرمود: در آن هنگامى که وارد رختخواب خود مى شوى، با خود بیندیش که در آن روز چه نوع خوراکى ها و آشامیدنى ها از چه راهى به دست آورده اى و میل نموده اى.

و در آن روز چه چیزهائى را چگونه و از چه راهى کسب و تحصیل کرده اى; و در هر حال متوجّه باش که مرگ تو را مى رباید; و سپس در صحراى محشر ـ جهت بررسى گفتار و کردارت ـ حاضر خواهى شد.

۳۹- قالَ (علیه السلام): إنَّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إثْنَیْ عَشَرَ ألْفَ عالَم، کُلُّ عالَم مِنْهُمْ أکْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَموات وَ سَبْعِ أرَضینَ، ما یُرى عالَمٌ مِنْهُمْ أنّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عالَماً غَیْرُهُمْ وَ أنَاالْحُجَّهُ عَلَیْهِمْ.[۳۹]

فرمود: همانا خداوند متعال، دوازده هزار جهان آفریده است که هر یک از آن ها نسبت به آسمان ها و زمین هاى هفت گانه بزرگ تر مى باشد; و من ـ و دیگر ائمّه دوازده گانه ـ از طرف خداوند بر همه آن ها حجّت و راهنما هستیم.

۴۰- قالَ (علیه السلام): حَدیثٌ فى حَلال وَ حَرام تَأخُذُهُ مِنْ صادِق خَیْرٌ مِنَ الدُّنْیا وَ ما فیها مِنْ ذَهَب وَفِضَّه.[۴۰]

فرمود: سخنى را درباره مسائل حلال و حرام و احکام دین خدا، از راست گوى مؤمنى دریافت کنى; بهتر و ارزشمندتر است از تمام دنیا و ثروت هاى آن.

پاورقى ها:

[۱] – جامع الاحادیث الشیعه: ج ۱ ص ۱۲۷ ح ۱۰۲، بحارالأنوار: ج ۲، ص ۱۷۸، ح ۲۸٫

[۲] – أمالى الصدوق: ص ۲۵۳٫

[۳] – أمالى الصدوق: ص ۱۹۷٫

[۴] – وسائل الشیعه: ج ۴ ص ۳۴ ح ۴۴۴۲٫

[۵] – وسائل الشیعه: ج ۸ ص ۱۳٫

[۶] – اختصاص: ص ۲۴۰، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۲۶۰، ح ۵۸٫

[۷] – مستدرک الوسائل: ج ۹ ص ۱۶ ح ۴٫

[۸] – وسائل الشیعه: ج ۱۱ ص ۴۱۲٫

[۹] – أمالى طوسى: ج ۲ ص ۲۷۹٫

[۱۰] – وسائل الشیعه: ج ۱ ص ۳۸۰ ح ۲٫

[۱۱] – امالى طوسى: ج ۲ ص ۳۴۳٫

[۱۲] – وسائل الشیعه: ج ۱ ص ۴۷۴ ح ۵٫

[۱۳] – من لایَحضره الفقیه: ج ۲ ص ۵۱ ح ۱۳٫

[۱۴] – وسائل الشیعه: ج ۱۰ ص ۱۵۷ ح ۳٫

[۱۵] – وسائل الشیعه: ج ۶ ص ۲۰۴ ح ۱٫

[۱۶] – وسائل الشیعه: ج ۶ ص ۲۲۵ ح ۱۰٫

[۱۷] – وسائل الشیعه: ج ۲۵ ص ۱۴۷ ح ۲٫

[۱۸] – وسائل الشیعه: ج ۲۵ ص ۲۰۸ ح ۴٫

[۱۹] – جامع احادیث الشیعه: ج ۵ ص ۳۵۸ ح ۱۲٫

[۲۰] – جامع احادیث الشیعه: ج ۶ ص ۱۷۸ ح ۷۸٫

[۲۱] – وسائل الشیعه: ج ۲ ص ۱۲۴ ح ۱٫

[۲۲] – أمالى طوسى: ج ۲، ص ۲۷۸، س ۹، وسائل الشیعه: ج ۱۶، ص ۳۶۰، ح ۱۰٫

[۲۳] – شیخ صدوق ،ثواب الأعمال ص ۱۹۶٫

[۲۴] – مصادقه الاخوان: ص ۸۲٫

[۲۵] – امالی طوسى: ج ۱ ص ۱۲۵٫

[۲۶] – مستدرک الوسائل: ج ۷ ص ۱۶۳ ح ۱٫

[۲۷] – مستدرک الوسائل: ج ۶ ص ۴۳۱ ح ۶٫

[۲۸] – مستدرک الوسائل: ج ۱۶ ص ۲۸۸ ح ۱٫

[۲۹] – أعیان الشّیعه: ج ۱، ص ۶۷۲، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۲۶۰، ذیل ح ۱۰۸ .

[۳۰] – وسائل الشیعه: ج ۴ ص ۱۱۲٫

[۳۱] – وسائل الشیعه: ج ۱۵ ص ۱۶۲ ح ۸٫

[۳۲] – وسائل الشیعه: ج ۱۶ ص ۹۳ ح ۲٫

[۳۳] – اصول کافى: ج ۲، ص ۴۷، ح ۱، ص ۲۳۰، ح ۲، و نزهه النّاظر حلوانى: ص ۱۲۰، ح ۷۰٫

[۳۴] – مستدرک الوسائل: ج ۶ ص ۶۶ ح ۲۲٫

[۳۵] – اصول کافى: ج ۲ ص ۲۷۲٫

[۳۶] – أمالى صدوق: ص ۳۲۱، بحارالأنوار: ج ۶۶، ص ۴۳۷، ح ۳ .

[۳۷] – وسائل الشیعه: ج ۷ ص ۳۶۳ و ۳۵۶٫

[۳۸] – دعوات راوندى ص ۱۲۳، ح ۳۰۲، بحارالأنوار: ج ۷۱، ص ۲۶۷، ح ۱۷٫

[۳۹] – خصال: ص ۶۳۹، ح ۱۴، بحارالأنوار: ج ۲۷، ص ۴۱، ح ۱٫

[۴۰] – الإمام الصّادق (علیه السلام): ص ۱۴۳٫

شيعه اماميه اثني عشريه

اماميه معتقدين به امامت ائمه دوازدگانه از حضرت علي ـ عليه السلام ـ تا امام مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه ـ مي باشند و هرجا اماميه به صورت مطلق عنوان گردد و يا لفظ شيعه به صورت مطلق بيان شود منظور اثني عشريه هستند.

آنها را شيعه جعفري يا جعفريه، اهل ايمان، اصحاب الانتظار، قائميه نيز ناميده اند.

اماميه به نص جلّي و صريح پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ درباره امامت علي ـ عليه السلام ـ و يازده فرزندش اعتقاد دارند و امامت به عقيده آنها امامت و ولايت عامه مسلمانان است درامور دين و دنيا كه به نيابت از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ به آنها واگذار شده است زيرا آنها معتقدند كه بر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ عقلاً واجب است كه براي خود جانشيني انتخاب كند.

شيعه اماميه از همان آغاز در مقابل سبعيه (هفت اماميه) اثني عشريه خوانده شده اند.[1]

نام دوازده امام اثني عشريه به ترتيب عبارت اند از: 1. امام علي ـ عليه السلام ـ، 2. امام حسن ـ عليه السلام ـ، 3. امام حسين ـ عليه السلام ـ، 4 امام علي بن حسين ـ عليه السلام ـ، 5. امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ، 6. امام جعفر صادق ـ عليه السلام ـ، 7. امام موسي كاظم ـ عليه السلام ـ، 8. امام رضا ـ عليه السلام ـ، 9. امام جواد ـ عليه السلام ـ، 10. امام علي النقي ـ عليه السلام ـ، 11. امام حسن عسگري ـ عليه السلام ـ، 12. امام مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه ـ كه داراي دو غيبت صغري و كبري مي باشد كه غيبت كبري از سال 329 قمري شروع شده و تا امروز ادامه دارد. شيعه اثني عشريه،‌ امامان خود را مانند پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ ملهم از جانب خدا مي دانند و امامت را رياست عامه مي دانند و مقام وي را مافوق بشر عادي و قائم آل محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ، پس از بروز علائمي كه از جانب پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه پيشين از او بيان شده ظهور خواهد كرد.[2]

شيعه اثني عشريه داراي فقه پويا و كامل است كه مجموعه احاديث آنان در چهار كتاب به نام هاي كافي، تهذيب، من لا يحضره الفقيه و استبصار جمع آوري شده است و مباني فقهي آنان بر چهار اصل قرآن، سنت، عقل، و اجماع استوار است.

از مسائل خاص شيعه كه آنها را از اهل سنت و بسياري از فِرق اسلامي ديگر متمايز مي سازد عبارتند از:

امامت و ولايت بلافصل علي ـ عليه السلام ـ و اولادش، عصمت در انبياء و ائمه ـ عليهم السّلام ـ ، تقيه، بداء، رجعت و متعه كه بطور خلاصه به آنها اشاره مي شود.[3]

امامت

امامت در بين مكاتب كلامي، اماميه تنها گروهي هستند كه امامت را از اصول دين خود به شمار مي آورند و بر آن تأكيد فراوان دارند.

ديگر مكاتب كلامي امامت را از فروع دين مي شمارند به علاوه مفهوم «امت» و «امامت» درتفكر شيعه اماميه به كلي با انگاره ديگران تفاوت دارد.

به اعتقاد اماميه،‌‌ امامت صرفاً يك رهبري اجتماعي و حتي ديني به معناي اجراي احكام اسلامي نيست، بلكه امامت رهبري امت اسلام در همه شئون حيات بشري اعم از اعتقادي، عملي ،‌اخلاقي، اجتماعي و سياسي است.

از سوي ديگر امام يك شخص و يا يك شخصيت عادي نيست كه مردم او را به ميل خويش برگزينند، بلكه امام فردي معصوم از گناه و خطاست و رسالت سنگين استمرار راه نبوت را بر دوش دارد كه بعد از رحلت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ با امامت علي ـ عليه السلام ـ شروع و تا قيامت استمرار خواهد داشت.[4]

عصمت

اماميه علاوه بر اينكه معتقد به امامت دوازده امام ـ عليهم السّلام ـ از طريق نص هستند؛ قائل به عصمت آنان مانند عصمت انبياء مي‎باشند به همين جهت امامان نه تنها معصوم از گناه هستند بلكه از خطا و اشتباه و سهو و نيسان نيز معصوم مي باشند و براي اثبات اين عصمت، هم به «نقل» و هم به «عقل» تمسك مي جويند. ضمناً اماميه در رابطه با عصمت امامان قائلند كه اين عصمت مطلق است، يعني امام هم قبل از امامت و هم بعد از امامت و هم در احكام ديني و جميع امور بايد معصوم باشد.

تقيه

يكي از تمايزات اماميه عقيده به «تقيه» مي باشد كه عبارت است از اينكه كسي در ظاهر خودش را با ديگري در گفتار يا كردار يا ترك كاري موافق نشان بدهد، به خاطر آنكه خود يا ديگران را از آزار دشمنان و مخالفين حفظ نمايد و اين در حالي است كه شخص تقيه كننده كاملاً دانا هست به اينكه اين كار او بر خلاف حق و واقع است، منتها چون مي‎داند حفظ جان يا مال يا عرض و يا ناموس او بستگي به اين كار دارد لذا تقيه مي كند.

بنابراين تقيه موضوعي است كه نه تنها شيعيان بلكه هر انسان عاقل به رعايت آن در جهت پيشبرد اهداف مشروع و برحق خود و جامعه اي كه در آن زندگي مي كند، ملتزم خواهد بود.[5]

بداء

بداء يكي ديگر از اعتقادات اماميه مي باشد، بداء به معني ظاهر شدن چيزي پس از آنكه مخفي بوده است، مي باشد.

شيعيان از كلمه بداء آنجا كه به خداوند نسبت مي دهند منظورشان ظاهر كردن امري پس از آنكه براي ديگران مخفي بوده است مي باشد كه اصطلاحاً به آن اظهار بعد از اخفاء گفته مي شود ياد مي كنند به اين بيان كه خداوند متعال، گاهي چيزي را به خاطر مصلحتي از بندگان مخفي نگاه مي دارد، در حالي كه براي خود او هرگز مخفي نبوده و روشن است ولي بعد به خاطر حكمت و مصلحتي آن مخفي شده را ظاهر مي سازد.[6]

رجعت

رجعت يكي ديگر از امتيازات شيعه اماميه از ساير مسلمانان مي باشد؛ اماميه معتقد است كه در زمان ظهور حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه ـ كثيري از دوستان و عاشقان آن حضرت و همچنين پدران گرامي اش دوباره زنده مي شوند تا شاهد برپايي حق و اقامه حكومت الهي توسط آن امام بزرگوار باشند.

اما اصول عقايد مذهب شيعه اثني عشريه عبارتند از توحيد، نبوت، معاد، ‌عدل و امامت.

درباره توحيد عقيده آنان اين است كه خدا يكتا و بي همتاست و هيچ گونه كثرت و تركيبي در ذات او راه ندارد[7]و داراي صفات ثبوتيه اي مي باشد كه آن صفات عين ذات اوست.

عقيده اماميه درباره نبوت اين است كه خداوند براي هدايت بشر پيامبراني فرستاده است كه اولين آنها آدم و آخرين آنان حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ است و همه آنها از هرگونه خطا و گناهي معصوم مي باشند.[8]

شيعيان معتقدند كه خداي متعال عادل است و به احدي ظلم نمي كند و كاري كه از نظر عقل قبيح و زشت باشد از او صادر نمي شود،[9]از نظر شيعه «امامت» جزء اصول دين است ولي اهل سنت، امامت را از فروع دين مي دانند.

پس از امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ اماميه به 15 فرقه تقسيم شدند كه همه آنها جز فرقه اثني عشريه از ميان رفته اند، در قرون اخير دو نوع نگرش در شيعه اماميه پديد آمده كه البته نمي توان آن را به معني اخص كلمه فرقه ناميد يكي اخباريه كه همان اصحاب حديث هستند و معتقدند كه از ادله چهارگانه قرآن، ‌سنت، عقل و اجماع تنها منبعي كه بايد به آن رجوع كرد اخبار و احاديث هستند حتي استفاده از قرآن را هم منوط به ورود احاديث در آن مورد مي دانند و تقسيم احاديث به صحيح و موثق و ضعيف و …

را ناروا مي دانستند و به طور مطلق همه احاديث را قابل اعتماد مي دانستند، در مقابل اين ها گروه ديگري به نام اصوليون وجود دارد كه ادله اربعه (كتاب، سنت، عقل و اجماع) را از منابع استدلالي فقه مي دانند و بعد از قرآن «سنت» را از ادله مي دانند و معتقدند كه تنها حديث صحيح و موثق قابل اعتماد است و راوي حديث بايد عادل و شخص مورد وثوقي باشد.[10]

دلايل حقانيت شيعه

درحقانيت شيعه اماميه، از نظر عقلي و نقلي بايد بگوييم كه از نظر عقلي،‌عقل بطور كلي چنين حكم مي كند كه هر مذهبي كه امام و پيشواي آن از جانب وحي معرفي شده باشد، معصوم و به پيامبر نزديك باشد، مؤيد به علم الهي و صالح براي امر امامت مي باشد.

چنين مكتب و مذهبي بر حق است؛ اين كبري كلي را قرآن كريم و رواياتِ بسياري از منابع اهل سنت و شيعه در مورد مذهب شيعه دوازده امامي تأييد مي كنند به تعدادي از آيات و رواياتي كه حكم كلي عقل را منطبق بر عقيده شيعه در مورد امامت و پيروي از معصوم و اينكه پيشوايان اين مذهب مورد عنايت خاص الهي و منصوص و معرفي شده از جانب وحي اند اشاره مي شود.

آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً»[11]و يا آيه «يا ايها الذين امنوا اطيعوالله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم…»

[12]فخر رازي از علماي معروف اهل سنت از اين آيه معصوم بودن اولوالامر را استفاده كرده [13]كه كاملاً صحيح مي باشد اما اينكه اواوالامر معصوم چه كساني هستند قرآن و سنت، اهل بيت ـ عليهم السلام ـ را معرفي مي كنند اما در سنت نيز روايات متعددي وارد شده است.

به عنوان مثال حديث منزلت، حديث اطاعت و … كه مي گويند علي ـ عليه السلام ـ به منزله هارون موسي نسبت به پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ است و اطاعت علي ـ عليه السلام ـ اطاعت از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ است و اطاعت از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اطاعت از خداست.[14]

روايتي را فخر رازي نقل مي كند كه جدا از دليل نقلي براي اثبات حقانيت شيعه دوازده امامي، بهترين شاهد و مؤيد براي حكم عقل است كه بايد از علي ـ عليه السلام ـ پيروي و تبعيت كنيم چون مورد اطمينان و تأييد وحي است «.

.. فقد ثبت بالتواتر، و من اقتدي في دينه بعلي بن ابي طالب فقد اهتدي و الدليل عليه قوله ـ صلي الله عليه و آله ـ اللهم دار الحق مع علي حيث دار

و من اتخذ علياً اماماً لدينه فقد استمسك بالعروة الوثقي في دينه و نفسه»[15] يعني به تواتر ثابت شده هر كه در امور دينش به علي ـ عليه السلام ـ اقتدا كند هدايت يافته است و دليل اين گفتار حديثي است از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ كه فرمود: خدايا حق را به دور علي بچرخان هرجا علي ـ عليه السلام ـ بچرخد …

و هر كسي كه علي ـ عليه السلام ـ را امام و پيشواي ديني خود قرار دهد به ريسمان محكمي در دين و در نفسش چنگ زده است.

روايات و احاديث فراواني در منابع مهم اهل سنت و تشيع داريم كه صريحاً دستور دادند از ائمه اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ پيروي كنيد و راه نجات را منحصر در پيروي از آنها كرده است كه به بعضي از آنها اشاره مي كنيم:

1. حديث ثقلين: در منابع متعدد اهل سنت به عبارات مختلف وارد شده كه مي گويند نجات و سعادت و گريز از گمراهي در تمسك به قرآن و اهل بيت است.

يعني قرآن به تنهايي كافي نيست بلكه مفسر و مبين معصومي كه مورد تأييد وحي هم باشد لازم است «اني تاركم فيه ثقلين كتاب الله و عترتي…»[16]

2. در منابع متعدد اهل سنت از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ‌روايت شده كه فرمودند: إنّ وصيّي والخليفة من بعدي علي بن ابي طالب و…»

و ده ها حديث و آيات ديگر كه راه و روش كساني را تأييد مي كنند كه از رهبران معرفي شده از جانب وحي پيروي مي كنند و تنها مذهبي كه به اين آيات و احاديث عمل مي كند و از اهل بيت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اطاعت مي كند مذهب حقيه شيعه مي باشد.

پس در نتيجه هم از نظر نقلي و هم از نظر عقلي حقانيت مذهب اماميه ثابت مي شود.

از نظر نقلي وجود ده ها آيه و روايت در شأن و منزلت علي ـ عليه السلام ـ و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و صريح حديث غدير و …

و از نظر عقلي هم بديهي است كه اگر فرد مصلحي با زحمات زياد طرح و روش جديدي را براي جامعه بشر ابداع كند حتماً براي حفظ و استمرار آن چاره مي انديشد؛ پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ كه از بيان كوچكترين مسايل مربوط به سعادت بشر دريغ نكرده چگونه معقول است در مورد رهبري كه سرنوشت ساز است سكوت كند و يا اينكه به مردم واگذار كند در حالي كه خودش از همه بهتر به شخص واجد شرايط آگاه است.[17]

از طرفي واقعيت امر اين است كه نخستين بار نام شيعه را پيامبر گرامي اسلام براي علي ـ عليه السّلام ـ و يارانش به كار برده است و اين مي تواند وجه ديگري براي كامل و به حق بودن مذهب شيعه باشد.

پی نوشتها
[1] . شهرستاني، ملل و نحل، دارالمعرفه، بيروت، ج1، صفحه172؛ تاج العروس، حسيني واسطي، ج11، صفحه 257.
[2] . نوبختي، فرق الشيعه، المطبعه الحيدريه نجف، صفحه 108 الي 112.
[3] . رباني گلپايگاني،‌ علي، فرق و مذهب كلامي، انتشارات مركز جهاني، صفحه 139.
[4] . دائره المعارف بزرگ شيعه، انبشارات علمي فرهنگي،‌تهران، ج4، صفحه 273.
[5] . حجت، سيد محسن، تشيع چيست و شيعه كيست، دفتر انتشارات اسلامي، صفحه 303.
[6] . سيد محسن حجت، پيشين، صفحه 291.
[7] . فرق و مذاهب كلامي، پيشين، صفحه 142.
[8] . همان.
[9] . همان.
[10] . استاد مطهري، آشنايي با علوم اسلامي، انتشارات صدرا، صفحه 21.
[11] . مائده، آيه 3.
[12] . نساء، آيه 59.
[13] . امام فخر رازي، التفسير الكبير، دارالكتب العلميه، ج10، صفحه 144.
[14] . المستدرك، حاكم نيشابوري، موسسه طبع و نشر، ج3، صفحه 195.
[15] . امام فخر رازي، تفسير كبير، چاپ سوم، ج1، صفحه 205.
[16] . صحيح مسلم، ج 7، ص 122.
[17] . سبحاني،جعفر، منشور عقايد اماميه، چاپ اعتماد، صفحه 15
 

منبع:سايت انديشه قم

نويسنده:مختار اصلاني