اطاعت از شوهر

نوشته‌ها

حقوق و تکالیف زن از دیدگاه اسلام (استقلال مالى، اطاعت از شوهر)

اشاره:

زن و شوهر با قرارداد ازدواج، حقوق و تکالیف مختلفی نسبت به یکدیگر پیدا می‌کنند.ریاست شوهر بر خانواده با عنایت به ضرورت وجود مدیر و سرپرست در هر تشکل و جامعه ای، یک ریاست اداری است نه استبدادی و هرگز زن، ملزم به اطاعت از مرد در امور شخصی او نیست. هدف اساسی این مقاله، بررسی تطبیقی میان حقوق اسلام و حقوق فرانسه و تبیین برجستگیهای قوانین اسلام در این زمینه است.

 

در حقوق اسلام و ایران اصل استقلال مالی زوجین مبنای روابط مالی زوجین است و هر یک از زن و شوهر در اکتساب و تصرف اموال خود استقلال کامل دارند. اما در حقوق کشورهای غربی از جمله فرانسه، در رژیم اشتراک اموال، مرد به عنوان رئیس اشتراک، اداره اموال مشترک زوجین را در اختیار دارد و در رژیم جدایی مطلق اموال نیز مطابق فرض قانونی، حق تصرف در اموال زن را دارد مگر اینکه زن صریحا آن را رد نماید. از طرف دیگر تامین هزینه خانواده در حقوق اسلام تعهدی یک جانبه است و زن در این زمینه هیچ تکلیفی ندارد ولی در حقوق فرانسه یک تعهد دو جانبه است و زن نیز مکلف به تامین آن است.

یکی از مسائلی که به عنوان تبعیض بین زن و مرد عنوان گردیده، روابط حقوقی میان زن و شوهر است. برخی در این باره ابراز داشته اند که بسیاری از قوانین فقهی بین زن و مرد تبعیض قائل شده است. و ضرورت دارد ایران هم به کنوانسیون بین المللی حقوق زنان که خواهان تساوی همه جانبه زن و مرد است بپیوندد. (۱)

برای روشن شدن زوایای مختلف این بحث، روابط زن و شوهر را در مسائل مالی و مسائل غیر مالی آنها (مساله ریاست شوهر در خانواده) در دو گفتار مطرح خواهیم کرد.

گفتار اول: روابط مالی زن و شوهر

در این گفتار پس از توضیح برخی مفاهیم، اختیارات زن و شوهر را در مسائل مالی و چگونگی تامین هزینه خانواده بیان خواهیم نمود.

الف) تبیین برخی مفاهیم

حقوق کشورهای مختلف در باره ارتباط مالی زن و شوهر دو نوع نظام مالی مهم دارد که حدود اختیارات هر یک از زوجین در تصرف و بهره برداری از اموال و حقوق و تکالیف آنها را برای تامین هزینه زندگی تعیین می کند که به طور اجمال به معرفی آن دو می پردازیم.

۱- رژیم استقلال مالی (جدایی اموال)

استقلال مالی زوجین عبارت است از این که زن و شوهر پس از ازدواج (در دوران زندگی زناشویی) از دو دارایی ممتاز و جدا از هم برخوردارند. اموال زن و مرد دارایی مشترکی را تشکیل نمی دهند و زن پس از عقد نکاح در اداره، تنظیم و تصرف اموال و دارایی های سابق یا اموال مکتسبه در دوران زناشویی استقلال کامل دارد و می تواند هر گونه عمل مادی و حقوقی را نسبت به آنها انجام دهد. ریاست شوهر بر خانواده، هیچ گونه اختیاری در اموال زوجه، برای او به وجود نمی آورد. حقوق ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی، این رژیم را به عنوان تنها رژیم حاکم بر روابط مالی زوجین پذیرفته اند. در حقوق کشورهای اروپایی; همانند فرانسه، سوییس و آلمان نیز به عنوان یکی از مدلهای قرارداد مالی نکاح با نام رژیم جدایی اموال پذیرفته شده است.

۲- رژیم اشتراک در اموال

در این رژیم، دارایی زن و شوهر پس از ازدواج یک دارایی مشترک را تشکیل می دهد. شمول این اموال مشترک نسبت به اموال منقول و غیر منقول و دارایی قبل از ازدواج و پس از آن، با توجه به مدلهای مختلف رژیم اشتراک مالی که در حقوق بسیاری از کشورهای اروپایی وجود دارد متفاوت خواهد بود; اما در غالب آنها مرد، اداره، تنظیم و تصرف در این اموال (اموال مشترک) را بر عهده دارد و یا لااقل اختیارات مرد گسترده تر از اختیارات زن می باشد. این رژیم هم در سیستم حقوقی رومی – ژرمنی; مانند فرانسه و آلمان و هم در سیستم حقوقی کامن لا; مثل انگلستان وجود دارد.

ب) اختیارات زن و شوهر در مسائل مالی

اصل استقلال مالی زوجین و حق اداره و تصرف آنها بر اموالشان از اصول مسلم فقه شیعه است و هیچ تردید و اختلافی در آن وجود ندارد. قانون مدنی هم در ماده ۱۱۱۸ (۲) خود آن را پذیرفته است و مطابق آن:

«زن در مسائل مالی و اقتصادی، استقلال و آزادی کامل دارد و می تواند در اموال شخصی خود هر گونه دخل و تصرفی نماید; بدون آن که موافقت شوهر لازم باشد. اعم از این که آن اموال قبل از ازدواج به دست آمده باشد و یا بعد از آن» . (۳)

برای اثبات این اصل در فقه شیعه، به دو دلیل از منابع فقهی می توان استناد نمود.

۱- آیه «للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن» (۴)

یعنی: مردان را از آنچه کسب می کنند و نیز زنان را از آنچه به دست می آورند بهره ای است.

کلمه اکتساب به معنی به دست آوردن است اما فرقی که راغب اصفهانی بین معنای کسب و اکتساب متذکر می شود بسیار قابل توجه و دلیل بر مدعاست; وی می گوید: کلمه اکتساب در به دست آوردن فایده ای استعمال می شود که انسان می خواهد خودش از آن استفاده کند و بهره برداری اختصاصی از آن نماید و کسب، هم آنچه را که خود می خواهد استفاده کند شامل می شود و هم آن چیزی را که برای دیگران به دست می آورد. (۵) از این جهت معنای کلمه کسب از معنای اکتساب عامتر است. مطابق این معنی، زن و مرد چیزی را که به دست می آورند، خودشان مستقلا حق تصرف و بهره برداری از آن را خواهند داشت.

از این رو، مفاد آیه چنین خواهد بود که هر یک از زن و مرد، آن چیزی را که به دست می آورند – خواه اختیاری باشد; مانند کسب درآمد یا غیراختیاری; مانند ارث و غیره – به خودشان اختصاص دارد و حق استفاده و بهره برداری را به طور مستقل خواهند داشت. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می گوید:

«اگر مرد و یا زن از راه عمل چیزی به دست می آورد خاص خود اوست و خدای تعالی نمی خواهد به بندگان خود ستم کند .از اینجا روشن می شود که مراد از اکتساب در آیه نوعی حیازت و اختصاص دادن به خویش است; اعم از این که این اختصاص دادن به وسیله عمل اختیاری باشد نظیر اکتساب از راه صنعت و یا حرفه یا به غیر عمل اختیاری. لیکن بالاخره منتهی می شود به صفتی که داشتن آن صفت باعث این اختصاص شده باشد… و معلوم است که هر کس، هر چیزی را کسب کند از آن بهره ای خواهد داشت و هر کسی هر بهره ای دارد، به خاطر اکتسابی است که کرده است» . (۶)

یکی از مفسرین با برداشت وسیعتری از این آیه، نسبت به آزادی زنان در اشتغال و تجارت، می گوید:

«خداوند در کسب و تجارت نسبت به سعی و کوشش هر کسی از مرد و یا زن از نعم خود عطا می فرماید… آیه شریفه دلیل است که زنان هم می توانند به تجارت مشغول شوند و همچنین نسبت به سعی و کوشش خود از نعم الهی بهره مند شوند» . (۷)

۲- عموم قاعده «الناس مسلطون علی اموالهم»

این قاعده که به نام قاعده «تسلیط» معروف است از قواعد پذیرفته شده، نزد فقهای شیعه است و در فقه، بدان بسیار استناد می شود.

مفاد قاعده مزبور چنین است که همه مردم اعم از زن و مرد نسبت به اموال خودشان حق هر گونه تصرفی را دارند و استثنایی هم در مورد این که زن یا زوجه نتواند در اموال خودش تصرف نماید، وارد نشده است، به علاوه روایت «لایحل مال امرء مسلم الا بطیب نفسه» (۸) بدین معنی است که تصرف در مال شخص مسلمان بدون رضایت او جایز نیست و نیز عمومات متعدد دیگری که در آیات و روایات به این مضمون وارد شده است دلالت بر این مدعا دارد و هیچ تخصیص و استثنایی که شوهر را مجاز نماید در اموال همسر خود تصرف کند، وجود ندارد; بر پایه این استدلال، دست مرد از اموال زن کوتاه شده و حق هر گونه مداخله در اموال زن از شوهر سلب گردیده است.

از این رو در مورد استقلال زن از مرد در مالکیت، اداره، تصرف و بهره برداری از اموال، مطابق منابع فقهی شیعه بلکه بسیاری از منابع اهل سنت جای هیچ تردیدی نیست.

البته در برخی از کتابهای اهل سنت (۹) نقل شده است که بعضی با استناد به آیه «لاتؤتوا السفهاء اموالکم» (۱۰) زنان را از تصرف در اموالشان ممنوع دانستند، با این تفسیر که سفها شامل اولاد صغیر و زنان است; اما مطابق تفسیرهای مفسرین شیعه آیه فوق درباره ایتام است و منظور از سفها در این آیه، همان ایتام صغیر است که به رشد کافی در مسائل مالی نرسیده اند. (۱۱)

در حقوق ایران نیز به تبعیت از فقه شیعه نظام مالی زوجین از زمان تدوین قانون مدنی در سال ۱۳۰۷، از یک ثبات نسبی برخوردار بوده است. این ثبات را باید ناشی از منشا و مبنای محکم آن دانست. ریشه مذهبی و الهی داشتن قواعد حاکم بر این روابط که مانع از بی عدالتی در روابط بین زن و شوهر است را باید علت این ثبات قلمداد نمود. فلسفه این امر نیز بسیار روشن است; زیرا از ابتدا، اسلام به جای تشابه سازی به «اصل عدالت» توجه نموده است و همانگونه که برخی از صاحب نظران دینی اظهار نموده اند:

«اصل عدل که یکی از ارکان کلام و فقه اسلامی است، همان اصلی است که قانون تطابق عقل و شرع را در اسلام به وجود آورده است; یعنی از نظر فقه اسلامی – و لااقل فقه شیعه – اگر ثابت بشود که عدل ایجاب می کند فلان قانون باید چنین باشد نه چنان و اگر چنان باشد ظلم است و خلاف عدالت است ناچار باید بگوییم حکم شرع هم همین است; زیرا شرع اسلام طبق اصلی که خود تعلیم داده هرگز از محور عدالت و حقوق فطری و طبیعی خارج نمی شود. علمای اسلام با تبیین و توضیح اصل عدل، پایه فلسفه حقوق را بنا نهادند» (۱۲)

علاوه بر پایه گذاری قوانین اسلامی براساس عدالت، اسلام حتی به زوجین اجازه نداد که توافقی نمایند تا منجر به بی عدالتی شود. از امام باقر علیه السلام سؤال شد که آیا مرد می تواند با زن خود شرط کند که نفقه را به طور کامل و مساوی با زن دیگر به او ندهد و خود آن زن هم از اول این شرط را بپذیرد؟ امام باقر علیه السلام فرمود:

«خیر چنین شرطهایی صحیح نیست، هر زنی به موجب عقد ازدواج خواه ناخواه حقوق کامل یک زن را پیدا می کند …» . (۱۳)

باید توجه داشت که مطالب یاد شده هرگز به این معنا نیست که تمام اصول مترقی اسلام پیاده شده است و یا ثباتی که مطرح کردیم بدین معناست که اصلاحاتی در طول قانونگذاری حقوق ایران انجام نگرفته یا نباید بگیرد; بالعکس مقتضیات زمان و تحولات اجتماعی ایجاب می کند هر از چند گاهی راه کارهای مناسب جهت اجرای هر چه بهتر قوانین اسلامی، ارائه شود و اساسا اجتهاد در فقه و پویایی آن به همین معنا است، که فقه باید جوابگوی نیازهای زمان خود باشد. بلکه منظور این است که اصول کلی حاکم بر روابط زوجین از ثبات نسبی برخوردار بوده است.

شایان ذکر است که وقتی این اصول و قوانین مترقی، چهارده قرن قبل در حقوق اسلام بنیان نهاده شده بود و به زن در تصرف اموال خود استقلال کامل اعطا نمود، در کشورهای اروپایی تا قبل از قرن بیستم، از جمله حقوق فرانسه که یکی از مدرنترین و مفصلترین حقوق مدون آنهاست، زنان از حداقل حقوق انسانی هم برخوردار نبودند و اصلا اهلیت تصرف در اموال خود را هم نداشتند و به اعتراف یکی از نویسندگان فرانسوی (۱۴) ، در روابط مالی زوجین، مرد ارباب زندگی مشترک بود و اختیارات او در اداره، تنظیم و تصرف اموال حتی در اموال اختصاصی زن، شبه مطلق بوده است; زیرا در رژیم قانونی ۱۸۰۴م. فرانسه، اداره و تصرف تمام اموال مشترک و اختصاصی زن، به عهده مرد نهاده شده بود و آن هم به عنوان یک مدیر غیر مسؤول. طبیعی خواهد بود که چنین قانونی با توجه به تحولات زمان به دلیل ظالمانه بودن آن، باید متحول شود و به تعبیر این نویسنده فرانسوی:

«قانون ۱۹۶۵م. تنها سعی کرده اختلاف موجود بین زن و شوهر را کاهش دهد» . (۱۵)

و یا به قول کورنو:

«در این بازنگری سعی شده، برابری زن و مرد در نظام اشتراک اموال برقرار شود و یا حداقل گرایش به برابری در آن دیده می شود و تحت این روابط متنوع، زن و شوهر در وضعیتهای آن چنان تبعیض آمیزی قرار نداشته باشند» (۱۶)

اما باید گفت علی رغم همه گرایشها به سمت اعطای استقلال به زن، هنوز هم در رژیم قانونی (۱۷) جدید که اکثر زوجین فرانسوی تحت این رژیم ازدواج می کنند، اموال مشترک زن و مرد، در صورت فقدان شرط خلاف، توسط مرد اداره می شود. حتی مطابق رژیم جدایی مطلق اموال، قانونگذار فرض را بر این نهاده که شوهر اجازه تصرف در اموال زوجه را دارد و مطابق آن شوهر می تواند، انواع تصرفات را در مورد اموال زن انجام دهد; مگر این که زوجه صریحا تصرف شوهر را رد نماید. (۱۸) اما به هیچ وجه چنین فرضی در حقوق ایران و اسلام مطابق فقه شیعه وجود ندارد.

به همین سبب با مقایسه اجمالی بین قانون اسلام و قوانین دنیای متمدن غرب که شاید مفصلترین و کاملترین آنها، قانون مدنی فرانسه باشد می توان گفت بر خلاف تصور عده ای، حدود اختیارات زن و آزادی و استقلال او در انجام امور مالی و روابط حقوقی و اقتصادی در شریعت و نظام حقوقی اسلام، به مراتب وسیعتر و بیشتر از آن مرزهایی است که در نظام های حقوقی کشورهای مدعی تمدن برای زن شناخته شده است. (۱۹)

با توجه به مطالب فوق، تعجآثور است که بعضی از حقوقدانان فرانسوی (۲۰) از باب نمونه تنها حقوق اسلام را به عنوان یک رژیم حقوقی مطرح می کنند که هیچ نظم مالی در خصوص زوجین ندارد. در حالی که قبل از تدوین هر قانونی در فرانسه، قواعد و قوانین بسیار ریز و دقیقی در باب ارث، تامین هزینه (نفقه)، مهر و مسائل مالی دوران نکاح و پس از نکاح در قرآن و سنت اهل بیت علیهم السلام تدوین شده بود. حمل این گونه نظریات بر بی اطلاعی آنها هم آسان نیست.

ج) تامین هزینه و معاش خانواده (نفقه)

یکی از حقوقدانان با انتقاد از قانون مدنی ما که به تبعیت از حقوق اسلام تامین هزینه زندگی خانواده را به عهده مرد گذاشته است، چنین می گوید:

«قانون مدنی ما از یک سوی مرد را وا می دارد که به زن خود نفقه بدهد; یعنی جامه، خوراک و مسکن وی را آماده کند، همچنان که مالک اسب و استر باید برای آنان خوراک و مسکن فراهم آورد مالک زن نیز باید این حداقل زندگی را در دسترس او بگذارد» . (۲۱)

در بسیاری از حقوق کشورهای اروپایی از جمله فرانسه، تامین هزینه زندگی مشترک و تکلیف انفاق یک تعهد دو جانبه است و زن و شوهر هر دو مکلف به کسب درآمد و تامین هزینه خانواده هستند. اما از نظر اسلام تامین هزینه خانواده و از جمله مخارج شخصی زن (نفقه زن) به عهده مرد است. و زن از این نظر هیچ گونه مسؤولیتی ندارد. بنابراین، تکلیف مرد در دادن نفقه زن، یک تکلیف یک جانبه است و موسر (متمکن) یا معسر بودن زن، تاثیری در آن ندارد. حتی اگر زن دارای ثروت کلانی هم باشد، الزامی ندارد که از اموال شخصی خود، مخارج و مایحتاج زندگی خود را تامین کند.

بنابراین، اگر کسی بخواهد انتقادی بر حقوق اسلام نماید، باید از جانبداری حقوق اسلام از زن بگوید. ولی چنان که برخی از اسلام شناسان معاصر اظهار نمودند:

«حقیقت این است که اسلام نخواسته به نفع زن و علیه مرد، یا به نفع مرد و علیه زن قانونی وضع کند. اسلام نه جانبدار زن است و نه جانبدار مرد. اسلام در قوانین خود سعادت مرد و زن و فرزندانی که باید در دامن آنها پرورش یابند و بالاخره سعادت جامعه بشریت را در نظر گرفته است» . (۲۲)

از این رو مدعیان حمایت از حقوق زن به تعبیر مرحوم شهید مطهری بناچار به یک دروغ شاخدار متوسل می شوند و می گویند: فلسفه نفقه این است که مرد خود را مالک زن می داند و او را به خدمت خود می گمارد همانگونه که مالک حیوان ناچار است مخارج ضروری حیوانات مملوک خود را بپردازد. باید از این مدعیان پرسید که از کجای قانون اسلام شما استنباط کردید که مرد مالک زن می باشد و علت نفقه دادن مرد، مملوک بودن زن است. این چگونه مالکی است که از نظر اسلام حق ندارد به مملوک خود بگوید این ظرف آب را به من بده! این چگونه مالکی است که مملوکش هر درآمدی کسب کند به خودش تعلق دارد و مالک، حق دخالت در آن را ندارد! این چگونه مالکی است که اگر زن به کودکش شیر دهد می تواند اجرت آن را مطالبه نماید! (۲۳) چنین نسبتی به آن دسته از نظامهای حقوقی کشورهای غربی از جمله فرانسه نزدیکتر است که در رژیمهای اشتراک اموال، اختیارات شوهر مطابق قانون ۱۸۰۴ تا قبل از اصلاح ۱۹۶۵، شبه مطلق بوده است و مرد، حاکم و ارباب اموال اشتراکی شناخته می شد. (۲۴)

گفتار دوم: ریاست خانواده

ریاست شوهر و اجازه زن از او در مسائلی که مربوط به اداره خانواده است، هم قانونی است و هم شرعی.

بر اساس شرع اسلام و ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی، پس از انعقاد قرارداد نکاح، هر یک از زوجین حقوق و تکالیفی در مقابل یکدیگر پیدا خواهند نمود. همانطور که در قرآن کریم آمده است: «لهن مثل الذی علیهن بالمعروف» (۲۵); یعنی برای زنان، همانند وظایفی که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته ای قرار داده شده است همچنان که تکالیفی بر عهده زنان قرار گرفته از حقوقی نیز برخوردارند و بین حقوق و تکالیف آنها تعادلی برقرار است. عدالت اقتضا می کند که حقوق و تکالیف بر اساس تواناییهای روحی و طبیعی و جسمی بین آنها تقسیم شود. از این رو در حقوق اسلام، همانطوری که تکلیف انفاق و تامین هزینه زندگی خانواده مطابق آیه ۳۴ سوره نساء بر عهده مرد نهاده شده است، زن نیز در مقابل مکلف شده تا از مرد به عنوان رئیس تشکل خانواده، اطاعت نماید. در ذیل به طور مختصر فلسفه و ادله و حدود اطاعت زن از مرد را بیان خواهیم نمود.

الف) فلسفه ریاست شوهر بر خانواده

خانواده به عنوان اولین و بنیادی ترین تشکل در جامعه، نیاز به مسؤول یا سرپرست دارد و پر واضح است که هیچ تشکل و اجتماعی بدون مسؤول و رهبری واحد که تدبیر امور را در دست داشته باشد، ممکن نیست. واگذاری اداره خانواده که متشکل از زن و مرد است به هر دوی آنها در واقع به معنای فقدان مسؤول و سرپرست در چنین تشکل بنیادی جامعه است. متاسفانه در بسیاری از کشورهای غربی که تا قبل از قرن بیستم، زن از حداقل حقوق انسانی خود هم برخوردار نبود و با ازدواج، در زمره محجورین در می آمد امروزه با افراطی گری فمینیسمی و واگذاری ریاست خانواده به هر دوی آنها یا به عبارت دیگر بی سرپرست نمودن کانون خانواده، باعث اضمحلال این جامعه بنیادین شدند.

اگر منظور مدعیان تساوی حقوق زن و مرد تشابه حقوق و تکالیف آنها در همه امور، بدون توجه به توانایی ها و خصلتهای روحی و جسمی آنها باشد، می تواند از مصادیق ظلم به شمار آید. نقش مردانه دادن به زن و تقسیم وظایف بین زن و مرد بدون توجه به زن بودن او، ظلمی مضاعف است.

گویا مدعیان تساوی حقوق زن و مرد می خواهند از غرب پیشی گیرند; زیرا به اعتراف برخی از حقوقدانان غربی تشابه حقوق زن و مرد ممکن نیست; مازو یکی از معروفترین حقوقدانان فرانسوی که به نام مادر حقوق مدنی فرانسه شهرت دارد، در ارزیابی قانون اصلاح حقوق ازدواجی ۱۹۶۵م. که از مهمترین اصلاحات است می نویسد:

«آرمانی خواهد بود اگر بخواهیم رژیم مالی تنظیم کنیم که مطابق آن نه زنی وجود داشته باشد و نه شوهر، بلکه در این نظام، زوجینی قرار گیرند که مطلقا دارای وضعیت یکسان و مشابه باشند; زیرا تساوی صرف، قابل تحقق نخواهد بود. و قانون ۱۹۶۵ هم نخواسته است به چنین امری دست پیدا کند. و تنها سعی کرده است که اختلاف موجود بین زن و شوهر را کاهش دهد..» . (۲۶)

برخی نیز الفاظ مورد استعمال را مورد انتقاد قرار داده و گفته اند:

«استفاده از کلمه ریاست در خانواده نه تنها حافظ نظم و امنیت نیست بلکه در مرد خودبزرگ بینی ایجاد می کند و سایر افراد خانواده را زیر سلطه آن، گرفتار تنش می کند» . (۲۷)

علی الظاهر لازمه گفته ایشان این است که باید عنوان ریاست را از رئیس جمهور یا ریاست فلان اداره یا کارخانه نیز برداشت; چرا که اگر عنوان ریاست در مجموعه کوچک خانواده تا بدین حد خطرساز و موجب خودبزرگ بینی است، به طریق اولی در مجموعه های وسیعتر موجب خود بزرگ بینی در فرد خواهد شد.

ب) ادله

اثبات ریاست شوهر بر خانواده از ناحیه قرآن و روایات روشن و قطعی است.

۱- «الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم» . (۲۸)

مردان سرپرست زنان هستند، به خاطر برتریهایی که خداوند برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و به خاطر نفقه ایی که از اموالشان به زنان می پردازند.

خداوند متعال در آیه فوق حق ریاست بر خانواده و سرپرستی و تدبیر امور خانواده را به دلیل برتریهای طبیعی جنس مرد به او سپرده است و در مقابل، مرد مکلف شده است که مخارج و هزینه زندگی او را تامین نماید. آیه فوق بعد از این که اصل سرپرستی و ریاست شوهر را بیان می کند به حکمت یا علت این امتیاز و حق اشاره می کند و می فرماید: «بما فضل الله بعضهم علی بعض»;

یعنی «این سرپرستی به خاطر تفاوتهایی است که خداوند از نظر آفرینش روی مصلحت نوع بشر میان آنها قرار داده» و بلافاصله در مقابل چنین حقی، تکلیفی را به عهده شوهر قرار می دهد و می فرماید: «و بما انفقوا من اموالهم.»;

یعنی «این سرپرستی به خاطر تعهداتی است که مردان در مورد انفاق کردن و پرداختهای مالی در برابر زنان و خانواده به عهده دارند» . (۲۹)

باید توجه داشت که این برتری جنس مرد بر زن در ریاست و اداره خانواده، از حیث وزن انسانی و اجتماعی او نیست، بلکه بر اساس مصلحت اجتماعی و از باب خاصیتهای طبیعی و فطری زن و مرد به او داده شده است. قرآن کریم هیچ نقشی برای جنسیت در برتری و کرامت انسانی قائل نشده است و فقط تقوی را ملاک برتری انسان نسبت به دیگران دانسته است. (۳۰) مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه چنین آورده است:

«خداوند متعال در کتاب کریمش بیان کرده که مردم همگی و بدون استثنا چه مردان و چه زنان شاخه هایی از یک تنه درختند و اجزا و ابعاضی هستند برای طبیعت واحده بشریت و مجتمع در تشکیل یافتن، محتاج به همه این اجزا است. همان مقدار که محتاج جنس مردان است محتاج جنس زنان خواهد بود; همچنان که فرمود «بعضکم من بعض» (همه از همید) . این حکم عمومی منافات با این معنا ندارد که هر یک از هر دو طایفه زن و مرد خصلتی مختص به خود داشته باشد; مثلا نوع مردان دارای شدت و قوت باشند و نوع زنان دارای رقت و عاطفه. چون طبیعت انسانیت هم در حیات تکوینی و هم اجتماعی اش نیازمند به ابراز شدت و اظهار قدرت و هم محتاج به اظهار مودت و رحمت است … این دو خصلت دو مظهر از مظاهر جذب و دفع عمومی در مجتمع بشری است روی این حساب دو طایفه مرد و زن از نظر وزن و از نظر اثر وجودی با هم متعادلند; همچنان که افراد طایفه مردان با هم اختلافی در شؤون طبیعی و اجتماعی دارند… پس می توان گفت بلکه باید گفت که این است آن حکمی که از ذوق مجتمع سالم و دور از افراط و تفریط منبعث می شود. از ذوق مجتمعی که طبق سنت فطرت تشکیل شده عمل می کند و از آن منحرف نمی شود» . (۳۱)

همچنین در تفسیر نمونه ذیل همین آیه آمده است:

«قرآن در اینجا تصریح می کند که مقام سرپرستی باید به مرد داده شود… و این موقعیت به خاطر وجود خصوصیاتی در مرد است» . (۳۲)

۲- روایات روایات متعدد معتبری دلالت بر این امر دارد که از جمله آنها، حدیث امام محمد باقر علیه السلام است که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند: زنی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و گفت حق شوهر بر زن چیست؟ پیامبر فرمودند:

از مرد اطاعت کنید و عصیان نکنید…، بدون اجازه او روزه نگیرید…، بدون اذن شوهر از منزل خارج نشوید. (۳۳)

روایت دیگری – که هم به سند کلینی و هم مرحوم صدوق دارای سند معتبری است – از امام محمد باقر علیه السلام نقل کرده اند که فرمود:

زنی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت: ای فرستاده خداوند، حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: …از خانه اش بیرون نرود، مگر با اجازه شوهرش و اگر بی اجازه او بیرون رود، فرشتگان آسمان، فرشتگان زمین، فرشتگان خشم و فرشتگان مهر و رحمت، او را نفرین کنند، تا به خانه اش برگردد… (۳۴)

بنابراین، اصل اعطای ریاست خانواده به شوهر از منظر قرآن و روایات جای تردید نیست و ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی (۳۵) نیز به صراحت آن را بیان نموده است.

ج) حدود ریاست شوهر

ریاست شوهر بر خانواده به هیچ وجه استبداد یا تحکم و یا به زعم بعضی، (۳۶) اختیار مالکانه نیست، بلکه به تعبیر یکی از حقوقدانان عرب زبان، ریاست شوهر یک سلطه حکیمانه اداری است; نه استبدادی. (۳۷) علامه طباطبایی دانشمند و مفسر بزرگ اسلامی در تفسیری از آیه «فلا جناح علیکم فیما فعلن فی انفسهن بالمعروف» (۳۸) می فرماید:

«همچنین قیمومت (ریاست) مرد بر زنش به این نیست که سلب آزادی از اراده زن و تصرفاتش در آنچه مالک آن است بکند و معنای قیمومت مرد این نیست که استقلال زن را در حفظ حقوق فردی و اجتماعی او در دفاع از منافعش سلب کند پس زن همچنان استقلال و آزادی خود را دارد و هم می تواند حقوق فردی و اجتماعی خود را حفظ کند و هم می تواند از آن دفاع نماید و هم می تواند برای رسیدن به این هدفهایش به مقدماتی که او را به هدفهایش می رساند متوسل شود» . (۳۹)

همچنین در تفسیر نمونه در ذیل آیه «الرجال قوامون علی النساء …» آمده است:

«قرآن در اینجا تصریح می کند که مقام سرپرستی باید به مرد داده شود (اشتباه نشود منظور از این تعبیر استبداد و اجحاف و تعدی نیست بلکه منظور رهبری واحد منظم با توجه به مسؤولیتها و مشورتهای لازم است) … و این موقعیت به خاطر وجود خصوصیاتی در مرد است» . (۴۰)

از این رو، زنان تا آن حد موظف به اطاعت از شوهر هستند که مربوط به حقوق همسران است و هرگز مردان، حق دخالت در اموال و درآمدهای اقتصادی زنان را ندارند – آن طوری که در حقوق اروپایی قبل از قرن بیستم وجود داشته است – و حتی وظیفه رسیدگی به کارهای شخصی شوهر، اعم از تهیه غذا یا شستن لباس و غیره را نیز ندارند; نه این که چنین وظیفه ای ندارد بلکه در امور شخصی زن، شوهر موظف است در صورت نیاز و متعارف بودن آن، برای او خادم بگیرد. بدین جهت، موضوع ریاست شوهر و اطاعت زن از او محدود می شود به خروج زن از منزل و اشتغال او به کارهایی که به تشخیص شوهر به عنوان سرپرست و مسؤول این جامعه، آن را به مصلحت نداند و یا به نظر برخی از فقها خروج از منزل شوهر در صورتی بر زوجه ممنوع است که با حق شوهر منافات داشته باشد. (۴۱) اما با وجود این، کسانی که در پی حذف هر گونه سرپرستی در این جامعه کوچک و بنیادی هستند، چنین می گویند:

«کسب اجازه زن از شوهر برای خروج از خانه… جنبه تصریحی و آمرانه نداشته بلکه ارشادی و غیر مستقیم بوده است» . (۴۲)

علاوه بر این که نویسنده هیچ استنادی برای کلام خود ارائه ننموده است، لزوم کسب اجازه زن از شوهر برای خروج از منزل در روایات متعددی به صراحت بیان شده و آن را در زمره حقوق شوهر دانسته است که پیش از این بدان اشاره گردید. این نویسنده در بخش دیگری از کلام خود می نویسد:

«بر پایه نظرهای فقهی که عقل و مقتضیات اجتماعی و عامل زمان و مکان در شکل یابی آن لحاظ شده است … خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر حداکثر به ناشزگی زن می انجامد که مجازات زن ناشزه محرومیت از دریافت نفقه است… در نتیجه ممنوع الخروج شدن زنان از سوی شوهرانشان مبنای شرعی ندارد… اجبار زن به این تمکین فاقد دلیل شرعی است» . (۴۳)

علاوه بر این که چنین ادعایی نیز بدون مستند شرعی می باشد، هیچ یک از فقها این نظریه را نپذیرفته اند. گذشته از این که به طور ابتدایی چنین اجازه ای به زن داده نشده است، حتی در صورت تخلف شوهر از وظایف خود در پرداخت نفقه زن حق ندارد خود را از اطاعت شوهر خارج کند، بلکه فقط می تواند شوهر را از طریق مراجع قضایی ملزم به پرداخت نفقه نماید و حاکم می تواند او را تعزیر کند یا تقاضای طلاق نماید اما هرگز مجاز نیست خود را از تمکین خارج نماید. (۴۴) قانون مدنی ایران نیز به تبع شرع در ماده ۱۱۲۹و۱۲۰۵، حکم به الزام و یا طلاق داده و هرگز خروج از طاعت را تجویز ننموده است.

اصولا تعهداتی که هر یک از زوجین در اثر قرارداد ازدواج بر عهده می گیرند جنبه اختیاری ندارد که زن بتواند به اختیار خود از آن سر باز زند. لازمه چنین تفسیری از حقوق و تعهدات این است که شوهر نیز بتواند به طور اختیاری از دادن نفقه امتناع کند و در مقابل به زن گفته شود که می توانی خود را از اطاعت شوهر خارج نمایی و به تعهدات خود عمل نکنی. روشن است که چنین برداشتی موجب ظلمهای فراوانی در حق زنان خواهد شد.

نتیجه گیری

روابط مالی و غیر مالی زن و شوهر در حقوق اسلام بر پایه عدل استوار است. در روابط مالی زوجین، زن از استقلال کامل در مالکیت و تصرف اموال خود برخوردار است و این را باید از افتخارات حقوق اسلام شمرد; چرا که تا قبل از قرن بیستم در اکثر کشورهای اروپایی زن از حداقل حقوق انسانی برخودار نبوده و در زمره محجورین قرار داشت. در روابط غیر مالی نیز یاست خانواده به خاطر مصالح اجتماعی و مسائل روحی و طبیعی به شوهر واگذار گردیده است. اما هرگز این ریاست جنبه استبدادی ندارد بلکه یک ریاست اداری حکیمانه است و اطاعت زن از شوهر و لزوم کسب اجازه برای خروج زن از منزل به همین جهت است و در سایر موارد، مانند رسیدگی به امور شخصی مرد، زن ملزم به اطاعت نیست.

پی نوشت:

  1. مهرانگیز کار، پیام هامون، ش ۱۳، مورخ ۱۰/۱۲/۷۷، صص ۴و۵٫
  2. ماده ۱۱۱۸ قانون مدنی: «زن مستقلا می تواند در دارایی خود هر تصرفی را می خواهد بکند.»
  3. سید مصطفی، محقق داماد، بررسی فقهی حقوق خانواده نکاح و انحلال آن، نشر علوم اسلامی، تهران، چاپ پنجم ۱۳۷۴، ص ۳۱۷٫
  4. نساء/۳۲٫
  5. حسین بن محمد، الراغب الاصفهانی، مفردات غریب القرآن، دفتر نشر کتاب، ۱۴۰۴ق، ص ۴۳۱٫
  6. سید محمد حسین، طباطبایی، ترجمه سید محمد باقر همدانی، تفسیر المیزان، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۳۶۳ ج ۴، ص ۵۳۴٫
  7. محمد کریم، علوی حسینی موسوی، کشف الحقایق عن نکت الآیات و الدقائق، حاج عبدالمجید – صادق نوبری، تهران، چاپ سوم، ۱۳۹۶ق، ج ۱، ص ۳۵۲٫
  8. محمد بن علی ابن بابویه، قمی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، موسسه نشر اسلامی، قم، چاپ دوم، ج ۴، ص ۹۳; محمد بن حسن، حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج ۱۰، ص ۴۴۹٫
  9. ابوبکر بن مسعود، کاشانی حنفی، بدائع الصنایع فی ترتیب الشرایع، المکتبه الحبیبیه، پاکستان، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.، ج ۷، ص ۱۷۰; علی بن احمد ابن حزم الاندلسی، المحلی، دارالفکر، بیروت، ج ۸، ص ۲۸۸٫
  10. نساء/۵٫
  11. سید محمد حسین، طباطبایی، پیشین، ص ۲۷۰٫ و ناصر، مکارم شیرازی، و دیگران، تفسیر نمونه، دارالکتاب الاسلامیه، تهران ۱۳۶۶، ج ۳، ص ۲۶۷٫
  12. مرتضی، مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، تهران، چاپ بیست و یکم، زمستان ۱۳۷۴، صص ۱۵۶- ۱۵۵٫
  13. ر. ک. همان، ص ۴۵۰٫
  14. Henri et leon Mazeaud, Lecons de Droit Civil “Rgimes Matrimoniuax” Editions Montchrestiem, paris, cinquieme, Edition,1982,P.134.
  15. Ibib.
  16. Creard,Cornu,les regimes matrimoniauxn, Pressesuniversitaires de la france, Paris, 1 er Edition,1974.P.195-196.
  17. رژیم قانونی به رژیمی گفته می شود که در صورت عدم تعیین قرارداد مالی توسط زوجین در زمان ازدواج، این رژیم به طور اتوماتیک بر آنها حاکم خواهد شد.
  18. Henri et Leon Mazeaud,op.cip,P554-555.
  19. سید مصطفی، محقق داماد، پیشین، ص ۳۱۷٫
  20. Encyclopedie, Dalloz, droit civil “regimes matrimoniauxr” Edition Dalloz,paris,1975,P. 2
  21. le regime matrimonial contrairement a ce quon a parfois affirme n|existe pas dans tous les systemes juridiques :il est ignore au moins du droit musulman.
  22. (رژیم مالی بر خلاف آنچه که برخی ها تائید کرده اند در تمام سیستم های حقوقی وجود ندارد.حداقل در حقوق اسلام از این موضوع غفلت شده است.)
  23. مهرانگیز منوچهریان، به نقل از مرتضی، مطهری، پیشین، ص ۲۵۸٫
  24. مرتضی مطهری، پیشین، ص ۲۶۴٫
  25. همان، صص ۲۵۹و۲۶۳٫
  26. .Henri et Leon Mazeaud,op.cip,P.134.
  27. بقره/۲۲۸٫
  28. Henri et Leon Mazeaud,op.cip,P.134.
  29. مهرانگیز کار، رفع تبعیض از زنان، نشر قطره، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸، ص ۳۲۲٫
  30. نساء/ ۳۴٫
  31. ناصر، مکارم شیرازی، و دیگران، ج ۳، پیشین، ص ۳۷۱٫
  32. حجرات/۱۳: «ان اکرمکم عندالله اتقاکم»
  33. سید محمد حسین، طباطبایی، پیشین، ج ۴، صص ۴۰۶- ۴۰۵٫
  34. ناصر، مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ص ۳۷۰٫
  35. محمد بن حسن، حر عاملی، پیشین، ج ۱۴، باب ۷۹ از ابواب مقدمات نکاح، حدیث ۱، ص ۱۱۲٫
  36. همان، ص ۱۱۱٫
  37. ماده ۱۱۰۵ق.م.: «در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.»
  38. مهرانگیز، منوچهریان، به نقل از مرتضی، مطهری، پیشین، ص ۲۵۸٫
  39. وهبه الزحیلی، الاسره المسلمه فی العالم المعاصر، دار الفکر، دمشق، چاپ اول، ۱۴۲۰ق، ص ۸۲٫
  40. بقره/۲۳۴٫
  41. سید محمد حسین، طباطبایی، پیشین، ص ۵۴۴٫
  42. ناصر، مکارم شیرازی و دیگران، پیشین.
  43. سید ابوالقاسم، موسوی خویی، منهاج الصالحین «المعاملات» ، نشر مدینه العلم، قم، چاپ بیست وهشتم، ۱۴۱۰ق)، ص ۲۸۹٫
  44. مهرانگیز کار، ماهنامه زنان، شماره ۴۴، تیر ۱۳۷۷، ص ۲۱٫
  45. همان.
  46. محمد حسن، نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، المکتبه الاسلامیه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۶، ج ۳۱، ص ۲۰۷: «اذا ظهر من الزوج النشوز بمنع حقوقها الواجبه من قسم و نفقه و نحوها فلها المطالبه بها و وعظها ایاه، و الا رفعت امرها الی الحاکم و کان للحاکم الزامه بها و لیس لها هجره و لا ضربه، کما صرح به غیر واحد مرسلین له ارسال المسلمات… ان عرف الحاکم … و امره بفعل ما یجب، فان نفع و الا عزره بما یراه.»

   مرتضی محمدی

پاداش اطاعت از شوهر

مردى از انصار قصد مسافرت داشت. به همسرش گفت: تا من از مسافرت بر نگشته‌ام، تو نباید از خانه بیرون بروى!
پس از آن که آن مرد به مسافرت رفت، به زن خبر رسید که پدرش بیمار است. پس کسى را نزد پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) فرستاد و پیغام داد که: شوهرم مسافرت رفته و به من گفته است تا از سفر برنگشته، از منزل خارج نشوم. اکنون شنیده‌ام پدرم سخت بیمار است. اجازه فرمایید من به عیادتش ‍ بروم.
پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: در خانه‌ات بنشین و از شوهرت اطاعت کن!
پس از مدت کوتاهی، زن شنید که بیماری پدرش شدت یافته است. بار دوم خدمت پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) پیغامى فرستاد که: حال پدرم بدتر شده. اجازه بفرمایید به عیادت پدر بروم.
حضرت مجددا فرمود: در خانه‌ات بنشین و از شوهرت اطاعت نما!
چیزی نگذشت که پدرش فوت کرد. بار سوم کسى را نزد حضرت فرستاد و پیغام داد که: پدرم از دنیا رفته، اجازه فرمایید در مراسم عزاداری و نماز بر او شرکت کنم؟
پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) این بار هم اجازه نداد و فرمود: در خانه‌ات بنشین و از همسرت اطاعت کن!
در هر حال، پدرش را دفن کردند. پس از آن، پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) کسى را به سوى آن زن فرستاد و فرمود: به او بگویید به خاطر اطاعت تو از همسرت، خداوند گناهان تو و پدرت را بخشید.

(منبع: علامه مجلسی؛ بحارالانوار؛ ج ۲۲؛ ص ۱۴۵)

بی‌تابی در فوت همسر

زندگی خانوادگی علامه طباطبایی(قدس سره) بسیار با صفا و صمیمی بود. آن فیلسوف متّقی، در فوت همسرش بر خلاف انتظار ما، بسیار اشک می‌ریخت و محزون و متأثر بود.

روزی به ایشان عرض کردم: ما صبر و بردباری و تحمل مصایب را باید از شما بیاموزیم، چرا این چنین متأثر هستید؟! در جواب فرمود: آقای امینی! مرگ حق است، همه باید بمیریم، من برای مرگ همسرم گریه نمی‌کنم؛ گریه من از صفا و کدبانوگری و محبت‌های خانم است. من زندگی پر فراز و نشیبی داشته‌ام. در نجف اشرف با سختی‌هایی مواجه می‌شدیم. من از حوایج زندگی و چگونگی اداره آن بی‌اطلاع بودم. اداره زندگی به عهده خانم بود. در طول مدت زندگی ما، هیچ گاه نشد که خانم کاری بکند که من حداقل در دلم بگویم کاش این کار را نمی‌کرد یا کاری را ترک کند که من بگویم کاش این عمل را انجام داده بود. در تمام دوران زندگی، هیچ گاه به من نگفت: چرا فلان عمل را انجام دادی یا چرا ترک کردی؟ شما می‌دانید که کار من در منزل است و همیشه در منزل مشغول نوشتن یا مطالعه هستم. معلوم است که خسته می‌شوم و احتیاج به استراحت و تجدید نیرو دارم. خانم به این موضوع توجه داشت. سماور ما همیشه روشن و چای آماده بود. در عین حال که به کارهای منزل اشتغال داشت، هر ساعت یک فنجان چای می‌ریخت و می‌آورد در اتاق کار من می‌گذاشت و دوباره دنبال کارش می‌رفت تا ساعت دیگر… . من این همه محبت و صفا را چگونه می‌توانم فراموش کنم؟!

(به نقل از: شناختنامه علامه طباطبایی، ص ۱۲۹) ناقل خاطره: آیه الله امینی، از شاگردان علامه طباطبایی.

سرپرستى و ریاست خانواده (۲)

در نخستین بخش، پس از ذکر مقدمه‌اى کوتاه و تعریف سرپرستى و ریاست در خانواده با سیرى اجمالى در قوانین مدنى و آراى اندیشمندان اسلامى، تلاش شد تصویرى روشن از موضوع و آراى مختلف درباره آن، ارائه گردید. آنگاه با طرح پرسشهایى چند در موضوع اصلى، شروع به تبیین آنها کردیم. بر این اساس و در بررسى ادله فقهى موضوع ریاست مرد بر خانواده اشاره کردیم که آنها را در سه دسته مى‌توان تقسیم کرد: الف. قرآن، ب. سنت، ج. اجماع. بررسى آیات مربوطه را در بخش پیش به پایان بردیم. در این قسمت، به بررسى روایات و اجماع مى‌پردازیم.

ب ـ روایات

در متون حدیثى به روایات فراوان برمى خوریم که به گونه‌اى، ریاست مرد را تثبیت مى‌کند این روایت‌ها به دو دسته کلى قابل تقسیم است. دسته‌اى که به تعبیر ما، دلالت مستقیم بر موضوع دارد، گرچه خود متنوع است و دسته‌اى دیگر که آثار ریاست را به مرد داده است، و به گفته منطق‌دانان با (دلالت انى) موضوع را تثبیت مى‌کند. از این رو، احادیث را در دو دسته کلى سرپرستى و آثار سرپرستى، که هر یک شاخه‌هایى دارد، عرضه مى‌داریم.

دسته اول: احادیث سرپرستى

این دسته خود چند شاخه دارد: یک. قیم بودن مردان

۱ـ عن ابى عبدالله(علیه السلام)، قال:(من سعاده الرجل ان یکون القیم على عیاله؛(۱)

از خوشبختى مرد آن است که سرپرست خانواده‌اش باشد.)

۲ـ عبدالله بن عمر ان رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: (الا کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته، فالامام الذى على الناس راع و هو مسئول عن رعیته و الرجل راع على اهل بیته و هو مسئول عن رعیته و المرإه راعیه على اهل بیت زوجها و ولده و هى مسئوله عنهم و عبد الرجل راع على مال سیده و هو مسئول عنه، الا فکلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته؛(۲)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بدانید تمام شما راعى هستید و تمامتان نسبت به رعیت خود مسئولیت دارید، امام راعى جامعه است و نسبت به آنان مسئول است. مرد نسبت به اهل و عیال خود راعى است و نسبت به آنان مسئول است. زن نسبت به خانه شوهر راعى است و درباره آنان مسئول است. برده نسبت به اموال مولا راعى است و از آن سوال شود. بدانید تمام شما راعى هستید و تمامتان نسبت به رعیت خویش مسئولید.)

۳ـ و عنه(علیه السلام) قال: (رحم الله عبدا احسن فیما بینه و بین زوجته فان الله عز و جل قد ملکه ناصیتها و جعله القیم علیها؛)(۳)

خداوند بیامرزد مردى را که رابطه‌اش با همسرش نیکو باشد. چرا که خدا، زن را به دست مرد سپرده و او را قیم زن قرار داده است.)

دو. لزوم اطاعت زن از شوهر

۱ـ عن ابى عبدالله(علیه السلام) فى حدیث مبایعه النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) النساء انه قال لهن: (اسمعن یا هولإء ابایعکن على ان لا تشرکن بالله شیئا و لا تسرقن و لا تزنین و لا تقتلن اولادکن و لا تإتین ببهتان تفترینه بین ایدیکن و ارجلکن و لا تعصین بعولتکن اقررتن؟ قلن: نعم؛(۴)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هنگام بیعت به زنان فرمود:‌ اى گروه زنان! با شما بیعت مى‌کنم که به خداوند شرک نورزید، دزدى نکنید، مرتکب عمل شنیع نشوید، فرزندان خود را به قتل نرسانید، افترا بر دیگران نزنید و نافرمانى شوهر نکنید، آیا به این پیمان اعتراف مى‌کنید؟ گفتند: بلى.)

۲ـ عن ابى عبدالله(علیه السلام) قال: (اذا صلت المرإه خمسها و صامت شهرها و حجت بیت ربها و اطاعت زوجها و عرفت حق على فلتدخل من‌ اى ابواب الجنان شإت؛(۵)

هرگاه زنى نماز پنجگانه‌اش را به جا آورد، ماه رمضان را روزه بدارد، حج خانه خدا را انجام دهد، از شوهر خویش اطاعت کند و ولایت على را بشناسد، از هر درى که خواهد وارد بهشت شود.)

۳ـ عن ابى جعفر(علیه السلام) قال: (جإت إمرإه الى النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) فقالت: یا رسول الله! ما حق الزوج على المرإه؟ فقال لها ان تطیعه و لا تعصیه و لا تصدق من بیته الا باذنه و لا تصوم تطوعا الا باذنه و لا تمنعه نفسها و ان کانت على ظهر قتب و لا تخرج من بیتها الا باذنه و ان خرجت بغیر اذنه لعنتها ملائکه السمإ و ملائکه الارض و ملائکه الغضب و ملائکه الرحمه حتى ترجع الى بیتها قالت: یا رسول الله! من اعظم الناس حقا على الرجل؟ قال: والده قالت: فمن اعظم الناس حقا على المرإه؟ قال: زوجها. قالت: فمالى علیه من الحق مثل ماله على قال: لا و لا من کل مإه واحده؛(۶)

امام باقر(علیه السلام) فرمود: زنى نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و پرسید: حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: از او اطاعت کند و نافرمانى نداشته باشد. بدون اذن از خانه او صدقه ندهد و روزه مستحبى نگیرد. خود را از او دریغ مدارد گرچه بر پشت شتر باشد. از خانه‌اش بدون اذن خارج نشود. و گرنه فرشتگان آسمان و زمین و فرشتگان خشم و رحمت او را نفرین کنند تا به خانه برگردد.

گفت:‌ اى رسول خدا! چه کسى بیش از همه بر مرد حق دارد؟ فرمود: پدر و مادرش. گفت: چه کسى بیش از همه بر زن حق دارد؟ فرمود: شوهر. گفت: آیا من هم همین حقوق را دارم؟ فرمود: خیر، و نه یک درصد.)

۴ـ عن ابى جعفر(علیه السلام) قال: (خرج رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) یوم النحر الى ظهر المدینه على جمل هارى الجسم فمر بالنساء فوقف علیهن ثم قال: یا معشر النساء تصدقن و اطعن ازواجکن فان اکثرکن فى النار فلما سمعن ذلک بکین ثم قامت الیه إمرإه منهن فقالت: یا رسول الله! فى النار مع الکفار و الله ما نحن بکفار فقال لها رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): انکم کافرات بحق ازواجکن؛)(۷)

امام باقر(علیه السلام) فرمود: در زوال عید قربان، پیامبر بر شتر برهنه‌اى سوار بود و به بیرون مدینه مى‌رفت. گذرشان بر زنان افتاد، درنگ کرده و گفتند: ‌اى زنان! صدقه دهید و از شوهرانتان فرمانبردارى کنید. بسیارى از شما اهل دوزخ هستید، زنان چون این گفته شنیدند، به گریه افتادند. زنى از میان برخاست و گفت: در دوزخ با کافران، ما که کافر نیستیم. فرمود: شما به حق شوهر کافر هستید.)

۵ـ عن ابى عبدالله(علیه السلام) قال: (ملعونه ملعونه إمرإه توذى زوجها و سعیده سعیده إمرإه تکرم زوجها و لا توذیه و تطیعه فى جمیع احواله؛(۸)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: ملعون است، ملعون است، زنى که شوهرش را آزار دهد. نیکبخت است، نیکبخت است، زنى که شوهرش را گرامى بدارد و او را اذیت نکند و از او در تمام احوال فرمان برد.)

۶ـ روى ابوهریره ان رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: (خیر النساء التى اذا نظرت الیها سرتک و اذا امرتها اطاعتک و اذا غبت عنها حفظتک فى مالک و نفسها ثم قرإ (الرجال قوامون على النساء)؛(۹)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بهترین زنان آنانند که اگر به آنها نگاه کنى تو را خوشنود کند. اگر فرمانش دهى فرمان برد. اگر غایب باشى ثروت تو و خودش را حفظ کند. سپس آیه قوامیت مردان را تلاوت کرد.)

۷ـ عن النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) (استوصوا بالنساء خیرا فانهن عوان عندکم إخذتموهن بإمانه الله و استحللتم فروجهن بکلمه الله و لکم علیهن حق و لهم علیکم حق و من حقکم علیهن الا یوطئن فرشکم احداو لا یعصینکم فى معروف؛(۱۰)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نسبت به زنان سفارش به نیکى کنید. آنان نزد شما اسیرند. به عنوان امانت الهى آنان را گرفتید و با کلمه خدا آنان را محرم خود ساختید. شما بر آنان و آنان بر شما حقوقى دارند. از حقوق شما بر آنان، این است که کسى را در فراش شما راه ندهند و شما را در معروف عصیان و نافرمانى نکنند.)

۸ـ عن ابن عباس قال… (و جائته رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) إمرإه فقالت: انى رسوله النساء الیک و الله ما منهن إمرإه علمت او لم تعلم الا و هى تهوى مخرجى الیک. الله رب الرجال و النساء و الههن، و انت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) الى الرجال و النساء، کتب الله الجهاد على الرجال فان اصابوا اجروا و ان استشهدوا کانوا احیإ عند ربهم یرزقون فما یعدل ذلک من النساء قال: طاعتهن لازواجهن و المعرفه بحقوقهم و قلیل منکن یفعله؛(۱۱)

زنى نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: من فرستاده زنانم و هر زنى که بداند یا نداند که من نزد شما آمده‌ام، از این عمل خوشنود است. خدا، پروردگار و اله مردان و زنان است و شما پیامبر آنان. خداوند جهاد را بر مردان واجب ساخته که مردان از آن ثواب برند و اگر به شهادت رسند نزد خدا روزى دارند. در قبال این چه چیزى به زنان داده شده؟ فرمود: شناخت حقوق شوهر و فرمانبردارى از آنان جهاد است. ولى اندکى از زنان چنین کنند.)

۹ـ عن النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) (… فاذا انتهین و اطعنکم فعلیکم رزقهن و کسوتهن بالمعروف؛(۱۲)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر زنان از ناسازگارى دست برداشتند و اطاعت شوهر کردند، بر شما مردان است که روزى و لباس آنان را به صورت معروف ادا کنید.)

۱۰ـ (الرجل سید اهله؛(۱۳)

مرد، آقاى اهل و عیال خویش است.)

سه. بازداشتن مردان از اطاعت زنان

این روایات گرچه به ظاهر عام‌تر از موضوع مورد نظر است، زیرا به همین احادیث در باب عدم حاکمیت زن هم استدلال مى‌شود، لیکن در زمینه مورد بحث نیز قابل استناد مى‌باشد، از این رو به ذکر آن مبادرت مى‌کنیم:

۱ـ قال على(علیه السلام): (کل امرىء تدبره إمرإه فهو ملعون؛(۱۴)

هر مردى که زن، او را تدبیر کند، ملعون است.)

۲ـ عن ابى عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم) عن آبائه قال: قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): (من اطاع امرإته اکبه الله على وجهه فى النار قال: و ما تلک الطاعه؟ قال: تطلب الیه الذهاب الى الحمامات و العرسات و العیدان و النایحات و الثیاب الرقاق فیجیبها؛(۱۵)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مردى که از زن اطاعت کند خداوند او را به صورت در آتش اندازد. پرسید اطاعت زن چیست؟ فرمود: خواسته زن را براى رفتن به حمام، عروسى، مجالس جشن و عزا و پوشیدن لباس نازک، اجابت کند.)

۳ـ عن الصادق(علیه السلام) عن آبائه قال: (شکى رجل من اصحاب امیرالمومنین(علیه السلام) نسإه فقال خطیبا فقال: معاشر الناس! لا تطیعوا النساء على حال و لا تإمنوهن على مال و لا تذروهن یدبرن امر العیال فانهن ان ترکن و ما اردن اوردن المهالک و عدون امر المالک، فانا وجدناهن لا ورع لهن عند حاجتهن و لا صبر لهن عن شهوتهن… ؛(۱۶)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: مردى از یاران امیرمومنان از زنانش شکایت کرد. حضرت خطبه‌اى ایراد کرد و فرمود:‌ اى مردان! در هیچ شرایطى از زنان فرمانبردارى نکنید، مگذارید آنان به تدبیر زندگى همت گمارند. زیرا اگر جلوى خواسته‌هاى زن باز گذارده شود، به تباهى خواهند افتاد و از فرمان مالک تجاوز خواهند نمود، زنان هنگام نیاز پروا ندارند و هنگام شهوت صبور نیستند.)

۴ـ عن النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) (… و اذا کان امراوکم شرارکم و اغنیائکم بخلائکم و امورکم الى نسائکم فبطن الارض خیر لکم من ظهرها؛(۱۷)

هرگاه فرمانروایان شما افراد شریر و ثروتمندان شما اهل بخل و شح و کارها به دست زنان بود، درون زمین براى شما بهتر از روى زمین است.)

۵ـ عن النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) (لن یفلح قوم اسندوا امرهم الى إمرإه؛(۱۸)

مردمانى که کارها را به زن واگذارند رستگار نخواهند شد.)

این حدیث با تعبیرهاى دیگرى نیز نقل شده است.

۶ـ عن عائشه مرفوعا قال: (طاعه النساء ندامه؛(۱۹)

اطاعت زنان، پشیمانى است.

۷ـ عن النبى(صلی الله علیه و آله و سلم): (طاعه المرإه ندامه؛(۲۰)

اطاعت از زن، پیشمانى است.)

چهار. جهاد زن، خوب شوهردارى کردن

این مضمون در چند حدیث آمده است:

۱ـ عن موسى بن بکر عن ابى ابراهیم(علیه السلام) قال: (جهاد المرإه حسن التبعل؛(۲۱)

جهاد زن، خوب شوهردارى کردن است.)

سند دیگر هم دارد: عن جابر بن یزید الجعفى قال سمعت اباجعفر الباقر(علیه السلام) یقول…

و با اندک تفاوتى در منابع اهل سنت نیز آمده است.

۲ـ عن ابى عبدالله(علیه السلام) قال: (ان الله کتب على الرجال الجهاد و على النساء الجهاد، فجهاد الرجال ان یبذل ماله و دمه حتى یقتل فى سبیل الله و جهاد المرإه ان تصبر على ماترى من اذى زوجها و غیرته؛(۲۲)

خداوند بر زنان و مردان جهادى واجب کرده است، جهاد مرد آن است که از مال و جان بگذرد تا در راه خداوند کشته گردد و جهاد زنان آن است که بر اذیتها و غیرت شوهر صبر کند.)

پنج. سجده بر شوهران

روایاتى که حقوق متقابل زن و شوهر را بیان کرده بسیار است. اما در بسیارى از آنها حق شوهر را عظیم‌تر و بزرگتر دانسته. در پاره‌اى از آنها با تمثیل از این حق بزرگتر، یاد شده مثل این که (اگر بنا بود بنده در برابر بنده سجده مى‌کرد خداوند دستور مى‌داد زنان در برابر شوهران به خاک افتند و سجده کنند.) این تعبیر در احادیث متعددى ذکر شده و نشان از برترى حقوق مرد در خانواده دارد و جایگاه ریاست و سرپرستى او را متبادر مى‌کند.

اینک به ذکر روایتهایى که حق شوهر را عظیم‌تر دانسته مى‌پردازیم.

۱ـ عن ابى عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: (ان قوما اتوا رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فقالوا: یا رسول الله انا رإینا اناسا یسجد بعضهم لبعض فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) لو امرت احدا ان یسجد لاحد لا مرت المرإه ان تسجد زوجها.)(۲۳)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: گروهى نزد رسول خدا آمدند و گفتند: مردمانى دیدیم که براى یکدیگر سجده مى‌کردند. رسول خدا فرمود: اگر کسى را فرمان دهم که براى دیگرى سجده کند، به زن دستور مى‌دهم که براى شوهرش به سجده افتد.)

۲ـ عن ابى جعفر(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: (جإت إمرإه الى النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) فقالت:… یا رسول الله من اعظم الناس حقا على الرجل؟ قال: والده. قالت: فمن اعظم الناس حقا على المرإه قال: زوجها. قالت: فما لى علیه من الحق مثل ما له على؟ قال: لا و لا من کل مإه واحده؛(۲۴)

امام باقر(علیه السلام) فرمود: زنى نزد پیامبر آمد و گفت:‌اى رسول خدا چه کسى بیش از همه بر مرد حق دارد؟ فرمود: پدر. گفت: چه کسى بیش از همه بر زن حق دارد؟ فرمود: شوهر. گفت: آیا من نیز همین حق را بر شوهر دارم؟ فرمود: خیر. یک درصد نیز حق زن نیست.)

۳ـ عن ابى عبدالله(علیه السلام) قال: (جإت إمرإه الى رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فقالت یا رسول الله ما حق الزوج على المرإه؟ فقال: اکثر من ذلک قالت: فخبرنى عن شىء منه قال: لیس لها ان تصوم الا باذنه یعنى تطوعا و لا تخرج من بیتها بغیر اذنه و علیها ان تتطلب باطیب طیبها و تلبس احسن ثیابها و تزین باحسن زینتها و تعرض نفسها علیها غدوه و عشیه و اکثر من ذلک حقوقه علیها؛(۲۵)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: زنى نزد رسول خدا آمد و پرسید: حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: بیش از آن است که تصور شود. گفت: برخى از آن را بیان فرما. زن نمى‌تواند بدون اذن شوهر روزه مستحبى بگیرد. نمى‌تواند بدون اجازه از خانه خارج شود باید بهترین بوى خوش را استفاده کند، بهترین لباس را بپوشد، بهترین آرایش را داشته باشد و هر صبح و شام خود را بر او عرضه کند. حق مرد بیش از اینهاست.)

۴ـ و فى الخرائج عن انس قال: (ان النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) دخل حائطا للانصار و فیه غنم فسجدت له فقال ابوبکر نحن احق لک بالسجود من هذا الغنم فقال: انه لا ینبغى لاحد ان یسجد لاحد و لو جاز ذلک لامرت المرإه ان تسجد لزوجها؛(۲۶)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد بر باغ یکى از انصار شد. در آن باغ گوسفند بود. گوسفندان در برابر پیامبر سجده کردند. ابوبکر گفت ما سزاوارتر به سجده از این گوسفند هستیم. رسول خدا فرمود: سزاوار نیست انسانى در مقابل انسانى سجده کند. اگر این کار جایز بود، فرمان مى‌دادم زن در برابر شوهر سجده کند.)

۵ـ دعائم الاسلام عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) انه قال: لإمرإه سإلته عن حق الزوج على الزوجه: (و لو کنت امرت احدا ان یسجد لاحد لامرت المرإه تسجد لزوجها؛(۲۷)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ زنى که از حق شوهر سوال کرده بود فرمود: اگر فرمان مى‌دادم کسى در برابر کسى سجده کند، زن بود در برابر شوهر.)

۶ـ عن النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: (لو کنت آمرا احدا ان یسجد لاحد لامرت المرإه ان تسجد لزوجها؛(۲۸)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر به کسى فرمان مى‌دادم در برابر دیگرى سجده کند، زن بود در برابر شوهر.)

۷ـ ان رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: (لو امرت احدا ان یسجد لاحد لامرت المرإه ان تسجد لزوجها و لو ان رجلا امر إمرإه تنقل من جبل احمر الى جبل اسود و من جبل اسود الى جبل احمر لکان نولها ان تفعل؛(۲۹)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر فرمان مى‌دادم کسى براى کسى سجده کند؛ به زنان مى‌گفتم براى شوهران سجده کنند اگر مردى به زنش فرمان دهد که از کوه سرخ به کوه سیاه و بالعکس رود، باید زن بپذیرد.)

۸ـ عن عبدالله بن ابى اوفى قال لما قدم معاذ من الشام سجد للنبى قال: (ما هذا یا معاذ قال: اتیت الشام فوافقتهم یسجدون لاساقفهم و بطارقتهم فوددت فى نفسى ان نفعل ذلک بک فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): فلا تفعلوا فانى لو کنت آمرا احدا ان یسجد لغیر الله لامرت المرإه ان تسجد لزوجها و الذى نفس محمد بیده لا تودى المرإه حق ربها حتى تودى حق زوجها و لو سإلها نفسها و هى على قتب لم تمنعه؛(۳۰)

وقتى معاذ از شام برگشت براى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سجده کرد. پیامبر فرمود: این چه کار است معاذ؟ گفت در شام دیدم مردم براى رهبران مذهبى خود سجده مى‌کردند. من هم میل پیدا کردم در برابر شما سجده کنم. رسول خدا فرمود: چنین نکنید. اگر به کسى دستور مى‌دادم در برابر غیر خدا سجده کند به زن مى‌گفتم تا در برابر شوهر به سجده افتد.

سوگند به آن که جان محمد در دست او است، زمانى زن حق خداوند را ادا کرده که حق شوهرش را ادا کند و اگر از زن خواهشى داشت و او بر پشت شتر سوار بود، امتناع نورزد.)

۹ـ عن الحسن: (اتت بنت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) تشکو زوجها فقال النبى(صلی الله علیه و آله و سلم): ارجعى یا بنیه. لا إمرإه بإمرإه حتى تإتى ما یحب زوجها و هو وازع و لو کنت آمر شیئا ان یسجد لشىء لامرت المرإه ان تسجد لبعلها من عظم حقه علیها و ان خیر النساء التى ان اعطیت شکرت و ان امسک عنها صبرت.)؛(۳۱)

دختر پیامبر آمد، تا از شوهرش شکوه کند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دخترم برگرد. زن در صورتى زن است که خواست شوهر را برآورد. اگر فرمان مى‌دادم موجودى در برابر موجودى سجده کند به زن مى‌گفتم در برابر شوهر به سجده افتد. زیرا حق شوهر عظیم است. بهترین زنان، آنهایند که در برابر بخشش سپاس گذارند و در سختى و دست تنگى صبور باشند.)

۱۰ـ عن ابى ظبیان قال: لما قدم معاذ من الیمن قال: یا رسول الله رإینا قوما یسجد بعضهم لبعض افلا نسجد لک؟ فقال(صلی الله علیه و آله و سلم): (لا، انه لا یسجد احد لاحد دون الله و لو کنت آمرا احدا یسجد، لامرت النساء یسجدن لازواجهن؛(۳۲)

وقتى معاذ از یمن برگشت گفت:‌ اى رسول خدا! مردمانى دیدم که براى یکدیگر سجده مى‌کردند. براى شما سجده نکنیم؟ فرمود: خیر. کسى براى غیر خدا سجده نکند. اگر بنا بود براى غیر خدا سجده شود، به زنان دستور مى‌دادم در برابر شوهران به سجده افتند.)

۱۱ـ عن جابر عن النبى(صلی الله علیه و آله و سلم): (لا ینبغى لشىء ان یسجد لشىء و لو کان ذلک لکان النساء یسجدن لازواجهن؛(۳۳)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سزاوار نیست موجودى براى موجود سجده کند. اگر این کار روا بود باید زنان براى شوهران سجده مى‌کردند.)

شش. منع از مشورت با زنان

این احادیث را در جاى دیگرى به تفصیل آورده و مورد بررسى قرار داده‌ایم. مجموعا به بررسى سى و دو حدیث در این موضوع پرداخته‌ایم که تعداد چهارده روایت آن بدون سند، یعنى مرسل نقل شده است، و شش حدیث مسند نیز از منابع اهل سنت است. بنابراین تنها دوازده حدیث با سند در منابع شیعى آمده، آن هم با تعبیرهاى مختلف.

بررسى روایات: حال تأملى اندک در اسناد احادیث خواهیم داشت و سپس به بررسى محتواى آنها مى‌نشینیم:

از گروه اول، حدیث نخست معتبر است و حدیث دوم از منابع اهل سنت نقل شده و حدیث سوم نیز مرسل است. در گروه دوم، چهار حدیث اول اعتبار رجالى دارد. اما در حدیث پنجم محمد بن احمد و پدرش(۳۴) در علم رجال ناشناخته‌اند و نسبت به مفضل بن عمر هم برخى رجالیون تإمل و نظر دارند. (۳۵)حدیث شش و هفت و نه مرسل نقل شده و حدیث هشتم را از منابع اهل سنت آورده‌ایم. در گروه سوم، حدیث اول و دوم مرسل‌اند و حدیث سوم خالى از اشکال نیست به خاطر ایرادهایى که بر برخى راویان آن گرفته شده. (۳۶) حدیث چهارم و پنجم هم مرسل‌اند. حدیث ششم و هفتم را عالمان اهل سنت مجهول دانسته‌اند. (۳۷) در گروه چهارم حدیث نخست به خاطر سهل بن زیاد و على بن حسان(۳۸) و موسى بن بکر(۳۹) در سند اول و جعفر بن عماره(۴۰) در سند دوم مورد ایراد است. در حدیث دوم شریس مجهول است. (۴۱) در کتب اهل سنت این حدیث تنها در کتبى که روایات مجهول، جمعآورى شده، دیده مى‌شود. (۴۲)از گروه پنجم حدیث اول و دوم معتبراند، حدیث سوم از جهت ابن ابى حمزه(۴۳)، جامورانى(۴۴) و عمرو بن جبیر(۴۵) دچار اشکال است.

حدیث چهار و پنج مرسل‌اند، و سایر احادیث برخى مرسل و برخى در منابع روایى اهل سنت آمده است.

در کل در میان این مجموعه، حدیث معتبر فراوان بود. لیکن باید حد و مرز دلالت آنها را بشناسیم. نکته‌اى که در بدو امر به نظر مى‌رسد، این است که حیطه زوجیت منظور قانونگذار بوده، بدین معنا که مردان مکلف شده‌اند در آن قلمرو قیم باشند یا رعایت و مراقبت را به عهده گیرند.

و به زنان فرمان داده شده در دایره زوجیت اطاعت از شوهران کنند. به تعبیر دیگر واژه (زوج) در این روایات وصف مشعر به علیت است، زوجیت زوج، اقتضاى اطاعت و فرمانبردارى زن را دارد، لذا باید دید با عقد ازدواج چه چیزى حاصل مى‌شود، که مردان در آن دایره حقوقى دارند و زنان نیز. چرا که نمى‌توان پذیرفت، براى مردان حقوقى بیش از اقتضاى این قرارداد طرفینى، حاصل شود.

فقها گرچه به صورت جدى و به عنوان یک مسإله، بدان نظر نکرده، و در باب آثار حقوقى آن کنکاشى صورت نداده‌اند اما از لابه لاى برخى گفته‌ها مى‌توان به مبانى قابل توجهى دست یافت. مطالبى که فقها در باب مهر گفته‌اند و این که نکاح معاوضه‌اى، بین المهر و البضع است از مواردى است که در این مبحث دخل دارد. (۴۶)

همچنین رإى فقیهان در عقد موقت که حقیقتا با عقد دائم تفاوتى ندارد و تنها برخى از احکام در عقد موقت، استثنا شده(۴۷)، نیز مورد دیگرى براى تإمل است. ملاحظه این دو مورد نشان مى‌دهد دایره زوجیت، امور زناشویى است. البته اگر شارع در کنار اقتضاى زوجیت احکامى وضع کرد، لازم الاتباع است ولى اکنون جداى از آن فرض، سخن مى‌گوییم.

از این امر که بگذریم، نمى‌توان اطلاقى در این روایات ادعا کرد. زیرا این روایات به اصل اطاعت، در مقابل عصیان، نظر دارد. اما در چه قلمرویى، زن باید اطاعت کند، در مقام بیان آن نیست. مثلا روایاتى که سجده زن نسبت به مرد را طرح مى‌کند، یا احادیثى که اطاعت مردان از زنان را مورد مذمت قرار مى‌دهد، یا از مشورت با آنان بر حذر مى‌دارد. بر فرض صحت و درستى، هیچ گونه نظرى به حدود اطاعت زن از مرد ندارد.

بنابراین، در این سه گروه، هیچ گونه دلالتى بر حد و مرز اطاعت زن از مرد نیست. و اما سه گروه دیگر، در گروه اول، حدیث یک، به این مطلب نظر دارد که خوشبختى مرد آن است که قائم به امور خانواده‌اش باشد اما از این تعبیر نمى‌توان استفاده جعل سرپرستى، یا دایره سرپرستى داشت.

در حدیث دوم، زن و مرد را مسئول دانسته، بویژه که رعایت فرزندان و خانواده به زن سپرده شده است، بنابراین، اگر مرد را به عنوان (راعى) معرفى کرده، با توجه به واگذارى بخشى از رعایت خانواده به زن، نمى‌توان حدودى، مشخص از آن برداشت کرد.

روایات گروه دوم نیز، به اصل اطاعت زن نظر دارد و اطلاقى برایش نیست. جز حدیث پنجم که تعبیر (و تطیعه فى جمیع احواله) در آن آمده است. در این روایت اگر از ضعف سند ـ که بدان اشارت رفت ـ بگذریم با توجه به این که اطاعت و اکرام در برابر ایذاى شوهر است، بعید نیست که به اصل اطاعت نظر باشد در برابر ایذإ شوهر، و حد و مرز آن منظور نباشد.

روایات گروه چهارم، به کار زن، که شوهردارى کردن است پرداخته، اما این که حق مرد و یا وظایف او کدام است؟ و تا کجا ادامه دارد؟ از آن ساکت‌اند. حاصل آن است که نمى‌توان بدین احادیث تمسک جست و هر حق و وظیفه‌اى را براى مردان اثبات کرد، اینها فى‌الجمله بر سرپرستى مرد دلالت دارد، نه بیش از آن.

دسته دوم: احادیث آثار تربیتى

در این قسمت به روایاتى اشاره مى‌کنیم که در آنها ریاست مرد غیر مستقیم تإیید مى‌شود. چرا که در این روایات اختیاراتى به مردان و شوهران داده شده که نشان مى‌دهد سرپرستى مرد در خانواده مورد قبول است. در این بخش روایات فراوانى است؛ و چون هر یک از این نمونه‌ها خود بحث مستقلى را مى‌طلبد و در فصول بعدى این نوشتار مستقلا بدان پرداخته مى‌شود، فهرست وار از آنها یاد مى‌کنیم. البته نسبت به بعضى از آنها در ادامه مباحث (سرپرستى خانواده) به تفصیل سخن خواهیم گفت.

۱ـ خروج زن از منزل باید به اذن شوهر باشد

در احادیث متعددى به این مطلب تصریح شده و فقها نیز بدان فتوا داده‌اند. عن ابى عبدالله(علیه السلام) قال: (جائت إمرإه الى رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فقالت: یا رسول الله ما حق الزوج على المرإه فقال: اکثر من ذلک قالت: فخبرنى عن شىء منه قال: لیس لها ان تصوم الا بإذنه یعنى تطوعا و لا تخرج من بیتها بغیر اذنه؛(۴۸)

زنى نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد پرسید:‌ اى رسول خدا! حق شوهر بر زن کدامست؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بسیار است، زن پرسید: پاره‌اى از آن را بیان دارید. رسول خدا فرمود: زن نمى‌تواند بدون اجازه شوهر روزه مستحبى بگیرد و بدون اجازه شوهر از خانه بیرون نرود.)

۲ـ شوهر مى‌تواند زن ناشزه خود را تنبیه بدنى نماید

این مطلب در آیه ۳۴ از سوره نسإ آمده است. (و اللاتى تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن فى المضاجع و اضربوهن.) و احادیث نیز آن را تإکید کرده است.

۳ـ مرد مى‌تواند زن را از اعمال مستحبى چون روزه و حج منع کند

در احادیث بدین مطلب تصریح شده و در کلام فقها چنین تعلیل شده که: هر کارى که با حقوق شوهر مزاحمت داشته شوهر مى‌تواند از آن منع کند.

حدیثى که در ضمن بند اول نقل کردیم، نسبت به روزه مستحبى هم دلالت دارد.

۴ـ شوهر مى‌تواند نذر و قسم شرعى زن را به هم زند

در اصل این مطلب که خواست شوهر، در انعقاد نذر و قسم همسر موثر است تردیدى نیست، برخى فقها معتقدند تا شوهر اذن ندهد این دو محقق نمى‌شود و برخى بر این باورند که با نهى شوهر باطل مى‌شود.

عن ابى عبدالله(علیه السلام) قال: (لا یمین لولد مع والده و لا للمرإه مع زوجها و لا للملوک مع سیده؛(۴۹)قسمى نیست براى فرزند با وجود پدر، و براى زن با وجود همسر و براى برده با وجود آقا.) عن ابى عبدالله(علیه السلام) قال: (لیس للمرإه مع زوجها امر فى عتق و لا صدقه و لا تدبیر و لا هبه و لا نذر فى مالها الا باذن زوجها الا فى حج او زکاه او بر والدیها او صله قرابتها؛(۵۰)

زن نمى‌تواند با وجود شوهر تصرفاتى از قبیل: آزاد ساختن برده، صدقه دادن، تدبیر، بخشش و نذر در اموال خود داشته باشد، مگر از شوهر اذن بگیرد، جز براى سفر حج، پرداخت زکات، رسیدگى به پدر و مادر و به جا آوردن صله رحم.

۵ـ منع از برخى تصرفات اقتصادى و حقوقى

در حدیثى که در بند ۴ ذکر کردیم، منع از صدقه، بخشش، آزاد کردن برده و برخى قراردادها مانند: تدبیر، ذکر شده بود.

۶ـ ولایت بر فرزندان نابالغ از آن پدر است

تصرفات اقتصادى و حقوقى فرزندان قبل از بلوغ، با نظارت و اذن پدر باید همراه باشد. روایتى که در بند ۴ ذکر کردیم بر این مطلب دلالت دارد. و روایات فراوان دیگر.

۷ـ طلاق در اختیار مرد است

این مطلب از بسیارى روایات وارد شده در زمینه طلاق، استفاده مى‌شود.

عن ابى عبدالله(علیه السلام) قال: (قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): خمسه لا یستجاب لهم: رجل جعل الله بیده طلاق امراته فهى توذیه و عنده ما یعطیها و لم یخل سبیلها؛(۵۱)

رسول خدا فرمود: دعاى پنج گروه اجابت نشود. مردى که خداوند اختیار طلاق همسرش را به او سپرده، و زنش او را آزار مى‌دهد اما طلاقش نمى‌دهد.)

۸ـ نفقه زن بر عهده شوهر است

عن ابى بصیر یعنى المرادى قال: سمعت اباجعفر(علیه السلام) یقول: (من کانت عنده إمرإه فلم یکسها ما یوارى عورتها و یطعمها ما یقیم صلبها، کان حقا على الامام ان یفرق بینهما؛(۵۲)

ابوبصیر گوید: از حضرت باقر(علیه السلام) شنیدم که مى‌فرمود: هر کس نزد خود همسرى دارد و او را نپوشاند و غذایش را ندهد، بر پیشواى مسلمین است که میان آن زن و شوهر جدایى افکند.

۹ـ سیادت و هاشمى بودن از طریق پدر است

عن العبد الصالح(علیه السلام) (فى حدیث طویل) قال: (و من کانت امه من بنى هاشم و ابوه من سایر قریش فان الصدقات تحل له و لیس له من الخمس شىء فان الله یقول: ادعوهم لابائهم؛(۵۳)

امام کاظم(علیه السلام) فرمود: هر که مادرش هاشمى است اما پدرش از تیره‌هاى دیگر قریش است، مى‌تواند صدقه بستاند و در خمس سهمى ندارد زیرا خداوند مى‌فرماید: فرزندان را به نام پدران بخوانید.)

۱۰ـ تمکین جنسى زن نسبت به خواست مرد

این مطلب در احادیث مختلف با تعبیرهاى گوناگون وارد شده است و بر اساس همین روایات، فقیهان یکى از ارکان اصلى استحقاق نفقه را تمکین جنسى دانسته‌اند. نمونه‌اى از این احادیث را در صفحه ۲۲ حدیث دوم آوردیم.

برخى فتاواى فقها که قاعدتا برگرفته از ادله شرعى است، نیز سرپرستى مرد را تإکید مى‌کند از قبیل:

زن باید براى سفر از شوهر اذن بگیرد و گرنه سفرش حرام خواهد بود.

در قصد اقامت و توطن، زن تابع شوهر است.

در این قسمت به بررسى دقیق این موارد نمى‌پردازیم زیرا بسیارى از اینها عنوان‌هاى مستقلى براى پژوهش است، اما فى‌الجمله مى‌توان ارتباطى بین این عناوین و مسأله سرپرستى شوهران دید.

اما از اینها نمى‌توان دایره سرپرستى و حدود آن را به دست آورد، چرا که حدود بسیارى از این عناوین نیز، محرز نیست. در مثل، جاى بحث و تإمل است که مرد چه مقدار مى‌تواند زن را از بیرون رفتن منع کند، یا این که کمیت تنبیه بدنى و مورد آن چیست، طلاق در چه مواردى به دست مرد است، ولایت بر فرزندان تا چه حد به پدر سپرده شده است. همه اینها مورد پژوهش جدى و عمیق قرار نگرفته، با این که برخى از فقیهان نیز، با اطلاق و گستردگى این حقوق مردانه، سخت مخالف‌اند.

از این رو نتیجه‌گیرى جدى از این عناوین را، به بحث‌هاى بعد و جمع‌بندى کلى، در ادامه همین بحث، وامى‌نهیم.

ج. اجماع

اجماع سومین دلیلى است که مى‌شود بدان تمسک جست. در این خصوص کسى از فقیهان دعواى اجماع نکرده لیکن توافق آنها را در اصل مسإله فى‌الجمله نمى‌توان انکار کرد. چرا که همه آنان به خروج با اذن شوهر، حق تنبیه بدنى، اطاعت زن از مرد در امور زناشویى تصریح کرده‌اند گرچه در کم و کیف آنها، اختلاف نظر دارند. بنابراین مى‌توان فى‌الجمله مسأله سرپرستى مرد را اجماعى دانست.

اما آنچه گفتنى است، مدرکى بودن این اجماع است زیرا وجود آیات و روایات ذکرشده، مستند فقیهان بوده و لذا باید در آن ادله نگریسته شود.

از سوى دیگر معقد و محل توافق آراء در این مسأله روشن نیست، لذا براى حد و مرز سرپرستى مردان نمى‌توان از این توافق آرا و اجماع، سود جست.

نتیجه آن که، اجماع به عنوان دلیل مستقل از کتاب و سنت نباید تلقى شود. علاوه که محدوده اجماع وضوحى ندارد، لذا صرف نظر کردن از آن اولى است. ادامه دارد.

نویسنده: مهدى مهریزى

پی‌نوشت‏‌ها
۱ـ العاملى، وسائل الشیعه. (چهارم: دار احیاء التراث العربى، بیروت)، ج۵۱، ص۲۵۱، ب۲۱، ح۷، و ج۱۲، ص۴۲٫
۲ـ النورى، حسین. مستدرک الوسایل. (اول: بیروت، آل البیت)، ج۱۴، ص۲۴۸، ب۶۳، ح۱۶۶۱۲، حلیه الاولیإ، ج۸، ص۲۷۱، سنن الترمذى، دارالفکر، ج۴، ص۱۸۱ ـ ۱۸۰، ح۱۷۰۵، فتح البارى، دار احیإ التراث، ج۱۳، ص۹۶، صحیح البخارى، دار الفکر، ج۹، ص۷۷٫ مجمع الزوائد هیثمى، ج۵، ص۲۰۷٫ صحیح مسلم بشرح النووى، ج۱۲، ص۲۱۳، (کتاب الاماره)، موسوعه اطراف الحدیث النبوى، ج۴، ص۱۱۱٫
۳ـ العاملى. پیشین، ج۱۴، ص۱۲۲٫ مکارم الاخلاق، ص۲۱۷٫
۴ـ العاملى. پیشین. ج۴، ص۱۱۵ و ج۱۴، ص۱۵۳، ب۱۱۷، ح۱٫ الکافى، ج۲، ص۶۶٫
۵ـ العاملى. پیشین. ج۱۴، ص۱۱۳، ح۴٫
۶ـ همان. ص۱۱۱، ح۱٫
۷ـ همان، ص۱۲۶، ح۳٫
۸ـ النورى، پیشین. ج۱۴، ص۲۴۷، ب۶۳، ح۱٫
۹ـ تهرانى، محمدحسین. پیشین، ص۲۱، از: تفسیر ابوالفتوح رازى، ج۱، ص۷۶٫
۱۰ـ الزحبلى، وهبه. پیشین، ج۴، ص۳۰۳٫
۱۱ـ الهندى. کنزالعمال. (بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۱۳ ـ ۱۹۹۳)، ج۵، ص۸۶۲، ش۱۴۵۶۹٫
۱۲ـ ابن شعبه، حسن بن على. تحف العقول، (پنجم: موسسه الاعلمى، بیروت، ۱۳۹۴ ق / ۱۹۷۴ م)، ص۳۳٫
۱۳ـ زغلول، محمد. موسوعه اطراف الحدیث النبوى، (اول: بیروت، عالم التراث، ۱۴۱۰ ـ ۱۹۸۹)، ج۵، ص۱۶۰٫
۱۴ـ المجلسى، محمدباقر. بحارالانوار، (دوم: موسسه الوفإ، بیروت، ۱۴۰۳ ق / ۱۹۸۳ م)، ج۱۰۰، ص۲۲۸، ح۲۵٫
۱۵ـ همان، ح۲۷٫
۱۶ـ همان، ص۲۲۳، ح۱٫
۱۷ـ ابن شعبه. پیشین، ص۳۵٫
۱۸ـ همان، ص؛۳۴ مسند احمد، ج۵، ص۳۷، ۳۸، ۴۷ و ج۵، ص؛۵۱ السنن الکبرى للبیهقى، ج۳، ص؛۹۰ سنن الترمذى، ج۴، ص۴۵۷، ش؛۲۲۶۲ کنزالعمال، ج۶، ص۳۱، ش۱۴۷۱۶، موسوعه اطراف الحدیث النبوى، ج۶، ص۷۲۱٫
۱۹ـ العسقلانى، لسان المیزان. (اول: دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۷ ق / ۱۹۸۷ م)، ج۵، ص؛۲۱۱ کنزالعمال، ج۱۶، ص۲۸۵، ش۴۴۴۹۳، موسوعه اطراف الحدیث النبوى، ج۵، ص۴۰۴٫
۲۰ـ المجلسى، پیشین. ج۱۰۰، ص۲۲۷، ح؛۲۲ کنزالعمال، ج۱۶،ص۲۸۵، ش۴۴۴۹۴، موسوعه اطراف الحدیث النبوى، ج۵، ص۴۰۴٫
۲۱ـ العاملى، پیشین. ج۱۴، ص۱۱۵، ب۸۱، ح۲ و ص۱۶۳، ب۱۲۳، ح؛۱ موسوعه اطراف الحدیث النبوى، ج۴، ص۵۰۴٫
۲۲ـ العاملى، پیشین. ج۱۴، ص۱۱۵، ب۸۱، ح۲ و ص۱۶۳، ب۱۲۳، ح؛۱ موسوعه اطراف الحدیث النبوى، ج۴، ص۵۰۴٫
۲۳ـ العاملى، پیشین. ج۱۴، ص۱۱۵، ب۸۱، ح۱، مکارم الاخلاق، ص۲۱۵٫
۲۴ـ العاملى، پیشین. ص۱۱۲، ب۷۹، ح۱٫
۲۵ـ همان، ح۲٫
۲۶ـ النورى، پیشین. ج۱۴، ص۲۴۶، ح۱۶۶۰۹٫
۲۷ـ همان، ص۲۳۷، ح۱۶۵۹۹٫
۲۸ـ الترمذى، محمد بن عیسى. سنن الترمذى، (دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م)، ج۳، ص۴۶۵، ش۱۱۵۹٫
۲۹ـ ابن ماجه، سنن ابن ماجه، (دار احیاء التراث العربى، بیروت، ۱۳۹۵ق/ ۱۹۷۵م)، ج۱، ص۵۹۵، ش۱۸۵۲، المصنف، ج۴، ص۳۰۶٫
۳۰ـ ابن ماجه، پیشین، ج۱، ص، ش۱۸۵۳٫
۳۱ـ المصنف، ج۱۱، ص۳۰۰٫
۳۲ـ پیشین، ج۴، ص۳۰۵٫
۳۳ـ همان، ص۳۰۶، احادیث بسیارى غیر از اینها وجود دارد رجوع شود به: موسوعه اطراف الحدیث النبوى، ج۶، ص۷۸۰ ـ ۷۷۹٫
۳۴ـ الخوئى، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، (چهارم: بیروت، مدینه العلم، ۱۴۰۹ق/ ۱۹۸۹م)، ج۱۵، ص۲۵٫
۳۵ـ همان، ج۱۸، ص۳۰۵ ـ ۲۰۹٫
۳۶ـ همان، ج۱، ص۲۶۱ و ج۱۴، ص۲۱۴ و ج۱۶، ص۶۶٫
۳۷ـ سلسله الاحادیث الضعیفه و الموضوعه، ج۱، ص۶۲۳، ش۴۳۵، اللئالى المصنوعه فى الاحادیث الموضوعه، ج۲، ص۱۷۴، لسان المیزان، ج۵، ص۲۱۱٫
۳۸ـ الخوئى، پیشین، ج۱۱، ص۳۱۳٫
۳۹ـ همان، ج۱۹، ص۳۰٫
۴۰ـ همان، ج۴، ص۸۵٫
۴۱ـ همان، ج۹، ص۱۸٫
۴۲ـ مانند: الموضوعات لابن الجوزى، ج۲، ص؛۱۵۳ تذکره الموضوعات، ص؛۱۹۱ اللئالى المصنوعه (للسیوطى)، ج۲، ص؛۳۷ تذکره الموضوعات للفتنى، ص؛۱۲۹ موسوعه اطراف الحدیث النبوى، ج۴، ص۵۰۴٫
۴۳ـ الخوئى، پیشین، ج۲۲، ص۹۷٫
۴۴ـ همان، ج۱۵، ص۵۲٫
۴۵ـ همان، ج۱۳، ص۸۰ و ص۲۴٫
۴۶ـ النجفى، پیشین، ج۳۱، ص۴۱٫
۴۷ـ همان، ج۳، ص؛۱۶۲ کتاب المتعه، ص۱۲۳ ـ ؛۱۱۸ اللمعه الدمشقیه، ج۲، ص۱۲۱٫
۴۸ـ العاملى، پیشین، ج۱۴، ص۱۱۱ ب۷۹، ح۱٫
۴۹ـ همان، ج۱۶، ص۱۵۵، ب۱۰، ح۱٫
۵۰ـ همان، ج۱۳، ص۳۲۳، ب۱۷، ح۱٫
۵۱ـ همان، ج۱۵، ص۲۷۱، ب۵، ح۱٫
۵۲ـ همان، ج۱۵، ص۲۲۳، ب۱، ح۲٫
۵۳ـ همان، ج۶، ص۱۸۸، ب۳۰، ح۱٫
 
منبع: ماهنامه پیام زن؛ شماره ۱۱۰؛ اردیبهشت ۱۳۸۰

همسرداری در خانه علی(علیه السلام)

از آنجا که همسرداری، امری است دو جانبه، در این بخش، به جای همسرداری علی(علیه السلام)، عنوان همسرداری در خانه علی(علیه السلام) انتخاب گردید؛ لذا به چند اصل از اصول حاکم در همسرداری خانه علی(علیه السلام) و فاطمه زهرا(سلام الله علیها) اشاره می‌گردد:

۱- پرهیز از خواسته‌های مادی و تلاش در جهت جلب رضایت همسر

– فاطمه جان! آیا غذایی داری تا از گرسنگی بیرون آیم؟

– دو روز است که در منزل غذای کافی نداریم آنچه بود به شما و فرزندانم حسن و حسین دادم و خود از غذای اندک موجود استفاده نکردیم.

– فاطمه جان! چرا به من اطلاع ندادی تا به دنبال تهیه غذا بروم؟

حضرت زهرای اطهر، نگاه نجیبش را بر زمین انداخت و فرمود:

یا ابا الحسن! انی لا ستحیی من الهران اکلف نفسک ما لا تقدر علیه؛

‌ای اباالحسن! من از خدایم شرم دارم که از تو چیزی درخواست نمایم که مقدورت نباشد.

و این گونه خانه علی و زهرا، کانون مودت و محبت و رحمت می‌شود، و علیرغم وجود همه مشکلات و سختیها و مصائب که در زندگی مشترک علی(علیه السلام) و زهرا(سلام الله علیها) بیش از هر خانه دیگر وجود داشت، به اعتراف خود امیرالمؤمنان نگاه به چهره همسر کردن باعث زدوده شدن هرگونه غم و اندوه می‌گردد:

(سوگند به خدا، من زهرا(سلام الله علیها) را تا آن هنگام که خداوند او را به سوی خود برد، خشمگین و مجبور به کاری ننمودم، او نیز مرا خشمگین نکرد و هیچگاه موجب ناخشنودیمن نشد… من هرگاه به چهره زهرا(سلام الله علیها) نگاه می‌کردم هرگونه غم و اندوه از من برطرف می‌شد…)

آری این خانه، خانه‌ای است که از مظاهر رفاه مادی در آن هیچ یافت نمی‌کنی و لیکن همجواری با همسر و شریک زندگی را مایه آرامش می‌یابی.

۲- تقسیم کار در خانه

یکی از عوامل شادابی و تکامل خانواده تعیین حدود مسؤولیت افراد در خانواده است.

رسول خدا در اولین شب ازدواج علی(علیه السلام) و زهرا(سلام الله علیها) کارهای آنان را به این شکل تقسیم نمود: خمیر کردن آرد و پختن نان و تمیز کردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه(سلام الله علیها) باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل جمع آوری هیزم و مواد غذایی را علی(علیه السلام) انجام دهد.

پس از آن بود که حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود:

جز خدا کسی نمی‌داند که از این تقسیم کار، تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است،‌ بازداشت.

۳- فرمان‌پذیری و رعایت حق مدیریت شوهر در خانه

البیت بیتک و المره زوجتک إفعل ما تشاء

علی جان! خانه، خانه توست و من همسر تو هستم، هر آنچه می‌خواهی انجام بده.

این پاسخ زهرای اطهر در جواب درخواست علی(علیه السلام) برای ورود عمر و ابوبکر به خانه و پس از ماجرای به آتش کشیدن در منزل و مصدوم شدن حضرت زهرا(سلام الله علیها) است.

۴- آرایش و زینت برای همسر

رسیدگی به وضع ظاهری به خاطر همسر از اصول زندگی یک زن و مرد مسلمان است و در زندگی علی(علیه السلام) و زهرا(سلام الله علیها) نیز این اصل خود ر به خوبی نشان می‌دهد. نقل است پیامبر برای شب عروسی حضرت زهرا(سلام الله علیها) دستور داد عطرهایی خوشبو تهیه کنند و زهرا(سلام الله علیها) نیز در داخل خانه دائماً معطر بودند.

۵- یاری رساندن به همسر

یا رسول الله! هر دو دستم به علت آرد کردن گندم با آسیای دستی ورم کرده،‌ زخم شده است.

دیشب را تا صبح به آرد کردن گندم مشغول بودم و علی نیز فرزندانم حسن وحسین را نگهداری می‌کرد.

و همین همراهی و دلجویی علی(علیه السلام) بود که زهرا(سلام الله علیها) را در تحمل مصائب و مشکلات کارهای خانه یاری کرده و حتی تحمل زخم دست را هم بر او آسان می‌کرد. در آن سو هم هنگامی که علی(علیه السلام) از جهاد و جبهه جنگ برمی گشت، فاطمه(سلام الله علیها) استقبال گرمی از او می‌کرد، شمشیر او را گرفته و می‌شست. در تمام فعالیتهای علی(علیه السلام) او را همراهی می‌کرد و نسبت به مسائل او و جامعه حساسیت نشان می‌داد و به این شکل با همراهی، همفکری و رغبتی که در خود نشان می‌داد خستگیها و مرارتهای بیرون را از جسم و روح او دور می‌کرد.

۶- حاکمیت روح عاطفی و نگاه‌های محبت‌آمیز در خانه

شیرین‌ترین اوقات زندگی، لحظاتی است که انسان چشم به معشوق خود می‌دوزد و او را می‌نگرد و عاشقانه با او صحبت می‌کند و نهایت عشق و عاطفه خود را در کلام و نگاه ابراز می‌دارد.

زندگانی علی(علیه السلام) و زهرا(سلام الله علیها) پر است از این لحظات عاشقانه و شیرین.

علی(علیه السلام) می‌گوید: (دائماً به او می‌نگریستم و از دلم، غم و اندوهها برطرف می‌شد.)

و فاطمه(سلام الله علیها) خطاب به همسرش می‌گوید:

علی جان! جانم فدای تو! جان و روح من سپر بلای جان تو! یا اباالحسن همواره با تو خواهم بود. چه در خیر و نیکی به سر ببری، چه در سختی‌ها و بلاها گرفتار شوی، همواره با تو خواهم بود.

و چه نیکو کلام خود را به اثبات رسانید و جان خویش را در طبق اخلاص نهاد و فدایی علی(علیه السلام) شد.

۷- اهمیت دادن به تفریح، مزاح و شادی در روابط

اگر چه خانه علی و زهرا، کانون ساده‌زیستی،‌ زهد، ایثار، انفاق، جهاد، سیاست،‌ اندیشه، شجاعت و هزاران فضیلت دیگر بود و اگر چه آنها مظلوم‌ترین انسانهای عالم هستند و عمری پررنج و مصیبت داشتند!‌و لیکن زندگی آنان خالی از لحظات شیرین و دلپسند تفریح و شادی هم نبود. چرا که علی(علیه السلام) و زهرا(سلام الله علیها) هم انسانند و انسان هم به شادی و تفریح احتیاج دارد،‌اما از آنجا که علی و زهرا در بالاترین مراتب انسانیت قرار دارند، تفریح و شادیشان هم متناسب با روح متکاملشان و به دور از هر گونه، افراط و تفریط است.

مروری بر چند نمونه زیبا از زندگی سراسر زیبای این بزرگواران مؤید مطالب فوق است:

– در شب عروسی‌شان، اگر چه زنان دف می‌زنند و سرودهای شاد می‌خوانند، اما فضای مجلس خالی از تکبیر و سرودهای معنوی هم نیست.

– در صحنه‌ای دیگر زهرا(سلام الله علیها) را مشاهده می‌کنیم که در حضور علی(علیه السلام) با فرزندش حسین مشغول بازی کردن است و به او می‌فرماید:

انت شبیها بأبی لست شبیها بعلی؛

تو به پدر من پیامبر شبیهی و به پدرت علی شباهتی نداری!

و این موجب خنده و تبسم حضرت علی(علیه السلام) می‌شود.

– در جای دیگری علی(علیه السلام) و زهرا(سلام الله علیها) را مشاهده می‌کنیم که به اتفاق به صحرا رفته‌اند و به هنگام خوردن خرما و در قالب گفتگو و مفاخره‌ای شنیدنی، تفریحی شیرین و دلپسند دارند.

علی(علیه السلام) می‌فرماید:‌ ای فاطمه! رسول خدا، مرا بیشتر از تو دوست می‌دارد. و حضرت زهرا(سلام الله علیها) پاسخ می‌گوید: از سخن تو تعجب می‌کنم! آیا می‌شود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) تو را بیش از من دوست داشته باشند، در حالی که من میوه دل او و عضوی از پیکرش و شاخه‌ای از شاخسارش می‌باشم و غیر از من، فرزندی ندارد.

پس از آن به نزد پیامبر رفتند و صحبتشان را در حضور پیامبر ادامه دادند، ابتدا فاطمه(سلام الله علیها) پیش دستی کرده و عرض کرد:

‌ای رسول خدا! کدام یک از ما دو نفر نزد تو محبوب‌تریم، من یا علی؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

تو به من محبوب‌تری و علی از تو برای من عزیزتر است!

و پس از آن باز هم علی(علیه السلام) است و زهرا(سلام الله علیها) و مفاخره‌ای شیرین و شنیدنی:

علی(علیه السلام): آیا من به تو نگفتم که فرزند فاطمه باتقوایم؟

زهرا(سلام الله علیها): من نیز دختر خدیجه کبرایم؛

علی(علیه السلام): من فخر کائناتم؛

زهرا(سلام الله علیها): من دختر کسی هستم که نزد خدا آن چنان گرامی شد که گویی به فاصله دو کمان یا نزدیکتر نسبت به پرودگارش قرار گرفت.

علی(علیه السلام): خدمتگزارم، جبرئیل است.

زهرا(سلام الله علیها): خطبه‌ام را در آسمان، راحیل خوانده است و خدمتگرارانم، گروههای فرشتگان یکی پس از دیگری هستند.

علی(علیه السلام): من در جایگاهی رفیع و بلند، زاده شدم.

زهرا(سلام الله علیها): من هم در مقام والا و بلند مرتبه به ازدواج و همسری تو در آمدم…

علی(علیه السلام): شیعیان من از دانشم می‌نگارند.

زهرا(سلام الله علیها): ظرف دانش شیعیان من نیز از دریای علمم لبریز می‌شود.

علی(علیه السلام): من کسی هستم که خداوند اسم مرا از اسم خود مشتق ساخته، او عالی است و من علی.

زهرا(سلام الله علیها): من نیز چنین‌ام، او فاطر است و من فاطمه.

و زندگی کوتاه علی(علیه السلام) و زهرا(سلام الله علیها) پر است از این قطعات تاریخی و صحنه‌های زیبا و شنیدنی که نشانگر با نشاط و زیبا بودن زندگی ایشان است علیرغم تمام مشکلات و گرفتاریهای آنان.

منبع پایگاه امام علی(علیه السلام)

ویژگی‌های بهترین زن در گفتار رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده‌اند: بهترین زنان شما دارای این ویژگی‌هاست: فرزند‌آور، بسیار مهربان، پاک‌دامن، عزیز در میان فامیل، متواضع و فروتن با همسر، زینتگر برای همسر، خودنگه‌دار در برابر نامحرم، حرف‌شنوایی از شوهر، فرمان‌بردار از همسر و…

برای آشنایی با ویژگی‌های بهترین زنان، به خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رویم و با هم، گوش جان به کلام جان بخشش می‌سپاریم.

جابر بن عبدالله می‌گوید: با جمعی در خدمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بودیم و آن حضرت فرمود: بهترین زنان شما دارای این ویژگی‌هاست:

فرزند‌آور، بسیار مهربان، پاک‌دامن، عزیز در میان فامیل، متواضع و فروتن با همسر، زینتگر برای همسر، خودنگهدار در برابر نامحرم، حرف‌شنوایی از شوهر، فرمان‌بردار از همسر، کاملاً در اختیار شوهر به هنگام تنهایی با شوهر.

اکنون برای درک بیشتر این کلام نورانی رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، نگاهی دیگر به این صفات می‌افکنیم و از زبان مبارک آن حضرت و خاندان پاکش، به تشریح آن‌ها می‌پردازیم.

۱ – فرزندآور

در فرهنگ روایات، دختر تا زمانی که در خانه پدر به سر می‌برد(حسنه) است؛ این امانت الهی هرگاه پا به خانه شوهر گذاشت، به مقام همسری دست می‌یابد و البته پاسداری از این مقام، شرایط خاصی دارد که تحصیل آن‌ها مایه کمال و فضیلت زن است. سومین دوره‌ای که زن بعد از دوران دختری و همسری به آن منتقل می‌شود، دوران پر افتخار و مسوولیت‌ساز مادری است. مقام مادر از آن کسی است که محیط مقدس خانه را، با به دنیا آوردن و پرورش دادن فرزندان، که پاره‌های تن و جان او هستند، صفا و رونق بخشد؛ و روشن است که هرچه تلاش زن در این دوره مادر بودن، افزون باشد، پاداش اخروی او نیز بیشتر و تقربش به پروردگار افزون‌تر است و این راز گفتار رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) است که فرزندآوری از صفات خوب زن برمی‌شمرد؛ چرا که این ویژگی، زن را به مقام مادر شدن ارتقا می‌دهد و تا آنجایش رهنمون می‌سازد که خود آن حضرت در گفتار دیگری می‌فرماید: بهشت در زیر گام‌های مادران است.

آرامش حقیقی و معنوی زندگی با وجود فرزند صالح تقویت می‌گردد و هیچ‌گاه خانه بدون فرزند(با امکان آوردن آن) روی آرامش نخواهد دید. برای توجه به ارزشمندی زنی که فرزندآور است به این دو روایت بنگرید:

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: با دوشیزه فرزندآور ازدواج کنید، ولی با زیبا چهره نازا ازدواج نکنید، زیرا من به شما امت، روز قیامت افتخار می‌کنم.

روایت دیگری می‌گوید: بدانید که زن سیاه‌چهره‌ای که فرزندآور باشد، برای من دوست داشتنی‌تر است از زیبای نازا.
نرم‌خو بودن زن در محیط زندگانی مشترک در برابر شوهر، اگر از روی شناخت و اختیار و عمل به وظیفه شوهرداری باشد، خصلت پسندیده و کار ارزشمندی است. زنی که به آسانی در برابر خواسته‌های مشروع و معقول شوهر شکل می‌پذیرد و از خود مقاومتی نشان نمی‌دهد، صاحب فضیلت است و محیط مقدس خانه با این روحیه تسلیم و گذشت و حق‌پذیری، زمینه پرورش و رشد آرامش را بهتر فراهم می‌یابد.

۲ – بسیار مهربان

محبت و دوستی و مهربانی، شاه‌کلید نفوذ در دل‌هاست. هیچ چیزی به قدر مهربانی کارآیی ندارد. درهای بسته و چهره‌های گرفته با این ابزار، گشوده و باز می‌شوند. در فرهنگ دوستی و محبت، همه چیز با معنی و پیام‌دار است، گاه با یک اشاره و با یک کلمه و یا جمله می‌توان صحنه را عوض کرد و به آسانی، در دل دیگران راه یافت.

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: بهترین زن، آن است که بسیار مهربان و صمیمی باشد. طبیعی است که منظور، به کار گرفتن این سرمایه در خدمت جذب شوهر است. محبت شوهر به همسر، خود از طبیعی‌ترین انواع دوستی‌هاست و اگر با دوستی و مهربانی سرشار از طرف زن همراه باشد، هیچ کینه و بی‌مهری‌ای برجا نمی‌ماند. ثمره این اظهار دوستی و صمیمیت، لبریز شدن کانون دل و فضای خانه از آرامش و سکون است و در چنین دل و خانه‌ای، اضطراب و بی‌قراری، راهی برای نفوذ ندارد. در روایت دیگری، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) یکی از صفات بدترین زنان را کینه معرفی می‌فرماید. زنی که پیوسته چشم انتظار گرفتن عیب و نقطه ضعف است، تا به وسیله آن همسرش را سرکوب و توبیخ و سرزنش کند، دارای یک صفت منفی و مخرب است و طبیعی است که با چنین برخوردهایی، جز ناآرامی و اضطراب، بذر دیگری در زمین زندگانی مشترک کاشته نمی‌شود.

شاید یکی از عوامل شکست و افسردگی و پیری زودرس مردان، همین بی‌مهری‌ها و لجاجت‌های آگاهانه و ناآگاهانه زنان در برخورد با همسرانشان باشد. از امام صادق(علیه‌السلام) روایت است که می‌فرمایند: از دعاهای رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) این بود که می‌گفت: خدایا، به تو پناه می‌برم از زنی که مرا پیر کند، قبل از این که دوران پیری من فرا رسد.

روشن است که پناه بردن انسان به خدا در جایی است که احساس خطر و ناامنی و گمراهی وجود دارد، شاید در وجود زنی که برای شوهرش پیری زودرس می‌آورد، ریشه‌های ناامنی، خطر و گمراهی نفوذ کرده باشد. طبیعی است که چنین زنی موفق به آرام‌سازی محیط خانه و آرامش‌بخشی به شوهر نخواهد بود.
انتخاب همسر

۳ – در اوج پاک‌دامنی

عفت، حالتی است نفسانی که بازدارنده از غلبه شهوت است. عفیف، انسانی است که با تلاش پیگیر، به مقامی دست یافته که خود را در اختیار خواسته‌های نفسانی قرار نمی‌دهد. روح چنین شخصی، آن چنان در اوج است که به آسانی از آنچه ناپسند و نامشروع است، چشم می‌پوشد؛ اگر چه توان انجامش را دارا باشد. این مبارزه با نفس که جهاد اکبر است، چنان فضیلتی دارد که صاحب این مقام در مقایسه با مجاهد در جبهه جهاد اصغر، که مبارزه با دشمن خارجی است، از امتیاز برخوردار است. به این روایت بنگرید:

حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) می‌فرماید: جهادگری که در راه خدا به شهادت رسیده، پاداشش، برتر از توانگری نیست که با داشتن قدرت، عفت ورزیده است؛ دور نیست که عفیف، فرشته‌ای از فرشتگان باشد.

ارزشمندی صفت عفت(با توضیحی که داده شد) برای یک زن روشن است. هر زنی لازم است که این ویژگی را در زندگی مشترک به نمایش بگذارد و از این راه، فکر و ذهن و دل همسرش را از هر نوع پندار و توهم وسوسه پوچ احتمالی و بی‌اساس پاک‌سازی کند و زمینه پیدایش و رشد هر نوع احساس بدبینی را از میان ببرد. آرامش روانی، از آنِ مردی است که این ویژگی و خصلت را(که انسان را تا مرز فرشتگان اوج می‌دهد) در همسر خویش بیابد.

گلخانه زندگی در فضای سالم و نشاط‌‌آور(عفت) شاهد شکوفایی غنچه‌های معنوی و عطرآگین اعتماد زن و مرد به یکدیگر خواهد بود. از آنجا که گام نهادن در مسیر خوبی‌ها و معنویات، نیازمند تعاون و همکاری است، یادآوری این نکته ضروری است که اگر مردی، خواهان عفت همسرش می‌باشد، باید زمینه و اسباب آن را در حد توان خویش فراهم کند. در این میان، وظیفه مرد است که به گونه‌ای آراستگی ظاهر داشته باشد و خود را ملزم به رعایت زیبایی و نظافت بداند که پیوسته برای همسرش جذاب و دلربا باشد. در این زمینه به این روایت جالب توجه کنید:

حسن بن جهم می‌گوید: امام رضا(علیه‌السلام) را دیدم که محاسن خود را خضاب(رنگ) کرده بود. پرسیدم: فدایت شوم، رنگ کرده‌اید!؟ امام پاسخ داد: آری، رسیدگی به خود(تغییر شکل و هیئت دادن) از عوامل افزایش عفت زنان است، و یکی از علل بی‌عفتی زنان این است که همسرانشان این امر را رها کرده‌اند. آنگاه امام(علیه السلام) فرمود: آیا دوست داری همسرت را به گونه‌ای ببینی که وضعیتش همانند تو باشد، در حالتی که به سر و وضع خود نرسیده‌ای!؟ او جواب داد: خیر؛ و حضرت فرمود: همسر تو هم دوست ندارد که تو را بدان گونه ببیند.
حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) می‌فرماید: جهادگری که در راه خدا به شهادت رسیده، پاداشش، برتر از توانگری نیست که با داشتن قدرت، عفت ورزیده است؛ دور نیست که عفیف، فرشته‌ای از فرشتگان باشد.

۴ – عزیز در فامیل

در مفهوم عزت، یک نوع نفوذ ناپذیری نهفته است، زمین سختی که چیزی در آن موثر نیست، دارای صفت عزت است. این حالت، همانند تمامی صفات خوب دیگر، اگر از منبع اصلی سرچشمه بگیرد پایدار و ماندنی است وگرنه زودگذر و از بین رفتنی خواهد بود.

در فرهنگ قرآن، عزت حقیقی از آن خداوند و پیامبر او و مومنان است. خداوند کانون همه خوبی‌هاست و همه این خوبی‌ها از او به پیامبرش و مومنان سرایت می‌کند. ایمان، شرط اصلی عزت است و در سایه بندگی خداست که سربلندی انسان تأمین می‌شود.

شاید عزیز بودن زن که در کلام رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از ویژگی‌های زن خوب و شایسته معرفی شده است، به این معنی برگردد که ایمان حقیقی یک زن، از او در میان فامیل، چهره‌ای ساخته باشد که مورد نظر و احترام و تکریم همه و دارای عزت و سرافرازی باشد. طبیعی است مردی که این موفقیت مطلوب را برای همسرش در میان فامیل شاهد است و زنی که از این چنین جایگاه رفیعی برخوردار است، هر دو در محیط مقدس خانه، آرامش و امنیت را به وضوح احساس می‌کنند.

نقطه مقابل این زن، زنی است که بر اثر سوءرفتار و گفتار و عملکردهای ناشایست و موضع‌گیری و اقدام‌های ناپسند و نابخردانه، خود را در میان فامیل و آشنایان، خوار و ذلیل کرده است. چنین زنی در روایت دیگری از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، دارای خصلتی از خصال بدترین زنان است.

زنی که در میان فامیل اعتباری ندارد و با چشم حقارت و خواری به او می‌نگرند، برای خود نیز شخصیت قابل اعتمادی را باور ندارد و هیچ‌گاه موفق نخواهد شد که بدون سرمایه لازم که همان عزت و متانت و موقعیت خانوادگی است، محیط خانه را محلی مناسب برای آرامش جسم و روح همسرش قرار دهد.
همسرداری

۵ – فروتن با همسر

ارزش هر صفت و عمل نیکویی در این است که آدمی آن را از روی آزادی و اختیار انجام دهد. کسی که مجبور است خوب باشد و کار نیک انجام دهد، شاید برای دیگران مفید باشد، اما امتیازی برای خود او محسوب نمی‌شود. نرم‌خویی و تواضع و فروتنی انسان نیز وقتی پسندیده و ارزشمند است که با انتخاب و آزادی همراه باشد. قرآن کریم، مومنان را از این جهت که در برابر یکدیگر خاضع و فروتن و نرم هستند، می‌ستاید و روشن است که مومن حقیقی با تلاش و مجاهدت به این خصلت پسندیده دست می‌یابد.

نرم‌خو بودن زن در محیط زندگانی مشترک در برابر شوهر، اگر از روی شناخت و اختیار و عمل به وظیفه شوهرداری باشد، خصلت پسندیده و کار ارزشمندی است. زنی که به آسانی در برابر خواسته‌های مشروع و معقول شوهر شکل می‌پذیرد و از خود مقاومتی نشان نمی‌دهد، صاحب فضیلت است و محیط مقدس خانه با این روحیه تسلیم و گذشت و حق‌پذیری، زمینه پرورش و رشد آرامش را بهتر فراهم می‌یابد.

نقطه مقابل زنی که در برابر همسر، مطیع است، زنی است که در برابر همسرش، هیچ نرمش و انعطافی ندارد و پیوسته به دنبال مقاومت و پافشاری و جبهه‌گیری در برابر خواسته‌های شوهر است. چنین زنی از دیدگاه رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از بدترین زنان است. زنی که مرد هیچ‌گاه نتواند راهی برای نفوذ در دل او بیابد، هرگز نباید چشم امید به زندگانی همراه با مسالمت و صفا داشته باشد.

۶ – زینتگر برای شوهر

خودآرایی و تزیین، در نهاد زن قرار گرفته است، اما زن به عنوان جنس مخالف مرد، حتی اگر خود را نیاراید، باز هم جذاب و دارای کشش است. این سرمایه خداداد باید در مسیر تثبیت زندگانی مشترک به کار رود. اگر زندگی مشترک، فقط سپری نمودن چند ساعت و چند روز بود، شاید سهل‌انگاری و بی‌اعتنایی، مشکل‌آفرین نبود؛ اما زندگانی درازمدت زن و شوهر باید پیوسته همراه با جاذبه عشق باشد تا هیچ‌گاه گرد و غبار بی‌میلی و بی‌اعتنایی و دلسردی و ناامیدی بر صفحه درخشان آن ننشیند.

استفاده از زینت و آرایش، جذابیت زن را تقویت می‌کند و بر همین اساس است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) یکی از صفات زن خوب را خودآرایی برای شوهر بیان می‌کند. زیرا مردی که به همسرش عشق و مهر می‌ورزد، بیگانه را به حریم دل خود راه نمی‌دهد. در این حال، بر سراسر زندگی آن دو، ابر آرامش و اطمینان سایه می‌گسترد و اینجاست که آرام‌بخش بودن گل وجود زن، مفهوم و عینیت پیدا می‌کند.

اهمیت آراستگی زن برای شوهر تا آنجاست که در فرهنگ اسلام، زن با هیچ بهانه‌ای نمی‌تواند درباره انجام این وظیفه در قبال همسرش بی‌اعتنا یا بی‌توجه باشد. البته شرایط مختلف زندگی مقتضی گونه‌های مختلف عمل به این وظیفه و خواهان برخورد شایسته و بایسته زن در آن شرایط می‌باشد.

امام باقر(علیه‌السلام) می‌فرماید: سزاوار و شایسته نیست که زن(درباره رسیدگی به سر و وضع خود و آراستن خویش بی‌عنایت باشد) و در زمینه آرایش و آراستن، خود را بازنشسته کند، اگر چه به اندازه آویختن گردنبندی در گردن باشد و شایسته نیست که زن دستش را با خضاب(رنگ با حنا) زینت نکند، اگر چه با کشیدن دست روی حنا باشد و اگر چه این زن مسن باشد(سنی از او گذشته باشد).

۷ – خودنگهدار در برابر نامحرم

بیشتر این چنین است که تا آدمی حریم خود را نشکند، دیگری جرئت تجاوز به حریم او را نمی‌یابد. در مرزهای جغرافیایی نیز عبور دشمن از آن قسمت که تحت حفاظت و دیدبانی نیست، آسان‌تر صورت می‌گیرد. اگر انسان درباره هر برخوردی، هیچ‌گونه عکس‌العمل و حساسیتی نشان ندهد، دیگران برای حفظ متانت و وقار و موقعیت او، کمترین اعتباری را نخواهند پذیرفت.

زن، گل است؛ آن هم فقط برای استفاده صاحب شرعی و قانونی‌اش. ارزش این گل به آن است که اختصاصی است و تنها برای یک نفر به نام شوهر. غیر از شوهر، هر که باشد، ارتباط زن با او نباید به گونه‌ای باشد که زن با شوهر دارد، رعایت این امر مهم را پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از صفات خوب زن می‌داند، زن باید در برابر نامحرم، دژ و سنگر نفوذناپذیر باشد. به‌راستی اگر تمامی زنان با تمامی نامحرمان و بیگانگان این‌گونه باشند، آیا دیگر جایی برای بدگمانی و بی‌اعتمادی، که زمینه‌ساز ناآرامی و اضطراب است، یافت می‌شود!؟

در برابر این زن، زنی است که هر نوع ارتباط صمیمی و آمیخته به دوستی و لذت‌بخشی را با غیر همسر داشته باشد، ولی نوبت به همسر که می‌رسد، جز خودنگهداری و سنگین برخورد کردن و میدان ندادن و بهانه‌ها و عذرهای رنگارنگ آوردن، کار و برخورد دیگری نداشته باشد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) این امر را یکی از صفات بدترین زنان معرفی می‌فرماید.

این حالت زن و این طرز برخورد، باید برای غیر شوهر باشد. در زمینه یاد شده، ارتباط زن با غیر شوهر(نامحرمان و بیگانگان) باید همانند ارتباط یک قطب آهن‌ربا با قطب موافق باشد که به طور طبیعی و خودکار، عکس‌العملی جز دفع و دورسازی ندارد، ولی نسبت به شوهر، همانند قطب‌های مخالف آهن‌ربا باشد که به طور طبیعی، واکنشی جز جذب و کشش و اتصال ندارد.
همسران

۸ – حرف‌شنوایی از شوهر

از صفات بسیار خوب پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) که حتی دستاویز مخالفان و دشمنان اسلام نیز شده بود، حرف‌شنوایی بسیار آن حضرت بود، به نحوی که می‌گفتند پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فقط گوش است.

این خصلت بسیار پسندیده‌ای است که آدمی قبل از هر نوع اظهار نظر و موضع‌گیری، گفتار دیگری را بشنود و نشنیده به قضاوت ننشیند. گوش، برای شنیدن است و عقل برای انتخاب بهترین و پیروی از آن؛ و خداوند در قرآن به بندگانی که چنین هستند، بشارت داده است.

زن و مرد قبل از این که در کانون خانه رابطه همسری داشته باشند، دو انسان دارای ادراک و فهم هستند و باید حرف حق را از یکدیگر بپذیرند تا حق حاکم باشد، نه تمایلات و سلیقه‌های شخصی. زن خوب آن است که حرف شوهر را می‌شنود(اگر چه نوبت به او، اجرا و عمل نرسد) و این خود امتیاز است.

زنی که اصلاً ظرفیت و آمادگی شنیدن حرف همسر را ندارد، از این امتیاز محروم است و از دیدگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، یک درجه از خوبی را دارا نیست. آیا میان مردی که برای حرفش در خانه گوش شنوایی سراغ ندارد، با مردی که همسرش را پیوسته شنوای سخنانش می‌بیند، از نظر وحی تفاوت وجود ندارد؟ آیا این شنوایی حرف همسر، تأثیری در آرامش لازم برای مرد و زندگی مشترک ندارد!؟

۹- فرمان‌بردار از همسر

در فرهنگ قرآن کریم، مرد نسبت به زن، قوام است؛ اگر چه زندگانی زن و مرد مشترک است، اما قیام این بنای مقدس و تکیه‌گاه اصلی از نظر تدبیر و سرپرستی و اداره امور و اعمال مدیریت، از آنِ مرد است. بر این اساس، فرمان و امر به دست اوست. طبیعی است مردی که فرمان به بدی و حرام و نامعقول و ناپسند می‌دهد، فرمان‌برداری از او در این حوزه و قلمرو نیست و فرمانش مطاع نخواهد بود.

زنی که در برابر فرمان شوهر، یعنی دستورهای مشروع و معقول او، فرمان‌بردار است، از نظر روحی آرام‌تر است، تا زنی که پیوسته مصمم است که حرف آخر را او بزند، اگر چه ناحق باشد و هیچ حرفی را از همسرش نپذیرد و به کار نبندد، اگر چه حق باشد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، اطاعت زن از فرمان همسر را نشانه خوبی زن می‌داند، چرا که این فرمان‌برداری، پایه‌های زندگی مشترک را که باید دائماً بر شالوده‌های دوستی و صمیمت و آرامش استوار باشد، تثبیت می‌کند.

آیا زنی که در برابر خواسته شوهر با گفتن یک کلمه(چشم)، آرامش را که رسالت و مأموریت اصلی اوست، در محیط خانه به ارمغان می‌آورد، لایق دریافت مدال افتخار بهترین زن، آن هم از زبان مبارک رسول گرامی اسلام نیست؟

نقطه مقابل چنین زنی، آن است که جز لجاجت و تمرد و سرپیچی در برابر شوهر، برخورد و موضع دیگری ندارد. این از صفات بدترین زنان است که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در روایت دیگر بیان می‌فرماید.

روشن است که لجاجت در جایی است که مسئله حق‌پذیری و حق‌جویی در کار نیست، بلکه پافشاری و مقاومت بر سر موضوع و مطلبی است که زن جز این که بخواهد شجاعت و به اصطلاح هنرمندی و مرد بودن خودش را نشان بدهد، انگیزه دیگری ندارد. چنین زنی باید مطمئن باشد که تا این خصلت ناپسند که از ویژگی‌های بدترین زنان است، در اوست، هیچ‌گاه موفق به انجام رسالت خدایی خویش، که آرامش‌بخشی به زندگی و شوهر است، نخواهد شد.

منبع: askquran.ir

شیوه محبت به شوهر

زن نیز(همانند همسرش)، باید علاقه خود را به شوهرش ابراز کند. اولین راه ابراز محبت، با زبان و گفتار است. خانم محترم! چه مانع دارد گاه گاه به شوهرت بگویی: «عزیزم! واقعاً تو را دوست دارم». اگر در بیرون خانه است به او تلفن بزن و حالش را بپرس؛ اگر از موقع معمول دیرتر به خانه آمد، اظهار کن: «خیلی منتظرت بودم تا بیای، از دیرآمدنت دلتنگ شدم؛» اگر از سفر آمده به او بگو: «خوب شد آمدی دلم برایت تنگ شده بود.» در ادامه، چند راه دیگر ابراز علاقه زن به شوهرش را ذکر می‌کنیم:

۱- با شوهرتان سازگار باشید

برخورد بین دو انسان ـ‌زن و شوهر‌ـ که دارای دیدگاه‌های متفاوت هستند، باعث پیدایش بیشتر مشکلات زندگی می‌شود. این دیدگاه‌ها اگر به‌ طور اتفاقی با یکدیگر همسو باشند، موجب بروز مشکلات خیلی اندک و گذرا خواهد بود در غیر این صورت، این اتفاق دیدگاه‌ها باعث ایجاد برخورد می‌شود.
برای مثال، شما مایلید به دانشگاه بروید و به تحصیل ادامه دهید، اما شوهرتان می‌خواهد شما در خانه بنشینید و به خانه‌داری و رسیدگی به همسر و فرزندان بپردازید. یا در مورد دیگر، شوهر شما پس از کار روزانه، عصر هنگام به خانه می‌آید تا شبی آرام را در خانه بگذراند، اما شما که تمام روز را در خانه به سر برده‌اید مایلید برای گردش یا مهمانی از خانه خارج شوید. در اینجاست که یک برخورد بین زن و شوهر پدید می‌آید و هر یک با دلایلی که برای خودش قانع کننده است، خواسته خود را فریاد می‌زند.
تمام زوج‌ها، این مسائل را دارند. برای رفع اختلافاتی که میان زن و شوهر پیش می‌آید چه باید کرد؟
ناگزیر باید یکی از آن ‌دو، از خواسته خود بگذرد. به نظر بسیاری از روان‌شناسان و مشاوران خانواده، در این‌ گونه موارد لازم است زن کوتاه بیاید و از شوهر خود اطاعت کند. زن باید خود را با زندگی شوهرش سازگار کند. اسلام نیز این نظر را مورد تأیید قرار می‌دهد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «یا معاشر النساء… و أطعن أزواجکنَ؛[۱] ای بانوان… از شوهرانتان اطاعت کنید.»
مرد و زن هر چند از لحاظ انسان بودن یکسان هستند، اما از حیث وظیفه و کارکرد با یکدیگر تفاوت دارند. خداوند بر اساس ویژگی‌های جسمی و روحی مرد و زن، مقرر داشت که مرد، رئیس خانواده و زنش معاون او باشد. هر سازمانی، یک رئیس دارد و واحد خانواده نیز از این قائده مستثنی نیست.
وقتی به شوهرتان این امکان را می‌دهید که رئیس خانواده باشد، کار درستی انجام می‌دهید که به صلاح خود شما خواهد بود. ممکن است بپرسید آیا این روش، یعنی اطاعت از شوهر و وفق دادن خود با او، یک زن را برده شوهرش نمی‌کند؟!
یک زن شایسته، یک برده نیست؛ او بزرگوارانه تصمیم می‌گیرد که خود را با زندگی شوهرش سازگار کند، هر چند گاهی اوقات ممکن است این کار بسیار سخت باشد. مرد نیز باید برای سپاس‌گزاری از همسرش، فداکاری او را جبران و خواسته‌هایش را برآورده ‌کند.
مرد هنگامی عاشق همسرش می‌شود که زن، تمام زندگی‌اش را وقف شوهرش کند و به او احترام بگذارد و دوستش بدارد و خود را آماده خدمت‌گزاری او کند. در این وضعیت است که زن به راستی در چشم شوهرش زیبا می‌شود و به صورت گوهری گران‌بها در می‌آید که شوهرش حاضر نیست او را با هیچ ثروتی عوض کند.

۲- به شوهرتان احترام بگذارید

هر انسانی به شخصیت خویش علاقه‌مند است و از خدشه‌دار شدن آن می‌رنجد. رعایت نکردن این امر مهم، باعث بریدن رشته محبت و ایجاد فاصله میان افراد می‌شود. حفظ حرمت و شخصیت دیگران در گرو احترامی است که در برخوردها از انسان نمایان می‌شود. رعایت این مسأله به‌ ویژه از سوی کسانی که با هم انس و الفتی دارند، باعث استحکام دوستی و گرمی روابط آنان خواهد شد.

زن و شوهر به دلیل ارتباط بسیار نزدیکی که با هم دارند، بیش از همه موظف به رعایت احترام متقابل و حراست از شأن و منزلت یکدیگر هستند.
در این راستا، احترام گذاشتن به مرد، یکی از مهم‌ترین راه‌های ابراز محبت به او از سوی همسرش است. وقتی زن، هنگام ورود شوهر به منزل، با لبی خندان و چهره‌ای گشاده به استقبال همسرش می‌رود، به او سلام می‌کند، به او خوش آمد می‌گوید، از او پذیرایی می‌کند، مؤدبانه کنار او می‌نشیند، به صحبت‌هایش گوش می‌دهد، مهم‌ترین کارها را در جلب محبت و رضایت شوهرش انجام داده است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «حق الرجل علی المراه إناره ‌السراج و إصلاح الطعام و أن تستقبله عند باب بیتها فترحب؛[۲] حق مرد بر زن آن است که چراغ خانه را روشن کند، غذا را آماده کند و هنگام ورود مرد به خانه، تا جلوی در، به استقبال او برود و به او خوش‌آمد بگوید.»

۳- به شوهرتان توجه کنید

مردها نیازمند آنند که از سوی همسرشان، مورد توجه قرار گیرند. می‌خواهند همسرشان آنان را در مقایسه با دیگران، به‌ خصوص فرزندان، در اولویت قرار دهند و آن‌ها را مهم‌ترین شخص زندگی خود بدانند. مردها می‌خواهند همسرشان به خواسته‌ها و نیازهای آنان توجه کنند؛ اگر خسته‌اند اسباب استراحت آنان را فراهم کنند، اگر گرسنه یا تشنه‌اند نیازشان را برطرف کنند و اگر بیمارند و نیاز به مراقبت دارند، از آنان مراقبت و پرستاری کنند.
یکی از مهم‌ترین کارهایی که زن می‌تواند برای شوهرش انجام دهد، این است که به او فرصت دهد با او درد دل کند و مسائلی را که قادر نیست با کسی در میان بگذارد، به او بگوید.

زن‌هایی که به این وظیفه عمل می‌کنند، باعث موازنه و تقویت احساس تعادل روحی در مرد و خوشبختی و کامیابی در ازدواج هستند. گوش دادن به درد دل و حرف‌های شوهر، بدون آن که اظهار نظر یا اندرزی به او داده شود، روشی است برای محبت کردن به مرد که موجبات محبوبیت زن را نیز فراهم می‌آورد.

۴- شوهرتان را همان‌گونه که هست بپذیرید

یک مرد نیاز دارد همان‌گونه که هست، پذیرفته شود؛ دقیقاً همان‌طوری که هست (با همه عادات خوب یا بدی که دارد). این نوع پذیرش کامل و همه جانبه، وی را متقاعد می‌کند که شما به راستی او را دوست دارید. همسر شما نیاز دارد که احساس کند از اهمیت برخوردار است، دوستش می‌دارند و وی را می‌پذیرند. اگر شما ویژگی‌های فردی او را نپذیرید پس چه کسی باید پذیرای آن‌ها شود؟
یک زن شایسته، به علائق خاص شوهرش توجه می‌کند؛ خواه این علاقه‌ها یک غذای خاص، روابط جنسی، یا کوهنوردی با دوستان باشد. یک زن کامل، به شوهرش امکان می‌دهد که از پذیرشی بی‌قید و شرط برخوردار شود. بنابراین:
الف. هیچ‌گاه غر نزنید. مرتب اشکال گرفتن از کارهای شوهر و غر زدن برای چیزهای بی‌اهمیت فقط او را از محیط خانه بیزار می‌کند. تأثیر غر زدن، درست برعکس پذیرش وضعیت شوهر است.
ب. هرگز او را با مرد دیگری مقایسه نکنید. مردهای دیگر را به رخ شوهرتان نکشید.

این کار به او احساس ناشایستگی می‌دهد و اعتماد به نفس را از او می‌گیرد. هر مردی دوست دارد بابت توانایی‌ها و محاسنش از سوی همسر مورد تحسین قرار گیرد. به او اجازه دهید همان مرد شایسته‌ای باشد که هست. بدانید اگر به هر کسی آزادی بدهید که خودش باشد، او بهترین فرد خواهد شد.

۵- شوهرتان را تحسین کنید

به عنوان یک زن، شما آرزو دارید که مورد عشق و علاقه همسرتان باشید. در مقابل، شوهر شما هم به عنوان یک مرد آرزو دارد که شما وی را تحسین کنید. این نخستین نیاز او در خانه است. شما همان شخصی هستید که شوهرتان نیاز داردکه احساس کند در نظر شما فرد خاصی است و جایگاه ویژه‌ای دارد.

او با شما ازدواج کرد زیرا فکر می‌کرد که شما بهترین همسر دنیا هستید. در مقابل، او به حمایت و تحسین شما نیاز دارد. او برای آن که همیشه با شور و نشاط باشد به تحسین‌تان نیاز دارد وگرنه به خانواده‌اش بی‌رغبت می‌شود.
از همین حالا تصمیم بگیرید که وجود شوهر خود را در منزل جدی بگیرید و با او مهربان باشید. هنگامی که صحبت می‌کند تحسینش کنید. به چیزی که می‌گوید توجه کنید. اجازه دهید که احساس کند شما خیلی به او اهمیت می‌دهید. به صفات تحسین برانگیز او توجه کنید. همه مردها صفات قابل‌تحسینی دارند.

از شوهرتان که عادت دارد با کلمات شیرین خود، دل شما را شاد کرده، به وجدتان آورد، تعریف و تمجید کنید. ممکن است شوهر شما اندام خود را دوست داشته باشد. او از شما می‌خواهد که جسمش را دوست بدارید و تحسین کنید. تنها راهی که برای این کار وجود دارد این است که به او بگویید اندام هیکلش را دوست دارید. همچنین می‌توانید از هوش و عقل و درایتش، از اخلاق خوبش، از وقت‌شناس بودنش و… تعریف و تمجید کنید.
منظور از این سخنان این نیست که شما برای اینکه در شوهرتان یک احساس غرور و شخصیت پدید آورید، به دروغ و نیرنگ متوسل شوید. همه افراد، تفاوت میان تحسین و تملّق را درک می‌کنند. بلکه منظور این است که شوهرتان نیاز عمیقی به تحسین واقعی دارد. درصدد یافتن تحسین‌های تازه برآیید. نقاط قوتی را که شوهرتان دارد و شاید خودش هم به دارا بودن آن صفات توجه ندارد، پیدا کنید و او را به خاطر داشتن آن‌ها تحسین کنید.

۶- خود را برای شوهرتان بیارایید

یکی از نیازهای اساسی شوهر شما این است که از نظر جسمانی برای او جذاب باشید. او عاشق اندام شماست. سر و وضع آراسته، همان چیزی است که شوهرتان از شما می‌خواهد. او می‌خواهد وقتی به خانه می‌آید همسرش با تمام لطافت‌های زنانگی منتظر او باشد.

اگر لباس شما بد و کهنه باشد و خسته به نظر برسید، او را از آمدن به خانه متأسف خواهید کرد.
بانوان گرامی، به خاطر بسپارید که مردها طرز تفکری متفاوت از زنان دارند.
یک مرد بیش از آن که به شخصیت زن توجه کند، ابتدا سر وضع ظاهری او را می‌بیند. بنابراین، سر و وضع شما هنگام عصر، پیش از ورود شوهرتان به خانه باید خیلی مرتب و منظم باشد. طبیعی است که وقتی هنگام ورود به خانه می‌بیند که از قیافه و ظاهر شما، زیبایی و شادمانی می‌بارد از بودن در خانه احساس سرزندگی و شادمانی می‌کند.
شوهر شما دوست دارد خود را برای او بیارایید و به خاطر اینکه با این کار می‌خواهید او را خوشحال کنید، شما را دوست خواهد داشت. هنگامی که نیاز او به داشتن یک زن جذاب و زیبا برآورده شد، او نیز سپاس‌گزار شما خواهد بود و خواسته‌های شما را با کمال میل برآورده خواهد کرد.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ زنی که از او درباره حقوق شوهر بر همسرش پرسید، فرمودند: «…و علیها أن تطیب بأطیب طیبها و تلبس أحسن ثیابها و تزین بأحسن زینتها و تعرض نفسها علیه غدوه و عشیه...؛[۳] وظیفه زن آن است که خود را با خوش بوترین عطرها معطر سازد بهترین لباس‌هایش را بپوشد، بهترین زیور آلاتش را در بر کند و هر صبح و شام خود را به شوهرش عرضه کند.»

۷- به تمایلات جنسی شوهرتان با رغبت پاسخ دهید

یکی از راه‌های ابراز محبت به مردان از سوی همسرشان این است که نیازهای جنسی آنان را برآورده سازند. تحقیقات نشان می‌دهد که مردان، لذت‌بخش‌ترین زمان خود را زمانی بیان کرده‌اند که با همسرشان آمیزش داشته‌اند. آمیزش به مردان این اطمینان را می‌دهد که با همسرشان رابطه‌ای نزدیک دارند و خانمشان او را دوست دارد.
البته مرد نیاز دارد که احساس کند دوستش دارند، نه آن که تحملش می‌کنند. بعضی از زنان عمل آمیزش را طوری انجام می‌دهند که گویی دین خود را می‌پردازند و یا انجام وظیفه می‌کنند. برای این که شوهرتان از لحاظ احساسی و عاطفی خودش را وقف شما کند لازم است نیاز جنسی او را برآورده کنید. او نیاز دارد بداند که از لحاظ جسمی به وی تمایل دارید. برای بیشتر مردان، روابط جنسی مهم‌ترین گواه آن است که شما دوستش دارید. این کار همچنین تأیید ارزش شخصی وی به‌شمار می‌آید. اگر شوهرتان در روابط جنسی احساس رضایت کند، حاضر است که به نیازهای عاطفی شما پاسخ گوید.
به دلیل اهمیت رابطه جنسی در زندگی زناشویی، در اسلام نیز بر پاسخ‌گویی زن به تمایلات مرد تأکید شده است، از جمله، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «لا یحل لامرأه أن تنام حتی تعرض نفسها علی زوجها؛[۴] برای زن شایسته نیست بخوابد، مگر این که خود را به شوهرش عرضه کند.»
خانه را برای شوهر آماده کنیم
آیا هنگام صبح که شوهرتان به سر کار می‌رود قوای تحلیل رفته او در خانه تقویت و تجدید شده است؟ وقتی که خسته و کوفته از کار به خانه بر می‌گردد به چه محیطی وارد می‌شود؟
شما خانم‌ها‌ مسئول ایجاد و پرورش محیطی پر از صلح و صفا و با عشق و صمیمیت هستید. نفوذ و تصمیم شما در تشکیل یک خانه و خانواده خوشبخت و راحت بی‌نهایت مؤثر است. برای آن که شوهرتان در خانه خود خوشحال و راضی باشد، این سه عامل اصلی را همیشه به خاطر داشته باشید:

۱- با شوهرتان خوش اخلاق باشید
خوش اخلاق بودن شما، بهترین راه جذب شوهر به خانه و راضی نگه‌داشتن او در خانه است. اگر می‌خواهید به خودتان و شوهرتان خوش بگذرد، خوش اخلاق باشید. هنگام ورود او به منزل، به استقبال او بروید، به او سلام کنید، حالش را جویا شوید، با خوش‌رویی با او برخورد کنید، همیشه شاد و خندان باشید، اوقات‌تلخی و دعوا نکنید و خوش‌برخورد و شیرین‌زبان باشید. با اخلاق خوش می‌توانید خانه را به صورت بهشت در آورید و محیط منزل را با صفا و نورانی کنید.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «لا عیش أهنأ من حسن الخلق؛[۵] هیچ زندگانی‌ای گواراتر از خوش اخلاقی نیست.»

۲- اسباب استراحت شوهرتان را فراهم سازید
هر اندازه که مرد کارش را دوست داشته باشد و با علاقمندی و اشتیاق آن را انجام دهد باز در ساعات کار، اعصابش دچار خستگی می‌شود. اگر وقتی به خانه برگشت، این خستگی و ناراحتی اعصاب از بین برود او می‌تواند قوای جسمی و روحی خود را تجدید کند و روز بعد با اشتیاق و آمادگی به کار برگردد.
وظیفه فراهم ساختن اسباب استراحت شوهر، بر عهده شما خانم محترم است. بگذارید شوهرتان در خانه، راحت باشد و استراحت کند، با یکی دو استکان چای از او پذیرایی کنید. اجازه دهید برنامه دلخواهش را از تلویزیون تماشا کند و… . راحت بودن مرد در خانه و فراهم بودن زمینه استراحتش او را جذب خانه می‌کند و به همسرش پایبند می‌سازد.

۳- خانه را تمیز و مرتب نگه دارید
نظم و ترتیب و تمیزی منزل، مرد را شاد و خوشحال می‌کند؛ برعکس، کثیف و نامرتب بودن منزل، او را پریشان می‌سازد. خانه‌ای که به ندرت شام و ناهارش سر وقت حاضر است، ظروف صبحانه و ناهارش تا موقع شام، نَشُسته گوشه آشپزخانه ریخته است، زباله و کاغذ و گرد و خاک کف اتاق‌ها‌ پخش است، مرد را بیزار و متنفر می‌سازد.
البته منظور ما، بی‌نظمی و نامرتبی دائمی است. مسلماً هر شوهر منظم و مقیدی حاضر است روزهایی که زنش کار فوق‌العاده، رختشویی، خرید و غیره دارد غذای شب مانده را بخورد یا به‌هم‌ریختگی خانه را تحمل کند و خم به ابرو نیاورد. در چنین مواقعی حتی اگر این وضع دائمی و مکرر نباشد، شوهر از بذل کمک و یاری نیز کوتاهی نمی‌کند.

مجتبی حیدری

[۱] . بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۱۴۵
[۲] . مستدرک‌الوسایل، ج ۱۴، ص ۲۵۴
[۳] . کافی، ج ۵، ص ۵۰۸
. وسایل‌الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۷۶
[۵] کافی، ج ۸، ص ۲۴۴

وظایف زن در خانواده

زن نیز همانند مرد، در برابر خانواده و شوهر خود، مسؤولیت‌هایی دارد که باید به آنها عمل کند؛ این مسؤولیت‌ها عبارتند از:

۱- اطاعت از شوهر در امور خانواده
همان گونه که در بحث اختیارات و وظایف اختصاصی مرد بیان شد. مردان مسؤولیت سرپرستی و مدیریت کلان خانواده را بر عهده دارند و تصمیم‌گیری نهایی در امور خانواده و تشخیص مصالح آن بر عهده آنان است.
در مقابل این اختیار و وظیفه ی مرد، زن موظف است به تصمیم‌گیری‌های شوهر در امور مربوط به خانواده گردن نهد. تعیین محل سکونت، منزل مسکونی، اشتغال زن، تحصیل او و… اموری است که تصمیم‌گیری درباره ی آنها بر عهده ی مرد گذاشته شده و زن موظف به پذیرش تصمیم شوهر است. هنگامی که خداوند می‌فرماید: «الرجال قوامون علی النساء»،(۱) مردان را سرپرست خانواده و همسر معرفی می‌کند از سوی دیگر، زن نیز باید سرپرستی شوهر بر خود را بپذیرد؛ و گرنه این حکم، لغو خواهد بود.
در روایات رسیده از معصومین(علیهم السلام) نیز بر لزوم اطاعت زن از شوهر تأکید شده است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:
«یا معاشر النساء… و اطعن ازواجکن؛(۲)‌ای بانوان!، . . از شوهرانتان اطاعت کنید. »
به نظر ایشان بهترین زنان، آنهایی هستند که از شوهران خود اطاعت می‌کنند و بدترین آنان، زنانی که از شوهر انشان اطاعت نمی‌نمایند:
«ان خیر نسائکم… التی تسمع قوله و تطیع امره… ان شر نسائکم. . التی لا تسمع قوله و لا تطیع امره…؛(۳) بهترین زن‌های شما آنهایی هستند که… به حرف شوهر خود گوش می‌دهند و از او اطاعت می‌کنند؛ … و بدترین زنان آنهایی هستند که… به حرف شوهر خود گوش نمی‌دهند و از او اطاعت نمی‌نمایند.»
در بحث وظایف مرد، این مسأله را شرح دادیم.

۲- حفظ عفت و وفاداری نسبت به شوهر
نظر اسلام این است که زن باید عفیف و پاکدامن باشد؛ این پاکدامنی وظیفه ی دینی و اسلامی او است؛ اما چون بخشی از آثار و منافعش به شوهر برمی گردد، جزء حقوق شوهر نیز به حساب می‌آید.
زن حق ندارد بدون اجازه ی شوهر از خانه بیرون برود؛ هر چند برای عیادت پدرش باشد؛ او حق ندارد پای اغیار را بدون رضای شوهر به خانه باز کند؛ هر چند که از بستگان او باشند؛ همچنین حق ندارد افراد خائن را به خانه راه دهد یا با نامحرمان، همدم و هم صحبت شود؛ زیرا در همه این حالات، حق شوهر تباه می‌شود.(۴) بدین لحاظ در منابع اسلامی، بر این مسأله به شدت تأکید شده است.
قرآن کریم می‌فرماید:
« فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ…؛(۵) زنان صالح، آنهایی هستند که همواره مطیع شوهر خود هستند و در غیاب او، حقوق وی را در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‌کنند. »
بر اساس این آیه، زنان صالح و درستکار، کسانی هستند که در برابر نظام خانواده متعهد می‌باشند و نه تنها در حضور شوهر، بلکه در غیاب او “حفظ الغیب” می‌کنند؛ یعنی در نبود او، مرتکب خیانت(مالی، ناموسی، شخصیتی شوهر و اسرار خانواده) نمی‌شوند؛ ایشان در برابر حقوقی که خداوند برای آنها قائل شده که با جمله “بما حفظ الله” به آن اشاره گردیده، وظایف و مسؤولیت‌های خود را به خوبی انجام می‌دهند.( ۶)
بدین ترتیب، یکی از حقوق شوهر که آیه ی شریفه، رعایت آن را بر زنان واجب دانسته، حفظ عفت و پاکدامنی است.
امام رضا(علیه السلام) فرموده است:
«ما افاده عبد فائده خیراً من زوجه صالحه اذا رآها سرته و اذا غاب عنها حفظته فی نفسها و ماله؛(۷) برای هیچ بنده‌ای، نعمتی بهتر از همسر شایسته‌ای نیست که با دیدن او مسرور شود و در نبود وی، خود و اموالش را محافظت کند.»
و حدیثی از امام صادق(علیه السلام) نیز در تأیید این مطلب می‌آوریم:
«ثلاثه لا یکلمهم الله و لا یزکیهم و لهم عذاب الیم، منهم المراه توطی فراش زوجها؛(۸) خداوند با سه دسته سخن نمی‌گوید، ایشان را پاک نمی‌گرداند و به عذاب دردناک دچار می‌شوند: یکی از آنها، زنی است که فراش و رختخواب شوهر خود را در اختیار مرد دیگری قرار می‌دهد. »

خودآرایی زن برای دیگران

یکی از صفات زنان شایسته، آن است که خود را برای همسر می‌آرایند؛ اما در مقابل نامحرم، از این کار خودداری می‌کنند.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرماید:
«ان خیر نسائکم… المتبرجه مع زوجها، الحصان علی غیره…؛(۹) همانا بهترین زنان، شما زن‌هایی هستند که… خود را برای شوهر می‌آرایند؛ اما در مقابل غیر او خود را حفظ می‌کنند. »
زن مجاز است خودش را تنها در برابر همسرش بیاراید؛ او باید از اینکه آراسته در برابر دید مردان بیگانه قرار گیرد، پرهیز کند. آرایش کردن و خوشبو ساختن خود برای دیگران و خارج از محیط خانه، از دید شرع، کاری حرام و گناهی بس بزرگ است.
امام صادق(علیه السلام) از پدران بزرگوار خود(علیه السلام) نقل می‌کند که فرموده اند:
«نهی رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) ان تخرج المراه من بیتها بغیر اذن زوجها… و نهی ان تتزین لغیر زوجها، فان فعلت کان حقاً علی الله ان یحرقها بالنار؛(۱۰) پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از اینکه زن بدون اذن شوهرش ازخانه اش خارج شود… و نیز از اینکه برای غیر شوهرش خود را بیاراید، نهی نمود [و فرمود: ] اگر زنی چنین کند، بر خدا حق است که او را در آتش دوزخ بسوزاند. »
همچنین پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«ای امراه تطیبت وخرجت من بیت زوجها فهی ثلعن حتی ترجع الی بیته متی ما رجعت؛(۱۱) هر زنی که خود را خوشبو سازد و از خانه شوهرش خارج شود؛ تا زمان بازگشت به خانه، بازگشت او هر زمان که باشد؛ مورد لعن و نفرین است. »
آرایش و خودنمایی زن برای مردان بیگانه، علاوه بر حرمت شرعی، از لحاظ مصالح خانواده و اجتماع بسیار زیانبار است؛ بدین صورت که اگر بنا باشد زنان با خودآرایی در جامعه ظاهر شوند و به جلب نظر و توجه مردان دیگر بپردازند، هر مردی که از خانه خارج می‌شود، با زنان آراسته و جذابی روبه رو می‌شود که دل و دیده او را به سوی خود جذب می‌کنند؛ این مجذوب شدن به طور طبیعی از توجه و علاقه ی مرد به همسرش می‌کاهد. گویی هر بار که او زنی آراسته را می‌بیند ناخودآگاه همسر خویش را در ذهن با او مقایسه می‌کند؛ و کدام زن می‌تواند با همه ی زنان رقابت کند و همچنان موقعیت خود را نزد همسرش حفظ کند؟ از این رو، یکی از علت‌های اصلی تحریم خودآرایی و دلربایی زنان برای مردان بیگانه، حفاظت از خانواده و روابط همسری است و از این حکم اسلامی، زنان بیش از مردان سود می‌برند.
اصولاً پس از ازدواج، زن و مرد باید توجه خود را فقط به یکدیگر معطوف سازند و بر اساس عهد و پیمانی که با هم بسته‌اند، جز به یکدیگر نیندیشند و از هر چه توجه آنها را به زنان و مردان بیگانه مشغول می‌دارد، پرهیز کنند؛ زیرا تنها در این صورت است که پاک ترین و صمیمی ترین احساس‌ها میان آنها ایجاد می‌شود و آن دو به یکانگی و همدلی در کانون خانواده دست می‌یابند.
بنابراین، مرد باید چشم از زنان دیگر بپوشد و زن نیز به جای جلب توجه مردان دیگر، تنها به فکر جلب نظر همسر خویش باشد و دست از خودنمایی و دلربایی در برابر مردان بیگانه بر دارد. زن زمینه‌ای قوی برای خودنمایی و نشان دادن خود برای شکار دل مرد دارد که باید از آن در محیط خانه و در مورد شوهر خود استفاده کند؛ اگر این زمینه به طور جدی کنترل نشود، بسیار ویرانگر است و بنیان روابط زناشویی را در هم می‌ریزد.(۱۲)

۳- حفظ اموال شوهر
یکی از وظایف زن در خانواده، آن است که در نبود شوهر در خانه، در نگهداری اموال او بکوشد و بدون اجازه ی او خرج یا بخشش نکند.
قرآن کریم می‌فرماید:
« فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ… .؛(۱۳)
زنان صالح و درستکار، همواره مطیع شوهر خود هستند و در غیاب او، حقوق وی را نسبت به حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‌کنند. »
همان گونه که گفتیم، یکی از حقوق شوهر بر زن، حفظ اموال او است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«ما استفاد امرء مسلم فائده بعد الاسلام افضل من زوجه مسلمه تسره اذا نظر الیها و تطیعه اذا امرها وتحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله؛(۱۴) بزرگ ترین نعمتی که به یک مرد مسلمان( پس از نعمت اسلام) داده شده، همسر مسلمانی است که وقتی او را می‌نگرد، باعث مسرت و شادی او می‌شود؛ زمانی که از او چیزی می‌طلبد، اطاعت می‌کند و هنگامی که در کنار او نیست، خود و اموال شوهر را محافظت می‌نماید. »
در خانواده‌ای که محبت و مودت باشد، زن و شوهر همواره تلاش خواهند کرد مصالح و منافع یکدیگر را حفظ کنند؛ آنان همسر و منافع همسر را از منافع خود جدا نمی‌دانند و در حفظ آن کوتاهی نخواهند کرد؛ این امر به محبت و صفای زندگی آنان و رضامندی شان از زندگی خانوادگی خواهد افزود و آنها را غرق در احساس خوشی و شادمانی خواهد نمود.

۴- تدبیر منزل
خانواده، یک نهاد اجتماعی است. در هر نهاد اجتماعی، کارها بر اساس همکاری و تعاون پیش می‌رود و اگر برخی از اعضا همکاری نکنند، آن نهاد دچار اختلال و آشفتگی خواهد گردید. در اسلام، وظیفه ی مدیریت کلان خانواده بر عهده ی مرد و اداره ی درون خانه بر عهده ی زن می‌باشد.
از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است:
« کل نفس من بنی آدم سید، فالرجل سید اهله و المراه سیده بیتها؛( ۱۵)
هر یک از فرزندان آدم، فرمانروا است؛ مرد فرمانروای اهل و عیال خویش و زن فرمانروای خانه خویش می‌باشد. »
مردها به حکم آن که سرپرست خانواده اند و وظیفه دارند. هزینه اداره خانواده و مخارج همسر و فرزندان را تأمین کنند، به طور معمول روزها در خارج از خانه به سر می‌برند. در این وضعیت اگر زن، کارهای خانه( پخت و پز، شستن لباس ها، ظروف و… را انجام ندهد، این کارها بر روی هم انباشته می‌شود و امور آن مختل می‌گردد و کم کم شیرازه ی خانواده را از هم می‌پاشد؛ از این رو، ضرروی است که خانم‌ها کارهای داخل خانه را انجام دهند و شوهر را در اداره ی خانواده یاری کنند.
امام صادق(علیه السلام) از پدر بزرگوار خود نقل می‌کند که فرمود:
«تقاضی علی(علیه السلام) و فاطمه(علیه السلام) الی رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فی الخدمه، فقضی علی فاطمه(علیه السلام) بخدمه ما دون الباب و قضی علی علی(علیه السلام) بما خلفه؛ قال: فقالت فاطمه(علیه السلام) فلا یعلم ما داخلنی من السرور الا الله باکفائی رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) تحمل رقاب الرجال؛(۱۶) علی(علیه السلام) و فاطمه(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) درخواست کردند که کارهای خانه را میان آنها تقسیم کند. ایشان کارهای داخل خانه را به فاطمه(سلام الله علیها) و کارهای بیرون خانه را به علی(علیه السلام) واگذار کرد. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پس از این قضاوت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی جز خدا نمی‌داند از این که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مرا از رنج معاشرت با مردان معاف داشت، چقدر خوشحال شدم.»
پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:
«ایما امراه رفعت من بیت زوجها شیئاً من موضع الی موضع ترید به صلاحاً نظر الله الیها، و من نظرالله الیه لم یعذبه؛(۱۷)
هر زنی که در خانه ی شوهر به منظور اصلاح امور خانه، چیزی را جا به جا کند، خدا به او نظر رحمت کند؛ و کسی که خدا به او نظر کند عذابش نخواهد کرد».
همچنین آن حضرت فرمود:
«ما من امراه تسقی زوجها شربه من ماء الا کان خیراً لها من عباده سنه صیام نهارها و قیام لیلها؛(۱۸) هر زنی که جرعه آبی به دست شوهر خود دهد، برای او بهتر است از عبادت یک سال که روزهایش را روزه باشد و شب‌ها را به عبادت و شب زنده داری بگذرانند.
کار در خانه برای زن، از نظر قانونی، لازم نیست؛ ولی برای اداره ی هر چه بهتر خانه و کمک رسانی به شوهر در مدیریت خانواده، امری بسیار مهم و حیاتی است و اگر زن از انجام آنها سرباز زند، مرد در اداره ی خانواده ناتوان خواهد بود؛ از این رو صلاح زن نیز در آن است که کارهای درون خانه را انجام دهد و خود را در اداره ی خانه سهیم نماید.
همچنین اخلاق اسلامی حکم می‌کند مردها، همسران خود را در انجام کارهای خانه کمک کنند و آنان را در انجام وظایف مربوط به مدیریت داخل منزل یاری رسانند.

پی‌نوشت‌ها
۱- نساء(۴)، ۳۴
۲- بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۱۴۵
۳- التهذیب، ج ۷، ص ۴۰۰
۴- طاهری، سیری در مسایل خانواده، ص ۶۰
۵- نساء(۴)، ۳۴
۶- تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳۷۱
۷- کافی، ج ۵، ص ۳۲۷
۸- همان، ص ۵۴۳
۹- وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۸
۱۰- همان، ص ۱۶۱
۱۱- همان.
۱۲- راهنمای همسران جوان، ص ۱۶۱
۱۳- نساء(۴)، ۳۴
۱۴- کافی، ج ۵، ص ۳۲۷
۱۵- پاینده، نهج الفصاحه، ص ۴۶۰، ح ۲۱۷۷
۱۶- بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۸۱
۱۷- وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۵۱
۱۸- همان، ج ۲۰، ص ۱۷۲
 
منبع: حیدری، مجتبی؛(۱۳۸۵)، دینداری و رضامندی خانوادگی، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چاپ سوم بهار(۱۳۸۷).