اشتغال زنان

نوشته‌ها

جنسیت، خانواده و تقسیم کار

ارتباط میان درآمد مردان و تقسیم نقش‌های خانوادگی برعکس ارتباط میزان تحصیلات مردان با تقسیم نقش‌های خانوادگی است…

جنسیت و نقش آن در تقسیم کار خانواده

چگونگی تقسیم نقش‌های خانوادگی یکی از موضوعات مورد بحث در خانواده است که در طول تاریخ بر اثر عوامل متعددی دستخوش تحول شده است.
سؤال اساسی پژوهش حاضر این است که تقسیم نقش‌های خانوادگی متأثر از چه عواملی است و چه عواملی موجب شکل‌گیری تقسیم نقش تفکیکی و یا اشتراکی در خانواده است؟
جامعه مورد مطالعه در این تحقیق زنان متأهل ۲۵ تا ۴۵ ساله ساکن در شهر تهران هستند که حداقل ۳ سال از ازدواج آنها گذشته باشد و حداقل یک فرزند داشته باشند؛ که یک نمونه ۲۰۱ نفری را شامل می‌شود.
نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد که تقسیم نقش‌های خانوادگی تحت تأثیر عواملی همچون شبکه اجتماعی خانواده، پایگاه (طبقه) اجتماعی و اقتصادی خانواده، وضعیت اشتغال زنان، میزان تحصیلات زنان و مردان، درآمد مردان و منزلت شغلی مردان قرار دارد.
نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد که در خانواده‌هایی که شبکه اجتماعی متراکم دارند، تقسیم نقش تفکیکی و در خانواده‌هایی که شبکه اجتماعی پراکنده دارند تقسیم اشتراکی است. در خانواده‌هایی که به طبقه پایین تعلق دارند تقسیم نقش بستر شکل تفکیکی به خود می‌گیرد و در مقابل در خانواده‌هایی با طبقه اجتماعی اقتصادی متوسط و با گرایش بیشتری به تقسیم نقش اشتراکی دیده می‌شود. اشتغال زنان یکی از عوامل مهم و اثرگذار در تقسیم نقش‌های خانوادگی است و موجب شکل‌گیری تقسیم نقش اشتراکی در خانواده می‌شود. همچنین در خانواده‌هایی که زنان و مردان دارای تحصیلات دانشگاهی هستند، تقسیم نقش‌های خانوادگی اشتراکی می‌باشد. افزایش درآمد مردان موجب کاهش مشارکت آنان در انجام کارهای مربوط به خانه می‌شود. و در مقابل بالا رفتن منزلت شغلی مردان تقسیم نقش‌های خانوادگی اشتراکی‌تر می‌شود.
در صحبت از مسائل و مشکلات زنان، چگونگی تقسیم نقش‌های خانوادگی میان زن و مرد، از جمله موضوعات بحث برانگیز است. در جوامع امروزی، زنان گرایش بیشتری به اشتغال و سایر فعالیت‌های اجتماعی پیدا کرده اند و لازمه این امر، حضور بیشتر آنان در فضاهای خارج از خانه است؛ اما تا زمانی که حوزه‌های زنانه و مردانه در خانواده مستقل از یکدیگر تعریف شده‌اند و به ویژه زنان مسئول انجام تمام وظایف مربوط به حوزه خانگی هستند، حضور فعالشان در عرصه‌های اجتماعی دور از دسترس می‌نماید.
حوزه‌های تفکیک شده زنانه و مردانه هم در خانواده و هم در جامعه از دیر باز وجود داشته است؛ حتی وقتی به زنان اجازه داده می‌شود به آن بخش از عرصه‌های اجتماعی که حوزه‌ای مردانه تلقی می‌شود وارد شوند، باز هم نوعی تقسیم جنسیتی در مشاغل زنان و مردان به چشم می‌خورد؛ به گونه‌ای که زنان عموماً به مشاغلی چون منشی گری، امور دفتری، معلمی، پرستاری و… که تا حدودی زیادی به وظایف و نقش‌های آنان در خانه نزدیک است، اشتغال می‌یابند. البته این گونه تفکیک نقش‌های اجتماعی روز به روز در حال دگرگونی است و زنان به شکل فزاینده وارد مشاغلی می‌شوند که قبل از این کاملاً در اختیار مردان بوده است.
البته اگر حضور زنان به عرصه‌های اجتماعی همراه با تغییراتی در نحوه تقسیم نقش‌های خانوادگی و به خصوص کار در خانه نباشد، فشار مضاعفی بر زنان وارد خواهد شد. بنابراین تغییر در چگونگی تقسیم نقش‌های خانوادگی در کنار تغییر در نقش‌های اجتماعی و ورود زنان به عرصه‌های اجتماعی، امری لازم می‌نماید. تا زنان بتوانند استعدادها و توانایی‌های خود را هر چه بهتر به منصه ظهور رسانند و جامعه نیز حداکثر بهره را از این استعداد‌ها و توانایی‌ها برای دستیابی به توسعه ببرد.
از سوی دیگر زنان در جوامع در حال توسعه تابع سنت‌های رایج و فرهنگ‌های محلی هستند که تقسیم کار سنتی و اجباری را بر آنان تحمیل کرده است. جامعه در حال توسعه ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و فرهنگ مردسالاری در تمام عرصه‌های خانوادگی و اجتماعی قابل مشاهده است. تقسیم نقش جنسیتی و تفکیک حوزه‌های زنانه و مردانه از یکدیگر، انعطاف ناپذیر بودن این تقسیم نقش و عدم امکان جا به جایی میان زن و مرد در انجام وظایف و قبول مسئولیت‌های خانگی از جمله نشانه‌های فرهنگ مردسالار هستند.
نقطه مقابل تقسیم نقش تفکیکی، تقسیم نقش اشتراکی است که تحقق آن در خانواده ها، مرز میان حوزه‌های مردانه و زنانه را محو می‌کند و به زنان و مردان امکان می‌دهد تا براساس توانایی‌ها و علایق خود، نقش‌های متفاوتی را در خانواده ایفا کنند. این وضعیت گردش وظایف و مسئولیت‌های خانگی میان زن و مرد را تسهیل می‌کند.
با کمی اغماض می‌توان تقسیم نقش‌های تفکیکی را به خانواده‌های سنتی و تقسیم نقش‌های اشتراکی را به خانواده مدرن نسبت داد.
در جامعه ایران که جامعه‌ای در حال گذار از سنت به مدرنیته است، نابرابری میان زن و مرد چه در خانواده و چه در جامعه دیده می‌شود. در این وضعیت توزیع نابرابر و جنسیتی نقش‌های خانوادگی، موجب تحمیل کارها و وظایف تکراری خانگی به زنان شده و آنان را از ورود به عرصه‌های اجتماعی دور کرده است. وجود کلیشه‌هایی که بر مبنای آن زنان از ورود به برخی عرصه‌های اجتماعی که مردانه تلقی می‌شوند، منع می‌گردند و در عین حال مردان نیز پرداختن به برخی کارها و خصوصاً کارهای خانگی را به سبب “زنانه بودن” دور از شأن می‌پندارند، موجب تثبیت نابرابری جنسیتی در خانواد ه‌های ایرانی شده است.
بدیهی است که دگرگونی این وضعیت و بهبود شرایط زنان مستلزم شناخت ابعاد مختلف آن و به ویژه عوامل مؤثر بر تقسیم نقش‌های خانوادگی است؛ چه آن که شناخت این عوامل، در وهله اول امکان کنترل و در وهله دوم امکان تغییر شرایط در جهت ایجاد روابط نقشی اشتراکی را فراهم می‌آورد.
گفتار حاضر بر آن است که تصویر روشنی از چگونگی تقسیم نقش‌های خانوادگی به دست دهد و معلوم دارد که چه عواملی موجب تنوع در تقسیم نقش‌های خانوادگی و شکل‌گیری انواع تقسیم نقش‌های تفکیکی و اشتراکی می‌شوند.
برای دستیابی به این مهم پاسخ به پرسش‌های زیر ضروری به نظر می‌رسد:

شبکه اجتماعی خانواده چه تأثیری بر تقسیم نقش‌های خانوادگی دارد؟
وضعیت اشتغال زن چه تأثیری بر تقسیم نقش‌های خانوادگی دارد؟
منزلت شغلی زن چه تأثیری بر تقسیم نقش‌های خانوادگی دارد؟
میزان درآمد زن چه تأثیری در تقسیم نقش‌های خانوادگی دارد؟
چه رابطه‌ای میان پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده و تقسیم نقش‌های خانوادگی وجود دارد؟

● چارچوب مفهومی

بدیهی که پژوهش میدانی برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها مبتنی بر مبانی نظری خاصی است که تاکنون در خصوص تقسیم نقش‌های خانوادگی مطرح شده اند. این نظریات را می‌توان در سه دسته توضیح داد لیکن برای پرهیز از اطاله کلام در ادامه ضمن معرفی اجمالی نظریات دسته اول و دوم به توضیح مبسوط‌تر دسته سوم که مبنای نظری پژوهش حاضر است، می‌پردازیم:

دسته نخست، نظریاتی هستند که حفظ ثبات خانواده را مدنظر قرار می‌دهند و هر گونه تغییر در الگوی تقسیم نقش موجود خانواده را موجب اخلال در نظم خانواده می‌دانند. دورکیم، پارسونز، شلسکی و ویلموت و یونگ از جمله نظری پردازان این دسته اند.

دسته دوم نظریات، تقسیم نقش موجود و تبعیض جنسی رایج در خانواده‌ها را ناشی از نابرابری‌های اجتماعی میان زن و مرد می‌دانند و بر این باورند که تقسیم سنتی و جنسیتی باید دگرگون شود. هارتمن، بلود و ولف، آتیک، آندره میشل، انگلس و نظریات فمینیستی، در این دسته جای می‌گیرند.
هارتمن در تحقیقاتش به این نتیجه رسیده است که با اشتغال به کار زنان علی رغم افزایش ساعات کاری آنها در هفته، ساعات کار خانگی آنها کاهش می‌یابد. لذا متغیر وضعیت اشتغال به عنوان یکی از متغیرهای تأثیرگذار بر تقسیم نقش‌های خانوادگی از نظریه هارتمن اخذ شده است.
تحقیقات آندره میشل نوعی همبستگی را بین اشتغال زنان و توزیع عادلانه‌تر نقش‌ها و وظایف را نشان می‌دهد. هر چه که اعتبار آن بخش از فعالیت‌های اقتصادی که زنان در آن اشتغال داشتند بیشتر می‌شد و زنان به مشاغل تخصصی‌تر اشتغال داشتند، موقعیت آنان در توازن قدرت بین زوجین بهتر می‌شد.
آتیک نیز در بررسی‌های خود مشخص کرد که مردانی که همسران آنها در پست‌های بالا قرار دارند، بیشتر از سایر شوهران در انجام فعالیت‌های خانگی شرکت دارند.
متغیر منزلت شغلی زن از نتیجه تحقیقات آندره میشل و آتیک استخراج شده است.
همچنین بلود و ولف معتقدند که اگر زنان در خانواده پول و درآمد بیشتری به دست آورند، مردان ناگزیر قدرت بیشتری به آنها خواهند داد. آتیک نیز همچون بلود و ولف افزایش درآمد زنان را موجبی برای افزایش همکاری مردان در انجام کارهای خانگی می‌داند. آندره میشل نیز میزان درآمد زن را عاملی تعیین کننده در توازن قدرت و چگونگی تقسیم نقش‌های خانوادگی می‌داند، بنابراین میزان درآمد زن براساس نظریات این محققان به عنوان یکی دیگر از متغییرهای تأثیرگذار بر تقسیم نقش‌های خانوادگی در نظر گرفته شده است.
دسته سوم، نظریه شبکه الیزابت بات است که دو متغیر پایگاه اقتصادی اجتماعی و شبکه اجتماعی خانواده از نظریه وی استخراج شده است.
البته بات در تحقیقاتش به این نتیجه رسیده است که پایگاه اقتصادی اجتماعی در چگونگی تقسیم نقش‌های خانوادگی، مؤثر نیست، اما به دلیل اینکه تحقیقات بات در دهه ۵۰ و در انگلیس انجام شده است و به علت تفاوت‌های زمانی و مکانی موجود، در این تحقیق تأثیر پایگاه اقتصادی اجتماعی هر خانواده که از جمع چند شاخص تحصیلات زن و مرد، شغل زن و مرد، درآمد زن و مرد، کل درآمد خانواده، کل مخارج خانواده و منطقه محل سکونت آنها به دست آمده، در کنار سایر متغیرها مورد سنجش قرار گرفته است.
بات نظریه خود را در کتاب “خانواده و شبکه اجتماعی” (Family and social network) با ترکیب دو مفهوم اساسی تبیین می‌کند.
این دو مفهوم عبارتند از:جدایی نقش‌های خانوادگی و متصلانه بودن شبکه اجتماعی خانواده
منظور بات از متصلانه بودن (connectedness) اندازه آشنایی و دیدارهای میان اشخاصی است که یک خانواده با آنها آشناست اما مستقل خانواده.
اصطلاح “شبکه متراکم یا متصل” (close knite) برای توصیف شبکه‌ای به کار می‌رود که در آن میان واحدهای تشکیل دهنده روابط بسیاری وجود دارد. و عبارت شبکه پراکنده (loose knite) برای توصیف شبکه‌ای که در آن روابط کمی میان واحد‌های تشکیل دهنده وجود دارد به کار می‌رود.
بررسی دقیق‌تر بات بر روی داده‌های تحقیق روشن کرد که میزان جدایی نقش‌های خانوادگی با میزان متصلانه بودن کل شبکه خانواده مرتبط است.
“خانواده‌هایی که میزان بالایی از جدایی روابط نقشی زن و شوهر را داشتند، یک شبکه متراکم (close knite) داشتند، بسیاری از دوستان، همسایگان و خویشاوندان همدیگر را می‌شناختند.
خانواده‌هایی که روابط نقشی نسبتاً مشترکی میان زن و شوهر داشتند، یک شبکه پراکنده (losse knite) داشتند، تعداد کمی از خویشاوندان، همسایگان و دوستان شان همدیگر را می‌شناختند.” (Bott.1971:59).
براین اساس سپس بات فرضیه اصلی خود را مطرح می‌کند:”میزان جدایی نقش‌های زن و شوهر مستقیماً با متصلانه بودن شبکه اجتماعی خانواده تفاوت می‌کند.” شبکه‌های متراکم میزان بیشتری از جدایی میان نقش‌های زن و شوهر را داشتند. (Bott.1971:60)
در نتیجه طبق نظریه بات خانواده‌هایی که شبکه متراکم دارند، تقسیم نقش در آنها تفکیکی و جنسیتی و خانواده‌هایی که شبکه پراکنده دارند تقسیم نقش در آنها اشتراکی است.
در پژوهش حاضر که بیشتر متکی بر نظریه الیزابت بات در تقسیم نقش‌های خانوادگی است. پنج فرض اصلی مدنظر قرار گرفته است:

۱) میان شبکه اجتماعی خانواده و تقسیم نقش‌های خانوادگی رابطه وجود دارد.

۲) میان پایگاه اجتماعی اقتصادی خانواده و تقسیم نقش‌های خانوادگی رابطه وجود دارد.

۳) میان وضعیت اشتغال زنان و تقسیم نقش‌های خانوادگی رابطه وجود دارد.

۴) میان منزلت شغلی زنان و تقسیم نقش‌های خانوادگی رابطه وجود دارد.

۵) میان میزان درآمد زنان و تقسیم نقش‌های خانوادگی رابطه وجود دارد.

در کنار این فرضیه‌ها، فرضیه‌های دیگری نیز مورد توجه قرار گرفته اند که بر رابطه هر یک از متغیرهای سن زنان، سن مردان، تحصیلات زنان، تحصیلات مردان، میزان درآمد مردان، منزلت شغلی مردان و تعدادسال‌های ازدواج با تقسیم نقش‌های خانوادگی نظر می‌افکنند.

منبع: برگرفته از aftabir.com

اقتصاد ضعیف؛ خانواده بی‌ثبات(۱)

حتی در قرن به شدت فردگرای بیست و یکم، خانواده همچنان یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی است؛ نهادی که فراتر از وظیفه فرزندپروری، نقش‌های متعدد دیگری از جمله تولید اقتصادی، آموزش و پرورش و جامعه‌پذیر ‌کردن افراد را برعهده دارد. متاسفانه دنیای امروز شاهد رخدادهایی است که ثبات کانون خانواده، سلامت و امنیت در آن را به خطر انداخته است. کاهش نرخ ازدواج، افزایش سن ازدواج، کاهش نرخ زاد و ولد و افزایش طلاق، تنها برخی از عواملی هستند که به عنوان مصادیق تضعیف و ناامنی در بنیان خانواده معرفی می‌شوند. برای تحلیل آسیب‌هایی که به ویژه از ناحیه حوزه اقتصاد، شکل‌گیری و تداوم زندگی مشترک را تهدید می‌کند بدون شک باید به عواملی بپردازیم که حق انتخاب‌های افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بمب‌ها، قوانین فیزیک را نمی‌دانند اما سبب انفجار می‌شوند. انسان‌ها نیز ممکن است از علت همه تصمیمات خود آگاه نباشند اما به شیوه‌ای رفتار می‌کنند که به نظر آگاهانه می‌رسد و طبیعتاً پیامدهایی نیز دارد.

در این میان نظریه‌ها و مدل‌های اقتصادی قادرند به آسیب شناسی یک «خانواده طبیعی» کمک کنند. در بین نظریه‌های موجود نظریات اقتصاد کلاسیک و تئوری بازی‌ها هر دو توضیح می‌دهند که چگونه انتخاب افراد و کنترل زاد و ولد، مفهوم خانواده را تغییر داده است. تئوری‌های اقتصاد خانواده به ما می‌گویند که افراد امروزه از حق انتخاب‌های بیشتری برخوردارند. بنابراین برای آنها دشوار است که دیگر به ارزش ازدواج فکر کنند. در این میان، فمینیسم و جنبش‌های زنان در دهه‌های اخیر شاید به این امر دامن زده است. زنان تمایل کمتری به ازدواج دارند و ترجیح می‌دهند فرزندان کمتری داشته باشند. به نظر می‌رسد دنیا به سمت زندگی بدون مسوولیت پیش می‌رود و اقتصاد تنها یکی از عواملی است که در این تغییرات نقش دارد.

نظریه‌های اقتصاد خانواده

اقتصاددانان سنتی، غالباً نقش خانواده را در تصمیم‌سازی‌های اقتصادی نادیده گرفته‌اند و در کتاب‌های مرجع اقتصاد خرد نیز اثری از این موضوع دیده نمی‌شود. اما در دهه‌های پایانی قرن گذشته، تئوری‌های متعددی در این حوزه شکل گرفته است. در اقتصاد خانواده، مثل بقیه شاخه‌هایی که نحوه تصمیم‌گیری انسان مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد، هزینه‌ها و منافع به صورت مالی و نقدی بررسی نمی‌شود بلکه تمرکز روی هزینه و سود حاشیه‌ای است که تجزیه و تحلیل اقتصادی را ممکن می‌کند. تئوری‌های اقتصاد خانواده را می‌توان به دو گروه عمده تقسیم کرد: تئوری‌های وحدت‌گرا و تئوری چانه‌زنی. در آغاز دهه ۶۰، اقتصاددانان در دیدگاه‌های خود، خانواده را به عنوان یک واحد تولیدی در نظر گرفتند که تصمیم‌گیری‌های عقلانی انجام می‌دهد تا به حداکثر سود و مطلوبیت دست یابد. این واحد تولیدی کالاهای سرمایه‌ای، مواد خام و نیروی کار را برای تولید کالای اقتصادی (Commodity) با یکدیگر تلفیق می‌کند. زمان عامل دیگری است که با کالاها و خدمات بازار تلفیق می‌شود تا کالای غیر‌بازاری تولید کند. تولیدات اقتصادی خانواده از دیدگاه بکر عبارتند از: فرزندان، سلامت، لذت، خواب و … خانواده‌ها در تلاشند بهترین ترکیب از این کالا‌ها را انتخاب کنند؛ ترکیبی که سودآوری خانواده را افزایش دهد.
گری بکر نخستین نظریه‌پردازی بود که تئوری وحدت‌گرا در خانواده را مطرح کرد. وی معتقد بود در خانواده تمامی ‌تصمیمات در راستای سودآوری و مطلوبیت حداکثری اتخاذ می‌شود. وضعیت گروه و یا این نکته که فرد مسلط در خانواده چگونه ترجیحات خود را به‌سایرین تحمیل می‌کند عواملی هستند که بر نحوه سودآوری خانواده تاثیر می‌گذارند. از این منظر فرزندان در سودآوری خانواده نقش مستقیمی ندارند اما آینده آنان مثلاً میزان یا کیفیت آموزش آنان تحت تاثیر این عامل قرار می‌گیرد. یکی از نکات مهم دیدگاه بکر آن است که وی وقت یک مصرف‌کننده را در فرآیند تصمیم‌سازی به عنوان منبعی کمیاب معرفی کرده است. کالاها و خدمات موجود ممکن است افزایش یابند اما زمان به هیچ‌وجه. در نتیجه، هر قدر کالا فراوان‌تر‌، زمان ارزشمندتر و گران‌قیمت‌تر می‌شود.
نظریه‌های چانه‌زنی در انتقاد به تئوری وحدت‌گرا شکل گرفتند. نظریه‌پردازان این حوزه معتقد بودند در تصمیم‌گیری‌های خانواده عملکرد سودآورانه‌ای وجود ندارد بلکه تصمیمات خانواده مبتنی بر قدرت چانه‌زنی هر یک از اعضای آن است. آنان به تبعیت از نظریه بازی‌ها یادآور شدند که برای درک بهتر فرآیند تصمیم‌گیری خانواده برای مصرف منابع و احقاق حق، باید قدرت تهدید نسبی (Relative threat power) اعضای خانوار را مد‌نظر قرار داد. قدرت چانه‌زنی هر فرد در خانواده تحت تاثیر منابعی قرار دارد که درون یا بیرون از خانواده تحت کنترل اوست. داشتن درآمد یکی از این منابع است. بنا بر این دیدگاه، اگر زن به منابع تولید نظیر زمین دسترسی داشته باشد و یا از درآمد مستقل یا حق طلاق برخوردار باشد، دارای قدرت چانه‌زنی بیشتری خواهد بود چرا که منابع بیشتری به وی اختصاص دارد. نکته مهم در تئوری چانه‌زنی آن است که در تعمیم این نظریه بایستی زمینه‌های فرهنگی – اجتماعی جامعه با دقت و احتیاط مورد بررسی قرار گیرد. به عنوان مثال تغییرات اجتماعی که در یک جامعه به قدرتمند شدن زنان می‌انجامد ممکن است در جامعه دیگر نه‌تنها چنین پیامدی در پی نداشته باشد بلکه حتی سبب تضعیف قدرت زنان شود.

اقتصاد ازدواج

اگر خانواده را همچون یک بنگاه اقتصادی در پی سودآوری حداکثری بدانیم، فرآیند ازدواج نیز تصمیمی است که باید بر مبنای همین اصل اتخاذ شود. هزینه و سود ازدواج چیست؟ از دیدگاه اقتصادی با ازدواج هزینه سرانه غذا کاهش می‌یابد، یا دیگر نیازی به دو سری از لوازم‌ خانگی نیست. از سوی دیگر به اشتراک‌گذاری فضا و منابع هزینه‌هایی دربر خواهد داشت؛ مثلاً یکی از هزینه‌ها نتایج تصمیم‌گیری مشترک است. در این صورت در مقایسه با حالتی که فرد به تنهایی تصمیم می‌گیرد، یکی از افراد یا حتی هر دو آنها به آن چیزی که می‌خواهند نمی‌رسند. همچنین ازدواج یک تعهدنامه بلند‌مدت است که پایان دادن به آن ارزان نیست. مطالعات نشان می‌دهد نرخ ازدواج در قرن بیستم کاهش یافته، ضمن آنکه درطول ۵۰ سال گذشته مردم رفته‌رفته دیرتر و دیرتر ازدواج می‌کنند.

یک راه برای بررسی این دو پدیده، آن است که ببینیم آیا منافع خالص حاصل از ازدواج (به خصوص برای افراد جوان‌تر) در دهه‌های اخیر کاهش یافته ‌است؟ از لحاظ تاریخی، زمانی که فرصت‌های اقتصادی زنان کمتر بود آنان مزایای بیشتری از ازدواج کسب می‌کردند. در آن زمان تنها راه بقای اقتصادی زنان، مشارکت در درآمد شوهران‌شان بود. حتی برای مردان نیز مزایای ازدواج در دوران اخیر کاهش یافته ‌است. دلیل آن را می‌توان در تولید خانگی جست‌وجو کرد. خانواده مجموعه‌ای از تولیدات دارد و اعضای خانواده سرمایه‌های انسانی فرآیند تولید هستند. خروجی تولیدات خانگی شامل موارد بسیاری مانند فرزندان و پرورش آنان، غذاها، تمیز کردن منزل و مدیریت مالی خانوار هستند. مانند هر فرآیند تولیدی دیگر، تولید خانگی نیز نیازمند تقسیم نیروی کار است که در اینجا این تقسیم بین زن و مرد انجام می‌شود. در طول زمان، هزینه و مزایای ازدواج تغییر کرده‌ است. به خصوص، از زمانی که زنان در بازار کار سهم بیشتری را به خود اختصاص دادند و همچنین به دلیل رشد تکنولوژی نیروی کمتری برای تولیدات خانگی لازم است. در نتیجه مزایای مرتبط با تخصیص نیروی کار در بخش خانگی به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته ‌است. زنان دیگر نیازی ندارند تا به درآمد مردان دستیابی داشته باشند و مردان نیز دیگر به فردی برای مدیریت منزل احتیاج ندارند زیرا وسایلی مثل مایکروویو، ماشین لباسشویی، کاهش در هزینه تهیه غذا از بیرون از خانه و استفاده گسترده از مراکز مراقبت از کودکان باعث شده خانوارها خود، کالا و خدمات کمتری تولید کنند و بنابراین نیروی کار کمتری نیز لازم است.

از طرف دیگر، ازدواج، یک قرارداد بلندمدت بین طرفین است که پایان دادن به آن کم‌هزینه نیست. به عنوان مثال تنها نگاهی به وضعیت مهریه، به عنوان بخشی از هزینه‌های پایان دادن به ازدواج، نشان می‌دهد که مقدار آن در طول ۲۰ سال گذشته، افزایش زیادی داشته است، که فشار دیگری بر هزینه‌های ازدواج می‌آورد. افرادی که قصد دارند خانواده تشکیل دهند، به خوبی می‌دانند که تقسیم زمان و منابع یکی از هزینه‌های ازدواج است، به این معنی که تصمیم‌گیری دو نفری در مورد مسائل مختلف، ممکن است موجب شود تا یک یا هر دو نفر به آنچه مطلوب‌شان است نرسند؛ در واقع اهمیت دادن به ترجیحات همسر بخشی از هزینه‌های ازدواج است. اگر نگاهی به سهم زنان از دانشجویان دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی در ایران بیندازیم، مشاهده خواهیم کرد که این سهم از ۳۱ درصد در سال ۱۳۶۵ به بیش از ۶۰ درصد در سال‌جاری رسیده است. این تغییر ممکن است سبب شده باشد که زنان وزن بیشتری در تصمیم‌های خانواده به دست آورند که می‌تواند موجب افزایش هزینه ازدواج برای مردانی باشد که حاضر به پذیرش کاهش سهم خود نیستند. این تغییرات در هزینه و مزایای ازدواج باعث شده زنان و مردان انتخاب‌های متنوعی پیش رو داشته باشند. این تغییرات به خوبی می‌تواند کاهش نرخ ازدواج و تاخیر در آن را توضیح دهد.

ادامه دارد…

نیم نگاهی به آسیب‌شناسی خانواده و اشتغال زنان(۲)

۳- افسردگی

یکی از آسیب­‌هایی که منشأ اجتماعی دارد، «افسردگی» است. این بیماری روحی، که واکنش طبیعی در مقابل فشارهای زندگی است، در زنان بیش از مردان پدید می­‌آید. در تعریف «افسردگی» می­‌گویند: «افسردگی نوعی نابهنجاری خلقی یا عاطفی است که طیف­‌های پایین آن را، افراد عادی نیز بعضی مواقع، تجربه می­‌کنند. خود ما بعضی وقت­ها احساس غم و ملامت می­کنیم و حاضر نیستیم به هیچ کاری حتی کارهای لذت­بخش دست بزنیم.»

۳ـ۱- نشانه های افسردگی

افسردگی دارای علایم و نشانه­‌هایی است که طبق آن، فرد از همه چیز ناامید شده، غم و غصه­‌ای بر دل او چیره می­‌شود. او احساس وحشت می­‌کند و از تصمیم گرفتن برای زندگی خود عاجز مانده است و هر­گاه می­خواهد کاری انجام دهد، در خود صلاحیت و کفایت لازم احساس نمی­‌کند. یکی از نشانه‌­های بسیار خطرناک افسردگی این است که فرد آنچنان از همه ­کس و همه چیز ناامید می­‌شود که به فکر خودکشی و خودزنی می­‌افتد و یا، دست­کم، بسیار گریه می­‌کند.

۳ـ۲- رابطه خانواده و افسردگی

گاهی فشارهای اقتصادی و اجتماعی و یا فقدان والدین یا فرزندان، موجب افسردگی شدید روحی و روانی فرد می­‌شود و روابط خانوادگی را دچار اختلال می­‌کند و بر اساس مطالعات همایشی، میان وضعیت خانوادگی و افسردگی فرد همبستگی وجود دارد.

براون و همکاران (۱۹۷۸) میزان آسیب‌­پذیری در مقابل افسردگی را به عنوان بخشی از عوامل مرتبط با خانواده می­دانند. طبق تحقیق آنان، زنانی­ که دارای سه یا بیش از سه کودک زیر چهار سال در خانه هستند، اعتماد و اطمینان خود را برای برقراری ارتباط صحیح با شوهر از دست می­‌دهند و حتی مطمئن نیستند بتوانند دوستان دوران خردسالی و قبلی خود را به اندازه لازم ملاقات کنند. این گونه زن­ها و زنانی که مادر خود را پیش از ۱۱ سالگی از دست داده­‌اند، بیش از مردم دیگر برای افسردگی مستعد هستند.

البته ناگفته نماند که کودکان نیز در برخی مواقع، دچار افسردگی می­‌شوند. کودکانی که با کمبود مراقبت و مهرورزی و یا طرد شدن از سوی والدین مواجه می­‌شوند و یا فقدان وجدانی والدین و ستیزه‌­های خانوادگی را تجربه می­‌کنند بیشتر در معرض نوعی افسردگی و فشار روانی قرار می­‌گیرند.

۳ـ۳- علل افسردگی

معمولا آسیب‌­شناسان سه علت زیستی، اجتماعی و روانی برای افسردگی ذکر کرده­‌اند:

۳ـ۳ـ۱- زیستی

مقصود از علل زیستی، عواملی است که از طریق وراثت، از والدین به فرزندان منتقل می­‌شود که در این صورت، لازم است افرادی که در خانواده­شان چنین سابقه‌ای وجود دارد با مراجعه به روان پزشک، برای مشکلات خود راه علاجی پیدا کنند و موضوع را با آنها در میان بگذارند.

عامل دیگر زیستی شامل هر گونه آسیب به مغز در حالات جنینی در رحم مادر یا در حین زایمان و پس از تولد می­‌شود. آسیب به مغز می‌­تواند به شکل ضربه فیزیکی و یا به شکل هر گونه بیماری مغزی ـ مثلا، تومور یا عفونت ـ باشد. در متون پزشکی، برخی همه­‌گیری­‌های ویروسی گزارش شده است که گروه زیادی از افراد همزمان دچار سلسله‌­ای از علایم از جمله افسردگی شده­‌اند. برخی بیماری­های جسمی و داخلی همچون کم­کاری غده تیروئید یا بیماری پارکینسون یا سکته قلبی و مغزی و اسکلرو زمولتی پل نیز می­‌توانند خود را به شکل افسردگی نشان دهند.

۳ـ۳ـ۲- اجتماعی

عامل اجتماعی افسردگی معمولا به وضعیت فرد در مقاطع گوناگون زندگی از کودکی و جوانی و پیری و تحولات زندگی مربوط می­‌شود. چنانچه کودک در محیطی گرم و با صمیمیت رشد کند که پدر و مادرش ضمن داشتن درآمد مناسب، از تفاهم نسبی برخوردار باشند و ارزش­های اخلاقی و دینی بر زندگی آنان حاکم باشد، به احتمال قوی، کمتر دچار بیماری روانی و افسردگی می­‌شود و اعتماد به نفس پیدا می­‌کند. ولی در مقابل، کودکی که در خانواده پرجمعیت رشد می­‌کند و یا در خانواده­ای که انواع نابسامانی­‌ها و ستیزه­‌های خانوادگی وجود دارد و یا در سنین حساس نوجوانی، والدین را از دست بدهد، به احتمال زیاد، دچار افسردگی می­‌شود.

محیط مدرسه و کار، مهاجرت و جابجایی و نابسامانی­های اقتصادی و تورم شدید می­‌تواند افراد را به افسردگی مبتلا سازد.

امروزه در جامعه ما، که به سرعت مردم به سوی تجملات و کالاهای شیک و مصرف‌­گرایی مفرط تمایل پیدا می­‌کنند، به دلیل آنکه خانواده­‌ها نمی­‌توانند خود را با تغییرات سریع و شتابان مصرف­‌گرایی منطبق نمایند، زیاد دچار افسردگی می­‌شوند.

۳ـ۳ـ۳- روان شناختی

این عامل شاید مهم­ترین عامل افسردگی باشد؛ زیرا سایر عوامل از طریق این عامل اثر خود را بر جای می­گذارند. چنانچه فرد همیشه نگرش منفی و بدبینانه‌­ای به خود، زندگی و اطرافیانش داشته باشد، به زودی در دام افسردگی می­‌افتد. از سوی دیگر، هر کس باید توانمندی­‌های خود را بشناسد و به همان میزان، بر داشته‌های خود تکیه کند و بر اساس شناختی که از محیط دارد و ضمیمه نمودن توان و قدرت درونی، به انجام رفتار اقدام نماید. اما اگر فرد اتکا به نفس نداشته باشد و همیشه خود را حقیر و ناتوان‌­تر از دیگران بپندارد، به زودی در گرداب مرگبار افسردگی فرو خواهد رفت. روشن است که وجود باورها و اعتقادات نادرست، نگرش­‌های بیمارگونه و حاکمیت جبر بر روان منجر به بروز رفتار بیمارگونه می­‌گردد. وجود تضاد بین اعتقاد و رفتار و یا بین نگرش و رفتار، تعادل روانی انسان را خدشه­دار می­‌سازد. از منظر الگوهای شناختی، که در شناخت و درمان افسردگی به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است، وجود باورهای غلط در ذهن، انسان را گرفتار این بیماری می­‌کند و اصلاح این باورها در فرایند شناخت درمانی محور درمان به شمار می­‌رود.

۴- شکاف سنّی در ازدواج

یکی دیگر از آسیب­‌های خانواده، فاصله سنی زیاد میان زن و مرد است. هر چند مردان دوست دارند با زنان جوان­‌تر از خود ازدواج کنند، اما به هر حال، وجود مشکلات فرهنگی و اجتماعی بسیاری مانع جدی چنین کاری به شمار می­‌آید.

به عقیده برنارد (J. Bernard) بیشترین خرسندی برای زنان هنگامی حاصل می­‌شود که با مردی ازدواج کنند که پنج تا شش سال، سالمندتر از ایشان باشد و برای مردان همین خرسندی هنگامی به وجود می­‌آید که میان صفر تا ده سال بزرگ­تر از همسرانشان باشند.

در برخی مناطق کشور ما، مردان گاهی با داشتن فاصله بیش از ۴۰ سال از زنان، با آنان ازدواج می­‌نمایند و خانواده­‌ها صرفاً برای منافع مادی با چنین ازدواج­‌هایی موافقت می­‌کنند. این امر معمولا در سطح انسان­های معمولی موجب بحران و ستیزه­‌های خانوادگی می­‌شود و موردی که در فرهنگ اسلام بر آن تأکید گردیده، نادیده انگاشته می­‌شود؛ زیرا روشن است که تمایلات، نیازها و احساسات یک مرد ۶۰ ساله بسیار متفاوت­تر از دختر نوجوان ۱۴ ساله است. تفاهم، عشق و محبت چگونه در سایه این ازدواج جامه عمل می­‌پوشد و آیا چنین دختری آمال، آرزوها و سعادت خود را در این زندگی مشترک می‌­یابد؟

در این خصوص، لازم است سن متناسب ازدواج برای زوجین رعایت شود تا مصالح زندگی زوجین رعایت گردد. این موضوع به سلامت خانواده از لحاظ روحی، جسمی، فرهنگی و اجتماعی کمک شایان توجهی می­‌کند.

۵- تبدیل خانه به خوابگاه

در جامعه معاصر، زنان بسیاری شاغل هستند، مرد هم برای فراهم نمودن یک زندگی نسبتا مرفه مجبور به داشتن دو شغل است و فرزندان هم هر یک دنبال مدرسه و دانشگاه هستند. در چنین وضعیتی، خانه کارکرد اصلی خود را از دست می­‌دهد. در زمانی که زن کدبانوی خانه بود و مرد یک شغله بود، فرصتی فراهم می­‌شد تا ارتباطات کلامی اعضای خانواده با یکدیگر بیشتر باشد، محبت و روابط صمیمی معنا پیدا می­‌کرد و پدر فرصت می­‌یافت به تربیت فرزندان بپردازد و از وضعیت تحصیلی، دوستان و مشکلات آنان اطلاع کسب نماید و با تجارب ارزشمند خود، فرزندان را راهنمایی کند. اما اکنون مادر خسته از کار برگشته، نه حال و حوصله ابراز محبت به فرزندان دارد و نه می­‌تواند شوهرداری کند. اینجاست که خانه نقش اصلی خود را از دست می­‌دهد و تنها شب هنگام، اعضای خانواده برای خوابیدن، غذا خوردن و تماشای برنامه‌­های تلویزیونی گرد یکدیگر جمع می­‌شوند و همه اعضا به نوعی مشکلات و دغدغه­‌های بیرونی را در روابط با اعضاء لحاظ می­‌کنند. در چنین شرایطی است که خانواده متزلزل می­‌شود و به محیطی سرد و بی­‌عاطفه تبدیل می­‌گردد؛ محیطی که اعضای آن همیشه با یکدیگر طلب‌کارانه برخورد می­‌کنند و هر کس در مسابقه گرفتن حق خود برای رفاه فردی خویش است.

خانه و خانواده در بینش دینی، محیطی گرم و محل تصمیم سازی برای آینده زندگی است که اعضاء با مشورت یکدیگر بتوانند مشکلات زندگی را بررسی و حل نمایند. ارتباطات کلامی و عاطفی نقش مهمی در این رابطه دارد و شاید تلویزیون و سایر رسانه‌­های تصویری مانع جدی وقت­گیری هستند که نمی‌گذارند اعضای خانواده ارتباط بیشتری با یکدیگر داشته باشند.

۶- خشونت خانوادگی

خشونت و برخوردهای قهرآمیز، آرامش خانواده را به هم زده است و زنان و کودکان بیشترین قربانیان خشونت هستند. در غرب، جامعه شناسان این پدیده را به عنوان یک مسئله اجتماعی مورد مطالعه قرار داده­‌اند. نخستین بار در سال ۱۹۶۲ هنری کمپ در مقاله‌­ای به نام «سندرم کودک کتک خورده» کودکانی را توصیف کرد که تحت بدرفتاری و خشونت خانوادگی قرار گرفته­‌اند.

البته نگرش حاکم بر بیشتر جوامع چنین است که خانواده محیطی خصوصی است و دیگران، جامعه و دولت حق دخالت در امور شخصی افراد را ندارند. نگرش چشم پوشی از خشونت­‌های خانوادگی نیز وجود دارد.معمولا در جوامع پدرسالار، این حق برای پدر محفوظ است که می­‌تواند در صورت مشاهده رفتاری که با ارزش و هنجارهای پدر خانواده سازگاری ندارد، کودکان و زنان خود را تنبیه کند تا بدین وسیله، هنجارهای مورد نظر خود را در محیط خانواده با قوّت حاکم نماید.

اما ضرب و جرح کودکان و زنان اثرات ناگواری بر شخصیت و عواطف و احساسات آنان بر جای می­‌گذارد و کودک را دچار اختلالات روانی کرده، او را با نارسایی در کلام و فکر مواجه می­‌سازد و اعتماد به نفس را در او نابود می‌­سازد؛ زن را هم از ایفای نقش مادری و همسری دل سرد می­‌کند.

منطق دین، در هنگام بروز نابهنجاری از سوی کودکان و زنان، ابتدا روشنگری، نصیحت و ارشاد است و در نهایت، که هیچ راهی برای هنجارمند کردن آنان وجود نداشته باشد، تنها مقدار اندکی تنبیه برای رفع ضرورت تجویز شده است.

برخی کج­‌اندیشان به غلط تصور کرده­‌اند تفاوت­های حقوقی بین مرد و زن، نوعی خشونت قانونی تلقی می­‌شود که باید در نفی و محو آن تلاش کرد؛ اما باید دانست که چنین تصوری غلط است. تفاوت مالی مرد و زن در ارث و دیه، ناشی از عدم مسئولیت زن در تأمین هزینه‌­های خانواده و حتی هزینه‌­های شخصی خود در نظام اسلامی است. از سوی دیگر، اختلاف زن و مرد در مسئله شهادت و قضاوت نیز ناشی از عاطفی بودن زن، مشکلات ماهانه و زایمان است و علاوه بر این، جواز ضرب و کتک­‌زدن زن، که در برخی آیات و روایات آمده، در شرایط استثنایی و متناسب با وضعیت ویژه‌­ای است و به قدر ضرورت تجویز شده است.

۷- اختلال در جامعه‌پذیری و فرایند تربیت

یکی از آسیب­‌های جدی خانواده اختلال در فرایند تربیت فرزندان و جامعه‌­پذیر کردن آنهاست؛ زیرا در این صورت، فرزندان راه و روش برخورد با دیگران، پدیده­‌ها و مشکلات اجتماعی را نمی­‌شناسند. بروس کوئن در تعریف «اجتماعی شدن یا جامعه‌پذیری» می­‌نویسد: اجتماعی­‌شدن، فرایندی است که به انسان، راه­‌های زندگی کردن در جامعه را می­‌آموزد، شخصیت می­‌دهد و ظرفیت­‌های او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عضو جامعه، توسعه می­‌بخشد. چهار هدف عمده برای اجتماعی شدن وجود دارد:

۱- شخص باید مهارت­های ضروری را، که برای زندگی در جامعه ضروری است، فرا بگیرد.

۲- شخص باید بتواند به صورت مؤثری با دیگران ارتباط برقرار نماید و توانایی خواندن و نوشتن و سخن گفتن پیدا کند.

۳- فرد باید بتواند نیازهای بدنی خود، همچون قضای حاجت را به شیوه­‌های قابل قبول جامعه فراگیرد.

۴- فرد باید ارزش­ها و اعتقادات اساسی جامعه خود را در ذهن متمرکز کند.

بسیاری از جامعه‌­شناسان و نیز روان­کاوان عقیده دارند: ریشه بسیاری از انحرافات شخصیت را باید در پرورش نخستین خانوادگی جستجو کرد؛ زیرا اگر منشأ اغلب کج رفتاری­ها و انواع متنوّع بیماری­های روانی بررسی شود، نقش پرورش خانواده در کیفیت رشد شخصیت آشکار می­‌گردد.

هر چند برخی از نقش­‌های خانواده مانند «آموزش» به نهادهای دیگری مانند آموزش و پرورش داده شده، اما با این وصف، هنوز هیچ نهاد اجتماعی نتوانسته است در امر تربیت و پرورش انسان­ها جایگزین خانه و خانواده شود. فرزندان در محیط خانه با هنجارها آشنا می­‌شوند و ارزش­های دینی و اخلاقی را در عمق شخصیت خود نهادینه می­‌کنند و هنگامی که وارد مدرسه و دانشگاه و محیط کار می­‌شوند، همان سرمایه تربیت و جامعه­‌پذیری خانوادگی را با خود به چنین محیط­هایی می­‌آورند.

جامعه­‌پذیری یا تربیت فرزندان یکی از وظایف و کارکردهای اصلی خانواده به شمار می­‌آید که در روایات مورد تأکید قرار گرفته است.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می­‌فرماید: «اکرموا اولادَکم و احسنوا آدابهم»؛ به فرزندان خود احترام بگذارید و آنان را نیکو تربیت کنید.

با توجه به توصیه‌­های جامعه شناسان و تأکید نصوص دینی بر ضرورت تربیت صحیح فرزندان، چنانچه خانواده نتواند نقش مهم جامعه­‌پذیری و تربیت را برای فرزندان به اجرا درآورد، فرد هنگامی که وارد جامعه می­‌شود، نمی­‌داند چه راه صحیح و مشروعی را باید در مواجهه با انواع نابهنجاری­ها و بحران­های اجتماعی در پیش گیرد و در این صورت است که زمینه­‌های انحراف برای او فراهم می­‌شود و به سرعت بی­‌هنجار و کج­رو می­‌گردد.

نکته قابل توجه این که پدر باید نسبت به انحرافات و کج­روی زن و فرزندانش دارای روحیه «غیرت دینی» باشد. «غیرت» نیروی بازدارنده­ای است که مرد را در مقابل انحراف اعضای خانواده­اش حساس می­‌کند و اجازه نمی­‌دهد از هنجارهای شناخته شده تخلفی صورت گیرد. متأسفانه امروزه تبلیغات رسانه­ای و ژورنالیستی شدیدی در جهت غیرت­‌زدایی در جامعه به کار گرفته می­‌شود و پدران نمونه را این گونه معرفی می­‌کنند که در امور شخصی و دوست گزینی فرزندان دخالتی ندارند و بر رفت و آمد همسر نظارتی نمی­‌کنند. روشن است که غیرت­‌زدایی راه را برای افتادن فرزندان و همسر در دام فریب­کاران و نامحرمان باز می­‌کند.

۸- ازدواج تحمیلی

امروزه یکی از معضلات اجتماعی ازدواج‌­های اجباری و ناخواسته است که حق مشروع و گزینش همسر را از دختران سلب می­‌نماید. این آسیب کم و بیش در مناطق گوناگون جهان وجود دارد. سالانه ۴ میلیون زن در جهان خرید و فروش یا مجبور به ازدواج اجباری می­‌شوند. بخشی از این ازدواج­ها مربوط به دوران خردسالی دختران است. بیشتر ازدواج‌­های پایین­تر از ۱۲ سال اجباری و ناخواسته است و معمولا پس از چند سال به جدایی از همسر یا سایر آسیب­‌های فردی و خانوادگی منجر می­‌شود. این پدیده شوم منحصر به کشورهای جهان سوم نیست و در کشورهای پیشرفته و صنعتی هم گزارش شده است.

مقصود از «ازدواج اجباری» پیوند زناشویی رسمی است که در آن رضایت و اراده زوجین یا یکی از آنان نادیده انگاشته شود و برای برقراری این پیوند، از انواع فشارهای جسمی و روانی استفاده گردد. در طول تاریخ، انواع متعددی از این پدیده وجود داشته است که زنان را همچون کالا یا وسیله­‌ای برای مقاصد سیاسی، اقتصادی و رفع اختلاف طایفه‌­ای و قبیله‌­ای مورد استفاده قرار داده­‌اند. از جمله این ازدواج­ها، می­‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: ۱- ازدواج ربایشی؛ ۲- ازدواج یغمایی؛ ۳- ازدواج وراثی؛ ۴- ازدواج از طریق خرید همسر؛ ۵- ازدواج سیاسی؛ ۶- ازدواج مبادله­‌ای.

بی­‌تردید، علل گوناگونی در بروز این نابهنجاری تأثیر دارد که می­‌توان به علل فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اشاره کرد. اما به هر حال، باید آثار منفی آن را بر روابط خانوادگی مورد مطالعه قرار داد و آن را به عنوان یک آسیب جدی در نظر گرفت. ازدواجی که باید بر پایه عشق، اخلاق، محبت و درک متقابل شکل گیرد تا بتواند جوانه‌­های خوش­بختی را به همراه آورد، اکراه و اجبار در همسرگزینی این پیوند نامقدس را به صورت یک کابوس وحشتناک درمی‌آورد و زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان را با آسیب­‌های جدی مواجه می­‌سازد.

۸ـ۱- آسیب­‌های ازدواج تحمیلی

۱- اولین آسیب و عوارض منفی آن متوجه جسم و بدن زن شده، بر سلامت جسمی او تأثیر منفی بر جای می­‌گذارد و موجب اختلال در دستگاه باروری وی و تولد کودکان نارس و عوارض ناشی از آن می­‌شود.

۲- دومین آسیب مربوط به اختلالات روحی دختران است. از دست­دادن امید به زندگی، فقدان تصویری موفقیت­‌آمیز برای زندگی خود و فرزندان یکی دیگر از اختلالات عاطفی و روانی ازدواج‌­های تحمیلی به شمار می­‌رود. مجموعه این فشارهای روانی ایجاد هر گونه ابتکار، طراوت و نشاط را در محیط خانه برای این دختران از بین می­‌برد و خانه را برای آنان به زندانی با میله‌­های روانی و نامرئی تبدیل می­‌کند و افسردگی، پرخاشگری و دل­سردی از زندگی را به همراه می­‌آورد.

۳- آسیب دیگر مربوط به روابط خانوادگی است که در نتیجه آن می­‌توان به سست شدن بنیان خانواده، طلاق، فرار از خانه، سوء ظن، فقدان تفاهم بین زوجین، همسرآزاری، همسرکشی، وجود فرزندان بزهکار، انحطاط اخلاقی و طلاق اشاره کرد.

۸ـ۲- راه­کارهای جلوگیری از آسیب­‌های ازدواج اجباری

۱- برگزاری کارگاه­‌های آموزش حقوق در زمینه ازدواج، مشاوره خانواده برای دختران و پسرانی که در آستانه ازدواج قرار دارند.

۲- ارتقای آگاهی­‌های خانواده در خصوص حقوق دختران و نیز تبعات ناگوار ناشی از چنین پدیده­ای در پیش­گیری از ازدواج‌­های تحمیلی مؤثر است.

۳- تدوین قوانین مناسب برای حمایت از زنانی که قربانی ازدواج تحمیلی گردیده­‌اند.

۴- ضروری است از طریق آموزش و دانش­‌افزایی والدین نسبت به روحیات جوانان، استقلال‌طلبی واحترام به انتخاب حق همسرگزینی دختران، از وقوع چنین شرایطی پیش­گیری شود.

۵- به یقین، رعایت سن مناسب ازدواج یکی از اقدامات قانونی برای کاهش ازدواج اجباری است.

۶- کاهش هزینه­‌های زندگی، مهار تورم، اشتغال­زایی و بهبود ساختار اقتصادی جامعه و حمایت از خانواده­‌های کم بضاعت که برای تأمین مخارج سنگین زندگی، دختران خود را برای ازدواج با افراد متمول مجبور می­‌نمایند.

۹- کثرت فرزندان

در نصوص دینی، بر­ داشتن فرزندان متعدد تأکید شده است؛ چنان­که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «انّی اباهی بکم الامم و لو بالسقطِ»؛ من در قیامت به کثرت شما بر دیگر امّت­ها مباهات می­‌کنم، هر چند به فرزند سقط شده‌­ای باشد. خداوند هم می­‌فرماید: (وَ مَا مِن دَآبَّه فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللّهِ رِزْقُهَا)(هود: ۶)؛ روزی همه موجودات در دست خداست. اما باید دانست که کثرت فرزندان به حکم اولی مطلوب است، مشروط بر این که موجب عزّت جامعه اسلامی گردد و عدالت در میان آنها رعایت شود و مورد تربیت و آموزش آموزه‌­های دینی قرار گیرند.

اما سؤال این است که آیا در شرایط کنونی، چنین شروطی محقق است؟ آیا کثرت مشاغل، دغدغه­‌های معیشت، گرفتاری­های خانوادگی و تورم شدید اجازه رسیدگی شایسته به فرزندان را می­‌دهد؟ واقعیت این است که در شرایط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی جامعه معاصر، برای کثرت فرزندان مشکلاتی وجود دارد که نمی­‌توان آنها را حتی از نظر اسلام در نظر نگرفت. پدری با داشتن فرزندان بسیار، چگونه می­‌تواند آنها را با آداب اسلامی و قواعد اخلاقی آشنا سازد؟ پدری که در جامعه امروز مجبور است برای تأمین معیشت خود و اعضای خانواده در دو نوبت مشغول فعالیت اقتصادی شود، از تربیت فرزندان و نظارت بر رفتار آنان عاجز می­‌ماند و در نتیجه، فرزندانی پرورش می­‌یابند که نه به صورت صحیح و دینی تربیت شده­‌اند و نه از تحصیلات عالی، که معمولا مستلزم پرداخت هزینه­‌های بسیار است، برخوردارند و مهم­تر از همه، از عواطف گرم و صمیمانه پدر و مادر بی­‌بهره‌اند. پس نباید بدون ملاحظه جوانب گوناگون تربیتی، فرهنگی و اجتماعی به تکثیر فرزندان پرداخت.

از سوی دیگر، آنچه مورد اشاره قرار گرفت مشکلات فردی و خانوادگی کثرت فرزندان بود، ولی مشکلات حکومت و نظام سیاسی بسی دشوارتر و پیچیده­‌تر است. دولت باید به تأسیس مدارس، راه، ایجاد شغل مناسب و توسعه خدمات اجتماعی از قبیل برق، آب، گاز، مسکن و بیمارستان بپردازد.

پس کثرت فرزندان در شرایط جهانی و منطقه­‌ای، به ویژه جامعه معاصر، دارای مشکلات و آسیب­‌های فراوانی است.

منبع: آفتاب

نگاهی به آسیب‌شناسی خانواده

۱)مقدّمه

نهادهای اجتماعی، هر یک برای برآوردن نیازی از نیازهای اساسی بشر پدید آمده‌اند. نهاد خانواده نیز در پی سامان بخشیدن به نیازهای جنسی و تولید نسل و سکونت و آرامش روحی است. اما با این وصف، نهاد خانواده در تعامل با سایر نهادهای اجتماعی اشکال و صور متنوّعی می‌یابد، روابط اعضای خانواده را دگرگون می‌کند و کارکردهای آن را به چالش می‌کشاند.
در جوامع سنّتی، که تغییرات اجتماعی آهنگ کُندی داشت، بیشترین آسیب‌های اجتماعی از اعضای خانواده ناشی می‌شد؛ اما در جوامع صنعتی و نوین امروزی، که دگرگونی‌های اجتماعی بسی شتاب یافته و جوامع را در «حال گذار» پیوسته قرار داده، وضع به گونه دیگری است؛ زیرا بسیاری از تحوّلات و تغییرات اجتماعی تأثیر عمیقی در نهاد خانواده بر جای می‌گذارد و از این رهگذر، خانواده نیز در معرض آسیب قرار می‌گیرد.
امروزه مسئله « اشتغال و استقلال مالی» برای زنان از اهمیت فراوانی برخوردار است. کارخانه‌ها، شرکت‌ها و بیمارستان‌ها، آموزش و پرورش و دیگر بنگاه‌های اشتغالزا ترجیح می‌دهند در برخی بخش‌ها، برای پیشبرد مأموریت‌ها و وظایف خود از زنان استفاده کنند؛ اما به موازات اشتغال زنان در خارج از خانه، خانواده و اعضای آن از غیبت زن و خلأ وجودی او دچار آسیب و عوارض منفی می‌شوند.
اشتغال زنان، یکی از عوامل آسیب‌زا است که امروزه خانواده را متأثر نموده. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که جامعه در حال گذار چه مشکلات و آسیب‌هایی برای خانواده پدید آورده است؟ و از منظر دین مبین اسلام، چه راه حل‌هایی برای جبران و رفع این مشکلات وجود دارد؟
پیش از پرداختن به پاسخ دو سؤال مزبور، لازم است واژگان کلیدی این پژوهش به دقت مورد بررسی قرار گیرد. در این مقال چهار مفهوم کلیدی توضیح داده می‌شود تا قلمرو و ابعاد بحث روشن گردد و از هر گونه پیش داوری و خلط بحث جلوگیری شود.

۲) بررسی واژگان محوری

۲ـ۱) آسیب‌شناسی اجتماعی۱

مفهوم «آسیب‌شناسی» نخست در مباحث پزشکی، برای شناسایی امراض و بیماری‌های مربوط به اعضای بدن و بافت‌هایش و درمان آن امراض به کار می‌رفت و سپس توسط دورکیم در مباحث «جامعه‌شناسی انحرافات» به کار رفت. در فرهنگ جامعه‌شناسی چنین آمده است: «این مفهوم قرن نوزدهمی مبتنی است بر تشابهی که بین بیماری‌های عضوی یا مرض‌شناسی و انحرافات اجتماعی قایل بوده‌اند. در بحث اِ. دورکیم از جرایم و خودکشی، آسیب‌شناسی اجتماعی بیش از آن که امری مربوط به انحرافات افراد تلقّی شود، بر اساس در نظر گرفتن فرق شرایط بهنجار و نابهنجار اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد. به علاوه، دورکیم مدعی است که این فرق دارای عینیت است، مبتنی بر داوری اخلاقی نیست و آسیب‌شناسی اجتماعی را می‌توان به طور علمی سنجید و مورد آزمایش قرار داد. متأسفانه کاربرد این مفهوم از طرف دورکیم، مبهم است. وی آسیب‌شناسی اجتماعی را صرفاً یکی از وجوه بهنجار بودن شرایط جامعه به حساب می‌آورد.»۲

۲ـ۲) نهاد اجتماعی۳

«نهاد اجتماعی» عبارت است از: شبکه روابط اجتماعی پایداری که برای برآورده شدن یک نیاز اساسی بشر شکل گرفته باشد.
آنتونی گیدنز در تعریف «نهاد اجتماعی» می‌گوید: «شیوه‌های اساسی فعالیت اجتماعی که اکثریت اعضای یک جامعه معیّن از آنها پی روی می‌کنند. نهادها شامل هنجارها و ارزش‌هایی هستند که بسیاری از مردم با آنها همنوایی می‌کنند. همه شیوه‌های رفتار نهادی شده به وسیله ضمانت‌های اجرایی نیرومند حمایت می‌شوند. نهادها اساس یک جامعه را تشکیل می‌دهند؛ زیرا شیوه‌های نسبتاً ثابت رفتار را، که در طول زمان پایدار می‌ماند، ارائه می‌کنند.»۴

۲ـ۳) خانواده

خانواده، نخستین نهاد اجتماعی است که هسته اولیه زندگی اجتماعی را تشکیل می‌دهد و از دیدگاه کارکردی، روابط خویشاوندی و خانوادگی ضرورت‌های اساسی مربوط به بقا را برآورده می‌کنند. این ضرورت‌ها عبارتند از:

۱) تنظیم روابط جنسی و مقاربتی؛
۲) فراهم ساختن حمایت زیستی از هر یک از اعضای جامعه، به ویژه نوزادان و کودکان که آینده سازان جامعه‌اند.
۳) ایجاد واحد باثباتی از جامعه‌پذیری، به نحوی که کودکان بتوانند فرهنگ و مهارت‌های بازی نقش را، که برای زندگی بزرگ سالی اساسی است، کسب کنند.
۴) تأمین فضایی از حمایت اجتماعی مساوی برای کودکان و بزرگسالان؛
۵) تنظیم و روشمند ساختن جان‌گیری بزرگسالان جوان در موقعیت‌های حیاتی تولیدی (اقتصادی) و بازآوری زایمان و تربیت بچه در جامعه.۵

خانواده به دو نوع «هسته‌ای» و «گسترده» تقسیم می‌شود. مقصود از خانواده «هسته‌ای» خانواده‌ای است که از پدر و مادر و فرزندان تشکیل شده است. ولی خانواده «گسترده»، خانواده‌ای است که در آن، علاوه بر پدر و مادر و فرزندان، پدر بزرگ، مادربزرگ، عمّه، خاله، دایی و عمو و فرزندان آنها حضور دارند.
در جوامع سنّتی، الگوی خانواده «گسترده» غلبه دارد؛ زیرا همبستگی طایفه‌ای و قبیله‌ای بسیار مستحکم است و تجمّع افراد خانواده علاوه بر مشارکت در امر تولید و کشاورزی، ساز و کاری برای دفاع اجتماعی از خطرات طبیعت و جنگ و تهدیدها به شمار می‌رود.
ولی در جوامع معاصر و صنعتی، بیشتر الگوی خانواده «هسته‌ای» و با جمعیت کم شیوع دارد و ارتباط و روابط خانوادگی در این نوع خانواده بسیار رنگ باخته و آنها از حمایت گسترده فامیل و طایفه کمتر برخوردارند. (در این مقاله، عمدتاً خانواده «هسته‌ای» مدّنظر است.)

۲ـ۴) جهان معاصر

شناخت ویژگی‌های جهان معاصر ما را با واقعیات زندگی اجتماعی ـ که گیدنز از آن به «جهانی شدن زندگی اجتماعی» یاد می‌کند ـ و تأثیرات آن بر خانواده و آسیب‌های آن بیشتر آشنا می‌سازد. به طور فشرده، می‌توان به چند ویژگی شاخص جهان معاصر اشاره کرد:

۱) ناهمگرایی میان کشورهای غنی و فقیر؛
۲) جهانی شدن رسانه‌های جمعی؛
۳. تحوّلات سریع و شتابان؛
۴) جهانی شدن اقتصاد و تجارت جهانی؛
۵) عصر سلطه و استعمار؛
۶) تورّم گسترده و بحران‌زا؛
۷) مسابقه تسلیحاتی؛
۸) بحران انرژی و مواد اولیه؛
۹) رشد دین‌گرایی؛
۱۰) هسته‌ای شدن خانواده؛
۱۱) نهضت دفاع از حقوق زنان؛
۱۲) مرحله گذار از مدرنیسم به پست مدرنیسم.

آشنایی با شاخص‌های مزبور و توجه به میزان تأثیر آنها در نهاد خانواده، چشم‌اندازی را پیش روی ما می‌گشاید که همه مشکلات و نابهنجاری‌ها را معلول ارتباط درونی اعضای خانواده ندانیم و با وسعت بینش و نظر، از دخالت خودآگاه و ناخودآگاه چنین عواملی چشم‌پوشی ننماییم. پس از بررسی مفاهیم بحث، آسیب‌های اجتماعی، که در جوامع معاصر و در حال گذرا وجود دارد، مورد بررسی قرار می‌گیرد:

۳) افسردگی

یکی از آسیب‌هایی که منشأ اجتماعی دارد، «افسردگی» است. این بیماری روحی، که واکنش طبیعی در مقابل فشارهای زندگی است، در زنان بیش از مردان پدید می‌آید. در تعریف «افسردگی» می‌گویند: «افسردگی نوعی نابهنجاری خلقی یا عاطفی است که طیف‌های پایینِ آن را افراد عادی نیز بعضی مواقع، تجربه می‌کنند. خود ما بعضی وقت‌ها احساس غم و ملامت می‌کنیم و حاضر نیستیم به هیچ کاری حتی کارهای لذتبخش دست بزنیم.»۶

۳ـ۱) نشانه‌های افسردگی

افسردگی دارای علایم و نشانه‌هایی است که طبق آن، فرد از همه چیز ناامید شده، غم و غصه‌ای بر دل او چیره می‌شود. او احساس وحشت می‌کند و از تصمیم گرفتن برای زندگی خود عاجز مانده است و هر گاه می‌خواهد کاری انجام دهد، در خود صلاحیت و کفایت لازم احساس نمی‌کند. یکی از نشانه‌های بسیار خطرناک افسردگی، این است که فرد آنچنان از همه کس و همه چیز ناامید می‌شود که به فکر خودکشی و خودزنی می‌افتد و یا، دست کم، بسیار گریه می‌کند.
به طور کلی، برای افسردگی ۱۲ نشانه برشمرده‌اند:

۱) خلق و روحیه افسرده؛
۲) عصبانیت و بی‌حوصلگی (عدم تحمّل دیگران حتی نزدیکان)؛
۳) بی‌علاقگی و لذت نبردن از فعالیت‌های تفریحی؛
۴) کاهش انرژی یا بی‌قراری؛
۵) بی‌اشتهایی؛
۶) کاهش شدید وزن؛
۷) بی‌خوابی (دیدن کابوس در خواب، خواب بریده)؛
۸) کاهش قوای ذهنی (عدم تمرکز حواس، فراموشی، عدم قدرت تصمیم‌گیری، عدم قدرت سریع پاسخگویی)؛
۹) کاهش میل جنسی؛
۱۰) احساس بی‌ارزشی و گناه (احساس گناه، مهم ندانستن خود)؛
۱۱) احساس ناامیدی و فکر خودکشی؛
۱۲) علایم و دردهای جسمانی (سر درد، کمردرد، سرگیجه، یبوست، بی‌حسی عضلانی، لرزش اندام).۷

انجمن روان پزشکی آمریکا سه دسته از اختلالات افسردگی را طبقه بندی کرده است:

الف) افسردگی اساسی؛۸
ب) افسردگی خویی؛۹
ج) افسردگی غیر از دو نوع قبلی.

در نوع اول، یک یا چند دوره اساسی (دست‌کم دو هفته خلق افسرده یا از دست دادن علاقه، به اضافه علایم دیگر افسردگی) وجود دارد، اما نوع دوم دست‌کم دو سال خلق افسرده در بیشتر اوقات روز همراه با سایر علامت‌ها مشاهده می‌شود.

۳ـ۲) رابطه خانواده و افسردگی

گاهی فشارهای اقتصادی و اجتماعی و یا فقدان والدین یا فرزندان، موجب افسردگی شدید روحی و روانی فرد می‌شود و روابط خانوادگی را دچار اختلال می‌کند و بر اساس مطالعات همایشی، میان وضعیت خانوادگی و افسردگی فرد همبستگی وجود دارد.
براون و همکاران (۱۹۷۸) میزان آسیب‌پذیری در مقابل افسردگی را به عنوان بخشی از عوامل مرتبط با خانواده می‌دانند. طبق تحقیق آنان، زنانی که دارای سه یا بیش از سه کودک زیر چهار سال در خانه هستند، اعتماد و اطمینان خود را برای برقراری ارتباط صحیح با شوهر از دست می‌دهند و حتی مطمئن نیستند بتوانند دوستان دوران خردسالی و قبلی خود را به اندازه لازم ملاقات کنند. این گونه زن‌ها و زنانی که مادر خود را پیش از ۱۱ سالگی از دست داده‌اند، بیش از مردم دیگر برای افسردگی مستعد هستند.۱۰
البته ناگفته نماند که کودکان نیز در برخی مواقع دچار افسردگی می‌شوند. کودکانی که با کمبود مراقبت و مهرورزی و یا طرد شدن از سوی والدین مواجه می‌شوند و یا فقدان وجدانی والدین و ستیزه‌های خانوادگی را تجربه می‌کنند بیشتر در معرض نوعی افسردگی و فشار روانی قرار می‌گیرند.

۳ـ۳) علل افسردگی

معمولا آسیب‌شناسان سه علت زیستی، اجتماعی و روانی برای افسردگی ذکر کرده‌اند.

۳ـ۳ـ۱) زیستی

مقصود از علل زیستی، عواملی است که از طریق وراثت، از والدین به فرزندان منتقل می‌شود که در این صورت، لازم است افرادی که در خانواده شان چنین سابقه‌ای وجود دارد با مراجعه به روان پزشک، برای مشکلات خود راه علاجی پیدا کنند و موضوع را با آنها در میان بگذارند.
عامل دیگر زیستی شامل هر گونه آسیب به مغز در حالات جنینی در رحم مادر یا در حین زایمان و پس از تولّد می‌شود. آسیب به مغز می‌تواند به شکل ضربه فیزیکی و یا به شکل هر گونه بیماری مغزی ـ مثلا، تومور یا عفونت ـ باشد. در متون پزشکی، برخی همه‌گیری‌های ویروسی گزارش شده است که گروه زیادی از افراد همزمان دچار سلسله‌ای از علایم از جمله افسردگی شده‌اند. برخی بیماری‌های جسمی و داخلی همچون کم‌کاری غده تیروئید یا بیماری پارکینسون یا سکته قلبی و مغزی و اسکلرو زمولتی پل نیز می‌توانند خود را به شکل افسردگی نشان دهند.۱۱

۳ـ۳ـ۲) اجتماعی

عامل اجتماعی افسردگی، معمولا به وضعیت فرد در مقاطع گوناگون زندگی از کودکی و جوانی و پیری و تحوّلات زندگی مربوط می‌شود. چنانچه کودک در محیطی گرم و با صمیمیت رشد کند که پدر و مادرش ضمن داشتن درآمد مناسب، از تفاهم نسبی برخوردار باشند و ارزش‌های اخلاقی و دینی بر زندگی آنان حاکم باشد، به احتمال قوی، کمتر دچار بیماری روانی و افسردگی می‌شود و اعتماد به نفس پیدا می‌کند. ولی در مقابل، کودکی که در خانواده پرجمعیت رشد می‌کند و یا در خانواده‌ای که انواع نابسامانی‌ها و ستیزه‌های خانوادگی وجود دارد و یا در سنین حسّاس نوجوانی، والدین را از دست بدهد، به احتمال زیاد، دچار افسردگی می‌شود.
محیط مدرسه و کار، مهاجرت و جابجایی و نابسامانی‌های اقتصادی و تورّم شدید می‌تواند افراد را به افسردگی مبتلا سازد.
امروزه در جامعه ما، که به سرعت مردم به سوی تجمّلات و کالاهای شیک و مصرف‌گرایی مفرط تمایل پیدا می‌کنند، به دلیل آن که خانواده‌ها نمی‌توانند خود را با تغییرات سریع و شتابان مصرف‌گرایی منطبق نمایند، زیاد دچار افسردگی می‌شوند.

۳ـ۳ـ۳) روان شناختی

این عامل شاید مهمترین عامل افسردگی باشد؛ زیرا سایر عوامل از طریق این عامل اثر خود را بر جای می‌گذارند. چنانچه فرد همیشه نگرش منفی و بدبینانه‌ای به خود، زندگی و اطرافیانش داشته باشد، به زودی در دام افسردگی می‌افتد. از سوی دیگر، هر کس باید توانمندی‌های خود را بشناسد و به همان میزان، بر داشته‌های خود تکیه کند و بر اساس شناختی که از محیط دارد و ضمیمه نمودن توان و قدرت درونی، به انجام رفتار اقدام نماید. اما اگر فرد اتّکا به نفس۱۲ نداشته باشد و همیشه خود را حقیر و ناتوان‌تر از دیگران بپندارد، به زودی در گرداب مرگبار افسردگی فرو خواهد رفت. روشن است که وجود باورها و اعتقادات نادرست، نگرش‌های بیمارگونه و حاکمیت جبر بر روان منجر به بروز رفتار بیمارگونه می‌گردد. وجود تضاد بین اعتقاد و رفتار و یا بین نگرش و رفتار، تعادل روانی انسان را خدشه دار می‌سازد. از منظر الگوهای شناختی، که در شناخت و درمان افسردگی به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است، وجود باورهای غلط در ذهن، انسان را گرفتار این بیماری می‌کند و اصلاح این باورها در فرایند شناخت‌درمانی، محور درمان به شمار می‌رود.۱۳

۳ـ۴) درمان افسردگی

معمولا سه راه عمده برای درمان افسردگی پیشنهاد می‌شود:

۳ـ۴ـ۱) درمان فیزیکی

از سی سال پیش تاکنون، داروهایی برای درمان افسردگی به بیماران توصیه شده که عبارتند از: «ایمی پرامین»، «آمی تراپیتیلین» و مهارکنندگان آنزیم و مونوآمین اکسید از قبیل: «ترانیل سیپرومین» و «فنلرین» البته داروهای مزبور عوارض جانبی فراوانی بر بیمار دارد، ولی امروزه داروی جدیدی توصیه می‌شود که مصرف یک تا دو قرص آنها در روز کافی است. این داروی جدید «SSRI,S» نام دارد و شامل فلوئوکستین پاروکسبتن، سرترالین و فلووکسامین است. گاه شوک برقی نیز برای کسانی که مبتلا به افسردگی شدید باشند توصیه شده است.۱۴
لازم به ذکر است که دارو برای افرادی توصیه می‌شود که با روان درمانی معالجه نشوند، اما امروزه مشاوران روانشناس از طریق روان‌شناسی بالینی و گفتاردرمانی و القای اعتماد به نفس و آماده‌سازی روح و روان آسیب‌دیده برای مقابله و یا فراموشی فشارهای روانی، تأثیر بیشتری بر بیمار می‌گذارند که عوارض جانبی مصرف دارو را هم به دنبال نخواهد داشت.

۳ـ۴ـ۲) شناخت درمانی۱۵

در دهه ۱۹۸۰ گروهی از روان پزشکان و روانشناسان، برای شناخت و درک بهتر افسردگی، رویکرد جدیدی ابداع کردند و آن «شناخت درمانی» بود. کار اساسی آن توسط پرفسور اتی بک و همکارانش در دانشکده پزشکی دانشگاه «پنسیلوانیا» انجام گرفت و از آن زمان تاکنون بسیاری از پزشکان آن را مورد توجه قرار داده‌اند.
شناخت درمانی چیست؟ اساس بنیادین این نظریه آن است که خُلق شما، انعکاسی از شیوه تفکر شماست. به عبارت دیگر، خُلق شما، توسط شناخت‌ها یا افکارتان شکل می‌گیرد. شناخت‌ها به شیوه نگرش شما به دنیای اطرافتان، به تمام تعابیر و تفاسیری که دارید، ادراک‌ها، تصاویر ذهنی، باورها و نگرش‌های شما اطلاق می‌شود.۱۶ بنابراین:
الف) اولا، باید دانست که مشکلات زندگی نوعی امتحان الهی است، و در صورت مقاومت و تحمّل در برابر آنها، پاداش عظیمی در انتظار فرد است. این مشکلات برای همه انسان‌ها پیش می‌آید و منحصر به فرد نیست؛ (وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْء مِنَ الْخَوفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْص مِنَ الأَمَوَالِ وَ الأنفُسِ وَ الَّثمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ.)(بقره: ۱۵۵)
ب) ثانیاً، حوادثی که گریبانگیر فرد می‌شود، حاصل عمل خود اوست و نباید دیگران را در این زمینه مقصّر دانست؛ (وَ مَا أَصَابَکُم مِن مُصِیبَهٔ فَبَِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُو عَن کَثِیر)(شوری: ۳۰)
پس انسان در برخورد با مشکلات و نابسامانی‌ها، ابتدا باید بداند که این مشکلات ناشی از رفتار نسنجیده خود اوست و دیگران در این خصوص نقش اصلی ندارند، و دیگر این که این مشکلات وسیله آزمایش الهی است و او می‌تواند با نیروی صبر بر آنها غلبه کند و نباید با تفکرات و وساوس شیطانی روحیه خود را از دست بدهد.

۳ـ۴ـ۳) روان درمانی

در این زمینه، توصیه‌هایی ارائه شده است؛ از جمله:
الف) فرد باید ارتباط معنوی خود را با خداوند زیادتر کند؛ زیرا تمام اسباب و مسبّبات عالم در دست قدرت اوست و شاید همین مشکلات سبب نزدیک‌تر شدن او به خداوند شود تا از غفلت بیرون بیاید؛ (وَ لَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَی أُمَم مِن قَبْلِکَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَ الضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ.)(انعام: ۴۲)
ب) یاد خدا داشتن؛ (الَّذِینَ آمَنُواْ وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِاللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.) (رعد: ۲۸)
ج) در هیچ شرایطی نباید امید به خدا را در حل مشکلات از دست داد؛ زیرا ناامیدی به معنای قطع همه راه‌های حل مشکلات است؛ (وَ لاَ تَیْأَسُواْ مِن رَوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ.) (یوسف: ۸۷)
د) توکّل به خدا در ستیزها و کشمکش ها؛ (قُل لَن یُصِیبَنَا إِلاَّ مَا کَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ.)(توبه: ۵۱)
و) انسان مؤمن در هر حال، باید از خدا راضی باشد و تمام مشکلات را هدیه‌ای از جانب خداوند بداند. در این صورت، هر قدر فشار زندگی بیشتر شود، کوچکترین تأثیری بر روح بلند او نخواهد داشت.
حضرت علی(علیه السلام) می‌فرماید: «من رضی مِن اللّه بما قسّم له استراح بدنه»؛۱۷ هر کس به آنچه خداوند برایش تقسیم کرده است راضی باشد، بدنش احساس راحتی می‌کند.
پس هنگامی که انسان افسرده جهان را آزمایشگاه میزان صبر و تحمّل خود بداند و توجه کند که این بلاها از هیچ انسانی استثنا نشده است، با امید به خدا و ارتباط از طریق دعا و افزایش معنویت، روحیه از دست رفته او باز می‌گردد و روح او توان مقابله و بلکه غلبه بر مشکلات و فشارهای زندگی پیدا خواهد کرد.

۳ـ۵) چگونگی ارتباط افکار با افسردگی

۳ـ۵ـ۱) تعمیم بیش از حد

شما چنین می‌اندیشید که چون یک بار حادثه ناگواری برایتان اتفاق افتاده است، این اتفاق همیشه برایتان رخ خواهد داد و به همین دلیل، سرخورده و مأیوس می‌شوید.

۳ـ۵ـ۲ شخصی‌سازی

شما خود را در مورد هر حادثه ناخوشایند و منفی تنها فرد مسئول می‌پندارید، در حالی که صحّت این نتیجه‌گیری بر دلایل و شواهد کافی استوار نیست.

۳ـ۵ـ۳) تفکر به شیوه همه یا هیچ

این مبحث به ارزیابی خود، افراد دیگر و شرایط و اوضاع به نحو افراطی اشاره دارد و در این نگاه، حد وسط وجود ندارد.

۳ـ۵ـ۴) استنتاج عجولانه و بی‌اساس

زمانی که شواهد برای نتیجه‌گیری ناکافی است و یا حتی به هیچ وجه شواهدی در دست ندارید، به طور منفی و با عجله نتیجه‌گیری می‌کنید. این عمل را «نتیجه‌گیری عجولانه و بی‌اساس» می‌گویند.

۳ـ۵ـ۵) فاجعه‌انگاری

ممکن است به خودتان بگویید «اشتباه وحشتناکی مرتکب شده‌ام، چه قدر بد شد! تباه شدم.» در این حالت، احتمالا چنین اشتباهات و خطاهایی را بیش از حد بزرگ می‌کنید و به طور ناهماهنگی جنبه مثبت رفتار و موفقیت را بی‌ارزش قلمداد می‌کنید. مسئولیت و تقصیرهای خود را زیر ذرّه بین می‌برید و بزرگ جلوه می‌دهید و توانمندی‌های خود را دست‌کم می‌گیرید. این دیدگاه جهت‌گیرانه به کاهش عزّت نفس و اعتماد به آن منجر می‌شود.

۳ـ۵ـ۶) مردود شمردن نکات مثبت

در این نگرش، نه تنها جنبه‌های مثبت اوضاع نادیده گرفته می‌شود و فرد روی جنبه‌های کوچک و منفی تأکید می‌کند، بلکه بیش از آن جنبه‌های مثبت موجود را به صراحت، به منفی تبدیل می‌سازد.

۳ـ۵ـ۷) باید گفتن‌ها

در این وضعیت، فرد مانند یک کارفرمای سنگدل برای خود و دیگران قوانین خودسرانه، دلبخواه و غیرقابل اجرا وضع می‌کند. چنین انتظارات و معیارهایی افراطی با عملکرد روزانه ما انسان‌های عادی مطابقت ندارد و همواره در شخص احساسات نامطلوب و شکست ایجاد خواهد کرد.۱۸

۴) شکاف سنّی در ازدواج

یکی دیگر از آسیب‌های خانواده، فاصله سنّی زیاد میان زن و مرد است. هرچند مردان دوست دارند با زنان جوان‌تر از خود ازدواج کنند، اما به هر حال، وجود مشکلات فرهنگی و اجتماعی بسیاری مانع جدّی چنین کاری به شمار می‌آید.
به عقیده برنارد (J. Bernard) بیشترین خرسندی برای زنان هنگامی حاصل می‌شود که با مردی ازدواج کنند که پنج تا شش سال، سالمندتر از ایشان باشد و برای مردان همین خرسندی هنگامی به وجود می‌آید که میان صفر تا ده سال بزرگ‌تر از همسرانشان باشند.۱۹
در برخی مناطق کشور ما، مردان گاهی با داشتن فاصله بیش از ۴۰ سال از زنان، با آنان ازدواج می‌نمایند و خانواده‌ها صرفاً برای منافع مادی با چنین ازدواج‌هایی موافقت می‌کنند. این امر معمولا در سطح انسان‌های معمولی موجب بحران و ستیزه‌های خانوادگی می‌شود و کفویتی که در فرهنگ اسلام بر آن تأکید گردیده، نادیده انگاشته می‌شود؛ زیرا روشن است که تمایلات، نیازها و احساسات یک مرد ۶۰ ساله بسیار متفاوت‌تر از دختر نوجوان ۱۴ ساله است. تفاهم، عشق و محبت چگونه در سایه این ازدواج جامه عمل می‌پوشد و آیا چنین دختری آمال، آرزوها و سعادت خود را در این زندگی مشترک می‌یابد؟
در این خصوص، لازم است سن متناسب ازدواج برای زوجین رعایت شود تا مصالح زندگی زوجین رعایت گردد. این موضوع به سلامت خانواده از لحاظ روحی، جسمی، فرهنگی و اجتماعی کمک شایان توجهی می‌کند.

۵) تبدیل خانه به خوابگاه

در جامعه معاصر، زنان بسیاری شاغل هستند، مرد هم برای فراهم نمودن یک زندگی نسبتاً مرفّه مجبور به داشتن دو شغل است و فرزندان هم هر یک دنبال مدرسه و دانشگاه هستند. در چنین وضعیتی، خانه کارکرد اصلی خود را از دست می‌دهد. در زمانی که زن کدبانوی خانه بود و مرد یک شغله بود، فرصتی فراهم می‌شد تا ارتباطات کلامی اعضای خانواده با یکدیگر بیشتر باشد، محبت و روابط صمیمی معنا پیدا می‌کرد و پدر فرصت می‌یافت به تربیت فرزندان بپردازد و از وضعیت تحصیلی، دوستان و مشکلات آنان اطلاع کسب نماید و با تجارب ارزشمند خود، فرزندان را راهنمایی کند. اما اکنون مادر خسته از کار برگشته نه حال و حوصله ابراز محبت به فرزندان دارد و نه می‌تواند شوهرداری کند. اینجاست که خانه نقش اصلی خود را از دست می‌دهد و تنها شب هنگام، اعضای خانواده برای خوابیدن، غذا خوردن و تماشای برنامه‌های تلویزیونی گرد یکدیگر جمع می‌شوند و همه اعضا به نوعی مشکلات و دغدغه‌های بیرونی را در روابط با اعضا لحاظ می‌کنند. در چنین شرایطی است که خانواده متزلزل می‌شود و به محیطی سرد و بی‌عاطفه تبدیل می‌گردد؛ محیطی که اعضای آن همیشه با یکدیگر طلب کارانه برخورد می‌کنند و هر کس در مسابقه گرفتن حق خود برای رفاه فردی خویش است.
خانه و خانواده در بینش دینی، محیطی گرم و محل تصمیم‌سازی برای آینده زندگی است که اعضا با مشورت یکدیگر بتوانند مشکلات زندگی را بررسی و حل نمایند. ارتباطات کلامی و عاطفی نقش مهمی در این رابطه دارد و شاید تلویزیون و سایر رسانه‌های تصویری مانع جدّی وقت‌گیری هستند که نمی‌گذارند اعضای خانواده ارتباط بیشتری با یکدیگر داشته باشند.

۶) خشونت خانوادگی

خشونت و برخوردهای قهرآمیز، آرامش خانواده را به هم زده است و زنان و کودکان، بیشترین قربانیان خشونت هستند. در غرب، جامعه‌شناسان این پدیده را به عنوان یک مسئله اجتماعی مورد مطالعه قرار داده‌اند. نخستین بار در سال ۱۹۶۲، هنری کمپ در مقاله‌ای به نام «سندرم کودک کتک خورده» کودکانی را توصیف کرد که تحت بدرفتاری و خشونت خانوادگی قرار گرفته‌اند.
البته نگرش حاکم بر بیشتر جوامع چنین است که خانواده، محیطی خصوصی است و دیگران، جامعه و دولت حق دخالت در امور شخصی افراد را ندارند. نگرش چشم‌پوشی از خشونت‌های خانوادگی نیز وجود دارد.۲۰ معمولا در جوامع پدرسالار، این حق برای پدر محفوظ است که می‌تواند در صورت مشاهده رفتاری که با ارزش و هنجارهای پدر خانواده سازگاری ندارد، کودکان و زنان خود را تنبیه کند تا بدین وسیله، هنجارهای مورد نظر خود را در محیط خانواده با قوّت حاکم نماید.
اما ضرب و جرح کودکان و زنان، اثرات ناگواری بر شخصیت و عواطف و احساسات آنان بر جای می‌گذارد و کودک را دچار اختلالات روانی کرده، او را با نارسایی در کلام و فکر مواجه می‌سازد و اعتماد به نفس را در او نابود می‌سازد؛ زن را هم از ایفای نقش مادری و همسری دل سرد می‌کند.
منطق دین در هنگام بروز نابهنجاری از سوی کودکان و زنان، ابتدا روشنگری، نصیحت و ارشاد است و در نهایت، که هیچ راهی برای هنجارمند کردن آنان وجود نداشته باشد، تنها مقدار اندکی تنبیه برای رفع ضرورت تجویز شده است.
برخی کج‌اندیشان، به غلط تصور کرده‌اند تفاوت‌های حقوقی بین مرد و زن، نوعی خشونت قانونی تلقّی می‌شود که باید در نفی و محو آن تلاش کرد؛ اما باید دانست که چنین تصوری، غلط است. تفاوت مالی مرد و زن در ارث و دیه، ناشی از عدم مسئولیت زن در تأمین هزینه‌های خانواده و حتی هزینه‌های شخصی خود در نظام اسلامی است. از سوی دیگر، اختلاف زن و مرد در مسئله شهادت و قضاوت نیز ناشی از عاطفی بودن زن، مشکلات ماهانه و زایمان است و علاوه بر این، جواز ضرب و کتک زدن زن، که در برخی آیات و روایات آمده، در شرایط استثنایی و متناسب با وضعیت ویژه‌ای است و به قدر ضرورت تجویز شده است.

۷) اختلال در جامعه‌پذیری و فرایند تربیت

یکی از آسیب‌های جدّی خانواده، اختلال در فرایند تربیت فرزندان و جامعه پذیر کردن آنهاست؛ زیرا در این صورت، فرزندان راه و روش برخورد با دیگران، پدیده‌ها و مشکلات اجتماعی را نمی‌شناسند. بروس کوئن در تعریف «اجتماعی شدن یا جامعه‌پذیری» می‌نویسد: اجتماعی شدن فرایندی است که به انسان، راه‌های زندگی کردن در جامعه را می‌آموزد، شخصیت می‌دهد و ظرفیت‌های او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عضو جامعه، توسعه می‌بخشد. چهار هدف عمده برای اجتماعی شدن وجود دارد:

۱) شخص باید مهارت‌های ضروری را، که برای زندگی در جامعه ضروری است، فرا بگیرد.
۲) شخص باید بتواند به صورت مؤثری با دیگران ارتباط برقرار نماید و توانایی خواندن و نوشتن و سخن گفتن پیدا کند.
۳) فرد باید بتواند نیازهای بدنی خود، همچون قضای حاجت را به شیوه‌های قابل قبول جامعه فراگیرد.
۴) فرد باید ارزش‌ها و اعتقادات اساسی جامعه خود را در ذهن متمرکز کند.۲۱

بسیاری از جامعه‌شناسان و نیز روان کاوان عقیده دارند: ریشه بسیاری از انحرافات شخصیت را باید در پرورش نخستین خانوادگی جستجو کرد؛ زیرا اگر منشأ اغلب کج‌رفتاری‌ها و انواع متنوّع بیماری‌های روانی بررسی شود، نقش پرورش خانواده در کیفیت رشد شخصیت، آشکار می‌گردد.۲۲
هرچند برخی از نقش‌های خانواده مانند «آموزش» به نهادهای دیگری مانند آموزش و پرورش داده شده، اما با این وصف، هنوز هیچ نهاد اجتماعی نتوانسته است در امر تربیت و پرورش انسان‌ها جایگزین خانه و خانواده شود. فرزندان در محیط خانه با هنجارها آشنا می‌شوند و ارزش‌های دینی و اخلاقی را در عمق شخصیت خود نهادینه می‌کنند و هنگامی که وارد مدرسه و دانشگاه و محیط کار می‌شوند، همان سرمایه تربیت و جامعه‌پذیری خانوادگی را با خود به چنین محیط‌هایی می‌آورند.
جامعه‌پذیری یا تربیت فرزندان یکی از وظایف و کارکردهای اصلی خانواده به شمار می‌آید که در روایات مورد تأکید قرار گرفته است.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «اکرموا اولادَکم و احسنوا آدابهم»؛۲۳ به فرزندان خود احترام بگذارید و آنان را نیکو تربیت کنید.
ایشان همچنین می‌فرماید: «ادّبوا اولادکم علی ثلاث خصال: حبّ نبیّکم و حبّ اهل بیته و قرائهٔ القرآن»؛۲۴ فرزندان خود را بر سه خصلت تربیت کنید: دوست داشتن پیامبرتان، دوست داشتن اهل بیت او و خواندن قرآن.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «الغلامُ یلعبُ سبع سنین و یتعلّم الکتابَ سبع سنین و یتعلّم الحلال و الحرام سبع سنین»؛۲۵ پسر باید هفت سال بازی کند و هفت سال دوم قرآن بیاموزد و هفت سال سوم به آموزش مباحث فقهی و حلال و حرام بپردازد.
با توجه به توصیه‌های جامعه‌شناسان و تأکید نصوص دینی بر ضرورت تربیت صحیح فرزندان، چنانچه خانواده نتواند نقش مهم جامعه‌پذیری و تربیت را برای فرزندان به اجرا درآورد، فرد هنگامی که وارد جامعه می‌شود، نمی‌داند چه راه صحیح و مشروعی را باید در مواجهه با انواع نابهنجاری‌ها و بحران‌های اجتماعی در پیش گیرد و در این صورت است که زمینه‌های انحراف برای او فراهم می‌شود و به سرعت بی‌هنجار و کج‌رو می‌گردد.
نکته قابل توجه این که پدر باید نسبت به انحرافات و کجروی زن و فرزندانش دارای روحیه «غیرت دینی» باشد. «غیرت» نیروی بازدارنده‌ای است که مرد را در مقابل انحراف اعضای خانواده اش حسّاس می‌کند و اجازه نمی‌دهد از هنجارهای شناخته شده تخلّفی صورت گیرد. متأسفانه امروزه تبلیغات رسانه‌ای و ژورنالیستی شدیدی در جهت غیرت زدایی در جامعه به کار گرفته می‌شود و پدران نمونه را این گونه معرفی می‌کنند که در امور شخصی و دوست‌گزینی فرزندان دخالتی ندارند و بر رفت و آمد همسر نظارتی نمی‌کنند. روشن است که غیرت‌زدایی راه را برای افتادن فرزندان و همسر در دام فریب کاران و نامحرمان باز می‌کند.

۸) ازدواج تحمیلی

امروزه یکی از معضلات اجتماعی ازدواج‌های اجباری و ناخواسته است که حق مشروع و گزینش همسر را از دختران سلب می‌نماید. این آسیب کم و بینش در مناطق گوناگون جهان وجود دارد. سالانه ۴ میلیون زن در جهان خرید و فروش یا مجبور به ازدواج اجباری می‌شوند. بخشی از این ازدواج‌ها مربوط به دوران خردسالی دختران است. بیشتر ازدواج‌های پایین‌تر از ۱۲ سال اجباری و ناخواسته است و معمولا پس از چند سال به جدایی از همسر یا سایر آسیب‌های فردی و خانوادگی منجر می‌شود. این پدیده شوم منحصر به کشورهای جهان سوم نیست و در کشورهای پیشرفته و صنعتی هم گزارش شده است.
مقصود از «ازدواج اجباری» پیوند زناشویی رسمی است که در آن رضایت و اراده زوجین یا یکی از آنان نادیده انگاشته شود و برای برقراری این پیوند، از انواع فشارهای جسمی و روانی استفاده گردد. در طول تاریخ، انواع متعددی از این پدیده وجود داشته است که زنان را همچون کالا یا وسیله‌ای برای مقاصد سیاسی، اقتصادی و رفع اختلاف طایفه‌ای و قبیله‌ای مورد استفاده قرار داده‌اند. از جمله این ازدواج‌ها، می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱) ازدواج ربایشی؛
۲) ازدواج یغمایی؛
۳) ازدواج وراثی؛
۴) ازدواج از طریق خرید همسر؛
۵) ازدواج سیاسی؛
۶) ازدواج مبادله ای.۲۶

بی‌تردید، علل گوناگونی در بروز این نابهنجاری تأثیر دارد که می‌توان به علل فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اشاره کرد. اما به هر حال، باید آثار منفی آن را بر روابط خانوادگی مورد مطالعه قرار داد و آن را به عنوان یک آسیب جدّی در نظر گرفت. ازدواجی که باید بر پایه عشق، اخلاق، محبت و درک متقابل شکل گیرد تا بتواند جوانه‌های خوش بختی را به همراه آورد، اکراه و اجبار در همسرگزینی این پیوند نامقدّس را به صورت یک کابوس وحشتناک درمی‌آورد و زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان را با آسیب‌های جدّی مواجه می‌سازد.

۸ـ۱.) آسیب‌های ازدواج تحمیلی

۱) اولین آسیب و عوارض منفی آن متوجه جسم و بدن زن شده، بر سلامت جسمی او تأثیر منفی بر جای می‌گذارد و موجب اختلال در دستگاه باروری وی و تولد کودکان نارس و عوارض ناشی از آن می‌شود.
۲) دومین آسیب مربوط به اختلالات روحی دختران است. از دست دادن امید به زندگی، فقدان تصویری موفقیت آمیز برای زندگی خود و فرزندان یکی دیگر از اختلالات عاطفی و روانی ازدواج‌های تحمیلی به شمار می‌رود. مجموعه این فشارهای روانی ایجاد هر گونه ابتکار، طراوت و نشاط را در محیط خانه برای این دختران از بین می‌برد و خانه را برای آنان به زندانی با میله‌های روانی و نامرئی تبدیل می‌کند و افسردگی، پرخاشگری و دلسردی از زندگی را به همراه می‌آورد.
۳) آسیب دیگر مربوط به روابط خانوادگی است که در نتیجه آن می‌توان به سست شدن بنیان خانواده، طلاق، فرار از خانه، سوء ظن، فقدان تفاهم بین زوجین، همسرآزاری، همسرکشی، وجود فرزندان بزهکار، انحطاط اخلاقی و طلاق اشاره کرد.

۸ـ۲) راه کارهای جلوگیری از آسیب‌های ازدواج اجباری

۱) برگزاری کارگاه‌های آموزش حقوق در زمینه ازدواج، مشاوره خانواده برای دختران و پسرانی که در آستانه ازدواج قرار دارند.
۲) ارتقای آگاهی‌های خانواده در خصوص حقوق دختران و نیز تبعات ناگوار ناشی از چنین پدیده‌ای در پیش‌گیری از ازدواج‌های تحمیلی مؤثر است.
۳) تدوین قوانین مناسب برای حمایت از زنانی که قربانی ازدواج تحمیلی گردیده‌اند.
۴) ضروری است از طریق آموزش و دانش افزایی والدین نسبت به روحیات جوانان، استقلال طلبیواحترام به انتخاب حق همسرگزینی دختران، از وقوع چنین شرایطی پیش‌گیری شود.
۵) به یقین، رعایت سن مناسب ازدواج یکی از اقدامات قانونی برای کاهش ازدواج اجباری است.
۶) کاهش هزینه‌های زندگی، مهار تورّم، اشتغال‌زایی و بهبود ساختار اقتصادی جامعه و حمایت از خانواده‌های کم‌بضاعت که برای تأمین مخارج سنگین زندگی، دختران خود را برای ازدواج با افراد متموّل مجبور می‌نمایند.

۹) کثرت فرزندان

در نصوص دینی بر داشتن فرزندان متعدد تأکید شده است؛ چنان که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)فرمود: «انّی اباهی بکم الامم و لو بالسقطِ»؛۲۷ من در قیامت به کثرت شما بر دیگر امّت‌ها مباهات می‌کنم، هرچند به فرزند سقط شده‌ای باشد. خداوند هم می‌فرماید: (وَ مَا مِن دَآبَّهٔ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللّهِ رِزْقُهَا)(هود: ۶)؛ روزی همه موجودات در دست خداست. اما باید دانست که کثرت فرزندان به حکم اوّلی مطلوب است، مشروط بر این که موجب عزّت جامعه اسلامی گردد و عدالت در میان آنها رعایت شود و مورد تربیت و آموزش آموزه‌های دینی قرار گیرند.
اما سؤال این است که آیا در شرایط کنونی، چنین شروطی محقق است؟ آیا کثرت مشاغل، دغدغه‌های معیشت، گرفتاری‌های خانوادگی و تورّم شدید اجازه رسیدگی شایسته به فرزندان را می‌دهد؟ واقعیت این است که در شرایط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی جامعه معاصر، برای کثرت فرزندان مشکلاتی وجود دارد که نمی‌توان آنها را حتی از نظر اسلام در نظر نگرفت. پدری با داشتن فرزندان بسیار، چگونه می‌تواند آنها را با آداب اسلامی و قواعد اخلاقی آشنا سازد؟ پدری که در جامعه امروز مجبور است برای تأمین معیشت خود و اعضای خانواده در دو نوبت مشغول فعالیت اقتصادی شود از تربیت فرزندان و نظارت بر رفتار آنان عاجز می‌ماند و در نتیجه، فرزندانی پرورش می‌یابند که نه به صورت صحیح و دینی تربیت شده‌اند و نه از تحصیلات عالی، که معمولا مستلزم پرداخت هزینه‌های بسیار است، برخوردارند و مهمتر از همه، از عواطف گرم و صمیمانه پدر و مادر بی‌بهره‌اند. پس نباید بدون ملاحظه جوانب گوناگون تربیتی، فرهنگی و اجتماعی به تکثیر فرزندان پرداخت.
از سوی دیگر، آنچه مورد اشاره قرار گرفت مشکلات فردی و خانوادگی کثرت فرزندان بود، ولی مشکلات حکومت و نظام سیاسی بسی دشوارتر و پیچیده‌تر است. دولت باید به تأسیس مدارس، راه، ایجاد شغل مناسب و توسعه خدمات اجتماعی از قبیل برق، آب، گاز، مسکن و بیمارستان بپردازد.
پس کثرت فرزندان در شرایط جهانی و منطقه‌ای، به ویژه جامعه معاصر، دارای مشکلات و آسیب‌های فراوانی است.

پی‌نوشت‌ها

۱. Socail Pathology.
۲ـ نیکلاس آبر کرامبی و دیگران، فرهنگ جامعه‌شناسی، ترجمه حسن پویان، چاپخش، ۱۳۷۶، ص ۳۵۴.
۳. Socail institution.
۴ـ آنتونی گیدنز، جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، چ دوم، تهران، نشر نی، ۱۳۷۴، ص ۷۸۵.
۵ـ جاناتان اچ. ترنر، مفاهیم و کاربردهای جامعه‌شناسی، ترجمه محمّد فولادی و محمّدعزیز بختیاری، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۷۸، ص ۲۶۳.
۶ـ منصور بیرامی، خانواده و آسیب‌شناسی آن، آیدین، ۱۳۷۸، ص ۱۰۶.
۷ـ مصطفی شورکی، رهایی از افسردگی، ارجمند، ۱۳۷۹، ص ۱۰ـ۱۳.
۸. Major depressive disorder.
۹. Dysthymic disorder.
۱۰ـ منصور بیرامی، پیشین، ص ۱۰۷.
۱۱ـ مصطفی شورکی، پیشین، ص ۸.
۱۲. Self – esteem.
۱۳ـ جمعی از نویسندگان، مجموعه مقالات اولین همایش نقش دین در بهداشت روان، نشر نوید، ۱۳۷۷، ص ۴۳ و ۴۴.
۱۴ـ مصطفی شورکی، پیشین، ص ۱۴.
۱۵. Cognitive Theraphy.
۱۶ـ ایوی ام. بلاک برن، مقابله با افسردگی و شیوه‌های درمان آن، ترجمه گیتی شمس، تهران، رشد، ۱۳۸۰، ص ۶۳ـ۶۴.
۱۷ـ محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث، ج ۷۱، ص ۱۳۹.
۱۸ـ همان، ص ۶۹ ـ ۷۷.
۱۹ـ باقر ساروخانی، جامعه‌شناسی خانواده، تهران، سروش، ۱۳۷۰، ص ۵۳.
۲۰ـ شهلا اعزازی، جامعه‌شناسی خانواده با تأکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر، روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۷۶، ص ۱۹۹.
۲۱ـ بروس کوئن، مبانی جامعه‌شناسی، ترجمه غلامعباس توسلی و رضا فاضلی، چ چهارم، تهران، سمت، ۱۳۷۴، ص ۱۰۳ـ۱۰۴.
۲۲ـ محمّدحسین فرجاد، آسیب‌شناسی اجتماعی ستیزه‌های خانواده و طلاق، منصوری، ۱۳۷۲، ص ۴۵.
۲۳ـ حسام الدین متقی هندی، کنزالعمّال، ح ۴۱۰، ص ۴۵.
۲۴ـ همان، ح ۴۰۹، ص ۴۵.
۲۵ـ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۴۷، ح ۱۲.
۲۶ـ نگارنده، «دختران و ازدواج تحمیلی»، کتاب زنان، ش ۲۴، سال ششم (تابستان ۱۳۸۳)، ص ۳۳ـ۳۵.
۲۷ـ شیخ حرّ عاملی، پیشین، ج ۱۵، ص ۹۶.

منبع: فصلنامه معرفت؛ سال۱۳۸۵؛ شماره۱۰۴؛ نویسنده: محمّد رضا ضمیری

اثرات مثبت و منفی اشتغال زنان

امروزه شاغل بودن زنان، یکی از مسائلی است که در اجتماع مطرح است و زنان به علل گوناگون به کار روی می‌آورند و حتی مجبور گشته‌اند علاوه بر مسئولیت‌های خود در خانه و تربیت فرزندان، مسئولیت‌های اجتماعی را نیز پذیرا گردند. در اینجاست که ما با قشری به عنوان «زنان شاغل» رو به رو می‌شویم و….

افرادی که در دو جبهه مهم یعنی جامعه و خانواده مشغول خدمت و انجام وظیفه می‌باشند. آنها می‌خواهند نقش تازه‌ای در جامعه‌ای داشته باشند که کلیشه غالب در آن برای زنان، نقش همسری- مادری است. کار زنان در خانه و خارج از خانه چه تأثیری بر روابط اعضای خانه، اعتماد به‌ نفس زنان و ساخت قدرت در خانواده خواهد گذاشت؟ آیا زنانی که در خانه می‌مانند و فقط کارهای خانه را مدیریت می‌کنند با زنانی که هم کار خانه را انجام می‌دهند و هم در امرار معاش خانواده سهم دارند فرق‌های اساسی دارند؟

در گذشته، زن، غالبا نقش مادر و همسر را به عهده داشت و به انجام امور خانه می‌پرداختند. اگر هم در اموری مانند کشاورزی و دامداری و امثال آن شرکت داشت، دامنه چنین مشارکت‌هایی در حدی بسیار محدود و منحصر به تأمین نیازهای خانواده بود اما با تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی و پیچیده‌تر شدن تقسیم کار، امروزه زنان علاوه بر ایفای نقش‌های فوق، پذیرای مسئولیت‌های عمده‌تر نظیر اشتغال در بیرون از خانه می‌باشند.

آنچه که مسلم است زنان نیمی از جمعیت دنیا را تشکیل می‌دهند و کاملا طبیعی است که زنان نیز مانند مردان بخواهند نقش مهم و موثری در جامعه و فعالیت‌های اجتماعی ایفا کنند. البته در مورد اشتغال زنان، تاثیر آنها بر خانه و خانواده و تربیت فرزندان، نظرات مختلف و حتی متناقضی وجود دارد و حتی سوگیری‌ها و دیدگاهای منفی شکل گرفته است که نیازمند بررسی و تحقیق بیشتر است. لذا در ادامه این مقاله سعی بر این شده است تا یکی از این پژوهش‌ها را مورد بررسی قرار داده و حتی فرضیات غلطی که در این مورد شکل گرفته است را مورد بازبینی قرار دهیم:

پژوهشی که در این مقاله به ان اشاره می‌کنیم سعی داشته تقسیم کار میان همسران در امور خانه، ایفای نقش‌های خانوادگی، کیفیت روابط زوجین، اعتماد به نفس زنان و…در خانواده را در ۲ گروه زنان شاغل و خانه‌دار بررسی کند. اشتغال زنان باعث می‌شود تقسیم کار در خانواده، مشارکتی انجام شود و این باور که تقسیم‌کار در خانواده بر اساس جنسیت صورت می‌گیرد، کمی متعادل‌تر بشود، به نحوی که همسران زنان شاغل در اموری که مربوط به زنان است وارد شده و همکاری و همیاری دارند. این تحقیق که با عنوان بررسی تأثیر اشتغال زنان در خارج از منزل بر خانواده در شهر تهران با انتخاب نمونه ۳۸۴نفری از زنان متاهل شاغل و خانه‌دار صاحب فرزند ساکن شهر تهران آغاز و سپس اطلاعات گردآوری شد. از مجموع ۳۸۴نفر زنان شرکت‌کننده در این پژوهش، ۵۰درصد آنان را زنان خانه‌دار و ۵۰درصد را زنان شاغل تشکیل داده‌اند.

یافته‌های این پژوهش بیانگر آن است که میزان کیفیت روابط زوجین در بین زنان خانه‌دار و زنان شاغل در حد بالا اظهار شده است.

تحلیل فرضیات این پژوهش نشان داد که اشتغال زنان باعث می‌شود تقسیم کار در خانواده مشارکتی انجام شود و این باور که تقسیم‌کار در خانواده بر اساس جنسیت صورت می‌گیرد، کمی متعادل‌تر بشود، به نحوی که همسران زنان شاغل در اموری که مربوط به زنان است وارد شده و همکاری و همیاری دارند. بر اساس نظر جامعه‌شناسان شوهرانی که در کارهای خانه‌داری و مراقبت از فرزندان مشارکت کنند فشار مضاعف بر همسر را در ایفای موازی نقش کاری و خانوادگی می‌کاهند.

همچنین ادامه این بررسی‌ها بیانگر آن است که بین وضعیت اشتغال زنان با کیفیت روابط زوجین، رابطه آماری وجود ندارد. این عدم اثبات رابطه به این معنا نیست که به‌ طور کلی بین این دو متغیر رابطه‌ای وجود ندارد بلکه این امر شاید ناشی از تفاوت‌های فرهنگی- اجتماعی جامعه مورد نظر و حتی وقوع پدید‌ه‌ای باشد و یا متأثر از متغیری باشد که در این تحقیق مورد بررسی قرار نگرفته است. اما به طور کلی نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که بر خلاف باور بسیاری از افراد جامعه، اشتغال زنان نمی‌تواند بر کیفیت رابطه زناشویی تاثیر منفی بگذارد.

مادر وسیع‌ترین دنیای روانی و اجتماعی کودک است و از نظر کودک همچون کسی است که از تمام نقاط این جهان اطلاع دارد. اشتغال مادر، موجب اختلال در تکوین شکل‌گیری دلبستگی کودک نسبت به مادر می‌شود چرا اینکه مراقبت کودک از حالت انفرادی به حالت گروهی در می‌آید و نتیجتاً دلبستگی کودک نسبت به مادر از حالت طبیعی خارج می‌گردد.

یکی دیگر از نتایج این تحقیق، حاکی از آن است که اشتغال برای زنان، اعتماد به نفس به‌ همراه خواهد داشت. یکی از عوامل تأثیرگذار به شیوه اعمال قدرت، درآمد و دارایی زنان است. هنگامی که زنان منابع ارزشمندی در اختیار داشته باشند احتمال دارد که قدرتی نزدیک و برابر با هم داشته باشند، این زنان‌ به صورت رودر‌رو اعمال قدرت کنند و از طریق گفت‌وگو، بحث و مذاکره تنش‌ها را رفع کنند.

اما به هر حال نمی‌توان تصور کرد که اشتغال زنان در خارج از خانه بدون تبعات منفی باشد. زمانی می‏توان از مشارکت اجتماعی زنان و حضور فعال آنان در خارج از خانه به صورت مثبت سخن گفت که پیشاپیش مناسبات دموکراتیک در خانواده‏ها بین زن و مرد برقرار شده باشد تا آنان بتوانند با فراغت و توان بیشتری به مشارکت در عرصه‏های مختلف بپردازند و از این طریق بتوانند به انتظارات اجتماعی از یکسو و نیازها و خواسته‏های خودشان از سوی دیگر پاسخی مثبت بدهند.

بنابراین با توجه به شرایط زندگی در جامعه امروزی و با توجه به تمامی دگرگونی‌هایی که در آن صورت گرفته، مانند کاهش تعداد فرزندان، واگذار کردن قسمتی از جامعه‌پذیری کودکان به مدارس، عدم کفایت یک درآمد برای زندگی یک خانواده، وجود دختران تحصیل‌کرده که تنها نقش مادری و همسری به آنان واگذار شده است، مشکلات زندگی مادران شاغل، حاکمیت نگرش‌های مدرن در جامعه برای مردان و نگرش‌های سنتی در خانواده برای زنان، وضعیتی پیچیده را شکل داده است.

برای مثال مادر وسیعترین دنیای روانی و اجتماعی کودک است و از نظر کودک همچون کسی است که از تمام نقاط این جهان اطلاع دارد. اشتغال مادر موجب اختلال در تکوین شکل گیری دلبستگی کودک نسبت به مادر می‌شود چرا اینکه مراقبت کودک از حالت انفرادی به حالت گروهی در می‌آید و نتیجتاً دلبستگی کودک نسبت به مادر از حالت طبیعی خارج می‌گردد.

چیزی که مسلم می‌باشد این است که مادران شاغل همانند مادران غیرشاغل نمی‌توانند به طور تمام و کمال به کودکان خود رسیدگی کنند چون مادر چندین ساعت از روز را خواه ناخواه جدای از فرزند بسر می‌برد و وقتی که بعد از سپری شدن این ساعات به فرزند می‌رسد خستگی ناشی از دنیای ماشینی امروز و خستگی فکر و ذهنی به مادر اجازه نمی‌دهد که در آن ساعات باقی مانده روز به کودک رسیدگی کافی و لازم را نماید چون از طرف دیگر مسئولیت خانه و خانه داری نیز به دوش او می‌باشد. لذا با این اوصاف مهمترین مسئله‌ای که در اشتغال زنان باید مورد توجه قرار گیرد وجود نقش‌های متعددی است که زنان باید به عنوان همسر و مادر و گرداننده خانواده به عهده گیرند.

نقش‌هایی که در جامعه ما به صورت سنتی به آن نگریسته می‌شود و گاهی با نقش مدرن زن به عنوان یک فرد شاغل در خارج از خانه ناهماهنگ می‌باشد، لذا برای دستیابی به این مهم، پیشنهادهای زیر ارائه می‌شود:

تغییرات فرهنگی که ‌باید، در نظام ارزش‌ها و تخصیص نقش‌ها و جابه‌جایی وظایف ‌که مستلزم مشارکت مرد در انجام امور خانه‌داری است، ایجاد شود؛ اعتقاد و باور به لزوم حضور زنان در صحنه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور ایجاد شود؛ جهت کاستن از مسائل و مشکلات زنان شاغل طرح‌های مؤثر و مفیدی همچون کاستن از ساعت کار روزانه و تغییر در ساعت کار هفتگی ایجاد شود تا زنان بتوانند با پایان کار روزانه، ‌درصورت لزوم بدون نگرانی از عواقب ترک محل کار، به منزل خود بازگردند؛ با توجه به افزایش فزاینده مادران شاغل و به منظور جلوگیری از اثرات جبران‌ناپذیر رشد و نمو کودک، افزایش مرخصی زایمان و ایجاد مهدکودک در محیط کار طبق استاندارد جهانی ضروری به‌نظر می‌رسد.

فرآوری: مریم عطاریان

بخش خانواده ایرانی تبیان

بازنمایی زنان شاغل در تلویزیون

هویت، از مفاهیم پیچیده در علوم انسانی است که ارائه تعریفی مشخص در رابطه با آن تا حدی دشوار است. این مفهوم پیچیده وقتی در کنار مفهومی به نام جنسیت قرار می‌گیرد، بر پیچیدگی آن افزوده می‌شود. چرا که ممزوج شدن این دو مفهوم منشاء بسیاری از مسائل می‌تواند باشد. چرا که تداخل در ارائه تعریفی از هویت زنان و مردان، موجب ایجاد بسیاری از مسائل انسانی است. نکته مهم این است که چه عواملی در ایجاد و شکل‌گیری هویت موثر هستند.

به نظر می‌رسد شکل‌گیری هویت در اغلب موارد، در رابطه مستقیم فرد و جامعه و تعاملی که در این میان ایجاد می‌شود، صورت می‌گیرد. با توجه به این که موضوع هویت زنان مورد نظر این نوشتار است، می‌توان این طور بیان کرد که هویت زنان از عناصری تشکیل شده که شکل‌دهنده هویت آنها در جوامع هستند. عناصری مثل جنسیت، خانواده و ساختارهای اجتماعی. به این ترتیب با ترکیب این سه عنصر در طی تاریخ، سه نوع جامعه به وجود آمده است که عبارتند از: جامعه پدرسالار، جامعه مردسالار و جامعه انسان مدار.

به نظر می‌رسد شناخت دقیق و صحیح این نوع جوامع و خصلت‌های درونی آن، برای دست اندرکاران و تولیدکنندگان متون تلویزیونی امری لازم و ضروری است. چرا که وجود این شناخت می‌بایستی در تولید برنامه‌های رسانه‌ای به کار گرفته شود تا بدین وسیله نگرش‌های موجود در رابطه با زنان و مردان و خصوصا زنان، اصلاح شود و نقاط منفی و مخرب حذف شوند.

بنابراین می‌توان این طور بیان کرد که یکی از مسائل بسیار مهم در دنیای امروز، مسئله زنان و هویت است. هویت امری ثابت نیست و دائما ممکن است در معرض تغییر باشد. هویت را در دو بعد فردی و اجتماعی تعریف می‌کنند که هویت فردی به تفاوت‌های میان افراد و هویت جمعی به شباهت‌ها و همانندی‌ها اشاره دارد. هر چند که هویت فردی در صورتی معنادار است که با در نظر گرفتن فرد در جهان اجتماعی دیده شود.

جامعه و ساختارها و نهادهای اجتماعی، از جمله عوامل بسیار مهم در شکل‌گیری هویت اجتماعی و باز تولید آن، می‌باشند. در اغلب موارد هویت کسب شده از جانب افراد توسط جامعه و نهادهای اجتماعی ارائه شده است. البته در این جریان ممکن است فرد قدرت انتخاب داشته باشد اما در موارد بسیاری هم وجود جبرهای اجتماعی، پذیرش برخی از عناصر را برای افراد اجتناب ناپذیر می‌کند.

دسته‌ای از جامعه شناسان معتقدند که هویت انسان‌ها، تا حد زیادی مبتنی بر تفاوت‌های ذاتی است، پس اغلب تفاوت‌های موجود میان زنان و مردان را ذاتی تلقی می‌کنند. جامعه شناسانی همچون پارسونز و دورکیم جزو این دسته‌اند و معتقدند که تقسیم کار و شکل‌گیری نقش‌هایی که در جامعه وجود دارد، تا حد زیادی منشاء و مبنایی طبیعی دارد.

هویت و جنسیت

از میان نظریه‌های مطرح در جامعه شناسی، دو نوع اندیشه قابل بحث می‌باشند. دسته‌ای از جامعه شناسان معتقدند که هویت انسانها، تا حد زیادی مبتنی بر تفاوت‌های ذاتی است، پس اغلب تفاوت‌های موجود میان زنان و مردان را ذاتی تلقی می‌کنند. جامعه شناسانی همچون پارسونز و دورکیم جزو این دسته‌اند و معتقدند که تقسیم کار و شکل‌گیری نقش‌هایی که در جامعه وجود دارد، تا حد زیادی منشاء و مبنایی طبیعی دارد. پارسونز معتقد است نقش بیولوژیکی که زنان در تولید مثل دارند، این ویژگی ذاتی را برای آنان پدید می‌آورد که در جامعه نقش‌های مراقبت کننده داشته باشند(رفعت جاه،۱۳۸۴: ۵-۴) پارسونز در تحلیل علت افزایش طلاق و ارتباط آن با نقش زنان در ساختار خانواده این طور بیان می‌کند که: دلیل افزایش طلاق در عصر حاضر، تداخل نقش‌ها میان زن و مرد است. این تداخل نقش‌ها موجب تزاحم، تعارض و گاهی تضاد در روابط میان زن و مرد در خانواده شده است.

با توجه به این نظریه اگر نگاهی به برنامه‌های تلویزیون بیندازیم متوجه خواهیم شد که در اغلب برنامه‌های تلویزیونی و خصوصا سریالها، موضوع شاغل بودن زنان با مشکلاتی مواجه بوده است. در بسیاری از موارد شاغل بودن زنان موجب ایجاد آسیب به ساختار خانواده بوده است.

نمایش هویت زنان در تلویزیون، بارها به این صورت بوده که زن شاغلی که اتفاقا در امور شغلی خویش موفق است، دارای مشکلات خانوادگی است و این توانایی را ندارد که در امور خانه داری، همسرداری و نگهداری از فرزندان نیز موفق باشد. به این ترتیب این طور نشان داده شده که زنان شاغل در نهایت برای حفظ ارکان زندگی خصوصی‌شان یا مجبور به ترک شغل می‌شوند و یا در غیر این صورت به جدایی و طلاق می‌اندیشند.

ارائه چنین نمایشی ممکن است در ارتباط با مردان نیز صورت گیرد اما مسلما این تصویرنمایی در رابطه با مردان در حد بسیار محدودی وجود دارد. از طرفی نباید نسبت به این نکته تغافل کرد که طبق نظریه مذکور در این متن، تداخل نقش‌های زنان و مردان عامل مهمی در جهت ایجاد مشکل در خانواده است. باید به این نکته توجه داشت که وجود تفاوت‌های بیولوژیک میان زنان و مردان امری مهم است و طبیعت زنانه با طبیعت مردانه متفاوت است. اما این بدان معنا نیست که زنان تنها در زمینه‌های خاصی توانایی دارند و قادر به انجام چندین کار به طور هم زمان نیستند. یک زن این توانایی را دارد که در عین شاغل بودن، توجهش به امور خانوادگی را تمام و کمال داشته باشد تا فرزندانش صدمه‌ای نبینند و شوهرش از سر بی‌توجهی همسر و سرگرمی او به مشغله‌های کاری، نیاز به حضور همسر دوم را احساس نکند. این‌ها عناصری است که سالهاست از طریق سریال‌های تلویزیونی به نمایش درآمده و هویت زنان و مردان در این قالب و ساختار به تصویر کشیده شده است.

اگر نگاهی به برنامه‌های تلویزیون بیندازیم، متوجه خواهیم شد که در اغلب برنامه‌های تلویزیونی و خصوصا سریالها، موضوع شاغل بودن زنان با مشکلاتی مواجه بوده است. در بسیاری از موارد، شاغل بودن زنان، موجب ایجاد آسیب به ساختار خانواده بوده است.

حقیقتا نمی‌توان تاثیرگذاری تلویزیون را در تمامی زمینه‌های مذکور کتمان کرد. تلویزیون و شخصیت‌های مجموعه‌های تلویزیونی، با تکرار برخی از مبانی فکری و عملی، در برخی از موارد، تاثیرات سوئی بر مخاطبان خویش بر جای می‌گذارند که جبران این تاثیرات، گاهی امکان ناپذیر است. بنابراین شناخت صحیح و درکی درست از هویت زنان می‌تواند در ایجاد الگوهای مناسب و خلق چهره‌ای شایسته از زن ایرانی در تلویزیون، موثر باشد. این مبحث را در مقاله بعدی با شرح و تفصیل بیشتر، ادامه خواهیم داد.

پی‌نوشت‌ها

دکتر حسن خجسته(۱۳۸۷)؛ ساختاربندی هویت زنان

مریم رفعت جاه(۱۳۸۴) هویت و امر زنانه، تهران، جهاد دانشگاهی دانشکده علوم اجتماعی داشگاه تهران

منبع: بخش ارتباطات تبیان؛ فاطمه ناظم زاده؛

 

زنان و نقش آنان در جامعه

اطلاعات قابل دسترسی در مورد ویژگی‌های اشتغال زنان در ایران، پیش از همه هشدار می‌دهد که تغییرات اساسی در دیدگاه‌های موجود نسبت به کارآفرینی و اشتغال و تعریف آن‌ها لازم است، تا حداقل زنان نیز در زمره‌ی جمعیت فعال اقتصادی شمارش شوند. این تغییرات جز با ملاحظه‌ی برنامه‌های توسعه و سیاست‌گذاری‌ها در سطح کلان میسر نخواهد شد. بنابراین برنامه‌ریزی، بیشترین نقش را در این بُ‍‍‍‍عد خواهد داشت.

وقتی بحث از حضور زنان در جامعه، نقش‌آفرینی و اشتغال آنان به میان می‌آید، تعداد زنان کارمند به ذهن می‌رسد، در حالی که بالاترین میزان اشتغال به زنان روستایی و خوداشتغال و کارآفرین شهری اختصاص دارد. بنابراین یکی از مهم‌ترین معیارها جهت سنجش درجه توسعه یافتگی یک کشور، میزان اهمیت و اعتباری است که زنان در آن کشور دارا می‌باشند. با توجه به این‌که نیمی از کل جمعیت جهان را زنان تشکیل می‌دهند و دو سوم ساعات کار انجام شده توسط زنان صورت می‌پذیرد، تنها یک دهم درآمد جهان و فقط یک صدم مالکیت اموال و دارایی‌های جهان به زنان اختصاص یافته است. عدم مشارکت زنان در فعالیت‌های اقتصادی می‌تواند مشکلی بر سر راه توسعه‌ی کشور تلقی گردد. ضرورت کارآفرینی زنان را باید با افزایش و گسترش فرصت‌های شغلی بر مبنای خلاقیت که بار فرهنگی-ارزشی آن قابل کنترل است، پاسخ مثبت داد و از آنجا که زنان دارای طبع لطیف و مادرانه‌ای هستند باید شغلی را انتخاب نمایند که برای آن از هر حیث آمادگی داشته باشند.

نقش زنان در توسعه

یکی از مهم‌ترین معیارها جهت سنجش درجه‌ی توسعه‌یافتگی یک کشور، میزان اهمیت و اعتباری است که زنان در آن کشور دارا می‌باشند. نقش زنان در توسعه، مستقیماً با هدف توسعه‌ی اجتماعی و اقتصادی بستگی داشته و از این‌ رو در تحول همه جوامع انسانی، عاملی بنیادی محسوب می‌گردد. نکات مهمی در گسترش حضور زنان وجود دارد که می‌توان به برخی از آنان اشاره کرد:

توجه به خصوصیات بانوان به‌ویژه نقش‌های چندگانه آنان هم به عنوان همسران خانه‌دار، هم به عنوان مادر در پرورش و نگهداری فرزندان و نیز یک فرد مشارکت‌کننده در درآمد خانواده؛ شناسایی فرصت‌ها و خدمات مناسب کسب و کار؛ فراهم کردن آموزش مفید و موثر قابل دسترس و مرتبط؛ شناسایی و تقویت کانون‌های مناسب برای خدمات مالی و غیر مالی به زنان کارآفرین؛ تأسیس شبکه‌های کاری و اطمینان از هماهنگی بین بخش‌های دولتی و غیردولتی؛ آموزش افراد در بخش‌های دولتی و بانک‌ها و دیگر مؤسسات مالی یا اعتباری برای تشخیص توان اقتصادی بانوان.

شاید بتوان بارزترین خصوصیات زنان در موفقیت را در پنج خصیصه به وضوح نشان داد:

مهارت‌های ارتباطی: بسیاری از زنان در بیان احساسات خود بهتر از همتای مرد خود عمل می‌کنند و توان برقراری ارتباط موثرتری دارند؛

مهارت‌های مردمی: بسیاری از بانوان در خواندن احساسات از چهره‌ی دیگران و کشف رمز و رازهای حرکات دیگران و پی بردن به منظور طرف از لحن صدا بسیار ماهر هستند؛
مهارت‌های بکارگیری تفکرشبکه‌ای: به معنی توانایی زنان در جمع آوری داده‌ها از محیط و ایجاد ارتباط میان قطعات داده‌های مختلف است. برعکس، بسیاری از مردان معمولاً اطلاعات را قطعه قطعه کرده، فقط توجه خود را معطوف به چیزهایی می‌کنند که تصور می‌کنند اهمیت بیشتری دارد.
مهارت برقراری توافق: زنان موفق، غالباً خوب می‌توانند بحث کنند. آنان می‌کوشند شرایطی ایجاد کنند که با طرف‌های وارد در بحث، روابط هماهنگ برقرار کنند.
توانایی در ایجاد و گسترش روابط حسنه: حفظ روابط دراز مدت با مشتری در تجارت نیاز به ایجاد مودت و دوستی و استفاده از روابط عمومی موثر است.

زنان و اشتغال

تحقیقات نشان می‌دهد طی یک دهه‌ی گذشته به‌ویژه از سال ۲۰۰۰ تاکنون دو تحول عمده در تجارت و اقتصاد بین‌المللی در حال وقوع است. تحول نخست رشد چشمگیر و انفجارگونه‌ی زنان کارآفرین و تحول دوم رشد حجم تجارت بین‌المللی است. این دو تحول در کنار هم باعث ارتقای سطح اقتصادی زنان و در مجموع رشد چشمگیر اقتصادی بسیاری از کشورهای بزرگ شده است و ابعاد این دگرگونی تا‌ حدی وسیع است که صاحب‌نظران آن را آغاز عصر جدید تجاری در جهان می‌دانند.

جای بسی خشنودی است که هم اکنون کثیری از زنان، صاحب منصب‌های مدیریتی و صاحب پست‌های اداری و امتیاز‌های کاری در کشور هستند‌. در گذشته به دلیل رویکردهای فرهنگی و اجتماعی مردان به زنان اجازه کار نداده و موقعیت‌های شغلی چندانی در اختیار زنان قرار نمی‌گرفت‌. به‌تدریج با تغییر رویکردها و توسعه فناوری و افزایش سطح تحصیلی‌، مشاغل جدیدی برای بانوان طراحی شد که البته هنوز هم تفاوت‌هایی در این رابطه مشهود است از جمله بالا بودن میزان حقوق آقایان در برایر بانوان در برخی از مشاغل در قبال انجام کار برابر و یا به دلیل محدودیت‌های موجود بانوان از انجام بعضی از مشاغل به دور هستند‌. ایجاد شرایط یکسان برای اشتغال و کسب درآمد می‌بایست وجود داشته باشد‌.

در عصر کنونی، با افزایش سطح تحصیلات زنان و رویکردهای نوین و مثبت، شاهد مشارکت و همکاری زنان پا به پای مردان در عرصه تجارت‌، تصمیم‌گیری‌، مدیریت‌، افزایش بهره‌وری در صنعت و مسئولیت‌های اجتماعی‌ هستیم.

استقلال اقتصادی زنان باعث افزایش توانایی‌شان در اجتماع و کمک به معاش خانواده می‌شود‌. این که جامعه‌، پذیرای زنان شده و مانند قدیم مرسوم به این نیست که فقط مرد خانواده اقتصاد خانواده را متحمل شود به تغییر فرهنگ در مسیر جهانی شدن زنان می‌رسیم‌. هر چند که از نظر عده بی‌شماری، ممکن است این پدیده به این معنا تعبیر و تعریف شود که به نوعی نقش‌ها جا به جا شده‌اند. اما حضور زنان به عنوان نیمی از منابع انسانی در اجتماع ضروری و حیاتی است و این واقعیتی ست در دنیای امروز‌.

فریال مستوفی، عضو هیات نمایندگان اتاق ایران

منبع: برای فردا

نیم نگاهی به آسیب‌شناسی خانواده و اشتغال زنان(۱)

اشتغال زنان، یکی از عوامل آسیب‌زا است که امروزه خانواده را متأثر نموده. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که جامعه در حال گذار چه مشکلات و آسیب‌هایی برای خانواده پدید آورده است؟ و از منظر دین مبین اسلام، چه راه حل‌هایی برای جبران و رفع این مشکلات وجود دارد؟

۱) مقدمه

نهادهای اجتماعی هر یک برای برآوردن نیازی از نیازهای اساسی بشر پدید آمده‌اند. نهاد خانواده نیز در پی سامان بخشیدن به نیازهای جنسی و تولید نسل و سکونت و آرامش روحی است. اما با این وصف، نهاد خانواده در تعامل با سایر نهادهای اجتماعی اشکال و صور متنوّعی می‌یابد، روابط اعضای خانواده را دگرگون می‌کند و کارکردهای آن را به چالش می‌کشاند.

در جوامع سنّتی، که تغییرات اجتماعی، آهنگ کُندی داشت، بیشترین آسیب‌های اجتماعی از اعضای خانواده ناشی می‌شد؛ اما در جوامع صنعتی و نوین امروزی، که دگرگونی‌های اجتماعی بسی شتاب یافته و جوامع را در «حال گذار» پیوسته قرار داده، وضع به گونه دیگری است؛ زیرا بسیاری از تحوّلات و تغییرات اجتماعی، تأثیر عمیقی در نهاد خانواده بر جای می‌گذارد و از این رهگذر، خانواده نیز در معرض آسیب قرار می‌گیرد.

امروزه مسئله «اشتغال و استقلال مالی» برای زنان از اهمیت فراوانی برخوردار است. کارخانه‌ها، شرکت‌ها و بیمارستان‌ها، آموزش و پرورش و دیگر بنگاه‌های اشتغالزا ترجیح می‌دهند در برخی بخش‌ها، برای پیشبرد مأموریت‌ها و وظایف خود از زنان استفاده کنند؛ اما به موازات اشتغال زنان در خارج از خانه، خانواده و اعضای آن از غیبت زن و خلأ وجودی او دچار آسیب و عوارض منفی می‌شوند.

اشتغال زنان، یکی از عوامل آسیب‌زا است که امروزه خانواده را متأثر نموده. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که جامعه در حال گذار چه مشکلات و آسیب‌هایی برای خانواده پدید آورده است؟ و از منظر دین مبین اسلام، چه راه حل‌هایی برای جبران و رفع این مشکلات وجود دارد؟

پیش از پرداختن به پاسخ دو سؤال مزبور، لازم است واژگان کلیدی این پژوهش به دقت مورد بررسی قرار گیرد. در این مقاله، چهار مفهوم کلیدی توضیح داده می‌شود تا قلمرو و ابعاد بحث روشن گردد و از هر گونه پیش‌داوری و خلط بحث جلوگیری شود.

۲) بررسی واژگان محوری

۲ـ۱) آسیب‌شناسی اجتماعی

مفهوم «آسیب شناسی» نخست در مباحث پزشکی، برای شناسایی امراض و بیماری‌های مربوط به اعضای بدن و بافت‌هایش و درمان آن امراض به کار می‌رفت و سپس توسط دورکیم در مباحث «جامعه‌شناسی انحرافات» به کار رفت. در فرهنگ جامعه‌شناسی چنین آمده است: «این مفهوم قرن نوزدهمی مبتنی است بر تشابهی که بین بیماری‌های عضوی یا مرض‌شناسی و انحرافات اجتماعی قایل بوده اند. در بحث اِ. دورکیم از جرایم و خودکشی، آسیب‌شناسی اجتماعی بیش از آنکه امری مربوط به انحرافات افراد تلقّی شود، بر اساس در نظر گرفتن فرق شرایط بهنجار و نابهنجار اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد. به علاوه، دورکیم مدعی است که این فرق دارای عینیت است، مبتنی بر داوری اخلاقی نیست و آسیب‌شناسی اجتماعی را می‌توان به طور علمی سنجید و مورد آزمایش قرار داد. متأسفانه کاربرد این مفهوم از طرف دورکیم، مبهم است. وی آسیب‌شناسی اجتماعی را صرفاً یکی از وجوه بهنجار بودن شرایط جامعه به حساب می‌آورد.»۲

۲ـ۲) نهاد اجتماعی

«نهاد اجتماعی» عبارت است از: شبکه روابط اجتماعی پایداری که برای برآورده شدن یک نیاز اساسی بشر شکل گرفته باشد.

آنتونی گیدنز در تعریف «نهاد اجتماعی» می‌گوید: «شیوه‌های اساسی فعالیت اجتماعی که اکثریت اعضای یک جامعه معیّن از آنها پی روی می‌کنند. نهادها شامل هنجارها و ارزش‌هایی هستند که بسیاری از مردم با آنها همنوایی می‌کنند. همه شیوه‌های رفتار نهادی شده به وسیله ضمانت‌های اجرایی نیرومند حمایت می‌شوند. نهادها اساس یک جامعه را تشکیل می‌دهند؛ زیرا شیوه‌های نسبتاً ثابت رفتار را، که در طول زمان پایدار می‌ماند، ارائه می‌کنند.»۴

۲ـ۳) خانواده

خانواده، نخستین نهاد اجتماعی است که هسته اولیه زندگی اجتماعی را تشکیل می‌دهد و از دیدگاه کارکردی، روابط خویشاوندی و خانوادگی ضرورت‌های اساسی مربوط به بقا را برآورده می‌کنند. این ضرورت‌ها عبارتند از:

۱) تنظیم روابط جنسی و مقاربتی؛

۲) فراهم ساختن حمایت زیستی از هر یک از اعضای جامعه، به ویژه نوزادان و کودکان که آینده‌سازان جامعه‌اند.

۳) ایجاد واحد باثباتی از جامعه‌پذیری، به نحوی که کودکان بتوانند فرهنگ و مهارت‌های بازی نقش را، که برای زندگی بزرگ سالی اساسی است، کسب کنند.

۴) تأمین فضایی از حمایت اجتماعی مساوی برای کودکان و بزرگسالان؛

۵) تنظیم و روشمند ساختن جان گیری بزرگسالان جوان در موقعیت‌های حیاتی تولیدی (اقتصادی) و بازآوری زایمان و تربیت بچه در جامعه.

خانواده به دو نوع «هسته‌ای» و «گسترده» تقسیم می‌شود. مقصود از خانواده «هسته‌ای» خانواده‌ای است که از پدر و مادر و فرزندان تشکیل شده است. ولی خانواده «گسترده» خانواده‌ای است که در آن، علاوه بر پدر و مادر و فرزندان، پدر بزرگ، مادربزرگ، عمّه، خاله، دایی و عمو و فرزندان آنها حضور دارند.

در جوامع سنّتی، الگوی خانواده «گسترده» غلبه دارد؛ زیرا همبستگی طایفه‌ای و قبیله‌ای بسیار مستحکم است و تجمّع افراد خانواده علاوه بر مشارکت در امر تولید و کشاورزی، ساز و کاری برای دفاع اجتماعی از خطرات طبیعت و جنگ و تهدیدها به شمار می‌رود.

ولی در جوامع معاصر و صنعتی، بیشتر الگوی خانواده «هسته‌ای» و با جمعیت کم شیوع دارد و ارتباط و روابط خانوادگی در این نوع خانواده بسیار رنگ باخته و آنها از حمایت گسترده فامیل و طایفه کمتر برخوردارند. (در این مقاله، عمدتاً خانواده «هسته‌ای» مدّنظر است.)

۲ـ۴) جهان معاصر

شناخت ویژگی‌های جهان معاصر، ما را با واقعیات زندگی اجتماعی ـ که گیدنز از آن به «جهانی شدن زندگی اجتماعی» یاد می‌کند ـ و تأثیرات آن بر خانواده و آسیب‌های آن بیشتر آشنا می‌سازد. به طور فشرده، می‌توان به چند ویژگی شاخص جهان معاصر اشاره کرد:

۱) ناهمگرایی میان کشورهای غنی و فقیر؛

۲) جهانی شدن رسانه‌های جمعی؛

۳. تحوّلات سریع و شتابان؛

۴) جهانی شدن اقتصاد و تجارت جهانی؛

۵) عصر سلطه و استعمار؛

۶) تورّم گسترده و بحران‌زا؛

۷) مسابقه تسلیحاتی؛

۸) بحران انرژی و مواد اولیه؛

۹) رشد دین‌گرایی؛

۱۰) هسته‌ای شدن خانواده؛

۱۱) نهضت دفاع از حقوق زنان؛

۱۲) مرحله گذار از مدرنیسم به پست مدرنیسم.

آشنایی با شاخص‌های مزبور و توجه به میزان تأثیر آنها در نهاد خانواده، چشم‌اندازی را پیش روی ما می‌گشاید که همه مشکلات و نابهنجاری‌ها را معلول ارتباط درونی اعضای خانواده ندانیم و با وسعت بینش و نظر، از دخالت خودآگاه و ناخودآگاه چنین عواملی چشم پوشی ننماییم. پس از بررسی مفاهیم بحث، آسیب‌های اجتماعی، که در جوامع معاصر و در حال گذرا وجود دارد، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

ادامه دارد…

مهارت‌هاى زنانه براى محیط کار

اگر زن هستید و در محل کار احساس بی‌ارزشى می‌کنید، دیگر این طور فکر نکنید. این روزها زنان بیشتر و بیشتر در محیط کار می‌درخشند و حتى مهارت‌هاى به خصوصى دارند که در محیط کارهای مردانه هم آنها را به سوى موفقیت رهنمون می‌شود. آشنا شدن با ابزارهای توانمندکننده طبیعى که زنان بالقوه از آن برخوردارند، بسیار موثر است.

زنان از استعدادهای طبیعى برخوردارند اما ممکن است احساس کنند این استعدادها در محیط کار اصلاً به کارشان نمی‌آید در حالى که این طور نیست. درست است که زن‌ها، درست مثل مردها، باید مهارت‌هاى عملى و تکنیکى مربوط به محیط کار را یاد بگیرند تا موفق شوند اما در پیمودن پله‌هاى ترقى زنان مهارت‌هاى منحصربه فردى دارند که براى سازمان‌ها و ادارات ارزش محسوب می‌شوند. با کمى تکیه بر این مهارت‌ها زنان می‌توانند خودشان را آن قدر قوى کنند که در محیط کار به هر چه می‌خواهند، برسند. بعضى از این مهارت‌ها اینها هستند.

ارتباطات

ایجاد ارتباط، مهارتى است که وجود آن براى موفقیت ضرورت دارد. زن‌ها بر حسب طبیعت خود، ارتباط برقرار می‌کنند. تا حالا دقت کرده‌اید که چطور یک مادر «به خودى خود می‌داند» چقدر مهم است که با فرزندش ارتباط برقرار کند و با او حرف زند و این کار را با انتخاب زبان و جمله‌بندى انجام می‌دهد که کودک خوب آن را بفهمد. دقیقاً همین مهارت با کمی تغییر و تعدیل، به خوبى براى محیط کار عمل می‌کند. مثلاً اگر زنى مدیر بخش یا قسمتى باشد می‌داند چطور جداگانه با هر کس ارتباط برقرار کند که او حرفش را خوب درک کند.

هلن فیشر نویسنده جنس اول می‌گوید: استعدادهاى ذاتى زنان و اینکه چطور می‌توانند منشاء تغییر در جهان بشوند به همین نکته یعنى استعداد زبان باز می‌گردد. فیشر به نیاز فزاینده به توانایى برقرارى ارتباط چه نوشتارى و چه کلامى اشاره می‌کند و می‌گوید: زنان در سخن گفتن سرآمد هستند. دختران حتى در سنین خیلى پایین در روانى کلام گوى سبقت را می‌ربایند و خیلى سریع کلمه، عبارت و جمله مناسب را پیدا می‌کنند. زن‌ها معمولاً زبان‌آور هستند و آنچه را می‌خواهند بگویند، درست بیان می‌کنند. زنانى که به این مساله آگاه باشند و به استعداد زبانى و طبیعى خود در برقرارى ارتباط اعتماد کنند خیلى زود می‌توانند اعتمادبه نفس خود را به دست بیاورند.

آموزش و تعلیم

زنان، در حوزه آموزش هم مزیت دارند. ویژگی‌هاى پرورش‌دهندگى که بیشتر در وجود زن‌ها نهاده شده است، باعث می‌شود زنان بتوانند در یادگیرى و رشد فردى به دیگران کمک کنند. ترکیب مناسبی از تشویق، انضباط، آزادى دادن و محدود کردن باعث می‌شود کودک حس اعتماد به نفس و توانمندى سنجیده‌اى داشته باشد و بتواند از سایر کودکان پیشى بگیرد. همین روش در دنیاى کسب و کار هم کارآمد است و یک زن می‌تواند همین منوال را براى کارکنان پیش بگیرد.

باز هم تحقیقات هلن فیشر در جنس اول نشان می‌دهد که بیشتر زنان علاقه‌مندى بیشترى به همکاری، هماهنگی و رابطه‌ها دارند که شبکه‌اى حمایتى به وجود می‌آورد. از ویژگی‌هاى زنان است که اعتقاد دارند هر کسى می‌تواند در کسب و کارش موفق بشود، بنابراین در محیط کار رفتار برنده – برنده را در پیش می‌گیرند.

چندکاره‌اى و تمرکز بر چند موضوع

اداره کردن افراد، آماده کردن گزارش‌ها، به یاد داشتن موعد تحویل هر کار و همه منابع مورد نیاز برای موفقیت کارگروهى کاملاً ضرورى است. هلن فیشر عقیده دارد تکامل بشر حتى در زمان‌های نخستین نشان می‌دهد که زنان بچه‌هاى ضعیف و آنها که نیاز به مراقبت طولانی‌تری داشتند را حتى در شرایط خطرناک پرورش می‌دادند. بنابراین زنان حتى در آن زمان‌های قدیم هم می‌توانستند چند کار را با هم انجام دهند. آنها مراقب مارها بودند، حواسشان به صداى رعد و برق بود، غذاها را مزه می‌کردند که مبادا مسموم باشند و بچه‌ها را تکان می‌دادند تا خوابشان ببرد، حیوانات وحشى را دور می‌کردند، ترسیده‌ها را تسکین می‌دادند و گرسنه‌ها را سیر می‌کردند. مادران می‌بایست کارهاى روزانه بیشمارى را انجام می‌دادند و همزمان آتش روشن می‌کردند و غذا می‌پختند و با دوستانشان حرف می‌زدند. درست است که همه زن‌ها مهارت‌هاى مادرى کردن را ندارند و همه زن‌ها یک جور نیستند، ولى همه زنان توانایى شناسایى مهارت‌هایشان و استفاده از آنها براى توانمندسازى شخصى و حرفه‌اى خودشان را دارند. زن‌ها هم می‌توانند مانند مردها در اداره و رهبرى کسب و کار موثر باشند. اگر بخواهید بدانید چه چیزى باعث می‌شود شما هم بتوانید زن موفقى باشید فهرستى از تمام ویژگی‌هاى شخصى خود تهیه کنید و همه استعدادهاى ذاتى خود را در آن بنویسید و قدرت‌هاى خود را بشناسید تا به اوج موفقیت برسید.

منبع: شرق

پنج چالش اصلى زنان و دختران در ایران و جهان

بنا بر باور بسیارى از صاحب نظران، انسان، محور توسعه ى پایدار است و جامعه‌اى مى‌تواند توسعه یابد که همه ى افراد آن، ظرفیت توسعه‌پذیرى را داشته باشند و راه‌ها و روش‌هاى مناسب براى حصول توسعه ى پایدار را بیابند. بنابراین، تا زمانى که به زنان کشورمان به عنوان نیمى از نیروى انسانى در روند توسعه، توجه کافى مبذول نگردد، تحقق این آرمان، آرزویى محال به نظر مى‌رسد.

بررسى قوانین موجود، اعم از قانون اساسى و سایر قوانین، نشان مى‌دهد که زنان ایران، مشکل اساسى‌اى از لحاظ قانونى ندارند؛ لکن عوامل اقتصادى، فرهنگى و سنتى ویژه‌اى، در قالب قوانین نانوشته، مانع مشارکت کامل زنان در روند تو سعه و استفاده از مزایاى توسعه‌اند.

در این نوشتار کوتاه، به پنج مسئله ى مربوط به زنان و دختران در جوامع توسعه یافته و عقب مانده، اشاره مى‌شود:

الف. اشتغال زنان

زنان، از اولین پگاه حیات جمعى بشر، در تمام عرصه‌هاى اجتماعى، نقشى مؤثر و تعیین کننده داشته‌اند و بر اساس نظر بسیارى از محققان و مردم شناسان، سنگ بناى تمدن‌هاى مادى جوامع در پى فراگیرى کشاورزى و زراعت توسط زنان نهاده شده است و شاید بتوان گفت که تداوم، پیشرفت و تکامل جامعه ى اولیه ى انسانى، بیشتر مدیون تلاش‌ها، کوشش‌ها، مجاهدت‌ها و زحمات بى‌دریغ زنان بوده است تا مردان!

در جوامع گوناگون و در بین افراد مختلف، انگیزه‌هاى بسیارى، زنان را به بازار کار مى‌کشاند که در این جا به مهمترین آنها (که بالاخص در جامعه ما مى‌تواند مطرح باشد)، اشاره‌اى کوتاه خواهیم داشت:

۱- انگیزه‌هاى اقتصادى

یکى از شایع‌ترین دلایل اشتغال زنان، نه تنها در ایران، بلکه در جوامع مختلف، کمک به وضعیت اقتصادى همسر و خانواده است. بالا بودن هزینه‌ها و تنوع نیازها و خواسته‌هاى خانواده، معمولا مانع از آن است که درآمد مرد به تنهایى از عهده اداره ى خانوار برآید. این نیاز، مخصوصا در شرایط نا به سامانى اقتصادى، بیشتر ضرورت مى‌یابد و موجب روى آوردن زنان، به انواع و اقسام کارهاى دست پایین، با مزد بسیار کم مى‌شود.

۲- انگیزه‌هاى روانى و استقلال‌طلبى

بسیارى از زنان، صرفا به انگیزه ى نیل به استقلال مالى، راهى بازار کار مى‌شوند. بدین معنا که حتى در صورت بى‌نیازى خانواده از درآمد آنها، به کار مى‌پردازند و دستمزد خود را به دلخواه، پس انداز یا هزینه مى‌نمایند. یکى از جنبه‌هاى مهم اشتغال به انگیزه ى مذکور، احساس نوعى هم‌آوردى با مرد در اداره ى امور خانه و در واقع، تقسیم مدیریت خانواده بین زن و مرد است.

میل به استقلال مالى در محیط‌ها و جوامعى که آمار طلاق بالایى دارند یا در آنها نرخ بیکارى و تلفات مردان بالاست و طبعا زنان را با نوعى نگرانى و ترس از شرایط آینده مواجه مى‌سازد، اهمیت بیشترى مى‌یابد.

۳- انگیزه‌هاى اجتماعى

گاهى هم میل به کسب هویت و شخصیت اجتماعى مؤثر، افراد را وادار به حضور در جامعه مى‌کند. محیط محدود خانه و کارهاى تکرارى آن، که تقریبا تمام وقت مفید فرد را به خود اختصاص مى‌دهد، کمتر زمینه‌اى براى رشد ادراکى و شخصیتى فرد، باقى مى‌گذارد و در چنین شرایطى، زن براى جلوگیرى از رخوت و خمود فکرى و روحى، خروج چند ساعته از محیط خانه را انتخاب مى‌کند. اما در برخى از موارد، عامل اصلى شکل‌گیرى انگیزه ى حضور فعال در اجتماع و ورود به بازار کار، عرصه توانایى‌ها و تخصص‌هاى به دست آمده است. این مورد، شخصا در مورد زنان تحصیل کرده و واجد تخصص‌هاى موردنیاز جامعه، مصداق پیدا مى‌کند.

اشتغال زنان، زمینه و مقدمه‌اى براى حضور اجتماعى آنان است و آثار اجتماعى این امر، دامنه ى وسیعى را در بر مى‌گیرد. ضمن این که امروزه، اشتغال زنان به عنوان یکى از عوامل تحقق توسعه پایدار و همه جانبه تلقى مى‌گردد.

ب. فرار دختران

فرار از خانه، رفتارى است که در ابتدا به صورت یک اقدام ساده انجام مى‌گیرد و سپس تا ولگردى، تکدى، سرقت، خرید و فروش مواد مخدر، اعتیاد، فحشا، قتل، و در نهایت خودکشى کشیده مى‌شود.

پدیده ی «دختران فراری» با گسترش روزافزون خود، امروز به عنوان یک تهدید جدى براى کانون گرم خانواده‌ها مطرح و عامل افزایش ناهنجارى‌هاى اجتماعى در کلان شهرها شناخته شده است.

دختران فرارى، اقدام خود را نوعى «اعتراض» مى‌دانند و خود را قربانى روابط ناسالم خانواده‌ها و فراموش شدن خود در جامعه مى‌دانند. به اعتراف پژوهشگران اجتماعى، فرار دختران، نتیجه ى یک فرایند روانى و ذهنى در نوجوانان است که براى رسیدن به امنیت درونى و رهایى از سلطه والدین، زندگى خانه به دوشى را برمى‌گزینند.

در ایران، از حدود پنج سال پیش به دلیل افزایش فراریان از خانه، به این معضل توجه شده است و فرار کودکان و نوجوانان، به عنوان یک آسیب جدى، مورد بررسى قرار گرفته است.

طبق آمارهاى متشر شده: در سال ۱۳۷۸، ۹۳۷ دختر فرارى و ۷۳۵ پسر فرارى توسط نیروى انتظامى در تهران دستگیر شده‌اند. به این ترتیب، تعداد فراریان از خانه ۳۰ درصد نسبت به سال قبل، افزایش داشته است. سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۷۹، ۵۴۵۰ دختر فرارى و ۵۰۰۰ پسر فرارى در تهران دستگیر شده‌اند که ۹۶% آنان بدون سابقه کیفرى بوده‌اند.

تحقیقات نشان مى‌دهد که سبب حدود ۷۰درصد فرار فرزندان، والدین هستند، به طورى که از خرداد تا شهریور ماه، وقتى نوجوانان پس از فراغت از مدرسه نمى‌توانند محیط نامساعد خانواده را تحمل کنند، به امید قرار گفتن در فضاى بهتر و مساعدتر، از خانه فرار مى‌کنند و در فروردین ماه – که اعضاى خانواده و فامیل به دید و بازدید و انجام دادن مراسم سال نو مشغول هستند – کمترین فرار را شاهد هستیم.

آمارها نشان مى‌دهد افرادى که از خانه فرار مى‌کنند، غالبا ۱۴ تا ۲۵ سال دارند و ۸۰ درصد آنها به دلیل ناسازگارى با والدین، ترجیح مى‌دهند خانه را ترک کنند.

از مهمترین علت‌هاى فرار دختران، طلاق و اعتیاد والدین است. طلاق، روابط عاطفى و ارتباطات سالم انسانى را سست مى‌کند و این خلأ عاطفى، باعث مى‌شود که دختران، از خانه بگریزند.

ج. فقر زنان

در طول سه دهه ى گذشته، کشورهاى در حال توسعه، به پیشر فت‌هاى اقتصادى قابل ملاحظه‌اى نائل آمده‌اند. با وجود این، یک میلیارد نفر از مردم جهان، زیر خط فقر زندگى مى‌کنند و قسمت عمده ى این فقیران در روستاها زندگى مى‌کنند. بر اساس مطالعات انجام یافته به وسیله ى صندوق توسعه ى کشاورزى ملل متحد (IFAD) حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد از افرادى که تحت عنوان «فقیر مطلق» طبقه‌بندى شده‌اند، زن هستند. مهمترین دلایل وجود فقر بیشتر در میان زنان را به مسائل زیر نسبت مى‌دهند:

۱- عدم وجود تساوى قدرت اقتصادى

زنان، تقریبا در همه ى دنیا (نسبت به مردان) از قدرت اقتصادى پایین‌ترى برخوردارند. اطلاعات موجود سازمان ملل نشان مى‌دهد که اگر چه حدود دو سوم کار انجام شده در دنیا به وسیله ى زنان انجام مى‌شود، لکن تنها ۱۰% از درآمد و ۱% از دارایى‌هاى دنیا در اختیار زنان است.

۲- مهاجرت بیشتر مردان به شهرها و باقى ماندن زنان در روستاها

در بیشتر نقاط دنیا، هنگامى که مسائل و مشکلات متعدد در خانوار‌هاى کشاورز، منجر به مهاجرت آنان به شهرها مى‌گردد، معمولا مردان، عازم شهرها مى‌شوند تا در جستجوى شغلى پردرآمدتر باشند و این زنان هستند که وارث مشکلات موجود گشته، ناچارند به همه ى آنها به تنهایى دست به گریبان شوند. تنهایى و عدم توانایى براى گرفتن کارگر کشاورزى، درآمد خانوار را حتى به کمتر از قبل مى‌رساند و زنان، بیشتر در فقر فرو مى‌روند.

۳- تاثیر نامساوى سیاست‌هاى اقتصادى بر زنان و مردان

سیاست‌هاى اقتصادى نوین، بویژه سیاست‌هاى مربوط به بازار آزاد، معمولا بر پیشه‌هاى کوچک و آسیب‌پذیر، اثر سوء دارند و چون معمولا زنان در واحدهاى اقتصادى کوچک، مشغول به کار هستند، آنها اولین قربانیان ضوابط و مقررات جدید اقتصادى‌اند که این، خود، عاملى براى در بیشتر در فقر رفتن زنان بوده است.

۴- تاثیر متفاوت شاخص‌هاى توسعه ى انسانى

تفاوت شاخص‌هاى توسعه ى انسانى (مانند میزان درآمد و دسترسى به بهداشت، دسترسى به آموزش و…) براى زنان و مردان، به گونه‌اى که معمولا زنان از شاخص‌هاى پایین‌ترى برخوردارند، منجر به شرایطى مى‌گردد که نهایتا مو جب فقیرتر شدن زنان مى‌شود. مثلا دسترسى کمتر زنان به آموزش، موجب مى‌شود تا آنان مهارت‌هاى لازم را براى یافتن شغل پیدا کنند و در نتیجه، درآمد نداشته باشند لذا فقیرتر شوند…

د. آموزش و تحصیلات عالى زنان

آمارها حکایت از سیر صعودى حضور زنان در عرصه ى علم و دانش دارد. اگر به مقایسه ى این آمار در سال‌هاى قبل و بعد از انقلاب بپردازیم، مشخص مى‌شود که علاقه ى دختران به تحصیل و طى مدارج بالاى تحصیلى، بیش از مردان است و درحال حاضر نیز ۶۲% قبولى دانشگاه‌ها را در ایران، دختران تشکیل مى‌دهند.

آموزش، یکى از ابزارهاى ارزشمند، جهت توانمند‌سازى زنان است. از این رو، در خیلى از کشورها اقداماتى براى تحت پوشش قرار دادن زنان و دختران در جوامع بومى و سایر گروه‌ها ى محروم و به حاشیه رانده شده، انجام شده است.

اما در برخى از کشورها، تلاش‌هاى صورت گرفته براى ریشه‌کن‌سازى بى‌سوادى و تقویت سواد در میان زنان و دختران و افزایش دسترسى آنان به همه سطوح و انواع آموزش و پرورش، با موانعى نظیر موارد زیر، محدود شده است: فقدان منابع و نبود اراده و تعهد سیاسى کافى براى بهبود زیربناى آموزشى و اصلاحات مربوط؛ وجود تبعیض و تعصبات جنسیتى مداوم، از جمله در امر آموزش معلمان؛ استفاده مداوم ا زکلیشه‌هاى جنسیتى در مواد آموزشى و…

تاکنون، پیشرفت اندکى در زمینه ریشه‌کن‌سازى بى‌سوادى در برخى ازکشورهاى در حال توسعه حاصل شده است و همین امر، باعث تشدید نابرابرى زنان در سطوح اقتصادى، اجتماعى و سیاسى گردیده است.

هـ. زنان و بهداشت

در کشورهاى توسعه یافته، برنامه‌هایى براى ایجاد آگاهى در میان سیاست‌گزاران و برنامه‌ریزان در خصوص بهداشت زنان به اجرا درآمده است که موجب افزایش امید به زندگى براى زنان در بسیارى از این کشورها شده است.

توجه فزاینده‌اى به میزان بالاى مرگ و میر در میان زنان و دختران به سبب مالاریا، سل، بیمارى‌هاى ناشى از آلودگى آب، بیمارى‌هاى مسرى و اسهالى و سوء تغذیه صورت گرفته است. و نیز نسبت به: بیمارى‌هایى مانند ایدز در میان زنان و دختران و روش‌هاى محافظت در برابر عفونت‌هایى از این قبیل: تغذیه با شیر مادر، تغذیه و بهداشت مادران و نوزادان؛ در نظر گرفتن دورنماى جنسیتى در امر بهداشت و فعالیت‌هاى آموزشى و جسمى مربوط به آن؛ برنامه‌هاى خاص جنسیتى در خصوص پیشگیرى و توانبخشى در زمینه ى افراط در استفاده از مواد مخدر؛ بهداشت روانى زنان؛ بهداشت محیط کار و…

در جوامع کنونى ما، زنان، بیش از مردان مى‌کوشند تا با خلاقیت، کار و تحصیلات دانشگاهى، شخصیت اجتماعى خود را افزون‌تر از هنجارهاى مرسوم، بروز دهند. به طور قطع، حضور بانوان در بازار کار ایران، تحولات و تغییرات بسیارى را در پى خواهد داشت. این تحولات ـ که از نگاه جامعه‌شناسان به عنوان لایه‌اى از «توسعه‌یافتگی» از آن یاد مى‌شود ـ، نگاه‌هاى جنسیت گرایانه ى سنتى را دگرگون خواهد کرد. به این جهت، ضرورى است که پیشگامان اندیشه‌هاى دینى و فرهنگى و حتى سیاست‌پیشگان، به نقش زنان و دختران در مسیر توسعه ى کشور، نگاه واقع‌بینانه‌ترى داشته باشند؛ نگاهى مبتنى بر انسان‌مدارى عادلانه و شایسته‌سالارى.

منابع
۱- مباحثى پیرامون اشتغال زنان. حمید محمدى، تهران: ادراه کل پژوهش‌هاى سیما، ۱۳۸۰
۲- زن وتوسعه ى پایدار، گروه تدوین، تهران: انتشارات سازمان محیط زیست، ۱۳۷۸
۳- فرار دختران، صادق برزگر، قم: نشر جمال، ۱۳۸۲
۴- روان شناسى فرار از خانه، مریم حیدر ى، قم: مهر قائم، ۱۳۸۱
۵- زنان، مشارکت و برنامه ریزى براى توسعه ى پایدار (ج۲)، تهران: مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهورى.
منبع: مجله  حدیث زندگی

جایگاه اشتغال زنان در سبک زندگی اسلامی

اشتغال زنان، به صورتی که امروز در تعاریف ما جای گرفته، نقش‌های اصلی و مهم او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. به بیان دیگر، سبک زندگی اسلامی‌ـ‌ایرانی نه فقط خانه‌داری را یک شغل بسیار مهم می‌داند، بلکه آن قدر برای نقش‌های مادری و همسری زن ارزش قائل است که دیگر نقش‌های وی را در سایه‌ی این دو وظیفه‌ی حساس تعریف می‌کند.
با نگاهی به آمار و ارقام مشارکت اجتماعی زنان می‌توان دریافت این مهم نیز همانند آمار قبولی دختران در دانشگاه سوار بر منحنی صعودی می‌تازد و زنان در عرصه‌ی اشتغال نیز همچون تحصیل می‌روند تا از مردان پیشی بگیرند. با وجود این، اشتغال زنان یکی از مسائلی است که هنوز هم جای بحث دارد. از همین رو، همواره کار کردن زن در خارج از خانه، با توجه به ویژگی‌های ذاتی و تأثیرگذار وی در خانواده و نقش‌های بی‌بدیل مادری و همسری، با نگاه‌های منتقد همراه بوده است.
از سوی دیگر، باید در نظر داشت مشارکت اجتماعی زن، به صورتی که امروز در تعاریف ما جای گرفته، نقش‌های اصلی و مهمی را که سبک زندگی ‌اسلامی‌ـ‌ایرانی برای وی در نظر گرفته است تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. به بیان دیگر، سبک زندگی اسلامی‌ـ‌ایرانی نه فقط خانه‌داری را یک شغل بسیار مهم می‌داند، بلکه آن قدر برای نقش‌های مادری و همسری زن ارزش قائل است که دیگر نقش‌های وی را در سایه‌ی این دو وظیفه‌ی حساس تعریف می‌کند، زیرا این نقش‌ها، بر خلاف دیگر وظایف تعریف‌شده در ساختار جامعه، هیچ جایگزینی ندارند.

در این میان اما باید دید مفهوم اشتغال در سبک زندگی اسلامی‌ـ‌ایرانی چیست؟
آیا خانه‌داری شغل نیست؟
چرا یک زن زمانی شاغل محسوب می‌شود که از محیط خانه فاصله بگیرد؟
اشتغال یک زن آیا وی را با تعدد نقش‌ها مواجه نمی‌سازد و حتی در صورت توانایی وی برای ایفای شایسته‌ی تمامی این نقش‌ها، آیا روح و جسم زن دچار خمودگی و فرسودگی نمی‌شود؟
با توجه به نیازهای روحی فرزندان در تعامل با مادر، آیا فرزندان از اشتغال مادر آسیب می‌بینند؟
اشتغال زن چقدر بر تعاملات خانوادگی وی و ایفای نقش همسری اثر دارد؟
آیا میان افزایش حضور اجتماعی زنان با بالا رفتن سن ازدواج، تأخیر در فرزندآوری و کاهش رشد جمعیت کشور ارتباط معناداری وجود دارد؟
در ادامه به این سؤالات پاسخ می‌دهیم.

جایگاه خانه‌داری در سبک زندگی ایرانی‌ ـ‌ اسلامی

شاید در نخستین گام برای بررسی آثار و پیامدهای اشتغال زنان بر خانواده و جامعه، باید مفهوم اشتغال را مورد بازبینی قرار داد. اشتغال از جمله مفاهیم بنیادین و کلیدی است که در هر فرهنگی معنایی متفاوت پیدا می‏‌کند. امروز در جامعه‌ی ما نیز اشتغال اغلب به همان معنایی رایج در غرب به کار می‏‌رود؛ یعنی کار درآمدزا. در این فرهنگ، شاغل به کسی می‏‌گویند که در ازای کار، دستمزدی دریافت کند. اما شغل در فرهنگ اسلامی بر مفهوم «کار» تأکید دارد.
کار به معنای عام، هر چیزی است که برایش انرژی صرف می‏‌شود؛ چه رسمی باشد چه غیررسمی، مزدبگیر باشد یا فی سبیل‏ الله. بنابراین تعبیر کار خانگی، خانه‏‌داری، پرورش فرزند، فعالیت زنان روستایی در بخش کشاورزی و مواردی نظیر آن نیز به مفهوم کار است. در متون دینی نیز بر این معنا از کار تأکید شده است و همه مکلف به آن هستند.
از سوی دیگر، خانه‌داری حتی ارزش افزوده هم دارد. برای نمونه، اگر یک ماه هزینه‌ی کارهایی را که خانم در خانه انجام می‌‏دهد را محاسبه کنید، ارزش کار آن‌ها مشخص خواهد شد و مشاهده خواهید کرد که خانه‌‏داری زن علاوه بر سایر محسناتی که دارد، از لحاظ اقتصاد فردی نیز مقرون به صرفه است و تأثیر زیادی بر اقتصاد جامعه دارد. برآورد شده است که کار منازل بین ۲۵ تا ۴۰ درصد ثروت ایجادشده در کشورهای صنعتی را در بر می‏‌گیرد.(۱)
علاوه بر این، فرآیند مهم تربیتی، عاطفی، اخلاقی و… نیز بر حضور مؤثر زن در خانه مترتب است. پس می‌بینیم که خانه‌داری، نه فقط شغل محسوب می‌شود، که در حلقه‌های اقتصادی جایگاه مهمی را هم به خود اختصاص می‌دهد.

بایدها و نبایدهای اشتغال زنان از نگاه رهبری

از نگاه رهبر معظم انقلاب نیز اشتغال بانوان بایدها و نبایدهایی دارد. آسیب نرسیدن به نقش‌های اصیل زن، یعنی مادری و همسری، و بحث رعایت حریم محرم و نامحرم و پرهیز از اختلاط، شروط اساسی است که رهبر معظم انقلاب برای اشتغال بانوان جامعه بر‌می‌شمرند.(۲)

بنا بر تأکید ایشان، نقش‌های همسری و مادری، بر خلاف دیگر نقش‌های تعریف‌شده در جامعه، بی‌بدیل‌اند و فقط زن می‌تواند از پس آن برآید.(۳) به تعبیر رهبر فرزانه‌ی انقلاب، فرزندآوری و تربیت فرزند و باز کردن گره از تارهاى فوق‌العاده ظریف عواطف کودک، تنها با سرانگشتان مادر امکان‌پذیر است تا کودک دچار عقده‌ی‌ عاطفی نشود.(۴)

از سوی دیگر، عدم رعایت حریم‌ها می‌تواند نظام ارزشی و اخلاقی جامعه را به ورطه‌ی نابودی بکشد. این اتفاق با سستی پایه‌های خانواده و بی‌اعتمادی شوهر آغاز می‌شود و با پوک کردن پایه‌های سلامت اخلاقی خانواده به جامعه نیز کشیده می‌شود.
بر همین اساس، می‌توان اثرگذاری اشتغال بانوان بر نقش‌های مادری و همسری را مورد ارزیابی قرار داد.

باید‌ها و نبایدهای اشتغال بانوان

اشتغال زنان مانند هر پدیده‌ی دیگری، دارای وجوه مثبت و منفی است. در اینجا نیز باید اهمیت و تأثیرگذاری این محاسن و معایب را بر فرد، خانواده و جامعه در نظر گرفت تا بتوان به یک قضاوت کلی از ترسیم جایگاه زن در مشارکت‌های اجتماعی دست یافت.
افزایش اعتماد به نفس، احساس استقلال، خودباوری و کمک به اقتصاد خانواده از محاسنی است که برای اشتغال زنان برشمرده می‌شود، اما چالش‌های بسیاری نیز در این مسیر وجود دارد؛ چالش‌هایی برای خود بانوان، فرزندان، خانواده و در نهایت جامعه.

پیامدهای فردی اشتغال زنان

تحمیل فشارهای روحی و جسمی ناشی از تعدد نقش‌ها

اشتغال، نقش‌هایی غیر از نقش اصلی مادری و همسری به بانوان تحمیل می‏‌کند. این تنش‌ها گاهی سبب تغییرات کلی در خلق‌وخوی زنان می‌شود؛ به گونه‌ای که روحیه‌ی لطیف و ظرافت‌های زنانه گاهی به طور کلی تحت تأثیر قرار می‌گیرد و این مهم، هم بر رشد و تعالی فردی زن اثرگذار است و هم بر روابط خانوادگی وی.

تأخیر در ازدواج

تجرد قطعی یا تجرد تا سنین بالا، امری است که در میان زنان شاغل بیشتر به چشم می‌خورد و استقلال مالی یکی از دلایل این پدیده است. این موضوع صرف‌نظر از تبعات فردی، منجر به کاهش نرخ رشد جمعیت در جامعه نیز می‌شود.

جا‌به‌جایی نقش‌ها و اولویت‌ها

زنان شاغل، گاهی آن‌چنان در کار خود غرق می‌شوند که نقش‌ها و اولویت‌هایشان تغییر می‌کند و این تغییرات بر ارزش‌ها و انتظارهای فرد، تفکر و تصمیم‌گیری‌های وی تأثیر می‌گذارد و به مرور زمان، مسائل کاری بر مسائل خانوادگی، همسر و فرزندان اولویت می‌یابد.

احساس گناه در مادران شاغل

مادران شاغل گاهی به علت نگرانی از عدم حضور در کنار فرزندشان، احساس گناه می‌کنند که این احساس، منجر به اضطراب و در نهایت، لطمه به کار و رابطه‌ی مادر و کودک می‌شود و به صورت پرخاشگری، توجه بیش از اندازه به کودک و… بروز می‌کند.

پیامدهای خانوادگی اشتغال زنان

سستی کانون خانواده

از نظر «آنتونی پارسونز»، پایگاه اجتماعی خانواده و حفظ امنیت و آسایش خانواده، از طریق درآمد شغلی مرد است و نقش زن ایجاد و حفظ روابط عاطفی درون خانواده است. پارسونز این تقسیم را بهترین شکل برای حفظ وحدت خانوادگی می‌داند و تداخل هر نقش دیگری را سبب بر هم خوردن تعادل زندگی به حساب می‌آورد، زیرا به خصوص در حالت اشتغال زن، او تبدیل به رقیب شغلی شوهر خود می‌گردد و این رقابت زن و شوهر با یکدیگر سبب ناهماهنگی و نابسامانی خانواده می‌شود. به باور وی، نقش‌های متعارف زن و مرد معادل و مکمل یکدیگر است.

سردی روابط با همسر

زن، ویژگی‌های روحی متفاوتی از مرد دارد. از همین رو، چالش‌هایی که در محیط کار به وجود می‌آید می‌تواند خستگی‌های روحی و جسمی را برای وی به وجود آورد و این خستگی‌ها بر روابط زناشویی و حتی کلامی زن تأثیر می‌گذارد و می‌تواند منجر به سردی ارتباط او با همسرش شود. در نتیجه، تفاهم زن و مرد به تخاصم مبدل می‌گردد و حتی می‌تواند منجر به جدایی شود.

بروز روحیه‌ی مدیریتی در برخورد با همسر

گاهی زنان شاغل، روحیه‌ی منعطف و مهربان خود را از دست می‌دهند و روحیه‌ی مدیریتی پیدا می‌‏کنند که این مسئله نیز بر روابط آن‌ها با همسر تأثیرگذار است.

استقلال مالی و احساس عدم وابستگی

گاهی استقلال مالی و عدم وابستگی اقتصادی زن، سبب تغییر روابطش با مرد می‌شود. به بیان دیگر، رفتار استقلال‌طلبانه‌ی زن، اقتدار و مدیریت مرد را خدشه‌دار می‌کند و این مسئله موجب بروز اختلاف در خانواده می‏‌شود.

کم‌رنگ شدن حضور زن در خانه

اشتغال زن سبب می‌‏شود تا زمان حضورش در کانون خانواده کاهش یابد و این مهم، علاوه بر تأثیر بر روابط او با همسر، فرزندان را نیز متأثر می‌سازد. انتقال خستگی ناشی از کار به خانه و عدم آمادگی جسمانی و روانی برای برآوردن نیازهای روانی و عاطفی اعضای خانواده یکی دیگر از عوارض این حضور کم‌رنگ است.

ارضای نیازهای کلامی و عاطفی زن در محیط کار

برخی از بانوان شاغل در محیط کار، آن قدر با همکاران و مراجعان ارتباط کلامی دارند که ممکن است در منزل نیاز و انگیزه‌ای برای برقراری رابطه‌ی کلامی با اعضای خانواده نداشته باشند. این مسئله می‌تواند به شکل مشکلات عاطفی و رفتاری و دوستی‌های افراطی و ناسالم در فرزندان بروز کند. در مورد همسر نیز ممکن است این موضوع موجب بدخلقی و برقراری روابط عاطفی و کلامی ناسالم با زنان دیگر شود.

کاهش ارتباط با بستگان و دوستان

خانواده‌های شاغل، در مقایسه با خانواده‌های سنتی، وقت کمتری برای حضور در خانواده و اقوام دارند. از این رو، به نوعی منزوی می‌شوند و حمایت عاطفی و روانی و حتی مالی اطرافیان را از دست می‌دهند.

غلبه‌ی ارتباطات کاری بر ارتباطات خانوادگی

گاهی ارتباطات دوستانه و روابط عاطفی در محیط کار و میان همکاران از روابط و تعاملات خانوادگی پیشی می‌گیرد؛ به گونه‌ای که همان مدت زمان کوتاه حضور در خانواده نیز حضوری سرد است و این به روابط خانوادگی بیش از پیش آسیب می‌زند.

تأثیر اشتغال مادر بر فرزندان

ارتباط فرزندان با مادر، نه فقط در رفع نیازهای کودک مؤثر است، بلکه بر حالات روانی و عاطفی وی نیز تأثیر می‌گذارد. مادران شاغل اغلب به دلیل آن که بخش مهمی از ساعات مفیدشان را در طول روز از فرزند جدا هستند، نمی‌توانند همانند مادران خانه‌دار به کودکان خود رسیدگی کنند. علاوه بر این، آن‌ها در کنار خستگی جسمی و ذهنی ناشی از کار، مسئولیت ‏خانه و خانه‌داری را هم به دوش می‌کشند. از سوی دیگر، سپردن کودکان به مهد کودک هم چندان مورد تأیید کارشناسان نیست، چرا که به باور آن‌ها این کار ممکن است موجب بروز نابسامانی‌های روانی خاصی در بزرگ‌سالی شود.

فاصله‌ی عاطفی از فرزند

روان‏شناسان معتقدند کودکان در سال‏های نخستین زندگی، نیاز شدید عاطفی دارند و این نیاز تنها از سوی مادر تأمین می‏‌شود و با هیچ نهاد جایگزین دیگری تأمین نمی‌‏شود. با شاغل شدن زن، که مهم‏ترین نقش را در ایجاد تعادل عاطفی و روانی و ایجاد فضایل دارد، لطمه‌ی شدید روحی به فرزندش وارد می‏‌شود.

کاهش نفوذ مادر در تابعیت‌پذیری فرزند

هر مسئله‌ای که سبب دوری والدین از فرزندان شود، از میزان نفوذشان در آن‌ها کم می‌کند. اشتغال مادر نیز این دوری را پدید می‌آورد و به این صورت، بر تربیت صحیح فرزندان تأثیر می‌گذارد، زیرا فرزند دیگر حرف‌شنوی لازم را ندارد.

رفتارهای تربیتی خارج از خط تعادل

خستگی‌های روحی ناشی از اشتغال در خارج از منزل، گاهی سبب رفتار غیردوستانه و سخت‌گیری افراطی مادر می‌شود و گاهی هم مادر می‌کوشد تا ساعات نبودن خود را با هدیه یا نوعی باج دادن به فرزند جبران کند و این روند افراطی و تفریطی رفتار با فرزندان کلیّت تربیت او را دچار خدشه می‌نماید.

عدم نظارت مستقیم بر فرزندان و غفلت از نیازهای آن‌ها

پرخاشگری و عدم تمرکز، اُفت تحصیلی و بحران‌های عاطفی در نوجوانی حکایت از عدم نظارت مستقیم والدین و به خصوص مادر بر آ‌ن‌ها دارد و این مسئله نیاز به حضور و واکنش به موقع مادر در برابر رفتارهای فرزندان را بیشتر به رخ می‌کشد.

تضعیف جایگاه پدر

اشتغال مادر ممکن است نقش و جایگاه پدر را در بین فرزندان پسر مخدوش کند. فرزندان چون می‌توانند بخشی از نیازهای مالی خود را از طریق مادر برطرف نمایند، ممکن است نقش پدر را در منزل نادیده بگیرند و از کمک‌ها و راهنمایی‌های وی خود را بی‌نیاز بدانند و به مرور زمان، پدر در انزوا قرار گیرد.

کم‌رنگ شدن نقش مادر به عنوان الگوی جنسیتی برای دختران

بی‌تردید نخستین الگوی دختر، مادر است. دختر در تعامل با مادر، خانه‌داری، کدبانویی، شوهرداری، بچه‌داری و امثال آن را یاد می‌گیرد و به تدریج، بخشی از مسئولیت زندگی را در خانواده بر عهده می‌گیرد و خود را برای زندگی آینده آماده می‌کند؛ اما حضور کم مادر در خانه و کانون خانواده این الگو را بی‌رمق می‌سازد.

دوگانگی در تربیت فرزندان

در طول زمان حضور در محل کار، مادر مجبور است فرزند یا فرزندان خود را به مهد کودک یا به افراد دیگری از فامیل مثل خواهر یا مادربزرگ بسپارد. این در حالی است که الگوهای تربیتی مادر با ایده‌ها و روش‌های تربیتی مربیان مهدها و دیگران متفاوت خواهد بود و فرزندان با حالتی دوگانه در رفتار و افکار و ارزش‌ها رشد خواهند نمود.

آثار اجتماعی اشتغال بانوان

اگرچه پیامدهای فردی، خانوادگی و آثار اشتغال مادر بر فرزندان همگی می‌توانند به طور غیرمستقیم جامعه را متأثر سازند، اما اشتغال زنان به طور مستقیم نیز تبعاتی برای جامعه دارد. از جمله تبعات این امر می‌توان به کاهش رشد جمعیت و بیکاری مردان اشاره کرد.

۱- اثر اشتغال بانوان با نرخ رشد جمعیت در کشور؛
۲- نرخ رشد جمعیت در کشور ما نیز با کاهش چشمگیری مواجه شده است؛ کاهشی که به باور بسیاری از صاحب‌نظران ارتباط معناداری با افزایش اشتغال بانوان در دهه‌های اخیر دارد.

کم شدن میل به فرزندآوری

زنان شاغل به سبب تعدد وظایف ترجیح می‌دهند فرزندان کمتری داشته باشند تا بتوانند از پس ایفای نقش مادری برآیند. در نتیجه امروز تک‌فرزندی پدیده‌ی غالبی است که در خانواده‌هایی که در آن‌ها زن شاغل است بیشتر دیده می‌شود. گاهی هم شاهد فاصله‌ی سنی زیادی بین بچه‌ها هستیم که آسیب‌های خودش را دارد.

تأخیر در فرزندآوری

در کشور ما و بر اساس ضعف قوانین و اجرای نامناسب آن‌ها، زنان شاغل برای از دست ندادن شغلشان ناگزیرند فرزندآوری را به تأخیر بیندازند.

۳- بیکاری مردان
زنان اغلب نیروی کار ارزان‌تری به شمار می‌روند و به دلیل آن که مسئولیت مدیریت مالی خانواده با آنان نیست، راحت‌تر زیر بار مشاغل کم‌درآمد می‌روند. همین امر موجب می‌شود شرکت‌ها و مؤسسات به استفاده از نیروی زن تمایل داشته باشند و در این میان، مردان بیکار می‌مانند. این موضوع یکی از نگرانی‌ها و دغدغه‌های جامعه‌ی امروز ما نیز هست.

راهکارها

در برابر آسیب‌هایی که برای اشتغال بانوان برشمردیم، راهکارهایی نیز وجود دارد؛ راهکارهایی که می‌توان علاوه بر در نظر گرفتن مسائل اقتصادی خانواده، آرامش روحی و روانی بانوان، نهاد خانواده و فرزندان را نیز در آن‌ها منظور کرد.

۱- توجه به ارزش و اهمیت خانه و خانه‌داری: شاید در نخستین گام لازم باشد تا با نگاهی دوباره به جایگاه خانه‌داری و ارزش همسری و مادری، بازتعریفی از اشتغال و مفید بودن بانوان جامعه ارائه شود. مطابق تعریفی که ارائه شد، خانه‌داری متقارن با بیکاری نیست، بلکه خانه‌‏دارى و ایفای نقش مادری و همسری، بستر فرهنگ‌‏سازى و اصلاح اجتماع و رشد انسان‏‌هاست؛ همچنان که در آیات و روایات ما نیز به ارزش مادری و همسری زنان توجه ویژه‌ای شده است.
۲- احیای ارزش مادری و اهمیت تربیت فرزند؛
۳- تقسیم کار میان اعضای خانواده؛
۴- پرهیز از تجمل‌گرایی و رعایت اعتدال و قناعت در هزینه‌ها و مخارج زندگی و به نوعی بازگشت به سبک زندگی ایرانی و اسلامی سبب کاهش چشمگیر نیازهای مادی خانواده می‌شود و دیگر نیازی به اشتغال هم‌زمان زن و شوهر برای تأمین هزینه‌ها نیست.
۵- گسترش کارهای نیمه‌وقت یا پاره‌وقت برای بانوان؛
۶- جدی‌تر شدن بحث دورکاری و در نظر گرفتن اولویت برای دورکار شدن زنان، به خصوص مادران دارای فرزند کوچک؛
۷- تفکیک محیط‌های شغلی مردان و زنان برای پیشگیری از بروز برخی آسیب‌های اخلاقی؛
۸- توسعه‌ی مشاغل خانگى و توسعه‌ی مشاغل محلى؛
۹- امکان به دست آوردن فرصت شغلى پس از وقفه‌ی چند ساله به دلیل انجام فعالیت‌‏هاى مادرانه؛
۱۰- حذف کشیک‌‏هاى غیرضرورى در ساعات شب برای زنان؛
۱۱- ایجاد فرصت‌هاى شغلی جدید در عرصه‌‏هاى متناسب با روحیات بانوان؛
۱۲- جدی گرفتن بیمه‌ی زنان خانه‌دار برای کاستن از دغدغه‌های معیشتی این قشر مفید و مؤثر؛

این‌ها از جمله مواردی است که همت و باور مسئولان و سیاست‌گذاران جامعه را می‌طلبد و اگر جدی گرفته شود، می‌تواند تا حدود زیادی از مشکلات بانوان در زمینه‌های اقتصادی بکاهد.

نتیجه‌گیری

اشتغال بانوان هر چند منعی دینی یا اجتماعی ندارد، اما با آسیب‌هایی در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی همراه است. هر چند کم نداریم بانوانی را که با رعایت بایدها و نبایدهای اشتغال، که مهم‌ترین آن‌ها آسیب ندیدن نقش مادری و همسری و پرهیز از اختلاط با نامحرم است، علاوه بر مشارکت اجتماعی موفق، نقش‌های اساسی خود را نیز به شایستگی انجام می‌دهند؛ اما نمی‌توان انکار کرد این مهم، نیازمند همراهی و همدلی تمامی اعضای خانواده است؛ در غیر این صورت، فرسودگی و کسالت روح و جسم بانوان شاغل امری دور از انتظار نخواهد بود.
از سوی دیگر، با کندوکاوی جدی در برخی از پژوهش‌ها و مقالات حامی اشتغال زنان و معرفی این موضوع به عنوان نیاز واقعی و مطالبه‌ی جدی زنان، ردپای تفکرات فمینیستی را می‌توان در آن‌ها مشاهده کرد که آگاهانه یا ناآگاهانه وارد این مفاهیم شده‌اند. به هر حال، تفاوت‌های جسمانی و روان‌شناختی زنان و مردان و تفاوت بین بافت دینی‌ـ‌فرهنگی جامعه ما با جوامع اروپایی و غربی از مواردی است که اشتغال بانوان در جامعه‌ی ما را از جوامع اروپایی متمایز می‌سازد.
هر چند نمی‌توان برای مثبت یا منفی بودن اشتغال بانوان نظر قطعی ارائه کرد، اما به نظر می‌رسد نقش‌های بی‌بدیل زنان در محیط خانواده آن قدر مهم است که نمی‌توان آن را با هیچ نقش دیگری مقایسه کرد و حیف است این تعهد تأثیرگذار آسیب ببیند یا به آن خدشه وارد شود.(*)

منابع

۱- گیدنز، ۱۳۷۳، ص ۱۹۶
۲- بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی.
۳- همان.
۴- همان.
*زهرا چیذری؛ کارشناس مسائل فرهنگی.

منبع: پایگاه اینترنتی برهان

نگاهی به اشتغال زنان

 عوامل مؤثر، موانع و دیدگاه‌ها

امروزه شاغل بودن زنان، یکی از مسائلی است که در اجتماع مطرح است و زنان به علل گوناگون به کار روی می‌آورند و حتی مجبور گشته‌‏اند علاوه بر مسئولیت‏‏‌های خود در خانه و تربیت فرزندان، مسئولیت‏‏‌های اجتماعی را نیز پذیرا گردند. در اینجاست که ما با قشری به عنوان «زنان شاغل» رو به ‏رو می‌شویم. افرادی که در دو جبهه مهم یعنی جامعه و خانواده، مشغول خدمت و انجام وظیفه می‌باشند.

در گذشته، زن، غالبا نقش مادر و همسر را به عهده داشت و به انجام امور خانه می‌پرداخت. اگر هم در اموری مانند کشاورزی و دامداری و امثال آن شرکت داشت، دامنه چنین مشارکت‏‏‌هایی در حدی بسیار محدود و منحصر به تأمین نیازهای خانواده بود اما با تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی و پیچیده‌تر شدن تقسیم کار، امروزه زنان علاوه بر ایفای نقش‌های فوق، پذیرای مسئولیت‏‏‌های عمده‌تر نظیر اشتغال در بیرون از خانه می‌باشند.

منظور از اشتغال، حرفه یا کار است که فرد در عوض آن حقوق یا خدمتی دریافت می‌‏کند.

اشتغال زنان با پیشرفت جوامع، تغییر و تحول پیدا کرده است. ورود ماشین و صنعت بر اشتغال زنان اثر گذاشته و آنان را از مشاغل سنتی به سوی بخش‌های صنعتی سوق داده است.

نیل به تعادل‏‏‌های اساسی جغرافیایی، افزایش مشارکت‏‏‌های آگاهانه سیاسی و اجتماعی در برنامه ‏ریزی‏‏‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور، ریشه‌کن کردن بی‏‌سوادی و گسترش آموزش‌های فنی و حرفه‏‏‌ای با افزایش میزان اشتغال زنان و مشارکت‏‏‌های اقتصادی آنان، رابطه تنگاتنگ و در هم تنیده دارد و همین طور بهبود الگوی معیشتی خانواده، نحوه تنظیم روابط درون خانواده و تربیت فرزندان، از جمله مواردی است که ارتباط نزدیک با میزان سواد و تحصیلات و مشارکت‏‏‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان در بیرون از خانوار دارد.

زنان باید در تصمیم‏‌گیری، به ویژه در امور مربوط به توزیع کار، منابع، درآمد و هزینه، مشارکت بیشتری پیدا کنند. چنین مشارکتی را باید هم از طریق سازمان‏‏‌هایی که خودِ زنان تشکیل می‌دهند و هم از راه عضویت آنها در سازمان‏‏‌های دیگر تشویق کرد.

در تقسیم‌بندی مشاغل، به مشاغل بخش‌های سنتی و کمتر توسعه ‏یافته و بخش‌های نوین، مشاهده می‌شود که هر گاه مشاغل مربوط به امور آموزشی و درمانی را از قلمرو مقایسه خارج کنیم، اکثریت قریب به اتفاق فرصت‌های شغلی زنان در مشاغل سنتی و غیر متشکل است. آنچه در تحولات اخیر اشتغال زنان، بیش از هر نکته دیگر چشمگیر و قابل توجه می‌باشد، استقبال زنان از افزایش سطح تحصیلی و دسترسی به مشاغل جدید حرفه‏‏‌ای و فنی می‌باشد. گرایش زنان و دختران به تحصیلات و تخصص‌های فنی و حرفه‏‌ای، فرصتی است که می‌توان با استفاده صحیح از آن نه تنها مشکلات فعلی اشتغال را حل کرد، بلکه در جهت ایجاد تعادل بیشتر اجتماعی و فرهنگی از نظر تساوی حقوق زن و مرد و بهبود روابط خانوادگی، گام‏‏‌های بزرگی برداشت.

اشتغال زنان در مشاغل فنی و حرفه‏‏‌ای و تولیدات صنعتی جدید رو به افزایش است. این امر نشان می‌دهد که زنان به تعدادی از مشاغل که تا زمان‏‏‌های گذشته در قلمرو مردان بوده، دسترسی پیدا کرده‌‏اند.

بر اساس بررسی‌های آماری انجام شده، ۳۸/۸۲ درصد زنانِ شاغل در بخش آموزشی و فرهنگی کار می‌‏کنند و در بخش‌های خدمات فنی، مهندسی، حرفه‏‏‌ای و کشاورزی، کمتر از ۵ درصد اشتغال دارند. به عبارت دیگر، زنان در مشاغل فنی و مهندسی، خدمات فنی و حرفه‏‏‌ای و کشاورزی کمتر تمرکز یافته‌‏اند؛ (البته لازم به ذکر است که این آمار، مربوط به مشمولین استخدام رسمی کشور می‌باشد و بنابراین گروه کثیری که در امر کشاورزی و صنایع روستایی دست‏‌اندرکارند را شامل نمی‌شود).

تاریخچه اشتغال زنان در ایران

در گذشته در ایران نیز، کوشش مربیان بیشتر این بود که دختران را فقط برای زندگی سالم خانوادگی آماده کنند و به کارهای علمی و فکری آنان توجه لازم نمی‏‌شد، زیرا تصور می‌کردند که زن تنها برای خانه‌داری و تولید مثل و پرورش کودک خلق شده است و حضور اجتماعی او، مفید نبوده یا مضر می‌باشد. در دوران قاجار، بریدگی زنان مرفه شهری از اجتماع، به درجه‌‏ای بود که تنها هنگام حمام رفتن، شرکت در جلسات مذهبی یا میهمانی‏‏‌های زنانه می‌توانستند در کوچه و بازار ظاهر شوند. در میان زنان طبقات محروم و متوسط جامعه، برای تأمین هزینه زندگی و رفع ضروریات، کار در مزارع جالیز و شالی و یا کارگاه‏‌های بافندگی و صنایع کوچک دستی، الزامی بوده است.

«کلارا رایس» در کتاب «زنان ایرانی و راه و رسم زندگی آنها» می‌گوید: «ضمن کارهای مربوط به داخل خانه، بافتن و پشم‌ریسی، پختن نان، تهیه لبنیات و غیره به عهده آنان بود. زنان وابسته به طبقات پایین بنا به نوع تولیدات منطقه زیستی خویش در کارگاه‏‌های خانوادگی مشغول کار بودند و از این طریق، به اقتصاد بی‏جان خانواده کمک می‌کردند». و همچنین اضافه می‌‏کند: «هیچ گونه قانونی برای کار وجود ندارد. کارگران مزد بسیار ناچیزی می‌گیرند، لذا زنان بسیاری باید به کسب معاش خود بپردازند و آنچه را به اجبار به آنها می‌دهند، دریافت و تحمل کنند». گشایش جامعه ایران به سوی آورده‌های تمدن جدید، دگرگونی‏‏‌های بسیار به بار آورده است که از مهم‏ترین آنها حضور اجتماعی محسوس و دستیابی به بازار اشتغال است.

ورود زنان به بازار کار و صنعت و اشتغال در ایران، یک قرن بعد از حضور گسترده زنان غربی بود زیرا ورود فن‏‌آوری به ایران، با این فاصله صورت گرفت. البته سیر صعودی اشتغال زنان در ایران به کُندی و آهسته پیش می‏‌رفت زیرا شرایط برای تولید انبوه که با ساخت یا ورود فن‏‌آوری ارتباط مستقیم دارد، تا مدت‏ها مهیا نبوده و بازار کار ظرفیت جذب نیروی کار زنان بیشتری را نداشت. تحولات کُند و آهسته اقتصادی، توأم با ریشه‌های تناور سنتی که همواره در ایران روند ضد اشتغال زنان را طی کرده است، زن را از بازار کار دور نگه داشته‌‏اند و در مراحلی که زن به طور جدی در بازار کار جلوه‌گر شده و جمعی از مدیران به افزایش حضور او تأکید ورزیده‌اند، ناگهان سدها و موانع سنتی و حقوقی به شکل‌‏ها و صورت‏‏‌های خاص بر سر راهش قرار گرفته و گاهی او را تا قهقرا پس رانده‌‏اند.

در کشور ما، گرایش زنان به اشتغال، همگام با دسترسی بیشتر آنان به سازمان‏‏‌های آموزشی (مدارس و دانشگاه‌ها) در طی مدت به نسبت کوتاه در اغلب شهرهای بزرگ شدت یافت. اما از آنجا که این امر با شتاب‏زدگی در میان برخی از گروه‌ها مطرح گردید، در عین حال شرایط اجتماعی ـ فرهنگی جامعه در خیلی از موارد پویایی متناسب با آن را نداشت، اشتغال زنان از سویی با مسائل حاد مواجه گردید و اختلاف عقیده را در میان توده‏‏‌های مختلف مردم موجب شد.

مردان از زمانی که وارد بازار کار می‌شوند، معمولاً تا هنگام بازنشستگی به صورت پیوسته در بازار کار باقی می‌مانند و تحولات زندگی، این حضور پیوسته را مختل نمی‌‏کند در صورتی که زنان، دارای مشارکت ناپیوسته و قطعه قطعه هستند و تحت تأثیر تغییرات زندگی مثل وضع تأهل، تعداد فرزندان و غیره، الگوی مشارکت‏شان تغییر می‌‏کند.

«گری بکر» می‌گوید:

«اگر یک کارفرما به طور مستقیم یا غیر مستقیم تمایل داشته باشد که به یک کارکن نسبت به کارکن دیگر، بیشتر حقوق پرداخت کند می‌گوییم تبعیض وجود دارد». و این در حالی است که در قانون کار مصوب ۱۳۳۷، ماده ۲۳ و مصوب ۱۳۶۹ ماده ۳۸ عنوان شده «تبعیض در تعیین میزان فرد فرد بر اساس سن، جنس، نژاد، قومیت و اعتقادات سیاسی و مذهبی ممنوع است».

وجود تبعیض در بازار کار، موجب کاهش کارآیی نیروی فعال و ایجاد محدودیت اشتغال زنان و نهایتا کاهش رشد اقتصادی است.

اعتقاد به نابرابری مردان و زنان از نظر قوای بدنی و فکری، سبب شده است که درهای بسیاری از مشاغل به روی زنان بسته شود. بر اساس بررسی‌های آماری انجام شده ۳۸/۸۲ درصد زنانِ شاغل در بخش آموزشی و فرهنگی کار می‌‏کنند و در بخش‌های خدمات فنی، مهندسی، حرفه‏‏‌ای و کشاورزی، کمتر از ۵ درصد اشتغال دارند.

تغییرات بافت اقتصادی اشتغال زنان در سال‏‏‌های اخیر نشان می‌دهد که اشتغال زنان کشور توسعه نمی‌‏یابد مگر این که فعالیت‌های صنعتی رشد و پیشرفت اقتصادی مناسبی پیدا کند. یعنی اگر در جستجوی این هستیم که زنان سهم و جایگاه مناسبی در تولید کشور داشته باشند و به نرخ‏‏‌های مشارکت درخور توجهی دست پیدا کنند، بایستی فعالیت‏‏‌های کشور توسعه پیدا کند و متناسب با آن سهم زنان از مجموعه فعالیت‌های صنعتی افزایش یابد. در شرایط قرار گرفتن در مسیر توسعه، هر گاه فقط انتظار ایفای نقش‌های سنتی از زنان داشته باشیم، تفکر مردود و غیر منطقی خواهیم داشت.

عوامل مؤثر در نرخ اشتغال زنان

الف ـ شرایط اجتماعی و فرهنگی: سطح اقتصادی کشور، چگونگی رشد و عوامل ناشی از آن از قبیل شهرنشینی، احتیاج به کارهای مخصوص زنان و غیره از عوامل مؤثر در اشتغال‏زایی زنان می‌باشند.

ب ـ شرایط ازدواج: نرخ اشتغال زنان مجرد، خیلی بیشتر از زنان متأهل است. زنان شوهردار معمولاً خودشان هم رغبت کمتری به کار خارج از خانه نشان می‌دهند و شرایط زندگی هم فرصت و اجازه چنین اشتغالی را به آنها نمی‌دهد.

ج ـ سطح تحصیلات: هر قدر میزان تحصیلات زنان بالاتر رفته، سطح اشتغال آنها نیز بالاتر رفته است. دسترسی داشتن به فرصت‌های تحصیلی و آموزشی نه تنها وضعیت اشتغال زنان را ارتقا داده، بلکه در زمینه بهداشت، حقوق زناشویی و خانوادگی نیز برای آنان دستاوردهای مثبتی داشته است.

د ـ تعداد موالید: در این که نرخ اشتغال زنان و نرخ موالید با یکدیگر رابطه معکوس دارند، تردیدی نیست ولی باید به این نکته هم توجه کرد که میزان باروری و حاملگی زنان، ارتباط با معلومات آنها دارد و سواد و معلومات زنان هم به میزان زیاد ارتباط به این دارد که آیا آنها مشغول به کاری هستند یا فقط در چارچوب خانه به سر می‌‏برند. سطح اشتغال زنان شوهرداری که بچه ندارند حتی از آنهایی که یک بچه هم دارند خیلی بالاتر است.

موانع اشتغال زنان

۱ـ پایین بودن سطح تحصیلات و مهارت زنان

۲ـ عوامل اجتماعی و خانوادگی

مانند میزان درآمد شوهر (در صورت ازدواج)، تعداد فرزندان، سن بچه‏‏‌ها و سطح فکر افراد خانواده از عوامل مؤثر در اشتغال زنان است. در اشتغال زنان جوان (کمتر از ۲۰ سال) بیش از هر چیز درآمد پدر و مادر آنها مؤثر بوده است و خانواده‌‏هایی که توانایی مالی کافی ندارند، غالبا ناچار می‌شوند که دختران خود را به جای تحصیل، به کار بگمارند. در مورد زنانی که دارای شوهر و فرزند هستند، مسئولیت نگهداری و تربیت بچه‌ها به زنان محول می‌شود و آنها دیگر فرصت کار کردن را نخواهند داشت. علاوه بر آن اگر زنی فرصت اشتغال داشته باشد ولی درآمد شوهرش کافی باشد، نگهداری بچه‏‏‌ها و شوهر خود را به کار کردن در خارج از خانه ترجیح می‌دهد.

۳ـ بحران‏‌های اقتصادی

در شرایط عادی اقتصادی و روند کند توسعه، زنان به عنوان نیروی کار ذخیره بالقوه تلقی می‌شوند و در شرایط بحران اقتصادی، این محدودیت برای زنان بیش از پیش مطرح خواهد بود زیرا تأمین شرایط کار مساوی (با مردان) برای زنان بسیار مشکل است. در بین این عوامل باید گرایش عمومی کارفرمایان را به ویژه در بخش خصوصی جهت به کارگیری نیروی کار مردان و ارجحیتی که برای آنان قائلند را اضافه کرد.

البته کارفرمایان کوچک که خارج از شمول قانون کار هستند، مشتاق به کارگیری زنان هستند زیرا آنان، هم بیشتر و طولانی‌مدت‌‌تر کار می‌‏کنند و هم با مزد کمتری قانع می‌شوند و …

۴ـ عادات، رسوم، سنت‏‌ها

والدین مخصوصا در جوامعی نظیر ایران به خصوص در شهرستان‏‏‌ها و روستاها، دوست ندارند فرزندان دخترشان بیش از حد مجاز که سنت‏‌ها در هر منطقه و محله آن را تعیین می‌‏کنند، از خانه دور شوند، لذا هر چند آمار مدارس در روستاها و شهرستان‏‏‌های دورافتاده امیدوارکننده است، در صورتی که در دسترس دختران قرار نگیرد، نمی‌تواند زنان آینده را برای ورود به بازار کار و تحقق مشارکت با مفهوم تخصصی آن آماده سازد.

۵ـ قوانین ناظر بر خانواده

زنان بر اساس قوانین ناظر بر خانواده، نمی‌توانند بدون طلب رضایت شوهر، به کار اشتغال ورزند. در قانون ۱۱۱۷ قانون مدنی آمده است: «شوهر می‌تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند».

۶ـ میزان سواد زنان شاغل

یکی از علل کاهش میزان اشتغال زنان، عمومیت یافتن سواد و بالا رفتن میزان تحصیلات آنان می‌باشد. ۶۰ درصد زنان شاغل باسوادند که اکثریت در سطح دبیرستان تحصیل کرده‌‏اند. در حالی که ۵۰% مردان شاغل، باسوادند.

یافته‏‏‌های پژوهشی حاکی از این است که نرخ اشتغال زنانی که شوهران‏شان تحصیلات دانشگاهی دارند نسبت به زنانی که شوهران‏شان فاقد تحصیلات دانشگاهی می‌باشند، سه برابر بیشتر است.

بنا بر توضیحات ارائه شده در مورد عوامل مؤثر در اشتغال زنان، همان طور که اشاره کردیم شرایط اجتماعی و فرهنگی یک جامعه ایجاب می‌‏کند گاهی زنان به اشتغال رو بیاورند و با توجه به وضعیت کنونی اقتصادی و اجتماعی جامعه ما، درصد موافقت مردان با اشتغال زنان افزایش یافته و این حاکی از نیاز به فعالیت اقتصادی زن جهت تأمین مخارج خانواده است؛ احتمال دیگری که می‌‏رود، تغییر دیدگاه مردان و مثبت‌‏اندیشی بیشتر در آنان در مورد اشتغال زنان می‌باشد.

به طوری که ۷۲ درصد از مردان دارای تحصیلات دانشگاهی و فاقد تحصیلات دانشگاهی با اشتغال همسران خود موافقند و این در حالی است که فقط ۲۸ درصد مردان هر دو گروه فوق‌‏الذکر با اشتغال همسران خود مخالف می‌باشند. البته جای این سؤال باقی است که با توجه به این که بسیاری از افراد مورد نمونه‌گیری را مردان مجرد (۲۷ نفر) تشکیل می‌دهند، در مقابل (۲۳ نفر متأهل) هنوز مشخص نیست آیا این مردان هنگام و پس از ازدواج با اشتغال همسر خود موافق باشند یا خیر؟

۲۲ درصد از مردان معتقدند زن برای کمک به خانواده باید کار کند، ۲۸ درصد اعتقاد دارند که کار، باعث نشاط در زندگی زنان می‌شود و ۲۶ درصد اعتقاد دارند که اشتغال زن، باعث می‌شود زن وظایف خود را به خوبی انجام ندهد. ۲۴ درصد اعتقاد دارند زن برای استقلال باید کار کند. ۵۲ درصد از مردان، مناسب‏ترین شغل برای زن را فعالیت فرهنگی می‌‏دانند. ۱۸ درصد فعالیت هنری، ۶ درصد فعالیت اداری و ۲۴ درصد خانه‏‌داری و بچه‌داری را مناسب‏ترین شغل برای زنان می‌دانند.

همچنین ۵۶ درصد از کل مردان اعتقاد دارند که زن، وظیفه‌‏ای در تأمین مخارج ندارد و ۴۴ درصد از کل مردان معتقدند که بهتر است زن، همپای مرد در تأمین مخارج بکوشد.

۳۸ درصد از کل مردان اعتقاد دارند که اشتغال زن، تأثیر مثبتی به همراه دارد. ۲۵ درصد معتقدند اشتغال زن تا حدودی تأثیر مثبت دارد و ۱۰ درصد معتقدند اشتغال زنان هیچ گونه تأثیر مثبتی ندارد.

بعد از مقایسه توصیفی پاسخ‌های مردان در مورد اشتغال زنان، اکنون نوبت مقایسه توصیفی پاسخ‏‏‌های زنان می‌‏رسد:

۴۶ درصد شوهران زنان، با اشتغال زنان خود موافقند و این در حالی است که ۵۴ درصد از شوهران آنها، با اشتغال زنان خود مخالف می‌باشند.

۱۸ درصد زنان معتقدند زن برای کمک به خانواده باید کار کند، ۱۴ درصد معتقدند کار، باعث نشاط در زندگی زنان می‌شود، ۴ درصد معتقدند اشتغال زن، باعث می‌شود وظایف خانوادگی خود را به خوبی انجام ندهد و ۶۴ درصد زنان معتقدند زنان برای استقلال باید کار کنند.

۵۶ درصد زنان، مناسب‌‏ترین شغل را برای زنان فعالیت فرهنگی، ۱۶ درصد فعالیت هنری، ۱۰ درصد فعالیت اداری و ۱۸ درصد خانه‏‌داری و بچه‏‌داری می‌‏دانند.

۴۶ درصد از زنان معتقدند زن وظیفه‌‏ای در تأمین مخارج خانه ندارد، ۵۴ درصد معتقدند زن باید همپای مرد در تأمین مخارج بکوشد.

۶۸ درصد زنان هر دو گروه معتقدند اشتغال زنان تأثیر مثبتی دارد و ۳۰ درصد این تأثیر را تا حدودی می‏دانند و این در حالی است که فقط ۲ درصد زنان این تأثیر را مثبت ارزیابی نمی‌‏کنند.

با توجه به تمامی مطالب عنوان شده و نظرسنجی که در مورد اشتغال زنان از مردان و زنان دارای تحصیلات دانشگاهی و فاقد تحصیلات دانشگاهی به عمل آمد، گویای این است که با تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، نوع برخورد و دید مردان و زنان در مورد اشتغال زنان تغییر مثبتی را نمایان می‏‌سازد هر چند در بعضی جوانب تضاد فاحشی بین دیدگاه زنان و مردان وجود دارد؛ مثلاً در حالی که ۲۸ درصد مردان مخالف با اشتغال زنان می‌باشند، زنان در ۵۴ درصد موارد موافق با اشتغالند و این موارد همچنان اگر در جستجوی این هستیم که زنان، سهم و جایگاه مناسبی در تولید کشور داشته باشند و به نرخ‏‏‌های مشارکت درخور توجهی دست پیدا کنند، بایستی فعالیت‏‏‌های کشور توسعه پیدا کند.

بر اساس نتایج مذکور، متوجه می‌شویم زنان در جهت تحول و شرکت در فعالیت‏‏‌های اجتماعی گام‏‏‌هایی را برداشته‌اند، اما با این وجود، هنوز به خودباوری لازم برای استقلال نرسیده‌‏اند. مثلاً ۲ درصد زنان معتقدند اشتغال زنان تأثیری ندارد در حالی که اشتغال زنان از نظر مردان دارای تأثیر مثبت‌تری می‌باشد.

یا زنان معتقدند اشتغال، مانع انجام وظایف آنها می‌شود (۴ درصد موارد) در حالی که دیدگاه مردان نسبت به سؤال مذکور، مثبت‌تر می‌باشد و با این که دیدگاه مردان نسبت به اشتغال زنان مثبت‌تر گشته (۷۲ درصد)، هنوز درصد نه چندان اندکی از زنان با اشتغال خود مخالفند. (۵۴ درصد)

پیام زن: در جامعه و در شرایطی که نرخ بالای بیکاری دشواری‏‏‌های فراوانی را برای جامعه و خانواده‏‏‌ها فراهم ساخته، و در حالی که در نظام حقوقی ما که کاملاً نیز درست است، مرد مسئولیت تأمین مخارج زندگی را دارد، طبعا اولویت با اشتغال مردان و تلاش برای کاهش خیل بیکاران مرد است.

نویسنده: نادیا مدنی‌‏پور
منبع: مجله پیام زن

مشاغل زنان در عصر رسالت(۱)

بازگویى و انتقال تاریخ و فرهنگ پربار اسلام، به خصوص فرازهاى متروک آن، که به علت دورى صالحان از حکومت، غبار غربت گرفته است، براى نسل انقلاب به ویژه زنان، مفید و رهگشاست. اکنون که زن مسلمان ایرانى، مصمم و جدى، در راه اعتلاى ایران اسلامی قدم نهاده است، طرح چنین مباحثى او را به گذشته پرافتخار دوران بازسازى اقتصاد حکومت اسلامی در عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پیوند می‌دهد و از طرف دیگر، نشان می‌دهد که اسلام، دین ساده و دین زندگى است و علیرغم آن که در امور معنوى، سختگیر و غیرقابل انعطاف بوده، همواره مومن را میان خوف و رجا نگه می‌دارد، در امور دنیا سهولت و آسایش را برگزیده است.

فهرستى که اکنون به شما ارائه می‌شود، گزارشى از سنت معصوم(علیهم السلام) و سیره مورد قبول مسلمانان است. این گزارش نشان می‌دهد که زنان در عرصه‌هاى مختلف اجتماعى حضور داشته و فعالانه تلاش می‌کرده‌اند؛ گرچه آنان به اقتضاى زمان، همواره به مشاغل یاد شده، به خصوص رزم اشتغال نداشته‌اند، ولى هدف این مقاله تجویز مشاغل مذکور نیست، بلکه گزارشى است که نقش حضور زنان را از دیدگاه تاریخى نشان می‌دهد. بحث فقهى همه جانبه و نقد نظرات مخالف حضور زنان در توسعه کشور، مجال بیشتر و فرصت فراتر می‌طلبد. هدف بازنگارى و ترجمه سنت‌هاى اجتماعى مسلمانان در زمان حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و یکى، دو سده پس از آن است. روشن است که در تاریخ اسلامی تمامی سنت‌ها ذکر نشده، چنان که ما نیز در این فهرست آنها را به تفصیل، بازگو نکرده‌ایم.

با وجود منابع فراوانى که حضور زنان، درپى داشته و علیرغم پیشینه دراز آن، روایاتى مبنى بر نهى و منع پاره‌اى از مشاغل براى زنان مشاهده می‌شود. ریشه این ممانعت‌ها، در تعارض منافع است. به طور معمول در جایى از بعضى مشاغل و یا آموزش آن توسط زنان نهى شده که حقى از شوهر ضایع گشته یا مفسده‌اى به دنبال آورده است.

ابوعثمان جاحظ می‌گوید: مردان عیاش، براى اجراى منظور شوم خود، زنى را به دلالى فساد و انحراف برمی‌گزیدند که صفات و شرایط خاصى داشته باشد، از جمله: عطار، قابله یا سازنده وسایل عروسى باشد. (بان تکون اما بیاعه طیب او قابله او صانعه لاله العرائس) (۱)

اگر از حضور زنان در بازار کار جلوگیرى به عمل آمده، به خاطر چنین پیامدهایى است وگرنه کار و اشتغال براى هر مسلمانى، مورد توجه و رغبت دین اسلام است.

به گواهى تاریخ و روایات اسلامی، زنان در عرصه کارهاى اجتماعى سهم بسزایى داشته‌اند. آنان در عصر رسالت و امامت، متصدى مشاغل و حرفه‌هاى بسیارى بوده، بخش عمده‌اى از نیروى کار، تخصص و تولید را بر عهده گرفته بودند.

به استناد روایات، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم(علیهم السلام) ترویج دهنده کار زنان بوده یا حداقل آن را پذیرفته بودند. ارائه یک فهرست از مشاغل زنان در سده نخست و اوایل سده دوم قمرى این موضوع را تأیید می‌کند. آنچه در طى سه قسمت ملاحظه خواهید نمود، فهرستى از مشاغلى است که زنان به صورت محدود یا گسترده عهده‌دار آن می‌شده‌اند. پرواضح است بازگویى این موارد به معناى فراخوانى به مشاغل یادشده نیست چنان که به معناى محصور ساختن به این موارد نیز نمی‌باشد. هدف مقاله از ذکر موارد، تإکید بر این است که اشتغال زنان، خود به خود امرى ناپسند یا ممنوع نیست بلکه در بسیارى موارد، پسندیده و حتى در حد واجب کفایى و یا عینى می‌باشد. تنها برخى عوارض جانبى و مفسده‌هاى عارضى و یا محدودیت‌هاى طبیعى و یا عرفى و اجتماعى است که آنان را از برخى مشاغل باز می‌دارد و این محدودیت‌ها براى مردان نیز وجود دارد.

۱ ـ صنایع دستى

این حرفه، یکى از مشاغل پررونق زنان سده نخست بوده است. زینب دختر جحش، همسر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) صنعتگر بوده و بدان اشتغال داشته است. کار او مورد تأیید و قبول رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بود.

(و کانت زینب امرإه صناع الیدین فکانت تدبغ و تخرز و تبیع ما تصنعه و تتصدق على المساکین)(۲)

(زینب زنى صنعتگر بوده که با دستهایش دباغى و خرازى می‌کرد، (سپس) آن را می‌فروخت و (پولش را) به درماندگان صدقه می‌داد).

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از میان شما زنان من، آن زنى زودتر به من ملحق می‌شود که دستش بلندتر است. زنان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) این معنى را متوجه نشدند، مگر وقتى که زینب از دنیا رفت (بدان جهت که او کار می‌کرد و صدقه می‌داد)(۳).

رائطه (یا ریطه) نام همسر عبدالله بن مسعود، صحابى مشهور است. این خانم که خود از یاران دانشمند حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده ـ و احادیثى نیز نقل کرده ـ به صنعتگرى می‌پرداخت و پولش را در راستاى آسایش شوهر و بچه‌هایش هزینه می‌کرد.

او یک روز به شوق دستگیرى از مستمندان، به حضور پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و در این مورد چیزى پرسید. آن حضرت فرمود: درآمد شغل خود را در راه همسر و فرزندانت انفاق کن[که بهترین صدقه است].(۴)

امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) کسب کنیزکان (زنان برده) را در فهرست (مناهى) (امور نهى شده) آورده، مگر کنیزى که صنایع دستى آموخته و می‌تواند بدین حرفه اشتغال ورزد(۵).

۲ ـ نخ‌ریسى و پارچه‌بافى (۶)

ریسندگى و بافندگى، از مشاغل توده زنان عصر رسالت بوده است؛ شغلى محبوب که در روایات چندى مورد توجه قرار گرفته و براى زنان سفارش شده است.

امام صادق(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین نقل کرد:

(علموهن المغزل و سوره النور)(۷).

(به زنان نخ‌ریسى و بافندگى و نیز سوره نور را آموزش دهید).

(مادر حسن نخعى گفت: امیرمومنان على(علیه السلام) بر من گذشت و فرمود: به چه کارى مشغول هستى؟ گفتم: می‌بافم[نخ می‌ریسم]. فرمود: آگاه باش که این (شغل)، حلال‌ترین پیشه‌ها است)(۸).

عایشه خود بدین حرفه اشتغال داشته(۹) و درباره ثواب آن چنین گفته است: (مثل المغزل بیدالمرئه احسن من الرمح بید المجاهد فى سبیل الله … مثل دوک به دست زن، بهتر است از نیزه در دست مجاهد راه خدا)(۱۰).

از برخى روایات دیگر ـ که به خاطر اختصار از آن صرف نظر می‌کنیم ـ پیداست که صنایع دستى، حرفه همه زنان آن دوره بوده است(۱۱). پیشینه این حرفه سودمند، به سالها قبل از اسلام می‌رسد(۱۲) و در میانه ملت‌هاى دیگر نیز رواج داشته است(۱۳).

در قرآن کریم، ضمن اشاره به این حرفه، حکمتى بیان شده است:

(و لا تکونوا کالتى نقضت غزلها من بعد قوه)(۱۴)

مانند زنى نباشید که بافته خود را پس از نیرو(ى صرف شده)، از هم گسیخت.

جاحظ در فصلى که به احمقها(ى عاقل!) اختصاص داده، می‌نویسد:

(ریطه بنت کعب بن سعد بن تیم بن مره و هى التى نقضت غزلها انکاثا فضرب الله تبارک و تعالى بها المثل و هى التى قیل لها خرقا وجدت صوفا)(۱۵)

ریطه دختر کعب … و این خانم، همان کسى است که بافته خود را بعد از آن که محکم شده بود، از هم گسیخت، پس خداوند تبارک و تعالى به او مثل زد و این زن، همان کسى است که درباره‌اش گفته شده: احمقى که پشم به دست آورده است).

۳ ـ تجارت و بازرگانى

تا حدودى تمام مسلمانان جهان، شرح حال حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و ابتداى آشنایى ایشان با حضرت خدیجه(سلام الله علیها) را می‌دانند. عامل ظاهرى این پیوند، شناختى بود که حضرت خدیجه(سلام الله علیها) از سفر تجارتى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پیدا کرده بود.

خدیجه(سلام الله علیها) زن توانا و قدرتمند جزیره العرب بود. او از چهره‌هاى بارز و از تاجران سرشناس عربستان و کشورهاى همجوار آن بوده که ارقام عمده‌اى از کالاهاى مورد نیاز را خرید و فروش می‌کرد(۱۶). بعد از رسالت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آن ثروت انبوه در راه اسلام هزینه شد تا آیین جدید بتواند به اهداف خود دست یابد.

به جز حضرت خدیجه(سلام الله علیها)، زنان ثروتمند دیگرى به خرید و فروش کالا اشتغال داشته‌اند که گاه خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رسیده، احکام تجارت اسلام را از ایشان می‌آموخته‌اند. گرچه مورخان به علت فراوانى تاجران زن در عصر رسالت، موضوع یادشده را گزارش نکرده‌اند، اما به تناسب موضوعات دیگر، نمونه‌هایى در احادیث آمده است(۱۷).

۴ ـ فروشندگى

دست‌فروشى، دوره‌گردى و حق العمل کارى زنان(۱۸)، از دیگر نمونه‌هاى اقتصادى تاریخ سده اول است. زن عصر رسالت، با تأیید پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) حق داشت به دست‌فروشى اشتغال ورزد.

(انما رخص رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) للنساء العواتق(۱۹) فى الخروج فى العیدین للتعرض فى الرزق؛

فرستاده خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به زنان جوان اجازه داد تا در مراسم عید فطر و قربان (از منزل‌هاى خود) خارج شده، براى تهیه روزى، بساط بگسترانند).(۲۰)

تعدادى از زنان عصر حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، به عطرفروشى اشتغال داشته‌اند. اینان به صورت دوره‌گرد، به خانه‌هاى مردم مراجعه کرده، کالاهاى خویش را عرضه می‌کردند. تاریخ اسلام از زنان فروشنده‌اى(۲۱) نام برده که براى فروش عطر، به منزل رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌آمدند.

روزى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد منزل شد، در حالى که بوى عطر به مشام می‌رسید. آن حضرت فرمود: من بوى خانم (حولاء)(۲۲) عطرفروش را استشمام می‌کنم، او نزد شما آمده است؟ آیا از او چیزى خریده‌اید؟)(۲۳)

۵-۶-۷مشاغل خدماتى

کارگشایى، شاطرى، نظافت و خدمات منزل که در زمره کارهاى خدماتى عصر رسالت به شمار می‌آمده، براى زنان مجاز بوده است. در خصوص کارگشایى، نصى از دوره حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) به دست نیامده، لیکن این معنا به خوبى از سیره زنان خاندان نبوت و یاران آن حضرت فهمیده می‌شود.

از امام هفتم(علیه السلام) روایت شده که فرمود: (کان ابى یبعث امی و ام‌فروه تقضیان حقوق اهل المدینه)(۲۴)

پدرم امام جعفر صادق(علیه السلام) مادرم و ام‌فروه[دختر امام صادق(علیه السلام)] را می‌فرستاد تا حقوق مردم مدینه را برآورده سازند).

شاطرى زنان، از مشاغل رایج آن زمان بوده است. از گزارش ابن حجر برمی‌آید که این واژه (به معناى امروزى) در آن دوره متداول بوده است. او در این باره چنین نوشته است:

و کانت [فضه النوبیه] شاطره الخدمه فعلمها رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) دعاء تدعو به. فقالت لها فاطمه: اتعجین او تخبزین؟ فقالت بل اعجن یا سیدتى و احتطب، فذهبت و احتطبت …

فضه نوبیه[که کنیز حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بوده است] به خدمت شاطرى می‌پرداخت. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دعایى به او می‌آموخت. پس فاطمه(سلام الله علیها) به او فرمود: آیا خمیر می‌کنى یا نان می‌پزى؟ فضه جواب داد:‌ اى سرور من! بلکه خمیر می‌کنم و هیزم تهیه می‌نمایم. سپس[ بیرون] رفت و هیزم جمع کرد…).(۲۵)

جمله (شاطره الخدمه) با توجه به ریشه و معناى آن، به چند صورت می‌تواند تفسیر شود:

الف ـ منظور، شاطرى و نانوایى باشد، بدان جهت که براى تهیه و پخت نان، چند نفر دخالت دارند و هر یک، شطرى (بخشى) از کار را انجام می‌دهند، چنان که فضه، جمع‌آورى هیزم و خمیر کردن را پذیرفت و حضرت زهرا(سلام الله علیها) نان پخت.

ب ـ منظور، حق العمل کارى باشد، یعنى آن زن، خدمت خود را به شرط دریافت بخشى از حاصل کار، انجام دهد.

از مالک پرسیدند:

(من أین شاطر عمر بن الخطاب عماله؟ فقال اموال کثیره ظهرت لهم؛

عمر بن خطاب چگونه با کارگزاران خود به نصف (یا بخشى از اموال) توافق می‌کرد؟

او در جواب گفت: مال فراوانى به دست مسلمانان افتاده بود).(۲۶)

مشاطره، یک عنوان حقوقى است که در فارسى به معنى حق العمل کارى است. این عنوان غیر از مضاربه، مزارعه و مساقات است.

ج ـ منظور از (شطر) بخشى از زمان خدمت باشد، یعنى خدمت او نیمه بود یا در بخشى از زمان انجام می‌شد و به تعبیر امروزى، کار خدماتى او، به صورت پاره وقت انجام می‌گردید. به هر حال، هر چه باشد خدمت شاطرى، یکى از کارهاى زنان سده اول بوده است.

خدمت زنان در مسجد که جزو اماکن عمومی و مقدس اسلامی محسوب می‌شود، از جمله کارهایى بوده که در عصر رسالت انجام می‌شده است.

ابوهریره گوید: زن سیاه چهره‌اى، مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را تمیز می‌کرد. چندى گذشت که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) او را ندید. از حال او جویا شد. یاران گفتند: وى از دنیا رفت. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: چرا مثل همیشه از من اذن نگرفتید؟ (گویا یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) إمر آن زن را کوچک شمرده و بدون اطلاع پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مراسم را به جا آورده و به خاک سپرده بودند). سپس فرمود: مرا به قبر آن زن، راهنمایى کنید. پس از آن، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سر قبر او حاضر شد و نماز خواند(۲۷).

به جز این خانم (ام محجن)، زن یا زنان دیگرى نیز به نظافت مسجد مشغول بوده‌اند و حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) علاوه بر آن که آنها را منع نکرده، به آنان اظهار محبت نیز کرده است(۲۸).

از روایت فضه نوبیه، موضوع خدمتگزارى زنان در منزل(۲۹) نیز استفاده می‌شود. علاوه بر این، روایات فراوانى در خصوص خدمت زنان به خانواده‌ها در دست است. در این روایات، خصوصیات کنیزکان، شیوه برخورد با آنان، موضوع محرومیت و مسایل متفرقه دیگرى مطرح شده است.

ابراهیم بن ابى محمود از امام رضا(علیه السلام) پرسید: حکم کنیزک نصرانى خدمتکار که می‌دانیم وضو نمی‌گیرد و غسل جنابت نمی‌کند، چیست؟ آن حضرت فرمود: اشکالى ندارد، منتها دستهایش را بشوید(۳۰).

خدمتکارى زنان شوهردار و زنان آزاده نیز در آن زمان معمول بوده است. نمونه روشن این موضوع، اسماء بنت عمیس و ام ایمن هستند که در خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) خدمت می‌کرده‌اند.

۸ ـ کارهاى ادارى بازار

(شفا) که از بیعت کنندگان نخست و از مهاجران بوده، در ردیف زیرکترین زنان صحابى قرار داشته است.

ابن حجر درباره او چنین می‌نویسد:

(کانت من عقلاء النساء و فضلائهن و کان رسول الله یزرورها و یقیل عندها فى بیتها … کان عمر یقدمها فى الرإى و یرعاها و یفضلها و ربما ولاها شیئا من إمر السوق(۳۱)

وى از زنان عاقل و فاضل بود. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به دیدن او می‌رفت و در خانه‌اش استراحت … عمر او را در نظرخواهى، مقدم و محترم می‌داشت و بر دیگران، ترجیح می‌داد و چه بسا چیزى از کار بازار را به او واگذاشته بود).

غیر از خانم شفا که از نخبگان یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده و به دستور آن حضرت به عایشه و فضه، علم طب و خط آموخته، نام زن دیگرى به اسم (سمراء بنت نهیک) مطرح است که در کار بازار، متصدى پست (احتساب) بوده است(۳۲).

۹ ـ چوپانى

گوسفندچرانى و شترچرانى و کلا گله‌دارى و دامپرورى، از دیگر مشاغل زنان در عصر رسالت بوده است. وقتى میمونه همسر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، زنى از کنیزکان خود را آزاد کرد، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود:

(اگر او را به خانواده‌ات می‌دادى تا برایشان گوسفند بچراند، بهتر بود).(۳۳)

کعب بن مالک، دخترکى داشت که به چوپانى گوسفندان او اشتغال داشت. آن دختر، یک روز مشاهده کرد که گوسفندى مریض است. او را با یک تکه سنگ[ تیز] سربرید. کعب به خانواده‌اش گفت: از گوشت آن نخورید تا حکم آن را از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بپرسم…(۳۴).

به جز کعب بن مالک، تعداد دیگرى از یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) زنان را براى چوپانى استخدام کرده بودند و آن حضرت این روش را تأیید کرده بود(۳۵).

پیشینه چوپانى زنان، زمان‌هاى دور و درازى دارد. قرآن(۳۶) در جریان قصه موسى، به چوپانى دختران شعیب اشاره کرده است. علاوه بر این، چوپانى زنان در فرهنگ اقتصادى اعراب نیز سابقه طولانى دارد(۳۷).

۱۰ ـ ساربانى و زمامدارى شتر

حرفه ساربانى و زمامدارى شتر(۳۸) چیزى شبیه رانندگى در عصر حاضر است. وقتى زنان بتوانند وسایل حمل و نقل آن دوره را برانند و مسافر یا بار جا به جا کنند، به طریق اولى در عصر کنونى می‌توانند به امر رانندگى اشتغال داشته باشند(۳۹).

اسماء بنت یزید از بهترین زنان سخنور، شجاع و دانشمند صحابى است. او زمامدار ناقه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خوانده شده است. اسماء که خودش از محدثان اسلامی است، می‌گوید: (انى لاخد بزمام الغضباء ناقه رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)(۴۰)

من زمام شتر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را که (غضباء) نام داشت می‌گرفتم.

قیله دختر مخرمه از زنان عصر حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) و از ساربانان می‌باشد(۴۱). این جمله را یکى از مردان زیرک که می‌خواست چراگاهى را به خود اختصاص دهد، درباره او گفته است:

وما حظک فى الدهناء لا ابالک؟

‌اى بى‌پدر! بهره تو از سرزمین دهناء چیست؟

او گفت: توقفگاه شترم.

قیله وقتى شنید: آن مرد قصد دارد از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) کاغذى بگیرد که خود در آنجا تصرف کند، به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد:

(انما هذه الدهناء عندک مقید الجمل و مرعى الغنم و نساء بنى تمیم و انباوها وراء ذلک)؛

[‌اى پیامبر خدا!](همانا این دهناء که پیش شماست جایگاه شتران و چراگاه گوسفندان است و زنان بنى تمیم و فرزندانشان پشت آن هستند).(۴۲)

۱۱ ـ پرورش اسب

پرورش اسب گرچه کار سخت و دشوارى بوده، اما برخى زنان عصر رسالت بدان پرداخته بودند. اسمإ دختر ابوبکر ـ همسر زبیر ـ در زمره کسانى یاد شده که اسب می‌پرورانده است. او می‌گوید:

(کنت اخدم الزبیر و کان له فرس اسوسه فلم یکن من الخدمه شىء اشدعلى من سیاسه الفرس)؛

من به زبیر کمک می‌کردم و او اسبى داشت که من سیاستش (تربیتش) می‌کردم اما؛ هیچ کارى مثل سیاست اسب براى من شدید (و ناگوار) نبود).(۴۳)

۱۲ ـ خیاطى

خیاطى، از جمله کارهاى خانگى زنان است که سابقه آن در دورترین نقطه تاریخ به چشم می‌خورد. با این حال، خیاطى به عنوان یک حرفه خاص در محیط‌هاى خانواده مطرح نخواهد بود، بلکه به عنوان شغلى سودآور که جنبه عمومی دارد، قابل بحث است.

عده‌اى خرازى را ـ چنان که از ریشه لغوى آن برمی‌آید ـ نوعى خیاطى گرفته‌اند، البته در صورتى که به دوختن پوستین و بالش و متکا اختصاص یابد. همچنین گفتیم که زینب همسر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به این حرفه اشتغال داشته و حاصل کار خود را می‌فروخته است(۴۴).

اگر خیاطى را تنها به دوخت و دوز لباسها و نیازمندی‌هاى منزل اختصاص دهیم، باز هم به عنوان یک شغل، اهمیت خود را از دست نمی‌دهد و از هنر زنان نمی‌کاهد، زیرا این کار وظیفه زن نیست(۴۵).

در روایت آمده که کثیر بن عبید بر عایشه وارد شد و ملاحظه کرد که عایشه مشغول دوختن جامه می‌باشد(۴۶).

عقیل از غنایم به دست آورده از مشرکان، سوزنى جهت خیاطى براى همسرش هدیه آورده بود که ناگهان منادى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اعلام کرد: هر که چیزى از غنایم نزد اوست، پس بدهد و او سوزن را پس داد(۴۷).

ام سنان اسلمیه وقتى که عازم جنگ خیبر بود، نزد حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده، عرض کرد:‌ اى رسول خدا! با شما می‌آیم که مشک‌ها را بدوزم و …(۴۸)

از این مطلب روشن می‌شود که دوزندگى زنان، به خیاطى در محیط منزل محدود نمی‌شده و جنبه عمومی و فراگیر داشته است. جامعه آن روزگار، مثل عصر حاضر به خیاط زن نیاز داشته، به خصوص که اسباب دوخت و دوز و سوزن براى همه فراهم نبوده است. هر زنى که سوزن و ابزار خیاطى داشته، جزو افراد سرشناس به حساب می‌آمده است!

ادامه دارد…

پى‌نوشت‏‌ها
۱ ـ اخبار النساء، ابن قیم، ص۲۱۷، به نقل از البیان و التبین.
۲ ـ زوجات النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) و اولاده، ص۲۲۵ـ۲۲۴، به نقل از طبقات ابن سعد.
۳ ـ همان مدرک.
۴ ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۲۶۵ ـ ۲۶۳؛
۵ ـ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۱۸، چاپ آخوندى ـ التهذیب، ج۶، ص۳۶۷، چاپ آخوندى ـ لسان العرب، ماده (ضع) عن ابى عبدالله(علیه السلام) (قال نهى رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) عن کسب الامإ فانها ان لم تجد زنت الا امه قد عرفت بصنعه ید ..). (کتاب التجاره، باب۳۳ از ابواب ما یکتسب به، شماره ۱).
نکته‌اى که از استثناء فهمیده می‌شود، شرافت شغل زن است. زن هنرمند به خاطر اندیشه هنرمندانه خود از نوعى عزت نفس برخوردار است و حاضر نمی‌شود تن به خودفروشى بدهد! البته این استثناء ناظر به این واقعیت نیز هست که وقتى در شغل خودش سرشناس باشد و مردم از حرفه او آگاهى داشته باشند معمولا بیکار نخواهد ماند و درآمد خواهد داشت لذا به اندیشه کارهاى آلوده نمی‌افتد.
۶ـ کلمه غزل برغم استعمال لغوى، در روایات به دو معنى به کار رفته است: نخ ریسى و بافندگى، مانند: (و غزلنا لکم اثوابکم) و (نعم اللهو الغزل) و مانند: (صوف و قطن تغزله نسائهم) و در برخى روایات میان غزل و نسج تفکیک آمده است: تفسیر عیاشى ج۱ ص۱۷۵؛
۷ـ وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۷ ـ و نیز نگاه کنید: وسائل الشیعه، ج۳،ص۵۷۲ ـ مکارم الاخلاق، ص۲۳۸ ـ ۲۳۹؛
۸ـ التهذیب، ج۶، ص۲۸۲، ش۲۴۸، تفسیر عیاشى، ج۱، ص۱۵۰؛
۹ـ الغدیر، ج۲، ص۷، به نقل از حلیه الاولیإ، ج۲، ص۴۵، تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۵۳؛
۱۰ـ زوجات النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) و اولاده، ص۱۴۵؛
۱۱ـ المیزان، ج۴، ص۳۵۰، چاپ اسماعیلیان ـ الدر المنثور، ج۲، ص۱۴۹ ـ ۱۵۳، چاپ تهران.
۱۲ـ الاصابه، ج۸، ص۱۳۳، شرح حال (ضباعه) و فى کتاب لقوم یهود: (علیکم کذا و کذا و ربع المغزل‌اى ربع ما غزل نسإکم) (لسان العرب)
۱۳ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۳۹۱؛ حضرت مریم(سلام الله علیها) نیز ریسنده، بافنده و دوزنده بوده است، تفسیر عیاشى، ج۱، ص۱۷۵؛
۱۴ـ نحل، آیه ۹۲؛
۱۵ـ البیان و التبیین، ج۱، باب النوکى.
۱۶ـ السیره النبویه لابن هشام، ج۱، ص۲۱۱ ـ ۲۱۲، بیروت، دارالکتاب العربى.
۱۷ـ ر.ک. سیرالصحابیات، ص۱۱ ـ السیره النبویه، ج۲، ص۲۸۷ و ج۳، ص۹ ـ ۱۰، المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۵، ص:۱۳ (عن قیله ام بنى إنمار قالت: رإیت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) عندالمروه یحل من عمره فجلست الیه فقلت یا رسول الله انى امرإه اشترى و ابیع فربما اردت ان إبیع السلعه فإستام بها اکثر لما اریدان إبیعها به ثم إنقص حتى إبیعها بالذى إرید. واذا إردت ان إشترى السلعه إعطیت بها إقل مما إرید إن آخذها به ثم إزید حتى آخذها بالذى إرید. فقال النبى(صلی الله علیه و آله و سلم): لاتفعلى یا قیله اذا إردت إن تبیعى السلعه فاستامی بها الذى تریدین ان تبیعى به إعطیت إو منعت واذا اردت ان تشترى السلعه فإعطى بها الذى تریدین إن تإخذیها به إعطیت إو منعت)
همچنین الاصابه، ج۸، ص۲۸۱ ـ ۲۸۲ ـ شرح حال ام معبد، همین کتاب، ص۱۷۳ ـ شرح حال قیله الانماریه، التهذیب، ج۶، ص۳۶۹؛
۱۸ـ در بحث کارهاى خدماتى خواهد آمد.
۱۹ـ عتق در اینجا به معنى زیبایى و جوانى هر دو آمده است. ابن منظور این گونه نوشته است: (العاتق الجاریه التى قد بلغت ان تدرع و عتقت من الصبا؛ عاتق دخترى است که به حد مقنعه پوشیدن رسیده و از بچگى درآمده باشد).
۲۰ـ التهذیب، ج۳، ص۲۸۷، باب۱۶، حدیث۱۴؛ شیوه دست فروشى به اقتضاى موقعیت زمانى و مکانى، پیشینه درازى دارد و گویا قبل از اسلام و بعد از آن رواج داشته است. ابوالسمرإ می‌گوید: یک روز صبح که عازم زیارت حرم مطهر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بودم، در راه به زنى برخورد کردم که سوغات مدینه می‌فروخت. (اخبار النساء فى العقد الفریه، ص۳۵ ـ ۳۶)
۲۱ـ بجز (حولاء) نام زنان عطرفروش دیگرى مانند ملیکه مطرح است. (الاصابه، ج۸، ص۱۹۱).
۲۲ـ به استناد روایتى از امام صادق(علیه السلام) نام او زینب بوده است. شاید به خاطر نقص در چشمش بدان لقب خوانده شده است. (الروضه من الکافى، ترجمه محمدباقر کمره اى، ج۱، ص۲۹۱).
۲۳ـ تراجم اعلام النسإ، ج۲، ص۳۴؛
۲۴ـ مسإله حجاب، ص۲۲۷، انتشارات صدرا، ۱۳۷۱،به نقل ازبحارالانوار،ج۱۱،ص۱۱۸،چاپ کمپانى.
۲۵ـ الاصابه، ج۸، ص۱۶۷؛
۲۶ـ لسان العرب، ماده (شطر).
۲۷ـ حسن الاسوه، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵؛
۲۸ـ همان مدرک ـ الاصابه، ج۸، ص۱۸۷، تراجم اعلام النسإ، ج۲، ص۵۹؛
۲۹ـ خدمتکارى، کلفتى و کنیزى زنان صورتهاى گوناگونى داشته است، مانند جان خرید، اجاره، تبرعى، بردگى و … همچنین تعداد فراوانى از زنان خدمتکار داراى شوهر و فرزند بوده‌اند.
۳۰ـ التهذیب، ج۶، ص۳۸۵ ـ المکاسب، ص۲۶۳؛
۳۱ـ الاصابه، ص۱۲۰ ـ ۱۲۱، چاپ مصر (ج۸، ص۱۳۶، بیروت، دارالکتب الاسلامیه).
۳۲ـ با عنوان شغل انتظامی خواهد آمد. نگاه کنید: زنان در بازار کار ایران، مهرانگیز کار تهران، روشنگران، ص۲۳۷؛
۳۳ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۳، ص۴۳۸ و ج۲۴، ص۲۶ ـ ۲۷ و ۲۶۰ و ۳۶۰؛
۳۴ـ حسن الاسوه، ص۲۰۷ ـ ۲۰۸؛
۳۵ـ سنن ابى داوود، نسائى و صحیح مسلم. ابواب العتق[ آزادسازى بردگان]
۳۶ـ قصص، آیه ۲۳؛
۳۷ـ السیره النبویه لابن هشام، ج۱، ص۱۴۱ ـ اخبار النسإ در آثار ابن جوزى، ابن قتیبه، و ابن ابى طینور و ابن عبدالله.
۳۸ـ وقوع این امر در گذشته و همزمان با ظهور اسلام به فراوانى یاد شده است. ر. ک. سیره ابن هشام.
۳۹ـ اینکه روایات، زنان را از سوار شدن بر زین و مرکب نهى کرده، به خاطر پیامدهاى آن به خصوص در مورد زین اسب بوده است. واژه (سرج) در این روایت موضوعیت دارد، به خصوص در روایتى از حضرت على(علیه السلام) که به دنبال آن تهییج به فساد را شرط آورده است. بنابراین، هیچ منافاتى میان این روایات و روایات مورد نظر وجود ندارد. (وسائل الشیعه، ج۱۴، مقدمات نکاح).
۴۰ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۱۷۸؛
۴۱ـ زنى با صفات مردانه که به منظور اسلام آوردن، تنها بر شترش سوار شد و مسافت نسبتا زیادى را پیموده، به خدمت آن حضرت رسید و مسلمان شد.
۴۲ـ المعجم الکبیر، ج۲۵، ص۷ ـ ۱۱؛
۴۳ـ المعجم الکبیرللطبرانى، ج۲۴، ص۹۴؛
۴۴ـ ر.ک. سیرالصحابیات، ص۱۰ ـ بحارالانوار، ج۴۳، ص۷۵؛
۴۵ـ زن وظیفه ندارد براى شوهر کارى انجام دهد؛ حتى جمعى از فقیهان گفته اند: می‌تواند براى شیر دادن فرزندش از شوهر خود مزد بگیرد. ر.ک. احکام النسإ، شیخ مفید،ص۴۲؛
بنابراین خیاطى زن هر چند در محیط منزل و براى شوهر و فرزند انجام شود، عنوان شغلى خود را از دست نمی‌دهد و زن می‌تواند درخواست مزد کند. اینکه زنان هیچ مزدى از شوهر خود نمی‌گیرند، غیر از حکم شرعى و قانونى آن است. امروزه در کشورى مثل اسپانیا بیشترین رقم درآمد زنان را کارها و مشاغل خانگى تشکیل می‌دهد.
۴۶ـ حیاه الصحابیات، ج۲، ص۱۶۹؛
۴۷ـ السیره النبویه، ج۴، ص۱۳۲؛
۴۸ـ الاصابه، ج۸، ص۲۴۵؛
منبع: سید محسن سعیدزاده؛ ماهنامه پیام زن؛ شماره ۳۸

مشاغل زنان در عصر رسالت(۲)

آنچه گذشت:

بازنگارى و ترجمه سنت‌ها و واقعیت‌هاى اجتماعى مسلمانان در زمان حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و یکى، دو سده پس از آن مى‌تواند منبع بسیار مفیدى درمباحث فقهى، حقوقى و اجتماعى ما باشد. از آن جمله است مشاغل زنان در آن عصر. آنچه دومین قسمت آن را پى مى‌گیریم فهرستى از این مشاغل است که زنان به صورت محدود یا گسترده عهده‌دار آن مى‌شده‌اند.

پرواضح است بازگویى این موارد به انگیزه فراخوانى به مشاغل یادشده نیست. چنان که به معناى محصور ساختن در این موارد نیز نمى‌باشد. هدف مقاله تإکید بر این امر است که اشتغال زنان خود به خود امرى ناپسند یا ممنوع نیست بلکه در بسیارى موارد پسندیده و حتى در حد واجب کفایى یا عینى مى‌باشد. تنها برخى عوارض جنبى و مفسده‌هاى عارضى و یا محدودیت‌هاى طبیعى و یا عرفى و اجتماعى است که آنان را از برخى مشاغل باز مى‌دارد و این محدودیتها براى مردان نیز وجود دارد. برخى نکات دیگر را نیز در مقدمه اولین قسمت آورده بودیم مى‌تواند ملاحظه گردد. هنوز یک قسمت دیگر نیز باقى است که در فرصت بعد خواهیم خواند. ان شاء الله.

۱۳ ـ نجارى

زنان مسلمانى که به حبشه هجرت کرده بودند، از فرصت به دست آمده سود جسته، پاره‌اى از علوم و فنون رایج در حبشه را فرا گرفتند. از جمله این فنون، نجارى و پزشکى بوده است. نوشته‌اند: وقتى که حضرت زهرا(سلام الله علیها) از شیوه حمل جنازه‌ها اظهار نگرانى کرد، اسماء بنت عمیس طرح یک تابوت به گونه‌اى که در حبشه فرا گرفته بود، ارائه داد و موجب خوشحالى آن حضرت شد.(۱)

همچنین گفته‌اند: زینب بنت جحش نیز به فن تابوت‌سازى آشنا بوده و براى خود تابوتى ساخته بود.(۲)

گذشته از این، ساخت وسایل عروسى(۳) که شامل صندوقچه، شانه، قاب آینه و غیره مى‌شده، توسط زنان انجام مى‌گردید. مواد اولیه آنها از چوب و استخوان فیل و مانند آن بوده است.

۱۴ ـ دباغى

دباغى به حرفه‌اى گفته مى‌شود که پوست حیوانات را پاک و پرداخت کرده، براى استفاده آماده مى‌سازد. این حرفه را زنان عصر حضور از جمله همسران حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) انجام مى‌داده‌اند. از سوده همسر آن حضرت چنین روایت شده است:

(ماتت لنا شاه فدبغنا مسکها)(۴)

(گوسفندى از ما مرد، پوستش را دباغى کردیم (و از آن مشک ساختیم).

در شرح حال زینب دختر جحش همسر دیگر آن حضرت آمده که او همواره دباغى مى‌کرد(۵). درباره این دو زن اصطلاح (طول ید) که کنایه از کار و صدقه دادن مى‌باشد، نقل شده است.(۶)

۱۵ ـ کوره (اجاق)‌سازى

حفر کوره براى مصارف صنعتى و خانگى از نیازهاى آن روزگار بوده است.

واقدى در شرح حال ماریه همسر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین نوشته است:

(و کانت ممن حفر کوره ایضا)

(او نیز از کسانى بود که کوره حفر کرد).(۷)

۱۶ ـ خرازى

خرازى در فرهنگ تازى، به معنى دوخت و صنعت پوست، چکمه‌دوزى و … به کار رفته است. خرازى در فرهنگ اقتصادى حاضر به مغازه‌هایى گفته مى‌شود که اسباب و ادوات دوخت و دوز، بافتنى، مهره و مانند آن را مى‌فروشند. این واژه در گذشته نیز شبیه این مفهوم را القا مى‌کرد، زیرا در مورد دوخت لباس و ظروف آب مثل مشک و پشتى و مانند اینها، به کار مى‌رفته است.

در شرح حال زینب بنت جحش همسر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:

(فکانت تدبغ و تخزر)(۸)

(او دباغى و خرازى مى‌کرد.)

در دوره بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) که اصحاب آن حضرت، مرجع علمى مردم بودند، دو زن در حرفه خرازى، اختلاف پیدا کرده، براى حل دعوا نزد ابن عباس آمدند. او پس از یادآورى قوانین حقوقى اسلام آن دو را موعظه کرد که در نتیجه زن مجرم به گناه خود اعتراف کرد. در ابتداى این حدیث چنین آمده است:

(ان امرأتین کانتا تخرزان فى بیت فخرجت احداهما و قد نفد الاشفى(۹) فى کفها)

(دو زن در یک خانه خرازى مى‌کردند، پس یکى از آن دو از خانه خارج شد، در حالى که سوزرن خرازى در کف دستش فرو رفته بود.)(۱۰)

از این دو روایت استفاده مى‌شود که خراز با پوست گوسفند یا حیوان حلال گوشت دیگرى، وسایل مورد نیاز مردم را چون مشک آب و… مى‌ساخته است. همچنین، از روایت دوم استفاده مى‌شود که براى خرازى زنان، کارگاه ویژه وجود داشته است.

۱۷ ـ سقایى

این پیشه تا اوایل قرن حاضر در همه ممالک اسلامى رایج بوده است و تهیه آب و توزیع آن میان مردم به عنوان یک شغل به خصوص در جبهه‌هاى جنگ در میان زنان سده اول رواج داشته است. تعدادى از زنان صحابى که خود از محدثان نامى عالم اسلام هستند، گفته‌اند: ما هر گاه در جبهه حضور یافته و نمى‌جنگیدیم، به مجاهدان آب مى‌رساندیم. (۱۱)

ام معبد انصارى مى‌گوید:

من به یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نوشیدنى مى‌دادم، از جمله به معاذ. جمعى در خصوص حکم نوشیدنى از او سوال کردند و او که آشنا به حلال و حرام آشامیدنی‌ها بود، به پرسش آنان پاسخ داد.(۱۲) بنابراین علاوه بر سقایى، تهیه نوشابه‌هاى مخصوص، و فروش آنها نیز به عهده زنان بوده است.

۱۸ ـ آشپزى (فروش غذاى گرم)

مفهوم آشپزى در این عنوان، پخت و پز زنان در محیط منزل نیست.(۱۳) زیرا این همت را همه زنان به عشق فرزندان، شوهر و بستگان خود انجام مى‌دهند. منظور از طبخ غذا به صورت انبوه براى عرضه و فروش به مردم است. زنان سده نخست دوره اسلامى و پیش از آن، در مراسمى چون حج و موقع جنگ، اقدام به طبخ غذا و عرضه آن به مردم مى‌کرده‌اند. ام عطیه یکى از این زنان است، او که از یاران حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده در جبهه حاضر مى‌گردید و براى رزمندگان آشپزى مى‌نمود. به جز این، روایات دیگرى در خصوص این شغل زنان، در عصر حضور و پس از آن موجود است اما، چون نگارنده بنا بر اختصار گذاشته، از ذکر آن خوددارى نمود.(۱۴)

۱۹ ـ شیردهى

مرد عرب به دلایلى(۱۵)، بهره‌گیرى از شیر زنان دیگر را پذیرفته بود و زنان عرب به شیردهى و شیرفروشى عادت کرده بودند. اسلام این سنت را پذیرفت، ولى براى آن شرایطى قرار داد.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از کسانى بود که علیرغم بهره‌ورى از وجود مادرى چون آمنه به زن شیردهى از قبیله بنى سعد سپرده شد. آن حضرت به این برهه از زندگى خود اشاره کرده و با افتخار از آن سخن گفته است:

(و ما یمنعى و انا من قریش و ارضعت فى بنى سعد)(۱۶)

(چه چیز مرا (از فصاحت) مانع شود، در حالى که از قریشم و در (قبیله) بنى سعد شیر خورده ام!)

پیشینه این سنت اجتماعى به استناد آیه دوازده سوره قصص(۱۷)به زمان حضرت موسى(علیه السلام) برمى‌گردد و به طور قطع، چنین سنت ریشه‌دارى، پیش از آن نیز وجود داشته است. اشراف عرب، همواره براى خود دایه داشتند که نام آنان چون خانم بنانه حاضنه خاندان لوى در تاریخ یاد شده است.(۱۸)

در تاریخ اسلام از زنان شیرده بسیارى یاد شده است، نظیر: حلیمه شیرده، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ام برده شیرده فرزند ایشان ابراهیم.

۲۰ ـ دایگى

دایگى در فرهنگ اسلامى به عنوان (ظئر، حاضنه و کفیل) مطرح شده و در تاریخ ایران اسلامى با عنوان (مربى) و (لله) و چند لفظ دیگر به کار رفته است، ولى با دقت بیشتر درمى‌یابیم که هر یک به کار خاصى مى‌پرداخته و هر یک از این اصطلاحات در محدوده زمان معینى اطلاق مى‌شده است. (ظئر) به معناى قابله و ماماست که تنها در دوره قبل از تولد طفل، از مادر و جنین او مواظبت مى‌کند. پس از آن، مرضعه از ابتداى تولد تا دو سال به او شیر مى‌دهد. تمیز کردن و خواباندن و توجه به نیازهاى روحى و جسمى کودک موضوع حضانت قرار مى‌گیرد که گاهى این وظیفه را مرضعه انجام مى‌دهد و بیشتر اوقات توسط مادر یا حاضنه انجام مى‌شود. چنین کارى در اصطلاح، حضانت خوانده مى‌شود و به متصدى آن اگر زن باشد، حاضنه مى‌گویند. مدت حضانت تا وقتى است که بچه خودکفا شود و بتواند نیازمندی‌هاى اولیه خود را برطرف سازد و از هفت سال تجاوز نمى‌کند.

دوره خدمتگزارى به فرزند، پس از حضانت تا دوره بلوغ و رشد، کفالت خوانده مى‌شود.(۱۹)

قرآن کریم به این مقطع از زندگى حضرت مریم(سلام الله علیها) اشاره کرده، چنین مى‌فرماید:

(و کفلها زکریا)

(زکریا، کفالت مریم را پذیرفت).

از آنجا که کفیل، هزینه زندگى بچه را مى‌پردازد و زکریا خود را موظف به انجام این کار مى‌دانست، هرگاه براى این منظور متوجه مریم مى‌شد، ملاحظه مى‌کرد که سفره غذاى او گسترده است.

(کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم انى لک هذا قالت هو من عندالله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب)(۲۰)

به هر حال، زنان دوره نخست اسلامى به مشاغل یاد شده رغبت داشته و بدان مى‌پرداخته‌اند. این سنت در دهه‌ها و سده‌هاى بعد از حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ادامه داشته و مورد تإیید بوده است.

امام صادق(علیه السلام) براى فرزندشان حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) دایه گرفته بودند. روزى زراره (که از بزرگان اصحاب ایشان است) به حضور آن حضرت شرفیاب شد و دید، دایه امام لقمه‌هاى برنج را به زور به ایشان خورانده و آن حضرت را به خاطر برنج کتک مى‌زند. او غمگین نزد امام صادق(علیه السلام) نشسته بود که امام(علیه السلام) فرمود: گمان مى‌کنم غم تو از دایه ابوالحسن است. او پاسخ داد: آرى، فدایت شوم، چنین است. آن حضرت(علیه السلام) ضمن قبول این روش از منافع برنج سخن گفت.(۲۱)

۲۱ ـ شیرینى‌پزى

نانوایى، کلوچه پزى و تهیه نوعى از شیرینى جزو مشاغل پاره وقت زنان در دوره‌هاى گذشته بوده است. ام ایمن (که اهل حبشه بود) براى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) یک غذاى محلى درست کرده، به صورت گرده نان درآورده بود. حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: این چیست؟ عرض کرد: یک خوردنى که در سرزمین خود مى‌سازیم، من دوست داشتم، براى شما درست کنم …(۲۲)

سهل بن سعد گفته است: زنى از (تیره) ما در مزرعه خود یک نوع گیاه خوردنى (شبیه کدو) مى‌کاشت. روزهاى جمعه ریشه آن را مى‌چید و با آرد جو مى‌آمیخت و با آن غذایى تهیه مى‌کرد. وقتى که از نمازجمعه باز مى‌گشتیم به آنجا مى‌رفتیم تا از آن غذا بخوریم. ما جمعه را به خاطر آن غذا دوست داشتیم.(۲۳)

۲۲ ـ آرایش‌گرى

از آنجا که انسان زیبایى‌گراست و بدان جهت که تنوع در زندگى خصوصى زن و مرد لازم و مفید است، آرایش به خصوص براى زنان، اهمیت ویژه‌اى مى‌یابد. آنان از گذشته‌هاى دور تاکنون به این سنت عمل کرده‌اند و اسلام که دین جمال و زیبایى است و پاکیزگى را جزو تفکیک‌ناپذیر ایمان دانسته، چنین سنتى را ترویج کرده است.

ام رعله یکى از آرایشگران دوره جاهلى است. او خدمت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و عرض کرد: شغل من مشاطه‌گرى است و زنان را براى شوهرانشان زینت و آرایش مى‌کنم. آیا این کار گناه است، تا از آن دورى کنم؟ ایشان فرمود: آنان را آرایش و زینت کن … (۲۴)

نام زنان آرایشگر دیگرى چون ام غیلان دوسیه، ام زفر (که حضرت خدیجه(سلام الله علیها) را مى‌آراست) جثامه، ام عطیه و ام سلیم در تاریخ اسلام دیده مى‌شود.(۲۵)

روایات زیادى درباره اهمیت آرایش و شرایط آن و این که نباید براى نامحرم مورد استفاده قرار گیرد و سایر خصوصیات آن وارد شده که بر آن اساس، به بحث پرداخته‌اند.

۲۳ ـ خوانندگى

منظور از خوانندگى در آن دوره، اصطلاح رایج امروزى نیست، بلکه خواندن زن در مجلس عزا و شادى هر دو مورد نظر است. چیزى که در فقه با دو عنوان (غنا) و (نوح) مطرح شده است. اصل مورد قبول فقیهان شیعه در فقه امامیه، حرمت غناست، مگر غناى زن در مجلس عروسى بدون آن که مردان حضور داشته باشند و بدون آن که لهو و حرامى را به دنبال بیاورد.

مرحوم شهید در (دروس) چنین نوشته است:

(احدها ما حرم لغیه کالغناء فیحرم فعله و تعلمه و تعلیمه و استماعه و التکسب به الا غناء العرس ما لم یدخل الرجال على المرأه و لم تتکلم بالباطل و لم تلعب بالملاهى)

(یکى از آنها (مکاسب حرام) چیزى است که خود حرام باشد، مانند غنا. پس انجام، آموختن، آموزش، شنیدن و به دست آوردن مال توسط آن حرام است، مگر غناى عروسى[آن هم] تا زمانى که مردان بر زن (خواننده) وارد نشوند و به باطل سخن نگوید و به لهو بازى نکند.)(۲۶)

مرحوم شیخ مفید در مورد نوحه‌خوانى زن نوشته است:

(و کسب النوائح بالباطل حرام. و لا بإس بالنوح على اهل الدین بالحق من الکلام و لا باس بالاجر على ذلک)

(کاسبى نوحه‌کننده از طریق باطل حرام است و اشکالى بر نوحه به سخن حق براى اهل دین نیست و همین طور مزد گرفتن بر آن بى‌اشکال است.)(۲۷)

با این وصف، اصل این شغل مورد پذیرش بوده و مواردى از آن در تاریخ اسلام یاد شده است.(۲۸)

فقیهان ما در کتاب تجارت و مکاسب (بیعها) به مناسبت، پیشه‌هاى حرام یا مکروه و در مباحث قضا و شهادات به مناسبت، قبول یا عدم قبول شهادت کسانى که چنین مشاغلى دارند، بحث‌هاى خواندنى و قابل توجهى دارند که نقل آن و بحث درباره چگونگى و درستى و نادرستى اقوال مطرح شده از حوصله این مقاله خارج است. هدف ما گزارشى از وجود این شغل در میان زنان بود که برآورده شد.

۲۴ ـ مرجعیت علمى

نمونه روشن این مقام علمى و روحانى، حضرت زهراى اطهر(سلام الله علیها) دختر گرامى پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و همسر حضرت على(علیه السلام) مى‌باشد. زنان و حتى مردان در تمام زمینه‌هاى علمىt به ایشان رجوع مى‌کردند و پاسخ درست خود را دریافت مى‌نمودند. از محضر آن حضرت، شخصیت‌هایى مثل اسماء، ام ایمن و فضه بهره‌مند شدند. یاران شهیر و طراز اول پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مثل جابر و سلمان با کمال افتخار و تواضع، از نخل تنومند دانش خدایى‌اش خوشه مى‌چیدند.(۲۹)

از ایشان که بگذریم زنان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اغلب مرجع مردم بوده‌اند. اهل سنت به خصوص از عایشه نام برده و از او روایات زیادى نقل کرده‌اند.(۳۰)

در میان یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز زنان فراوانى مرجع علمى و دینى مردم بوده‌اند که از آن میان مى‌توان به ام شریک و عاتکه بنت یزید اشاره کرد.(۳۱)

۲۵ ـ کف بینى و رمالى

در کتاب زبیر بن بکار آمده است که عمر بن عبیداله بن معمر که سال ۶۸ قمرى والى بصره و فارس بوده به اتفاق مالک بن خداش خزاعى براى نبرد به سیستان مى‌رفتند. سر راه، چشمشان به زنى افتاد که از روى خطوط ترسیم کرده روى زمین، پیشگویى مى‌کرد و عده‌اى دور او را گرفته بودند. عمر با تمسخر به او نگریست و خندید. آن زن گفت: از سیستان خارج نمى‌شوى مگر با تابوت مردگان و این مردى که همراه توست، با زن تو ازدواج مى‌کند. پس از مدتى چنان شد که او پیشگویى کرده بود.(۳۲)

۲۶ ـ آموزگارى زنان

آموزگارى، از مشاغل با اهمیت عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است. حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به خانم (شفا) که از آموزگاران با تجربه عصر خود به حساب مى‌آمد، دستور داد که به همسر ایشان خط و روانپزشکى بیاموزد.(۳۳)

۲۷ ـ تفریح ـ ورزش

این کار به عنوان یک شغل سرگرم‌کننده مباح، بلکه مستحب توصیه شده است. پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره فرمود: (کل لهو المومن باطل الا فى ثلاث: فى تأدیبه الفرس و رمیه عن قوسه و ملاعبته امرإته فانهن حق)(۳۴)

جمعى از فضلا جمله (و ملاعبته امرإته) را تنها به امور جنسى تعبیر کرده‌اند، ولى مى‌توان گفت: قرار گرفتن این تفریح در کنار پرورش اسب و تیراندازى معناى دیگرى دارد.

ابن هشام در دو مورد، از مسابقه کشتى سخن گفته که هر دو مطابق سیره حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است.(۳۵)

مرحوم شیخ حر عاملى از مسابقه اسب دوانى و شترسوارى و تعیین جایزه از سوى حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) سخن گفته است.(۳۶)

در کتاب‌هاى فقه و حدیث، موارد دیگرى مثل شنا و گاه شطرنج بدون برد و باخت، تجویز شده و پیرامون آن بحث‌هاى مفیدى مطرح شده است. بنابراین، شغل تفریحى و سرگرم‌کننده‌اى که آموزنده هم باشد، براى خانم‌ها مجاز است. این گونه مشاغل گرچه به عنوان یک شغل دائم در شمار بقیه شغل‌ها قرار نگرفته بود، اما امروز با توجه به شرایط خاص زمان و مکان مى‌تواند تشکیلات سازمانى داشته و جزو مشاغل رسمى کشور محسوب شود.

۲۸ ـ بهداشت (خفض)

در میان عرب، رسم ختنه براى مردان و خفض براى زنان، رایج بوده است.(۳۷) هر یک از این دو سنت مردانه و زنانه، توسط دو زن خبره انجام مى‌شد. پس از ظهور اسلام، زنانى که به این کار اشتغال داشتند، نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده، وضعیت شغلى خود را مطرح کردند. آن حضرت نیز اجازه داد که به کار خود ادامه دهند. همچنین ایشان براى بهبود وضعیت شغلى آنان رهنمودهایى ارائه کردند.(۳۸)

۲۹ ـ پرستارى و خدمات اورژانسى

حضور گسترده زنان در جبهه‌هاى نبرد با کافران و مشرکان از دیدگاه بیشتر محدثان و فقیهان به نیت انجام کارهایى از قبیل پرستارى و خدمات درمانى اورژانسى تفسیر مى‌شود.

آنان در مورد این نظر، تنها به روایاتى استناد مى‌کنند که در این زمینه صراحت داشته باشد. نمونه این روایات چنین است:

ام سنان اسلمیه وقتى که داوطلب شرکت در جنگ شد، نزد حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: من براى … مداواى مجروحان شرکت مى‌کنم. آن حضرت اجازه فرمود و چنین ادامه داد: به دوستان تو (چه از قبیله اسلم یا غیر آن) نیز اجازه مى‌دهم که شرکت کنند؛ پس[برو] همراه ام سلمه باش [یعنى به فرمان ام سلمه(همسر آن حضرت) عمل کنید]. (۳۹)

لیلا غفاریه از زنانى بود که به منظور مداواى مجروحان و خدمت به مریضان با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به جبهه مى‌رفت.(۴۰).

ربیع دختر معوذ از زنان دیگرى است که براى کمک به مجروحان و پرستارى از مریض‌ها روانه جبهه جنگ مى‌شده است.(۴۱)

۳۰ـ تدارکات جبهه

بخشى از کارهاى تدارکاتى و خدماتى جبهه، بر دوش زنان بوده است. زنان در همه غزوه‌هاى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فعالانه حضور داشته‌اند. در جنگ خیبر زنى از قبیله بنى غفار همراه فامیل خود به خدمت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و گفت:

إردنا إن نخرج معک الى وجهک هذا … و هو یسیر الى خیبر ـ فنداوى الجرحى و نعین على المسلمین بما استطعنا. فقال(صلی الله علیه و آله و سلم): على برکه الله؛

(ما مى‌خواهیم با شما به مقصد مورد نظرتان، مسیر خیبر بیایم، مجروحان را مداوا کنیم و با تمام توان به آنها کمک کنیم. آن حضرت فرمود: [بیایید] به برکت خدا).(۴۲)

بنابراین، آمادگى زنان صدر اسلام براى هر کارى که در توان آنها بوده و اجازه پیامبر به بیانى که گذشت، نشان مى‌دهد که زنان، فعالانه در صحنه اجتماع حضور داشته و تمام قدرت خود را به کار گرفتند تا درخت اسلام پا بگیرد و مسلمانان سربلند و عزیز باشند.

از جمله کارهایى که زنان به آن اشتغال داشتند، حمل مجروحان و شهدا به پشت خط‌مقدم و گاه به مدینه بوده است. کسانى که با تاریخ اسلام آشنایى دارند، گزارش‌هاى حماسى و قهرمانانه زنان نمونه صدر اسلام را شنیده‌اند. با این حال، یک روایت از زبان این دلاور زنان نقل مى‌کنیم:

(کنا نغزو مع رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) … و نرد القتلى و الجرحى الى المدینه)

(با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در جنگها شرکت مى‌کردیم … و کشته‌ها و مجروحان را به مدینه انتقال مى‌دادیم).(۴۳)

ادامه دارد…

پى‌نوشت‏‌ها
۱ ـ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۳؛
۲ ـ زوجات النبى(صلی الله علیه و آله و سلم)، ص۲۲۸؛
۳ ـ ابوعثمان جاحظ (۱۵۰ ـ ۲۵۵ق) یکى از مشاغل رایج زن مسلمان را ساخت و ساز وسایل عروسى یاد کرده است. (اخبارالنساء، ابن قیم، ص۲۱۷؛)
۴ ـ حسن الاسوه، به نقل از بخارى و نسایى (باب ماورد فى انباذ المرأه فى الجلد.)
۵ ـ زوجات النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) و اولاده، ص۲۲۰ ـ ۲۲۵؛
۶ ـ ر.ک. الاصابه، حرف (ز) و (سلام الله علیها).
۷ ـ الاصابه، ج۸، ص۱۸۵؛
۸ ـ زوجات النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) و اولاده، ص۲۲۰ ـ ۲۲۵؛
۹ ـ الاشفى، المثقب … الذى ملاساکفه … و المزاود و القرب و اشجاهها و هو مقصور و المخصب للنعال. (لسان العرب، ماده شفى.)
۱۰ ـ حسن الاسوه، ص۳۰۳ ـ ۳۰۴؛
۱۱ ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۲۷۶؛
۱۲ ـ الاصابه، ج۸، ص۲۸۲؛
۱۳ ـ متذکر شدیم آشپزى را وظیفه زنان نداسته‌اند. بنابراین زن خانه‌دار براى شغل آشپزى مى‌تواند از شوهر مزد بگیرد. نگاه کنید: احکام النساء، شیخ مفید، ص۴۲؛
۱۴ ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۵، ص۲۹، ۵۵، ۵۶، ۶۷، ۱۳۷؛
۱۵ ـ برخى از محققان درباره تعداد انگیزه‌ها و علل این کار چنین نوشته‌اند: علت این که قریش و غیرقریش (اشراف عرب) فرزندان خود را براى شیردهى به مرضعه مى‌سپردند، وجوهى است:
۱ ـ فراغتى که زنان براى شوهر فراهم مى‌آورند.
۲ ـ براى آن که اطفال در میان قبیله‌هاى مختلف، فصاحت و بلاغت یاد گرفته، به خلق و خوى اعراب آشنا شوند.
۳ ـ چنان که در جاى خود اشاره کردیم علت دیگر، مشغله فراوان صاحبان اولاد و نیاز آنها به مرضعه‌ها بوده است.
۱۶ ـ السیره النبویه لابن هشام، ج۱، ص۱۸۵؛
۱۷ ـ (وحرمنا علیه المراضع من قبل فقالت هل ادلکم على اهل بیت یکفلونه لکم و هم له ناصحون)
۱۸ ـ السیره النبویه لابن هشام، ج۱، ص۱۸۵؛
۱۹ ـ موضوع کفالت موسى که در آیه ۴۰سوره طه و آیه ۱۲سوره قصص مطرح شده، اعم از حضانت و رضاع بوده است. (المیزان، ج۱۴، ص۱۵۱، موسسه إعلمى بیروت.) یا بدان جهت است که کفالت طفل شامل رضاع و حضانت و کفالت (به معنى خاص) هرسه مى‌شود و هر گاه به کفالت تعبیر شود، دو مرحله دیگر را نیز شامل خواهد بود.
۲۰ ـ مریم، آیه ۳۷؛
۲۱ ـ (عن زراره قال رإیت دایه ابى الحسن موسى(علیه السلام) تلقمه الارز و تضر به علیه فغمنى ما رإیته. فلما دخلت على إبى عبدالله(علیه السلام) قال لى: احسبک غمک الذى رإیت من دایه ابى الحسن موسى(علیه السلام) فقلت: نعم جعلت فداک. فقال لى: نعم الطعام الارز …) (بحارالانوار، ج۴۷، ص۴۲؛)
۲۲ ـ حیاه الصحابیات، ج۲، ص۲۹۱؛
۲۳ ـ حیاه الصحابیات، ج۲، ص۱۵۴ ـ ۱۵۵؛ خلاصه و مضمون روایت نقل شد.
۲۴ ـ الاصابه، ج۸، ص۲۳۱؛
۲۵ ـ الاصابه، ج۸، ص۲۳۵ و ۲۶۵؛
۲۶ ـ الدروس، ص۳۲۶؛
۲۷ ـ المقنعه، ص۵۸۸؛ براى نمونه مى‌توانید روایات موافق و مخالف موضوع را در التهذیب، ج۶، ص۳۵۶ ـ ۳۵۹ و ۳۸۷ ـ بحارالانوار، ج۴۷، ص۲۷۹ ـ کیمیاى سعادت، ج۱، ص۳۰ نگاه کنید.
۲۸ ـ ر.ک. احیإ علوم الدین، امام محمد غزالى، ج۲، بحث سماع.
۲۹ ـ ر.ک. کتابهاى شرح حال حضرت زهرا(سلام الله علیها).
۳۰ ـ سیر الصحابیات، ص۹ ـ حیاه الصحابیات جلد اول و دوم، ص۳۰۶ ـ ۳۰۵؛
۳۱ ـ سیر الصحابیات، ص۹؛
۳۲ ـ الاخبار الموفقیات، ص۳۶۶؛
۳۳ ـ المعجم الکبیر، ج۲۴، ص۳۱۴ ـ ۳۱۶ ـ ر.ک. پیشینه آموزش زنان مجله پیام زن اثر همین نویسنده.
۳۴ ـ وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۴۷؛
۳۵ ـ السیره النبویه، ج۱، ص۴۱ و ج۳، ص۲۹؛
۳۶ ـ وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۴۵ ـ ۳۵۱؛
۳۷ ـ در روایتى پیشینه آن به دوره حضرت ابراهیم(علیه السلام) برمى‌گردد. در این روایت چنین آمده است: هاجر اول زنى است که خفض کرد … (لسان العرب ماده هجر)
۳۸ ـ الاصابه، ج۸، ص۲۵۹ ـ ۲۶۰ ـ التهذیب، ج۶، ص۳۶۰ ـ ۳۶۱ ـ لسان العرب، ماده شمم ـ السیره النبویه، ج۳، ص۳۳ ـ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۳؛
۳۹ ـ الاصابه، ج۸، ص۲۴۵؛
۴۰ ـ همان مدرک، ص ۱۸۳؛
۴۱ ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۲۷۶ و ج۲۵، ص۲۹ و ۵۵ و ۵۶ و ۶۷ و ۱۳۷؛
۴۲ ـ السیره النبویه لابن هشام، ج۳، ص۲۹۰ ـ ۲۹۱؛
۴۳ ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۲۷۶ و ج۲۵، ص۲۹ و ۵۵ و ۵۶ و ۶۷ و ۱۳۷؛
منبع: سید محسن سعیدزاده؛ ماهنامه پیام زن؛ شماره ۳۹

مشاغل زنان در عصر رسالت(۳)

اشاره

دو قسمت گذشته مقاله، حدود ۳۰ مورد از مشاغل و حرفه‌هایى که زنان کم و بیش در دوره اولیه ظهور و گسترش اسلام بدان می‌‌پرداخته‌اند را برشمرد. پیشتر یادآور شدیم ذکر اینها که به اجمال و اختصار تمام نیز برگزار می‌‌شود، به انگیزه فراخوان به یکایک موارد یاد شده نیست. چنان که به هدف محصور ساختن به اینها و یا ارائه الگوى اشتغال نمی‌‌باشد. انگیزه اصلى، تإکید بر حضور سازنده زن در جامعه اسلامی‌ با حفظ همه شؤون و چارچوب‌هاست. و پر روشن است که بسیارى از موارد فهرست شده، به فراخور رشد و گسترش زمینه‌هاى یادشده و قالب‌هاى موجود، اینک بسیار متفاوت با گذشته در جریان است ولى اینها تغییرى در اصل موضوع ایجاد نخواهد کرد. به عنوان مثال بافندگى، رنگرزى، خدمات بهداشتى آموزشى، ماهیت اصلى خویش را حفظ کرده است هر چند قالب‌ها و ابزار و گستره آن بسیار فراتر از گذشته است. به هر حال آرزو می‌‌کنیم همین مختصر بتواند کمکى به صاحب نظران و علاقه‌مندان این گونه مسائل نموده باشد. ان شاء الله.

۳۱ – نگهدارى اموال

نگهدارى از اموال مردم و مبارزان که گاه به نگهبانى مسلحانه(۱) نیاز داشت، از مشاغل دیگر زنان در سده اول است. زنان در پشت جبهه، حراست از مرکز سیاسى و اقتصادى اسلام را عهده‌دار بوده‌اند. هر بار که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) مدینه را به قصد جنگ یا کارى چون حج، ترک می‌‌کرد، جانشینى در آنجا می‌‌گماشت.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در یکى از جنگها(تبوک)، حضرت على(علیه السلام) را جانشین خود قرار داد. منافقان شایع کردند که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت على(علیه السلام) بى‌توجهى کرده، وى را در میان زنان گذاشته است! حضرت على(علیه السلام) این موضوع را به عرض پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رسانید. آن حضرت فرمود: آیا دوست ندارى جایگاهت در میان امت، مثل هارون نسبت به موسى باشد، با این تفاوت که بعد از من دیگر پیامبرى نخواهد بود؟(۲)

لزوم حراست از دستاوردهاى آیین جدید، نگهدارى املاک و اموال مسلمانان و پاسدارى از مرکز اقتصادى اسلام(بیت المال)، از کارهاى اساسى شمرده می‌‌شد و چنین وظیفه‌اى نیز بر عهده زنان بوده است.

وقتى نماینده زنان براى ابلاغ پیام آنها به حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد، سخنان پرمعنى و فصیحى اظهار داشت، از جمله گفت:

«و ان الرجل منکم اذا خرج حاجا او معتمرا او مرابطا حفظنا لکم اموالکم»

«اگر مردى از شما به حج یا عمره برود، ما(در غیاب شما) اموالتان را حفظ می‌‌کنیم.»(۳)

۳۲ـ کهانت

کهانت به معنى خبر دادن از نادیده‌هاست(۴) که شامل آینده و گذشته می‌‌شود. عرافت، قیافه، قیافه البشر و قیافه الاثر از گرایش‌هاى وابسته به کهانت است که در ادامه بدان خواهیم پرداخت.

پیش از اسلام، کهانت در میان زنان، جایگاه خاص و ممتازى داشته است. نام بزرگانى چون: «طریفه» در یمن که خراب شدن سد مآرب و سیل عرم را پیش‌بینى کرده بود، «زبرا» در ناحیه حضرموت، «سلمی‌» از همدانیان، «عفیراء»، «فاطمه» خثعمیه در مکه، «زرقاء»، «یمامه» کاهنه بنى سعد و «سعدى» دختر کریز خاله عثمان(خلیفه سوم) در تاریخ به ثبت رسیده است.(۵)

خاله عثمان از اسلام آوردن و ازدواج او با دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خبر داده بود و چنان شد که وى گفته بود.(۶)

زنى از کاهنان عرب به «مرحب» پهلوان نامی‌ عصر جاهلى گفته بود که کسى به نام حیدر تو را خواهد کشت.(۷)

جز این دو، زنان کاهن دیگرى از آمدن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و بعضى از امور ایشان خبر می‌‌دادند [چنانکه به وقوع پیوست].(۸)

در مورد تأیید کهانت به معناى خاص آن، مطلبى دیده نشده است. مرحوم شیخ انصارى در مکاسب محرمه به طور کلى درباره کهانت چنین نوشته است: «الکهانه حرام» سپس در دنباله بحث، حرمت آن را بدون مخالف می‌‌داند.(۹)

۳۳ـ رزم

فقیهان در خصوص مسائل رزمی‌ زنان و جهاد ابتدایى آنان، بحث‌هاى بسیارى مطرح کرده و به نقد و انتقاد پرداخته‌اند. آنچه در تاریخ اسلام، مسلم و قطعى است و نمی‌‌توان منکر آن شد، وقوع رزم و جهاد زنان در مواردى چون جنگ احد و تبوک است.

لحن سخن فقها در مورد جهاد دفاعى زنان، به گونه‌اى نرم و آرام است. اغلب و بلکه تمام عالمان دینى، دفاع از اسلام و کشورهاى اسلامی‌ را اگر واجب ندانند، حداقل جایز می‌‌دانند و براى آن شرط جنسیت یاد نکرده‌اند.

در جنگ خیبر، زنان زیادى شرکت داشتند و سهم خود را از غنایم دریافت کردند(۱۰)؛ از جمله اینان، ام زیاد اشجعیه و پنج نفر همراه اوست. علت حضور آنان چنین گزارش شده است(۱۱):

«خرجنا و معنا دواء نداوى به الجرحى و نتناول السهام و نسقى»

[از مدینه به عزم جنگ] خارج شدیم و با خود دارو براى مداواى مجروحان بردیم و براى این که تیرها را جمع کنیم و به رزمندگان آب بدهیم …(۱۲).

اسلمیه دختر سعید، در جنگ خیبر حاضر بود و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) براى او سهم یک مرد معین کرد. او همان کسى است که در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خیمه زده و مریضان و مجروحان را مداوا می‌‌کرد…(۱۳).

نسیبه در جنگها شرکت می‌‌کرد و در نبرد احد شمشیر زد و سیزده نقطه بدنش زخمی‌ شد.(۱۴) صفیه دختر عبدالمطلب در جنگ احزاب یک مرد یهودى را که مزاحم آنان بود کشت، در حالى که «حسان بن ثابت» شاعر معروف از رویارویى با او گریخته بود.(۱۵)

اسماء دختر یزید، همان زن سخنور و شجاع، در جنگ یرموک شرکت کرده، سیزده نفر را به قتل رساند.(۱۶)

شرکت زنان در جنگ‌ها براى امورى چون مداواى مجروحان، آشپزى، قصابى، پرستارى و نگهدارى اموال مورد قبول تمام محدثان اسلامی‌ است. اگر به همین اندازه نیز بسنده کنیم، موضوع جهاد زن ثابت می‌‌شود، زیرا شرکت زنان به چنین منظورى بدون تهیه ساز و برگ دفاعى میسر نبوده و حداقل برخى از آنان مسلح بوده‌اند و حتى گاهى که جبهه نیازمند بوده، می‌‌جنگیده‌اند.

انس بن مالک گوید: زن ابوطلحه انصارى ـ که گویا براى مداوا به جبهه آمده بود ـ همراه خود خنجرى داشت. شوهرش از او پرسید: براى چه؟ او گفت: براى این که اگر مشرکى به من نزدیک شد، شکم او را پاره کنم. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شاهد این گفتگو بود. ابوطلحه خطاب به آن حضرت گفت: آیا می‌‌شنوید چه می‌‌گوید؟!(۱۷)

این حدیث نشان می‌‌دهد که انجام کارهاى خدماتى و پزشکى جبهه بدون سلاح میسر نبوده و زنان حداقل خنجرى همراه خود داشته‌اند.

۳۴ـ جراحى

جراحى و شکسته‌بندى، شغل دیگرى است که زن سده اول در عصر حضور انجام می‌‌داده است.

رفیده، پزشک و جراح معروف دنیاى اسلام است. او همواره به این کار اشتغال داشته است. در جنگ‌ها حضور می‌‌یافته به جراحى، طبابت و شکسته‌بندى می‌‌پرداخت. در جنگ احزاب بیمارستان سیار خود را در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نصب کرده بود.(۱۸)

به جز این، در برخى زایمان‌ها نیاز به جراحى احتیاج می‌‌افتاده و این نیاز را مسلمین خود برطرف می‌‌کرده‌اند چنان که «خفض» نوعى جراحى سرپایى به حساب می‌آید. و زنان مسلمان خود متصدى آن بوده‌اند.(۱۹)

۳۵- طبابت

در منابعى که تحقیق شد، طبابت، مامایى، روان پزشکى(۲۰)، بهداشت، درمان و پرستارى همه از مشاغلى آمده است که توسط زنان انجام می‌‌شده است.

طبق روایاتى، عایشه همسر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) طبیب بوده است(۲۱) همچنین به دستور آن جناب(صلی الله علیه و آله و سلم) خانمی‌ به حفصه روانپزشکى آموخته است.(۲۲)

به جز این سه نفر، نام پزشکان و جراحان دیگرى چون: رفیده، ام‌عطاء، ام‌کبشه، حمنه بنت جحش، معاذه، لیلى، امیمه،‌ ام زیاد، ربیع بنت معوذ، ام‌عظیمه، ام‌سلیم آمده است.(۲۳)

۳۶ـ انتظامی‌

مرحوم شیخ مفید نوشته: وقتى عایشه در جنگ جمل شکست خورد و حضرت على(علیه السلام) فرمان داد او را به مدینه بازگردانند، به چهل نفر از زنان رزمنده گفت: لباس مرد پوشیده او را تا مدینه همراهى کنند. این نیروى چهل نفره با نظم و انضباط خاصى که مورد رضایت عایشه قرار گرفت، محترمانه او را به مدینه رساندند.(۲۴)

همچنین نوشته‌اند: سمراء که از زنان مورد توجه صدر اسلام است و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را درک کرده بود، در مدینه یا مکه به شغل انتظامی‌(احتساب بازار) می‌‌پرداخت. او روپوش و مقنعه‌اى درشت و غلیظ می‌‌پوشید، تازیانه به دست می‌‌گرفت و متخلفان را تنبیه می‌‌نمود.(۲۵)

۳۷ـ قیافه‌شناسى

به معناى اثرشناسى، کشف علمی‌ جرم و روانشناسى افراد است که اصولا دو شاخه متمایز داشته است. قیافه‌شناسى بشرى و قیافه‌شناسى اثرى. در قسم اول که کاهنان از آثار رنگ و چهره و صفات افراد، نسب و تیره آنان را معین می‌‌کرده‌اند.

در روایات(که بیشتر راویان آن را اهل سنت تشکیل می‌‌دهند) احیانا بر این موضوع صحه گذاشته شده است. در باب لعان آمده که اگر قیافه بچه به پدر شباهت داشته باشد، بچه مال پدر و گرنه از او نخواهد بود. ولى فقه شیعه در صورتى که آثار حرام بر آن مرتب شود(۲۶)، قیافه‌شناسى را نپذیرفته و مدعى است قضاوت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر اساس دانش قیافه‌شناسى، صحت ندارد و افتراء است.(۲۷)

شاید علت رویگردانى مسلمین خصوصا زنان از قیافه‌شناسى، همین موضوع بوده است.

قسم دوم ظاهرا بى‌اشکال و توسط مسلمانان مورد استفاده قرار گرفته است.

پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) شمار دشمنان اسلام را میان نهصد تا هزار نفر تعیین فرموده و مستند این پیش‌بینى را گزارشى قرار دادند که طعام هر روزشان را نه یا ده شتر می‌‌دانست.(۲۸)

مشابه این در مورد اسلام ریحانه، از آن حضرت گزارش شده است.(۲۹)

ابوسفیان نسبت به «بدیل بن ورقاء» مشکوک شده او را محکوم نمود که نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه رفته است اما بدیل منکر بود. ابوسفیان دستور داد پشکل شتر را شکافتند و هسته خرماى مدینه را درآورد و از این طریق متوجه موضوع گردید.(۳۰)

۳۸ـ سخنرانى

فرهنگ مردم جاهلى بر دو پایه شعر و خطابه استوار بود. به طور معمول هر قومی‌ از اقوام عرب داراى خطیب و شاعرى بود تا در مصاف با قبیله دیگر بتوانند سخنان سنجیده بگویند. نقش خطیب و شاعر چنان پراهمیت گزارش شده که عزت و ذلت خود را در گرو شاعر و خطیب می‌‌دانسته‌اند.

در آن روزگار تعدادى از زنان علیرغم تهدیدها و خشونت مردان(۳۱)، به عنوان خطیب و شاعر در جامعه حضور داشتند. نمونه بر جاى مانده از آثار آن دوره به خوبى نشان می‌‌دهد که چگونه زنان با استعداد، همپاى مردان و گاه پیشتر حرکت کرده‌اند.

این فرهنگ، پس از ظهور اسلام همچنان بر جاى ماند، با این تفاوت که آیین جدید، تحولى در محتواى شعر و خطابه پدید آورده، پاره‌اى از ارزشهاى نوین را جایگزین، و برخى از ارزشهاى آن دوره را تأیید کرد.

زنان دوره ظهور(با توجه به ارزش‌هاى اسلامی‌) دو شغل خطابه و شاعرى را از دست ندادند. شخصیت‌هایى مثل اسماء دختر یزید و ام سلمه کم نبوده‌اند.(۳۲)

۳۹ـ شعر

زنان مسلمانى که در حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شعر سروده‌اند، اغلب از خانواده ایشان هستند. در کتاب‌هاى تذکره و تاریخ، نام شمار زیادى از آنان مثل «صفیه» و «اروى» آمده است. همچنین در کتاب‌هاى تاریخ، سروده‌هایى را به حضرت خدیجه(سلام الله علیها)، حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، ام سلمه، عایشه و فضه نسبت داده‌اند و در این راستا نام زنان بسیارى از یاران و همسران آنان را ضبط کرده‌اند. برخى از این زنان، حرفه خود را شاعرى قرار داده بودند و چنان که در بحث خوانندگى اشاره شد، در مجالس عزا، ماتم و شادى می‌‌خوانده و مزد می‌‌گرفته‌اند.(۳۳)

۴۰ـ مشاغل خانگى

زن عصر رسالت، علاوه بر آشپزى و خیاطى، به کارهاى سخت و توان‌فرسایى از قبیل آب‌کشى، نانوایى و آسیاب کردن با آسیاب سنگى می‌‌پرداخته است.

درباره حضرت زهرا(سلام الله علیها) نوشته‌اند:

«استقت بالقربه حتى اثرت فى صدرها و طحنت بالرحى حتى مجلت یداها»(۳۴)

«آن قدر با قربه(ظرف آب) آب آورد که بر سینه‌اش اثر گذاشت و آن قدر با آسیاب‌دستى، آسیاب کرد که دستهایش تاول زد و سپس زبر شد.»

۴۱ـ کشاورزى

کشاورزى از مشاغل دیرینه زنان است. در سده نخست دوره اسلامی‌ همچون دیگر دوره‌هاى تاریخ، زن علیرغم روحیه لطیف خود، به کار سخت کشاورزى می‌‌پرداخته است. بخارى از سهل بن سعد چنین نقل کرده است:

«کانت منا امرإه تجعل فى مزرعه لها سیلقا فکانت اذا کان یوم الجمعه تنزع اصول السلق فتجعله فى قدر ثم تجعل قبضه من شعیر تطحنه فتکون اصول السلق عرقه … »(۳۵)

«زنى از(قبیله) ما، در مزرعه خود سلق [نوعى روییدنى که داراى بوته‌اى چون کدوست] می‌‌کاشت. روزهاى جمعه ریشه آن را درمی‌آورد و در ظرفى[مثل دیگ یا کترى] می‌‌گذاشت. آن گاه با مشتى آرد جو می‌آمیخت تا سفت می‌‌شد، مثل استخوان پر گوشت»

مولوى سعید انصارى می‌‌نویسد: کشت‌کارى زنان، چنان گسترده بوده که فضاى مدینه را سبز و خرم کرده بود.(۳۶)

۴۲ـ مقنى‌گرى

تصویرى که مردان از زن سده اول به دست داده‌اند، تصویر ضعیف، ناقص و ناهمگونى است. گزارش‌هاى ناخواسته و ضمنى مورخان، این نکته را به ذهن می‌آورد که وقتى از وراى صدها قرن، به گذشته نگاه می‌‌کنیم، ابتدا می‌‌پنداریم زن موجودى بوده که جز خانه‌دارى به هیچ کارى دست نمی‌‌زده است، اما اندکى دقت در متون تصفیه نشده، بر این تصور، خط بطلان می‌‌کشد؛ خبرها حکایت از فعالیت‌هاى گوناگون و مشارکت اجتماعى زنان دارد.

نمونه این خبرها را در مورد حضرت فاطمه دختر امام حسین(علیه السلام) چنین می‌‌خوانیم:

وقتى خانه جده‌اش حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به مسجد اضافه شد و بناى منزلش تمام گشت، آن حضرت به موضع «حره» منتقل شد و گفت: چاره‌اى ندارم تا چاهى در خانه براى وضو و سایر نیازمندی‌هایم داشته باشم. پس دو رکعت نماز در محل مورد نظر براى کندن چاه، خواند و دعا کرد. آن گاه کلنگ به دست گرفته، شروع به کندن چاه کرد و به کارگرها دستور داد کار کردند.(۳۷)

۴۳ـ رنگ‌آمیزى و نقاشى

در میان خوانندگان، عده‌اى هستند که فکر کنند، مشاغل موجود، سابقه نداشته است و حال آن که در این مورد بیشتر با فقدان دلیل‌هاى اثباتى رو به رو هستیم.

زنان سده اول، مشاغل بسیارى عهده‌دار بوده‌اند که نمونه‌هاى آن در این مقاله بیان شد. از جمله این مشاغل، رنگ‌آمیزى پارچه‌ها و نقش و نگار و علامت‌گذارى آنها بوده است.

زنى از خاندان بنى اسد می‌‌گوید: روزى در حضور زینب همسر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بودم و با او جامه‌اش را رنگ قرمز می‌‌زدیم. در این میان، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شدند و به سوى ما نگریسته، متوجه رنگ‌آمیزى ما شدند. چون رنگ لباس قرمز بود، برگشتند. زینب که پیامبر را این گونه دید، فهمید که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) این رنگ را نپسندیده، از این رو، لباس را شست و سرخى آن را از میان برد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشتند چون چیزى ندیدند به خانه درآمدند.(۳۸)

این گزارش گرچه کراهت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) را در خصوص جامه زینب نشان می‌‌دهد، ولى از یک حقیقت پرده برمی‌‌دارد و آن اشتغال زنان به کار رنگ‌آمیزى پارچه و لباس است. همچنین در تاریخ و فقه اسلامی‌ از لباس‌هاى علامت‌دار و منقوش بحث شد، که طبعا توسط خانم‌ها بدان صورت درمی‌‌آمده است.

۴۴ـ تولیت اوقاف و صدقات

به استناد روایاتى که از طریق شیعه و سنى نقل شده، حضرت زهرا(سلام الله علیها) متصدى و متولى اوقاف و صدقات پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است.

علامه مجلسى نامه‌اى را که حضرت زهرا(سلام الله علیها) انشاء کرده و برخى از یاران، آن را امضا کرده‌اند، چنین آورده است:

به نام خداى بخشنده و مهربان. این وصیت فاطمه دختر محمد فرستاده خداست. او وصیت می‌‌کند که امور هفت حائط(بستان) او: العواف، الدلال، البرقه، والمبیت(المیثب)، الحسنى، الصافیه و آنچه متعلق به ام ابراهیم بوده، به على بن ابى طالب واگذار شود. اگر على(علیه السلام) از دنیا رفت، به حسن(علیه السلام) و اگر حسن از دنیا رفت، به حسین(علیه السلام) و اگر حسین(علیه السلام) از دنیا رفت، به بزرگترین فرزندان من واگذار شود. خدا را بر این وصیت شاهد می‌‌گیرم و نیز مقداد بن اسود و زبیر بن عوام را. این نامه به خط على بن ابى طالب است.(۳۹)

بزنطى به نقل از امام رضا(علیه السلام) می‌‌گوید:

عباس براى گرفتن حق الارث خود آمده بود، حضرت على(علیه السلام) و دیگران شهادت دادند که آنها وقف است.(۴۰)

سمهودى نیز این موضوع را مطرح کرده و متولى موقوفات یاد شده را بعد از امام حسین(علیه السلام)، امام سجاد(علیه السلام)، سپس حسن و محسن و بعد زید بن الحسن دانسته است.(۴۱)

پایان

پى‌نوشت‌ها

۱ـ زنان در جنگ احزاب حافظ و نگهبان مدینه بودند. مردى از یهود قصد داشت به حریم مسلمانان وارد شود. از این رو، صفیه دختر عبدالمطلب او را کشت. ر.ک. شغل رزمی‌ زنان.

۲ـ حسن الاسوه، باب ماورد فى کون المرإه خلیفه فى النساء.

۳ـ المیزان، ج۴، ص۳۵۰؛

۴ـ و فى الحدیث: «ان الشیاطین کانت تسترق السمع فى الجاهلیه و تلقیه الى الکهنه فتزید فیه ما تزید و تقبله الکفار منهم»(لسان العرب، ماده کهن.)

شبیه این مطلب از امام صادق(علیه السلام) در کتاب مکاسب شیخ انصارى، ص۵۳ آمده است.

۵ـ تاریخ التمدن الاسلامی‌، ج۳، ص۲۱ ـ سیره حلبى، ج۱، ص۳۶ ـ نهایه الارب، ج۳، ص۱۳۰ – ۱۳۱ – الاصابه، ج۴، ص۳۲۰ – ۳۲۱ – بحارالانوار، ج۲۱، ص۹؛

۶ـ الاصابه، ج۴، ص۳۲۰ – ۳۲۱؛

۷ـ بحارالانوار، ج۲۱، ص۹؛

۸ـ السیره النبویه، ج۱، ص۲۳۱؛

۹ـ مکاسب، شیخ انصارى، ص۵۲ – ۵۳؛

۱۰ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۵، ص۳۳۲؛

۱۱ـ شاید سخن گفتن از مداوا و کمکهایى جز رزم، بدین خاطر بوده که دیدگاه منع جهاد زن خدشه‌دار نشود.

۱۲ـ الاصابه، ج۸، ص۲۳۵ ـ مسند احمد، ج۵، ص۲۷۱؛

۱۳ـ الاصابه، ج۸، ص۱۷۶؛

۱۴ـ بحارالانوار، ج۶، ص۵۱۵ ـ تراجم اعلام النساء، ج۲، ص۴۱۲؛ به جز او ام عماره نیز در زمره رزمندگان احد یاد شده است.(السیره النبویه، ج۳، ص۴۵).

۱۵ـ السیره النبویه، ج۳، ص۱۷۷ – ۱۷۹؛

۱۶ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۱۵۷؛

۱۷ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۵، ص۲۹۱؛

۱۸ـ السیره النبویه، ج۳، ص۱۸۹ ـ سیرالصحابیات، ص۹ – ۱۰؛

۱۹ـ خفض به جاى ختنه در مردان است. این سنت هنوز هم رایج است.

۲۰ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۳۱۴ تا ۳۱۶؛

۲۱ـ سیرالصحابیات، ص۹ – ۱۰؛

۲۲ـ اصطلاح خاص فرهنگ پزشکى مورد نظر نیست. منظور درمان امراض از طریق روح و تلقینات روحى است. این موضوع در بیشتر کتب حدیث(اهل سنت) با عنوان «الرقى» مطرح شده است.

۲۳ـ المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۱۸۴ – ۱۸۵؛

۲۴ـ الجمل، چاپ دفتر تبلیغات اسلامی‌،ص۴۱۵؛

۲۵ـ المعجم الکبیر للطبرانى، ج۲۴، ص۳۱۸؛

۲۶ـ دانستن نسخه و اعتقاد به آن، بدون ترتیب اثر گناه ندارد.

۲۷ـ مکاسب شیخ انصارى، ص۴۹؛

۲۸ـ السیره النبویه، ج۲، ص۲۶۰؛

۲۹ـ همان کتاب، ج۳، ص۱۹۴؛

۳۰ـ السیره النبویه، ج۴، ص۱۳۶؛

۳۱ـ مثلى که در فرهنگ فارسى رواج دارد این است که می‌‌گویند: «مرغ اگر مثل خروس بخواند باید سرش را برید». این مثل باز گرفته از فرهنگ عرب جاهلى است. منظور گوینده این سخن یعنى «فرزدق»، شعر سرودن و سخنورى زنان است. نقل شده او چند تن از دختران شاعر را به همین جرم! به قتل رسانده است.(نهایه الارب، ج۳، ص۱۱؛ )

۳۲ـ ر.ک. بلاغات النساء، اخبار النساء ابن قیم،اخبار النساء فى العقد الفرید، اخبار النساء فى الاغانى و …

۳۳ـ سیرالصحابیات، ص۹ – ۱۰، ر.ک. اخبار النساء ابن قیم، السیره النبویه لابن هشام، الامإ الشواعر، اشعار النساء، اشعارالنساء المومنات، الاغانى، عیون الاخبار ابن قتبه، بلاغات النساء و …

۳۴ـ بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۲ و ۲۸؛

۳۵ـ به نقل از حیاه الصحابیات، ج۲، ص۱۵۴ – ۱۵۵، حیاه الصحابه، ج۱، ص۲۷۳، الترغیب و الترهیب، ج۵، ص۱۷۳؛

۳۶ـ سیرالصحابیات، ص۱۰؛

۳۷ـ … فصلت فى موضع بئردارها رکعتین ثم دعت الله و إخذت المسحاه فاحتفرت بئرها …(وفاءالوفاء، ج۳ – ۴، ص۱۱۴۰، چاپ مکه، دارالباز).

۳۸ـ حسن الاسوه به نقل از ابو داود.

۳۹ـ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۳۵، باب۱۰؛

۴۰ـ بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۹۷؛

۴۱ـ وفاءالوفاء، ص۹۹۸؛

منبع: سید محسن سعیدزاده؛ روزنامه قدس

نقش مؤثر زن در خانه از دیدگاه حضرت زهرا(ع)

ایجاد روحیه عبادت ومعنوی نمودن فضای خانه تبدیل خانه به مدرسه و تبدیل بخشی از خانه به مسجد و عبادتگاه، آموزش قرآن و اخلاق به خدمتکار، تبدیل خانه به سنگر جهاد و مبارزه بر علیه ستمگران و دفاع از ولایت، و دعا در حق همسایه از برنامه های فاطمه زهرا (ع)بود.[1] وقتی پیامبر (ص) در صبح اولین روز زندگی مشترک آنها از علی (ع) پرسید: همسر خود را چگونه یافتی؟ عرض کرد: «نعم العون فی طاعه الله»؛ چه خوب یاوری بر اطاعت خداست. و هنگامی که از دخترش فاطمه (ع) پرسید، در جواب گفت: «خیر البعل»؛ بهترین شوهر است.[2]

روحیات و عواطف خاص حضرت زهرا (ع) در هنگام خواستگاری، و رو حیات معنوی ایشان در شب عروسی، دختران و زنان ما را به تأمل در معیارهای ازدواج و تشریفات عروسی وا می دارد که اگر الگوگیری از این بانوی بزرگ در زنان ما تقویت شود، آمار سرسام آور طلاق معضل امروز جامعه ما نمی شد. ایشان حتی در شب زفاف، نه تنها به ظواهر دنیا بی توجه بود، بلکه دست از عبادت و راز و نیاز برنداشت، حضرت علی (ع) در شب ازدواج، همسرش را نگران دید و علت را پرسید. حضرت زهرا (ع) در پاسخ گفتند: در پیرامون حال و وضع خود اندیشیدم…تو را به خدا بیا در آغاز زندگی مشترک به نماز برخیزیم وامشب را به عبادت خدا بپردازیم.[3]

انفاق گروهی و خانوادگی

میهمانی دادن در خانه و باز بودن در خانه برای رفت و آمد مردم از جمله مواردی بود که زهرای مرضیه (ع) بدان اهتمام می ورزیدند. سوره «انسان» بیانگر روزه دسته جمعی و انفاق گروهی این خانواده است که سه روز روزه گرفتند و هر شب افطارشان را به مستمندان بخشیدند: «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا[4]

تقسیم کار

مشورت با پیامبر (ص) در امور خانه و خانه داری و تقاضای ایشان از پیامبر (ص) برای تقسیم کار، از جمله تدبیری بود که برای آرامش و نظم خانه اندیشیده بود. «تقاضی علی و فاطمه الی رسول الله (ص) فی الخدمه: فقضی علی فاطمه بخدمه ما دون الباب و قضی علی علی بما خلفه. فقالت فاطمه (ع): فلا یعلم ما داخلنی من السرور الا الله لاکفانی رسول الله (ص) تحمل رقاب الرجال[5]؛…تنها خداوند می داند که چقدر خوشحالم از اینکه رسول خدا مرا عهده دار مسئولیت های خانه فرمود و همین برای من کافی است.

در تقسیم بندی که پیامبر (ص) انجام دادند، کارهای داخل منزل به حضرت زهرا(ع) و کارهای بیرون منزل به حضرت علی (ع) واگذار گردید. خوشحالی حضرت از این تقسیم بندی و اعلام کفایت این کار برای ایشان، بیانگر این نکته است که کارهای منزل برای زنان در اولیت است و ضرورتی برای زنان نیست که در بیرون خانه به کار مشغول باشند.

زن و حضور او در اجتماع

قالت فاطمه الزهرا(ع): «أدنی ما تکون من ربها أن تلزم قعر بیتها»؛ آن لحظه ای که زن در خانه می ماند(و به امور زندگی و تربیت فرزند می پردازد)به خدا نزدیک تر است. (همان)

از سخن آن بانوی بزرگ این گونه برداشت می شود: آنچه موجب رضای خداست این است که زن، همسر و فرزندان را در اولویت قرار دهد. بخصوص نقش تربیتی او که مورد بی مهری شدید قرار گرفته، از اهم وظایف زنان می باشد.

گاهی دیده می شود بعضی جوامع به این مسئله حیاتی نگاهی تحقیر آمیز دارند و آن را برای زن نوعی ارزش قلمداد نمی کنند. نقش سرنوشت ساز زن در تربیت نسل را نادیده می گیرند و حضور زن در پیشبرد اقتصاد، سیاست و…را در اولویت قرار می دهند. همین نگرش موجب گردیده ضربات جبران ناپذیری به این جوامع وارد آید.

البته این حدیث نشان دهنده رفع تکلیف از زنان برای فعالیت های اجتماعی است نه منع آنان.

حضور فعال زنان در عرصه اجتماع در دوران قبل و بعد از انقلاب و فعالیت های چشمگیر آنان در پشت جبهه، که برگ زرینی است بر دفتر انقلاب، شاهد بودیم. همچنین حضور بانوی بزرگ اسلام حضرت زهرا (ع) در پشت جبهه برای کمک به مجروحان را در تاریخ نظاره گریم.خلأ حضور زن در جامعه را با حضور مردان می توان جبران نمود، اما هیچ جایگزینی برای فقدان زن در خانه نمی توان یافت.

چه معضلاتی را در جامعه شاهد هستیم که ریشه در کمبود محبت دارد و مادران به بهانه اینکه عضوی فعال در جامعه هستند و توانسته اند در عرصه های مختلف به همنوعانشان کمک نمایند، از مسئولیت خود شانه خالی می کنند و ضربات سهمگینی به پیکر خانواده و اجتماع وارد می آوردند؛ غافل از اینکه این عملکرد مرضی خداوند نمی باشد و در قیامت نیز مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت.

فروپاشی خانواده ها غالبا ناشی از بی کفایتی مادران و بی توجهی آنان نسبت به مسائل حیاتی همسر و فرزندان بوده است، چه مردانی که ساعت ها خانه را خالی از همسرانشان می یافتند و چه فرزندانی که از نبود مادران سوء استفاده های جبران ناپذیری می نمودند.

اشتغال زنان

یکی از مظاهر حضور اجتماعی زنان، مسئله اشتغال آنان است که امروزه بیش از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشد، از نظر حیثیت اجتماعی مورد نظر و اقبال زنان قرار می گیرد. اگر اشتغال زنان مستلزم خروج از منزل باشد در صورتی که شوهر اذن ندهد، طبق نظر همه فرق اسلامی غیر مجاز است. پیامبر اکرم (ص) در این رابطه می فرمایند: زنی که بدون اجازه شوهرش از خانه خارج شود، در زیر خشم خداست تا وقتی باز گردد، یا شوهرش راضی شود.[6] در مقابل، مردان اصولا به این دلیل که در مقابل اقتصاد خانواده و تأمین معاش همسر و خانواده خود مسئول هستند باید به این امر بپردازند و اشتغال برای آنان نه یک حق، بلکه یک وظیفه است.

بنابراین، اشتغال به معنای پاسخی است برای ادای حقوق زن و فرزند برای مردان، که در همه حال، جایز و بلکه واجب است. روشن است که این مسئله جزو تمایزاتی است که کنوانسیون رفع تبعیض زنان آن را بر نمی تابد.[7] از کنوانسیون محو تبعیض و اسناد حاشیه ای آن، مثل سند پکن، بر نمی آید که اشتغال زنان مهم ترین و بلکه تنهاترین راه حل فقر زنان و کم کردن وابستگی آنان به مردان و خانواده به حساب می آید.

آنچه دنیای غرب در حال حاضر خود را فریفته آن نشان می دهد «تساوی» است، غافل از آنکه مسئله تساوی را اسلام در چهارده قرن پیش حل کرده و بحث «تشابه» را مطرح نموده است. در مسائل خانوادگی که نظام خاصی دارد، چیزی بالاتر از «تساوی» وجود دارد. طبیعت در اجتماع مدنی فقط قانون تساوی را وضع کرده و گذشته، ولی در اجتماع خانوادگی جز تساوی، قوانین دیگری را نیز وضع کرده است.

تساوی به تنهایی کافی نیست که روابط خانوادگی را تنظیم کند؛ سایر قوانین طبیعت را در اجتماع خانوادگی باید شناخت.[8] قطعا فقر آثار ویژه ای بر زنان دارد. از جمله، فقر عاملی است که می تواند زنان را وارد چرخه آلوده و وحشت آور پدیده اعتیاد، روسپی گری و…نماید. بر این اساس، توجه به رفع نیازهای مالی زنان یک اصل مهم دینی و انسانی است.

دین مبین اسلام ضمن پذیرفتن حضور اقتصادی زنان و تأکید بر مالکیت مطلق آنها نسبت به اموال شخصی شان، از مردان (پدران و شوهران) خواسته که تأمین مالی آنها را به عهده گیرند و مراعات اوضاع خاص آنان را بنمایند. در واقع، دین نخواسته از نظر اقتصادی الزاما از زن موجودی محتاج بسازد، بلکه خواسته است تأمین مخارج زندگی او و اطرافیانش را به عهده دیگران (مردان) قرار دهد و تکلف سنگینی را از گرده زنان بردارد.

در نتیجه، اشتغال برای زنان یک عمل اختیاری و انتخابی است. در این بین، چون اصولی بر قوانین فردی دین حاکم است (مثل حفظ و اساس قرار دادن بنیاد خانواده)، دستورهایی در راستای اجرای اصول صادر نموده که یکی ازآنها توافق زن و مرد برای خروج ازمنزل است.طبعا در اکثر موارد، اشتغال مستلزم خروج از منزل و در مواردی، شرط اذن شوهر عاملی محدودکننده برای زنان محسوب می شود.

البته در عرف فعلی معمولاً در این باره توافق وجود دارد، ولی اگر موارد تعارض را نتوان با مشورت و مشاوره حل نمود. طبعاً زنانی که حفظ خانواده برایشان در اولویت است باید از این حق خود صرف نظر نمایند و احیاناً به یک اشتغال خانگی روی آورند. متأسفانه روابط و مناسبات اجتماعی فعلی آنچنان در عرف جوامع اثر گذار بوده اند که نه تنها زنان، بلکه مردان نیز اشتغال را برای زنان یک وظیفه به حساب می آورند.

توقعی که در حال حاضر بین خانواده ها وجود دارد، مشارکت زن در امر نان آوری خانواده است و این امر، اشتغال زنان را از یک حرکت اختیاری به یک رفتار اجتماعی تبدیل ساخته است. حال اگر این مسئله را در کنار نیاز طبیعی فرزندان به مادر و سطح کلان مراجعات آنان به مادران قرار دهیم، انجام هر دو کار تکلیف بسیار شکننده ای خواهد بود.

البته در دنیای عرب و تفکر زن مدارانه، این مسئله با قربانی کردن عواطف و کم کردن سطح روابط فرزندان با مادران حل شده و نام آن را تقسیم مسئولیت مادری گذاشته اند. لیکن روشن است که وجود تفاوت رفتاری بین زنان و مردان، بخصوص در رابطه با فرزندان، حقیقتی است که نمی توان آن را انکار کرد. در زمینه اشتغال زنان، برخی از این تفاوت ها بسیار اهمیت دارد. برای مثال، از نظر روان شناسان، زنان بیشتر «دیگر خواه» هستند و مردان «خودخواه»، زنان خوشی ها و آرزوهای خود را بر مدار هستی استوار می سازند که دوستشان دارند، در حالی که مردان دیگران را برای خود می خواهند.

این زمینه روانی باعث می شود که زنان وقتی شاغل هم می شوند سعی کنند از مسیر اشتغال خود، رفاه خانواده و بخصوص فرزندان را بیشتر تأمین سازند؛ یعنی در این زمینه منتظر تکلیف نمودن نیستند، در حالی که انفاق یک تکلیف برای مردان است. با این وصف، نخستین کسی که از اشتغال زن متحمل زحمات بیشتری می شود خود زن است.[9]

همکاری زن در اقتصاد خانواده و اشتغال او در بیرون از خانه با چند شرط بلا مانع است:

1 – نوعی ضرورت و یا فایده عقلانی نسبت به حضور وی در شغل های اجتماعی باشد.

2 – انتخاب شغلی در خارج از منزل، مانع موفقیت وی در سه وظیفه اصلی او (شوهرداری، خانه داری و بچه داری) نگردد.

3 – محیط جامعه و اشتغال برای حضور یک زن، کاملا مطمئن، مطلوب و قابل اعتماد باشد.

4 – تمامی مرزها و محدودیت های شرعی، اعم از حجاب و عفت را مراعات کند.[10]

سری به خانه فاطمه زهرا(ع) می زنیم .و نظام اقتصادی حاکم بر آن خانواده را بررسی می کنیم. زندگی مشترک حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (ع) با تعاون و همکاری اقتصادی آن دو شروع شد. زره حضرت علی (ع)فروخته می شود و حداقل جهیزیه و لوازم مورد نیاز یک زندگی تهیه می گردد.

زندگی آنان در خانه یکی از اصحاب رسول خدا (ص) آغاز می شود و با تنظیم یک جدول کاری به سفارش پیامبر (ص) و حفظ تعهد کاری و سخت کوشی، به زندگی ادامه می دهند. کار خارج از خانه را حضرت علی (ع) و کارهای داخل خانه را حضرت زهرا (ع) به عهده می گیرد. در روایات آمده که حضرت زهرا(ع) برای کمک به اقتصاد زندگی پشم می ریسید تا به هزینه زندگی کمک نماید.

در اینجا لازم است به یکی از عوامل عمده بقا، سلامت و پویایی اقتصاد خانه در زندگی اشاره کنیم، و آن عامل اخلاقی است، آن هم در حد عالی:

1 – ایثار نسبت به یکدیگر؛

2 – زهد و قناعت و ساده زیستی؛

3 – صبوری و قدرت تحمل بالا؛

4 – ارزشمند دانستن دیگرگرایی و انفاق به دیگران در نظر آنان؛

5 – محنت پذیری؛

6 – عدم تقاضای فوق توان از شوهر در همه مدت زندگی خانوادگی (تفاهم و تعاون)؛

7 – تربیت فرزندان؛

8 – استفاده از عوامل معنوی، مانند نماز و ذکر (برای بالا بردن ضریب مقاومت روحی در برابر کمبودهای اقتصادی)؛

9 – رعایت برابری و مساوات با طبقات پایین جامعه؛

10 – اعتقاد به برکت رزق،[11]

نویسندگان:مرضیه نصرتی[12]

منبع:فصلنامه علمی- ترویجی مباحث بانوان شیعه شماره-۲۴/ج

پی‌نوشت‌ها:

[1] . نیلی پور، ۱۳۸۵، ص۳۷

[2] . مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۴۳، ص۱۱۷.

[3] . انصاری زنجانی، ۱۴۲۸ق، ج۳، ص۲۹۶.

[4] . انسان:۸.

[5] . انصاری زنجانی، ۱۴۲۸ق، ج۳، ص۲۹۶.

[6] . احمدیان، ۱۳۸۶، ص۳۲۶.

[7] . قطعنامه شماره ۱۸۰/ ۳۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد.

[8] . مطهری،۱۳۸۰،ص۲۵۳.

[9] . معین الاسلام و طیبی، ۱۳۸۳، ص۲۱۷.

[10] . احمدی جلفائی، ۱۳۸۶، ص۱۶۵.

[11] . نیلی پور،۱۳۸۵،ص۳۵.

[12] . مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، گروه معارف و قرآن و عترت.