اسوه سازی

نوشته‌ها

اهمیت عبادت در کودکی و نقش والدین در تربیت مذهبی کودکان(۱)

بارها شاهد آن بوده ایم که برخی افراد، عبادات و نماز کودکان را، نوعی بازی تلقی می کنند و آن را فاقد ثواب و اجر الهی می شمارند؛ حال آن که چنین نیست و قطعاً عبادت در کودکی نیز حسناتی به همراه دارد. پس خوب است بدانیم که واجبات بزرگسالان و اعمال مستحبی آنها برای کودکان، مستحب است و گناهان آنها برای کودکان مکروه بوده و مباحات برای هر دو امری مباح است.

حال اگر ترتیبی اتخاذ شود که کودکان دریابند انجام عبادت و نماز آنها، در پیشگاه خدا اجر خواهد داشت، رغبت بیشتری برای انجام عبادت خواهند داشت. از طرف دیگر انجام عبادت ها در کودکی موجب ملکه شدن آنها می گردد و چنین کودکانی در بزرگسالی، عبادات را با سهولت بیشتری انجام می دهند. اما آنان که تا هنگام بلوغ، نماز نخوانده اند، این کار را با دشواری بیشتری انجام می دهند. پس اگر بخواهیم کودکان با عبادات خو بگیرند، باید دوره کودکی آنها را مغتنم بشماریم.

مسئله دیگر این است که وقتی کودکی از دوران نوباوگی به عبادت روی بیاورد و برای انجام آن به مسجد و سایر اماکن مذهبی برود، از همان زمان، با چنین فضاهایی انس می گیرد و با انسان های با ایمان مأنوس می شود. انس با فضاهای مذهبی و با نیکان، مانع گرایش به ورطه های فساد و نابودی گشته، انسانها را از دوستی با بدان برحذر می دارد و فرد با چنین خصوصیاتی به صلاح و زندگی پاک نزدیک تر می شود. پس برای تربیت دینی کودکان باید از همان کودکی دست به اقدام زد تا آداب و رسوم و عبادات دینی، در دل فرزندان پا بگیرد. به همین دلیل باید نقش هایی را در امر تربیت مذهبی فرزندان و اقامه نماز توسط آنان ایفا کنیم. این نقش ها عبارت اند از:

۱- نقش تمهیدی(مقدمه چینی)

برای زمینه سازی اعمال عبادی و نماز در کودکان، باید نخست تمهیداتی فراهم بشود و در امر تربیت مذهبی فرزندان باید اقداماتی به عمل آید. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین عمل کرد: به هنگام تولد امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام)، در گوش راست آنان اذان، و در گوش چپ این عزیزان، اقامه خواند که هر دو، عمل مستحبی قبل از نماز هستند.

امام چهارم(علیه السلام) در روایتی می فرمایند: وقتی که کودک شما به سن سه سالگی رسید، به او بگویید که کلمه لا اله الا الله را بگوید. وقتی که به سن سه سال و هفت ماه و بیست روز رسید، به او بگویید که نام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی” محمد” را بر زبان جاری کند و وقتی که به سن چهارسالگی رسید، به او بگویید که بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) درود بفرستد(شایان توجه است که این دو کار را در نماز به خوبی می یابیم). در پنج سالگی، او را روی به قبله بنشانید و در ۶ سالگی، رکوع و سجده را به او بیاموزید و در هفت سالگی، شستن دست ها را به وی آموزش بدهید(که کنایه از وضو گرفتن است).

امام صادق(علیه السلام) حتی در مورد روزه می فرمود: ما کودکان خود را در سحرگاهان بیدار می کنیم تا روزه بگیرند، اما در طول روز هر وقت که خواستند، می توانند افطار نمایند. مراد امام(علیه السلام) آن است که بدین ترتیب باید کودکان را عادت داد تا به تدریج، تمرین روزه داری نمایند و این امر آنها را برای روزه داری کامل به هنگام بلوغ و تکلیف آماده می کند.

۲- نقش الگویی

کودکان، در تقلید پذیری شهره اند. آنها بسیاری از رفتارها و حرکات را از طریق تقلید کردن از دیگران و بزرگ ترها می آموزند. به همین دلیل می گویند وقتی که قصد آموزش رفتاری را به کودکان دارید، الگوی خوبی از آن رفتار را در معرض دید آنان قرار بدهید تا آنها به تبعیت از الگو بپردازند. علی(علیه السلام) فرمود: «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم»؛ یعنی مردم را با غیر زبانهایتان به راه خدا دعوت کنید. ایشان دعوت با عمل را مؤثرتر از دعوت از طریق سخن می دانست.

سعدی نیز می گوید:

بزرگی سراسر به گفتار نیست

دو صد گفته چون نیم کردار نیست

خداوند برای هدایت انسان ها، الگویی ارزشمند و متعالی در معرض دید آنها قرار داده است و می فرماید:” و قد کان لکم فی رسول الله اُسوهٌ حَسنه”؛ پس به درستی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، برای شما اسوه ی نیکویی است.

پیامبر علاوه بر انجام واجبات و خواندن نمازهای واجب، به امور مستحبی توجه وافری داشت و به نوافل نیز می پرداخت.(شایان ذکر است که بر پا داشتن نماز شب بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) واجب بوده است).

ما نیز در مقام والدین، اگر می خواهیم فرزندان خوبی تربیت کنیم که نماز را بر پای دارند، باید خود در مقابل آنها به عبادت و نماز قیام کنیم. هر چند که دعوت آنان به نماز لازم است، اما آثار عملی عبادت که در معرض دید آنان قرار می گیرد، تاثیر دعوت را دو صد چندان می کند. این روش را در تعلیم و تربیت، روش «اسوه سازی» می گویند. در روان شناسی نیز بندورا از آن، تحت عنوان “سرمشق دهی ” یاد می کند. او به هنگام بحث از نظریه یادگیری اجتماعی، از یادگیری مشاهده ای سخن به میان می آورد. کودکان با مشاهده والدینی که به اعمال نیک، عبادت و نماز می پردازند، به تقلید و تکرار آن رفتار مبادرت می کنند. حتی تقلید در بعد اجتماعی نیز معنی دار است و از آن، تحت عنوان تقلید اجتماعی یاد می کنند.

۳- نقش تبلیغی

از دیگر نقش ها و وظایفی که بر عهده والدین است، نقش تبلیغی است. امروزه آیین ها و کیش هایی که غیر الهی اند و افکار بت پرستانه را در دنیا تبلیغ می کنند، کم نیستند. این آیین ها، منادی نجات بشر بوده، وعده های فریبنده ای به مردم دنیا می دهند. همه ی آنها سعی می کنند که با جاذبه های تبلیغ، مردم را به سوی مسلک و مرام خود دعوت نمایند؛ برای مثال، در اینترنت به مقالات فراوانی درباره این نوع کیش ها و فرقه های ضاله و گمراه کننده برمی خوریم که از الفاظ فریبنده بهره می جویند.

راه هموار است و زیرش دام هاست

قحطی معنا میان نام هاست

لفظ ها و نام ها چون دام هاست

لفظ شیرین ریگ آب عمر ماست

سالانه عده ی زیادی با تأثیر پذیری از تبلیغات، به مرام ها و مسلک های مختلفی می گروند. پس اگر آثار تبلیغات تا این حد زیاد است و تا آن حد کارایی دارد که مردم را به تغییر مسلک و مرام می کشاند، می توان به نحو احسن در جهتی سازنده از آن بهره جست و با سخن گفتن درباره دین، عبادات و نماز و احکام آن، کودکان را به سوی عبادت جذب کرد. در قرآن نیز بر این معنا تأکید شده است و خداوند پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را مورد خطاب قرار داده، می فرماید: “یا ایها الرسول بَلّغ ما اُنزل الیک من ربک”؛ ای پیامبر! ابلاغ کن آنچه را که از سوی رب و پروردگارت بر تو نازل گشته است. مراد در اینجا، ابلاغ مسئله امامت علی(علیه السلام) است و تبلیغ رهبری دینی و ولایت علی(علیه السلام) تا آن درجه از اهمیت برخوردار است که می فرماید: “و اِن لَم تـَفعل فـَما بـَلغت رسالته”؛ و اگر آن را ابلاغ نکنی، رسالت خود را به نحو اکمل ابلاغ نکرده ای. آن روزی که این تبلیغ صورت می پذیرد، خدای تعالی آن را به عنوان کمال دین دانسته، می فرماید: «اَلیوم اَکملتُ لکم دینکم و اَتممتُ علیکم نعمتی و رَضیتُ لکم الاسلام دیناً».

نتیجه آن که این همه اهمیتی که امر تبلیغ در اسلام دارد و بزرگان و معصومانی چون علی(علیه السلام) قربانی تبلیغ دین خدا گشته اند، ما را بر آن می دارد که به تبلیغ دین در خانه و بیان اهمیت نماز بپردازیم و اگر چنین نکنیم، قطعاً بچه ها به سوی عبادت و نماز گرایش چندانی پیدا نمی کنند.

ادامه دارد…

کار و تلاش در سیره امام علی «علیه السلام»

حضرت موسی «علیه السلام» چوپانی کرد.

حضرت عیسی «علیه السلام» طبابت می‌کرد، حضرت داوود «علیه السلام» زره می‌ ساخت و حضرت محمد «صلی الله علیه و آله» به چوپانی و تجارت می‌

پرداخت. پیامبر اسلام «صلی الله علیه و آله» آنگاه که ویژگی‏‌‌های انسان مومن را برای حضرت علی «علیه السلام» توصیف می‌کند، با اشاره به وصف پرکاری می‌فرماید: «ای علی! پرکاری از صفات مومن است». همچنین آن حضرت می‌فرماید:

«دوست دارم که شخص برای تامین مخارج خود، از حرارت آفتاب آزار ببیند».

کار و تلاش در سیره امام علی «علیه السلام»

درآمد

کار، جوهر آدمی است. با کارکردن، استعدادها و ظرفیت های وجودی انسان شکوفا می شود.

تمدن های عظیم بشری نیز با همه تنوع و تفاوتشان، حاصل کار و تلاش بی امان و خستگی ناپذیر آدمیان است.

بنابراین، کار را می توان از دو جنبه بررسی کرد: نخست، از جنبه شخصی و تأثیرهایی که بر روان و جسم فرد می گذارد و دیگر، از جنبه اجتماعی و اثرپذیری متقابل فرد و جامعه.

کار ممکن است تأثیر مثبت یا منفی بر جسم و جان انسان بگذارد و می تواند به فرد منزلت اجتماعی ببخشد و توازن را میان فرد انسانی و جامعه برقرار سازد.

اگر چه تنها کار و فعالیت جسمی مصداق انحصاری کار نیست و در مواردی کار فکری و طرح و برنامه و… نیز کار قلمداد شده و یا مهم تر از کار جسمانی به شمار می رود.

ارزش کار در اسلام

اگر چه مفهوم کار کردن و ساختن، در نهاد و فطرت آدمی ریشه دارد، و مورد توصیه عقل است، ولی با این حال، خداوند و انبیا و اولیای الهی برای تأکید بیشتر و غفلت زدایی از وجود انسان ها، پیوسته انسان ها را به کار و کوشش فرا خوانده و تشویق کرده اند.

از همین روست که قرآن می فرماید: «آدمی را جز حاصل کارش بهره ای نیست».

بر اساس آنچه در قرآن، عهدین و کتاب های تاریخی آمده است، بیشتر پیامبران به کارهایی چون: کشاورزی، زره سازی، نجاری و تجارت و… اشتغال داشته اند. حضرت ابراهیم و اسماعیل «علیهم السلام» به دست خویش، خانه کعبه را بنا نهادند.

حضرت نوح «علیه السلام» کشتی ساخت. حضرت موسی «علیه السلام» چوپانی کرد.

حضرت عیسی «علیه السلام» طبابت می کرد، حضرت داوود «علیه السلام» زره می ساخت و حضرت محمد «صلی الله علیه و آله» به چوپانی و تجارت می پرداخت.

پیامبر اسلام «صلی الله علیه و آله» آنگاه که ویژگی های انسان مؤمن را برای حضرت علی «علیه السلام» توصیف می کند، با اشاره به وصف پرکاری می فرماید: «ای علی! پرکاری از صفات مؤمن است». همچنین آن حضرت می فرماید: «دوست دارم که شخص برای تأمین مخارج خود، از حرارت آفتاب آزار ببیند».

امروزه جامعه شناسان نیز به اهمیت و ارزش کار توجه کرده و هر یک به نوعی آن رامورد تأیید و تأکید قرار داده اند.

زیاده روی در کار

باید توجه داشت که اسلام نمی خواهد انسان چنان غرق کار شود که زمینه های روحی، روانی، اخلاقی و اجتماعی خود را به فراموشی بسپارد.

البته در اسلام بر فضیلت کار به خاطر آن گونه که پروتستانیسم می گوید، هیچ گونه تأکیدی وجود ندارد.

در اسلام، کار در پرتو نیازهای انسان و ضرورت برقراری تعادل و آرامش در زندگی فردی و اجتماعی افراد یک فضیلت تلقی می شود.

وظیفه کار کردن جهت تأمین نیازهای فرد و نیازهای خانواده همواره کنترل شده و با تأکید قرآن بر گذرا بودن زندگی و هشدار دادن نسبت به خطر حرص و آز و طمع کاری و اهمیت اجتناب ورزیدن از ثروت اندوزی، از افراط در آن جلوگیری شده است».

در سیره امام علی «علیه السلام»، همان گونه که دانش و بینش و تقوا، ایمان، شجاعت، شهامت، مدیریت، دادگری، اخلاص و مدارا جایگاه خاصی دارند، کار و تلاش نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

علی «علیه السلام» کار کردن را از لوازم زهد و پرهیزکاری می شمارد. یکی از پژوهشگران در این مورد می نویسد:

«… در عبادت، اخلاص بسیار نشان می داد و در کار حلال و حرام، دقتی به سرحد وسواس داشت و اگر هم گاه تهی دست نبود، باز از چیزی که آن را تفنن و تجمل می شمرد، اجتناب می کرد.

حشمت خلافت، او را از تسلیم به حکم شرع مانع نمی شد.»

از دیدگاه امام علی «علیه السلام»، کار اگر مرزها و حدود ارزش های انسانی و الهی را محترم بشمارد، نه تنها مباح، بلکه لازم و نوعی عبادت است.

و در این حالت است که کارگر، محبوب خدا خواهد بود.

ایشان می فرماید: «همانا خداوند، اهل حرفه و پیشه امانت دار را دوست دارد».

ایشان در مرحله اسوه سازی از حیث کار و تلاش می فرماید: اگر بخواهی، می توانی، داوود که درود خدا بر او باد دارنده نی ها و خواننده بهشتیان را دیگر الگوی خویش سازی، کسی که با هنر دستان خویش از لیف خرما زنبیل می بافت و از هم نشینان خود می پرسید: فروش اینها را کدامتان بر عهده می گیرید؟ و آنگاه از بهای دسترنج خویش، به خوردن قرصی نان جوین بسنده می کرد.

جنبه های روان شناختی کار

امام درباره جنبه روان شناختی کار فرموده است: از دست دادن فرصت ها موجب غصه و افسردگی است.

آنکه از کار و تلاش کوتاهی ورزد، به اندوه و غم دچار می آید.

آن حضرت به عنوان اسوه و الگوی عملی، هیچ گاه فرصت ها را از دست نمی داد و به بهترین صورت ممکن، از اوقات عمر گران بهایش در راه رضایت الهی بهره می گرفت.

در این باره آمده است که هرگاه از کار جهاد فارغ می شد و آسوده خاطر می گشت، به آموزش مردم و قضاوت در میان آنان مشغول می شد.

هرگاه از این کار هم فارغ می شد، در باغی که داشت، سرگرم کار می شد و در همان حال، به یاد خداو در حال ذکر بود.

بنابراین، امام علی «علیه السلام» کار را جوهر ایمان می شمرد و بر اصالت کار تأکید فراوان داشت.

ایشان کار را در جهات متفاوت در زندگی شغلی خویش به کار می بست و در مشاغل گوناگون حضور فعال داشت.

کار فرهنگی در سیره امام علی «علیه السلام»

علی «علیه السلام» در عرصه فرهنگی و آموزش و پرورش، عالمی توانا و معلمی ارجمند بود.

در مورد گستره دانش آن حضرت آمده است: «علی بن ابی طالب «علیه السلام» بسیار هوشمند و زرنگ بود و به دانش اندوزی حرصی بی پایان داشت.

همواره از کودکی تا هنگام مرگ پیامبر، شب و روز ملازم وی بود. او از نظر عمل و فضل در اوج کمال بشری قرار داشت.

بالضروره معلوم است که شاگردی چنین، با این مایه سماجت و پشتکار آن هم در محضر چنان معلمی، شاگردی خواهد بود در غایت کمال و نهایت فضل…»

حضرتش بارها درباره زکات علم که همانا نشر آن است، فرموده است: «پیش از آنکه مرا از دست بدهید، از من بپرسید».

علی «علیه السلام» در دوران خانه نشینی نیز همواره پشتیبان و مرجع فکری، دینی و فرهنگی و سیاسی جامعه و حکومت بود.

به شهادت اسناد تاریخی، امام علی «علیه السلام» هم عالمی تمام عیار بود و هم بنیان گذار برخی علوم اسلامی و هم معلمی دل سوز و دانا که این همه از ژرف نگری و فضیلت والای علمی ایشان بر می خاست.

قضاوت، پیشه پارسایان

یکی دیگر از شغل هایی که امام علی «علیه السلام» تصدی آن را بر عهده داشت، قضاوت بود.

در اسلام، قضاوت از مشکل ترین و حساس ترین مشاغل است.

صاحب این شغل علاوه بر پارسایی باید از دانش وسیعی برخوردار باشد.

پیامبر گرامی اسلام «صلی الله علیه و آله» قضاوت را برازنده علی «علیه السلام» می دانست و می فرمود:

«بهترین و داناترین و ماهرترین شما در امر قضاوت، علی «علیه السلام» است».

علی «علیه السلام» با دانش و تقوای خویش، در زمان پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» خلفا و هنگام خلافت خود، به قضاوت های حقوقی میان مردم می پرداخت.

شخصیت قضایی حضرت، همواره مورد توجّه مردم، تاریخ نگاران و اندیشمندان بوده است و در این باره کتاب های زیادی نوشته شده است.

از دیگر مسئولیت های حضرت، رایزنی بود.

او هم با دیگران به مشورت می نشست و هم در رایزنی ها از دانش و بینش خود به دیگران کمک می رساند.

«گسترش اسلام و حفظ کیان مسلمانان، هدف بزرگ امام علی «علیه السلام» بود. از این رو، گر چه وی خود را وصیّ منصوص پیامبر «صلی الله علیه و آله» می دانست و شایستگی و برتری او بر دیگران محرز بود، هر وقت گره ای در کار خلافت می افتاد، با فکر نافذ و نظر بلند خود، آن را می گشود.

به این جهت می بینیم که امام علی «علیه السلام» در دوران خلیفه دوم نیز مشاور و گره گشای بسیاری از مشکلات سیاسی، علمی و اجتماعی او بود».

حضرت علی «علیه السلام» در این زمینه می فرمود: آن کس که خودرأی باشد، به ورطه هلاک خواهد افتاد و آنکه با بزرگان به رایزنی پردازد، در خردورزی های ایشان مشارکت کرده و بهره برده است… هیچ پشتیبانی، اطمینان بخش تر از رایزنی نیست.

رزمندگی و فرماندهی نظامی

حضرت، رزمنده و فرمانده نظامی نیز بود.

به گواهی تاریخ، امام علی «علیه السلام» در بیشتر غزوه ها و سریه های زمان پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» نقش فعال داشت و یکی از فرماندهان و طراحان نظامی لشکر اسلام بود.

هیچ گاه در جنگ ها پشت به دشمن نکرد و زره وی، پشت نداشت.

در بیشتر جنگ ها به عنوان رزمنده و فرمانده ای موفق، شجاع و باهوش شرکت می کرد و در جنگ های اساسی چون بدر و اُحُد و خندق و خیبر و… نقش تعیین کننده داشت. در جنگ احد، با فداکاری آن حضرت، ندای «لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» جبرئیل در گوش زمان پیچید و جاودانه شد. در جنگ خندق نیز عبادت جن و انس هم سنگ ضربت حضرت علی «علیه السلام» قرار گرفت.

فعالیت های اقتصادی و کشاورزی

امام علی «علیه السلام» در کنار کارهایی چون تعلیم و تعلم، قضاوت و حضور در میدان جنگ، به کارهای اقتصادی نیز اهمیت می داد و یک کشاورز نمونه بود. در احیای زمین ها می کوشید و دیگران را نیز به کاشتن بذرها و درخت ها تشویق می کرد.

در روایتی آمده است مردی در نزد حضرت علی «علیه السلام» یک «وَسَق» خرما دید، پرسید: مقصود از گردآوری این همه هسته خرما چیست؟ فرمود: همه آنها به اذن الهی درخت خرما خواهند شد.

راوی می گوید که امام آن هسته ها را کاشت و نخلستانی پدید آمد و آن را وقف کرد.

همچنین در زمینه حفر قنات و استخراج آب که در سرزمین سوزان عربستان حکم کیمیا را داشت، بسیار فعال بود.

هم اکنون در راه مدینه به مکه، منطقه ای به نام «آبار علی» است که آن حضرت در آنجا چاه زده بود.

امام صادق «علیه السلام» می فرماید: پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» زمینی از انفال را در اختیار علی «علیه السلام» گذاشت.

او در آنجا قناتی حفر کرد که آب همچون گردن شتر فواره می زد. فردی به آن حضرت به جهت توفیق این خدمت بشارت داد. حضرت فرمود: این قنات وقف زائران خانه خدا و رهگذرانی است که از اینجا می گذرند.

کسی حق فروش آب آن را ندارد و فرزندانم هرگز آن را به میراث نمی برند.

کلام آخر

حضرت علی «علیه السلام» با تشویق افراد جامعه به کار و تلاش می فرماید: هرگز شما را به عملی دعوت نکردم مگر اینکه خود در آن کار پیش قدم بوده ام.

ایشان به کارهای رایج آن زمان می پرداخت و با اینکه مسئولیت های سنگین تری همچون حکومت جامعه اسلامی را به عهده داشت، در زمینه کشورداری، عدالت اجتماعی، قانون گرایی، زهد و تقوا و دین داری، سرآمد خاص و عام بود.

در زمینه فعالیت های اقتصادی نیز یادگارهای ارزنده ای از خود به خاطره تاریخ به ودیعه نهاده است.

امید که ره پویان وارسته و رهبران شایسته ای جهت پیروی از ایده ها، آرمان ها و تلاش های حضرتش باشیم.

پی نوشت ها:
1. سوره نجم(53) آیه 39.
2. مصطفی دلشاد تهرانی، اخلاق کاری در سیره نبی «صلی الله علیه و آله»، ص 20.
3. سید احمد موثقی، اخلاق کار اسلامی.
4. عبدالحسین زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام.
5. اخلاق کاری در سیره نبی.
6. عبدالمجید، معادیخواه، فرهنگ آفتاب، ج 8، ص 4204.
7. همان، ص 4201.
8. نهج البلاغه، صبحی صالح، کلمات قصار، ش 118.
9. اخلاق کاری در سیره نبی، ص 13.
10. علامه حلی، کشف الیقین فی فضائل امیر المؤمنین «علیه السلام»، تحقیق: حسین درگاهی، صص 43 و 44.
11. همان.
12. همان، صص 57 و 58.
13. جعفر سبحانی، فروغ ولایت، ص 283.
14. فرهنگ آفتاب، ج 8، صص 4178 و 4179.
15. فروغ ولایت، ص 296.

16. همان.

منبع :شمیم یاس؛ آذر 1386، شماره 57، صفحه 2

سید حسین اسحاقی