استجابت دعا

نوشته‌ها

شاه کلید استجابت دعا!

اشاره:

دعا کردن در احادیث معصومین (علیهم السلام) بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. مقاله ای را که می خوانید به احادیثی پرداخته است که تفسیر قرآن و بیان آن هستند و به طور مفصل‌تری به اصل دعا کردن و اهمیت آن تاکید نموده اند، همچنین آداب و راه و روش دعا را بیان کرده و بسیاری از جزئیات این مسئله کلی در آنها توضیح داده شده است.

 

وظیفه تو دعا کردن است و بس …

گاهی با همه سهل‌الوصول بودن اجابت و تأکید بر صرف خواندن خدا برای مستجاب شدن، دعاهای ما اجابت نمی شود. یعنی همانی که می‌خواستیم برایمان اتفاق نمی‌افتد یا اوضاع همان جور که ما دل مان می‌خواهد پیش نمی‌رود. فراموش نکنیم که برای اجابت دعایمان، در ابتدا باید موانع را از میان برداشت.

گناه

گاهی تیرگی ها و کدورت هایی که از گناه های ما به وجود می آید علتی می شود برای بالا نرفتن دعا و عدم اجابت آن. یعنی توی نظام علت و معلولی دنیا ، گناه یکی از مانع هایی است که می ایستد سر راه اجابت دعا. امام باقر (علیه السلام) فرمود: «انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می گذارد، ولی بنده در این مدت مرتکب گناه می شود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر می کند خواسته اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را برانگیخت و شایسته بی اعتنایی گردید.»

لقمه های مورد دار

حلال خوردن و خالی بودن شکم از حرام، یکی از مهم ترین علت های تأثیر نفس و بالا رفتن دعا است. این علت که نباشد دعا می ماند پهلوی صاحبش. شخصی خدمت رسول خدا (ص) آمد و گفت: دوست دارم که دعایم مستجاب شود، حضرت به او فرمود: خوراک خود را پاکیزه کن و غذای حرام نخور.

خواستن محال

با وجود این که خداوند قدرت بی انتها و بی مرزی دارد ولی رسمش این است، یعنی نظریه جهان داری اش این است که همه امور را از مجرای خودش و با همین راه هایی که آفریده انجام دهد. اگر محتوای دعا خواستن چیزی خلاف قانون دنیا و اسباب عادی آن باشد، خدا معذور است از اجابت آن.

از حضرت علی (علیه السلام) سوال شد: کدام دعا گمراهی است؟ فرمود: دعا کردن و خواستن کارهای نشدنی و غیرممکن.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: « انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می گذارد، ولی بنده در این مدت مرتکب گناه می شود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر می کند خواسته اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را برانگیخت و شایسته بی اعتنایی گردید»

عدم مصلحت

خدا هیچ وقت سرعت در اجابت را فدای به هم ریختن مصلحت و نظم زندگی بنده اش نمی کند. هر وقت سرعت در اجابت با مصلحتی که خدا برای کل جریان زندگی و پازل زندگی آدم ها در نظر گرفته، تناقض داشته باشد اجابت شکلش عوض می شود. یا می افتد به تأخیر یا نوعش عوض می شود.

چه بسا چیزی بر شما ناخوشایند باشد، در حالی که خیر و صلاح شما در آن است (و شما نمی دانید) و همچنین شاید چیزی را دوست داشته باشید که ضرر شما در آن است و خدا می داند و شما نمی دانید. (بقره/ ۲۱۶)

مهیا نبودن شرایط

عده‌ای از دعاها بنا به نظم کلی زندگی آدم ها که هیچ جور خدشه بردار نیست، سریع اجابت نمی شوند. زمان لازم است تا به بهترین شکل ممکن و در عالی ترین شرایط و زمان ها محقق شود. یعنی گاهی اجابت دعا در همان لحظه زیان های دیگری برای آدم دارد و بهتر است که در زمان خودش مستجاب شود و به همین دلیل اجابت مدتی عقب می افتد.

صدایم کن صدای تو بهانه است

حرف زدن و مناجات با خدا، یکی از مهم ترین نیازهای آدم است. خدا در قرآن به دعا و دعا کردن تأکید کرده و در آیه های مختلفی اهمیت اصل مسئله دعا را، صرف نظر از کمیت و کیفیتش، تذکر داده است.

در جریان داستان حضرت یونس (علیه السلام) و گرفتار شدنش در شکم ماهی و نجات او، بعد از این که کل ماجرا را مو به مو توضیح می دهد، داستان را این طور تمام می کند که: « و کذلک ننجی المومنین » (انبیاء/۸۸) یعنی نه فقط این بنده (حضرت یونس) بلکه همه آدم های تاریخ و آن هایی که بعد از او خواهند آمد را همین طوری نجات می دهیم ، همین طور که او را با دعایی که از ته قلب کرده بود نجات دادیم.

خدا هیچ وقت سرعت در اجابت را فدای به هم ریختن مصلحت و نظم زندگی بنده اش نمی کند. هر وقت سرعت در اجابت با مصلحتی که خدا برای کل جریان زندگی و پازل زندگی آدم ها در نظر گرفته، تناقض داشته باشد اجابت شکلش عوض می شود. یا می افتد به تأخیر یا نوعش عوض می شود.

شاه کلید را گم نکنیم!

در آیه ۸۸ سوره انبیاء ، خداوند جای شاه کلید نجات آدم ها را یاد می دهد که هر وقت و در هر شرایطی اگر یاد من کنید و وصل کنید خودتان را به منبع نیرو و رحمت من، نجات پیدا می کنید. اصلاً نجات و رستگاری اثر وضعی دعا کردن است.

آخرین تکه ی پازل اجابت ، درخواست کردن است

خدا در آیه های زیاد دیگری باز هم به اهمیت دعا و خواندن او تأکید می کند. اصرار می کند که آخرین تکه پازل اجابت و نزول رحمت خدا، خواستن و خواندن است. مثلاً در آیه ۶۰ سوره غافر یادآوری می کند که من را بخوانید تا جواب تان را بدهم. به همین سادگی، صرف خواندن است که می شود علت اجابت خدا، بدون هیچ واسطه و وسیله.

خدا برای محکم کاری، جای دیگری می فرماید که: «ای رسول من! بگو اگر به سوی خدا متوجه نشوید و دعا نکنید پروردگارم به شما اعتنا نخواهد کرد.»  یا می گوید: «ای پیامبر نباید آنان را که هر صبحگاه و شبانگاه خدا را می خوانند از پیش خود برانی.» (انعام/ ۵۳)

نتیجه گیری:

نهایت این که خداوند در کل قرآن، روی اصل مسئله دعا کردن تاکید می کند و راه دعا کردن را ساده و بی تکلف ترین راه ها معرفی می کند.

منبع: تبیان

فرآوری : زهرا اجلال

 

رمزی برای استجابت دعا

اشاره:

بر اساس منابع روایی برترین و محبوب ترین کارها نزد خداوند متعال در بین بندگان خویش، دعا کردن معرفی شده است، از طرفی منفور ترین افراد نزد خدا کسانی هستند که از طلب دعا و در خواست از او تکبر می ورزند. دعا کلید فیض و رحمت الهی، مایه تقرب و نزدیکی به معبود و عاملی مهم در دستیابی به خواسته های مادی و معنوی و نجات از گرفتاری ها و سختی هاست. در مقاله زیر در ضمن بیان اهمیت دعا به رمزهایی اشاره شده که دعا را به استجابت نزدیک می کند.

 

با توجه به آثار و برکات ارزشمندی که دعا و ارتباط با معبود برای انسان به دنبال دارد، آموزه های اسلامی همواره افراد را به سوی این عمل عبادی تشویق نموده و از هرگونه سستی و تنبلی در انجام آن پرهیز داده است. «وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ؛[سوره غافر؛ آیه ۶۰] پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم! کسانى که از عبادت من تکبّر مى ورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى شوند!».

جایگاه و اهمیت دعا و مناجات شعبانیه

با اندک تأمل و دقتی در مضامین عالی و ارزشمند دعاهای وارد شده از حضرات معصومین (علیهم السلام)، به این مطلب می توان اذعان داشت که، این دعاها با زبانی خاص منظومه ای از معارف دینی و الهی را به افراد تعلیم می دهند، بسیاری از این دعاها با معارف توحیدی عجین شده اند و شیوه صحیح سخن گفتن و مناجات کردن با معبود را به انسان آموزش می دهند.

یکی از این دعاهای ارزشمند، مناجات شریف شعبانیه است، که عارفان و اساتید عرفان و اخلاق تأکید و عنایت خاص بر خواندن وتأمل در آن داشته اند.

در اهمیت و ارزش این مناجات عظیم، عارف واصل آیه الله میرزا جواد ملکی تبریزی در کتاب ارزشمند المراقبات این چنین بیان می دارد: این مناجات از اعمال مهم این ماه است، و نه تنها در این ماه بلکه سزاوار است در طول ماه های سال سالک با این دعا مأنوس باشد، این مناجات، مناجات معروفی است که شامل مطالب اساسی در مورد چگونگی معامله بندگان با خدای بزرگ بوده و آداب خواستن دعا، طلب کردن آنگونه که شایسته است، آموزش داده می شود.[۱]

اهل بیت (علیهم اسلام) دروازه ارتباط با خدا

«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».[۲] یکی از نکات بسیار زیبای این دعای ارزشمند آغاز معنا دار آن است. قبل از بیان هر دعا و مناجاتی با خدای متعال، بنده می آموزد برای در خواست از مولا می بایست ارادت و دوستی خود را نسبت به اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) به منصه ظهور رساند. به همین جهت ارتباط با خدا را با صلوات و طلب رحمت بر اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) آغاز می نماید.

علاوه بر این مطلب آغاز مناجات و درخواست با صلوات، خود ضامن اجابت و قبولی دعا است؛ چنانکه از امام صادق (علیه السلام) این چنین نقل شده است: «کانَتْ لَهُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَهٌ فَلْیبْدَأْ بِالصَّلاهِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ یسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ یخْتِمُ بِالصَّلَاهِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَکرَمُ مِنْ أَنْ یقْبَلَ الطَّرَفَینِ وَ یدَعَ الْوَسَطَ إِذَا کانَتِ الصَّلاهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لا تُحْجبُ عَنْهُ؛ [۳] امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که حاجتی دارد باید اوّل، صلوات بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) بفرستد و بعد از آن، حاجت خود را بخواهد و در آخر دعا، دوباره صلوات بفرستد. زیرا خداوند متعال، کریم تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسط دعا را قبول نکند و صلوات بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) موانع استجابت دعا را بر طرف می کند».

درود و صلوات بر پیامبر اکرم و خاندان پاکش نشأت گرفته از معرفت و علم به جایگاه ایشان است، علم و معرفتی که در صورت فقدان آن قبولی اعمال در هاله ای از ابهام قرار می گیرد، در خصوص جایگاه و اهمیت معرفت به اهل بیت در قبولی اعمال به درگاه الهی، روایت ارزشمندی در متون روایی نقل شده است که گوایای رابطه این معرفت و قبولی اعمال دارد: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها  قَالَ: نَحْنُ. وَاللَّهِ. الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِی لَایَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا؛[۴]

فرار از خود به سوی خدا

«وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعْوَتُکَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْک ؛[۵] و شنواى دعایم باش آنگاه که مى خوانمت و صدایم را بشنو آنگاه که صدایت می کنم، و به من توجّه کن هنگامى که با تو مناجات مى نمایم، همانا به سوى تو گریختم، در برابرت ایستادم».

اقبال و توجه بنده به سوی خدای متعال، در واقع به نوعی گویای اقبال ویژه ی خداوند به او می باشد؛ چرا که در مرتبه اول این خدای متعال است که اسباب اولیه و شرایط و زمینه را برای رجوع بنده به سوی باری تعالی فراهم نموده است.

در واقع خدای متعال با قرار دادن درک و معرفت فطری نسبت به خود در نهاد انسان، میل به سوی حقیقت جویی، کمال و سعادت و راهی به سوی خویش را برای او می گشاید، علاوه بر این موضوع خداوند با فرستادن انبیاء و اولیای الهی برای هدایت بشریت نیل به این هدف و شناخت را هموار نموده است؛ چرا که انبیاء الهی همگی بندگان را به سوی باری تعال رهنمود نموده اند: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً وَ داعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیراً ؛[سوره احزاب، آیات ۴۶ و ۴۵] اى پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذارکننده! و تو را دعوت کننده بسوى خدا به فرمان او قرار دادیم، و چراغى روشنى بخش!».

از چه چیزی باید گریخت؟

مسأله مهمی که در فراز، فرار به سوی خدا مطرح می باشد این است که، اولاً انسان از چه چیزی باید به سوی خدا فرار کند؟ دوم اینکه عوامل و شاخص های تأثیر گذار در این رفتن به سوی خدا چیست؟

۱. از گناه و خواهش های نفسانی باید فرار کرد: به راستی اولین چیزی که انسان باید از آن بترسد، هوای نفس و خواهش های نفسانی و گرفتار شدن در منجلاب گناه و تاریکی های رذایل اخلاقی است.

گناه و تمایلات شیطانی روح الهی و انسانی را در سرزمین وجودی انسان به تاراج می برد و انسان را به حیوانی درنده و خطرناک بلکه بدتر مبدل می سازد. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ» [۶]

۲. از دوست و همنشین بد باید گریخت: یکی از مهمترین عوامل مهم گمراهی و شقاوت افراد، همنشینی و ارتباط با افراد ناشایست است. رفتار و کردار هر انسانی چه خوب و چه بد، تأثیر مستقیمی بر دیگران دارد.

مباحث روانشناسی و مباحث دینی به خوبی این مطلب را به اثبات رسانیده است. مباحث قرآنی نیز گویای این مطلب می باشد: «یا وَیْلَتى  لَیْتَنی  لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلا؛[سوره فرقان، آیه ۲۸] واى بر من، کاش فلان را به دوستى نمى گرفتم».

راههای شتاب به سوی خدا

عوامل و مولفه های ارزشمندی، در موفقیت سلوک، و فرار به سوی خدای متعال تأثیر گذار است, که در این متن تنها به ذکر گوشه ای از آنها اشاره می کنیم:

۱. تفکر و اندیشه نیکو: اگر همواره حالات و رفتار انسان با تفکر و اندیشه همراه باشد و انسان در ماهیت خود و دنیای پیرامون خود به درستی بیندیشد، زمینه انتقال توجه از عالم دنیا و مُلک و تعلقات دنیایی، به عالم ملکوت و کمال مطلق فراهم می شود. [۷]

امام علی (علیه السلام) در اهمیت تفکر می فرماید: «نَبِّهْ بِالتَّفَکُّرِ قَلْبَکَ وَ جَافِ عَنِ اللَّیْلِ جَنْبَکَ وَ اتَّقِ اللَّهَ رَبَّکَ؛ [۸] با تفکر دل خود را بیدار ساز و در شب پهلو را از بستر خواب بدور دار، و از خداى پروردگارت پروا کن».

۲. همراهی و همنشینی با صالحان: بر اساس منطق قرآن و روایات اسلامی سبک زندگی نبوی (صلی الله و علیه و اله) و امامان معصوم (علیه السلام) بهترین راه نجات و شتاب به سوی خدای متعال می باشد. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ؛ [سوره توبه، آیه ۱۱۹] اى کسانى که ایمان آورده اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید!».

سخن آخر:

یکی از زیباترین سخنان قرآنی که خدا از انسان می پرسد این است «فَأَیْنَ تَذْهَبُون؛ [سوره تکویر، آیه۲۶] پس به کجا مى روید؟!» چه خوب است انسان در جواب این سوال قرآنی می گفت به سوی خدا فرار می کنم.

پی نوشت:

[۱]. ر.ک: المراقبات: ص۱۶۶.

[۲].  إقبال الأعمال: ج ۲، ص۶۸۵.

[۳]. الکافی: ج ۲، ص۴۹۴، ح۱۶.

[۴]. تفسیر العیّاشی: ج ۲، ص ۴۲، ح ۱۱۹.

[۵]. إقبال الأعمال: ج ۲، ص: ۶۸۵.

[۶]. سوره اعراف، آیه ۱۷۹.

[۷]. شرح مناجات شعبانیه: محمد باقر تحریری، ص۳۰.

[۸]. الکافی: ج ۲، ص۵۴، ح۱.

منبع: بیتوته

موانع و شرایط استجابت دعا

اشاره:

چرا برخی از دعاها مستجاب نمی شود؟ چرا وعده خداوند در مورد استجابت دعا تحقّق نمی یابد؟ آیا اشکال. نعوذ بالله. از جانب خداوند است یا از جانب دعاکنندگان؟ این شبهات در عصر ائمّه (علیهم‌السلام) نیز برای اصحاب و مسلمانان مطرح بوده است. آنها نیز این گونه شبهات را در روایات متعدّدی در محضر آن بزرگواران مطرح می کردند و ائمّه (علیهم‌السلام) نیز به آنها پاسخ می گفتند. در این مقاله به این مطلب بر محور احادیث معصومین(علیهم‌السلام) پرداخته شده است.

 

از مجموعه این روایات و روایات دیگری که در این زمینه، بدون طرح سؤال، وارد شده است، به دست می آید که وعده الهی در مورد مستجاب شدن دعاها بی قید و شرط نبوده است، بلکه دعا دارای شرایطی است که دعاکنندگان باید شرایط دعا راتحصیل، و موانع آن را از سر راه خود بردارند.

بنابراین، اگر دعاکننده بدون برطرف کردن موانع و به دست آوردن شرایط، دعایی کرد و به هدف اجابت نرسید، نباید جز خود، کسی دیگر را ملامت کند.

دعاکننده ای که واجد شرایط نیست به بیماری می ماند که نزد پزشکی می رود و بیماری خویش را برای او شرح می دهد، سپس پزشک نسخه ای برایش می نویسد و به او می گوید: «اگر به این نسخه عمل نمایی سلامت خود را باز می یابی». بیمار پس از چندی به پزشک مراجعه می کند و با عصبانیت و ناراحتی به او اعتراض می کند که: «این نسخه شما سر سوزنی در مداوای بیماری من تأثیر نداشت! این چه نسخه ای است و شما چه پزشکی هستید»؟! پزشک می پرسد: «آمپول هایی که تجویز کردم، یک روز در میان تزریق نمودی»؟ بیمار می گوید: «آری؛ لیکن با فاصله دو روز در میان تزریق نمودم»!

پزشک می گوید: «آیا از کپسول های «آنتی بیوتیک» که قرار بود هر ۸ ساعت یک بار بخوری، استفاده کردی»؟ مریض جواب می دهد که: «فقط روزی یک کپسول خوردم»! پزشک می پرسد: «آیا چهار روز استراحت که برایت نوشته بودم، انجام دادی»؟ مریض: «نه آقا! با این وضع گرانی مگر می شود استراحت کرد، از همان روز اول مشغول کار شدم».

پس از این سئوال و جواب ها، پزشک سری تکان می دهد و به مریض می گوید:

«نسخه من اشکالی نداشته است، بلکه شما مریض محترم طبق شرایط به آن نسخه عمل ننمودی؛ در نتیجه سلامت خود را نیافتی و جز خود، هیچ کس دیگر را نباید سرزنش کنی».

همچنین اگر متخصّص اصلاح بذر به یک کشاورز، بذری بدهد و به او بگوید:

«اگر با شرایط خاصّی بذرافشانی کنی، محصول قابل توجّهی به دست خواهی آورد» و کشاورز بذرها را بپاشد و حتّی یک دانه هم سبز نشود، بی شک شرایطی که متخصّص بذر گفته بود، او عمل نکرده است؛ مثل اینکه به موقع آبیاری، دفع آفات، کودپاشی و.. . را انجام نداده باشد. در اینجا نیز جز کشاورز کس دیگری مقصّر نیست.

عزیزان! روزه داران محترم! خواهران و برادران گرامی! دعاهای ما نیز مانند بذری است که تنها افشاندن آن در زمین کافی نیست، بلکه به آبیاری، مراقبت و محافظت و برطرف کردن آفات و موانع نیز نیازمند است. بر اساس آنچه در روایات آمده باید شرایط دعاها را فراهم کرد و موانع آن را برطرف ساخت؛ ولی متأسّفانه، انتظار داریم بدون رعایت شرایط و برطرف کردن موانع، دعاهای ما اجابت شود که این انتظار امری است غیر معقول.

در این نوشتار به برخی از شرایط و موانع استجابت دعا اشاره می شود:

۱. عدم معرفت خدا مهم ترین مانع اجابت دعا

یکی از مهم ترین موانع اجابت دعا، عدم معرفت خداوند است، به عبارت دیگر، یکی از شرایط اساسی استجابت دعاها، شناخت خداوندی است که خوانده ماست و از او می خواهیم که دعای ما را اجابت کند. مگر می شود انسان از کسی چیزی بخواهد که او را نشناسد؟!

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که: عدّه ای از نزدیکان و اقوام آن حضرت علّت مستجاب نشدن دعاها را از حضرتش پرسیدند. حضرت در جواب فرمودند: «لِانَّکمْ تَدْعُونَ مَنْ لا تَعْرِفُونَهُ؛ علّت اینکه دعاها به اجابت نمی رسد، این است که شما کسی را می خوانید که نسبت به او معرفت ندارید».[۱]

بنابراین، همانطور که قبلًا گذشت، دعا نور معرفت را به ارمغان می آورد و معرفت پایه اساسی دعاست؛ یعنی این دو تأثیر متقابل در یکدیگر می گذارند.

همان گونه که خداوند در قرآن مجید درباره نماز می فرماید: «انَّ الصَّلاهَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشآءِ وَ الْمُنْکرِ؛ نماز انسان را از زشتیها و گناه باز می دارد»[۲]؛ یعنی جامعه نمازخوان، آلوده به معصیت و گناه نمی شود؛ خانواده معتقد به نماز، از آلودگی ها بدور است، فرد نمازخوان گناه مرتکب نمی شود. و خلاصه، نماز بیمه از گناهان است.

با ملاحظه آیه شریفه، چرا بعضی از نمازگزاران مرتکب گناه می شوند؟. آیا اشکال. نعوذ بالله. از آیه شریفه است؟ خیر! اشکال از نمازگزار است، اگر نمازگزار نداند برای چه نماز می خواند و در مقابل چه کسی سر به سجده می نهد، نماز او نمی تواند او را از انجام گناه باز دارد؛ زیرا بازداشت از گناه، نیاز به معرفت الهی دارد. شناخت خداوند گوهر گرانبهایی است که شرط بسیاری از عبادت ها است، بلکه شرط زیارات نیز می باشد؛ چه اینکه آثار و ثواب زیارت ها برای کسی در نظر گرفته شده است که زیارت بامعرفت انجام دهد.[۳]

بنابراین، شرط اوّل اجابت دعا، شناخت صفات جلال و جمال و فعل و اسماء الله الحسنی است که هر کس باید به اندازه توان خود این شناخت را به دست آورد.

۲. نیت صادق و قلب مخلص

دومین شرط اجابت دعا، نیت صادق و پاک؛ و قلب با اخلاص و بدون ریا است.

به این مناسبت امام صادق علیه السلام در حدیثی فرموده است: «انَّ الْعَبْدَ اذا دَعا اللَّهَ تَبارَک وَ تَعالی بِنِینَهٍ صادِقَهٍ وَ قَلْبٍ مُخْلِصٍ اسْتُجیبَ لَهُ بَعْدَ وَفائِهِ بِعَهْدِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ»؛ هنگامی که بنده خدا، با نیت صادق و پاک و قلبی پر از اخلاص و صفا به درگاه خداوند روی آورد بعد از آن که به عهد و پیمانی که با خداوند منّان داشته، عمل نماید، خداوند دعای او را مستجاب می گرداند.[۴]

عمل به عهد و پیمان خداوند. که همان صفای دل و اخلاص نیت است. شرط قبولی دعاست.

باید توجّه داشت که چگونه دعا انسان را تربیت می کند. برای قضای حاجت و حل مشکل به در خانه خدا می رویم، ولی می دانیم بدون اخلاص نیت و صفای قلب این امر امکان پذیر نیست به همین جهت باید در پی خودسازی و تربیت خود باشیم.

۳. غذای حلال شرط مهم و سخت اجابت دعا

در این باره پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله) در روایت بسیار زیبا و هشدارباشی می فرماید: «اطِبْ کسْبَک تُسْتَجابُ دَعْوَتُک؛ فَانَّ الرَّجُلَ یرْفَعُ الی فیهِ حَراماً فَما تُسْتَجابُ لَهُ دَعْوَهٌ ارْبَعینَ یوْماً»؛ کسب و درآمدت را پاک کن تا دعاهایت مستجاب شود؛ زیرا یک لقمه حرام باعث می شود که دعا تا چهل روز مستجاب نشود.[۵]

برخی از مردم کسب و کارشان آلوده به حرام، کم فروشی، ربا، ظلم به دیگران، و عدم رسیدگی به وجوهات شرعی است. با این وضعیت دعا می کنند و توقّع دارند دعاهایشان مستجاب شود.

از کلام گهربار پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) نیز برمی آید که دعا عامل مهم تربیت به شمار می رود و انسان را وادار به رعایت حرام و حلال می کند.

انصافاً، رعایت حرام و حلال در زندگی نقش بسزایی دارد. اگر این مهم رعایت شود این همه دعوا و پرونده در دادگستری ها نخواهد بود. اگر مردم حرام و حلال را مراعات کنند، این همه فقیر و نیازمند در جامعه نخواهیم داشت. ولی افسوس که برخی به بهانه های واهی از این مهم غفلت می کنند و می گویند:

«کجاست حلال و حرام؛ حلالی یافت نمی شود تا آن را بیابیم!»

یکی از همین انسان های توجیه گر می گفت: «اگر چیز حلالی می خواهی، آن فقط آب باران است آن هم در وسط رودخانه هنگامی که باران باریدن گرفت دهانت را باز کنی تا قطرات باران مستقیم وارد دهانت شود؛ چون هم باران حلال است و هم کف رودخانه که ایستاده ای ملک غصبی نیست!».

در واقع این گونه انسان ها با این بهانه ها، سر خود را کلاه می گذارند «یخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ ما یخْدَعُونَ الَّا انْفُسَهُم وَ ما یشْعُرُونَ»[۶] به عبارت دیگر، آنها نوعی مغالطه کرده اند؛ زیرا سخن در حلال و حرام ظاهری است و آنها از حلال و حرام واقعی سخن می گویند، در حالی که ما مأموریم به ظاهر عمل کنیم.

مگر ائمّه ما از همین بازار مسلمانان نوشیدنی ها و خوردنی های خویش را تهیه نمی کردند؟! در عین این که ظاهر احکام شرع را پایبند بودند و عمل می کردند؛ ولی از مسائلی که احتیاط در آن سزاوار بود، پرهیز می کردند؛ مثلًا از نان و گوشت بازار، بدون پرداخت زکات استفاده نمی کردند. شایسته است ما نیز مقدار نان و گوشتی را که در یک سال استفاده می کنیم، محاسبه کرده زکات آن را به فقرا بپردازیم؛ چه اینکه بسیاری از کشاورزنان و دامداران. متأسّفانه. زکات اموال خود را نمی پردازند و ما نیز در استفاده از اجناس آنها مبتلاییم. اگرچه به سبب ندانستن، معذوریم؛ لیکن اثر وضعی خود را خواهد گذاشت. پس محاسبه زکات آن امری نیکو شمرده شده است و سبب پاکی قلب و نورانیت دل می شود.

نتیجه این که، تغذیه حلال نه تنها در دعا مؤثّر است، بلکه در تمام عبادت های انسان نیز تأثیر دارد؛ در نماز، روزه، حج، زیارت های واجب و مستحب و مانند آن نیز قطعاً اثر می گذارد و از طرفی، غذای حرام نه تنها مانع استجابت دعا می شود، بلکه نشاط و روحانیت عبادت و زیارت را نیز سلب می کند و انسان دیگر از قرائت قران و اقامه نماز و مانند آن، لذّت نمی برد.

۴. حضور قلب

چهارمین شرط اجابت دعا، حضور قلب است، روشن است که این شرط بسیار با ارزش است؛ چه این که در روایتی آمده است: «سُئِلَ النَّبِی (صلی‌الله علیه و آله) عَنِ اسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ فَقالَ: کلُ اسْمٍ مِنْ اسْماءِ اللَّهِ اعْظَمْ فَفَرِّغْ قَلْبَک مِنْ کلِّ ما سِواهُ وَ ادْعُهُ بِای اسْمٍ شِئْتَ»؛ از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) در مورد اسم اعظم سئوال شد. حضرت فرمودند: «تمام اسم های خداوند اعظم است، قلبت را از ما سوی الله خالی کن، سپس به هر نامی از اسماء الله که می خواهی خدا را بخوان، همان اسم اعظم است».[۷]

از این روایت استفاده می شود که اسم اعظم. آن گونه که بعضی ها تصوّر می کنند. یک لفظ نیست که انسان آن را بر زبان جاری سازد و مشکلاتش حل شود، بلکه اسم اعظم حالت و صفت خاصّی است که باید در درون انسان ایجاد شود و آن، پاک کردن خانه دل است.[۸]

وقتی قلبی کانون بت هاست؛ بت مال، بت مقام، بت شهرت، بت زن و فرزند و مانند آن؛ و از درون این بت خانه دعا صورت گیرد، روشن است که این دعا مستجاب نمی شود. نخست باید همچون ابراهیم و علی بت شکن برخیزیم و تمام این بت ها را از خانه دل بیرون کنیم. آن گاه با هر یک از نام های خدا که او را بخوانیم، دعایمان مستجاب خواهد شد.

با توجه به شرایط چهارگانه دعا، آیا ما این شرایط را فراهم کرده ایم؟ آیا غذای پاک، قلب خالی از اغیار، صفا و اخلاص نیت و معرفت و شناخت خداوند را تحصیل کرده ایم؟

اگر فاقد این شرایط هستیم، باید در راه تحصیل آن بکوشیم. مخصوصاً، در ماه مبارک رمضان. که ماه رحمت و لطف الهی است و روح انسان آمادگی بیشتری دارد. فرصت بسیار مناسبی برای دعا و تحصیل شرایط وجود دارد.

اجابت برخی از دعاها به مصلحت انسان نیست:

اگرچه ما موظّف به دعا هستیم و باید نسبت به اجابت آن هم امیدوار باشیم؛ ولی باید توجّه داشت که برخی اوقات اجابت بعضی از دعاها به مصلحت انسان نیست، گاهی از اوقات انسان خیال می کند که سعادت او در اجابت دعاست، در حالی که خداوند از روی آگاهی می داند که شقاوت و هلاکت و نابودی او در آن است، اینجاست که چنین دعاهایی اجابت نمی شود.

در این زمینه، داستان عبرت آمیز و تکان دهنده ثعلبه انصاری که با اصرار فراوان بر خواسته اش. که به مصلحت او نبود. پافشاری کرد و اجابت آن باعث بی ایمانی و اعتراض به برخی قوانین الهی شد، درس بزرگی برای همگان است.[۹]

گاهی جوانی به خواستگاری دختری می رود و جواب منفی می شنود، او التماس و درخواست زیادی می کند؛ لیکن با دعاهای فراوان هم ازدواج او صورت نمی گیرد. دلشکسته و ناراحت به زندگی ادامه می دهد. بعد از مدّتی متوجّه می شود که خداوند چه لطف بزرگی به او کرده که دعایش را اجابت نکرده است، زیرا شاید ثمره آن ازدواج چیزی جز فرزندان فلج نبوده است.

بنابراین، از اجابت نشدن برخی از دعاهایمان نگران نباشیم، زیرا امکان دارد دعای مورد نظر از همین قبیل باشد و علاوه بر آن، بنابر روایات معصومان (علیهم‌السلام):

«دعاهایی که در دنیا مستجاب نمی شود، خداوند در آخرت معادل آن را به دعاکننده عطا می کند».[۱۰]

دو سئوال مهم درباره دعا

سئوال اول: در دعاهایی که از ائمّه معصومان (علیهم‌السلام) به ما رسیده است، دعاهایی می بینیم که هرگز مستجاب نخواهد شد. چرا ائمه (علیهم‌السلام) دستور داده اند که چنین دعاهایی را بخوانیم؟ مثلًا در دعاهای ماه رمضان. که به عنوان تعقیب نماز خوانده می شود. آمده است: «اللَّهُمَّ اقْضِ دَینَ کلِّ مَدْینٍ؛ پروردگارا! بدهی تمام بدهکاران و وام تمام وام گیرندگان را عطا بفرما» در حالی که این خواسته تحقق نمی یابد مخصوصاً، در عصر و زمانی که ما زندگی می کنیم؛ زیرا زندگی دنیای فعلی به گونه ای است که همه مردم برای خود وام و بدهکاری فراهم می کنند و اساساً، دنیای بدون بدهکاری و وام خیالی بیش نیست. بنابراین، هدف از این گونه دعاها چیست؟

پاسخ: وام و بدهکاری بر دو قسم است؛ نخست وام ها و بدهکاری هایی که زمینه پرداخت آن فراهم است؛ مثل وام هایی که تجّار و کسبه می گیرند و معاملاتی انجام می دهند و تا زمان قسط آن نیز مال مورد نظر را می فروشند و بدهکاری را می پردازند، یا وام هایی که افراد حقوق بگیر دریافت می کنند و از محل حقوق خود آن را می پردازند.

قسم دوم وام هایی است که زمینه پرداخت ندارد و در عین حال، انسان مجبور به گرفتن آن است و در پرداخت آن عاجز و ناتوان می شود. ظاهراً منظور از دعای فوق وام های قسم دوم است نه اوّل.

در وام های قسم دوم، نه تنها دعا برای اجابت آن پسندیده و اجابت آن امکان پذیر است، بلکه بنابر دستورات اسلام، باید برای تحقّق آن گام های عملی نیز برداشته شود؛ چه اینکه در یک جامعه اسلامی کامل. که همان جامعه امام زمانی است. حتّی یک گرسنه هم نباید وجود داشته باشد. «اللَّهُمَّ اشْبِعْ کلَّ جایعْ». یک برهنه نباید باشد، «اللَّهُمَّ اکسُ کلَّ عُرْیانٍ». یک فقیر و نیازمند نباید باشد؛ «اللَّهُمَّ اغْنِ کلَّ فقیرٍ». و نهایتاً یک بدهکار نیز نباید باشد.

شاهد این مطلب روایت مفصّلی است به این مضمون که از امام صادق علیه السلام نقل شده است که «خداوند دقیقاً نیازِ نیازمندان را محاسبه کرده و به مقدار نیاز آنها در اموال ثروتمندان زکات قرار داده است. اگر نیاز فقرا بیشتر بود، خداوند مقدار زکات را بیشتر می کرد.[۱۱]

یعنی اگر همه مردم به قوانین الهی عمل کنند و وجوهات شرعی خود را بپردازند، گرسنه ای یافت نخواهد شد. و اگر اکنون گرسنگان و برهنگان و فقرایی در سطح جامعه دیده می شوند، به خاطر نافرمانی و سرپیچی ثروتمندان از دستورات الهی و نپرداختن وجوه شرعیه است بنابراین، در جامعه امام زمانی، نه گرسنه ای یافت می شود؛ نه برهنه ای وجود دارد؛ نه فقیر و نیازمندی خواهد بود، و نه بدهکارِ وامانده ای می یابید و دعا در رفع این گرفتاری ها دور از اجابت نیست.

سئوال دوم: یکی از اعمال شبهای پرفضیلت و با ارزش «قدر» مراسم قرآن بر سر نهادن است مگر نه اینکه قرآن بسان نسخه طبیب پیام آور شفای مرض هاست؛ همان گونه که در آیه ۸۲ سوره اسراء نیز می خوانیم: «و نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنینَ»؛ و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان، نازل می کنیم.

بنابراین قرآن همچون نسخه طبیب، در صورتی شفابخش است که به آن عمل شود، پس چرا به ما دستور داده اند تا در شب های قدر به هنگام دعا کردن قران را بر سر بگذاریم؟

پاسخ: قرآن دو جنبه دارد و نسخه طبیب یک جنبه. از آن جا که قرآن مجید کلام خداوند است، از طرفی، الفاظ آن نیز ذاتاً مقدّس است. به همین جهت، مسلمانان معتقدند که بدون وضو نباید الفاظ قرآن را لمس کرد؛ و از طرف دیگر، محتوا و مضمون آن نیز مقدّس می باشد. از این رو، قرآن را «ثقل اکبر» و اهل بیت (علیهم‌السلام) را «ثقل اصغر» معرّفی کرده اند. بنابراین، مقایسه قرآن مجید با نسخه طبیب نادرست است. البته خود این عمل (قرآن بر سر نهادن) پیام هایی دارد: از جهت ظاهر، باید بیاموزیم که نباید قرآن را زیر دست و پا قرار دهیم و از جهت باطن و محتوا، به ما می آموزد که باید این کتاب آسمانی را سرلوحه اعمال خود قرار دهیم و به قوانین و دستورات آن پیوسته عمل نماییم و احکام آن را به فراموشی نسپاریم.

پی نوشت:

 [۱] بحارالانوار، جلد ۹۰، صفحه ۳۶۸.

[۲] سوره عنکبوت، آیه ۴۵.

[۳] نمونه‏اى از این روایات، در کتاب وسایل الشیعه، ج ۱۰، ابواب المزار، باب ۸۲ آمده است.

[۴] مکارم الاخلاق، جلد دوم، صفحه ۸۷۴.

[۵] مکارم الاخلاق، ج ۲، صفحه ۲۰.

[۶] سوره بقره، آیه ۹.

[۷] بحارالانوار، ج ۹۰، صفحه ۳۲۲.

[۸] توضیح بیشتر پیرامون« اسم اعظم» را در تفسیر نمونه، جلد ۷، صفحه ۳۰ و جلد ۲۳، صفحه ۳۱۰ و جلد ۱۵، صفحه ۴۷۰، مطالعه فرمائید.

[۹] شرح این داستان در بحث‏هاى گذشته به طور مفصّل مطرح شد.

[۱۰] در این مورد روایات فراوانى وارد شده است که دعا بدون اثر نیست، به میزان الحکمه، باب ۱۲۰۹ مراجعه کنید.

[۱۱] وسایل الشیعه، جلد ۶، ابواب الزکاه، باب ۱، حدیث ۲ و ۳ و ۶ و ۹؛ شرح برخى از روایات مذکور، در بحثهاى گذشته از نظر شما گذشت.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

نا امید نشدن از عدم استجابت دعا

اشاره:

اینکه چه دعایی اجابت می گردد و چه دعایی اجابت نمی گردد، علم آن با خدا است و  ما قاصر از تشخیص آن هستیم. اما در هر صورت نباید از درگاه خدای متعال ناامید بود و در صورت اجابت نشدن دعا دست از دعا برداریم. زیرا در مورد استجابت دعا شرایط مختلفی نقش دارد و در صورت اجابت نشدن دعا خود دعا موضوعیت دارد و به عنوان عبادت خداوند عمل با ارزش است. در نوشته پیش رو مطالبی در این خصوص نگاشته شده و بیان گردیده اجابت دعا دارای شرایط خاصی است.

در مورد اینکه علامت استجابت دعا و آرزوها کجاست ما نمی دانیم فقط خداست که از تمام چیزها با خبر است اما در مورد دعا و استجابت دعا مطالبی وجود دارد که بهتر است آن را بدانیم: علامه طباطبایی ‏رحمه الله با استفاده از دو آیه شریفه «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ»؛[۱] و آیه «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»؛[۲] استفاده می‏فرمایند که در استجابت دعا دو چیز معتبر است:

۱ . دعوت، خواستن و طلب باشد، آن هم به راستی و صداقت؛ نه این که لقلقۀ زبان باشد که لفظ «ادعو» آن را می‏رساند.

۲ . فقط از خداوند بخواهد که لفظ «عنّی» همین را می‏ فهماند. بنابراین اگر به یک سبب از هزاران اسباب خارجی اعتماد کند، از خدا نخواسته و در این جا «عنّی» محقق نشده است»[۳] و خداوند قول نداده که اگر از دیگران چیزی خواستید، آن را مستجاب کند.

حال در هر دعایی این دو شرط مهم تحقق داشته باشد، اجابت حتمی است و اگر هر یک از این دو شرط نباشند در حقیقت دعایی نیست لاجرم خداوند استجابت آن را تضمین نفرموده است؛ بلکه اگر کسی از غیر خدا چیزی بخواهد، خداوند او را به غیر خود واگذار می‏ فرماید.

یک: موانع استجابت دعا

اهل بیت عصمت و طهارت . که مفسران قرآن کریم هستند . برای استجابت دعا موانعی را ذکر نموده‏اند که به بعضی از آنها اشاره می‏کنیم.

۱.۱. غفلت قلب‏

دعا یعنی درخواست از خدای متعال برای برآورده ساختن حاجتی می‏باشد و طبیعی است که این ارتباط در صورتی مؤثر است که فقط ظاهر دعا مورد توجه نباشد، بلکه در باطن انسان توجه به خدا و تضرع به پیشگاه او شکل بگیرد و انسان فقط خدا را مؤثر در امور بداند. رسول اکرم (‏صلی الله علیه وآله) می‏فرماید: «اعلموا ان الله لا یقبل دعاءً عن قلب غافل»؛ «بدانید که خداوند دعائی که از قلب غافل برخاسته باشد قبول نمی‏کند».[۴]

در واقع خدای متعال این گونه بندگان خود را تأدیب و تربیت می‏کند تا از راه خطا بازگشته و مسیر صحیح هدایت الهی را در زندگی خود انتخاب کنند.

۲.۱. منافات داشتن با حکمت الهی‏

خدای متعال بر اساس حکمت خود، این عالم را طبق قوانین خاص اداره می‏کند و هیچگاه، این قوانین را نقض نمی‏کند. بنابراین استجابت دعا باید از مسیر قوانین و سنن الهی جریان یابد و اگر دعایی نقض کننده این مطلب باشد، مستجاب نمی‏شود؛ زیرا خدای متعال فقط کریم نیست؛ بلکه حکیم نیز هست و هیچ صفتی از صفات او، صفت دیگرش را نقض نمی‏کند.

امام علی (‏علیه السلام) می‏فرماید: «ان الله سبحانه لا ینقض حکمته فلذلک لا یقع الاجابه فی کل دعوه»؛ «خداوند سبحان حکمت خویش را نقض نمی‏کند بنابراین هر دعایی را مستجاب نمی‏سازد».[۵]

۳.۱. عدم مصلحت‏

در ضمن شمارش علل گوناگونی که باعث می‏شود حاجات انسان سریعاً اجابت نشود، یکی از مهم‏ترین آنها این است که گاهی انسان از خداوند چیزهایی را درخواست می‏نماید و فکر می‏کند اجابت آن به نفع او می‏باشد؛ حال آنکه در واقع اجابت آن درخواست؛ به ضرر او است. این حرف، اشاره به آیه ۲۱۶ سوره «بقره» دارد که می‏فرماید: «عَسی‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ…»؛ «چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرّ شما در آن است…». و همه اینها به خاطر جهل و یا محدودیت‏هایی است که در انسان وجود دارد.

۴.۱. گناهان اجتماعی‏

گناهان اجتماعی . مثل ترک امر به معروف و نهی از منکر . باعث عدم اجابت دعا است. پیامبر اکرم‏ (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید، بدترین شما بر شما چیره خواهند شد، آن گاه نیکان شما دست به دعا برمی‏دارند، ولی اجابت نمی‏شود».

دو: آداب دعا

در روایات نورانی معصومین (‏علیهم السلام) اموری به عنوان آداب دعا بیان شده که رعایت آنها می‏تواند در استجابت دعا مؤثر باشد.

۱.۲. اصرار در دعا

یکی از عواملی که سبب استجابت دعا می‏گردد، اصرار در دعا است خدای متعال بنا به دلایلی گاهی اوقات دعای بنده خویش را سریعاً ا جابت نمی‏کند؛ حال یا به علت گناهی که انجام داده و باید توبه کند و یا به علت عدم وجود شرایط لازم و نیاز به فرصت برای استجابت دعا از مجرای طبیعی و یا به جهت اینکه خدای متعال می‏ خواهد بنده‏ اش، ارتباط خود را با او بیشتر کند و به درگاه او توجه زیادتر داشته باشد. بنابراین اصرار در دعا خود می‏ تواند عاملی در استجابت دعا محسوب شود و خود اصرار ورزیدن در دعا، موجب خشنودی خداوند متعال است. امام باقر علیه السلام می‏ فرماید: «ان الله عزوجل کره الحاح الناس بعضهم علی بعض فی المسأله و أحب ذلک لنفسه»؛ «بدرستی که خداوند متعال کراهت دارد از اصرار مردم نسبت به یکدیگر برای ادای حاجات، در حالی که آن را برای خود دوست دارد».[۶]

و نیز می‏فرماید: «و الله لایلحّ عبد مؤمن علی الله عزوجل فی حاجه الا قضاها له»؛ «به خدا قسم اصرار نمی‏ورزد بنده مؤمن بر خداوند متعال برای حاجتی مگر این که آن را برآورده می‏سازد».[۷] رسول اکرم‏ (صلی الله علیه وآله) می‏فرماید: «ان الله یحب السائل»؛ «خدای متعال درخواست‏ کننده را دوست دارد»،[۸] بنابراین اصرار در دعا به پیشگاه الهی، گذشته از اینکه موجب برآورده شدن حاجت می‏شود. فی نفسه امری مطلوب و مورد عنایت خداوند متعال است بدین جهت هیچ‏گاه نباید از تأخیر در استجابت دعا دلگیر و نا امید شد.

پیامبر اسلام‏ (صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: «رحم الله عبداً طلب من الله عزوجل حاجه فالّح فی الدعاء استجیب له او لم یستجیب»؛ «خدا رحمت کند بنده ‏ای را که از خداوند متعال حاجتی را درخواست کند و بر آن اصرار بورزد. چه حاجتش برآورده شود و چه برآورده نگردد»[۹].[۱۰]

۲.۲. انجام کار نیک‏

همان‏طور که گناه مانع استجابت دعا و سبب محرومیت از لطف الهی است. انجام دادن کار نیک سبب استجابت دعا می‏گردد و طبیعی است که هر قدر اعمال نیک انسان زیادتر باشد، لطف الهی به او بیشتر است، به خصوص بعضی از اعمال که بسیار در این زمینه مؤثر بوده و عامل ایجاد ارتباط انسان با خدا است؛ مانند نماز که دریچه ملکوت را بر روی انسان باز می‏کند و زمینه‏ساز استجابت دعا می‏گردد. بنابراین بعد از هر نمازی، می‏توان به استجابت دعایی امیدوار بود.

پیامبر اسلام (‏صلی الله علیه وآله) می‏فرماید: «من ادّی فریضه فله عندالله دعوه مستجابه»؛ «هر کس نماز واجبی را بجا آورد نزد خدا دعایی مستجاب خواهد داشت».[۱۱]

۳.۲. عجله نداشتن در اجابت دعا

انسان وقتی خواسته‏ای دارد، می‏خواهد هر چه زودتر به آن برسد؛ اما گاهی صلاح او در آن نیست و یا شرایطش فراهم نشده است و با مدتی صبر و تأمل به خواسته خود خواهد رسید. اما بی تابی و عدم شکیبایی، گاهی سبب ناامیدی می‏شود و مانعی برای رسیدن به خواسته‏ های مورد نظر است. بدین جهت بهتر است همراه با اصرار در دعا، عجله بیش از حد نداشته باشیم. آنچه که وظیفه انسان است دعا کردن و امیدوار بودن است و آنچه که بر عهده خداوند است، اجابت است. بنابراین در آنچه که به خداوند مربوط می‏شود، مداخله نکنیم که در غیر این صورت به زیان ما تمام شده و مانعی برای وصول رحمت الهی خواهد گشت. امام صادق‏ (علیه السلام) فرمود: «همیشه مؤمن در خیر و آسایش است تا هنگامی که عجله نکند. در غیر این صورت ناامید می‏شود و دعا را ترک می‏کند. از امام (‏علیه السلام) پرسیده شد: چگونه عجله می‏کند! امام می‏ فرماید: می‏ گوید از فلان زمان دعا کردم اما اجابت نشده است.[۱۲] بنابراین باید امید فراوان داشت و اصرار در دعا نیز ورزید؛ اما عجله نباید داشت که خود مانع تحقق استجابت دعا است.

امام صادق (‏علیه السلام) می‏فرماید: «ان العبد اذا دعا لم یزل الله تبارک و تعالی فی حاجته ما لم یستعجل»؛ «به درستی که بنده هنگامی که دعا می‏ کند خداوند متعال در صدد برآورده ساختن حاجت او است تا زمانی که او عجله نکند».

۴.۲. واسطه قرار دادن معصوم‏ (علیه السلام‏)

خداوند متعال می‏فرماید: «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ»؛ «به سوی خداوند واسطه بجویید»[۱۳] و نیز می‏فرماید: «وقتی مردم به خود ستم نموده و نزد تو می‏ آمدند و طلب مغفرت می‏ کردند، پیامبر نیز برای آنان استغفار می‏ نمود، خدا را مهربان و توبه ‏پذیر می ‏یافتند»[۱۴].

۵.۲. دعا در مکان‏های مقدس‏

دعا در مساجد، حرم اهل بیت‏ (علیهم السلام)، تربت شهیدان و… زمان هایی که در مظان استجابت دعا هستند (مانند شب قدر، روز عرفه و میلاد و شهادت ائمه اطهار و سحرها)، در سرعت استجابت آن بسیار مؤثر است.

پی نوشت:

[۱] . بقره (۲)، آیه ۱۸۶؛ «هرگاه بندگانم از من سؤال کردند، به درستی که من نزدیک هستم دعای دعا کننده را هرگاه مرا بخواند اجابت می‏کنم».

[۲] . غافر (۴۰)، آیه ۶۰؛ «بخوانید مرا استجابت می‏کنم شما را».

[۳] . المیزان، ۲، صص ۳۰ . ۳۳.

[۴] . میزان الحکمه،ج ۲، ص ۸۷۵.

[۵] . میزان الحکمه، ج ۲، ص ۸۷۶.

[۶] . میزان الحکمه، ج ۲، ص ۸۸۰.

[۷] . همان

[۸] . همان‏

[۹] . همان، ص ۸۸۰.

[۱۰] . میزان الحکمه، ج ۲، ص ۸۸۰.                                          

[۱۱] . همان

[۱۲] . همان‏

[۱۳] . مائده، آیه ۳۵.

[۱۴] . نساء، آیه ۶۴.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

راههای استجابت دعا در کلام حضرت علی وائمه (علیه‌السلام)

 

اشاره:

استجابت دعا عوامل خاص خودش را دارد. دسترسی به عوامل استجابت دعا از عهده ما خارج است و تنها این شرایط را می توان از زبان وحی الهی و اولیاء خداوند دریافت. اموری از قبیل حرام خواری و گناه موجب عدم استجابت دعا هستند. در روایات اسلامی به عواملی به عنوان مقدمات استجابت دعا اشاره شده است که چند مورد آن را بیان می کنیم:

 

   ۱. مقدمات دعا باید با استغفار و نام بردن خداوند به اسماء حسنی و صلوات فرستادن بر محمد و آلش باشد. و نیز توجه و عنایت به عظمت حضرت حق:

   ۲. دعای بعد از نماز: امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند:( بر شما باد به دعا بعد از نماز که به اجابت خواهد رسید). [۱]

   ۳. دعا برای همه کردن: پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) فرمودند:( چون یکی از شما دعا می کند همه را دعا کند که این گونه دعا به اجابت نزدیکتر است و اگر کسی پیش از دعا برای خود برای چهل تن از برادران دینی دعا کند برای خودش و آنها به اجابت می رسد) [۲]

   ۴. دعا هنگامی که دل نرم و شکسته باشد: پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) فرمودند: دعا را هنگامی که دلتان شکسته می شود غنیمت دانید که رقت قلب ، رحمت است [۳]

   ۵. با بسم الله الرحمن الرحیم شروع شود پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) فرمودند: دعائی که با بسم الله الرحمن الرحیم شروع گردد مردود نشود [۴]

   ۶. خواندن نماز: امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: کسی که وضوی کامل بسازد و دو رکعت نماز با رکوع و سجود کامل بخواند و پس از سلام خداوند عزوجل را ستایش نماید و بر محمد درود فرستد و سپس حاجت خویش را درخواست نماید چنین خواستی به جا و به مورد است و چنین کسی محروم نگردد.

   ۷. دعا در هنگام باران و جهاد و تلاوت قرآن … امام علی(علیه‌السلام) فرمودند:( در پنج مورد دعا را غنیمت بشمارید: ۱ـ هنگام تلاوت قرآن ۲ـ اذان ۳ـ باریدن باران ۴ـ جهاد با کفار ۵ـ هنگامی که مظلومی به ظالمش نفرین می کند که در آن حال حجابی میان او و عرش خدا نباشد).

   ۸.کوچک نشمردن دعاها: امام علی(علیه‌السلام) فرمودند: خداوند اجابتش را در دعاها پنهان داشته پس هرگز هیچ دعایی را کوچک مشمارید.

   ۹. دعا از بیمار: امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: بیمارانتان را عیادت نمائید و از آنها بخواهید که شما را دعا کنند که دعای بیمار با دعای ملائکه برابری می کند [۵]

   ۱۰. دعای توأم با احسان به مستحقین: پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) فرمودند: اگر دعا با احسان به مستحقین توأم بود آن مقدار دعا کافی است که غذا به نمک نیاز دارد.

    ۱۱. امام صادق(علیه‌السلام) فرمود:( هنگامی که یکی از شما حاجتی از حوائج دنیا یا آخرت از خدا مسئلت دارد بایستی از مدح و ثنای پروردگار آغاز کند و بر محمد و آل محمد درود فرستد و سپس به گناه خویش اعتراف کند آنگاه حاجت خود را از خدا بخواهد) [۶]

    ۱۲. دعاء دسته جمعی: امام صادق(علیه‌السلام)فرمودند:( هرگاه پدرم (امام باقر(علیه‌السلام) را مشکلی پیش می آمد که او را اندوهگین می ساخت زنان و کودکان را کنار خود جمع می کرد و خود دعا می کرد و آنان آمین می گفتند) [۷]

    ۱۳. پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) فرمودند:( چهار کس دعایشان رد نشود و درهای آسمان به رویشان باز است: ۱ـ دعای پدر در باره فرزند ۲ـ نفرین مظلوم بر ظالم ۳ـ دعای کسی که به عمره رفته تا گاهی که باز گردد ۴ـ دعای روزه دار تا افطار)

    ۱۴. دعای دیگران، امام علی(علیه‌السلام) فرمودند:( دعای هر کسی را کوچک مشمرید اگر یک نفر یهودی درباره شما دعا کند به اجابت رسد در صورتی که درباره خودش مستجاب نگردد) [۸]

   و اما برخی از چیز هایی که موجب عدم استجابت دعا می شود:

   ۱. گناه عامل بزرگی برای عدم استجابت دعا: حضرت علی (علیه‌السلام) در دعای کمیل می فرمایند: اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا ، که از این بیان استفاده می شود که گناه موجب حبس دعا و عدم استجابت دعا می گردد .

   ۲. دعا به جا باشد، امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند:( چهار نفر دعایشان مستجاب نمی شود: ۱. آن که در خانه نشسته و می گوید خداوندا مرا روزی ده خداوند به او می فرماید:( مگر ترا نگفتم در پی کسب و کار باش) ۲. آن که زنش را نفرین می کند خداوند می فرماید:( مگر من اختیار طلاق او را به دست تو ندادم) ۳. آن که مال و ثروت خود را هدر دهد و سپس می گوید خدایا روزیم ده خداوند می فرماید (مگر نگفتم به مالت رسیدگی کن) ۴. و کسی که مال خویش را بدون گواه و مدرک به وام دهد که خداوند می فرماید:(مگر من دستور ندادم که بر وام خویش گواه بگیرید) [۹]

   ۳. گاهی از اوقات به مصلحت بنده نیست که خداوند آن دعا را به اجابت برساند ولی در مقابل خداوند بجای آن دعا ، گناهان بندگان خود را می آمرزد.

پی نوشت:

[۱] بحار، جلد ۵۹، صفحه ۱.

[۲] بحا الانوار جلد ۹۳.

[۳] بحا الانوار جلد ۹۳.

[۴] بحا الانوار جلد ۹۳.

[۵] بحار الانوار، جلد ۸۱، صفحه ۲۱۹.

[۶] بحار الانوار، جلد ۹۳، صفحه ۳۰۵و ۳۱۲.

[۷]  بحار الانوار، جلد ۴۶، صفحه ۲۹۷.

[۸]  بحار الانوار، جلد ۹۳، صفحه ۲۹۴.

[۹]  بحار الانوار، جلد ۷۱، صفحه ۳۴۴.

منبع: پایگاه امام علی علیه السلام.

اهمیت زکات در اسلام

مقدمه

انسان برترین آفریده خدای مهربان است و برای رسیدن به کمال و سعادت در دنیا و آخرت، به برنامه ای کامل نیاز دارد که همه نیازهای مادّی و معنوی، روحانی و جسمانی زندگی اش را مورد توجه قرار داده و دستورات و راهنمایی های لازم را به او بنماید.

دین اسلام نیز کامل ترین و برترین دین الهی است که برنامه ای کامل برای زندگی مادی و معنوی انسان ارایه نموده و در تمام امور، دستورات دقیق، و حکیمانه ای مطرح ساخته است، مثلاً:

درباره رابطه فرد با خدا، نماز و روزه را واجب نموده است.

در مورد وظیفه فرد نسبت به انسان های دیگر و چگونگی آن، امر به معروف و نهی از منکر را فریضه ای مهم شمرده است.

در زمینه حفظ اتحاد و اجتماع امت اسلام، فریضه عبادی ـ سیاسی حج را واجب فرموده و نماز جمعه و جماعت را برای تحکیم پیوند میان مؤمنین و ارتباط جمعی آنان با پروردگار تشریع کرده است.

در مورد چگونگی کسب و کار، احکام معاملات را توضیح داده و تجارت های حلال و حرام را مشخص کرده است.

در مورد درآمدهایی که انسان ها کسب می کنند، خمس و زکات را واجب نموده و حتی صحیح بودن نماز را مشروط به این دانسته که لباس فرد نمازگزار، از پولی نباشد که خمس آن داده نشده است.

بنابراین، با دقت در احکام و مسایل شرعی و برنامه های جامع دین اسلام، به این نکته مهم پی می بریم که دین اسلام، تنها یک قسمت از زندگی انسان یا یک جنبه از نیازهای او را مورد توجه قرار نداده، بلکه با عنایت به نیازهای مختلف آدمی در طول زندگی، احکام گسترده ای را برای او وضع کرده است.

بر همگان روشن است که عمل به این احکام و برنامه ها، علاوه بر اهمیت توجه و اطاعت بنده نسبت به دستورات خداوند، ثمرات و دستاوردهای مختلفی هم برای او در دنیا و آخرت دارد.

زکات نیز که یکی از فروعات دین اسلام می باشد، احکام و مسایل فراوانی دارد که بر یکایک مسلمانان لازم است در احیا و اقامه احکام آن بکوشند. کسانی هم که حکم وجوب زکات به آنها تعلق می گیرد، باید احکام آن را درست و دقیق بیاموزند، چرا که اگر به احکام اقتصادی اسلام (به خصوص در مورد زکات و خمس) توجه کرده و بدان عمل کنیم، آثار مثبت آن ها به زودی در زندگی ما آشکار گشته و عواقب و نتایج ناشی از عدم اهتمام به این فریضه های اسلامی، از جامعه دینی ما دور خواهد شد.

در این نوشتار، پس از بیان اهمیت زکات در اسلام به برخی از آثار پرداخت زکات و عواقب عدم پرداخت آن  اشاره می کنیم. زکات در لغت و قرآن، به معنای «طهارت، پاکیزگی، رشد و نموّ» به کار رفته است. به نقل دانشمند بزرگ شیعه، شیخ محمدحسن نجفی (صاحب کتاب ارزشمند جواهرالکلام):

«زکات عبارت است از خارج کردن قسمتی از دارایی تا بقیه آن با برکات خداوند رشد کند ( و زیاد شود) و درجات صاحبش را بالا برد و مال را از حرام و صاحب آن را از صفات ناپسند، پاک گرداند».[۱]

اهمیت زکات

پیشوایان اسلام زکات را از ضروریات دین و منکر آن را کافر دانسته اند: روزی امام صادق ـ علیه السلام ـ آداب و نحوه اخذ زکات را که در نامه ۲۵ نهج البلاغه نیز آمده است، از قول حضرت علی ـ علیه السلام ـ نقل فرمود. سپس گریه کرد و فرمود: به خدا سوگند! حرمت ها را شکستند و به کتاب خدا و سنت پیامبرش عمل نکردند.[۲]

امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند به من نعمت هایی داده که دائماً نگران آن هستم تا حقوقی را که خداوند نسبت به آن ها بر من واجب کرده است پرداخت کنم. سؤال شد: شما نیز با آن مقام بزرگی که دارید، به خاطر تأخیر زکات از خدا می ترسید؟ فرمود: بله![۳]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند بر این امت چیزی را سخت تر از زکات واجب نکرده است و اکثر هلاکت امت ها به خاطر نپرداختن آن است.[۴]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ سوگند یاد کرد که: جز مشرک کسی در مورد پرداخت زکات خیانت نمی کند.[۵] و نیز فرمود: یا علی، ده گروه از امت من کافر می شوند؛ یکی از آن ها کسانی اند که زکات نمی پردازند.

سول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ در آخرین خطبه خود فرمود: ای مردم! زکات اموال خود را بپردازید که هر کس زکات نپردازد، برای او نه نمازی است و نه حجی و نه جهادی.[۶]

در روایات متعدد، زکات به عنوان یکی از پایه های دین اسلام شمرده شده است و فرموده اند: بنای دین اسلام بر پنج چیز استوار شده است: نماز، حج، زکات، روزه و ولایت.

از آیات قرآن نیز به دست می آید که زکات در تمام ادیان الهی وجود داشته؛ چنان که حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ وقتی در گهواره به سخن آمد و فرمود: «وَ أَوْصانِی بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ ما دُمْتُ حَیا؛ خداوند مادامی که زنده هستم مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.»[۷]

حضرت موسی ـ علیه السلام ـ نیز خطاب به بنی اسرائیل می فرماید:«أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ ؛ نماز را به پا داشته و زکات بپردازید.»[۸]

پیامبران دیگر نیز به این امر سفارش کرده اند: و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت می کردند و انجام کارهای نیک و بر پا داشتن نماز و ادای زکات را به آن ها وحی کردیم. [۹]

نکته مهم در این باره این است که نماز و زکات، دارای نقش مؤثر و ارتباطی محکم در شکل دادن به اجتماع پیشرفته اسلامی هستند و بی توجهی به هر یک از آن ها، به ایمان و اعتقادات افراد و محتوای اسلامی جامعه و سیر تکاملی آن، آسیب جدی وارد خواهد نمود. به عنوان نمونه؛ یکی از ویژگی های مؤمنین حقیقی ـ که به رستگاری و سعادت می رسند ـ پرداخت زکات معرفی شده است: «وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاهِ فاعِلُونَ»[۱۰]

آیه ای دیگر، دریافت و پرداخت زکات و بر پا داشتن نماز را در زمره وظایف و ویژگی های مسئولین و مردم در حکومت دینی آورده است: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ»[۱۱]

و بالاخره در آیه ای دیگر می فرماید: «وَ الْمُقِیمِینَ الصَّلاهَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الآخِرِ أُولئِکَ سَنُؤْتِیهِمْ أَجْراً عَظِیماً»[۱۲] ؛ به کسانی که نماز را به پا می دارند و زکات می دهند و ایمان به خدای بزرگ و قیامت دارند، پاداشی بزرگ عطا خواهیم نمود.

در کتاب های حدیثی، سخنان فراوانی از امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ در بیان اهمیت زکات آمده است. هم چنین جالب است که بدانیم در روایات ما، برای هر چیز زکاتِ مخصوصی معرفی شده است، مثلاً:

زکات علم و دانش، نشر و یاد دادن آن به دیگران و تلاش برای عمل به آن است.

زکات زیبایی، حفظ عفت و آلوده نکردن خود به گناه است. زکات سلامتی بدن، کوشش در عبادت پروردگار و روزه گرفتن است. زکات قدرت، رعایت انصاف نسبت به دیگران است. زکات توانگری و دارایی، نیکی به همسایگان و صله رحم است. زکات شجاعت، جهاد در راه خدا است.[۱۳]

در این جا به برخی از آثار پرداخت زکات و نیز به بعضی عواقب عدم پرداخت آن اشاره می کنیم:

آثار پرداخت زکات

  1. درمان بخل

بخل عیبی است که عیوب دیگری را به دنبال خواهد آورد: بی اعتنایی به مردم، سنگدلی، عذرتراشی، دروغ پنداشتن ادعای فقراء، از دست دادن دوستان خوب، گاوصندوقی برای وارثان، تنگ گیری نسبت به خود و بستگان، سوءظن به وعده های خداوند، تحقیر شخصیت خود در جامعه، اعتماد کردن بر مال خود به جای توکل بر خدا و… گوشه ای از آثار بخل است. از این روست که افرادی که به فکر خودسازی و اصلاح خویشتن هستند، باید خود را از این عیب دور بدارند: «وَ مَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [۱۴] ؛ و هر کس را از خوی بخل و حرص دنیا نگاه دارند آنان به حقیقت رستگاران عالمند.»

یکی از امامان معصوم را دیدند که از اول شب تا صبح، در حالی که مشغول طواف کعبه بود، تنها یک دعا می کرد و آن این بود: خدایا، مرا از بخل دور بدار.[۱۵]

شاید مراد از آیه ۱۰۳ سوره توبه که به پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ دستور می دهد:«خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ [۱۶]؛ای رسول ما تو از مؤمنان صدقات را دریافت دار تا بدان صدقات نفوس آنها را از(پلیدی و حب دنیا) پاک و پاکیزه سازی.» کی می فرماید زکات اموال مردم را بگیر و آنان را پاک کن؛ مراد پاک کردن مردم از مرض بخل و حب دنیا باشد.

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «من ادّی الزکوه… فقد وقی من الشح»[۱۷] یعنی هر کس زکات مال خود را بپردازد. قطعاً از بخل حفظ شده است.

                                  بخل نادیدن بود اعواض را          شاد دارد دید درّ خوّاض[۱۸] را[۱۹]

  1. زکات کلید برکت و زیاد شدن رزق

هر یک از کلمات «زکات» و «برکت» و واژه های مربوط به آن، ۳۲ بار در قرآن آمده است و این نشان آن است

که زکات، مساوی برکت است. در قرآن می خوانیم: «یمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ یرْبِی الصَّدَقاتِ؛ خداوند ربا را محو می کند، ولی صدقات را رشد می دهد.»[۲۰]

در روایات زیادی می خوانیم. «الزکوه تزید فی الرزق؛ زکات روزی انسان را زیاد می کند.»[۲۱]

                                جوشش و افزونی زر در زکات        عصمت از فحشا و منکر در صلات[۲۲]

  1. زکات بیمه کردن مال است

امام کاظم ـ علیه السلام ـ فرمود:«حصنوا اموالکم بالزکاه؛ اموال خود را از طریق زکات بیمه کنید.»[۲۳]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: اگر حق خدا را بپردازید، من ضامن هستم که اموال شما در دریا و خشکی تلف نشود.[۲۴]

  1. پرداخت کننده زکات محبوب ترین فرد نزد خداوند

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: محبوب ترین فرد نزد خداوند، سخاوتمندترین آنان است و سخاوتمندترین مردم کسی است که زکات مال خود را بدهد و از آنچه که خداوند بر مال او واجب نموده، در مورد مؤمنین بخل نکند. [۲۵]

                                 پس سخا از چشم آمد نه ز دست               دید دارد کار، جز بینانرست[۲۶]

  1. زکات وسیله تقرب به خداوند

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «ان الزکاه جعلت مع الصلاه قرباناً لاهل الاسلام؛ خداوند زکات را همراه با نماز، وسیله تقرب مسلمین به خود قرار داد.»[۲۷]

  1. راه رسیدن به رحمت های خاص الهی

در قرآن می خوانیم: «وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَی‏ءٍ فَسَأَکْتُبُها لِلَّذِینَ یتَّقُونَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاهَ؛ رحمت پروردگار بر هر چیزی گسترده است، ولی دریافت قطعی آن، مخصوص کسانی است که اهل تقوا و ایمان و زکات باشند.»[۲۸]

خداوند می فرماید:«إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاهَ وَ آتَیتُمُ الزَّکاهَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی؛ اگر شما نماز را به پا دارید و زکات را پرداخت کنید و به پیامبران من ایمان آورید، قطعاً من با شما هستم.»[۲۹]

  1. وسیله باز شدن گره ها

قرآن می فرماید:«فَأَمَّا مَنْ أَعْطی وَ اتَّقی وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُیسِّرُهُ لِلْیسْری؛ هر کس بخششی نماید و پرهیزگار باشد و حقیقت را تصدیق نماید، ما کارهای مشکل او را آسان می کنیم.»[۳۰]

  1. مایه فرو نشاندن غضب الهی و کفاره گناهان

حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید:«الله الله فی الزکاه. فانها تطفیء غضب ربکم؛ شما را به خدا، شما را به خدا درباره زکات (دقت کنید)، که البته زکات غضب پروردگار را فرو می نشاند.»[۳۱]

خداوند می فرماید: «اِنّی مَعَکُم لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاهَ وَ آتَیتُمُ الزَّکاهَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیئاتِکُمْ؛ من با شما هستم، اگر نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید و به خدا قرض الحسنه بدهید (در راه او، به نیازمندان کمک کنید)، گناهان شما را می پوشانم (می بخشم)»[۳۲]

  1. ورود به باغ های الهی

«لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاهَ وَ آتَیتُمُ الزَّکاهَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیئاتِکُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ؛ اگر نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید، قطعاً شما را در باغهایی از بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد می کنم.»[۳۳]

  1. سبب گشایش برای مردگان

شخصی به امام صادق ـ علیه السلام ـ گفت: برادرم از دنیا رفت در حالی که زکات زیادی به عهده اش بود. من آنها را پرداخت کردم. امام فرمود: با این عمل مشکل او برطرف می شود.[۳۴]

  1. سبب استجابت دعا

در روایتی می خوانیم: هر کس می خواهد دعای او مستجاب شود، لقمه خود را حلال کند و یکی از راه های حلال کردن لقمه، پرداخت حق خدا (خمس و زکات) است.

  1. شرط حلال شدن روزی

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «فادّوا إلی اللهِ حقَّ ما رزقکم یطیب الله لکم بقیته؛ اگر حق آن چه را که خداوند رزق شما قرار داده بپردازید، باقیمانده آن برای شما طیب و حلال است.»[۳۵]

  1. سبب قبولی نماز

پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «زَکّوا اموالکم تقبل صلاتکم؛ زکات اموال خود را بپردازید تا نمازتان قبول شود».[۳۶]

  1. پس انداز مطمئن

خداوند در قرآن می فرماید:«وَ أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ»[۳۷] یعنی نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید. آنچه از عمل خیر که برای خودتان از پیش فرستاده اید، نزد خداوند خواهید دید. به درستی که خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.

و نیز می فرماید: «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ؛ آنچه که انفاق کنید برای خود شماست.»[۳۸]

و یا می فرماید: «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیرٍ یوَفَّ إِلَیکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ؛ و آنچه که انفاق می کنید به شما باز می گردد و به شما ظلم نمی شود.»[۳۹]

چون زکات در حقیقت ذخیره قیامت انسان است، در حقیقت، مالی فانی با پرداخت زکات ابعادی جاودانه پیدا می کند. کامیابی های احتمالی و موقت و پر درد سر دنیا را می توان از طریق پرداخت زکات به کامیابی های قطعی و دائمی و بی دردسر تبدیل نمود.

                  گر بریزد برگ های این چنار            برگ بی برگیش بخشد کردگار

                گر نماند از جود در دست تو مال         کی کند فضل الاهت پایمال؟

                  هر که کارد گردد انبارش تهی           لیک اندر مزرعه باشد بهی[۴۰]

  1. سبب زندگی شیرین

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: اگر مردم حقوق خود را ادا کنند، قطعاً در زندگی شرینی به سر خواهند برد. [۴۱]

  1. خواب راحت

به امام گفتند فلانی در خواب به مشکلات و ناگواری هایی بر می خورد؟!‌ امام فرمود: این به خاطر آن است که زکات خود را در راه صحیح مصرف نمی کند.[۴۲]

  1. نشانه بی نقص بودن و کمال اسلام و ایمان

ـ «تمام اسلامکم اداء الزکاه»[۴۳]

ـ «… سبعه من کنّ فیه فقد استکمل حقیقه الایمان… و ادّی زکاه ماله… [۴۴]؛… هفت چیز است که اکر در کسی باشند حقیقت ایمان در او کامل شده … و پرداختن زکات مالش…»

ـ پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ و حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: علامت و نشانه مؤمنان و شیعیان ما سه چیز است: نماز، روزه، زکات.[۴۵]

۱۸- آیین پایدار

در سوره بینه، پس از آن که نام نماز و زکات را می برد می فرماید: «وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یقِیمُوا الصَّلاهَ وَ یؤْتُوا الزَّکاهَ وَ ذلِکَ دِینُ الْقَیمَهِ»[۴۶]  یعنی و به آنها دستوری داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند در حالی که دین خود را برای او خالص کنند (و از شرک به توحید باز گردند) و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند و این است آیین مستقیم و پایدار.

آثار نپرداختن زکات

  1. تلف شدن اموال

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «ما ضاع مال فی برّ و لا بحر الا بتضییع الزکاه [۴۷]؛ هیچ مالی در خشکی یا دریا ضایع و تلف نمی شود، مگر به خاطر آن که زکات آن پرداخت نشده باشد».

آن حضرت در حدیث دیگری فرمودند: «حصّنوا اموالکم بالزکوه و انا ضامن لکل ما یتوی فی برّ او بحر بعد اداء حق الله فیه من التلف»[۴۸] یعنی اموال خود را از طریق پرداخت زکات بیمه کنید. اگر بعد از پرداختن زکات مالی تلف شد، من ضامن آن هستم.

از رسول گرامی اسلام نقل شده است که: بندگان خدا هیچ شبی را به صبح نمی رسانند مگر اینکه دو فرشته فرود آمده و یکی می گوید: خدایا به انفاق کنندگان پاداش و بدل ده و دیگری می گوید: خدایا مال بخیلان را تلف کن. [۴۹]

                      گفت پیغمبر که دائم بهر پند           دو فرشته خوش منادی می کنند

                     کای خدایا منفقان را سیر دار          هر دِرَمشان را عوض ده صد هزار

                      ای خدایا ممسکان را در جهان           تو مده الا زیان اندر زیان[۵۰]

  1. اتلاف دو برابر

در روایات می خوانیم: «من منع حقا لله عزّ و جلّ انفق فی باطل مثلیه؛[۵۱]کسی که حق خدا را نپردازد و در راه حق مال خود را صرف نکند، دو برابر آن مقدار را در راه باطل صرف خواهد کرد».

  1. هزینه شدن اضطراری مال در راه اشرار

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «من منع ماله من الاخیار اختیارا صرّف الله ماله فی الاشرار اضطراراً؛[۵۲]

کسی که مال خود را اختیاراً از مصرف در راه خوبان باز دارد، خداوند مال او رادر راه اشرار با اجبار صرف خواهد نمود».

  1. هزینه شدن مال در راه گناه

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «و اعلم انّه من لم ینفق فی طاعه الله أبتلی بان ینفق فی معصیه الله و من لم یمش فی حاجه ولی الله ابتلی بان یمشی فی حاجه عدوالله»[۵۳] یعنی آگاه باشید! کسی که مال خود را در راه اطاعت خداوند صرف نکند، به هزینه کردن آن در راه معصیت خداوند گرفتار می شود و هر کس در حل مشکلات ولی خدا گامی برندارد، خداوند او را به تلاش و حرکت در راه حلّ مشکلات دشمن خدا گرفتار می کند.

  1. کمبود و قحطی

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «لاتزال امتی بخیر ما تحابوا و اقاموا الصلوه و اتوا الزکاه فاذا لم یفعلوا ذلک ابتلوا بالقحط و السنین»[۵۴] یعنی امت من مادامی که یکدیگر را دوست بدارند و اهل نماز و زکات باشند در خیر و سعادت به سر می برند، ولی اگر این گونه نباشند، گرفتار قحطی می شوند.

  1. محروم شدن از تولیت و تعمیر مراکز دینی

در سوره توبه می خوانیم که: تعمیر و آباد کردن مساجد تنها سزاوار کسانی است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز را به پا دارند و زکات مال خود بدهند و از غیر خدا نترسند آنها امیدوار باشند که از هدایت یافتگان راه خدا هستند.[۵۵]

  1. بی برکتی

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «اذا منعت الزکاه منعت الارض برکاتها؛[۵۶]هرگاه زکات پرداخت نشود، زمین برکات خود را از مردم باز می دارد».

                                 ابر ناید از پی منع زکات           وز زنا افتد وبا اندر جهات

و در حدیث دیگری می خوانیم: اگر توانگران زکات مال خود را نپردازند، خداوند باران رحمت خود را از مردم باز می دارد.[۵۷]

در حدیث دیگری از امام باقر ـ علیه السلام ـ می خوانیم: اگر زکات پرداخت نشود، برکت از کشاورزی و میوه ها و معادن برداشته می شود.[۵۸]

  1. گسترش فقر

«اذا منعت الزکاه ظهرت الحاجه؛[۵۹] هرگاه مردم زکات ندهند، نیاز مردم آشکار می گردد».

«اذا منعت الزکاه ساءت حال الفقیر و الغَنی؛[۶۰]هرگاه مردم زکات ندهند، حال فقرا و ثروتمندان بد می شود».

  1. مرگ چهارپایان

امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: «اذا حبست الزکاه ماتت المواشی؛[۶۱] هر گاه زکات پرداخت نشود، چهارپایان می میرند».

  1. محروم شدن از رحمت

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: کسی که حق خداوند را از مالش نپردازد، سزاوار است خداوند رحمت خود را از او دریغ کند.[۶۲]

  1. اخراج از مسجد

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: روزی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ وارد مسجد شدند و با جمله «قم یا فلان، قم یا فلان، قم یا فلان»، پنج نفر را از مسجد اخراج کردند و فرمودند: شما که زکات نمی دهید از مسجد بیرون بروید.[۶۳]

آری، نمازگزار واقعی بخیل نیست: «إِذا مَسَّهُ الْخَیرُ مَنُوعاً إِلاَّ الْمُصَلِّینَ؛[۶۴] و چون مال و دولتی به او رو کند (بخل ورزد و) منع (احسان) نماید مگر نماز گزاران حقیقی.»

  1. علامت نفاق

آیه ۶۷ سوره توبه که سیمای منافقان را بیان می کند، می فرماید: «الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یقْبِضُونَ أَیدِیهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیهُمْ؛آنان همدیگر را به منکر دعوت و از معروف بازداشته و دست خود را از کمک به دیگران باز می دارند و (این گونه) خدا را فراموش می کنند. خداوند نیز با آنان چون فراموش شدگان رفتار می کند».

  1. قبول نشدن نماز و عبادات

در روایات می خوانیم: «ایها الناس ادّوا زکاه اموالکم فمن لا یزکّی لا صلوه له و من لا صلوه له لا دین له و من لا دین له لا حج و لا جهاد له»[۶۵] یعنی قبولی تمام اعمال،‌وابسته به قبولی نماز است و قبولی نماز وابسته به پرداخت زکات.

امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند نماز و زکات را همتا و مقرون یکدیگر قرار داده و نماز بی زکات پذیرفته نیست.[۶۶]

حضرت موسی ـ علیه السلام ـ جوانی را دید که نماز با حالی می خواند، به خداوند گفت: چه نماز زیبایی دارد! به او وحی شد که نماز او زیباست، ولی این جوان بخیل است و زکات نمی پردازد و تا زمانی که زکات ندهد، نمازش قبول نیست.[۶۷]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: نماز کسی که زکات نمی پردازد، هم چون لباس کهنه ای درهم پیچیده و به صورت او پرتاب می شود.[۶۸]

  1. همردیف رباخواران

حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «مانع الزکاه کآکل الربا؛[۶۹]کسی که زکات ندهد، همچون رباخوار است».

پرداخت نکردن زکات، نوعی سرقت است. در حدیث می خوانیم: سه نوع سارق و دزد داریم: یکی از آنان کسی است که زکات نمی دهد.[۷۰]

  1. شرک، علت نپرداختن زکات

«ما خان الله احد شیئاً من زکاه ماله الا مشرک بالله؛[۷۱] نپرداختن زکات، خیانت و شرک به خداوند است».

پی نوشتها

[۱]جواهر الکلام، ج ۱۵، ص ۳؛ دارالکتب الاسلامیه، ایران.

[۲] . وافی، ج ۱۰، ص ۱۵۶٫

[۳] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۲٫

[۴] . وافی، ج ۱۰، ص ۳۳٫

[۵] . بحار، ج ۹۶، ص ۲۹٫

[۶] . مستدرک، ج ۱، ص ۵۰۷٫

[۷] . سوره مریم، آیه ۳۱٫

[۸] . سوره بقره، آیه ۴۳٫

[۹] . سوره انبیا، آیه ۷۳٫

[۱۰] . سوره مؤمنون، آیه ۴٫

[۱۱] . سوره حج، آیه ۴۱٫

[۱۲] . سوره نساء آیه ۱۶۲٫

[۱۳] . میزان الحکمه، باب زکات.

[۱۴] . سوره حشر، آیه ۹، سوره تغابن، آیه‌۱۶٫

[۱۵] . نورالثقلین،‌ج ۵، ص ۳۴۶٫

[۱۶] . سوره توبه، آیه ۱۰۳٫

[۱۷] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۸٫

[۱۸] . خواض به معنای فرو رونده می باشدو در قرآن به این معنا آمده «و کنّا نخوض مع الخائضین».

[۱۹] . مثنوی معنوی، دفتردوم، بیت ۸۹۶٫

[۲۰] . سوره بقره آیه ۲۷۶٫

[۲۱] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۲ و ۶۹٫

[۲۲] . مثنوی معنوی. دفتر ششم، بیت ۳۵۷۷٫

[۲۳] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۹٫

 [۲۴] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۰٫

[۲۵] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۶۵٫

[۲۶] . مثنوی معنوی دفتر دوم، بیت ۹۰۰٫

[۲۷] . جامع الاحادیث، ج ۹،ص ۳۳٫

[۲۸] . سوره اعراف، آیه ۱۵۶، سوره توبه، آیه ۷۱٫

[۲۹] . سوره مائده، آیه ۱۲٫

[۳۰] . سوره لیل، آیات ۷-۵٫

[۳۱] . وسایل، ج ۶، ص ۱۰٫

[۳۲] . سوره مائده، آیه ۱۲٫

[۳۳] . سوره مائده،‌ آیه ۱۲٫

[۳۴] . جامع الااحادیث، ج ۹، ص ۲۲۳٫

[۳۵] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۳٫

[۳۶] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۲۹٫

[۳۷] . سوره بقره، آیه ۱۱۰٫

[۳۸] . سوره بقره، آیه ۲۷۲٫

[۳۹] . همان.

[۴۰] . مثنوی معنوی، دفتر اول، بیت ۴۲-۲۲۳۷٫

[۴۱] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۷۰٫

[۴۲] . همان، ص ۲۷۳٫

[۴۳] . کنزالعمال، ج ۶، ص ۹۶٫

[۴۴] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۵٫

[۴۵] . همان، ص ۳۵٫

[۴۶] . سوره بینه، آیه ۵٫

[۴۷] . کافی، ج ۳، ص ۵۰۵٫

[۴۸] . بحار، ج ۹۳، ص ۱۳۰٫

[۴۹] . صحیح بخاری، ج ۱، ص ۲۶۴، احادیث معنوی، ص ۲۲٫ کافی، ج ۴، ص ۴۲ و وسائل الشیعه،‌ج ۳، دفتر دوم، بیت ۱-۳۸۰، مستدرک وسایل، ج ۱۵، ص ۲۶۱٫

[۵۰] . مثنوی معنوی، دفتر دوم بیت ۱-۳۸۰٫

[۵۱] . کافی. ج ۳، ص ۵۰۶٫

[۵۲] . بحار، ج ۹۶، ص ۱۳۰٫

[۵۳] . وسائل، ج ۶، ص ۲۵٫

[۵۴] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۸٫

[۵۵] . سوره توبه، آیه ۱۸٫

 [۵۶] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۲٫

[۵۷] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۲٫

[۵۸] . کافی، ج ۲، ص ۳۷۴٫

[۵۹] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۸٫

[۶۰] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۳٫

[۶۱] . وسایل الشیعه، ج ۹، ص ۳۱٫

[۶۲] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۷٫

[۶۳] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۳۱٫

[۶۴] . سوره معارج، آیه ۲۲-۲۱٫

[۶۵] . مستدرک، ج ۱، ص ۷۵٫

[۶۶] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۳۰ و ۳۳٫

[۶۷] . همان، ص ۳۰ و ۳۳٫

[۶۸] . همان، ص ۳۳٫

[۶۹] . همان، ص ۶۳٫

[۷۰] . تهذیب ج ۱۰، ص ۱۵۳؛ وسائل، ج ۲۱، ص ۲۶۸٫

[۷۱] . بحار، ج ۹۶،

         برگرفته: از ره توشه راهیان نور

نگاه غضب آلود ممنوع!

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «کسی که نگاه غضب آلود به پدر و مادرش کند، هر چند که آنها به او ظلم کرده باشند، خداوند هیچ کدام از نمازهایش را قبول نمی‌کند».

اهمیت حقوق پدر و مادر از نظر قرآن کریم قرآن به حقوق پدر و مادر آن چنان اهمیت می‌دهد که در چند مورد بعد از نهی از شرک به خداوند، احسان و نیکی به پدر و مادر را سفارش می‌کند. به عنوان مثال در بیان عهدی که از بنی اسرائیل گرفته است می‌فرماید: “و [به یاد آورید] زمانی را که از بنی ‌اسرائیل پیمان گرفتیم که جز الله را عبادت نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید”.[۱] مشخص است که پیمان گرفتن بر نیکی به والدین، بر اهمیت این امر اشاره می‌کند. در جای دیگر با عبارت “و قضی ربک” به معنای این که “پروردگارت حکم قطعی کرد” و باز بعد از نهی از شرک، به احسان پدر و مادر امر می‌کند.[۲] چنین مطالبی به کرات در آیات ۳۶ سوره نساء، ۱۵۱ سوره انعام، ۸ سوره عنکبوت و ۱۵ سوره‌های لقمان و احقاف نیز آمده است.
علاوه بر این تاکید‌ها، قرآن با ذکر نیکویی اولیا و انبیای الاهی به والدین خود به نحو دیگری به اهمیت این مطلب تأکید نموده است؛ مثلا در سوره مریم، ضمن بیان فضایلی که در وجود حضرت یحیی(علیه السلام) به ودیعه نهاده، او را نیکوکار به والدینش خوانده است.[۳]

اهمیت حقوق والدین در روایات

در روایتی حضرت امام صادق(علیه السلام) در جواب این سؤال که کدام اعمال برترند؟ می‌فرمایند: “نماز اول وقت، نیکی به والدین و جهاد”. آوردن نیکی به پدر و مادر بعد از نماز اول وقت و قبل از جهاد، نشان از اهمیت آن نزد ائمه دارد. در روایتی دیگر از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که نیکی به پدر و مادر را چه صالح باشند و چه بدکار، از جمله مواردی شمرده‌اند که هیچ کس نمی‌تواند بهانه‌ای در آنها بیاورد.[۴]

مصادیق حقوق والدین در قرآن و روایات

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «آزار رساندن به پدر و مادر، جزء گناهان کبیره است؛ زیرا خداوند کسی که مورد عاق والدین قرار گرفته است را گناه کار و شقی و بدبخت قرار داده است». در قرآن و روایات، مصادیق و مواردی از حقوق پدر و مادر بر فرزندان را به صورت جزئی بیان کرده است که به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:

الف. خوش‌سخنی

در آیه‌ای می‌فرماید: “… چون یکی یا هر دو[پدر و مادر] به پیری رسند، حتی به آنان “اُف” مگو و آنها را از خود مران بلکه بزرگوارانه با ایشان سخن بگوی”.[۵] در روایتی نیز امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند اگر کمتر از “اف” عبارتی وجود داشت، خداوند از آن نهی می‌فرمودند.[۶]

ب. تواضع در مقابل آنها

در ادامه آیه بالا می‌فرماید: “و بال‌های تواضع خویش را از روی رحمت و مهربانی در برابر پدر و مادر فرود آر”.[۷] تعبیر استعاری “فرود آوردن بال رحمت” در این آیه بر حد اعلای تواضع در برابر والدین دلالت می‌کند.

ج. اطاعت از آنها

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمودند: “فرزند سه وظیفه در قبال پدر و مادر دارد: شکر گذاری آنها در همه حال، اطاعت آنها در آنچه امر و نهی می‌کنند در غیر معصیت الاهی و خیرخواهی آنها در آشکار و خفا”.[۸]

د. دعا برای آنها

در همان آیات به دعا کردن برای پدر و مادر امر می‌فرماید: “… و بگو پروردگارا بر آنها[پدر و مادر] رحم کن همان طور که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند”.[۹]
علاوه بر این‌ها، به موارد جزیی‌تری نیز اشاره شده است؛ مثل روایتی از امام موسی بن جعفر(علیهماالسلام) که فرمودند: از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در باره حق والد بر فرزند سؤال کردند، ایشان جواب داد که فرزند نباید والدین خود را به نام صدا بزند و در راه رفتن و نشستن بر آنها سبقت گیرد و موجب توهین دیگران به ایشان شود”.[۱۰] و در آیه‌ای نیز انفاق به والدین را مقدم بر هر انفاقی می‌کند و می‌فرماید: “از تو می‌پرسند که چه انفاق کنند، بگو هر مالی که می‌بخشید پس به والدین و نزدیکان و … ببخشید”.[۱۱]

عواقب بی‌احترامی به والدین

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «یکی از گناهانی که مانع قبول شدن دعا می‌گردد، و هوا را تیره می‌کند، عقوق والدین است»؛

یکی از واجباتی که در قرآن کریم – بعد از دستور به پرستش خداوند ذکر شده- نیکی به پدر و مادر است.(بقره، ۸۳)
لذا در قرآن و روایات، تأکید فراوانی بر رعایت حقوق والدین و نیکی و احسان به آنان شده است. در مقابل، رعایت نکردن این واجب، علاوه بر مجازات اخروی – در صورت توبه نکردن- مجازات دنیایی را نیز در پی دارد که در این جا به برخی از آنها اشاره می‌شود:

۱- سلب توفیق در انجام عبادات و ترک گناهان؛ امام رضا(علیه السلام) در این باره می‌فرماید: «خداوند، عقوق والدین و نافرمانی از آنان را حرام کرده است؛ زیرا این کار، باعث سلب توفیق الاهی در اطاعت از دستورات او می‌شود».(شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۷۹)
۲- جلوگیری از استجابت و برآورده شدن دعا؛ امام صادق(علیه السلام) فرمود: «یکی از گناهانی که مانع قبول شدن دعا می‌گردد، و هوا را تیره می‌کند، عقوق والدین است»؛(کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالحدیث، ج ۴، ص ۲۵۷) و تیره شدن هوا کنایه از این است که بی‌احترامی به والدین، مانع ادراک قلب نسبت به حق است.(مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الکافی-الأصول و الروضه، ج ۱۰، ص ۱۷۳)
۳- شقاوت و بدبختی؛ امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «آزار رساندن به پدر و مادر، جزء گناهان کبیره است؛ زیرا خداوند کسی که مورد عاق والدین قرار گرفته است را گناهکار و شقی و بدبخت قرار داده است».(علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۷۹)
۴- مورد لعن و محروم شدن از رحمت خداوند؛ امام صادق(علیه السلام) فرمود: «ملعون است، ملعون است کسی که پدر یا مادرش را کتک بزند. ملعون است، ملعون است کسی که والدین خود را آزار دهد».(شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۸۱) مقصود از لعن در آخرت؛ عقوبت الاهی و در دنیا؛ انقطاع و دور شدن از قبول رحمت‏ و توفیق خداست‏.(راغب أصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ص ۷۴۱)
۵- پذیرفته نشدن نماز؛ امام صادق(علیه السلام) فرمود: «کسی که نگاه غضب آلود به پدر و مادرش کند، هر چند که آنها به او ظلم کرده باشند، خداوند هیچ کدام از نمازهایش را قبول نمی‌کند».(الکافی، ج ۴، ص ۶۵)

پی‌نوشت‌ها

[۱] بقره، ۸۳،
[۲] “و قضی ربک ٲلّاتعبدوا الّا ایّاه و بالوالدین احسانا …” و پروردگارت حکم کرد که جز او را عبادت نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید. اسراء، ۲۳،
[۳] “و بَرّا بوالدیه و لم یکن جبارا عصیا” مریم، ۱۴،
[۴] شیخ طوسی، التهذیب، ج ۶، ص ۳۵۰، درا الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ش.
[۵] اسراء، ۲۳،
[۶] کلینی، کافی، ج ۲، ص ۳۴۹،
[۷] اسراء، ۲۴،
[۸] علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۶، موسسه الوفاء، بیروت، لبنان، ۱۴۰۴ ق.
[۹] اسراء، ۲۴،
[۱۰] کلینی، کافی، ج ۲، ص۱۵۸، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ش.
[۱۱] بقره، ۲۱۵،

منابع
سایت اسلام کوئیست؛ کافی ج ۴؛ علل الشرایع، ج

منبع: بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان؛ فرآوری: آمنه اسفندیاری؛

راهکار استجابت دعا در سریع ترین زمان !!!

همۀ امامان کشتی نجاتند؛ لیکن کشتی امام حسین(علیه السلام) سریع‌ تر است.
همۀ ائمّه(علیهم السلام) مشعل هدایتند؛ ولی مشعل ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) پرفروغ‌ تر است.
همۀ اولیای الهی درهای رحمت پروردگارند؛ امّا درِ رحمت امام حسین(علیه السلام) فراخ‌ تر است.
همۀ شهیدان راه حق شفا بخشند؛ لیکن شفابخشیِ امام حسین(علیه السلام) گسترده‌ تر است.

همۀ پیشوایان الهی اعجازگرند؛ ولی معجزات امام حسین(علیه السلام) همگانی‌تر است.
امام حسین(علیه السلام) هر چه داشت در طبق اخلاص نهاد و همه را یک‌جا، در راه خدا داد.
خدا نیز به او پاداشی فراخور خداوندیش عطا فرمود:
شفا در تربت او، استجابت دعا در تحت قبّۀ او و دوای هر دردی را در گروی یک نگاه او قرار داد.
یکی از وسایل مهم و مجرّب برای توسّل به حضرت سیّدالشّهداء(علیه السلام) زیارت عاشورا است.
زیارت عاشورا و مداومت بر آن بسیار سهل و آسان است، هر کسی در هر مکان و در هر زمانی می‌تواند با دلی پاک و نیّتی صادق به درگاه او روی آورد، این زیارت را طبق دستور امام(علیه السلام) بخواند و مشکلش را حل شده بیابد.
چقدر فراوانند کسانی که اولاددار نمی‌شدند، با زیارت عاشورا صاحب اولاد شدند؛ به بیماری سخت و کمرشکنی چون سرطان مبتلا بودند، از برکت زیارت عاشورا بهبودی یافتند؛ سرپناهی نداشتند و در پرتوی زیارت عاشورا صاحب خانه و کاشانه شدند.
وه چقدر بسیارند کسانی که یک عمر از درد هجران سوختند، با زیارت عاشورا به کعبۀ مقصود و قبلۀ موعود رسیدند.

آثار معجزه‌آسای زیارت عاشورا

آثار معجزه‌آسای زیارت عاشورا در این صفحات نمی‌گنجد، ولی به حکمِ آب دریا را اگر نتوان کشید، به قدر تشنگی باید چشید؛ به نمی از یمِ بیکران آن اشاره می‌کنیم:
۱. مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری از استادش مرحوم آیت الله سیّد محمّد فشارکی نقل می‌کند که به هنگام شیوع وبا در «سامرّاء» ایشان فرمودند:
من حکم کردم بر زنان و مردان از شیعیان سامرّاء که زیارت عاشورا بخوانند و ثواب آن را هدیه نمایند به روح مطهّر حضرت نرجس خاتون، والدۀ ماجدۀ حضرت حجّت(علیه السلام) و او را در نزد فرزندش شفیع قرار دهند، تا ایشان نیز در نزد خداوند شفاعت نمایند و من ضامن می‌شوم که هر کس این عمل را انجام دهد، مبتلا به بیماری وبا نشود.
همۀ شیعیان به این حکم عمل کردند و هیچ کس مبتلا به وبا نشد.
این مطلب به قدری روشن بود که سنّی‌ها از روی شرمساری مرده‌های خود را شبانه دفن می‌کردند و به «حرم مطهّر عسکریّین(علیه السلام)» می‌آمدند و می‌گفتند:
ما به شما درود می‌فرستیم آن گونه که شیعیان می‌فرستند.۱
۲. در عهد زعامت مرحوم آیت الله حاج سیّد محمّد حجّت کوه‌کمری قحطی و گرانی سختی پدید آمد، آن مرحوم چهل نفر از طلّاب مهذّب و متدیّن را دستور داد که به «مسجد جمکران» مشرّف شوند و در پشت‌بام مسجد به صورت دسته‌جمعی زیارت عاشورا را با صد سلام و صد لعن و دعای علقمه بخوانند، آنگاه به حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام)، حضرت ابوالفضل(علیه السلام) و حضرت علی اصغر(علیه السلام) متوسّل شوند، رفع گرانی و نزول باران را از خداوند بخواهند.
چهل تن از طلبۀ فاضل و متدیّن به امر مرجعیّت اعلای تشیّع به میعادگاه عاشقان شرفیاب شدند، زیارت عاشورا را طبق دستور آن مرجع آگاه انجام دادند، مسجد جمکران را به قصد «قم» ترک کردند. هنوز به دِه «جمکران» نرسیده بودند که بارانِ رحمت سیل‌آسا فرو ریخت و طلّاب ناچار شدند که لباس‌های خود را در آورند، کفش‌های خود را به دست بگیرند و از میان سیلاب‌ ها عبور کنند.۲
۳. داستان همسرِ صالحۀ استاد اشرف حدّاد را همه شنیده‌اید که به زیارت عاشورا مداومت داشت، در شب اوّل رحتلش سه بار امام حسین(علیه السلام) به دیدارش تشریف‌فرما شدند و در بار سوم امر فرمودند که عذاب را از اهل آن قبرستان بردارند.۳
۴. سیّد احمد رشتی هنگامی که از قافله عقب ماند و از زندگی دست شست، توسّل فراوان نمود، سرانجام به محضر کعبۀ دل‌ها تشرّف یافت، حجّت خدا بعد از فرمان نماز شب و جامعۀ کبیره فرمود:
«شما چرا عاشورا نمی‌خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا.»۴
۵. مرحوم میرزا ابراهیم محلّاتی، عموی محروم آیت الله حاج شیخ بهاءالدّین محلّاتی، در شب ۲۴ صفر ۱۳۳۶ ه‍ .ق. در «شیراز» رحلت کرد. در همان شب مرحوم شیخ مشکور در «نجف اشرف» حضرت عزرائیل(علیه السلام) را در رؤیا دید و از او پرسید: از کجا تشریف می‌آورید؟ فرمود: از شیراز، از قبض روح میرزا ابراهیم محلّاتی می‌آیم.
از وضع آن مرحوم در عالم برزخ پرسید؛ فرمودند: «در بهترین حالت است، خداوند هزار فرشتۀ موکّل فرموده که از او اطاعت کنند.»
پرسید: از کجا ایشان به این مقام رسیده؟ فرمود: «او سی سال تمام بر زیارت عاشورا مداومت داشت.»
شیخ مشکور خوابش را برای میرزا محمّدتقی شیرازی نقل کرد، او به شدّت گریه نمود، گفته شد: خواب است. فرمود: بلی، ولیکن خوابِ شیخ مشکور است.
فردای آن روز تلگرافی از شیراز رسید و صادقه بودن رؤیای شیخ مشکور بر همگان ثابت شد.۵
۶. مرحوم شیخ صدرا بادکوبه‌ای که بر زیارت عاشورا مداومت داشت، در ۱۱ شعبان ۱۳۹۲ ه‍ .ق. درگذشت، پس از ۲۳ سال هنگامی که قبر شریفش در موقع تخریب «وادی السّلام» توسط رژیم عفلقی شکافته شد، پیکر پاکش‌تر و تازه پدیدار گردید.۶
۷. مرحوم حاج شیخ حسن فرید که داستان «سامرّاء» را از مرحوم حائری شنیده بود، به گرفتاری سختی مبتلا می‌شود، از روز اوّل محرّم به زیارت عاشورا شروع می‌کند، روز هشتم از برکت آن زیارت به صورت خارق العادّه‌ای مشکلش حل می‌شود.۷
۸. بانویی که تا بیست سال بعد از ازدواج اولاددار نمی‌شد، با مداومت بر زیارت عاشورا ـ به مدّت چهل روز ـ صاحب فرزند شد.۸
۹. مرحوم آقا نجفی اصفهانی می‌نویسد:
دو چلّه زیارت عاشورا جهت مطالب مشروع خواندم و نتیجه گرفتم.۹
۱۰. مرحوم حاج شیخ عبدالنّبی عراقی که کتاب ارزشمندی در کیفیّت مداومت بر زیارت عاشورا نوشته، انگیزۀ نگارش این کتاب را برآورده شدن حاجتی به برکت زیارت عاشورا معرفی می‌کند که به نظر ایشان محال عادی بوده است.
در شیوه‌ای که ایشان بیان فرموده، سه روز روزه گرفته می‌شود، روز سوم غسل زیارت کرده، به صحرا رفته به خواندن زیارت عاشورا پرداخته می‌شود.۱۰

کیفیّت ختم زیارت عاشورا

امّا بهترین کیفیّت زیارت عاشورا بر اساس روایتی که شیخ طوسی در «مصباح» و ابن قولویه در «کامل الزّیارات» از امام‌صادق(علیه السلام) نقل کرده‌اند، به قرار زیر است:
۱. غسل زیارت کردن در اوّل روز؛
۲. رفتن به صحرا یا محلّی مرتفع؛
۳. اشاره کردن به سوی «کربلا»؛
۴. لعن فراوان بر قاتلان امام حسین(علیه السلام) نمودن؛
۵. تکبیر گفتن؛
۶. زیارت امین الله یا زیات ششم امیرالمؤمنین(علیه السلام) خواندن؛
۷. دو رکعت نماز زیارت به جای آوردن؛۱۱
۸. زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام خواندن؛
۹. دو رکعت نماز زیارت به جای آوردن؛
۱۰. دعای علقمه خواندن.
امام صادق(علیه السلام) تضمین کرده که هر کس این زیارت را به این کیفیّت بخواند، زیارتش قبول، سعی‌اش مشکور، دعایش مستجاب، حاجتش روا و سلامش به محضر سیّدالشّهداء(علیه السلام) واصل گردد.
آنگاه پس از آنکه پاداش زیارت عاشورا را هزار هزار حج، هزار هزار عمره و هزار هزار جهاد در محضر رسول خدا(ص) بیان می‌کنند، می‌فرمایند:
«اگر بتوانی در همۀ عمر همه روزه این زیارت را بخوانی، انجام بده، که همۀ این پاداش‌ها از آنِ تو خواهد بود.»
و در پایان می‌فرمایند: «هرگاه تو را حاجتی پیش آید، این زیارت را با این دعا بخوان و به این وسیله به سوی خدا توجّه کن، که البتّه حاجتت برآورده می‌شود و بی‌گمان خداوند خلف وعده‌ نمی‌کند.»۱۲
با توجّه به نکات یاد شده بر همۀ ما لازم است که مشکلات خود را با توسّل به ائمّۀ اطهار(علیه السلام) و به خصوص از رهگذرِ مداومت بر زیارت عاشورا حل کنیم و از فیوضات بیکران این زیارت غفلت نکنیم.

راه آسان

صحیح‌ترین، معتبرترین، کامل‌ترین و جامع‌ترین کیفیّت ختم زیارت عاشورا همان است که از «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی نقل کردیم؛ امّا برای کسانی که می‌خواهند همه روزه توفیق ختم زیارت عاشورا پیدا کنند؛ ولی زمان آنها برای چنین کاری کفاف نمی‌دهد، راه آسانی هست که صاحب کتاب «الصّدف المشحون» با سلسلۀ اسنادش از امام هادی(علیه السلام) روایت کرده است، بر اساس این نقل می‌توان جملۀ لعن را یکبار خوانده، فقط جملۀ «اللّهمّ العنهم جمیعاً» را صد بار گفت.
همچنین جملۀ سلام را یک بار خوانده، فقط جملۀ «السّلام علی الحسین و علی علیّ بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین» را صد بار گفت.۱۳
آیت الله شبستری نیز این متن را از شیخ طوسی نقل کرده و شرح داده که صاحب «الذّریعه» نیز به آن اشاره نموده است.۱۴

آداب ختم

همۀ ختومات از جمله ختم زیارت عاشورا آدابی دارند که رعایت آنها شایسته است:
۱. با وضو باشد؛
۲. رو به قبله باشد؛
۳. با توجّه کامل انجام پذیرد؛
۴. به قصد قربت باشد؛
۵. به دور از هر گونه ریا و تظاهر انجام پذیرد؛
۶. در صورت امکان در اماکن مقدّسه و مشاهد مشرّفه انجام شود؛
۷. در صورت امکان در ساعت معیّن انجام شود؛
۸. در صورت امکان در مکان معیّن انجام پذیرد؛
۹. بدون تکلّم در وسط باشد؛
۱۰. با تن پاک، جامۀ نظیف، به دور از لقمۀ شبهه‌ناک باشد.
در مورد ختم زیارت عاشورا علاوه بر آداب یاد شده، رعایت چند نکتۀ دیگر مناسب است:
۱. غسل زیارت کرده باشد؛
۲. رو به سوی کربلا باشد؛
۳. در صحرا، پشت بام، جای مرتفع، زیر آسمان باشد؛
۴. متن زیارت را با صد لعن، صد سلام و سجده انجام دهد؛
۵. قبلاً زیارت امین الله یا زیارت ششم امیرمؤمنان(علیه السلام) را بخواند؛
۶. دو رکعت نماز زیارت به جا آورد؛
۷. دعای علقمه را بخواند؛
۸. بر قاتلان امام حسین(علیه السلام) لعنت فراوان کند؛
۹. آن را به نیّت تعجیل در امر فرج انجام دهد؛
۱۰. برای تعجیل در امر فرج دعا کند و حدّاقل بگوید:
«اللّهمّ ربّ الحسین، اشف صدر الحسین، و اطلب بثاره، اللّهمّ انتقم ممّن قتله و اعان علیه»۱۵

 

دعا کردن در احادیث معصومین علیهم السلام هم بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. در این احادیث که تفسیر قرآن و بیان آن هستند، به طور مفصل‌تری به اصل دعا کردن و اهمیت آن تاکید شده، آداب و راه و روش آن گفته شده و خیلی از جزئیات این مسئله کلی توضیح داده شده است.

وظیفه تو دعا کردن است و بس …

گاهی با همه سهل‌الوصول بودن اجابت و تأکید بر صرف خواندن خدا برای مستجاب شدن، دعاهای ما اجابت نمی شود. یعنی همانی که می‌خواستیم برایمان اتفاق نمی‌افتد یا اوضاع همان جور که ما دل مان می‌خواهد پیش نمی‌رود. فراموش نکنیم که برای اجابت دعایمان، در ابتدا باید موانع را از میان برداشت.

گناه

گاهی تیرگی ها و کدورت هایی که از گناه های ما به وجود می آید علتی می شود برای بالا نرفتن دعا و عدم اجابت آن. یعنی توی نظام علت و معلولی دنیا ، گناه یکی از مانع هایی است که می ایستد سر راه اجابت دعا. امام باقر (علیه السلام) فرمود: «انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می گذارد، ولی بنده در این مدت مرتکب گناه می شود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر می کند خواسته اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را برانگیخت و شایسته بی اعتنایی گردید.»

لقمه های مورد دار

حلال خوردن و خالی بودن شکم از حرام، یکی از مهم ترین علت های تأثیر نفس و بالا رفتن دعا است. این علت که نباشد دعا می ماند پهلوی صاحبش. شخصی خدمت رسول خدا (ص) آمد و گفت: دوست دارم که دعایم مستجاب شود، حضرت به او فرمود: خوراک خود را پاکیزه کن و غذای حرام نخور.

خواستن محال

با وجود این که خداوند قدرت بی انتها و بی مرزی دارد ولی رسمش این است، یعنی نظریه جهان داری اش این است که همه امور را از مجرای خودش و با همین راه هایی که آفریده انجام دهد. اگر محتوای دعا خواستن چیزی خلاف قانون دنیا و اسباب عادی آن باشد، خدا معذور است از اجابت آن.

از حضرت علی (علیه السلام) سوال شد: کدام دعا گمراهی است؟ فرمود: دعا کردن و خواستن کارهای نشدنی و غیرممکن.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: « انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می گذارد، ولی بنده در این مدت مرتکب گناه می شود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر می کند خواسته اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را برانگیخت و شایسته بی اعتنایی گردید»
عدم مصلحت

خدا هیچ وقت سرعت در اجابت را فدای به هم ریختن مصلحت و نظم زندگی بنده اش نمی کند. هر وقت سرعت در اجابت با مصلحتی که خدا برای کل جریان زندگی و پازل زندگی آدم ها در نظر گرفته، تناقض داشته باشد اجابت شکلش عوض می شود. یا می افتد به تأخیر یا نوعش عوض می شود.

چه بسا چیزی بر شما ناخوشایند باشد، در حالی که خیر و صلاح شما در آن است (و شما نمی دانید) و همچنین شاید چیزی را دوست داشته باشید که ضرر شما در آن است و خدا می داند و شما نمی دانید. (بقره/ ۲۱۶)

مهیا نبودن شرایط

عده‌ای از دعاها بنا به نظم کلی زندگی آدم ها که هیچ جوره خدشه بردار نیست، سریع اجابت نمی شوند. زمان لازم است تا به بهترین شکل ممکن و در عالی ترین شرایط و زمان ها محقق شود. یعنی گاهی اجابت دعا در همان لحظه زیان های دیگری برای آدم دارد و بهتر است که در زمان خودش مستجاب شود و به همین دلیل اجابت مدتی عقب می افتد.

صدایم کن صدای تو بهانه ست

حرف زدن و مناجات با خدا، یکی از مهم ترین نیازهای آدم است. خدا در قرآن به دعا و دعا کردن تأکید کرده و در آیه های مختلفی اهمیت اصل مسئله دعا را، صرف نظر از کمیت و کیفیتش، تذکر داده است.

در جریان داستان حضرت یونس (علیه السلام) و گرفتار شدنش در شکم ماهی و نجات او، بعد از این که کل ماجرا را مو به مو توضیح می دهد، داستان را این طور تمام می کند که: « و کذلک ننجی المومنین » (انبیاء/۸۸) یعنی نه فقط این بنده (حضرت یونس) بلکه همه آدم های تاریخ و آن هایی که بعد از او خواهند آمد را همین طوری نجات می دهیم ، همین طور که او را با دعایی که از ته قلب کرده بود نجات دادیم.
خدا هیچ وقت سرعت در اجابت را فدای به هم ریختن مصلحت و نظم زندگی بنده اش نمی کند. هر وقت سرعت در اجابت با مصلحتی که خدا برای کل جریان زندگی و پازل زندگی آدم ها در نظر گرفته، تناقض داشته باشد اجابت شکلش عوض می شود. یا می افتد به تأخیر یا نوعش عوض می شود

شاه کلید را گم نکنیم!

در آیه ۸۸ سوره انبیاء ، خداوند جای شاه کلید نجات آدم ها را یاد می دهد که هر وقت و در هر شرایطی اگر یاد من کنید و وصل کنید خودتان را به منبع نیرو و رحمت من، نجات پیدا می کنید. اصلاً نجات و رستگاری اثر وضعی دعا کردن است.

آخرین تکه ی پازل اجابت ، درخواست کردن است

خدا در آیه های زیاد دیگری باز هم به اهمیت دعا و خواندن او تأکید می کند. اصرار می کند که آخرین تکه پازل اجابت و نزول رحمت خدا، خواستن و خواندن است. مثلاً در آیه ۶۰ سوره غافر یادآوری می کند که من را بخوانید تا جواب تان را بدهم. به همین سادگی، صرف خواندن است که می شود علت اجابت خدا، بدون هیچ واسطه و وسیله.

خدا برای محکم کاری، جای دیگری می فرماید که: «ای رسول من! بگو اگر به سوی خدا متوجه نشوید و دعا نکنید پروردگارم به شما اعتنا نخواهد کرد.» یا می گوید: «ای پیامبر نباید آنان را که هر صبحگاه و شبانگاه خدا را می خوانند از پیش خود برانی.» (انعام/ ۵۳)

نتیجه گیری:

نهایت این که خداوند در کل قرآن، روی اصل مسئله دعا کردن تاکید می کند و راه دعا کردن را ساده و بی تکلف ترین راه ها معرفی می کند.

امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: هر گاه اراده کردید چیزی از حوائج دنیا را از خدای سبحان مسألت نمایید، ابتدا باید خدایعزوجل را ستایش کنید. و سپس صلوات بر محمد و آل محمد بفرستید، پس آنگاه حاجت خود را از خداوند کریم بخواهید.

آن حضرت فرمودند: مردی وارد مسجد شد و پس از بجای آوردن نماز، دست به سوی درگاه خداوند دراز نمود و حاجات خود را طلب کرد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) که در آن مسجد حضور داشتند با مشاهده این وضع فرمودند: این بنده، در خواسته خود از خداوند تعجیل کرد.

پس شخص دیگری آمد و دو رکعت نماز گزارده و ثنای خدا را بجا آورد و سپس بر محمد و آل محمد صلوات فرستاد. آنگاه رسول خدا فرمودند: که دعایت در آستانه اجابت است.

پی‌نوشت‌ها:
۱. این داستان به خطّ مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری در نزد نگارنده موجود است.
۲. این داستان را به نقل از شاهدان عینی در کتاب «کریمۀ اهل بیت»، ص ۴۸۱ آوردیم.
۳. این واقعه را صاحب «شفاء الصّدور» در ج ۱، ص ۱۲۶ با سند معتبر نقل کرده است.
۴. این تشرّف و این فرمان را مرحوم نوری در نجم الثّاقب، ص ۳۴۲ بدون واسطه از سیّد احمد رشتی نقل کرده است.
۵. شرح حال آن فقید سعید در کتاب «مردی بزرگ از خطّۀ فارس» به تفصیل آمده و این داستان در منابع فراوان، از جمله «داستان‌های شگفت»، ص ۳۴۴ آمده است.
۶. مشروح این داستان را در کتاب «اجساد جاویدان»، ص ۳۵۵ آوردیم.
۷. داستان‌های شگفت، ص ۴۵۸.
۸. زیارت عاشورا و آثار شگفت، ص ۳۲.
۹. سیاحت شرق، ص ۳۸۰.
۱۰. نگارنده گوید: شیخ طوسی سه روز روزه را در زیارت وارث نقل فرموده است. [مصباح المتهجّد، ص ۷۱۷].
۱۱. شیخ طوسی، مصباح المتهجّد، ص ۷۸۱.
۱۲. شیروانی، الصّدف المشحون، ص ۱۹۹.
۱۳. شبستری، اللّؤلؤ النضید، ص ۱۴۰.
۱۴. آقا بزرگ طهرانی، الذّریعه، ج ۱۵، ص ۲۹.
۱۵. کفعمی، البلد الأمین، ص ۲۸۰

منبع:موعود

تأثیر تغذیه بر اخلاق

در روایات متعددى مى‌خوانیم: یکى از شرایط استجابت دعا، پرهیز از غذاى حرام است؛ از جمله، در حدیثى آمده است که شخصى نزد پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: «احب ان یستجاب دعایى؛ دوست دارم دعاى من مستجاب شود!» پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: «طهر ماکلک و لاتدخل بطنک الحرام؛ غذاى خود را پاک کن و از غذاى حرام پرهیز نما!».

همین معنى از همان بزرگوار با تعبیر دیگرى آمده است، مى‌فرماید: «من احب ان یستجاب دعائه فلیطیب مطعمه و مکسبه؛ کسى که دوست دارد دعایش مستجاب شود، طعام و کسب خود را از حرام پاک کند!»

۱-با توجه به این که در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى‌خوانیم: «ان الله لایستجیب دعاء بظهر قلب قاس؛ خداوند دعایى را که از قلب قساوتمند برخیزد مستجاب نمى‌کند!» مى‌توان نتیجه گرفت که غذاى ناپاک و حرام، قلب را تاریک و قساوتمند مى‌کند؛ و به همین دلیل، دعاى حرام‌خواران مستجاب نمى‌شود و از اینجا به رابطه نزدیکى که در میان ناپاکى درون و تغذیه حرام وجود دارد، مى‌توان پى برد.

در حدیث معروف امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا آمده است که بعد از ایراد آن سخنان داغ و پر محتوا و گیرا در برابر لشکر لجوج و قساوتمند کوفه، هنگامى که ملاحظه کرد آنها حاضر به سکوت و گوش دادن به سخنانش نیستند، فرمود: (آرى! شما حاضر به شنیدن سخن حق نیستید زیرا ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله على قلوبکم؛ شکم‌هاى شما از غذاهاى حرام پر شده است، در نتیجه خداوند بر دل‌هاى شما مهر زده است(و هرگز حقایق را درک نمى‌کنید!)»

۲- در روایات دیگرى آمده است که رابطه‌اى در میان خوردن غذاى حرام و عدم قبول نماز و روزه و عبادات، وجود دارد؛ از جمله، در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) مى‌خوانیم: «من اکل لقمه حرام لن تقبل له صلوه اربعین لیله، و لم تستجب له دعوه اربعین صباحا و کل لحم ینبته الحرام فالنار اولى به و ان اللقمه الواحده تنبت اللحم؛ هر کسى لقمه‌اى از غذاى حرام بخورد، تا چهل شب نماز او قبول نمى‌شود و تا چهل روز دعاى او مستجاب نمى‌گردد و هر گوشتى که از حرام بروید، آتش دوزخ براى آن سزاوارتر است؛ و حتى یک لقمه نیز باعث روییدن گوشت مى‌شود!»

بدیهى است براى قبولى نماز، شرایط زیادى لازم است، از جمله حضور قلب و پاکى دل، اما غذاى حرام پاکى قلب و صفاى دل را از انسان مى‌گیرد.

۳- در روایات متعدد دیگرى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم(علیهم السلام) آمده است که: «من ترک اللحم اربعین صباحا ساء خلقه؛ کسى که چهل روز گوشت را ترک کند، اخلاق او بد مى‌شود!»

از این احادیث به خوبى استفاده مى‌شود که در گوشت، ماده‌اى است که اگر براى مدت طولانى از بدن انسان قطع شود، در روحیات و اخلاق او اثر مى‌گذارد و کج‌خلقى و بداخلاقى به بار مى‌آورد. البته استفاده زیاد از گوشت حیوانات نیز در بعضى از روایات مزموم شمرده شده، ولى از ترک آن براى مدت طولانى نیز در بسیارى از روایات نهى شده است.

۴- در روایات زیادى که در کتاب «اطعمه و اشربه» آمده است، رابطه‌اى میان بسیارى از غذاها و اخلاق خوب و بد، بیان گردیده به عنوان نمونه:

در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) مى‌خوانیم: «علیکم بالزیت فانه یکشف المره… و یحسن الخلق؛ بر شما لازم است که از زیت(زیت به معنى روغن زیتون یا هر گونه روغن مایع است) استفاده کنید، زیرا صفرا را از بین مى‌برد… و اخلاق انسان را نیکو مى‌کند!»

۵- در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى‌خوانیم: که از کلام پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) چنین نقل مى‌کند «من سره ان یقل غیظه فلیاکل لحم الدراج؛ کسى که دوست دارد خشم او کم شود، گوشت دراج را بخورد!»(دراج پرنده‌‏اى است‏ شبیه به کبک که گوشت لذیدى دارد). از این تعبیر به خوبى استفاده مى‌شود که رابطه‌اى میان تغذیه و خشم و بردبارى وجود دارد.

۶- در روایت مشروحى از تفسیر عیاشى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده درباره این که چرا خداوند خون را حرام کرده مى‌فرماید: «و اما الدم فانه یورث الکلب و قسوه القلب و قله الرافه و الرحمه لا یؤمن ان یقتل ولده و والدیه ….؛ این که خداوند خوردن خون را حرام کرده به خاطر آن است که سبب جنون و سنگدلى و کمبود رافت و مهربانى مى‌شود … تا آنجا که ممکن است فرزند و یا پدر و مادرش را به قتل برساند!»

در بخش دیگرى از این روایت مى‌فرماید: «و اما الخمر فانه حرمها لفعلها و فسادها و قال ان مدمن الخمر کعابد الوثن و یورث ارتعاشا و یذهب بنوره و یهدم مروته؛ و اما شراب، خداوند آن را به خاطر تاثیر و فسادش حرام کرده است و فرمود: شخص دائم‌الخمر مانند بت‌پرست است، بدنش لرزان مى‌شود و نور(معنویت) او را از بین مى‌برد، و شخصیت او را ویران مى‌سازد!»

۷- در روایات متعددى که در کافى درباره انگور آمده است، رابطه میان خوردن انگور و برطرف شدن غم و اندوه دیده مى‌شود؛ از جمله، در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى‌خوانیم: «شکى نبى من الانبیاء الى الله عزوجل الغم فامره الله عزوجل باکل العنب؛ یکى از پیامبران الهى از غم و اندوه (و افسردگى) به پیشگاه خداوند متعال شکایت کرد، خداوند متعال به او دستور داد که انگور بخورد!». این حدیث تاکید بیشترى است بر مساله ارتباط تغذیه با مسائل اخلاقى.

۸- در احادیث متعددى نیز رابطه خوردن انار و از میان رفتن وسوسه‌هاى شیطانى و به وجود آمدن نورانیت قلب دیده مى‌شود؛ از جمله، در حدیث معتبرى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که مى‌فرمود: «من اکل رمانه على الریق انارت قلبه اربعین یوما؛ کسى که یک انار را ناشتا بخورد، چهل روز قلبش را نورانى مى‌کند.»

۹- در روایت متعددى در باب «خوردن» تعبیراتى دیده مى‌شود که همه نشانه ارتباط تغذیه با روحیات و مسائل اخلاقى است؛ از جمله، در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) مى‌خوانیم که به جعفر(ابن ابى طالب)(علیهماالسلام) فرمود: «یا جعفر کل السفرجل فانه یقوى القلب و یشجع الجبان؛‌ اى جعفر! «به» بخور؛ قلب را تقویت مى‌کند و ترسو را شجاع مى‌سازد!»

۱۰- در بعضى از احادیث، رابطه میان غذاى اضافى و سنگدلى و قساوت و عدم پذیرش موعظه دیده مى‌شود؛ از جمله، در کتاب «اعلام الدین» از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمود: «ایاکم و فضول المطعم فانه یسم القلب بالقسوه و یبطى ء بالجوارح عن الطاعه و یصم الهمم عن سماع الموعظه؛ از غذاى اضافى بپرهیزید که قلب را پر قساوت مى‌کند و از اطاعت حق، تنبل مى‌سازد و گوش را از شنیدن موعظه کر مى‌نماید!»

فضول الطعام(غذاى اضافى)، ممکن است اشاره به پرخورى باشد یا غذاهاى باقى مانده و فاسد شده و در هر حال، از رابطه تغذیه و مسائل اخلاقى خبر مى‌دهد. همین معنى در بحارالانوار از بعضى از روات اهل سنت از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده است.

از این حدیث به خوبى استفاده مى‌شود که غذاى اضافى، سه پیامد سوء دارد: قساوت مى‌آورد؛ انسان را در انجام عبادات و طاعات تنبل مى‌کند و گوش شنوا را در برابر مواعظ از انسان مى‌گیرد! این مطلب، کاملا محسوس است که وقتى انسان غذاى زیاد و سنگین مى‌خورد، عبادات را به زحمت بجا مى‌آورد و نشاطى براى عبادت ندارد؛ به عکس هنگامى که غذاى ساده و کم مى‌خورد، قبل از اذان صبح بیدار است، نشاط دارد و حالت مطالعه و عبادت دارد.

همچنین به تجربه رسیده است هنگامى که انسان روزه مى‌گیرد، رقت قلب پیدا مى‌کند و آمادگى بیشتر براى شنیدن مواعظ در او حاصل مى‌شود؛ به عکس هنگامى که شکم پر است فکر انسان درست کار نمى‌کند و خودش را از خدا دور مى‌بیند.

۱۱- در احادیث اسلامى در ارتباط نوشیدن عسل با صفاى قلب، از امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى‌خوانیم: «العسل شفاء من کل داء و لا داء فیه یقل البلغم و یجلى القلب؛ عسل، شفاى تمام بیماری‌ها است و در آن بیمارى نیت بلغم را کم مى‌کند و قلب را صفا مى‌بخشد.»

نتیجه

از مجموع آنچه در بالا آوردیم و روایات فراوان دیگر که ذکر آنها به طول مى‌انجامد، به خوبى استفاده مى‌شود که رابطه نزدیکى میان تغذیه و روحیات و اخلاقیات وجود دارد، هرگز نمى‌گوییم غذاها، علت تامه براى اخلاق خوب یا بد است، بلکه همین اندازه مى‌دانیم که طبق روایات بالا، یکى از عوامل زمینه‌ساز پاکى و اخلاق، تغذیه است هم از نظر نوع غذاها و هم از نظر حلال و حرام بودن آنها.

دانشمندان امروز نیز معتقدند بسیارى از پدیده‌هاى اخلاقى، به خاطر هورمون‌هایى است که غده‌هاى بدن تراوش مى‌کند و تراوش غده‌ها رابطه نزدیکى با تغذیه انسان دارد؛ بر همین اساس، بعضى معتقدند که گوشت هر حیوانى حاوى صفات آن حیوان است، و از طریق غده‌ها و تراوش آنها در اخلاق کسانى که از آن تغذیه مى‌کنند اثر مى‌گذارد. گوشت درندگان انسان را درنده‌خو مى‌کند و گوشت خوک، صفت بى‌بندوبارى جنسى را که از ویژگی‌هاى این حیوان است به خورنده آن منتقل مى‌سازد.

این از نظر رابطه طبیعى و مادى است، از نظر رابطه معنوى نیز آثار خوردن غذاى حرام غیر قابل انکار است، غذاى حرام قلب را تاریک و روح را ظلمانى مى‌کند و فضائل اخلاقى را ضعیف مى‌سازد. این سخن با ذکر یک داستان تاریخى که مورخ معروف مسعودى در «مروج الذهب» آورده پایان مى‌دهیم:

او از «فضل بن ربیع» نقل مى‌کند که «شریک بن عبدالله» روزى وارد بر «مهدى» خلیفه عباسى شد، مهدى به او گفت باید حتما یکى از سه کار را انجام دهى، شریک سؤال کرد کدام سه کار؟ گفت: یا قضاوت را از سوى من بپذیرى و یا تعلیم فرزندم را بر عهده بگیرى، و یا غذایى(با ما) بخورى! شریک فکرى کرد و گفت سومى از همه آسانتر است، مهدى او را نگهداشت و به آشپز گفت انواعى از خوراک مغز آمیخته با شکر و عسل براى او فراهم ساز.

هنگامى که «شریک» از آن غذاى بسیار لذیذ و (طبعا حرام) فارغ شد، آشپز رو به خلیفه کرد و گفت: این پیرمرد بعد از خوردن این غذا، هرگز بوى رستگارى را نخواهد دید! فضل ابن ربیع مى‌گوید مطلب همین گونه شد و شریک بن عبدالله بعد از این ماجرا، هم به تعلیم فرزندان آنها پرداخت و هم، منصب قضاوت را از سوى آنها پذیرفت.

منبع: ناصر مکارم شیرازی؛ اخلاق در قرآن کریم؛ ج۱؛ ص۱۴۹

جایگاه دعا در نزد فاطمه (س)

دعاشناسی

گنجینه گشایش

ای هد هد صبا به سبا می فرستمت

بنگر که از کجا به کجا می فرستمت

در راه عشق مرحله قرب و بُعد نیست

می بینمت عیان و دعا می فرستمت

هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر

در صحبتِ شمال و صبا می فرستمت

ای غایب از نظر که شدی همنشین دل

می گویمت دعا و ثنا می فرستمت[1]

دعا، خواستن و خواندن موجودی محدود و پرنیاز از نیرویی بی کران و بی نیاز است تا خزانه مُلک و ملکوت به روی او گشوده شود و جلوه ای جاودان یابد.

دعا، ارتباط عاشقانه انسان با محبوب حقیقی و پیوند باطنی با معشوق ابدی است که حیات روحی، نشاط قلبی، صفای باطنی و سلامت روانی ره آورد آن به شمار می رود.

دعا، سلاح انبیاء، کار و پیکار اولیاء، سیره عارفان و شیوه همیشه فرشتگان است و نیازی فطری و خواسته ای درونی قلمداد شده است به گونه ای که پروردگار مهربان خود فرمان دعاگویی به بندگان داده است که: «ادعونی استجب لکم اِنَّ الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنّم داخرین؛[2] مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، در حقیقت، کسانی که از پرستش من کبر می ورزند به زودی خوار در دوزخ در می آیند.»

افزون بر این، شیوه پیدا و پنهان بودن دعا (ادعوا اللّه تضرّعا و خفیة)[3] و بیان گوناگون آن را (قل ادعوا اللّه او ادعو الرّحمن ایّا ماتدعوا فله الاسماء الحُسنی)[4] گوشزد می کند؛ دعا را گنجینه گشایش مشکلات و راه رهایی از اندوه و غم معرفی کرده (قل اللّه ینجیکم منها و من کل کرب ثم انتم تشکرون)[5] و نشان روشنگر بندگان صالح خدا نامیده است (انهم کانوا یسارعون فی الخیرات و یدعوننا رغبا و رهبا و کانوا لنا خاشعین).[6]

او خود را جوابگوی خواسته بندگان خویش و نزدیک به آنان می نامد و دعای آنها را مایه رشد و سعادت و کمال و تکامل آنان می داند (و اذا سألک عبادی عنّی فَانّی قریب …)[7] و علاوه بر آن، توجه، لطف و عنایت خویش را به سوی بندگان با این حقیقت فطری و واقعیت معنوی هم سو می شمرد. (قل ما یعَبؤُا بکم ربّی لو لا دعآؤکم).[8]

چنین سخنان سبحانی و کلمات رحمانی موجب گردیده که پیشوایان پاک نهاد و روشن اندیش نیز نگاه و نگرشی عرشی نسبت به دعا، شرایط و لوازم اجابت آن از خود نشان دهند و پیروان خویش را به نوسازی معنوی و بازنگری درونی دعوت کنند.

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در گفتاری گرانبار دعا را «مغز عبادت» نامیده و «دوری از هلاکت، فنا و نیستی»[9] را نزدیکی با این ارمغان آسمانی معرفی می کند و برکات و درجات دعا را «برتری بسیار و برجسته در بهشت برین»[10] الهی بیان می نماید. «هیچ نعمتی را گرامی تر از دعا»[11] نزد خداوند ندانسته، عاجزترین مردم را ناتوانان[12] از این «عبادتِ افضل»[13] بیان می کند به گونه ای که «اعمال شایسته را نیمی از عبادات» و «دعا را نیمی دیگر»[14] می داند! و رو کردن این توفیق والا را مایه گشوده شدن درهای رحمت پروردگار به روی انسان تلقی می نماید.[15]

امیر مؤمنان علی(علیه السلام) نیز با بینش علوی خویش دعای بندگان در پیشگاه پروردگار را «کلید رحمت و چراغی در ظلمت»[16] تفسیر می کند که «محبوب ترین» اعمال شایسته نزد خداوند[17] محسوب می شود. افزون بر آن، داناترین مردم در نگاه امام، بیشترین دعاکنندگان[18] دانسته شده است که این نعمت چشمگیر برای دین باوران، سپری شایسته است.[19]

دخت آفتاب، فاطمه زهرا(علیها السلام) ـ که آغوش این نوشتار بینشهای ناب او را در بر دارد ـ در فرازهای هفت گانه گفتار گهربار خویش، دایرة المعارفی درس آموز از دعا برای شیعیان و شیفتگان می گشاید تا ره توشه ای شایسته برای امروز و فردای آنان به حساب آید.

ارزش و اهمیت دعا در نگاه فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

شناخت، معرفت و عشق پرگستره زهرای مرضیه(سلام الله علیها) نسبت به ارتباط انسان با خدای خویش و ارزش بی کران راز و نیاز با معبود بی نیاز در وجود آن پاک بانو چنان عظمتی داشت که پدیده های ناپایدار زندگی ـ که دل و دین از بسیاری می رباید و آنان را به سوی خود مشغول و مجذوب می سازد ـ بی ارزش دانسته می شود و یک دعا در هنگامه نیازِ بسیار به کمکهای مادی زندگی در بینش روشنگر آن حضرت، «محبوب تر از دنیا و آنچه در دنیاست» محسوب می شود!!

روزی که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) رو به دخت دلبند خویش کرد و با توجه به مشکلات مادی و نیازهای ضروری زندگی او فرمود: دخترم! آیا دوست داری دعایی به تو بیاموزم که هیچ کس آن را نمی خواند مگر آنکه خواسته های او تحقق می یابد؟

زهرای عزیز(سلام الله علیها) بی درنگ پاسخ داد: «یا اَبَه! لَهذا احب الیّ من الدّنیا و ما فیها؛[20] پدرجان! چنین دعایی از دنیا و آنچه که در آن است، نزد من محبوب تر است.»

آری:

طفیل هستی عشقند آدمی و پری     ارادتی بنما تا سعادتی ببری [21]

روزی دیگر پس از رحلت دردآلود سرسلسله رسولان هستی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)، که زنان بنی هاشم در منزل آن حضرت اجتماع کرده بودند تا به عزاداری بپردازند، چون ارزشهای جاهلیت در سخنان آنان به عنوان افتخار مطرح گردید، فاطمه(سلام الله علیها) رو به آنها کرد و با سخنی کوتاه، بلندای بصیرت خویش را نسبت به دعا در پیشگاه پروردگار نمایان ساخت و فرمود: «اترکن التَّعداد و علیکنَّ بالدّعا؛[22] [ای زنان عزادار!] دست از شمارش افتخارات و صفات بردارید و به دعا و راز و نیاز بپردازید.»

چرا باید دعا بخوانیم؟

اجازه دعا کردن از سوی پروردگار به انسان، خود بزرگترین نعمت الهی است که نشان از لطف و رحمت او به بندگان خویش دارد. این عنایت گاه با دعوت خداوند به طور مستقیم انجام می شود و بسیاری از سر شور و عشق لب به دعا با خدای خویش می گشایند که او خود فرمود: «ادعونی استجب لکم؛[23] بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.»

و گاهی دل مشغولی های فریبنده زندگی چنین زمان زرینی را از افرادی می رباید و خداوند مهربان برای هدایت و سعادت، او را به مشکلات و بلاها گرفتار می کند تا شبی یا دمی رو به سوی خالق خویش نماید و از فرو رفتن در دنیای مادی باز ماند. حقیقتی که در قرآن کریم بدین گونه ترسیم شده است: «فاخذناهم بالبأساء و الضرّاء لعلّهم یتضرُّعون؛[24] پس آنان را با مشکلات و سختیها گرفتار کردیم تا شاید به درگاه حق تضرع کنند.»

اما برخی افراد که در آنها آن جوشش درونی و این کوشش بیرونی احساس نمی شود، به گونه ای دیگر مورد عذاب قرار می گیرند. اینان با فرو باریدن نعمتهای رنگارنگ و خیره کننده ـ که ره آوردی جز غرور قدرت و نسیان و عصیان نخواهد داشت ـ دچار عذابی دردناک و غیر قابل بازگشت می شوند تا لحظه ای در غوغای فراوان داراییها و خودپرستیها فرصت بازگشت به درگاه خداوند نیابند و عمری را در اسارت هواها و هوسها به خیال دستیابی به سراب سعادت و جاودانگی سپری کنند.

قرآن کریم سرگذشت اینان را چنین بازگو می کند: «فلمّا نَسُوا ما ذکّروا به فَتَحْنا علیهم ابوابَ کل شی ء؛[25] پس هنگامی که آنچه را به آن تذکر داده شده بودند فراموش کردند، درهای هر چیزی را به روی آنها باز کردیم.»

بی شک چنین افرادی به خاطر غفلت و معصیتِ خود هرگز مورد توجه پروردگار خویش قرار نمی گیرند که او خود فرمود: «قل ما یعبوأ بکم ربّی لو لا دعاؤکم؛[26] [ای رسول ما] بگو اگر دعای شما نباشد، پروردگارم به شما توجهی نمی کند.»

و سرانجام نیز به خاطر آنکه دنیا مزرعه آخرت است، انعکاس غفلت خویش را در آخرت می یابند و به آنان گفته می شود: «الیوم ننساکم کما نسیتم لقاء یومکم هذا؛[27] امروز فراموشتان کردیم، همان گونه که شما ملاقات این روز را فراموش کردید.»

این فرهنگ معرفتی و قرآنی در سخن و سیره بزرگ بانوی هستی، حضرت زهرا(سلام الله علیها) به خوبی نمایان است، زیرا آن عزیز عرشی برای قرب و نزدیکی به خداوند و دوری از غفلت روزمره در زندگی دارای دعایی خاص برای مناجات با پروردگار بود و هماره صحن و سرای دل و دیده را با چنین دعایی نورباران می کرد. ماجرا را از زبان صحابی صمیمی اهل بیت (علیهم السلام)، سلمان فارسی می شنویم که چنین بازگو می کرد:

دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، پس از ملاقات با حوریان بهشتی، از خرمای خوش بویی که به آن حضرت تقدیم کردند، به من عطا فرمود. آن تعداد خرما را در دست داشتم و در مدینه با هر گروهی از اصحاب که ملاقات می کردم می گفت: چه عطر دلنشینی؟ آیا مشک ناب با خود داری؟ هنگام افطار از آنها خوردم، بدون هسته بود.

چون داستان خود را برای فاطمه(سلام الله علیها) بیان کردم، با تبسّم به من فرمود:

این خرمای معطر بهشتی از درختی است که برای یکی از دعاهای من آفریده شده است. من آن را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آموختم. آن دعا این است:

«بسم اللّه النّور، بسم اللّه الذی یقول للشی ء کن فیکون، بسم اللّه الذی یعلم خائنة الاعین و ما تخفی الصدور، بسم اللّه الذی خلق النّورَ من النّور، بسم اللّه الذی هو بالمعروفِ مذکور، بسم اللّه الذی انزل النّور علی الطور بَقَدرٍ مَقدور فی کتاب مسطور علی نبیٍ محبور؛[28] به نام خدای نور، به نام خدایی که به هر چیز می گوید باش، پس می باشد. به نام خدایی که چشمها و نگاههای پنهان و راز سینه ها را می داند. به نام خدایی که نور را از نور آفرید، به نام خدایی که به نیکی یاد می شود، آنکه نور را بر کوه طور نازل کرد، به اندازه ای معیّن، در نوشته ای بر پیامبری عظیم.»

بصیرت و بینایی معنوی و ملکوتی فاطمه (علیها السلام) افزون بر هنگام حیات، زمینه ساز برکات بسیار پس از وفات او نیز می گردید، از این رو با همسر عزیز خود، امام علی(علیه السلام) وصیتی این گونه مطرح می کند تا تمامی بانوان امروز و هر روز هماره از گذر لحظه ها و فرصتهای زودگذر به فردای جاودان و ابدیت خویش دل بسپارند و هرگز اسیر جنجالها و هیاهوهای ظاهری زندگی نشوند. زهرای اطهر در سفارشی اینچنین به امیر مؤمنان(علیه السلام) می فرماید:

«اذا اَنَا مِتُّ فتولّ انت غسلی و جهّزنی و صلّ علیّ و انزلنی قبری و الحدنی و سوّ التراب علیّ و اجلس عند رأسی قبالة وجهی فاکثر من تلاوة القرآن و الدّعا فانّها ساعةٌ یحتاج المیّت فیها الی اُنس الاحیاء …؛[29] [علی جان!] هنگامی که وفات کردم تو غسل و کفن مرا به عهده گیر و بر من نماز بگزار و مرا درون قبر بگذار و دفنم کن. خاک بر روی قبر من بریز و مساوی [با زمین] کن و بر بالینم بنشین و زیاد قرآن و دعا بخوان زیرا در چنین لحظه هایی میّت به انس گرفتن با زندگان محتاج است.»

تأثیر زمان و مکان در استجابت دعا

آنچه در اجابت دعاها و رسیدن به خواسته ها تأثیر بسیاری دارد و گاه در ردیف شرایط و آداب دعا قرار گرفته و تلاش انسان نیازمند را به نتیجه می رساند، استفاده از زمان و مکان شایسته به هنگام لب گشودن به دعا است. امام سجاد(علیه السلام) در روز عرفه چون با خدای خویش سخن می گوید، شرافت عرفات و قداست آن را مطرح می کند و چنین بیان می کند:

«… و کنون به سوی تو آمده ام و در این مکان که شرافتش داده ای در مقابل و درگاهت ایستاده ام به امید رسیدن به آنچه که نزد توست و تمایلم به سوی تو.»

و یا به هنگام اجازه گرفتن در کنار سرداب مقدس حضرت مهدی(علیه السلام) در سامرا و در زیارت آن حضرت در آن مکان والا چنین می خوانیم:

«پروردگارا! به راستی که این بقعه ای است که آن را پاکیزه گردانیدی و مکانی است که شرافتش داده ای و علایم راهنمایی است که آن را پاکیزه ساخته ای و جایی است که راهنمایان توحید را در آن آشکار کرده است.» تأثیر زمان نیز در دعاها و مناجات پیشوایان معصوم(علیهم السلام) به گونه ای چشمگیر نمایان است، همان گونه که چون به ماه رمضان اشاره کرده اند آن را ماه نزول قرآن، هدایت مردمان و دلایلی از هدایت و فرقان (تشخیص حق از باطل) نام نهاده و زمان انابه و توبه و آزادی از آتش دوزخ بیان کرده اند.[30]

یا در تأویل «لیال عشر» در سوره والفجر، دهه ذی الحجه را مصداق تام و تمام آن نامیده اند.[31] این نگرش درس آموز در آموزه های زندگانی دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، فاطمه زهرا(علیها السلام) به خوبی مشاهده می شود. از این رو آن حضرت پس از جنگ احد، هر پنجشنبه، بر سر قبر حمزه سیدالشهداء به دعا و مناجات می پرداخت و یا به هنگام فشار غاصبان و ستمگران چون آنان را تهدید به نفرین کرد تا شوی عزیز خود، امام علی(علیه السلام) را از چنگال ددمنشانه آنها رها سازد، مرقد مطهر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را برگزید و فرمود: «یا سلمان! یریدون قتل عَلیٍّ و ما عَلی علیٍّ صبرٌ فَدَعْنی حتّی آتی قبر ابی فَاَنشرنَّ شعری و اشقَّ جیبی و اصیحَ الی ربّی؛[32] ای سلمان! آنان قصد جان علی را دارند و من در شهادت علی نمی توانم صبر کنم. صبرم تمام شده است، مرا به حال خود بگذار تا کنار قبر پدرم بروم، موهایم را پریشان سازم و گریبان چاک کنم و به درگاه خدا ناله سر دهم.»

دیدگاه قدسی آن بانوی پاک و تابناک در باره زمان دعا و راز و نیاز به گونه ای بود که هماره به روز مبارک جمعه و ساعات پایان و هنگام غروب آفتاب آن توجه داشت. روزی می گفت پدرم در باره جمعه می فرمود: «اِنَّ فی الجمعة لساعةً لا یوافقها رجلٌ مسلم یسأل اللّه عزّ و جل فیها خیرا الا اعطاه ایّاه. فقلت یا رسول اللّه : اَیّةُ ساعةٍ هی؟ قال اذا تولیّ نصفُ عینِ الشمس للغروب؛[33] در روز جمعه ساعتی است که هر خواسته خیر و نیکویی در آن ساعت به اجابت می رسد.

پرسیدم: یا رسول اللّه کدام ساعت است؟

فرمود: آنگاه که نصف قرص خورشید در افق پنهان شود.»

دعای مستجاب و غیر مستجاب

آگاهی از شیوه ها و ریشه های استجابت دعا، موفقیت بزرگی است که همگان به دنبال دستیابی به آن هستند. برخی برای پی بردن به راز و رمز این توفیق چشمگیر، سؤالات بسیاری مطرح می کنند و گاه تأکید و تکرار بر دعای خویش را مایه استجابت می دانند، غافل از آنکه در معارف ناب آسمانی حقایقی دیگر در این باره به چشم می خورد. داستانی درس آموز در این باره با هم می خوانیم:

ابراهیم بن هاشم گفت عبداللّه بن جندب را دیدم که در عرفات و در روز عرفه، حال بسیار خوشی داشت، پیوسته دستان او رو به آسمان بلند بود و اشک از دیدگانش جاری، تا بر صورتش می غلطید و به زمین می رسید!

چون مردم از دعا فارغ شدند به او گفتم در این پایگاه هیچ کس را بهتر از تو ندیدم. گفت: به خدا قسم دعا نکردم مگر برای برادران مؤمن خود زیرا از امام موسی بن جعفر(علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

«هر کس برای برادران مؤمن خویش، پشت سر آنها دعا کند از عرش ندا می رسد که از برای تو صد هزار برابر باد؛ به خدا قسم دست برندارم از صد هزار برابر دعای فرشتگان که به طور قطع قبول است برای یک دعای خودم که معلوم نیست مستجاب شود یا نه!»[34]

این معرفت ربّانی و آموزنده وحیانی در سخنان آسمانی معصومان (علیهم السلام) به خوبی نورافشانی می کند. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) دعای پدر برای فرزند، دعای امام عادل، دعای مظلوم و دعای پشت سر دیگران را سریع الاجابه و مقبول پیشگاه پروردگار می شمرد و حتی در پاره ای سخنان تیزتر از شمشیر در اجابت بیان می فرماید.[35] همان گونه که دعای اطفال امت خود را ـ تا زمانی که به گناه آلوده نشده اند ـ مستجاب می دانست.[36]

این بینش و گرایش در سلسله گفتار و رفتار دخت آن حضرت نیز به خوبی نمایان است. فاطمه (علیها السلام) در هنگامه های اجابت دعاها و عبادات، نخست دیگران را بر زبان می راند و با مطرح ساختن آنان تقاضای پذیرش دعای خویش را برای امت می نمود.

زمانی امام حسن(علیه السلام) مادر خود را دید که همواره لب به دعا گشوده است و تنها برای برادران و خواهران ایمانی و همسایگان طلب رحمت و مغفرت و اجابت می کند. رو به او کرده گفت:

مادرجان! چگونه است که هرگز برای خودت دعا نمی کنی؟

حضرت پاسخ داد: «الجارّ ثم الدّار؛[37] نخست همسایه سپس خانه خود.»

اسماء بنت عمیس، همسر جعفر طیّار نیز می گوید در لحظه های پایانی عمر حضرت زهرا(سلام الله علیها) متوجه آن بزرگ زنان عالم بودم. او ابتدا غسل کرد، سپس لباسها را عوض نمود، آنگاه در خانه مشغول راز و نیاز با خدای خود شد. جلو رفتم، آن حضرت را دیدم که رو به قبله نشسته است و دستها را به سوی آسمان برآورده، چنین دعا می کند: «الهی و سیّدی اسألک بالّذین اصطفیتهم و ببکاء وَلَدیَّ فی مفارقتی ان تغفر لعصاة شیعتی و شیعة ذرّیتی؛[38] پروردگارا! مولایم! به حق کسانی که آنان را ـ به پیامبری ـ برگزیدی و به سرشک دیدگان دو فرزندم ـ حسن و حسین ـ در فراق من، از تو می خواهم گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشایی.»

ما برآریم شبی دست و دعایی بکنیم

غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

دلِ بیمار شد از دست، رفیقان مددی

تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم

مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نی

کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم[39]

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمود: در روز قیامت از سوی پروردگار ندا می رسد ای فاطمه! هرچه می خواهی از من درخواست کن تا به تو عطا کنم و تو را خرسند نمایم.

دخترم زهرا عرض می کند: «الهی انت المُنی و فوق المُنی، اسألک ان لا تعذّب محبّی و محبّی عترتی بالنّار؛[40] خدایا! تو امید من و بالاتر از امید من هستی، از تو می خواهم که دوستان من و دوستان خاندان مرا به آتش دوزخ عذاب نکنی.»

فاطمه (علیها السلام) خود نیز در مشکلات زندگی از برخی تقاضای دعا می نمود تا از این طریق سریع تر و بهتر به اجابت نزدیک شود. روزی آن حضرت ضمن «التماس دعا» گفتن به پدر از او درخواست دعا کرد تا فرزند عزیزش امام حسن(علیه السلام) که دچار مریضی و درد و اندوه است آرام و قرار یابد، رو به رسول خدا کرد و گفت: «یا رسول اللّه ! ادع اللّه لابنک ان یشفیه؛[41] ای رسول خدا! خداوند را بخوان ـ و دعا کن ـ تا فرزندت را شفا دهد.»

با نگاهی به معارف قرآن به خوبی این شیوه را سیره همیشه انبیاء الهی می یابیم، زیرا آنان نیز برای دستیابی به اجابت و فراهم سازی سعادت پیروان خود، لب به دعا می گشودند؛ رسولانی چون حضرت آدم، موسی، عیسی، لوط، ابراهیم، نوح، یونس، زکریا، ایوب، شعیب (علیهم السلام)[42] و سرسلسله آنان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) که برای امت خویش دعا می کردند و از فرصتهای مناسب و زمانهای زرّین نسبت به دعای پشت سر برادران و خواهران دین باور بهره می بردند.

از حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دعاهای متعددی به ما رسیده است که در منابع حدیثی ذکر شده است. پیشتر پیام زن قطعات بسیاری از این دعاها را با عنوان «زمزمه های فاطمه(سلام الله علیها) » طی سه سال، از شماره 37 تا شماره 72، به گونه ای زیبا ترجمه کرده و در اختیار علاقه مندان گذاشته است.

مجله: احمد لقمانی؛پیام زن- آذر 1380، شماره 117

پی نوشتها:

[1] . دیوان حافظ، غزل شماره 91 (با گزینش).

[2] . غافر، 60. ر.ک: تفسیر ابن کثیر، ج4، ص848.

[3] . اعراف، 55. ر.ک: تفسیر ابن کثیر، ج2، ص354؛ تفسیر التبیان، ج2، ص129.

[4] . اسراء، 110. ر.ک: تفسیر التبیان، ج2، ص130.

[5] . انعام، 63 و 64.

[6] . انبیاء، 90.

[7] . بقره، 186. ر.ک: تفسیر التحریر، ج24، ص181.

[8] . فرقان، 77. ر.ک: تفسیر پرتوی از قرآن، ج1، ص295؛ تفسیر التبیان، ج7، ص275.

[9] . بحارالانوار، علامه مجلسی، ج93، ص300.

[10] . همان.

[11] . همان، ج93، ص294.

[12] . همان، ص291.

[13] . کنزالعمال، خ3134.

[14] . همان، خ3137.

[15] . همان، ج2، ص62.

[16] . بحارالانوار، ج93، ص200.

[17] . کافی، ج2، ص467 و 468.

[18] . غررالحکم و دررالکلم.

[19] . کافی، ج2، ص468.

[20] . بحارالانوار، ج92، ص404 و 405.

[21] . دیوان حافظ، غزل 443.

[22] . خصال صدوق، ج2، ص159؛ فروع کافی، ج1، ص59؛ وسایل الشیعه، ج2، ص892.

[23] . غافر، 60.

[24] . انعام، 42. ر.ک: زخرف، 48 (و اخذناهم بالعذاب لعلّهم یرجعون).

[25] . انعام، 44.

[26] . فرقان، 77.

[27] . جاثیه، 34.

[28] . مهج الدّعوات، ص7.

[29] . بحارالانوار، ج79، ص27؛ بیت الاحزان، ص176.

[30] . مفاتیح الجنان، دعاهای ماه مبارک رمضان و دعای ابوحمزه ثمالی.

[31] . تفسیر البرهان، ذیل آیه 1 و 2 سوره والفجر.

[32] . کتاب عوالم، ج11، ص406؛ الوافی، ج2، ص187؛ اختصاص، ص181؛ کافی، ج8، ص238.

[33] . معانی الاخبار، ص113 و 114.

[34] . منتهی الآمال، ج12، ص164.

[35] . بحارالانوار، ج74، ص84 و ج77، ص47 و ج93، ص355.

[36] . همان، ج293، ص357.

[37] . علل الشرایع، ج1، ص183؛ لئالی الاخبار، ج4، ص107؛ کشف الغمه، ج2، ص25؛ دلایل الامامه، ص56.

[38] . ذخائر العقبی، ج1، ص196؛ کوکب الدرّی، ج1، ص254.

[39] . دیوان حافظ، غزل شماره 370 (با گزینش).

[40] . بیت الاحزان، ص27.

[41] . بحارالانوار، ج59، ص104.

[42] . تفسیر جامع البیان، ج9، ص189؛ تفسیر الجدید، ج4، ص372 و ج3، ص363؛ حجة التفاسیر، ج3، ص252؛ تفسیر الکاشف، ج2، ص311؛ تفسیر الکبیر فخر، ج8، ص204 و ج12، ص131 و ج19، ص131 و ج21، ص181 و ج22، ص35؛ تفسیر احسن الحدیث، ج9، ص490.