ازدواج موفق

نوشته‌ها

مطالعه پدیدارشناختی دلایل رضایت از ازدواج (از دیدگاه زنان راضی از ازدواج)

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

مقایسه میزان رضایتمندی از زندگی مشترک بین دانشجویانی که ازدواج دانشجویی داشته‌اند با دانشجویانی که ازدواج غیردانشجوی داشته‌اند

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

عوامل مؤثر در ازدواج موفق(پیش از ازدواج)

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ازدواج موفق: بررسی رضایت از ازدواج در دانشجویان

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

اختلافات دوست داشتنی با همسر

اختلافات ممکن است سالم باشند. می‌توانند به صورت نیرویی مثبت در زندگی‌مان وجود داشته باشند. در حقیقت عدم توافق‌ها در ارتباطات بسیار مفید‌تر از توافق است.

دقیقا منظور از ناسازگاری یا اختلاف نظر چیست؟ برای بسیاری از ما معنی ناسازگاری “خشم” است. ” تهاجم ” و ” خصومت” است. اختلاف و ناسازگاری یکی از بخش‌های گریز ناپذیر و لازم تجربه بشری است.

گاهی اوقات نیاز شما با نیاز همسرتان برخورد دارد. مثلا شما و همسرتان پس‌انداز کوچکی دارید. او می‌خواهد اتومبیل تازه‌ای بخرد و شما می‌خواهید آن را در زمین یا ملک سرمایه‌گذاری کنید. و یا این که شما می‌خواهید در آینده نزدیکی بچه‌ای داشته باشید و شوهرتان می‌خواهد چند سال دیگر صبر کند.

چرا سعی می‌کنیم از اختلاف بپرهیزیم؟

چرا این همه مردم از اختلاف هراس دارند؟ وضعیت‌هایی که در زندگی‌مان دربردارنده اختلاف با دیگران هستند، بیش از هر چیز دیگر سبب ترس و فشار عصبی می‌شوند. نمی‌خواهیم ببازیم. می‌ترسیم رابطه‌مان آسیب ببیند. بیشتر ما آموخته‌ایم که از اختلاف هم مانند خشم و اضطراب باید پرهیز کرد. به روی خود نیاورد و آن را بیان نکرد. همه ما شنیده‌ایم که مردم می‌گویند: ” در تمام سال‌های ازدواجمان ما هرگز هیچ عدم توافق جدی نداشته‌ایم” در حقیقت این آدم‌ها می‌گویند که اختلافاتشان هیچ وقت ظاهر نشده و به رو نیامده‌اند. آن‌ها خودشان خواسته‌اند که یا اصلا نفهمند که اختلافی با هم دارند و یا از راه‌های غیر مستقیم روی آن عمل کرده‌اند.

روش‌های مختلف حل اختلاف

یک روش برای حل اختلاف وجود دارد که لازمه‌اش برنده شدن یکی به قیمت باخت دیگری است که اساسش بر تحمیل قدرت است و همیشه یک نفر می‌برد و یک نفر می‌بازد. از این روش اختلافات پنهان به صورتی مثبت و سازنده به سطح نمی‌آید.

۱- تو می‌بری، دیگری می‌بازد

در این وضعیت تو در رابطه برای رسیدن به نیازهایت، از قدرت خودت به قیمت باخت دیگری استفاده می‌کنی. تو حرف خودت را پیش می‌بری. در نتیجه دیگری می‌رنجد و رنجش او به تو هم می‌رسد. از آن جا که نیاز او برآورده نشده او احساس بی‌عدالتی می‌کند. واکنش همسرت نسبت به عمل تو کاملا قابل پیش‌بینی است. مثل:

– از تو انتقاد می‌کند

– سعی می‌کند در راه برآورده شدن دیگر نیازهایت کارشکنی کند

– به تو دروغ می‌گوید

– اغلب پنهانی خواسته‌های خود را عملی می‌کند و به خواسته‌های دیگر تو توجهی نمی‌کند.

– دیگر نیازهای مهمش را با تو در میان نمی‌گذارد.

وقتی به قیمت باخت دیگری به نیازت می‌رسی، رابطه صدمه می‌بیند. مشاوران ازدواج می‌گویند که کمتر ازدواجی است که بتواند تحت فشار زورگویی یکی از دو طرف به دیگری چندان دوام بیاورد. دیر یا زود یک حالت انفجار در کسی که تحت فشار دیگری و در موضع ضعیف، رنجش‌های خود را فرو برده به وجود می‌آید.
در حقیقت عدم توافق‌ها در ارتباطات، بسیار مفید‌تر از توافق است. چون به وجود آورنده تغییرات و رشد سالم در انسان‌ها هستند. بدون اختلاف، تغییر و پیشرفتی در رابطه به وجود نیامده و زندگی، یکنواخت و خسته کننده می‌شود. به اختلافات می‌توان بسیار مثبت نگریست.

۲- شما می‌بازید، دیگری می‌برد

وقتی شما می‌بازید و تسلیم می‌شوید، حالا شما از دیگری رنجیده‌اید. این روش بیشتر از طرف کسانی به کار گرفته می‌شود که می‌خواهند از اختلاف پرهیز کنند. آن‌ها صلح را به هر قیمتی ترجیح می‌دهند. مسئله این است که آن‌ها برای این صلح، قیمت بالایی می‌پردازند.

از آن جا که شما به نیازهای خود نمی‌رسید، ممکن است دچار بسیاری از این واکنش‌ها بشوید:

– شما نسبت به همسرتان احساس رنجش و خشم می‌کنید.

– شما به تدریج از چنین رابطه‌ای خود را کنار می‌کشید.

– شما احساس یأس و نگرانی می‌کنید که نتیجه نرسیدن به خواسته‌هایتان است.

– شما از اختلافات آینده جلوگیری می‌کنید.

– به تدریج احساس بی‌تفاوتی و افسردگی می‌کنید.

– اغلب پنهانی از جهات دیگر به نیازهای خود می‌رسید.

– تصمیم می‌گیرید بعدا برنده شوی، تلافی کنید

– احترام به خود و عزت نفس خود را از دست می‌دهید.

۳- بهترین روش حل اختلاف بدون باخت

روشی که ما پیشنهاد می‌کنیم، اساس آن عدم استفاده از قدرت است. می‌توان در روابط انسانی اختلاف را به صورت آشکارا و صادقانه حل کرد؛ که هر دو طرف بتوانند به نیازهای خودشان برسند و هیچ کس مجبور نیست ببازد. از این راه می‌توان به نیازهای متقابل رسید.

بعضی از منافع کاربرد روش بدون باخت از این قرارند:

– باعث می‌شوند که اختلافات بیان شوند و منصفانه حل شوند

– هر شخصی خودش مسئولیت رسیدن به خواسته‌های خود را به عهده می‌گیرد، اما نه به حساب دیگران.( عدم اشتیاق به باخت یک عامل کلیدی است)

– وقتی مسئله‌ای به صورت منصفانه حل شد دیگر تکرار نمی‌شود.

– وقتی هر دو طرف، در تصمیم‌گیری برای حل مشکلی شرکت داشته باشند بیشتر به انجام آن متعهد می‌شوند، تا این که آن تصمیم به آن‌ها تحمیل شده باشد.

– با یکدیگر احساس نزدیکی و عشق بیشتری می‌کنند. رنجش و دشمنی ناپدید می‌شود.

نگاهی مثبت به اختلافات

اختلافات ممکن است سالم باشند.می توانند به صورت نیرویی مثبت در زندگی‌مان وجود داشته باشند. می‌تواند به صورت دعوت به ایجاد ارتباطی منطقی، به وجود آورنده موقعیتی برای شرکت در یک روبه رویی آشکار و صادقانه باشد. آن‌ها می‌توانند با حل سوء تفاهمات جوّ ارتباط را پاک کرده و آدم‌ها را به هم نزدیک‌تر سازند.

در حقیقت عدم توافق‌ها در ارتباطات بسیار مفید‌تر از توافق است. چون به وجود آورنده تغییرات و رشد سالم در انسان‌ها هستند. بدون اختلاف، تغییر و پیشرفتی در رابطه به وجود نیامده و زندگی یکنواخت و خسته کننده می‌شود. به اختلافات می‌توان بسیار مثبت نگریست. رابطه با همسرتان می‌تواند از طریق حل موثر اختلاف به رشد برسد.

در مقاله بعدی به راه حل‌های رفع اختلاف بدون باخت اشاره می‌کنیم.

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ فرآوری: زهرا سادات طباطبایی

سه راز مهم که همسران خوشبخت و موفق در زندگی دارند

راز خوشبختی و موفقیت در زندگی همسران موفق در چیست؟

راز های موفقیت در زندگی مشترک و خوشبخت زندگی کردن

اصول موفقیت روابط همسران، اصولی متفاوت و متنوعی است و تعامل آنها را به سمت پویایی مثبت سوق داده و به موفقیت می‌رساند.

دکتر عباسی، آسیب شناس اجتماعی و مدرس دانشگاه نوشت: اقدامات و یا رفتارهای ترمیمی مهم‌ترین اصل برای روابط موفق همسران به حساب می‌آید، در حالی که بسیاری از زوجین از آن غافل هستند و روابط میان خود را بشدت صفر و یک می‌بینند به این معنا که گمان می‌کنند روابط میان همسران یا بسیار خوب و بی‌نقص خواهد بود یا اینکه مدام با چالش و تنش همراه است.

بر این اساس در زمان مشاجره و ایجاد تنش میان همسران از آنجا که شرایط روانی مناسبی وجود ندارد، معمولاً اقداماتی صورت می‌گیرد که یا بر شدت تنش‌ها می‌افزاید و یا به صورت بی‌خیالی طی می‌شود که هیچ کدام از این اقدامات به ترمیم روابط و بهبود تنش‌های میان زوجین نمی‌انجامد، در صورتی که بهتر است در چنین مواقعی همسران از یکدیگر زمان و فرصت بخواهند تا به آرامش نسبی برسند و با کنترل مشاجرات، به ترمیم سپس بهسازی و بازسازی روابط خود بپردازند.

برای رسیدن به این هدف باید سه گام طلایی برداشت؛ از آنجا که محور بسیاری از مشکلات بر نبودن معنا ومفهوم مشترک میان زوجین استوار است، توصیه می‌شود همسران تلاش کنند از معنا و مفاهیم مشترک شان حمایت کنند و به آن احترام بگذارند تا نخستین گام طلایی را بردارند.

به عنوان نمونه، اگر برادر همسرش، برایش قابل احترام است مرد باید آن را به عنوان یک معنا و هدف مشترک تصور کرده و به آن احترام بگذارد، بدین وسیله است که روی بسیاری از مشاجرأت مرتبط با این معنای مشترک، خط بطلان کشیده می‌شود. گام دوم را همسرانی بر می‌دارند که برای بهسازی و ترمیم روابط میان خود یکسری نقشه‌های شناختی طرح می‌کنند که محور اصلی آن، آگاهی از دنیای همسر است. به این ترتیب احترام گذاشتن به احساسات همسر و همراهی با آن، این معنا را برای فرد مقابل تداعی می‌کند که نقشه شناختی اش را می‌شناسد و به دنیای او احترام می‌گذارد. گام سوم به نکات روزمره ریز اما مهم مربوط می‌شود که بر این اساس مفاهیم باید با پیشنهاد دادن همراه باشد. از این طریق همسر فکر می‌کند، مورد توجه دیگری قرار گرفته، مهم تلقی شده و دیده می‌شود که این گام در کنار سایر گام‌ها، اقدامات ترمیمی و بهبوددهنده را تشکیل می‌دهد.

نکته‌ای که جای آن در این میان خالی به نظر می‌رسد پیشگام بودن همسران است. از آنجا که معمولاً تنش‌های همسران با مشاجرات کلامی آغاز می‌شود، بهترین اقدام کنترل شرایط است. این در حالی است که همه افراد در مقابل رفتار همراه با آرامش و پیشنهاد مثبت آرام می‌شوند چراکه از فرد مقابل سیگنال‌های مثبت دریافت می‌کنند.

از این رو اگر یکی از زوجین به سمت فرایند رفتاری خاصی نرمش داشته باشد، هر چند که اختلاف شکننده‌ای وجود داشته باشد، فرد مقابل می‌تواند در صورتی که مهارت پیشقدم شدن را داشته باشد، همسر خود را به تعامل در فضایی مثبت دعوت کند و با اتکا بر آن فرآیند رفتاری خاص،‌ بحران موجود را کنترل کند.

در چنین وضعیتی، پیشگام بودن، نقطه ضعف محسوب نمی‌شود، بلکه نشان از توان فرد دارد که علی رغم تنش‌های موجود خود را آرام نگه می‌دارد و همسرش را با خود همراه می‌سازد. از این رو اگر از منظر توانمندی به این موضوع نگاه شود زوجین همیشه برای پیشقدم شدن تلاش می‌کنند.
علاوه بر این توجه به این نکته لازم و ضروری است که همیشه فرزندان پیش از گوش سپردن به حرف، شاهد رفتارها هستند و ساختار رفتاری شان بر اساس لمس واقعی رفتارها و مشاهده شکل می‌گیرد که این مبانی نگرشی آنها را در دوران بلوغ و بزرگسالی رقم می‌زند.

در حقیقت زمینه جامعه‌پذیری و فرآیند اجتماعی شدن افراد، از طریق مشاهده رفتار والدین در دوران بسیار مهم نوجوانی و جوانی فراهم می‌شود که نظام باورهایشان را در این دوران شکل می‌دهد و بعدها در روابط همسری آنها تأثیر خواهد گذاشت. از طرفی باور روانی شکل گرفته در طولانی مدت افراد را وادار به رفتار می‌کند از این رو اگر همسران رفتارهای خود را بسنجند و مدیریت کنند، در واقع روابط آینده فرزندان خود را مدیریت کرده‌اند.

منبع: سلامت نیوز

مهمترین شاخص‌های ازدواج‌ موفق

افراد از نظر فرهنگی، اجتماعی، تحصیلی، اقتصادی، مذهبی و اخلاقی بسیار با هم متفاوت هستند، اما گاهی دختران و پسران بدون در نظر گرفتن این تفاوت‌ها، به سمت زندگی مشترکی می‌روند که هیچ‌گونه وجه اشتراکی در آن وجود ندارد.

متاسفانه در نظر نگرفتن این تفاوت‌ها و نبود تفاهم و تناسب، مشکلات عدیده‌ای به بار می‌آورد. و گاهی همین عدم‌تناسب، ابزاری برای تحقیر و سرزنش دختر یا پسری می‌شود که نسبت به همسر خود در سطح پایین‌تری قرار دارد. و عباراتی هم‌چون «این چه رفتاری بود از خود نشان دادی؟»، «می‌دانی چقدر جلوی خانواده‌ام تحقیر شدم؟»، «آبرویم جلوی دیگران حسابی رفت!» بین‌شان ردوبدل می‌شود. جملاتی از این قبیل به‌ تدریج باعث کم‌رنگ شدن مهر و محبت و دور شدن آن‌ها از یکدیگر می‌گردد. و به جایی می‌رسند که می‌گویند همدیگر را درک نمی‌کنیم و یا با هم تفاهم نداریم. بررسی‌های انجام شده بر روی دلایل طلاق نشان می‌دهد بسیاری از جدایی‌ها به دلیل عدم‌تناسب و کفویت دو طرف و گاهی خانواده‌های آن‌ها می‌باشد.

کارشناسان معتقدند تناسب و کفویت باید به‌ طور نسبی در زمینه‌های اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، فرهنگی، تحصیلی، اخلاقی، مذهبی و غیره وجود داشته باشد. هرچه این تناسبات بیش‌تر باشد، طرفین به درک بهتری از یکدیگر می‌رسند و در نتیجه این درک و تفاهم باعث کاهش اختلافات و افزایش مهر و محبت بین آن‌ها می‌شود. «هم‌کفو بودن به معنی مثل و شبیه هم بودن نیست بلکه به معنی متناسب بودن است که ممکن است گاهی این تناسب در شبیه بودن باشد یا گاهی در هم جهت بودن و یا گاهی نیز در مکمل بودن نهفته باشد».

حال برای درک لزوم این تناسبات، به توضیح چند نمونه از آن‌ها می‌پردازیم؛

تناسب مذهبی و عقیدتی

نوع نگرش افراد به دین و احکام اسلامی در زندگی مشترک، بسیار حائز اهمیت است. مثلا ممکن است در خانواده‌ای معاشرت کردن، گپ‌و‌گفت، رعایت نکردن حجاب و از این قبیل مسائل در مقابل دیگر اعضای فامیل، مسئله‌ی آنچنان بغرنجی نباشد. حال این که ممکن است در خانواده‌ای دیگر تمام این مسائل نکوهیده شمرده شود. آیا دختر و پسری از دو خانواده با چنین تفاوت‌هایی می‌توانند با این امید که قادر خواهند بود روی یکدیگر تاثیر بگذارند با هم ازدواج کنند؟

تناسب فرهنگی

در هر فرهنگی، نوع ارتباط افراد با یکدیگر متفاوت است. بنابر‌این نوع رفتارها، ابراز عواطف و احساسات نیز ممکن است متفاوت باشد. مثلاً نوع خاصی از رفتار ممکن است در فرهنگی نشانه دوستی و محبت تلقی گردد در صورتی که همان رفتار در فرهنگی دیگر توهین‌آمیز و زننده به حساب آید. و این مسئله که در بسیاری از روابط و رفتار‌ها می‌تواند وجود داشته باشد، زندگی کردن در زیر یک سقف را برای هر دو طرف کاری بس دشوار می‌نمایاند. گاهی مدت زمان زیادی می‌طلبد که زن و شوهر بتوانند این تفاوت‌ها را درک کنند و گاهی اصلا به درک این موضوع نمی‌رسند.

تناسب اقتصادی

یکی دیگر از تناسباتی است که باید مد‌نظر گرفته شود، مخصوصا اگر تفاوت بین طرفین زیاد باشد. به‌عنوان مثال دختری که تمام عمر در رفاه بوده و به اصطلاح لای پر قو بزرگ شده است، نمی‌تواند با پسری که زندگی خود را در فقر و تنگ‌دستی گذرانده زندگی آرامی داشته باشد. مسلما آسایش و رفاهی که در خانواده خود داشته در خانواده همسرش نخواهد یافت. و نتیجه این کار تحقیر و سرزنش پسر خواهد بود. و حتی گاهی سوء‌تفاهماتی از قبیل «چشم تو به دنبال پول پدرم بود»، «تو به خاطر پول، با من ازدواج کردی و …» را نیز به دنبال خواهد داشت.

تناسب تحصیلی

برخلاف بسیاری از افراد که معتقدند هر چه سطح سواد فرد بالاتر باشد، سطح فرهنگی و هوش او نیز بالاتر است، عده‌ای بر این باورند که سواد با فرهنگ رابطه‌ای ندارد. مثلا شخصی که سواد بالا دارد، ممکن است فرهنگ شهروندی یا آپارتمان‌نشینی نداشته باشد؛ در عوض فرد کم‌سوادی به خوبی قوانین را رعایت کند. تحصیل می‌تواند نوع نگرش افراد را در زندگی تغییر دهد. دو نفر که هر دو در یک محیط تحصیلی رشد کرده‌اند‌، چه هر دو تحصیل‌کرده باشند و چه کم سواد، مسلما می‌توانند به درک بهتری از هم برسند.

هدف از ازدواج و زندگی مشترک، رسیدن به آرامش در کنار یکدیگر است که این آرامش به دست نمی‌آید مگر با رعایت کردن تناسباتی از این قبیل و با داشتن دقت و آگاهی کافی در هنگام انتخاب همسر.

اصلی‌ترین مسئله در ازدواج، رسیدن به آرامش است. برای رسیدن به این آرامش نیز بحث کفویت یا همتایی مطرح است. یعنی اگر در زندگی شما، مسائل مادی مهم است، باید حتما به کفویت اقتصادی دو خانواده توجه کنید. وگرنه شما با تنش‌ها و مشکلات متعددی مواجه می‌شوید. گاهی خانواده‌های مۆمنی را می‌بینیم که در حد معمولی ایمان دارند و به معنای متعارف، مۆمن هستند. البته نه به آن معنای حقیقی ایمان و پس از ازدواج، با مشکلاتی مواجه می‌شوند و آن ازدواج با شکست روبرو می‌شود و تنها علت این عدم موفقیت، اختلاف طبقاتی یا اختلاف اقتصادی و یا اختلاف فرهنگی است پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: به همگنان، زن دهید و از همگنان خود، زن بگیرید، پس می‌توان گفت کفویت، مهم‌ترین شاخص ازدواج‌های موفق است.

وقتی به معنای واژه «همسر» می‌نگریم، درمی‌یابیم که همسری فقط به معنی زن و شوهر نیست، بلکه معنای وسیع‌تری در خود نهفته دارد که همان «هم سر» بودن است، یعنی یکی بودن، مثل هم بودن و تناسب داشتن از هر لحاظ و این‌گونه است که زن و شوهر، می‌توانند به آرامش دست یابند.

منبع: mihanfal.com

برای حرف مردم یا دل کسی، ازدواج نکنید!

زود ازدواج می کنند و زود طلاق می گیرند. این حکایت خیلی از زوج‌های جوان است که این روزها، ازدواج را بهانه‌ای برای با هم بودن و به هم رسیدن می بینند و وقتی این با هم بودن، برایشان عادی شد، قید زندگی مشترک را می زنند.

مثل ازدواج، باز هم همان هندوانه دربسته است. این بار نه به خاطر غیرقابل پیش‌بینی بودن؛ بلکه به خاطر کم ارزش تلقی شدن. زوج‌های جوان امروزی گاهی ازدواج را مثل یک هندوانه می بینند که اگر شیرین نبود، آن را پس می‌دهند و سراغ هندوانه دیگری می‌روند. این قاعده شاید در روابط بی حد و مرز و بی قانون غیر اسلامی دیده شود، اما پیوند محکمی مثل ازدواج این طور نیست. این تنها یک کاریکاتور روشنفکرانه از همزیستی‌های غربی است که نتیجه‌ای جز سست کردن بنیان خانواده‌ها ندارد.

از خانواده‌های طرفین، برای شناخت بیشتر استفاده شود. اگر در محلی کار می‌کند، در محل کار درباره وی پرس‌و‌جو شود. این‌ گونه نیست که همدیگر را تجربه کنند سپس تصمیم بگیرند ازدواج کنند یا از یکدیگر جدا شوند. ازدواج موفق، چند طبقه شاخص دارد که شامل شاخص جمعیت‌شناختی و تعامل میان دو زوج می‌شود. در این مطلب، نظرات این روانشناس را برای محکم‌تر کردن پیوند ازدواج می خوانید.

شروط محکم بودن پیوند ازدواج

۱- افراد باید آمادگی ازدواج را داشته و به بلوغ اجتماعی و عاطفی رسیده باشند که معمولاً به طور میانگین برای دختران سن ۲۲ سال به بعد و برای پسران سن ۲۴ سال به بعد در نظر گرفته می‌شود. افرادی که زیر ۲۰ سال ازدواج کرده‌اند و به بلوغ عاطفی و اجتماعی نرسیده‌اند، معمولاً ازدواج موفقی ندارند، اما این یک نسخه کلی نیست.

۲-در زیرشاخه شاخص جمعیت‌شناختی، مسئله کفو بودن بسیار مهم است و مورد دوم است. اگر زوجین در شرایط اجتماعی، اقتصادی، تحصیلاتی و… هم‌طبقه و هم‌کفو باشند، ازدواج موفق‌تری خواهند داشت.

۳باید هر یک از دو طرف بدانند که چه ارتباطی با هم دارند. اگر فرد نتواند نه بگوید؛ با این که بدون علاقه تن به ازدواج بدهد، دچار خطا در ازدواج می‌شود و این موضوع ضریب موفقیت ازدواج را پایین می‌آورد.

۴-محیط و بافتی که دختر و پسر در آن با یکدیگر آشنا می‌شوند، بسیار مهم است. اگر در فضای مجازی آشنا شوند و در همان فضا به ادامه رابطه تا حد ازدواج ادامه دهند، معمولاً دچار خطا می‌شوند بنابراین بهتر است جوانان از کسانی که در فضای واقعی هستند، مورد ازدواج خود را انتخاب کنند.

۵-مهم‌ترین راز خوشبختی و داشتن یک ازدواج موفق، شناخت طرفین از یکدیگر است. منابع شناخت معمولاً مختلف است، اما کمک بزرگی به تشکیل یک خانواده موفق می‌کند.

منابع شناخت در ازدواج

ما در ازدواج، با شیء روبه‌رو نیستیم. نمی‌توانیم طوری برخورد کنیم که هیچ‌گونه حق انتخابی نداریم. برای انسان که تا انتهای و پایان عمرش نیازمند خوشبختی است، انتخاب طرف مقابل، بسیار مهم است. اگر فردی حتی یک شب از عمرش را با خوشبختی نگذراند، باخته است.

به حس خود احترام بگذارید. صرفاً به دلیل امکاناتی که طرف مقابل دارد، تصمیم نگیرید و تنها به آن فکر نکنید. پیش از آن که به طرف مقابل اعتماد کنید، از حس خود نسبت به آن فرد مطمئن باشید، سپس برای ازدواج گام بردارید. چند شاخص ضریب ازدواج موفق را بالا می‌برد، اما نیازمند طی مراحلی است. ابتدا باید فرد از بافت مطمئنی انتخاب شده باشد. آشنایی در دانشگاه با آشنایی در یک مهمانی یا فضای مجازی بسیار متفاوت است علاوه بر آن انتخاب، از منابع مطمئن و شناخت‌شده صورت گیرد. استفاده از تمام منابعِ در دسترس، شناخت را کامل‌تر می‌کند.

برای شناخت بیشتر باید به این موارد توجه کنید:

۱- از خانواده‌های طرفین برای شناخت بیشتر استفاده شود. اگر در محلی کار می‌کند، در محل کار درباره وی پرس‌و‌جو شود.

۲- اگر طلاق گرفته است، از همسر اولش درباره وی پرس‌و‌جو شود و لازم است از مشاور ازدواج کمک بگیرند. در واقع هر چه منابع شناخت بیشتر باشد، ضریب موفقیت بالاتر می‌رود.

۳- در ازدواج دقت کنید که باید فرد، از بافت مطمئنی انتخاب شده باشد. آشنایی در دانشگاه با آشنایی در یک مهمانی یا فضای مجازی بسیار متفاوت است.

چند نکته ضروری

پیش از این که از انتخاب مطمئن شوید، از رابطه جسمی و حسی پرهیز کنید. افرادی که معمولاً پیش از ازدواج رابطه جسمی برقرار کرده‌اند، ضریب ازدواج موفق پایین‌تری ‌دارند. به حس خود احترام بگذارید. صرفاً به دلیل امکاناتی که طرف مقابل دارد، تصمیم نگیرید و تنها به آن فکر نکنید. پیش از آن که به طرف مقابل اعتماد کنید، از حس خود نسبت به آن فرد مطمئن باشید، سپس برای ازدواج گام بردارید.

مسئولیت انتخاب خود را بر عهده بگیرید و برای دلِ کسی، یا حرف مردم ازدواج نکنید.

منبع: بخش کلوب ازدواج تبیان

آنچه قبل از ازدواج باید بدانید

چنان ارتباط عمیق و همه جانبه‌ای می‌شود که بی‌هیچ شک و شبهه‌ای، قابل مقایسه با هیچ یک از دیگر ارتباطات انسانی نمی‌باشد به نحوی که قرارداد ناشی از آن، دارای نوعی تقدس شده است.

ازدواج، مساله بسیار مهمی است که بسیاری از جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. امروزه شمار روزافزون موارد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران، به فکر پیدا کردن راه‌حل‌هایی باشند که یک ازدواج موفق و سالم را فراهم ساخته مانع از شیوع و افزایش آمار طلاق که یقینا عواقب بعدی آن، بسیار دشوارتر و سخت تر شود. مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمینه مسائل پزشکی، مساله گروههای فوتی و ژنتیکی آغاز گردید و امروزه کم کم در زمینه مسائل شخصیتی و روانی و روابط نیز در حال شکل گیری و کاربرد است. در این مقوله کارکردهای مشاوره قبل از ازدواج بسیار مهم هستند که به آنها می‌پردازیم.

بررسی ملاک‌های ازدواج سالم در مشاوره قبل از ازدواج

مشاوره قبل ازدواج، در اولویت اول، به روشن ساختن ملاک‌هایی می‌پردازند که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج ضروری هستند. عدم توجه به تعیین چنین ملاک‌هایی و ارزش گذاری و اولویت بندی نامناسب آنها اغلب موجب ناکامیهای بعدی می‌شوند. بر این اساس در مشاوره قبل از ازدواج تلاش می‌شود ملاک‌های افرادی که قصد ازدواج دارند بررسی شده و راهنمایی لازم در مورد نظر داشتن ملاک‌های مناسب ارائه گردد.

سن ازدواج

سن ازدواج، عامل مهمی است که می‌توانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد هر چند این عامل به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس، لازم به نظر می‌رسد میزان آمادگی سنی، روانی و اجتماعی طرفین مورد بررسی قرار گیرد. به طوری که عدم پختگی روانی، عاطفی، جسمانی و اجتماعی طرفین مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و روشن است رسیدن به سن و سالی که از لحاظ اجتماعی مناسب برای ازدواج به نظر می‌رسد، به تنهایی قابل تکیه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنین متفاوتی به پختگی و آمادگی لازم برای ازدواج می‌رسند. یک فرد ۲۵ ساله، ممکن است از پختگی و رشد و تکامل روانی، اجتماعی و عاطفی برخوردار باشد در حالی که فرد دیگری در سن ۳۵ سالگی، چنین آمادگی را نداشته باشد.

تطابق و تناسب شخصیتی طرفین در ازدواج

ویژگی‌های شخصیتی، بسیار متنوع و متعدد هستند، اما برخی از آنها، دخالت بیشتری در رضایت از زندگی مشترک دارند. مطمئنا فردی که بسیار به نظافت و تمیزی اهمیت قائل هست، نخواهد توانست با فردی که چندان در قید و بند این امور نیست، زندگی موفقی داشته باشد. از ویژگی‌های مهم شخصیتی که تاثیر قابل توجه در این زمینه دارند، می‌توان به درون‌گرایی و برون‌گرایی اشاره کرد. افراد درون‌گرا تمایل زیادی به گذراندن اوقات خود به تنهایی دارند در حالی که برای افراد برون‌گرا، تحمل چنین شرایطی بسیار سخت و آزاردهنده است. افراد درون‌گرا، سرگرمی‌هایی چون مطالعه و … دارند در حالی که افراد برون‌گرا در شرایط جمعی و سرگرم کننده لذت می‌برند مثل بازی‌های دسته جمعی. چنین ویژگی‌هایی به تعداد زیادی وجود دارند که البته گاه همسان بودن ویژگی‌های طرفین و گاه ناهمسانی آنها می‌تواند فاکتوری برای ازدواج موفق باشد. به عنوان مثال ازدواج فرد درون‌گرا با فرد درون‌گرا موفقیت‌آمیزتر خواهد بود تا ازدواج درون‌گرا با فردی برون‌گرا در حالی که سلطه‌جویی یک ویژگی است که حتما باید ناهمسانی آن در طرفین مورد توجه قرار گیرد. دو فرد سلطه‌جو میزان تسلط بیشتری در زندگی مشترک خواهند داشت تا ازدواج فردی سلطه‌جو با فردی سلطه‌پذیر.

منبع: irantrack.com

آموزش افزایش شانس ازدواج برای دختران

ما می‌خواهیم در اینجا، در مورد این آداب رفتاری با شما صحبت کنیم. البته باید به دخترخانم‌ها یادآوری کرد که اجازه ندهند نگرانی از این مسئله، تمام زندگی‌شان را مختل کند. باید بین یک دخترخانم مجرد با مشکلات روحی و خُلقی و یک دخترخانم مجرد با روح و روان سالم، حتما دومی را انتخاب کنید و مراقب سلامت روح و جسم‌تان باشید.

ما می‌خواهیم در اینجا در مورد این آداب رفتاری با شما صحبت کنیم. البته باید به دخترخانم‌ها یادآوری کرد که اجازه ندهند نگرانی از این مسئله تمام زندگی‌شان را مختل کند. باید بین یک دختر خانم مجرد با مشکلات روحی و خُلقی و یک دخترخانم مجرد با روح و روان سالم حتما دومی را انتخاب کنید و مراقب سلامت روح و جسم‌تان باشید. در این صورت بدون شک دیر یا زود ازدواج خوبی خواهید داشت. فراموش نکنید کم نیستند افرادی که در سنین بالا ازدواج می‌کنند و ازدواج موفقی هم دارند.

به دنبال فرد ایده‌آل نباشید

بیشتر افراد، وقت زیادی را صرف می‌کنند تا بتوانند «فرد ایده‌آل» خود را پیدا کنند. اگر شما هم جزو این دسته هستید توصیه می‌کنیم از این ور و آن ور چرخیدن باز ایستید و درست با چشمانی باز پیش روی‌تان را نگاه کنید. مثلا به شخصی که همین حالا ارتباط نزدیکی با شما در زندگی دارد نگاه کنید. حال این فرد چه یک دوست باشد چه یک همکار یا هر کس دیگر، به کارهایی که برای دور کردن او از خودتان انجام می‌دهید دقیق تر شوید. انجام چنین کارهایی را متوقف کنید. اجازه دهید که در مسیری که هر دو دوست دارید بیفتید و همه چیز را در رابطه همانطور که هست قبول کنید.البته منظور ما این نیست که با هر شخصی که در حال رد شدن از مقابل تان است، طرح ازدواج بریزید اما یادتان باشد که هر چقدر که شما با دیگران درست برخورد کنید به همان اندازه نیز می‌توانید به شانس خود برای پیدا کردن فرد مورد علاقه تان نزدیک‌تر شوید.

گرفتار زنجیرهای زندگی نشوید

اگر کسی می‌خواهد به زندگی شما وارد شود به او اجازه انجام این کار را بدهید. حتی می‌توانید به او خوشامد هم بگویید. اصلا مهم نیست که او چه تیپ آدمی است. از برداشت اولیه ما از آدم‌ها ممکن است اشتباه باشد. زمان دادن به خودمان و دیگران اغلب شرایطی را فراهم می‌کند که بتوانیم بهترین تصمیم ممکن را بگیریم.

شخصیتی منحصر به فرد داشته‌ باشید

بیشتر مردان، به دنبال زنی خاص می‌گردند که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکوه و شکایت نیست یا با نق نق کردن، روزش را خراب نمی‌کند. مردها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می‌خواهند که آنها را در سراسر زندگی‌شان حمایت کند و در موقعیت‌های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند. از طرف دیگر زن ایده‌آل آنها شباهت زیادی با همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد. آنها اغلب زنی را ستایش می‌کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیان شان قرار می‌گیرد و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه‌شان آن را پرورش داده و این مسئله را به تصمیم‌گیری‌های‌شان راه می‌دهند.

زیبایی، همیشه مهم است

بله؛ درست است که زیبایی و وضعیت ظاهری نخستین موضوعی نیست که اغلب مردها به آن توجه می‌کنند، اما شک نداشته‌باشید که این موضوع، در انتخاب همسر آینده آنها بی‌تاثیر هم نیست. بیشتر مردها دوست دارند از این طریق، انتخاب‌شان را به رخ دیگران بکشند و یک افتخار کسب کنند. بنابراین می‌توان گفت ظرافت و زیبایی در رفتار هم می‌تواند تاثیر مثبتی روی انتخاب آنها بگذارد. گرچه معیارهای زیبایی از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما همیشه با نگه داشتن حد وسط، می‌توان از این که یکی از کاندیداهای ازدواج مردان مجرد اطراف‌تان هستید یا خیر مطمئن شوید.

یک زن امروزی باشید

نمی توان در این مورد یک قانون بی چون و چرا صادر کرد اما اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می‌گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند. مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت‌های اجتماعی‌شان را هم جدی بگیرند. این موضوع به آنها ثابت می‌کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است. جاه طلبی هم برای مردان دلیل دوست داشتن یک زن است؛ زنی که برای رسیدن به اهدافش تلاش می‌کند و به سادگی عقب نشینی نمی‌کند.

وسواس را کنار بگذارید

محافظه کاری‌ها و وسواس‌های بی‌مورد را کنار بگذارید، اگر خواستگارهایی دارید که حاضر نیستید حرف‌های‌شان را بشنوید یا اگر گاهی فامیل و دوستان‌تان کسی را برای ازدواج به شما معرفی می‌کنند اما شما اهمیتی نمی‌دهید، باید کمی در نگاه‌تان تجدید نظر کنید. شاید یکی از همین موارد بتواند همسر ایده‌آلی برای شما باشد. از آشنایی نترسید و چند هفته‌ای با خواستگارهای‌تان صحبت کنید و بعد تصمیم بگیرید، مشکلات کوچک آدم‌ها را بهانه نه گفتن نکنید. فراموش نکنید که هر کسی با هر شخصیتی هم که باشد، مشکلاتی دارد که می‌توان از آنها ایراد گرفت، مهم این است که به ویژگی‌های برجسته او نظر کنید،شما نمی‌توانید یک شخصیت بی‌عیب و نقص را به‌عنوان همسر‌تان انتخاب کنید چون اصلا چنین شخصیتی وجود ندارد، اما سعی کنید فردی را انتخاب کنید که بتوانید با مشکلاتش کنار بیایید و مدام به خاطرشان افسرده یا عصبانی نشوید.

به همه بگویید توقعی ندارید

از موانع مهم پیش روی ازدواج توقـعات بالا است و بسیاری از جوانان به دلیل مسائل مالی از تشکیل زندگی مشترک فراری هستند و بنابراین با کم کردن این توقعات و بیان این مسئله در موقعیت‌های مناسب می‌توانید زمینه ازدواج را ایجاد کنید. همچنین یکی از مواردی که می تواند مانع ازدواج باشد و آقا را از اقدام به خواستگاری منصرف کند موقعیت اقتصادی خوب خانواده خانم است یعنی آقا این جرات را ندارد که اقدام به ازدواج کند، شما به عنوان یک خانم می‌توانید سطح توقعات‌تان را پایین بیاورید و با بیان کردن این مسئله در جمع دوستان و بستگان که انتظارات من برای ازدواج بالا نیست به همه نشان دهید که در ذهن چه دارید تا خواستگار شما شجاعت تقاضا کردن را پیدا کند.

باید در درجه اول یک زن باشید

برخی از دختران، زن‌بودن خود را فراموش کرده‌اند؛ اینکه تحصیل کنند و سرکار بروند، چیز خوبی است اما متأسفانه برخی از دختران امروز، از آن‌طرف بام افتاده‌اند! بخشی از زن‌بودن زنان، در ارتباط با همسر و زندگی مشترک و نقش مادری شکوفا می‌شود و اینکه مورد حمایت و دوست‌داشته‌شدن همسر قرار بگیرند. دختران در ظاهر، این قضیه را کتمان می‌کنند. آنها با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیت‌های فراوان، همه درها برای برقراری ارتباط با خود را بسته‌اند، چرا که تمام زندگی‌شان را در کار خلاصه می‌کنند؛ آنها می‌خواهند به همه نشان دهند خودشان از پسِ خودشان برمی‌آیند و نیازی به ازدواج نمی‌بینند اما اگر در خلوت خود صادق باشند، این نیاز را درون خود احساس می‌کنند. فراموش نکنید مردها تمایل دارند با خانمی ازدواج کنند که در درجه اول یک زن است.

هدف را باور کنید

افتخار کنید به سن بلوغ و بزرگسالی رسیده‌اید و همچنین به خوبی می‌دانید نیازمند همسری هستید که ادامه زندگی خود را با او بگذرانید.باورکنید که جذب جنس مخالف شدن و زندگی با او یکی از طبیعی‌ترین کارها در سرتاسر دنیاست. پس اگر برای به‌دست آوردن چیزی، بیش از اندازه تلاش می‌کنید، بهتر است کاملا ریلکس با قضیه برخورد کنید؛ چراکه طبیعت آنچه را که لازم است، انجام می‌دهد و فقط کمی به کمک شما نیاز دارد.

با خود مهربان باشید

دختری ناامید، عصبی و پرخاشگر که طلبکار از دنیا و دیگران است، چگونه انتظار دارد که فرد مناسبی پیدا کند! دختری که هنوز با هم‌جنس خود نمی‌تواند درست ارتباط برقرار کند، چگونه انتظار دارد که دیگران به او خواستگار معرفی کنند! دختران باید روی شخصیت خود و به‌خصوص مهربانی با خود، کار کنند. برخی از دختران امروز به‌دلیل داشتن تحصیلات و شغل، بخشی از زنانگی خود ازجمله مهربان‌بودن را کم‌رنگ کرده‌اند، درصورتی‌ که یک مرد، حس محبت و مهربانی و حمایت همسر خود را می‌خواهد اما متأسفانه برخی دختران با تحصیل و شغل خود می‌خواهند که قدرت خود را به رخ فرد مقابل بکشند که در این‌صورت مردان فراری می‌شوند!

همان شخصی شوید که دوست دارید پیدا کنید

در خودتان همان صفاتی را که دوست دارید شریک‌تان داشته باشد، پرورش دهید و برای ارتقای آنها از هیچ تلاشی مضایقه نکنید؛ کلاس، آماده‌سازی، تراپی، رشد معنوی، رژیم، ورزش و… .خود را از مرزهایی که در سرتاسر خود کشیده‌اید، رها کنید. اگر برای مدت زمان بسیار زیادی است که با آدم‌های متفاوت قرار ملاقات می‌گذارید، اما به نتیجه دلخواه دست پیدا نمی‌کنید، به خودتان مدتی فرصت بدهید تا بتوانید راحت تر با مسائل برخورد کنید. اگر جزو افرادی هستید که بیشتر وقت خود را در خانه می‌گذرانند، بهتر است کمی به بیرون بروید و به موقعیت‌های جدید بیندیشید.

نکته مهم

زیاد در قید و بند قیافه افراد نباشید. اگر متوجه این موضوع باشید که قیافه خوب همیشه به معنی شخصیت خوب نیست، آن وقت مردان خوبی را دور و بر خود خواهید دید که لزوما هر کجا که می‌روند سرها به طرف آنها برنمی‌گردد.

منبع: خبر نو

مهمترین پیش نیازهای ازدواج

ازدواج، مسئولیت و تعهد در قبال یک زندگی مشترک است…

هر فردی، بهترین شناخت را نسبت به خود دارد و چون بعضی از ویژگی‌ها در افراد، باعث می‌شود که آنها نتوانند در زندگی مشترک به موفقیت دست یابند و علاوه بر مشکلاتی که برای خود به وجود می‌آورند، همسرشان را نیز با چالش‌هایی جدی رو به رو می‌سازند.

به نظر می‌رسد اگر دختران و پسران جوان، قبل از آغاز یک رابطه، سعی داشته باشند ضعف‌ها و ویژگی‌های خود را بشناسند و حتی معیارها و اهداف زندگی خود را به طور مجدد و با هوشیاری بیشتر ترسیم نمایند، جلوی بسیاری از ازدواج‌های ناموفق و پر مشکل گرفته شود.

سلامت روان

سلامت روان، اولین موضوعی است که در زندگی مشترک نقش به سزایی را ایفا می‌کند. عدم سلامت روانی نه تنها خود فرد را دچار مشکل می‌سازد بلکه اطرافیان را نیز آسیب‌پذیر می‌سازد. فردی که سلامت روان نداشته باشد، در تمام کارکرد‌های اجتماعی و تعاملات خود، با مشکل و اختلال مواجه است. این افراد در صورت ازدواج، همسرشان را به شدت درگیر مشکلات خودشان می‌کنند و به کررات دیده شده است که این گونه از ازدواج‌ها، به شکست می‌انجامد. پس اگر دارای مشکلی در این زمینه هستید، قبل از این که تصمیم به ازدواج بگیرید، در صدد درمان کامل خود برآیید و بعد از به دست آوردن سلامتی کامل، برای ازدواج اقدام کنید.

اعتیاد

اعتیاد، یکی از بزرگترین دلایل فروپاشی نهاد خانواده است و شخص معتاد قطعاً توانایی اداره مناسب یک خانواده را ندارد و ممکن است همسر و فرزندانش را نیز به منجلاب اعتیاد بکشاند. افراد معتاد غالباً در خود تغییراتی چون خواب آلودگی، کاهش میل جنسی، افزایش پرخوری، بدبینی، پر حرفی و .. را احساس می‌کنند و باید بدانند که تمام این تغییرات، احساس خوشبختی آنها را خواهد گرفت. پس اگر به هر نوعی از مواد اعتیاد دارید، پای شخص دیگری را به زندگیتان باز نکنید و به امید این که بعد از ازدواج، اعتیاد خود را ترک خواهید کرد، پایه‌ی زندگی خود را بر ستون‌هایی سست، بنا نکنید.

عدم مسئولیت‌پذیری

ازدواج، مسئولیت و تعهد در قبال یک زندگی مشترک است پس اگر در خود احساس مسئولیت‌پذیری ندارید و نمی‌توانید در قبال خانواده‌ای که تشکیل داده اید و همسری که انتخاب کردید مسئول باشد و در زمان گرفتاری‌ها توانایی اداره خود را ندارید چه برسد به افراد دیگر برای ازدواج دست نگه دارید. شما غالباً دیگران را مسئول مشکلات زندگی خود می‌دانید و نمی‌پذیرید که خود شما هم در مشکلاتتان نقش داشته‌اید. شما باید توانایی اداره اقتصادی و عاطفی یک زندگی و مدیریت آن را داشته باشید تا بتوانید یک زندگی موفق را تجربه کنید.

خشم و پرخاشگری

اگر بر سر هر مسئله کوچکی از کوره در می‌روید و داد و بیداد به راه می‌اندازید و دست به یقه می‌شوید، اگر افکار هیجانی به شما هجوم می‌آورد و در قبال خانواده پدری و دوستانتان، بددهن و پرخاشگر هستید، ابتدا باید بر روی خود کار کرده تا چنین صفت ناپسندی را در یک زندگی جدید، با خود به همراه نداشته باشد. شما در واقع می‌خواهید با خشم خود، دیگران را کنترل کنید و به همین دلیل، افرادی که در کنار شما زندگی می‌کنند، همواره باید در حال کنترل رفتار خود باشند تا مبادا شما را به خشم بیاورند. حال تصور کنید همسر آینده شما جه سختی‌هایی را باید در کنار شما تجربه خواهد کرد.

معیار و اهداف نادرست

اگر توانایی شناخت ویژگی‌ها و معیارهای درست را ندارید، با دیگران و حتی مشاوران خانواده مشورت کنید. اگر هدفتان از ازدواج، رسیدن به پول و مادیات است، باید بدانید ممکن است به آن دست پیدا کنید اما هیچ‌گاه به خوشبختی زناشویی دست پیدا نخواهید کرد؛ و یا اگر معیارتان از انتخاب همسر، چهره زیباست و هیچ ملاک دیگری را مد نظر ندارید، باید بدانید ممکن است با انتخاب همسری زیبا که دارای سایر شرایط و ویژگی‌ها نیست، سالها در کنار همسری زیبا، اوقاتی ناخوشایند را تجربه کنید.

وابستگی

اگر در خود می‌بینید که به هیچ نحو قدرت تصمیم‌گیری ندارید و برای کوچکترین موردی مانند انتخاب لباس، نیازمند حضور پدر و مادرتان هستید، و یا اگر از لحاظ اقتصادی کاملا به خانواده خود متکی هستید، بدانید در آینده، زندگی راحتی نخواهید داشت. ازدواج، آغاز یک زندگی تازه است که فرد وابسته در آن، چون توانایی جدا شدن و مستقل زندگی کردن را ندارد، نمی‌تواند فردی قابل اعتماد و تکیه‌گاه مناسب برای همسر آینده‌اش باشد.

مشاوران مجرب

این موارد از صفات و خصوصیاتی است که اگر در فردی وجود داشته باشد، باید توسط خود فرد، پذیرفته شود تا بتواند بعد از برطرف کردن آن، زندگی خوبی را آغاز نماید. برای برطرف کردن این مشکلات، فرد باید از دیگران کمک بگیرد پس در این راه حضور مشاوران و اعضای خانواده تان را مهم و حیاتی تلقی کنید.

منبع: تبیان

عوامل پیش بینی کننده ازدواج موفق

آیا شما با این گفته عامیانه موافق هستید که «ازدواج، هندوانه سر بسته است؟» یا به نظر شما این امکان وجود دارد که قبل از ازدواج شواهد بیشتری برای خوشبختی و ازدواج موفق پیدا کرده و با اطمینان بیشتری ازدواج کرد؟
امروزه خیلی از جوانان معتقدند که نمی‌خواهند با چشم بسته ازدواج کنند و یکی از دغدغه‌های آنان، پیدا کردن عواملی است که آنها را در پیش بینی یک ازدواج موفق یاری می‌کند. خوشبختانه، اکثر صاحب نظران امروزی معتقدند که با این همه دستاورد علمی که در زمینه فرایند‌های ارتباطی زوج و عوامل مؤثر در سلامت یا عدم سلامت رابطه زوجین وجود دارد؛ تا حد زیادی می‌توان یک ازدواج موفق یا ناموفق را پیش بینی کرد.

یک شاخص ارزشمند، که می‌توان بر اساس آن آینده یک ازدواج را پیش بینی کرد، کیفیت ارتباط پیش از ازدواج است. به زبان ساده‌تر، رفتار دو نفر پیش از ازدواج، شاخص خوبی است که پیش‌بینی کنیم، بعد از ازدواج این دو چگونه با هم برخورد می‌کنند. یک سؤال اساسی که این دو نفر می‌توانند از خودشان بپرسند این است: «در این مدت که همدیگر را می‌شناسیم چه نسبتی از زمان با هم بودن را صرف رابطه مثبت و آرامش بخش و چه مدت را صرف رابطه منفی و تنش زا کرده ایم؟»
البته در این بررسی، مدت زمان آشنایی دو نفر و نوع رابطه آنها، تا حدودی تعیین‌کننده میزان درستی اطلاعاتشان است. دختر و پسری که مدت کمی از زمان شروع آشنایی آنها می‌گذرد، فرصت زیادی برای شناختن همدیگر نداشته‌اند. بعلاوه، آنهایی هم که در یک فاز عاشقانه و رومانتیک با هم ارتباط برقرار کرده اند، بهتر است زیاد به اطلاعاتی که راجع به همدیگر دارند، اعتماد نکنند.
یکی از تأثیر گذار ترین پژوهش‌ها در این زمینه، پژوهش‌های انجام گرفته توسط گاتمن است. وی پس از انجام یکسری پژوهش آزمایشگاهی، از طریق مشاهده رفتار ۱۳۰ زوج که پذیرفته بودند زندگی زناشویی خود را زیر ذره بین بگذارند، به این نتیجه رسید که بعضی از خصائص رفتاری و شخصیتی زوج، بویژه در ابعاد کلامی، عاطفی و جنسی، تا حد زیادی با رضایت زناشویی آنها مربوط است و می‌تواند تضمین کننده زندگی مشترک طولانی مدت باشد. گاتمن می‌گوید، با مشاهده شکل گفت و گو و مشاجره میان زن و شوهر، می‌توان احتمال زندگی موفق و یا طلاق گرفتن آنها را پیش بینی کرد. وی به چهار خصیصه رفتاری، تحت عنوان «چهار اسب سوار که زندگی مشترک را به سرعت به سمت نابودی و طلاق پیش می‌برند»، اشاره نمود:

۱- انتقاد
۲- سرزنش
۳- جبهه گیری
۴- سکوت

البته، چهار ویژگی فوق، در تمامی ازدواج‌ها وجود دارد اما زمانی که حضور این چهار سوار در زندگی زناشویی، حالت دائم پیدا کند، رابطه زوج با مشکل جدی رو به رو می‌شود. در نهایت، زن و شوهر بعد از تلاش‌های زیاد برای حل این مشکلات، امید خود را از دست می‌دهند، از همدیگر فاصله می‌گیرند، دچار احساس تنهایی می‌شوند و اگر به این زوج کمک نشود، رابطه زناشویی آنها به پایان می‌رسد. وجود هر چهار اسب سوار در روابط زناشویی با ۸۲ درصد دقت، وقوع طلاق را پیش بینی می‌کند و در صورتیکه اقدامات و تلاش‌های اصلاحی زن و شوهر به نتیجه نرسد، درصد درستی این پیش بینی، از حد ۹۰ درصد هم بالاتر می‌رود.
محققان دیگری هم از طریق پژوهش‌های خود به این نتیجه رسیده اند که زوج‌های خوشبخت کسانی هستند که:

۱- انتظارات واقع بینانه ای از مشکلات ازدواج دارند و متوجه این مطلب هستند که «ارتباط» همیشه بی دردسر نخواهد بود.
۲- در برقراری ارتباط کلامی، عاطفی و جنسی مهارت خوبی دارند ( البته، همسران می‌توانند این مهارت‌ها را فراگیرند و در بهبود آن تلاش کنند).
۳- در حل و فصل مشکلات و تعارض‌ها مهارت دارند (البته، همسران می‌توانند این مهارت‌ها را بیاموزند).
۴- همسرشان را صادقانه و صمیمانه دوست می‌دارند (گویی در زمره دوستان صمیمی هستند).

۵- بر سر آندسته از ارزش‌های اخلاقی، مذهبی و اجتماعی که برایشان مهم است، با یکدیگر توافق دارند.

در مجموع، در پاسخ به این سؤال که کدامیک از خصائص فردی، خانوادگی و محیطی افراد، تضمین کننده ازدواج موفق است، باید گفت، ترکیبی از بعضی خصوصیات فرد و همسر، به احتمال زیاد، پیش بینی کننده ازدواج موفق آنهاست. از جمله این خصوصیات، به طور خلاصه می‌توان به شباهت‌ها (در ابعاد فرهنگی، خانوادگی، سنی، تحصیلی، ظاهر جسمانی و …..)، ویژگی‌های شخصیت، سلامت روان، علاقه و مهارت در رابطه عاطفی، جذابیت جسمانی، میل و مهارت در رابطه جنسی، مهارت‌های حل مسئله و تعارض و حمایت خانواده دو طرف اشاره کرد. در بخش‌های بعدی بحث، به طور مفصل راجع به هر یک از ویژگی‌های فوق مطالبی ارائه خواهد شد.

دکتر اعظم صالحی (مشاور خانواده و عضو هیات علمی دانشگاه)

منبع: سایت دکتر صالحی

هفت توصیه مهم قبل از ازدواج

ازدواج مهمترین برگ زندگی شماست. پس باید آن را درست بازی کنید. در این مطلب درباره آنچه در کشور ما می‌تواند در مورد بایدها و نبایدهای دوران پیش از ازدواج قابل‌اجرا باشد، با توجه به عرف، بحث می‌کنیم.

برای آسیب ندیدن چه باید کرد؟

دو جا آدم‌ها هر چقدر هم در نقاب‌زدن و نقش بازی کردن ماهر باشند، ماهیت واقعی خود را رو می‌کنند؛ یکی در زمان استرس و یکی در زمانی که منافع مشترک مطرح است. اگر این ۲ نکته را بدانیم، در دوران آشنایی، نامزدی و عقد احتمال آسیب، بسیار کمتر می‌شود. برای روشن شدن این مساله مثالی می‌زنم؛ گاهی می‌گوییم فردی قوی است و اعتماد به‌ نفس زیادی دارد ولی در زمان امتحانی مثل رانندگی، می‌بینیم آنچنان خود را می‌بازد و ضعف نشان می‌دهد که غیرقابل باور است.

در این صورت می‌توانیم بفهمیم واقعا آنچه وانمود می‌کند، نیست یا گاهی می‌بینیم آقایی خود را بسیار عاشق‌پیشه نشان می‌دهد و مدام ابراز احساسات می‌کند اما وقتی صحبت سر تعیین مهریه معقول یا واگذاری حق طلاق و… می‌شود، رابطه را دچار تنش یا کاملا قطع می‌کند!

پس یادتان باشد اگر بتوانید از این ۲ تکنیک (استرس و طرح منافع مشترک) استفاده کنید، خیلی راحت می‌توانید تا حد زیادی پشت نقاب طرف مقابلتان را ببینید.

خیلی‌ها بعد از ازدواج می‌گویند همسرمان خیلی فرق کرده، در صورتی که واقعیت این است که او فرق نکرده، بلکه حالا نقاب‌ها کنار رفته و آنها نتوانسته‌اند قبل از ازدواج، همدیگر را خوب بشناسند.

در دوران آشنایی چه کنیم؟

خیلی از ما در دوره آشنایی، از هم به اندازه کافی سوال نمی‌پرسیم؛ چون می‌ترسیم که متقابلا طرف مقابل هم از ما سوالی بپرسد یا بفهمیم مشکلی در گذشته داشته و رابطه عاطفی‌مان به هم بخورد. گاهی هم اصلا نمی‌دانیم در مورد چه چیز باید بپرسیم. ممکن‌است اصلا بخواهیم مشکل‌های طرف مقابل را انکار کنیم و آنها را نادیده بگیریم. مثلا وقتی می‌بینیم مدام عصبانی می‌شود، از تکنیکی به نام کم‌اهمیت جلوه‌دادن استفاده می‌کنیم و می‌گوییم «آنقدرها هم عصبانی نمی‌شود، دیگران شلوغش می‌کنند!» یا به توجیه پناه می‌بریم: «از کودکی مشکلات زیادی را پشت‌سر گذاشته و به همین دلیل زیاد عصبانی می‌شود، خودش تقصیری ندارد!» یا با عبارت‌هایی مثل: «همه مردها زود عصبانی می‌شوند» سعی می‌کنیم رفتار او را منطقی جلوه دهیم!

این اشتباه‌ها باعث می‌شود خودمان را درگیر رابطه‌ای پرخطر کنیم اما توجه به برخی نکته‌ها در این دوران و البته دوران عقد بسیار کمک‌کننده است و ما را از این خطای شناختی بیرون می‌آورد:

یک

از ارزش‌ها و باورهایتان چشم‌پوشی نکنید. یعنی فورا نخواهید خودتان را همرنگ طرف مقابل کنید. مثلا اگر می‌بینید مهمانی‌های آنچنانی می‌رود و روابطی دارد که نمی‌پسندید، به اجبار آنها را نپذیرید.

دو

از علایقتان دست برندارید؛ اگر وقتی با کسی آشنا می‌شوید، خود را غرق پرداختن به علاقه‌مندی‌های او کنید، بی‌شک آسیب خواهیددید. حتی برخی افراد در این دوره به خاطر طرف مقابل رابطه خود را با دوستان و خانواده‌شان کمرنگ می‌کنند و تمام‌وقت خود را در اختیار او قرار می‌دهند که این کار هم اشتباه است.
خیلی‌ها بعد از ازدواج می‌گویند همسرمان خیلی فرق کرده، در صورتی که واقعیت این است که او فرق نکرده، بلکه حالا نقاب‌ها کنار رفته و آنها نتوانسته‌اند قبل از ازدواج همدیگر را خوب بشناسند….

سه

در کسانی که در زمان نامزدی و بدون شناخت، روابط زناشویی برقرار می‌کنند، احتمال نارضایتی زناشویی، بدبینی، عدم تعهد و نابسامانی ارتباطی بعد از ازدواج بسیار بالاتر است. نتایج تحقیقات نشان داده اگر در دوران آشنایی طرفین کنجکاوی‌های جنسی‌شان را بی‌محابا به هم ابراز کنند، احتمال دارد دچار آسیب‌ شوند. البته به‌دلیل مسائل شرعی، اخلاقی، قانونی و عرفی احتمال شروع این روابط در کشور ما در دوران آشنایی اندک است ولی متاسفانه گاهی از روی بی‌تجربگی و ناپختگی، روابط پرخطر در دوران آشنایی شروع می‌شود که باعث می?شود بیشتر این آشنایی‌ها خیلی زودهنگام به شکست منجر شوند؛ مخصوصا که متاسفانه مهارت مدیریت درست و چندجانبه اینگونه روابط در بیشتر جوانان خیلی قوی نیست و گاهی با الگوبرداری از دیگران یا توجیه رفتار خود یا روشن فکری مدرن مخصوصا خانم‌ها در معرض خطر بیشتر آسیب‌های اجتماعی این گونه روابط قرار می‌گیرند.

چهار

نکته مهم دیگر این است که خیلی‌ها در دوران آشنایی تفاوت‌های زیادی بین خود و طرف مقابل مشاهده می‌کنند ولی با این تصور که می‌توانند او را با عشق و علاقه و توجه تغییر دهند، به روابط خود ادامه می‌دهند. خیلی از خانم‌ها مرتکب این اشتباه شایع می‌شوند اما شخصیت شکل‌گرفته آدم‌ها، خیلی قابل‌تغییر نیست و فقط قابل‌تعدیل است. پس وقتی به قصد ازدواج رابطه آشنایی را با کسی شروع می‌کنید، واقع‌بین باشید و آشنایی خود را با کسی ادامه دهید که به اصول شما نزدیک باشد.

پنج

در این دوران هرگز خود را بیش از حد، درگیر رابطه عاطفی نکنید. وقتی احساس بر منطق غلبه می‌کند، احتمال بروز مشکلات زیاد خواهد شد. یعنی ابتدا باید عقل بر احساس حاکم باشد و بعد همسویی عقل و احساس.

شش

هرگز تمام اطلاعات در مورد حال و گذشته‌تان را برای طرف مقابل بیان نکنید. برخی فکر می‌کنند اگر همه‌چیز را با جزئیات برای فردی که با او آشنا شده‌اند تعریف نکنند، صادق نیستند در حالی که صداقت ۲ نوع سازنده و مخرب دارد.

کسی که به قصد ازدواج وارد رابطه با شما شده، باید به این حد از بلوغ رسیده باشد که بداند قرار است با آنچه در حال حاضر هستید، زندگی کند، نه آنچه قبلا بوده‌اید. پس اطلاعاتی که قصد دارید به طرف مقابل بدهید باید به‌تدریج و پلکانی باشد و به همه‌چیز اشاره نکنید.

حواستان باشد دادن این اطلاعات غیرضروری می‌تواند در رابطه فعلی و در آینده‌تان تاثیر مخربی داشته باشد.

برای این که این نکته مفهوم‌تر شود، برایتان مثالی می‌زنم؛ ما ۳ حریم انسانی داریم؛ حریم سوم، حریمی است که بین ما و اجتماع و دوست و آشنا وجود دارد، حریم دوم، بین ما و خانواده درجه اول مثل پدر و مادر است و حریم خصوصی اول، یعنی حریمی که فقط بین خدا و انسان است و هیچ‌کس حق ندارد وارد آن شود. اگر می‌خواهیم آشنایی و دوران نامزدی موفقی داشته باشیم، حتما باید این حریم‌ها و صداقت سازنده را بشناسیم و نه وارد حریم خصوصی اول طرف مقابل شویم و نه او را وارد این حریم خودمان کنیم.

گاهی در مطب می‌بینم دخترخانم‌هایی که قبلا رابطه عاطفی معقول و کم‌خطری در چارچوب اخلاق، شرع ، قانون و عرف با آقایی داشته‌اند ولی به‌محض اینکه در مورد آن به طرف مقابل گفته‌اند، رابطه‌شان دچار مشکل‌شده و به هم خورده یا ازدواج انجام گرفته ولی همسر به شدت به خانم بدبین شده است و آسیب بدبینی و بدگمانی بسیار شدیدتر از این صداقت مخرب است.

هفت

کسی که می‌خواهد وارد رابطه آشنایی و بعد نامزدی و عقد شود، باید به بلوغ ازدواج رسیده‌باشد اما متاسفانه برخی از کسانی که ازدواج می‌کنند، به این بلوغ نرسیده‌اند اما بلوغ ازدواج چیست؟ یعنی با آگاهی، دانش و مهارت‌های ارتباطی مبتنی بر واقعیت نه رویا، رابطه لذت‌بخش مادی و معنوی خلق کنیم. در غیر این صورت دچار تنش خواهیم ‌شد.

بدون شناخت، منطق، خودشناسی و دیگرشناسی نباید وارد هیچ رابطه‌ای شد چون برخی در دوران آشنایی چهره واقعی خود را نشان نمی‌دهند و نقاب بر چهره دارند تا طرف مقابل را جذب ‌کنند. علاوه بر این، گاهی رفتار ناسنجیده یا پرخطر‌ تاثیرگذاری هم نشان می‌دهند ولی طرف مقابل به دلیل ویژگی‌های خوب دیگر، متاسفانه آن را نادیده می‌گیرد.

  منبع: کلوب ازدواج تبیان

همسران موفق چه می‌کنند؟

حتما تاکنون دقت کرده‌اید که برخی همسران در هر طبقه اجتماعی، خانوادگی ، شغلی یا تحصیلی ارتباط بسیار موفق و صمیمانه‌ای با یکدیگر برقرار می‌کنند.

تحقیقات روی هزاران زوج نشان داده که همسران موفق چندین گام اصلی را در برنامه‌های خود قرار داده‌اندکه در این بخش به آنها اشاره می‌کنیم:

ـ‌ همسران موفق حتما آشنایی قبل از ازدواج را در شرایطی صحیح آغاز کرده‌اند. افراد موفق می‌دانند که صرفا دیدن یکدیگر در خیابان یا اینترنت و آشنایی‌هایی از این دست، زمینه مناسبی برای ازدواج نیست. آنها در صحبت‌های قبل از ازدواج نیز به گفتگوهای جدی می‌پردازند. مسائلی از قبیل این‌که چه مواردی برای طرف مقابل ارزش حیاتی دارد. چه مواردی او را بشدت تحت تاثیر قرار داده یا خشمگین می‌کند. نظر او راجع به امور مالی یا فعالیت‌های اجتماعی چیست و… نه این‌ که او متولد چه ماهی است؟ چه رنگی را می‌پسندد و چقدر در روز تلویزیون می‌بیند و…

ـ ارتباط موفق نیاز به ادبیات خاصی در گفتگو دارد. همسرانی که سعی می‌کنند در گفتگو با یکدیگر هرگز صدای خود را بلند نکنند، تماس چشمی‌ برقرار کنند، به خوبی به حرف‌های طرف مقابل گوش کنند و اگر نکته‌ای را متوجه نشدند به جای قضاوت منفی در مورد آن محترمانه سوال کنند موفق‌ترند.

ـ هدف از طرح مسائل رسیدن به توافق است. یکی از عوامل مهم در ارتباط موفق بین همسران، این است که مسائل را مورد بحث قرار نمی‌دهند تا به مشاجره و یافتن مقصر بینجامد بلکه مسائلی طرح می‌شود تا در راستای اهداف زوجین با توافق دو طرف حل و فصل شود. مطمئن باشید که قضاوت از قبل و حالت منفعلانه در بحث‌ها موجب مرگ رابطه خواهد بود.

ـ رسیدن به تفاهم، نتیجه ابراز عقیده آزادانه طرفین است. برخی از همسران نسبت به خود یا افراد خاصی چنان تعصب دارند که حتی همسرشان جرات نمی‌کند در این محدوده‌ها وارد شود و نظر خود را بگوید. در چنین شرایطی مشکلات هرگز به سطح نمی‌آیند تا خارج شوند و همواره مانند یک دیگ زودپز در فکر طرف مقابل می‌ماند تا روزی منفجر شود. در عوض بهتر است بگذارید همسرتان در مورد شما یا اطرافیان با رعایت ادب و احترام نظر بدهد تا حتی با وجود اختلاف نظرات و سلایق توافق و تفاهم بیشتری حاصل شود.

منبع: examiner.com

آیا ازدواج خوب است!؟

ازدواج، یک راه‌حل است برای حل مسایل و مشکلاتی که قبل از ازدواج وجود دارند‎.

هر اتفاق تکراری در زندگی، به‌خصوص اتفاقاتی که روی ضرورت رخ دادنشان، توافق‌های جمعی وجود دارد، بدون هیچ شک و تردیدی برای حل یک یا چند مشکل به وجود می‌آیند…

ازدواج هم جزو یکی از این اتفاق‌هایی است که تمام نسل‌های بشر در سراسر جهان، روی ضرورت رخ دادن آن به توافق رسیده‌اند. به زبان خیلی ساده، ازدواج، یک راه‌حل است برای حل مسایل و مشکلاتی که قبل از ازدواج وجود دارند و بعد از ازدواج قرار است حل و رفع شوند و یا کم‌رنگ گردند. این‌ که ازدواج چیز خوبی است یا نه، یک سوال فرعی است. در واقع تمرکز، روی خوب یا بد بودن ازدواج خیلی مواقع آن جنبه راه‌حل‌گرایانه این پیوند مقدس را ضعیف می‌کند و به یک قضاوت ساده و پیش پا افتاده خوب یا بد تبدیل می‌کند.

وقتی کسی سوال می‌کند ازدواج خوب است یا نه، در حقیقت به‌ طور غیرمستقیم می‌پرسد ازدواج چه فایده‌ای برای من دارد؟ چه مشکلاتی از مسایل زندگی مرا حل می‌کند و آیا در بهبود شرایط روانی و ذهنی و جسمی من موثر است یا نه؟

بیایید ما هم از این فرصت استفاده کنیم و کمی از این زاویه یعنی از پنجره راه‌حل‌گرایانه به ازدواج نگاه کنیم. بیایید با هم، روی این موضوع تامل کنیم که این اتفاق بزرگ در زندگی، قرار است چه مسایل و مشکلاتی را از پیش روی ما بردارد.

مشکلی به نام تنهایی

ازدواج، یک اتفاق دونفره است. دو نفری که باید از دو جنس مخالف باشند. دو جنسی که با هم تفاوت‌های ذاتی و طبیعی داشته باشند. دو نفری که به خاطر تفاوت فطری وجودشان، قادر باشند که از دو پنجره مختلف به زندگی نگاه کنند. دو نفری که برخلاف توهمی که شایع شده، از یک جنس نباشند و از یک پنجره به زندگی نگاه نکنند. بلکه دو شخصیت کاملا متفاوت باشند که به یک سمت و راستا نگاه کنند. نگاه به یک هدف از حداقل دو زاویه متفاوت. این تفاوت و تمایز ذاتی، هم در طبیعت و هم در شیوه نگاه، باعث می‌شود که مشکلی به نام تنهایی به یک‌باره بعد از ازدواج، محو و ناپدید شود. شما وقتی در یک اتاق یا در یک کاخ یا در یک سیاره تک و تنها نشسته‌اید، ممکن است احساس تنهایی کنید. اما اگر یک موجود دیگر با تفاوت‌های اساسی کنار شما بنشیند و به شما بگوید که می‌توان از پنجره متفاوتی همین اتاق و کاخ و سیاره را به گونه دیگری دید، شما دیگر تنها نیستید. به زبان خیلی ساده، همه چیزهایی که تنهایی شما را شکل می‌دهد، ناگهان از تنها بودن می‌افتند و چند تا می‌شوند و این امر باعث می‌شود که دو نفر در یک اتاق یا یک کلبه، سال‌ها کنار هم باشند بدون این‌ که احساس تنهایی آنها را آزار دهد.

برعکس وقتی یکی از آن دو نفر اصرار داشته باشد که نفر دیگر را حتما شبیه خودش کند، فاجعه‌ای بدتر از تنهایی رخ می‌دهد. این‌ که آدم در اتاق و کلبه خودش تنها باشد، یک موضوع است، اما این‌ که کسی را به زور در کلبه‌ای غریبه و بیگانه با طبیعتش زندانی کنند و بگویند حتما باید از این پنجره طلوع و غروب خورشید را نظاره‌گر باشد، این تنهایی دیگر از جنسی مرگبار و کشنده است که فرار از آن، گاهی ارزشمندترین کاری است که انسان به نظرش می‌رسد.

بله، ازدواج می‌تواند تنهایی انسان را برطرف کند. به شرطی که تفاوت‌های زوج و شریکی که قرار است شریک تنهایی‌مان شود را بپذیریم و نگاه متفاوت او به زندگی را ارج نهیم و اصراری نداشته باشیم که او را با خودمان هم‌نگاه سازیم. وقتی این اتفاق می‌افتد، هر وقت احساس تنهایی می‌کنیم، کافی است کنار جفت خود برویم و از او بخواهیم با نگاه متفاوتش به دنیا، برایمان در مورد زندگی صحبت کند. او دنیایی را که می‌بیند که با دنیای ما حتما متفاوت است، تفسیر می‌کند و ما جریان گرم «دیگر تنها نبودن» را در وجودمان احساس می‌کنیم.

از سوی دیگر، خیلی از آدم‌ها وقتی برای مدت زیادی تنها هستند، بدون فکر و تامل، برای خلاصی از این تنهایی طاقت‌فرسا، به اولین مورد ازدواجی که سر راهشان سبز می‌شود، جواب مثبت می‌دهند. اسم این حالت “تله تنهایی” است که باید بی‌نهایت مواظب آن بود. اما در مجموع، اگر قرار است ازدواج، راه‌حلی برای رفع تنهایی ما، و نه تنهاتر ساختن ما باشد، این خودش، یک دلیل عالی برای استقبال از اتفاق ازدواج است.

مساله‌ای به نام رشد

ما درختی هستیم که هرگز از رشد نمی‌افتیم. حتی اگر چشم روشن‌بینی داشته باشیم و به دنیا واقعا همان‌ گونه که هست نگاه کنیم، به وضوح متوجه می‌شویم که همه چیز در حال رشد و بزرگ شدن است. حتی خشک شدن برگ درخت‌ها در پاییز هم یک جور رشد و بلوغ است و در یک جمله می‌توان گفت که دنیا آفریده شده است تا رشد کند و از این چیزی که هست، به چیزی کامل‌تر تبدیل گردد.

ما آدم‌ها هم در زندگی، از این حادثه بی‌بهره نیستیم. ما نیز موجوداتی طالب رشد هستیم. یک آدم تنها و مجرد، می‌تواند تا حد زیادی در عرصه‌های مختلف زندگی رشد کند. ادامه تحصیل دهد و به مدارج عالی تحصیلی برسد. یا به بدن خود برسد و زیباترین و سالم‌ترین بدن روی زمین را داشته باشد. همین‌طور می‌تواند در امور اقتصادی فعال شود و بیشترین ثروت ممکن را برای خود جمع کند. اما جنبه‌هایی از زندگی وجود دارد که به تنهایی نمی‌توان در آن حوزه‌ها رشد کرد و گسترش یافت. در بعضی از عرصه‌های زندگی حتما باید دو نفری قدم نهاد و به صورت مشترک در آن عرصه‌ها رشد کرد.

برای مثال احساس زیبا و متعالی پدر یا مادر شدن را فقط وقتی ازدواج می‌کنی می‌توانی دریابی. یک موجود تک و تنها که همیشه از ازدواج گریزان است و یا طالب پیوندهای موقتی است نمی‌تواند این حس باشکوه را دریابد. وقتی اتفاق پدر شدن یا مادر شدن رخ می‌دهد کل بدن انسان متحول می‌شود و خودش را برای این حادثه بزرگ و طلایی آماده می‌کند. تلاش برای بزرگ کردن موجودی ظریف و شکننده که بدون کمک والدین هیچ کاری از او برنمی‌آید یکی از زیباترین و باشکوه‌ترین تلاش‌هایی است که به یک‌باره دید انسان نسبت به زندگی را تغییر می‌دهد و بین نگاه یک دختر و پسر مجرد و یک زوج عیالوار تفاوتی عظیم را باعث می‌گردد.

ازدواج یک اتفاق دونفره است. دو نفری که باید از دو جنس مخالف باشند

وقتی ازدواج می‌کنیم حوزه‌های جدیدی از رشد و گسترش مقابل چشمان ما آشکار می‌گردد. ایثار و از خودگذشتگی، محبت بدون انتظار بازگشت، خوشحال شدن از شادی دیگری و شریک شدن در غم و اندوه شریک زندگی، پوست ترکاندن برای تغییر سطح درآمدی و مهارتی برای تامین مایحتاج زندگی مشترک و… همه و همه از جمله حوزه‌ها و عرصه‌های جدید و متفاوتی هستند که فقط با ازدواج کردن می‌توان این عرصه‌ها را دید و در آنها حضور یافت و رشد و گسترش روح و جسم و ذهن را در این حوزه‌ها تجربه کرد.

اما از سوی دیگر می‌بینیم که خیلی وقت‌ها، شریک زندگی انسان نه تنها به رشد و تعالی و گسترش سطوح ذهنی و جسمی و روانی انسان کمک نمی‌کند، بلکه به صورت مانعی جدی و متعصب بر سر راه ظاهر می‌شود و با مانع‌تراشی‌های جورواجور و حتی بسیاری اوقات با تهدید و ارعاب و باج‌گیری و انواع شیوه‌های خشن سعی می‌کند حتی آرزوی رشد و پیشرفت را، لااقل در دو دهه اول ازدواج از شریک زندگی خود بگیرد. به زبان خیلی ساده، فردی که در ایام مجردی می‌توانست به راحتی در حوزه‌های معمولی زندگی پیشرفت کند و به سطوح عالی‌تری دست یابد، بعد از متاهل شدن و ازدواج، مجبور می‌شود از عادی‌ترین حقوق رشد و پیشرفت محروم شود و مانند یک اسیر منتظر بماند تا چه موقع اجازه آزادی مشروط او صادر شود. به روشنی مشخص است که این شکل ازدواج نه تنها راه‌حلی برای مشکل رشد و بلوغ فرد نیست بلکه خودش به عنوان یک مشکل و مساله جدید در مقابل دو شریک زندگی ظاهر می‌شود. بدیهی است که برای این حالت، اتفاق ازدواج، بدترین رخدادی است که می‌تواند رخ دهد. بر عکس اگر ازدواج راه‌حلی باشد برای تداوم رشد و گسترش روانی، ذهنی، جسمی فرد در عرصه‌های قدیم و تازه، بدیهی است که استقبال از ازدواج، یک ضرورت انکارناپذیر است.

مساله‌ای به عنوان کمبودزدایی

به نظر بسیاری آدم‌ها، دو نفر زمانی می‌توانند شریک مناسبی برای زندگی همدیگر باشند که بتوانند یکدیگر را کامل کنند. از قدیم یک زن و شوهر مناسب را شبیه دو نیمه شکسته کوزه‌ای می‌دانستند که وقتی کنار هم قرار گیرند یک کوزه یا گلدان یا آیینه سالم و بی‌نقص را ایجاد می‌کنند.

ازدواج اتفاقی است که رفع کمبودهای طرفین، وقتی کنار با هم باشند را قول می‌دهد. بنابراین می‌توان آن را راه‌حلی برای جبران نواقص و کاستی‌ها دانست. اما همین انتظار کامل بودن فرد مقابل باعث می‌شود که بسیاری اوقات ازدواج به بدترین اتفاق زندگی یک فرد تبدیل شود.

برای مثال فرض کنید فردی ترسو و بزدل است و می‌خواهد همسری اختیار کند که از او شجاع‌تر باشد و بتواند در زندگی این نقص کمبود شجاعت او را جبران کند. حال فرض کنید شریک زندگی او به غلط و فقط برای این‌ که جواب مثبت را بگیرد خود را شجاع‌ترین موجود روی زمین جا بزند. به نظر شما وقتی این پیوند شکل گرفت و آن دو زیر یک سقف رفتند و چند صباحی از زندگی مشترکشان گذشت، آیا دو موجود ترسو و بزدل در کنار هم می‌توانند زندگی موفقی داشته باشند؟ شریک جدید فقط می‌تواند ترس بیشتری را به فرد مقابلش منتقل کند و چگونه ممکن است فردی از این‌ که نقص و کمبودهای زندگی‌اش نسبت به قبل بیشتر شود خوشحال‌تر باشد!؟ بدیهی است که این ازدواج حادثه موفقی نیست و اگر از هم گسسته نشود تا آخر عمر با ناراحتی و عذاب سپری خواهد شد.

وقتی دو نفر می‌خواهند با هم ازدواج کنند و طرف مقابل اصرار دارد که شریک زندگی‌اش حتما سواد کافی داشته باشد. از ثروت کافی برخوردار باشد. شغل دایم و قابل اعتمادی داشته باشد و از فساد اخلاقی مبرا باشد، طبیعی است که این شرایط همین‌طوری مطرح نمی‌شوند و فردی که این شرایط را طرح می‌کند در واقع به زبان بی‌زبانی دارد به شکلی کمبودها و کاستی‌های خودش را بیان می‌کند یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت از این کمبودها و نواقص گریزان است. مثلا خودش ثروت دارد و نمی‌خواهد فردی فقیر و تنگدست به طمع ثروتش شریک زندگی‌اش شود و یا خودش در سطح بالاتری از سواد و دانش قرار دارد و نمی‌تواند فردی با نگاه محدود و قالبی و ساده را در زندگی به عنوان شریک تحمل کند.

حال اگر یکی از طرفین با فریب خودش را صاحب این کمالات و خصیصه‌ها نشان دهد و با حیله سعی کند قبل از ازدواج خودش را صاحب همه شرایط طرف مقابل بنمایاند و بعد از ازدواج، بنا بر اصل کار از کار گذشته و باید تسلیم شد، اصرار داشته باشد که شریک زندگی‌اش از شرط‌های خود کوتاه بیاید و آنها را نادیده بگیرد، این پدیده نه تنها ازدواج را به یک بازی فریبکارانه و نامیمون تبدیل می‌کند، بلکه از همان ابتدا سنگ یک بنای فریبکارانه را در زندگی مشترک بنا می‌گذارد و اگر مثبت بودن مجله موفقیت بیش از این اجازه پرداختن به این موضوع را ندهد باید گفت که این شکل ازدواج اصلا چیز خوبی نیست.

بله! این‌ که با حادثه ازدواج باید دو نفر مکمل هم شوند و یکدیگر را کامل کنند، چیز خوبی است اما این‌ که یکی از طرفین انتظار داشته باشد طرف مقابل حتما کاستی‌ها و خلاهای روحی و ذهنی یا مادی او را پر کند و اگر چنین نکند به درد نمی‌خورد، این انتظار باعث ایجاد مشکل جدیدتری به صورت احساس بد و ناخوشایند مورد سوء‌استفاده قرار گرفتن و حس بردگی و خواری و حقارت در فرد مقابل می‌گردد که نه تنها راه‌حل بودن اتفاق ازدواج را زیر سوال می‌برد بلکه برعکس به عنوان یک عامل مشکل‌آفرین مورد نفرت افراد مجرد و تنها نیز می‌شود.

حال با توجه به کمبود فضای مقاله اجازه دهید بحث را جمع کنیم و ادامه بررسی این نگاه متفاوت به حادثه ازدواج را به خودتان واگذار کنیم. به نظر شما به جز مشکلات و مسایل کلی که تا این‌جا عنوان و بررسی کردیم، اتفاق ازدواج وقتی قرار باشد راه‌حلی برای رفع مشکل و برطرف ساختن موانع و حل مسایل باشد، این مسایل و مشکلات و موانع چه چیزهای دیگری می‌توانند باشند؟

برای این‌ که جواب این سوال را پیدا کنید لازم نیست زحمت زیادی بکشید. کافی است به زندگی‌های مشترک آدم‌های اطراف خود دقت کنید. از معجزه ازدواج وقتی خوب عمل می‌کند، شگفت‌زده خواهید شد.

منبع: موفقیت

زنانی که از ازدواج می‌ترسند!

ما دو گروه زن داریم که به دلیل ترس از انتخاب بد، حاضر نیستند ازدواج کنند:

گروه اول زنانی هستند که منتظر یک فرصت خوب هستند. اینها خیلی خطرناک دارند حرکت می‌کنند. افرادی هستند که زیر نگاه شدید اطرافیان قرار دارند و مسلماً نمی‌خواهند که پس از ازدواجشان بشنوند: اِهه، یارو رو! این همه صبر کرد آخرش با این تحفه ازدواج کرد!

از طرفی بی اعتمادی به در و دیوار و عدم شناخت فاکتورهای صحیح یک نفر قدرت بله گفتن را از آنها سلب می‌کند. آنها یک فرد کاملاً تضمین شده از هر نظر را می‌خواهند. آنها هزینه زمانی گزافی را دارند پرداخت می‌کنند و مسلماً می‌خواهند از این همه هزینه، سودی عایدشان شود و هم چنین مشت محکمی بر دهان یاوه‌گویان بزنند. دخترانی که باید یک چیزهایی را به بعضی‌ها ثابت کنند و برای یک مرتبه هم که شده پوزشون رو بزنند! این گروه باید به چند نکته توجه کنند:

۱-این هزینه سنگینی رو که شما در حال پرداختش هستید باعث میشه که سطح انتظاراتتون بالا بره. شما معمولاً بعد از ازدواج خیلی بیرحم میشین! چون زمانی دیگه برای از دست دادن ندارین و شوهرتون نباید در خوشبخت کردنتون، فس فس کنه! شما شانس هیچ آزمایشی رو بهش نمیدین و اون فرد نگون‌بخت باید تمامی هزینه‌هایی که شما کردید رو سریعاً بهتون پس بده!! مسلماً اگر فرد توانایی کافی برای این مهم نداشته باشه و کسی باشه که درک حسی بلد نباشه شما وی را خواهید کشت!

۲-بدونین هر ثانیه رو که اضافه میکنین، ۶ برابرش شرط انتخاب یک نفر رو سخت‌تر می‌کنین. شما همواره انتظار یک فرد خاص رو دارید… یه خبر بد هم که باید بهتون بدم اینه که اکثراً پیداش نمی‌کنین! واقعیت اینه انتخاب‌های شما بعد از مدتی شروع می‌کنه به کم شدن. بلایی هم که از آسمون ممکنه نازل بشه! اینه که بعد از مدتی، دچار وحشت تنهایی بشین و در نتیجه به اولین کور و کچلی که یک هزارم خواسته‌های قبلتون رو نداره شوهر کنین و مجبورین کلی هم ازش در مقابل تعجب اطرافیان دفاع کنین!

۳-شما از یک فرد معمولی انتظار بیشتری از همسرتون دارید. شما عموماً خودتون رو سرکوب حسی و جنسی می‌کنید. دچار یک افسردگی پنهان می‌شید و نهایتاً همواره منتظرین که فرد مورد نظرتون بیاد و رل فرمان زندگی رو ازتون بگیره تا شما یه نفسی بکشین و دیگه مسؤل رانندگی نباشین! شما می‌خواین کولر رو بزنین و یکم چشماتون رو ببندین و استراحت کنین!

مشکل اینجاست که شوهرتون هم دقیقاً همین مرگش بوده که خواسته ازدواج کنه! حالا اون هم دیگه توان نداره و می‌خواد فرمان رو ول کنه و کنار شما استراحت کنه! خب، حالا کدوم دره رو می‌پسندین که بیوفتین توش؟! زنانی هستند که از مردها متنفر شدن و اگه بتونن نسلشون رو منقرض می‌کنن! اینها کمبود‌ها و ضربات عاطفی و هم چنین نگرش غلطی که به روابط مرد و زن داشتن باعث شده من برای جن هم آرزوی چنین زنانی رو نکنم! البته اینها بیشتر دارن پوست خودشون رو میکنن تا دیگران!

نکته جالب این که اینها در ازدواج موفق به حساب میان! چون تمام موارد احساسی رو بچه‌گانه و روابط زناشویی رو کوته فکرانه می‌بینند و درگیر مسائل مهم‌تری!! هستند غالباً با یک تیکه پاره آجر مثل خودشون ازدواج می‌کنن و این قدر خشک و قفل منطق هستند که حرف هیچ کس رو نمی‌پذیرند و در نتیجه کاملاً راحتند! من خیلی سوال از این گروه دارم ولی چون میدونم دارم آب تو هاون می‌کوبم، حرفی نمیزنم!

منبع: بیتوته