اخلاق عظیم

نوشته‌ها

رفتارهاى تربیتى پیامبر اعظم(ص)

پیش از طلوع آفتاب اسلام مردم در سرتاسر جهان از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب در وضع تأسف بارى زندگى مى کردند. اگر چه تمام ملت ها در این امور وضعى یکسان نداشتند ولى آنچه مسلم است در انحراف هاى فکری، انحطاط اخلاق و سنت هاى غلط اجتماعى و پندارهاى موهوم و ناشایست و… وضعى مشابه هم داشتند.

در این میان شبه جزیره عربستان نیز از این امر مستثنى نبود. مردم عرب در لج نزارى از فساد و تباهى مى زیستند و در محیطى سرشار از بدآموزى ها و یغماگرى ها رشد کرده و خوى توحش در آنان اثر کرده بود و خرافات و اوهام در اعتقاد و اندیشه شان ریشه دوانیده بود.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) در چنین جامعه اى به رسالت مبعوث گردید؛ محیطى که امیر مؤمنان در وصف آن مى فرماید: «خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله) را تبلیغ کننده براى عالمیان و امین براى فرستادن قرآن و رسالت مبعوث نمود در آن حال شما گروه عرب داراى بدترین دین بودید و در بدترین جامعه زندگى مى کردید.

در میان سنگ هاى سخت و مارهاى ناشنوا مسکن داشتید، آب هاى تیره مى آشامیدید و غذاى خشن مى خوردید و خون هاى یکدیگر را مى ریختید و از خویشاوندان خود قطع رابطه مى نمودید. بت ها در میان شما (براى پرستش) نصب شده و گناهان و انحراف ها سخت به شما بسته بود.»

نبى مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) از همین مردم، امتى نمونه ساخت. وى با آبیارى نهال خوبى ها که ریشه در فطرت آنها داشت سلمان ها، ابوذرها، مقدادها، بلال ها و سمیه هایى را تربیت نمود که همه، شاگردان کلاس این مکتب اند.

با ورق زدن صفحات تاریخ و مقایسه عرب قبل و بعد از اسلام، ذهن با این سؤال درگیر مى شود که به راستى پیامبر(صلی الله علیه و آله) در تربیت و ساختن انسان هاى بزرگ از چه شیوه هایى استفاده کرده است؟

براى پاسخگوئى به این سؤال بخشى از شیوه هاى تربیتى پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را مورد بررسى قرار مى دهیم. البته این شیوه ها اصول ثابتى هستند که در هر دوره و زمانى مى توانند مورد استفاده قرار گیرند و ما اگر امروز هم از شیوه هاى پیامبر مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) در تربیت انسان ها بهره بگیریم مى توانیم بهترین انسان ها را بسازیم.

معرفى پیامبر(صلی الله علیه و آله) در قرآن کریم بعنوان اسوه و الگوى نیکو (اسوه حسنه) نیز به همین معناست که ما امروزه سیره آن مرد الهى و رهبر موفق تاریخ را سرلوحه کار خود بویژه در موضوع تربیت قرار دهیم.

تقویت ایمان به خدا

پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمده است تا انسان را که از اصل و گوهر خویش دور مانده به فطرتش بازگرداند و به او بگوید که فکر کن! از کجا آمده اى آمدنت بهر چه بود و به کجا مى روی؟ عظمت هستى را به او متذکر شود و این که این جان بیهوده آفریده نشده است. با ارائه معجزاتى بر اطمینان انسان ها به سخنان کاملا مبتنى بر فطرت و عقل او بیافزاید.

موتور فکر انسان را روشن کند و به او شناخت و آگاهى دهد. تا در نتیجه انسان به فطرتش نظر افکند و به خداى یگانه ایمان آورد و با تفکر و شناخت بیشتر بر ایمانش افزوده شود و از این ایمان، عشق و محبتى فراگیر ایجاد شود و او را به حرکت به سوى کمال و خوبى ها وادارد. «والذین امنو اشد حبا لله» و با این عشق و ایمان به خدا هر مسیر سخت و ناهموارى را با شیرینى و سرمستى به سوى دوست بپیماید.

اخلاق عظیم

پیامبران آمده اند تا در مسیر تعالى و تکامل زندگى مادى و معنوى بشر، اخلاق و فضائل اخلاقى را نهادینه کنند تا انسان در چهارچوب فضائل و محاسن اخلاقى قله هاى سعادت و پیروزى را فتح کند و در فضاى معطر محاسن و مصفاى اخلاق در جامعه، به کمال مطلوب رسد.

پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) نیز اساس بعثت خویش را تکمیل والائى هاى اخلاق معرفى مى کند و مى فرماید: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ همانا من براى تکمیل والائى هاى اخلاق برانگیخته شدم.»

همچنین بنا بر اصلى اخلاقى و روان شناختى که مربى باید عامل به آنچه خود مى گوید باشد پیامبر(صلی الله علیه و آله) نه تنها متخلق به اخلاق حسنه بود بلکه به فرموده قرآن داراى خلق عظیم بود. قرآن کریم پیامبر(صلی الله علیه و آله) را به داشتن چنین خلق و خویى مى ستاید و مى فرماید: «انک لعلى خلق عظیم تو اى پیامبر سجایاى اخلاقى عظیمى داری.» این آیه شریفه هر چند فى نفسه و بخودى خود، حسن خلق رسول خدا را مى ستاید و آن را بزرگ مى شمارد، لکن با در نظر گرفتن خصوص سیاق، بخصوص به اخلاق پسندیده اجتماعیش نظر دارد، اخلاقى که مربوط به معاشرت است از قبیل استوارى بر حق و صبر در مقابل آزار مردم و خطاکارى هاى اراذل و اوباش و عفو و اغماض از آنان و سخاوت و مدارا و تواضع و امثال اینگونه مسائل اخلاقی

و اینچنین است که رسول الله(صلی الله علیه و آله) در سایه خلق عظیم، بار مسئولیت و مدیریت و رهبرى جامعه را به ساحل مقصود مى رساند و نابسامانى ها را با اخلاق نیک خویش سامان مى دهد.

نرمخویى و خوش رفتارى با دیگران

لازمه رهبرى جامعه اسلامى اجراى احکام و قوانین با صلابت و قاطعیت است بخصوص در مواردى که خشونت و تصمیم قاطع در قطع ریشه هاى فساد سازنده است. این صفت از صفات بارز رسول الله(صلی الله علیه و آله) بود اما نه در همه جا و در برابر هرکس. او «اشداء على الکفار رحماء بینهم» بود با دشمنان سرسخت و با مسلمانان و مؤمنان مهربان و خوش رفتار بود. آن حضرت با ملایمت و حسن خلق، مردم را با دین اسلام آشنا مى کرد به طورى که مسلمانان شیفته نرم خویی، ملایمت و خوش رفتارى او بودند.

پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) با دوستان و مؤمنان با شادابى و نشاط و رویى گشاده معاشرت داشت در حالى که آنچه را که از مشکلات صعب و سخت رسالت و هدایت جامعه بر دوش داشت و اندوه و نگرانى خویش را در قلبش نگاه مى داشت.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در پرتو رحمت الهى با مؤمنان و مسلمانان با ملایمت و نرمى رفتار مى نمود. خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبر مى فرماید: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک»«حسن اخلاق و مهربانى تو با مردم رحمتى از جانب خداوند است، و اگر تندخو و سخت دل بودى مردم از اطراف تو پراکنده مى شدند.»

مشورت با دیگران

یکى دیگر از ویژگى هاى پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) که نشان از زیبایى سلوک حضرتش دارد مشورت با دیگران است. آن حضرت از این رهگذر علاوه بر توجه به پرورش شخصیت افراد طبقات مختلف جامعه با در نظر گرفتن افکار و اندیشه هاى موافق و مخالف، از توانایى هاى روحى و فکرى آن ها بهره مند مى شد. پیامبر مکرم اسلام با بکار بستن این اصل تربیتی- مشاوره گرفتن در امور مختلف- مى آموزد که از این طریق مى توان بر کشتى مطمئن نشست و از میان امواج پرتلاطم دریاى زندگى به ساحل نجات رسید. مورخین و مفسرین اسلامى یکى از صفات پیامبر را در مسند مدیریت، کثرت مشاوره دانسته اند و گفته اند: «کان رسول الله کثیرالمشاوره لاصحابه؛سیره پیامبر چنین بود که با اصحاب خود زیاد مشورت مى کرد.»

نکته قابل توجه اینکه پیامبر عالی قدر اسلام على رغم اینکه با منبع لایزال علم و قدرت الهى از طریق وحى ارتباط داشت نیازى به مشورت و دریافت رأى دیگران نداشت اما شیوه آن حضرت جنبه آموزشى داشت تا جامعه اسلامى بیاموزد باید به آراء و افکار دیگران احترام گذاشت و اهمیت این موضوع تا حدى است که خداوند پیامبر خویش را به مشورت فرمان مى دهد: «وشاورهم فى الامر اى پیامبر! در کارها با مسلمانان مشورت بنما.»

تواضع و فروتنی

تواضع و فروتنى از جمله صفات بزرگ و انسانى پیامبر(صلی الله علیه و آله) و بى شک یکى از عوامل تأثیرگذار در تقویت محبوبیت حضرتش در میان مردم بود. چون مظهر کمالات است و داراى خلق عظیم و تمام ارزش هاى انسانى در او تبلور یافته است. او با وجود اینکه برترین است نه تنها خود را فوق دیگران نمى بیند بلکه با الهام از این رهنمود وحی؛ «و اخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین»بال هاى تواضع و فروتنى خویش را بر مؤمنین و پیروان خود مى گستراند.

رفتار متواضعانه رسول خدا به گونه اى بود که چون وارد مجلسى مى شد در نزدیک ترین جاى محل ورود خود مى نشست رسول خدا کراهت داشت کسى براى وى به پا خیزد و مردم نیز از این جهت جلو پاى آن حضرت بلند نمى شدند، ولى هنگام رفتن، آنان با حضرتش برمى خاستند و همراهش تا در منزل مى آمدند

ابوذر غفاری(رحمه الله) مى گوید: رسول خدا در میان اصحابش مى نشست، اگر ناشناسى مى آمد نمى دانست پیامبر کدام است تا آن که مى پرسید. از پیامبر(صلی الله علیه و آله) درخواست کردیم تا جایگاهى اختیار کند که اگر ناشناسى وارد شد حضرت را بشناسد. آن گاه سکویى از گل بنا کردیم حضرت بر آن مى نشست و ما نیز گرد او مى نشستیم.

همچنین با بردگان بر روى زمین غذا خوردن، سوار شدن بر چهارپا که تنها پلاسى بر پشت آن قرار داشت، دوشیدن گوسفندان با دست، پوشیدن لباس پشمى خشن و سلام کردن بر کودکان سنت و روش او بود.

رأفت و رحمت

یکى دیگر از ویژگى هایى که در سیره نبوى به عنوان اخلاق فردى آن حضرت مورد توجه مى باشد دوستى و مهربان بودن ایشان با مردم است. پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلی الله علیه و آله) بدون هیچ چشم داشت مادى چنان مردم را از دل و جان دوست مى داشت و به آنان مهربانى مى نمود که وقتى درد و رنجى بر آنان وارد مى شد آن را بر روح و جان خویش احساس مى کرد. خداوند در بیان این صفت پیامبر مى فرماید: «رسولى از خود شما به سویتان آمده که رنج هاى شما بر او سخت و بر هدایت شما اصرار دارد و با مؤمنان رئوف و مهربان است.»

نکته زیبایى که در این آیه مشاهده مى شود این است که خداوند دو صفت خویش یعنى «رئوف و رحیم» بودن را براى پیامبر خاتم آورده است چنان که در آیاتى از قرآن آمده است: «ان الله رئوف رحیم»و این شدت رأفت و رحمت پیامبر را مى رساند.

درسى که از رفتار پرمهر پیامبر اسلام مى آموزیم این است که به مسلمانان محبت داشته باشیم و از روى عشق و علاقه با آنان بر گرد محور ایمان جمع شویم زیرا بر هر مؤمنى لازم است که دوستى و دشمنى او براساس دین باشد، مؤمنان را دوست داشته باشد و منکران دین را دشمن بدارد.

احترام به کودکان

امروزه در علوم تربیتى مباحثى مبسوط درباره شخصیت دادن به کودک مطرح مى گردد. توجه به این امر که سبب رشد و شکوفایى استعدادهاى کودک و بالا بردن کرامت و بارور شدن گوهر انسانى او مى شود عاملى جهت ساختن انسان هایى فرزانه مى شود.

رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز با لحاظ کردن این مهم مى فرمایند: «اکرموا اولادکم؛ به کودکان خود احترام بگذارید.» حضرتش با وجود عظمت و شخصیتى که داشت در سلام کردن به کودکان پیشى مى گرفت و با آنان مهربانى مى نمودو معتقد بود که هر کس با کودک سر و کار دارد باید کودکانه رفتار کند. چنان که حسنین (علیهماالسلام) را بر دوش خود سوار مى کرد و مى فرمود: «خوب مرکبى دارید و شما سوارکاران خوبى هستید.»

عدالت در تربیت

از دیگر شیوه هاى تربیت پیامبر رفتار عادلانه بود. مثلا پدرى که دو کودک را همراه خود نزد پیامبر آورده بود و یکى را مى بوسید و به دیگرى بى اعتنایى مى کرد آن حضرت برآشفت و فرمود: «فهلا ساویت بینهما؛ چرا در ابراز محبت نسبت به فرزندانت به طور یکسان رفتار نکردی؟!»

احترام به زنان و توجه به حقوق آن ها

در طول تاریخ در جوامع مختلف بر اثر سنت هاى غلط اجتماعى و جهل ملت ها، به جنس زن ظلم هاى فراوانى شده است. اما با ظهور اسلام و توجه خاص اسلام و شخص پیامبر به زن وى تشخص و منزلت یافت و حیات دوباره اى در کالبدش دمیده شد.

رسول الله(صلی الله علیه و آله) با الهام از وحى الهى بسترهاى رشد و بالندگى را در زندگى زنان گسترد و آنان را از ذلت ها، بى هویتى ها، تحقیرها، محدودیت ها و بردگى نجات بخشید به گونه اى که زنان همدوش مردان آزادانه و با حفظ حرمت و کرامت خویش در اجتماع حضور یافتند. با نگاه برابرى بین زن و مرد در کسب دانش و بهره ورى از هنرها و تعدیل عواطف و تمایلات و ایجاد مصونیت در عین میدان دارى در عرصه هاى گوناگون، توان نهادینه کردن جامعه زنان را آشکار نمود.

در زمان شکوفایى نظام سیاسى و اجتماعى رسول الله(صلی الله علیه و آله)، زنان همانند مردان در میدان هاى فضیلت به مسابقه پرداختند و در بسیارى از این بسترها گوى سبقت را ربودند.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در آخرین وصیت هاى خود به مردم در حجه الوداع درباره همسران فرمودند: «اى مردم! زنان شما بر شما حقى دارند و شما نیز بر آنان حقى دارید… و من به شما سفارش و وصیت مى کنم که به زنان نیکى کنید. زیرا آنان امانت هاى الهى در دست شما هستند و با قوانین الهى بر شما حلال شده اند.

کلام آخر

بى شک پرداختن به زیبایى هاى روش هاى تربیتى پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در این مجال محدود، گنجاندن دریا در کوزه اى است. ولى امید است همین اندک، ذائقه جویندگان حقیقت را شیرین نماید و تشنه کامان حقیقت با تأسى به سیره، سلوک و رفتارهاى تربیتى پیامبر عظیم الشأن اسلام این الگو و اسوه بى نظیر تاریخ بشریت در عصر کسادى بازار ایمان، جان ها و فطرت هاى زلال خویش را از شراب طهورش سرمست کنند.

نویسنده: سیده سهله تقوی

پى نوشت :

۱. نهج البلاغه، خطبه ۲۶ .

۲ . ناظر به این سخن از مولاى متقیان امام علی(علیه السلام) که مى فرمایند: «فبعث فیهم رسله، و واثر الیهم انبیاء…» . نهج البلاغه، خطبه۱ .

۳. بقره/۱۶۵.

۴ . تفسیر نور الثقلین، ج ۵، ص ۹۲: کنزالعمال، حدیث۵۲۱۷ .

۵. قلم/۴.

۶. المیزان، ج ۲۰، ص۵۰ .

۷ . فتح/۹.

۸ . آل عمران/ ۱۵۹.

.۹ تفسیر جلالین، ص۹۴ .

۱۰. آل عمران/۱۵۹.

۱۱. شعراء/۱۵.

۱۲ . مکارم الاخلاق، ج ۱، ص۲۵ .

۱۳ . مستدرک الوسائل، ج ۲، ص۱۱۲ .

۱۴ . مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۱۵ .

۱۵ . محجه البیضا، ج ۱۶، ص۹۸ .

۱۶. توبه/ ۱۲۸.

۱۷ . نور/۲۰.

 ۱۸. وسائل، ج ۱۵، ص ۱۹۵ .

۱۹. محجه الیضا ج ۲، ص۳۶۶ .

۲۰ . وسائل، ج ۵، ص۱۲۱ .

۲۱ . بحارالانوار، ج ۴۳، ص۲۸۶ .

۲۲ . مکارم الاخلاق، ص۱۱۳ .

۲۳ . اقتباس از سخنان مقام رهبری، زن ریحانه آفرینش، ص۶۱ .

۲۴ . رسول الله(ص) الگوى زندگی، حبیب الله احمدی، ص ۲۳۱.

۲۵. سیره ابن هشام، ج ۴، ص۲۵۱.

رفتارهاى تربیتى پیامبر اعظم(ص)

پیش از طلوع آفتاب اسلام مردم در سرتاسر جهان از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب در وضع تأسف بارى زندگى مى کردند. اگر چه تمام ملت ها در این امور وضعى یکسان نداشتند ولى آنچه مسلم است در انحراف هاى فکری، انحطاط اخلاق و سنت هاى غلط اجتماعى و پندارهاى موهوم و ناشایست و… وضعى مشابه هم داشتند.

در این میان شبه جزیره عربستان نیز از این امر مستثنى نبود. مردم عرب در لجنزارى از فساد و تباهى مى زیستند و در محیطى سرشار از بدآموزى ها و یغماگرى ها رشد کرده و خوى توحش در آنان اثر کرده بود و خرافات و اوهام در اعتقاد و اندیشه شان ریشه دوانیده بود.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) در چنین جامعه اى به رسالت مبعوث گردید؛ محیطى که امیر مؤمنان در وصف آن مى فرماید: «خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله) را تبلیغ کننده براى عالمیان و امین براى فرستادن قرآن و رسالت مبعوث نمود در آن حال شما گروه عرب داراى بدترین دین بودید و در بدترین جامعه زندگى مى کردید.

در میان سنگ هاى سخت و مارهاى ناشنوا مسکن داشتید، آب هاى تیره مى آشامیدید و غذاى خشن مى خوردید و خون هاى یکدیگر را مى ریختید و از خویشاوندان خود قطع رابطه مى نمودید. بت ها در میان شما (براى پرستش) نصب شده و گناهان و انحراف ها سخت به شما بسته بود.»[۱]

نبى مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) از همین مردم، امتى نمونه ساخت. وى با آبیارى نهال خوبى ها که ریشه در فطرت آنها داشت سلمان ها، ابوذرها، مقدادها، بلال ها و سمیه هایى را تربیت نمود که همه، شاگردان کلاس این مکتب اند.

با ورق زدن صفحات تاریخ و مقایسه عرب قبل و بعد از اسلام، ذهن با این سؤال درگیر مى شود که به راستى پیامبر(صلی الله علیه و آله) در تربیت و ساختن انسان هاى بزرگ از چه شیوه هایى استفاده کرده است؟

براى پاسخگوئى به این سؤال بخشى از شیوه هاى تربیتى پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را مورد بررسى قرار مى دهیم. البته این شیوه ها اصول ثابتى هستند که در هر دوره و زمانى مى توانند مورد استفاده قرار گیرند و ما اگر امروز هم از شیوه هاى پیامبر مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) در تربیت انسان ها بهره بگیریم مى توانیم بهترین انسان ها را بسازیم.

معرفى پیامبر(صلی الله علیه و آله) در قرآن کریم بعنوان اسوه و الگوى نیکو (اسوه حسنه) نیز به همین معناست که ما امروزه سیره آن مرد الهى و رهبر موفق تاریخ را سرلوحه کار خود بویژه در موضوع تربیت قرار دهیم.

تقویت ایمان به خدا

پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمده است تا انسان را که از اصل و گوهر خویش دور مانده به فطرتش بازگرداند[۲] و به او بگوید که فکر کن! از کجا آمده اى آمدنت بهر چه بود و به کجا مى روی؟ عظمت هستى را به او متذکر شود و این که این جان بیهوده آفریده نشده است. با ارائه معجزاتى بر اطمینان انسان ها به سخنان کاملا مبتنى بر فطرت و عقل او بیافزاید.

موتور فکر انسان را روشن کند و به او شناخت و آگاهى دهد. تا در نتیجه انسان به فطرتش نظر افکند و به خداى یگانه ایمان آورد و با تفکر و شناخت بیشتر بر ایمانش افزوده شود و از این ایمان، عشق و محبتى فراگیر ایجاد شود و او را به حرکت به سوى کمال و خوبى ها وادارد. «والذین امنو اشد حبا لله»[۳] و با این عشق و ایمان به خدا هر مسیر سخت و ناهموارى را با شیرینى و سرمستى به سوى دوست بپیماید.

اخلاق عظیم

پیامبران آمده اند تا در مسیر تعالى و تکامل زندگى مادى و معنوى بشر، اخلاق و فضائل اخلاقى را نهادینه کنند تا انسان در چهارچوب فضائل و محاسن اخلاقى قله هاى سعادت و پیروزى را فتح کند و در فضاى معطر محاسن و مصفاى اخلاق در جامعه، به کمال مطلوب رسد.

پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) نیز اساس بعثت خویش را تکمیل والائى هاى اخلاق معرفى مى کند و مى فرماید: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛[۴] همانا من براى تکمیل والائى هاى اخلاق برانگیخته شدم.»

همچنین بنا بر اصلى اخلاقى و روان شناختى که مربى باید عامل به آنچه خود مى گوید باشد پیامبر(صلی الله علیه و آله) نه تنها متخلق به اخلاق حسنه بود بلکه به فرموده قرآن داراى خلق عظیم بود. قرآن کریم پیامبر(صلی الله علیه و آله) را به داشتن چنین خلق و خویى مى ستاید و مى فرماید: «انک لعلى خلق عظیم؛[۵] تو اى پیامبر سجایاى اخلاقى عظیمى داری.» این آیه شریفه هر چند فى نفسه و بخودى خود، حسن خلق رسول خدا را مى ستاید و آن را بزرگ مى شمارد، لکن با در نظر گرفتن خصوص سیاق، بخصوص به اخلاق پسندیده اجتماعیش نظر دارد، اخلاقى که مربوط به معاشرت است از قبیل استوارى بر حق و صبر در مقابل آزار مردم و خطاکارى هاى اراذل و اوباش و عفو و اغماض از آنان و سخاوت و مدارا و تواضع و امثال اینگونه مسائل اخلاقی.[۶]

و اینچنین است که رسول الله(صلی الله علیه و آله) در سایه خلق عظیم، بار مسئولیت و مدیریت و رهبرى جامعه را به ساحل مقصود مى رساند و نابسامانى ها را با اخلاق نیک خویش سامان مى دهد.

نرمخویى و خوش رفتارى با دیگران

لازمه رهبرى جامعه اسلامى اجراى احکام و قوانین با صلابت و قاطعیت است بخصوص در مواردى که خشونت و تصمیم قاطع در قطع ریشه هاى فساد سازنده است. این صفت از صفات بارز رسول الله(صلی الله علیه و آله) بود اما نه در همه جا و در برابر هرکس. او «اشداء على الکفار رحماء بینهم»[۷] بود با دشمنان سرسخت و با مسلمانان و مؤمنان مهربان و خوش رفتار بود. آن حضرت با ملایمت و حسن خلق، مردم را با دین اسلام آشنا مى کرد به طورى که مسلمانان شیفته نرمخویی، ملایمت و خوش رفتارى او بودند.

پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) با دوستان و مؤمنان با شادابى و نشاط و رویى گشاده معاشرت داشت در حالى که آنچه را که از مشکلات صعب و سخت رسالت و هدایت جامعه بر دوش داشت و اندوه و نگرانى خویش را در قلبش نگاه مى داشت.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در پرتو رحمت الهى با مؤمنان و مسلمانان با ملایمت و نرمى رفتار مى نمود. خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبر مى فرماید: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک»؛[۸] «حسن اخلاق و مهربانى تو با مردم رحمتى از جانب خداوند است، و اگر تندخو و سخت دل بودى مردم از اطراف تو پراکنده مى شدند.»

مشورت با دیگران

یکى دیگر از ویژگى هاى پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) که نشان از زیبایى سلوک حضرتش دارد مشورت با دیگران است. آن حضرت از این رهگذر علاوه بر توجه به پرورش شخصیت افراد طبقات مختلف جامعه با در نظر گرفتن افکار و اندیشه هاى موافق و مخالف، از توانایى هاى روحى و فکرى آن ها بهره مند مى شد. پیامبر مکرم اسلام با بکار بستن این اصل تربیتی- مشاوره گرفتن در امور مختلف- مى آموزد که از این طریق مى توان بر کشتى مطمئن نشست و از میان امواج پرتلاطم دریاى زندگى به ساحل نجات رسید. مورخین و مفسرین اسلامى یکى از صفات پیامبر را در مسند مدیریت، کثرت مشاوره دانسته اند و گفته اند: «کان رسول الله کثیرالمشاوره لاصحابه؛[۹] سیره پیامبر چنین بود که با اصحاب خود زیاد مشورت مى کرد.»

نکته قابل توجه اینکه پیامبر عالیقدر اسلام على رغم اینکه با منبع لایزال علم و قدرت الهى از طریق وحى ارتباط داشت نیازى به مشورت و دریافت رأى دیگران نداشت اما شیوه آن حضرت جنبه آموزشى داشت تا جامعه اسلامى بیاموزد باید به آراء و افکار دیگران احترام گذاشت و اهمیت این موضوع تا حدى است که خداوند پیامبر خویش را به مشورت فرمان مى دهد: «وشاورهم فى الامر؛[۱۰] اى پیامبر! در کارها با مسلمانان مشورت بنما.»

تواضع و فروتنی

تواضع و فروتنى از جمله صفات بزرگ و انسانى پیامبر(صلی الله علیه و آله) و بى شک یکى از عوامل تأثیرگذار در تقویت محبوبیت حضرتش در میان مردم بود. چون مظهر کمالات است و داراى خلق عظیم و تمام ارزش هاى انسانى در او تبلور یافته است. او با وجود اینکه برترین است نه تنها خود را فوق دیگران نمى بیند بلکه با الهام از این رهنمود وحی؛ «و اخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین»[۱۱] بال هاى تواضع و فروتنى خویش را بر مؤمنین و پیروان خود مى گستراند.

رفتار متواضعانه رسول خدا به گونه اى بود که چون وارد مجلسى مى شد در نزدیک ترین جاى محل ورود خود مى نشست.[۱۲] رسول خدا کراهت داشت کسى براى وى به پا خیزد و مردم نیز از این جهت جلو پاى آن حضرت بلند نمى شدند، ولى هنگام رفتن، آنان با حضرتش برمى خاستند و همراهش تا در منزل مى آمدند.[۱۳]

ابوذر غفاری(رحمه الله) مى گوید: رسول خدا در میان اصحابش مى نشست، اگر ناشناسى مى آمد نمى دانست پیامبر کدام است تا آن که مى پرسید. از پیامبر(صلی الله علیه و آله) درخواست کردیم تا جایگاهى اختیار کند که اگر ناشناسى وارد شد حضرت را بشناسد. آن گاه سکویى از گل بنا کردیم حضرت بر آن مى نشست و ما نیز گرد او مى نشستیم.[۱۴]

همچنین با بردگان بر روى زمین غذا خوردن، سوار شدن بر چهارپا که تنها پلاسى بر پشت آن قرار داشت، دوشیدن گوسفندان با دست، پوشیدن لباس پشمى خشن و سلام کردن بر کودکان سنت و روش او بود.»[۱۵]

رأفت و رحمت

یکى دیگر از ویژگى هایى که در سیره نبوى به عنوان اخلاق فردى آن حضرت مورد توجه مى باشد دوستى و مهربان بودن ایشان با مردم است. پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلی الله علیه و آله) بدون هیچ چشم داشت مادى چنان مردم را از دل و جان دوست مى داشت و به آنان مهربانى مى نمود که وقتى درد و رنجى بر آنان وارد مى شد آن را بر روح و جان خویش احساس مى کرد. خداوند در بیان این صفت پیامبر مى فرماید: «رسولى از خود شما به سویتان آمده که رنج هاى شما بر او سخت و بر هدایت شما اصرار دارد و با مؤمنان رئوف و مهربان است.»[۱۶]

نکته زیبایى که در این آیه مشاهده مى شود این است که خداوند دو صفت خویش یعنى «رئوف و رحیم» بودن را براى پیامبر خاتم آورده است چنان که در آیاتى از قرآن آمده است: «ان الله رئوف رحیم»[۱۷] و این شدت رأفت و رحمت پیامبر را مى رساند.

درسى که از رفتار پرمهر پیامبر اسلام مى آموزیم این است که به مسلمانان محبت داشته باشیم و از روى عشق و علاقه با آنان بر گرد محور ایمان جمع شویم زیرا بر هر مؤمنى لازم است که دوستى و دشمنى او براساس دین باشد، مؤمنان را دوست داشته باشد و منکران دین را دشمن بدارد.

احترام به کودکان

امروزه در علوم تربیتى مباحثى مبسوط درباره شخصیت دادن به کودک مطرح مى گردد. توجه به این امر که سبب رشد و شکوفایى استعدادهاى کودک و بالا بردن کرامت و بارور شدن گوهر انسانى او مى شود عاملى جهت ساختن انسان هایى فرزانه مى شود.

رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز با لحاظ کردن این مهم مى فرمایند: «اکرموا اولادکم؛[۱۸] به کودکان خود احترام بگذارید.» حضرتش با وجود عظمت و شخصیتى که داشت در سلام کردن به کودکان پیشى مى گرفت و با آنان مهربانى مى نمود[۱۹] و معتقد بود که هر کس با کودک سر و کار دارد باید کودکانه رفتار کند.[۲۰] چنان که حسنین (علیهماالسلام) را بر دوش خود سوار مى کرد و مى فرمود: «خوب مرکبى دارید و شما سوارکاران خوبى هستید.»[۲۱]

عدالت در تربیت

از دیگر شیوه هاى تربیت پیامبر رفتار عادلانه بود. مثلا پدرى که دو کودک را همراه خود نزد پیامبر آورده بود و یکى را مى بوسید و به دیگرى بى اعتنایى مى کرد آن حضرت برآشفت و فرمود: «فهلا ساویت بینهما؛[۲۲] چرا در ابراز محبت نسبت به فرزندانت به طور یکسان رفتار نکردی؟!»

احترام به زنان و توجه به حقوق آن ها

در طول تاریخ در جوامع مختلف بر اثر سنت هاى غلط اجتماعى و جهل ملت ها، به جنس زن ظلم هاى فراوانى شده است. اما با ظهور اسلام و توجه خاص اسلام و شخص پیامبر به زن وى تشخص و منزلت یافت و حیات دوباره اى در کالبدش دمیده شد.[۲۳]

رسول الله(صلی الله علیه و آله) با الهام از وحى الهى بسترهاى رشد و بالندگى را در زندگى زنان گسترد و آنان را از ذلت ها، بى هویتى ها، تحقیرها، محدودیت ها و بردگى نجات بخشید به گونه اى که زنان همدوش مردان آزادانه و با حفظ حرمت و کرامت خویش در اجتماع حضور یافتند. با نگاه برابرى بین زن و مرد در کسب دانش و بهره ورى از هنرها و تعدیل عواطف و تمایلات و ایجاد مصونیت در عین میدان دارى در عرصه هاى گوناگون، توان نهادینه کردن جامعه زنان را آشکار نمود.

در زمان شکوفایى نظام سیاسى و اجتماعى رسول الله(صلی الله علیه و آله)، زنان همانند مردان در میدان هاى فضیلت به مسابقه پرداختند و در بسیارى از این بسترها گوى سبقت را ربودند.[۲۴]

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در آخرین وصیت هاى خود به مردم در حجه الوداع درباره همسران فرمودند: «اى مردم! زنان شما بر شما حقى دارند و شما نیز بر آنان حقى دارید… و من به شما سفارش و وصیت مى کنم که به زنان نیکى کنید. زیرا آنان امانت هاى الهى در دست شما هستند و با قوانین الهى بر شما حلال شده اند.[۲۵]

کلام آخر

بى شک پرداختن به زیبایى هاى روش هاى تربیتى پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در این مجال محدود، گنجاندن دریا در کوزه اى است. ولى امید است همین اندک، ذائقه جویندگان حقیقت را شیرین نماید و تشنه کامان حقیقت با تأسى به سیره، سلوک و رفتارهاى تربیتى پیامبر عظیم الشأن اسلام این الگو و اسوه بى نظیر تاریخ بشریت در عصر کسادى بازار ایمان، جان ها و فطرت هاى زلال خویش را از شراب طهورش سرمست کنند.

نویسنده: سیده سهله تقوی

پى نوشت :

[۱] . نهج البلاغه، خطبه ۲۶ .

[۲] . ناظر به این سخن از مولاى متقیان امام علی(علیه السلام) که مى فرمایند: «فبعث فیهم رسله، و واثر الیهم انبیاء…» . نهج البلاغه، خطبه۱ .

[۳] . بقره/۱۶۵٫

[۴] . تفسیر نور الثقلین، ج ۵، ص ۹۲: کنزالعمال، حدیث۵۲۱۷ .

[۵] . قلم/۴٫

[۶] . المیزان، ج ۲۰، ص۵۰ .

[۷] . فتح/۹٫

[۸] . آل عمران/ ۱۵۹٫

[۹] . تفسیر جلالین، ص۹۴ .

[۱۰] . آل عمران/۱۵۹٫

[۱۱] . شعراء/۱۵٫

[۱۲] . مکارم الاخلاق، ج ۱، ص۲۵ .

[۱۳] . مستدرک الوسائل، ج ۲، ص۱۱۲ .

[۱۴] . مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۱۵ .

[۱۵] . محجه البیضا، ج ۱۶، ص۹۸ .

[۱۶] . توبه/ ۱۲۸٫

[۱۷] . نور/۲۰٫

[۱۸] . وسائل، ج ۱۵، ص ۱۹۵ .

[۱۹] . محجه الیضا ج ۲، ص۳۶۶ .

[۲۰] . وسائل، ج ۵، ص۱۲۱ .

[۲۱] . بحارالانوار، ج ۴۳، ص۲۸۶ .

[۲۲] . مکارم الاخلاق، ص۱۱۳ .

[۲۳] . اقتباس از سخنان مقام رهبری، زن ریحانه آفرینش، ص۶۱ .

[۲۴] . رسول الله(ص) الگوى زندگی، حبیب الله احمدی، ص ۲۳۱٫

[۲۵] . سیره ابن هشام، ج ۴، ص۲۵۱٫

گوشه اى از اخلاق عظیم پیامبر گرامى اسلام(ص)

روزهایى بس شیرین و به یاد ماندنى و تاریخ ساز پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) را نمى توان با الفاظ و سخنان ناقص انسانهاى ناقص توصیف و تعریف کرد.

او هرگز در این واژه ها نمى گنجد و فراتر از آن است. انسان کاملى که تمام افلاک و موجودات را خدا به خاطر او آفرید واگر او نبود، هیچ چیز نبود. «لولاک لما خلقت الافلاک» و الا انسانى که تا قاب قوسین او ادنى بالا رفت و به جایى رسید که جبرئیل آن ملک مقرب و واسطه وحى الهى به آنجا هرگز نرسد و با صراحت به او عرض کرد: اگر یک مو بالاتر روم به نور تجلى بسوزد پرم.

ولى رسول الله رفت و به جایى رفت که نه در خرد آید و نه بر ورق نگاشته شود و نه حتى در وهم وخیال! اوست کسى که خدایش درباره اش فرمود: «و انک لعلى خلق عظیم» پس مابه جاى اینکه حرفى بزنیم که نه آغازش و نه انجامش ما را به جایى مى رساند چرا که جز آفریده اش و برادرش کسى او را نخواهد شناخت «یا على ما عرف الله الا انا و انت و ما عرفنى الا الله وانت و ما عرفک الا الله و انا» پس روا است که لب فرو بندیم وسخن کمتر گوئیم.

بیائیم در این سخن ربانى که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) را داراى منشى سترگ واخلاقى عظیم معرفى مى کند بیاندیشیم و از زبان روایت نمى از این اقیانوس پرفیض برگیریم، شاید برخى عزیزان به کار بندند و از رسول الله الگوى زندگى بگیرند که قرآن فرمود: «و لکم فى رسول الله اسوه حسنه ».

جمله هایى کوتاه در منش و روش زندگى حضرت بیان مى شود که هم برکت است و پر مایه برکتى است و هم برنامه به زیستى وخدا پسندانه:

۱) آن قدر حضرت متواضع و فروتن بود که متن روایت او را «خاضع الطرف» مى نامد یعنى به زمین نگاه مى کرد و سر را کمتر بالا مى برد، این چنین با وقار و متین… با ادب و فروتن. چنان در برابر خالقش خاضع و خاشع بود که بیشتر سرفرود مى آورد و کمتر سر را بلند مى کرد چه پیوسته خدا را حاضر و ناظر مى دید و لحظه اى بلکه کمتر از لحظه اى هم از یاد و ذکر خدا غافل نبود.

۲) یکى دیگر از نشانه هاى بارز تواضع و خوى نیکویش این بود که به هر که مى رسید، پیش قدم در سلام کردن بر او بود، سلام که خود تحیت اسلامى است و پیامبر آن را به ما یاد داده، خود نیز بیش ازهمه و پیش از همه به آن عمل مى کرد و قبل از آنکه دیگرى بر او سلام کند، او خود سلام مى کرد. هرگز پیامبر ملاحظه نمى کرد که آن فرد بزرگ است یا کوچک، دانشمند است یا بى سواد، ثروتمند است یا فقیر. آرى حضرت آنقدر عظمت داشت که بر همه افراد بدون ملاحظه هاى اسمى، شغلى، خطى، مسئولیتى، مالى و… سلام مى کرد و او با اینکه بزرگترین از هر نظر بود بر کوچکترین انسانها از هر نظر سلام مى کرد و بیشتر براى اینکه ما را به این سنت حسنه تشویق کند مى فرمود: سلام را نود و نه حسنه است و جوابش یک حسنه.

۳) پیامبر هرگز بدون جهت سخن نمى گفت، و اگر سخنى مى گفت بیشتر جنبه موعظه و پند داشت، یا مطلبى را مى آموخت و یا به معروف و خیرى امر مى کرد و یا از شر و منکرى مردم را باز مى داشت، تمام سخنانش سودمند و یک کلمه، نه بلکه یک حرف، پوچ و بى ارزش نبود، زیرا خوب مى دانست که: «و ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید» وانگهى پیامبر اسوه است و الگو و اوست انسان کامل. پیامبر کسى است که نخستین آفریده پروردگار، نور مبارکش است: «اول ما خلق الله نورى» پس، از این نور کامل چیزى تراوش نمى کند جز نور، وهرچه مى گوید گفته خدا است «و ما ینطق عن الهوى ان هو الا وحى یوحى».

۴) و پیامبر هرگز از ذکر خدا غافل نمى شد. در روایت است: «ولایجلس و لایقوم الا على ذکر» او نمى نشست و برنمى خاست جز با ذکر و یاد خدا.

پیامبر در هر آن قرین و همنشین ذکر خدا بود چه بر زبان آورد و چه در دل گوید. او خود ذکر خدا را کفاره مجلس مى دانست و اعلام مى داشت که اگر در مجلسى یاد خدا نباشد یا ذکرى از اهل بیت که آن نیز یاد خدا است، پس آن مجلس بر اهلش وزر و وبال است و نحس است و شوم. و اگر حضرت مى خندید از تبسم تجاوز نمى کرد «جل ضحکه التبسم» زیرا قهقهه و خنده با صدا با شئون انسان مودب منافات دارد چه رسد به انسان کامل و چه رسد به اشرف مخلوقات.

۵) یکى دیگر از موارد تواضع و فروتنى حضرت این بود که هر وقت وارد مجلس مى شد، هر جا که جاى خالى بود مى نشست، مانند خود خواهان یا نادانان نبود که دنبال صدر مجلس هستیم، و خیال مى کنیم که باید بالا و بالاتر نشست. اصلا آن جا که انسان والا مى نشیند والا است نه آنکه انسان والا باید در جاى والا نشیند.

عزیزانم! قطعا این از تواضع است که انسان در جایى که خالى است بنشیند و هرگز منتظر نباشد که دیگران در برابرش قد علم کنند و برخیزند تا آن جناب را در صدر مجلس بنشانند. این حالت بدون تردید برخاسته از هواى نفس است و تکبر که باید زدوده شود و گاهى بلکه بیشتر به خاطر عقده هاى درونى و محرومیت هاى دیرینه است که شخص مى خواهد از این راه خودى را نشان دهد!!

۶) پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) آرام و آهسته سخن مى گفت و هیچ گاه فریاد نمى زد و صدا را بلند نمى کرد. و مجلس آن حضرت نیز از چنان آرامشى برخوردار بود که عین ادب و تواضع است و کسى در مجلس پیامبر بلند سخن نمى گفت «و اغضض من صوتک » و دستور هم همین بود که کسى صدایش را بالاتر از صداى رسول الله نکند «لاترفعوا اصواتکم فوق صوت النبى» و چون خود حضرت آهسته و آرام سخن مى گفت لذا مجلسش بسیار آرام و با وقار بود که حتى صداى به هم زدن بال پرنده به گوش مى رسید.

۷) «لایقطع على احد کلامه» هرگز سخن کسى را قطع نمى کرد و تا شخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش مى داد و پس از تمام شدن سخنش آرام پاسخش را مى گفت. و چنان اصحابش را تربیت کرده بود که هرگاه لب مبارکش به سخن وا مى شد، تمام حاضران ساکت مى شده و سراپا گوش مى شدند «کان على رووسهم الطیر» و هرگاه سخن حضرت تمام مى شد بدون آنکه سخنانشان با هم تزاحم کند، با هر یک به نوبت حرف مى زد.

۸) نکته دیگرى که بسیار جالب و ارزنده است و باید مد نظر قرارگیرد این است که حضرت در هنگام سخن گفتن، به افراد یکسان نگاه مى کرد «و کان یساوى فى النظر والاستماع للناس» و باید سخنگویان محترم این مطلب را دقت کنند که یکسان و مساوى در حال حرف زدن به این طرف و آن طرف نگاه کنند زیرا این نکته ظریف اخلاقى است که در نگریستن به افراد(هنگام صحبت کردن)انسان فرق بین این و آن نگذارد و همه را به یک دید بنگرد که امیدواریم در موارد دیگر نیز این تساوى و یکسان نگرى حفظ شود. راستى چه زیبا است تربیت رسول الله! بنابراین، هر که بخواهد بیشتر به پیامبر نزدیک گردد، باید رفتار و اخلاقش را با آن حضرت نزدیکتر کند.

۹) «و کان یجالس الفقراء و یواکل المساکین» او نه تنها با مالداران و دارایان مجالست مى کرد بلکه با فقرا و مستمندان نیزهمنشین بود. بلکه قطعا حضرت از نشستن با فقرا بیشتر لذت مى برد و اگر با ثروتمندان مى نشست به خاطر هدایت کردن آنان بود نه چیز دیگر.

۱۰) هرگاه پیامبر مى خواست به مجلس وارد شود و با مردم برخورد کند، خود را طبق موازین اسلامى آرایش مى داد یعنى درآینه مى نگریست و موهاى خود را شانه مى زد و چنین در روایت آمده است «و کان ینظر فى المرآه و یتمشط» و نه تنها حضرت لباس تمیز و مرتب مى پوشید و محاسن مبارک را شانه مى زد بلکه پیوسته بوى خوش عطر از حضرت از مسافتى دور استشمام مى شد.

بگذریم که خود حضرت خوشبو بود و بوى خوشش دوست و دشمن را جذب مى کرد، که همواره از عطر نیز استفاده مى نمود. راوى مى گوید: قبل ازآنکه حضرت به مسجد وارد شود، ما خبردار مى شدیم زیرا بوى عطرش از مسافتى به مشاممان مى خورد و متوجه ورود حضرت مى شدیم. خود حضرت نیز مى فرماید: «ان الله یحب من عبده اذا خرج الى اخوانه ان یتهیا لهم و یتجمل» خداوند دوست دارد که بنده اش هرگاه مى خواهد با برادرانش ملاقات کند، خود را آماده کند و براى آنها آرایش نماید.

اسلام دستور آراستن داده است نه مانند برخى ساده لوحان که باموهاى ژولیده و لباس نامرتب مى آیند و خیال مى کنند این از زهد است. نه! این از زهد اسلامى کاملا به دور است. زهد این است که به دنیا و ملذاتش دل نبندیم نه اینکه صوفى منشانه زندگى کنیم وژولیده سیما در میان مردم حاضر شویم!

۱۱) پیامبر اگر سواره بود هرگز نمى پذیرفت که شخصى همراه وهمگام او پیاده راه رود. از او مى خواست که بر مرکبش در کنارش سوار شود و اگر قبول نمى کرد یا امکان نداشت، به او مى فرمود: از من جلوتر برو تا من در پس تو آیم و به تو برسم. این چه عظمت و بزرگوارى است انسان ها را سرگردان مى کند و به حیرت وا مى دارد.

۱۲) اگر سه روز مى گذشت و دوستش یا برادر دینى اش را نمى دید ازاو سؤال مى کرد، پس اگر به مسافرت رفته بود برایش دعا مى کرد و اگر در شهر بود حتما از احوالش تفقد مى نمود و به زیارتش مى رفت و اگر بیمار بود به عیادتش مى شتافت.

۱۳) پیامبر آنقدر مهمان نواز بود و مهمانش را احترام و تقدیر مى کرد که هرگاه کسى بر او وارد مى شد، حضرت متکا و مسند خود را به او مى داد و اگر نمى پذیرفت آنقدر اصرار مى کرد تا قبول کند.

۱۴) حضرت ضمن اینکه بسیار هیبت داشت، براى اینکه حاضرین از دیدارش هراس نکنند و دیدارش آنان را نرنجاند، گاهى شوخى مى کرد و لطیفه اى در حد میزان شرعى مى گفت که هیبتش حاضران را به وحشت نیاندازد و جرات سخن گفتن را از آنان سلب نکند. بویژه اگر مى یافت که یکى از یارانش ناراحت و غمگین است با او شوخى مى کرد تا غمش را بزداید. و اصلا پیامبر آن گونه با افراد سخن مى گفت که مناسب با وضعیت علمى و حالت روانى آنان بود. در روایت آمده است: «و کان یخاطب جلساءه بما یناسب » و به اندازه عقل و درکشان با آنان سخن مى گفت و مى فرمود: «ما پیامبران ماموریت داریم که با مردم به اندازه عقولشان سخن بگوئیم » .

۱۵) مى فرمود: «اکرم اخلاق النبیین و الصدیقین البشاشه اذاتراووا و المصافحه اذا تلاقوا» برترین اخلاق پیامبران و رادمردان خوشروئى است هنگامى که به هم مى رسند و مصافحه و دست دادن به یکدیگر است هنگامى که با هم ملاقات مى کنند و لذا هر وقت پیامبر مسلمانى را مى دید فورا با او مصافحه مى کرد و به او دست مى داد و بر این امر بسیار تاکید مى نمود. در روایت است که هرگاه دو مؤمن به هم مى رسند و مصافحه کنند گناهانشان مى ریزد مانند برگ درختان(در فصل خزان).

این بود چند جمله کوتاه ولى پرفایده از سیره و منش پیامبر که براى استفاده عموم عرض شد تا شاید در این ایام مبارک کار گیریم و دلها را از رشک و حسد و زیغ و رین پاک کنیم و گذشته ها را به خاطر خدا نادیده بگیریم و از لغزش هاى برادرانمان بگذریم(که خود نیز بسیار لغزش داریم) وقلبها را از کینه و عداوت دور سازیم و با هم چنانکه خدا و رسولش خواهد برادروار زندگى کنیم و اگر از دیگرى انتقاد داریم تلاش کنیم که انتقادمان سازنده و برادرانه باشد نه کینه توزانه و انتقام گرانه.

باشد که روح رسول الله (صلى الله علیه و آله) و فرزند برومندش حضرت بقیه الله الاعظم ارواحناه لتراب مقدمه الفدا از ما خشنود گردد.

نویسنده: محمد جواد مهرى

منبع : پایگاه آیت الله العظمى سید محمد شیرازى