اخلاق در خانواده

نوشته‌ها

تأثیر اخلاق در خانواده

اخلاق در خانواده و اصول همسرداری و داشتن روابط خوب با فرزندان از مهمترین مسائل در اسلام است. چنانچه اسلام اخلاق نیکو را عامل اصلی تحکیم بنیان خانواده‌ها می‌داند…

اخلاق خوب امری مهم برای تربیت خانواده خوب

اعضاء یک خانواده که رکن مهم آن زن و شوهر هستند، گذشته از ضرورت‌هایی که آنها را دور هم جمع می‌کند، باید از پیوندی مقدس و درونی که همان محبت و احساس علاقه به یکدیگر است، برخوردار باشند.جهت گیری درست برای زندگی مشترک از آداب اساسی زندگی خانوادگی است.یافتن و داشتن اسوه و چهار چوب‌های فکری، کرداری و گفتاری در روابط خانوادگی برای هر انسانی توفیقی در جهت تکامل هر چه بهتر اوست. از سویی محک اخلاق انسان در خانواده است خانواده شور و علاقه اگر فقط بر مبنای مسائل جنسی باشد پس از مدتی نه چندان طولانی حساسیت خود را از دست می‌دهد و واقعیت زندگی بعد مهم زندگی می‌شود، زیرا آن هیجانات و تحریکات شهوی و جذبه‌های اولیه از کار افتاده و آن میل شدید کاسته شده و کسانی که موفق شده باشند در آن فرصت محبت خود را در دل یکدیگر جا کنند، پشتوانه‌ای محکم جایگزین آن نموده‌اند که تا آخر عمر ضامن اجرایی سعادت آنان خواهد بود.

بشر از آغاز، زندگی خانوادگی را به عنوان بهترین نوع زندگی برگزیده و در همه زمانها و مکانها بدان پایبند بوده و هست. این نوع زندگی از امتیازات انسان محسوب می‌شود و فواید گوناگونی را دربر دارد، از جمله این که زن و مرد را از پریشانی و بی‌هدفی نجات می‌دهد و به خانواده وابسته و دلگرم می‌سازد. زن و مرد در کانون گرم و با صفای خانوادگی از نعمت انس و مودت و لذت جوییهای مشروع زناشویی بهره‌مند می‌شوند و فرزندان مشروعی را تولید کرده، در تعلیم و تربیت آنان می‌کوشند و به عنوان بهترین آینده سازان و یادگار از خویشتن باقی می‌گذارند. پرورش فرزندان و انس با آنان یکی از بهترین لذت‌های زندگی است.
بنابراین سلامت و سعادت یک جامعه، تا حدود زیادی به وضع خانواده‌ها و کیفیت روابط بین زن و شوهر و والدین و فرزندان بستگی دارد. هر چه روابط اعضای خانواده بهتر و سالمتر باشد زندگی شیرین‌تر و با صفاتر خواهد بود و فرزندان نیز بیشتر به خانواده وابسته می‌مانند و از خطر انحراف مصونیت پیدا می‌کنند.

اسلام برای تحقق اهداف ازدواج و تحکیم بنیاد خانواده روی دو امر تأکید دارد:یکی ایمان و دیگری اخلاق و به کسانی که قصد ازدواج دارند توصیه می‌کند که دین و اخلاق همسر خود را نیز منظور بدارند. در روایات آمده است؛ مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و در امر ازدواج با ایشان مشورت نمود. آن حضرت فرمود: با زن دیندار ازدواج کن تا خیر فراوانی نصیب تو شود.(وسائل الشیعه ج ۲۰ ص ۳۹).

رعایت اخلاق عامل بقای خانواده

دین اسلام برای حسن رابطه بین زن و شوهر، بقاء و استحکام بنیاد خانواده و برای جلوگیری از اختلافات خانوادگی و وقوع طلاق نیز بهترین وسیله را رعایت ارزش‌های اخلاقی می‌داند و در این باره توصیه‌های فراوانی دارد. اسلام ازدواج را پیمانی مقدس می‌داند که در بین یک زن و مرد، به اعتبار اینکه دو انسان هستند بسته می‌شود و مهمترین هدفش تأمین نیازهای انسانی و آرامش و سکون و انس زن و مرد با یکدیگر است و حتی لذّت‌جویی‌های مشروع جنسی و اشباع غریزه و تولید و پرورش فرزندان را نیز در راه تأمین هدف عالی انسانی محسوب می‌دارد.

قرآن در این باره می‌گوید: و از نشانه‌های خداست که برای شما از جنس خودتان همسرانی بیافرید تا به سوی آنان آرامش بیابید، و در میان شما محبت و دلسوزی قرار داد، همانا که در این موضوع برای اندیشمندان نشانه‌هایی است.(روم آیه ۲۱).

در آیه مذکور انس و آرامش خانوادگی به عنوان ثمره ازدواج معرفی شده است و این موضوع بسی برتر از امکان اشباع مشروع غریزه جنسی است. در پیمان زناشویی زن و مرد با تمام وجود به سوی همدیگر جذب شده، متحد و یک دل می‌گردند و در تمام ابعاد زندگی در خدمت یکدیگر قرار می‌گیرند و مأنوس و هم فکر و هم راز و یک هدف می‌شوند.
در آیه یاد شده زندگی خانوادگی بر دو پایه نیرومند مودّت و رحمت استوار گشته است. یکی از پایه‌های ازدواج مودت و علاقه زن و شوهر نسبت به یکدیگر است، یعنی خوبی‌ها و نقاط مثبت یکدیگر را مورد توجه قرار می‌دهند و از صمیم قلب همدیگر را دوست می‌دارند. هر یک از آنان، دیگری را نعمتی ارزشمند از جانب خدا و وسیله انس و الفت و آرامش و دلگرمی و شریک در زندگی می‌شمارد و از این نعمت بزرگ قدردانی و سپاسگذاری می‌کند.

پایه دیگر ازدواج که در آیه بدان اشاره شده، رحمت یعنی مهربانی و دلسوزی است. هرگاه یکی از زوجین با نقصان و ضعف و نیازی در همسرش مواجه شد با دیده ترحم و دلسوزی به آن می‌نگرد و فکر می‌کند که او یک انسان است و انسان بی‌نقص نیست، چنانکه خودش نیز بی‌عیب نیست. لذا دلش به حال او می‌سوزد و سعی می‌کند با نرمی و مدارا و از روی مهربانی و دلسوزی نقص او را در صورت امکان برطرف سازد، و در غیر این صورت او را با همان حال می‌پذیرد و نقصانش را نادیده می‌گیرد و به زندگی ادامه می‌دهد. لازمه رحمت و دلسوزی این است که همچنان که زن و شوهر خیر و صلاح خود را می‌خواهد در همه حال خواست‌ها و تمایلات همسرش را نیز منظور بدارد و هر چه را برای خود می‌خواهد برای او نیز بخواهد و همواره به فکر تأمین سعادت، آسایش و آرامش او نیز باشد.

قرآن در این باره تعبیر بسیار جالبی دارد و زن و شوهر را چنین توصیف می‌کند: زنان برای شما لباس هستند و شما نیز برای آنان لباس هستید.(بقره آیه ۱۸۷).
لباس مجموع بدن انسان را با همه کمالات و نواقص، خوبیها و بدیها و زیباییها و زشتیها در بر می‌گیرد، از سرما و گرما و خطرها حفظ می‌کند، بر زیبایی‌هایش می‌افزاید و عیوبش را می‌پوشاند. لباس نزدیکترین اشیاء نسبت به انسان است و از جمله نیازهای اولیه به شمار می‌رود. زن و شوهر نیز نسبت به یکدیگر باید همانند لباس باشند و همدیگر را با همه نواقص و کمالات بپذیرند، حافظ و نگهبان و آرامش بخش یکدیگر باشند، بر زیبایی‌های هم بیافزایند، عیوب هم را بپوشانند و راز نگهدار و محرم اسرار همدیگر باشند.

اسلام در مورد روابط بین زن و شوهر و زندگی خانوادگی این گونه می‌اندیشد و آن را بر چنین پایه‌هایی استوار ساخته است. تشکیل چنین خانواده‌هایی در خور انسان است و سعادت جسمانی و نفسانی، دنیوی و اخروی او را تأمین می‌کند. اگر بنیاد خانواده‌ها بر پایه‌های ایمان و محبت و دلسوزی استوار گشت، کانون خانواده را گرم و با صفا می‌سازد و از کشمکش‌ها و اختلافات و طلاق و فروپاشی جلوگیری می‌کند.
امام سجاد(علیه السلام) در رساله حقوق خود می‌فرمایند: اما حق کسی که به جهت ازدواج رعیت تـو حساب می‌شـود؛ بر تو آنست که بدانی؛ خداوند متعال قرار داده است اورا تسکین‌دهنده و آرامش بخشنده و نگهدارنده و مونس برای تو؛ پس بر هر دو نفر شما واجب است که قدر این مصاحبت را بدانید و از خداوند متعال به خاطر این نعمت تشکر نمایید؛ زیرا که ایـن نعمت از ناحیـه اوست و واجب است که با نعمت خداوند بدیده تکریم و احترام نگاه شـود و با مهربانی و لطف و خوشرویی با آن برخورد نمایید.

سرایت اخلاق خوش

اخلاق خوش، سرایت‌کننده است، همان گونه که اخلاق بد سرایت می‌کند. اگر با لبخند و نشاط با همسرتان رو به رو شوید، آثار خوبی بر جای می‌گذارد که کمترین آن، تعادل روحی و روانی است.

انسان خواه ناخواه تحت تأثیر عواطف است. هر چند خشن و سختگیر باشیم، باز هم در برابر محبت‌ها و گذشت‌ها شرمنده‌ایم و تسلیم خواهیم شد.

شما با اخلاق خوش می‌توانید در برابر طوفانی از قهر و غضب و خشم بایستید و آن را رام کنید. این امر زمانی به دست می‌آید که خوددار باشید، از کوره به در نروید. یک انسان فهیم در پی آن است که به جای شکوه و شکایت، راهی پیدا کند که به افکار همسرش نزدیک شود، طبیعت او را بفهمد و با نرم خویی، در او نفوذ کند و تغییرش دهد.

پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) نزدیکترین شخص به خود را در قیامت این گونه معرفی کرده و فرمودند: نزدیکترین شما به مقام و جایگاه من در روز رستاخیز… همانانند که با همسرانشان بهتر رفتار کنند.

منبع: نمناک؛ برگرفته از وظیفه

خطاهاى شوهرت را ببخش

به غیر از معصوم، همه کس خطا و لغزش دارد. دو نفر که با هم زندگى می‌کنند و از جهتى تشریک مساعى و همکارى دارند، باید لغزش‌هاى یکدیگر را ببخشند تا زندگى آنها ادامه پیدا کند. اگر بخواهند در این باره سختگیرى کنند، ادامه همکارى غیر ممکن می‌شود. دو نفر شریک، دو نفر همسایه، دو نفر رفیق، دو نفر همکار، دو نفر زن و شوهر، باید در زندگى اجتماعى داراى گذشت باشند. هیچ زندگى اجتماعى به مقدار زندگى خانوادگى، احتیاج به گذشت ندارد. اگر اعضاء یک خانواده بخواهند سخت‌گیرى بعمل آورند و خطا‌هاى یکدیگر را تعقیب کنند، یا زندگى آنها ازهم مى‌پاشد یا بدترین زندگى را خواهند داشت.
خانم محترم! ممکن است از شوهر شما خطا یا خطاهایى صادر شود. ممکن است از روى خشم و غضب به شما اهانت کند. ممکن است ناسزایی از دهانش بیرون آید. ممکن است از خود، بی‌خود شده، شما رابزند، ممکن است یک مرتبه به شما دروغ بگوید، ممکن است کارى را انجام دهد که مورد پسند شما نباشد، از این قبیل خطاها براى هر مردى امکان دارد، اگر بعدا احساس کردى که از کردار خویش پشیمان شده، او را ببخش و موضوع را تعقیب نکن. اگر عذرخواهى کرد فورا قبول کن. اگر پشیمان شده لیکن زیر بار عذرخواهى نمى‌رود، در صدد نباش مجرمیت وى را به اثبات رسانى، زیرا به شخصیت او لطمه وارد می‌شود، ممکن است در صدد تلافى برآید، خطا‌هاى شما را تعقیب کند، ممکن است کارتان به نزاع و جدال و حتى جدایی بکشد اما اگر سکوت کردى و خطایش رانادیده گرفتى، در شکنجه وجدان قرار مى‌گیرد و به طور مسلم از کردار خویش، پشیمان خواهد شد، آنگاه شما را یک زن با گذشت، فهمیده، فداکار و عاقل خواهد شناخت، مى‌فهمد که به زندگى و خانواده و شوهر، علاقمند هستى، قدر تو را مى‌شناسد و محبتش چند برابر خواهد شد.
رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: «زن بد، عذر شوهرش را نمى‌پذیرد و خطاهایش را نمى‌بخشد(۱)».
حیف نباشد زن آن قدر کم گذشت باشد که یک خطاى جزیی شوهرش را نتواند تحمل کند و بدان علت، پیمان مقدس زناشویى را بر هم بزند؟!
«زنى به رئیس دادگاه حمایت خانواده گفت: شوهرم قبل از ازدواج، به من نگفت که خدمت سربازى را انجام نداده و این موضوع را از من مخفى کرده بود. چند روز پیش متوجه شدم که به همین زودى باید به خدمت برود. و من نمى‌توانم با مردى که به من دروغ گفته زندگى کنم (۲) ».

پی‌نوشت‌ها

۱-بحار جلد ۱۰۳ ص ۲۳۵٫
۲-اطلاعات ۱۰ آبان ۱۳۵۴٫
منبع: امینی، ابراهیم؛ (۱۳۶۷)، آئین همسرداری یا اخلاق خانواده، تهران: اسلامی، چاپ پانزدهم.

وظایف مرد در برابر همسر و خانواده از نظر اسلام

اسلام همان گونه که در واگذارى هر مسئولیتى، بر صلاحیت فکرى و اخلاقى فرد مسئول تأکید دارد، در مسأله سپردن ریاست خانواده هم به مرد تأکیدات، تمهیدات و حتى تهدیداتى دارد، که او را بر صراط مستقیم و مرز عدالت قرار دهد.

بنابراین اگر مى‌فرماید: «الرجال قوامون على النساء»(نساء/آیه ۳۴)؛ «مردان سرپرست زنانند» و مردان را کارگزاران و قوام و کسانى که کمر همت بر امور خانواده بسته‌اند معرفى مى‌نماید، در کنارش با دعوتهاى لطیفى چون «کونوا قوامین بالقسط»(نساء/آیه ۱۳۵)؛ «اى کسانى که ایمان آورده اید! برپا کنندگان عدل و داد باشید» و یا «عاشروهن بالمعروف»(نساء/آیه ۱۹)؛ «و با آنها خوشرفتارى کنید» و یا «لا تضاروهن لتضیقوا علیهن»(طلاق/آیه ۶)؛ در حد توان خود، آنان را(تا سر آمد عده شان)، در همان جا که خود ساکنید سکونت دهید و به آنها آسیب و زیان نرسانید تا عرصه را بر آنان تنگ کنید و یا «وأتمروا بینکم بالمعروف»(طلاق/آیه ۶)، و(درباره ى فرزند)، به شایستگى میان خود به مشورت و توافق برسید و «قل امر ربى بالقسط»(اعراف/۲۹)؛ بگو: پروردگارم به انصاف فرمان داده است، آنان را به بسط عدالت و معاشرت احسن و بر حذر بودن از هر گونه اضرار و تعدى، فرا مى‌خواند، و بر سازش بر اساس معروف، و رفتار شایسته نسبت به بندگان خدا که به سبب همسرى و فرزندى در کفالت او هستند، تأکید و سفارش فراوان مى‌نماید. از آنجا که احکام، تابع مصالح و مفاسد است خداى حکیم بدون رعایت مصالح، امور خانواده را به مرد واگذار نمى‌کند، در تقسیم بندى وظایف پدر در کانون خانه و خانواده پیوسته در جایگاه نوعى قضاوت و شهادت است، بنابراین بیش از هر کس به رعایت عدالت و تقوى سزاوارتر مى‌باشد.

و از سویى چون ریشه‌هاى عدالت اجتماعى در خانواده شکل مى‌گیرد، والدین در ترسیم و تحکیم بناى عدالت بیشترین نقش را در نظام تربیتى دارند. و همچنین از مفاهیم بسیارى از آیات تأکید بر این دادگسترى ملموس است. به همین جهت مرد حق حاکمیت دارد ولى حق تحکم ندارد، و در حاکمیت نه تنها بایستى رعایت عدالت نماید بلکه باید رعایت اصل «عفو» را به سبب «و ان تعفوا اقرب للتقوى»(بقره/آیه ۲۳۷)؛ «و گذشت شما به تقوا نزدیک تر است و اصل «فضل»، را در روابط خانواده به واسطه «لا تنسوا الفضل بینکم»(بقره/آیه ۲۳۷) و بزرگوارى را در میان خودتان فراموش نکنید».

پیوسته مورد توجه و نظر داشته باشد، که این همان تأکید بر اخلاق و تلطیف در حقوق است. چه زیبا و لطیف قرآن مى‌فرماید که در نظام همسر دارى لازم است رعایت «هن لباس لکم و انتم لباس لهن»(بقره/آیه ۱۸۷)؛ «آنها براى شما لباسند و شما براى آنها لباسید»، بر اساس حفظ احترام متقابل و توجه به کرامت انسانى از سوى زوجین بشود. و هر دو در جهت حفظ و حمایت از هم بکوشند، در این محدوده ریاست، از قبیل رابطه ى رئیس و مرئوس نیست بلکه هر چه هست گستره چتر مودت و رحمت و حفاظت و هدایت است، و همان گونه که لباس پوششى است بر عیوب و اسرار، زن و مرد هم نسبت به یکدیگر، شایسته است که اینگونه باشند. شأن دیگر لباس محافظت از سرما و گرما است، این دو هم در فراز و نشیبهاى زندگى و در گرمى و سردى حوادث روزگار باید حامى یکدیگر بوده و از خودنگرى و منافع شخصى بپرهیزند، و همچون لباس و پوششى گرانقدر و ارزشمند موجب زینت یکدیگر باشند.
در مورد وظایف واجب مرد خداوند در آیاتش اشاره می‌کند که: «و على المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف»(بقره/آیه ۲۳۳)؛ «و خوراک و پوشاک آنها به طور شایسته بر عهده ى پدر فرزند است، بر کسى که فرزند از آن اوست تأمین خوراک و پوشاک مادر، به گونه‌اى معروف مطابق با عرف معقول واجب است.» و «و عاشروهن بالمعروف»(نساء/آیه ۱۹)، «با زنان معاشرت نیکو و معروف داشته باشید» و «و اسکنوهن من حیث سکنتم من وجدکم»(طلاق/آیه ۶)، بر حسب توانایى و غناى خود مسکن ایشان را فراهم آورید».

امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نهج البلاغه در سفارش به فرزندشان می‌فرماید: «و لا تملک المراه من امرها ماجاوز نفسها فان المراه ریحانه و لیست بقهرمانه»؛ «کارى را که در توانمندى زن نیست، بر او تحمیل مگردان، زنان چون گل بهارى هستند، نه پهلوان سخت کوش و پرتوان».(نهج البلاغه، نامه ۳۱).
به همین جهت اسلام کارهاى دشوار را از دوش زنان برداشته و در مقابل کارهاى کلیدى ترى را چون تربیت و تعلیم، تأمین سکونت و امنیت خانواده را به او واگذار کرده است، تا در رسالت مربى گرى، مادرى و همسرى به خوبى نقش خود را ایفا نماید. از سوى دیگر حسن معاشرت با همسر را در سایه اصل مودت و رحمت بر زوجین واجب نموده، تا خانه و خانواده که محل نشو و نماى آدمى است، مهد صفا و آرامش باشد، به همین جهت تخلف از حسن معاشرت و رفتار غیر معروف براى زن و مرد، نشوز و عصیان محسوب مى‌گردد.
به هر حال وظایف مرد را نسبت به همسر و خانواده‌اش می‌توان به صورت زیر بیان نمود:

وظایف الزامى

۱- رعایت حسن معاشرت با زوجه، و حفظ روابط بر اساس معروف و به دور از هر بی‌عدالتى و ظلم
۲- تهیه مسکن همسر، با توجه به توانمندی‌هاى خود
۳- تأمین خوراک و پوشاک زوجه، بر اساس معروف
۴- پرهیز از ظلم به زن، و آزار او با بد زبانى و ضرب و شتم
۵- رعایت و حفظ حق بیتوته و مضاجعت درباره زن(مثلا اگر یک زن دارد از هر چهار شب یک شب را در کنار او بگذراند).
۶- رعایت فاصله ى بین دو آمیزش با همسر که بیش از چهار ماه نشود
۷- پرهیز از آمیزش با همسر با فکر زنى دیگر
۸- پرهیز از آمیزش در حضور کودک(که دو مورد اخیر اگر چه جزء وظایف متقابل محسوب نشده ولیکن مورد تأکید بسیار قرار گرفته).

وظایف غیر الزامى

۱- فراهم نمودن انواع خوردنى و میوه و پوشاک براى خانواده
۲- شانه خالى نکردن از زیر بار هزینه زندگى
۳- برخوردار نمودن همسر و فرزندان از رفاه لازم، و وسعت بخشیدن در زندگى آنان در صورت توسعه ى مالى
۴- نیکى به همسر و خشنود ساختن او حتى با تدارک تحفه و هدیه‌اى
۵- آراستن مرد و لباس خوب پوشیدن براى همسر
۶- خوشبو نمودن خود براى همسر
۷- بیتوته در منزل همسر به هنگام حضور در وطن(خارج از خانه شب را به سر نبرد)
۸- آمیزش با همسر هنگام تمایل زوجه
۹- خوددارى نکردن از بچه دار شدن زن، مگر زنى که داراى سوء اخلاق و یا کسى که به فرزندش شیر نمى‌دهد.
۱۰- بخشیدن همسر در صورت ارتکاب خطا و صبر و مدارا بر بدخلقى او
۱۱- خوددارى از طلاق زن بدون دلیل
۱۲- عدم واگذارى کار، خارج از توان زن(حتى نسبت به امور منزل)
۱۳- آماده کردن زن قبل از آمیزش و خوددارى از برخورد خشن و غیر انسانى
۱۴- رعایت نیکى در گفتار و یاور و همراه خوب بودن براى همسر
۱۵- ابراز عشق و محبت نسبت به همسر

ترسیم وظایف مردان در روایات

به طور کلى روایاتى را که در آن به وظایف مرد صریحا و یا اشارتا آمده است، مى‌توان در سه دسته آنها را تقسیم نمود:
دسته اول روایاتى است که مربوط به حسن معاشرت و چگونگى رفتار با همسر است، که نوع رفتار در برخورد متقابل همسر و نیز تمکین او نسبت به وظایف محوله‌اش بسیار مؤثر و کارآ مى‌باشد. از جمله:
۱- امام رضا(علیه السلام) در روایتى به نقل از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند تبارک و تعالى بر جنس مؤنث و افراد آن رقیق تر و مهربانتر است تا نسبت به جنس مذکر، سپس فرمود: هیچ مردى زن محرم خود را خشنود نکند، مگر این که خداوند در قیامت او را خشنود سازد.
۲- رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بهترین شما، بهترین براى همسر و فرزندان خویش است و من بهترین شما براى زن و فرزندان خود هستم.
۳- امیرالمؤمنین(علیه السلام) در وصیت خود به حنفیه مى‌نویسد، با بانوى خود خوش صحبت باش، و براى او همراه خوبى باش، چه در گفتار و چه در کردار، تا عیش تو خالص گردد.
۴- امام صادق(علیه السلام) فرمود: خداوند رحمت کند بنده‌اى را که امور بین خود و بانویش را به نیکى بگذراند.
۵- امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل در مورد زنان آنقدر به من وصیت کرد تا این که گمان کردم سزاوار نیست شوهر بانوى خود را طلاق دهد، مگر به واسطه عمل فحشاء و کار زشت آشکارى.
۶- رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر بانویى که شوهرش را آزار دهد، خداوند نماز و اعمال نیکش را پذیرا نیست تا این که شوهر را یارى و خشنود سازد…. و اول شخصى است که وارد آتش مى‌شود. سپس فرمود: مرد هم همان قدر بیچارگى و عذاب دارد، اگر بانویش را آزار دهد و به او ظلم کند، و هر مردى که بر بدخلقى بانوى خویش صبر کند، خداوند براى هر مرتبه‌اى از صبر و تحمل او پاداشى براى او قرار مى‌دهد مانند پاداشى که براى سختى‌هاى ایوب به او داد.
۷- از امام صادق(علیه السلام) است که فرمود امیر مؤمنان(علیه السلام) در رساله‌اى به فرزندشان امام حسن(علیه السلام) فرمودند: مسؤولیتى بیش از توان بانو باو واگذار مکن، زیرا قرار نگرفتن او در تنگنا و سختى از براى حال او سودمندتر، و از جهت آسودگى او مفیدتر، و از نظر دوام زیبایى و طراوت او بهتر است.
۸- اسحاق بن عمار به امام صادق(علیه السلام) عرض مى‌کند حق بانو بر شوهر چیست، که اگر شوهر آن را انجام دهد نیکوکار شمرده مى‌شود؟ امام(علیه السلام)،(پس از اشاره به حقوق مالى او) فرمودند: «ان جهلت غفر لها» اگر بانو از روى ندانستن و عدم توجه و خطا، کارى از او سر زد که مطلوب او نبود، شوهر او را مورد بخشش قرار دهد. سپس امام(علیه السلام) به سیره پدرشان امام باقر(علیه السلام) در این زمینه اشاره مى‌فرمایند: که از براى ایشان بانویى بود که پدرم را مورد اذیت قرار مى‌داد و ایشان(کریمانه)، عفو مى‌نمودند.
۹- رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بانوان را مورد اکرام قرار نمى‌دهند مگر مردانى بلند طبع و کریم، و ایشان را مورد اهانت قرار نمى‌دهند مگر مردانى که از طبعى حقیر برخوردار باشند.
۱۰- امام صادق(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: وقتى مرد به همسر خود مى‌گوید «من تو را دوست دارم»، این سخن هرگز از قلب او بیرون نمى‌رود.
۱۱- محمد بن ادریس در آخر کتاب سرائر روایتى را نقل مى‌کند که به امام صادق(صلی الله علیه و آله و سلم) ختم مى‌شود که حضرتش فرمود: هر کس که نسبت به ما(اهل بیت)، عشق مى‌ورزد نسبت به همسران خویش زیاد محبت مى‌ورزد.(اشاره به این که از سیره ایشان این نحوه همسردارى است).
۱۲- از ابن عباس است که مى‌گوید از امام صادق(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که مى‌فرمود: بنده(خدا)، زمانى که نسبت به همسران خویش فزونى در محبت داشته باشد،(بدین سبب)، فضیلتى را در ایمان خود زیاد نموده است.

از مجموعه روایات سیره عملى و نظرى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار در این بخش، که خود معرف اصل «و عاشروهن بالمعروف» و مبین گستره محبت و مودت در خانه و خانواده است، نکاتى ارزشمند حاصل مى‌گردد، از آن جمله این که:
الف: جامعیت احکام اسلامى و توجه خاصى که اسلام نسبت به بانوان و جایگاه آنان دارد.
ب: احترام گذارى به همسر و توجه به کرامت، و رعایت شرایط و توازن بین توان و تکلیف.
ج: حسن معاشرت و رفتار شایسته مرد و رفق و مداراى او به عنوان قوام و رکن اساسى خانواده، عامل عمده در تدارک امنیت و آرامش خانواده است.
د: حاکمیت مرد بایستى بر اساس رعایت اصل «مودت و رحمت» و به دور از هر گونه زور مدارى و حکم باشد.
ه: حسن سلوک و رفتار شایسته مرد اساسى ترین عامل در ایجاد انقیاد و تمکین و تأثیرپذیرى همسر است و آنگاه که سایه الفت قرین با حسن نیت از سوى مرد بر فضاى زندگى سایه افکند، تمامى اعضاى خانواده از او متأثر و منفعل مى‌شوند.
و: اگر مرد تمامى وظایف خویش را از خوراک و پوشاک و مسکن و … انجام دهد، اما اعتدال در رفتار نداشته باشد، و الگوى مناسب و پسندیده‌اى در عمل نباشد ضمانتى براى رشد و امنیت و ثبات در خانواده نیست. به همین جهت در دستورات اسلامى حسن معاشرت و رفتار شایسته اصلى‌ترین وظیفه زن و مرد است.

دسته دوم روایات
در این بخش از روایات وظایف مرد نسبت به تأمین امور مالى و نیازهاى ظاهرى زندگى همسر مورد توجه قرار گرفته است، و شئون و ابعاد مختلف این مسئله مطرح گردیده است از جمله:
۱- على(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها)، رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) را براى خدمت، قاضى قرار دادند، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حکم فرمودند که خدمت در درون منزل را فاطمه(سلام الله علیها) و در بیرون منزل را على(علیه السلام) انجام دهند.
۲- اسحاق بن عمار از امام صادق(علیه السلام) درباره حق زن بر شوهر سؤال مى‌کند، حضرت فرمودند: این که از نظر غذا و خوراکى او را تأمین نماید، و سیر سازد، و از جهت پوشاک و لباس او را تأمین، و اگر خطائى نمود، او را ببخشد. در این روایت امام صادق(علیه السلام) غیر از توصیه به خوراک و پوشاک مى‌فرمایند این که چهره‌اش را بر روى خانم در هم نکشد و صورتى قبیح در مقابل همسر به خود نگیرد، و سپس به مقدار متعارف خوراکى ها از روغن و گوشت و مایحتاج زن از قبیل رنگ مو و لباس تابستانى و زمستانى(هر یک دو دست) و تأکید بر خالى نبودن خانه از روغن سر و سرکه و زیتون و تدارک قوت همسر اشاره مى‌نمایند و در خاتمه مى‌فرماید، نشود میوه‌اى عمومى باشد مگر این که عیال خود را از آن میوه اطعام کند.» ملاحظه مى‌شود که در این کلام گستره نفقه را در ابعاد مختلف که در برگیرنده همه نیازهاى عرفى زن است اشاره مى‌فرمایند.
۳-امام موسى کاظم(علیه السلام) فرمود: سزاوار است مرد بر عیال خود توسعه مالى ایجاد کند تا زن آرزوى مرگ او را نکند. و فرمودند وقتى براى مرد وسعت در نعمت ایجاد مى‌شود، سزاوار است او هم نسبت به خانواده که نیاز به او دارند وسعت ایجاد نماید.
۴- امام هفتم فرمودند: خانواده مرد(چون تأمین امور زندگیشان با اوست مثل) اسیران او هستند، هر که خداوند به او نعمتى عنایت کرد، باید براى افرادى که تحت کفالت او هستند توسعه ایجاد کند و اگر چنین نکند یقینا آن نعمت از بین مى‌رود.
۵- پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر که وارد بازار شود و تحفه‌اى خریدارى کند و آن را براى خانواده خویش حمل کند(از جهت آثار عمل) مانند کسى است که مالى را به جانب گروهى که نیازمند آن هستند حمل مى‌کند.
۶- پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بدترین مردان کسى است که تهمت مى‌زند، بخیل است و بد زبان و به تنهایى مى‌خورد … و عیالش را به دیگران وا مى‌گذارد.
۷- از امام صادق(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: مورد لعن و نفرین است(دو بار تکرار فرمودند)، کسى که کارش را به دوش دیگران اندازد، و ملعون است ملعون کسى که عائله و حق آنان را ضایع و تباه نماید.

در این دسته از روایات اداره امور اقتصادى زندگى در تمامى ابعاد و با توجه به نیازمندى اعضا بر عهده مرد نهاده شده، و تدارک امور همسر در این زمینه با شوهر است.
دسته سوم از روایات
قبل از پرداختن به روایات در این بخش لازم است دو نکته اساسى مورد توجه قرار گیرد:
الف: در تفکر اسلامى ازدواج فقط براى ارضاى تمایلات جنسى صرف نیست، بلکه عامل انتقال ارزشها از سلف به خلف و از گذشتگان به آیندگان است، اینجا است که سلامت نفس و حفظ کرامت انسان و قوام و تداوم صفات برازنده نیازمند به یک سلسله بایدها و نبایدها و دستورات و قوانین است.
ب: نکاح و پیوند ازدواج یک نیاز ظاهرى محض نمى‌باشد، بلکه منشأ توسعه اصل «مودت و رحمت» بر زندگى بشر است و تعبیر زیباى «و جعل بینکم موده و رحمه»، یک جعل اعتبارى نیست بلکه واقعیتى است که ریشه در عمق جان و سرشت و روان زن و مرد دارد، بخش اول آن که مودت است از عشقى پاک و بى آلایش سرچشمه مى‌گیرد، و بخش دوم آن که رحمت است برخاسته از حس ایثار و گذشت و فرانگرى و دیگراندیشى است، و به مفهوم مایه‌هاى زندگى را بر اساس عشقى راستین به دیگرى تقدیم داشتن، که هر دو از خصایص فطرى بشر است. بر این اساس همه روابط زندگى زناشویى متأثر از این اصل است حتى استمتاع و توالد و تناسل.

و بخش سوم از روایات مربوط به وظایف مرد و زن و نسبت به نحوه ارتباط آنها مى‌شود. از جمله:

۱- حسن بن جهم گفت: موسى بن جعفر را دیدم که خضاب کرده، سر و ریش خود را رنگ کرده است، با تعجب از ایشان پرسیدم، فدایتان شوم شما خضاب کرده اید؟ در جواب فرمودند: به خود رسیدن و آماده شدن براى همسر از چیزهایى است که موجب ازدیاد پاکدامنى بانوان مى‌شود، خیلى وقتها بانوان عفت را ترک مى‌کنند به دلیل این که شوهرانشان به خود نمى‌رسند. سپس فرمود: آیا خوشنود مى‌شوى بانویت را آن گونه ببینى که خود آن گونه هستى در صورتى که خود آرایى نکنى؟ گفتم خیر، فرمودند: این همان است. و سپس ادامه دادند: نظافت، خوشبویى، کوتاه کردن موهاى زاید و آمیزش فراوان از ویژگیهاى پیامبران است.
۲- پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مروت خود را نابود مى‌کند مردى که شب را در غیر منزل خود به سر برد در شهرى که خانواده‌اش در آن شهر است.
۳- از روایات باب اول از ابواب قسم و نشوز و شقاق استفاده مى‌شود که مرد هر چهار شب یکبار لازم است با همسر خویش مضاجعت و هم بسترى داشته باشد.
۴- صفوان بن یحیى از امام صادق(علیه السلام) سؤال مى‌کند: مردى زن جوانى دارد که چند ماه و گاه یک سال به او نزدیک نمى‌شود، و قصد ضرر رسانیدن به او را ندارد مصیبت زده است آیا گناه مى‌کند؟ حضرت فرمود: اگر چهار ماه همسر را ترک کند بعد از آن گناه کرده است.
۵- امام صادق(علیه السلام) فرمود: همچون پرندگان با بانوان خویش آمیزش نکنید، حتما باید مکث و درنگ کنید.
۶- امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: در صورتى که کودکى در خانه باشد، مرد نباید با بانو و کنیزش آمیزش کند، این از امورى است که زنا در پى خواهد داشت.
۷- در حدیث «اربع ماه» از امام على(علیه السلام) است که، هنگامى که مردى با همسرش مى‌آمیزد نباید تعجیل نماید، زیرا از براى جنس مؤنث هم نسبت به امر زناشویى نیازى است که باید مورد توجه مرد قرار گیرد.
۸- دسته ای از روایات است که مضمون آن این است که هرگز نباید با شهوت زن دیگرى با همسر خود آمیزش داشت.
۹- امام باقر(علیه السلام) از قول رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سه چیز جفا محسوب مى‌شود و مورد سوم این که مرد بدون ملاعبه، مواقعه نماید.
۱۰- از امام صادق(علیه السلام) سؤال مى‌شود درباره «لا تضار والده بولدها ولا مولود له بولده» امام(علیه السلام) مى‌فرماید: گاه زنى بچه شیر مى‌دهد، و هنگامى که شوهر اراده آمیزش مى‌کند، ولى زن از نگرانى حامله شدن شوهر را رد مى‌کند، و گاه زن ابراز تمایل به مرد مى‌کند، و مرد خوف حامله شدن همسر را دارد، و ابا و خوددارى مى‌نماید خداوند متعال نهى فرموده از این که مرد به زن ضرر وارد نماید، یا زن به مرد ضرر وارد کند از ترس بچه دار شدن.
نتیجه ى تتبع در آیات و روایات مربوط به بیان وظایف زوج که تخلف از موارد الزامى آن نشوز محسوب مى‌شود آن است که بعضى از این متون درصدد بیان موارد وجوب و الزام عملى زوج نسبت به همسر و یا خانواده است، و بعضى دلالت بر تأکید و توصیه به رعایت اصول ارزشى در خانواده و براى تثبیت و تحکیم روابط زوجین و گرمى کانون خانواده است.

منبع: سایت دائره المعارف طهور

اقتصاد خانواده

نفقه زن، بر شوهر واجب است یعنى قانونا و شرعا مرد موظف است، کلیه مخارج خانواده را از قبیل خوراک و پوشاک و مسکن و حتى پول دکتر و دوا را تامین کند و در صورت امتناع یا کوتاهى، شرعا و قانونا مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.
زن و بچه، نیست و ندارم سرشان نمى‌شود، به هر حال می‌خواهند و خواسته‌هایشان حد و انتها ندارد. حس رقابت و چشم و همچشمى در آنان بسیار قوى است. بدین جهت مرد نمى‌تواند و صلاح هم نیست که بدون قید و شرط، مطیع خواسته‌هایشان باشد.
مرد خردمند و با تدبیر حساب خرج و دخل خانواده را به طور دقیق می‌کند. اشیاء و لوازم زندگى را به نسبت لزوم و احتیاج درجه‌بندى می‌کند.
حوائج ضرورى زندگى مانند خوراک و پوشاک را بر سایر چیزها مقدم می‌دارد. مقدارى از درآمدش را براى حوادث روزگار از قبیل بیمارى و بیکارى و کسادى کنار می‌گذارد.
مقدارى از آن را براى اجاره یا خرید خانه ذخیره می‌کند. به فکر پول آب و برق و تلفن و مالیات و شهریه بچه‌ها نیز هست. اسباب و اثاث ضرورى زندگى را نیز در نظر می‌گیرد. آنگاه درآمدش را با رعایت الاهم فالاهم بر آنها تقسیم می‌کند. از اسراف و تبذیر خوددارى می‌کند.
سعى می‌کند پایش را از گلیم خویش درازتر نکند. هر خانواده‌اى که دخل و خرجشان حساب داشته باشد. و با عقل و تدبیر و رعایت اقتصاد خرج کنند نه تنها دچار قرض و ورشکست نخواهند شد بلکه به زودى زندگى آبرومند و نسبتا خوبى پیدا خواهند کرد.
خداوند کریم اقتصاد و میانه‌روى را از علائم ایمان شمرده در قرآن مجید مى‌فرماید: کسانى که چون خرج کنند اسراف نکنند و بخل نورزند و میان این دو معتدل باشند (۱).
امام صادق (علیه السلام) فرمود: من براى کسى که اقتصاد را رعایت کندضامن مى‌شوم که فقیر نشود (۲).
امام صادق (علیه السلام) فرمود: چهار دسته مردم دعایشان به هدف اجابت نخواهد رسید. یکى از آنها کسى است که مالش را بیهوده تلف کند آنگاه بگوید:خدایا روزى مرا برسان. پس خدا میفرماید: مگر به تو دستور ندادم که اقتصاد را رعایت کنى؟ (۳)
عبد الله بن ابان می‌گوید: از موسى بن جعفر (علیه السلام) راجع به انفاق برخانواده سؤال کردم. فرمود: اسراف و تنگ گیرى هر دو مکروه هستند.
میانه روى را نباید از دست داد (۴).
مرد خردمند و عاقبت اندیش حتى القوه از قرض و نسیه خوددارى می‌کند. و براى مصارف غیر ضرورى خودش را به وام نمى‌اندازد.
اقتصادى که بر پایه وامهاى بانکها و سایر مؤسسات استوار باشد شرعا وعقلا پسندیده نیست.
خرید اشیاء قسطى گر چه ممکن است ظاهر زندگى را زیبا گردانداما خوشى و آسایش را از خانواده سلب می‌کند. خانه قسطى،فرش قسطى،یخچال قسطى،بخارى قسطى،اتومبیل قسطى،تلفن قسطى،تلویزیون قسطى،ووووو این هم شد زندگى؟!آخر چه لزومى دارد که انسان اشیاءغیر ضرورى را به قیمتهاى گزاف بخرد و مقدارى از درآمدش را به صندوق بانکها و سایر مؤسسات بریزد؟آیا بهتر و عقلایى تر نیست که قدرى صبر کند تا اوضاع اقتصادیش بهتر شود و همان اجناس را با قیمت ارزانتر به طور نقد خریدارى کند؟
درست است که پول پیدا کردن خیلى در زندگى انسان تاثیر داردلیکن علم معاش و راه خرج کردن خیلى از آن مهمتر میباشد. بسیارندخانواده هایى که با وجود درآمد خوب همیشه گرفتار و مقروضند و به اصطلاح همیشه هشتشان گرو نهشان مى‌باشد. بر عکس،بسیارى ازخانواده‌ها با اینکه درآمد فوق العاده‌اى ندارند اما وضعشان از هر جهت خوب و آبرومند است و در کمال رفاه و آسایش زندگى می‌کنند. تفاوت این دو دسته در تدبیر زندگى و علم معاش مى‌باشد.
بنابراین صلاح خانواده در اینست که مرد با عقل و احتیاط یاشخصا امور اقتصادى منزل را بر عهده بگیرد و اگر خرید و فروش دست دیگرى است به کار او نظارت داشته باشد.
در خاتمه تذکر این مطلب لازم است که گر چه رعایت اقتصاد کارى خوب و به صلاح خانواده است لیکن سختگیرى هم خوب نیست. اگروضع مالى مرد خوب است باید در مخارج اهل و عیالش توسعه بدهد. به مقدار توانائى خویش لباس و خوراک خوب و منزل راحت برایش تهیه کند.
مال و ثروت براى خرج کردن و تامین مخارج زندگى است نه براى جمع کردن و باقى گذاشتن. باید آثار و علائم مال و ثروت در زندگى انسان و خوراک و پوشاک خانواده اش نمایان باشد. آخر چه فائده‌اى دارد که مرد شبانه روز زحمت بکشد و به خودش و خانواده اش سختى بدهد واموالى را روى هم بگذارد و از این دنیا برود؟!مادامیکه زنده است زن و فرزندش آرزوى یک لباس زیبا و یک خوراک خوب داشته باشند و ازکمبود مواد غذایى همیشه بیمار و رنجور باشند لیکن بعد از مرگش درتقسیم اموال به سر و کله یکدیگر بزنند؟!اگر خدا به انسان نعمت داده بایدبه همان نسبت در مخارج خانواده اش توسعه بدهد. غذا و لباس خوب برایشان تهیه کند. به مقدار توانایى خویش در هر فصلى میوه هاى آن فصل را در اختیارشان بگذارد.
پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از ما نیست کسى که از جهت مال وثروت در وسعت باشد لیکن بر اهل و عیالش سخت بگیرد (۵).
موسى بن جعفر (علیه السلام) فرمود: عیال مرد اسیران او هستند. پس هر کس خدا به او نعمتى داده باید در مخارج اسیرانش توسعه بدهد و الاممکن است نعمتهایش گرفته شود (۶).
امام رضا (علیه السلام) فرمود: سزاوار است مرد در مخارج اهل و عیالش توسعه دهد تا منتظر مرگش نباشند (۷).
امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود: هر جمعه براى اهل و عیالتان میوه تهیه کنید تا به فرا رسیدن جمعه خوشنود گردند (۸).

پی‌نوشت‌ها

۱-فرقان آیه ۶۷
۲-وسائل ج ۱۵ ص ۲۵۸
۳-وسائل ج ۱۵ ص ۲۶۱
۴-وسائل ج ۱۵ ص ۲۶۱
۵-مستدرک ج ۲ ص ۶۴۳
۶-بحار ج ۱۰۴ ص ۶۹
۷-وسائل ج ۱۵ ص ۲۴۹
۸-بحار ج ۱۰۴ ص ۷۳

منبع: امینی، ابراهیم؛ (۱۳۶۷)، آئین همسرداری یا اخلاق خانواده، تهران: اسلامی، چاپ پانزدهم.

آیین همسرداری در احادیث اسلامی

به نام آنکه دل کاشانه اوست

چراغ هر کسی در خانه اوست

یکی از موضوعات مهمی که هر مؤمنی خواهان فهم آن از کلام درربار معصومین(علیهم السلام) است، موضوع «آیین همسرداری» است. بدین منظور، بر آن شدیم تا به «آیین همسرداری در احادیث اسلامی» نظری بیفکنیم و «۴۰ حدیث» در این زمینه را برگزینیم و با ترجمه هایی دقیق و روان همراه سازیم و با عنوان هایی زیبا و تفکربرانگیز زمینه تدبر فراهم کنیم و این نکته را نیز خاطرنشان کنیم که ۲۰ حدیث آغازین آن‌ها مربوط به «اخلاق شوهر نسبت به همسر» و ۲۰ حدیث پسین آن‌ها مربوط به «اخلاق زن نسبت به همسر» است.

چشمان امید ما می‌گوید که این «حدیث گزینی» مطبوعتان می‌آید و مقبولتان می‌افتد؛ اما «خواجه شیراز» نیز چه در سفته است که گفته است:

صالح و طالح متاع خویش نمودند

تا که قبول افتد که در نظر آید

یادآوری می‌شود که مبلغان محترم می‌توانند در ماه مبارک رمضان، این موضوع را در قالب سخنرانی کوتاه(۱۰ دقیقه‌ای) بین دو نماز یا بعد از نماز صبح، مطرح کرده و هر روز، یک یا دو مورد از وظایف زن یا مرد را بیان کنند. البته مبلغان هنرمند با طرح مقدمه و ارائه توضیح و سپس نتیجه‌گیری مطلوب از این احادیث، جلسات با برکت و پرفیضی خواهند داشت.

اخلاق شوهر نسبت به همسر

اظهار محبت بیشتر، ایمان بیشتر

۱- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«کلما ازداد العبد ایمانا ازداد حبا للنسآء(۱)؛ هر چه ایمان بنده زیاد شود، محبت [وی] به زن ها نیز زیاد می‌شود.»

دوستدار اهل بیت(علیهم السلام)، دوستدار همسر است

۲- امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:

«کل من اشتد لنا حبا اشتد للنساء حبا(۲)؛ هر کس بیشتر دوستدار ما(خاندان عصمت و طهارت) باشد، به زن‌ها(همسرش) نیز بیشتر دوستی می‌کند.»

صفای زندگی اینجاست، اینجا

۳- حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می‌فرمایند:

«فدارها علی کل حال و احسن الصحبه لها فیصفو عیشک(۳)؛ همیشه با همسرت مدارا کن، و با او به نیکی همنشینی کن تا زندگیت باصفا شود.»

از تکبر و خشونت بپرهیز

۴- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«خیر الرجال من امتی الذین لایتطاولون علی اهلیهم و یحنون علیهم و لایظلمونهم(۴)؛ بهترین مردان امت من، آن کسانی هستند که نسبت به خانواده خود خشن و متکبر نباشند و بر آنان ترحم و نوازش کنند و به آنان آزار نرسانند.»

سیلی، هرگز!

۵- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«فای رجل لطم امراته لطمه، امر الله عزوجل مالک خازن النیران فیلطمه علی حر وجهه سبعین لطمه فی نار جهنم(۵)؛ هر کس به صورت زنش سیلی بزند، خداوند به آتشبان جهنم دستور می‌دهد تا در آتش جهنم، هفتاد سیلی بر صورت او بزند.»

من تو را دوست دارم

۶- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«قول الرجل للمراه انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا(۶)؛ این گفتار مرد به همسرش که «من تو را دوست دارم»، هرگز از قلب زن بیرون نمی‌رود.»

تامین سعادت دینی و دنیایی همسر

۷- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«للمراه علی زوجها ان یشبع بطنها، و یکسو ظهرها، و یعلمها الصلاه و الصوم و الزکاه ان کان فی مالها حق، و لاتخالفه فی ذلک(۷)؛ حق زن بر شوهرش این است که او را سیر کند، لباس بپوشاند، نماز و روزه و زکات را – اگر در مال زن حق زکاتی است – به او یاد دهد، و زن نیز در این کارها با او مخالفت نورزد.»

این هم جهاد در راه خداست

۸- امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند:

«الکآد علی عیاله من حل کالمجاهد فی سبیل الله(۸)؛ کسی که از راه حلال برای تامین رفاه خانواده‌اش تلاش می‌کند، همچون مجاهدی است که در راه خدا جهاد می‌کند.»

آیا هدیه هم می‌خری؟

۹- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«من دخل السوق فاشتری تحفه فحملها الی عیاله کان کحامل صدقه الی قوم محاویج ولیبدا بالاناث قبل الذکور فان من فرح ابنته فکانما اعتق رقبه من ولد اسماعیل ومن اقر بعین ابن فکانما بکی من خشیه الله ومن بکی من خشیه الله ادخله الله جنات النعیم(۹)؛ هر کس به بازار رود و هدیه‌ای برای خانواده‌اش بخرد و ببرد، [پاداش او ] مانند کسی است که برای نیازمندان صدقه می‌برد. [و هنگامی که هدیه را به خانه می‌برد]، باید، قبل از پسران، به دختران بدهد، زیرا کسی که دخترش را شادمان کند، مانند کسی است که یک بنده از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است. و هر کس [با دادن هدیه‌ای ] چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خدا گریسته است و هر کس از ترس خدا بگرید، خداوند او را داخل نعمت‌های بهشت کند.»

بازار و خرید گوشت

۱۰- امام سجاد(علیه السلام) می‌فرمایند:

«لان ادخل السوق و معی درهم ابتاع به لحما لعیالی و قد قرموا الیه احب الی من ان اعتق نسمه(۱۰)؛ برای من به بازار رفتن و خرید یک درهم گوشت برای خانواده‌ام که میل به گوشت دارند، از بنده آزاد کردن دوست داشتنی‌تر است.»

سوغاتی را فراموش نکن

۱۱- امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:

«اذا سافر احدکم فقدم من سفره فلیات اهله بما تیسر(۱۱)؛ هر گاه یکی از شما به مسافرت رود و سپس از سفر برگردد، پس باید برای خانواده خود به اندازه‌ای که توانایی دارد سوغاتی بیاورد.»

برای او آرایش می‌کنی؟

۱۲- امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند:

«النسآء یحببن ان یرین الرجل فی مثل ما یحب الرجل ان یری فیه النسآء من الزینه(۱۲)؛ همان گونه که مردان دوست دارند زینت و آرایش را در زنانشان ببینند، زنان نیز دوست دارند زینت و آرایش را در مردانشان ببینند.»

خانه را گرم نگه دار

۱۳- امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند:

«بنبغی للمؤمن ان ینقص من قوت عیاله فی الشتآء و یزید فی وقودهم(۱۳)؛ سزاوار است که مؤمن در زمستان از خوراک خانواده‌اش کم کند، و بر [چوب و زغال و] وسیله گرم‌کننده آنان بیفزاید.»

شاد ساختن خانواده در مناسبت‌های فرخنده

۱۴- راوی می‌گوید به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم: حق زن بر شوهرش چیست؟ حضرت فرمودند:

«… و لاتکون فاکهه عامه الا اطعم عیاله منها و لایدع ان یکون للعید عندهم فضل فی الطعام و ان یسنی لهم فی ذلک شیء ما لم یسن لهم فی سآئر الایام(۱۴)؛… هر میوه‌ای که همه مردم از آن می‌خورند، باید به خانواده‌اش بخوراند و در روزهای عید، خوراک آنان را افزایش دهد، و چیزهایی برای آنان فراهم کند که در روزهای دیگر فراهم نمی‌کرده است.»

تهمت و سوء ظن هرگز

۱۵- امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:

«لا تقذفوا نسآءکم فان فی قذفهن ندامه طویله و عقوبه شدیده(۱۵)؛ به زنان خود تهمت نزنید [و نسبت ناروا ندهید]، زیرا در این کار، [برای شما] پشیمانی طولانی و کیفر سختی خواهد بود.»

خدا کند تو بیایی

۱۶- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«هلک بذی المروه ان یبیت الرجل عن منزله بالمصر الذی فیه اهله(۱۶)؛ از جوانمردی دور است که [مردی] در شهری که خانواده‌اش هستند باشد، ولی در غیر خانه خود بخوابد.»

آداب ورود به خانه

۱۷- امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:

«یسلم الرجل اذا دخل علی اهله و اذا دخل یضرب بنعلیه و یتنحنح یصنع ذلک حتی یؤذنهم انه قد جآء حتی لا یری شیئا یکرهه(۱۷)؛ هنگامی که مرد با خانواده‌اش برخورد می‌کند، [به آنان] سلام کند و هنگام ورود با صدای کفش و با سرفه کردن، خانواده‌اش را از آمدن خود با خبر کند، تا اینکه چیزی نبیند که او را ناخوش آید.»

در کنار همسر نشستن

۱۸- پیامبر عزیز اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«جلوس المرء عند عیاله احب الی الله تعالی من اعتکاف فی مسجدی هذا(۱۸)؛ نشستن مرد در کنار خانواده اش، نزد خدای بزرگ، دوست داشتنی‌تر از اعتکاف [و نشستن] در این مسجد من است.»

تاکنون لقمه در دهانش گذاشته‌ای؟

۱۹- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«ان الرجل لیؤجر فی رفع اللقمه الی فی امراته(۱۹)؛ مرد در برابر لقمه‌ای که در دهان زنش می‌گذارد، پاداش می‌برد.»

کتک نزن، فریاد نکش!

۲۰- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به یکی از زنان درباره حق زن بر شوهرش می‌فرمایند:

«حقک علیه ان یطعمک ممایاکل و یکسوک مما یلبس و لا یلطم و لا یصیح فی وجهک(۲۰)؛ حق تو بر شوهرت این است که از آنچه خود می‌خورد به تو غذا دهد، و از آنچه خود می‌پوشد تو را نیز بپوشاند، و به روی تو سیلی نزند و فریاد نکشد.»

اخلاق زن نسبت به همسر

زیور اطاعت به گردن آویز

۲۱- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«ان للرجل حقا علی امراته اذا دعاها ترضیه و اذا امرها(۲۱) لا تعصیه و لا تجاوبه بالخلاف و لا تخالفه(۲۲)؛ مرد حقی بر زنش دارد [و آن حق این است که] چنانچه او را صدا زند پاسخ دهد، و هنگامی که او را دستوری دهد سرپیچی نکند و پاسخ مخالف ندهد و با او مخالفت نورزد.»

باران عشق و محبت

۲۲- امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند:

«اعلم ان النسآء شتی فمنهن الغنیمه و الغرامه و هی المتحببه لزوجها و العاشقه له…(۲۳)؛ بدان که زنان گوناگونند، برخی از آنان دستاوردی گرانبها و تاوان [رنج‌های آدمی] هستند و این زن، کسی است که به شوهرش محبت می‌کند و عاشق اوست.»

رضایت و شفاعت

۲۳- امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند:

«لا شفیع للمراه انجح عند ربها من رضا زوجها(۲۴)؛ برای زن هیچ شفیعی نزد پروردگارش به اندازه رضایت شوهرش سودمندتر نیست.»

عطر مهر و محبت

۲۴- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«للرجل علی المراه ان تلزم بیته و تودده و تحبه و تشفقه و تجتنب سخطه و تتبع مرضاته و توفی بعهده و وعده(۲۵)؛ حق مرد بر زن این است که [زن] ملازم خانه او باشد، و به شوهرش دوستی و محبت و دلسوزی کند، و از خشم وی دوری گزیند، و آنچه را مورد رضایت اوست انجام دهد، و به پیمان و وعده وی وفادار باشد.»

سرانجام ناسپاسی

۲۵- امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:

«ایما امراه قالت لزوجها: ما رایت قط من وجهک خیرا فقد حبط عملها(۲۶)؛ هر زنی به شوهرش بگوید: من از تو هرگز خیری ندیدم، [ثواب] کارش از بین می‌رود.»

لجبازی هرگز

۲۶- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«خیر نسائکم الودود الولود المؤاتیه و شرها اللجوج(۲۷)؛ بهترین زنانتان، زنی است که با محبت، فرزندآور و سازگار باشد و بدترین آنان، زنی است که لجباز باشد.»

خشمگین کردن شوهر هرگز

۲۷- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«طوبی لامراه رضی عنها زوجها(۲۸)؛ خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد.»

اذیت نکن

۲۸- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«من کان له امراه تؤذیه لم یقبل الله صلاتها و لا حسنه من عملها حتی تعینه و ترضیه و ان صامت الدهر و قامت و اعتقت الرقاب و انفقت الاموال فی سبیل الله و کانت اول من ترد النار ثم قال: و علی الرجل مثل ذلک الوزر و العذاب اذا کان لها مؤذیا ظالما(۲۹)؛ کسی که زنی دارد که [آن زن] به او آزار می‌رساند، خداوند نماز و کارهای نیک زن را نمی‌پذیرد تا این که به مرد کمک و او را راضی کند، اگر چه این زن تمام عمر را روزه بگیرد و نماز بخواند و بندگان را آزاد و دارایی [اش] را در راه خدا انفاق کند. و این زن نخستین کسی است که وارد آتش جهنم می‌شود. سپس حضرت فرمودند: مرد نیز چنین گناه و عذابی دارد اگر زنش را آزار رساند و [به او] ستم کند.»

چگونه می‌توانی او را غمگین ببینی؟

۲۹- امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:

«… سعیده سعیده امراه تکرم زوجها و لا تؤذیه و تطیعه فی جمیع احواله(۳۰)؛ خوشا به سعادت و خوشا به سعادت آن زنی باد که شوهرش را بزرگ دارد و به او آزار نرساند و همیشه از شوهرش فرمانبری کند.»

چشمداشت بجا و منطقی

۳۰- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«لا یحل للمراه ان تتکلف زوجها فوق طاقته(۳۱)؛ برای زن جایز نیست که شوهرش را به بیش از توانایی‌اش مجبور کند.»

مهمان، با اجازه شوهر

۳۱- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«ایها الناس ان لنسآءکم علیکم حقا و لکم علیهن حقا حقکم علیهن [… ان ] لا یدخلن احدا تکرهونه بیوتکم الا باذنکم(۳۲)؛ مردم! زن‌های شما بر شما حقی دارند و شما هم بر آنان حقی دارید. حق شما بر آنان این است که کسی را که شما رضایت ندارید، بدون اجازه به منزلتان وارد نکنند.»

هم به استقبالش برو و هم او را بدرقه کن

۳۲- مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: همسری دارم که هرگاه وارد خانه می‌شوم، به استقبالم می‌آید، و چون از خانه بیرون می‌روم، بدرقه‌ام می‌کند و زمانی که مرا اندوهگین می‌بیند می‌گوید: اگر برای رزق و روزی [و مخارج زندگی] غصه می‌خوری، بدان که خداوند آن را به عهده گرفته است و اگر برای آخرت خود غصه می‌خوری، خدا اندوهت را زیاد کند [و بیشتر به فکر آخرت باشی. ] رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ان لله عمالا و هذه من عماله لها نصف اجر الشهید(۳۳)؛ برای خدا کارگزارانی [در روی زمین] است و این زن یکی از کارگزاران خداست که پاداش او برابر با نیمی از پاداش شهید است.»

در این کارها نیز به او کمک کن

۳۳- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«ایما امراه اعانت زوجها علی الحج و الجهاد او طلب العلم اعطاها الله من الثواب ما یعطی امراه ایوب(علیه السلام)(۳۴)؛ هر زنی که در حج و جهاد و دانش‌اندوزی به شوهرش کمک کند، خداوند آن پاداشی را که به زن حضرت ایوب(علیه السلام) داده است، به او می‌دهد.»

شهری در بهشت خدا

۳۴- امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:

«ما من امراه تسقی زوجها شربه من مآء الا کان خیرا لها من عباده سنه صیام نهارها و قیام لیلها و یبنی الله لها بکل شربه تسقی زوجها مدینه فی الجنه و غفر لها ستین خطیئه(۳۵)؛ هر زنی که به شوهرش مقداری آب دهد، برای او بهتر از عبادت یک سال است که روزهایش روزه باشد و شب هایش عبادت کند. و خداوند به جای هر مقدار آبی که به شوهرش بنوشاند، شهری در بهشت برایش می‌سازد و شصت گناهش را می‌آمرزد.»

تامین امنیت روانی همسر

۳۵- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«حق الرجل علی المراه اناره السراج و اصلاح الطعام و ان تستقبله عند باب بیتها فترحب و ان تقدم الیه الطست و المندیل و ان توضئه و ان لاتمنعه نفسهآ الا من عله(۳۶)؛ حق مرد بر زن این است که چراغ خانه را روشن سازد؛ غذای مطبوع فراهم کند؛ و تا در خانه‌اش به پیشواز او برود و به او خوشامد بگوید؛ و تشت آب و حوله را برای او آماده کند و دست‌های او را بشوید؛ و بدون دلیل(عذر شرعی) مانع شوهر نسبت به نفس خودش نشود.»

رحمت خدا از آن کدبانویان است

۳۶- امام صادق(علیه السلام) از پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت می‌کند:

«ایما امراه دفعت من بیت زوجها شیئا من موضع الی موضع ترید به صلاحا نظر الله الیها و من نظر الله الیه لم یعذبه(۳۷)؛ هر زنی که در خانه شوهرش چیزی را برای سامان دادن وضع خانه جابه جا کند، خداوند نظر [رحمت] به او می‌کند. و هر کس مورد نظر [رحمت] خدا قرار گیرد، خدا عذابش نمی‌کند.»
خوشبوترین عطر، زیباترین لباس، نیکوترین زینت

۳۷- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره حق شوهر بر زن می‌فرمایند:

«علیها ان تطیب باطیب طیبها و تلبس احسن ثیابها و تزین باحسن زینتها(۳۸)؛ بر زن است که [برای شوهرش] خوشبوترین عطرهایش را بزند و قشنگترین لباس‌هایش را بپوشد، و از زیباترین زینت‌هایش استفاده کند.»

هنر آشپزی

۳۸- امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:

«خیر نسآءکم الطیبه الریح الطیبه الطبیخ التی اذا انفقت انفقت بمعروف و ان امسکت امسکت بمعروف فتلک عامل من عمال الله و عامل الله لایخیب و لایندم(۳۹)؛ بهترین زنان شما زنی است که دارای بویی خوش و دست‌پختی خوب باشد. هنگامی که خرج می‌کند، بجا خرج کند، و هنگامی که خرج نمی‌کند بجا از خرج کردن خودداری ورزد. چنین زنی، کارگزاری از کارگزاران خداست و کارگزار خدا نه ناامید می‌شود و نه پشیمان.»

آرایش فقط برای شوهر

۳۹- پیامبر عزیز خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«ان من خیر نسآءکم… المتبرجه من زوجها الحصان عن غیره(۴۰)؛ بهترین زنان شما آن زنی است که برای شوهرش آرایش و زینت می‌کند، اما از بیگانگان خود را می‌پوشاند.»

از تو سپاسگزارم

۴۰- امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:

«خیر نسآءکم التی ان اعطیت شکرت و ان منعت رضیت(۴۱)؛ بهترین زنان شما آن زنی است که چون به او چیزی داده شود، سپاسگزاری کند و اگر به او چیزی داده نشود راضی باشد.»

پی‌نوشت‌ها

۱) بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۸٫

۲) همان، ج ۱۰۳، ص ۲۲۷٫

۳) مکارم الاخلاق، ص ۲۱۸٫

۴) همان، ص ۲۱۶٫

۵) مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۵۰٫

۶) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۰٫

۷) مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۴۳٫

۸) بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۷۲٫

۹) وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۲۷٫

۱۰) همان، ج ۱۵، ص ۲۵۱٫

۱۱) همان، ج ۸، ص ۳۳۷٫

۱۲) مکارم الاخلاق، ص ۸۰٫

۱۳) وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۴۹٫

۱۴) همان، ج ۱۵، ص ۲۲۷٫

۱۵) بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۴۹٫

۱۶) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۲۲٫

۱۷) بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۱٫

۱۸) میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۸۷٫

۱۹) المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۷۰٫

۲۰) مکارم الاخلاق، ص ۲۱۸٫

۲۱) البته دستورهای شوهر باید مخالف با موازین اسلامی نباشد.

۲۲) مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۴۳٫

۲۳) همان، ج ۱۴، ص ۱۶۱٫

۲۴) سفینه البحار، ج ۱، ص ۵۶۱٫

۲۵) مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۴۴٫

۲۶) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۱۵٫

۲۷) مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۶۲٫

۲۸) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۵۵٫

۲۹) همان، ج ۱۴، ص ۱۱۶٫

۳۰) بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۵۲٫

۳۱) مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۴۲٫

۳۲) بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۳۴۸٫

۳۳) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۷٫

۳۴) همان، ص ۲۰۱٫

۳۵) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۲۳٫

۳۶) مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۵۴٫

۳۷) وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۷۵٫

۳۸) الکافی، ج ۵، ص ۵۰۸٫

۳۹) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۵٫

۴۰) بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵٫

۴۱) همان، ج ۱۰۳، ص ۲۳۹٫

منبع: مجله مبلغان؛ آذر ۱۳۸۱؛ شماره ۳۵؛ صفحه۲۷

خوش اخلاق باش!

کسی که خوش اخلاق باشد، با مردم خوشرفتارى کند، با لب خندان سخن بگوید، در مقابل حوادث و مشکلات بردبار باشد، محبوب همه است، دوستانش زیادند، همه دوست دارند با او معاشرت و رفت و آمد کنند، عزیز و محترم است، به ضعف اعصاب و بیماری‌هاى روانى مبتلا نمی‌شود، بر مشکلات و دشواری‌هاى زندگى پیروز می‌گردد، از زندگى لذت می‌برد، و برمعاشرانش خوش می‌گذرد.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هیچ زندگانى، گواراتر از خوش اخلاقى نیست.»(۱)
اما کسی که بداخلاق باشد، با صورت درهم کشیده با مردم ملاقات کند، در مقابل حوادث و ناملایمات داد و فریادش بلند شود، بی‌خود داد و قال راه بیندازد، تندخو و بدزبان باشد زندگى تلخ و ناگوارى خواهدداشت، خودش همیشه ناراحت و معاشرینش در عذابند، مردم از او متنفر و از معاشرتش گریزانند، آب خوش از گلوى خودش و معاشرانش پائین نمی‌رود، خواب و خوراک درستى ندارد. براى انواع بیماریها مخصوصا ضعف اعصاب کاملا آمادگى دارد، همیشه اوقاتش تلخ و آه و ناله‌اش بلند است، دوستانش کم‌اند، محبوب کسى نیست.
پیغمبر اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: «آدم بد اخلاق، نفس خودش را در رنج و عذاب دائم قرار می‌‌دهد.»(۲)
خوش اخلاقى براى همه لازم است مخصوصا براى زن و شوهر ضرورت دارد، زیرا همیشه با هم هستند و ناچارند با هم زندگى کنند.
خانم محترم! اگر می‌خواهى به خودت و شوهر و بچه‌هایت خوش بگذرد، اخلاقت را اصلاح کن، همیشه شاد و خندان باش، اوقات تلخى و دعوا نکن، خوش برخورد و شیرین‌زبان باش، با اخلاق‌خوش می‌توانى خانه‌ات را به صورت بهشت برین درآورى، حیف نیست با بداخلاقى آن را به صورت جهنم سوزانى تبدیل کنى و خودت و شوهر و فرزندانت در آن معذب باشید؟ تو می‌توانى فرشته رحمت باشى، محیط خانه را با صفا و نورانى گردانى، چرا آن را به صورت زندان تاریکى در می‌آورى؟ لب خندان و شیرین زبانى تو دل شوهر و فرزندانت را غرق سرور و شادمانى می‌گرداند، غم و اندوه را از دلشان بر طرف می‌سازد. آیا می‌دانى: بامداد که فرزندانت به مدرسه یا سر کار می‌روند اگر با تبسم و گرمى از آنها بدرقه کنى، چه تاثیر نیکویی در روح و اعصابشان خواهى گذاشت.
اگر به زندگى و شوهرت علاقه دارى، بداخلاقى نکن، زیرا اخلاق خوب، بهترین پشتوانه پیمان زناشویى است.
اکثر طلاقها در اثر بدرفتارى زن و شوهر و عدم توافق اخلاقى پیدا می‌شود. آمار طلاقها این مطلب را تایید می‌‌کند. عدم توافق اخلاقى، نخستین علت بروز اختلافات خانوادگى است.
به عنوان نمونه به آمار سال‌هاى ۴۷ و ۴۸ و ۴۹ اشاره می‌کنیم: «درسال ۱۳۴۷ از ۱۶۰۳۹ پرونده شکایت که به دادگاه خانواده رسیده است، ۱۲۷۶۰ پرونده بر اساس عدم توافق اخلاقى بوده است. در سال ۱۳۴۸ ازمی‌ان ۱۶۰۵۸ پرونده اختلافات زناشویى ۱۱۲۴۶ پرونده به عدم توافق میان زن و شوهر اختصاص داده شده است. یعنى با یک آمار خیلى ساده مى‌بینیم که بیش از هفتاد درصد اختلافات زناشویى به واسطه عدم توافق اخلاقى بروز می‌‌کند.(۳)»
خانم محترم! با خوش اخلاقى عشق و محبت شوهرت را جلب کن تا به زندگى و خانواده علاقمند شود، با شوق و ذوق کار کند و اسباب رفاه شما را فراهم سازد، اگر خوش اخلاقى کردى، دنبال شب نشینى و عیاشى نمى‌رود و زودتر به خانه می‌آید.
زنى به شوراى داورى شکایت کرد که: «شوهرم همیشه ناهار و شام را بیرون خانه می‌خورد.
شوهر جواب داد: علت اینست که زنم اصلا سازگارى ندارد و بداخلاق‌ترین زن دنیاست.
زن ناگهان خیز برداشت و در حضور اعضاى داورى، شوهرش راکتک زد.(۴)»
این خانم نادان، خیال می‌کرد با شکایت و فحش و کتک می‌‌توان شوهر را به خانه جلب کرد، در صورتى که یک راه عقلى و ساده داشت و آن خوشرفتارى و خوش اخلاقى بود.
زنى در شوراى داورى گفت: شوهرم ۱۵ ماه است که با من حرف نمی‌زند و مخارج ما را به وسیله مادرش مى‌فرستد.
مرد در جواب گفت: چون از دست بداخلاقی‌‌هاى زنم به تنگ آمده بودم تصمیم گرفتم صحبت نکنم و مدت ۱۵ ماه است به این کار ادامه می‌دهم.(۵)»
اکثر مشکلات زناشویى را با هوشیارى و اخلاق‌خوش می‌‌توان حل کرد. اگر شوهرت کم‌محبت است، اگر به خانه و زندگى علاقه ندارد، اگر دنبال عیاشى می‌رود، اگر دیر به خانه می‌آید، اگر شام و ناهار را بیرون صرف می‌‌کند، اگر بدرفتارى می‌‌کند، اگر تندخویى و دعوا می‌‌کند، اگر ثروتش را به باد می‌دهد، اگر دم از طلاق و جدایى می‌زند همه این ها و صدها مانند این ها را به وسیله خوشرفتارى و اخلاق خوش می‌توان حل کرد. تو اخلاق و رفتارت را عوض کن و نتیجه اعجازآمیز اخلاق خوب را تماشا کن.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «خدا به آدم خوش اخلاق ثواب جهاد می‌دهد، صبح و شب برایش ثواب نازل می‌شود.(۶)»
حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: هر زنی که شوهرش را اذیت کند و اندوهگینش سازد و از رحمت خدا دور است. و هر زنی که به شوهرش احترام بگذارد و آزارش نرساند و فرمانبردارش باشد، خوشبخت ورستگار است».(۷)
به رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) عرض شد: «فلان شخص، زن خوبى است. روزها روزه دارد و شبها عبادت می‌‌کند. لیکن بداخلاق است همسایگانش را آزار می‌رساند».
فرمود: «هیچ خیر و خوبى ندارد. و از اهل دوزخ می‌باشد(۸)».

پی‌نوشت‌ها

۱-بحار ج ۷۱ ص ۳۸۹٫
۲-بحار جلد ۷۳ ص ۲۹۸٫
۳-اطلاعات ۱۵ آذر ۱۳۵۰٫
۴-اطلاعات ۳ بهمن ۱۳۵۰٫
۵-اطلاعات سوم شهریور ۱۳۴۹٫
۶-بحار ج ۷۱ ص ۳۷۷٫
۷-بحار ج ۱۰۳ ص ۲۵۳٫
۸-بحار ج ۱۰۳ ص ۲۵۳٫

منبع: امی‌نی، ابراهیم؛(۱۳۶۷؟)، آئین همسرداری یا اخلاق خانواده، تهران: اسلامی‌، چاپ پانزدهم.

نگاهی به سیره اخلاقی امام باقر(ع)

بی کرانه های نیک سیرتی

مقدمه

سیرۀ معصومین بهترین الگوی بازسازی اخلاقی است.

ائمه معصومین علیهم السلام با پرورش صفات و فضائل اخلاقی ناب در گوهر وجودشان، علاوه بر نورانی کردن باطن خود، فضای خانواده و جامعه خویش را از این نورانیت بهره مند کرده اند؛ که می توان شعاع این گسترش برکت را تا روز قیامت، در تمام گستره هستی ترسیم کرد.

امام باقر(ع)به عنوان پنجمین وجود مطهر از این پاکان، خورشید تابناکی است که هر انسانی خود را در معرض اشعه آن قرار دهد، قطعاً به سعادت ابدی رهنمون می گردد.

در این مقاله برآنیم، بخشی از برجستگیهای اخلاقی امام باقر(ع)را مرور کنیم.

1. اخلاق فردی

الف. عبادت و پارسایی

امام صادق(ع) می فرماید: «پدرم، امام محمد باقر(ع)، همواره مشغول ذکر خدا بود.

هنگام خوردن غذا نیز ذکر خدا می گفت.

وقتی با مردم صحبت می کرد، از یاد خدا باز نمی ماند و کلمه «لا اله الا الله» همواره بر زبانش جاری بود.

[سحرگاهان] ما را به عبادت و شب زنده داری تا برآمدن آفتاب فرا می خواند.

به آن دسته از اعضای خانواده که قرائت قرآن می دانستند، دستور خواندن قرآن می داد و بقیه را به گفتن ذکر خدا سفارش می نمود».[1]

«افلح» خدمتکار امام می گوید: «با محمد بن علی(ع) برای انجام مناسک حج بار سفر بستم.

وقتی [به مکه] رسیدیم و امام داخل مسجدالحرام شد و نگاهش به کعبه افتاد، شروع به اشک ریختن کرد.

او با صدای بلند می گریست، تا جایی که شگفت زده شدم [که چرا امام معصوم این گونه می گرید.] گفتم:

پدر و مادرم به فدایت باد! مردم شما را نگاه می کنند. اگر ممکن است کمی آهسته تر گریه کنید.

امام فرمود: وای بر تو! چرا صدایم را به گریه بلند نکنم تا شاید مورد بخشایش و مهرورزی پروردگار قرار گیرم و در من نظر لطف کند و فردای رستاخیز به مهربانی و لطفش درآویزم؟

سپس مشغول طواف خانة خدا شد و نزد مقام [ابراهیم] به نماز ایستاد، [هنگامی که نمازش پایان یافت] به سجده رفت و آن هنگام که سر از خاکساری درگاه خدا برداشت، سجده گاهش از اشک، تر شده بود.

[2] او در هر شبانه روز یکصد و پنجاه رکعت نماز می گذارد».[3]

امام صادق(ع) در بیان خداترسی پدر بزرگوارش می فرماید: «کَانَ أَبِی یَقُولُ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ فِی تَضَرُّعِهِ: أَمَرْتَنِی فَلَمْ أَئْتَمِرْ [آتَمِرْ] وَ نَهَیْتَنِی فَلَمْ أَنْزَجِرْ فَهَا أَنَا ذَا عَبْدُکَ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ لَا أَعْتَذِرُ؛

[4] پدرم نیمه های شب، با سوز و گداز می گفت؛ [بار الها!] مرا امر کردی، اطاعت نکردم و نهی کردی، باز داشته نشدم، اینک منم، بندة تو، در برابرت و هیچ عذری ندارم.»

ب. دوری از دنیا

زندگی فردی امام(ع) به دور از زیور و زینت دنیایی و اتاق امام بسیار ساده و کوچک بود؛[5] ولی هرگز خاطر خویش را از اندیشه در امور دنیایی نمی آشفت.

«جابر بن یزید جعفی» می گوید: «روزی محمد بن علی(ع) به من فرمود: ای جابر! اندوهگینم و دلم گرفته است.

گفتم: اندوهتان به خاطر چیست؟ فرمود: ای جابر! کسی که لذت شراب ناب الهی در دلش باشد، از غیر خدا روی برتافته و دلش گرفتار او می شود.

ای جابر! مگر این تحفة دنیا چیست؟ مگر دنیا جز مرکبی که بر آن سوار می شوی یا لباسی که می پوشی و یا همسری که اختیار می کنی چیز دیگری است؟

ای جابر! خداجویان بر این دنیا تکیه نمی کنند و به آن دل نمی بندند و خیال خود را از آخرت [و سختی آن] خوش نمی دارند.

دل فریبیهای دنیا، هرگز دل را از یاد خدا باز نمی دارد، گوش را بر ذکر خدا نمی بندد، و زرق و برق دنیا چشمشان را از دیدن نور الهی کور نمی کند.

از اینروست که نیکان پاداش دریافت می کنند و رستگار می شوند .

پس بکوش آنچه خدا نزد تو از دین و حکمتش به امانت گذاشته، پاس داری.»[6]

امام باقر(ع) می فرمود: «دنیا را مانند کاروانسرایی فروگذار که پیامبر(ص) فرموده: مَثَل من و دنیا مثل سواری است که ساعتی زیر سایة درختی فرود می آید و سپس برمی خیزد و از آنجا می رود.»[7]

ج. بخشندگی و سخاوت

هر چند امام عائلة زیاد و زندگی ساده ای داشت؛ ولی بین مردم به بخشندگی و کرامت مشهور بود.

[8] همواره به نیازمند و بی نیاز بخشش می کرد و این رفتار را مایة خرسندی خویش قرار داده بود، و در بخششها، همیشه شأن و مرتبه افراد را در نظر می گرفت و به اندازه ای کمک می کرد که نه موجب اسراف و زیاده روی و نه سبب تحقیر و پایین آمدن شأن او شود.

شدت علاقه مندی او به بخشش، و فضیلتی که این ویژگی در درگاه خدا داشت، گاه او را بر آن می داشت که به سان نیاکان پاکش به نیازمندیهای زندگی خود بی اعتنایی کند و تا جایی که توان داشت، به نیازمندان می بخشید.[9]

د. پاکیزگی و آراستگی

رعایت بهداشت فردی از ویژگیهای مهم زندگانی امام باقر(ع) است و هر چند در آن دوران امکانات بهداشتی و پزشکی بسیار محدود بود؛ اما امام در همان روزگار بسیار بدان اهمیت می داد و رعایت آن را به پیروان خویش نیز سفارش می کرد.

امام، همواره محاسن و ناخنهای خود را حنا می کرد،[10] لباسهای تمیز می پوشید،[11] و ناخن هایش را همواره کوتاه می کرد و می فرمود:

«ناخنهای خود را کوتاه کنید؛ زیرا آنها محل جمع شدن شیطان هستند».[12]

اصحاب امام، ایشان را همواره با موهایی مرتب و پیراسته می دیدند.[13]

همچنین ایشان به مسواک زدن اهمیت بسیاری می داد و می فرمود: «لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِی السِّوَاکِ لَأَبَاتُوهُ مَعَهُمْ فِی لِحَاف؛

اگر مردم می دانستند که مسواک زدن چه فواید مهم و فراوانی دارد، آن را حتی در بستر خواب نیز از خود جدا نمی نمودند.»

[14] امام همواره در محیطهای عمومی با لباسهای برازنده و تمیز حاضر می شد؛[15] به گونه ای که نزدیکان در مورد ایشان می گفتند:

«ظاهر او بیش تر به جوانان می ماند.»[16]

2. اخلاق در خانواده

خانواده، به عنوان اولین و پایدارترین نهاد جامعه، بیش ترین اهمیت را در شکل گیری شخصیت و روحیات فردی اعضای آن برعهده دارد و بزرگ ترین نقش را در سالم سازی جامعه ایفا می کند.

بنیان خانواده بر پایة محبت اعضا به یکدیگر بنا شده است؛ به گونه ای که می توان محبت را مهم ترین عامل در بهداشت و سلامت روحی و روانی خانواده به شمار آورد.

الف. ایجاد پیوند عاطفی با همسر

یکی از نکات ارزنده و جالب در زندگی امام باقر(ع)، اهتمام ایشان در جلب محبت افراد خانواده و فراهم آوردن لوازم تحکیم خانواده است.

«حسن زیّات بصری» به همراه یکی از دوستانش به حضور امام شرفیاب می شود تا برای پرسشهای خود پاسخی از امام دریافت کند.

وی پس از ورود به اتاق امام با صحنه ای روبه رو می شود که تعجب او و همراهش را بر می انگیزد.

او امام و اتاقش را در حالتی بسیار آراسته مشاهده می کند.

به هر حال، پرسشهایش را مطرح می کند و پاسخ می شنود.

هنگام برخاستن و خارج شدن، امام به او می فرماید: «فردا همراه دوستت نزد من بیا».

روز بعد به منزل امام می آیند؛ ولی ایشان را در اتاقی خاکی که فقط حصیری در آن پهن بود، با پشمینه بر تن یافتند.

امام به او فرمود: «یَا أَخَا الْبَصْرِیِ! إِنَّکَ دَخَلْتَ عَلَیَّ أَمْسٍ وَ أَنَا فِی بَیْتِ الْمَرْأَةِ وَ کَانَ أَمْسِ یَوْمَهَا وَ الْبَیْتُ بَیْتَهَا وَ الْمَتَاعُ مَتَاعَهَا فَتَزَیَّنَتْ لِی عَلَی أَنْ أَتَزَیَّنَ لَهَا کَمَا تَزَیَّنَتْ لِی فَلَا یَدْخُلْ قَلْبَکَ شَیْ ءٌ

؛ ای برادر بصری! دیروز در حالی نزد من آمدی که من در منزل همسرم بودم.

و دیروز، روز و زمان او بود و خانه و اسبابش متعلق به او بود و خود را برای من زینت کرده بود و من هم همانطور که او برای من خود را آراسته بود، خود را برایش آراسته کردم.

بنابراین بدگمانی به قلبت راه نیابد.»

حسن گفت: فدایت شوم! سوگند که در مورد شما بدگمان شده بودم؛ ولی اینک خدا بدگمانی را از دلم بیرون کرد و دریافتم که حقیقت، همان است که شما فرمودید.»[17]

آشکار است که امام برای جلب رضایت و خشنودی همسر خود بسیار تلاش می کرد تا با ارتباط عاطفی بیش تر، بنیان خانوادة خویش را استحکام بیش تری ببخشد.

ب. ارتباط عاطفی با فرزندان

نقل است که یکی از فرزندان ایشان بیمار بود و وضع وخیمی داشت و امام از این موضوع بسیار ناراحت بود.

سرانجام بیماری او بهبود نیافت و به مرگ او انجامید.

امام از درگذشت او بسیار متأثر شد.

صدای شیون و زاری اهل خانه بلند شد. امام به بالین فرزند خود رفت؛ ولی لحظاتی بعد با چهره ای گشاده بیرون آمد که موجب تعجب برخی از حاضران شد و در این مورد از ایشان پرسیدند، حضرت فرمود:

«إِنَّا لَنُحِبُّ أَنْ نُعَافَی فِیمَنْ نُحِبُّ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ سَلَّمْنَا فِیمَا یُحِبُّ؛

ما دوست داریم آنکه دوستش داریم (فرزندمان) سلامت باشد؛ ولی وقتی خواست خدا در مورد ما نازل شد، به آنچه او دوست دارد گردن می نهیم».[18]

امام با این رفتار و گفتار نیکو، چارچوب محبت واقعی و اصیل را به همگان آموخت و یادآور شد که دوستیهای دنیایی مذموم نیست و حتّی وجود عاطفه و ابراز آن نسبت به فرزندان لازم است؛ ولی محبت به فرزند نباید مانع فرمان برداری و موجب روی برتافتن از خواست الهی شود.

یکی از نکات ارزنده و جالب در زندگی امام باقر(ع)، اهتمام ایشان در جلب محبت افراد خانواده و فراهم آوردن لوازم تحکیم خانواده است.

3. اخلاق اجتماعی

الف. دستگیری از نیازمندان

کمک به محرومان، نیازمندان و ستمدیدگان جامعه، در زندگانی امام باقر(ع) اصل بزرگی بود و برطرف کردن نیازهای مادی و روحی آنان را مهم ترین فعالیتهای اجتماعی خود به شمار می آورد.

امام، آنان را دور خود جمع می کرد، سخنانشان را می شنید و دردهایشان را تسکین می بخشید.

امام صادق(ع) در این باره می فرماید: «دَخَلْتُ عَلَی أَبِی یَوْماً وَ هُوَ یَتَصَّدَّقُ عَلَی فُقَرَاءِ أَهْلِ الْمَدِینَةِ بِثَمَانِیَةِ آلَافِ دِینَارٍ وَ أَعْتَقَ أَهْلَ بَیْتٍ بَلَغُوا أَحَدَ عَشَرَ مَمْلُوکاً؛

روزی نزد پدرم رفتم، در حالی که مشغول تقسیم هشت هزار دنیار [طلا] به نیازمندان مدینه بود و خانواده ای که یازده غلام بودند را آزاد ساخت».

[19] امام روزهای تعطیل؛ به ویژه جمعه ها را به دستگیری و انفاق به مستمندان اختصاص می داد و دیگران را نیز به آن برمی انگیخت.

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «با اینکه پدرم از نظر بنیة مالی از سایر افراد خاندانش ضعیف تر و مخارج زندگی اش بیش تر از بقیه بود؛ ولی در هر جمعه به نیازمندان کمک می کرد؛ حتی اگر کمک او به اندازة یک دینار بود و می فرمود:

«پاداش صدقه و کمک به نیازمندان در روز جمعه برتری دارد؛ همان گونه که روز جمعه نسبت به دیگر روزهای هفته دارای برتری است.»[20]

ویژگی برجسته امام در دستگیری از مستمندان این بود که هرگز آنان را سائل یا گدا خطاب نمی کرد و همواره به دیگران می فرمود: «آنان را به بهترین نامهایشان صدا بزنید!»[21]

ب. زندگی اجتماعی و مردمی

امام باقر(ع) در این باره اهتمام ویژه ای داشت و دیگران را نیز از آموزه های سودمند اخلاقی خود در این زمینه بهره مند می کرد.

«زرارة» روایت می کند: «روزی امام باقر(ع) برای شرکت در مراسم تشییع پیکر مردی درگذشته از طایفة قریش حضور یافت.

من نیز به همراه ایشان شرکت کردم.

مردی به نام «عطاء» نیز با ما بود. در این هنگام زنی از تشییع کنندگان شروع به شیون و فریاد کرد.

عطاء به او گفت: یا ساکت شو یا همگی باز می گردیم؛ ولی زن همچنان فریاد می زد و می گریست.

عطاء [ناراحت شد] و بازگشت.

من به امام رو کردم و گفتم: عطاء بازگشت [چه کنیم؟]

امام فرمود: «به راه خود ادامه بده! اگر بنا باشد به خاطر دیدن یک اشتباه از دیگران (داد و فریاد زن) عمل شایسته ای را کنار بگذاریم، حقوق برادر مسلمان خویش را به جا نیاورده ایم.»

پس از تشییع، جنازه را بر زمین نهادند و امام بر آن نماز گزارد؛ سپس شخصی (گویا صاحب عزا) جلو آمد و ضمن سپاس گزاری از امام عرض کرد: خداوند شما را رحمت کند.

دیگر بازگردید! پیاده روی برای شما دشوار است؛ ولی امام از بازگشتن طفره رفت.

پیش آمدم و به امام عرض کردم: از شما خواستند که بازگردید، پرسشی دارم که می خواهم در مورد آن توضیح بدهید.

امام فرمود: «امْضِ فَلَیْسَ بِإِذْنِهِ جِئْنَا وَ لَا بِإِذْنِهِ نَرْجِعُ إِنَّمَا هُوَ فَضْلٌ وَ أَجْرٌ طَلَبْنَاهُ فَبِقَدْرِ مَا یَتْبَعُ الْجَنَازَةَ الرَّجُلُ یُؤْجَرُ عَلَی ذَلِک؛

بگذر [و به کار خودت ادامه بده]؛ زیرا ما با اجازه او نیامده ایم تا حال با اذن او بازگردیم؛ بلکه این برتری و پاداشی است که ما مطالبه می کنیم و هر اندازه که انسان به تشییع ادامه بدهد، از خداوند پاداش می گیرد.»[22]

ج. احترام به مالکیت اجتماعی

ضرورت احترام به حقوق مالی و داراییهای مردم؛ حتی اقلیتهای دینی از مسائلی است که اسلام به آن توجه ویژه ای دارد.

اسلام، صرف نظر از رعایت حقوق مسلمانان، رعایت حقوق دیگر کسانی را که با مسلمانان زندگی می کنند، ضروری می داند و حتی تجاوز به حقوق مالی و داراییهای فرقه ها و گروه هایی را که معصومین آنها را لعن و نفرین کرده اند، برنمی تابد و مالکیت آنها را محترم می شمارد.

در این باره «ابوثمامة» می گوید: «روزی خدمت امام باقر(ع) رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم! من قصد دارم در مکه اقامت گزینم و ساکن آنجا باشم؛ ولی به یکی از پیروان فرقه مرجئه[23] بدهکارم و حال می خواهم نظر شما را بدانم.»

امام در پاسخ او فرمود: « ارْجِعْ إِلَی مُؤَدَّی دَیْنِکَ وَ انْظُرْ أَنْ تَلْقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَیْسَ عَلَیْکَ دَیْنٌ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا یَخُونُ؛

[نزد طلبکار خود] بازگرد و طلبش را بپرداز و به گونه ای زندگی کن که وقتی به دیدار پروردگارت شتافتی، از سوی کسی دینی برگرده تو نباشد؛ زیرا مؤمن هرگز خیانت نمی کند.»[24]

د. خوش رویی

اسلام اهمیت زیادی به خوش خلقی و برخورد نیکو با مؤمنان داده و آن را یکی از ارزشهای والای اخلاقی می داند.

امام باقر(ع) می فرمود: «تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِی وَجْهِ أَخِیهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ الْقَذَیَ عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْ ءٍ أَحَبَُّ إِلَی اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَی الْمُؤْمِن؛

لبخند به روی برادر مؤمن حسنه و سِتُردن غبار (اندوه) از روی او حسنه است و خدا به چیزی برتر از شاد کردن دل مؤمن پرستش نشده است.»[25]

امام از شاد کردن دیگران خشنود می شد و از زبان جد بزرگوارش رسول اکرم(ص) این روایت را برای مردم می خواند که:

«مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ سَرَّنِی فَقَدْ سَرَّ اللَّهَ؛

[26] هر کس مؤمنی را شاد کند، مرا شاد کرده و هر کس مرا شاد کند، خدای را خشنود ساخته است.»

و گاه اطرافیان را به شوخیهای ستوده و در حد اعتدال که موجب سرور و خوشحالی افراد می شود تشویق می فرمود.[27]

ه . ابراز صمیمیت در معاشرت با دوستان

از دیگر سجایای اخلاقی که اسلام بر آن تأکید کرده، ابراز محبت دو مؤمن به یکدیگر است؛ زیرا اگر محبت ابراز شود، صمیمیت طرف مقابل را نیز به همراه دارد و او پس از آگاهی از محبت می کوشد تا به آن پاسخ گوید که این تلاش، به تحکیم رابطة دوستی و ایجاد صمیمیت بیش تر بین آنها می انجامد؛ همچنان که در احادیث و سخنان امامان معصوم:

نیز توصیه به نشان دادن محبت به دوستان و دوری از مخفی کردن آن شده است.

این موضوع نمود فراوانی در رفتار امام باقر(ع) دارد؛ «ابی عُبیدة» می گوید: «من [در سفری] با امام باقر(ع) هم کجاوه بودم.

نخست من سوار می شدم و سپس ایشان و به محض سوار شدن سلام و احوال پرسی می کرد؛ درست مانند کسی که مدتهاست دوست خود را ندیده، سپس دست می داد و مصافحه می فرمود و نیز هنگامی که از کجاوه پیاده می شدیم، امام پیش از من پایین می آمد و هنگامی که من پیاده می شدم، ایشان دوباره به من سلام می کرد.

شگفتی من برانگیخته شد و پرسیدم: «ای پسر پیامبر! شما رفتاری می کنید که نزدیکان من هم نمی کنند و اگر یک بار هم بکنند، زیاده قلمداد می شود.»

فرمود: «گویا از برتری و نیکی دست دادن نا آگاهی! بدان که هر گاه دو خداجو به هم می رسند و با هم دست می دهند و حال یکدیگر را می پرسند، خداوند گناهان آنها را می ریزد و پیوسته به آن دو نظر می کند تا هنگامی که از هم جدا شوند…

هر گاه دو مؤمن با هم دست می دهند، خداوند دست خود را در میان دست آنها می برد و با آن کس که بیش تر دست دیگری را بفشارد، دست می دهد.»[28]

گاه امام به کسانی که برای خداحافظی پیش از مسافرت نزد او می آمدند، سفارش می کرد که سلام او را به یک یک دوستان و آشنایانش در آن شهر برسانند.[29]

ز. آگاهی از مشکلات معیشتی نزدیکان و تلاش برای رفع آن

امام، همواره از وضعیت زندگی دوستان و آشنایان خود و مشکلات آنان با اطلاع بود و تلاش می کرد هر از چند گاهی با آنان دیداری تازه کند و از مشکلاتشان آگاهی یابد و تا جایی که در توان دارد، معضلات معیشتی آنان را برطرف کند.

«عمرو بن دینار» و «عبیدالله بن عبید بن عمیر» می گویند: « مَا لَقِینَا أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ 7 إِلَّا وَ حَمَلَ إِلَیْنَا النَّفَقَةَ وَ الصِّلَةَ وَ الْکِسْوَةَ وَ یَقُولُ هَذَا مُعَدَّةٌ لَکُمْ قَبْلَ أَنْ تَلْقَوْنِی؛

هرگز به دیدار اب جعفر(ع) نشتافتیم، مگر این که به ما امکانات [و مایحتاج] زندگی، هدایای مالی و پوشاک عنایت می کرد و می فرمود:

اینها را پیش از این که به دیدار من آیید، برای شما مهیا کرده بودم».[30]

این جملة امام بیانگر آن است که ایشان همواره از وضع زندگانی اطرافیان و آشنایان خود آگاه بوده و به موقع و حساب شده به آنان کمک می کرده است.

«اسود بن کثیر» در توصیف دلسوزی امام به اطرافیان خود می گوید: «روزی از فشار تنگدستی و بی تفاوتیِ نزدیکانم نزد اب جعفر(ع) رفتم و از آنان شکایت کردم.

امام ناراحت شد و فرمود: «چه دوستانی هستند آنان که گاه توانگری به تو می پیوندند و هنگام نداری از تو می برند؟»

آن گاه به پیشکار خود اشاره ای کرد و او کیسه ای به من داد که هفتصد سکة نقره در آن بود.

سپس فرمود: «اسْتَنْفِقْ هَذِهِ فَإِذَا نَفِدَتْ فَأَعْلِمْنِی؛

این را خرج کن و هر گاه تمام شد، مرا با خبر کن.»[31]

«سلمی» خدمتکار امام دربارة بذل عنایت ایشان به نزدیکان و آشنایان می گوید: «هرگاه که برخی از دوستان امام به دیدار او می آمدند، امام از آنان با بهترین غذاها پذیرایی می کرد و جامگان نیک به آنها پوشانده و سکه های بسیاری نیز به آنان هدیه می کرد و همواره می فرمود:

«ای سلمی! نیکی دنیا در رسیدگی به دوستان و آشنایان و کمک به آنهاست…».[32]

ناگفته پیداست که این دستگیریها از داراییها و درآمدهای شخصی امام و آن دسته از اموالی بوده که دیگران در آن سهمی نداشته اند و مختص به امام بوده است، و هرگز از بیت المال نبوده است.

به یاد بیاوریم که او از تبار امام علی(ع) خورشید مرد عدالت و برابری است که حاضر نبود حتی به نزدیکان خود نیز سهم بیش تری از بیت المال مسلمانان بدهد.

ح. بردباری در روابط اجتماعی

رعایت شکیبایی، اصل مهمی در حضور سازنده و مفید در عرصة روابط اجتماعی است.

اهمیت این ویژگی هنگامی دو چندان می شود که فرد، رهبری گروه یا جمعی را نیز بر عهده داشته باشد.

این ویژگیِ سازنده و کارآیی اخلاقی در برترین شکل خود، در زندگانی امام باقر(ع) دیده می شود؛ تا آنجا که روزی فردی مسیحی از روی دشمنی و کینه ای که به امام(ع) داشت، به ایشان ناسزا گفت و با بی شرمی او را خطاب قرار داد:

«تو بقر هستی!» امام(ع) بدون این که ناراحت شود، با بردباری پاسخ فرمود:

«نه، من باقر هستم».[33]

پی نوشت ها:
[1]. ائمتنا، علی محمدعلی دخیل، بیروت، دار مکتبة الامام الرضا و دار المرتضی، 1402 ه . ق، چ ششم، ج1، ص34؛ اعیان الشیعه، سیدمحسن امین، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، بی تا، ج1، ص651 (با اندکی تفاوت).
[2]. بحارالانوار، مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ه . ق، ج46، ص290؛ کشف الغمة، علی بن عیسی الاربلی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، بی تا، ج2، ص319.
[3]. ائمتنا، ج1، ص342.
[4]. همان؛ کشف الغمة، ج2، ص324؛ الفصول المهمة، علی بن محمد بن احمد المالکی، قم، دار الحدیث الثقافیة، چاپ اول، 1422 ه . ق، ج2، ص885.
[5]. بحارالانوار، ج46، ص292.
[6]. کشف الغمة، ج2، ص324؛ مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، شیخ کمال الدین محمد بن طلحة الشافعی، بیروت، مؤسسه ام القری للتحقیق و النشر، 1420 ه . ق، چاپ اول، ج2، ص100.
[7]. همان؛ تذکرة الخواص، سبط ابن الجوزی، نجف، مکتبة النینوی الحدیثة، بی تا، ص338؛ احقاق الحق و ازهاق الباطل، سید نورالله حسینی مرعشی تستری، تهران، مطبعه الاسلامیة، 1395 ه . ق، ج12، ص172.
[8]. انوار البهیّة، ص141؛ الارشاد، ج2، ص238.
[9]. تذکرة الخواص، ص342.
[10]. بحارالانوار، ج46، ص299.
[11]. همان، ص292.
[12]. مکارم الاخلاق، ابو نصر حسن بن فضل الطبرسی، تهران، چاپخانه حیدری، 1376 ق، ص72، گویا در آن روزگار مردم میکروب را شیطان می پنداشتند که عامل بیماری یا مرگ انسانها می شود و امام برای تفهیم موضوع از این تعبیر بهره برده اند.م.
[13]. همان.
[14]. همان، ج76، ص130.
[15]. همان، ص292.
[16]. همان، ص299؛ حلیة الابرار، سید هاشم البحرانی، قم، مطبعة العلمیة، 1356ش، ج2، ص121.
[17]. همان، ص293؛ قاموس الرجال، محمد تقی التستری، قم، موسسة النشر الاسلامی، 1415 ه. . ق، چاپ دوم، ج3، ص239.
[18]. وسایل الشیعة، شیخ حرّ عاملی، بیروت، مؤسسه آل البیت، 1409 ه.ق، ج3، ص286؛ بحار الانوار، ج46، ص301؛ ائمتنا، ج1، ص344.
[19]. بحار الانوار، ج46، ص302.
[20]. اعیان الشیعه، ج1، ص653؛ انوار البهیّة، ص141.
[21]. ائمتنا، ج1، ص345؛ احقاق الحق، سید نور الله الحسینی التستری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1395 ه . ق، ج12، ص179.
[22]. بحارالانوار، ج46، ص300؛ حلیة الابرار، ج2، ص132.
[23]. «مرجئه نام یکی از فرق اسلامی است؛ آنان بر خلاف خوارج که مرتکب گناه کبیره را کافر می دانستند، عقیده داشتند که مسلمانان با ارتکاب کبیره از اسلام خارج نمی شوند و همین عقیده باعث شد که سیاست خود را بر سکوت بنا نهند و امام یا خلیفه مرتکب کبیره را واجب الاطاعه و عادل بدانند.» فرهنگ فرق اسلامی، محمد جواد مشکور، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، آستان قدس رضوی، 1368 ه . ش، ص402.
[24]. علل الشرایع، شیخ صدوق، قم، مکتبه داوری، بی تا، ج2، ص528؛ بحار الانوار، ج100، ص142.
[25]. اصول کافی، محمد بن یعقوب الکلینی، قم، انتشارات اس

منبع : مبلغان ؛ تیر و مرداد 1388 – شماره 117

ابوالفضل هادی منش