احترام

نوشته‌ها

منزلت پدر در اسلام

اگر فرزندی بر سر نماز مستحبی ایستاده باشد و پدر، او را فرا خواند و یا سوالی بپرسد، فرزند می‌بایست نماز را در دم قطع کرده و پاسخ او را دهد…

اگر بهشت زیر پای مادر است پس جایگاه پدر کجاست؟

بی‌تردید منزلت پدر در پیشگاه پروردگار بی‌مانند است؛ تا جایی که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ” الوالدُ وَسَطُ اَبْوابِ الجنّه فَاِنْ شئتَ فَاحْفظْهُ و اِنْ شِئْتَ فَضَیِّعْهُ “پدر، میان بهشت است اگر خواهی آن را نگهدار و اگر خواهی آن را ضایع دار. این بدان معناست که رسیدن به تبلور لطف الهی، در گرو رضایت پدر است.

جایگاه او و احترام به آن طوری سفارش شده که نمی‌توان به سادگی گذشت تا جایی که در اسلام تاکید می‌شود مومن به کسی می‌گویند که در تمامی امور مهم با پدر خویش مشورت کند و بدون اذن و اجازه قلبی وی کاری را انجام ندهد. شک نداشته باشید که منزلت ایشان در پیشگاه الهی بی‌همتاست. البته در دنیای امروز آن طور که باید و شاید به ایشان ارزش نمی‌دهند ولی در مکتب اسلام و در آیات مختلف نظیر سوره یوسف، سفارش شده؛ بی‌اجازه پدر حتی نمی‌بایست به مسافرت رفت.

حالا اگر دسترسی به پدر امکانپذیر نبود چه باید کرد؟

مسئله اطاعت از پدر، از آن دست موضوعاتی است که خداوند بر حضور و غیر حضور آن به یک شکل برخورد می‌کند؛ بدین ترتیب که اگر حتی پدر هم نبود اطاعت از گفته‌های او بر فرزند واجب است! مصداق قرآنی آن در سوره یوسف آیات ۶۷ و ۶۸ آمده است آنجایی که فرزندان یعقوب در غیاب پدر به حکم وی اطاعت کردند و از دروازه‌های مختلف وارد مصر شدند. البته تنها در یک صورت است که از فرمان پدر می‌شود امتناع کرد و آن زمانی است که ایشان فرزند را سفارش به معصیت کند البته در آن شرایط هم باز فرزند می‌بایست تلاش خود را در جهت رفع نیازهای وی انجام دهد؛ بر فرزند واجب است که به غیر از موضوع شرک به خداوند، در اطاعت از فرامین پدر کوشا باشد و بی‌منت و بی‌حساب لطف خود را شامل “ولی” خود کند. جایگاه والدین تا جایی است که حتی فرزند نمی‌تواند پدر و مادر کافرش را وادار به اطاعت از خداوند کند.

شاید پدر درخواستی داشته باشد که برای انجام آن فرزند می‌بایست سختی و دشواری بسیاری متحمل شود. اساسا به غیر از شرک به خدا، مرزی برای اطاعت از پدر وجود ندارد؟

مسئله اطاعت از پدر، موضوعی بزرگ و با اهمیت در دین اسلام است. باریتعالی در سوره صافات برای نشان دادن جایگاه وی، به داستان قربانی شدن اسماعیل اشاره می‌کند. آنجایی که حضرت برای اجرای فرمان سخت ذبح شدن، تن به مرگ می‌دهد تا رضایت و خشنودی ابراهیم(علیه السلام) را به دست آورد. سوال اینجاست که آیا چیزی از جان برای انسان با ارزش‌تر است؟ شک نداشته باشید که منزلت پدر بی‌همتاست. اطاعت از حکم پدر تا جایی است که در شرع گفته می‌شود اگر فرزندی بر سر نماز مستحبی ایستاده باشد و پدر او را فرا خواند و یا سوالی بپرسد؛ فرزند می‌بایست نماز را در دم قطع کرده و پاسخ او را دهد. منزلت پدر تا حدی است که حضرت علی(علیه السلام) در این‏ باره می‏‌فرماید: “حق پدر آن است که فرزند در هر چیز جز معصیت خداوند، از او اطاعت کند.”

اگر پدر حق فرزندش را ضایع کرد چطور؟

اجازه دهید همین سوال را با روایتی از امام صادق(علیه السلام) پاسخ دهم فردی خدمت آن حضرت رسید و گفت: “پدرم به من خانه‌‏ای بخشیده و سپس آن را از من پس گرفت.” حضرت فرمود: ” کار پدرت نادرست بود، ولی اگر بین تو و او بحثی پیش آمد، صدایت را از صدای او بالاتر نبر و اگر او صدایش را بالا برد، تو آهنگ کلامت را پایین بیاور” این بدان معناست که در چنین شرایطی، باز هم می‌بایست شکوه و جایگاه پدر را حفظ کرد و در هر شرایطی رعایت ادب و احترام را داشت. ببینید در آیین اسلام حتی برای راه رفتن در کنار پدر هم دستور العمل آمده است و به فرزندان سفارش شده همواره در راه رفتن، یک قدم عقب‌تر از او حرکت کنند.

حتی اگر حقی از فرزند ضایع شد؟

حتی اگر حقی از فرزند ضایع شد…. دقت داشته باشید که فرزند در تمامی طول عمر خود می‌بایست والدین خود را راضی نگه دارد و در برابر آنها تواضع و فروتنی داشته باشد. وقتی روایت داریم که فرزند نباید در راه رفتن از پدر پیشی بگیرد وقتی حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) به فرزندی می‌فرماید: “انتَ و مالُکَ لاِبیک” تو و دارایی‏‌ات از آن پدرت است. بدان معناست که پدر چیزی فراتر از آن است که ما تصور می‌کنیم. احادیث متعددی وجود دارد که معصومین(علیهم السلام) تاکید می‌کنند که خوشنودی خدا در گرو رضایت پدر و مادر است.

ویژگی منزلت پدر نسبت به مادر چیست؟ اساسا موضوعی وجود دارد که جایگاه پدر نزد خداوند متفاوت‌تر از سایرین باشد؟

البته، پدر به طور طبیعی از حق ولایت بر فرزند برخوردار است و این امر زمانی رخ می‌دهد که هیچ کس بر دیگری ولایت ندارد مگر پیامبران و معصومین(علیهم السلام) و این همان ویژگی منزلت پدر است. جایگاه ایشان در پیشگاه باریتعالی آن قدر رفیع است که در قرآن به پدر سوگند یاد شده: “و والد و ما ولد”سوگند به پدر و آن چه می‌زاید. واقعیت این است که در مکتب اسلام و در حکمت قرآنی جایگاه والدین در کنار جایگاه خداوندی است و پروردگار پدر و مادر را در کنار نام خود یاد می‌کند و از فرزندان می‌خواهد تا از وی اطاعت داشته و در همه حال احترام و تواضع پیشه کنند.

حالا اگر آن طور که شاید و باید حق مطلب در مورد پدر انجام نشود و به عبارتی در مورد ایشان، کم‌کاری شده باشد چه باید کرد؟

در آیات و روایات متعددی آمده است که کوتاهی در حق والدین، گناه است و می‌بایست توبه کرد. واقعیت امر این است که به هر شکل ممکن باید رضایت پدر و مادر را جلب کرد. اگر از دنیا رفته باشند می‌بایست برای آنها نماز و روزه بگیرد از آنها بسیار یاد کند و طلب آمورزش کنند. فرقی نمی‌کند پدری زنده باشد و یا مرده، در همه حال باید خدمت کرد.

اگر پدر پیش از به دنیا آمدن فرزند، فوت کند باز هم او صاحب حق و حقوق پدری است؟

بله، فرزند باز هم باید برای “ولی” خود احترام قائل شود و برای آمرزش وی نماز، روزه و احسان کند. این که پدر زنده نیست و یا این که در دورانی که زنده بوده، خدمتی برای فرزند انجام نداده، بهانه و توجیه کم‌کاری فرزند نمی‌شود.

سوال اینجاست که چرا خداوند برای پدر و مادر، این چنین حق بالایی قرار داده مگر نه این که آنها هم انسان هستند و خودشان نیز فرزند والدینشان هستند. این همه حقوق چه منطقی دارد؟

هر کس اگر کوچکترین نیکی را در حق انسان انجام داد، می‌بایست به وی احسان کرد؛ ضمن این که پاسخ این سوال همیشه از دیدگاه روانشناسی، اخلاق‌مداری و تا حد زیادی در علوم جامعه‌شناسی مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ بدین ترتیب که وقتی به راس هرم هر خانواده – یعنی والدین- احترام گذاشته نشود، شیرازه و بنیان آن سست و بالطبع روحیه اتحاد و انسجام در آن از بین می‌رود. حفظ حرمت به بزرگتر خانواده، تاثیر مستقیمی در اجتماع دارد. چرا که خانواده، جزء کوچک جامعه است و آنچه در خانواده شکل گیرد، اثرات آن در جامعه بروز پیدا می‌کند. اطاعت‌پذیری در خانواده، باعث اطاعت‌پذیری در جامعه می‌شود به این دلیل که فرد درصدد فرافکنی نیست و این موضوع ساده و در عین حال مهمی است که رفتارشناسان بر آن تاکید می‌کنند.

منبع: webgardi.yjc.ir

ستون‌های نظام خانواده

سه ستون اصلی نظام خانواده عبارتند از: احترام، محبت و گذشت… که به مرور باید در ذهن فرزندان نهادینه شوند.

در روابط خانوادگی پیوند عاطفی، تفاهم، و درک متقابل نقش سازنده‌ای دارند. روابط زن و مرد مثل یک جاده­ دو طرفه است که هر دو نفر باید به یکدیگر قدرت، نیرو، اهمیت، شخصیت، اعتماد به­ نفس، حس خوب و در یک کلام بار و انرژی مثبت بدهند و یا همه این­‌ها را از هم بگیرند و احساسات تخریبی جایگزینش کنند. سالم و مثبت بودن رابطه­ زن و مرد مبنای استحکام خانواده و زیربنای آن خواهد بود، فراوانی مولفه ­های مهرورزی، دلسوزی، محبت، احترام، گذشت و… باعث تقویت و پایداری روابط و پیوندهای عاطفی بین اعضاء می­‌گردد و همانند سپری آن­ها را در برابر سختی‌ها و ناملایمات محافظت می­‌کند.

یکی از آسیب‌های مشهود که بنیان هر خانواده­‌ای را تهدید می‌­کند، عدم ایفای نقش صحیح زن و مرد، و جابه ­جایی وظایف ذاتی آنان یا اساسا حذف کل نقش است. در برخی خانواده­ ها مشاهده می­‌شود که مردان نقش عابربانک و یا زن­‌ها وظیفه خدمت­ رسانی را به ­عهده دارند، لازم به یادآوری است که این­‌ها بخشی از وظایف زن و مرد محسوب می­‌شود نه تمام آن، بلکه نقش هر دو، بسیار فراتر از چنین رویکردی است.

هر انسانی برای این­ که در رشته­‌ای(شغلی، هنری، ورزشی، تجاری…) مهارت پیدا کند، باید سال­‌ها تحصیل، تمرین و… نماید تا تجربه کسب کرده و در رشته مربوطه متخصص شود، ولی چگونه است که برای بزرگترین و مهمترین کارها (تربیت و پرورش کودک – انسان) زن و مرد جوان غالبا به ­دنبال هیچ آموزش و شناخت و آگاهی نمی‌روند و اگر هم علاقمند باشند، صرفا از دانسته‌های نسل قبل استفاده می‌کنند؟

بخش اعظمی از داشته­‌ها و یادگیری کودک، به واسطه مشاهده و دیدن اَعمال دیگران صورت می­‌پذیرد. در درجه­ اول از مادر و بعد، پدر و دیگر اعضای خانواده، در حقیقت فرزندان از کارهای مادر خود تقلید می­‌کنند در آموزه­‌های دینی نیز تصریح شده که با کارهایی به غیر از زبان و کلام، افراد را به مذهب دعوت کنید.

از آن­جایی که برای مهارت پیدا کردن و حرفه­ایی شدن در کاری به تحصیلات – آگاهی و تجربه نیاز است، یک زن و شوهر جوان معمولا آموزشی تخصصی برای روابط زناشویی و تربیت فرزندان ندارند، به­ کار بردن الگوهای قدیمی (دستورالعمل­ های بزرگترها) در این موارد، چندان کارساز نیست؛ چون رشد جامعه بشری و تحولات شگرف موجود در روابط انسان‌ها، ظرفیت‌های انسانی جدیدی را در جامعه بشری گشوده است، لذا باید با توجه به نیاز روز، از فرمول­‌های تازه­ و کاربردی‌تری استفاده نماییم.

منبع: سایت دکتر افشین طباطبایی

خانواده سالم، ده ویـژگی دارد

نیازی نیست که بر اهمیت نهاد خانواده تاکید کنیم. این نهاد اجتماعی، طی تاریخ در همه زمان‌ها و مکان‌ها وجود داشته است. حتی در حال‌حاضر با این که در برخی نقاط دنیا، صحبت‌هایی در مورد نابودی‌اش به میان می‌آید همچنان حضور کاملا پررنگی دارد با وجود این، انتظارات از ازدواج و خانواده به‌خصوص در مقایسه با خانواده‌های سنتی گذشته، تغییر کرده است…

خانواده، مهم‌ترین گروهی است که رشد روان‌شناختی، تعاملات هیجانی و اعتمادبه‌نفس هر فرد در آن شکل می‌گیرد. برای بسیاری از ما، خانواده جایی است که نیرومندترین عشق‌ها و نفرت‌ها را در آن تجربه می‌کنیم، از عمیق‌ترین رضایت‌ها لذت می‌بریم و از دردناک‌ترین دل‌شکستگی‌ها رنج می‌کشیم. برای آن که خانواده بتواند سالم و طبیعی باقی بماند و کارکرد خود را حفظ کند نیاز دارد ویژگی‌های ۱۰گانه زیر را داشته باشد:

۱) اعضا به‌طور متقابل از هم محافظت و حمایت می‌کنند و نسبت به هم تعهد دارند.

از مهم‌ترین کارکردهای خانواده، این است که افراد یکدیگر را مورد حمایت قرار می‌دهند. یک عضو خانواده سالم می‌تواند حس کند در صورت رخداد هر گونه استرس و فشار روانی افراد خانواده او را حمایت می‌کنند و به او کمک خواهند کرد. به نظر می‌رسد خانواده‌هایی که در آنها به دنبال هر اختلاف بین اعضای خانواده این حمایت و محافظت از بین می‌رود، نمی‌توانند این نیاز اعضا را که همان نیاز به پشتوانه احساسی و عاطفی است، تامین کنند.

۲) در حالی‌ که به استقلال و تفاوت‌های فردی احترام می‌گذارند رفاه و امکان تکامل اعضا را از کوچک تا بزرگ تامین می‌کنند.

گاهی والدین بر این باورند که به‌ ازای امکانات و رفاهی که در اختیار فرزندان خود قرار می‌دهند فرزندان نیز باید در همه زمینه‌ها تابع کامل والدین باشند و هیچ اختیار و استقلالی برای آنها در نظر گرفته نمی‌‌شود. در خانواده‌هایی که نیاز استقلال افراد تامین نمی‌‌شود فرزندانی وابسته و با اعتماد به‌ نفس ضعیف تربیت می‌شوند که در ادامه نمی‌‌توانند زندگی مستقلی داشته باشند و با مشکلات جدی روبرو خواهند بود. مهم آن است که حدی از اختیارات افراد با توجه به سن و مسوولیت‌پذیری‌شان وجود داشته باشد.

۳) روابط زن و شوهر با احترام و حمایت دوطرفه همراه است و هریک از آنها سهم برابری از قدرت و مسوولیت دارد.

شاید بهترین کلمه‌ای که این مفهوم را توضیح می‌دهد خود کلمه «همسر» باشد. در خانواده سالم هر یک از همسران سهم برابری از قدرت (هر چند در زمینه‌های متفاوت) دارند و از سوی دیگر به‌ ازای قدرتی که دارند دارای مسوولیت هستند.

۴) والدین برای پرورش، محافظت و اجتماعی‌شدن بچه‌ها و مراقبت از دیگر اعضای آسیب‌پذیر خانواده، اقتدار و رهبری موثری دارند.

در بسیاری موارد دیده‌ایم که والدین به بهانه‌هایی مانند اینکه «با فرزند خود رفیق هستیم» قدرت لازم را برای تربیت و محافظت از دست می‌دهند و وظایف خود را به عنوان رهبران خانواده از یاد می‌برند. این سوء‌تفاهم وجود دارد که والدین نباید قوانین خاصی را در خانه وضع کنند زیرا در آن صورت به عنوان والدینی «زورگو» شناخته می‌شوند. در حالی‌که وضع قوانین و داشتن اقتدار لازم برای اجرای آنها لازمه خانواده سالم است. در خانه‌ای که قانون و اقتدار لازم وجود ندارد، فرزندان نمی‌‌توانند به منبع اقتدار تکیه کنند و در نتیجه هیچ‌گاه احساس امنیت کافی که از ملزومات اصلی رشد فرزندان است نخواهند داشت. نتیجه اجتماعی چنین روش فرزندپروری، افرادی خواهد بود که در جامعه نیز قانون را رعایت نمی‌‌کنند.

۵) الگوهای روابط بین فردی از ثبات، شفافیت و نیز پیش‌بینی‌‌پذیری برخوردار است.

بسیار مهم است که روابط اعضای خانواده از ثبات و امکان پیش‌بینی‌‌پذیری برخوردار باشد. حتما با مواردی که در آن چنین نیازی نادیده گرفته می‌شود مواجه شده‌اید. پدری که خسته است به‌خاطر بی‌حوصلگی به رفتارهای صحیح فرزند خود با عدم توجه و حتی پرخاشگری واکنش نشان می‌دهد. در حالی‌ که در روز دیگری که به اصطلاح «سرحال» است حتی رفتارهای اشتباه فرزندش را نادیده می‌گیرد و هیچ واکنشی در قبال آنها ندارد. در چنین شرایطی فرزند نمی‌‌تواند رفتار پدر را در برابر رفتارهای خود پیش‌بینی کند و در نهایت جوی از عدم آرامش بر روابط بین فردی حاکم می‌شود.

۶) خانواده سالم به میزانی انعطاف‌پذیری دارد که می‌تواند پاسخگوی نیاز به تغییر باشد، به‌طور موثری از عهده مشکل‌ها و استرس‌ها برآید و دشواری‌هایی را که حین عبور از مراحل مختلف چرخه زندگی پدید می‌آید، مدیریت کند.

در مراحل متفاوت، نیازهای خانواده تغییر پیدا می‌کند. برای مثال در مرحله‌ای فرزندان به تدریج زندگی مستقلی پیدا می‌کنند، ازدواج می‌کنند و از خانواده جدا می‌شوند. دوباره زن و شوهر وقت بیشتری با یکدیگر خواهند داشت. در حالی‌که شاید برای سال‌ها به علت وجود فرزندان چنین فرصتی را نداشته‌اند. بدیهی است در چنین شرایطی، نیازهای خانواده تغییر می‌کند و خانواده دیگر نمی‌‌تواند همان روش‌هایی را به‌کار ببرد که در چند سال گذشته انجام می‌داده است. خانواده سالم این انعطاف‌پذیری را دارد که در هر مرحله خاص با توجه به نیازهای همان مرحله روش‌های خود را تغییر دهد.

۷) ارتباطات بین افراد خانواده، بسته نیست و با قوانین و توقعات روشن و تعاملات لذت‌بخش همراه است. این ارتباطات دارای حدی از ابراز احساسات و پاسخدهی همدلانه هستند.

بسیار مهم است که خانواده بتواند بستری فراهم کند که در آن اعضای خانواده با احساس امنیت، بتوانند احساسات خود را بروز دهند. از مهم‌ترین عواملی که این امکان را فراهم می‌کند پاسخ‌های همدلانه‌ای است که دیگر اعضای خانواده به احساسات فرد می‌دهند. این موضوع که افراد به صحبت‌های یکدیگر گوش می‌دهند، قضاوت نمی‌‌کنند، سرزنش نمی‌‌کنند و به دنبال یافتن مقصر نیستند در ایجاد جو همدلی و در نتیجه وجود تعاملات لذت‌بخش نقش بسزایی دارد. در خانواده سالم، در مقایسه با جامعه، تحمل بیشتری برای ابراز احساسات افراد وجود دارد.

۸) حل مساله و فرآیند رفع تعارض‌ها به نحو موثری صورت می‌گیرد.

فرآیند حل مساله به‌خصوص در مواردی که خانواده با مشکلی مواجه شده بسیار حیاتی است. خانواده سالم دارای سازوکارهایی است که به کمک آنها می‌تواند تعارض بین اعضا، حتی تعارضاتی جدی و در ظاهر حل‌نشدنی را رفع کند. در حالی‌ که در خانواده‌هایی که چنین امکانی وجود ندارد حتی مشکلاتی ساده و به ظاهر بی‌اهمیت ممکن است تبدیل به گره‌هایی باز‌نشدنی شود و فشارهای روانی بسیار جدی بر اعضای خانواده وارد می‌کند.

۹) بین همسران، یک سیستم مشترک فکری آنها را قادر می‌سازد اعتماد متقابل پیدا کنند، مشکلات را مدیریت و با نسل قبل و بعد ارتباط برقرار کنند، ارزش‌های اخلاقی را محترم بدانند و به جامعه خود اهمیت دهند.

سیستم فکری نسبتا مشترک بین همسران، به ایجاد خانواده‌ای سالم کمک شایانی می‌کند. خانواده، حاصل یک قرارداد اجتماعی (یعنی ازدواج) است. ماهیت اجتماعی (و نه انفرادی) این قرارداد منجر می‌شود که خانواده‌های هر یک از همسران نقش مهمی در حفظ و ادامه چنین قراردادی داشته باشند. به همین دلیل، داشتن ارتباطی موثر با خانواده همسر، به‌خصوص در جوامعی که سنت، نقش پررنگ‌تری دارد کمک زیادی به سلامت خانواده می‌کند. این برداشت که «من می‌خواهم با او ازدواج کنم و با پدر و مادرش که کاری ندارم!» باوری ناکارآمد است که می‌تواند آرامش و حیات خانواده را با خطرات جدی مواجه کند.

۱۰) خانواده سالم، منابع مالی برای ایجاد امنیت اقتصادی پایه دارد و از خویشاوندان، شبکه دوستان، جامعه و سیستم‌های بزرگ‌تر اجتماعی حمایت روانی- اجتماعی دریافت می‌کند.

خانواده برای آنکه بتواند کارکرد خود را حفظ کند باید منابع مهمی در زمینه‌های متفاوت داشته باشد. منابع مالی کافی برای حس امنیت اقتصادی در اختیار دارد. منابع حمایتی لازم را از شبکه دوستان و دیگر واحدهای اجتماعی دریافت می‌کند. در واقع شبکه ارتباطی گسترده خانواده با جامعه به حفظ تعادل و عملکردهای آن کمک شایانی می‌کند.

در مجموع خانواده‌ای را می‌توان کارآمد و موفق دانست که ویژگی‌های فوق را هر چه بیشتر داشته باشد.

دکتر نوید هنربخش؛ روان‌پزشک، عضو کمیته روان‌درمانی انجمن روان‌پزشکی

منبع: آفتاب

عملی که نشان‌دهنده جایگاه ما در آخرت است!

گرچه هستی ما از خداست، لیکن سبب زندگی و وجود ما، پدر و مادر است و ما شاخه‌ای از وجود این دو عزیزیم و میوه‌ای از بوستان محبت و تربیت و مهر و عاطفه بی‌نظیر پدر و مادریم. آنان سزاوارترین انسان‏ها براى احترام و قدردانى‌‏اند و بهترین احترام و قدرشناسى، محبت و اطاعت از آن‏ها است. نقشی که پدر و مادر در به وجود آمدن فرزند خود دارند، به هیچ وجه براى فرزند نسبت به پدر و مادر جبران‏‌پذیر نیست.

حقوق والدین بر فرزند

وظایف و مسئولیت‌های ما در قبال پدر و مادرمان به قرار زیر است:

الف. فرمان پدر و مادرمان را اطاعت کنیم

از حقوق پدر و مادر بر گردن فرزند آن است که فرمان آن‌ها را اگر خداوند نهی نکرده، انجام دهد و از نهی آن‌ها اگر واجب شرعی نباشد، پرهیز و خودداری کند. امام علی – علیه السّلام – فرمود: حق والدین برفرزندان این است که در هر چیزی از او اطاعت کند، مگر در چیزی که موجب معصیت و نافرمانی خداوند سبحان است.(۱)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم): بنده‏‌ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.(۲)

ب. کمال حرمت آن دو را نگاه داریم

اهمیت احترام به پدر و مادر و نیکی کردن به آن‌ها، در سطحی است که قرآن کریم در ۹ مورد از آن سخن آورده است. در سه جا، احسان به پدر و مادر را در کنار توحید و یکتاپرستی ذکر می‌کند(۳) برای نمونه خداوند می‌فرماید: «و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا؛(۴): و خدا را بپرستید، و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید.»
امام رضا(علیه السّلام) فرمود: مردی از پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) سوال کرد: حقّ پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: او را با نام صدا نکند، در راه رفتن از او جلو نیفتد، قبل از او ننشیند و کاری انجام ندهد که مردم پدرش را لعنت کرده و دشنام دهند.(۵)
همیشه با مهربانی به آنان نگاه کنیم. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نگاه محبّت‌آمیز فرزند به پدر و مادرش، عبادت است.(۶)
امام صادق(علیه السّلام) فرمود: از چیزهایی که موجب عاق شدن است، این است که انسان به پدر و مادر خویش تیز نگاه کند.(خیره شود.)(۷)

امام صادق(علیه السّلام) فرمود: چشم‌هایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی به پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنان نبر و دستهایت را بالاتر از دستهای آنان نیاور و جلوتر از آنان قدم بر مدار.(۸)
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حقّ پدر بر فرزند این است که به هنگام غضب و خشم پدر، فرزند در مقابل او خاشع بوده و سر تسلیم فرود آورد.(۹)
با ایشان با ادب سخن بگوییم. امام صادق(علیه السّلام) فرمود: اگر خداوند چیزی کمتر از اُف گفتن سراغ داشت از آن نهی می‌نمود و اُف گفتن به پدر و مادر کمترین مراتب عاق شدن است.(۱۰)
چون آنان ظاهر شوند، برای آنان برخیزیم و تا اجازه ندهند، ننشینیم، بلکه پایین‌تر بنشینیم.(۱۱)

با توجه به سخنان معصومین(علیهم السلام) برای رعایت حرمت پدر و مادر باید به این دستورات عمل کنیم:
۱- با مهربانی به آنان نگاه کنیم.
۲- با ایشان با ادب سخن بگوییم.
۳- آنان را با نام صدا نکنیم.
۴- صدایمان را بلندتر از صدای آنان نبریم.
۵- هنگام غضب و خشم آنان، در مقابلشان خاشع بوده و سر تسلیم فرود آوریم.
۶- در راه رفتن از آنان جلو نیفتیم.
۷- چون آنان ظاهر شوند، برای آنان برخیزیم.
۸- تا اجازه ندهند، ننشینیم.
۹- قبل از آنان ننشینیم.
۱۰- پایین‌تر از جایگاه آنان بنشینیم.
۱۱- دستهایمان را بالاتر از دستهای آنان نیاوریم.
۱۲- کاری انجام ندهیم که مردم آنان را لعنت کرده و دشنام دهند.

ج. به والدین خود خدمت کنیم

همیشه با آن دو رئوف باشیم و ترحم کنیم. حق تعالی فرمود: «وَ اخفِض لَهُما جَناحَ الذُّلِ مِنَ الرّحمهِ؛(۱۲): و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان(پدر و مادر) بگستران»
حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فرمود: همیشه ملازم و در خدمت مادرت باش زیرا بهشت، زیر پای مادران است.(۱۳)
محمد بن فکدر گوید: برادرم نماز شب می‌خواند ولی من پای مادرم را که مریض بود ماساژ می‌دادم و دوست ندارم که ثواب برادرم برای من باشد و ثواب من برای مادرم.
امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: شخصی خدمت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت:‌ ای رسول خدا! به چه کسی نیکی کنم؟ حضرت فرمودند: به مادرت. گفت: بعد از او به چه کسی؟ حضرت فرمودند: به مادرت. گفت: سپس به چه کسی؟ حضرت فرمودند: به مادرت. باز پرسید: بعد از او به چه کسی؟ حضرت فرمودند: به پدرت.(۱۴)
از مال خود در اختیارشان گذاریم که هرگاه نیاز یابند، رفع نیاز کنند. مردى بـه رسـول خـدا(صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم) عرض کرد: پدرم مى‏‌خواهد مال مرا از آنِ خود کـنـد. حـضرت فرمودند: تو و مال تو از آنِ پدرت هستید .(۱۵)

امام صادق(علیه السّلام) فرمود: چشم‌هایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی به پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنان نبر و دستهایت را بالاتر از دست‌های آنان نیاور و جلوتر از آنان قدم بر مدار.

هر چند حق آنان را به جا آورده، باز ترس کوتاهی و تقصیر داشته باشیم. در دل طول عمر آن دو را بخواهیم، هر چند از زحمت، فقر و بیماری آن دو به تنگ آمده باشیم.(۱۶)

اَلــلَّـهـُمَّ اجْـعَلْـنـى اَهـابُـهُـمـا هَـیْـبَـهَ السُّـلْطـانِ الْـعَسُـوفِ،
خداوندا چنان کن که از هیبت پدر و مادرم چون از هیبت سلطان خودکامه بیمناک باشم،
وَ اَبَـرُّهُـمـا بِـرَّ الْــاُمِّ الــرَّوُوفِ،
و به هر دو چون مادرى مهربان نیکى نمایم،
وَاجْـعَـلْ طـاعَـتـى لِـوالِـدَىَّ وَ بِـرّى بِـهِـما اَقَـرَّ لِـعَیـْنـى مِـنْ رَقْـدَهِ الْوَسْـنـانِ،
و اطاعت از آنان و نیکى به هر دوى آنان را در نظرم از لذّت خواب در چشم خواب‏آلوده شیرین‏تر،
وَاَثْـلَـجَ لِـصـَدْرى مِـنْ شَـرْبَـهِ الظَّـمْـئـانِ
و برای سوز سینه‌ام از شربت گوارا در ذائقه تشنه، خنک تر گردان،
حَـتّـى‏ اُوثِـرَ عَـلـى‏ هَـواىَ هَـواهـُمـا،
تا خواسته ایشان را بر خواسته خود ترجیح دهم،
وَاُقَـدِّمَ عَـلـى‏ رِضـاىَ رِضـاهُـمـا،
و خرسندى آن دو را بر خرسندى خود مقدّم دارم،
وَاَسْـتَـکْـثِـرَ بِـرَّهُـمـا بـى وَ اِنْ قَـلَّ، وَاَسْـتَـقِـلَّ بِـرّى بِـهِـمـا وَ اِنْ‏کَـثـُرَ.(۱۷)
و خوبى ایشان را در حق خود هرچند اندک باشد زیاد بینم، و نیکویى خود را درباره ایشان گرچه بسیار باشد کم شمارم.

پی‌نوشت‌ها

۱- نهج البلاغه، حکمت ۳۳۹
۲- کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷
۳- سوره نسا(۴) آیه ۳۶؛ سوره بقره(۲) آیه ۸۳ ؛ سوره انعام(۶) آیه ۱۵۱
۴- سوره نسا(۴) آیه ۳۶
۵- بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۴۵
۶- همان، ص ۸۰
۷- اصول کافی، ج ۴، ص۵۰
۸- بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۷۹
۹- کنزالعمال، ح ۴۵۵۱۲
۱۰- اصول کافی، ج ۴، ص ۵۰
۱۱- رساله حقوق امام سجاد، شرح نراقی، علی محمد حیدری نراقی، ص۲۹۷ و ۲۹۸
۱۲- سوره اسرا آیه ۲۴
۱۳- کنزالعمّال، ج ۱۶، ص ۴۲۶
۱۴- بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۹۴
۱۵- کنزالعمّال : ۴۵۹۳۳ منتخب میزان الحکمه : ۶۱۴
۱۶- رساله حقوق امام سجاد، شرح نراقی، علی محمد حیدری نراقی، ص۲۹۷ و ۲۹۸
۱۷- فرازی از دعای امام زین العابدین(علیه السلام) برای پدر و مادر [دعای ۲۴ صحیفه سجادیه]

منابع
نهج البلاغه
کنز العمال
بحارالانوار
اصول کافی
رساله حقوق امام سجاد
صحیفه سجادیه

منبع: بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان؛ فاطمه سرفرازی؛ کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

چهل حدیث والدین

قال الله تعالی: و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما، او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما… (سوره اسراء: ۲۳)

و خدای تو حکم فرموده که، هیچ کس را جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید اگر هر دو یا یکی از آنها به پیری برسند(که موجب رنج و زحمت باشند) زنهار کلمه‌ای که رنجیده خاطر شوند مگو و کمترین آزار به آنان مرسان و با ایشان با احترام و بزرگوارانه سخن بگو. و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، به پدر و مادرم رحمت و مهربانی فرما، آنگونه که آنان مرا در کوچکی تربیت کردند.

پیشگفتار

گرچه هستی ما از خداست، لیکن سبب زندگی و وجود ما، پدر و مادر است و ما شاخه‌ای از وجود این دو عزیزیم و میوه‌ای از بوستان محبت و تربیت و مهر و عاطفه بی نظیر پدر و مادریم.

انسان فراموشکار، وقتی به قدرت و موقعیتی رسید، دوران عجز و کوچکی خویش را از یاد می‌برد و پدر و مادر و زحمات طاقت‌فرسای آنان را فراموش می‌کند، و چه ناسپاسی و کفرانی بدتر از این؟

انسانیت و اخلاق ایجاب می‌کند که پاسدار این دو گوهر باشیم و در حال حیاتشان از نیکی و احسان و پس از مرگشان از صدقات و یاد نیک غفلت نکنیم. ما امتداد وجودی والدین خودیم و فرزندان ما تداوم وجود مایند، چگونگی برخورد ما با پدر و مادر و احترام و نیکی ما به آنان سبب می‌شود که فرزندان ما نیز در نسل آینده، حق‌شناس و قدردان و نیکوکار به بار آیند. فرزندان ما همان گونه خواهند بود که ما با والدین خویش رفتار می‌کنیم.

باری… ادای حق والدین و انجام سپاس زحمات آنان نیز مانند حق خدا و شکر نعمت‌هایش از عهده توانایی ما خارج است و تنها باید زبان به عجز بگشاییم و بال تواضع و فروتنی به زیر پای آن دو فرشته بگستریم.

با این حال، توجه به مقام پدر و مادر و شناخت قدر و منزلت آنان نزد خداوند، زمینه ادای بخشی از حق بزرگ آنان را فراهم می‌سازد.

روایاتی که در این مجموعه چهل حدیث والدین مطالعه می‌کنید، ما را با گوشه‌ای از وظایف خود در برابر والدین آشنا می‌کند. توفیق الهی یارمان باد که از نیکوکاران به پدر و مادر خویش به حساب آییم چرا که رضایت خدا در رضایت آنان است. خدایا! ما را قدردان زحمات پدر و مادر بگردان. خدایا! ما را به تربیت نسلی با ایمان و حق شناس و پاکدل و نیکوکار موفق بدار.

۱- بزرگترین واجب

قال امیر المؤمنین علی(علیه السلام): بر الوالدین اکبر فریضه.

امیر المؤمنین علی(علیه السلام) فرمود: بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی، نیکی به پدر و مادر است.

(میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۷۰۹)

۲- برترین اعمال

قال الصادق(علیه السلام): افضل الاعمال الصلاه لوقتها، و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: برترین کارها عبارتست از: ۱ – نماز در وقت ۲ – نیکی به پدر و مادر ۳ – جهاد در راه خدا.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۵)

۳- انس با پدر و مادر…

فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): فقر مع والدیک فوالذی نفسی بیده لانسهما بک یوما و لیله خیر من جهاد سنه.

مردی خدمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آن که جانم در دست اوست، انس یک روز آنان با تو، از جهاد یکسال بهتر است.(البته در صورتی که جهاد، واجب عینی نباشد).

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۵۲)

۴- محبوبترین کارها

عن ابن مسعود قال: سئلت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ‌ای الاعمال احب الی الله عز و جل؟ قال: الصلاه لوقتها، قلت ثم‌ای شی ء؟ قال: بر الوالدین، قلت: ثم‌ای شیء؟ قال: الجهاد فی سبیل الله.

ابن مسعود می‌گوید: از پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کردم محبوبترین کار پیش خدا کدام است؟ فرمود: نماز در وقت، گفتم: بعد از آن چه چیز؟ فرمود: نیکی به پدر و مادر، گفتم: بعد از آن چه چیز، فرمود: جهاد در راه خدا.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۰)

۵- نگاه به پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ما ولد بار نظر الی ابویه برحمه الا کان له بکل نظره حجه مبروره. فقالوا: یا رسول الله و ان نظر فی کل یوم مائه نظره؟ قال: نعم، الله اکبر و اطیب.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر فرزند نیکوکاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند، در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول به او داده می‌شود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟ فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۳)

۶- عظمت پدر و مادر

عن ابی الحسن الرضا(علیه السلام) قال: ان الله عز و جل امر بثلاثه مقرون بها ثلاثه اخری: امر بالصلاه و الزکاه، فمن صلی و لم یزک لم تقبل منه صلاته و امر بالشکر له و للوالدین، فمن لم یشکر والدیه لم یشکر الله، و امر باتقاء الله و صله الرحم، فمن لم یصل رحمه لم یتق الله عز و جل.

امام رضا(علیه السلام) فرمود: خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد:

۱ – به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسی که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمی‌شود.

۲ – به سپاسگزاری از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسی که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، خدا را شکر نکرده است.

۳ – به تقوای الهی فرمان داده و به صله‌رحم، پس کسی که صله‌رحم انجام ندهد تقوای الهی را هم بجا نیاورده است.

(بحار الانوار، جلد ۷۴، ص ۷۷)

۷- احترام پدر و مادر

قال الصادق(علیه السلام): بر الوالدین من حسن معرفه العبد بالله اذ لا عباده اسرع بلوغا بصاحبها الی رضی الله من حرمه الوالدین المسلمین لوجه الله تعالی.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: نیکی به پدر و مادر نشانه شناخت شایسته بنده خداست. زیرا هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمی‌رساند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۷)

۸- اطاعت از والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من اصبح مطیعا لله فی الوالدین اصبح له بابان مفتوحان من الجنه و ان کان واحدا فواحدا.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که دستور الهی را در مورد پدر و مادر اطاعت کند، دو درب از بهشت به رویش باز خواهد شد، اگر فرمان خدا را در مورد یکی از آنها انجام دهد، یک درب گشوده می‌شود.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷)

۹- ارزش اطاعت از پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): العبد المطیع لوالدیه و لربه فی اعلی علیین.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بنده‌ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷)

۱۰- پرداخت بدهی والدین

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من حج عن والدیه او قضی عنهما مغرما بعثه الله یوم القیامه مع الابرار.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد، خداوند او را در روز قیامت با نیکان برمی‌انگیزد.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۸)

۱۱- خشنودی پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من ارضی والدیه فقد ارضی الله و من اسخط والدیه فقد اسخط الله.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آن که پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۰)

۱۲- عاقبت نیکی به پدر و مادر

عن الصادق(علیه السلام) قال: بینا موسی بن عمران یناجی ربه عز و جل اذ رای رجلا تحت عرش الله عز و جل فقال: یا رب من هذا الذی قد اظله عرشک؟ فقال: هذا کان بارا بوالدیه، و لم یمش بالنمیمه.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردی را دید که در زیر سایه عرش الهی در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟ خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخن‌چینی نمی‌کرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۵)

۱۳- سفر برای نیکی به پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): سر سنتین بر والدیک، سر سنه صل رحمک.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دو سال راه برو به پدر و مادرت نیکی کن، یکسال راه برو و صله‌رحم انجام بده،(یعنی اگر پدر و مادرت در فاصله دوری هستند که دو سال باید راه بروی تا به آنها برسی و نیکی کنی ارزش دارد).

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۳)

۱۴- پدر و مادر و افزایش عمر و روزی

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من احب ان یمد له فی عمره و ان یزاد فی رزقه فلیبر والدیه و لیصل رحمه.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیکی کند و صله‌رحم بجای آورد.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵)

۱۵- آثار نیکی به پدر و مادر

عن حنان بن سدیر قال: کنا عند ابی عبد الله(علیه السلام) و فینا میسر فذکروا صله القرابه فقال ابو عبد الله(علیه السلام): یا میسر! قد حضر اجلک غیر مره و لا مرتین، کل ذلک یؤخر الله اجلک، لصلتک قرابتک، و ان کنت ترید ان یزاد فی عمرک فبر شیخیک یعنی ابویک.

حنان بن سدیر می‌گوید: در حضور امام صادق(علیه السلام) بودیم که میسر هم در میان ما بود، از رابطه خویشاوندی سخن به میان آمد، امام صادق(علیه السلام) فرمود: ‌ای میسر! چند بار اجل و مرگ تو فرا رسیده و هر بار خداوند آن را به خاطر صله‌رحم با خویشاوندانت تاخیر انداخته است، اگر می‌خواهی خداوند عمر تو را زیاد کند به پدر و مادرت نیکی کن.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۴)

۱۶- اول نیکی به مادر

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: جاء رجل الی النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) فقال: یا رسول الله من ابر؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): امک، قال: ثم من؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): امک، قال: ثم من؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): امک، قال: ثم من؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): اباک.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: مردی خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت:‌ای رسول خدا! به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت، عرض کرد، بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، سؤال کرد: سپس به چه کسی؟ فرمود: به پدرت؟

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۹)

۱۷- نتیجه نیکی به پدر و مادر

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: بروا اباءکم یبرکم ابناءکم، عفوا عن نساء الناس تعف نسائکم.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشم پوشی کنید تا دیگران نسبت به زنهای شما چشم پوشی کنند.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۶)

۱۸- حق پدر

عن ابی الحسن موسی(علیه السلام) قال: سال رجل رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ما حق الوالد علی ولده؟ قال: لا یسمیه باسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس قبله و لا یستسب له.

از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده که فرمود: مردی از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: ۱- او را با نام صدا نکند ۲ – در راه رفتن از او جلو نیفتند. ۳ – قبل از او ننشیند. ۴ – کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۵)

۱۹- عبادت در نگاه

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): نظر الولد الی والدیه حبا لهما عباده.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نگاه محبت‌آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۰)

۲۰- رفتار با والدین

عن ابی ولاد الحناط قال: سالت ابا عبد الله(علیه السلام) عن قول الله: «و بالوالدین احسانا» فقال: الاحسان ان تحسن صحبتهما و لا تکلفهما ان یسالاک شیئا هما یحتاجان الیه.

ابی ولاد می‌گوید: معنای آیه «و بالوالدین احسانا»(بقره/ ۸۳) را از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم، فرمود: احسان به پدر و مادر اینست که رفتارت را با آنها نیکو کنی و مجبورشان نکنی تا چیزی که نیاز دارند از تو بخواهند. «یعنی قبل از درخواست آنان، نیازشان را برطرف کنی».

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۹)

۲۱- وظیفه در برابر والدین

قال ابو عبد الله(علیه السلام): لا تملا عینیک من النظر الیهما الا برحمه و رقه، و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما، و لا یدیک فوق ایدیهما و لا تتقدم قدامهما.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۹)

۲۲- نیابت از پدر و مادر

قال ابو عبد الله(علیه السلام): ما یمنع الرجل منکم ان یبر والدیه حیین او میتین، یصلی عنهما و یتصدق عنهما و یحج عنهما و له مثل ذلک، فیزیده الله(عز و جل) ببره و صلاته خیراً کثیراً.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: چه چیز مانع شخص می‌شود وقتی که پدر و مادرش زنده یا مرده اند به آنها نیکی کند، باین صورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج بجا بیاورد و روزه بگیرد، زیرا اگر چنین کند ثواب آنها به پدر و مادر می‌رسد و به خود شخص هم همانقدر ثواب داده می‌شود، به علاوه خداوند متعال به واسطه کارهای نیک و نماز او خیر زیادی به او عطا می‌کند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۶)

۲۳- نیکی به والدین بد

عن ابی جعفر(علیه السلام) قال: ثلاث لم یجعل الله(عز و جل) لاحد فیهن رخصه اداء الامانه الی البر و الفاجر و الوفاء بالعهد للبر و الفاجر و بر الوالدین برین کانا او فاجرین.

امام باقر(علیه السلام) فرمود: در سه چیز خداوند متعال به احدی اجازه ترک آنها را نداده است:

۱ – ادای امانت به مرد نیکوکار و فاسق.

۲ – وفای به عهد و پیمان نسبت به نیکوکار و فاسق.

۳ – نیکی به پدر و مادر، نیکو کار باشند یا فاسق و لا ابالی.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۵۶)

۲۴- برخورد با پدر و مادر مشرک

فیما کتب الرضا(علیه السلام) للمامون: بر الوالدین واجب، و ان کانا مشرکین و لا طاعه لهما فی معصیه الخالق.

در نوشته حضرت رضا(علیه السلام) به مامون آمده که: نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگرچه مشرک و کافر باشند، ولی در معصیت خدا نباید اطاعتشان کرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۲)

۲۵- زیارت قبر والدین

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: من زار قبر والدیه او احدهما فی کل جمعه مره غفر الله له و کتب برا.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که قبر پدر و مادر یا یکی از آندو را در هر جمعه یکبار زیارت کند خداوند او را می‌بخشد و او را نیکوکار می‌نویسد.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۸)

۲۶- بهشت و نیکی به والدین

عن ابی الحسن(علیه السلام) قال: قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): کن بارا و اقتصر علی الجنه و ان کنت عاقا فاقتصر علی النار.

از امام رضا(علیه السلام) نقل شده که فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نسبت به پدر و مادر نیکوکار باش تا پاداش تو بهشت باشد ولی اگر عاق آنها شوی جهنمی خواهی بود.

(اصول کافی، ج ۲، ص ۳۴۸)

۲۷- نگاه تیز به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: لو علم الله شیئا ادنی من اف لنهی عنه، و هو من ادنی العقوق و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد النظر الیهما.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر خداوند چیزی کمتر از اف(اوه) گفتن سراغ داشت از آن نهی می‌کرد: و اف گفتن از کمترین مراتب عاق شدن است. نوعی از عاق شدن اینست که انسان به پدر و مادرش تیز نگاه کند.(خیره شود).

(اصول کافی، ج ۴، ص ۵۰)

۲۸- نگاه خشم‌آلود به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: من نظر الی ابویه نظر ماقت، و هما ظالمان له، لم یقبل الله له صلاه.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: کسی که از روی نفرت به پدر و مادرش که به او ستم کرده‌اند نگاه کند، نمازش در درگاه الهی پذیرفته نمی‌شود.

(اصول کافی، ج ۴، ص ۵۰)

۲۹- غمگین کردن پدر و مادر

قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): من احزن والدیه فقد عقهما.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد، عاق والدین شده است.(حق آنها را رعایت نکرده است.)

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۴)

۳۰- نتیجه بی‌ادبی به والدین

عن ابی جعفر(علیه السلام) قال: ان ابی نظر الی رجل و معه ابنه یمشی و الابن متکیء علی ذراع الاب، قال: فما کلمه ابی مقتا له حتی فارق الدنیا.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: پدرم مردی را دید که پسرش همراهش راه می‌رفت و به بازوی پدر تکیه کرده بود،(وقتی این جریان را دید) تا زنده بود از روی ناراحتی و خشم با او صحبت نکرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۴)

۳۱- درگیری با پدر

قال ابو عبد الله(علیه السلام): ثلاثه من عازهم ذل: الوالد و السلطان و الغریم.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار می‌گردد: پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۱)

۳۲- محرومیت عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ایاکم و عقوق الوالدین، فان ریح الجنه توجد من مسیره الف عام و لا یجدها عاق و لا قاطع رحم.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از عاق والدین شدن بپرهیزید، زیرا با این که بوی بهشت از مسافت هزار سال به مشام می‌رسد، عاق والدین و کسی که قطع رحم کند، آن بو را احساس نخواهد کرد.(یعنی بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.)

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۲)

۳۳- بدبختی عاق والدین

عن الصادق(علیه السلام) قال: لا یدخل الجنه العاق لوالدیه و المدمن الخمر و المنان بالفعال للخیر اذا عمله.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: عاق والدین و شرابخوار و انسان خیر منت گذار، وارد بهشت نمی‌شوند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۴- عاقبت عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): اربعه لا ینظر الله الیهم یوم القیامه، عاق و منان و مکذب بالقدر و مدمن خمر.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: در قیامت خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد کرد:

۱ – عاق والدین ۲ – منت گذار۳ – منکر قضاء و قدر۴- شرابخوار.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۱)

۳۵- مجازات عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ثلاثه من الذنوب تعجل عقوبتها و لا تؤخر الی الاخره: عقوق الوالدین، و البغی علی الناس و کفر الاحسان.

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کیفر سه گناه به قیامت نمی‌ماند(یعنی در همین دنیا مجازات می‌شود.) ۱ – عاق پدر و مادر۲ – ظلم و تجاوز به مردم ۳ – ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۶- عاق والدین

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: الذنوب التی تظلم الهواء عقوق الوالدین.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: از گناهانی که هوا را تیره و تار می‌کند، عاق والدین شدن است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۷- شقاوت عاق والدین

قال الصادق(علیه السلام): عقوق الوالدین من الکبائر لان الله(عز و جل) جعل العاق عصیا شقیا.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: عاق پدر و مادر شدن، از گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال عاق والدین را گناهکار شقی شمرده است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۸- هلاکت عاق والدین

عن ابی عبد الله(علیه السلام): ان رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) حضر شابا عند وفاته فقال(صلی الله علیه و آله و سلم) له: قل: لا اله الا الله،قال(علیه السلام): فاعتقل لسانه مرارا فقال(صلی الله علیه و آله و سلم) لامراه عند راسه: هل لهذا ام؟ قالت: نعم انا امه،قال(صلی الله علیه و آله و سلم): افساخطه انت علیه؟ قالت: نعم ما کلمته منذ ست حجج،قال(صلی الله علیه و آله و سلم) لها: ارضی عنه،قالت: رضی الله عنه برضاک یا رسول الله فقال له رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): قال: لا اله الا الله قال(علیه السلام): فقالها… ثم طفی…

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هنگام مرگ جوانی، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) کنار بستر او حضور یافتند و به جوان فرمودند: بگو لا اله الا الله، فرمود: زبانش بند آمد، چندبار تکرار کرد ولی زبان او بند شد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به زنی که کنار جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ زن گفت: بله، من مادر او هستم، فرمود: آیا از او ناراضی هستی؟ زن گفت: بله شش سال است با او صحبت نکرده ام، فرمود: از او راضی شو، زن گفت: یا رسول الله! به خاطر رضایت تو خدا از او راضی شود.(من از او راضی شدم) سپس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به جوان فرمود: بگو لا اله الا الله، جوان در این هنگام گفت: لا اله الا الله و پس از لحظاتی مرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۵)

۳۹- اعمال عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): یقال للعاق اعمل ما شئت فانی لا اغفر لک و یقال للبار اعمل ما شئت فانی ساغفر لک.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به عاق والدین از(طرف خدا) گفته می‌شود: هر کاری می‌خواهی انجام بده، دیگر تو را نمی‌بخشم و به نیکوکار(نسبت به پدر و مادر) هم گفته می‌شود: هر چه می‌خواهی انجام ده تو را می‌بخشم.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۰)

۴۰- نیکی به والدین و آمرزش گناه

قال علی بن الحسین(علیه السلام): جاء رجل الی النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) فقال: یا رسول الله ما من عمل قبیح الا قد عملته فهل لی توبه؟ فقال له رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): فهل من والدیک احد حی؟ قال: ابی قال: فاذهب فبره. قال: فلما ولی قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): لو کانت امه.

امام سجاد(علیه السلام) فرمود: مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت:‌ ای رسول خدا! من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می‌توانم توبه کنم؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا هیچیک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن(تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کاش مادرش زنده بود.(یعنی اگر او زنده بود و به او نیکی می‌کرد، زودتر آمرزیده می‌شد.)

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۲)

منبع: چهل حدیث والدین؛ شریفی، محمود

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

جایگاه پدر و وظایف ما

مقام پدر

سیزدهم رجب، افزون بر شادمانی میلاد شهریار خردورزی و عدالت، با احترام به ارجمندی مقام پدران و سپاس از مهر گسترده ایشان معطر شده است. انتخاب ولادت سرسلسله امامت و پدر دو پیشوای الهی، امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) به عنوان روز پدر، حریم و حرمت مقام بلند ایشان و شعفناکی این روز را یادآور می‏‌شود. در این مقاله، با نگاه به آموزه‏‌های زندگی‏ آموز اسلام، از شکوه مقام پدر و احترام بی‏‌مرز او در معارف دینی سخن آورده‌‏ایم. گفتنی است در واکاوی این موضوع در آیات و روایات، بیشتر با واژه والدین روبه‏‌رو هستیم و همراهی و هم‏قدری پدر و مادر در تکریم.

معمایی شگرف با پاسخی آسان

صحنه زندگی ما با خاطره‌‏هایی سرشار از گذشت و ایثار، گره خورده است. در اطراف ما، هنرمندانی هستند که عمری پروانه بودن را حتی با شرارت شمع و باغبانی را حتی با تلخی تیغ، عمیق زندگی کرده‏‌اند. آنان تمام شدن را به بهای ساختن و سوختن را به قیمت شادی بخشیدن اندوخته‌‏اند. این که کسی بتواند تا این حد، بی‏‌دریغ عشق بورزد و این‏ گونه لبریز از سخاوت باشد، معمایی است شگرف با پاسخی آسان؛ قداست واژه‌‏ای به نام پدر. اوست که می‏‌تواند بی‌هیچ چشم‏داشت، این‏ گونه چشمه زلال مهربانی باشد و جوهر گران‏مایه وجود را جاری جسم و جان فرزندانش سازد. اوست که می‏‌تواند این‏ گونه ارزانْ عاطفه ارزانی کند. او بلندتر از ادراک واژه‏‌ها و فراتر از قامت سپاس‏‌های ماست.

سازنده‌ترین نظام ارتباطی

انسان، در چرخه ارتباط‏‌ها زندگی می‏‌کند؛ ارتباط با خدا، خود، پدر و مادر، همسر، همسایه، هم‏سفر، هم‏سفره، هم‏جنس، نا هم‏جنس، دوست، دشمن و حتی حیوانات و طبیعت. در این میان، یکی از دیرپاترین و سرنوشت‌سازترین ارتباط‏‌ها، همراهی و هم‏زیستی انسان با پدر و مادر است. این ارتباط، برنامه‏‌ای پویا و فراگیر برای پاسداری از نظام خانواده را می‏‌طلبد. اگر پیوندها و پیمان‏های استوار سنتی و دینی در هجوم آتشناک بی‏‌تفاوتی و بی‏‌مهری سست گردد و ناهنجاری‏‌های اخلاقی و اجتماعی همه‏‌گیر شود، انسانِ بی‏‌پناه، میزبانِ تنهایی وحشت‏‌خیز خویش می‏‌گردد. پدر و مادر، دو بنیاد خانواده هستند و استوار ماندن خانواده و آفت‏‌زایی از آن، به پاس داشتن حقوق و حرمت آنان وابسته است. ازاین‏رو، دین اسلام، حقوق و وظایفی را که باید در این ارتباط‏‌ها رعایت شود، به زیبایی بیان کرده و سازنده‌‏ترین نظام‏ها را بر هم‏زیستی سالم و سرشار از نشاط و تعالی پیشنهاد داده است. بی‏‌شک، ژرف‏ترین نگاه‏‌ها و آموزنده‌‏ترین مفاهیم را باید در اندیشه‌‏های بلند اسلام جست.

دو پدر معنوی

در برخی روایات، واژه «اَب» به معنای پدر، برای حضرت رسول(صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله و سلم) و حضرت علی(علیه ‏السلام) و به معنای پدران معنوی امت اسلام آمده است. پیامبر اکرم(صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله و سلم) فرمود: «اَنا و علیٌ اَبَوَا هذِه الاُمَّهِ؛ من و علی دو پدر این امتیم.» بنابراین، همان‏ گونه که پدر، اسباب پدید آمدن مادّی و فیزیکی ماست و حقوق بسیاری بر ما دارد، آن دو بزرگوار، انگیزه پدید آمدن هویت دینی و معنوی ما هستند و ما وام‏دار حقوق عظیم معنوی آنان هستیم. همان‏ گونه که در برابر پدران جسمانی خویش وظایفی چونان فرمان‏پذیری، فروتنی، محبت، سپاس‏مندی، احسان، بزرگداشت و… داریم، در برابر این پدران معنوی نیز چنان وظایفی را بر عهده داریم. البته حقوق این پدران معنوی بسیار گسترده‏‌تر و پاسداشت آن بسی سخت‏‌تر است؛ زیرا سعادت دنیایی و اخروی که ره‌‏آورد اسلام است و زندگی ما را سرشار ساخته، همه دستاورد رنج‏ها، تلاش‏ها و مجاهدت‏های آن عزیزان است. همچنین با از دست دادن پدر جسمانی، فرزند یتیم می‏‌شود و در چرخه زندگی آفت‏ها می‌‏بیند. با گُسست معنوی، اعتقادی و عملی از پدران معنوی نیز انسان، بی‏‌هدف، بی‏‌راهنما و بی‏‌پناه می‏‌شود.

مربی و معلم به منزله پدر

در فرهنگ اسلامی، افزون بر تأکید بر تکریم و احترام پدر حقیقی، برای پاسداشت برخی دیگر از افراد اثرگذار در تکوین شخصیت انسان، از آنان با واژه پدر یاد و به تعظیم و اکرامشان سفارش شده است. در روایتی آمده است: «به راستی پدران، سه نفر هستند: پدری که عامل پیدایی ما شده است(پدر حقیقی)؛ پدری که ما را پرورش داده است(مربی) و پدری که به ما آموزش داده است(معلّم).» همچنین در برخی روایات، تکریم برادر بزرگ‏تر را توصیه کرده و او را به منزله پدر شمرده‏‌اند.

معنای احسان به پدر و مادر

در آیات بسیاری از قرآن مجید، مردمان به احسان و نیکی کردن به پدر و مادر امر شده‏‌اند که از آن جمله است: آیه ۸۳ سوره بقره، آیه ۳۶ سوره نساء، آیه ۱۵۱ سوره انعام، آیه ۲۳ سوره إسراء، آیه ۱۵ سوره أحقاف و آیه ۸ سوره عنکبوت. در این‏ باره، یکی از یاران امام صادق(علیه ‏السلام) از معنای احسان در آیه ۸۳ سوره بقره پرسید. آن حضرت فرمود: «یعنی با آنان به طور شایسته هم‏زیستی کنی و پیش از آن که مجبور شوند چیزی از تو بخواهند، تو نیازشان را برآورده سازی، اگر چه از نظر مال بی‏‌نیاز باشند».

راغب اصفهانی، واژه‏‌شناس نکته‏‌سنج نیز درباره معنای احسان گفته است: «احسان، بالاتر از عدل است؛ زیرا عدل بدان معناست که هر چه بر عهده دارد، بدهد و آنچه بر اوست، بگیرد، ولی احسان آن است که بیشتر از آنچه بر عهده دارد، بدهد و کمتر از آنچه برای اوست، بگیرد.» این تفسیرها، وظیفه سترگ فرزندان را در برابر والدین گوشزد می‏‌کند.

دستور عام نیکی به پدر و مادر

نیکی به پدر و مادر، سفارشی ویژه و دستوری عام است تا آنجا که حتی ناپارسایی، شیعه نبودن و حتی نامسلمان بودن پدر و مادر، مانع نیکی کردن به آنان نمی‏‌شود. در این ‏باره امام باقر(علیه ‏السلام) در حدیثی فرموده است: «سه چیز است که خداوند متعالی در مورد آنها اجازه مخالفت نداده است: بازگرداندن امانت به نیکوکار و بدکار؛ وفای به پیمان در مورد درست‏کردار و بدرفتار، نیک‏رفتاری با پدر و مادر چه نیکوکار باشند و چه بد کردار.» امام رضا(علیه ‏السلام) نیز می‏‌فرماید: «نیکی کردن به پدر و مادر واجب است، اگر چه آن دو مشرک باشند، ولی در نافرمانی خداوند نباید از آنان فرمان‏پذیر بود».

سپر آتش

خدمت به پدر و مادر، از وظایف دینی و اخلاقی ماست و ره‌‏آوردهای معنوی بسیاری دارد. این امر، افزون بر پاداش‌‏های آخرتی، در سرنوشت مادی و خوش‏بختی‏ها و کام‏یابی‏های زندگی دنیایی ما بسیار اثرگذار است. این وظیفه در روزگار ضعف و سستی آنان، اهتمامی ویژه و توجهی خاص می‏‌طلبد. در روایتی آمده است: مردی به نام ابراهیم از یاران امام صادق(علیه ‏السلام) به آن حضرت گفت: پدر من بسیار کهن‏سال و ناتوان است، به گونه‏‌ای که وقتی می‏‌خواهد قضای حاجت کند، او را بر دوش می‏‌گیریم و می‏‌بریم. حضرت فرمود: «اگر می‏‌توانی خودت چنین کاری را انجام بده و با دست خویش برایش لقمه بگیر؛ زیرا چنین خدمتی، سپر آتش فردای قیامت توست».

گفتار کریمانه

از شیوه‌‏های تعظیم و تکریم مقام پدر، گفتار کریمانه با اوست. قرآن کریم، شیوه‌‏های گفتار با مخاطبان گوناگون را بیان کرده و درباره درون‏مایه و محتوا، شکل القای سخن و نوع آهنگ صدا، دستورهای راه‌‏آموزی ارائه داده است. قرآن کریم درباره شیوه گفتار با پدر و مادر می‏‌گوید: «وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریمًا؛ با آن دو، سخن کریمانه، ارجمند و شرافتمندانه بگو.»(اسرا: ۲۳) امام سجاد(علیه ‏السلام) نیز در نیایشی از خداوند متعالی می‏‌خواهد: «خدایا! آهنگ صدایم را در پیشگاه پدر و مادر آرام و فرود آمده قرار ده و سخنم را برای آنان گوارا و دل‏نشین ساز.» در روایتی آمده است که فردی به امام صادق(علیه ‏السلام) گفت: پدرم به من خانه‏‌ای بخشیده و سپس تصمیم گرفته است آن را از من باز پس گیرد. حضرت فرمود: «کار پدرت نارواست، ولی اگر بین تو و پدرت بگو مگو پیش آمد، صدایت را از صدای او بالاتر نبر و اگر او صدایش را بالا برد، تو آهنگ کلامت را پایین آور».

حفظ حریم حرمت پدر

در فرهنگ اسلامی، مرزهای پاسداشت مقام بلند پدر و شیوه‌‏های ارج و احترام او با دقتی ژرف و نگاهی نکته‏‌سنجانه ترسیم شده است. در آیین اسلام، فرزند افزون بر آن که خود باید پیوسته قدر قداست پدر را بداند، نباید کاری کند که دیگران حریم حرمت پدرش را بشکنند و او را آماج ناسزاهایشان قرار دهند؛ چون از زمان دیرین، چنین رسم بوده که به پدر و مادر کسی که کار ناروا می‏‌کرد، ناسزا می‏‌گفتند. در این ‏باره در روایتی آمده است که پیامبر اعظم(صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله و سلم)، کسانی را که پدر و مادر خویش را لعنت می‏‌کنند، لعنت کرد. از آن حضرت پرسیدند: آیا کسی پدر و مادر خود را لعنت می‏‌کند؟ حضرت پاسخ داد: «آری. کسی که پدر و مادر مردم را لعنت می‏‌کند و آنان در مقابل، پدر و مادر او را لعنت می‏‌کنند».

پاسداری از نام و یاد پدر

چند به ناز پرورم مهر بتان سنگ‏دل

یاد پدر نمی‏‌کنند این پسران ناخلف

یکی از سفارش‏‌های اخلاقی اسلام، زنده نگه داشتن نام و یاد پدر و مادر است. در بخشی از دعای امام سجاد(علیه ‏السلام) آمده است: «ای خدای من! یاد پدر و مادرم را در پایان نمازها از خاطرم مزدای و در همه لحظه‌‏های شبانگاهان و در همه ساعت‏‌های روز، یاد آنان را از ضمیرم مَبر.» این پاس‏داشت نام و یاد، به هر شکل و هر شیوه، از جنس نیکی کردن به پدران و نوعی قدردانی از زحمت ایشان و ترویج سنت احترام به بزرگ‏ترهاست.

روایتی درس‏ آموز

سیره گران‏قدر زندگانی اهل‏بیت(علیهم‏ السلام) از نکته‌‏های درس‏ آموز در بزرگداشت مقام پدر سرشار است. در روایتی آمده است: مردی با پسرش میهمان حضرت علی(علیه ‏السلام) شد. آن حضرت با اکرام و احترام آنان را در صدر مجلس نشاند. پس از صرف غذا، حضرت خواست به رسم آن زمان، دست میهمان را بشوید. او خود را عقب کشید و گفت: چگونه ممکن است من دست‏هایم را بگیرم و شما آنها را بشویید. حضرت علی(علیه ‏السلام) با فروتنی و اصرار خواست تا به شرافت خدمت کردن به برادر مؤمن برسد. آن حضرت، دست پدر را شست، ولی برای شستن دست فرزند میهمان، محمد حَنَفیّه، فرزندش را طلبید و فرمود: «دست پسر را تو بشوی. اگر پدر این پسر اینجا نبود و تنها این پسر میهمان ما بود، خودم دستش را می‏‌شستم، ولی خداوند دوست دارد آنجا که پدر و پسری هر دو حاضرند، بین آنها در احترام گذاشتن فرق گذاشته شود».

نخواستم بالاتر از او بنشینم

در مطالعه رفتار و منش مردان راستین خدا و عالمان اهل عمل، درس‏هایی آموزنده برای الگوگیری در زندگی خود می‏‌یابیم. گفته‏‌اند: یکی از مراجع بزرگوار نجف اشرف که هر روز بالای منبر درس می‏‌گفت، روزی بر زمین نشست و تدریس کرد. پس از درس، شاگردان از او پرسیدند: چرا امروز بر فراز منبر نرفتید؟ پاسخ داد: امروز پدرم که در ایران پیشه کشاورزی دارد، به مجلس درسم آمده بود و من نخواستم بالاتر از او بنشینم.

احترام آیت ‏الله مرعشی نجفی به پدر

درباره مرحوم آیت‏ الله العظمی نجفی مرعشی(رحمه‏ الله)، مرجع بزرگ تقلید که افزون بر توفیق‏‌های سترگ معنوی و علمی و پرورش فرهیختگان بسیار حوزوی، آثار گسترده فرهنگی از خود به یادگار گذاشت، آورده‏‌اند که آن بزرگوار گفته بود: آن‏گاه که نوجوان بودم و مادرم از من می‏‌خواست پدرم را از خواب بیدار کنم، صدا کردن پدر برایم دشوار بود. ازاین‏رو، چهره و گونه‌‏هایم را کف پاهای پدرم می‏‌مالیدم و با چنین لطافت فروتنانه‏‌ای پدرم را بیدار می‏‌ساختم. هنگامی که پدرم بیدار می‏‌شد و مرا در چنین موقعیت متواضعانه‌‏ای می‌‏نگریست، با چشم‏‌های سرشار از اشک، دست به سوی آسمان بر می‏‌افراشت و از خداوند متعالی برایم توفیق درخواست می‏‌کرد. آیت ‏الله العظمی مرعشی نجفی بارها می‏‌فرمود: «موفقیت کنونی من و فراوانی توفیقاتم، به برکت دعای پدر و مادر است».

تاوان اندکی سستی

یکی از درس‏های شگرف و تأمل‏ برانگیز زندگی حضرت یوسف(علیه ‏السلام)، داستان رویارویی او با پدرش، حضرت یعقوب(علیه ‏السلام) پس از سال‏ها رنجِ گرانِ فراق است. آن‏گاه که حضرت یوسف(علیه ‏السلام) به پیشواز پدر خویش آمد، شکوهی عظیم داشت. او در پیش و انبوه سواران همراهش بودند و در دیگر سوی، پدر پیرِ فراق کشیده و اندوه چشیده، چشم انتظار بود. حضرت یوسف(علیه ‏السلام) می‌‏بایست وقتی چشمش به رخسار پدر افتاد، با شتاب از اسب به زمین آید و پیاده به پیشگاه پدر برود، ولی اندکی سستی کرد. از این رو، خداوند متعالی، نبوت را از نسل او برگرفت و پس از او فرزندانش پیامبر نشدند. این محرومیت بزرگ بدین سبب بود که تکریم در خور پدر را به جای نیاورد. پس از او، نبوت در نسل پسران برادرش، لاوی قرار گرفت؛ زیرا هنگامی که برادران یوسف می‏خواستند او را بکشند، گفت: «لا تَقْتُلُوا یُوسُفَ؛ یوسف را نکشید.(یوسف: ۱۰)» حافظ با اشارت به همین رخداد گفته است:

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور     پدر را باز پرس آخر کجا شد مهر فرزندی

آیین راه رفتن با پدر

راه رفتن، از عمومی‏‌ترین رفتار مردم است و گونه‌‏های مختلف و حالت‏های متفاوتی دارد. راه رفتن‏‌های گوناگون، نمودی از حالت‏‌های روانی، صفات اخلاقی و منش‌‏های ماست. فرهنگ ادب‏‌گستر اسلام، آیین راه رفتن و شیوه‌‏های پسندیده و ناپسند آن را بیان کرده است. قرآن کریم در آیه ۳۷ سوره اسرا می‏‌فرماید: «روی زمین با تکبر راه مرو. تو نمی‏‌توانی زمین را بشکافی و طول قامتت نیز هرگز به کوه‏‌ها نمی‌‏رسد.» همچنین در آیه ۶۳ سوره فرقان می‏‌فرماید: «بندگان خدای رحمان کسانی هستند که بی‏‌آرایه و فروتنانه راه می‏‌روند.» در فرهنگ اسلام به آیین راه رفتن با پدر و مادر نیز اشاره شده است. در روایات می‏‌خوانیم: «جلوتر از پدرت راه مرو» یا «در راه رفتن از پدر و مادر پیشی نگیر.» همچنین در روایت دیگری آمده است: «فرزند نباید جلوتر از پدر راه برود».

واجب بودن اطاعت پدر

واجب بودن اطاعت و فرمان‏پذیری فرزندان از پدر، از حقوق ویژه‌‏ای است که اسلام برای تکریم و پاس‏داشت مقام پدران وضع کرده است. حضرت علی(علیه ‏السلام) در این ‏باره می‏‌فرماید: «حق پدر آن است که فرزند در هر چیز جز معصیت خداوند از او اطاعت کند.» گفتنی است در فقه اسلامی به احکام ویژه‌‏ای برمی‏‌خوریم که با هدف عزیز و ارجمند شمردن پدر، اهمیت مقام او را گوشزد می‏‌کند. برای مثال، اگر پدر، فرزندش را از سفری نهی کند و فرزند اطاعت نکند و به سفر رود، باید نمازش را تمام بخواند و روزه‏‌اش را بگیرد؛ اگر چه سفر او از حد مسافت شرعی بیشتر باشد؛ چون این سفر، حرام است. یا اگر فرزند در نماز نافله باشد و پدر و مادر او را فرا خوانند، باید نماز را بشکند و به آنان پاسخ دهد. همچنین لازم است فرزند، قسم و عهد بدون اذن پدر را ترک گوید.

واجب بودن تأمین هزینه‏‌های زندگی پدر

اگر پدر و مادر به هر دلیل، ناتوان و تهی‏دست گردند، پرداخت هزینه زندگی آنان که در فقه اسلامی از آن به نفقه تعبیر می‏‌شود، بر فرزندان واجب است. نکته جالب توجه دیگر آن که در روایات بسیاری تصریح شده است که وقتی پدر نیازمند شد، می‏‌تواند در دارایی‏‌های فرزند تصرف کند. حتی در برخی روایات آمده است پدر می‏‌تواند از مال فرزندش حج بگزارد. در فلسفه این حکم می‏‌توان گفت فرزند با همه هستی‏‌اش، وام‏دار وجود پدر است. این سخن پیامبر اکرم(صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله و سلم) است که به فرزندی فرمود: «انتَ و مالُکَ لاِبیک؛ تو و دارایی‏ات از پدرت هستید».

محبت به پدر و مادر

انسان، موجودی عاطفی و نیازمند مهر دیدن و مهر ورزیدن است. این نیاز معنوی چونان احتیاج به آب و غذا و هوا، از نیازهای ضروری آدمی است. در این میان، عاطفه‌‏پروری در نظام خانواده اهمیتی ویژه دارد. اگر محبت نباشد، کی مادر، دل‏پذیرترین آسایش‏‌هایش را فدای فرزند خود می‏‌کند؟ کجا پدر، رنج طاقت‏‌سوز زندگی را به جان می‏‌خرد تا فرزندش راه زندگی بپوید؟ همان‏سان که پدر و مادر، مهرمندانه، لطف بی‏‌دریغ خود را نثار فرزندانشان می‏‌کنند، خود نیز نیازمند محبتند. دین خوش‏بختی‌‏آفرین اسلام، سرشار از توصیه‌‏های گسترده درباره محبت کردن به پدر و مادر است. امام سجاد(علیه ‏السلام) در نیایشی می‏‌فرماید: «خداوندا! قلب مرا از عطوفتشان انباشته دار و چنانم گردان که با آنان هم‏ساز باشم و به آنان مهر بورزم.» همچنین امام باقر(علیه ‏السلام) می‏‌فرماید: «هر کس این ویژگی‏‌ها را داشته باشد، خداوند خانه‌ای در بهشت برای او برپا می‏‌کند: به یتیم پناه دهد، به ناتوان رحم کند و به پدر و مادرش محبت ورزد».

نیکی به پدر پس از مرگ

آنان که از نعمت حضور پدر محروم شده‏‌اند، فرصت نیکی کردن به او را تمام شده نپندارند. بی‌‏شک، پدر و مادر ما پس از مرگ، بینواتر و نیازمندتر از همیشه‌‏اند و اگر چه دستشان کوتاه گشته و فرصت عملشان تمام شده است، ولی چشم به راه احسان مایند. درباره شیوه‌‏های احسان به پدر و مادر پس از هجرت ابدی‏شان، به روایتی از رسول خدا(صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله و سلم) استناد می‏‌کنیم: «مردی درباره نیکی کردن به پدر و مادر پس از مرگ، از پیامبر اکرم(صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله و سلم) پرسید. آن حضرت این وظایف را معیّن کرد: نماز خواندن برای آنان، آمرزش‏‌خواهی برای ایشان، وفا کردن به پیمان‏‌هایشان و بزرگ‏داشت دوستان آنان».

منبع: عرفان

همه چیز درباره احترام به پدر و مادر(۲)

الفبای احترام به پدر و مادر

احترام گذاشتن به پدر و مادر، فقط به این نیست که پاهایمان را جلوی آنها دراز نکنیم، جلوتر از آنها حرکت نکنیم، جلو پاهایشان بلند بشویم، در اتاق و ماشین را برایشان باز کنیم و… همه‌ی این‌ها، کارهای خوبی‌اند ولی اگر طوری باشیم که هر کس ما را دید با لحنی آمیخته به ستایش و احترام بگوید: “این فرزند فلانی است” یا این‌که: “این هر چه دارد از پدر و مادرش دارد”. به نظرم این بهترین تعریفی است که مردم می‌توانند از پدر و مادرهایمان بکنند و بهترین احترامی است که ما تقدیم آنها کرده‌ایم.
کارهایی که ما در ارتباط با پدر و مادرهایمان انجام می‌دهیم، ریشه در تربیت ما دارد. ریشه در صفاتی دارد که ما بر اساس آنها بار آمده‌ایم و شکل گرفته‌ایم. حتی اگر محل زندگی و شهر و همسایه‌هایمان را عوض کنیم نمی‌توانیم و نباید صفات مثبتی که پایه‌های تربیت خانوادگی ما است از دست بدهیم.
آنهایی که با یک تغییر آب و هوایی همه‌ چیز را از دست می‌دهند حتی پدرشون را نه تنها با نام کوچک بلکه به صورت نصف و نیمه صدا می‌زنند و این را حمل بر صمیمیت می‌کنند با این کارشان نشان می‌دهند که در رنگ‌پذیری و هم‌رنگ جماعت شدن و حتی از جماعت هم جلو افتادن، رکوردشکن هستند.
اگر در احترام گذاشتن ما به پدر و مادرهایمان، زمان و مکان یا شرایط اقلیمی و آب و هوایی یا نوع لباسی که می‌پوشیم یا مبلی که روش می‌نشینیم و یا خوراکی‌ای که می‌خوریم و یا دوست و رفیقی که انتخاب کرده‌ایم و یا زبانی که یاد گرفته‌ایم یا داریم یاد می‌گیریم، یا گوشی موبایلی که به دستمان گرفته‌ایم و یا… تأثیر داشته باشند باید مطمئن باشیم که هنوز در الفبای این درس در جا می‌زنیم.

برترین توصیه نسبت به پدر و مادر

یکى از مهمترین آزمایش‌هاى الهى، مسئله تضاد خط ایمان و تقوا با پیوندهاى عاطفى و خویشاوندى است. قرآن در این زمینه تکلیف مسلمانان را بروشنى بیان کرده است. در این بخش، آیات آمده در این زمینه، بررسى می‌شود:

۱– «و وصینا الانسان بوالدیه احساناً»(حقاف ۱۵) و انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکى کند. اگر چه این حکم، یک حکم تشریعى است، ولى این مسئله پیش از آنکه یک لازم تشریعى باشد، به صورت یک قانون تکوینى درنهاد همه انسانها وجود دارد. تعبیر به «انسان» در اینجا جلب توجه مى کند؛ زیرا این قانون مخصوص مومنان نیست، بلکه هر کس شایسته نام انسان است، باید همیشه به پدر و مادر حق شناس باشد. هر چند با این اعمال، هرگز نمی‌تواند دین خود را به آنان ادا کند.
سپس، براى این که تصور نکند که پیوند عاطفى با پدر و مادر می‌تواند بر پیوند انسان با خدا و مسئله ایمان حاکم شود، با یک استثناى صریح تاکید می‌کند که اگر پدر و مادر تلاش و کوشش کنند که فرزندشان براى خدا شریکى قایل شود که به آن علم ندارد، از آنان نباید اطاعت کند.
تعبیر: «ما لیس بک به علم» اشاره به منطقى نبودن شرک است. چون اگر واقعاً شرک صحیح بود، دلیلى بر آن وجود داشت. به تعبیر دیگر، جایى که انسان علم به چیزى نداشته باشد، باید از آن پیروى نکند؛ تا چه رسد به این که علم به بطلان آن داشته باشد. پیروى از چنین چیزى پیروى از جهل است. اصولاً، تقلید کورکورانه غلط است، حتى اگر درباره ایمان باشد؛ تا چه رسد به شرک و کفر. به این ترتیب، از اینجا یک اصل کلى استفاده می‌شود: «هیچ چیز نمی‌تواند بر ارتباط انسان با خدا حاکم شود؛ حتى پیوند با پدر و مادر، که نزدیکترین پیوندهاى عاطفى است.
حدیث معروف امام على(علیه السلام): «لا طاعه لمخلوق فى معصیه الخالق» اطاعت از مخلوق در عصیان خالق روا نیست. معیار روشنى را در این مسائل به دست می‌دهد. از این آیات و روایات نتیجه می‌شود که اسلام برترین احترام را براى پدر و مادر قائل است. پس، در صورت مشرک بودن و دعوت به شرک- که منفورترین کارها در نظر اسلام است- باز حفظ احترام آنان در عین نپذیرفتن دعوت آنان به شرک، واجب شمرده می‌شود.

در حدیثى از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که شخصى خدمت ایشان آمد و عرض کرد: من به چه کسى نیکى کنم»؟
فرمودند: «به مادرت».
دوباره آن شخص سئوال کرد: «بعد از او به چه کسى»؟
فرمودند: «به مادرت».
بار سوم، آن شخص سئوال کردم: «بعد از او، به چه کسى»؟
باز فرمودند: «مادرت».
و در چهارمین بار، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) توصیه پدر و مادر و دیگر بستگان را به ترتیب نزدیکى آنان، به ایشان فرمودند.
در حدیث دیگرى، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) توصیه پدر و دیگر بستگان را به ترتیب نزدیکى آنان، به ایشان فرمودند.
در حدیث دیگرى، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «الجنه تحت اقدام الامهات»(بهشت زیر پاى مادران است). یعنى فقط از طریق خضوع و همچون خاک راه بودن در برابر آنان، میتوان به بهشت برین راه یافت.

۲- «و وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امه کرهاً و وضعته کرهاً و حمله و فصاله ثلاثون شهراً حتى اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنى ان شکر نعمتک التى انعمت على و على والدى و ان اعمل صالحاً ترضاه و اصلح لى فى ذریتى انى تبت الیک و انى من المسلمین»(احقاف ۱۵) و آدمى را به نیکى کردن با پدر و مادر خود سفارش کردیم. مادرش بار او را به دشوارى برداشت و به دشوارى بر زمین نهاد. و مدت حمل تا از شیر باز گرفتنش، سى ماه است تا چون به سن جوانى رسد و به چهل سالگى در آید. گوید: اى پروردگار من! به من بیاموز تا شکر نعمتى که بر من و بر پدر و مادرم ارزانى داشته‌‏اى به جاى آرم. کارى شایسته بکنم که تو از آن خشنود شوى و فرزندان مرا به صلاح آور. من به تو بازگشتم و از تسلیم شدگانم.

این آیه، از نیکى و شکر به پدر و مادر که مقدمه‏‌اى براى شکر پروردگار است، شروع می‌کند. «وصیت» و توصیه، به معناى مطلق سفارش است. و مفهوم آن، منحصر به سفارش‌هاى مربوط به پس از مرگ نیست. لذا جمعى از مفسران آن را در این آیه، به معناى دستور و فرمان تفسیر کرده ‏اند. سپس به دلیل لزوم حق‌شناسى از مادر، تاکید می‌شود که در طول ۳۰ ماه باردارى و شیر دهى، وى بزرگترین ایثار و فداکارى را درباره فرزندش انجام می‌دهد.

این که قرآن در اینجا فقط از ناراحتی‌هاى سخن می‌گوید، و سخنى از پدر در میان نیست، نه به خاطر اهمیت ندادن به پدر است؛ چرا که هم در بسیارى از این مشکلات شریک مادر است. اما چون سهم بیشترى دارد، بیشتر بر او تاکید شده است.
هنگامى که انسان به کمال قدرت نیروى جسمانى رسید و به مرز ۴۰ سالگى وارد شد، سه چیز را از خدا تقاضا می‌کند: شکر پدر و مادرش، انجام دادن کارهاى خوب و تداوم در رستگاری اش در فرزندانش، این تعبیر، نشان می‌دهد که انسان با ایمان در چنین سن و سالى، هم از عمق و وسعت نعمت‌هاى خدا بر او، و هم از نعمت‌هاى که پدر و مادر به او کرده است، آگاه می‌شود؛ زیرا در این سن و سال، معمولاً خودش پدر یا مادر می‌شود و با درک زحمات طاقت فرسا و ایثارگرانه آن دو، بى‌اختیار به یادشان می‌افتد و به جایشان در پیشگاه خدا شکر مى‌کند.
تعبیر: «لى»(براى من)، ضمناً اشاره به این است که صلاح و نیکى فرزندان من در چنان باشد، که نتایجش عاید من نیز بشود.
تعبیر: «فى ذریتى»(فرزندان من)، به طور مطلق اشاره به تداوم صلاح و نیکوکارى در تمام دودمان است.

جالب این که در دعاى اول، پدر و مادر را و در دعاى سوم، فرزندان را شریک می‌کند. ولى در دعاى دوم، براى خود دعا می‌کند. انسان صالح این گونه است که اگر با یک چشم به خویشتن می‌نگرد، با چشم دیگر به افرادى که بر او حق دارند، نگاه می‌کند.

نیکى به پدر و مادر، وظیفه‏‌اى اخلاقى است که در واجب بودن شکر منعم ریشه دارد. انسان فطرتا شاکر و سپاسگزار کسى است که به او نیکى کرده است.
سپاسگزارى از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و کسى که به پدر و مادر خود نیکى می‌کند، از فطرت خود پاسدارى کرده است. اهمیت سپاسگزارى از پدر و مادر، چنان است که خداوند پس از امر به شکرگزارى از خود، شکر پدر و مادر را آورده است:
و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه و هنا على وهن و فصاله فى عامین ان اشکر لى و لوالدیک الى المصیر؛(۲۴۶)
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش به هنگام باردارى او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل کرد و دوران شیرخوارگى او در دو سال پایان مییابد آرى او را سفارش کردیم که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت همه به سوى من است.
و همان طور که کسى نمی‌تواند شکر پروردگار به جاى آورد، شکرگزارى از پدر و مادر نیز بسیار دشوار و در حد محال است.

از پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است: لن یجزى ولد عن والده حتى یجده مملوکا فیشتریه و یعتقه؛(۲۴۷)
هرگز فرزندى پاداش پدرش را ادا نمی‌کند، مگر آن که پدر مملوک باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.

و نیز از ایشان روایت شده است: بر الوالدین افضل من الصلوه و الصوم و الحج و العمره و الجهاد فى سبیل اللَّه؛(۲۴۸)
نیکى به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.
نیکى به پدر و مادر چنان اهمیتى دارد که حتى پدر و مادرى که از نظر عقیده دچار انحراف هستند و یا به فرزند خود ظلم کرده‌‏اند باید مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نیکى کند.(۲۴۹)
مادر حق ویژه‌‏اى دارد و نیکى به او مقدم است. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: شخصى نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و پرسید اى پیامبر! به چه کسى نیکى کنم؟ فرمودند: مادرت پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به مادرت. باز پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به مادرت، دوباره پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به پدرت.(۲۵۰)

وجوب پرهیز از آزار پدر و مادر

خداوند در قرآن کریم نیکى به پدر و مادر را وظیفه‏‌اى واجب معرفى فرموده است؛ وظیفه‏‌اى که پس از توحید در پرستش ذکر شده است: و قضى ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلا هما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما؛(۲۵۱)
پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر خود احسان کنید؛ اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى اف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.
مطابق این آیه به پدر و مادر امرى واجب وکوچک‏ترین بی‌احترامى به آنان ممنوع است. این وجوب و ممنوعیت چنان که گفتیم پس از بیان وجوب یگانه‌پرستى ذکر شده است و این گواه اهمیت حقوق والدین است.
اهانت و بی‌احترامى نسبت به والدین به هیچ روى پذیرفته نیست؛ حتى کوچک‏ترین رفتار یا گفتارى که موجب آزار آنان باشد بر طبق این آیه ممنوع است.

امام رضا(علیه السلام) فرمودند: اگر لفظى کوتاه‌‏تر و سبک‏‌تر از اف وجود داشت، خداوند آن را در آیه ذکر می‌فرمود.(۲۵۲)
و در روایت دیگرى آمده است که مقصود از اف کمترین ازار است و اگر کلمه‌اى وجود داشت که بر آزارى کوچک‏تر دلالت می‌کرد، خداوند از آن نهى می‌فرمود.(۲۵۳) روایات بسیارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرموده‏‌اند: ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنه توجد من مسیره الف سنه و لا یجدها عاق…(۲۵۴)
از آزار پدر و مادر بپرهیزید، زیرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوییده می‌شود، ولى آزار دهنده پدر و مادر آن را نمی‌یابد.

آزار والدین حتى اگر آنان ظالم باشند جایز نیست. امام صادق(علیه السلام) فرمود: من نظر الى ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل اللَّه تعالى له صلوه؛(۲۵۵) کسى که به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه کند خداوند نمازش را نمی‌پذیرد.

فروتنى در برابر والدین

فروتنى در برابر پدر و مادر از سر مهربانى، سفارش خدا و مصداقى از نیکى به پدر و مادر است و نشانه‌اى از روح شکرگزارى به شمار می‌رود: و احفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب رحمهما کما ربیانى صغیرا؛(۲۵۶)
دو بال فروتنى خویش را از سر مهربانى در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت کن چنان که مرا در خردى پروردند.
از این بخش از آیه که فرمود: و قل رب ارحمهما کما ربیانى صغیرا می‌توان دریافت که طلب رحمت و بخشایش براى والدین نیز ریشه در احساس شکرگزارى انسان دارد.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: لا تملا عینیک من النظر الیهما الا برحمه و رقه، و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما، و لا یدک فوق ایدیهما، و لا تقدم قدمهما؛(۲۵۷) چشمانت را جز به مهربانى و نرمى به آنان مدوز و صدایت را از صداى آنان بلندتر مکن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پیشى مگیر.

وظیفه فرزند پس از درگذشت والدین

فرزند حتى پس از آن که پدر و مادرش از دنیا می‌روند. همچنان وظیفه‌اى اخلاقى دارد. او باید براى آنان نماز بگزارد و از خداوند برایشان درخواست رحمت و مغفرت کند. از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است: ان العبد لیکون باراً بوالدیه فى حیاتهما ثم یموتان فلا یقصى عنهما دینهما و لا یستغفر لهما فیکتبه اللَّه عاقاً و انه لیکون عاقا لهما فى حیاتهما غیر بار بهما فاذا ما تا قضى دینهما و استغفر لهما فیکتبه اللَّه باراً؛(۲۵۸)
هر آینه کسى که نسبت به پدر و مادر خود نیکوکار بوده پس از مرگ آنها دین آنان را ادا نمی‌کند و براى آنان استغفار نمی‌نماید پس خداوند او را در شمار آزار دهندگان قرار می‌دهد. و بسا که کسى آزار دهنده پدر و مادرش بوده و در حیاتشان به آنان نیکى نمی‌کرده است ولى پس از مرگ آنها دین آنها را ادا کرده و برایشان استغفار نموده است پس خداوند او را در شمار نیکى کنندگان به والدین قرار می‌دهد.
از این روایت فهمیده می‌شود که اولا: وظیفه سپاسگزارى از پدر و مادر با مرگ آنها خاتمه نمییابد و دیگر این که خداوند راه را براى جبران کوتاهی‌هاى فرزند خطا کار باز گزارده است. آنچه را خداوند از آن نهی فرموده است، برای سلامتی مادی و معنوی انسان زیان‌آور است. هیچ گناهی بدون خسران و ضرر نخواهد بود هر‌ چه گناه شنیع‌تر باشد زیانبارتر است. عقوق والدین نیز آثار و عواقب ناگواری برای فرد و جامعه دارد که نخست مفاسد اجتماعی و سپس زیان‌های فردی آن را می‌آوریم:

مفاسد اجتماعی

امام رضا(علیه‌السلام) می‌فرماید: خداوند عقوق والدین را حرام فرمود به جهت این که:
۱- فرزندان را از احترام به فرمان خدا و احترام به پدر و مادر باز می‌دارد.
۲- کفران نعمت انجام می‌گیرد.(چرا که پدر و مادر از نعمت‌های بزرگ الهی‌اند).
۳-سپاس‌گزاری و شکر‌گزاری از میان می‌رود.
۴-موجب کمی و نابودی نسل بشر می‌گردد.
۵- احترام و حق‌شناسی نسبت ایشان کاستی می‌یابد.
۶-قطع رحم می‌شود(و خانواده‌ها از هم می‌پاشد).
۷-پدر و مادر‌ها از فرزنددار‌ شدن دلسرد می‌گردند.
۸-بی‌میلی آنان نسبت بر تربیت فرزند را در پی دارد.

زیان‌های فردی
۱-ذلت و درماندگی

در زمان پیامبر اکرم(صلی ‌الله‌ علیه‌ و ‌آله‌ و‌ سلم)، جوان ثروتمندی پدر خویش را آزرده ساخت و از مال هنگفتش او را بهره‌ای نداد. بر اثر این کار زشت خداوند تمام اموالش را نابود کرد بطوری که به نان شب هم محتاج شد و همراه فقر و تنگدستی، مریضی هم به او روی آورد و ذلیل و در‌مانده گشت. وقتی پیامبر(صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم) از این جریان مطلع شد فرمود: «ای کسانی که پدر و مادرتان را آزرده می‌سازید! از حال این جوان(نگون‌بخت) عبرت بگیرید و بدانید همان‌طور که در دنیا سرمایه او از کفش رفت، در آخرت نیز هر درجه‌ای در بهشت داشت تبدیل به درکه‌ای در جهنم شد».
امام هادی(علیه‌السلام) نیز می‌فرماید: «العقوق یعقب القله و یودی إلی الذله»؛ «جفا کردن به پدر و مادر، کمبود و پریشانی در پی دارد و منجر به خواری و ذلت می‌گردد».

۲-رد شدن نماز

امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «هر کس به پدر و مادر خویش نگاه خشمگین افکند، هر چند آنان به او ستم کرده باشند خداوند نمازش را نمی‌پذیرد».
از این روایت استفاده می‌شود که اگر پدر و مادر به فرزند ظلم و ستم هم بکنند باز هم فرزند حق ندارد با ایشان بد رفتاری کند، چه رسد به این که آنان به او بدی هم نکرده باشند.

۳-محروم شدن از نظر لطف خدا

پیامبراکرم(صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم) فرمود: «به سه نفر خدای متعال نظر مرحمت نمی‌کند:
۱-آن که کاری انجام دهد و منت زیاد بگذارد.
۲-جفا ‌کار به پدر و مادر
۳-معتاد به شرابخوری».

بر‌خوردار نشدن از بوی بهشت

یعقوب‌ بن شعیب می‌گوید: امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «روز قیامت پرده‌ای از پرده‌های بهشت کنار می‌رود و هر صاحب روحی بوی بهشت را(حتی) با ۵۰۰ سال فاصله استشمام می‌کند. مگر یک گروه. پرسیدم آنها کیستند؟ فرمود: آزاردهندگان پدر و مادر» رسول خدا(صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم) فرمود: «نسبت به مادر و پدر، نیکو‌کار باش، جایگاهت بهشت است و اگر جفا‌کار شدی با جهنم بساز».

نتیجه

پس از بررسى موضوع احترام به پدر و مادر از نگاه قرآن کریم و ارتباط آن با اطاعت از دستورهاى خداوند، اکنون می‌توانیم این گونه جمع‏ بندى کنیم که احترام به والدین، از دستورهاى اکید دینى است. درباره تعامل اطاعت از والدین با اطاعت از خدا، می‌توان گفت که ما ابتدا اطاعت از دستورهاى خداوند را واجب مى دانیم. سپس، خداوند دستور داده است که از پدر و مادر اطاعت کنیم، و به آنان احترام بگذاریم. پس، اطاعت از این دستور خداوند، احترام به والدین را به همراه می‌آورد. البته، اگر اطاعت از والدین موجب زیر پا نهادن دستورهاى الهى شود، بر اساس نظر اسلام نباید از آنان اطاعت کرد، و دستور خداوند بر دستور والدین ارجحیت داده شده است. با این حال، در چنین مواردى، اسلام تاکید می‌کند که باید با نرمى و متانت با پدر و مادر برخورد کرد. و اسلام، اجازه پرخاش را حتى در زمانى که پدر و مادر بر خلاف دین دستور داده باشند، به فرزندان نداده است.

پایان

پی‌‏نوشت‌‏ها

۱- طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ترجمه سید محمد باقر موسوى همدانى، تهران، کانون انتشارات محمدى، ۱۳۵۸-
۲- مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، قم، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰-
۳- مولانا(تبریزى)، سید مصطفى، حقوق والدین و فرزند،۱۳۴۹-
(۲۴۶) – لقمان، ۱۴.
(۲۴۷) – المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۴.
(۲۴۸) – همان.
(۲۴۹) – همان، ص ۴۴۲، ۴۴۱.
(۲۵۲) – اصول کافى، ج ۲، ص ۳۴۱، حدیث ۷.
(۲۵۳) – مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۳۱.
(۲۵۴) – همان، ص ۴۴۲.
(۲۵۵) – همان.
(۲۵۶) – اسراء، ۲۴.
(۲۵۷) – المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۸.
(۲۵۸) – همان، ص ۴۴۱.
(۲۵۰) – همان، ص ۴۳۹.

منبع: تدبر؛ آسیه افشار

آمرزش گناهان با احترام به «پدر»

مردی خدمت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت: ای رسول خدا! من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می‌توانم توبه کنم؟ حضرت فرمود: آیا هیچ یک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن تا آمرزیده شوی.

بر اساس فرمایش امام سجاد(علیه‌السلام)، وقتی بنده‌ای به بهشت می‌رود، او را درجاتی می‌دهند که وی هر چه اعمال خود می‌اندیشد عمل قابل توجهی که او را در آن جایگاه قرار بدهد، نمی‌بیند، سؤال می‌کند خدایا! این مقام و مرتبه از کجا برای من فراهم شده است؟ جواب می‌شنود با طلب مغفرت والدین تو.

«أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَ‏ الْعَبْدَ لَیُرْفَعُ‏ لَهُ‏ دَرَجَهٌ فِی الْجَنَّهِ لَا یَعْرِفُهَا مِنْ أَعْمَالِهِ فَیَقُولُ رَبِّ أَنَّى لِی هَذِهِ فَیَقُولُ بِاسْتِغْفَارِ وَالِدَیْکَ لَکَ مِنْ بَعْدِک».

یکی از جلوه‌های تبلور محبت و دل سوزی، پدر است. پدر یکی از نعمت‌های خاص خداوند به انسان است تا بتواند محبت خداوند را در ابعاد کوچکتر مشاهد کند. پدر داشتن و یتیم نبودن آنقدر اهمیت دارد که رسول‌الله(صلی الله علیه و آله و سلم) خود و امام علی(علیه السلام) را پدران این امت معرفی کردند: «انا و علیّ‏ أبواه هذه‏ الأمّه؛ من و علی پدران این امت هستیم». حال ما چقدر به این مقام معنوی توجه کرده ایم و برای احترام و اکرام به پدرمان، تامل و تفکر کرده ایم و یا بعضی برخورد‌ها در ارج نهادن به این مقام، ترک کرده ایم.

یکی از راهکارها برای قدردان بودن این مقام، توجه به برکات و آثار احترام به پدر است. زیرا گاهی بدون توجه به برکات و آثار یک عمل معنوی، آن را بسیار پیش پا افتاده و عادی در نظر می‌گیریم.

چرا باید به پدر خود احترام بگذاریم؟

۱- احترام به پدر، احترام به خودمان است

یکی از سنت‌های زندگی، بحث بازتاب دنیایی عمل است و معمولاً همه انسانها هر چند غیر معتقد به مذهب خاص، به این مطلب اذعان دارند که نتیجه خوبی و بدی اعمال را در این دنیا خواهیم دید یا به بفرموده خداوند در قرآن: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها؛ اگر نیکى کنید به خود مى‌‌کنید، و اگر بدى کنید به خود مى‏ کنید.» اگر انسان کمی عاقل باشد و به فکر زندگی حداقلی دنیای خود هم باشد، باید فرمول «هر چه کنی به خود کنی/ گر همه نیک و بد کنی» را رعایت کند. لذا باید در باب احترام به پدر هم این دستور را رعایت کنیم که امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) فرمودند:

«بَرُّوا آبَاءَکُمْ یَبَرَّکُمْ أَبْنَاؤُکُمْ؛ با پدرانتان خوش‌رفتاری کنید تا فرزندانتان با شما خوش‌رفتاری کنند.» یعنی برای این که فرزندانمان با ما خوش رفتاری کنند و در زمان کهولت سن، گرفتار بی‌مهری فرزندان قرار نگیریم، باید احترام به پدر را رعایت کنیم. البته خوب می‌دانیم که این دلیل برای کسانی است که دنبال مزد هستند و دوست دارند پاداش کارشان را بگیرند یا بچه‌هایشان آنها را احترام کنند، و الا احترام به پدر از اوجب واجبات است.

در سیره علما و مراجع هم این احترام به والدین، بسیار مشهود بوده است. در احوالات حضرت آیت‌الله بهجت نقل می‌کنند: «زمانی‌که آیت‌الله بهجت در نجف مشغول تحصیل و تهذیب نفس بودند، عده‌ای که مطالب عرفانی را قبول نداشتند، نامه‌ای برای پدر آقای بهجت می‌فرستند و در مورد ایشان بدگویی می‌کنند و می‌گویند ممکن است فرزندت از درس و بحث، خارج شود. پدر بزرگوار ایشان نامه‌ای برای آقای بهجت می‌نویسد که من راضی نیستم جز واجبات، عمل دیگری انجام دهی، حتی راضی نیستم نماز شب بخوانی، آقای بهجت می‌فرماید: وقتی نامه ی پدرم به دستم رسید، خدمت آقای قاضی رسیدم و نامه را به ایشان نشان دادم، ایشان فرمودند: شما مقلد چه کسی هستید؟ گفتم: من مقلد آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی هستم، فرمودند: باید بروید از مرجع تقلیدتان بپرسید.

آقای بهجت می‌فرماید: من نزد آقا سید ابوالحسن اصفهانی رفتم و از ایشان کسب تکلیف کردم، ایشان فرمودند: باید حرف پدرت را اطاعت کنی، از آن موقع به بعد آقای بهجت سکوت می‌کنند و چیزی نمی‌گویند.

آیت‌الله بهجت(ره) در سکوت مطلق فرو می‌روند و حتی برای خرید، از خادم مدرسه تقاضا می کنند تا این کار را برای ایشان انجام دهد؛ چرا که سخن گفتن از واجبات نیست و کار و فعل مباحی است حتی ایشان خیلی کم در کوچه و خیابان رفت و آمد می کردند و تمام این کارها به خاطر این بود که می خواستند از دستور پدرشان اطاعت کنند.»

از این رو فرخی سیستانی در آثار احترام به پدر چنین سروده است:

«هر آن پسر که پدر، زان پسر بُوَد خشنود/ نَه روز او بد باشد، نه عیش او دشوار.»

۲- احترام به پدر سبب آمرزش گناهان

گاهی اوقات انسان با وسوه‌های نفس و شیطان دچار آلودگی و گناه می‌شود که برای رهایی از این بحران باید به توبه و استغفار روی آورد. اما انسان در اثر گناه زیاد از توبه و انابه به درگاه الهی ناامید می‌شود، حال برای چنین فردِ ناامیدی چه راه کاری غیر از عبادت و توبه و استغفار در نظر داریم؟ این راهکار را در کلام دین و دستورات اهل بیت(علیهم‌السلام) وجود دارد.

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این زمینه فرموده‌اند: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ(صلی الله علیه و آله و سلم) فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا مِنْ عَمَلٍ قَبِیحٍ إِلَّا قَدْ عَمِلْتُهُ فَهَلْ لِی مِنْ تَوْبَهٍ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم): فَهَلْ مِنْ وَالِدَیْکَ أَحَدٌ حَیٌّ؟ قَالَ أَبِی؛‏ قَالَ:‏ فَاذْهَبْ‏ فَبَرَّهُ؛‏ قَالَ: فَلَمَّا وَلَّى قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) لَوْ کَانَتْ أُمُّهُ؛ مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت: ای رسول خدا! من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می‌توانم توبه کنم؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا هیچ یک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن(تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کاش مادرش زنده بود.»

حال جای سؤال است که احترام به والدین، چه برکاتی دارد که این چنین باعث آمرزش چنین شخصی با این همه آلودگی می‌شود. یا باید کمی تأمل کرد چرا حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) توصیه به توبه یا نماز خاص یا عبادت خاصی را نکردند و خدمت به والدین را توصیه کردند.

امام سجاد(علیه‌السلام) در رساله حقوق می‌فرمایند:

خدایا! اطاعت والدین را برای من گوارا قرار بده چنان که آب خنک را برای یک انسان عطشان محبوب و گوارا قرار می‌دهی؛ تا اطاعت و خواسته آن‌ها را بر خواهش‌های نفس خود مقدم بدارم. خدایا! چنان کن که کارهای خوب و خدمات آن‌ها در چشم من زیاد جلوه کند؛ اگر جه آن کارها کم و کوچک باشد و خدمات و نیکی‌های زیاد و طولانی مدت من در نظرم نا چیز باشد.

بنابراین،‌ فرزندان نمی‌توانند به عذر این که ما نمی‌دانیم چگونه با پدر و مادر خود معاشرت کنیم، مرتکب خطا شوند، امام سجاد(علیه السلام) در قالب دعا می‌فرمایند: باید به وظایف خود نسبت به پدر و مادر علم پیدا کنیم. همچنین فرزند باید از خدا بخواهد که به او قدرت بدهد تا به آموخته‌هایش دقیق و صحیح عمل کند، یعنی بتواند خود را در مسیر خدمت و اطاعت والدین قرار بدهد؛ آن هم نه از روی کراهت و سختی و زحمت.

منبع: خبرگزاری فارس

احترام به والدین ریشه در تربیت کودک دارد

چرا پدر و مادرها این حرمت را ندارند؟ چون مادرها باید این حرمت را برای پدر نگه دارند که وقتی پدر به خانه آمد همه در مقابلش محترمانه (مثلاً دو زانو) بنشینند و به پدر احترام بگذارند. پدرها هم باید دل همسرشان را نشکنند و به او محبت کنند تا بچه‌ها هم یاد بگیرند که دلِ مادرشان را نشکنند.

اولیت در درست دینداری کردن، با «دینداری خانواده» است نه دینداریِ فرد یا جامعه/ در مقابل فرد و جامعه، باید اصالت به «خانواده» داده شود

دینداری فرد یا جامعه؟

حالا که درست دینداری کردن، این‌قدر ضرورت دارد، باید ببینیم اولیت در درست دینداری کردن، دیندار بودن جامعه است یا دیندار بودن فرد است؟ در واقع اولیت با هیچ‌یک از این دو نیست، بلکه اولیت با دینداری خانواده است، چون هم فرد و هم جامعه اسیرِ خانواده هستند و برای اصلاحِ دینداری، سبک زندگی، کنترل هرزگی و … برای همۀ اینها باید اول خانواده درست شود. یعنی یک زن و شوهر باید تصمیم بگیرند با هم درست شوند و در این راه همدیگر را یاری کنند؛ همان‌طور که امیرالمؤمنین(علیه السلام) دربارۀ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: «ایشان بهترین یار و یاورِ من در طاعت خداوند است؛ نِعْمَ‏ الْعَوْنُ‏ عَلَى طَاعَهِ اللَّهِ‏»(مناقب‌آل‌ابیطالب/۳/۳۵۶)

امروز راهِ معقول رسیدگی به وضعِ دینداریِ فردی و اجتماعی، رسیدگی به وضع دینداری خانواده است. در مقابل فرد و جامعه، باید اصالت به خانواده داده شود. چون در واقع واحد اصلی یک جامعه، خانواده است. لذا وقتی بدانیم در یک جامعه، خانواده‌ها چگونه هستند، می‌توانیم دربارۀ وضعیت آن جامعه اظهار نظر کنیم.

به عنوان مثال کسانی که در عرصۀ اقتصاد و سیاست بی‌انصافی می‌کنند، می‌شود حدس زد در چه خانواده‌ای بزرگ شده‌اند. کاسبی که دست‌کجی می‌کند یا کارمندی که رشوه می‌گیرد، یا مدیر و مسئولی که بیش از کار کردن و خدمت به مردم، دنبال تسویه حساب با دیگران است، و هنوز نیامده، به فکر نرفتن است، یا برخی اهالی رسانه که منفی‌بافند و مدام سیاهنمایی می‌کنند و سعی می‌کنند برای هر چیز مثبتی در جامعه، یک بعد منفی پیدا کنند، شما فکر می‌کنید اینها در چه خانواده‌ای رشد کرده‌اند؟ گرچه همۀ عیوبشان، تقصیر خانواده‌هایشان نیست، ولی ریشه در آنجاست. لذا قدیم‌ها وقتی کسی می‌خواست از خودش دفاع کند، می‌گفت: «من سرِ سفرۀ بابام بزرگ شده‌ام» یعنی من دارای خانوادۀ اصیل هستم و یک نجابتی دارم که هر کار بدی را انجام نمی‌دهم.

خانواده به مثابه یک واحد اصلی

ما یک «واحدِ اصلی» داریم که باید تکلیف خودش را با دین مشخص کند و آن واحد خانواده است. خانواده برای خودش مختصاتی دارد. همان طور که مثلا «هیأت» که یک واحد اجتماعی است برای خودش مختصاتی دارد: مراسمش صبح‌ها برگزار می‌شود یا شب‌ها؟ عزاداری‌اش چند ساعت طول می‌کشد؟ سخنرانی دارد یا ندارد؟ هفتگی است یا موسمی؟ خانواده‌ها نیز برای خودشان مختصاتی دارند. مثلاً اینکه بچه‌ها جلوی پدر و مادر با احترام رفتار می‌کنند یا نه؟ آیا جلوی پای پدر و مادرشان بلند می‌شوند یا نه؟

در خانواده‌ای که مادر جلوی بچه‌ها به پدر خانواده احترام لازم را نگذارد، معمولاً بچه‌ها هم به پدرشان احترام لازم را نمی‌گذارند. اگر مادر همیشه جلوی بچه‌ به پدر احترام بگذارد، این بچه به طور خودکار به پدرش احترام خواهد گذاشت. از سوی دیگر اگر پدر جلوی بچه‌ها راحت دلِ مادرِ خانواده را بشکند، بچه‌ها هم راحت دلشان می‌آید که این مادر را اذیت کنند. و الا اگر پدر خانواده لااقل جلوی بچه‌ها دلِ مادرِ خانه را نشکند و به او محبت کند، بچه‌ها هم دلشان نمی‌آید دل مادرشان را بشکنند. در این صورت اهرم تربیت در خانه این خواهد بود که مادر به بچه‌اش بگوید: «من دوست ندارم فلان کار را انجام دهی» همین کافی خواهد بود که بچه به دنبال آن کارِ بد نرود.

چرا پدر و مادرها این حرمت را ندارند؟ چون مادرها باید این حرمت را برای پدر نگه دارند که وقتی پدر به خانه آمد، همه در مقابلش محترمانه (مثلاً دو زانو) بنشینند و به پدر احترام بگذارند. پدرها هم باید دل همسرشان را نشکنند و به او محبت کنند تا بچه‌ها هم یاد بگیرند که دلِ مادرشان را نشکنند. اینها پایه‌های تربیت در خانواده است. اگر پایه‌های تربیت را در خانه خراب کنیم، دینداری فردی هم درست نخواهد شد و اگر هم کسی علی‌رغم خانواده‌اش، آدم خوبی بشود، زیاد آدم خوبی نخواهد شد.

منبع: سخنرانی استاد پناهیان

برای حفظ احترام به والدین چه راه‌هایی وجود دارد؟

حفظ احترام به والدین، احترام گذاشتن به والدین

والدینتان واقعاً ارزش احترام و قدرشناسی شما را دارند، آنها شما را به دنیا آورده، بزرگ کرده و مراقبتان بوده اند پس دستورات دین را رعایت کرده و برای حفظ احترام به والدین بکوشید.

راهکارهایی برای حفظ احترام به والدین

احترام گذاشتن به والدین یعنی قدرت و توانایی آنها را بشناسید و این یعنی بدانید که آنها در مقامی بالاتر از شما قرار دارند و حق دارند برای شما قانون تعیین کنند و مجبورید از این قوانین پیروی کرده و به آنها احترام بگذارید.در این مطلب راهکارهایی برای حفظ احترام به والدین ارائه کرده‌ایم با آنها آشنا شوید.

حفظ احترام به والدین چگونه باید باشد

چطوری می‌توانم به پدر و مادرم احترام بگذارم و به خواسته‌هایشین پاسخ دهم؟ والدینتان می‌گویند که به اندازه ی کافی به آنها احترام نمی‌گذارید؟ با آنان اختلاف نظر دارید؟ درسته، این اختلاف نظرها ممکن است باعث ناراحتی و دلخوری پدر و مادر شود. حتی ممکن است شما را هم ناراحت و عصبی کند. می‌خواهید بدانید که چطوری این حس را از بین ببرید و احترام والدین را حفظ کنید؟

فراموش نکنید!

به یاد داشته باشید که والدین شما زمان بیشتری زندگی کردند و تجربیات زیادی در زندگی دارند که شما هنوز هیچکدام را تجربه نکرده اید. اگر والدینتان از شما می‌خواهند که بعضی از کارها را انجام ندهید، سعی کنید درباره ی این کارها و دلایلی که پدر و مادرتان دارند، فکر کنید.
والدین اغلب دلایل منطقی و خوبی برای این گونه مسائل دارند که ممکن است شما در ابتدا متوجه این دلایل نشوید. اما به مرور و با کسب تجربه متوجه مخالفت یا موافقت شان خواهید شد. پس بهتر است از این تجربیات بکر پدر و مادر استفاده کنید و این طوری احترام والدین خودتان را حفظ کنید.

نقطه نظرات متفاوت

به این نکته توجه داشته باشید که هیچ کسی در دنیا خالی از خطا نیست و گاهی ممکن است شما هم اشتباه کنید. به هیچ عنوان با پدر و مادرتان جروبحث نکنید. سعی کنید با آنها منطقی صحبت کنید، شاید یکی از شما پذیرفت که حق با دیگری است. حرف‌های منطقی، قابل بررسی و پذیرش است.

راهکارهایی برای حفظ احترام به والدین

جروبحث نکنید!

به جای جروبحث کردن با والدینتان، با حفظ آرامش به نقطه نظراتشان گوش کنید. اگر آنها عصبانی شدند، اجازه ندهید گفتگوی شما به جنگ و فریاد تبدیل شود. اگر والدینتان می‌گویند که خودشان درست می‌گویند و شما اشتباه می‌کنید، به نظرشان احترام بگذارید. با این حال اگر موافق نیستید، خودتان را مجبور به انجام آن کار نکنید. این درست است که شما حق دارید نظرات خود را داشته باشید اما انجام دادن کار مدنظر والدینتان بسیار ارزشمند است.

بی‌احترامی ممنوع!

تحت هیچ شرایطی به والدینتان بی‌احترامی نکنید. اگر والدینتان شما را مجبور می‌کنند که حتما در زمان مشخصی بخوابید، حتما این کار را بکنید. حتی اگر از شما می‌خواهند بعضی کارها را اصلا انجام ندهید، حتما به حرفشان عمل کنید. به یاد داشته باشید، مخالفت با آنها به قیمت از دست دادن اعتمادشان ارزش ندارد.

دوستان شما چگونه‌اند؟

مراقب دوستانی که با پدر و مادرتان مخالف هستند، باشید. به رفتار این گونه دوستان دقت کنید. از شما می‌خواهند به نظرات والدینتان بی‌اهمیت باشید؟ آیا از شما می‌خواهند چیز خاصی مصرف کنید؟ یا دیگر به مدرسه نروید؟ آیا مطمئن هستید که آنها یک الگوی خوب برای شما هستند؟

نیکی کردن به والدین یکی از راه‌های حفظ احترام به والدین

مهربان باشید و احترام بگذارید

همواره به خاطر داشته باشید که والدین شما هم انسان هستند و از فضا نیامده‌اند. آنها موجودات بدجنسی نیستند که بخواهند شما را از هر گونه تفریحی و لذتی دور کنند. آنها پدر و مادری هستند که عاطفه دارند و عاشق شما هستند. پدر و مادرها اغلب دلایل خوبی برای انجام دادن یا ندادن یک کار دارند. با آنها با مهر و محبت رفتار کنید. درست همان طور که دوست دارید در آینده، فرزندانتان با شما رفتار کنند.

احترام انبیاء(علیهم السلام) نسبت به والدین

از بعضی آیات این درس مهم را از انبیاء(علیهم السلام) می‌آموزیم. خداوند در مورد یحیی(علیه السلام) می‌فرماید: «وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ»؛ و در مورد عیسی می‌فرماید: «وَ بَرًّا بِوالِدَتِی وَ لَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیًّا»؛ «خداوند مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده است و جبار و شقی قرار نداده است.
در سال‌های آغاز بعثت پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلم) بود. روزی آن حضرت، فرشی پهن فرموده بود و روی آن نشسته بود که در این موقع، شوهر حلیمه به حضور آن حضرت آمد، پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلم) به یاد مهربانی‌های او، برخاست و او را احترام زیادی کرد و گوشه‌ای از فرش خود را گسترد و پدر رضاعی خود را روی آن نشاند؛ طولی نکشید که مادرش حلیمه وارد شد، حضرت گوشه دیگر فرش را برای او پهن کرد و او را روی آن نشانید و محبت فراوانی به مادر رضاعی خود کرد.

منبع: نمناک

چرا به پدر و مادر خود احترام بگذاریم؟(۲)

حق مادر

«أَمَّا حَقُّ الرَّحِمِ- فَحَقُّ أُمِّکَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا حَمَلَتْکَ حَیْثُ لَا یَحْمِلُ أَحَدٌ أَحَداً- وَ أَطْعَمَتْکَ مِنْ ثَمَرَهِ قلب‌ها مَا لَا یُطْعِمُ أَحَدٌ أَحَداً- وَ أَنَّهَا وَقَتْکَ بِسَمْعِهَا وَ بَصَرِهَا وَ یَدِهَا وَ رجل‌ها- وَ شَعْرِهَا وَ بَشَرِهَا وَ جَمِیعِ جوارح‌ها- مُسْتَبْشِرَهً بِذَلِکَ فَرِحَهً موبله [مُؤَمِّلَهً] – مُحْتَمِلَهً لِمَا فِیهِ مکروه‌ها وَ ألمه و ثقله و غمه [أَلَمُهَا وَ ثقل‌ها وَ غم‌ها] – حَتَّى دَفَعَتْهَا عَنْکَ یَدُ الْقُدْرَهِ وَ أَخْرَجَتْکَ إِلَى الْأَرْضِ- فَرَضِیَتْ أَنْ تَشْبَعَ وَ تَجُوعَ هِیَ وَ تَکْسُوَکَ وَ تَعْرَى- وَ تُرْوِیَکَ وَ تَظْمَأَ وَ تُظِلَّکَ وَ تَضْحَى- وَ تُنَعِّمَکَ بِبُؤْسِهَا وَ تُلَذِّذَکَ بِالنَّوْمِ بِأَرَقِهَا- وَ کَانَ بطن‌ها لَکَ وِعَاءً وَ حِجْرُهَا لَکَ حِوَاءً- وَ ثَدْیُهَا لَکَ سِقَاءً وَ نفس‌ها لَکَ وِقَاءً- تُبَاشِرُ حَرَّ الدُّنْیَا وَ بَرْدَهَا لَکَ وَ دُونَکَ- فَتَشْکُرُهَا عَلَى قَدْرِ ذَلِکَ- وَ لَا تَقْدِرُ عَلَیْهِ إِلَّا بِعَوْنِ اللَّهِ وَ تَوْفِیقِه.»؛ حق مادرت این است که بدانی او تو را در جایی نگه داشته که کسی نگه نمی‌دارد و از میوه دلش به تو داده که کسی به کسی نمی‌دهد و از تو با همه وجودش از گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست، با شادمانی و سرور نگهبانی و نگهداری کرده، ناملایمات غم و اندوه و نگرانی‌ها را تحمل می‌کند و شادان و خرم است که تو را سیر نماید، و خود گرسنه بماند، تو را بپوشاند و خود برهنه باشد؛ تو را سیراب کند و خود تشنه بماند؛ خود در آفتاب باشد و بر تو سایه افکند، با تحمل و مشقت، آرامش و تنعم تو را فراهم آورد و با پذیرش رنج بی‌خوابی، تو را از لذت خواب بهره مند سازد. شکمش ظرف وجود تو و دامنش پناهگاه امن تو سینه‌اش چشمه‌ی جوشانی برای رفع عطش تو و جانش فدای تو شده و سرد و گرم روزگار را به خاطر تو پذیرا گشته است؛ پس باید به پاس این همه محبت و زحمت، شکر گزار او باشی، و هرگز نمی‌توانی مگر خدایت یاری کند.
اگر ما کمی فکر کنیم بار دیگر همه رنج‌های مادران را مقابل چشم خود می‌بینیم و به صبر و بردباری او، در تحمل و رنج‌های فراوان را تحسین می‌گوییم و در مقابل این موجود قابل تقدیس و کریم خاضع می‌شویم و بیشتر احساس وظیفه می‌کنیم ولی چه زمانی دیگر می‌خواهیم به این محبت‌های او جواب بدهیم؟ درک این مطلب و کلام را کسی چون امام سجاد(علیه السلام) فقط می‌فهمد که با مادر خود بر سر یک سفره همنشین نمی‌شد و هنگامی که علت را سوال می‌کنند: «أَنْتَ أَبَرُّ النَّاسِ بِأُمِّکَ وَ لَا نَرَاکَ تَأْکُلُ مَعَهَا قَالَ أَخَافُ أَنْ تَسْبِقَ یَدِی إِلَى مَا سَبَقَتْ عین‌ها إِلَیْهِ فَأَکُونَ قَدْ عَقَقْتُهَا»(۴۲)؛ شما با اینکه از نیکو کارترین مردم هستید، چگونه است که هرگز ندیده‌ایم با مادرتان بر سر یک سفره بنشینید؟ فرمودند: می‌ترسم بر سر یک سفره دستم را چیزی دراز کنم که قبلاً چشم مادرم بر آن افتاده باشد و با این عمل موجبات نافرمانی او را فراهم کنم.

مقام و منزلت مادر نزد پروردگار

منزلت و مرتبه مادر نزد پروردگار آنقدر بلند و رفیع است که فقها بر اساس آن روایات، فتواهای جالبی دارند؛ مثلا روایتی به رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت داده شده که حضرت فرمودند: «ِاذَا کُنْتَ فِی صَلَاهِ التَّطَوُّعِ فَإِنْ دَعَاکَ وَالِدُکَ فَلَا تَقْطَعْهَا وَ إِنْ‏ دَعَتْکَ‏ وَالِدَتُکَ فَاقْطَعْهَا»؛(۴۳) اگر مشغول خواندن نماز مستحبی هستی و پدرت تو را صدا بزند؛ حق نداری نمازت را قطع کنی؛ اما اگر مادرت تو را صدا زند؛ موظفی نماز مستحبی را شکسته و او را اجابت کنی.
در فتواها آمده است که اگر سفر مباح و یا حتی زیارت مستحبی برای انسان پیش آید و یکی از والدین اظهار نارضایتی کند، و آن سفر را منع کند، سفر حرام می‌شود و انسان حق ندارد به آن سفر برود.(۴۴)
از دقت و تاکیدی که در روایت‌ها آمده، ارج و قرب و منزلت مادر در درگاه الهی بیشتر از پدر است؛ این مطلب در (فقه الرضا علیه السلام) بیان شده است که حضرت فرمودند: «أعلَم أنَّ حَقَ الأُمِّ أَلزَمُ الحُقُوقِ وَ أوجَبُ لاَنَهَّا حَمَلت… »؛(۴۵) حق مادر نسبت به سایر حقوق، لازم‌ترین و واجب‌ترین حقوق است؛ چرا که او را در جایی حمل کرده…
شخصی خدمت حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد: «یا رسول الله! قال أن تُطیعَهُ مَا عَاشَ فَقیلَ مَا حَقُّ الوَالِدَه فَقالَ هَیهَاتُ هَیهَاتَ لَو أنَّهُ عَدَدَ رَملِ عَالجٍ و قَطرِ المَطَرِ أیَّامَ الدُّنیا قامَ بَینَ یدی‌ها مَا عَدَلَ ذَلکَ یَومَ حَمَلَتهُ فِی بطن‌ها»؛(۴۶)‌ ای رسول خدا! حق پدر چیست؟ حضرت فرمودند: مادامی که زنده است او را اطاعت کنی و مطیع او باشی. بعد عرض کرد: حق مادر چیست؟ فرمودند: اگر انسان به اندازه‌ی ریگ‌های بیابان و قطرات باران و ایام روزگاران، در مقابل مادر بایستد و او را اطاعت کند، به اندازه یک روز دوران حمل، حق او را ادا نکرده است.
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «دَعوهُ الوالدهِ أسرَعُ إجابهً، قیل، یا رسولَ اللهِ و لِمَ ذلکَ؟ قال: هی أرحمُ مِن الأدبِ، و دَعوهُ الرَّحِمِ لا تَسقُطُ»؛(۴۷) دعای مادر سریع‌تر اجابت می‌شود، عرض کردند: چرا یا رسول الله! حضرت فرمودند: چون مادر رحمت و مهربانی‌اش نسیت به فرزند از پدر بیشتر است، خداوند دعای انسان دحیم و مهربان را هرگز رد نمی‌کند.

حق پدر

و أمّا حقّ أبیک فأن تعلم أنّه أصلک، و أنّه لو لاه لم تکن، فمهما رأیت من نفسک ممّا یعجبک فاعلم أنّ أباک أصل النعمه علیک فیه، فاحمد اللّه و اشکره على قدر ذلک و لا قوّه إلّا باللّه. حق پدر این است که بدانى منشأ وجود تو است، اگر او نبود، تو هم نبودى، هر چه در وجودت موجب خوش آیندى است بدان که ریشه ‏ى این نعمت در وجود پدر است، پس خدا را شکر کن و به قدر این نعمت سپاسگزار باش و لا قوه الا باللّه(نیروئى جز به مدد الهى نیست).
امام سجاد(علیه السلام) در بیاناتشان یاد آور شده‌اند که اساسی‌ترین انگیزه برای رعایت احترام پدر این است که بدانمی او اصل و ریشه‌ی تو است و تو شاخه و فرع او هستی؛ به عبارتی دیگر تو ثمره آن درخت هستی از نظر امام نظام مندی عالم آفرینش که برای همگام امری بدیهی و روشن است؛ آثاری دارد و از جمله آن آثار، حقی است که برای اصل و ریشه و نسبت به فرع و میوه ایجاد می‌شود.
در حدیث قدسی(۴۸) نقل شده است که خداوند متعال می‌فرماید: بعزتی و جَلالی و ارتفاع مَکانی، لو أنَّ العاقَّ لوالدَیه یَعمَلُ بِأعمالِ الأنبیاء جمیعاً لَم أقبَلهَا مِنه(۴۹)؛ قسم به عزت، جلال و جایگاه و وحدانیتم اگر کسی احترام پدر و مادر را نگه ندارد، عاق والدین می‌شود؛ اگر چه همه اعمال انبیای گذشته در پرونده او ثبت شده باشد؛ یعنی همه خیرات و حسنات را از آدم ابوالبشر تا خاتم پیامبران(صلی الله علیه و آله و سلم) انجام داده باشد اعمالش را نخواهم پذیرفت.
حدیث دیگری هست که می‌فرماید: إنَّ أوّلُ ما کَـب اللهُ فی اللوح المفوظِ إنّی أنا اللهُ لا إالهَ إالَّا أنا(۵۰)؛ اولین چیزی که در لوح محفوظ الهی ثبت شده است، شهادت به توحید است.
بعد از شهادت به توحید این مطلب ثبت شده است. مَن رضِیَ عنه والدهُ فأنا مِنه راضٍ، و مَن سخِط علیه والدهُ فأنا علیه ساخط(۵۱)؛ کسی که پدر و مادرش از او راضی باشند، من از او راضی هستم و کسی که پدر و مادرش بر او خشمگین و غضبناک باشند، من بر او خشم می‌گیرم.

آثار احترام به والدین و پیامد‌های بی‌احترامی

وَ قَالَ رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ یَضْمَنْ لِی بِرَّ الْوَالِدَیْنِ وَ صِلَهَ الرَّحِمِ أَضْمَنْ لَهُ کَثْرَهَ الْمَالِ وَ زِیَادَهَ الْعُمُرِ وَ الْمَحَبَّهَ فِی الْعَشِیرَه(۵۲)؛ کسی که تضمین کند نیکوکاری و خدمت به پدر و مادر وصله رحم را انجام دهد، من برای او چند چیز را تضمین می‌کنم: یکی مال، ثروت و مکنت زیاد؛ دوم عمر طولانی و سوم محبوبیت در میان اقوام و خویشان.
قَالَ رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): به روا آبَاءَکُمْ یَبَرَّکُمْ أَبْنَاؤُکُم(۵۳)؛ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم): فرمود نیکى کنید با پدرانتان تا به شما نیکى کنند پسرانتان و پارسا باشید از زنان مردم تا پارسا باشند از زنانتان.

درباره آثار اخروی به پدر و مادر

أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَ‏ الْعَبْدَ لَیُرْفَعُ‏ لَهُ‏ دَرَجَهٌ فِی الْجَنَّهِ لَا یَعْرِفُهَا مِنْ أَعْمَالِهِ فَیَقُولُ رَبِّ أَنَّى لِی هَذِهِ فَیَقُولُ بِاسْتِغْفَارِ وَالِدَیْکَ لَکَ مِنْ بَعْدِک‏(۵۴)؛ وقتی بنده‌ای به بهشت می‌رود، او را درجاتی می‌دهند که وی هر چه اعمال خود می‌اندیشد عمل قابل توجهی که او را در آن جایگاه قرار بدهد، نمی‌بیند، سوال می‌کند خدایا! این مقام و مرتبه از کجا برای من فراهم شده است؟ جواب می‌شنود با طلب مغفرت والدین تو.

فرازهایی از دعاهای با ارزش امام سجاد(علیه السلام) در صحیفه سجادیه

وَ اخْصُصِ اللَّهُمَّ وَالِدَیَّ بِالْکَرَامَهِ لَدَیْکَ، وَ الصَّلَاهِ مِنْکَ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین‏(۵۵)؛ اى خداوند! پدر و مادر مرا نیز به کرامت خود و رحمت خود مخصوص گردان، اى مهربان‏ترین مهربانان.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَهَابُهُمَا هَیْبَهَ السُّلْطَانِ الْعَسُوفِ، وَ أَبَرُّهُمَا بِرَّ الْأُمِّ الرَُّوفِ، وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوَالِدَیَّ وَ بِرِّی بِهِمَا أَقَرَّ لِعَیْنِی مِنْ رَقْدَهِ الْوَسْنَانِ، وَ أَثْلَجَ لِصَدْرِی مِنْ شَرْبَهِ الظَّمْآنِ حَتَّى أُوثِرَ عَلَى هَوَایَ هَوَاهُمَا، وَ أُقَدِّمَ عَلَى رِضَایَ رِضَاهُمَا وَ أَسْتَکْثِرَ بِرَّهُمَا بِی وَ إِنْ قَلَّ، وَ أَسْتَقِلَّ بِرِّی بِهِمَا وَ إِنْ کَثُر.(۵۶)؛ بار خدایا، چنان کن که هیبت پدر و مادرم در دل من چنان باشد که هیبت پادشاهى سخت مهیب، و به آن دو نیکى و مهربانى کنم آن سان که مادرى مهربان به فرزند خود نیکى و مهربانى کند. خداوندا، فرمانبردارى از پدر و مادر و نیکى و مهربانى مرا در حق ایشان براى من شادى بخش‏تر گردان از به خواب رفتن بى‏خوابى کشیدگان و آب سرد نوشیدن جگر سوختگان، تا میل و خواهش ایشان را بر میل و خواهش خویش برترى نهم و خشنودیشان را بر خشنودى خود پیش دارم. خداوندا، چنان کن که نیکى و مهربانى آن دو را در حق خود بسیار شمرم هر چند اندک بود و نیکى و مهربانى خود را در حق آن دو اندک شمرم هر چند بسیار بود.

توضیحی در مورد فراز زیبای امام سجاد(علیه السلام)

خدایا! اطاعت پدر و مادر را برای من شیرین‌تر از بستر انسانی قرار ده که کم خوابیده است؛ زیرا برای انسانی که کم خوابیده، چیزی شیرین‌تر و محبوب‌تر از یک بستر راحت نیست. بنابراین امام می‌فرماید: خدایا! چنان کن که برای خدمت گزاری به والدین؛ و اطاعت آن‌ها در خود، احساس نیاز کنم.
خدایا! اطاعت والدین را برای من گوارا قرار بده چنان که آب خنک را برای یک انسان عطشان محبوب و گوارا قرار می‌دهی؛ تا اطاعت و خواسته آن‌ها را بر خواهش‌های نفس خود مقدم بدارم. خدایا! چنان کن که کارهای خوب و خدمات آن‌ها در چشم من زیاد جلوه کند؛ اگر جه آن کارها کم و کوچک باشد و خدمات و نیکی‌های زیاد و طولانی مدت من در نظرم نا چیز باشد.

نکات

۱: فرزندان نمی‌توانند به عذر این که ما نمی‌دانیم چگونه با پدر و مادر خود معاشرت کنیم، مرتکب خطا شوند امام سجاد(علیه السلام) در قالب دعا می‌فرمایند: باید به وظایف خود نسبت به پدر و مادر علم پیدا کنیم.
۲: فرزند باید از خدا بخواهد که به او قدرت بدهد تا به آموخته‌هایش دقیق و صحیح عمل کند، یعنی بتواند خود را در مسیر خدمت و اطاعت والدین قرار بدهد؛ آن هم نه از روی کراهت و سختی و زحمت.
«اللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُمَا صَوْتِی، وَ أَطِبْ لَهُمَا کَلَامِی، وَ أَلِنْ لَهُمَا عَرِیکَتِی، وَ اعْطِفْ عَلَیْهِمَا قَلْبِی، وَ صَیِّرْنِی بِهِمَا رَفِیقاً، وَ عَلَیْهِمَا شَفِیقا»؛(۵۷) پروردگارا! صدایم را بدر برابرشان آهسته و سخنم را خوشایند و خویم را نرم نما و دلم را برآنان مهربان و مرا برایشان سازگار و بر آنان رحیم گردان.
اللَّهُمَّ لَا تُنْسِنِی ذِکْرَهُمَا فِی أَدْبَارِ صَلَوَاتِی، وَ فِی إِنًى مِنْ آنَاءِ لَیْلِی، وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ مِنْ سَاعَاتِ نَهَارِی. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اغْفِرْ لِی بِدُعَائِی لَهُمَا، وَ اغْفِرْ لَهُمَا بِبِرِّهِمَا بِی مَغْفِرَهً حَتْماً، وَ ارْضَ عَنْهُمَا به شفاعتی لَهُمَا رِضًى عَزْماً، وَ بَلِّغْهُمَا بِالْکَرَامَهِ مَوَاطِنَ السَّلَامَهِ. خدایا! چنان کن که من در پایان هر نماز، در دل شب، در هر ساعتی از ساعت‌های روز و شب، پدر و مادرم را فراموش نکنم. خدایا! مرا موفق کن که به حرمت احسان و نیکی پدر و مادر آن‌ها را یاد کنم و برای آن‌ها طلب مغفرت کنم. خدایا! به خاطر دعای من نسبت به والدین، مرا بیامرز و به خاطر نیکی‌های آن‌ها نسبت به من، آن‌ها را مشمول آمرزشت قرار بده، خدایا! من- اگر آبرویی در پیشگاه تو دارم- برای والدینم شفیع درگاهت می‌شوم؛ تو از آن‌ها راضی باش، خدایا! جایگاه آن‌ها را جیگاه سلام که بهشت تو است، قرار بده؛ آن‌ها را مشمول کرامت و بزرگواری خود قرار بده.(۵۸)

نتیجه‌گیری

اهمیت، فوائد و آثار احترام و احسان به والدین همچنین مفاسد و علاج عدم احترام به والدین را بازگو خواهیم کرد تا توانسته باشیم نتیجه‌ای مهم و زیبا از بحث گرفته باشیم.

– برای اهمیت احترام و احسان به والدین همین قدر بس است که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: نیکویی با پدر و مادر، افضل است از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خدا(۵۹)

این احترام و احسان به والدین چه فوائد و آثاری به همراه دارد:
۱- باعث قبولی طاعات و عبادات می‌شود.
۲- باعث تحصیل رضای خداوند می‌شود.
۳- جوابگویی بخشی از خدمات آن‌هاست.
۴- باعث می‌شود انسان راحت جان بدهد.
۵- باعث می‌شود انسان عذاب قبر نداشته باشد و بهشتی شود.
۶- باعث حل مشکلات عاطفی می‌شود.
۷- باعث استحمان و پیوند خانوادگی می‌شود.
۸- فرزندان در آینده به ما احسان و احترام می‌کنند.
۹- برکت عمر و ثروت را به همراه دارد.

چگونه می‌توانیم این احسان و اکرام به والدین را کسب کنیم؟
از لحاظ علمی: ۱- دقت در آیات و روایاتی که بر این مسئله تاکید و تکیه دارند. ۲- تامل در آفات ضد آن. ۳- دقت در سیره اولیاء و برخورد با والدینشان. ۴- شناخت حقوق آنان.
از لحاظ عملی: ۱- خود را به عمل احیان به والدین واداشتن اگر چه در ابتدا سخت باشد تا اینکه باعث ایجاد ملکه در وجود ما گردد. ۲- درخواست از خدا ۳- احقاق حقوق آن‌ها به تدریج.

برای احسان اکرام به والدین اقسامی را ذکر کرده‌اند:
۱- احسان و اکرام مالی
۲- لسانی: احسان و نیکی در گفتار
۳- بدنی: احسان و نیکی به واسطه خدمتگزاری و کار انجام دادن برای آنان.
مصادیق احسان به والدین و حقوق آن‌ها
در بعضی از کتب اخلاقی تا بیش از ۸۰ مورد بیان نموده‌اند که کا به ذکر بعضی از آنها می‌پردازیم:
۱- اطاعت از والدین مگر در معصیت خالق
۲- به اسم صدا نزدن والدین
۳- جلو تر از والدین راه نرفتن
۴- قبل از والدین ننشستن
۵- سبب فحش دادن مردم به آن‌ها نشدن
۶- خشوع در برابر آن‌ها، هنگامی که خشمگین می‌شوند.
۷- شکر گزار آن‌ها بودن درهمه حال
۸- خیر خواه بودن آنان در نهان و آشکار
۹- برآوردن حاجت آن‌ها قبل از اینکه ابراز کنند.

عمده حقوق والدین پس از مرگ:
۱- عمل کردن به وصیت ایشان چنانچه بر اساس قوانین شرعی است.
۲- دعا کردن و درخواست رحمت از خدا برای ایشان
۳- رسیدگی به بدهکاری مالی آن‌ها
۴- انجام عبادات و خواندن قرآن و نماز به یاد آن‌ها
۵- خواندن نماز قضا و گرفتن روزه قضا آن‌ها
۶- به زیارت قبور آن‌ها رفتن
۷- حفظ مودت و ارتباطات سالم خانوادگی پس از ایشان
۸- احسان به دوستان آن‌ها پس از وفاتشان
۹- صدقه دادن و خدمت به مردم به نیت آنان
۱۰- به زیارت معصومین(علیهم السلام) رفتن به نیت آن‌ها
حال اگر کسی بعد از خواندن این مطالب و حقوقی که راجع به احترام به والدین و احسان به والدین بیان شد متنبه نشد و بی‌توجه از کنار آن‌ها بگذرد عقوبت‌هایی برای خود فراهم ساخته که به عاق والدین معروف است که در خاتمه به توضیحی در این مورد می‌پردازیم تا بحث را به صورت کامل جمع کرده باشیم و دیگر مطلبی باقی نمانده و اتمام حجت تمام شده باشد.
– کینه و خشم، بخل و تنگ نظری، محبت و وابستگی به دنیا ریشه عاق والدین شدن است.
– احادیثی در این مورد بیان شده است که به ذکر مواردی می‌پردازیم:
«قال علی(علیه السلام) مِنَ الْعُقُوقِ إِضَاعَهُ الْحُقُوق»(۶۰)؛ ضایع نمودن حقوق پدر و مادر، بخشی از عاق شدن از طرف آنان است
«قال علی(علیه السلام) أَقْبَحُ الْمَعَاصِی قَطِیعَهُ الرَّحِمِ وَ الْعُقُو»(۶۱)؛ زشت‌ترین گناهان، ترک صله رحم و عاق والدین است.
«قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من أصبح مسخطا لأبویه أصبح له بابان مفتوحان إلى النار»(۶۲)؛ هر کس مورد خشم والدینش باشد دو در از درهای جهنم بر او باز خواهند شد.
«وَ قَالَ الصادق(علیه السلام):‏ مَنْ نَظَرَ إِلَى أَبَوَیْهِ نَظَرَ مَاقِتٍ وَ هُمَا لَهُ ظَالِمَانِ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ صَلَاه»(۶۳) هر کس به پدر و مادر خود نگاهی تند و خشم آلود کند، در حالی که آنها به او ظلم هم کرده باشند خداوند نماز او را قبول نمی‌کند.

مفاسدی که بر شخص عاق والدین شده می‌شود:
۱- محرومیت از بهشت و بوی بهشت
۲- سخت جان می‌دهد
۳- عذاب قبر
۴- غضب خدا
۵- عدم قبولی طاعات و عبادات مانند نماز و…
۶- فقر تنگدستی
۷- گرفتار شدن شخص عاق والدین شده به آزار فرزندان خود
۸- فروپاشی عواطف و نظان خانوادگی
۹- ذلت
۱۰- خرمج از دایره توفیق طاعت خدا
۱۱- ناسپاسی نعمت خداست
۱۲- بی‌رغبت شدن والدین، به تربیت فرزند

اقسام عاق والدین
۱- ترک یاری والدین به زبان و گفتار
۲- ترک کمک و معاونت بدنی
۳- ترک کمک مالی
۴- عدم احترام و تکریم آن‌ها
۵- کوتاهی در خدمت نمودن به آن‌ها
۶- بد زبانی
۷- روی در هم کشیدن
۸- صدا بلند کردن
۹- دست بالای دست آنان گرفتن در هنگام دادن چیزی به آن‌ها
۱۰- جلوتر از آنان راه رفتن
۱۱- عدم اطاعت و فرمانبرداری از آنان

نتیجه‌گیری یا تذکرات پایانی
۱- آزار والدین و عاق آن‌ها شدن حرام و از گناهان کبیره است.
۲- ممکن است کسی پس از مرگ والدین به خاطر ترک حقوق آن‌ها عاق شود.
۳- سه گناه است که در دنیا خیلی زود عقوبتش داده می‌شود: نافرمانی والدین و …
کسی که عاق والدین است به این کیفرها و نکبت‌ها دچار می‌شود
۱- در قیامت به شکل الاغ خواهد شد
۲- از دعای والدین محرم می‌شود
۳- بدبخت می‌میرد
۴- مورد لعن و نفرین پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است.
۵- عمر را کوتاه می‌کند
۶- عذاب دوزخ را به همراه دارد.
۷- در دنیا فرزندان با او همان گونه عمل می‌کنند.

پی‌نوشت‌ها

۱- سوره مبارکه احقاف، آیه ۱۵
۲- بنی اسرائیل، آیه ۲۴
۳- سوره‌ی نساء، آیه ۳۶
۴- سوره اسراء، آیه ۲۳
۵- سوره مبارکه لقمان، آیه ۱۵
۶- سوره مبارکه انعام، آیه ۱۵۱
۷- سوره مبارکه بقره، آیه ۱۸۰
۸- انفال ۲۸، تغابن ۱۵-۱۴، منافقون ۹، نوح ۲۸، بقره ۸۳
۹- تالیف حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ محسن قرائتی، ج ۷، ص ۳۸
۱۰- سوره اسراء آیه ۲۳
۱۱- تفسیر نور، ج ۷ ص ۳۹ به نقل از تفسیر نور الثقلین
۱۲- تفسیر نور، ج ۷ ص ۳۹ به نقل از تفسیر نمونه
۱۳- تفسیر نور، ج ۷ ص ۳۹ به نقل از تفسیر ممع البیان
۱۴- تفسیر نور، ج ۷ ص ۳۹ به نقل از تفسیر فرقان
۱۵-(قول کریم) در تفسیر آیه ۲۳، سوره اسراء بیان شده است.
۱۶- کافی، ج ۲ ص ۱۵۷
۱۷- مریم، آیه ۳۹
۱۸- مریم، آیه ۱۴
۱۹- «أنا و علی ابو فهذه الاّمه»، بحار ج ۱۶، ص ۹۵
۲۰- حج ۷۸
۲۱- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۰، ح ۲۲۶۶۹
۲۲- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۰، ح ۲۲۶۷۲
۲۳- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۲، ح ۲۲۶۷۸
۲۴- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۲، ح ۲۲۶۸۱
۲۵- میزان الحکمه، ص ۷۰۹۴، ح ۲۲۶۸۷
۲۶- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۴، ح ۲۲۶۸۸
۲۷- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۶، ح ۲۲۷۰۰
۲۸- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۸، ح ۲۲۷۰۲
۲۹- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۰۹۸، ح ۲۲۲۷۰۹
۳۰- میزان الحکمه، ج ۱۴، ص ۷۱۰۰، ح ۲۲۷۱۸
۳۱- گنجینه معارف، محمد رحمتی شهر رضا، ص ۲۰۱، به نقل از الکافی، ج ۲، ص ۳۱۲
۳۲- گنجینه معارف، محمد رحمتی شهر رضا، ص ۲۰۱، به نقل از مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۹۴
۳۳- گنجینه معارف، محمد رحمتی شهر رضا، ص ۲۰۱، به نقل از الکالفی، ج ۲، ص ۳۴۸
۳۴- گنجینه معارف، محمد رحمتی شهر رضا، ص ۲۰۱، به نقل از کافی ج ۲، ص ۳۴۹
۳۵- گنجینه معارف، محمد رحمتی شهر رضا، ص ۲۰۱، به نقل ازالکافی، ج ۲، ص ۱۶۲
۳۶- این روایت در کتاب ثمرات الحیات، سید الواعظین تالیف آقا سید محمود امام اصفهانی، ویرایش محمد ملکی، ج ۱، ص ۵۳ آمده است.
۳۷- بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۵
۳۸- بحار الانوار، ج ۷۴، ۷۵
۳۹- بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۵، روایت ۶۸، باب ۲
۴۰- ثمرات الحیات، سید الواعظین تالیف آقا سید محمود امامی اصفهانی، ویرایش محمد ملکی، ج ۱، ص ۵۳
۴۱- سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۱۲ به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۷۴، ح ۱۷۹۰۸
۴۲- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۱۹۲، به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۸۲، ح ۱۷۹۴۰
۴۳- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۰۶، به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۱۸، ح ۱۷۹۳۳
۴۴- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۰۷، به نقل از عروه الوثقی، ج ۱، ص ۷۳۴
۴۵- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۰۴، به نقل از فقه الرضا(علیه السلام)، ص ۳۳۴- مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۸۰، ح ۱۷۹۳۱
۴۶- مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۲۰۳، ح ۱۸۰۱۴
۴۷- سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۱۹، به نقل از محجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۵
۴۸- حدیث قدسی: کلام الهی است که پیامبر نقل می‌کنند ولی در شمار آیات قرآن نمی‌باشد
۴۹- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۴۶، به نقل از جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۷۱
۵۰- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۴۷، به نقل از جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۷۱
۵۱- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۴۷ به نقل از جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۷۱
۵۲- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۰، به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۷۶، ح ۱۷۹۱۵
۵۳- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۰، به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۷۵، ح ۱۷۹۰۸
۵۴- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۰، به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۷۵، ح ۱۷۹۱۰
۵۵- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۳، به نقل از صحیفه سجادیه، ص ۱۵۹
۵۶- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۳، به نقل از صحیفه سجادیه، ص ۱۶۱
۵۷- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۷، صحیفه سجادیه، ص ۱۶۱، دعای بیست و چهارم
۵۸- کتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۵۷، صحیفه سجادیه، ص ۱۶۶، دعای بیست و چهارم
۵۹- معراج السعادت، عالم ربانی مرحوم ملا احمد نراقی، ص ۵۱۸ به نقل از احیاء العلوم، ج ۲، ص ۱۹۲، محجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۴
۶۰- بهشت اخلاق، ج ۲، مهدی نیلی پور، ص ۵۴۵، به نقل از غرر الحکم(۶/۹)
۶۱- بهشت اخلاق، ج ۲، مهدی نیلی پور، ص ۵۴۵، به نقل از غرر الحکم(۲/۴۴۹)
۶۲- بهشت اخلاق، ج ۲، مهدی نیلی پور، ص ۵۴۵، جامع السعادات(۲/۲۶۲)
۶۳- بهشت اخلاق، ج ۲، مهدی نیلی پور، ص ۵۴۵، به نقل از غرر الحکم

منابع
۱- قرآن کریم
۲- تفسیر نور، مولف حجه الاسلام والمسلمین محسن قرائتی، ج ۷ نشر مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ سوم، بهار ۱۳۸۰
۳- میزان الحکمه همراه با ترجمه فارسی، مولف محمد محمدی ری شهری، مرکز تحقیقات دار الحدیث، ویرایش سوم، قم دار الحدیث، سال ۱۳۷۹
۴- ثمرات الحیات، مولف سید محمود امامی اصفهانی(ره)، انتشارات قائم آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)، نوبت چاپ ششم ۱۳۸۷ چاپخانه ولیعصر.
۵- سیری در رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام) ج ۲، سلسله گفتارهای حضرت آیت الله یثربی، تنظیم حجه الاسلام قاسم نصیرزاده، انتشارات فرهنگ آفتاب، نوبت و تاریخ چاپ اول مهر ۱۳۸۲، دوره ۳ جلدی، شابک ۶۳-۹۳۸۶۹-۹۶۴
۶- معراج السعاده، تالیف ملا احمد نراقی، ناشر: موسسه انتشارات قم: هجرت، تابستان ۱۳۸۱
۷- گنجینه معارف، تالیف محمد رحمتی شهرضا، قم ۱۳۸۵، ویراستار ادبی: محمود حسین پور علویه، انتشارات: صبح پیروزی ۷۷۴۸۲۳۳، نوبت چاپ چهارم ۱۳۸۶، چاپ نوید اسلام
۸- بهشت اخلاق، مهدی نیلی پور، قم: موسسه تحقیقانی حضرت ولی عصر(عج)، سوم، پاییز ۱۳۸۶

منبع: راسخون؛ نویسنده: عباس یسلیانی

قداست مادر در فرهنگ اسلامى‏(۲)

تساوى تکریم والدین از دیدگاه قرآن کریم‏

اگر چنانچه از آلام و متاعب عدیده مادران در دوران باردارى و وضع حمل و پرورش فرزند در قرآن کریم سخن به میان آمده است و به طور اندک از زحمات پدر اشاره رفته است این مسئله دلیل بر بى‌اهمیت شمردن مقام پدران نمی‌باشد. خداوند در مقام تساوى تکریم والدین خطاب به فرزندان جهت حمایت و دستگیرى می‌فرماید: «و احفض لهما جناح الذلّ من الرحمه و قل ربّ ارحمهما کما ربّیانى صغیرا؛(۱۴) و بال‌هاى خود را از روى فروتنى و مهربانى و رحمت بر سر هر دو آنها بگشاى و بگو خدایا به آنها رحم کن همان گونه که مرا در کودکى پرورش دادند».

از دیدگاه خداوند منّان به حدى رحمت و رأفت، ارجمند و مقدس شمرده می‌شود که عطوفت فرزند به منزله دو بال پرنده قلمداد شده که از روى ذلّ و فروتنى بر سر پدر و مادر گشاده می‌گردد. این تشبیه زیبا در اصطلاح علم بیان، به استعاره مکنیه تعبیر شده است. چون هنگام حذف ادات تشبیه، عبارتى که مفهوم می‌گردد همانا فروتنى، رأفت و عطوفت سرشار از عشق و عاطفه فرزندان می‌باشد.(۱۵)

در این آیه به ظرافت‌هاى حساس و نکته‌هاى پر معنا در رابطه با احترام به پدر و مادر و نیز آزمایش فرزندان در ارتباط با نحوه نگاهدارى صحیح و ایثارگرانه آنها اشاره شده است:

۱- توجه به حالات پیرى پدر و مادر که در زمان کهولت و بیمارى بیشتر به حمایت و محبت نیازمند می‌باشند چه آنها ممکن است که بر اثر ناتوانى نتوانند از جاى برخیزند یا در امر نظافت شخصى کوشا باشند لذا فرزندان مورد آزمایش قرار می‌گیرند که آیا از صبر و حوصله کافى براى نگهدارى مهربانانه و مؤدبانه برخوردار هستند یا خیر؟

۲- ایجاد انگیزه تواضع و فروتنى «خفض جناح».

۳- هنگامی که فرزند سر بر آستان الهى می‌ساید و پروردگار خویش را حمد و سپاس می‌گوید پدر و مادر را در حال حیات و ممات فراموش نکند و از خداوند براى آنها تقاضاى رحمت کند و به خدا عرضه دارد که: بارالها! همان گونه که آنها در کودکى مرا تربیت کردند و از نشاط و جوانى به لحاظ بالندگى و تکامل فرزند خویش ایثار نمودند هم اکنون آنها را مشمول عنایت و رحمت خود قرار بده.

نیکى باید مستقیم و بدون واسطه باشد

قرآن کریم در سوره انعام، آیه ۱۵۱، نیکى به پدر و مادر را بلافاصله بعد از مبارزه با شرک عنوان می‌نماید که دلیل بر اهمیت فوق العاده حق پدر و مادر در دستورات فرهنگ اسلامی است. در این آیه می‌فرماید: «الّا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً؛ هیچ چیز را شریک خدا قرار ندهید و نسبت به پدر و مادر نیکى کنید».

اصل فرمایش این است که: «بالوالدین احساناً؛ اگر می‌فرمود: الى الوالدین احساناً؛ یعنى نیکى کردن هرچند به طور مستقیم و یا غیر مستقیم باشد. اما «بالوالدین احساناً» یعنى نیکى کردن به طور مستقیم و بدون واسطه، آیه می‌فرماید موضوع نیکى به پدر و مادر، آنقدر اهمیت دارد که باید فرزند شخصاً و بدون واسطه آن را انجام دهد.(۱۶)

اطاعت از والدین مشرک جایز نیست‏

همه ما می‌دانیم که شرک در اسلام، عملى حرام و زشت شمرده می‌شود و انسان مشرک، نجس قلمداد می‌گردد. از دیدگاه اسلام اگرچه مقام پدر و مادر بسى ارزشمند شمرده می‌شود لکن فرزند مسلمان وظیفه دارد از اطاعت پدر و مادر مشرک، سر باز زند. نمونه بارز آن داستان سلمان فارسى است که بر آئین مجوس بود لکن بعد از گرایش به اسلام، از نزد والدین خویش که هر دو مشرک بودند گریخت و از اوامر آنها اطاعت ننمود.

قرآن کریم در سوره عنکبوت اگرچه ما را به احسان نسبت به والدین فرا می‌خواند لکن در جایى از آیه می‌فرماید که: اطاعت از پدر و مادر مشرک که سعى و تلاش بر شرک ورزیدن فرزندان خویش دارند، جایز نیست. آیه ذیل گواه بارزى بر این مدعاست:

«و وصّینا الانسان بوالدیه حسناً و ان جاهداک لتشرک بى‌ما لیس لک به علمٌ فلاتطعهما…».(۱۷)

ما به انسان توصیه کردیم به پدر و مادر خویش نیکى کند و اگر آن دو تلاش کنند و اصرار ورزند که براى من شریک قائل شوى که به آن علم ندارى از آنها اطاعت مکن.

تربیت صحیح مادر، گام اساسى به سوى سعادت‏

عمده طرز تفکر موهوم در جامعه عرب قبل از اسلام بر این باور استوار بود که نه تنها دختران و زنان عضو اصلى و شاخص جامعه بشمار نمی‌روند بلکه گاه در حکم ظروفى براى نگاهدارى و آفرینش پسرانى قلمداد می‌شدند که تنها براى اصل و نسب آفرینى پدران فرزند می‌آورند همان گونه که یکى از شاعران عصر جاهلى این گونه سروده است:

و انّما امهات النّاس اوعیه‏

مستودعات و للانساب آباء

مادران در حکم ظروف براى پرورش انسان‌ها می‌باشند و تنها براى نسب پدران، فرزند می‌آورند!(۱۸)

چه بسا مادرانى که با زحمات و مشقات فراوان تنها به داعیه بقاء نسل و تحکیم بنیان خانواده و فرزندان خود را در بطن خویش می‌پرورانند و یا متحمل هزینه‏‌هاى سنگین و گزاف در امر زایمان و رشد و تکامل فرزند می‌گردند لکن از شناخت ماهیت تعلیم و تربیت در ناآگاهى بسر می‌برند و همین عوامل علاوه بر فرسایش نیروى جسمانى، منجر به نادیده انگاشتن عواطف واقعى و همه جانبه آنان در امر ایفاى وظایف خطیر مادرانه و پرورش اطفال و ارضاء خواسته‌هاى مشروع و بر حق فرزندانشان خواهد گشت. آیا چنین مادرانى که فرزندان خویش را در مسیر تباهى و فساد سوق می‌دهند و موجب تولید زحمات عدیده و مشکلات و ناهنجاری‌هاى فراوان اجتماعى را فراهم می‌سازند به واقع بهشت در زیر پاى آنهاست؟! اگر چنانچه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

تناکحوا…تناسلوا. ازدواج کنید و فرزند آورید که من در قیامت به امت خویش مباهات خواهم نمود. مراد از این فرمایش یک جمعیت متعادل و به عبارت بهتر و فراگیر یک امت سازمان یافته و تربیت شده در امر تهذیب و تزکیه نفوس اجتماع می‌باشد نه یک جمعیت رو به تزاید لجام گسیخته و فاقد روح تربیت و تعالى اخلاقى که حتى از قابلیت ذاتى لازم جهت تربیت پذیرى بی‌بهره می‌باشند و هر از گاه مشکلات عدیده را فراهم ساخته و مرتکب جرایم گوناگون می‌شوند.

داستان شگفت آور خضر و کشتن طفل بدست او، مبیّن آنست که آن جناب از طریق علم لدنى و دانش الهامی و شهودى، پى به فساد و عدم صلاحیت او برده بود. خضر در پاسخ اعتراض موسى(علیه السلام) خواهان فرزند صالح بود تا از این طریق جمعیت متعادل و کمال یافته صالحان پدیدار شود. او از خداوند درخواست نمود تا فرزند صالح به والدین با ایمان مرحمت فرماید.

«…و امّا الغلام فکان ابواه مؤمنین فخشینا ان یرهقهما طغیاناً و کفراً فاردنا ان یبدلهما ربّهما خیراً منه…».(۱۹)

بارها به تجربه ثابت شده خانواده‌هایى که از فرزندان کمتر برخوردارند و مادر به منزله مدیر در امر اداره منزل و تعلیم صحیح فرزندان به شمار می‌رود از امکانات لازم جهت تربیت و رشد و تعالى فرزندان خویش بهره ‏مند می‌باشند. لکن خانواده‏‌هاى پرجمعیت که از کنترل لازم جهت حفظ و حراست اولاد خویش از دستبرد شیاطین اجتماع در ناآگاهى بسر می‌برند، نمی‌دانند که به پرورش شایسته کدامیک از آنها توجه کنند! قرآن کریم در این رابطه می‌فرماید:

«المال و البنون زینه الحیاه الدنیا و الباقیات الصالحات خیرٌ عند ربک ثواباً و خیر املا…؛(۲۰) مال و ثروت و فرزندان، مایه زینت حیات دنیا هستند؛ اما آنچه از خیر و صلاح باقى ماند، بهتر است.

خواجه نصیر الدین طوسى هدف از تربیت کودک را این چنین معرفى می‌کند:

«و چون رضاع(شیردهى) او تمام شود به تأدیب و ریاضت اخلاق او مشغول باید شد پیشتر از آن که اخلاق تباه فراگیرد؛ چه کودک مستعد بود و به اخلاق ذمیمه میل بیشتر کند به سبب نقصان و حاجاتى که در طبیعت او بود…».(۲۱)

مطالعه در زندگینامه بسیارى از دانشمندان و فیلسوفان جهان و علل ترقى و پیشرفت آنان در علم و حکمت، هر وجدان آگاه و افکار بیدار را به قضاوت صحیح پیرامون تربیت شایسته و سازنده مادران ارجاع می‌دهد. «کنفوسیوس» حکیم و فیلسوف معروف چین رمز موفقیت و تعالى خویشتن را مرهون مادرى مهربان و دانا می‌دانست که در آخرین دم حیات از هیچ گونه کوششى جهت رفاه فرزند دریغ نورزید، هنگامی که مادر آن حکیم از دنیا رفت کنفوسیوس بسیار متأثر و محزون بود و حتى چنگ و تار خویش را شکست. مادر «منسیوس» پیشواى مکتب اصولى چین در خصوص پیشرفت فرزند دست به اقدام جالبى زد. هنگامی که همسر آن زن فوت شد او با فرزند خویش در خانه ‏اى سکنى گزید که در حوالى گورستان بود. مادر منسیوس مشاهده کرد که فرزندش پیوسته از اعمال گورکنان تقلید می‌کند ناچار به ترک خانه گردید و در محله‏‏‌اى مشرف به بازار سکونت گزید لکن دریافت که منسیوس در بازی‌هاى خویش بسان کاسبان و اهل حرفه رفتار می‌کند ناچار به ترک آن محل شد و عاقبت در محله ‏اى که غالب فیلسوفان و حکما در آنجا ساکن بودند رحل اقامت افکند. بعد از چندى آن زن دانا دریافت که فرزندش با فیلسوفان و اهل دانش سروکار یافته است لذا در همان محل جایگزین گشت تا منسیوس حکیم و فیلسوف شهیر گردید.(۲۲)

اگر افلاطون و سقراط بوده‏‌اند بزرگ‏

بزرگ بوده پرستار خردّى ایشان(۲۳)

بانوى مجتهده امین(ره) معروف به بانوى اصفهانى که نقش ارزنده و شامخى پیرامون تعلیم و تربیت شایسته زنان در قرن معاصر دارد، پیرامون پرورش و تعالى روان فرزندان توسط مادر این چنین به بانوان مسلمان اندرز می‌دهد:

«…اى بانوان…شما موظف به امر بزرگى هستید زیرا که جاى تردید نیست که اولین کلاس تربیت بشر، دامن مادر است وقتى بشر پا در این عالم می‌گذارد چون لوح وجود او خالى است تربیت مادر و آنچه از قبل او به وى القاء می‌شود مثل نقشى که بر سنگ زده می‌شود به همین گونه در سینه طفل نفوذ می‌کند و سعادت و شقاوت در همان ابتدا در وى تعبیه می‌شود… بدیهى است که هر خلق و ملکه‏‏‌اى که در انسان رسوخ نماید، زائیده شده تکرار عمل اوست… اگر مادر از ابتدا مانع از اعمال زشت کودک شود، به هنگام بزرگسالى به فساد اخلاق گرفتار نخواهد شد…».(۲۴)

خواجه نصیرالدین طوسى(ره)، نخست مرتبه تأدیب کودک را منع از مخالطت اضداد می‌داند چون همنشینى و دیدار غیر متجانس موجب فساد طبع کودک خواهد شد:

«… و اول چیز از تأدیب او آن بود که او را از مخالطت اضداد که مجالست و ملاعبه ایشان مقتضى فساد طبع بود، نگاه دارند؛ چه نفس کودک، ساده باشد و قبول صورت از اقران خود زودتر کند…».(۲۵)

حضرت زهرا(سلام الله علیها)، تجسم عینى بهترین آموزگار و مربى فرزندان‏

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بهترین الگوى راستین مادران فداکار و از جان گذشته در امر تعلیم و تربیت فرزندان عزیز خویش می‌باشد. مقام شامخ آن حضرت در ایفاى وظایف خطیر مادرى به قدرى والا شمرده می‌شود که آن بانو علاوه بر مقام «ام الائمه» دلسوزانه به پدر مکرم خویش رسول اللّه(صلی الله علیه و آله و سلم) مهر و محبت بی‌شائبه ابراز می‌فرمود تا جائیکه به «ام أبیها» مفتخر گشت. به قول شاعر:

بس که محبوب است مادر بس که دارد احترام‏

مصطفى را دخترش زهرا بجاى مادر است(۲۶)

حضرت زهرا(سلام الله علیها) در جنبه‌هاى مربوط به تربیت فرزندان مثل دقت در سلامتى آنان، بازى و تشویق و تربیت عبادى و دینى به نوگلان اهل بیت و توجه به حضور و غیاب آنان، انتخاب بهترین اسماء جهت فرزندان و… نهایت توجه را مبذول می‌داشت که به برخى از این جنبه‏‌ها اشاره می‌کنیم:

دقت در سلامتى روح و جسم آنان‏

آن بانوى عظیم الشأن اسلام در امر رسیدگى به سلامت روح و جسم فرزندان نهایت حساسیت و توجه از خودنشان می‌داد. در تفسیر سوره هل اتى آمده است که ایشان جهت شفاى حسن و حسین(علیه السلام) نذر سه روزه انجام دادند. با حلول ماههاى عبادت مثل ماه شعبان و رمضان، فاطمه(سلام الله علیها) مشتاق آن بود که فرزندان را در نیمه شب و سحرگاهان از خواب بیدار سازد تا آنان از طریق تأثیر پذیرى عبادت به رموز خداشناسى آشنا شوند.

بازى و سرگرمی مفید همراه با سخنان دلنشین و آموزنده‏

شکى نیست که بازى و سرگرمی براى کودکان به منزله تقویت روح و روان آنان قلمداد می‌گردد. فضاى بازى و سرگرمی اگر در محیطى آموزنده و سرشار از عطوفت و مهربانى مادران در خانه و مربیان در مهد کودک و مدرسه انجام گیرد ثمرات چشمگیرى به بار خواهد آورد. متأسفانه بسیارى از مادران از درک عمیق چگونگى ایجاد محیط سالم جهت پرورش روحیه فرزندان ناآگاه می‌باشند. به طور مثال استفاده از آهنگ‌هاى مبتذل و ناسالم و مشاهده تصاویر لهو و لعب، طفل را به انسانى سرشار از عشق کاذب به موسیقى خلاف و ناسالم تبدیل می‌سازد. ثمره ترویج موسیقى حرام تا آنجا خواهد بود که فلان زن خواننده معروف از سنین طفولیت عادت به رقص و ترانه داشته است… بارها مشاهده می‌شود که در مجالس مختلف دختر بچه‏‌ها را وادار به رقصیدن در انظار عموم می‌کنند که بدیهى است چه اثرات مخرب و خانمانسوز اخلاقى را ببار خواهد آورد…

حضرت زهرا(سلام الله علیها) از موقعیت مطلوب خانه دارى به نحو احسن کمال بهره بردارى را می‌نمود گاه از طریق ترنم اشعارى زیبا حس شجاعت و مبارزه با ستمگران را به حسن و حسین(علیهماالسلام) القاء می‌نمود. نقل است که گاه حسن(علیه السلام) را در آغوش می‌گرفت و این چنین می‌سرود:

اشبه اباک یا حسن‏

و اخلع عن الحق الوسن‏

و اعبد الهاً ذاالمنن‏

و لاتوال زالاحن‏

حسن جان! مانند پدرت على(علیه السلام) باش و ریسمان را از گردن حق بردار خداى احسان کننده را پرستش کن و با افراد دشمن و کینه توز دوستى مکن.

و گاه حسین(علیه السلام) را بر زانوان می‌نشاند و او را با دستان مبارکش نوازش می‌کرد و می‌فرمود:

انت شبیهاً بأبی

لست شبیهاً بعلى…

حسین جان! تو به پدرم رسول اللّه(صلی الله علیه و آله و سلم) شباهت دارى و به پدرت على(علیه السلام) شبیه نیستى.(۲۷)

توجه به رفت و آمد فرزندان‏

زمینه بسیارى از مفاسد اجتماعى، ریشه در عدم توجه کافى و حساس والدین نسبت به فرزندان دارد. انواع شرارت، قتل، سرقت، اعتیاد و دوستی‌ها و رفاقت‌هاى کاذب و دروغین به لحاظ بى‌اعتنایى و اهمال والدین به ویژه مادران خانه‌دار که وظیفه سرپرستى و تربیت اولاد بر عهده آنهاست می‌باشد که ثمره آنهمه فجایع بارها از طریق جراید در قالب حوادث گوناگون به چاپ می‌رسد. لکن به کارنامه درخشان زندگى فاطمه زهرا(سلام الله علیها) که بنگریم درمی ‏یابیم که ایشان با آن همه تحمل شب زنده دارى و عبادت و انجام امور خانه لحظه‏‏‌اى از حضور و غیاب فرزندان عزیزش غافل نبود و آن حضرت مراقب آنان بود کما اینکه روزى حسن و حسین(علیه السلام) به غار جبل رفته و مشغول بازى بودند غیبت طولانى آن دو طفل خردسال، مادر را نگران ساخته بود. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از شنیدن خبر گم شدن آنها به غار جبل رفت و نوه‌هایش را که مشغول بازى بودند یافت و به خانه آورد.

انتخاب بهترین نام‏ها

حضرت زهرا(سلام الله علیها) در انتخاب نام نهایت دقت را مبذول می‌داشت تا این قبیل اسماء شخصیت بسزایى در رفتار و کردار فرزندان ایجاد نماید. لکن بسیارى از والدین نام‌هاى مجعول و نامأنوس را براى فرزندان خود انتخاب می‌کنند و حتى از تفهیم معناى نام‌ها بى‌خبر می‌باشند!(۲۸)

بارالها! به همه مادران، زنان و همسران توفیق کفالت صحیح و با هدف در پرتو حسن عنایات حقانى خود قرار بده.

پروردگارا! به مادران بیاموز که در مسیر جهانى شدن عواطف شایسته و سازنده مادرانه خویش گام‌هاى ارزشمند بردارند.

خداوندا! به همه زنان قدرت بینش و شناخت بانوان بزرگ الگوساز همچون حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و همه زنان بزرگ صدر اسلام عطابخش.

پی‌‏نوشت‏‌ها‏

۱- لغت نامه دهخدا، ج ۳، ص ۳۲۹۸ – ۳۲۹۷؛

۲- ارزش پدر و مادر، سید اسماعیل گوهرى، ص ۲۱ – ۲۰؛

۳- حقوق والدین، حدیث مهر مادر، محمد حسین قاسمی ، ص ۳۱ – ۳۰، نشر: روح.

۴- کلیات سعدى، باب ششم در ضعف و پیرى، دکتر محمد على فروغى، ص ۱۵۱؛

۵- سوره احقاف، آیات، ۱۶ – ۱۵؛

۶- تفسیر نمونه، ج ۱۳، جزء شانزدهم، ص ۵۸ – ۵۷، آیت اللّه مکارم شیرازى.

۷- صحیفه کامله سجادیه، فیض الاسلام، دعاى حضرت براى پدر و مادر، ص ۱۵۹؛

۸- سوره لقمان، آیه ۱۴؛

۹- تفسیر نمونه – ج ۱۷ – ص ۴۰ – ۳۹؛

۱۰- همان منبع، جزء شانزدهم، سوره مریم، ص ۱۷ – ۱۶؛

۱۱- سوره هود، آیات ۷۱ – ۷۲؛

۱۲- سوره مریم، آیه ۲۰؛

۱۳- تفسیر نمونه – جزء شانزدهم – ص ۳۵؛

۱۴- سوره اسراءِ، آیه ۲۴؛

۱۵- جواهر البلاغه فى المعانى و البیان و البدیع – احمد هاشمی – ص ۲۷۴- نشر الهام.

۱۶- مقام پدر و مادر در فرهنگ اسلامی ، ص ۹، محمدرضا صالحیان – نشر: مهر قائم.

۱۷- سوره عنکبوت، آیه ۸؛

۱۸- تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۴۴۶ – ۴۴۵؛

۱۹- سوره کهف، آیات ۸۱ – ۸۰؛

۲۰- سوره کهف، آیه ۴۸؛

۲۱- اخلاق ناصرى، خواجه نصیر الدین طوسى، باب سیاست و تدبیر اولاد.

۲۲- تاریخ جامع ادیان، جان مایرناس ، کنفوسیانیزم و مکتب اصولى چین – ترجمه دکتر على اصغر حکمت.

۲۳- شعر از دیوان پروین اعتصامی ، «مادر».

۲۴- روش خوشبختى و توصیه به خواهران ایمانى. تألیف مصطفى هادوى ص ۶۷ – ۶۶؛

۲۵- اخلاق ناصرى ، سیاست و تدبیر اولاد.

۲۶- شعر از مؤید ، حدیث مهر مادر، محمد حسین قاسمی ، ص ۴۹ ، نشر روح.

۲۷- فرهنگ فاطمیه، الفباى شخصیتى حضرت زهرا(سلام الله علیها)، مهدى نیلى پور – ص ۲۶۸، نشر: رزمندگان اسلام.

۲۸- همان منبع ، ص ۱۰۶ – ۱۰۵؛

نویسنده: پروین داودى فرد

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام؛ شماره ۲۹۵

نگاهی سرشار از رحمت برای والدین

مصداقی از بی‌احترامی به پدر و مادر!

قبول کنیم که یک سری از ما جوان‌ها، مسیری را داریم طی می‌کنیم که نه تنها با ارزش‌ترین موجودات زندگیمان را نابود می‌کنیم، بلکه در حقیقت و به اذعان خیلی از دوستان خودمان، در راستای نابودی خودمان بر آمده‌ایم…

والدین هر کس، اساس و ریشه ی جسمانی او هستند. کسی که به والدین خود بی‌احترامی می‌کند در واقع خود را بی‌ارزش، و بنیان خود را سُست کرده است. شاید روی همین اساس باشد که در روایات می‌فرمایند: بی‌احترامی به والدین، عمر را کوتاه، و روزی ـ مادّی و معنوی ـ را کم می‌کند. اگر کسی از روی خشم به والدین خود نگاه کند، خداوند او را از حوزه ی رحمت خود دور کرده و نمازش را نمی‌پذیرد». [مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۹۵]
“این روایت بدین معنا نیست که چنین شخصی نمازش از جهت فقهی قبول نبوده و بدین معنا نیست که باید بعد از توبه نمازش را قضا نماید. بلکه معنای روایت این است که چنین نمازی در نزد خدای متعال پاداش و اجری ندارد و نمی‌تواند معراج او باشد. هر چند که نامش در ردیف بی‌نمازها نوشته نشده و به او «تارک الصلاۀ» نمی‌گویند.”
از سوی دیگر، کسی که حرمت «رَحِم» خود را نگاه دارد، و والدین خود را «محترم» بشمارد، در واقع به «رحمت» بی‌کران الهی وصل شده و بهره‌های مادّی و معنوی فراوانی هم در این راه خواهد برد.
جهاد به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین برنامه‌‌های اسلامی، تا زمانی ‌که وجوب عینی پیدا نکند، خدمت به پدر و مادر و رسیدگی به‌ امورشان بر آن اولویت دارد و شاید این را بتوان در زمانه امروز که جوانان و عزیزانی که عشق به مدافع حرم اهل بیت(علیهم السلام) را دارند بررسی کرد و تطبیق داد و گاها تذکری نیز برای این عزیزان باشد؛ کما اینکه امام صادق(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در جواب جوانی که شور جهاد در دل داشت ولی پدر و مادر ناتوانی داشت که خیلی با وی انس و علاقه داشتند، فرمود: «قسم به آن ‌که مرا به حق مبعوث ساخته است اگر یک شب مادر با تو مأنوس باشد از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است».(مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ج ۱۲/ ص ۹۶)
این نگه داشتن حرمت و احسان و تکریم به پدر و مادر از جایگاه بسیار بلندی برخوردار است و اهمیت آن را در مواضعی می‌بینیم که خداوند همواره پس از بیان حکم وجوب پرستش خدای یگانه، به احترام و تکریم پدر و مادر اشاره کرده و حکم می‌کند: قَضى رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً … که به والدین احسان کنید.
خداوند متعال در آیه ۱۵ سوره مبارکه لقمان می‌‌فرماید: «وَ إِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا …؛ و اگر تو را وادارند تا درباره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن..». لذا در این آیه شریفه توصیه می‌‌کند حتی اگر پدر و مادر کافر باشند احترام آن‌‌ها لازم است.
همچنین، خداوند متعال در آیه ۸۳ سوره مبارکه بقره می‌‌فرماید: «وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُواْ الصَّلاَهَ وَآتُواْ الزَّکَاهَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ؛ و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید آن‌ گاه جز اندکى از شما [همگى] به حالت اعراض روى برتافتید».
گرچه شأن نزول آیه مذکور درباره بنی ‌اسرائیل است اما در حقیقت یک برنامه کلی الهی را درباره ی تمام جوامع بشری بیان می‌کند. جهاد به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین برنامه‌‌های اسلامی، تا زمانی ‌که وجوب عینی پیدا نکند، خدمت به پدر و مادر و رسیدگی به‌ امورشان بر آن اولویت دارد و شاید این را بتوان در زمانه امروز که جوانان و عزیزانی که عشق به مدافع حرم اهل بیت علیهم السلام را دارند بررسی کرد و تطبیق داد و گاها تذکری نیز برای این عزیزان باشد؛ کما اینکه امام صادق(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در جواب جوانی که شور جهاد در دل داشت ولی پدر و مادر ناتوانی داشت که خیلی با وی انس و علاقه داشتند، فرمود: «قسم به آن ‌که مرا به حق مبعوث ساخته است اگر یک شب مادر با تو مأنوس باشد از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است».(مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ج ۱۲/ ص ۹۶)

به خاطر یک عمل، همه چیز نابود می‌شود

مرد مؤمن و صالحی که از خوبان روزگار بود در خواب باغ وسیعی را دید که قصر با شکوهی در آن ساخته بودند. در تعجبّ بود که این قصر زیبا از آن کیست. به او گفتند این قصر متعلّق به حبیب نجّار است. با شگفتی به قصر نگاه می‌کرد که ناگهان صاعقه‌ای در باغ افتاد و همه ی باغ و قصر را به آتش کشید. وحشت زده از خواب بیدار شد و متوجّه شد که این خواب رؤیایی صادقه بوده است. فردای آن روز بلافاصله سراغ حبیب نجار رفت و به او گفت: شب گذشته چه خطایی از تو سر زده! او ابتدا کتمان می‌کرد و چیزی نمی‌گفت. امّا در نهایت لب باز کرد و گفت: دیشب با مادرم مشاجره می‌کردم و در حین مشاجره دست خود را به روی او بلند کردم! مرد صالح خواب دیشب خود را برای حبیب تعریف کرد و به او گفت که چنین مقامی نزد خداوند داشتی، امّا به خاطر عمل دیشب خود همه را از دست دادی.(کتاب داستان‌های شگفت شهید آیت الله دستغیب، صفحه ی ۱۵۷)

احترام به پدر و مادر معنی گسترده و وسیعی دارد به ‌طور خلاصه هر نوع بی‌احترامی به هر نحوی و هر چیزی که موجب ناخشنودی و نارضایتی آن‌ها شود باید از آن دوری جست و در برابر آن‌‌ها کاملاً خاضع و برخورد به آن‌ها باید مؤدبانه و شایسته باشد و به تعبیر قرآن کریم در آیه ۲۳ سوره مبارکه اسرا: «وَ قَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا؛ و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر ]خود] احسان کنید اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى».
در تفسیر نمونه ج ۱۲ از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «اگر در آزردن پدر و مادر خداوند چیزی را کمتر از اف می‌دانست از آن نهی می‌‌کرد» و از جمله آزردن این است که انسان یا چشم خیره به‌ آن‌ها بنگرد، اف گفتن از کم‌ترین و بی‌مقدارترین موارد آزردن است لذا روایت فرق بیانگر وسعت گسترش معنای بی‌‌احترامی به پدر و مادر است.

نگاهی سرشار از رحمت برای والدین

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «اگر فرزند نیکوکاری با نگاه رحمت به والدین خود بنگرد، خدای متعال در مقابل هر نگاهش برای وی یک حج مقبول می‌نویسد. و اگر در طول روز صد بار هم این کار را انجام دهد، خداوند هم صد حج مقبول برای وی در نظر می‌گیرد». [بحارالأنوار، جلد۷۱، صفحه ی۷۳]
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) چند نمونه از گناهان را نام می‌برند که از کبیره‌ترین گناهان کبیره است. «شرک به خداوند»، «کشتن یک مؤمن» و «عاقّ والدین» از جمله ی آن گناهان است. [میزان الحکمۀ، حدیث۲۲۷۱۰] در روایت دیگری آمده است که اگر کسی والدین خود را محزون کند، عاق والدین شده است. [من لا یحضره الفقیه، جلد۴، صفحه¬ ی۳۷۲]

منابع
سایت هم اندیشی دینی؛ نوشته احمد نباتی
کتاب داستان‌های شگفت شهید آیت الله دستغیب، صفحه ی ۱۵۷
سایت ایکنا

فرآوری: زهرا اجلال

منبع: سایت آسمونی

چگونه به والدین خود احترام بگذاریم؟

گاهی سالیان سال طول می‌کشد تا فرزندی بتواند، به خوبی از والدین خود قدردانی کند. ممکن است تا زمانی که با آنها زندگی می‌کردید، به خوبی احترامشان نمی‌کردید یا عشقتان را به آنها نشان نمی‌دادید. ولی چه ازدواج کرده باشید و برای خودتان خانواده تشکیل داده باشید، چه هنوز در کنار پدر و مادرتان زندگی کنید، می‌توانید با استفاده از راه‌های زیر احترام و قدرشناسی خود را به آنهایی که شما را به این دنیا آوردند نشان دهید.

احترام چیست؟

احترام گذاشتن یعنی قدرت و توانایی آنها را بشناسید و این یعنی بدانید که آنها در مقامی بالاتر از شما قرار دارند و حق دارند برای شما قانون تعیین کنند و مجبورید از این قوانین پیروی کرده و به آنها احترام بگذارید. اما اگر این قانون‌ها عادلانه نبود چه؟ یادتان باشد قوانین آنها همیشه در جهت صلاح و منفعت شماست و دلیل آن این است که آنها واقعاً دوستتان دارند و به فکر شما هستند. احترام گذاشتن به والدین یعنی اصلاحات آنها را وقتی اشتباه می‌کنید بپذیرید.

اما بیشتر از همه اینها، وقتی به والدینتان احترام می‌گذارید، به آنها نشان می‌دهید که دوستشان دارید. انسانها معمولاً به چیزی احترام می‌گذارند که برایشان عزیز است و ارزش و اعتبار بالایی برایشان دارد و مطمئناً والدینتان شایسته این احترام هستند.
بعضی احساس می‌کنند که والدینشان شایسته این احترام نیستند چون پدر و مادر خوبی برایشان نبوده اند– ممکن است والدینشان معتاد بوده یا از آنها به طرق مختلف سوء استفاده می‌کرده اند– اما همیشه جایگاه خودتان بعنوان فرزند را به خاطر داشته باشید و حتی اگر آنها درست با شما رفتار نکردند، هر چه که در توان دارید برای احترام به آنها صرف کنید.

چطور احترامتان را نشان دهید

با والدینتان حرف بزنید. ارتباط و گفتگو بهترین راه است. خیلی‌ها بعد از مرگ والدینشان افسوس می‌خورند که به اندازه کافی با آنها حرف نمی‌زده اند. شما مرتکب این اشتباه نشوید و برای حرف زدن با والدینتان وقت بگذارید. خیلی زود متوجه می‌شوید که والدینتان می‌توانند دوستانی فوق العاده برای شما باشند.

صادق باشید و زندگی دوگانه نداشته باشید. هیچ چیز برای پدر و مادر سخت تر از این نیست که بفهمد فرزندش زندگی دوتایی دارد. و حتی اگر بدانید که آنها کاری که می‌کنید را نمی‌پذیرند، باز با آنها صادق بوده و حقیقت را به آنها بگویید. اجازه بدهید از هر اتفاقی که در زندگیتان می‌افتد باخبر باشند. شاید نتوانند زندگی شما را درک کنند اما حداقل این احترام را به آنها گذاشته و مطلعشان کنید.

از قوانین پیروی کنید. همان طور که قبلاً ذکر شد، این قوانین به نفع شما هستند. و والدینتان این قوانین را با بهترین روشی که می‌دانند تعیین می‌کنند. برای پیروی از این قوانین نهایت تلاش خود را بکنید و اگر درمورد آنها سوالی داشتید، آن را با احترام در میان بگذارید.

اگر از بچگی روی پای خودتان بزرگ شده اید، باز هم هیچ وقت والدینتان را فراموش نکنید. آنها دوست ندارند خیلی از زندگی شما دور باشند و دلشان برایتان تنگ می‌شود. حتماً به آنها تلفن کنید و سر بزنید. با آنها وقت بگذرانید، حتی اگر خیلی از آنها دور باشید.
بله، والدینتان واقعاً ارزش احترام و قدرشناسی شما را دارند. آنها شما را به دنیا آورده، بزرگ کرده و مراقبتان بوده اند. پس دستورات دین را رعایت کرده و هم از نظر فیزیکی و هم احساسی از آنها مراقبت کنید، مخصوصاً وقتی سنشان بالاتر می‌رود و نیاز به کمک پیدا می‌کنند. کمک‌های زیادی از دست شما برایشان برمی آید. دنبال کارهای بیمه آنها بروید و در کارهای خانه کمکشان کنید و به هر طریقی که می‌توانید عشقتان را به آنها نشان دهید.

منبع: مردمان

چهل حق والدین بعد از وفات بر فرزندان

زندگان نپندارند که مردگان از اینان بی خبرند بلکه مردگان از تمام کارهای زندگان خبر دارند بجز آنچه خداوند از آنها بپوشاند.

یکی از بلاهای آخرالزمان از بین رفتن حقوق والدین و فرزندان است که در اسلام بسیار به آن تاکید شده است. مرحوم آیت الله سید محمد تقی مقدم در کتاب حقوق والدین و اولاد با استناد به قرآن و روایات چهل حق والدین بعد از وفات را بیان کرده است که تلخیص آن در زیر از نظرتان می‌گذرد:

۱- تسریع در غسل و کفن آن دو نماید.

۲-از بهاء زیاد و هزینه آنها ناراحت نشود.

۳- مراسم را بدستور شرع انور انجام دهد.

۴-طبق وصیت آن دو عمل نماید و خلاف آن و دلخواه خود یا دیگران نکند.

۵-شب دفن نماز وحشت بخواند، تبارک و امثال آن را بخواند و بدعای آنها پردازد که وحشت آن را به برد.

۶- از آنان که در مراسم، کاری مانند قرآن خواندن و امثال آنرا انجام داده با دادن وجه (و اگر قربت بوده) سپاس گذارد.

۷-اگر اهل بازار بوده حساب او را فورا تسویه کند که میت گرفتار دین نباشد.

۸-اگر سفارش به ثلث کرده باید فورا جدا کنند و حق هر وارثی را به خودش دهند.

۹-برای آنها هر روز قرآن بخواند اقلا(حداقل) بعد هر نماز سه قل هوالله بخواند به آن دو هدیه کند خداوند او و والدین و بچه ی او را می‌آمرزد.

۱۰-بعد از هر نماز برای آنها دعا کند به ویژه در نماز شب و اوقات دعا در زیارتگاه‌ها و حج و عمره.

۱۱-هر روز به نیابت آنها تصدق دهد که یک بر هفتاد هزار حساب می‌شود.

۱۲- اگر بتواند هر روز نماز والدین را بخواند.

۱۳- بر مصائب آنان صبر نماید.

۱۴-قضاء نمازهای واجب او را بگیرد یا اجیر گیرد.

۱۵- روزه‌های او را هر چه هدر شده قضا کند یا بدهد بگیرند و اگر روزه ایام پرفیض می‌گیرد ثوابش را برای آنها بفرستد.

۱۶- به زیارت قبر آنها رود که ثواب حج است.

۱۷- در قبرستان آیه الکرسی و قرآن بخواند و صلوات بفرستد و برای آنان هدیه کند.

۱۸- وقتی که به زیارت یکی از مشاهد مشرفه مانند پیغمبر و ائمه(علیهم السلام) می‌رود به نیابت آنان هم زیارت کند.
برای آنان رد مظالم بدهی به نیت آنها وجه را به فقیر می‌دهی به عنوان این که اگر حقی از کسی به گردن آنها است ادا شود.

۱۹- به نیابت آنها عمره رود و اگر در حج واجب است به نیابت آنان وقت فراغت طواف کند.

۲۰- به نیابت آنان اگر حج واجب خود را کرده حج واجب برود و اگر آنها مستطیع نبوده‌اند، برایشان مستحبی انجام دهد.

۲۱- اگر کسی از آنها ناراحت باشد که پندارد به او ستم کرده‌اند او را با زبان یا وجه یا امر دیگر راضی کند یعنی خصماء او را راضی نمائی.

۲۲- برای آنان رد مظالم بدهی به نیت آنها وجه را به فقیر می‌دهی به عنوان اینکه اگر حقی از کسی به گردن آنها است ادا شود.

۲۳- اگر مجلس هفتگی یا ماهیانه از مرثیه خوانی داشته احیاء نمایی.

۲۴- اگر طعامی سالیانه داشته یا گوسفندی قربانی می‌کرده سنت‌های خوب او را بپا داری.

۲۵- اگر کار خیر نا تمامی از او مانده باید به اتمام برسانی.

۲۶- خدای ناکرده اگر آنان مالی را غصب کرده‌اند و تو بدانی باید برای خلاص آنان آنرا به صاحبش رد کنی اگر چه آنها ندانند و ادعا نکنند.
برای آنها هر روز قرآن بخواند اقلا(حداقل) بعد هر نماز سه قل هوالله بخواند به آندو هدیه کند خداوند او و والدین و بچه ی او را می‌آمرزد.

۲۷- اگر خمس یا زکات بدهکار باشند حتما باید آنها را رد کنی.

۲۸- به پدر و مادر کسی بد نگویی که به والدین تو بد گوید.

۲۹- در جامعه کاری نکنی که مردم به پدر و مادرت بد گویند که عاق می‌شوی مردم آزاری نکنی ظلم به مردم روا نداری.

۳۰- با مردم به نیکی رفتار نمایی تا مردم والدین تو را دعا کنند و آن باعث بالا رفتن مقام والدین و باعث عزت تو خواهد بود.

۳۱-دوستان و آشنایان والدین را احترام کنی زیرا آنها هرگاه ترا ببینند بیاد والدین تو می‌افتند.

۳۲- احتمال گرفتاری آنها را بدهد و از پی نجات برآید.

۳۳- آثار آنان را از کتب و حسینیه و مسجد و درمانگاه و غیره اگر گذارده‌اند حفظ نماید تا آنان از او خشنود باشند.

۳۴- به جای زیارت پدر و مادر به زیارت عمو و عمه و دایی و خاله رود و آنچه پدر و مادر به آنان خوبی می‌کرده‌اند او به نیابت آن دو انجام دهد.

۳۵- اگر در حال حیات به حقوق آن دو کوتاهی کرده بعد از فوتشان بکوشد تا رضای او را بدست آورد.

۳۶- سعی کند آنان را بخواب ببیند تا از حالشان آگاه شود.

۳۷- خیرات و مبرات و زیارات و صدقات را تداوم بخشد در هر حال شده از آنان قطع نکند آنها را به مرور زمان فراموش نکند.

۳۸- احترام اسامی و قبور آنان را بلکه بهتر از حیات داشته باشد نگذارد کسی آنان را به بدی یاد کند یا در قبور آنان هتک حرمت نماید.

۳۹-چنانچه آنان مومن بوده‌اند باید شوق لقاء آنان را داشته باشد همان طوری که ائمه(علیهم السلام) ما شوق پدران خود را داشته اند.

۴۰ -چنانچه قبر آنان ویران شده ترمیم نماید نگذارد قبرشان ویران شود.

منبع: بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

نگاهی به جایگاه احسان و نیکی به والدین در قرآن و حدیث؛ راهی به سوی بهشت

گرچه عواطف انسانی و مساله حق‌شناسی به تنهایی برای رعایت احترام در برابر والدین کافی است، ولی از آنجا که اسلام حتی در مسائلی که هم عقل در آن استقلال کامل دارد، و هم عاطفه آن را به وضوح در می‌یابد، سکوت روا نمی‌دارد، بلکه به عنوان تاکید در این گونه موارد هم دستورات لازم را صادر می‌کند در مورد احترام والدین آنقدر تاکید کرده است که در کمتر مساله‌ای دیده می‌شود.

به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره می‌کنیم:

الف. در چهار سوره از قرآن مجید، نیکی به والدین بلافاصله بعد از مسأله توحید قرار گرفته؛ این هم ردیف بودن دو مسأله، بیانگر این است که اسلام، تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. به عنوان مثال، در سوره اسرا آیه ۲۳ می‌خوانیم: و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر احسان کنید!

ب. اهمیت این موضوع تا آن جاست که هم قرآن و هم روایات صریحاً توصیه می‌کنند که حتی اگر پدر و مادر کافر باشند، رعایت احترامشان لازم است. در سوره لقمان آیه ۱۵ می‌خوانیم: اگر آنها به تو اصرار کنند که مشرک شوی اطاعتشان مکن، ولی در زندگی دنیا به نیکی با آنها معاشرت نما!

ج. شکرگزاری در برابر پدر و مادر در قرآن مجید، در ردیف شکرگزاری در برابر نعمت‌های خدا قرار داده شده؛ چنان که در سوره لقمان آیه ۱۴ می‌خوانیم: مرا و پدر و مادرت را شکر کن.

د- قرآن حتی کمترین بی‌احترامی را در برابر پدر و مادر اجازه نداده است. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) آمده است:
اگر چیزی کمتر از اف وجود داشت، خدا از آن نهی می‌کرد و این حداقل مخالفت و بی‌احترامی نسبت به پدر و مادر است، و منظور از این جمله نظر تند و غضب آلود به پدر و مادر کردن می‌باشد(تفسیر نمونه/ج۱۲،ص۷۹)

ه. با این که جهاد یکی از مهمترین برنامه‌های اسلامی است، تا زمانی که جنبه وجوب عینی پیدا نکند، یعنی داوطلب به قدر کافی باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهم تر است، و اگر موجب ناراحتی آنها شود، جایز نیست.
در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می‌خوانیم که مردی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: من جوان با نشاط و ورزیده‌ای هستم و جهاد را دوست دارم ولی مادری دارم که از این موضوع ناراحت می‌شود، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: برگرد و با مادر خویش باش، قسم به آن خدایی که مرا به حق مبعوث ساخته است، یک شب مادر با تو مانوس گردد از یک سال جهاد در راه خدا بهتراست(همان/ص ۸۰)! ولی البته هنگامی که جهاد، جنبه وجوب عینی پیدا کند و کشور اسلامی در خطر قرار گیرد و حضور همگان لازم شود، هیچ عذری پذیرفته نیست، حتی نارضایتی پدر و مادر.
انسان باید در برابر پدر و مادر خود، حق شناس باشد و احترام و نیکی به آنها را هرگز فراموش نکند، هر چند زحمات آنان به قدری ارزشمند است که فرزندان هرگز نمی‌توانند آن گونه که شایسته مقام و منزلت پدر و مادر است، دین خود را نسبت به آنها ادا کنند و ذره‌ای از آن همه محبت را جبران نمایند.

شناخت جایگاه و مقام والدین

جایگاه پدر و مادر بسیار والاست که انسان قادر به درک این عظمت نمی‌باشد. پدر و مادر، واسطه آفرینش فرزند و مسؤول تربیت و پرورش او می‌باشند، بدین سبب در دین مقدس اسلام، بالاترین تأکید در اطاعت و احترام به آنان شده است تا جایی که خداوند متعال در قرآن کریم نام آنان را در ردیف نام خود قرار داده و پس از دستور به شکرگزاری خود، بر لزوم قدردانی از آنان تأکید می‌نماید و می‌فرماید: آری به او توصیه کردم که برای من و برای پدر و مادرت شکر بجا آور که بازگشت [همه شما] به سوی من است! و هر گاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری [بلکه می‌دانی باطل است]، از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته‌ای رفتار کن و از راه کسانی پیروی کن که توبه کنان به سوی من آمده‌اند سپس بازگشت همه شما به سوی من است و من شما را از آنچه عمل می‌کردید آگاه می‌کنم.(لقمان/۱۴-۱۵)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز از مقام عظیم و والای پدر و مادر، نزد خداوند خبر می‌دهد و می‌فرماید: خداوند با خشنودی والدین خشنود می‌شود و با خشمگین شدن والدین خشمگین می‌گردد و این نشان دهنده توجه و عنایت ویژه پروردگار نسبت به مقام و منزلت والدین می‌باشد.
همچنین ایشان در بیان عظمت و شأن این دو موجود گرانقدر می‌فرماید: نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش، عبادت است.(محدث نوری/ مستدرک الوسائل/ ج۹/ ص۱۵۲)
آری، همین نگاه ساده و همراه با مهر و محبت به پدر و مادر که باعث خشنودی و شادمانی آنها خواهد شد و رضایت آنها را در پی خواهد داشت،عبادت محسوب می‌شود ؛ همان‌هایی که با تحمل مشقتهای فراوان در راه پرورش فرزندان فداکاری‌ها کرده‌اند و لذا، شایسته ترین انسانها برای احترام و قدردانی معرفی شده اند.

اهمیت احترام به والدین

در فرهنگ دینی ما، احترام به پدر و مادر، از جمله ضروریات و مهمترین مسائل اخلاقی محسوب شده که خداوند متعال به آن سفارش فراوان کرده است. قرآن کریم بعد از اصل توحید، یکی از مهمترین تعلیمات انسانی را نیکی به پدر و مادر معرفی فرموده است: پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. اگر یکی از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها [حتی] اف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگو و از روی مهربانی و لطف، بالِ تواضع خویش را برای آنان فرودآور و بگو: پروردگارا!بر آن دو رحمت آور، همان گونه که مرا در کودکی تربیت کردند.(اسراء/۲۳-۲۴)
آری، بی‌احترامی به پدر و مادر گناه بزرگی است که خداوند به راحتی از آن نمی‌گذرد و تا روز قیامت صبر نمی‌کند و فرزند خطاکار را سریع مجازات می‌نماید. پیامبر بزرگ ما در اهمیت این موضوع می‌فرماید: «کیفر سه گناه تا قیامت به تاخیر نمی‌افتد: عاق پدر و مادر، ظلم و تجاوز به مردم و ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی دیگران».

آثار نیکی و احترام به والدین

نیکی و احترام به پدر و مادر و راضی و خشنود نمودن آنان، آثار و فواید بسیار مهم و ارزنده و سعادت دنیوی و اخروی را در پی خواهد داشت. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

۱ – خشنودی خداوند و غفران الهی

خشنودی خداوند، یکی از مهمترین نتایج نیکی و احترام به والدین است؛ چنان که امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «حسن سلوک و نیکی به والدین از حسن شناخت و معرفت عبد به خداوند تعالی است، زیرا هیچ عبادتی انسان را به سرعت نیکی به پدر و مادر به خشنودی خداوند تعالی نمی‌رساند آن هم احسانی که محض تحصیل رضای پروردگار باشد».
بدین جهت خداوند در سوره اسراء بعد از آنکه انسان را به نیکی کردن و احترام به پدر و مادر دستور می‌دهد، می‌فرماید: «پروردگارتان به آنچه در درون شماست، آگاه تر [از خودتان]است. اگر صالح باشید، قطعاً او آمرزنده توبه کنندگان است».(اسراء/۲۵)
بنابراین از آنجا که گاهی در باره حفظ حقوق پدر و مادر و احترام آنها و تواضعی که بر فرزند لازم است ممکن است لغزش‌هایی پیش بیاید که انسان آگاهانه یا ناآگاه به سوی آن کشیده شود. چنانچه بلافاصله پشیمان شود و در مقام جبران برآید، مسلماً مشمول عفو خدا خواهد شد.

۲ – طول عمر

یکی دیگر از آثار احترام به والدین، طولانی شدن عمر انسان است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)در این باره می‌فرماید: «ای فرزند آدم! به پدر و مادرت نیکی کن و صله رحم داشته باش تا خداوند، کارت را آسان و عمرت را طولانی بگرداند. پروردگارت را فرمان ببر تا خردمند به شمار آیی و از او نافرمانی نکن که نادان شمرده می‌شوی». همچنین می‌فرماید: «در آنچه خدای متعال در «الواح» به موسی(علیه السلام) داد، از جمله چنین بود:… مرا و پدر و مادرت را سپاسگزاری کن، تا تو را از نابود شدن‌ها حفاظت کنم و اجلت را به تأخیر بیندازم و به تو زندگی‌ای پاک ببخشم و تو را از این زندگی به سوی بهتر از آن، ببرم».
امام باقر(علیه السلام) نیز با تحسین کسانی که والدین خود را مورد احترام و نیکی قرار می‌دهند می‌فرماید: «خوشا به حال کسی که به پدر و مادر خود نیکی کند، زیرا خداوند بر عمر او می‌افزاید».

۳ – فراوانی روزی

خداوند متعال «رزاق» است؛ تمامی موجودات بر سفره لطف و احسان او حضور دارند و از نعمت‌های او چه مادی و چه معنوی بهره مند می‌شوند. وظیفه ما در قبال این همه نعمتی که خداوند به ما عطا کرده، این است که همیشه و در همه حال، سپاسگزار او باشیم. در حقیقت شکر نعمت، عامل بسیار مؤثری در افزایش نعمت‌ها و الطاف الهی است که خداوند با صراحت بدان اشاره فرموده است: «و پروردگارتان اعلام کرد که اگر مرا سپاس گویید، بر نعمت شما می‌افزایم و اگر کفران کنید، بدانید که عذاب من سخت است».
پدر و مادر نیز از جمله بزرگترین نعمت‌هایی هستند که خداوند به بندگانش ارزانی داشته است و باید خدا را به خاطر وجود این نعمت‌های گرانقدر، شاکر بود.
در آیه ۱۴سوره لقمان، شکر والدین هم ردیف شکر خدا آمده است: «أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ؛ [به انسان توصیه کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش!».
امام رضا(علیه السلام) در این باره می‌فرماید: «خدا امر فرموده به شکرگذاری از خودش و برای والدین، پس اگر کسی والدین را شکر نکند، خدا را هم شکر نمی‌کند.

۴- آسان شدن مرگ

مرگ، یک رخداد طبیعی در زندگی انسان است و در روایتی از امام رضا(علیه السلام)، به عنوان یکی از وحشتناک‌ترین مراحل زندگی انسان معرفی شده است. در حالی که مرگ برای انسان مؤمن و صالح، آسان و بنا به سخن امام علی(علیه السلام)، ارزشمندترین هدیه برای او می‌باشد آن جا که فرمود: «أفضل تحفه المومن، الموت».
خداوند در قرآن کریم در وصف مرگ پرهیزگاران می‌فرماید: «همانها که فرشتگان [مرگ] روحشان را می‌گیرند در حالی که پاک و پاکیزه‌اند به آنها می‌گویند: «سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می‌دادید!»(نحل/۳۲)
امام صادق(علیه السلام) راحتی در هنگام مرگ و آسان شدن سکرات موت را از دیگر آثار احترام و نیکی به والدین برشمرده و می‌فرماید: «کسی که دوست دارد خدای متعال سختی‌های مرگ را بر او آسان سازد، نسبت به خویشان و نزدیکان و پدر و مادرش نیکوکار باشد و اگر چنین کند خدای متعال سختی‌های مرگ را بر او آسان می‌کند».

۵ – ورود به بهشت و برخورداری از درجات بالای بهشتی

از جمله آثار اخروی که در نتیجه احترام به پدر و مادر برای انسان حاصل می‌شود، رسیدن به بهشت و بهره‌مندی از نعمت‌های فراوان آن است.
خداوند در قرآن، سعادت و شقاوت انسان را بسته به اعمال او می‌داند و برای هر یک از اعمال انسان، درجه و مرتبه‌ای قرار داده است: «برای هر یک، برابر اعمالی که انجام داده اند، درجاتی است، که پروردگار تو از آنچه می‌کنند غافل نیست».(انعام/۱۳۲)
اگر احترام به پدر و مادر در نزد خدا در مرتبه‌ای بسیار بالا قرار دارد، پس چه پاداشی بهتر و ارزشمندتر از بهره مندی از بهشت و درجات بالای آن برای انسان می‌تواند وجود داشته باشد؟
امام باقر(علیه السلام) در مورد مؤمنان برخوردار از جایگاه والای بهشتی می‌فرماید: «اگر مؤمنی چهار ویژگی در خود داشته باشد خداوند او را در بالاترین و شریف‌ترین جایگاه قرار خواهد داد: کسی که یتیمی را پناه داده و بر او پدرانه نظر افکند، کسی که ضعیفی را مورد ترحم قرار دهد و در حد کفایت به او کمک کند، کسی که به والدین خود انفاق و با آنان مدارا کند، و [آن که] به ایشان نیکی کرده واز نگران ساختن آنها اجتناب نماید».

۶ – همنشینی با نیکان

یکی از پیامدهای نیک احترام به والدین، همنشینی با نیکان در آخرت است. بزرگترین آرزو و خواسته اهل ایمان، همنشینی با «ابرار» چه در دنیا و چه در آخرت است. آنان از خدا می‌خواهند که با نیکان بمیرند و با ایشان محشور شوند: «پروردگارا! گناهان ما را بیامرز و زشتی‌های ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران».
کسی که به خدا ایمان داشته باشد، برای جلب رضایت خدای متعال و برخورداری از فضل و رحمت الهی تمام سعی و تلاش خود را به کار می‌گیرد و با اعمال شایسته،راه رسیدن به رستگاری را می‌پیماید. یکی از آن اعمال نیک، احترام به پدر و مادر است که سعادت آخرت و همنشینی با نیکان را به دنبال خواهد داشت.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در بیان نیکی به پدر و مادر و نتیجه آن در آخرت و روز قیامت می‌فرماید: «کسی که برای پدر و مادرش حج انجام دهد و یا بدهکاری آنها را بپردازد، خداوند او را در روز قیامت با نیکان بر می‌انگیزد».

۷ – اجابت دعای والدین در حق فرزندان

انسان، موجودی است که همیشه به خداوند محتاج است و همواره در تمام کارها، باید به او متوسل شود و از او کمک بخواهد. دعا، بهترین وسیله ارتباط بین خدا و انسان است. خداوند بزرگ، بندگان خود را به دعا کردن سفارش نموده و وعده استجابت به آنان داده است. چنانکه در سوره بقره می‌فرماید: «دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می‌خواند، پاسخ می‌گویم».
البته خداوند متعال برای دعا و استجابت آن و همچنین برای درخواست کنندگان آن، شرایطی قرار داده است که باید به آن شرایط عمل نمود. در این خصوص پدر و مادر، از جمله کسانی هستند که دعایشان در حق فرزندان خوش رفتار مستجاب می‌شود.
در اهمیت دعا برای فرزندان، همین بس که حضرت امام سجاد(علیه السلام) در صحیفه سجادیه، دعای ۲۵ را به فرزندان خود اختصاص می‌دهد و از خداوند نیک بختی آ نها را می‌خواهد.
امام صادق(علیه السلام) در اهمیت دعای والدین در حق فرزندان می‌فرماید: «خداوند دعای سه کس را رد نخواهد کرد: دعای پدر در حق فرزند در هنگام نیکی به او، دعای پدر بر ضد فرزند(نفرین) هنگامی که مورد عاق او واقع شود و دعای مظلوم بر ظالم».

۸ – موجب نیکی فرزندان

والدین از نظر اخلاقی و تربیتی، بر فرزندان خود تأثیر زیادی دارند. پدر و مادر، اولین کسانی هستند که فرزندان در تمام مراحل زندگی، آنها را به عنوان الگوی خود قرار می‌دهند.
بنابراین کسی که انتظار ادب و معرفت و حق شناسی از فرزندانش دارد، باید همین حالت را نسبت به پدر و مادر خودش و بزرگترها نشان دهد، تا کوچکترها هم از او بیاموزند. اگر کسی پدر و مادرش را احترام کرد، نتیجه آن را در احترام فرزندانش به خود خواهد دید. اگر فرزند ببیند که پدر و مادرشان نیکی به والدین را سرلوحه زندگی خود قرار داده‌اند و به آن اهتمام می‌ورزند، او هم نسبت به آنان چنین خواهد کرد.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند».(بحارالانوار/ج۷۱/ص۶۵)

منبع: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی مرکز فرهنگ و معارف قرآن؛ مرضیه سادات موسوی