احادیث منتخب

نوشته‌ها

احادیث منتخب از امام هادى علیه السلام

اشاره:

علی بن محمد مشهور به امام هادی یا امام علی النقی (۲۱۲.۲۵۴ق) دهمین امام شیعیان و فرزند امام جواد(علیه السلام) است. او از ۲۲۰ تا ۲۵۴ق به مدت ۳۳ سال، امامت را به عهده داشت. امام هادی با چند تن از خلفای عباسی از جمله متوکل همزمان بود و بیشتر سال‌های امامت را در سامرا تحت نظارت حاکمان عباسی گذراند.
از امام هادی(علیه السلام) احادیثی در امور اعتقادی، تفسیر، فقه و اخلاق روایت شده و بخشی از آنها درباره مباحث کلامی همچون تشبیه و تنزیه و جبر و اختیار است. زیارت جامعه کبیره و غدیریه از امام دهم شیعیان نقل شده است.

قالَ الاِْمامُ الْهادى(علیه السلام):

۱. جبران نقص
«لِبَعْضِ مَوالیهِ: عاتِبْ فُلانًا وَ قُلْ لَهُ: إِنَّ اللّهَ إِذا أَرادَ بِعَبْد خَیْرًا إِذا عُوتِبَ قَبِلَ.»:
امام على النّقى(علیه السلام) به یکى از دوستانش فرمود:فلانى را توبیخ کن و به او بگو: خداوند چون خیر بنده اى خواهد، هر گاه توبیخ شود، بپذیرد. [و در صدد جبران نقص خود برآید].

۲. جایگاه اجابت دعا

«إِنَّ لِلّهِ بِقاعًا یُحِبُّ أَنْ یُدْعى فیها فَیَسْتَجیبَ لِمَنْ دَعاهُ وَ الْحَیْرُ مِنْها.»:
همانا براى خداوند بقعه هایى است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعاى دعاکننده را به اجابت رساند، و حائر حسین(علیه السلام)یکى از آنهاست.

۳. خداترسى

«مَنِ اتَّقَى اللّهَ یُتَّقى، وَ مَنْ أَطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَنْ أَطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ الَمخْلُوقینَ. وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخالِقَ فَلْیَیْقَنَ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الَْمخْلُوقینَ.»:
هر کس از خدا بترسد، مردم از او بترسند، و هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند، و هر که مطیع آفریدگار باشد، باکى از خشم آفریدگان ندارد، و هر که خالق را به خشم آورد، باید یقین کند که به خشم مخلوق دچار مى شود.

۴. اطاعت خیرخواه

«مَنْ جَمَعَ لَکَ وُدَّهُ وَ رَأْیَهُ فَاجْمَعْ لَهُ طاعَتَکَ.»:
هر که دوستى و نظر نهایىاش را براى تو همه جانبه گرداند، طاعتت را براى او همه جانبه گردان

۵. اوصاف پروردگار

«إِنَّ اللّهَ لا یُوصَفُ إِلاّ بِما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ أَنّى یُوصَفُ الَّذى تَعْجِزُ الْحَواسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاَْوْهامُ أَنْ تَنالَهُ وَ الْخَطَراتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاَْبْصارُ عَنِ الاِْحاطَهِ بِهِ. نَأى فى قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فى نَأْیِهِ، کَیَّفَ الْکَیْفَ بِغَیْرِ أَنْ یُقالَ: کَیْفَ، وَ أَیَّنَ الاَْیْنَ بِلا أَنْ یُقالَ: أَیْنَ، هُوَ مُنْقَطِعُ الْکَیْفِیَّهِ وَ الاَْیْنِیَّهِ، أَلْواحِدُ الاَْحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ.»:
به راستى که خدا، جز بدانچه خودش را وصف کرده، وصف نشود.
کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است، و تصورّات به کُنه او پى نبرند، و در دیده ها نگنجد؟ او با همه نزدیکىاش دور است و با همه دورىاش نزدیک. کیفیّت و چگونگى را پدید کرده، بدون این که خود کیفیّت و چگونگى داشته باشد. مکان را آفریده بدون این که خود مکانى داشته باشد. او از چگونگى و مکان بر کنار است. یکتاى یکتاست، شکوهش بزرگ و نام هایش پاکیزه است.

۶. اثر بخش خداست، نه روزگار

«لا تَعْدُ وَ لا تَجْعَلْ لِلاَْیّامِ صُنْعًا فى حُکْمِاللّهِ.»:

از حدّ خود تجاوز نکن و براى روزگار هیچ اثرى در حکم خدا قرار نده.

۷. نتیجه بى اعتنایى به مکر خدا

«مَنْ أَمِنَ مَکْرَ اللّهِ وَ أَلیمَ أَخْذِهِ، تَکَبَّرَ حَتّى یَحِلَّ بِهِ قَضاؤُهُ وَ نافِذُ أَمْرِهِ، وَ مَنْ کانَ عَلى بَیِّنَه مِنْ رَبِّهِ هانَتْ عَلَیْهِ مَصائِبُ الدُّنْیا وَ لَوْ قُرِضَ وَ نُشِرَ.»:
هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناکش آسوده زِیَد، تکبّر پیشه کند تا قضاى خدا و امر نافذش او را فراگیرد، و هر که بر طریق خداپرستى، محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وى سبک آید و اگر چه مقراض شود و ریز ریز گردد.

۸. تقیّه

«لَوْ قُلْتُ إِنَّ تارِکَ التَّقِیَّهِ کَتارِکِ الصَّلوهِ لَکُنْتُ صادِقًا.»:

اگر بگویم کسى که تقیّه را ترک کند مانند کسى است که نماز را ترک کرده، هر آینه راست گفته ام.

۹. شکر و شاکر

«الشّاکِرُ أَسْعَدُ بِالشُّکْرِ مِنْهُ بِالنِّعْمَهِ الَّتى أَوْجَبَتِ الشُّکْرَ لاَِنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ وَ الشُّکْرُ نِعَمٌ وَ عُقْبى.»:

شخص شکرگزار، به سبب شکر، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتى که باعث شکر شده است. زیرا نعمت، کالاى دنیاست و شکرگزارى، نعمتِ دنیا و آخرت است

۱۰. دنیا جایگاه آزمایش

«إِنَّ اللّهَ جَعَلَ الدُّنْیا دارَ بَلْوى وَ الاْخِرَهَ دارَ عُقبى وَ جَعَلَ بَلْوَى الدُّنْیا لِثَوابِ الاْخِرَهِ سَبَبًا وَ ثَوابَ الاْخِرَهِ مِنْ بَلْوَى الدُّنْیا عِوَضًا.»:

همانا که خداوند دنیا را سراى امتحان و آزمایش ساخته و آخرت را سراى رسیدگى قرار داده است، و بلاى دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلاى دنیا قرار داده است.

۱۱. ستمکار بردبار

«إِنَّ الظّالِمَ الْحالِمَ یَکادُ أَنْ یُعْفى عَلَیْهِ بِحِلْمِهِ. وَ إِنَّ الُْمحِقَّ السَّفیهَ یَکادُ أَنْ یُطْفِىءَ نُورَ حَقِّهِ بِسَفْهِهِ.»:
به راستى ستمکار بردبار، بسا که به وسیله حلم و بردبارى خود از ستمش گذشت شود و حقدار نابخرد، بسا که به سفاهت خود، نور حقِّ خویش را خاموش کند.

۱۲. آدم بى شخصیّت

«مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأْمَنْ شَرَّهُ.»:

کسى که خود را پست شمارد، از شرّ او در امان مباش.

۱۳. دنیا جایگاه سود و زیان

«أَلدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.»:
دنیا بازارى است که گروهى در آن سود برند و دسته اى زیان ببینند.

۱۴. حسد و خودخواهى

«أَلْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَ الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إِلَى الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ، وَ الْبُخْلُ أَذَمُّ الاَْخْلاقِ وَ الطَّمَعُ سَجِیَّهٌ سَیِّئَهٌ.»:
حسد نیکوییها را نابود سازد، و دروغ، دشمنى آوَرَد، و خودپسندى مانع از طلب دانش و خواهنده خوارى و جهل گردد، و بخل ناپسندیده ترین خُلق و خوى است، و طمع خصلتى ناروا و ناشایست است.

۱۵. پرهیز از تملّق

«قالَ أَبُوالْحَسَنِالثّالِثِ(علیه السلام) لِرَجُل وَ قَدْ أَکْثَرَ مِنْ إِفْراطِ الثَّناءِ عَلَیْهِ: أَقْبِلْ عَلى شَأْنِکَ، فَإِنَّ کَثْرَهَ المَلَقِ یهْجُمُ عَلَى الظِّنَّهِ وَ إِذا حَلَلْتَ مِنْ أَخیکَ فى مَحَلِّ الثِّقَهِ، فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلى حُسْنِ النِّیَّهِ.»:
امام هادى(علیه السلام) به کسى که در ستایش از ایشان افراط کرده بود فرمودند:از این کار خوددارى کن که تملّقِ بسیار، بدگمانى به بار مىآورد و اگر اعتماد برادر مؤمنت از تو سلب شد از تملّق او دست بردار و حسن نیّت نشان ده.

۱۶. جایگاه حُسنِ ظنّ و سوءظنّ

«إِذا کانَ زَمانُ الْعَدْلِ فیهِ أَغْلَبَ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أَنْ یَظُنَّ بِأَحَد سُوءً حَتّى یَعْلَمَ ذلِکَ مِنْهُ، وَ إِذا کانَ الْجَوْرُ أَغْلَبَ فیهِ مِنَ الْعَدْلِ فَلَیْسَ لاَِحَد أَنْ یَظُنَّ بِأَحَد خَیْرًا ما لَمْ یَعْلَمْ ذلِکَ مِنْهُ.»:
هر گاه در زمانه اى عدل بیش از ظلم رایج باشد، بدگمانى به دیگرى حرام است، مگر آن که [ آدمى ] بدى از کسى ببیند. و هر گاه در زمانهاى ظلم بیش از عدل باشد، تا وقتى که [آدمى] خیرى از کسى نبیند، نباید به او خوشبین باشد

.۱۷. بهتر از نیکى و زیباتر از زیبایى

«خَیْرٌ مِنَ الخَیْرِ فاعِلُهُ، وَ أَجْمَلُ مِنَ الْجَمیلِ قائِلُهُ، وَ أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حامِلُهُ، وَ شَرٌّ مِنَ الشَّرِّ جالِبُهُ، وَ أَهْوَلُ مِنَ الْهَوْلِ راکِبُهُ.»:
بهتر از نیکى، نیکوکار است، و زیباتر از زیبایى، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدى، عامل آن است، و وحشتناکتر از وحشت، آورنده آن است.

۱۸. توقّع بیجا

«لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدَرْتَ عَلَیْهِ، وَ لاَالْوَفاءَ لِمَنْ غَدَرْتَ بِهِ، وَ لاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إِلَیْهِ، فَإِنَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ.»:
از کسى که براو خشم گرفته اى ، صفا و صمیمیّت مخواه و از کسى که به وى خیانت کرده اى ، وفا مطلب و از کسى که به او بدبین شده اى ، انتظار خیرخواهى نداشته باش، که دل دیگران براى تو همچون دل تو براى آنهاست.

۱۹. برداشت نیکو از نعمتها

«أَلْقُوا النِّعَمَ بِحُسْنِ مُجاوَرَتِها وَ الَْتمِسُوا الزِّیادَهَ فیها بِالشُّکْرِ عَلَیْها، وَ اعْلَمُوا أَنَّ النَّفْسَ أَقْبَلُ شَىْء لِما أَعْطَیْتَ وَ أَمْنَعُ شَىْء لِما مَنَعْتَ.»:
نعمت ها را با برداشت خوب از آنها به دیگران ارائه دهید و با شکرگزارى افزون کنید، و بدانید که نفس آدمى رو آورنده ترین چیز است به آنچه به او بدهى و بازدارنده ترین چیز است از آنچه که از او بازدارى.

۲۰. خشم به زیردستان

«أَلْغَضَبُ عَلى مَنْ تَمْلِکُ لُؤْمٌ.»:

خشم بر زیردستان از پستى است.

۲۱. عاقّ والدین

«أَلْعُقوقُ ثَکْلُ مَنْ لَمْ یَثْکَلْ.»:

نافرمانى فرزند از پدر و مادر، داغِ داغ نادیدگان است.

۲۲. تأثیر صله رحم در ازیاد عمر

«إِنَّ الرَّجُلَ لَیَکُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثُونَ سَنَهً فَیَکُونُ وُصُولاً لِقَرابَتِهِ وُصُولاً لِرَحِمِهِ، فَیَجْعَلُهَا اللّهُ ثَلاثَهً وَ ثَلاثینَ سَنَهً، وَ إِنَّهُ لَیَکُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ سَنَهً فَیَکُونُ عاقًّا لِقَرابَتِهِ قاطِعًا لِرَحِمِهِ، فَیَجْعَلُهَا اللّهُ ثَلاثَ سِنینَ.»:
چه بسا شخصى که مدّت عمرش مثلاً سى سال مقدّر شده باشد به خاطر صله رحم و پیوند با خویشاوندانش، خداوند عمرش را به ۳۳ سال برساند. و چه بسا کسى که مدّت عمرش ۳۳ سال مقدّر شده باشد، به خاطر آزردن خویشاوندان و قطع رحمش، خداوند عمرش را به سه سال برساند.

۲۳. نتیجه عاقّ والدین

«أَلْعُقُوقُ یُعَقِّبُ الْقِلَّهَ وَ یُؤَدّى إِلَى الذِّلَّهِ.»:

نارضایتى پدر و مادر، کمىِ روزى را به دنبال دارد و آدمى را به ذلّت مىکشاند.

۲۴. بى طاقتى در مصیبت

«أَلْمُصیبَهُ لِلصّابِرِ واحِدَهٌ وَ لِلْجازِعِ إِثْنانِ.»:

مصیبت براى صابر یکى است و براى کسى که بىطاقتى مىکند دوتاست.

۲۵. همراهان دنیا و آخرت

«أَلنّاسُ فِى الدُّنْیا بِالاَْمْوالِ وَ فِى الاْخِرَهِ بالاَْعْمالِ.»:

مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند.

۲۶. شوخى بیهوده

«أَلْهَزْلُ فَکاهَهُ السُّفَهاءِ وَ صَناعَهُ الْجُهّالِ.»:

مسخرگى، تفریح سفیهان و کار جاهلان است.

۲۷. زمان جان دادن

«أُذْکُرْ مَصْرَعَکَ بَیْنَ یَدَىْ أَهْلِکَ، وَ لا طَبیبٌ یَمْنَعُکَ وَ لاحَبیبٌ یَنْفَعُکَ.»:

وقت جان دادنت نزد خانواده ات را به یاد آر که در آن هنگام طبیبى جلوگیر مرگت و دوستى نفع رسانت نباشد.

۲۸. نتیجه جدال

«أَلْمِراءُ یُفْسِدُ الْصِّداقَهَ القَدیمَهَ وَ یُحَلِّلُ الْعُقْدَهَ الْوَثیقَهَ وَ أَقَلُّ ما فیهِ أَنْ تَکُونَ فیهِالْمُغالَبَهُ وَ الْمُغالَبَهُ أُسُّ أَسْبابِ الْقَطیعَهِ.»:
جدال، دوستى قدیمى را تباه مىکند و پیوندِ اعتماد را مىگشاید و کمترین چیزى که در آن است غلبه بر دیگرى است، که آن هم سبب جدایى مىشود.

۲۹. حکمت ناپذیرى دل فاسد

«أَلْحِکْمَهُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَهِ.»:

حکمت، اثرى در دلهاى فاسد نمىگذارد.

۳۰. درک لذّت در قِلَّت

«أَلسَّهَرُ أَلَذُّ لِلْمَنامِ وَ الْجُوعُ یَزیدُ فى طیبِ الطَّعامِ.»:
شب بیدارى، سبب لذّتبخشى خواب، و گرسنگى سبب خوش خوراکى در طعام ناب است.

۳۱. اسیر زبان

«راکِبُ الْحَرُونِ أَسیرُ نَفْسِهِ، وَ الْجاهِلُ أَسیرُ لِسانِهِ.»:

کسى که بر اسب سرکش، سوار است، اسیر هواى نفس خویش، و نادان، اسیر زبان خویش است.

۳۲. تصمیم قاطع

«أُذْکُرْ حَسَراتِ التَّفْریطِ بِأَخْذِ تَقْدیمِ الْحَزْمِ.»:
افسوسِ کوتاهى در انجام کار را با گرفتن تصمیم قاطع جبران کن.

۳۳. خشم و کینه توزى

«أَلْعِتابُ مِفْتاحُ الثِّقالِ، وَ الْعِتابُ خَیْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.»:

خشم و تندى، کلیدِ گرانبارى است و خشم، بهتر از کینه توزى است.

۳۴. ظهور مقدَّرات

«أَلْمَقادیرُ تَریکَ ما لا یَخْطُرُ بِبالِکَ.»

:مقدَّرات چیزهایى را بر تو نمایان مىسازد که به فکرت خطور نکرده است.

۳۵. خود خواهان مغضوب

«مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیْهِ.»:

هر که از خود راضى باشد، خشمگیران بر او زیاد خواهند بود.

۳۶. تباهى فقر

«أَلْفَقْرُ شَرَهُ النَّفْسِ وَ شِدَّهُ الْقُنُوطِ.»:

فقر، مایه آزمندىِ نفس و سببِ ناامیدى زیاد است.

۳۷. راه پرستش

«لَوْ سَلَکَ النّاسُ وادِیًا شُعَبًا لَسَلَکْتُ وادِىَ رَجُل عَبَدَاللّهَ وَحْدَهُ خالِصًا.»:

اگر مردم به راه هاى گوناگونى روند، من به راه کسى که تنها خدا را خالصانه مىپرستد خواهم رفت.

۳۸. آثار گوشتخوارى

«مَنْ تَرَکَ اللَّحْمَ أَرْبَعینَ صَباحًا ساءَ خُلْقُهُ وَ مَنْ أَکَلَ اللَّحْمَ أَرْبَعینَ صَباحًا ساءَ خُلْقُهُ.»:

کسى که چهل روز گوشت نخورد بد خُلقى پیدا کند، و کسى که چهل روز پى در پى نیز گوشت خورد اخلاقش بد شود.

۳۹. یگانگى خدا

«لَمْ یَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَىءَ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْیاءَ بَدیعًا وَ اخْتارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الاَْسْماءِ.»:

خداوند از ازل تنها بود و چیزى با او نبود، سپس اشیاء را به صورت نوظهور آفرید و براى خودش بهترین نام ها را برگزید.

۴۰. فروتنى

«أَلتَّواضُعُ أَنْ تُعْطِىَ النّاسَ ما تُحِبُّ أَنْ تُعْطاهُ.»:

فروتنى آن است که با مردم چنان کنى که دوست دارى با تو چنان باشند.

احادیث منتخب از امام جعفر صادق علیه السلام

۱– قالَ الإمامُ جَعْفَرُ بنُ محمّد الصّادقُ (علیه السلام) :

حَدیثی حَدیثُ أبى، وَ حَدیثُ أبى حَدیثُ جَدى، وَ حَدیثُ جَدّى حَدیثُ الْحُسَیْنِ، وَ حَدیثُ الْحُسَیْنِ حَدیثُ الْحَسَنِ، وَ حَدیثُ الْحَسَنِ حَدیثُ أمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَ حَدیثُ أمیرَالْمُؤْمِنینَ حَدیثُ رَسُولِ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم)، وَ حَدیثُ رَسُولِ اللهِ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ.[۱]

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: سخن و حدیث من همانند سخن پدرم مى باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نیز مانند سخن حسین و نیز سخن او با سخن حسن یکى است و سخن حسن همانند سخن امیرالمؤمنین علىّ و کلام او از کلام رسول خدا مى باشد، که سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود.

۲- قالَ(علیه السلام): مَنْ حَفِظَ مِنْ شیعَتِنا أرْبَعینَ حَدیثاً بَعَثَهُ اللهُ یَوْمَ الْقیامَهِ عالِماً فَقیهاً وَلَمْ یُعَذِّبْهُ.[۲]

فرمود: هرکس از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ کند ـ و به آن ها عمل نماید ـ، خداوند او را دانشمندى فقیه در قیامت محشور مى گرداند و عذاب نمى شود.

۳- قالَ (علیه السلام): قَضاءُ حاجَهِ الْمُؤْمِنِ أفْضَلُ مِنْ ألْفِ حَجَّه مُتَقَبَّله بِمَناسِکِها، وَ عِتْقِ ألْفِ رَقَبَه لِوَجْهِ اللهِ، وَ حِمْلانِ ألْفِ فَرَس فى سَبیلِ اللهِ بِسَرْجِها وَ لَحْمِها.[۳]

فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندى هاى مؤمن از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است.

۴- قالَ (علیه السلام): أَوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاهُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَیْهِ سائِرُ عَمَلِهِ.[۴]

فرمود: اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.

۵- قالَ (علیه السلام): إذا فَشَتْ أرْبَعَهٌ ظَهَرَتْ أرْبَعَهٌ: إذا فَشا الزِّنا کَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إذا اُمْسِکَتِ الزَّکاهُ هَلَکَتِ الْماشِیَهُ، وَ إذا جارَ الْحُکّامُ فِى الْقَضاءِ اُمْسِکَ الْمَطَرُ مِنَ السَّماءِ، وَ إذا ظَفَرَتِ الذِّمَهُ نُصِرُ الْمُشْرِکُونَ عَلَى الْمُسْلِمینَ.[۵]

فرمود: هنگامى که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پدید آید:

چنانچه زنا رایج گردد زلزله ـ و مرگ ناگهانى ـ فراوان شود.

چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود حیوانات نابود شود.

اگر حاکمان جامعه و قُضات ستم و بى عدالتى نمایند باران ـ رحمت خداوند ـ نمى بارد.

و اگر اهل ذمّه تقویت شوند مشرکین بر مسلمین پیروز آیند.

۶- قالَ (علیه السلام): مَنْ عابَ أخاهُ بِعَیْب فَهُوَ مِنْ أهْلِ النّارِ.[۶]

فرمود: هرکس برادر ـ ایمانى خود را برچسبى بزند و او ـ را متّهم کند از اهل آتش خواهد بود.

۷- قالَ (علیه السلام): الصَّمْتُ کَنْزٌ وافِرٌ، وَ زَیْنُ الْحِلْمِ، وَ سَتْرُالْجاهِلِ.[۷]

فرمود: سکوت همانند گنجى پربهاء، زینت بخش حلم و بردبارى است; و نیز سکوت، سرپوشى بر آبروى شخص نادان و جاهل مى باشد.

۸- قالَ (علیه السلام): اِصْحَبْ مَنْ تَتَزَیَّنُ بِهِ، وَ لا تَصْحَبْ مَنْ یَتَزَّیَنُ لَکَ.[۸]

فرمود: با کسى دوستى و رفت و آمد کن که موجب عزّت و سربلندى تو باشد، و با کسى که مى خواهد از تو بهره ببرد و خودنمائى مى کند همدم مباش.

۹- قالَ (علیه السلام): کَمالُ الْمُؤْمِنِ فى ثَلاثِ خِصال: الْفِقْهُ فى دینِهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَهِ، وَالتَّقْدیرُ فِى الْمَعیشَهِ.[۹]

فرمود: شخصیّت و کمال مؤمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احکام دین، صبر در مقابل شداید و ناملایمات، زندگى او همراه با حساب و کتاب و برنامه ریزى دقیق باشد.

۱۰- قالَ (علیه السلام): عَلَیْکُمْ بِإتْیانِ الْمَساجِدِ، فَإنَّها بُیُوتُ اللهِ فِى الاْءرْضِ، و مَنْ أتاها مُتَطَهّراً طَهَّرَهُ اللهُ مِنْ ذُنُوبِهِ، وَ کُتِبَ مِنْ زُوّارِهِ.[۱۰]

فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون که آن ها خانه خداوند بر روى زمین است; و هر کسى که با طهارت وارد آن شود خداوند متعال او را از گناهان تطهیر مى نماید و در زمره زیارت کنندگانش محسوب مى شوند.

۱۱- قالَ (علیه السلام): مَن قالَ بَعْدَ صَلوهِ الصُّبْحِ قَبْلَ أنْ یَتَکَلَّمَ: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ إلاّ بِاللهِ الْعَلىّ الْعَظیمِ» یُعیدُها سَبْعَ مَرّات، دَفَعَ اللهُ عَنْهُ سَبْعینَ نَوْعاً مِنْ أنْواعِ الْبَلاءِ، أهْوَنُهَاالْجُذامُ وَالْبَرَصُ.[۱۱]

فرمود: هر کسى بعد از نماز صبح پیش از آن که سخنى مطرح کند، هفت مرتبه بگوید: «بسم الله الرّحمن الرّحیم، لا حول و لا قوّه إلاّ بالله العلیّ العظیم» خداوند متعال هفتاد نوع بلا از او دور گرداند که ساده ترین آن ها مرض پیسى و جذام باشد.

۱۲- قالَ (علیه السلام): مَنْ تَوَضَّأَ وَ تَمَنْدَلَ کُتِبَتْ لَهُ حَسَنَهٌ، وَ مَنْ تَوَضَّأَ وَلَمْ یَتَمَنْدَلْ حَتّى یَجُفَّ وُضُوئُهُ، کُتِبَ لَهُ ثَلاثُونَ حَسَنَهً.[۱۲]

فرمود: هرکس وضو بگیرد و با حوله خشک نماید یک حسنه دارد و چنانچه خشک نکند سى حسنه خواهد داشت.

۱۳- قالَ (علیه السلام): لاَفْطارُکَ فى مَنْزِلِ أخیکَ أفْضَلُ مِنْ صِیامِکَ سَبْعینَ ضِعْفاً.[۱۳]

فرمود: اگر افطارى روزه ات را در منزل برادر – مؤمنت – ، انجام بدهى ثوابش هفتاد برابر اصل روزه است.

۱۴- قالَ (علیه السلام): إذا أفْطَرَ الرَّجُلُ عَلَى الْماءِ الْفاتِرِ نَقى کَبِدُهُ، وَ غَسَلَ الذُّنُوبَ مِنَ الْقَلْبِ، وَ قَوىَّ الْبَصَرَ وَالْحَدَقَ.[۱۴]

فرمود: چنانچه انسان روزه خود را با آب جوش افطار نماید کبدش پاک و سالم باقى مى ماند، و قلبش از کدورت ها تمیز و نور چشمش قوى و روشن مى گردد.

۱۵- قالَ (علیه السلام): مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ فِى الْمُصْحَفِ مُتِّعَ بِبَصَرِهِ، وَ خُنِّفَ عَلى والِدَیْهِ وَ إنْ کانا کافِرَیْنِ.[۱۵]

فرمود: هر که قرآن شریف را از روى آن قرائت نماید بر روشنائى چشمش افزوده گردد; و نیز گناهان پدر و مادرش سبک شود گرچه کافر باشند.

۱۶- قالَ (علیه السلام): مَنْ قَرَءَ (قُلْ هُوَاللهُ أحَدٌ) مَرَّهً واحِدَهً فَکَأنَّما قَرَءَ ثُلْثَ الْقُرآنِ وَ ثُلْثَ التُّوراهِ وَ ثُلْثَ الاْنْجیلِ وَ ثُلْثَ الزَّبُورِ.[۱۶]

فرمود: هر که یک مرتبه سوره توحید را تلاوت نماید، همانند کسى است که یک سوّم قرآن و تورات و انجیل و زبور را خوانده باشد.

۱۷- قالَ (علیه السلام): إنَّ لِکُلِّ ثَمَرَه سَمّاً، فَإذا أتَیْتُمْ بِها فأمسُّوهَاالْماء، وَاغْمِسُوها فِى الْماءِ.[۱۷]

فرمود: هر نوع میوه و ثمره اى، مسموم و آغشته به میکرب ها است; هر گاه خواستید از آن ها استفاده کنید با آب بشوئید.

۱۸- قالَ (علیه السلام): عَلَیْکُمْ بِالشَّلْجَمِ، فَکُلُوهُ وَأدیمُوا أکْلَهُ، وَاکْتُمُوهُ إلاّ عَنْ أهْلِهِ، فَما مِنْ أحَد إلاّ وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذامِ، فَأذیبُوهُ بِأکْلِهِ.[۱۸]

فرمود: شلغم را اهمیّت دهید و مرتّب آن را میل نمائید و آن را به مخالفین معرّفى نکنید، شلغم رگ جذام را قطع و نابود مى سازد.

۱۹- قالَ (علیه السلام): یُسْتَجابُ الدُّعاءُ فى أرْبَعَهِ مَواطِنَ: فِى الْوِتْرِ، وَ بَعْدَ الْفَجْرِ، وَ بَعْدَالظُّهْرِ، وَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ.[۱۹]

فرمود: در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد: هنگام نماز وِتر، بعد از نماز صبح، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب.

۲۰- قالَ (علیه السلام): مَنْ دَعا لِعَشْرَه مِنْ إخْوانِهِ الْمَوْتى لَیْلَهَ الْجُمُعَهِ أوْجَبَ اللهُ لَهُ الْجَنَّهَ.[۲۰]

فرمود: هرکس که در شب جمعه براى ده نفر از دوستان مؤمن خود که از دنیا رفته اند دعا و طلب مغفرت نماید، از اهل بهشت قرار خواهد گرفت.

۲۱- قالَ (علیه السلام): مِشْطُ الرَّأسِ یَذْهَبُ بِالْوَباءِ، وَ مِشْطُاللِّحْیَهِ یُشَدِّدُ الاْضْراسَ.[۲۱]

فرمود: شانه کردن موى سر موجب نابودى وَبا ـ و مانع ریزش مو ـ مى گردد، و شانه کردن ریش و محاسن ریشه دندان ها را محکم مى نماید.

۲۲- قالَ (علیه السلام): أیُّما مُؤْمِن سَئَلَ أخاهُ الْمُؤْمِنَ حاجَهً وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلى قَضائِها فَرَدَّهُ عَنْها، سَلَّطَ اللهُ عَلَیْهِ شُجاعاً فى قَبْرِهِ، یَنْهَشُ مِنْ أصابِعِهِ.[۲۲]

فرمود: چنانچه مؤمنى از برادر ایمانیش حاجتى را طلب کند و او بتواند خواسته اش را برآورد و انجام ندهد، خداوند در قبرش یک افعى بر او مسلّط گرداند که هر لحظه او را آزار رساند.

۲۳- قالَ (علیه السلام): وَلَدٌ واحِدٌ یَقْدِمُهُ الرَّجُلُ، أفْضَلُ مِنْ سَبْعینَ یَبْقُونَ بَعْدَهُ، شاکینَ فِى السِّلاحِ مَعَ الْقائِمِ (عَجَّلَ اللهُ تَعالى فَرَجَهُ الشَّریف).[۲۳]

فرمود: اگر انسانى یکى از فرزندانش را پیش از خود ـ به عالم آخرت ـ بفرستد بهتر از آن است که چندین فرزند به جاى گذارد و در رکاب امام زمان (علیه السلام) با دشمن مبارزه کنند.

۲۴- قالَ (علیه السلام): إذا بَلَغَکَ عَنْ أخیکَ شَیْىءٌ فَقالَ لَمْ أقُلْهُ فَاقْبَلْ مِنْهُ، فَإنَّ ذلِکَ تَوْبَهٌ لَهُ. وَ قالَ (علیه السلام): إذا بَلَغَکَ عَنْ أخیکَ شَیْىءٌ وَ شَهِدَ أرْبَعُونَ أنَّهُمْ سَمِعُوهُ مِنْهُ فَقالَ: لَمْ أقُلْهُ، فَاقْبَلْ مِنْهُ.[۲۴]

فرمود: چنانچه شنیدى که برادرت ـ یا دوستت ـ چیزى بر علیه تو گفته است و او تکذیب کرد قبول کن. همچنین فرمود: اگر چیزى را از برادرت بر علیه خودت شنیدى و نیز چهل نفر شهادت دادند، ولى او تکذیب کرد و گفت: من نگفته ام، حرف او را بپذیر.

۲۵- قالَ (علیه السلام): لا یَکْمُلُ إیمانُ الْعَبْدِ حَتّى تَکُونَ فیهِ أرْبَعُ خِصال: یَحْسُنُ خُلْقُهُ، وَ سَیْتَخِفُّ نَفْسَهُ، وَ یُمْسِکُ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ، وَ یُخْرِجَ الْفَضْلَ مِنْ مالِهِ.[۲۵]

فرمود: ایمان انسان کامل نمى گردد مگر آن که چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش ـ حقّ اللّه و حقّ النّاس ـ را بپردازد.

۲۶-الَ (علیه السلام): داوُوا مَرْضاکُمْ بِالصَّدَقَهِ، وَ ادْفَعُوا أبْوابَ الْبَلایا بِالاْسْتِغْفارِ.[۲۶]

فرمود: مریضان خود را به وسیله پرداخت صدقه مداوا و معالجه نمائید، و بلاها و مشکلات را با استغفار و توبه دفع کنید.

۲۷- قالَ (علیه السلام): إنَّ اللهَ فَرَضَ عَلَیْکُمُ الصَّلَواتِ الْخَمْسِ فى أفْضَلِ السّاعاتِ، فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعاءِ فى إدْبارِ الصَّلَواتِ.[۲۷]

فرمود: خداوند متعال پنج نماز در بهترین اوقات را بر شما واجب گرداند، پس سعى کنید حوایج و خواسته هاى خود را پس از هر نماز با خداوند مطرح و درخواست کنید.

۲۸- قالَ (علیه السلام): کُلُوا ما یَقَعُ مِنَ الْمائِدَهِ فِى الْحَضَرِ، فَإنَّ فیهِ شِفاءٌ مِنْ کُلِّ داء، وَلا تَأکُلُوا مایَقَعُ مِنْها فِى الصَّحارى.[۲۸]

فرمود: هنگام خوردن غذا در منزل، آنچه که اطراف سفره و ظرف مى ریزد جمع کنید و میل نمائید که در آن ها شفاى دردهاى درونى است، ولى چنانچه در بیابان سفره انداختید; اضافه هاى آن را رها کنید ـ براى جانوران ـ .

۲۹- قالَ (علیه السلام): أرْبَعَهٌ مِنْ أخْلاقِ الاْنْبیاءِ: الْبِرُّ، وَ السَّخاءُ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَهِ، وَ الْقِیامُ بِحَقِّ الْمُؤمِنِ.[۲۹]

فرمود: چهار چیز از اخلاق پسندیده پیغمبران الهى است: نیکى، سخاوت، صبر و شکیبائى در مصائب و مشکلات، اجراء حقّ و عدالت بین مؤمنین.

۳۰- قالَ (علیه السلام): إمْتَحِنُوا شیعتَنا عِنْدَ ثَلاث: عِنْدَ مَواقیتِ الصَّلاهِ کَیْفَ مُحافَظَتُهُمْ عَلَیْها، وَ عِنْدَ أسْرارِهِمْ کَیْفَ حِفْظُهُمْ لَها عِنْدَ عَدُوِّنا، وَ إلى أمْوالِهِمْ کَیْفَ مُواساتُهُمْ لاِخْوانِهِمْ فیها.[۳۰]

فرمود: شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمائید:

۱ ـ مواقع نماز، چگونه رعایت آن را مى نمایند.

۲ ـ اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهدارى مى کنند.

۳ ـ نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگى مى کنند و حقوق خود را مى پردازند.

۳۱- قالَ (علیه السلام): مَنْ مَلَکَ نَفْسَهُ إذا رَغِبَ، وَ إذا رَهِبَ، وَ إذَااشْتَهى، وإذا غَضِبَ وَ إذا رَضِىَ، حَرَّمَ اللهُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ.[۳۱]

فرمود: هر که در چهار موقع، مالک نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى، هنگام سختى و تنگ دستى، هنگام اشتهاء و آرزو و هنگام خشم و غضب; خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند.

۳۲- قالَ (علیه السلام): إنَّ النَّهارَ إذا جاءَ قالَ: یَابْنَ آدَم، أعْجِلْ فى یَوْمِکَ هذا خَیْراً، أشْهَدُ لَکَ بِهِ عِنْدَ رَبِّکَ یَوْمَ الْقیامَهِ، فَإنّى لَمْ آتِکَ فیما مَضى وَلاآتیکَ فیما بَقِىَ، فَإذا جاءَاللَّیْلُ قالَ مِثْلُ ذلِکَ.[۳۲]

فرمود: هنگامى که روز فرا رسد گوید: تا مى توانى در این روز از کارهاى خیر انجام بده که من در قیامت در پیشگاه خداوند شهادت مى دهم و بدان که من قبلا در اختیار تو نبودم و در آینده نیز پیش تو باقى نخواهم ماند، همچنین هنگامى که شب فرارسد چنین زبان حالى را خواهد داشت.

۳۳- قالَ (علیه السلام): یَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ أنْ یَکُونَ فیهِ ثَمان خِصال:

وَقُورٌ عِنْدَ الْهَزاهِزِ، صَبُورٌ عِنْدَ الْبَلاءِ، شَکُورٌ عِنْدَ الرَّخاءِ، قانِعٌ بِما رَزَقَهُ اللّهُ، لا یَظْلِمُ الاْعْداءَ، وَ لا یَتَحامَلُ لِلاْصْدِقاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ فى تَعِبٌ، وَ النّاسُ مِنْهُ فى راحَه.[۳۳]

فرمود: سزاوار است که هر شخص مؤمن در بردارنده هشت خصلت باشد: هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام، هنگام بلاها و آزمایش ها بردبار و صبور، هنگام رفاه و آسایش شکرگزار، به آنچه خداوند روزیش گردانده قانع باشد.

دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذیّت قرار ندهد، بر دوستان برنامه اى را تحمیل ننماید، جسمش خسته; ولى دیگران از او راحت و از هر جهت در آسایش باشند

۳۴- قالَ (علیه السلام): من ماتَ یَوْمَ الْجُمُعَهِ عارِفاً بِحَقِّنا عُتِقَ مِنَ النّارِ وَ کُتِبَ لَهُ بَرائَهٌ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ.[۳۴]

فرمود: هرکس که در روز جمعه فوت نماید و از دنیا برود; و عارف به حقّ ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت (علیه  السلام) ـ باشد، از آتش سوزان دوزخ آزاد مى گردد; و نیز از عذاب شب اوّل قبر در امان خواهد بود.

۳۵- قالَ (علیه السلام): إنَّ الرَّجُلَ یَذْنِبُ الذَّنْبَ فَیَحْرُمُ صَلاهَ اللَّیْلِ، إنَّ الْعَمَلَ السَّیِّىءَ أسْرَعُ فى صاحِبِهِ مِنَ السِّکینِ فِى اللَّحْمِ.[۳۵]

فرمود: چه بسا شخصى به وسیله انجام گناهى از نماز شب محروم گردد، همانا تأثیر گناه در ـ روان ـ انسان سریع تر از تأثیر چاقو در گوشت است.

۳۶- قالَ (علیه السلام): لا تَتَخَلَّلُوا بِعُودِالرَّیْحانِ وَ لا بِقَضیْبِ الرُّمانِ، فَإنَّهُما یُهَیِّجانِ عِرْقَ الْجُذامِ.[۳۶]

فرمود: به وسیله چوب ریحان و چوب انار، دندان هاى خود را خلال نکنید، زیرا که تحریک کننده عوامل مرض جذام و پیسى مى باشد.

۳۷- قالَ (علیه السلام): تَقْلیمُ الأظْفارِ یَوْمَ الْجُمُعَهِ یُؤمِنُ مِنَ الْجُذامِ وَ الْبَرَصِ وَ الْعَمى، وَ إنْ لَمْ تَحْتَجْ فَحَکِّها حَکّاً. وَ قالَ (علیه السلام): أخْذُ الشّارِبِ مِنَ الْجُمُعَهِ إلَى الْجُمُعَهِ أمانٌ مِنَ الْجُذامِ.[۳۷]

فرمود: کوتاه کردن ناخن ها در روز جمعه موجب سلامتى از جذام و پیسى و ضعف بینائى چشم خواهد شد و اگر امکان کوتاه کردن آن نباشد سر آن ها را بتراش.

و نیز فرمود: کوتاه کردن سبیل در هر جمعه سبب ایمنى از مرض جذام مى شود.

۳۸- قالَ (علیه السلام): إذا أوَیْتَ إلى فِراشِکَ فَانْظُرْ ماسَلَکْتَ فى بَطْنِکَ، وَ ما کَسَبْتَ فى یَوْمِکَ، وَ اذْکُرْ أنَّکَ مَیِّتٌ، وَ أنَّ لَکَ مَعاداً.[۳۸]

فرمود: در آن هنگامى که وارد رختخواب خود مى شوى، با خود بیندیش که در آن روز چه نوع خوراکى ها و آشامیدنى ها از چه راهى به دست آورده اى و میل نموده اى.

و در آن روز چه چیزهائى را چگونه و از چه راهى کسب و تحصیل کرده اى; و در هر حال متوجّه باش که مرگ تو را مى رباید; و سپس در صحراى محشر ـ جهت بررسى گفتار و کردارت ـ حاضر خواهى شد.

۳۹- قالَ (علیه السلام): إنَّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إثْنَیْ عَشَرَ ألْفَ عالَم، کُلُّ عالَم مِنْهُمْ أکْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَموات وَ سَبْعِ أرَضینَ، ما یُرى عالَمٌ مِنْهُمْ أنّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عالَماً غَیْرُهُمْ وَ أنَاالْحُجَّهُ عَلَیْهِمْ.[۳۹]

فرمود: همانا خداوند متعال، دوازده هزار جهان آفریده است که هر یک از آن ها نسبت به آسمان ها و زمین هاى هفت گانه بزرگ تر مى باشد; و من ـ و دیگر ائمّه دوازده گانه ـ از طرف خداوند بر همه آن ها حجّت و راهنما هستیم.

۴۰- قالَ (علیه السلام): حَدیثٌ فى حَلال وَ حَرام تَأخُذُهُ مِنْ صادِق خَیْرٌ مِنَ الدُّنْیا وَ ما فیها مِنْ ذَهَب وَفِضَّه.[۴۰]

فرمود: سخنى را درباره مسائل حلال و حرام و احکام دین خدا، از راست گوى مؤمنى دریافت کنى; بهتر و ارزشمندتر است از تمام دنیا و ثروت هاى آن.

پاورقى ها:

[۱] – جامع الاحادیث الشیعه: ج ۱ ص ۱۲۷ ح ۱۰۲، بحارالأنوار: ج ۲، ص ۱۷۸، ح ۲۸٫

[۲] – أمالى الصدوق: ص ۲۵۳٫

[۳] – أمالى الصدوق: ص ۱۹۷٫

[۴] – وسائل الشیعه: ج ۴ ص ۳۴ ح ۴۴۴۲٫

[۵] – وسائل الشیعه: ج ۸ ص ۱۳٫

[۶] – اختصاص: ص ۲۴۰، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۲۶۰، ح ۵۸٫

[۷] – مستدرک الوسائل: ج ۹ ص ۱۶ ح ۴٫

[۸] – وسائل الشیعه: ج ۱۱ ص ۴۱۲٫

[۹] – أمالى طوسى: ج ۲ ص ۲۷۹٫

[۱۰] – وسائل الشیعه: ج ۱ ص ۳۸۰ ح ۲٫

[۱۱] – امالى طوسى: ج ۲ ص ۳۴۳٫

[۱۲] – وسائل الشیعه: ج ۱ ص ۴۷۴ ح ۵٫

[۱۳] – من لایَحضره الفقیه: ج ۲ ص ۵۱ ح ۱۳٫

[۱۴] – وسائل الشیعه: ج ۱۰ ص ۱۵۷ ح ۳٫

[۱۵] – وسائل الشیعه: ج ۶ ص ۲۰۴ ح ۱٫

[۱۶] – وسائل الشیعه: ج ۶ ص ۲۲۵ ح ۱۰٫

[۱۷] – وسائل الشیعه: ج ۲۵ ص ۱۴۷ ح ۲٫

[۱۸] – وسائل الشیعه: ج ۲۵ ص ۲۰۸ ح ۴٫

[۱۹] – جامع احادیث الشیعه: ج ۵ ص ۳۵۸ ح ۱۲٫

[۲۰] – جامع احادیث الشیعه: ج ۶ ص ۱۷۸ ح ۷۸٫

[۲۱] – وسائل الشیعه: ج ۲ ص ۱۲۴ ح ۱٫

[۲۲] – أمالى طوسى: ج ۲، ص ۲۷۸، س ۹، وسائل الشیعه: ج ۱۶، ص ۳۶۰، ح ۱۰٫

[۲۳] – شیخ صدوق ،ثواب الأعمال ص ۱۹۶٫

[۲۴] – مصادقه الاخوان: ص ۸۲٫

[۲۵] – امالی طوسى: ج ۱ ص ۱۲۵٫

[۲۶] – مستدرک الوسائل: ج ۷ ص ۱۶۳ ح ۱٫

[۲۷] – مستدرک الوسائل: ج ۶ ص ۴۳۱ ح ۶٫

[۲۸] – مستدرک الوسائل: ج ۱۶ ص ۲۸۸ ح ۱٫

[۲۹] – أعیان الشّیعه: ج ۱، ص ۶۷۲، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۲۶۰، ذیل ح ۱۰۸ .

[۳۰] – وسائل الشیعه: ج ۴ ص ۱۱۲٫

[۳۱] – وسائل الشیعه: ج ۱۵ ص ۱۶۲ ح ۸٫

[۳۲] – وسائل الشیعه: ج ۱۶ ص ۹۳ ح ۲٫

[۳۳] – اصول کافى: ج ۲، ص ۴۷، ح ۱، ص ۲۳۰، ح ۲، و نزهه النّاظر حلوانى: ص ۱۲۰، ح ۷۰٫

[۳۴] – مستدرک الوسائل: ج ۶ ص ۶۶ ح ۲۲٫

[۳۵] – اصول کافى: ج ۲ ص ۲۷۲٫

[۳۶] – أمالى صدوق: ص ۳۲۱، بحارالأنوار: ج ۶۶، ص ۴۳۷، ح ۳ .

[۳۷] – وسائل الشیعه: ج ۷ ص ۳۶۳ و ۳۵۶٫

[۳۸] – دعوات راوندى ص ۱۲۳، ح ۳۰۲، بحارالأنوار: ج ۷۱، ص ۲۶۷، ح ۱۷٫

[۳۹] – خصال: ص ۶۳۹، ح ۱۴، بحارالأنوار: ج ۲۷، ص ۴۱، ح ۱٫

[۴۰] – الإمام الصّادق (علیه السلام): ص ۱۴۳٫