اجبار کودک

نوشته‌ها

عوارض حرف‌های ما روی کودکان چیست؟

اگر مدام از ظاهر دختربچه‌تان تعریف می‌کنید، دست نگه دارید. اگر مدام در حال برچسب زدن به کودکتان هستید، مواظب باشید. متأسفانه گاهی گمان می‌کنیم که هر چیزی درباره کودک، به اندازه ظاهر و جثه اش ساده و کوچک است اما باید بدانیم که این رفتارهای ما چه تاثیری روی کودکان می‌گذارد؟

روانشناسان خانواده معتقدند که حتی یک جمله ناغافلانه، می‌تواند تاثیر منفی بسیار قوی بر ذهن یک کودک بگذارد. به همین دلیل، بسیار مهم است که وقتی با کودک در تعامل هستید، روی جملاتی که به او می‌گویید دقت کنید و از گفتن بعضی جملات خاص، شدیدا پرهیز کنید. در اینجا لیستی از جملاتی آورده شده است که باید اغلب والدین به فرزندان خود بگویند تا غیر مستقیم آموزش ببینند و بهترین احساس‌ها را در زندگی تجربه کنند.

عجب دختر مهربانی هستی

از کسانی نباشید که همیشه، باب صحبت را با کودکان درباره ظاهر باز می‌کنید. به جای تعریف مدام از ظاهر کودک، خاصه دختربچه‌ها که اغلب به دلیل ظاهر بانمکشان مورد توجه و استقبال قرار می‌گیرند، خوب است از صفات اخلاقی خوب آنها تعریف کنید؛ «عجب دختر مهربانی هستی»، «چقدر مودبی»، «چقدر خوش اخلاقی»، «تو چه تصمیم‌های عاقلانه‌ای می‌گیری» و…

نگذارید کار به جیغ بکشد

کودکان از شخصی که با او قیاس شده‌اند متنفر می‌شوند. بچه‌ها از این که با دیگران مقایسه شوند به شدت بدشان می‌آید و این مسئله باعث می‌شود که کودک، همیشه خودش را با دیگران مقایسه کند و این رفتار سالمی نیست.

به بیان جملات خودتان در رابطه با بچه‌ها حساس باشید و هوشمندانه از این که آنها را در دام بروز عکس العمل‌های منفی بیندازید پیشگیری کنید.

فقط پسرها قوی نیستند

به کودکتان، برچسب نزنید. هر نوع برچسبی، کمکی به هویت‌یابی نمی کند. این که مدام در مقابل احساسات پسر بچه‌تان بگویید «مثل دختربچه‌ها رفتار نکن»، «پسرها قوی هستند مثل دخترها ضعیف نیستند» و جملاتی از این دست، باعث می‌شود او را دچار احساسات متناقض کنید.

بچه‌ها را مجبور نکنید که دیگران را ببوسند

خودتان را به جای او بگذارید و ببینید چقدر دلتان می‌خواهد مدام مجبور به بغل کشیدن و بوسیدن دیگران شوید. گاهی والدین بچه‌ها را مجبور می‌کنند که دیگرانی را نیز ببوسند و بغل کنند؛ آن هم با تعابیری مثل خاله و عمو: «خاله رو بغل کن»، «عمو رو ببوس» و… بچه‌ها باید بدانند که چنین رفتارهایی در چه زمانی مجاز و در چه زمانی غیر مجاز است و می‌توانند در برابر خواسته‌های دیگران «نه» بگویند.

به او بگویید چرا باید عذرخواهی کند

به جای اجبار کودک به عذرخواهی، آن هم به صورت نمایشی، راه درست را به او پیشنهاد کرده یا شرایط را برایش توصیف کنید. «این که بدون اجازه اسباب‌بازی‌های علی رو برداشتی، اونو ناراحت می‌کنه»، «این که بی‌هوا رو سر پدربزرگ بپری، بهش آسیب می‌رسونه» و این گونه جملات می‌تواند او را متوجه عواقب کار بدی که انجام داده بکند و بداند که چرا باید عذرخواهی کند.

تو میمون کوچولوی من هستی

وقتی این کلمات را برای کودک به کار می‌بریم، آن‌ها را تبدیل به موجودی غیرانسانی می‌کنیم؛ عروسکی که هر چه دلمان خواست، می‌توانیم با او انجام دهیم. در ابتدای زندگی، کودک این کلمات را مثبت تعبیر می‌کند چون به شما اعتماد کامل دارد. حتی اگر چیز بدی هم بگویید، به دلیل اعتمادی که به شما دارند، سعی می‌کنند آن را تکرار کنند. بنابراین باید بسیار مراقب کلماتی که به کار می‌برید باشید. بهتر است که وقتی او را خطاب قرار می‌دهید، به جای اسم‌های مستعار بامزه، نامش را به زبان بیاورید. در واقع کودک با نام اصلی خود، به دنیا معرفی می‌شود، با نام اصلی خود، خودش را در دنیا می‌شناسد و با نام اصلی خود، درک می‌کند که چقدر در دنیا به عنوان یک شخصیت ارزش دارد.

دوستت در امتحان بهتر از تو بود

هر نوع برچسبی، کمکی به هویت‌یابی نمی‌کند. این که مدام در مقابل احساسات پسربچه‌تان بگویید«مثل دختربچه‌ها رفتار نکن»، «پسرها قوی هستند مثل دخترها ضعیف نیستند» و جملاتی از این دست باعث می‌شود او را دچار احساسات متناقض کنید

جمله‌ای که می‌تواند تجربه ای آزار دهنده برای کودک باشد و تلخی آن را حتی تا دوران نوجوانی هم به دوش بکشد این است: چرا او در امتحان بهتر از تو بود؟ کودکان از شخصی که با او قیاس شده‌اند، متنفر می‌شوند. بچه‌ها از این که با دیگران مقایسه شوند، به شدت بدشان می‌آید و این مسئله باعث می‌شود که کودک، همیشه خودش را با دیگران مقایسه کند و این رفتار سالمی نیست.

اگر یک بار دیگر این کار را انجام دهی، دیگر دوستت نخواهم داشت

کودک تقلا می‌کند که ببیند والدینش دقیقا چه چیزی از او می‌خواهند و امیال و آرزوهای درونی خودش را نادیده می‌گیرد. وقتی این اتفاق بیفتد، او دیگر بچه نیست چون لازمه بچگی، بیخیالی و سبک‌بالی است. این ذهنیت که همیشه خود را در رده دوم اهمیت قرار دهد، به آسانی تا دوران نوجوانی هم همراه او می‌ماند.

تو همیشه تلاشت رو می‌کنی

به جای تشویق کردن دائمی کودک بابت کارهای ریز و درشتش، بهتر است تلاش او را تشویق کنید. «تو بهترینی»، «تو همیشه موفق می‌شی» و… این جملات باعث می‌شود که کودک ارزش خود را در گرو درست و کامل انجام دادن کارها بداند و حتی دچار اعتماد به نفس کاذب شده یا اضطراب و استرس کامل بودن تا ابد، رهایش نکند چون گمان می‌کند اگر این کار را به بهترین نحو ممکن انجام ندهد، دیگر ارزشی نزد شما نخواهد داشت. عوض این جملات بگویید؛ «تو همیشه تلاشت رو می‌کنی»، «این که این قدر تلاش می‌کنی، خیلی برای من ارزشمنده». با این جمله‌ها ارزش تلاش کردن را به او می‌فهمانید نه صرفا برنده شدن و جلوافتادن از بقیه را.

منبع: مهرخانه (پایگاه تحلیلی خبری زنان و خانواده)

کودکی و پادشاهی

تربیت فرزند در سنین مختلف باید در نظر گرفته شود. گام اول در تربیت فرزند، انتخاب همسر است. اما اگر بخواهیم مسأله را به صورت علمی پیگیری کنیم، گام های قبل از انتخاب همسر هم وجود دارد. مقداری از استعدادهای ذهنی، هوش و حافظه مورثی است. جالب تر اینکه برخی از توانایی های روانی هم ذاتی است.

حتی روان شناسان غربی نیز بر این نکته تأکید دارند که استعدادهای روانی و هنری هم از طریق ژنها منتقل می شود. اما چگونگی آن را نمی دانند. شاید بخاطر همین مسایل باشد که در انتخاب همسر معمولاً افراد به پدر و مادر طرف نگاه می کنند تا شمه‌ای از رفتار و کردار همسر آینده را دریابند. پس برای داشتن فرزندی سالم و خوب گام اول و اصلی انتخاب همسر است.

در امانت خیانت نکنیم و بخاطر داشته باشیم که همسر ما امانت است و سعی کنیم که این امانت را درست به صاحب آن برگردانیم. فرزندان ما هم امانت هستند. پدر و مادرها واسطه هستند. حال اینکه پدر و مادر هر یک باید چه شرایط و امکاناتی را داشته و یا فراهم کنند تا فرزند در پرتو آن رشدی سالم (جسمی و روحی و روانی) داشته باشد، مطلبی است در این قسمت به آن خواهیم پرداخت.
در هفت سال اول کار کلاسیک رسمی به کودک تحمیل نکنید. یادگیری با تحمیل همراه نباشد. با شور و شوق همراه باشد.

پیش از بارداری

شرایطی که ذکر شد باید حتی در زمان عمل لقاح و بسته شدن نطفه نیز لحاظ شود. در این مورد توصیه هایی در کتب دینی ما شده که اندکی به آن اشاره می کنیم: سعی شود زمانی ارتباط میان زن و شوهر برقرار شود که کشش و علاقه و تمایل زن و شوهر به یکدیگر بیشتر باشد، زیرا وقتی کشش عاطفی قوی باشد آرامش دارند و با عشق به همسر مرتبط می شود. بهتر است وضو داشته باشند. حتی بهتر آن است که غسل توبه کنند. هنگام انعقاد نطفه استرس و اضطراب نداشته و در نهایت آرامش روانی باشند. زیرا این مسأله روی نطفه بسته شده بسیار تأثیرگذار است.

دوران بارداری نیز یکی از مواردی است که بسیار حساس بوده و کتابهایی که خوانده می شود، لقمه‌ای که خورده می شود، فیلمی که تماشا و فکرهایی که مادر می کند تمام این موارد در روح مادر تأثیر می گذارد و به بچه او هم منتقل می شود. در این دوران باید به تغذیه جسمی مادر و مسایل روحی – روانی مادر نیز پرداخته شود. دوران بارداری، دوران بیان دلگیری‌ها واختلاف‌ها نیست چون در جنین اثر می گذارد. حرکات مادر به خصوص در فرزند اول و چهار ماه اول حساب شده باشد.

بارداری و شیر دادن

طبق تعالیم دینی ما، بهتر است کودک دو سال شیر بخورد. تنش های خانوادگی در میان همسران، استرس و اضطراب، فقدان استراحت و… می تواند در شیر مادر تاثیرگذار باشد. شیر دادن به کودک برای آرامش مادر هم مؤثر است و مکیدن، باعث ترشح هورمونهایی در مغز مادر می شود که آنها استرس زداست و مادر آرامش بدست می آورد.
سعی شود زمانی ارتباط میان زن و شوهر برقرار شود که کشش و علاقه و تمایل زن و شوهر به یکدیگر بیشتر باشد، زیرا وقتی کشش عاطفی قوی باشد آرامش دارند.

هفت سال اول

فرزند به مدت ۷ سال سرور است، سالار است. سیادت را با ولایت اشتباه نگیرید. برخی تصور می کنند در این هفت سال، کودک هر چه خواست باید به او داد تا عقده‌ای نشود. در این هفت سال، کار کلاسیک رسمی به کودک تحمیل نکنید. یادگیری، با تحمیل همراه نباشد. با شور و شوق، همراه باشد. تسلط در جسم مهم است به خصوص در پسرها زیرا پدرها خیلی مسؤولیت دارند. پدر وظیفه دارد کودک (پسر) را به کوه ببرد. به ورزش وادارد تا این کودک، مسلط بر جسم خود شود.

در تربیت دختر، مادران باید وقت بیشتری بگذارند. خاطرات منفی در کودک ایجاد نکنیم. اگر در زمان قطعی برق، رفتاری متفاوت داشته باشیم و از کلماتی مثل یک دفعه تاریک شد، بیا توی تاریکی بازی کنیم و… استفاده کنیم. خاطره‌ای نسبتاً زیبا در ذهن کودک نقش خواهد بست و ترس از تاریکی را در او ایجاد نمی کند. برای آموزش به کودکان، غیرمستقیم و به صورت بازی تلاش کنید اگر حالت اجبار داشته باشد نخواهند پذیرفت و اثر منفی دارد.

هفت سال دوم

آموزش رسمی و کلاسیک در کل دنیا از هفت سالگی شروع می شود. هفت سال دوم (۷-۱۴) سالگی، هفت سال مطیع بودن است. هفت سال آموزش است و می توانید بهترین آموزش‌ها را به او داد. فقط عشق و علاقه می خواهد و حوصله. لذا از استعدادهای کودکانمان در کارها استفاده کنیم. به یاد داشته باشید ما خالق استعداد نیستیم فقط کاشف آن هستیم.

تنظیم و تلخیص برای تبیان: کهتری

منبع :سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد؛ دکتر خسروی