آیه مودت

نوشته‌ها

مناظره امام رضا (علیه‌السلام) با جمعی از علماء عراق و خراسان

اشاره:

مأمون الرشید فرد دانا و دانشمند از خلفای عباسی بود. او پیوسته می خواسته است که امام رضا(علیه‌السلام) در مناظره با علمای اسلامی و غیر اسلامی در معرض شکست قرار دهد. از رو گروهی از علماء عراق و خراسان به امر مأمون، در جلسه ای گرد هم آمدند و از امام رضا (علیه‌السلام) نیز دعوت به عمل آمد تا با آنان مناظره کنند. در این مقاله مناظره‌ای که در این جلسه اتفاق افتده است نقل گردیده است.

 

برگزیدگی عترت (علیهم‌السلام)

وقتی حضرت در آن مجلس حضور یافت، مأمون رو به حاضران در مجلس کرد و گفت: از معنای این آیه به من خبر دهید: «ثُمَّ اَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا»؛ «سپس این کتاب را به آن بندگانمان که آنها را برگزیده بودیم، به میراث دادیم.»

علماء در جواب گفتند: منظور خداوند، همه امت [اسلامی] است.

مأمون رو به امام رضا (علیه‌السلام) کرد که شما [در این باره] چه می گویی؟ حضرت فرمود: آن گونه که علماء گفتند، نمی گویم، بلکه می گویم: «اَرَادَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَ بِذَلِکَ الْعِتْرَهَ الطَّاهِرَهَ؛ منظور خدای تبارک و تعالی از این [کلمه اصطفینا] عترت پاک [رسول خدا] است.»

مأمون گفت: چگونه منظور خداوند عترت است، نه مابقی امت؟ حضرت رضا (علیه‌السلام) فرمود: اگر خداوند هم امت را قصد کرده بود، پس همه امت باید در بهشت باشند؛ چون [در ادامه آیه] همه را اهل بهشت قرار داده، می فرماید: «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا»؛ «بهشتهای همیشگی که داخل آن می شوند.» [یقینا همه امت اسلامی اهل بهشت نیستند،] پس وراثت مخصوص عترت پاک است، نه دیگران.

معصوم بودن عترت (علیهم‌السلام)

آن گاه حضرت رضا (علیه‌السلام) فرمود: آنان همان کسانی هستند که خداوند در قرآن توصیفشان کرده و فرموده: «اِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا»؛ «همانا خداوند می خواهد که آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.» و آنان همان کسانی اند که رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: به درستی که من دو چیز گران بها: کتاب خدا و عترتم (اهل بیتم) را میان شما به جای می گذارم. هیچ گاه از یکدیگر جدا نشوند تا اینکه در حوض [کوثر] بر من وارد شوند. ببینید که پس از من با آن دو چگونه برخورد می کنید. «یا أَیُّهَا النَّاسُ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ؛ ای مردم! به آنان چیزی یاد ندهید؛ زیرا آنان از شما داناترند.»

مراد از آل کیست؟

در ادامه مناظره، علماء پرسیدند: ای اباالحسن! آیا «عترت» همان «آل» است یا غیر آن؟ حضرت رضا (علیه‌السلام) فرمود: آنان همان آل هستند [نه غیر آن]. علماء گفتند: این رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) است که از او روایت شده که فرمود: «اُمَّتِی آلِی؛ امت من آل من هستند.»

حضرت فرمود: [هرگز مراد از آل، امت نمی تواند باشد. دلیل آن این است که] از شما می پرسم: آیا صدقه بر آل محمد (صلی‌الله علیه و آله) حرام است [یا نه]؟ گفتند: آری [حرام است].

حضرت فرمود: آیا بر امّت [نیز[ حرام است؟ گفتند: نه. حضرت فرمود: این فرق میان آل و امت است. [لذا نمی شود گفت آل یعنی امت. آن گاه فرمود:] وای بر شما به کجا می روید!

برتری عترت در قرآن

حضرت رضا (علیه‌السلام) هر چند در محاصره مأمون و دستگاه او قرار داشت، ولی هر جا فرصت می یافت، برتری و حقانیت اهل بیت (علیه‌السلام) را از طریق قرآن به اثبات می رساند تا مخالفان نیز وادار به پذیرش شوند.

در ادامه مناظره پیش گفته می خوانیم:

مأمون گفت: آیا خداوند عترت را در قرآن بر مردمان دیگر برتری داده است؟

حضرت رضا (علیه‌السلام) فرمود: «انَّ اللَّهَ الْعَزِیزَ الْجَبَّارَ فَضَّلَ الْعِتْرَهَ عَلَی سَائِرِ النَّاسِ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ؛ [بلی] به درستی که خداوند عزیز و قهّار عترت را در آیات محکم کتابش بر دیگر مردمان برتری داده است.»

مأمون گفت: [این برتری دادن] در کجای کتاب خداست؟

حضرت رضا (علیه‌السلام) فرمود: در سخن خدای متعال که فرمود: «إِنَّ اللّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمینَ ذُرِّیَّهً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ»؛ «به یقین خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برتری داده است و فرزندانی که بعضی از آنان از [نسل] بعضی دیگرند.»

سخن حضرت اشاره به این است که عترت همان ذریه و فرزندان برگزید ابراهیم (علیه‌السلام) هستند که بر دیگران برتری داده شده اند. و آیات دیگری نیز در برتری اهل بیت (علیهم‌السلام) آمده است؛ چنان که حضرت در ادامه می فرماید:

و خداوند در جای دیگر فرمود: «اَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ اِبْراهیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظیماً»؛ «یا اینکه نسبت به مردم (اهل بیت) برای آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده، رشک می ورزند. در حقیقت، ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان مُلکی عظیم بخشیدیم.»

منظور از «الناس» پیامبر اکرم و اهل بیت (علیهم‌السلام) می باشند؛ چنان که در تفسیر صافی روایات متعددی به این مضمون نقل شده است. زمخشری نیز گفته منظور از «الناس» پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و مؤمنان است که البته مؤمنان دارای فضیلت، همان اهل بیت (علیهم‌السلام) هستند. حضرت رضا (علیه‌السلام) در ادامه سخنان می فرماید:

آن گاه خداوند در قرآن روی سخن را به مؤمنان دیگر باز گردانده، [دستور داده است که از اهل بیت (علیهم‌السلام) اطاعت کنند؛ لذا] می فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اَطیعُوا اللّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الاَمْرِ مِنْکُم»؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا را اطاعت کنید و پیامبر و صاحب امر از خود را [نیز] اطاعت کنید!» مقصود [از دو آیه پیش گفته[ کسانی است که کتاب [خدا] و حکمت را به ارث برده اند (اهل بیت (علیهم‌السلام) ) و به خاطر این دو میراث به آنان رشک و حسد برده می شود… و [در آیه دوّم[ اطاعت از برگزیدگان منظور است.»

در ذیل آیه فوق، روایات فراوانی وارد شده است که منظور از صاحبان امر اهل بیت (علیهم‌السلام) می باشند، از جمله امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «این آیه «اَطیعُوا اللّهَ» در باره علی بن ابی طالب، حسن و حسین (علیهماالسلام) وارد شده است. پس گفته شد: مردم می گویند: چرا خداوند در کتابش (قرآن) نام علی و اهل بیت (علیهم‌السلام) را نبرده است؟ حضرت صادق (علیه‌السلام) فرمود: به آنها بگویید:

خداوند نماز را نازل [و واجب[ فرمود، ولی [در قرآن] نفرمود: سه رکعت و یا چهار رکعت بخوانید تا اینکه پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) نماز را برای آنها تفسیر [و تعداد رکعات را بیان ]کرد و [آیه] زکات را بر پیغمبر نازل کرد و نفرمود: از هر چهل درهم، یک درهم پرداخت کنید تا اینکه رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) برای مردم تفسیر کرد. و حج را واجب کرد و نفرمود: هفت بار طواف کنید تا اینکه رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) بیان کرد و همین طور آیه «اَطیعُوا اللّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الاَمْرِ مِنْکُمْ» در باره علی و حسن و حسین (علیهم‌السلام) نازل شد. پس رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) در باره علی (علیه‌السلام) فرمود: هر کس من مولا و سرپرست او هستم، علی مولای اوست. و فرمود: شما را به کتاب خدا و اهل بیتم سفارش می کنم… و قرآن برای تأیید پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) آیه تطهیر را در باره علی و حسن و حسین و فاطمه (علیهم‌السلام) نازل فرمود.»

تفسیر اصطفاء در قرآن

علماء در ادامه مناظره پرسیدند: آیا خدای متعال «اصطفاء» (برگزیدگی) را در قرآن تفسیر فرموده است؟ امام رضا (علیه‌السلام) فرمود: برگزیدگی [و اصطفاء] را به غیر از باطن [آیات] در ظاهر [قرآن] در دوازده جا تفسیر کرده است:

  1. آیه تطهیر

«اِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا»؛ «همانا خداوند اراده کرد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] ببرد و شما را پاک و پاکیزه گرداند.» و این فضیلت عصمت نشانه انتخاب و مصطفی بودن اهل بیت (علیهم‌السلام) می باشد.

  1. آیه مباهله

«فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْناءَنا وَ اَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَی الْکاذِبینَ»؛ «بگو: بیایید، پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و نفوس ما و نفوس شما را دعوت کنیم. آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» خداوند در آیه فوق پاکان را از دیگران ممتاز ساخته و به پیامبر دستور داده آنها را برای مباهله بیاورد. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) علی و حسن و حسین و فاطمه (علیهم‌السلام) را آورد و آنان را همپای خویش قرار داد. آن گاه حضرت رضا (علیه‌السلام) فرمود:

«آیا معنای سخن خدا: «اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَکُم» را می دانید؟ علماء حاضر در مجلس مأمون گفتند: مقصود از آن خود پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) بوده است. حضرت ابوالحسن (علیه‌السلام) فرمود: اشتباه گفتید. مسلما تنها علی (علیه‌السلام) را قصد کرده است. از چیزهایی که دلالت بر این مطلب می کند، سخن پیامبر است که در مورد طائفه «بنُو ولیعه» فرمود: باید [به کارهای زشت خود] پایان دهند وگرنه مردی همچون خودم را به سوی ایشان می فرستم (علی (علیه‌السلام) ). و این امتیازی است که هیچ کس به آن پیشی نگرفته و برتری ای است که هیچ بشری به آن راه نیافته و شرافتی است که هیچ آفریده به آن سبقت نگرفته است؛ چرا که جان علی (علیه‌السلام) را همانند جان خویش قرار داد.»

علماء عامّه، از جمله زمخشری به این مسئله اعتراف دارند که آیه مباهله قوی ترین دلیل بر برتری اصحاب کساء (علیهم‌السلام) است.

  1. باز ماندن درِ خانه اهل بیت (علیهم‌السلام) به مسجد پیامبر (صلی‌الله علیه و آله)

امام چهارم (علیه‌السلام) فرمود: پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) همه مردم را از مسجدش بیرون کرد [و در خانه های آنها را به مسجد بست]، جز عترت [خویش] را [که درب خانه آنها را به سوی مسجد باز گذارد]، به طوری که مردم زبان به شکایت گشودند و عبّاس [عموی پیامبر] شِکوه کرد و گفت: ای رسول خدا! [در خانه[ علی را باقی گذاشتی و [در خانه های دیگر را بستی و ]ما را بیرون کردی؟ فرمود: «من او را باقی نگذاشتم و شما را بیرون نکردم، بلکه خدا او را [در مسجد] باقی گذاشت و شما را بیرون کرد.»

و این قضیّه آشکار کننده این سخن پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) به علی (علیه‌السلام) است که فرمود: «منزلت تو نسبت به من همانند منزلت هارون نسبت به موسی است.»

علماء گفتند: این در کجای قرآن آمده است؟ حضرت رضا (علیه‌السلام) فرمود: در این مورد، آیه ای از قرآن را برای شما می خوانم که شاهد این ادعاست و آن این است: «وَ اَوْحَیْنا اِلی مُوسی وَ اَخیهِ اَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً»؛ «و به موسی و برادرش وحی کردیم که شما دو تن، برای قوم خود در مصر خانه هایی ترتیب دهید و سراهایتان را رو به روی هم قرار دهید!» در این آیه شأن و مقام هارون (علیه‌السلام) نسبت به موسی (علیه‌السلام) و همچنین شأن و مقام علی (علیه‌السلام) نسبت به رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) [با توجّه به حدیث منزلت بیان شده] است. و همراه این، دلیل آشکار دیگری در سخن رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) است که فرمود: «همانا این مسجد برای جنب و حائض حلال نیست، جز بر محمّد و آل محمّد (صلی‌الله علیه و آله) .»

علماء گفتند: این شرح و بیان جز در نزد شما جماعت خانواده رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) یافت نشود. حضرت رضا (علیه‌السلام) فرمود: و چه کسی این [فضیلت] را برای ما انکار می کند و حال آنکه رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: «من شهر دانشم و علی درب آن.» پس هر که بخواهد وارد شهر دانش شود، باید از در آن وارد شود. …

  1. آیه ذوی القربی

سخن خدا است که فرمود: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ»؛ «و حق خویشاوندان را بده!» این امتیازی است که خدای عزیز و قهار، ایشان را به آن اختصاص داده و آنان را بر امّت برگزیده است. وقتی این آیه نازل شد، رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: فاطمه را نزد من بخوانید! فاطمه علیهاالسلام را دعوت کردند. آن گاه حضرت فرمود: ای فاطمه! عرض کرد: لَبَّیْکَ ای رسول خدا! رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: به درستی که فدک با اسب سواران و شتر سواران سپاه [و خلاصه با جنگ] به دست نیامده، بلکه آن مختص من است، نه مسلمانان. به خاطر فرمان خداوند آن را برای تو قرار دادم. آن را برای خودت و فرزندانت نگه دار!

  1. آیه مودّت

خدای عزیز فرمود: «قُلْ لا اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْراً اِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی»؛ «بگو: به ازاء آن (رسالت) پاداشی از شما درخواست ندارم، جز دوستی در باره خویشاوندان [و اهل بیتم].» این امتیاز مختص پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و آل اوست، نه باقی انبیاء و آلشان… خداوند دوستی اهل بیت (علیهم‌السلام) را واجب کرد؛ چون می دانست آنها هیچ گاه از دین سر بر نمی تابند و هیچ گاه به گمراهی باز نمی گردند و [نکته] دیگر اینکه اگر مردی دوستدار مردی باشد، ولی یکی از خانواده او را دشمن بدارد، دلش [در دوستی او] سالم و صاف نخواهد ماند. پس هر کس به این دستور عمل کند و با رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) و خانواده او دوست باشد، رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) نمی تواند او را دشمن بدارد و هر کس دوستی اهل بیت (علیهم‌السلام) را ترک کند و به آن عمل نکند و خانواده پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) را دشمن بدارد، بر رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) لازم است که او را دشمن بدارد؛ چرا که او واجبی از واجبات خدا را ترک کرده است. … آن گاه که این آیه نازل شد، رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) در میان اصحابش ایستاد و خدا را سپاس گفت و ستود. سپس فرمود: ای مردم! به راستی خداوند بر شما عملی را واجب کرده است، آیا به آن عمل می کنید؟ کسی به او پاسخ نداد. روز دوّم در میان آنان ایستاد و همانند سخن روز قبل را تکرار کرد. کسی به او پاسخ نداد. روز سوم در میان آنان ایستاد و فرمود: ای مردم! به راستی خداوند عملی را بر شما واجب کرده است، آیا به آن عمل می کنید؟ کسی پاسخ او را نداد.

سپس فرمود: ای مردم! متوجّه باشید آن [عمل واجب] در مورد طلا و نقره و خوردنی و پوشیدنی [و خلاصه در باره درخواست مال ]نیست. مردم گفتند: پس در این صورت، آن را بیان کنید! حضرت این آیه (پیش گفته) را تلاوت فرمود. [مردم] گفتند: اگر این باشد، آری، عمل می کنیم. ولی بیشتر آنان وفا نکردند… .

  1. آیه صلوات

خداوند می فرماید: «اِنَّ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما»؛ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستند. ای کسانی که ایمان آورده اید! بر او درود بفرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم باشید!»

و سلام و درود کامل آن است که بر آل او نیز سلام و دورد فرستاده شود.

… مأمون گفت: این چیزی است که در آن هیچ گونه اختلافی نیست، بلکه اتفاق نظر است. آیا در نزد شما در علماء عامّه، از جمله زمخشری به این مسئله اعتراف دارند که آیه مباهله قوی ترین دلیل بر برتری اصحاب کساء (علیهم‌السلام) است

مورد «آل» چیزی واضح تر از این در قرآن وجود دارد؟

  1. آیه سلام بر اهل بیت (علیهم‌السلام)

ابوالحسن الرضا (علیه‌السلام) فرمود: شما را از سخن خداوند آگاه می سازم که فرمود: «یَس وَ الْقُرْآنِ الْحَکیمِ اِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلینَ عَلی صِرَاطٍ مُسْتَقیمٍ»؛ «یآس، سوگند به قرآن حکمت آموز که قطعا تو از فرستادگان بر راه راست هستی.» مقصود از «یآس» چیست؟ علماء گفتند: [مقصود از ]یآس محمّد (صلی‌الله علیه و آله) است و در این سخن تردیدی نیست. حضرت ابوالحسن (علیه‌السلام) فرمود: خداوند به محمد (صلی‌الله علیه و آله) و آلش با این [آیه و آیات دیگر ]فضیلتی بخشیده است که هیچ کس با اندیشیدن [نیز] به کُنْه آن نرسد و آن این است که خداوند متعال بر هیچ کس سلام نفرستاده، مگر بر پیامبران الهی، مانند: نوح (علیه‌السلام) ، ابراهیم (علیه‌السلام) ، موسی (علیه‌السلام) و هارون (علیه‌السلام) و نفرموده سلام بر آل نوح (علیه‌السلام) ، و یا آل ابراهیم (علیه‌السلام) … تنها در مورد آل پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرمود «سَلامٌ عَلی إِلْ یاسینَ»؛ یعنی سلام بر آل محمد (صلی‌الله علیه و آله) .

در ادامه، امام رضا (علیه‌السلام) به آیات خمس و غنیمت، اطاعت از صاحبان امر، ولایت، اهل الذکر، امر به نماز اهل بیت و… استناد می کنند که دلالت بر برتری اهل بیت (علیهم‌السلام) و برگزیدگی آنان دارد.[۱]

پی نوشت:

[۱] . شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج۱،ص۱۶۷ -۱۷۸.

شبهه ابن تیمیه در شأن نزول آیه مودت

سبهه:

ابن تیمیه می گوید اینکه گفته شده طبق آیه: (قُل لاَّ أَسْـئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ ا لْمَوَدَّهَ فِى ا لْقُرْبَى)(۱) [بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى کنم ، جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم) ]دوستى و مودّت اهل بیت واجب است، اشتباه است ؛ زیرا این آیه مکّى است و در زمان نزول آن نه على با فاطمه ازدواج کرده بود و نه فرزندى داشته اند.(۲) و مى گوید(۳) : سخن او ـ علاّمه حلّى ـ که مى گوید : خدا آیه : (قُل لاَّ أَسْـئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ ا لْمَوَدَّهَ فِى ا لْقُرْبَى)[بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى کنم جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم)] را در شأن آنان نازل کرده ، سخنى دروغ است ؛ زیرا این آیه در سوره شورى قرار دارد و این سوره بدون شکّ مکّى است و قبل از ازدواج على با فاطمه و تولّد حسن و حسین نازل شده است . تا اینکه مى گوید : و عدّه اى از نویسندگان اهل سنّت وجماعت ، و شیعه اعمّ از پیروان احمد و دیگران نقل کرده اند : وقتى این آیه نازل شد، از پیامبر پرسیدند: اى پیامبر خدا اهل بیت کیست؟ فرمود: «علیٌّ وفاطمه وابناهما» [على و فاطمه و دو فرزند آنان] ، ولى باید گفت این روایت به اتّفاق حدیث شناسان دروغ است ؛ به دلیل اینکه این آیه به اجماع اهل علم در مکّه نازل شده چون تمام آیات سوره شورى مکّى است، بلکه همه سوره هاى حمیم مکّى هستند . آنگاه مفصّلاً به تشریح تاریخ ولادت امام حسن و امام حسین(علیه السلام) پرداخته است تا مقدار علم و آگاهیش از تاریخ را به رخ اهل علم بکشد.

پاسخ شبهه

  اگر در کتاب ابن تیمیّه غیر از ننگ و عارى که در این جمله هاست از حقّ کشى و وارونه کردن حقّ نسبت به اجر صاحب رسالت ، و تهمت و بهتان و بیهوده گویى ، هیچ عیب و نقص و ننگ و عار دیگرى نبود ، همین براى او تا ابد بس بود . امّا مکّى بودن آیه : حتّى یک نفر هم صریحاً نگفته است که آیه مکّى است، تا چه رسد به اتّفاق دروغینى که وى ادّعا کرده است. او با حدس و گمان جاهلانه از اطلاق جمله علما که گفته اند سوره مکّى است، چنین برداشتى کرده است . و استثنا نمودن علما چهار آیه : (أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ کَذِباً)(۴)[  آیا مى گویند: «او بر خدا دروغ بسته است» ؟! ]تا (خَبِیرُ بَصِیرٌ)(۵) [نسبت به بندگانش آگاه و بیناست] ، و نیز استثنا کردن برخى علما آیات: (وَالَّذِینَ إِذَ آ أَصَابَهُمُ ا لْبَغْىُ)(۶)[و کسانى که هرگاه ستمى به آنها رسد، (تسلیم ظلم نمى شوند) !] تا (مِن سَبِیل)(۷) که چندین آیه است ، تا چه رسد به آیه مودّت ، همگى ادّعاى مکّى بودن همه آیات سوره شورى را تکذیب مى کند(۸) . و طبق تصریح قرطبى(۹) ، و نیشابورى(۱۰) ، و خازن(۱۱) در تفسیرشان ، و شوکانى(۱۲) در «فتح القدیر» ، و دیگران از ابن عبّاس و قتاده ، چهار آیه آن ، از آیه : (قُل لاَّ أَسْـئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً) به بعد مدنى است و بقیّه مکّى . امّا حدیث شأن نزول آیه و وجوب مودّت اهل بیت : باید دانست که تنها آیت الله علاّمه حلّى و پیروانش نبوده اند که این حدیث را نقل نموده اند ، بلکه همه مسلمانان به جز چند نفر اُموى صفت مانند ابن تیمیّه و ابن کثیر ، بر صحّت حدیث اتّفاق نظر دارند . و خواننده گرامى به نشانه اى از اتّفاق نظر دروغین ابن تیمیّه که به حدیث شناسان نسبت داده است ، برنخورده و هرگز برنخواهد خورد . اى کاش این مرد چند تن از این اجماع کنندگان یا آثارشان و یا پاره اى از کلماتشان را معرفى مى کرد . و امام شافعى در این باره سخن مشهورى دارد ، مى گوید :

یا أهلَ بیت رسولِ اللهِ حبُّکُمُ ***

فرضٌ من اللهِ فی القرآنِ أنزلَهُ کفاکمُ من عظیمِ القدرِ أ نّکمُ ***

مَن لم یُصلِّ علیکم لا صلاهَ لهُ

[ اى اهل بیت پیامبر ، خدا در قرآن محبّت شما را واجب کرده است . همین مقدار براى عظمت شما کافى است که هر کس بر شما صلوات نفرستد نمازش صحیح نیست] . امّا مسأله ازدواج على(علیه السلام) با فاطمه(علیه السلام) و لزوم مقدّم بودن آن بر نزول آیه : ازدواج على با فاطمه (علیه السلام) در مدینه انجام شده، و بر فرض که از این شخص بپذیریم که این آیه در مکّه نازل شده است مى گوییم : چنانکه که میان نزول آیه و مؤخّر بودن ولادت فرزندانشان ـ اگر بپذیریم که مؤخّر بوده ـ منافاتى نیست، میان نزول آیه و مقدّم بودن ازدواج بر آن نیز ملازمه اى نیست ؛ زیرا آنچه که قطعى است و هیچ شکّى در آن راه ندارد ، این است که آن دو بزرگوار از اقربا و نزدیکان رسول الله هستند ؛ امّا على(علیه السلام) به سبب عمو زادگى ، و امّا فاطمه(علیه السلام) به واسطه فرزندى . و امّا فرزندانشان هم چنان که ازدواج آنها در دفتر قضاى الهى ثبت شده بود ، هم چنین در علم ازلى، آفرینش آن دو سرور از آن دو بزرگوار مقدّر شده بود . و در ثبوت حکم و قانونى که به ملاک عام ، حال و آینده را شامل مى شود شرط نیست که هنگام قانون گذارى همه افراد موجود باشند ، بلکه هر یک از آنان در هر زمانى و در هر مکانى و به هر نحوى به وجود بیایند ، حکم درباره او جارى مى شود . علاوه بر آن ، ممکن است که آیه در مکّه ولى در سال حجّه الوداع (آخرین سفر حجّ پیامبر) نازل شده باشد و در آن هنگام ، هم آنها ازدواج کرده و هم امام حسن و امام حسین(علیه السلام) متولّد شده بودند ، و بین نزول آیه در مکّه و بودن آن قبل از هجرت ، هیچ ملازمه اى نیست . (وَیَرَى الَّذِینَ أُوتُواْ ا لْعِلْمَ الَّذِى أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ هُوَ ا لْحَقَّ)(۱۳)[ کسانى که به ایشان علم داده شده ، آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده حقّ مى دانند] .(۱۴)

پی نوشتها

۱ـ شورى : ۲۳ .

۲ ـ منهاج السنّه ۲ : ۱۱۸ .

۳ ـ منهاج السنّه ۲ : ۲۵۰ .

۴ ـ شورى : ۲۴ .

۵ ـ شورى : ۲۷ .

۶ ـ شورى : ۳۹ .

۷ ـ شورى : ۴۱ .

۸ ـ مراجعه شود : تفسیر الخازن ۴ : ۴۹ [۴/۹۰] ؛ الإتقان ۱ : ۲۷ [۱/۴۴] .

۹ ـ الجامع لأحکام القرآن [۱۶/۳] .

۱۰ ـ غرائب القرآن [مج ۱۱/ ج ۲۵/۳۵] .

۱۱ ـ تفسیر الخازن ۴ : ۴۹ [۴/۹۰] .

۱۲ ـ فتح القدیر ۴ : ۵۱۰ [۴/۵۲۴] .

۱۳ ـ سبأ : ۶٫

۱۴ـ شفیعی شاهرودی، گزیده اى جامع از الغدیر، ص ۳۰۶٫