آموزه های دینی

نوشته‌ها

زندگی و سیره حضرت زهرا(سلام الله علیها) به عنوان الگوی سبک زندگی دینی

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

نقش زکات در آموزه های دینی

زکات در لغت به معنای نموّ (رشد) و طهارت (پاکیزگی) است.(۱) و در اصطلاح شرع به این فریضه مالی زکات گفته می شود. زیرا پرداخت زکات از یک طرف به سبب برکت الهی باعث رشد و زیادی ثروت و مال می شود و از طرف دیگر موجب پاک شدن انسان از بخل و خودبینی می شود.(۲)

در قرآن کریم زکات هم در انفاق واجب استعمال شده و هم در انفاق مستحب.

انفاق واجب مانند: «و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید (نماز را با جماعت بگزارید)».(۳)

انفاق مستحب مانند: «سرپرست و ولی شما تنها خداست و پیامبر او آنها که ایمان آورده اند همانا که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند».(۴)

و گاهی هم از زکات به صدقه تعبیر شده مانند: «از اموال آنها صدقه ای (به عنوان زکات) بگیر تا بوسیله آن آنها را پاک سازی و پرورش دهی و(به هنگام گرفتن زکات) به آنها دعا کن، که دعای تو، مایه آرامش آنهاست و خداوند شنوا و داناست».(۵)

یکی از احکام بنیادی و بسیار مهم دین مبین اسلام، مسأله انفاق و زکات است، و این حکم اسلامی به اندازه ای با شکوه و با عظمت است که قرآن هشدارمی دهد که در پرداخت آن نهایت ادب و احترم را به خرج دهید چرا که گیرنده خداست، و می فرماید: «آیا نمی دانستید که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد و خداوند توبه پذیر و مهربان است».(۶)

انفاق و زکات نیز مانند نماز در میان آموزه های دینی نقش اساسی در شخصیت فرد و اصلاح جامعه دارد، و اثرات تربیتی برای پرداخت کننده آن و از بین بردن فقر و فساد در اجتماع در پرتو زکات حاصل می گردد.

زکات و خودسازی فرد

شهید مطهری (ره) درباره نقش زکات در خودسازی فرد می فرماید: اینکه انسان چیزی داشته باشد و از خود جدا کند و مظهر رحمانیت پروردگار شود، نقش بزرگی در ساختن انسان دارد، انسان ها در سایه گذشتها، بخششها و ایثارها روحشان روح انسانی می گردد، روی این حساب کسی نمی تواند بگوید شخص قانعی هستم و به آرامی می سازم و نمی خواهم چیزی داشته باشم لذا شخص کاملی هستم، خیر شخصی که می تواند داشته باشد بایستی بدست بیاورد و با بخشش مال، خود را تکمیل کند، نداشتن و ندادن کمال نیست بدست آوردن و از خود جدا ساختن عامل سازندگی انسان است.(۷) حضرت زهرا(علیها السلام) در خطبه معروف فدکیه می فرماید: «فرض اللّه الزکاه تزکیه للنفس»(۸) خداوند زکات را واجب کرد تا موجب تزکیه و خودسازی نفس گردد.

زکات میدان امتحان

از سنت های ثابت الهی این است که انسان را مورد امتحان و آزمایش قرار می دهد تا در سایه آن به کمال و تعالی نائل گردد و از جمله این میادین امتحان، میدان مال است و لذا پرداخت کننده زکات در میدان ابتلاء و امتحان موفق و سربلند بیرون آمده و پرداخت زکات برای او موجب کمال است. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: فلسفه وجوب زکات آزمایش اغنیاء و باز شدن درب کمک و یاری به روی محتاجان است.(۹) و قرآن می فرماید: «به یقین (همه شما) در اموال و جانهای خود آزمایش می شوید،(۱۰) امام صادق(علیه السلام) فرمود: منظور از امتحان در اموال پرداخت زکات است و امتحان در انفس، آماده کردن نفس است بر صبر».(۱۱)

روایاتی دلالت دارند که زکات موجب حفظ مال و حتی ازدیاد آن می شود، به عنوان نمونه: پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)فرمودند: مریضهایتان را بوسیله صدقه مداوا و اموالتان را بوسیله زکات حفظ کنید».(۱۲)

حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: «خداوند ایمان را جهت پاک شدن از شرک واجب نمود و نماز را برای منزه شدن از کبر، و زکات را موجب روزی و…».(۱۳)

حضرت زهرا (علیها السلام) می فرمایند: «خداوند زکات را برای تزکیه نفس و زیاد شدن مال قرار داده است».(۱۴)

آثار اجتماعی زکات

فقر عامل بسیاری از مفاسد است و تأمین زندگی محرومین از طریق زکات جامعه را از بخشی از مفاسد پاک می کند و جامعه را از آلودگی های ناشی از فقر و محرومیت و فاصله طبقاتی تطهیر می کنند. چنان که در قرآن کریم می فرماید: «تطّهرهم» بوسیله زکات آنها را پاک ساز.(۱۵)

امام صادق(علیه السلام) نیز در این باره می فرمایند: «اگر همه مردم زکات اموالشان را بدهند، فقیر محتاجی باقی نمی ماند…».(۱۶)

حاصل آنکه زکات در وجود فرد و جامعه اثر پاک کردن و کامل نمودن را دارد. جامعه را از فساد و آلودگی پاک می کند و شخص پرداخت کننده زکات را به رشد و کمال می رساند.

سؤال: نقش اصلی (آموزش اصلی) نماز و زکات به صورت پیوندی در دین چیست؟

از جوابی که به دو سؤال قبلی شما دادیم جواب این سوال روشن شد، بعد از اصل ایمان مهمترین اصل عملی اقامه نماز و انفاق است، معمولاً دستور به نماز همراه با زکات در قرآن آمده است که از ۳۲ بار ذکر زکات ۲۸ بار آن همراه با نماز آمده است. یعنی یاد خدا همراه با توجه به خلق خداست. اگر کمک به محرومان همراه با نماز و رابطه با خدا بود مفید است وگرنه همراه با منت و استحمار خواهد بود و سر از برده کشی در خواهد آورد، خلق منهای خدا مارکسیسم است، خدای منهای خلق رهبانیت، اما خلق در مسیر اللّه روش اسلام است، در جامعه الهی که حرکت و سیر الی اللّه دارد، اضطراب ها و ناهنجاریهای روحی و روانی و کمبودهای معنوی با نماز درمان می یابد و خلأهای اقتصادی و نابسامانی های ناشی از آن با انفاق پر و مرتفع می شود.(۱۷)

امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) نقش پیوندی نماز و زکات را اینگونه بیان می فرمایند: «پس برای مسلمانان زکات با نماز وسیله ی آشنایی قرار داده شد (ادای آن مانند نماز وسیله تقرب بخداست) هر که آنرا به میل و رغبت و خوشدلی اداء نماید برای او کفّاره و پوشاننده گناهان و مانع نگاهدارنده از آتش (دوزخ) است و نباید کسی (که آنرا پرداخت می کند) بیاد آن باشد و نباید از آن بسیار اندوه به خود راه دهد، زیرا(به یاد مال بودن و اندوه خوردن بر اثر علاقه به دارایی است، و علاقه به آن منافات با تقرّب با خداست).(۱۸) چنانکه ملاحظه می شود با هم بودن نماز و زکات برای قرب به خداست. زیرا با نماز ذکر خدا در دل ریشه دار می شود و با پرداخت زکات محبت غیر خدا یعنی مال و دنیا از دل خارج می شود و پیوند این دو (نماز و زکات) با هم موجب عشق و تقرّب به خدای متعال می گردد و دل را که حرم اللّه است از غیر خدا پاک و منزه می کند.

نکته دیگری که از پیوند نماز و زکات بدست می آید این است که نماز مترتب بر زکات شده و لذا نماز بدون زکات مقبول نیست چنانکه این معنا از روایات ائمه طاهرین نیز بدست می آید.

به عنوان نمونه: امام محمد باقر(علیه السلام) می فرماید: به درستی که خداوند تبارک و تعالی زکات را همراه با نماز آورده و فرموده: «و اقیمواالصلواه و آتوا الزکاه»(۱۹) نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید. پس اگر کسی نماز را بخواند ولی زکات را اداء نکند مثل این است که نماز نخوانده است.

در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که یکسال بعد از نازل شدن آیه وجوب زکات پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به منادی امر کرد که ندا دهد: ای مسلمانان زکات اموالتان را بدهید و اموالتان را تزکیه کنید تا نمازتان قبول گردد… .(۲۰)

بنابراین همراه بودن نماز و زکات به منزله این است که انسان با این دو بال می تواند به خدا تقرب بجوید. با ترک یکی دیگری بی اثر می شود و انسان را به کمال نمی رساند.

پی نوشتها

  1. ابن اثیر، نهایه، مطبوعاتی اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۳۶۷، ج ۲، ص ۳۰۷، و مقابیس اللغه، مکتب الاعلام، ۱۴۰۴ هـ . ق، ص ۱۷٫
  2. الزکات و الخمس، مؤسسه البلاغ، مؤسسه البلاغ، چاپ اول، ۱۴۱۲ هـ . ق، ص ۱۲ – ۱۳٫
  3. بقره: ۴۳٫
  4. مائده: ۵۵٫ تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ سوم، ۱۴۱۶ هـ . ق، ص ۱۱۹٫
  5. توبه: ۱۰۳٫
  6. توبه: ۱۰۴٫
  7. مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن، تفسیر سوره حمد و بقره، انتشارات صدرا، ص ۶۹ – ۷۰٫
  8. ناسخ التواریخ، جلد۴، از کتاب دوم، ص ۱۰۴ – ۱۰۳ و سجادی، محمد تقی، سیری کوتاه در زندگی فاطمه زهرا (س)، انتشارات نبوی، ۱۳۷۲، ص ۱۵۶٫
  9. حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه ال البیت، چاپ سوم، ۱۴۱۶ هـ . ق، ج ۹، ص ۱۲، ح ۶٫
  10. آل عمران: ۸۶٫
  11. حر عاملی، وسائل الشیعه، موسسه ال البیت، چاپ سوم، ۱۴۱۶ هـ . ق. ج۹، ص ۱۲ و ۷۹٫
  12. همان، ص ۱۵٫
  13. نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت ۲۵۲٫
  14. ناسخ التواریخ، جلد ۴ از کتاب دوم، ص ۱۰۴ – ۱۰۳، خطبه معروف فدکیه.
  15. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ ششم، ۱۳۷۹، ج ۵، ص ۱۲۵، و تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۱، ج ۸، ص ۱۱۸٫
  16. حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه ال البیت، چاپ سوم، ۱۴۱۶ هـ . ق، ج ۹، ص ۱۲٫
  17. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۴۵ و ۲۳۰، ج ۳، ص ۱۱۹٫
  18. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۱۹۰، ص ۶۴۶ – ۶۴۷٫
  19. حر عاملی، وسائل الشیعه، انتشارات ال البیت، چاپ سوم، ۱۴۱۶ هـ . ق، ج ۹، ص ۲۲، ح ۲٫
  20. همان، ص۹، ح ۱٫

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.

 

نقش امر به معروف و نهی از منکر، در امنیت جامعه

  امر به معروف و نهی از منکر، در آموزه‌های دینی از جایگاه بس بلند و و یژۀ برخور دار است. اساس نبوت پیامبران الهی بر امر به معروف و نهی از منکر استوار بوده است. از این رو، قرآن کریم نخستین و ظیفۀ همه انبیاء را امر به معروف و نهی از منکر معرفی کرده است:‌« وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّ أُمَّۀ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَی اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَۀ فَیسروا فی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَۀ الْمُکَذِّبینَ؛ ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: «خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید!» خداوند گروهی را هدایت کرد و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیب‏ کنندگان چگونه بود! »

چکیده

  امر به معروف و نهی از منکر در آموزه های دینی ازجایگاه بلندی برخور دار است. هیچ اعمالی نمی‌تواند با امر به معروف و نهی ازمنکر برابری کند؛ زیرا این دو فریضه، علت مبقیۀ دین است و نقش بنیادین درامنیت اخلاقی و معنوی جامعۀ اسلامی دارد. این‌دو فریضه، با قدرت و آگاهی، احتمال تأثیر وعدم وجود مفسده وضرر واجب است. نقش‌ امربه معروف و نهی از منکر، نگهبانی از سایر احکام، کامل کنندۀ امور، رمز رستگاری انسان و جامعه، آینه‌دار ‌‌‌خداوند است که صفات خدارا در و جود انسان می‌تاباند. نجات و امنیت جامعه در پرتوی عمل کردن به این دو فریضه است که با ایجاد تشکُّل امر به معروف و نهی از منکر، ایجاد رسانه، تبیین ارزش و جایگاه امر به معروف و نهی از منکر، و… قابل تحقق است.

مقدمه

  امر به معروف و نهی از منکر، در آموزه‌های دینی از جایگاه بس بلند و و یژۀ برخور دار است. اساس نبوت پیامبران الهی بر امر به معروف و نهی از منکر استوار بوده است. از این رو، قرآن کریم نخستین و ظیفۀ همه انبیاء را امر به معروف و نهی از منکر معرفی کرده است:‌« وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّ أُمَّۀ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَی اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَۀ فَیسروا فی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَۀ الْمُکَذِّبینَ؛ ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: «خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید!» خداوند گروهی را هدایت کرد و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیب‏ کنندگان چگونه بود! »

 از منظر اسلام، هیچ عملی نمی‌تواند با دو فریضۀ بزرگ امر به معروف و نهی ازمنکر، برابری کند. امت اسلامی، هنگامی بهترین امت‌هاست که به این‌دو و اجب شرعی عمل کنند. « کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّۀ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ؛ شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده‏اند (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می‌‏کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب، (به چنین برنامه و آیین درخشانى،) ایمان آورند، برای آنها بهتر است! (ولی تنها) عدۀ کمی از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار.)» بنابراین، اگر این دو و ظیفه از برنامۀ انبیاء برداشته شوند نبوت تعطیل می‌گردد. انگیزۀ بعثت انبیاء تزکیه و تهذیب نفوس انسانها بوده است و این مهم در پرتو امر به معروف و نهی از منکر حاصل می‌شود که برایند عمل به این‌دو فریضه، امنیت اجتماعی بوده است. در نگاه معصومان(ع) نیز امر به معروف و نهی از منکر از مهم‌ترین برنامه‌هایی است که خداوند انجامش را از پیامبران خواسته است و کسی که به انجام این برنامۀ الهی همت گمارد،‌ در و اقع همگام با انبیاء الهی به اجرای رسالت عظیم آنان پرداخته و به موازات آن، امنیت را درجامعه، تحقق بخشیده است.

امروزه که استکبار جهانی، باتهاجم فرهنگی امنیت اخلاقی و معنوی جامعۀ دینی را متزلزل نموده، ضرورت دارد که امر به معروف و نهی ازمنکر بیش ازگذشته مورد توجه قرار بگیرد و پیرامونش بحث و گفتگو شود و به این قبیل پرسش‌ها که نقش امربه معروف و نهی از منکر در زندگی فردی و اجتماعی انسان مسلمان چیست؟ و چه تأثیری در ایجاد امنیت اجتماعی می‌تواند داشته باشد؟ و … پاسخ گفته شود.

و اژه شناسی

از شیوه‌های رایج در مسایل مختلف علمی و اجتماعی، تبیین مفاهیم و واژه‌های است که در آنها به کار می‌روند؛ ازاین‌رو، لازم است واژه‌های کلیدی بحث تعریف گردد.

  1. معروف و منکر

 معروف در لغت به معنای شناخته شده و پسندیده، در مقابل منکر یعنی ناشتناخته ناپسند و زشت آمده است. راغب در مفردات می‌نویسد: « معروف اسم است برای هرکاری که حسن و خوبی او به و سیلۀ عقل یا شرع شناخته شده و منکر چیزی است که به و سیلۀ عقل و شرع مورد انکار قرار گرفته و ناشناخته مانده است.»

مرحوم طبرسی می‌نویسد:« معروف اطاعت از فرمان الهی است و منکر معصیت و نافرمانی او است. هرچیزی که خدا و رسول او به آن امر کرده اند معروف است و آنچه خدا و رسول ازآن نهی کرده‌اند منکر است.»

در قرآن کریم، مادۀ «عرف» گاهی به معنای شناخت و گاهی به معنی پسندیده و نیک آمده است. مادۀ «نکر» در بعضی موارد به معنای عدم شناخت و در بسیاری از موارد در ناپسند و زشت استعمال گردیده است. در آیۀ ۱۴۶ بقره می‌فرماید: «آنان که به آنها کتاب دادیم پیامبر اسلام را می‌شناسند همان طور که پسران خود را می‌شناسند» در آیۀ ۱۵۷ اعراف معروف در کار خوب و پسندیده و منکر در کار زشت و ناپسند استعمال شده است.

  1. امنیت

امنیت را به، بی خوف و امن، بی بیمی، ایمینی، ایمن شدن و درامان بودن معنا کرده است.

  1. جامعه

 از منظر شهید مطهری، جامعه عبارت است از مجموعه‌ای از انسانها که در جبر یک سلسله نیازها و تحت نفوذ یک سلسله عقیده‌ها و ایده‌ها و آرمانها دریکدیگر ادغام شده و دریک زندگی مشترک غوطه و رند. نیازهای مشترک اجتماعی و روابط و یژۀ زندگی انسانی، انسانها را آن چنان به یکدیگر پیوند می‌زند و زندگی را آنچنان و حدت می‌بخشد که افراد را در حکم مسافرانی قرار می‌دهد که دریک اتومبیل یایک هوا پیما یایک کشتی سوارند و به سوی مقصد در حرکت اند و همه باهم به منزل می‌رسند و یا همه باهم ازرفتن می‌مانند و همه با هم دچار خطر می‌گردند و سرنوشت یگانه‌ای پیدا می‌کنند.

بنابراین، معروف در لغت به معنای شناخته شده و در برابر منکر یعنی نا شناخته قرار دارد. ازاین‌رو، اطاعت و پیروی ازفرمان الهی معروف و نافرمانی از دستورات الهی منکراست. امنیت به معنای ایمن و درامان بودن است. جامعه مجموعه‌ای ازانسانهاست که در عقیده، آرمان و یک سلسله نیازها دریکدیگر ادغام شده و زندگی مشترک دارند.

  امر به معروف و نهی ازمنکر در ادیان گذشته

امر به معروف و نهی از منکر درادیان گذشته نیز مطرح بوده است. قرآن و روایات اهل بیت(ع) به وجود این دو فریضه درادیان گذشته پرداخته است.

  1. در قرآن کریم، ترک امر به معروف و نهی از منکر یکی از گناهان بنی‌اسرائیل شمرده شده است. «کَانُواْ لَا یَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَفْعَلُونَ؛ آنها(بنی اسرائیل) از اعمال زشتى که انجام مى‏دادند، یکدیگر را نهى نمى‏کردند چه بدکارى انجام مى‏دادند!»

تفاسیر و روایات این کار زشت را ترک امر به معروف و نهی از منکر دانسته است.

  1. آیۀ دیگر دربارۀ ترک این فرایض مهم توسط دانشمندان یهودی و مسیحی می‌گوید: « لوْ لَا یَنْهَئهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَن قَوْلهِِمُ الْاثْمَ وَ أَکلِْهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَاکاَ نُواْ یَصْنَعُونَ؛ چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود، آنها را از سخنان گناه ‏آمیز و خوردن مال حرام، نهی نمی‌‏کنند؟! چه زشت است عملی که انجام می‌‏دادند!»
  2. قرآن دربارۀ سرنوشت تلخ آمران به معروف در جوامع گذشته می‌فرماید: « إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بَِایَاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّنَ بِغَیرِْ حَقٍ‏ّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ؛ کسانی که نسبت به آیات خدا کفر می‏ورزند و پیامبران را بناحق می‏کشند، و (نیز) مردمی را که امر به عدالت می‏کنند به قتل می‏رسانند و به کیفر دردناک (الهی) بشارت ده!»

 علامه طباطبای می‌فرماید:«دو جملۀ «یکفرون»، و « یقتلون» استمرار را می‌‏رساند و دلالت دارد بر اینکه کفر به آیات خدا آنهم کفر بعد از بیان و به انگیزۀ بغی و نیز کشتن انبیا که معلوم است کشتنی است بدون حق و همچنین کشتن آنهایی که به سوی عدل و قسط دعوت نموده، از ظلم نهی می‌‏کنند عادت همیشگی ایشان است هم چنان که تاریخ زندگی یهود از بدو پیدایش سرشار از این جنایات است می‌‏بینیم که گروه بسیاری از انبیا و عابدان بنی اسرائیل که ایشان را امر به معروف و نهی از منکر می‌‏کردند به دست خود آنان کشته شدند و همچنین نصارا که آنها هم کم و بیش این راه را رفتند.

 و جملۀ« فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ» تصریح به شمول غضب الهی و تهدید به نزول عذاب است، و منظور از آن تنها عذاب آخرت نیست، به دلیل این‌ که دنبالش می‌‏فرماید:” أُولئِکَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَۀ …» پس در آیۀ مورد بحث، هم به عذاب آخرت تهدید شده‏اند و هم به عذاب دنیا؛ عذاب آخرتشان عذاب آتش و دنیائیشان کشته شدن و آواره گشتن و از بین رفتن اموال و جانهایشان بود و نیز عذاب دیگرشان این بود که خدا دشمنى را در بین آنان تا روز قیامت قرار داد…»

  طبرسی می‌فرماید:« اِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ: کسانی که دلایل و بینات حق را انکار می‌کنند «وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ» (انبیاء را میکشند) گویند اینان یهودند. از ابى عبیده جراح روایت شده که به پیغمبر گفتم کدام مردم در قیامت عذابشان از همه سخت‏تر است؟ فرمود مردمی که پیغمبر یا امر کنندۀ به معروف و نهی کنندۀ از منکر را بکشند. بعد این آیه را خواند «وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ …» سپس پیغمبر فرمود ای ابا عبیده ! بنی اسرائیل ۴۳ پیغمبر را در ساعت اول روز کشتند و ۱۱۲ مرد از عابدان بنی اسرائیل به امر بمعروف و نهی از منکر قاتلان انبیاء قیام کردند همۀ آنها را نیز در آخر همان روز کشتند و اینست که خداوند فرمود:

فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ: یعنى بآنها خبر ده که عذابی پر درد در انتظارشان است.»

  1. در بارۀ نجات آمران به معروف و ناهیان از منکر می‌فرماید: « فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکِّرُواْ بِهِ أَنجَیْنَا الَّذِینَ یَنهَْوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُواْ بِعَذَابِ بَِیسِ بِمَا کاَنُواْ یَفْسُقُونَ؛ امّا هنگامی که تذکراتی را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، (لحظه عذاب فرا رسید و) نهی کنندگان از بدی را رهایی بخشیدیم و کسانی را که ستم کردند، بخاطر نافرمانیشان به عذاب شدیدی گرفتار ساختیم.»

ازمنظرعلامه طباطبایی:« نجات یافتگان از ایشان تنها همان اشخاصى بوده‏اند که نهی از منکر می‌‏کردند، و خداوند ما بقی ایشان یعنی مرتکبین صید ماهی در روز شنبه و آن کسانی را که سکوت کرده بودند و تازه به دسته اول اعتراض می‌‏کردند که چرا ایشان را موعظه می‌‏کنید، همه را به عذاب خود هلاک کرده است.

و نیز آیه دلالت می‌‏کند که خداوند اعتراض کنندگان را بخاطر سکوتشان و ترک نکردن مراوده با ایشان شریک ظلم و فسق متجاوزین شناخته است.

ونیز آیۀ شریفه دلالت می‏کند بر یک سنت عمومى الهى- نه اینکه این روش تنها اختصاص به بنى اسرائیل داشته باشد- و آن سنت این است که جلوگیری نکردن از ستم ستمگران و موعظه نکردن ایشان در صورت امکان، و قطع نکردن رابطه با ایشان در صورت عدم امکان موعظه، شرکت در ظلم است، و عذابى که از طرف پروردگار در کمین ستمگران است.»

  1. یکی ازعلل هلاکت اقوام گذشته درقرآن ترک امر به معروف ونهی ازمنکربیان شده است: « فَلَوْ لَا کاَنَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِکُمْ أُوْلُواْ بَقِیَّۀ یَنهَْوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فىِ الْأَرْضِ إِلَّا قَلِیلًا مِّمَّنْ أَنجَیْنَا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِیهِ وَ کاَنُواْ مجُْرِمِینَ؛ چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما، دانشمندان صاحب قدرتى نبودند که از فساد در زمین جلوگیری کنند؟! مگر اندکی از آنها،

که نجاتشان دادیم! و آنان که ستم می‌‏کردند، از تنعّم و کامجویی پیروی کردند و گناهکار بودند (و نابود شدند)!»

روایات اهل بیت(ع) نیز گواهی می‌دهد که امربه معروف ونهی ازمنکر درادیان گذشته مطرح بوده است:

امام با قر(ع) می‌فرماید : «امر به معروف و نهی از منکر راه انبیاء و طریقه صلحا است. دو واجب بزرگ الهی است که به وسیله آنها بقیه واجبات برپا می‌شود و به وسیله این دو راهها امن می‌گردد و کسب وکار مردم حلال می‌شود، حقوق افراد به آنها مسترد می‌شود و زمین‌ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و در پرتو آن همه کارها روبراه می‌گردد.»

امام علی(ع) علت هلاکت برخی اقوام پیشین را در ترک امربه معروف ونهی ازمنکر دانسته است:«انّما هلک من کان قبلکم بحیث ما عملوا من المعاصی ولم ینهاهم الربانیون والاحبار

عن ذالک فإنهم لما تمادوا فی المعاصی نزلت بهم العقوبات؛ آنان که قبل ازشما هلاک شدند بدان سبب بود که چون گناه می‌کردند عالمان یهودی و مسیحی آنهارا نهی نمی کردند و چون درگرداب گناه فرورفتند، عذاب‌های الهی برآنان فرود آمد.»

مبانی امربه معروف ونهی ازمنکر

امر به معروف و نهی ازمنکر مبانی استوار ومحکمی دارد که بطور اختصار ذکر می‌شود:

 قرآن

درآیات فراوان قرآن کریم امر به معروف ونهی ازمنکر بعنوان واجب الهی، مورد تأکید قرار گرفته است:

  1. قرآن کریم می‌فرماید: « وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّۀ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ؛ باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.

  بسیاری ازمفسران فرموده اند این آیه دلالت برجایگاه عظیم وبس بلند امر به معروف و نهی ازمنکر دارد چون خداوند مالک سعادت را انسان درانجام این وظیفه دانسته است .

  1. درآیۀ دیگر برتری امت اسلامی را برسایر امت‌ها در امر به معروف، نهی ازمنکر دانسته است:« کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّۀ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ؛ شما بهترین امتى بودید که به سود انسانها آفریده شده‏اند (چه اینکه) امر به معروف و نهى از منکر می‌‏کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب، (به چنین برنامه و آیین درخشانی،) ایمان آورند، برای آنها بهتر است! (ولی تنها) عدۀ کمی از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار).
  2. قرآن کریم می‌فرماید:« یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ أُولئِکَ مِنَ الصَّالِحینَ؛ به خدا و روز دیگر ایمان می‌‏آورند امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنند و در انجام کارهای نیک، پیشی می‌‏گیرند و آنها از صالحانند.»
  3. «الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراۀ وَ الْإِنْجیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی می‏کنند پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‏یابند آنها را به معروف دستور می‏دهد، و از منکر باز میدارد أشیاء پاکیزه را برای آنها حلال می‏شمرد، و ناپاکیها را تحریم می کند و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر می‏دارد، پس کسانی که به او ایمان آور دند، و حمایت و یاریش کردند، و از نورى که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند.»
  4. قرآن دربارۀ مردان وزنان با ایمان که امر به معروف و نهی ازمنکر می‌کند می‌فرماید : « وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاۀ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاۀ وَ یُطیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ؛ مردان و زنان باایمان، ولیّ (و یار و یاور) یکدیگرند امر به معروف، و نهی از منکر می‌‏کنند نماز را برپا می‌‏دارند و زکات را می‌‏پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می‌‏کنند بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار می‌‏دهد خداوند توانا و حکیم است!»
  5. قرآن کریم آمران به معروف وناهیان از منکررا حافظان حدود الهی معرفی کرده است.«التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ؛ توبه‏کنندگان، عبادت کاران، سپاسگویان، سیاحت کنندگان، رکوع کنندگان، سجده‏آوران، آمران به معروف، نهی کنندگان از منکر، و حافظان حدود (و مرزهای) الهی، (مؤمنان حقیقی‏اند) و بشارت ده به (اینچنین) مؤمنان!»
  6. قرآن می‌فرماید: «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاۀ وَ آتَوُا الزَّکاۀ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَۀ الْأُمُورِ؛ همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‏دارند، و زکات می‏دهند، و امر به معروف و نهی از منکر می‏کنند، و پایان همه کارها از آن خداست!»
  7. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکى‏ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ ؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از گامهای شیطان پیروی نکنید! هر کس پیرو شیطان شود (گمراهش می‌‏سازد، زیرا) او به فحشا و منکر فرمان می‌‏دهد! و اگر فضل و رحمت الهی بر شما نبود، هرگز احدی از شما پاک نمی‌‏شد ولی خداوند هر که را بخواهد تزکیه می‌‏کند، و خدا شنوا و داناست!»
  8. «اتْلُ ما أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاۀ إِنَّ الصَّلاۀ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ؛ آنچه را از کتاب (آسمانی) به تو وحی شده تلاوت کن، و نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه بازمی‌‏دارد، و یاد خدا بزرگتر است و خداوند می‌‏داند شما چه کارهایی انجام می‌‏دهید!»

روایات

روایات فراوانی وجود دارد که امر به معروف ونهی ازمنکررا واجب می‌‌شمارد که چند نمونه ذکرمی‌شود:

  1. رسول گرامی اسلام می‌فرماید :«امّت من همواره در خیر و نیکی خواهند بود تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر و تعاون بر نیکی کنند ولی اگر چنین نکنند برکات از آنها گرفته، بعضی از آنها بر بعضی دیگر مسلط می‌شوند در حالی که نه در زمین و نه در آسمان یار و یاوری ندارند.»
  2. ازمنظر امام علی(ع) اهمیت امربه معروف ونهی ازمنکر بالاتر ازجهاداست می‌فرماید:« تمام کارهای نیک و جهاد درراه خدا در برابر امر به معروف و نهی ازمنکر چون قطره‌ای است دربرابر دریای پهناور.»

شاید سرّ عظمت این اصل حتی در برابر جهاد، دراین نکته باشد که جهاد فرع بر امر به معروف ونهی ازمنکر است؛ بدین معنا که تا درپرتو این اصل، جامعۀ اسلامی اصلاح نشود، جهاد با دشمنان وبیگانگان ممکن نیست؛ جامعۀ فاسد نمی تواند با جهاد، موانع هدایت بشررا به سمت توحید ویکتا پرستی ازمیان بردارد.

  1. امام صادق(ع) می‌فرماید: « ای مردم! باید امر به معروف ونهی ازمنکر کنید. امر به معروف ونهی از منکر نه اجلی را نزدیک می‌کنند ونه از مقدار روزی می‌کاهد.»
  2. فضل بن شاذان ازامام رضا(ع) نقل می‌کند: « آن حضرت درنامۀ برای مأمون نوشت که اسلام محض شهادت به وحدانیت خداوند است… امر به معروف ونهی ازمنکر برای کسی‌که برایش ممکن است و خطری جانش را تهدید نمی‌کند واجب است.»

اتفاق فقهاء

وجوب امر به معروف و نهی از منکر مورد(اجماع ) اتفاق همۀ فقها اسلام از شیعه و سنی است و مسلمین جهان نیز این دو را واجب می‌دانند. بنابراین اصل وجوب از ضروریات دین است. امام خمینی فرموده‌اند: این دو از والاترین و شریف‌ترین واجبات می‌باشند و به وسیله اینها واجبات دیگر اقامه می‌گردد و وجوب این دو از ضروریات دین است و منکر آن در صورت توجه به لازمه انکار و ملزم شدن به آن از کافران خواهد بود.

عقل

یکی ازمبانی امربه معروف و نهی از منکر عقل است که حکم به و جوب امر به معروف و نهی از منکر می‌کند؛ زیرا امر به معروف و نهی از منکر لطف است. درعلم کلام ثابت شده که لطف بحکم عقل بر خدا و اجب است تا غرض از تکلیف حاصل شود. معنای لطف انجام هرچیزی است که بنده را به پرستش نزدیک کند و ازمعصیت باز دارد. ازاین‌رو، عقل حکم می‌کند که ازباب لطف برخدا و اجب است که امر به معروف و نهی از منکر را بر بندگان و اجب کند تاغرض که انجام امر به معروف و نهی ازمنکر است حاصل گردد. البته لطفی که برخدا و اجب است بردو قسم است:۱٫ لطف فعل و کارخدا: لطف براین اساس کارخود خداوند است مثل ارسال پیامبران، تعیین امام برای مردم.۲٫ لطف کار انسان: لطف کار انسان است. از این‌رو، برخدای حکیم بحکم عقل واجب است آن کار را بر انسان و اجب کند و جوب این کار بر انسان گاهی برای خود انسان است مثل اطاعت از امام و…و گاهی برای غیر اوست مثل امر به معروف و نهی ازمنکر. مقصود از و جوب امر به معروف و نهی از منکر برخدا ازباب لطف، انذار و تخویف بر مخالفت تکلیف است که خداوند بعد از آنکه بندگانش را ازباب لطف مکلف به تکلیف کرده است، وعدۀ ثواب بخاطر انجام آن تکلیف ویا وعدۀ عقاب بر ترک آن تکلیف، داده است تا تکلیف لغو و با طل نشود.

آیت الله جوادی آملی می‌فرماید:« با توجه به این‌که انسان‏ها در اجتماع زندگی می‏کنند و بین آن‏ها پیوند اجتماعی برقرار است هیچ کار بدی در اجتماع انسانی به نقطۀ خاصی محدود نمی‏شود. بلکه هر چه باشد همانند آتشی ممکن است به نقاط دیگر سرایت کند پس به حکم عقل باید جلوی سرایت این آتش را گرفت تا دیگران به آثار سوء آن مبتلا نشوند و به عبارت دیگر: به لحاظ این که در اجتماع اگر زیانی متوجه آن گردد، ضرر اجتماعی است وبه دلیل عقل افراد اجتماع محیط زیست خود را پاک نگهدارند و برای پاک نگه داشتن آن از هرگونه تلاش و کوششی خود داری نکنند. پس به حکم عقل بر هر انسانی لازم است دیگران را با دلسوزی راهنمایی کرده و آن‏ها را به کار خیر تشویق و از خطر و انحراف جلوگیری کنند.»

شرایط امر به معروف ونهی ازمنکر

امر به معروف و نهی از منکر شرایطی دارد که بصورت اختصار ذکر می‌شود:

۱٫قدرت و آگاهی

قدرت وتوانای ازجمله شرایط تکلیف است؛ بدین معنا فعلی که مقدور انسان نباشد، نمی‌تواند متعلق تکلیف قرار بگیرد. فقدان قدرت از عذرهای است که موجب ترک امر به معروف ونهی ازمنکرشده است. برای انجام تکالیف درپاره‌ای از موارد باید بدنبل تحصیل قدرت رفت. یعنی دربرخی ازتکالف قدرت شرط واجب است نه شرط وجوب. مثل وجوب وضو وتیمم برای نماز که به هرحال نماز واجب ست وباید برای ادای آن وضو گرفت یا تیمم کرد. دربرخی ازتکالیف تحصیل قدرت واجب نیست بلکه اگر قدرت حاصل شد، تکلیف برعهدۀ مکلف تعلق می‌گیرد مثل حج و جوبش مشروط به قدرت است. درامر به معروف ونهی ازمنکر نیز همین بحث می‌تواند مطرح باشد که آیا قدرت شرط وجوب است تا تحصیل آن لزومی نداشته باشد، یاشرط واجب است تا تحصیل آن ضروری باشد؟ این بحث به طور مستقل در کتب فقهی مشاهده نمی‌شود، تنها درخصوص یکی دیگر از شریط امر به معروف منهی از منکر یعنی علم وآگاهی نسبت به معروف ومنکر این بحث مطرح است که آیا شرط وجوب است یا واجب؟ صاحب جواهر علم به معروف ومنکررا مثل استطاعت برای حج، شرط وجوب دانسته. بدین معنا که شخص، تنها موظف به آموختن احکام وتکالیف خویش است، نه آموختن اموری که مقدمۀ امر ونهی دیگران است. شهید مطهری نیز تحصیل معرفت را برای شناخت معروف ومنکر لازم می‌داند وجهل را عذر نمی‌داند. «این وظیفۀ بزرگ، دو پایه و شرط اساسی دارد که یکی از آنها، رشد و آگاهی است. امر به معروف و نهی از منکر، تخصص می‌‏خواهد. دانایی، روان‏شناسی و جامعه ‏شنا سی می‌‏خواهد، تا انسان بفهمد که چگونه امر به معروف و نهی از منکر کند؛ یعنی راه معروف را بشناسد و ببیند معروف کجاست. منکر را بشناسد و ریشه آن را به دست آورد و بفهمد از کجا سرچشمه می‌‏گیرد و آن‏گاه امر به معروف و نهی از منکر کند. به همین سبب، ائمّه دین فرموده‏اند: «بهتر است نادان و آدم ناآگاه امر به معروف و نهی از منکر نکند؛ چون او کار را بدتر می‌‏کند. به خدا قسم، من می‏ترسم زیانی که از راه امر به معروف و نهی از منکر جاهلانه کرده‏ایم یا آسیب‏هایی که از این راه به اسلام زده‏ایم، از زیان رها کردن امر به معروف و نهی از منکرمان، بیشتر باشد.» امام خمینی(ره)، آن‌را شرط وجوب می‌داند، اما آموختن شرایط امر به معروف ونهی ازمنکر، وموارد وجوب وعدم و جوب وجواز وعدم آن را لازم می‌داند تا آمر وناهی در امر ونهی خویش، خود گرفتار نشود.

ازمباحثی که حضرت امام دراین دراین زمینه دارند، به دست می‌آید که ایشان تکلیف امربه معروف ونهی ازمنکررا بخصوص درامور مهم واساسی بر عهدۀ علمای امت می دانند وانقدر که بر قیام آنان به انتجام این تکلیف تأکید دارند، نسبت به سایر اقشار ندارند؛ زیرا تکلیف امر به معروف ونهی ازمنکر درمورد علمای امت که ازشرایط آن بر خوردارند، منجز است.

  1. احتمال تأثیر

یکی از شرایط وجوب امر به معرورف و نهی از منکر، احتمال تأثیر است، بدین معنا که شخص آمر و ناهی در امر در امر و نهی خویش، احتمال اثر بدهد، به طوری که «امر به معروف» او در شخص تارک معروف، و « نهی از منکر» او، در شخص گنهکار،‌ اثر گذاشته و اورا به انجام معروف و ترک منکر رهمنون شود. شهید مطهری دربارۀ حکمت این شرط می گویند:«امر به معروف و نهی از منکر یک قانون تعبدی مثل نماز و روزه نیست. البته حکمت و فلسفه و اثری دارد ولی به ما مربوط نیست که بیبینم اگر اثر خودش را می بخشد انجام بیدهیم… این که این کار به نتیجه می‌رسد یا نمی‌رسد از حوزۀ منطق بشر خارج است. ولی امر به معروف و نهی از منکر را بشر باید با منطق خودش اداره کند، یعنی همیشه درکارها باید روی آن نتیجه‌ای که باید بر آن مترتب بشود حساب بکند، … و این بسیار حرف منطقی‌ است … در مقابل منطق خوارج است که امر به معروف و نهی از منکر راتعبد محض می‌دانند. یعنی انسان حق ندارد حساب و منطق را در آن وارد کند. او باید کور کورانه و چشم بسته، امر به معروف و نهی از منکر کند و لو یقین دارد که در اینجا سرمایه را مصرف می‌کند و سودی هم نمی برد.»

  از آنجا که معنای این شرط به صورت روشمند در کتب فقهی تبیین نگردیده و همواره مقصود از تأثیر تحقق معروف و نا بودی منکر در کوتاهترین زمان، در نظر گرفته شده است، امروزه بهانه وعذری برای ترک این فریضه الهی شده است که نه تنها در اذهان مردم، بلکه در ذهنیت بزرگان علما، و مراجع نیز، این شرط مانع اجرای این اصل شده است. ازاین‌رو، لازم است به مواردی از موضگیری امام راحل(ره) در این زمینه اشاره شود:

 در سال ۱۳۴۴هـ ش، حضرت امام خمینی(ره) از آیت الله حکیم(ره)، می‌خواهند که دربرابر نظام ستم شاهی پهلوی، سکوت را بشکند وبا سفر به ایران اوضاع اسفبار را ازنزدیک مشاهده کرده وبه مبارزه برخیزند؛ حضرت آیت الله حکیم درپاسخ می‌فرماید:« چه می‌شود کرد؟ چه اثری دارد؛ بایستی احتمال اثربد هیم کشته شدن چه اثر دارد؟» مباحثه‌ای کوتاه امام راحل(ره) باآیت الله حکیم(ره)،{ که ازیک سو، نشانگر تأکید بر«احرازشرایط نهی ازمنکر» و «یأس ونا امیدی ازمؤثر بودن مبارزه و همراهی مردم» و تمسک به مشی امام مجتبی(ع) است و ازسوی دیگر، «ایمان واعتقاد به مؤثر بودن مبارزه» و « ایثار جان و مال» و علاقۀ شدید مردم به همراهی علما و مراجع و فرا رو، قرار دادن قیام امام حسین(ع) است،}بیان چکیدۀ آن، برای ما ازجهات مختلف مفید وجالب می‌باشد.

«امام: … درزمان مرحوم بروجردی عدم اقدام ایشان علیه دولت جابره، حمل برصحت می‌کردم ومی‌گفتم مطالب را به ایشان نمی رسانند. نسبت به جنابعالی هم این‌طور معتقدم که فجایع حکومت ایران رابه سمع شما نمی‌رسانند والا شماهم ساکت نمی‌ماندید.»

آقای حکیم: …چه می‌شود کرد؟ چه اثری دارد؟امام: قطعا اثر دارد، ما با همین قیام تصمیمات خطر ناک دولت را متوقف کردیم. چطور اثر ندارد؟ اگر علما اتحاد داشته باشند، قطعا مؤثر است. آقای حکیم: اگراحتمال عقلایی نیز داشته باشد وازطریق عقلایی اقدام شود بهتر است.

امام: قطعا تأثیر دارد، چنانچه اثر هم دیدیم ومنظورما از اقدام، اقدام عاقلانه است واقدام غیر عاقلانه اصلا مورد بحث نیست. مقصود، اقدام علما و عقلای ملت است.

آقای حکیم: اقدام کنیم مردم ازما تبعیت نمی‌کند؛ مردم دروغ می‌گویند، آنها پی شهوت‌اند، برای دین سینه چاک نمی‌کنند.

امام: چطور مردم دروغ می‌گویند؟ این مردم که جان دادن، زجر دیدند، حبس کشیدن، شهید شدند، اموال شان به غارت رفت چطور مردم بقال وعطار سرمحل که سینه جلوی گلوله دادند، دروغ می‌گویند؟

آقای حکیم : تبعیت نمی‌کنند، مرید شهوات واغراض دنیویه هستند! اگر قیام کنیم وخونی از بینی کسی بریزد، سرو صدای بشود، مردم به ما نا سزا می‌گویند و سرو صدا راه می‌اندازد.

امام : مردم در پانزدۀ خرداد جوانمردی وصداقت خودرا نشان دادند. ما که قیام کردیم از احدی جز مزید احترام و سلام و دستبوسی ندیدیم و هر که کوتاهی کرد، حرف سرد شنید و مورد بی ارادتی مردم و اقع شد. درتبعید ترکیه به یکی از دهات ترکیه رفتم، اهالی آن‌ده، گفتند، و قتی آتا تورک مشغول عملیات ضد دینی خود شد، علمای ترکیه جمع شدند و به اتفاق مشغول فعالیت علیه تصمیمات آتاتورک شدند. آتا تورک ده را محاصره و چهل نفر از علمای ترکیه را به قتل رسانید. من شرمنده شدم پیش خود فکرکردم که آنها سنی می‌باشند و قتی خطر را به دین اسلام نزدیک می‌بینند، چهل نفر کشته می‌دهند و لی علمای شیعه در این خطر عظیمی که بر دیانتمان وارد آمده، خون ازدماغمان نیامد( نه ازدماغ من، ونه شما ونه دیگری) واقعا جای خجلت است.

آقای حکیم : چه باید کرد؟ بایستی احتمال اثر بدهیم، کشته شدن چه اثر دارد؟ امام : عملیات ضد دینی دوجور است. یکی مثل رضاخان بی دینی می‌کرد ومی‌گفت : من می‌کنم ونسبت به شرع نمی‌دهم. الته موضوع اقدام علیه او ازباب نهی از منکربود. ولی شاه فعلی هر عمل ضد قرآنی ومذهب می‌کند ومی‌گوید : از دین است. نظر قرآن چنین است. من از قرآن کریم می‌گویم. این بدعت عظیم که بر اساس دیانت لطمه وارد می‌کند، قابل تحمل نیست. باید جانبازی کرد، بگذارید تاریخ ثبت کند که وقتی دین مورد حمله واقع شد، عده‌ای ازعلمای شیعه قیام کردند و دسته‌ای از آنها کشته شدند.

آقای حکیم : تاریخ چه فایده‌ای دارد، باید اثر داشته باشد. امام : چطور فایده ندارد! مگر قیام حسین بن علی(ع)، به تاریخ خدمت مؤثری نکرد؟ و چه بهرۀ بزرگی از قیام آن حضرت می گیریم ؟

آقای حکیم : راجع به امام حسن چه می‌فرمایید؟ ایشان که قیام نکردند. امام : اگرامام حسن هم به اندازۀ شما مرید داشت، قیام می‌کرد. در اول امر قیام کرد، دید مریدها فروخته شده اند، لذافتح نکرد. اما شما درتمام ممالک اسلامی مقلد ومرید دارید. آقای حکیم : من که نمی‌بینم کسی را داشته باشم که اگر اقدامی کردیم تبعیت نمایند. امام : شما اقدام وقیام کنید من اولین کسی خواهم بود که ازشما تبعیت خواهم کرد! مرحوم ایت الله حکیم : لبخند و سکوت …»

با توجه به این گفتگو، چنین به دست می‌آید که حضرت امام در مبارزه بارژیم ستم شاهی علا وه بر نهی ازمنکر، عنوان مبارزه با بدعت را اساس قیام خویش دانستند که در صورت عدم احتمال تأثیر نیز برعهدۀ علماست. البته وی، تأثیر قیام را حتمی می‌دانست.

  1. عدم و جود مفسده و ضرر :

یکی ازشریط که برای وجوب امر به معروف ونهی از منکر ذکر کرده اند، آن است که بر امر ونهی انسان، مفسده وضرری مترتب نشود.یعنی ضرری متوجه جان، مال یا آب‌روی شخص آمر وناهی یا دیگران نباشد، ولازم نیست تا انسان علم یا ظن به وجود مفسده پیدا کند تا تکلیف ساقط گردد، بلکه اگر احتمال هم بدهد کافی است.

درمیان فقها، فقیهی مثل صاحب جواهر درضرورت احراز عدم وجود مفسده، ادعای لا خلاف کرده وبا دلایل مثل لا ضر ولا حرج وسهولت وآسان گیری در دین وحدیثی ازامام رضا(ع):که : « امربه معروف ونهی از منکر برکسی واجب است که امر ونهی برای اوممکن بوده وبر خویشتن (ازعوارض آن) نترسد» استدلال نموده وسخن امام باقر(ع) درآن روایت معروف که می‌فرماید : « در آخر الزمان قومی خواهند آمد که امر به معروف ونهی ازمنکررا جز در مواردی که ایمن از ضرر باشند، واجب نمی‌دانند وبرای خود به دنبال عذر می‌گردند»

بر مردمی که متصف به چنین صفاتی هستند، حمل کرده، یا مراد از ضرررا عدم النفع یا لزوم تحمل ضررکم ونا چیز، تفسیر نموده است. تفسیر حرعاملی را مبنی بر استحباب عمل ضرر فراوان را قبول نکرده وامر به معروف ونهی ازمنکر را با وجود ضرر فراوان حرام دانسته است.

فیض کاشانی نیز مخالفت با سلاطین جوررا فراتر ازموعظۀ آنان مثل مستلزم اذلال نفس وبه هلاکت افکندن خویش واقدامی فوق قدرت است، ممنوع شمرد ومخالفت علمای گذشته را برخواسته از اعتقاد آنان به استحباب مخالفت واینکه بذل جان دراین راه شهادت محسوب می‌شود، دانسته است.

امام خمینی(ره) نه تنها مخالفت با سلاطین جوررا لازم دانسته لازم دانسته، بلکه این مخالفت را بر علماء امت لازم تر وضروری تر شمرده است. فروع فروانی که درتحریرالوسیله دراین زمینه وجود دارد، در اکثر کتب فقهی و رساله‌های عملیۀ گذشتگان سابقه ندارد. تحریرالوسیله تنها مقایسۀ فروع متعدد این کتاب با بحث امر به معروف ونهی ازمنکر در منهاج الصالحین مرحوم آیت الله خویی(ره) است که از کتب متأخر شمرده می‌شود. استشهاد حضرت امام خمینی(ره) به قیام سالار شهیدان امام حسین(ع) با علم آن حضرت به ضرر جانی و مالی نسبت به خود و اصحاب و اهل‌بیتش(ع)، گواه دیگری است بر اینکه از دیدگاه آن بزرگوار،‌ در امور مهمی که کیان اسلام در معرض خطر قرار می‌گیرد،‌ ملاحظه در عدم وجود ضرر جانی و مالی نمی شود، چنانچه اعتقاد ایشان مبنی بر حرمت تقیه در چنین شرایطی موید این امر است، چرا که بنظر ایشان تقیه‌ برای حفظ دین است و در موقیعی‌که اساس دین در معرض نابودی است، تقیه و سکوت معنا ندارد .

نقش امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف ونهی ازمنکر نقش فراوانی درزندگی فردی واجتماعی انسان دارد که به برخی آنها اشاره می‌شود:

  1. نگهبان ایمان

امر به معروف ونهی ازمنکر، نقش نگهبانی ازسایر احکام الهی را دارد. امام حسین(ع) درخطبۀ طولانی عرفات دراجتماع برگزیدگان امت اسلامی می‌فرماید: « خداوند ابتدا از امر به معروف و نهی از منکر شروع کرد؛ زیرا می‌دانست اگر امربه معروف و نهی ازمنکر درست انجام گیرد تمامی واجبات آسان ومشکل، استوار گردند.»

امام باقر(ع) می‌فرماید :« امر به معروف ونهی ازمنکر فریضه‌ای بزرگ است که به واسطه آن، تمامی فرایض دیگر استوار شده، راههای امن، در آمد ها حلال، ستمها بر طرف واراضی آباد می‌شود، از دشمنان انتقام کشیده شده و امور راست می‌گردد.»

  1. کامل کنندۀ امور

 ازمنظر امام علی(ع) امر به معروف ونهی از منکر سنگ پایانی و کامل کنندۀ امور است:« وأمر بالمعروف تکن من اهله فإنّ استتمام الامور عندالله تبارک وتعالی الامر بالمعروف والنهی عن المنکر؛» به معروف امر کن! تا ازاهل معروف باشی؛ زیرا تمام و کمال امور نزد خداوند متعال به امر به معروف و نهی از منکر است.

  1. رمز رستگاری

امر به معروف و نهی از منکر، به معنای دغدغه داشتن و احساس مسؤلیت کردن دربرابر خود وهم نوعان ونشانۀ خیر خواهی انسان‌ها به یگدیگراست، اگربه جا و به هنگام انجام شود، جامعه سالم پدید می‌آید و زمینۀ رویش وزایش خوبی‌ها و زیبایی‌ها فراهم می‌گردد.

بدون شک همه دوست دارد، رستگار باشد و درجامعۀ زندگی کند که افراد آن، رستگارباشد. قرآن می‌فرماید: « وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّۀ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ؛ باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.»

  1. درخشش خدا

امر به معروف و نهی ازمنکر آینه داری خداوند است که صفات خدارا در و جود انسان می‌تاباند؛ زیرا خداوند نخستین کسی است که امر به معروف ونهی ازمنکر کرده است :« به راستی خداوند به عدل و احسان و ادای حق خویشاوندان فرمان می‌دهد و ازناشایستی و کار ناپسند و سرکشی باز می دارد.»؛ حقیقتی است که از این آیۀ شریفه به دست می‌آید :«إنّ الله یأمربالعدل و الاحسان و إیتآئِ ذِالقربی و ینهی عن الفحشآء والمنکر و البغیِ یعظُکم لعلّکم تذکرون؛ خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می‌دهد؛ و از فحشا ومنکر وستم، نهی می‌کند؛ خداوند به شما اندرز می‌دهد، شاید متذکرشوید.» ازاین‌رو، هرجا امر به معروف و نهی ازمنکر می‌شود، جامعه از عطر خوش ودل انگیز پرورد گار، سرشار و آکنده می‌گردد و جهرۀ خداوندی باز تابانیده می‌شود.

  1. نجات دهندۀ جامعه

  سرنوشت افراد جامعه از یگدیگر جدا نیست شایسته و ناشایسته بودن هریک از افراد جامعه بر دیگری اثر می‌‏گذارد. ازاین‏رو، بی توجهی ‏ شخص در برابر ناهنجاری‌‏های اخلاقی دیگران، دیر یا زود به زیان او پایان می‌‏یابد و پی‌‏آمدهای ناگوار خطاکاری آشکار انسان‏های دیگر، گریبان‏گیر او می‌شود. رسول گرامی اسلام می‌‏فرماید: «گنه‏کار در میان مردم، مانند کسی است که با گروهی سوار کشتی می‌‏شود و هنگامی که در وسط دریا قرار می‌‏گیرد، به سوراخ کردن جایگاه خویش می‌‏پردازد. اگر دیگران او را از این کار خطرناک بازندارند، آب به کشتی نفوذ می ‏کند و یک‏باره همگی غرق می‌‏شوند.»

 در حدیث دیگر در این‏باره می‌‏فرماید: «هرگاه بنده به طور پنهانی گناهی مرتکب شود، جز خودش، کسی از آن زیان نمی‌‏بیند، ولی هرگاه آشکارا معصیت کند و با او برخوردی نشود، همۀ جامعه از آن زیان می‌‏بیند. این بدان دلیل است که او با انجام دادن این عمل گناه‏ آلود، دین خدا را خوار می‌کند و دشمنان خدا نیز (جسارت می‌‏یابند و) از او پیروی می‌‏کنند.»

  1. نجات از قهر خدا

امام علی(ع) فرمود: هر کس منکر و خلافی را دید و قلباً از آن ناراحت شد، همانا از قهر خدا نجات پیدا کرده و تن به سلامت برده است؛ و هر کس با زبان از کار خلاف نهی کرد، به پاداش رسیده است.

  1. بهره از الطاف خدا

هر کس با شمشیر و قوت و قدرت برای عزت کلمۀ الله قیام کند، به واقعیت الطاف الهی رسیده است. هر کس بدعت‌گزاری را با نهی از منکر بترساند، خداوند قلبش را از ایمان پرکند؛ ولی اگر نسبت به او نرمش نشان دهد، قانون خدا را تحقیر کرده است.

۸ . نشانه بهترین بودن

  پیامبر اکرم (ص) فرمود: بهترین مردم کسی است که مردم را به معروف دعوت کند.

و برعکس، اگر کسی در برابر معروف و منکر هیچ گونه احساسی نداشته باشد، انسانیت او دگرگون شده است؛ بنحوی که دیگر حرف خیری را نمی‌‏پذیرد .

۹ . اثر امر به معروف در خود انسان

امام علی(ع)، به فرزندش فرمود: امر به معروف کن تا اهل معروف باشی . بله ! همان گونه که هر کس لباس می‌‏شورد، دست خودش نیز پاک می‌شود، کسی که مردم را به خیر دعوت می‌‏کند،به طور طبیعی سعی می‌‏کند تاخودش نیز به آن کاری عمل کند که به دیگران سفارش می‌‏کند.

  1. شرکت در همه ثوابها

در روایات متعدد آمده است: هر کس مردم را به کار خیر راهنمایی کند و مردم به خاطر دعوت او آن کار را انجام دهند، دعوت کننده در پاداش شریک است؛ بدون آنکه از اجر دیگری کاسته شود.

هر کس دیگری را به کار خلاف و انحراف دعوت کند، در کیفر مفاسد او شریک است . بنابراین، کسی که امر به معروف می‌کند، در پاداش همه کارهایی که مردم به خاطر دعوتش انجام می‌‏دهند شریک است.

شیوۀ اجرای امربه معروف ونهی ازمنکر

با توجه به نقشی که امر به معروف و نهی از منکر در اصلاح فرد وجامعه دارد، طبیعی است که انجام این دو فریضۀ الهی، امنیت اجتماعی را تأمین می‌کند. ازاین‌رو، برای تحقق امنیت اجتماعی، لازم است به نکات ذیل توجه کنیم:

الف)ایجاد تشکل امر به معروف ونهی ازمنکر

یکی ازشیوه‌های عملی ساختن امر به معروف و نهی ازمنکر درجامعه برای امنیت پایدار اخلاقی، تشکیل ادارۀ امر به معرو ف ونهی ازمنکر است. امام خمینی(ره) در روزهای اولیۀ پس ازپیروزی انقلاب اسلامی، دستوری برای تشکیل ادارۀ امربه معروف ونهی ازمنکرصادر کرد و فرمود، شورای انقلاب اسلامی به موجب این مرقوم مأموریت دارد که اداره‌ای به اسم «امر به معروف و نهی از منکر» در مرکز تأسیس نماید؛ و شعبه‌های آن در تمام کشور گسترش پیدا کند؛ و این اداره؛ مستقل و در کنار دولت انقلابی اسلامی است و ناظر به اعمال دولت و ادارات دولتی و تمام اقشار ملت است. و دولت انقلاب اسلامی مأمور است که اوامر صادره از این اداره را اجرا نماید و این اداره مأمور است در سراسر کشور از منکرات به هر صورت که باشد جلوگیری نماید و حدود شرعیه را تحت نظر حاکم شرعی یا منصوب از قِبَل او، اجرا نماید و احدی از اعضای دولت و قوای انتظامی حق مزاحمت با متصدیان این اداره ندارند و در اجرای حکم و حدود الهی احدی مستثنی نیست حتّی اگر خدای نخواسته رهبر انقلاب یا رئیس دولت مرتکب چیزی شد که موجب حد شرعی است باید در مورد او اجرا شود.

سیدجمال‌الدین، برای نجات کشورهای اسلامی هنگامی که وارد مصر می‌شود انجمنی که اعضای آن، حدود چهل نفر بودند تشکیل داد و باتدوین مواد هفده‌گانه‌ وعمل کردن به آنها موفق شدند در اثر امر به معروف و نهی از منکر کارهای مهمی انجام دهند. از آن جمله هشتصد نفر معتاد به مشروبات الکلی را توبه دادند، هزار و سیصد نفر از تارک الصلاۀ را وادار به خواندن نماز کردند، چهارصدزن بد کار و منحرف را وادار به توبه کردند، هشتاد نفر از مستخدمین ادارات انگلیسی را وادار به استعفا از خدمت به آن دولت حیله‌گر نمودند، پانصد نفر از رجال و ثروتمندان مصر را وادار کردند تا از خریدن اشیاء تجملّات زندگی که از کشورهای بیگانه و به ویژه انگلستان وارد می‌شود خودداری کنند، سی و پنج نفر نصرانی و پانزده یهودی و هفتاد نفر بت‌پرست را مسلمان کردند. تحوّلی در جامعه مصر ایجاد کردند که لرد کرومر مشاور مالی انگلیس در یکی از گزارشات خود به لندن می‌نویسد که بدین وسیله به زمامداران انگلیس اعلام خطر می‌کنم. اگر یک سال انجمن وطنی تحت رهبری سیدجمال‌الدین ادامه پیدا کند نه تنها سیاست و تجارت انگلیس در آسیا و افریقا یکسره نابود خواهد شد بلکه ترس آن است که نفوذ کشورهای اروپائی یک‌باره در سراسر جهان به خطر افتد. از این رو دولت انگلیس دستورلغو انجمن وطنی مصر را صادر کرد و سیدجمال را تبعیدنمود

اداره امر به معروف ونهی ازمنکرباتدبیر وشیوه‌های خاص، باید تحت ضوابط قانونی با تشکیلاتی منظّم و قدرتمند به طوری که بتواند نسبت به بالاترین فرد هم در صورت تخلّف برخورد کنند، تأسیس شود و ازحمایت هاوپشتوانه‌های قوی مردمی نیز باید برخوردار باشد .

ب) ایجاد رسانۀ برای امر به معروف و نهی از منکر

 نقش رسانه درپیام رسانی، برای همگان روشن است. با توجه به اهمیت امر به معروف ونهی ازمنکر و مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب وتحقق امنیت اخلاقی درجامعه، لازم است رسانۀ مستقل مثل رادیو، تلویزیون، و… ایجاد گردد وامت اسلامی رابیش‌تر به تکالیف وکار کردهای امر به معروف ونهی ازمنکر اشنا کند.

ج)تبیین جایگاه امر به معروف ونهی ازمنکر

تبیین اهمیت وجایگاه امربه معروف ونهی ازمنکر ازطریق ائمه محترم جمعه، جماعات،خطبا، برنامه‌های رادیویی وتلویزیونی بیش ازهمه مردم را به مسائل آن آگاه می‌کنند وبه مسئولیت مهمّی که مردم در برابر این دو واجب الهی دارندآشنا می‌سازند. صدا وسیما در این رابطه می‌تواند نقش مهمی ایفا کند و هفته‌ای چند ساعت با برنامه‌ای منظم مباحث امر به معروف ونهی ازمنکررا بوسیلۀ نخبگان حوزه و دانشگاه تبیین کند حتی از طریق فیلم و تئاتر می‌توان در این رابطه به مردم آگاهی و جهت داد. بنابراین هنرمندان نیز وظیفه دارند که نسبت به این امر مهم اقدام کنند.

د) طرح مباحث امر به معروف و نهی از منکر در کتب درسی

یکی ازراه‌های عملی کردن امر به معروف ونهی ازمنکر وفرهنگ سازی بدون هزینه وکار آمد، طرح مباحث امر به معرو ونهی ازمنکر در کتب درسی از دورۀ راهنمای است. زیرا این دوره که آغاز دوران جوانی است لازم است که نوجوانان و جوانان به خوبی با مسائل آشنا و به جایگاه عظیمی که این دو واجب در اسلام دارند آگاه شوند. در دورۀ دانشگاه نیز باید مهم‌‌ترین مسائل آن، در یکی از کتب دروس عمومی که همه دانشجویان موظّف به خواندن آن هستند تبیین گردد.

نتیجه

امر به معروف ونهی ازمنکر در آموزه های دینی ازجایگاه ویژه وبلندی برخور دار است و اساس نبوت پیامبران الهی بوده است. ازمنظر قرآن کریم نخستین وظیفۀ انبیاء الهی، امر به معروف ونهی ازمنکر بوده است. هیچ اعمالی نمی‌تواند با امر به معروف ونهی ازمنکر برابری کند؛ زیرا این دوفریضه، علت مبقیۀ دین است و نقش بنیادین درامنیت اخلاقی و معنوی جامعه اسلامی دارد. معروف که پیروی از فرمان الهی ومنکر نا فرمانی از دستورات الهی است در ادیان گذشته نیز مطرح بوده است. قرآن وروایات ترک امر به معروف ونهی ازمنکررا ازگناهان بنی اسرائیل به حساب آورده ودانشمندان یهودی ومسیحی را بخاطر ترک این دوفریضه، مورد سزنش قرارداداده است.

امر به معروف ونهی ازمنکر دارایی مبانی قرانی، روایی، اتفاق واجماع فقها وعقل است. ازشرایط این‌دو فریضه، قدرت وتوانایی است؛ یعنی فعلی که مقدور انسا ن نباشد نسبت به انجام آن، مکلف نیست. ازمنظر امام خمینی(ره) امر به معروف ونهی ازمنکر بر علماء که ازشرایط آن برخوردارند، منجز وحتمی است. احتمال تأثیر ازجملۀ شرایط امر به معروف ونهی ازمنکر است. یعنی باید امر به معروف ونهی ازمنکر، شخص را وادار به اعمال معروف وترک اعمال منکر نماید. عدم وجود مفسده وضرر نیز از شرایط امر به معروف ونهی ازمنکر است که بر جان، مال، یاآب‌روی آمر وناهی و… متوجه نشود. ازمنظر امام خمینی(ره) امر به معروف ونهی ازمنکر در امور مهمی که کیان اسلام در معرض خطر قرار می‌گیرد، ضررجانی ومالی لحاظ نمی‌شود.

 امر به معروف ونهی ازمنکر، نقش‌های فراوانی دارد مثل نگهبانی از سایر احکام، کامل کنندۀ امور وسنگ پایانی دستورا ت الهی، رمز رستگاری انسان وجامعه، آینه دار خداوند که صفات خدارا در وجود انسان می‌تاباند؛ زیرا خداوند نخستین امر کنندۀ به معروف ونهی کنندۀ از منکراست. نجات معنوی و اخلاقی جامعه در پرتوی امر به معروف ونهی ازمنکر است. راههای عملی کردن امر به معروف ونهی ازمنکر جهت امنیت اخلاقی ورشد معنوی جامعه، با ایجاد تشکل امر به معروف ونهی ازمنکر، ایجاد رسانۀ مثل رادیو وتلویزیون و…، تبیین ارزش وجایگاه امر به معروف ونهی ازمنکر، و… است.

  فهرست منابع:

  به غیر ازقرآن کریم و نهج البلاغه

  1. الاصفهانی،الراغب، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودى، انتشارات ذوى القربى، الطبعۀ الثالثۀ، ۱۴۲۴هـ ق.
  2. ثقفی تهرانی، محمد، تفسیر روان جاوید، انتشارات برهان، تهران، چاپ سوم، ۱۳۹۸ ق.
  3. جوادی آملی، عبدالله، نظارت عمومی، امر به معروف ونهی از منکر از عوامل پیشرفت، پاسدار اسلام، آذر۱۳۸۵٫
  4. حر عاملی، محمدبن الحسن، وسایل الشیعه، قم مؤسسه آل البیت(ع) لاحیاء التراث،۱۴۱۲هـ.
  5. حسینی همدانی، سید محمد حسین، انوار درخشان، کتابفروشی لطفی،تهران، چاپ اول، ۱۴۰۴ ق.
  6. خانى رضا/حشمت الله ریاضی، ترجمه بیان السعادۀ فی مقامات العبادۀ، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام‏نور، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۲ ش.
  7. خمینی، روح الله، تحریرالوسیله، ترجمه علی اسلامی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بی‌تا.

۸ . دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، مرداد۱۳۴۲هـ ش

۹ .دمشقی، ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۹٫

  1. روحانی، سید حمید، نهضت امام خمینی، مؤسسه چاپ ونشر عروج، زمستان۱۳۸۱ش.
  2. شیرازی، ناصر مکارم و…، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه،
  3. الصدوق، من لایحضره الفقیه، قم انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۱۳هـ ق.
  4. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالفکر، ده جلدی،بی‌تا
  5. طبا طبای، محمد حسین، المیزان فی تفسیرالقران، ترجمه، سید محمد موسوى همدانی، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ ش.

 .۱۵کلینی، محمدبن یعقوب، فروع کافی، دارالکتب الاسلامیه، بهار۱۳۶۷٫

 ۱۶ .کاشانی، ملا محسن فیض، المحجۀ البیضاء، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، بی تا.

۱۷٫مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، انتشارات صدرا،۱۳۶۶ش..

  1. ــــــــــــــ، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، ۱۳۸۱٫
  2. مترجمان، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات فراهانی، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۰ ش.
  3. موسوی همدانی سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ ش..
  4. مصطفوی،حسن، تفسیر روشن، مرکز نشر کتاب – تهران، چاپ اول، ۱۳۸۰ ش.
  5. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، صحیفه امام، وزارت ارشاد اسلامی، بهمن۱۳۶۴ش.
  6. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسۀ الوفاء،۱۳۰۴ هـ.ق.
  7. مکی عاملی، محمدبن جمال الدین، اللمعۀ الدمشقیۀ، بیروت، دارالعلم، بی‌تا.
  8. نجفی، شیخ محمد حسن، جواهرالکلام، بیروت، دار احیا التراث العربی، ۱۹۸۱م،
  9. نجفی خمینی، محمد جواد، تفسیر آسان، تهران، انتشارات اسلامیه،۱۳۹۸ق.
  10. هاشمی نژاد، سید عبدالکریم، مناظره دکتر وپیر، مؤسسه انتشاراتی فراهانی، ۱۳۵۷ش.

برگرفته شده از: akhiyar.blog.ir

تغذیه در آموزه‌های دینی؛ غذای حلال و حرام

رهنمودهای اسلام در رابطه با تغذیه، تنها سلامت جسم را تضمین نمی‌‏کند، بلکه تضمین‌کننده‌ی سلامت روح انسان‏‌ها نیز می‏‌باشد. از آن جایی که عقل و علم به همه‌ی رازهای آفرینش احاطه ندارد، ممکن است حکمت برخی از رهنمودهای اسلام برای دانش امروز مجهول باشد، ولی این به معنای بی‌‏دلیل بودن آن رهنمودها نیست؛ چنانچه فلسفه‌ی تعدادی از احکام اسلام در گذشته ناشناخته بود و امروز، علم به راز آن‌ها پی برده است.

این مقاله به اختصار به برخی از رهنمودهای اسلام در رابطه با “غذاهای حلال و حرام” و اهمیت غذای حلال در جهان امروز می‌‏پردازد.

غذای حلال

امام رضا(علیه‏ السلام) در روایتی می‌‏فرمایند: “خداوند تبارک و تعالی، هیچ خوردنی و نوشیدنی را حلال نکرده مگر آن که در آن منفعت و مصلحت بوده است و هیچ خوردنی و نوشیدنی را حرام نکرده مگر آن که در آن زیان و نابودی و فساد بوده است. پس هر چیز سودمند و نیروبخش جسم که باعث تقویت بدن می‌‏باشد، حلال شده و هر چیزی که قوای جسمانی را از بین ببرد و یا موجب مرگ شود، حرام است.”(۱)

نخستین و مهمترین رهنمود اسلام درباره‌ی مواد غذایی مصرفی این است که “حلال” باشند؛ بدین معنا که:

* مشروع باشد و در راه تهیه‌ی آن، حقوق دیگران تضییع نشده باشد.

* پاک بوده و از آنچه پاک است تهیه شده باشد. به عبارت دیگر، از آنچه اسلام ممنوع کرده(مانند گوشت مردار یا گوشت حیوانات حرام گوشت) نباشد.

* برای مصرف‌کننده زیانبار نباشد.

* در ظروف طلا و نقره صرف نشود یا سفره‌ای که مشروبات الکلی در آن قرار دارد، نباشد.

غذای حرام

خداوند خوردن اجزای بدن بعضی حیوانات و خوردن برخی گیاهان را برای ما حرام کرده است. خوردن حیوانات مرده، ماهی‌های بدون فلس و پرندگانی که چنگال دارند، جایز نیست. همچنین خوردن بخش‌‏هایی از بدن حیوانات حلال‏ گوشت، مانند: خون، نخاع، مثانه، طحال و کُره‌ی چشم حرام است.

در بین گیاهان نیز تمام میوه‏‌ها، سبزی‌ها، مغزها و دانه‏‌ها و حبوبات حلال‏ هستند، به جز آن‌هایی که زیان‌آور و سمی هستند. همچنین خوردن آنچه متعلق به دیگران است، بدون رضایت آن‌ها، و نیز چیزی که خمس یا زکات آن پرداخت نشده است، و خوردن گوشت خوک و نوشیدن مشروبات الکلی نیز حرام است.

در ادامه برخی از آیات قرآن در رابطه با “خوردن گوشت خوک و مشروبات الکلی” و بعضی مضرات مصرف آن‌ها بیان می‌‏شود:

گوشت خوک

خداوند در قرآن صریحا به “حرمت خوردن گوشت خوک” اشاره کرده است:

“خوردن گوشت مُردار، خون و گوشت خوک بر شما حرام است.”(۲)

* بیماری‌هایی که از طریق انگل‏‌هایی به نام “بالانتی دیوم” (Balantidium) که در امعای خوک موجود است و “کرم کدوی خوک” که در عضلات و مغز خوک وجود دارد و “کرم تری شینوز” (Trichinose) که در گوشت خوک است، به انسان منتقل می‌‏شود، علیرغم شیوع آن در تمام دنیا، خصوصاً آمریکا و اروپا، در کشورهای مسلمان به دلیل حرام بودن گوشت خوک، بسیار نادر است.

* در ضمن به دلیل میزان بالای چربی و اسید اوریک موجود در گوشت خوک، ابتلا به بیماری‏‌هایی مانند تصلب شرایین، نقرس و مسمومیت غذایی در مصرف‌کنندگان این گوشت زیاد است.

* حتی اگر با اعمال فرآیند حرارتی یا برودتی بتوان میکروب‌ها را از بین برد، اثر یا خاصیت طبیعی غذاها که به سردی و گرمی معروف شده است، از بین نمی‌رود و با مصرف گوشت خوک که حیوانی کثیف، شهوت‌ران و پُرخور است، این خصوصیات به انسان منتقل شده و سبب زایل شدن مقام انسانیت از جهات مختلف می‌‏شود و یکی از علت‏‌های حرمت آن، همین موضوع می‌‏باشد.

مشروبات الکلی

در مورد حرمت نوشیدن مشروبات الکلی نیز آیات ۹۰ و ۹۱ سوره مائده و آیه ۲۱۹ سوره بقره تصریح دارد.

* خداوند در سوره مائده، شراب را پلید و نوشیدن آن را از اعمال شیطان ذکر کرده که نوشیدن آن، موجب ایجاد دشمنی و کینه بین افراد، فراموشی یاد خدا و نماز می‏ شود.

* مصرف مشروبات الکلی، عوارض نامطلوب متعددی نیز بر بدن دارد؛ از جمله سبب آسیب‏‌های مخاطی مری، کاهش حرکت معده و افزایش ترشح اسید معده، کاهش جذب آب و ویتامین‏‌ها و اسیدهای آمینه، بزرگ شدن کبد و جمع شدن چربی در بافت‌های کبد و در نهایت تخریب کبد می‏ شود.

* همچنین موجب اختلال شخصیت، فراموشی‏‌های موقت، هذیان و بدگمانی نسبت به اطرافیان، برخی اختلال‌های روانی، ضعف عضلانی و اشکال در عضلات چشمی می‌‏شود.

فراگیر شدن غذای حلال در جهان امروزی

در حال حاضر، غذاهای حلال در بسیاری از کشورها شناخته شده است که ریشه‌ی اصلی آن در خاورمیانه و آسیا می‌‏باشد. در اروپا(با پنجاه میلیون مسلمان)، آمریکا و استرالیا هم این روند دیده می‌‏شود.

همچنین تولید غذای حلال در رستوران ‏های پیشرفته غیراسلامی نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ به‏ عنوان مثال در چندین فرودگاه شهر مسکو، رستوران حلال دایر شده که حتی غیرمسلمانان هم به استفاده از آن تمایل دارند.

در حال حاضر کشور مالزی به عنوان شاخص‌ترین کشور مسلمان در زمینه‌ی تجارت مواد غذایی حلال در جهان شناخته شده است. البته این دسته از تولیدات شامل کالاهایی می‌‏شوند که در آن‌ها موادی که از نظر دین اسلام حرام هستند، استفاده نشده است(مثل گوشت خوک و الکل)؛ اما نکته دیگر این که تولید و ارائه‌ی آن هم باید طبق قوانین اسلامی باشد، (مثلا دام باید در کشتارگاه‏‌ها به صورت کاملا اسلامی ذبح گردد).

هم اکنون تقریبا ۷۰ درصد از مسلمانان جهان، به دنبال استانداردهای حلال می‏ باشند و به احتمال زیاد این میزان در آینده افزایش می‏‌یابد. نکته‌ی مهم این است که اقلام غذایی که به طور صحیح و پیشرو به عنوان حلال ارائه می‌‏شوند، اطمینان مصرف‏‌کننده را جلب خواهند کرد. در واقع نشان یا گواهی حلال، خود یک بیمه یا اطمینان بیشتر برای کالا خواهد بود.

اقدامات انجام شده در ایران

در کشور ما، کانون انجمن‌های صنفی صنایع غذایی با همکاری مرکز تحقیقات و اطلاع‌رسانی اتاق‏ اسلامی، اطلاع‏‌رسانی به انجمن‌های صنفی صنعت غذا و تمرکز بر موضوع تجارت مواد غذایی حلال را در دستور کار خود قرار داده است و ده‏‌ها واحد صنایع غذایی و خدماتی در نوبت ارزیابی و بازرسی جهت دریافت نشان و گواهی حلال می‌‏باشند.

در این راستا اولین همایش غذای حلال در فروردین ماه سال ۱۳۸۷ در تهران برگزار شد که در پایان این نوشتار، به برخی از مفاد قطعنامه آن اشاره می‏ شود:

* تشکیل شورای سیاستگذاری متشکل از کلیه سازمان‌ها، انجمن‏‌ها و ارگان‌های ذیربط و مرتبط با امر غذای حلال.

* تدوین نظامنامه جامع غذای حلال که در برگیرنده کلیه امور مربوطه باشد.

* تشکیل انجمن تولیدکنندگان غذای حلال.

* جمع‏‌بندی و تدوین فتاوای فقها در مورد غذاهای حلال.

* تدوین قوانین و مقررات و ضوابط مربوط به اعطای نشان حلال.

* صدور نشان حلال به صورت منسجم و از طریق یک مرکز واحد.

پی‌نوشت‌ها

۱-مستدرک الوسایل، جلد ۱۶، صفحه ۲۳۳

۲-مائده/ ۳

منبع: دنیای تغذیه؛ مهندس مسعود خبازی؛ کارشناس صنایع غذایی؛

نقش التزام به آموزه‌های دینی در تربیت و استحکام خانواده(۳)

آثار تربیتی عبادات

هر یک از جلوه‌های عبادات آثار تربیتی و معنوی ویژه‌ای بر همسران و فرزندان دارد. آثار تربیتی عبادات بر همسران و کیفیت تأثیرگذاری آن با نوع تأثیرگذاری عبادات بر فرزندان متفاوت است؛ لذا به هر کدام از اینها به طور مستقل پرداخته می‌شود.

الف)آثار تربیتی عبادات بر همسران

جلوه‌ها و نمودهای تربیتی عبادات در همسران زیاد است که فقط به نمونه‌هایی اشاره می‌گردد.

۱-برطرف کننده ی تکبر

تکبر، یکی از بیماری‌های روحی و اخلاقی است که آثار زیانباری در اجتماع به ویژه خانواده دارد. خیلی از اختلافات خانواده به دلیل تکبر و خودبرتربینی همسران یا یکی از آن دو است. کسی که روزی پنج بار با نهایت خضوع و خشوع (در نماز) در برابر پروردگار خود می‌ایستد و در هر نماز چندین بار به رکوع و سجود می‌رود و اظهار بندگی و تواضع می‌کند، نه تنها در مقابل خدا، بلکه در مقابل بندگانش هم تکبر نمی‌ورزد و روحیه ی خودبرتربینی و فخرفروشی در او کاهش پیدا می‌کند. در دعا و مناجات با حضرت حق و در حج و روزه نیز وقتی روحیه ی تسلیم پذیری در مقابل فرمان پروردگار در او ایجاد می‌شود، و به عظمت خدا در طواف و دعا اعتراف می‌کند، خود را کمتر از آن می‌بیند که خود را برتر از دیگران بداند و بخواهد نافرمانی نماید. حضرت علی (علیه السلام) درباره ی آثار عبادت به ویژه آثار نماز در کاهش و زدودن روحیه ی تکبر می‌فرمایند: خداوند، ایمان را برای پاک کردن از نجاست شرک و نماز را برای پاکیزه کردن از پلیدی کبر و تکبر، واجب کرده است.(۴۱) و در حدیث دیگری که از محضر پیامبر اعظم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیده می‌خوانیم: روزه، هوای نفس و شهوت طبیعت حیوانی را می‌میراند (و طغیان آن را فرو می‌نشاند) و در آن صفای قلب و پاکی اعضاء و آبادی بیرونی و درونی انسان، و شکر برنعمت ها، و احسان به فقرا و فزونی تضرع و خشوع و گریه است؛ همچنین وسیله‌ای است برای التجای به پروردگار و سبب شکستن دلبستگی‌ها و کم شدن گناهان و فزونی حسنات و در آن فواید بی‌شماری است.(۴۲)
امام خمینی (قدس سره) می‌فرماید: چون نماز معراج کمالی مؤمن است و نزدیک کننده ی افراد باتقوا به خداست، به دو چیز قوام پیدا می‌کند که یکی از آن دو، مقدمه ی دیگری است: اول، ترک خودبینی و خودخواهی، که آن، حقیقت باطن تقواست، و دوم، خداخواهی و حق طلبی، که آن، حقیقت معراج و قرب است.(۴۳) وقتی در خانواده‌ای، تکبر که یکی از رذایل اخلاقی است، مهار شود، بستری مناسب برای رشد فضایل اخلاقی و معنوی، مهیا می‌شود.

۲-برطرف کننده ی غفلت

غفلت، مفهوم گسترده‌ای دارد: بی‌خبری از شرایط زمان و مکان زندگی، از واقعیت‌های فعلی و آینده و گذشته ی خویش، از صفات و اعمال خود، از پیام‌ها و آیات حق و همچنین هشدارهایی که حوادث تلخ و شیرین زندگی به انسان‌ها می‌دهد. مراد ما در این بحث غفلت از یاد خدا و سرنوشت نهایی انسان است.
خطری که به وسیله ی «غفلت» از یاد خدا، متوجه کمال و پیشرفت انسان می‌شود، بیش از آن است که غالباً تصور می‌کنیم. غفلت سعادت ما را ویران می‌کند و مانند آتش، خرمن زندگی را می‌سوزاند و تمام امکانات و استعدادهای خداداد را بر باد می‌دهد. هنگامی که حضرت پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به معراج رفت، خطاب‌هایی از سوی خداوند در یافت نمود؛ از جمله این که:‌ ای احمد! هرگز غافل مشو؛ هر کس از من غافل شود، نسبت به اینکه او در کدام راه نابود می‌شود، اعتنا نمی‌کنم.(۴۴)
این بیان به خوبی نشان می‌دهد که عاقبت غفلت از خداوند، هلاکت و نابودی است. زیرا سرچشمه ی بسیاری از گناهان بوده و حتی باعث می‌شود انسان از حیوانات هم پست‌تر گردد.(اعراف: ۱۷۹)
اعمال عبادی به ویژه نماز، دعا و حج، انسان را متوجه خدا و ارزش‌های معنوی می‌کند و انسان را از غفلت خارج ساخته و در مسیر فهم و دقت در اهداف خلقت قرار می‌دهد.
میرزا جواد ملکی تبریزی می‌گوید: اذان به عنوان یک عمل عبادی، دعوت برای ملاقات حضرت حق است. همان گونه که در روز قیامت برای عرضه بر خداوند فراخوانده می‌شوند، در این دنیا هم، با اذان مؤمنان به مجلس حضور و معراج و زیارت حضرت پروردگار خوانده می‌شوند.(۴۵) احساس حضور در محضر حق، انسان را از غفلت خارج می‌کند و تذکر می‌دهد که باید هوشیار باشد و وظایف بندگی را به خوبی انجام دهد. وقتی اعضای خانواده به ویژه والدین، هوشیار شدند و از غفلت خارج گشتند، به وظایف تربیتی و اخلاقی نیز التزام خواهند داشت و این التزام آنان، در فرزندان نیز تأثیرگذار بوده و آنان را به سوی مسایل معنوی و تربیتی سوق خواهد داد و از طریق یادگیری مشاهده‌ای در آنان تأثیرگذار خواهد بود.

۳-باعث آرامش دل و صفای درون

ایمان به خدا و راز و نیاز با او، به انسان امید و توان می‌دهد و انسان احساس می‌کند به پناهگاه مطمئن و باقدرتی متکی است؛ از این رو احساس نشاط و توانمندی می‌کند. دیل کارنگی(۴۶) می‌نویسد: هنگامی که کارهای سنگین، قوای ما را از بین می‌برد و اندوه‌ها هر نوع اراده‌ای را از ما سلب می‌کند و بیشتر اوقات که درهای امید به روی ما بسته می‌شود، به سوی خدا روی می‌آوریم؛ ولی اصلاً چرا بگذاریم روح یأس و ناامیدی بر ما چیره شود؟ چرا همه روزه به وسیله ی دعا و مناجات و به جای آوردن حمد و ثنای خداوند، قوای خود را تجدید نکنیم.(۴۷)
امام سجاد (علیه السلام) در دعای خمس عشر می‌فرماید: پروردگارا! شادی و آرامش من در مناجات تو نهفته است و دوای بیماری و شفای قلب سوزانم و فرونشانده شدن حرارت دل و برطرف شدن اندوهم، نزد تو است.(۴۸)

ب)آثار تربیتی عبادات بر فرزندان

در شکل‌گیری ویژگی‌های شخصیتی، رفتاری، شناختی، عاطفی، دینی، معنوی و…عوامل چندی تأثیرگذار بوده و آنها را به وجود می‌آورند. یکی از عوامل تأثیرگذار و مهم در این عرصه، عوامل محیطی است. عوامل محیطی شامل خانواده، مدرسه، همسالان، محیط جغرافیایی، محیط اجتماعی و غیره می‌شود. در این بحث بیشترین توجه ما معطوف به محیط خانواده و به ویژه تأثیر والدین برفرزندان، بیشتر تأثیر را بر ابعاد مختلف تربیتی کودکان دارند. به این دلیل در آموزه‌های دینی بیشترین توجه به نقش تربیتی والدین معطوف شده است. در مباحث روان شناختی نیز بیشتر روان شناسان به تأثیر والدین به شکل‌گیری شخصیت(۴۹) و ویژگی‌های رفتاری فرزندان، پرداخته‌اند.
یونگ معتقد است: در مرحله ی کودکی، آنچه ممکن است شخصیت کودک خوانده شود چیزی نیست مگر انعکاس شخصیت والدین او. آنها می‌توانند تأثیر زیادی در شکل‌گیری ویژگی‌های کودک و فرزند داشته باشند.(۵۰) اریکسون یکی دیگر از اندیشمندان روان شناسی بر نقش بی‌همتای والدین در فرزندان تأکید کرده و آن را عامل تعیین کننده می‌داند.(۵۱)
در رابطه ی با نحوه ی تأثیرگذاری والدین در مسائل معنوی فرزندان، می‌توان به روش‌ها و اصولی اشاره داشت.

ادامه دارد…

منبع: نشریه معرفت اخلاقی؛ بهار ۱۳۸۹؛ شماره (۲)؛ علی احمد پناهی

نقش التزام به آموزه‌های دینی در تربیت و استحکام خانواده(۱)

نهاد خانواده و عوامل مؤثر در تربیت و استحکام آن از مباحثی است که در آموزه‌های دینی مورد توجه جدی قرار گرفته است. در متون دینی توصیه‌های اخلاقی و اعتقادی و عبادی زیادی وجود دارد که التزام به آنها باعث تقویت و تربیت و استحکام خانواده می‌شود. نویسنده در این نوشتار تلاش کرده است تا آموزه‌های یاد شده را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و هدف این پژوهش نیز دستیابی به این آموزه‌ها می‌باشد. از این رو، در آغاز نگاهی گذرا به جایگاه عبادت و اعتقادات در خانواده پرداخته و پس از آن ضمن برشمردن نمودهای اعتقادات و اعمال عبادی به تبیین نقش هر کدام می‌پردازیم. روش نویسنده در بررسی خود، اسنادی بوده و با مراجعه به متون اصلی آموزه‌های اسلام به تبیین مسئله پرداخته است.

مقدمه

در رابطه با عوامل تأثیرگذار در استحکام، تقویت و تربیت خانواده این سؤال مطرح است که التزام به آموزه‌های اعتقادی و عبادی چه نقشی در تقویت بنیان‌های خانواده به ویژه در تربیت اخلاقی و معنوی آنان دارند. برای هر فرد مسلمان و معتقد روشن است که پرستش و ارتباط معنوی با خالق متعال، جوششی است از اعماق وجود انسان که شعاع نورش، زندگی و اجتماع را نورانی می‌نماید و به زندگی معنا و مفهومی صحیح می‌دهد. خاستگاه پرستش فطرت پاک و بی‌آلایش و جوهره ی ذاتی و حقیقی انسان بوده که اگر به صورت صحیح راهبری شود، انسان را به اهداف بلندش که همانا سعادت است، متصل می‌سازد. به همین سبب ترویج عبادت و اشاعه ی سنت ارزشمند نیایش به درگاه حضرت حق، سرلوحه ی تعالیم همه ی انبیاء بوده است.
تعالیم و آموزه‌های اسلام در حوزه ی عبادت و نیایش، به دو بخش کلی تقسیم می‌شود که البته میان این دو ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. نخستین بخش این تعالیم را اعتقاد و ایمان به خداوند، پیامبران، امامان معصوم و جهان آخرت تشکیل می‌دهد. التزام عملی به اعمال و رفتارهای دینی، معنوی و عبادی که از طریق وحی و یا از طریق اولیای خدا رسیده، بخش دیگری از تعالیم و آموزه‌های اسلام را شامل می‌شود. در نوشتار حاضر، در صدد هستیم تا به جایگاه و نقش آموزه‌های عبادی و معنوی و اعتقادی در رابطه با خانواده و فرزندان بپردازیم و با تحلیل و تفسیر آموزه‌های مربوط به نقش آنها در تربیت، تقویت و استحکام خانواده مبادرت ورزیم. روش ما در این پژوهش، تحلیلی و اسنادی خواهد بود.

الف) نقش باورهای اعتقادی در تحکیم خانواده

برخورداری همسران از باورهای دینی و اعتقادی در تحکیم خانواده تأثیر اساسی دارد. بیگانگی و بی‌توجهی آنها به اعتقادات و باورهای مذهبی، باعث مشکلات جدی در زندگی خواهد شد. قرآن کریم می‌فرماید: هر کس از یاد و ذکر من رویگردان شود در زندگی سختی قرار خواهد گرفت.(طه: ۱۲۴) پر واضح است که ذکر و یاد خداوند، از باور و اعتقاد درونی به خالق هستی و ایمان به توحید برمی خیزد. قرار گرفتن در زندگی سخت و ناگوار می‌تواند به دلیل حرص، ترس و اضطراب حاصل از این رویگردانی باشد.(۱)
رویگردانی از باورهای دینی و اعتقادی، آرامش و لذت را از زندگی می‌ستاند و موجب حیرت و سرگردانی و احساس پوچی می‌شود. ممکن است علی رغم امکانات مادی و رفاهی خوبی که دارد، اما زندگی آرام و مطمئنی نداشته باشد.
در رابطه با تأثیر باورهای دینی بر آرامش روان علاوه بر آموزه‌های دینی، پژوهش‌های روان شناختی متعددی انجام گرفته که در ادامه ی بحث به آنها خواهیم پرداخت؛ در این قسمت از بحث فقط به چند نمونه از آنها اشاره می‌کنیم.
شریل و لارسون(۲) در پژوهش‌های متعددی که روی افراد بیمار انجام دادند، دریافتند که اعتقادات مذهبی و باور به خداوند در بهبودی سریع تر ناراحتی‌ها دخالت دارد و بهبودی در افراد مذهبی به مراتب سریع تر و موفق تر از افرادی است که اعتقادی به خداوند ندارند. همچنین آقای پیترسون(۳) در مقاله ی خود با عنوان «جایگاه ایمان مذهبی در بهداشت روانی» نتیجه می‌گیرد که ایمان به خداوند و باور مذهبی در دوره‌های دشوار و تحمل ناپذیر از جمله در گرفتاری بدنی و روحی، به انسان آرامش می‌دهد.(۴)

نمودهای باور‌های دینی

باورها و اعتقادات دینی نمودهای مختلفی دارد که البته در طول یکدیگر هستند. این نمودها عبارت اند از:

۱- اعتقاد به خداوند

دین و باورهای دینی با ارائه یک چارچوب جامع برای تفسیر وقایع، و نیز ارائه پاسخ‌های مشخص و قانع کننده‌ای برای پرسش‌های وجود مانند این که از کجا آمده ام و به کجا می‌روم، تفسیری همه جانبه از حیات انسانی در اختیار می‌گذارد و خلأ زندگی را با ایجاد معنا برای لحظه لحظه ی آن برطرف می‌کند. سلامت بخش ترین جنبه ی دین، توانایی آن در فروکاستن از نگرانی‌ها و تشویش‌ها از طریق اعطای این اندیشه که یک احساس کنترل براین دنیای مادی دارد و در سایه قدرت خداوند، می‌تواند بر مشکلات فایق شود. قدرتی که برترین قدرت‌ها و صاحب اراده و اختیار است. این باور همان اعتقاد به خدای یگانه است که مهم ترین باور دینی به حساب می‌آید.
توحید و خداپرستی موجب می‌شود نگرش فرد به همه ی هستی و زندگی انسان، هدف دار و معنادار باشد و در رفتارها با انسجام، وحدت رویه و آرامش عمل کند. باور به خدا، همه ی رفتارها و زندگی خانوادگی را به سوی کسب رضایت خداوند، سوق می‌دهد. فردی که خدا را ناظر و همراه خود و حتی از رگ گردن به خود نزدیک تر می‌بیند، تلاش می‌کند در برخورد با اعضای خانواده و انجام وظایف خانوادگی، رضایت او را جلب نماید. توجه به عدالت خداوند و اینکه هیچ گونه ظلمی را روا نمی‌دارد و حق هیچ موجودی را ضایع نمی‌کند، زمینه ی شناختی دیگری برای مهار رفتاری اعضای خانواده است. هر چه این حالت قوی تر باشد، مشکلات فرد کمتر خواهد بود، و چنین افرادی به ناظر و داور بیرونی برای حل مشکلات خود نیاز نخواهند داشت. توجه به صفحات خداوند، از جمله رحمت و مهربانی گسترده، توانایی نامحدود، حمایت از مخلوقات خود از جمله انسان و کفایت آنها، نیز آثار مثبت بر زندگی فرد و جنبه‌های خانوادگی او بر جای می‌گذارد. عطوفت و رحمت اعضای خانواده نسبت به هم که شعبه‌ای از تجلی رحمت خداوند است،(۵) زمینه ی پیشگیری و حل بسیاری از مشکلات است.(۶) توکل برخداوند، یعنی اعتماد و تکیه بر قدرت او در همه ی امور زندگی، از آثار ایمان به خداست. گاهی سستی اراده، ترس، غم، اضطراب و عدم اشراف کامل برموقعیت‌ها موجب می‌شود فرد نتواند از روش‌های مقدور برای حل مشکل بهره برداری مناسب کند. توکل بر خدا باعث تقویت ارده و تأثیر کمتر عوامل مخل روانی شده و فرد را در کوشش برای حل مسائل زندگی و رسیدن به تعادل و سازگاری، تواناتر می‌کند.(۷)

خانواده‌ها در طول زندگی، با مشکلات متعددی روبه رو می‌شوند که برخی اقتصادی اند، مانند در آمد کم، ورشکستگی یا دزدیده شدن اموال و بیکاری، برخی به سلامت اعضا مربوط می‌شوند، مانند بیماری، معلولیت و مرگ، و برخی به روابط و مشکلات باز می‌گردد. در چنین شرایطی توکل بر خدا، به تقویت اراده اعضای خانواده و کوشش بیشتر آنها کمک می‌کند. افزون بر این، در بن بست‌ها و شرایطی که به ظاهر همه ی اسباب و نشانه‌های مادی از عدم حل مشکل حکایت می‌کند، توکل بر خدا روزنه ی امیدی در برابر افراد می‌گشاید و گاه مشکلات را از راه‌هایی که افراد گمان نمی‌برند، حل می‌کند. پژوهش‌های تجربی نیز که درباره ی رابطه ی توکل و حرمت خود(۸)(عزت نفس) انجام شده مؤید این مطلب است. در تحقیقی که توسط محمد صادق شجاعی درباره ی رابطه ی توکل و حرمت خود انجام گرفت، این نتیجه حاصل شده که کسانی که بر خداوند توکل دارند، از حرمت خود(عزت نفس) بالایی برخوردار بوده و در زندگی احساس نیرومندی و کارآمدی می‌کنند. اینها در مشکلات زندگی مقاوم بوده و با اراده‌ای قوی که در سایه ی اعتماد به خداوند به دست آورده اند، برمشکلات غلبه می‌کنند.(۹)
اگر نگاهی به زندگی اولیای خدا و پیامبران و همچنین افراد موفق داشته باشیم متوجه خواهیم شد که در سایه ی توکل به خدا و حرمت خود بوده است. حضرت شعیب (علیه السلام)، علت توفیق و موفقیت خود را در مقابل مشکلات و تهدیدهای مشرکین این گونه بیان می‌کند: توفیق، من فقط از خداست. به او توکل کردم و به سوی او باز می‌گردم.(هود: ۸۸) نکته ی مهم در خانواده، توصیه ی متقابل افراد به توکل است که این نکته برای زنان بیشتر اهمیت دارد و مثبت تر ارزیابی شده است؛(۱۰) زیرا مسئولیت اصلی حل بیشتر مشکلات به ویژه اقتصادی بر عهده مرد است و تقویت روحیه ی او از جانب دیگران، اهمیتی ویژه دارد.
از آثار ایمان به خدا، تسلیم و رضا به مقدرات الهی است. پدیدآیی این حالت مبتنی بر فراهم شدن زمینه‌های شناختی و عاطفی است. فرد باید باور داشته باشد که همه ی رویدادهای جهان منوط به اذن خداوند و توانی است که او به اسباب و علل افاضه می‌کند.(کهف: ۳۹)؛ اسراء: ۲۰) به علاوه، خداوند نه تنها نسبت به مصالح انسان‌ها آگاه تر است، بلکه خیرخواه تر و سعادت طلب تر از خود آنها نسبت به خودشان است؛(۱۱) بنابراین؛ همه ی حوادث در جهت خیر و صلاح انسان‌ها روی می‌دهد. حالت رضایت به رضای الهی موجب می‌شود اعضای خانواده مشکلات را در زندگی، مثبت و تکامل بخش تلقی کنند و زمینه ی سازگاری با چنین حوادث بازگشت‌ناپذیری را فراهم کرده و اختلافات ناشی از این حوادث را آسان تر حل کنند. در همین رابطه پژوهش‌های متعدد، تأثیر باورهای دینی بر رضایت مندی از ازدواج را تأیید کرده است. تحقیقات دیگر، دین را مهم ترین عامل ثبات و پایداری ازدواج اعلام کرده است.(۱۲)
در پژوهشی که توسط مجتبی حیدری در سال ۱۳۸۳انجام گردید این نتیجه به دست آمد که بین دینداری و رضامندی خانوادگی، رابطه ی زیادی است. هر مقدار نگرش دینی افراد قوی تر باشد، رضایت از زندگی آنان افزایش می‌یابد. یعنی هر چقدر اعتقاد به خداوند و دستورات او محکم تر باشد، زندگی زناشویی از ثبات بیشتری برخوردار بوده و آرامش بیشتری در خانواده حاکم خواهد بود.(۱۳) هانت(۱۴)(۱۹۷۸) پس از بررسی سازگاری زناشویی زوج‌ها اعلام کرد، مذهب و باورهای مذهبی، با سازگاری زناشویی و سازگاری و رضامندی از زندگی ارتباط دارد و این افراد سازگاری و رضایت بیشتری از زندگی دارند.(۱۵)

۲-اعتقاد به رسالت و امامت

دومین باور دینی که رکن دین داری به شمار می‌رود، اعتقاد به رسالت انسان‌هایی از سوی خداوند است که به عنوان انبیای الهی در تاریخ شناخته شده اند. وصایت و جانشینی انبیا که در مذهب شیعه به «امامت» معروف است نیز در راستای تکمیل رسالت انبیاست.(۱۶)
در زندگی انسان، نقش باور به اصل نبوت و امامت به دو بعد، باز می‌گردد: اولین بعد، آموزش امور دینی به ویژه زندگی بر اساس اصول دینی است. راه منحصر به فرد شناخت تعالیم دین، پس از کلام خداوند، سخنان پیامبر و جانشینان ایشان است، به گونه‌ای که حتی استفاده ی صحیح از کلام خداوند نیز مبتنی بر شناخت و درک سخنان اولیای دین (علیهم السلام) است. دومین بعد در رابطه با اعتقاد به رسالت و امامت، نقش الگودهی آنان است. اصل همانندسازی که در ضمن تقلید و الگوگیری از کودکی در انسان وجود دارد، عامل اساسی یادگیری است، به گونه‌ای که برای کودکان تقلید از الگوهای شایسته، هنگام حل مشکل یا در رویارویی با محیط اطراف، تأثیر بسیار مثبتی دارد.(۱۷) افزون بر این، از میان شیوه‌های متعدد یادگیری، مشاهده ی الگو مؤثرترین و پایاترین روش هاست. در زمینه ی چگونگی روابط اعضای خانواده و نوع رفتارها نیز پیروی و همانندسازی با انسان‌هایی که تعالیم دین به طور کامل در آنها تجلی یافته، ضروری است. از آنجا که افراد برای یادگیری شیوه ی رفتار و برخورد مناسب در خانواده، به نمونه‌های عینی رفتاری در همه ی ابعاد زندگی نیازمند هستند، خواه ناخواه به سوی چنین الگوهایی کشیده می‌شوند؛ از این رو ارائه ی نمونه‌های مناسب، برای کارایی بهتر افراد و خانواده‌ها و رویارویی با مسائل زندگی، سودمند خواهد بود. در این باره، قرآن افرادی را که به دنبال کمال معنوی هستند، دعوت می‌کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را الگویی نیکو در زندگی در نظر گیرند.(۱۸) همچنین در این جهت، رفتار اولیای دین (علیهم السلام) از اولین تا آخرین مرحله ی زندگی خانوادگی درس آموز است؛ مانند: گزینش همسر، مهریه و جهیزیه، مراسم ازدواج، آداب معاشرت در همه ی ابعاد، روش برخورد با فرزندان؛ همچنین برخورد با والدین الگوی قابل اعتماد و کاملی است.

۳- اعتقاد به زندگی پس از مرگ

سومین باور مهم دینی که می‌تواند در زندگی انسان‌ها نقش بسزایی ایفا کند، اعتقاد به زندگی پس از مرگ، حساب رسی اعمال در روز قیامت، و پاداش و مجازات افراد بر اساس رفتارهایشان است. هر چند اعتقاد به معاد بر همه ی ابعاد زندگی انسان‌ها تأثیرگذار است، در اینجا بیشتر بر جنبه‌های خانوادگی تأکید می‌شود. امروزه علی رغم پیشرفت‌های علمی و کاهش مشکلات زندگی، اضطراب‌ها و نگرانی‌ها رو به فزونی است. بخشی از این مشکلات بر اثر احساس بی‌هدفی و پوچی در زندگی است.(۱۹) باور نداشتن به زندگی پس از مرگ نیز این مشکل را بیشتر می‌کند. این امر برخانواده نیز اثر نامطلوب گذاشته است. در خانواده‌ای که تقید به اعتقادات نیست، به علت بی‌توجهی به اهداف متعالی، به کارکردهای محدود زندگی خانوادگی اکتفا شده و خانواده‌ها بر اثر بی‌هدفی به راحتی به جدایی و انحلال کشیده می‌شوند. اعتقاد به زندگی پس از مرگ، خانواده را متوجه اهداف پایداری می‌کند که موجب پیوند بیشتر اعضای خانواده می‌شود؛(۲۰) از این رو، در خانواده‌های برخوردار از این باور با وجود مشکلات شدید، مانند معلولیت ها، افراد سال‌های طولانی از یکدیگر حمایت عاطفی کرده و احساسی رضایت بخش از زندگی دارند.
اثر دوم باور به معاد، ایجاد انگیزه در افراد و تشویق آنهاست. در کلمات اولیای دین(علیهم السلام) به پاداش‌ها و نعمت‌های اخروی اشاره شده که در ازای انجام وظایف خانوادگی به فرد داده می‌شود. توجه به این نعمت‌ها و آسایش در زندگی اخروی، افراد را برمی انگیزد که رفتارهای خود را در جهت کسب این نعمت ها، سوق دهند؛ برای نمونه، آیاتی از قبیل آیات ذیل، شوق افراد را در انجام وظایف بسیار تقویت می‌کند: «شما و همسرانتان در نهایت شادمانی وارد بهشت شوید. سینی‌هایی از طلا و جام‌هایی در برابر آنها می‌گردانند و در آنجا آنچه دل‌ها بخواهد و چشم‌ها از آن لذت ببرد، موجود است و شما در آن جاودانید، و این همان بهشتی است که به خاطر اعمالی که انجام می‌دادید، وارث آن شده اید».(زخرف: ۷۰ــ۷۲)
اثر سوم باور به معاد که بی‌ارتباط با اثر دوم نیست، نقش آن در مقابله ی مناسب با مشکلات است. خانواده‌ای که به فقدان عزیزی یا معلولیت گسترده یا مشکلات بسیار شدید اقتصادی دچار می‌شود، کمتر چیزی مانند باور به معاد می‌تواند او را تسکین دهد. اساساً برخی مشکلات جبران ناپذیر است و افراد تنها با توجه به پاداش‌های زندگی اخروی می‌توانند خود را آرامش بخشند.
اثر چهارم باور به معاد، نقش مهارکننده و بازدارنده ی آن است. بسیاری از مشکلات خانواده به عدم مهار رفتارهایی باز می‌گردد که افراد را به تعدی به حقوق یکدیگر، تحمیل به دیگران و پرخاشگری‌ها می‌کشاند. باور به معاد و یادآوری عواقب بد تعدی به حقوق دیگران و عدم انجام مسئولیت ها، افراد را تا حدی از رفتارهای نامناسب باز می‌دارد. برای نمونه، یکی از آثار بدخلقی در خانواده فشار روحی در عالم برزخ است، به گونه‌ای که حتی اگر فرد در ابعاد دیگر زندگی به وظایف خود عمل کند، ولی در خانواده رفتار نامناسب بروز دهد، در عالم برزخ دچار فشار و سختی شدید می‌شود.(۲۱) همچنین در کلمات اولیای دین(علیهم السلام) به عواقب بدرفتاری با همسر اشاره شده است(۲۲) که توجه فرد به این عواقب ناخوشایند در زندگی اخروی، می‌تواند او را تا حدی از رفتار نامناسب باز دارد.(۲۳)

ادامه دارد…

منبع: نشریه معرفت اخلاقی؛ بهار ۱۳۸۹؛ شماره (۲)؛ علی احمد پناهی

نقش التزام به آموزه‌های دینی در تربیت و استحکام خانواده(۲)

ب) نقش اعمال عبادی در تحکیم خانواده

علاوه بر تأثیر باورهای دینی و اعتقادات مذهبی برتحکیم خانواده، اعمال عبادی که جنبه ی عملی و ذکری دارند نیز تأثیر فراوانی در تحکیم خانواده دارد. در این قسمت از بحث به نمونه‌هایی از اعمال عبادی و کارکرد آنها می‌پردازیم و در آخر هر بحث به نمونه‌هایی از تحقیقات تجربی و میدانی نیز اشاره‌ای خواهیم داشت.

۱- نماز و خانواده

قرآن کریم می‌فرماید: ‌ای کسانی که ایمان آورده اید! از صبر و نماز کمک بگیرید(بقره: ۱۴۵) نمازگزار علاوه بر این که از اقامه ی نماز نیرو و نشاط می‌گیرد، زمینه ی اضطراب و تشویش خاطر را در میان اعضای خانواده محدود می‌کند؛ به وسیله ی نماز و یاد خدا معنویت و نورانیت در دل اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر نفوذ کرده و در آرامش خاطر و اطمینان قرار می‌گیرند. علی (علیه السلام) در این باره می‌فرماید: یاد خدا باعث روشنایی سینه ها و آرامش دل هاست.(۲۴) نماز همچنین با مهار زشتی و بی‌عفتی در خانواده، زمینه ی بحران در خانواده را، سد می‌کند. زیرا فجور و بی‌عفتی بنیان خانواده را سست می‌کند و استحکام آن را در هم می‌شکند. قران کریم یکی از ویژگی‌های نمازگزاران را پاکدامنی و حفظ عفت می‌داند؛ آنجا که می‌فرماید: نمازگزاران کسانی هستند که دامان خود را محافظت می‌کنند و از بی‌عفتی مصون هستند.(معارج: ۲۹)
تحقیقات تجربی که در این رابطه انجام شده نشانگر این مطلب است که نیایش و ارتباط با خدا یا به صورت مستقیم در رضامندی زناشویی و استحکام خانواده دخالت داشته و یا از طریق به وجود آوردن ویژگی و صفاتی در افراد که آن ویژگی ها در ثبات زندگی سهیم هستند. در این قسمت از بحث به نمونه‌هایی از آن تحقیقات اشاره می‌کنیم.
اسپراوسکی(۲۵)و هاگستون(۲۶) در تحقیقی میدانی و تجربی دریافتند افرادی که برای مدت طولانی با هم زندگی کرده بودند، مذهب و رفتارهای مذهبی را مهم ترین عامل رضایت‌مندی در ازدواج تلقی کرده اند. جریگان(۲۷) و ناک(۲۸) بعد از بررسی تحقیقات خود به این نتیجه رسیده‌اند که انجام رفتارهای مذهبی، مهمترین عامل ثبات و پایداری ازدواج است. گروهی از محققان رابطه ی بین رضایت‌مندی از ازدواج و استحکام خانواده را با مذهبی بودن زن و شوهر مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه دست یافتند که مذهبی بودن در استحکام خانواده نقش مهم و مؤثری ایفا می‌کند.(۲۹)
الکسیس کارل می‌گوید: نیایش، در روح و جسم تأثیر می‌گذارد و احساس عرفانی و احساس اخلاقی را توأماً تقویت می‌کند. در چهره ی کسانی که به نیایش می‌پردازند، حس وظیفه شناسی، قلت حسد و شرارت، و نیکی و خیرخواهی نسبت به دیگران خوانده می‌شود. نیایش خصایص خود را با علامات بسیار مشخص و منحصر به فردی نشان می‌دهد: صفای دل، متانت رفتار، انبساط خاطر، شادی بی‌دغدغه، چهره ی پر از یقین و آمادگی برای پذیرش حق، از ویژگی‌های نیایش گران است.(۳۰) پر واضح است که با وجود چنین ویژگی‌هایی در زن و شوهر، زندگی استحکام بیشتر و بهتری پیدا می‌کند.
از میان هشتاد پژوهش انجام شده از سوی کوئینگ(۳۱) و لارسون(۳۲) که حاوی اطلاعات آماری درباره ی التزام دینی و رفاه ــ اصطلاح وسیعی که دربرگیرنده ی اموری نظیر خوشبختی، رضایت از زندگی، خوش بینی و امیدواری است ــ ۷۹ پژوهش، ارتباط مثبتی بین آنها را گزارش کرده و تنها یک پژوهش ارتباط آنها را منفی می‌داند.
همچنین در تحقیقات انجام شده مشخص شد افرادی که التزام به فعالیت‌های مذهبی دارند، در مقایسه با دیگران، گرایش بیشتر به ازدواج پایدار دارند. بیشتر این افراد مشکلات ارتباطی، عدم توافق، عدم صداقت و مصرف مواد کمتری دارند.(۳۳)
کوینگ و لارسون همچنین از تحقیقات خود نتیجه گرفتند که دلیل کافی برای اثبات این مسئله وجود دارد که رفتارهای دینی و مذهبی با رفتار بهنجار و سالم در ارتباط است. ایشان می‌گوید تحقیقات ثابت کرده که افراد مؤمن و ملتزم به دستورات دینی، کمتر دچار بی‌بند و باری جنسی، همسرآزاری و الکل هستند.(۳۴)
در پژوهشی که نصیب البکاء و بنی اسدی انجام دادند و در آن به مقایسه ی عوامل فردی، اجتماعی و شخصیتی افراد در زوج‌های سازگار و ناسازگار کرمانی پرداختند، به این نتیجه رسیدند که عواملی همچون امور مالی، رابطه ی جنسی و بارهای مذهبی در گسستگی زندگی تأثیرگذار هستند و اعتقادات مذهبی نقش زیادی دراستحکام خانواده دارند.(۳۵)
در تحقیقی که مهکام از پرونده‌های دختران فراری و مصاحبه ی با آنان انجام داد این نتیجه به دست آمد که بیشتر دختران فراری از خانواده‌هایی هستند که یا کاملاً بی‌دین بوده و یا التزام آنها به دینداری در حد صفر بوده است. همچنین در یک نظر سنجی که از هفتاد دختر فراری نگهداری شده در مراکز مداخله و بحران شهر تهران، انجام شد این نتیجه به دست آمد که ۹۴ درصد دختران فراری در خانواده‌هایی زندگی می‌کرده‌اند که سطح اعتقاد و آگاهی آنان از مذهب و التزام عملی آنان به دین، در حد بسیار پایین بود. این خانواده ها آشفته و از استحکام لازم برخوردار نبوده اند.(۳۶) توجه به تحقیقات ذکر شده بیانگر این نکته است که اعتقادات و باورهای مذهبی و انجام اعمال عبادی، نقش زیادی در استحکام و ثبات خانواده دارد.

۲-روزه و خانواده

روزه یکی از بزرگترین عبادت‌هایی است که در قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیهم السلام) مورد تأکید قرار گرفته است.
یکی از فایده‌های بزرگ روزه، تربیت روح و تقویت اراده و تعدیل غرایز انسانی است، روزه‌دار با وجود گرسنگی، تشنگی و خودداری از لذت‌های دیگری که باید از آن چشم بپوشد، روح و اراده خویشتن را تقویت می‌کند. از طریق روزه زمام نفس سرکش و شهوات هوس ها مهار می‌شود. همچنین روزه ی واقعی زمینه ی ارتکاب گناهان مربوط به چشم، گوش، دست و پا را از بین می‌برد. زیرا روزه‌دار می‌داند که نباید چشم به حرام باز کند و نباید حرامی بشنود. امام صادق (علیه السلام) در این باره می‌فرماید:
بدانید که روزه، تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست…؛ پس هنگامی که روزه هستید، زبان خود را از دروغ حفظ کنید، چشم‌های خود را از حرام بپوشانید؛ با یکدیگر دعوا نکنید، به همدیگر حسد نورزید، غیبت یکدیگر را نکنید، با هم بحث و جدل ننمایید، دروغ نگویید، با یکدیگر مخالفت نکنید، برهم خشم نگیرید، به یکدیگر ناسزا نگویید، همدیگر را آزار و اذیت نکنید، به دیگران ستم ننمایید، یکدیگر را به ستوه نیاورید و از یاد خدا و نماز غافل نشوید.(۳۷)
توصیه ها و آموزه‌های این حدیث شریف را می‌توان به بهترین وجه در روابط زن و شوهر ها به کار گرفت. رعایت این سفارش ها در خانواده و در برخورد با همسر، کانون خانواده را سرشار از انس و الفت می‌نماید، زن و شوهر را به هم نزدیک می‌سازد، دل‌های آنان را به همدیگر پیوند می‌دهد و استحکام خانواده را دو چندان می‌کند.
در تعالیم آسمانی و اسلامی نیز به متفاوت بودن افراد در دینداری توجه گردیده و به این نکته تأکید شده که دینداری برخی از افراد ظاهری و صرفاً لقلقه ی زبان است. حتی برخی افراد دین و ارزش‌های دینی را وسیله‌ای برای نیل به اهداف دنیوی و مظاهر دنیوی می‌دانند. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) ضمن تقسیم بندی عبادت کنندگان، می‌فرماید: گروهی خدا را به طمع و رغبت بهشت عبادت می‌کنند؛ عبادت اینها عبادت تجارت پیشگان است، گروهی خدا را از ترس جهنم و عذابش عبادت می‌کنند؛ این عبادت بردگان است و گروهی نیز خداوند را از سر سپاس عبادت می‌کنند؛ این عبادت آزادگان است و این بهترین عبادت است.(۳۸) همچنین حضرت امام حسین (علیه السلام) در روایتی فرمودند:
به درستی که عده ی زیادی از مردم نوکر دنیا و طالب دنیا هستند و ارزش‌های دینی لقلقه ی زبانشان است. تا موقعی از دینداری دم می‌زنند که معاش و زندگی دنیوی شان تأمین شود و اگر گرفتاری دنیایی به آنان رو کند و امتحان شوند، دینداران بسیار کم می‌شوند.(۳۹)
گر چه همه ی این گروه ها به ظاهر مسلمان‌اند و بهره‌ای از دینداری دارند و در اسلام هیچ کدام از این عبادت کنندگان و دینداران رد نشده ولی ارزش و ثمره ی اینها با همدیگر متفاوت خواهد بود. آن گاه عبادت خالص و واقعی خواهد بود که خداوند را به خاطر شایستگی اش برای عبادت، اطاعت و بندگی کنند. به این مرتبه از عبادت عده ی قلیلی رسیده‌اند و از مصادیق برجسته ی این نوع عبادت کنندگان حضرت علی (علیه السلام) است که فرمود: خدایا تو را نه از ترس جهنم و نه به طمع رسیدن به بهشت عبادت می‌کنم، بلکه تو را شایسته ی عبادت و فرمانبرداری و پرستش یافتم، پس تو را عبادت کردم.(۴۰) هر چقدر افراد بتوانند به سوی این قله ی(عبادت علی (علیه السلام)) حرکت کنند، اعتقاد و عبادتشان عمیق‌تر و پرثمرتر خواهد بود.

ادامه دارد…

منبع: نشریه معرفت اخلاقی؛ بهار ۱۳۸۹؛ شماره (۲)؛ علی احمد پناهی